آسماني‌ها پركشيدند(خاطره از امیر سرتیپ باهری)

در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه مباحث مرتبط با حماسه و حماسه آفرینان نيروي هوايي ايران به بحث بپردازيد

مدیران انجمن: شوراي نظارت, مديران هوافضا

ارسال پست
Moderator
Moderator
پست: 2646
تاریخ عضویت: چهارشنبه ۹ خرداد ۱۳۸۶, ۷:۴۱ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 22547 بار
سپاس‌های دریافتی: 14742 بار

آسماني‌ها پركشيدند(خاطره از امیر سرتیپ باهری)

پست توسط Shahbaz »

 [External Link Removed for Guests]  





سي و يكم شهريور ماه 1359؛ سيروس باهري افسر جواني بود كه در پايگاه همدان خدمت مي‌كرد. از سر صبح غوغايي در درونش وجود داشت. حس عجيبي در او موج مي‌زد. به محل كارش رفت و ظهر از آنجا خارج شده، راهي بانك شد تا حقوقش را بگيرد. ناگهان صداي غرش مهيبي شنيد. هواپيماهايي به سرعت رد شدند و صداي انفجاري وحشتناك بلند شد؛ با خود انديشيد كه شايد عناصر ضدانقلاب دارند در پايگاه ايجاد اغتشاش مي‌كنند.
به سرعت از بانك خارج شد تا به گردان پروازي برود. در مسير عبورش، وضعيت آشفته‌اي را مشاهده كرد. چندين بلوك مورد اصابت بمب واقع شده بود و خانواده‌ها سرگردان بودند. اوضاع غريبي بود؛ به گردان رسيد.
گردان نزديك باند پروازي بود و باهري بود و يك سرباز روي باند.
ناگهان متوجه شد كه چهار جنگنده از انتهاي باند دارند به آنها نزديك مي‌شوند. جنگنده‌ها قبلاً بمبارانشان را انجام داده بودند و حالا داشتند حركات نمايشي انجام مي‌دادند و مدام روي پايگاه مي‌چرخيدند.
باهري به سرعت به سركشي از باند پرداخت و سربازي را ديد كه به شدت مجروح شده بود. سر سرباز را به دامن گرفت و سعي كرد او را دلداري دهد. شكم سرباز پاره شده بود و داشت نفس‌هاي آخرش را مي‌كشيد. اوضاع وخيمي بود؛ از دست باهري كاري بر نمي‌آمد. چشم‌هايش پر از اشك بود و دلش لبريز از خشمي گران.
به گردان برگشت. طبق ابلاغ ستاد فرماندهي هوايي در تهران، عمليات تلافي‌جويانه در دستور كار قرار گرفت. هشت خلبان با چهار فروند جنگنده از پايگاه همدان بلند شدند. آفتاب داشت غروب مي‌كرد كه عقابان از مرز گذشتند و راهي بغداد شدند. يكي از جنگنده‌ها، بر اثر برخورد با كابل فشار قوي سقوط كرد. چشم‌هاي باهري‌ تر شد. مصمم‌تر از پيش ادامه داد و به بالاي فرودگاه بغداد رسيد.



 [External Link Removed for Guests]  




يك بار ديگر تمام اتفاقات آن روز را در كسري از ثانيه از ذهنش عبور داد؛ بمباران پايگاه، سربازي كه روي زانوان باهري با شكم پاره جان داد و شهادت دو تن از بهترين همرزمانش. جاي درنگ نبود. فرودگاه بغداد را به آتش كشيد و عبور كرد. منازل سازماني كنار فرودگاه توجهش را جلب كرد. ياد منازل سازماني بمباران شده همدان افتاد؛ بهترين موقعيت براي تلافي بود.
هنوز سرگرداني خانواده‌هاي پايگاه و اسباب و وسايل شكسته شده پخش و پلا در اطراف بلوك‌ها مقابل ديدگانش بود. خواست پايگاه عراقي را نيز بمباران كند ولي خوب كه دقت كرد، كودكاني را ديد كه بي‌خيال جنگ و نزاع، داشتند در حياط پايگاه بازي مي‌كردند. پايش سست شد و دلش لرزيد. با خود انديشيد كه آيا خلبانان عراقي، ‌كودكان ما را نديدند؟
به خودش نهيب زد كه نبايد احساساتي شود ولي نتوانست؛ او رسالت خود را انجام داده بود و بايد باز مي‌گشتند. در راه بازگشت ليدر دسته پروازي، براي اطمينان از سلامت خلبانان، با او ارتباط برقرار كرد. بغض سنگيني در گلوي باهري بود. او خلبان هواپيماي چهارم بود و در مقابل ديدگانش، همرزمان مهربانش در هواپيماي سوم، به شهادت رسيده بودند.
صداي ليدر پروازي از راديوي هواپيما شنيده مي‌شد. ليدر در هواپيماي يك بود:
ـ شماره دو! كجا هستيد و وضعيت‌تان چطور است؟
شماره دو موقعيت خود را گزارش داد.
ـ شماره سه! كجا هستيد و وضعيت‌تان چگونه است؟
........
ـ شماره سه .....
ـ شماره سه؟ چرا موقعيت خودتان را گزارش نمي‌كنيد؟
صداي ليدر پروازي از هواپيماها پخش مي‌شد. باهري فهميد كه او در جريان شهيد شدن خلبانان هواپيماي سه نيست. بنابراين با صداي گرفته و كنايي به جاي آنها كه نبودند، پاسخ داد:
«آنها به آسمان رفتند. چطور انتظار داريد ما زميني‌ها صداي آسماني‌ها را بشنويم» و گريست. ليدر پروازي نيز ماجرا را فهميد و سكوت كرد.
باهري آن روز پژواك و زبان صداي آسماني‌ها و بغض فروخورده تمام ملتي بود كه درگير جنگي ناجوانمردانه و ناخواسته شده بود.
آن روز وقتي خلبانان به پايگاه برگشتند، با وجود موفقيت در انجام مأموريتشان، غمي سنگين بر دل داشتند و فرمانده پايگاه همدان، به تك‌تكشان تسليت گفت. جنگ شروع و وظيفه باهري و باهري‌ها سنگين‌تر شده بود. جنگي كه مي‌رفت تا در طول هشت سال، حضوري هميشگي بر دل و جان آنها بنشاند و ذهن و دلشان را مملو از ياد و خاطراتي كند كه هر يك شرحي مفصل مي‌طلبد؛ مثل ياد خلباني كه همراه با باهري، پروازها كرده و استاد جنگ‌هاي الكترونيك بود. خلبان ياد شده رفتار عجيبي داشت. صدام را مسئول تمام مصائب ناگواري مي‌ديد كه دامنگير مردم ايران و عراق شده بود. از اين رو، نام تمام اهداف از پيش تعيين شده را، صدام مي‌گذاشت تا ميزان تنفرش از صدام، دقت او را در زدن اهداف، بالاتر ببرد.
باهري تا موقع عمليات بيت‌المقدس 50 ـ 60 صدام را با او مورد هدف قرار داده بود. دقت نظري مثال زدني داشت.
در عمليات بيت‌المقدس، در هواپيمايي ديگر به فكر انهدام صدام‌هايي بود كه براي خود نامگذاري كرده بود. آن روز در وضعيتي كه خودش مورد هدف موشك‌هاي سام 2 ميراژ‌هاي عراقي قرار گرفته بود، موشك‌هايش را به سمت اهداف مدنظرش‌ رها كرد و باهري شاهد بود كه دقيقاً موشك‌ها به همان جا اصابت كردند كه او مي‌خواست؛ ولي ديگر خودش نبود كه انهدام صدام‌هاي نفرتش را ببيند.

*خاطره سرتيپ خلبان سيروس باهري به نقل از كتاب «خاطرات و خطرات»




خبرگزاری فارس


نبرد هوایی با چهار میگ (خاطره دیگری از باهری)
[FONT=tahoma,arial,helvetica,sans-serif][FONT=times new roman,times]     [FONT=Times New Roman,serif]   [FONT=Times New Roman,serif]    امام خمینی (ره ) :
اگر بند بند استخوان هایمان را جدا سازند ، اگر سرمان را بالای دار برند ، اگر زنده زنده در شعله های آتش مان بسوزانند ، اگر زن و فرزندان و هستی مان را در جلوی دیدگان مان به اسارت و غارت برند ، هرگز امان نامه ی کفر و شرک را امضا نمی کنیم .  
           
Super Moderator
Super Moderator
نمایه کاربر
پست: 2653
تاریخ عضویت: دوشنبه ۸ آبان ۱۳۸۵, ۳:۲۶ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 2612 بار
سپاس‌های دریافتی: 5561 بار
تماس:

Re: آسماني‌ها پركشيدند(خاطره از امیر سرتیپ باهری)

پست توسط moh-597 »

سلام
البته جناب باهری در تعریف کردن این ماجرا اشتباه می کنن چون طبق اسناد ایشون در سورتی اول پرواز همدان که شهیدان صالحی و حیدری آسمانی شدند حضور نداشتند
پاينده باد ايران زنده باد ايراني

وبلاگ من
[External Link Removed for Guests]

صفحه اینستاگرام
[External Link Removed for Guests]
Fast Poster
Fast Poster
پست: 247
تاریخ عضویت: یک‌شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۸۷, ۵:۱۹ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 4 بار
سپاس‌های دریافتی: 78 بار

Re: آسماني‌ها پركشيدند(خاطره از امیر سرتیپ باهری)

پست توسط soheil_riazi »

یعنی چی موشک سام دو هواپیمای میراژ؟
اولن سام موشک زمین به هواست
ثانین فکر نکنم اول جنگ عراق میراژ داشت!
دوستان توضیحی دارن؟
زنده باد ايران. درود بر همه ي دانشمندان ايراني
دوستان علافه مند به ریاضیات در تکمیل سایت زیر کمک کنند
[External Link Removed for Guests]
Commander
Commander
نمایه کاربر
پست: 1102
تاریخ عضویت: جمعه ۳۱ فروردین ۱۳۸۶, ۶:۱۰ ب.ظ
محل اقامت: ارومیه
سپاس‌های ارسالی: 12686 بار
سپاس‌های دریافتی: 11782 بار
تماس:

Re: آسماني‌ها پركشيدند(خاطره از امیر سرتیپ باهری)

پست توسط kayvan6079 »

با سلام

soheil_riazi نوشته شده:یعنی چی موشک سام دو هواپیمای میراژ؟
اولن سام موشک زمین به هواست
ثانین فکر نکنم اول جنگ عراق میراژ داشت!
دوستان توضیحی دارن؟


موشک سام 2 و میراژ که قطعا یک اشتباه (اعم از لپی و تایپی!) است ... و اما درباره میراژ و عراق ...

kayvan6079 نوشته شده:...
1- دوستان توجه داشته باشند که سفارش میراژ اف-1 توسط عراق در واقع واکنشی به سفارش تامکت توسط ایران بود، و طبق اطلاعات موجود ثبت سفارش اولیه (32 فروند) میراژ عراقی در سال 1976 انجام گردیده و اولین نمونه Mirage F-1EQ در تاریخ 28 می 1979 پرواز نموده است؛ و اولین تحویل به عراق در آوریل 1980 (قبل از آغاز رسمی جنگ 8 ساله) رخ داده است!
...



نبرد بر فراز آسمان بابل
حقيقت را بدانيد تا رها شويد؛ دانش قدرت است! زيرا به شما اجازه تصميم گيري آگاهانه بر اساس حقايق هستي را مي دهد، نه بر اساس باورهاي گاها اشتباه شما!
Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 1120
تاریخ عضویت: جمعه ۲۶ مهر ۱۳۸۷, ۹:۳۹ ق.ظ
محل اقامت: همشهری فضل الله جاوید نیا
سپاس‌های ارسالی: 2466 بار
سپاس‌های دریافتی: 8401 بار

Re: آسماني‌ها پركشيدند(خاطره از امیر سرتیپ باهری)

پست توسط javadfakoori »

بحث اصلا سر جایگاه نیروی هوایی ایران توی خاورمیانه و دنیا نیست...!
خلبانان آمریکایی توی جنگ ویتنام چه از خودگذشتگی رو به خرج دادند که لایق یاد کردن باشه...؟
این خلبانان و کل ارتشی ها برای من و شما رفتن جونشون رو نثار کردن حالا توی اینترنت هم که یک خاطره ازشون گذاشته میشه شما مخالفی؟
اون از صدا و سیما که به کل ارتش رو از 8 سال جنگ حذف کرده این هم شما که میگی ...؟؟؟!
راستی فکر کنم نه من و نه هیچ کس دیگه حوصله ی کل کل کردن داشته باشه...!
زنده نگه داشتن یاد و خاطره ی این افراد بر ما واجب...!
تصویر تصویر تصویر
ای آنکه دیده دوخته ای بر خلیج فارس این لقمه با شکمبه ی توسازگار نیست
زیرا درون آب زلالش بدون شک ماهی ست, پا برهنه سوسمار نیست



آسمان اصفهان
Rookie Poster
Rookie Poster
پست: 46
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۵ فروردین ۱۳۸۹, ۱:۳۲ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 445 بار
سپاس‌های دریافتی: 129 بار

Re: آسماني‌ها پركشيدند(خاطره از امیر سرتیپ باهری)

پست توسط An225 »

سیروس باهری و اف4 دی:
تصویر
«اكنون شهيدان مرده‌اند، و ما مرده ‌ها زنده هستيم. شهيدان سخنشان را گفتند، و ما كرها مخاطبشان هستيم.» دكتر علي شريعتي
Rookie Poster
Rookie Poster
پست: 24
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۸ بهمن ۱۳۸۸, ۳:۳۰ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 12 بار
سپاس‌های دریافتی: 27 بار

Re: آسماني‌ها پركشيدند(خاطره از امیر سرتیپ باهری)

پست توسط 1+7 aban »

1- بجه همدان رفتن کوت نه بغداد 2-کوبال و صالحی برنکشتن 3-اصلا باهری در کار نبود.
ارسال پست

بازگشت به “حماسه و حماسه آفرینان نيروي هوايي”