موفق ترین فروشنده ی دنیا

در اين بخش ميتوانيد درباره کليه مباحث عكس و هنر نقاشي به بحث بپردازيد

مدیر انجمن: شوراي نظارت

ارسال پست
Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 1407
تاریخ عضویت: جمعه ۳ شهریور ۱۳۸۵, ۱:۳۱ ق.ظ
محل اقامت: مازندران
سپاس‌های ارسالی: 6679 بار
سپاس‌های دریافتی: 5422 بار

موفق ترین فروشنده ی دنیا

پست توسط airplane »

یک پسر تگزاسی برای پیدا کردن کار از خانه به راه افتاده و به یکی از این فروشگاهای بزرگ که همه چیز می فروشند (Everything under a roof) در ایالت کالیفرنیا می رود.

مدیر فروشگاه به او میگوید: “یک روز فرصت داری تا به طور آزمایشی کار کرده و در پایان روز با توجه به نتیجه کار در مورد استخدام تو تصمیم می گیریم”.

در پایان اولین روز کاری مدیر به سراغ پسر رفت و از او پرسید که چند فروش داشته است؟

پسر پاسخ داد که یک فروش.رازهای موفقیت - رازهای شادی - راه های پولدار شدن

مدیر با تعجب گفت: “تنها یک فروش؟ بی تجربه ترین متقاضیان در اینجا حدقل ۱۰ تا ۲۰ فروش در روز دارند. حالا مبلغ فروشت چقدر بوده است؟”

پسر گفت: ” ۱۳۴۹۹۹ دلار”.

مدیر تقریبا فریاد کشید: “۱۳۴۹۹۹ دلار؟ مگر چه فروخته ای؟”

پسر گفت: “اول یک قلاب ماهیگیری کوچک فروختم، بعد یک قلاب ماهیگیری بزرگ، بعد یک چوب ماهیگیری گرافیت به همراه یک چرخ ماهیگیری ۴ بلبرینگه.

یعد پرسیدم کجا میرید ماهیگیری؟

گفت: “خلیج پشتی”.

من هم گفتم پس به قایق هم احتیاج دارید و یک قایق توربوی دو موتوره به او فروختم. بعد پرسیدم ماشینتان چیست و آیا می تواند این قایق را بکشد؟

که گفت: “هوندا سیویک”.

پس من هم یک بلیزر ۴WD به او پیشنهاد دادم که او هم خرید.

مدیر با تعجب پرسید: “او آمده بود که یک قلاب ماهیگیری بخرد و تو به او قایق و بلیزر فروختی؟”

پسر به آرامی گفت: “نه، او آمده بود یک بسته نوار بهداشتی بخرد که من گفتم پس ری د ه شده به آخر هفته ات.

بیا یک برنامه ماهیگیری برایت ترتیب بدهیم!

می دانید دلیل این موفقیت بی نظیر چه بود؟ احترام به مشتری، حس کمک کردن به مشتری، هم درد بودن با مشتری.



تهیه و تنظیم : پایگاه تکناز
آیا می دانید هر فرد پس از مرگ با اهدای اعضای خویش می تواند سبب نجات یا ارتقای سلامتی بیش از 50 نفر شود


برای عضویت در انجمن اهدای عضو به لینک زیر مراجعه کنید


[External Link Removed for Guests]

[COLOR=#000000]تا چند زنم بروی [COLOR=#0070c0]دریاها خشت بیزار شدم ز بت‌پرستان  

خیام که گفت دوزخی خواهد بود که رفت بدوزخ و که آمد ز بهشت



 
ارسال پست

بازگشت به “عكس و نقاشي”