صلیب شکسته Swastika
مدیران انجمن: abdolmahdi, رونین, شوراي نظارت

- پست: 420
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۰, ۱۰:۱۹ ق.ظ
- محل اقامت: Hell
- سپاسهای ارسالی: 1631 بار
- سپاسهای دریافتی: 1526 بار
Re: صلیب شکسته Swastika
بله.متاسفانه اینجور شرایط(جنگ جهانی) یا باید اینور خط بود یا اونور.
اما من با نظر شما مخالفم(نظر شما برام قابل اخترامه البته). چون من نمیتونم طرف یه قاتل جانی باشم که بخاطر خودش حدود 63میلیون آدم رو به کشتن داد با جنگی که براه انداخت.
اما من با نظر شما مخالفم(نظر شما برام قابل اخترامه البته). چون من نمیتونم طرف یه قاتل جانی باشم که بخاطر خودش حدود 63میلیون آدم رو به کشتن داد با جنگی که براه انداخت.
...Death to All who Oppose the Horde, We Shall NOT be Destroyed. Shall NOT نقطه. سر خط.... !...We'll Charge when Satan Laughs

- پست: 219
- تاریخ عضویت: یکشنبه ۱۵ اسفند ۱۳۸۹, ۱:۲۱ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 301 بار
- سپاسهای دریافتی: 989 بار
- تماس:
Re: صلیب شکسته Swastika
تو این پست چند تا از پوسترهای تبلیغاتی آلمان ها رو که بیشترشون مربوط به سالهای جنگ جهانی دوم میشه رو گذاشتم امیدوارم جالب باشه:


ما فرزندان آماردیم- بودیم هستیم و خواهیم بود.

- پست: 219
- تاریخ عضویت: یکشنبه ۱۵ اسفند ۱۳۸۹, ۱:۲۱ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 301 بار
- سپاسهای دریافتی: 989 بار
- تماس:

- پست: 1921
- تاریخ عضویت: شنبه ۲۹ خرداد ۱۳۸۹, ۵:۴۵ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 6415 بار
- سپاسهای دریافتی: 11867 بار
Re: صلیب شکسته Swastika
سلام خدمت تمامی دوستان گرامی
آخرین لحظات زندگی آدولف هیتلر
هیتلر به رادیو گوش می دهد......... نیروهای ارتش سرخ تا دروازه های برلین پیش آمده اند ... ژنرال ژوکف: تا فردا ٬ برلین را فتح خواهیم کرد......
اما هیتلر همچنان در پناهگاه زیرزمینی خود در برلین بسر می برد...... تمامی دوستان و اطرافیانش از او خواهش می کنند که با یک فروند هواپیما از برلین خارج شود و رهبری را در مقری دورتر از جبهه های جنگ ادامه دهد........ اما هیتلر فهمیده است که دیگر به پایان راه رسیده است.
از منشیهایش که در آن لحظات هولناک هنوز او را رها نکرده اند می خواهد که ماشینهای تایپ خود را آماده کنند. او می خواهد وصیتنامه خود را بگوید....... وصیتنامه ای که در آن لحظات آخر نیز می گوید که ما قربانی دسیسه چینی یهودیان شدیم ........ او از یهودیان چه چیزی می دانست که دیگران نمی دانستند.......... همه جهان او را مسئول این جنگ خانمان برانداز میدانند....... اما او طوری سخن می گوید که انگار از مسائلی با خبر است که دیگران نمی دانند.......... او باز هم یهودیان را مسئول آتش جنگ می داند.
همه فکر می کردند که فیلد مارشال گورینگ یا هیملر جانشینان او خواهند شد......... اما آن دو به گفته خود هیتلر به او خیانت کرده بودند......... گورینگ و هیملر که بازی را تمام شده می دیدند٬ به خیال خود در پی کنار آمدن با متفقین شده بودند...... زهی خیال باطل........ صلح... آن هم در شرایطی که متفقین وارد آلمان شده بودند؟.......... چندی قبل گورینگ از طرف پیشوا عزل گردیده بود...... و هیملر نیز شرایط بهتری نداشت........
هیتلر در وصیتنامه خود٬ دریاسالار دونتیس که مردی خوش نام در ارتش آلمان بود را جانشین خود قرار داد و از او خواست تا برای سرافرازی آلمان هر چه می تواند انجام دهد و دیگران را نیز به فرمانبرداری او امر کرد.
پس از مرور وصیتنامه اش و طبق عادت همیشگی اش٬ اصلاح بعضی عبارات٬ به همگی فرمان داد تا برلین را ترک کنند.هواپیمایی که در میان آنهمه آتش برای بردن پیشوای آلمان آمده بود٬ نباید دست خالی باز میگشت....... برای هیتلر اهمیت داشت که وصیتنامه اش به دست بیگانگان نرسد.. پس وصیتنامه اش را بهمراه دیگر یاران نزدیکش بهمراه آن هواپیما فرستاد تا هم یارانش رهایی یابند و هم وصیتنامه اش ایمن باشد.
او از گوبلس و خانواده اش و حتی اوا براون نیز خواست که ترکش کنند... اما آنها ماندند تا نامشان در کنار هیتلر باقی بماند.
هواپیما به پرواز در آمد و هیتلر ٬دستانش را از پشت کمر به هم گره زده بود و به آن هواپیما می نگریست......... خلبان چالاک آن هواپیما از میان کوهی از آتش توانست عبور کند و دور و دورتر شد...... دقایقی پس از آنکه هواپیما از دیدها ناپدید شد..کماکان هیتلر ایستاده بود و به آسمان مینگریست......... لحظه ای به خود آمد و به اطرافش نگاه کرد........ همه مانند او داشتند به آسمان نگاه می کردند....... صدایش را صاف کرد و رو کرد به اوابراون که در نزدیکیش ایستاده بود.......... و بلند گفت که دیگر زمان آن شده است که ازدواج کنم.... آیا همسری مرا قبول خواهی کرد؟........ اوا براون که سالها آرزوی چنین پیشنهادی را داشت....... اشک در چشمانش حلقه زد و با لبخندی بر لب٬ سرش را به نشانه تایید تکان داد.
گوبلس دستور داد تا سریعا کشیشی بیاید و مراسم ازدواج را به اجرا بگذارد........ به سرعت تدارک جشن عروسی را دیدند و مقدار مختصری غذا و شیرینی نیز مهیا گردید ........ در آن لحظات ٬ شادی غیر قابل وصفی برقرار شد....... کشیش خطبه مربوط به ازدواج را خواند و از هیتلر پرسید که آیا حاضر است در سختیها و خوشیها در کنار همسرش باشد؟... هیتلر پاسخ داد:آری........ از اوا براون نیز سوالی مشابه پرسید که جواب او نیز مثبت بود........ در دفتر ثبت اسناد پس از امضای هیتلر و اوا براون٬ گوبلس از طرف هیتلر و همسر گوبلس از طرف اوا امضا کردند.
پس از ساعتی شادمانی....... دیگر زمان استراحت تازه داماد و نو عروس گشته بود....... اما هیتلر قبل از آنکه به اتاقش برود از گوبلس خواست تا بطور خصوصی با او صحبت کند....... پس آندو به دفتر کار هیتلر رفتند ٬ اما برعکس جلسات دیگر ٬ این جلسه زیاد طولانی نبود....... پس از آن هیتلر با همگی خداحافظی کرد و از آنها تشکر نمود که تا این لحظه او را ترک نکرده اند و پس از آن بازوی نو عروسش را گرفت و به اتفاق به اتاق هیتلر رفتند....... چشمان همه اشکبار بود......... این آخرین باری بود که پیشوای آلمان زنده دیده شد.
همه نگران بودند و خواب به چشمان هیچ کس راه نمیافت.......... ساعاتی گذشت تا اینکه صدای تیری از اتاق پیشوا به گوش رسید...... همه سراسیمه به اتاق پیشوا رفتند ........
داستان زندگی پر فراز و نشیب هیتلر به پایان رسید ...
به دستور گوبلس چاله ای که از خمپاره های متفقین درست شده بود را پر از بنزین کردند و جسد هیتلر و اوا براون را درون آن سوزاندند....... سپس گوبلس و همسرش و دختران خردسالش به پیشوایشان اقتدا کردند و آنها نیز خودکشی نمودند.
مارتین بورمان٬منشی خصوصی هیتلر٬ و تنها کسی از سران نازی که هیچگاه دستگیر نشد...... دستور سوزاندن جسد آنها را نیز صادر کرد و پس از آن مشغول جمع آوری و سوزاندن اندک مدارکی که باقی مانده بود شد.
زمانی که روسها پناهگاه هیتلر را تصرف کردند تنها تکه هایی از استخوان هیتلر را یافتند و این همه ی پایان داستان بود.
روزی دنیا شاهد شکوه نژاد آریا میشود . . . . .دنیا تنها در یک صورت آزادی مطلق و صلح واقعی را میبیند که تنها یک نفر بر دنیا حکومت کند ،دنیا را به یک کشور واحد تبدیل کند و ارتش و جنگی در کار نباشد . . . مردان شجاع و کار آمد ، مردان و زنان گرانقدر رفتند ، ترسو ها و خیانت کار ها ماندند . . . میتوانم درک کنم مردم بعد از من در اثر تبلیغات یهود از من متنفر میشوند و نژاد آریا از هم میپاشد . . . یا حرفی نزنید یا اگر حرفی زدید تا پای جان پای حرفتان باشید
ادولف هیتلر
منبع:سایت ادولف هیتلر
آخرین لحظات زندگی آدولف هیتلر
هیتلر به رادیو گوش می دهد......... نیروهای ارتش سرخ تا دروازه های برلین پیش آمده اند ... ژنرال ژوکف: تا فردا ٬ برلین را فتح خواهیم کرد......
اما هیتلر همچنان در پناهگاه زیرزمینی خود در برلین بسر می برد...... تمامی دوستان و اطرافیانش از او خواهش می کنند که با یک فروند هواپیما از برلین خارج شود و رهبری را در مقری دورتر از جبهه های جنگ ادامه دهد........ اما هیتلر فهمیده است که دیگر به پایان راه رسیده است.
از منشیهایش که در آن لحظات هولناک هنوز او را رها نکرده اند می خواهد که ماشینهای تایپ خود را آماده کنند. او می خواهد وصیتنامه خود را بگوید....... وصیتنامه ای که در آن لحظات آخر نیز می گوید که ما قربانی دسیسه چینی یهودیان شدیم ........ او از یهودیان چه چیزی می دانست که دیگران نمی دانستند.......... همه جهان او را مسئول این جنگ خانمان برانداز میدانند....... اما او طوری سخن می گوید که انگار از مسائلی با خبر است که دیگران نمی دانند.......... او باز هم یهودیان را مسئول آتش جنگ می داند.
همه فکر می کردند که فیلد مارشال گورینگ یا هیملر جانشینان او خواهند شد......... اما آن دو به گفته خود هیتلر به او خیانت کرده بودند......... گورینگ و هیملر که بازی را تمام شده می دیدند٬ به خیال خود در پی کنار آمدن با متفقین شده بودند...... زهی خیال باطل........ صلح... آن هم در شرایطی که متفقین وارد آلمان شده بودند؟.......... چندی قبل گورینگ از طرف پیشوا عزل گردیده بود...... و هیملر نیز شرایط بهتری نداشت........
هیتلر در وصیتنامه خود٬ دریاسالار دونتیس که مردی خوش نام در ارتش آلمان بود را جانشین خود قرار داد و از او خواست تا برای سرافرازی آلمان هر چه می تواند انجام دهد و دیگران را نیز به فرمانبرداری او امر کرد.
پس از مرور وصیتنامه اش و طبق عادت همیشگی اش٬ اصلاح بعضی عبارات٬ به همگی فرمان داد تا برلین را ترک کنند.هواپیمایی که در میان آنهمه آتش برای بردن پیشوای آلمان آمده بود٬ نباید دست خالی باز میگشت....... برای هیتلر اهمیت داشت که وصیتنامه اش به دست بیگانگان نرسد.. پس وصیتنامه اش را بهمراه دیگر یاران نزدیکش بهمراه آن هواپیما فرستاد تا هم یارانش رهایی یابند و هم وصیتنامه اش ایمن باشد.
او از گوبلس و خانواده اش و حتی اوا براون نیز خواست که ترکش کنند... اما آنها ماندند تا نامشان در کنار هیتلر باقی بماند.
هواپیما به پرواز در آمد و هیتلر ٬دستانش را از پشت کمر به هم گره زده بود و به آن هواپیما می نگریست......... خلبان چالاک آن هواپیما از میان کوهی از آتش توانست عبور کند و دور و دورتر شد...... دقایقی پس از آنکه هواپیما از دیدها ناپدید شد..کماکان هیتلر ایستاده بود و به آسمان مینگریست......... لحظه ای به خود آمد و به اطرافش نگاه کرد........ همه مانند او داشتند به آسمان نگاه می کردند....... صدایش را صاف کرد و رو کرد به اوابراون که در نزدیکیش ایستاده بود.......... و بلند گفت که دیگر زمان آن شده است که ازدواج کنم.... آیا همسری مرا قبول خواهی کرد؟........ اوا براون که سالها آرزوی چنین پیشنهادی را داشت....... اشک در چشمانش حلقه زد و با لبخندی بر لب٬ سرش را به نشانه تایید تکان داد.
گوبلس دستور داد تا سریعا کشیشی بیاید و مراسم ازدواج را به اجرا بگذارد........ به سرعت تدارک جشن عروسی را دیدند و مقدار مختصری غذا و شیرینی نیز مهیا گردید ........ در آن لحظات ٬ شادی غیر قابل وصفی برقرار شد....... کشیش خطبه مربوط به ازدواج را خواند و از هیتلر پرسید که آیا حاضر است در سختیها و خوشیها در کنار همسرش باشد؟... هیتلر پاسخ داد:آری........ از اوا براون نیز سوالی مشابه پرسید که جواب او نیز مثبت بود........ در دفتر ثبت اسناد پس از امضای هیتلر و اوا براون٬ گوبلس از طرف هیتلر و همسر گوبلس از طرف اوا امضا کردند.
پس از ساعتی شادمانی....... دیگر زمان استراحت تازه داماد و نو عروس گشته بود....... اما هیتلر قبل از آنکه به اتاقش برود از گوبلس خواست تا بطور خصوصی با او صحبت کند....... پس آندو به دفتر کار هیتلر رفتند ٬ اما برعکس جلسات دیگر ٬ این جلسه زیاد طولانی نبود....... پس از آن هیتلر با همگی خداحافظی کرد و از آنها تشکر نمود که تا این لحظه او را ترک نکرده اند و پس از آن بازوی نو عروسش را گرفت و به اتفاق به اتاق هیتلر رفتند....... چشمان همه اشکبار بود......... این آخرین باری بود که پیشوای آلمان زنده دیده شد.
همه نگران بودند و خواب به چشمان هیچ کس راه نمیافت.......... ساعاتی گذشت تا اینکه صدای تیری از اتاق پیشوا به گوش رسید...... همه سراسیمه به اتاق پیشوا رفتند ........
داستان زندگی پر فراز و نشیب هیتلر به پایان رسید ...
به دستور گوبلس چاله ای که از خمپاره های متفقین درست شده بود را پر از بنزین کردند و جسد هیتلر و اوا براون را درون آن سوزاندند....... سپس گوبلس و همسرش و دختران خردسالش به پیشوایشان اقتدا کردند و آنها نیز خودکشی نمودند.
مارتین بورمان٬منشی خصوصی هیتلر٬ و تنها کسی از سران نازی که هیچگاه دستگیر نشد...... دستور سوزاندن جسد آنها را نیز صادر کرد و پس از آن مشغول جمع آوری و سوزاندن اندک مدارکی که باقی مانده بود شد.
زمانی که روسها پناهگاه هیتلر را تصرف کردند تنها تکه هایی از استخوان هیتلر را یافتند و این همه ی پایان داستان بود.
روزی دنیا شاهد شکوه نژاد آریا میشود . . . . .دنیا تنها در یک صورت آزادی مطلق و صلح واقعی را میبیند که تنها یک نفر بر دنیا حکومت کند ،دنیا را به یک کشور واحد تبدیل کند و ارتش و جنگی در کار نباشد . . . مردان شجاع و کار آمد ، مردان و زنان گرانقدر رفتند ، ترسو ها و خیانت کار ها ماندند . . . میتوانم درک کنم مردم بعد از من در اثر تبلیغات یهود از من متنفر میشوند و نژاد آریا از هم میپاشد . . . یا حرفی نزنید یا اگر حرفی زدید تا پای جان پای حرفتان باشید
ادولف هیتلر
منبع:سایت ادولف هیتلر
مائیم که از پادشهان باج گرفتیم
زان پس که از ایشان کمروتاج گرفتیم
اموال وخزائنشان تاراج گرفتیم
مائیم که از دریا امواج گرفتیم
شاهنشاه بزرگ ایران نادرشاه افشار
زیبنده یک رونین زیبا مردن است، آن رونینی که هر دم آماده مرگ نباشد، ناگزیر مرگی ناشایست برایش پیش می آید.
زان پس که از ایشان کمروتاج گرفتیم
اموال وخزائنشان تاراج گرفتیم
مائیم که از دریا امواج گرفتیم
شاهنشاه بزرگ ایران نادرشاه افشار
زیبنده یک رونین زیبا مردن است، آن رونینی که هر دم آماده مرگ نباشد، ناگزیر مرگی ناشایست برایش پیش می آید.

- پست: 219
- تاریخ عضویت: یکشنبه ۱۵ اسفند ۱۳۸۹, ۱:۲۱ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 301 بار
- سپاسهای دریافتی: 989 بار
- تماس:
Re: صلیب شکسته Swastika
The Swastika Building
ساختمانی مربوط به نیروی دریایی آمریکا به شکل صلیب شکسته
[url=topic77025.html]Swastika[/url] و دو عقاب در کنارش
Coronado Naval Amphibious Base
تصاویر از
Google Earth








ساختمانی مربوط به نیروی دریایی آمریکا به شکل صلیب شکسته
[url=topic77025.html]Swastika[/url] و دو عقاب در کنارش
Coronado Naval Amphibious Base
تصاویر از
Google Earth








ما فرزندان آماردیم- بودیم هستیم و خواهیم بود.

- پست: 219
- تاریخ عضویت: یکشنبه ۱۵ اسفند ۱۳۸۹, ۱:۲۱ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 301 بار
- سپاسهای دریافتی: 989 بار
- تماس:
Re: صلیب شکسته Swastika
نماد حزب نازی
پرچم نازی از یک صلیب شکسته به عنوان نماد آریایی و همچنین رنگهای قرمز، سیاه و سفید استفاده شده بود که گفته میشود به نمایندگی از خون و خاک است و تعریفی دیگر از پرچم رایش دوم است. صلیب شکسته به نمایندگی از سمبولهای آریایی و نشان نژاد آریایی و همچنین ترکیب رنگی که گفته شده بر گرفته از پرچم طراحی شده در سال ۱۸۷۱ متعلق به رایش دوم. عقاب آلمانی در واقع بر گرفته از نمادهای قدیمی آلمان است که در بالای صلیب شکسته در حلقه برگهای بلوط ایستاده است هنگامی که سر عقاب به سمت چپ خود نگاه میکند نماد حزب نازی و در مقابل هنگامی که به سمت راست خود نگاه میکند سمبل آلمان است.


یک ۵ رایش مارکی قبل و بعد از کاربرد نشان صلیب شکسته

هیتلر در کنار هم حزبیهایش، ۱۹۳۰

پوستر تبلیغاتی حزب نازی در انتخابات ۱۹۳۰. "ما خواهان نان و آزادی هستیم"

پوستر تبلیغاتی انتخابات سال ۱۹۳۲ مجلس ملی آلمان. "مردم حق دارند به لیست شماره ۱ حزب نازی رای دهند"

پرچم حزب نازی

آلمان بین سالهای ۱۹۱۹ تا ۱۹۳۷ نقطهچینهای قرمز مناطق جدا شده از آلمان را نشان میدهد

پرچم نازی از یک صلیب شکسته به عنوان نماد آریایی و همچنین رنگهای قرمز، سیاه و سفید استفاده شده بود که گفته میشود به نمایندگی از خون و خاک است و تعریفی دیگر از پرچم رایش دوم است. صلیب شکسته به نمایندگی از سمبولهای آریایی و نشان نژاد آریایی و همچنین ترکیب رنگی که گفته شده بر گرفته از پرچم طراحی شده در سال ۱۸۷۱ متعلق به رایش دوم. عقاب آلمانی در واقع بر گرفته از نمادهای قدیمی آلمان است که در بالای صلیب شکسته در حلقه برگهای بلوط ایستاده است هنگامی که سر عقاب به سمت چپ خود نگاه میکند نماد حزب نازی و در مقابل هنگامی که به سمت راست خود نگاه میکند سمبل آلمان است.
یک ۵ رایش مارکی قبل و بعد از کاربرد نشان صلیب شکسته
هیتلر در کنار هم حزبیهایش، ۱۹۳۰

پوستر تبلیغاتی حزب نازی در انتخابات ۱۹۳۰. "ما خواهان نان و آزادی هستیم"

پوستر تبلیغاتی انتخابات سال ۱۹۳۲ مجلس ملی آلمان. "مردم حق دارند به لیست شماره ۱ حزب نازی رای دهند"

پرچم حزب نازی
آلمان بین سالهای ۱۹۱۹ تا ۱۹۳۷ نقطهچینهای قرمز مناطق جدا شده از آلمان را نشان میدهد
ما فرزندان آماردیم- بودیم هستیم و خواهیم بود.

- پست: 1118
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۳ آبان ۱۳۸۶, ۳:۵۶ ب.ظ
- محل اقامت: ايران....از خزر تا خليج هميشه فارس
- سپاسهای ارسالی: 1224 بار
- سپاسهای دریافتی: 1160 بار
- تماس:
Re: صلیب شکسته Swastika
cheka نوشته شده:خیلی جالبه ، دوستان 1,250,000 سربازی که از مسکو دفاع میکردند رو گذاشتن کنار بعد سرما رو عامل شکست آلمان میدونند ! اگر اینطور که دوستان میفرمایند باشه آلمانی ها حداقل تابستون ها باید خوب میجنگیدند ولی همچنین چیزی نبود !
آلمانی ها با حمله به شوروی گور خودشون رو کندند (اینو چرچیل هم گفته) ، ارتش شوروی در زمان حمله ی آلمان به خاک شوروی چندین برابر ارتش آلمان بود ، تنها دو عامل باعث پیشروی اولیه ی آلمانی ها بود : 1- غافلگیر شدن اولیه روسها در نتیجه ی استفاده از تاکتیک بلیتزکریگ -2- ارتش سرخ در ابتدای جنگ مجبور بود بخاطر اینکه احتمال حمله از چند طرف (هم از طرف اروپا و هم از طرف ژاپن) میرفت خودش رو پخش کنه که این قدرتش رو کاهش میداد ، اما از اواخر 1941 که ک.گ.ب مطمئن شد ژاپن قصد حمله به شوروی رو نداره از شرق و سیبری انقدر لشگر به غرب شوروی فرستاده شد که کمر ارتش آلمان از وسط شکسته شد.
فکر نمی کنم تنها عامل پیروزی ارتشها فزونی سرباز و ... باشه....این در تمامی جنگهای تاریخ ثابت شده....
در سحرگاه ۲۲ ژوئن ۳/۵ ميليون سرباز آلماني در پناه آتش دهها هزار توپ و هزاران هواپيما وارد خاك شوروي شدند در حالي كه حريف با ۴/۵ميليون سرباز و تانك و هواپيمايي تقريباً معادل آلمان آماده مبارزه نبود و تقريباً غافلگير شد.
نيروهاي آلماني در ۳ ستون عظيم واردخاك شوروي شدند يك دسته به سوي جنوب و كيف و يك دسته به سوي شمال ولينگراد و يك ستون به سوي مركز. نبردهاي مخوف ۱۵ روز اول حمله، تقريباً كار ارتش شوروي را تمام كرد. مبارزان روس در همه جا دسته دسته يا اسير مي شدند و يا از برابر ارتش رايش مي گريختند . تنها در شكست مينسك روسها ۳۲۴ هزار اسير دادند و ۳۳۳۰ تانك آنها توسط آلمانيها به غنيمت گرفته شد. در شمال آلمانها به سرعت به لنينگراد پايتخت، ۵۰۰ ساله روسها رسيدند. تنها طي ۱۷ روز نبرد ۲۰۰ لشگر روس از بين رفتند و فرماندهان زرهي آلمان در همه جا پس از از بين بردن دشمن ازستاد درخواست برنامه مي كردند.
نيروهاي آلمان اكنون به اسمولنسك كليد تسخير مسكو رسيدند. آنها با محاصره ۳۰۰هزار سرباز روس آماده فرود آوردن ضربه نهايي به ارتش سرخ هستند.
اينجا بود كه هيتلر اشتباه استراتژيك خود را مرتكب شد. وي به جاي آنكه به قلب دشمن قدرتمند خود حمله كند دستور حمله به جنوب (اكراين و تصرف كيف) را داد. ستاد ارتش آلمان بويژه ژنرال هالدر سعي فراواني براي تغيير نظر هيتلر مي كند اما هيتلر اظهار مي دارد كه ممكن است سپاه نيمه جان روس به شيوه گاز انبري او را غافلگير كنند. بنابراين تا يكسره كردن كار لنينگراد و كيف به سراغ مسكو نمي رويم» (گفته هيتلر) حال آنكه ارتشهاي شكست خورده روس توان جمع و جور كردن خود را نداشتند چه برسد به حمله سپاههاي زرهي آلمان. به هر شكل هيتلر با درگير كردن نيروهاي خوددر شمال و جنوب شوروي ماههاي ژولاي، اوت و سپتامبر را از دست داد و اين پايان كار او بود
چرا
كه وي سرماي مسكو را دست كم گرفت.
۱۹ اكتبر ۱۹۴۱ آلمانها به نزديكي مسكو رسيدند برخي واحدهاي پيش قراول آلمان حتي به حومه مسكو وارد شدند. اما اين براي استالين نيز آخرين فرصت بود.
دفاع از مسكو به ژوكوف ورزيده ترين ژنرال روس سپرده شد. استالين براي دفاع از مسكو از تمام نيروهاي باقيمانده شوروي استفاده كرد از جمله ۱۰۰ لشكر شرقي كه تاكنون براي دفاع از سيبري نگاه داشته شده بودند.
---------------------------------------
دوست عزیز نقش سرما رو در شکست هیتلر بی تاثیر میدونند....سرمایی که موتور قویترین تانک آلمانیها یعنی تایگر را منفجر میکرد....سربازه شب که می خوابیدند صبح از سرما یخ میزدند.....بیشتر گردانهای آلمانی از شر سرما خودشسون رو به روسها تسلیم میکردند.....و ....
انتظار میرفت که آلمان روسیه را در 1 ماه و حداکثر 6 ماه تسخیر کنه....لباسهای ارتش آلمان واسه تابستان طراحی شده بودند نه آن سرمای غیر قابل پیش بینی...
به هر حال الان 66 سال از اون ماجرا میگذره و به قول یکی از بزرگان آنان فردای خودشان را برای امروز ما دادند.
شاید خدا اون سرما رو فرستاده که یه فرصت دیگه به یهودیان داده باشه...
خدایا ...!
نیازی به زمین لرزه نیست ...!
کاخِ آرزوهای این مردم به تلنگری هم فرو میریخت ...!!!
نیازی به زمین لرزه نیست ...!
کاخِ آرزوهای این مردم به تلنگری هم فرو میریخت ...!!!

- پست: 763
- تاریخ عضویت: جمعه ۱۴ آبان ۱۳۸۹, ۱:۲۶ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 687 بار
- سپاسهای دریافتی: 2866 بار
Re: صلیب شکسته Swastika
دوست عزیز من سرما رو در شکست آلمانی ها بی تاثیر ندونستم ! البته اونهم باز نشونه ای دیگر از ضعف نیروهای آلمانی بود که تجهیزات لازم برای تطبیق با شرایط جایی که بهش حمله میکردند رو نداشتن . اما شما طوری حرف میزنید که انگار فقط سرما عامل شکستشون بود.
آلمانی ها بعد از یک سری پیشرفت سریع اولیه در بسیاری از نقاط متوقف شدند از جمله لنینگراد ، استالینگراد و مسکو و هرکاری کردند نتونستند جلوتر از این برن ، بعدشم که لشگرهای سیبریایی به غرب کشور رسیدند نسخه ی همه ی آلمانی ها در هم پیچیده شد
آلمانی ها بعد از یک سری پیشرفت سریع اولیه در بسیاری از نقاط متوقف شدند از جمله لنینگراد ، استالینگراد و مسکو و هرکاری کردند نتونستند جلوتر از این برن ، بعدشم که لشگرهای سیبریایی به غرب کشور رسیدند نسخه ی همه ی آلمانی ها در هم پیچیده شد
دعا نکنید زندگی آسانی داشته باشید ، دعا کنید انسانهایی قوی باشید.
جان.اف.کندی
جان.اف.کندی

- پست: 1118
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۳ آبان ۱۳۸۶, ۳:۵۶ ب.ظ
- محل اقامت: ايران....از خزر تا خليج هميشه فارس
- سپاسهای ارسالی: 1224 بار
- سپاسهای دریافتی: 1160 بار
- تماس:
Re: صلیب شکسته Swastika
پس از پیروزی در کیف، بخش قابل توجهی از نیروهای موجود در بخش جنوبی جبهه به گروه ارتش های مرکزی آلمان ملحق شدند تا حمله نهایی به مسکو را انجام دهند. اما متاسفانه عواملی ایجاد شد که باعث توقف پیروزی های آلمان در دروازه مسکو گردید. از جمله ی بد شانسی ها این بود که زمستان کمی زودتر آغاز گردید و ارتش آلمان برای نبرد زمستانی مجهز نبود، همچنین ایران تصرف ارتش شوروی و بریتانیا تصرف شده بود و این مساله باعث ارسال آذوقه و تجهیزات توسط متفقین به روسیه گردید و مهم تر اینکه صد ها هزار سرباز تازه نفس از سیبری برای دفاع از مسکو رسیدند. این سربازان در بخش شرقی شوروی موضع گرفته بودند تا حمله احتمالی ژاپن را دفع کنند، اما از آنجایی که جاسوسان شوروی متوجه شدند که ژاپنی ها قصد حمله ندارند، این عده برای دفاع از مسکو اعزام شدند.
__________________________________
بنده از پست قبلي شما اشتباهي برداشت كردم.......
البته لازم به بحث بيشتر نيست. چون در اينصورت تاپيك حذف ميشه و زحمتهاي دوست عزيزمون , به باد فنا ميره....
__________________________________
بنده از پست قبلي شما اشتباهي برداشت كردم.......
البته لازم به بحث بيشتر نيست. چون در اينصورت تاپيك حذف ميشه و زحمتهاي دوست عزيزمون , به باد فنا ميره....
خدایا ...!
نیازی به زمین لرزه نیست ...!
کاخِ آرزوهای این مردم به تلنگری هم فرو میریخت ...!!!
نیازی به زمین لرزه نیست ...!
کاخِ آرزوهای این مردم به تلنگری هم فرو میریخت ...!!!

- پست: 114
- تاریخ عضویت: جمعه ۱۲ آذر ۱۳۸۹, ۹:۳۲ ب.ظ
- محل اقامت: تهران-پیروزی
- سپاسهای ارسالی: 318 بار
- سپاسهای دریافتی: 317 بار
Re: صلیب شکسته Swastika
برید خدا رو شکر کنین که نازیا پیروز نشدن وگرنه کل دنیا من جمله ایران خودمونو اشغال می کردن ، دیگه کی میخواست جلوشونو بگیره. اگه پیروز بودن الان ما برده های اونا بودیم. آریایی و اینا چه حرفاییه ؟ این حرف ها پوشش بودش وگرنه حداقل با همنژادای اروپاییشون مث ایتالیاییا و لهستانا خوب رفتار میکردن. خوبی با ما پیشکش!
شوروی با این کار خدمت بزرگی به آزادی و مردم کشورای دیگه دنیا کرد. این هیتلر روانی آدمکش خطرناکی بود که خداروشکر خطرش به خیر گذشت.
شوروی با این کار خدمت بزرگی به آزادی و مردم کشورای دیگه دنیا کرد. این هیتلر روانی آدمکش خطرناکی بود که خداروشکر خطرش به خیر گذشت.
[FONT=Palatino Linotype] [FONT=Palatino Linotype] [FONT=Palatino Linotype] [FONT=Palatino Linotype] [FONT=Palatino Linotype] [FONT=Palatino Linotype] [FONT=Palatino Linotype] [FONT=Palatino Linotype] [FONT=Palatino Linotype] [FONT=Palatino Linotype] [FONT=Palatino Linotype] [FONT=Palatino Linotype] [FONT=Palatino Linotype] [FONT=Palatino Linotype] [FONT=Palatino Linotype] [FONT=Palatino Linotype] [HIGHLIGHT=#000000][FONT=Times New Roman]امام محمد باقر (ع) می فرمایند:
[FONT=Times New Roman][HIGHLIGHT=#4f6128](* هیچ چیز نزد خداوند محبوب تر از کاری نیست که بر آن مداومت شود هر چند که آن کار کوچک باشد. [HIGHLIGHT=#4f6128] *) [FONT=B Compset]
[FONT=Times New Roman][HIGHLIGHT=#4f6128](* هیچ چیز نزد خداوند محبوب تر از کاری نیست که بر آن مداومت شود هر چند که آن کار کوچک باشد. [HIGHLIGHT=#4f6128] *) [FONT=B Compset]

- پست: 219
- تاریخ عضویت: یکشنبه ۱۵ اسفند ۱۳۸۹, ۱:۲۱ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 301 بار
- سپاسهای دریافتی: 989 بار
- تماس:
Re: صلیب شکسته Swastika
Omicron نوشته شده:برید خدا رو شکر کنین که نازیا پیروز نشدن وگرنه کل دنیا من جمله ایران خودمونو اشغال می کردن ، دیگه کی میخواست جلوشونو بگیره. اگه پیروز بودن الان ما برده های اونا بودیم. آریایی و اینا چه حرفاییه ؟ این حرف ها پوشش بودش وگرنه حداقل با همنژادای اروپاییشون مث ایتالیاییا و لهستانا خوب رفتار میکردن. خوبی با ما پیشکش!
شوروی با این کار خدمت بزرگی به آزادی و مردم کشورای دیگه دنیا کرد. این هیتلر روانی آدمکش خطرناکی بود که خداروشکر خطرش به خیر گذشت.
والا به نظر من اشغالگر خوب و بد نداریم نه این که روسا تو ایران با امریکا و انگلیس و....بقیه گل کاشتن سالهای قحطی و گرسنگی مردم ایران اونم با استالین رهبری که حتی به پسر خودش هم که تو اسارت آلمانها بود رحم نکرد و در جواب پیشنهاد مبادله اونها گفت ارزش مبادله رو نداره قابل توجه اینکه از اول هم پسرش با اون مشکل داشت تا حدی که پسرش یک بار خودکشی کرد و استالین گفت که اون حتی توانایی شلیک گلوله مستقیم رو به سرش هم نداره و در ضمن دخترش رو هم که مثلا خیلی اون رو دوست داشت از روسیه فرار کرد و به آمریکا رفت تازه جدا از تمام بلاهایی که به سر مردم خودش آورد نه سر ملتهای دیگر که بماند تازه وقتی بهش گفتن که مادرش مرده حتی زحمت رفتن به مراسمم برای خودش نداد حالا جدیداش مثل راه اندازی نیروگاه هسته ای که ممکن به عمر ما کفاف نده یا اگرم بده 40
سالی طول بکشه اونم با چه پولهای یا مفتی تازه با چه تکنولوژی یا فروختن سلاح با پول پیش گرفتن چند میلیاردی بعدش بجای s-300 به این نتیجه برسن که ak-47 بهتره - جدا از افکار کمونیستی که فقط نظریاتشونو به مردمشون میدادن و خودشون جور دیگه ای تو کاخها زندگی میکردن که در سالهای حکومت استالین چقدر از مردم از گشنگی و قحطی مردن چه قبل و چه بعد از جنگ و افسانه زندانهای گولاک و کارهای اجباری و اعدام کردن در جای سربازان زخمی وقتی عقب نشینی میکردن اونم بدون محاکمه با اون ایدئولوژی این همه بلاهایی بود که به سر مردم خودشون آوردن حالا ما به بقیه کاری نداریم
ما فرزندان آماردیم- بودیم هستیم و خواهیم بود.

- پست: 219
- تاریخ عضویت: یکشنبه ۱۵ اسفند ۱۳۸۹, ۱:۲۱ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 301 بار
- سپاسهای دریافتی: 989 بار
- تماس:
Re: صلیب شکسته Swastika
حزب سومکا
سومِکا که کوتاه شدهٔ حزب سوسیالیست ملی کارگران ایران است نام حزبی با عقاید ناسیونال سوسیالیسمی بود که در طول جنگ جهانی دوم در ایران پایه گذاری شد.رهبر این حزب داوود منشیزاده بود.او و تنی چند از سران این حزب تا پیش از شکست آلمان نازی عضو حزب ملی سوسیالیست کارگران آلمان بودند.اما پس از شکست آلمان نازی به ایران بازگشتند.
داوود منشیزاده استاد ادبیات دانشگاه لودویگ ماکسیمیلیان مونیخ بود. وی همچنین به دلیل همکاری با نیروهای اس اس در نبرد برلین زخمی شد.داوود منشیزاده عامل موثری در ارتباط بین آلمان نازی و ایران بود.حزب سومکا علاوه بر عضوگیری از دانشگاههای ایران دوام زیادی نداشت، گفته میشود رضاشاه نیز در یک دوره به این حزب کمک مالی کرده است.
گروه به طور عمده از ملیگرایان تشکیل شده بود.اما بسیاری از رفتارهای اعضای حزب از حزب ملی سوسیالیست کارگران آلمان برگرفته شده بود، مانند سلام به سبک حزب نازی.نشان سواستیکا و رنگهای سیاه و سفید به عنوان رنگها و نشان حزب برگزیده شده بودند، با این حال اعضای حزب به شاه نیز احترام می گذاشتند.
ایدئولوژی سومکا برپایه همان شعارهای نازیها بود.حزب در ایران و در مرحله اول بر ضد متفقین اشغالگر فعالیت میکرد ولی هدف اصلی حزب برضد ایدئولوژی کمونیسم بود.سرانجام این حزب در برابر رژیم پهلوی ایستاد و رهبرش به بیرون از کشور رفت. پس از آن چندی یک دگرگونی بنیادی در حزب صورت گرفت و اعضای باقی مانده به همراهی با نیروهای بهرام آریانا پرداختند.نفرت از اعراب، و یهودیها و کمونیستها و جذب روشنفکران از ویژگیهای حزب سومکا بود.
سومِکا که کوتاه شدهٔ حزب سوسیالیست ملی کارگران ایران است نام حزبی با عقاید ناسیونال سوسیالیسمی بود که در طول جنگ جهانی دوم در ایران پایه گذاری شد.رهبر این حزب داوود منشیزاده بود.او و تنی چند از سران این حزب تا پیش از شکست آلمان نازی عضو حزب ملی سوسیالیست کارگران آلمان بودند.اما پس از شکست آلمان نازی به ایران بازگشتند.
داوود منشیزاده استاد ادبیات دانشگاه لودویگ ماکسیمیلیان مونیخ بود. وی همچنین به دلیل همکاری با نیروهای اس اس در نبرد برلین زخمی شد.داوود منشیزاده عامل موثری در ارتباط بین آلمان نازی و ایران بود.حزب سومکا علاوه بر عضوگیری از دانشگاههای ایران دوام زیادی نداشت، گفته میشود رضاشاه نیز در یک دوره به این حزب کمک مالی کرده است.
گروه به طور عمده از ملیگرایان تشکیل شده بود.اما بسیاری از رفتارهای اعضای حزب از حزب ملی سوسیالیست کارگران آلمان برگرفته شده بود، مانند سلام به سبک حزب نازی.نشان سواستیکا و رنگهای سیاه و سفید به عنوان رنگها و نشان حزب برگزیده شده بودند، با این حال اعضای حزب به شاه نیز احترام می گذاشتند.
ایدئولوژی سومکا برپایه همان شعارهای نازیها بود.حزب در ایران و در مرحله اول بر ضد متفقین اشغالگر فعالیت میکرد ولی هدف اصلی حزب برضد ایدئولوژی کمونیسم بود.سرانجام این حزب در برابر رژیم پهلوی ایستاد و رهبرش به بیرون از کشور رفت. پس از آن چندی یک دگرگونی بنیادی در حزب صورت گرفت و اعضای باقی مانده به همراهی با نیروهای بهرام آریانا پرداختند.نفرت از اعراب، و یهودیها و کمونیستها و جذب روشنفکران از ویژگیهای حزب سومکا بود.
ما فرزندان آماردیم- بودیم هستیم و خواهیم بود.
