MiimA نوشته شده:در بحث خداشناسی، اگر از منظر فلسفی نگاهی داشته باشیم، لزوم پذیرش وجود خالق پیش نیاز پذیرش بحث معاد و روز رستاخیز است. بنابراین در آنجا که پذیرش وجود خالق نباشد بحث در این مورد دیگر کار خردمندانه ای نیست و ابتدا باید تکلیف اختلاف اول را روشن ساخت.
خیر این طورنیست،میتوان به وجودخالق اعتقادداشت ولی به معاد،نه!(درفلسفه هردایره ی فکری ای آزاده)
MiimA نوشته شده:
ورود از دریچه علم به رمز و راز هستی و کشف واقعیت های پیش و پس از آن ناممکن نیست،
گفته ی شماباقرآن منافات دارد.دراسلام بشررابه این دلیل که دایره ی عقلی محدوددارد نیازمندبه وحی دانسته اند.وازدریچهی علم هرگزنمیتوان به رازورمزهستی پی برد.
MiimA نوشته شده:
اما اگر این افراد با عرفان آشنا شوند، در خواهند یافت در ادیان منظور از خدا یک جاندار یا موجود خاص نیست! بلکه همین قوانین هستند که خدا و معبود هستند و ضمناً چون وحدت این قوانین مورد پذیرش است، میتوان اثبات کرد که اراده در کار است که اینجا بحثش را منحرف تر نمیکنم. این اراده همان خالق ماست که به محض اراده آنچه هستش لازم است را هست میکند و بالعکس! کاری که در نظر آن دسته از دانشمندان توسط توابع در حال اجراست. و البته این همان مسیریست که گفته شد رسد آدمی به جایی که جز خدای نبیند.
با توضیحات شما، بنده در نظر این دانشمند نه تنها نشانه ای از کفر نمیبینم که نوعی سیر سلوک را مشاهده میکنم. البته یک نکته است که آیا بیان آنچه انسان اندیشه میکند همواره صحیح است یا خیر باید گفت خیر و بنده بر بیان نظریه توسط ایشان اشکال می بینم. به قول شیخ سخن را راست باید، هر راست را گفتن نشاید! و اشاره دارم به ابتدای فیه ما فیه مولوی و بحثش در مورد عدم نشر آنچه از حقیقت درک کرده ایم در نزد آنان که درکش را ندارند.
این موضوعاتی که شمامطرح کردید مربوط به اثبات وجود خداهست ونه معاد








)
