فلسفه خلقت انسان

در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه‌ي مباحث مرتبط با فلسفه به بحث بپردازيد

مدیران انجمن: رونین, شوراي نظارت

ارسال پست
Rookie Poster
Rookie Poster
پست: 37
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۴ شهریور ۱۳۸۹, ۱:۲۲ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 8 بار
سپاس‌های دریافتی: 53 بار

فلسفه خلقت انسان

پست توسط shahab89 »

 [FONT=Tahoma, sans-serif]"و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون"  
 [FONT=Tahoma, sans-serif](پریان و آدمیان را جز برای آنکه "عبادت کنند" نیافریدیم)  
 [FONT=Tahoma, sans-serif]یعنی چه ؟ این چه خود خواهی است که خدا آدم را بیافریند برای اینکه عبادتش کند !  
 [FONT=Tahoma, sans-serif]آیا معنی آیه به همین بی مزگی است ؟ آیا جز خود خواهی خدا حرف دیگری در آن نیست ؟  
 [FONT=Tahoma, sans-serif]چه خود خواهی بیهوده ای !  
 [FONT=Tahoma, sans-serif]اما ارتفاع سخن فراتر از این مرز ها است ، خود خواهی است اما چگونه ؟  
 [FONT=Tahoma, sans-serif]عبادت هست اما چطور ؟  
 [FONT=Tahoma, sans-serif]ریشه لغوی "عبد" مرا بدرون عمیق این آیه هدایت کرد : عبد الطریق ، به راهی می گوید که پا خورده باشد و هموار ، بی پست و بلندی ، نرم و صاف ، آنچنان که سالک ، همچون قایقی که بر سینه نرم موجی می تازد و می رود ، تا مقصود به راهواری و همواری ، راه را طی کند و راه پای رهرو خویش را نیازارد ، خار مغیلان بپای این زائر راه کعبه نخلد ، پایش را مجروح ، پوسته ، خون آلود و شکسته و رنجور نسازد ، راهی باشد در زیر گامهای این سودا زده کعبه ، هموار و نرم و مهربان ، همچون آب یا هوا در زیر گام کشتی یا شاهین ...  
 [FONT=Tahoma, sans-serif]و خدا آدم را آفرید تا او معبر رام و همواری گردد در زیر گام های اراده خداوندی ، انسان مسیر خدا و رهگذر خواستن های خدا گردد .  
 [FONT=Tahoma, sans-serif]چگونه انسان می تواند رهگذری لطیف و رام بر سر راه خداوند شود ؟  
 [FONT=Tahoma, sans-serif]همانگونه که یک راه و یک رهگذر را هموار و صاف می کنند ، باید پا بخورد ،

کوفته شود ،سنگ ها و سنگلاخ ها و بلندی ها و دست انداز هایش با ضربه های پیاپی و سخت خورد گردد "راه" شود و آنگاه اراده خداوند همچون سمند تیزتک و راهواری بر آن بتازد و پیش رود و بشتابد و به منزل رسد .  
 [FONT=Tahoma, sans-serif]به منزل ؟ مگر خداوند می خواهد به کجا برود ؟ انسان ، او که راه و رهگذر او شد و راه هموار و رهگذر رام شد ، این مجهول باز می ماند که راه به کجا ؟ و خداوند از این رهگذر آهنگ کجا دارد ؟ سر منزل مقصودش چیست؟  
 [FONT=Tahoma, sans-serif]آه که عمیق و زیبا و شورانگیز است آنچه اکنون به پاسخ آن می اندیشم و چه عظیم و خیره کننده و ابدی است انچه از آن احساس می کنم !  
 [FONT=Tahoma, sans-serif]آری خدا از این رهگذر هموار چنین خندان و پیروزمند و خشنود و مشتاق به کجا می رود ؟ باید همه نیروئی که برای فهمیدن و دریافتن دارید برای گرفتن این معنی بسیج   
 [FONT=Tahoma, sans-serif]"در این راه ، سر منزل مرموزی که خدا چنین به شتاب به سوی آن می تازد انسان است"  
 [FONT=Tahoma, sans-serif]چه می گویم ؟ رهگذر انسان است ، راه افتاده در زیر گام های ارادهء خداوند انسان است ، آری ، اما ، سرمنزلی که خدا چنین شتابان و مشتاق به سوی آن می تازد انسان است .  
 [FONT=Tahoma, sans-serif]مگر می شود؟ راه و مقصد هر دو یکی ؟ آری ، راه و مقصد هر دو یکی .  
 [FONT=Tahoma, sans-serif]چه می گوئی ای فهم خو کرده به اندک ها ! باید تا آنجا پیش روی که به روشنی آفتاب بیابی که راه و مقصد یکی است ، چه می گویم ؟ باید از این مرز نیز بگذری و بر بلندی یی بر آئی که بتوانی دید که راه و رهرو و مقصد هر سه یکی است

و اینجا است که "تثلیث" عامیانه به "توحید" می کشد و "پدر و پسر و روح القدس" یکی می شود ....  
 [FONT=Tahoma, sans-serif]------دكتر علي   
ارسال پست

بازگشت به “فلسفه”