علم ريکي

در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه‌ي مباحث مرتبط با فلسفه به بحث بپردازيد

مدیران انجمن: رونین, شوراي نظارت

ارسال پست
Moderator
Moderator
نمایه کاربر
پست: 1921
تاریخ عضویت: شنبه ۲۹ خرداد ۱۳۸۹, ۵:۴۵ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 6415 بار
سپاس‌های دریافتی: 11867 بار

علم ريکي

پست توسط رونین »

علم ريکي


ريکي انرژي است که در غرب حدوداً يک دهه است که شناخته شده است. در حال حاضر در جهان بالغ بر يک ميليون کارورز ريکي وجود دارد که در مقايسه با جمعيت جهان رقم چندان چشم گيري نمي باشد. بنابراين اطلاعات و تحقيقات انجام شده در مورد آن در مقياس محدود بوده، که اين امر نيز به نوبه خود منجر به ارائه دانشي سطحي درمورد ريکي شده است.

براي توضيح ريکي از منظر علمي ما به ناچار نيازمند يک سري مفاهيم دست اول علمي خواهيم بود.


تبيين علمي ممکن است به روش هاي زيادي صورت گيرد اما شيوه رايج براي ارائه يک فهم عقلاني در مورد مکانيزم برخي از پديده ها ؛ شيوه اي است مبتني بر منطق اصول علمي صلب و استثنا ناپذير.


براي مثال براي ارائه تبيين عقلاني در مورد ريکي ما ناچاريم از اصطلاحاتي چون پديده هاي زيراتمي(subatomic matter)، ناقطبيدگي (unpolarized vortex theory)، تصوير انعکاسي (mirror imaging ) و... استفاده کنيم.


هر چند اين شيوه ممکن است بهترين روشي باشد که کارورزان ريکي را جهت ارائه تبيني عقلاني از ريکي، راضي کند اما داراي کاستي ها و نواقصي نيز خواهد بود، زيرا استفاده صرف از اصطلاحات فني فيزيکي، به تاييد و معتبر ساختن ريکي نمي انجامد بلکه تنها يک تبيين عقلاني مبتني بر اصلاحات رايج و فني مورد استفاده در فيزيک به دست ميدهد (البته همان طور که بعدآ بحث خواهد شد، ما مي توانيم در مورد اين اصلاحات خاص، بر اساس مشاهداتمان در ريکي صحبت کنيم).


بنابراين ما وقتي از اين اصطلاحات علمي استفاده مي کنيم، در واقع به منظور ايجاد يک چارچوب مفهومي يا تئوري براي فهم بازنمايي هاي باليني ريکي است، نه معتبر ساختن يا معتبرنساختن ريکي.



ريکي يک انرژي زير اتمي بي قطب (unpolarizedsubatomic energy) مي باشد، که بصورت هماهنگ و متوازن در سطوحي که در حالت هاي نا هماهنگ و ناموزون انرژي قرار دارند، جاري شده و انتشار مي يابد و براي بيرون آمدن از جهان زيراتمي، انرژي ريکي بايد حالت قطبيدگي پيدا کند تا بتواند وارد جهان پديداري و فيزيکي شود.


جهاني که به واسطه زمان، دستخوش تغيير و تحولات مي شود. ريکي به واسطه تقابلي که با تصوير انعکاس (mirror image) از هر نوع تکرار ناهماهنگي در سطوح مختلف انرژي پيدا مي کند، داراي حالت دو قطبي ساختن (polarization) در اثر تضاد موجود مي شود و بدان وسيله هارموني طبيعي را باز توليد مي کند که اگر اين وضعيت را براي بدن انسان متصور شويم بايد گفت که، فرايند شفاي طبيعي را بدن تسريع مي بخشد.


به منظور معتبر ساختن و تبيين اين تعريف از ريکي ما بايد از فرايندي علمي براي مشاهدات باليني و توجيه منطقي نتايج آن استفاده کنيم. ما اين روش را براي بسياري از چيزهايي که در زندگي روزمره از آنها استفاده ميکنيم ،به کار مي بريم ،به اين صورت که چيزهايي را که به طور منسجم و بدون موارد نقص عمل مي کنند همچنان مورد پذيرش بوده و داراي اعبارند و در مقابل آن هايي که مورد نقصي برايشان پيدا شود، بي اعتبار شده و رد مي شوند.


مثلآ يک داروي جديد اگر به لحاظ باليني بدون عوارض جانبي باشد و نتايج قابل قبول و منسجمي نيز داشته باشد ، مورد استفاده قرار مي گيرد و اعتبار آن نيز صرفآ به واسطه نتايج مشاهدتي اش مي باشد. حال اگر يک بار اين دارو اثر نکند و يا عوارض جانبي داشته باشد، ديگر هيچ اعتباري نخواهد داشت.


اين قضيه براي فهم ريکي نيز خيلي مهم و اساسي است. شايد ما نتوانيم به واسطه به کارگيري اصطلاحات فني علمي و يا طرح هاي خيالي و ذهني، ريکي را ثابت کنيم و يا معتبر جلوه دهيم و اين چيزها تنها براي تبيين چارچوب مفهومي آن باشد، اما آنچه مهر تاييدي بر وجود ريکي است، تنها تجربيات و نتايج باليني دستان درمانگر صدها نفر از هزاران ريکي کاري است، که به طور روزانه، از اين انرژي در درمان خود و ديگران استفاده مي کنند. بررسي مشاهدات اين درمانگران و بيماران آْنها، اين اجازه را به ما مي دهد که روزبه روز تصوير شفاف تري از نتايج باليني اي که ريکي به همراه داشته است به دست آوريم.



احساس در دستها
Sensation in the hands



در طي درمان با ريکي، درمانگر، حالتهاي خاصي را در کف دستان خود احساس مي‌کند که اغلب حالاتي چون گرما ، سوزش ،مور مور شدن ، حالتي شبيه به عبور جريان‌هاي الکتريکي يا برق گرفتگي خفيف ، حالت سوزن سوزن شدن ، سرما و... و حالتي که در بيمار پديد مي‌آيد نيز ممکن است مشابه حالتِ کف دستان درمانگر باشد و يا اينکه متفاوت و برعکس باشد.


مثلا درمانگر در کف دستان خود احساس سرما کند ولي مريض در موضع درد احساس گرماي شديدي داشته باشد. که درمانگر بواسطه همين تغييراتي که در کف دستان خود احساس مي‌کند، به تشخيص موضع درد مي‌پردازد و پس از آن نيز با دادن انرژي به موضع نيازمند به انرژي، فرايند بازيابي هماهنگي و هارموني درآن ناحيه را تسريع مي کند، تا انرژي در آن ناحيه بصورت متعادل و نرمال در آيد.



جاري شدن (ريکي) بصورت اتوماتيک (Switches an automatically) يکي از جالبترين مشاهدات در مورد پديده ريکي اين است که، وقتي يک کارورز ريکي دستانش را بر روي و يا حتي نزديک يک ارگانيزم زنده قرار مي دهد، ريکي بطور خودکار جاري مي‌شود (در صورتيکه يک ناهماهنگي در سطح انرژي آن ارگانيزم وجود داشته باشد).

اين اتفاق ممکن است حتي هنگامي که کارورز ريکي خواب باشد نيزپيش بيايد و اين مشاهدات اين مسئله را مطرح مي‌کند که آيا انرژي ريکي، انرژي‌اي آگاه است؟

و گرنه، چگونه بصورت خودکار جاري مي‌شود؟



جريان انرژي ريکي در هر دو دست بصورت مشابه و يکسان است.
The Reiki is the same in both hands



براي مثال اگر درمانگر، بيماري را با يک دست ، حدود يک ساعت درمان کند، اين زمان نصف زماني مي‌شد که درمانگر از هر دو دست خود بطور همزمان استفاده مي‌کرد.
و يا اينکه درمانگر مي‌تواند با يک دست خود يک بيمار را درمان کند و با دست ديگر خود، بيمار ديگري را درمان کند.



ريکي تمام شدني نيست
Reiki dose not run out


يکي ديگر از مشاهدات متداول در مورد ريکي اين است که ريکي تمام شدني نيست يعني اگر کسي يک بار در عمرش با اين انرژي همسوشده باشد، تا آخر عمر خود (چه از اين انرژي استفاده کند و چه استفاده نکند)، اين انرژي با وي خواهد بود. فقط ممکن است حساسيتهاي کف دستان درمانگر و قدرت تشخيص وي کاهش يابد که آن نيز با تمرينات بيشتر و با مرور زمان جبران خواهد شد.



جريان ريکي تحت تاثير سلامتي درمانگر واقع نمي‌شود
The Reiki Flow is not affected by the health of the practitioner


يک فرد مريض بواسطه اينکه سطح انرژي فيزيکي پاييني دارد نمي‌تواند در سلامتي ديگران چندان موثر باشد؛ اما مشاهدات ريکي کاران نشان داده است که اگر فردي بيمار تنها يکبار با انرژي ريکي همسو شود مي‌تواند کانال قوي‌اي براي انتقال جريان ريکي به بيماران ديگر نيز باشد. و اين نشان مي‌دهد که قدرت ريکي ربطي به سلامتي فرد درمانگر ندارد بلکه با عبوراز بدن درمانگر، انرژي او را نيز متعادل کرده و فرد بيمار را نيز شفا مي‌دهد.



تاثير ريکي بر روي گياهان و حيوانات
Reiki works on animals and plants


تجربيات کارورزان ريکي نشان مي‌دهد که اين انرژي نه تنها بر روي حيوانات و جانوران و گياهان تاثيرات مثبت و هماهنگ کننده‌اي مي‌گذارد بلکه گياهان حتي سريعتر از انسانها نسبت به ريکي واکنش نشان مي‌دهند.


حتي تجربيات نشان داده است که حيوانات اهلي نسبت به جانوران و گياهان ديگر، آرامتر و کندتر به ريکي عکس‌العمل نشان مي‌دهند و فرايند بازيافت سلامتي در آنها کندتر است ؛ که اين نيز به اين دليل است که آنها بيشتر در معرض استرسهاي عاطفي و فشارهاي محيطي قرار دارند.



هرانساني مي‌تواند با انرژي ريکي همسو شود
Anybody can be initiated to Reiki


فرآيند همسويي با انرژي ريکي حتما بايد توسط يک استاد ريکي انجام شود. به تعبيري در فرايند همسويي، کانال انرژي فرد با انرژي ريکي همسو مي‌شود و فرد از آن به بعد مي‌تواند ريکي را از خود عبور دهد. مشاهدات نشان داده است که هر فردي از هر نژاد و تيره‌اي با هر نوع ديدگاه فکري، فرهنگي، مذهبي و ديني مي‌تواند با انرژي ريکي همسو شود.



هر کس مي‌تواند خود را با ريکي درمان کند
One can treat oneself with Reiki


مشاهدات نشان داده است که حتي فرد درمانگر نيز اگر خود دچار بيماري شود، مي‌تواند بواسطه انرژي ريکي به درمان خود بپردازد و خود را درمان کند. انرژي ريکي در درمان استرسها و فشارهاي رواني بسيار مفيد است.


ريکي چه در درمان خود و چه در درمان ديگران و همينطور در درمان بسياري از عارضه‌هاي فيزيکي مفيد واقع شده است ، بدون اينکه هيچ عارضه جانبي داشته باشد. بيماريها را بصورت ريشه‌اي درمان مي‌کند و به همين دليل است که دوره درماني طولاني تري نسبت به سيستمهاي ديگر دارد و علاوه بر اين مي‌تواند مکمل خوبي براي تسريع بخشيدن به فرآيند درمان ، چه در پزشکي و چه در حوزه‌هاي ديگر درمانگري (مانند شياتسو، فشار درماني، هاميوپاتي و...) باشد.



فرضيه‌هاي علمي و نتيجه گيري
Scientific hypothesis and conclusion


يکي از فرضيات علمي در مورد ريکي اين است که ريکي يک انرژي زير اتمي است ( انرژي‌اي جهاني) که وقتي بخواهد با جهان پديداري و فيزيکي ارتباط برقرار کند، در سطوحي از انرژي که دچار ناهماهنگي و عدم تعادل شده است، به لحاظ تضادي که بين اين انرژي (ريکي) و انرژي جهان پديداري بوجود مي‌آيد، داراي حالت قطبيدگي (polarize) مي‌شود و انرژي ناهماهنگ و نامتجانس را هماهنگ مي‌کند.


با اين حال نحوه کارکرد ريکي و مسئله آگاهانه بودن اين انرژي ،با توجه به سطح رشد دانش امروز، همچنان متافيزيک ريکي را در حالتي اسرار آميز قرار داده است که البته اين نيز به نوبه خود تبينيهاي منطقي علم را به چالش مي‌کشد و افکار زيادي را روز به روز، بيشتر به خود جلب مي‌کند.


ترجمه نجمه زارع

بدن ما از نگاه ريکي


شايد شما جز کساني باشيد که بدن مادي را تنها واقعيت ميدانيد. توجه کنيد وقتي بدن مي ميرد چه اتفاقي براي انرژي مي افتد، نيروي حياتي که به بدن فيزيکي تان حيات مي بخشد و به حواس معنا مي دهد.


قانوني در فيزيک حاکم است مبني بر اين که در جهان انرژي هرگز از بين نمي رود،صرفآ تبديل مي شود.


نيروي کار موجود در پس بدن مادي با تمام عملکردهايش شامل مجموعه اي از انرژي است که بدون آن بدن فيزيکي نمي تواند موجوديت داشته باشد.


اين سيستم شامل سه بخش است:



1. بدن هاي لطيف يا بدن هاي انرژي



2. چاکراه ها يا مراکز انرژي



3. نادي ها ويا کانال هاي انرژي


نادي ها (Nadi-eye)


در اين سيستم نادي ها به منزله شبکه ظريفي از شريان ها هستند. اصلاح نادي در سانسکريت به معناي ني، رگ يا سياهرگ است.

نادي به عنوان کانال هاي انرژي، انرژي حياتي يا پرانا را در تمام سيستم انرژي لطيف انسان حمل مي کند. مهم ترين کانال هاي انرژي سوشومنا، آيدا و پينگالا ناميده مي شوند. در بعضي متن هاي قديمي هندي و تبتي به 72000 نادي اشاره شده است.


اين کانال ها به موازات ستون مهره (آيدا و پينگالا) و يا در ستون مهره(سوشومنا) از لگن تا سر امتداد دارند و تمام چاکراهاي اصلي و بسياري از چاکراهاي فرعي را مستقيمآ و همچنين تمام بخش هاي ديگر سيستم انرژي را به صورت غير مستقيم به هم وصل مي کنند.


اين اتصال به خصوص براي چاکراهاي ريشه و چشم سوم اهميت دارد. زيرا انرژي ها بر حسب نياز چاکراي چشم سوم، مستقيمآ از منطقه لگن به حرکت در مي آيند.


سوشومنا کانالي است که نيروي به اصطلاح کنداليني در آن به سمت بالا جريان دارد.


نيروي کنداليني در انتهاي ستون مهره ها در پايين ترين نقطه مانندِ "مار چنبرزده" خوابيده است و از راه مرکز انرژي ريشه وارد سيستم مي شود و شکل بسيار نيرومندي از انرژي قطبي حيات و نشان دهنده ي انرژي کيهاني خلاق است.


در اغلب افراد ، جريان نيروي کند اليني در سوشومونا در حد قطره قطره است.

در اثر رشد آگاهي کنداليني بيدار شده و مانند رودي متلاطم از سوشومنا بالا مي آيد و چاکرها را فعال مي کند و بسط مي دهد.


به عبارت ديگر کنداليني براي چاکراها امواجي را که انسان در طول دوره تکامل نياز دارد تا به انرژي هاي مختلف و توانايي هاي مادي و تلفيق اين دو دست يابد، تامين مي کند.

پينگالا حامل انرژي خورشيدي و سرشار از گرما و شوق است. از سمت راست چاکراي ريشه شروع و در بالا ترين نقطه سوراخ سمت راست بيني پايان مي يابد.


آيدا حامل انرژي ماه، سرد و آرام است و از سمت چپ ريشه شروع و در سوراخ سمت چپ بيني خاتمه مي يابد. اين دو نادي در طول مسير از چاکراي ريشه به طرف بيني به دور سوشومنا مي پيچند.

آيدا و پينگالا قادرند مستقيمآ پرانا را از هوا و از راه تنفس بگيرند و مواد سمي را همراه با بيرون دادن نفس به خارج تخليه کنند


منبع:انجمن متافيزيک راه ميان بر
مائیم که از پادشهان باج گرفتیم
زان پس که از ایشان کمروتاج گرفتیم
اموال وخزائنشان تاراج گرفتیم
مائیم که از دریا امواج گرفتیم

شاهنشاه بزرگ ایران نادرشاه افشار


زیبنده
یک رونین زیبا مردن است، آن رونینی که هر دم آماده مرگ نباشد، ناگزیر مرگی ناشایست برایش پیش می آید
.
ارسال پست

بازگشت به “فلسفه”