چه كسى را بايد به دوستى برگزيد؟
دوسـت شريك زندگى است .
او در انسان مانند روح در بدن جريان و تاثير دارد, وى آيينه اى است كـه خوبيها و بديهاى آدمى در آن منعكس مى شود .
چنان كه پيامبر خدا(ص )فرموده است :
انسان آيينه دوست خويش است كه هر گونه اذيت و آزار از او دورمى كند.
دوسـت جايگاه اسرار و خاستگاه آرزوهاست از اين رو لازم است خوشرفتار, خوش نيت , پاكنهاد و از صـفـات خـوب بـرخـوردار باشد تا دوست وى به وسيله او هدايت شود وبه او تاسى كند, چه تاثير دوسـت بـسـيار زياد است و گزافه نيست اگر بگويم :
دوست مطلق بزرگترين مؤثر در زندگى انـسـان و تشكيل دهنده چگونگى اوست .
و اى بسا شخص شايسته اى كه در نفوس ياران و دوستان خـود نـفـوذ و تـاثـيـر كرده و آنها نيز در زمره افرادصالح و شايسته درآمده اند .
همچنين بسا فرد نـاشـايـست كه بر اثر نفوذ در همنشينان ودوستان خويش آنها نيز ناصالح و ناشايست شده اند .
اين مـوضـوع امـرى ثابت و غير قابل ترديد است و واقعيت و وجدان و مشاهده آن را تاييد و رخدادهاى بسيار در هر زمان ومكان آن را اثبات و انديشمندان گذشته و حال بر آن تصريح كرده اند.
اين امر به سبب اهميت و تاثير فوق العاده اى كه در زندگى انسان از نظر سعادت و شقاوت او دارد درباره آن نصوص بسيارى از پيامبر گرامى (ص ) و ائمه اهل بيت (ع ) به ما رسيده است كه مردم را ترغيب مى كند شايستگان و مخلصان را به دوستى برگزينند و ازهمنشينى و رفاقت با بزهكاران و فسادگران بپرهيزند.
پيامبر گرامى (ص ) و ائمه (ع ) در اين باره به ترغيب و تحذير اكتفاء نفرموده بلكه صفاتى راكه براى دوسـت شـايـسـتـه لازم اسـت بـيان و روشن كرده اند كه چه كسى سزاوار رفاقت ودوستى است همچنين صفات همنشين بد و كسى را كه لازم است انسان از او دورى وكناره گيرى كند توضيح داده انـد .
احـاديثى كه در اين باره وارد شده بسيار زياد است كه نمى توان آنها را شماره كرد و يا در ايـن مـخـتـصـر مورد بررسى قرار داد, ليكن ما به اندازه اى از آن احاديث نقل مى كنيم كه بتوانيم تصويرى از دوست شايسته را ارائه بدهيم تا او را جستجو كرده و به دوستى برگزينيم , و دوست بد و ناشايست را نشان بدهيم تا ازاو دورى جسته و پرهيز كنيم :
پـيـامبر بزرگوار(ص ) فرموده است :
از دانشمندان بپرسيد و با حكيمان گفتگو كنيد و بافقيران همنشين شويد.
اين دستور براى آن است كه پرسش از دانشمندان سبب تهذيب نفس و پاكيزگى عقل , وگفتگو با حكيمان و خردمندان موجب روشنى فكر, و همنشينى با فقرا, باعث سركوبى نفس است .
اميرمؤمنان (ع ) فرموده است :
بدانيد همنشينى با دانشمند و پيروى از او آيينى است كه بايد بدان پـايـبـنـد بود, فرمانبردارى از او وسيله كسب حسنات و محو سيئات و اندوخته اى براى مؤمنان و بـلندى منزلت آنان در حال زندگى و مرگ آنها و سبب آن است كه مؤمن به هنگام مرگ به نيكى ياد شود.
نـيـز فـرموده است :
جز با خردمند پرهيزگار معاشرت مكن , و جز با دانشمندان پاكدل همنشين مباش , و راز خود را تنها به مؤمن وفادار بسپار.
امـام زيـن العابدين (ع ) فرموده است :
محفل صالحان و شايستگان سبب هدايت و صلاح ,و آداب و رفتار دانشمندان موجب افزايش خرد است.
امـام صـادق (ع ) فـرمـوده است :
هر كس در كار سفيهان و نابخردان مداخله كند حقير وكوچك مى شود و كسى كه با دانشمندان معاشرت كند بزرگ و محترم مى گردد.
از اين رو لقمان فرزندش را تشويق مى كند كه با دانشمندان همنشينى و معاشرت كند تا ازاين راه دانـشى سودبخش و تربيتى برجسته و شرافتى بزرگ به دست آورد .
او به فرزندش پند مى دهد كه اى پسرك من با دانشمندان همنشين باش , و در برابر آنها زانو بزن چه دلها با شنيدن حكمت زنده مى شود چنان كه زمين مرده با بارانهاى تند زندگى را از سرميگيرد.
نيز لقمان به او گفته است :
كسى كه در جاهاى بد وارد شود متهم مى گردد, و كسى كه بارفيق بد معاشرت كند سالم نمى ماند, و آن كه با دانشمندان همنشينى كند سود مى برد.هرگاه نتوانى بـا دانـشـمـنـدان و حـكـيمان همنشين باشى بر توست با ديگر مردم كه صالح وپرهيزگار باشند مـعـاشـرت كنى چه آنها براى تو در سختيها پناهگاه و در آسودگى و رفاه زيب و زيورند چنان كه پيامبر خدا(ص ) فرموده است : بر شما باد به دوستان راستين چه آنها براى شما به هنگام رفاه زيور و در وقت بلا پناه و مانع اند.
نـيـز پـيـامـبـر خـدا(ص ) در وصـيـت خود به ابن مسعود فرموده است : بايد همنشينانت نيكان ودوسـتـانـت پـرهيزگاران پارسا باشند .
چه خداوند متعال در كتابش فرموده است :
(الاخلاءيومئذ بـعـضـهـم لبعض عدو الا المتقين ).
و در وصيت خود به اباذر فرموده است : اى اباذر جز با مؤمن دوستى مكن .
نـيـز فـرمـوده اسـت :
خـوشبخت ترين مردم كسى است كه با مردم بلندنظر و بزرگوارمعاشرت كند.
هر گاه مردى را ديديد كه در دنيا زهد به او داده شده به او تقرب جوييد چه او القاى حكمت مى كند.
تنها با كسى همنشينى كنيد كه شما را از پنج چيز به پنج چيز فرا مى خواند: از شك به يقين , از خـودبـرتـربـيـنـى بـه فروتنى , از دشمنى به دوستى , از رياكارى به اخلاص و ازمحبت دنيا به زهد.
هر كس با مردم دادوستد كند و به آنها ستم نورزد, و با آنها سخن گويد و دروغ نگويد, و به آنـها وعده دهد و تخلف نكند او از كسانى است كه جوانمرديش كامل وعدالتش آشكار و برادريش واجب است .
از آن حـضرت پرسش شد كدام همنشين افضل است ؟
فرمود: كسى كه هر گاه (نيازت را) اظهار كنى ياريت كند, و اگر فراموش كرده باشى به يادت آورد.
اميرمؤمنان (ع ) فرموده است :
معاشرت با خردمندان موجب اصلاح اخلاق است.
با اهل فضيلت معاشرت كن تا برترى يابى .
همنشينى با خردمندان شرافت را مى افزايد.
دوستى با نيكان موجب شرف و رفاقت با بدان باعث تلف و نابودى است.
با نيكان رفاقت كن تا از بدان ايمن باشى .
بهترين ياران كسى است كه تو را به راه خير و نيكى راهنمايى كند.
همنشين نيكوكاران باش تا از آنان باشى , و از بدكاران دورى كن تا از آنها جداباشى .
رفاقت با سعادتمندان موجب سعادت آدمى مى شود.
بر تو باكى نيست كه با خردمند رفاقت كنى هرچند از نظر كرم و بخشش او را درخور ستايش نـدانـى لـيكن تو از خرد او سودگير و از خويهاى بد او خود را نگهدار .
ورفاقت با انسان بخشنده و بـزرگـوار را فرومگذار هرچند از خرد او سود نبرى وليكن تو ازبخشندگى او و خرد خودت سود برگير.
همنشين خوب غنيمت و همنشين بد شيطان است .
در وصـيت خود به محمدبن ابى بكر فرموده است : بايد شايستگان و نيكوكاران دوستانت و بدكاران و خيانتكاران دشمنانت باشند, چه من محبوبترين دوستانم آنانى هستند كه بيشتر خدا را ياد مى كنند و ترس آنها از او بيشتر است.
امـام حـسـن سـبط(ع ) در وصيت خود به جنادة بن اميه فرموده است :
هرگاه نيازمندى تو رابه رفـاقت با كسانى مايل سازد با كسى مصاحبت كن كه هرگاه با او رفاقت كنى زيورت , واگر او را خـدمـت كـنـى نـگهدارت , و اگر از او كمك بخواهى كمك گارت باشد, و هرگاه سخن گويى تـصـديقت كند, و اگر يورش برى پشتيبانت باشد, و اگر بخواهى بخشش كنى تو را كمك كند, و اگر رخنه اى در كارت پديد آيد آن را مسدود سازد, و اگر كار نيكى ازتو بيند آن را بر زبان آورد, و اگـر از او چـيـزى بـخـواهـى بـه تو بخشد, اگر خاموشى گزينى اوآغاز سخن كند, اگر حادثه نـاگوارى برايت روى دهد با تو همدردى و مواسات كند, همان كسى كه بدى و ستم و آزارى از او به تو نمى رسد, و بر اثر او راهها بر تو مشتبه نمى گردد,و در برابر حقايق امور تو را خوار نمى سازد, و اگر در حال تقسيم چيزى نزاعى ميان شمااتفاق افتد تو را بر خودش ترجيح دهد.
امام زين العابدين (ع ) فرموده است :
همنشينى با نيكان انسان را به نيكى فرامى خواند.
امـام بـاقـر(ع ) فـرمـوده اسـت :
اگـر بخواهى بدانى كه آيا در تو خيرى است به دلت بنگرچنانچه مـطيعان خدا را دوست و اهل معصيت را دشمن مى دارى به يقين در تو خيرى است .
خداوند تو را دوسـت مى دارد .
و اگر اهل طاعت را دشمن و معصيت كاران رادوست دارى بى شك در تو خيرى نـيـسـت و خـداونـد تـو را دشـمـن مـى دارد چـه انسان باكسى محشور مى شود كه او را دوست مى دارد.
نـيز فرموده است :
با حكمت ترين مردم كسى است كه از نادانان بگريزد, وسعادتمندترين مردم آن كـه بـا افراد كريم و بزرگوار همنشين شود, و خردمندترين مردم كسى است كه در مدارا با مردم استوارتر باشد.
امام صادق (ع ) فرموده است :
همنشينى با دينداران موجب شرف دنيا و آخرت است .
نـيـز: بر تو باد به داشتن دوستان راستين چه آنان به هنگام آسودگى و رفاه ذخيره اند و دروقت سختى و بلا سنگر و سپرند .
و در گفتار خود با كسانى مشورت كن كه از خداى ترسند, و دوستانت را به اندازه تقواى آنها دوست بدار.
با كسى دوستى كن كه زينت تو باشد, و با كسى كه تو زينت او باشى دوستى مكن .
اكـنـون اى خـواننده عزيز!
بنگر چگونه ائمه اهل بيت (ع ) كسى را كه لازم است با او دوستى كنى و دوستى را كه سزاوار است با او رفاقت داشته باشى برايت تصوير كرده اند وچگونه نشانه ها و صفات او را توضيح داده اند تا در كار خود بينا و آگاه بوده و در دين خويش داراى بصيرت و بينش باشى , چـه آنـان بـه يـقين مى دانند كه دوست صالح وشايسته هم در زندگى و هم به هنگام مرگ و در آخرت برايت سودمند است .
امـا سـود او در ايـام زنـدگـى آن اسـت كه وى در سختيها ياور تو, و در رويدادهاى ناگوار پناه و پـشـتـيبان تو, و در راه خير رهنما و در برابر دشمنان يار و همراه توست چنان كه پيامبرخدا(ص ) فـرمـوده اسـت : بـر تو باد به داشتن دوستان راستين كه به هنگام آسايش و رفاه زينت و در وقت سـخـتى و بلا, پناه تو هستند.
و نيز امام صادق (ع ) فرموده است :
انسان با داشتن دوستان كثرت و فزونى مى يابد.
و نيز فرموده است : بر شما باد به داشتن دوستان راستين چه آنها به هنگام آسايش و رفاه ذخيره اند و در وقت سختى و بلا,سپر و سنگرند.
امـا به هنگام مرگت آنان بيدرنگ ظاهر و نزد تو حاضر مى شوند چنان كه پيامبر خدا(ص )فرموده است : بنگريد با چه كسى گفتگو مى كنيد چه هيچ كس نيست جز اين كه درهنگامى كه مرگ بر او فـرود مى آيد دوستان دينى او برايش مجسم مى شوند اگر ياران اونيكانند نيك و اگر بدانند بد تـجـسـم مـى يـابـنـد, و هـيچ كس نمى ميرد جز اين كه به هنگام مرگش من در نظرش مجسم مى شوم .
امـا در آخـرت آنـان تو را در پيشگاه خداوند شفاعت خواهند كرد .
چنان كه امام صادق (ع )فرموده اسـت :
دوسـتـان بسيار به دست آوريد چه براى هر مؤمن شفاعتى است .
وهنگامى كه دوزخيان مـى بـيـنـنـد مـؤمـنـان براى يكديگر شفاعت مى كنند مى گويند: فمالنامن شافعين ولاصديق حميم .
امـام رضـا(ع ) فرموده است :
كسى كه يك برادر دينى براى خود فراهم كند غرفه اى دربهشت به دست آورده است.
از آنـچـه گـذشـت دانسته شد دوست صالح و شايسته اى كه انسان را در همه ادوار و احوال سود مى رساند چه كسى است اينك اى برادر مسلمان با ما همگام باش تا به آن همنشين بدى كه واجب اسـت همچون گريز از شير و فرار از دشمن و پرهيز از بيمار از او بگريزى تو را آگاه كنم زيرا او از همه سو به تو زيان مى رساند.
از جمله آن كه :
1- در شهرت و آوازه مؤثر واقع مى شود و شك و ترديد را درباره ات برمى انگيزد زيراتو به او شناخته و بـه او نـسـبت داده مى شوى .
چنان كه اميرمؤمنان على بن ابى طالب (ع )فرموده است :
زينهار از همنشين بد چه تو به او شناخته مى شوى.
نيز فرموده است :
با كسى كه عيبهاى مردم را بازگو مى كند همنشين مباش تا از شك كنندگان به شمار آيى و با فاجر و بدكار رفاقت مكن تا متهم ديده شوى .
امـام حسين (ع ) فرموده است :
همنشينى با فرومايگان شر و مجالست با فاسقان و بدكاران موجب برانگيختن شك است.
امـام صـادق (ع ) فرموده است :
با بدعتگذاران مصاحبت نكنيد تا در نظر مردم يكى از آنهابه شمار نـيـايـيـد,
پـيـامـبـر خـدا(ص ) فـرمـوده است :
انسان بر آيين دوست و همنشين خويش است.
2- مـمكن است خداوند بر دوست تو خشم خود را نازل كند و به سبب همنشينى ونزديكى تو با او عـذاب خـداوند تو را نيز فراگيرد چنان كه امام موسى بن جعفر(ع ) به مردى فرمود: چرا تو را در نـزد عـبـدالـرحـمـان بن يعقوب مى بينم ؟
, عرض كرد او خالوى من است , فرمود: او درباره خدا گـفـتـارى بـس نـادرست دارد, خداوند را كه هرگز به وصف درنمى آيد توصيف مى كند, يا با او بنشين و ما را و يا با ما بنشين و او را ترك كن .
عرض كرد: او هر چه مى خواهد مى گويد آيا هرگاه آنـچـه را او مى گويد نگويم و بدان معتقدنباشم از بابت او گناهى بر من است , امام (ع ) فرمود: آيا نمى ترسى بلايى نازل شود و همه شما را فراگيرد.
3- او افـكـار و اخـلاق شـمـا را دگرگون مى كند و بر دين و اعتقادات شما تاثير مى گذارد,بسا مردى كه قربانى اقران و همنشينان خود شده و درنتيجه با روش آنها سازگار و باانديشه هاى آنها دمـسـاز گـرديده و اخلاق و رفتار آنها را در پيش گرفته است ,
از اين روپيامبر خدا(ص ) فرموده اسـت :
انـسـان بـر آيـيـن دوسـت خويش است پس هر يك از شمابايد بنگرد با چه كسى دوستى مى كند.
اميرمؤمنان (ع ) فرموده است :
همانا همنشين بد همنشين خود را دگرگون مى كند.
امام باقر(ع ) فرموده است :
كسى كه با رفيق بد همنشين مى شود سالم نمى ماند.
امام صادق (ع ) فرموده است :
و كسى كه از دوستى با احمق دورى نمى ورزد بزودى اخلاق او را فرا مى گيرد.
با فاجر و بدكار رفاقت مكن چه او فجور و كردار بد خود را به تومى آموزد.
بپرهيزيد از همنشينى با اهل دنيا چه در آن , دين شما از ميان مى رود.
همنشين شايسته و همنشين بد, مانند دارنده پتك و دمنده دم آهنگرى است ,دارنده مشك يا آن را بـه تـو مـى دهد و يا آن را از او مى خرى و يا از بوى خوش آن بهره مندمى شوى .
اما دمنده دم آهنگرى يا جامه ات را مى سوزاند و يا از او بوى گندى مى يابى .
اميرمؤمنان (ع ) فرموده است :
گمراه شد آن كه به اشرار اعتماد كرد.
بـا احـمـق هـمـنـشـيـن مـشـو چـه او كـردارش را براى تو مى آرايد و دوست دارد مانند اوباشى.
با دنيادوستان همنشينى مكن , چه اگر نادار باشى تو را اندك شمارند و اگر داراباشى به تو حسد ورزند.
تباهى اخلاق آميزش يا سفيهان و نابخردان است .
دوست آدم نادان در معرض هلاكت است .
با بى خرد همنشينى مكن.
تا مى توانى از فرومايه احمق بگريز.
دشمن دانا بهتر از همنشين احمق است .
همنشينى با هوسبازان قرآن را از ياد مى برد و شيطان را حاضر مى گرداند.
حـق را بـگـو, و بـه پرهيزگاران تقرب جو, و از فاسقان دورى , و از منافقان پرهيز كن , وبا خيانتكاران همنشينى مكن.
مـسـلـمان بايد از دوستى با دروغگو دورى جويد چه او دروغ مى گويد تا آن جا كه هرگاه راست بگويد از او باور نمى شود.
آز آن حـضـرت پرسش شد: كدام رفيق بدتر است ؟
فرمود:
كسى كه نافرمانى خداوند رادرنظر تو بيارايد
به كميل بن زياد نخعى فرمود:
اى كميل ! در همه احوال حق را بگو, پرهيزگاران را ياورباش و از فاسقان دورى گزين .
اى كميل ! از منافقان اجتناب كن و با خيانتكاران همنشين مباش .
اى كميل ! بـاكـى نيست كه بدانى دوست تو در باطن كيست .
اى كميل ! برادر توكيست ؟
برادرت كسى است كه در هنگام سختى تو را تنها نگذارد, و اگر لغزشى كنى دست از حمايت تو باز ندارد, و چون از او پرسش كنى تو را فريب ندهد.
على (ع ) برفراز منبر كوفه ضمن خطبه خود فرمود:
اى گروه مسلمانان ! مسلمان بايد بامسلمان دوسـتـى كـند و با فاجر و احمق و دروغگو رفاقت نكند, چه فاجر و بدكار كردار بدخود را براى تو مـى آرايد, و تو را به ارتكاب نظير آن تشويق مى كند, و در امر دين ودنيايت به تو كمك نمى كند, و آمد و شد او نزد تو برايت ننگ و رسوايى است .
اما احمق از راهنمايى فرمانبردارى نمى كند, و نمى تواند بدى را از تو دور گرداند, و بسابخواهد به تو سود رساند در حالى كه به تو ضرر مى رساند, دوريش بهتر از نزديكى , وخاموشيش بهتر از سخن گفتن و مرگش بهتر از زنده بودن اوست .
امـا دروغـگو هرگز به تو سود نمى رساند و اسباب دشمنى برايت فراهم مى سازد, و كينه ات را در دلـها فراهم مى كند و راز تو را آشكار مى گرداند, و وقايع برخى از مردم را براى برخى ديگر بازگو مى كند.
آن حـضـرت بـه فـرزندش امام حسن (ع ) مى فرمايد:
اى فرزندم ! از دوستى با احمق بپرهيزچه او مى خواهد به تو سود رساند ليكن به تو ضرر مى رساند .
و از دوستى با بخيل دورى كن زيرا او آنچه را كه از هرچيز ديگر بدان محتاجترى از دسترس تو دور مى گرداند .
و ازدوستى با فاجر بپرهيز چه او تو را در برابر اندك چيزى مى فروشد .
و زينهار از دوستى بادورغگو چه او همچون سراب است , دور را به تو نزديك و نزديك را به تو دور نشان مى دهد.
نيز فرموده است :
مسلمان بايد از دوستى با سه كس دورى كند: فاجر, احمق ودروغگو.
امـا فـاجـر و بدكار:
عمل خود را برايت مى آرايد و دوست دارد تو هم مانند او باشى , و درامر دين و آخـرت بـه تو كمك نمى كند همنشينى او همراه با بدرفتارى و خشونت و وروداو بر تو مايه ننگ و رسوايى توست .
اما احمق :
او هرگز تو را به كار خوبى راهنمايى نمى كند, و اميدى به او نيست كه بدى را ازتو دور سـازد هـر چند در اين راه بكوشد, و بسا كه بخواهد به تو سود رساند ليكن ضررمى رساند از اين رو مرگش بهتر از زندگى و خاموشيش بهتر از سخن گفتن و دوريش بهتراز نزديكى مى باشد.
امـا دروغـگـو:
تو با او هرگز زندگى گوارايى نخواهى داشت , وى پيوسته امور تو را براى ديگران نـقـل و اوضـاع ديـگـران را بـرايت بازگو مى كند تا آن جا كه اگر سخن راستى بگويدكسى باور نـمـى كـنـد, مردم را به دشمنى با يكديگر تشويق مى كند و كينه در دلها پديدمى آورد .
بنابراين از خداوند بترسيد و درباره خود بينديشيد.
ابيات زير به آن حضرت منسوب است :
فلا تصحب اخاالجهل ----- و اياك و اياه
فكم من جاهل اردى ----- حكيما حين آخاه
يقاس المرء بالمرء ----- اذا ما هو ماشاه
وللمرء من المرء ----- مقاييس و اشباه
و للقلب على القلب ----- دليل حين يلقاه
از امام باقر(ع ) نقل شده كه فرموده است :
پدرم على بن الحسين (ع ) به من گفت : بنگر باپنج تن همنشينى نكنى و با آنها سخن نگويى و در هيچ راهى آنها را همراهى نكنى .
گفتم :اى پدر! آنها چه كـسـانى هستند؟
به من آنان را بشناسان .
فرمود:
بپرهيز از همنشينى بادروغگو چه او مانند سراب دور را بـه تـو نـزديك و نزديك را به تو دور نشان مى دهد .
وزنهار از رفاقت با فاسق , زيرا او تو را به لقمه اى يا به كمتر از آن مى فروشد .
و بپرهيز ازرفاقت با بخيل چه او تو را با مال خود در سخت ترين نيازى كه پيدا مى كنى يارى نمى كند.و بپرهيز از رفاقت با احمق زيرا او مى خواهد به تو سود رساند لـيكن به تو ضررمى رساند .
و زنهار از مصاحبت با قطع كننده رحم چه من او را در سه جا از كتاب خـدامـلـعـون يـافـتـم .
خـداونـد فـرمـوده است :
فهل عسيتم ان توليتم ان تفسدوا في الا رض وتـقطعواارحامكم اولئك الذين لعنهم اللّه فاصمهم واعمى اءبصارهم.
و نيز فرموده است :
الذين ينقضون عهداللّه من بعد ميثاقه ويقطعون ما امر اللّه به ان يوصل ويفسدون في الا رض اولئك لـهـم الـلـعـنـة ولـهـم سـوء الـدار.
و نـيـز فرموده است :
الذين ينقضون عهداللّه من بعد مـيـثـاقـه ويـقـطـعـون مـا امـر اللّه بـه ان يـوصـل ويـفـسـدون فـي الا رض اولـئك هـم الخاسرون.
نـيز فرموده است :
بپرهيز از همنشين با گنهكاران و كمك به ستمگران و همسايگى بافاسقان , از فتنه آنها برحذر باش و از فضاى آنها دورى كن .
نيز امام باقر(ع ) فرموده است :
با چهار تن همنشينى و دوستى مكن : احمق , بخيل , ترسو ودروغگو.
امـا احـمـق :
او مـى خـواهـد بـه تو سود رساند ليكن زيان مى رساند .
بخيل :
از تو مى گيرد و به تو نـمـى دهـد .
تـرسو:
از تو و از پدر و مادرش مى گريزد .
و دروغگو:
اگر هم راست بگويدكسى باور نمى كند.
امـام صـادق (ع ) فـرمـوده اسـت :
بـپـرهيز از دوستى با احمق زيرا خوشترين حالت تو از ناحيه او نزديكترين چيزى است به آنچه تو را بد حال مى سازد.
با پنج تن همنشين مباش : دروغگو: زيرا تو پيوسته از سوى او در معرض فريبى , چه او مانند سراب است دور را نزديك و نزديك را دور مى نماياند .
و احمق :
زيرا تو از اوايمن نيستى , مى خواهد به تو سود رساند ليكن زيان مى رساند .
و بخيل :
چه اوضروريترين چيزى را كه بدان نيازمندى از تو دريغ مى دارد .
و ترسو:
با تو به سلامت رفتار مى كند ليكن در هنگام سختى مى گريزد, و فاسق : تو را در برابر لقمه اى يا كمتر ازآن مى فروشد.
با فاجر و بدكار همنشين مباش تا او را به راز خود آگاه كنى و در كار خود با آنانى مشورت كن كه از خداوند مى ترسند.
از معاشرت با دنيا دوستان بپرهيزيد چه در آن دين خود را از دست مى دهيد و به دنبال آن دچـار نـفـاق خـواهـيـد شـد, و ايـن دردى زشـت و منفور ا ست كه بهبودى ناپذيراست و موجب سخت دلى و سلب خشوع و فروتنى است .
سه چيز است كه بر هر انسانى لازم است از آنها دورى كند: همنشينى با اشرار,گفتگو با زنان و نشستن با بدعتگذاران.
زنـهـار از ايـن كـه بـا فـرومـايـگـان و سـفـلـگان معاشرت كنى چه از سفلگان خيرى به دست نمى آيد.
بـا احمق مشورت مكن , و از دروغگو يارى مخواه , و به دوستى انسان ملول اعتمادمكن چه دروغـگـو دور را بـه تـو نزديك و نزديك را به تو دور نشان مى دهد .
و احمق به خاطر تو خود را به زحـمـت مـى انـدازد ليكن به آنچه مى خواهى دست نمى يابد .
و انسان ملول در آن جا كه بيشترين اعتماد را به او دارى تو را يارى نمى كند و در آن حال كه بيشترين پيوند را با او برقرار مى كنى از تو مى برد.
نـيـز بـه اصـحـاب خـود فرمود:
چه چيزى شما را باز مى دارد در هنگامى كه از يكى از آنان (اهل خلاف ) چيزى به شما مى رسد كه موجب ناخشنودى شما و آزار ماست بر او واردشويد و او را توبيخ و سرزنش كنيد, و به طور مؤثر با او سخن گوييد.
يـكـى از آنان گفت :
قربانت شوم , هرگاه از ما نپذيرند, فرمود: از آنها دورى كنيد و ازشركت در مجالس آنها بپرهيزيد.
نـيـز به آنان فرمود:
كاش هنگامى كه از آن مرد چيزى به شما برسد نزد او برويد و به اوبگوييد: اى فـلان يـا از مـا دورى و كـناره گيرى كن و يا از اين اعمال دست بازدار, درصورتى كه خوددارى نكرد, از او دورى كنيد.
شـك نـيـسـت كـه كناره گيرى از مردم بهتر از آميزش با بدان و همنشينى با نابخردانى است كه سـمـوم كشنده خود را در ميان بستگان و نزديكان خود پخش مى كنند, آنها دشمنند وبايد از آنها برحذر بود قاتلهم اللّه ا نى يوفكون .
از ايـن رو امـام موسى بن جعفر(ع ) فرموده است :
بپرهيز از آميزش با مردم و انس با آنان مگر آن كه در مـيـان آنان خردمند و امين يابى در اين صورت با آنها انس بگير و از غير آنان بگريز همان گونه كه از جانوران درنده مى گريزى .
اميرمؤمنان (ع ) فرموده است :
بايد انس تو به تنهايى بيشتر از همنشينى با بدان باشد.
ابـوذر (رض ) از هـمـيـن مـنـبع فياض سيراب شده و گفته است : تنهايى بهتر از همنشين بد,و همنشين شايسته بهتر از تنهايى است .
يكى از شاعران اين معنا را در اين دو بيت آورده است :
وحدة الانسان خير ----- من جليس السوء عنده
و جليس الصدق خير ----- من جلوس المرء وحده
از عيسى (ع ) نقل شده كه فرموده است :
با نفرت از گنهكاران دوستى خود را به خدا نشان دهيد, و با دورى از آنها به خداوند تقرب جوييد و خشنودى خدا را در خشم آنهابخواهيد.
سایت لیله القدر
دوست از نظر معصومین (ع)
مدیران انجمن: رونین, شوراي نظارت

- پست: 1921
- تاریخ عضویت: شنبه ۲۹ خرداد ۱۳۸۹, ۵:۴۵ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 6415 بار
- سپاسهای دریافتی: 11867 بار
دوست از نظر معصومین (ع)
مائیم که از پادشهان باج گرفتیم
زان پس که از ایشان کمروتاج گرفتیم
اموال وخزائنشان تاراج گرفتیم
مائیم که از دریا امواج گرفتیم
شاهنشاه بزرگ ایران نادرشاه افشار
زیبنده یک رونین زیبا مردن است، آن رونینی که هر دم آماده مرگ نباشد، ناگزیر مرگی ناشایست برایش پیش می آید.
زان پس که از ایشان کمروتاج گرفتیم
اموال وخزائنشان تاراج گرفتیم
مائیم که از دریا امواج گرفتیم
شاهنشاه بزرگ ایران نادرشاه افشار
زیبنده یک رونین زیبا مردن است، آن رونینی که هر دم آماده مرگ نباشد، ناگزیر مرگی ناشایست برایش پیش می آید.

- پست: 1921
- تاریخ عضویت: شنبه ۲۹ خرداد ۱۳۸۹, ۵:۴۵ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 6415 بار
- سپاسهای دریافتی: 11867 بار
Re: دوست از نظر معصومین (ع)
گام اوّل در دوستیابی، دوستشناسی است. اگر این امر به طور شایستهای انجام نگیرد، مراحل بعدی فرجام خوبی نخواهد داشت. امام حسن مجتبى(ع) به یکى از فرزندانش فرمود: «پسرم ! با احدى برادرى و دوستى مکن مگر بدانى به چه جاهایى مى رود و با چه افرادى نشست و برخاست مىکند. وقتی خوب بر احوالش آگاهى یافتى و روش او را پسندیدی، با او دوستى کن. دوستى تو به خاطر این باشد که او را از لغزشها باز دارى و در تنگدستى به او یارى رسانی».(1)
على(ع) فرمود: «هرگاه وضع شخصى بر شما نامعلوم شد و دین و آیین او را نشناختید، به دوستانش بنگرید. اگر اهل دین و آیین الهىاند، او نیز پیرو آیین خدا است».(2)
تا دوستی را نیازمودهایم، نباید به او اعتماد کنیم. بسنده کردن به ظاهر و روی خوش کافی نیست. امام علی(ع) میفرماید: «پیش از آزمودن دوست به او اعتماد مکن»(3).
برای آزمودن دوستان مهمترین راه، هفت چیز است:
1ـ آزمایش روحی:
اگر روان و عواطف خویش را به خوبی بشناسیم، از راه احساس درونی میتوان میزان محبت دیگری را تشخیص داد. در حدیث آمده است: «محبت قلبی برادرت را نسبت به خود، از محبت قلبی خویش نسبت به او بشناس»(4).
2ـ آزمودن به گاه نیاز:
در موقع نیازمندی، میتوان دوست را شناخت. از لقمان نقل است: «برادرت را مشناس مگر در وقت نیازت به او»(5).
دوست مشمار آن که در نعمت زند لاف یاری و برادرخواندگی
دوست آن دانم که گیرد دست دوست در پریشان حالی و درماندگی
3ـ آزمودن علاقه دوست به برقراری پیوند نزدیکتر:
آیا او دوست دارد که به سخن تو گوش دهد؟ آیا از همنشینی با تو احساس رضایت دارد؟ آیا کارهای خوب تو را میان مردم مطرح میکند؟
4ـ آزمودن در سختیها:
دوست خوب کسی است که در گرفتاریها به یاریات بیاید. امام علی(ع) میفرماید: «دوست را در هنگام گرفتاری و سختی بیازمای».(6)
5ـ آزمودن به هنگام خشم:
هر انسانی چهره واقعیاش را در حال خشم آشکار میسازد، از این رو امام صادق(ع) فرمود: «اگر برادرت سه بار بر تو خشمگین شد و سخن ناخوشایندی دربارهات نگفت، او را برای خود حفظ کن»(7).
6ـ آزمودن در سفر:
آدمی در سفر، لباس تکلف و ریا را از تن خود بیرون میآورد و آن طور رفتار میکند که واقعاً میاندیشد، از این رو میتوان دوست را در سفر آزمود. در روایات یکی از روشها، دوست را آزمودن به هنگام مسافرت دانستهاند.(8)
7ـ آزمودن به هنگام نداشتن قدرت:
دوستی واقعی، ناشی از سِمَت و مقام نیست و با نبود آنها نیز پابر جاست. امام علی(ع) میفرماید: «هنگام زوال قدرت، دوست از دشمن شناخته میشود».(9)
ویژگیهاى دوستان خوب:
دوست خوب از نظر روایات کسى است که ویژگىهاى ذیل را دارا باشد:
1 - عقل و خرد: در روایات بر همنشینى با دوستان خردمند تأکید شده است. امام على علیهالسلام مىفرماید:
«همنشینى با دوست خردمند، زندگى بخش جان و روح است».(10) این موضوع به حدى مهم است که دشمن خردمند بر دوست نادان ترجیح داده شده است.
امام على(ع) در اینباره میفرماید: «دشمن با خرد براى تو از دوست نادان مطمئنتر است». (11)
دوستى با مردم دانا نکوست دشمن دانا به از نادان دوست
دشمن دانا بلندت مىکند بر زمینت مىزند نادان دوست
2 - صلاحیت اخلاقى: دوست خوب کسى است که از رذایل اخلاقى و شرارت باطنى به دور باشد.
در روایات از دوستى با اشرار و اهل فسق و فجور به شدت منع شده است. امام على (ع) مىفرماید: «همنشینى با تباهکاران مایه تباهى است، همانند باد که وقتى بر مردار مىوزد، با خود بوى بد بههمراه دارد». (12)
پیامبر میفرماید: «شایستهترین مردم براى بدنامى، کسى است که با بدنامها همنشین باشد».(13)
تا توانى میگریز از یار بد یار بد بدتر بود از مار بد
مار بد تنها تو را بر جان زند یار بد بر جان و هم ایمان زند
3 - پاى بندى به تعهدات: دوست خوب کسى است که به آداب دوستى متعهد باشد. امام صادق(ع)
میفرماید: «دوستى حد و مرزى دارد. هر کس آنها را مراعات کرد، دوست حقیقى است و گرنه نسبت دوستى به او نده. حدود دوستى عبارتند از:
أ ) آن که نهان و آشکارش براى تو یکسان باشد.
ب) زینت تو را زینت خود و عیب تو را عیب خویش شمارد.
پ- اگر به ریاست و ثروت و مقام برسد، رفتارش عوض نشود.
ت) اگر تمکن پیدا کرد، از آن چه دارد، نسبت به تو دریغ نورزد.
ث ) تو را در گرفتارىها رها نکند و تنها نگذارد». (14)
4 - همطراز بودن: دوست خوب کسى است که از جهت مالى و اجتماعى همطراز انسان باشد. امام باقر(ع) مىفرماید: «هرگاه خواستى با کسى همنشین شوى، با کسى که مثل تو است، رفیق شو و با کسى که عهدهدار تو شود رفاقت نکن که این دوستى مایه ذلت و خوارى است».(15)
دوست واقعی:
از نظر روایات دوست واقعی کسی است که به حدود دوستی پای بند باشد.امام علی (ع) میفرماید: «دوست واقعی نخواهد بود مگر اینکه دوستش را درسه حالت فراموش نکند : به هنگامی که دنیا به او پشت کرده، وقتی که غایب است وپس از مرگ.» (16)
حفظ رابطه با دوستان خوب:
در سفارشهاى لقمان حکیم به فرزند خود به بر قرارى رابطه با دوستان خوب تأکید شده است : «دوست خوب بهتر از تنهایى و گوشه نشینى است. فرزندم! هزار دوست براى خود انتخاب کن و بدان که هزار دوست کم است و هیچ کس را دشمن خود مساز، زیرا یک دشمن هم زیاد است».(17)
هم چنین امیر المؤمنین(ع) فرمود: «تا مى توانى دوستانت را زیاد کن. دوستان به هنگام یارى جستن تکیه گاه وپشتیبان آدمى هستند».(18)
براى استحکام دوستىها باید آداب و برخوردهاى اجتماعى انسان متناسب باشد. در این زمینه مراعات امورى لازم است:
1ـ احترام به شخصیت دیگران،
2ـ حُسن خلق،
بداخلاقى موجب پراکنده شدن دوستان مى شود. امیرالمؤمنین(ع) به فرزندش محمد بن حنیفه فرمود: «مبادا به خود بینى و بداخلاقى و بی صبرى مبتلا شوی، زیرا با این صفات هیچ دوستى برایت باقى نمى ماند و پیوسته مردم از تو کناره مى گیرند».(19)
3ـ داشتن روحیه عفو و گذشت. امام علی (ع) می فرماید: «کسی که از توپوزش بخواهد، بپذیر و عفو و گذشت دیگران را نیز پذیرا باش».(20)
4ـ خوش زبانى،
5ـ دلسوزى براى دوستان،
6ـ حفظ اسرار دیگران،
7ـ ظلم و آزار نرساندن به دوستان.
عوامل فوق باعث پایداری دوستىها مى شود.
یکی از ویژگیهای دوره بلوغ ، حِسّ خلأ و تنهایی است. این احساس، جوان و نوجوان را بر آن می دارد که با همسالان خود ارتباط برقرار کند، پس دوستیها در این دوره براساس نیاز اجتماعی شکل می گیرد. یکی از دلایل دوستیها و پناه بردن به همسالان ، همانندی مشکلات آنان است. متأسفانه در این باره از دو چیز غفلت می شود:
1 - انتخاب منطقی دوست
2 - اعتدال در دوستی، یعنی دوستیها جنبة جذبه و شور می گیرد و معیار دوستیها بیشتر بر مبنای عواطف شکل می گیرد و از پایههای منطقی و ارزشی کمتر برخورد می شود. این نوعدوستی با تقدیم هدایا و احساسات خالصانه به اوج میرسد و غالباً این دوستان ترجیح میدهند دوست، همواره متعلق و منحصر به خودشان باشد و دیگری در این ارتباط عاطفی ، مشارکتی نداشته باشد. البته دوستیهای افراطی زمانی محدود و مشخص دارد، به نحوی که شروع آن پیرامون 12 و 13 سالگی و دوام آن حداکثر تا 18 سالگی است، پس از آن، احساسات فرو می نشیند و به اصطلاح تصفیه می گردد.(21)
اسلام، اصل معاشرت با مردم و دوستی با همسالان را تأیید کرده و حتی بر دوست گیری تأکید نموده است، تا جایی که امام علی (ع) می فرماید: «کسی که دوست پاک ضمیر خود را که برای خدا با وی پیوند دوستی داشته، از دست بدهد، مثل این است که شریف ترین اعضای بدن خود را از دست داده است».(22)
آسیب شناسی دوستی:
اسلام به منظور پیشگیری از خطرات احتمالی بر رعایت نکاتی تأکید کرده است، مانند :
1 - جهت گیری صحیح در برخوردها و ارتباط انسانی:
اسلام می خواهد همه دوستیها و دشمنیها برای خدا باشد و اهداف نفسانی در آن دخالت نداشته باشد.
2 - دوستی حساب شده:
جوانان در انتخاب دوست، آسان پذیر و زود پسندند و با یک برخورد عادی مجذوب دیگران می گردند.
چنین دوستیهای تصادفی و حساب نشده می تواند ثمرات تلخی داشته باشد .
3 - اعتدال در دوستی:
جوانان به دلیل برخورداری از احساسات و عواطف، در دوستی افراط می کنند و ارتباط امروز را ثابت و ناگسستنی می پندارند، از این رو به قدری در دوستی زیاده روی می کنند که گویی یک روح در دو بدن اند، از جمله مثل هم لباس می پوشند و مانند یکدیگر موی و روی خود را می آرایند، نیز با هم از هر سرّی سخنی می گویند و تحمل جدایی از یکدیگر را ندارند، چنان که در ایام جدایی بیش از حد ابراز مخالفت و دشمنی می کنند اما اسلام اعتدال در دوستی را مطرح کرده ، در دوستی و دشمنی خواهان میانه روی است.
امام علی (ع) می فرماید: «با دوستت با حفظ جهات و مدارا اظهار دوستی کن. شاید روزی دشمنت شود. همچنین در اظهار دشمنی نیز مدارا کن، شاید روزی دوستت گردد».(23)
دوستىهاى ممنوع:
1ـ دروغگو : امام سجاد (ع) به یکی از پسران خود فرمود: « فرزندم !پنج دسته را در نظر داشته باش و با آنان همنشین و هم گفتار و رفیق راه مشو: مبادا با دروغگو همنشین شوى که چون سراب است ». (24)
2ـ فاسق: آن حضرت فرمود: «مبادا با فاسق همنشین شوى که تو را به لقمهاى نان و یا به کمتر از آن بفروشد.»(25)
3ـ بخیل : فرمود: «مبادا با بخیل دوست شوی، زیرا وقتی به کمک مالى او نیازمند بشوى ، تو را رها مى کند».(26)
4ـ احمق: فرمود: «مبادا با احمق دوست شوی، زیرا برای این که به تو سودى برساند، به تو ضرر مى رساند».(27)
5ـ قاطع رحم: فرمود: «از همنشینى با کسى که پیوند خویشاوندى را قطع کرده ، دورى کن ، زیرا که من او را در سه جاى قرآن مورد لعن و نفرین یافتم».(28)
6ـ بد زبان: لقمان حکیم به فرزندش فرمود: «فرزندم! هیچگاه بد زبان تو را فریب ندهد، زیرا بر دلش مهر زده شود و اندام و جوارحش علیه اوشهادت خواهد داد».(29)
7ـ جاهل : امام على (ع) به فرزندش امام حسن(ع) فرمود: «صحبة الجاهل شؤم؛ همنشینى با نادان، نحس و بى برکت است».(30)
8- فرومایگان: آن حضرت به امام حسین(ع) فرمود: «و من خالط الأنذال حقر ؛(31)هر که با فرومایگان معاشرت کند، پست و حقیر شود».
9ـ بدکار: امام جواد(ع) فرمود: «مبادا با شخص بدکار و تبهکار دوستی و رابطه برقرار کنی،زیرا او همانند شمشیر است که جلوه زیبایی دارد، ولى اثرش زشت و نازیبا است».(32)
پینوشتها:
1. تحف العقول، ص 236
2. بحارالأنوار ، ج 74، ص 197.
3. غرر الحکم ،ج6، ص282.
4. بحار الانوار، ج46، ص291
5. همان، ج 71، ص178
6. غرر الحکم ، ج 4 ، ص399
7. میزان الحکمه، ج2، ص 1590
8. بحار الانوار، ج71، ص180
9. غرر الحکم، ج4، ص323
10-همان، ج6، ص151
11. غررالحکم، ج 4، ص 611.
12. همان، ص 205
13. مستدرک الوسائل، چاپ قدیم، ج 2، ص 65.
14. اصول کافى، ج 4، ص 452.
15. مکارم الاخلاق، ص 131.
16. نهج البلاغه، قصار 134.
17. وسائل الشیعه، ج12، ص 16.
18. همان، ص 177 ، به نقل از بحار، ج 75، ص 90.
19. همان، ص 258، به نقل از مستدرک الوسائل ، ج 1، ص 136.
20. همان، ص 261 ، به نقل از کنز العمال ، ج 16 ، ص 269.
21. دکتر محمد رضا شرفی، دنیای نوجوان ، ص 131.
22 . غررالحکم، ج5، ص 472.
23. نهج البلاغه، نامه 31
24. کافی، ج 2، ص 377
25. همان.
26- همان.
27- همان.
28- همان.
29- الاختصاص، ص 336.
30- بحارالانوار، ج 74، ص 208.
31- تحف العقول، ص 84.
32- بحارالأنوار، ج 74 ، 198.
رسول خدا (ص) فرمود:
چهار کس پاداش می گیرند: سؤال کننده، پاسخ دهنده، شنونده و دوستدار آنان
ابنشعبه حرّانی؛ تحفالعقول
سایت عرفان
على(ع) فرمود: «هرگاه وضع شخصى بر شما نامعلوم شد و دین و آیین او را نشناختید، به دوستانش بنگرید. اگر اهل دین و آیین الهىاند، او نیز پیرو آیین خدا است».(2)
تا دوستی را نیازمودهایم، نباید به او اعتماد کنیم. بسنده کردن به ظاهر و روی خوش کافی نیست. امام علی(ع) میفرماید: «پیش از آزمودن دوست به او اعتماد مکن»(3).
برای آزمودن دوستان مهمترین راه، هفت چیز است:
1ـ آزمایش روحی:
اگر روان و عواطف خویش را به خوبی بشناسیم، از راه احساس درونی میتوان میزان محبت دیگری را تشخیص داد. در حدیث آمده است: «محبت قلبی برادرت را نسبت به خود، از محبت قلبی خویش نسبت به او بشناس»(4).
2ـ آزمودن به گاه نیاز:
در موقع نیازمندی، میتوان دوست را شناخت. از لقمان نقل است: «برادرت را مشناس مگر در وقت نیازت به او»(5).
دوست مشمار آن که در نعمت زند لاف یاری و برادرخواندگی
دوست آن دانم که گیرد دست دوست در پریشان حالی و درماندگی
3ـ آزمودن علاقه دوست به برقراری پیوند نزدیکتر:
آیا او دوست دارد که به سخن تو گوش دهد؟ آیا از همنشینی با تو احساس رضایت دارد؟ آیا کارهای خوب تو را میان مردم مطرح میکند؟
4ـ آزمودن در سختیها:
دوست خوب کسی است که در گرفتاریها به یاریات بیاید. امام علی(ع) میفرماید: «دوست را در هنگام گرفتاری و سختی بیازمای».(6)
5ـ آزمودن به هنگام خشم:
هر انسانی چهره واقعیاش را در حال خشم آشکار میسازد، از این رو امام صادق(ع) فرمود: «اگر برادرت سه بار بر تو خشمگین شد و سخن ناخوشایندی دربارهات نگفت، او را برای خود حفظ کن»(7).
6ـ آزمودن در سفر:
آدمی در سفر، لباس تکلف و ریا را از تن خود بیرون میآورد و آن طور رفتار میکند که واقعاً میاندیشد، از این رو میتوان دوست را در سفر آزمود. در روایات یکی از روشها، دوست را آزمودن به هنگام مسافرت دانستهاند.(8)
7ـ آزمودن به هنگام نداشتن قدرت:
دوستی واقعی، ناشی از سِمَت و مقام نیست و با نبود آنها نیز پابر جاست. امام علی(ع) میفرماید: «هنگام زوال قدرت، دوست از دشمن شناخته میشود».(9)
ویژگیهاى دوستان خوب:
دوست خوب از نظر روایات کسى است که ویژگىهاى ذیل را دارا باشد:
1 - عقل و خرد: در روایات بر همنشینى با دوستان خردمند تأکید شده است. امام على علیهالسلام مىفرماید:
«همنشینى با دوست خردمند، زندگى بخش جان و روح است».(10) این موضوع به حدى مهم است که دشمن خردمند بر دوست نادان ترجیح داده شده است.
امام على(ع) در اینباره میفرماید: «دشمن با خرد براى تو از دوست نادان مطمئنتر است». (11)
دوستى با مردم دانا نکوست دشمن دانا به از نادان دوست
دشمن دانا بلندت مىکند بر زمینت مىزند نادان دوست
2 - صلاحیت اخلاقى: دوست خوب کسى است که از رذایل اخلاقى و شرارت باطنى به دور باشد.
در روایات از دوستى با اشرار و اهل فسق و فجور به شدت منع شده است. امام على (ع) مىفرماید: «همنشینى با تباهکاران مایه تباهى است، همانند باد که وقتى بر مردار مىوزد، با خود بوى بد بههمراه دارد». (12)
پیامبر میفرماید: «شایستهترین مردم براى بدنامى، کسى است که با بدنامها همنشین باشد».(13)
تا توانى میگریز از یار بد یار بد بدتر بود از مار بد
مار بد تنها تو را بر جان زند یار بد بر جان و هم ایمان زند
3 - پاى بندى به تعهدات: دوست خوب کسى است که به آداب دوستى متعهد باشد. امام صادق(ع)
میفرماید: «دوستى حد و مرزى دارد. هر کس آنها را مراعات کرد، دوست حقیقى است و گرنه نسبت دوستى به او نده. حدود دوستى عبارتند از:
أ ) آن که نهان و آشکارش براى تو یکسان باشد.
ب) زینت تو را زینت خود و عیب تو را عیب خویش شمارد.
پ- اگر به ریاست و ثروت و مقام برسد، رفتارش عوض نشود.
ت) اگر تمکن پیدا کرد، از آن چه دارد، نسبت به تو دریغ نورزد.
ث ) تو را در گرفتارىها رها نکند و تنها نگذارد». (14)
4 - همطراز بودن: دوست خوب کسى است که از جهت مالى و اجتماعى همطراز انسان باشد. امام باقر(ع) مىفرماید: «هرگاه خواستى با کسى همنشین شوى، با کسى که مثل تو است، رفیق شو و با کسى که عهدهدار تو شود رفاقت نکن که این دوستى مایه ذلت و خوارى است».(15)
دوست واقعی:
از نظر روایات دوست واقعی کسی است که به حدود دوستی پای بند باشد.امام علی (ع) میفرماید: «دوست واقعی نخواهد بود مگر اینکه دوستش را درسه حالت فراموش نکند : به هنگامی که دنیا به او پشت کرده، وقتی که غایب است وپس از مرگ.» (16)
حفظ رابطه با دوستان خوب:
در سفارشهاى لقمان حکیم به فرزند خود به بر قرارى رابطه با دوستان خوب تأکید شده است : «دوست خوب بهتر از تنهایى و گوشه نشینى است. فرزندم! هزار دوست براى خود انتخاب کن و بدان که هزار دوست کم است و هیچ کس را دشمن خود مساز، زیرا یک دشمن هم زیاد است».(17)
هم چنین امیر المؤمنین(ع) فرمود: «تا مى توانى دوستانت را زیاد کن. دوستان به هنگام یارى جستن تکیه گاه وپشتیبان آدمى هستند».(18)
براى استحکام دوستىها باید آداب و برخوردهاى اجتماعى انسان متناسب باشد. در این زمینه مراعات امورى لازم است:
1ـ احترام به شخصیت دیگران،
2ـ حُسن خلق،
بداخلاقى موجب پراکنده شدن دوستان مى شود. امیرالمؤمنین(ع) به فرزندش محمد بن حنیفه فرمود: «مبادا به خود بینى و بداخلاقى و بی صبرى مبتلا شوی، زیرا با این صفات هیچ دوستى برایت باقى نمى ماند و پیوسته مردم از تو کناره مى گیرند».(19)
3ـ داشتن روحیه عفو و گذشت. امام علی (ع) می فرماید: «کسی که از توپوزش بخواهد، بپذیر و عفو و گذشت دیگران را نیز پذیرا باش».(20)
4ـ خوش زبانى،
5ـ دلسوزى براى دوستان،
6ـ حفظ اسرار دیگران،
7ـ ظلم و آزار نرساندن به دوستان.
عوامل فوق باعث پایداری دوستىها مى شود.
یکی از ویژگیهای دوره بلوغ ، حِسّ خلأ و تنهایی است. این احساس، جوان و نوجوان را بر آن می دارد که با همسالان خود ارتباط برقرار کند، پس دوستیها در این دوره براساس نیاز اجتماعی شکل می گیرد. یکی از دلایل دوستیها و پناه بردن به همسالان ، همانندی مشکلات آنان است. متأسفانه در این باره از دو چیز غفلت می شود:
1 - انتخاب منطقی دوست
2 - اعتدال در دوستی، یعنی دوستیها جنبة جذبه و شور می گیرد و معیار دوستیها بیشتر بر مبنای عواطف شکل می گیرد و از پایههای منطقی و ارزشی کمتر برخورد می شود. این نوعدوستی با تقدیم هدایا و احساسات خالصانه به اوج میرسد و غالباً این دوستان ترجیح میدهند دوست، همواره متعلق و منحصر به خودشان باشد و دیگری در این ارتباط عاطفی ، مشارکتی نداشته باشد. البته دوستیهای افراطی زمانی محدود و مشخص دارد، به نحوی که شروع آن پیرامون 12 و 13 سالگی و دوام آن حداکثر تا 18 سالگی است، پس از آن، احساسات فرو می نشیند و به اصطلاح تصفیه می گردد.(21)
اسلام، اصل معاشرت با مردم و دوستی با همسالان را تأیید کرده و حتی بر دوست گیری تأکید نموده است، تا جایی که امام علی (ع) می فرماید: «کسی که دوست پاک ضمیر خود را که برای خدا با وی پیوند دوستی داشته، از دست بدهد، مثل این است که شریف ترین اعضای بدن خود را از دست داده است».(22)
آسیب شناسی دوستی:
اسلام به منظور پیشگیری از خطرات احتمالی بر رعایت نکاتی تأکید کرده است، مانند :
1 - جهت گیری صحیح در برخوردها و ارتباط انسانی:
اسلام می خواهد همه دوستیها و دشمنیها برای خدا باشد و اهداف نفسانی در آن دخالت نداشته باشد.
2 - دوستی حساب شده:
جوانان در انتخاب دوست، آسان پذیر و زود پسندند و با یک برخورد عادی مجذوب دیگران می گردند.
چنین دوستیهای تصادفی و حساب نشده می تواند ثمرات تلخی داشته باشد .
3 - اعتدال در دوستی:
جوانان به دلیل برخورداری از احساسات و عواطف، در دوستی افراط می کنند و ارتباط امروز را ثابت و ناگسستنی می پندارند، از این رو به قدری در دوستی زیاده روی می کنند که گویی یک روح در دو بدن اند، از جمله مثل هم لباس می پوشند و مانند یکدیگر موی و روی خود را می آرایند، نیز با هم از هر سرّی سخنی می گویند و تحمل جدایی از یکدیگر را ندارند، چنان که در ایام جدایی بیش از حد ابراز مخالفت و دشمنی می کنند اما اسلام اعتدال در دوستی را مطرح کرده ، در دوستی و دشمنی خواهان میانه روی است.
امام علی (ع) می فرماید: «با دوستت با حفظ جهات و مدارا اظهار دوستی کن. شاید روزی دشمنت شود. همچنین در اظهار دشمنی نیز مدارا کن، شاید روزی دوستت گردد».(23)
دوستىهاى ممنوع:
1ـ دروغگو : امام سجاد (ع) به یکی از پسران خود فرمود: « فرزندم !پنج دسته را در نظر داشته باش و با آنان همنشین و هم گفتار و رفیق راه مشو: مبادا با دروغگو همنشین شوى که چون سراب است ». (24)
2ـ فاسق: آن حضرت فرمود: «مبادا با فاسق همنشین شوى که تو را به لقمهاى نان و یا به کمتر از آن بفروشد.»(25)
3ـ بخیل : فرمود: «مبادا با بخیل دوست شوی، زیرا وقتی به کمک مالى او نیازمند بشوى ، تو را رها مى کند».(26)
4ـ احمق: فرمود: «مبادا با احمق دوست شوی، زیرا برای این که به تو سودى برساند، به تو ضرر مى رساند».(27)
5ـ قاطع رحم: فرمود: «از همنشینى با کسى که پیوند خویشاوندى را قطع کرده ، دورى کن ، زیرا که من او را در سه جاى قرآن مورد لعن و نفرین یافتم».(28)
6ـ بد زبان: لقمان حکیم به فرزندش فرمود: «فرزندم! هیچگاه بد زبان تو را فریب ندهد، زیرا بر دلش مهر زده شود و اندام و جوارحش علیه اوشهادت خواهد داد».(29)
7ـ جاهل : امام على (ع) به فرزندش امام حسن(ع) فرمود: «صحبة الجاهل شؤم؛ همنشینى با نادان، نحس و بى برکت است».(30)
8- فرومایگان: آن حضرت به امام حسین(ع) فرمود: «و من خالط الأنذال حقر ؛(31)هر که با فرومایگان معاشرت کند، پست و حقیر شود».
9ـ بدکار: امام جواد(ع) فرمود: «مبادا با شخص بدکار و تبهکار دوستی و رابطه برقرار کنی،زیرا او همانند شمشیر است که جلوه زیبایی دارد، ولى اثرش زشت و نازیبا است».(32)
پینوشتها:
1. تحف العقول، ص 236
2. بحارالأنوار ، ج 74، ص 197.
3. غرر الحکم ،ج6، ص282.
4. بحار الانوار، ج46، ص291
5. همان، ج 71، ص178
6. غرر الحکم ، ج 4 ، ص399
7. میزان الحکمه، ج2، ص 1590
8. بحار الانوار، ج71، ص180
9. غرر الحکم، ج4، ص323
10-همان، ج6، ص151
11. غررالحکم، ج 4، ص 611.
12. همان، ص 205
13. مستدرک الوسائل، چاپ قدیم، ج 2، ص 65.
14. اصول کافى، ج 4، ص 452.
15. مکارم الاخلاق، ص 131.
16. نهج البلاغه، قصار 134.
17. وسائل الشیعه، ج12، ص 16.
18. همان، ص 177 ، به نقل از بحار، ج 75، ص 90.
19. همان، ص 258، به نقل از مستدرک الوسائل ، ج 1، ص 136.
20. همان، ص 261 ، به نقل از کنز العمال ، ج 16 ، ص 269.
21. دکتر محمد رضا شرفی، دنیای نوجوان ، ص 131.
22 . غررالحکم، ج5، ص 472.
23. نهج البلاغه، نامه 31
24. کافی، ج 2، ص 377
25. همان.
26- همان.
27- همان.
28- همان.
29- الاختصاص، ص 336.
30- بحارالانوار، ج 74، ص 208.
31- تحف العقول، ص 84.
32- بحارالأنوار، ج 74 ، 198.
رسول خدا (ص) فرمود:
چهار کس پاداش می گیرند: سؤال کننده، پاسخ دهنده، شنونده و دوستدار آنان
ابنشعبه حرّانی؛ تحفالعقول
سایت عرفان
مائیم که از پادشهان باج گرفتیم
زان پس که از ایشان کمروتاج گرفتیم
اموال وخزائنشان تاراج گرفتیم
مائیم که از دریا امواج گرفتیم
شاهنشاه بزرگ ایران نادرشاه افشار
زیبنده یک رونین زیبا مردن است، آن رونینی که هر دم آماده مرگ نباشد، ناگزیر مرگی ناشایست برایش پیش می آید.
زان پس که از ایشان کمروتاج گرفتیم
اموال وخزائنشان تاراج گرفتیم
مائیم که از دریا امواج گرفتیم
شاهنشاه بزرگ ایران نادرشاه افشار
زیبنده یک رونین زیبا مردن است، آن رونینی که هر دم آماده مرگ نباشد، ناگزیر مرگی ناشایست برایش پیش می آید.

- پست: 1921
- تاریخ عضویت: شنبه ۲۹ خرداد ۱۳۸۹, ۵:۴۵ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 6415 بار
- سپاسهای دریافتی: 11867 بار
Re: دوست از نظر معصومین (ع)
ویژگی های دوست خوب
منبع:http://www.aftab.ir
دوسـتـان خـوب یـك سری ویژگی دارند كه آنها را از دیگران متمایز می كند و سبب میگردد دوستــان بیشتری در كنار خود داشته باشند بنابراین با تـغیـیـر رفـتـار خــود به جرگه اینگونه افراد بپیوندید:
۱) یـك دوسـت خـوب حرفهایی كه بصورت محرمانه به وی زده شـده اسـت را نـزد خـود نـگـاه داشـتـه و رازدار شـمــا میباشد.
۲) وقت شناس بوده و در قرار ملاقاتها و یا میهمانیها قابل اطمینان بوده و سر موقع حضور می یابد.
۳) یك دوست خوب به موقعیت، موفقیت ها و یا دوستان دختـر و یـا پسـر جـدیـد شـــما حسادت نمی ورزد.
۴) یك دوست خوب هنگامی كه دچار بیماری و كسالت میـگردید با شما تماس گرفته و حالتان را جویا می شود و به عیادت شما می آید.
۵) وی میداند كه چه زمانی صحبت و چه زمانی سكوت نموده و تنها گوش دهد.
۶) هنگامی كه حالتان مساعد نبوده و یا دل و دماغ كاری را ندارید و پكر میباشید وی از رفتار شما دلخور نمیشود.
۷) اگر شما به فضای بیشتری نیاز داشته باشید و یا می خـواهـید تنها باشید، آنها این رفتار شما را طردشدگی تلقی نكرده و از شما دلگیر نمیشوند.
۸) یـك دوست خــــوب حیوان خانگی شما، مادر زن بدخلق شما و كـودكـان پـر جـنـب و جوش شما را به خاطر شما تحمل خواهد كرد.
۹) وقتی نظر او را در مــورد مسئله ای جویا شوید با جان و دل و صادقانه نظرات و عقاید خودش را در اختیارتان قرار می دهـد و حتـی اگـر بـه نـصایـحش نـیز عـمل نكنید ناراحت نمیشود.
۱۰) وی با شما میخندد،گریه میكند و كارهای ماجراجویانه انجام میدهد اما به دیگران چیزی در مورد آنها نمیگوید.
۱۱) پیش از سر زدن به منزلتان، شما را مجبور نمیكند كه خانه را تمیز و مرتب كنید.
۱۲) وی اجازه نمی دهـد كسـی پشت سر شما و در غیاب شما در مورد شما بدگویی كند و به دفاع از شما خواهد پرداخت.
۱۳) شما را به كارهای ماجراجویانه، رشد دهنده و پیشرفت در كار تشویق خواهد كرد.
۱۴) هنگامیكه خودروی شما دچار نقص فنی گردد شما را به مقصدتان خواهد رساند.
۱۵) روز تولدتان همیشه به یادش بـوده و اگر برنامـه خـاصـی بـرای آن روز تـــدارك ندیده باشید شما را به بیرون برده و یـا برایتان كیك سفارش میدهد.
۱۶) دوست خوب از شما انتظار ندارد كه اتوماتیك وار با عقاید وی در خصوص مسایلی همچون سیاست،مسایل جنسی و مذهب موافق باشید و به عقاید شما حتی اگر برخلاف عقایدش باشد احترام میگزارد.
۱۷) هیچگاه شما را نزد دیگران خرد و تحقیر نـكرده بلكه همواره به شما احترام میگذارد و در حضور دیگران از شما تعریف می كند.
اگر دوستی را سراغ ندارید كه با شما اینگونه رفتار كند شاید یك دلیـل آن ایـن باشد كه شما نیز با آنان چنین رفتاری تا بحال نداشته اید.
سعی میکنم ویژگیهای یک دوست خوب را از نقطه نظرات مختلف، احادیث و کلام معصومین (ع)، سایت های مختلف، بزرگان صاحب نظر و.... را برای شما جمع اوری کنم به امید اینکه برای شما مفید و ثمربخش باشد.
منبع:http://www.aftab.ir
دوسـتـان خـوب یـك سری ویژگی دارند كه آنها را از دیگران متمایز می كند و سبب میگردد دوستــان بیشتری در كنار خود داشته باشند بنابراین با تـغیـیـر رفـتـار خــود به جرگه اینگونه افراد بپیوندید:
۱) یـك دوسـت خـوب حرفهایی كه بصورت محرمانه به وی زده شـده اسـت را نـزد خـود نـگـاه داشـتـه و رازدار شـمــا میباشد.
۲) وقت شناس بوده و در قرار ملاقاتها و یا میهمانیها قابل اطمینان بوده و سر موقع حضور می یابد.
۳) یك دوست خوب به موقعیت، موفقیت ها و یا دوستان دختـر و یـا پسـر جـدیـد شـــما حسادت نمی ورزد.
۴) یك دوست خوب هنگامی كه دچار بیماری و كسالت میـگردید با شما تماس گرفته و حالتان را جویا می شود و به عیادت شما می آید.
۵) وی میداند كه چه زمانی صحبت و چه زمانی سكوت نموده و تنها گوش دهد.
۶) هنگامی كه حالتان مساعد نبوده و یا دل و دماغ كاری را ندارید و پكر میباشید وی از رفتار شما دلخور نمیشود.
۷) اگر شما به فضای بیشتری نیاز داشته باشید و یا می خـواهـید تنها باشید، آنها این رفتار شما را طردشدگی تلقی نكرده و از شما دلگیر نمیشوند.
۸) یـك دوست خــــوب حیوان خانگی شما، مادر زن بدخلق شما و كـودكـان پـر جـنـب و جوش شما را به خاطر شما تحمل خواهد كرد.
۹) وقتی نظر او را در مــورد مسئله ای جویا شوید با جان و دل و صادقانه نظرات و عقاید خودش را در اختیارتان قرار می دهـد و حتـی اگـر بـه نـصایـحش نـیز عـمل نكنید ناراحت نمیشود.
۱۰) وی با شما میخندد،گریه میكند و كارهای ماجراجویانه انجام میدهد اما به دیگران چیزی در مورد آنها نمیگوید.
۱۱) پیش از سر زدن به منزلتان، شما را مجبور نمیكند كه خانه را تمیز و مرتب كنید.
۱۲) وی اجازه نمی دهـد كسـی پشت سر شما و در غیاب شما در مورد شما بدگویی كند و به دفاع از شما خواهد پرداخت.
۱۳) شما را به كارهای ماجراجویانه، رشد دهنده و پیشرفت در كار تشویق خواهد كرد.
۱۴) هنگامیكه خودروی شما دچار نقص فنی گردد شما را به مقصدتان خواهد رساند.
۱۵) روز تولدتان همیشه به یادش بـوده و اگر برنامـه خـاصـی بـرای آن روز تـــدارك ندیده باشید شما را به بیرون برده و یـا برایتان كیك سفارش میدهد.
۱۶) دوست خوب از شما انتظار ندارد كه اتوماتیك وار با عقاید وی در خصوص مسایلی همچون سیاست،مسایل جنسی و مذهب موافق باشید و به عقاید شما حتی اگر برخلاف عقایدش باشد احترام میگزارد.
۱۷) هیچگاه شما را نزد دیگران خرد و تحقیر نـكرده بلكه همواره به شما احترام میگذارد و در حضور دیگران از شما تعریف می كند.
اگر دوستی را سراغ ندارید كه با شما اینگونه رفتار كند شاید یك دلیـل آن ایـن باشد كه شما نیز با آنان چنین رفتاری تا بحال نداشته اید.
سعی میکنم ویژگیهای یک دوست خوب را از نقطه نظرات مختلف، احادیث و کلام معصومین (ع)، سایت های مختلف، بزرگان صاحب نظر و.... را برای شما جمع اوری کنم به امید اینکه برای شما مفید و ثمربخش باشد.
مائیم که از پادشهان باج گرفتیم
زان پس که از ایشان کمروتاج گرفتیم
اموال وخزائنشان تاراج گرفتیم
مائیم که از دریا امواج گرفتیم
شاهنشاه بزرگ ایران نادرشاه افشار
زیبنده یک رونین زیبا مردن است، آن رونینی که هر دم آماده مرگ نباشد، ناگزیر مرگی ناشایست برایش پیش می آید.
زان پس که از ایشان کمروتاج گرفتیم
اموال وخزائنشان تاراج گرفتیم
مائیم که از دریا امواج گرفتیم
شاهنشاه بزرگ ایران نادرشاه افشار
زیبنده یک رونین زیبا مردن است، آن رونینی که هر دم آماده مرگ نباشد، ناگزیر مرگی ناشایست برایش پیش می آید.

- پست: 1921
- تاریخ عضویت: شنبه ۲۹ خرداد ۱۳۸۹, ۵:۴۵ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 6415 بار
- سپاسهای دریافتی: 11867 بار
Re: دوست از نظر معصومین (ع)
اساس دوستي در اسلام
قرآن کريم مي فرمايد:
“الاخلاء يومئذ بعضهم لبعض عدو الاالمتقين”“دوستان صميمي در روز قيامت بعضي با بعضي ديگر دشمن خواهند شد مگر افراد متقين”
بر اساس اين آيه شريفه دوستي ها بايد بر پايه تقوا باشد در غير اين صورت دوستي ها در روز قيامت ممکن است تبديل به دشمني شود.
اگر در دنيا دوستي ها بر پايه و اساس تقوا وايمان شکل نگيرند چه بسيار از دوستي ها که تبديل به دشمني مي شود.
کلمه “الاخلاء” جمع کلمه” خليل “ است به معني “ دوست بسيار صميمي “ کاربرد اين کلمه توسط خداوند متعال درقرآن کريم کنايه ازاين است که دو دوست ممکن است با يکديگر بسيار صميمي ودر اصطلاح عاميانه ندار باشند اما اين دوستي ها با تمام صميمي بودن ممکن است به دشمني مبدل گردد چراکه برمبناي مشترکاتي ايجاد مي شود که از بين رفتني و فساد برانگيز است واين دو خصلت يعني فنا وفساد از خواص دنياست.
بنابراين چنانچه رفاقتي بر اساس مطامع دنيوي ومادي برقرار گردد به حسب فاني وفساد انگيزبودن آن تبديل به دشمني مي گردد
به همين جهت است که حضرت علي (ع) مي فرمايد: “مردم با يکديگر برادرند پس کسي که برادري اش در راه غيرخدا باشد تبديل به دشمني مي شود.”
و باز هم مولاعلي عليه السلام در حديث ديگري مي فرمايد:” از کسي که دوستي اش في الله و براي خدا و در راه خدا نبود برحذر باش”
بنابراين هر مودت ودوستي که برغير ذات خدا بنا شده باشد گمراهي است وتکيه کردن برآن محال وغير ممکن است .
قرآن کريم مي فرمايد:
“الاخلاء يومئذ بعضهم لبعض عدو الاالمتقين”“دوستان صميمي در روز قيامت بعضي با بعضي ديگر دشمن خواهند شد مگر افراد متقين”
بر اساس اين آيه شريفه دوستي ها بايد بر پايه تقوا باشد در غير اين صورت دوستي ها در روز قيامت ممکن است تبديل به دشمني شود.
اگر در دنيا دوستي ها بر پايه و اساس تقوا وايمان شکل نگيرند چه بسيار از دوستي ها که تبديل به دشمني مي شود.
کلمه “الاخلاء” جمع کلمه” خليل “ است به معني “ دوست بسيار صميمي “ کاربرد اين کلمه توسط خداوند متعال درقرآن کريم کنايه ازاين است که دو دوست ممکن است با يکديگر بسيار صميمي ودر اصطلاح عاميانه ندار باشند اما اين دوستي ها با تمام صميمي بودن ممکن است به دشمني مبدل گردد چراکه برمبناي مشترکاتي ايجاد مي شود که از بين رفتني و فساد برانگيز است واين دو خصلت يعني فنا وفساد از خواص دنياست.
بنابراين چنانچه رفاقتي بر اساس مطامع دنيوي ومادي برقرار گردد به حسب فاني وفساد انگيزبودن آن تبديل به دشمني مي گردد
به همين جهت است که حضرت علي (ع) مي فرمايد: “مردم با يکديگر برادرند پس کسي که برادري اش در راه غيرخدا باشد تبديل به دشمني مي شود.”
و باز هم مولاعلي عليه السلام در حديث ديگري مي فرمايد:” از کسي که دوستي اش في الله و براي خدا و در راه خدا نبود برحذر باش”
بنابراين هر مودت ودوستي که برغير ذات خدا بنا شده باشد گمراهي است وتکيه کردن برآن محال وغير ممکن است .
مائیم که از پادشهان باج گرفتیم
زان پس که از ایشان کمروتاج گرفتیم
اموال وخزائنشان تاراج گرفتیم
مائیم که از دریا امواج گرفتیم
شاهنشاه بزرگ ایران نادرشاه افشار
زیبنده یک رونین زیبا مردن است، آن رونینی که هر دم آماده مرگ نباشد، ناگزیر مرگی ناشایست برایش پیش می آید.
زان پس که از ایشان کمروتاج گرفتیم
اموال وخزائنشان تاراج گرفتیم
مائیم که از دریا امواج گرفتیم
شاهنشاه بزرگ ایران نادرشاه افشار
زیبنده یک رونین زیبا مردن است، آن رونینی که هر دم آماده مرگ نباشد، ناگزیر مرگی ناشایست برایش پیش می آید.

- پست: 1921
- تاریخ عضویت: شنبه ۲۹ خرداد ۱۳۸۹, ۵:۴۵ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 6415 بار
- سپاسهای دریافتی: 11867 بار
Re: دوست از نظر معصومین (ع)
ویژگی یک دوست خوب
۱- یکی از آداب دوستی که به پایدار ماندن آن نیز کمک می کند ،سلام کردن است .
۲-هیچ دری بدون کلید باز نمی شود ،کلید دوستی سلام کردن است .
۳-سلام کردن ودست دادن از سوی هر کس که باشد دلیل بر علاقه وبوجود
آوردن شرایط مناسب برای دوستی ورابطه است .
۴-گفته های بزرگان به ما می آموزد که با دوستان مومن با حالتی شاد بر
خورد کنیم .هر چند غمی در دل داشته باشیم.
۵-برخورد خوب ، در فرد مقابل شادی وامید واری بوجود می آورد ، در نتیجه
به ایجاد جامعه سالم کمک می کند.
۶-کسانی که شادی دیگران را به هم میزنند نه تنها در بین دوستان بلکه ،
پیش خدای متعال نیز جایگاهی ندارند وخداوند با آنان باخشم برخورد
می کند .
۷-تشکر وفدر دانی از محبت وزحمت های افراد ،یکی از آداب دوستی است
که به تحکیم دوستی کمک می کند .
۸-یکی از آداب دوستی وابراز محبت به دوست ، هدیه دادن به وی است ،
هدیه دادن کینه ها را از بین می برد وموجب می شود که ما به راحتی
اشتباهات وخطاهای دوستان را ببخشیم .
۹-یکی از امانتهای معنوی دوست ، پایبندی به عهد وپیمان است ، قرآن نیز
وفاداری به پیمان را امری شایسته می شماردو پیمان شکنان را سخت
نکوهش می کند .
۱۰-صله رحم نیز از آداب دوستی است ، دوست باید پیوسته از دوست خود
خبر داشته باشد .امام رضا (ع) در این باره می فر مایند :صله رحم کنید اگر
چه با جرعه ای آب باشد .
سایت عرفان
۱- یکی از آداب دوستی که به پایدار ماندن آن نیز کمک می کند ،سلام کردن است .
۲-هیچ دری بدون کلید باز نمی شود ،کلید دوستی سلام کردن است .
۳-سلام کردن ودست دادن از سوی هر کس که باشد دلیل بر علاقه وبوجود
آوردن شرایط مناسب برای دوستی ورابطه است .
۴-گفته های بزرگان به ما می آموزد که با دوستان مومن با حالتی شاد بر
خورد کنیم .هر چند غمی در دل داشته باشیم.
۵-برخورد خوب ، در فرد مقابل شادی وامید واری بوجود می آورد ، در نتیجه
به ایجاد جامعه سالم کمک می کند.
۶-کسانی که شادی دیگران را به هم میزنند نه تنها در بین دوستان بلکه ،
پیش خدای متعال نیز جایگاهی ندارند وخداوند با آنان باخشم برخورد
می کند .
۷-تشکر وفدر دانی از محبت وزحمت های افراد ،یکی از آداب دوستی است
که به تحکیم دوستی کمک می کند .
۸-یکی از آداب دوستی وابراز محبت به دوست ، هدیه دادن به وی است ،
هدیه دادن کینه ها را از بین می برد وموجب می شود که ما به راحتی
اشتباهات وخطاهای دوستان را ببخشیم .
۹-یکی از امانتهای معنوی دوست ، پایبندی به عهد وپیمان است ، قرآن نیز
وفاداری به پیمان را امری شایسته می شماردو پیمان شکنان را سخت
نکوهش می کند .
۱۰-صله رحم نیز از آداب دوستی است ، دوست باید پیوسته از دوست خود
خبر داشته باشد .امام رضا (ع) در این باره می فر مایند :صله رحم کنید اگر
چه با جرعه ای آب باشد .
سایت عرفان
مائیم که از پادشهان باج گرفتیم
زان پس که از ایشان کمروتاج گرفتیم
اموال وخزائنشان تاراج گرفتیم
مائیم که از دریا امواج گرفتیم
شاهنشاه بزرگ ایران نادرشاه افشار
زیبنده یک رونین زیبا مردن است، آن رونینی که هر دم آماده مرگ نباشد، ناگزیر مرگی ناشایست برایش پیش می آید.
زان پس که از ایشان کمروتاج گرفتیم
اموال وخزائنشان تاراج گرفتیم
مائیم که از دریا امواج گرفتیم
شاهنشاه بزرگ ایران نادرشاه افشار
زیبنده یک رونین زیبا مردن است، آن رونینی که هر دم آماده مرگ نباشد، ناگزیر مرگی ناشایست برایش پیش می آید.