پروژه Dark Gene

در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه مباحث مرتبط با متفرقه درباره نیروی هوایی ايران به بحث بپردازيد

مدیران انجمن: شوراي نظارت, مديران هوافضا

ارسال پست
Colonel II
Colonel II
نمایه کاربر
پست: 4122
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸۴, ۶:۱۶ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 4507 بار
سپاس‌های دریافتی: 4337 بار
تماس:

پروژه Dark Gene

پست توسط Reza6662 »

 Project Dark Gene
پروژه ژن سياه
  تصویر  سایت های شنود نوشهر و کبکان توسط پرسنل سازمان سیا اداره می‌شدند 

براي سالهاي بسيار، اطلاعات بسيار اندكي در مورد پروژه‌هاي ژن سياه (Project Dark Gene) و مارال (Project Ibex) در دسترس بود؛ اگرچه هردو پروژه نقش بسيار مهمي را در برنامة جمع‌آوري اطلاعات حساس در مورد اتحاد شوروي در اواخر دهه 1960 و اوايل 1970 بازي مي‌كردند. امروزه بايد سپاسگزار كوششهاي فراوان آقايان تام كوپر (Tom Cooper) و آرت كرمزل (Art Kremzel) باشيم كه قسمتي از جزئيات اين پروژه‌ها را اندك اندك روشن نمودند. هنوز هم بايد پرسنل فراواني از كساني كه درگيري اين پروژه‌ها بودند زنده باشند و من اميدوارم آنها روزي تصميم بگيرند دانسته‌ها و حقايق خود را دربارة آنچه كه رخ داده بود، بيان نمايند. به ويژه اينكه من كوشش خواهم كرد تا كپي‌هايي از هرگونه عكسي كه نشان‌دهندة هواپيماهايي كه نقش اساسي را در هر دو پروژه بر عهده داشتند به همراه تصاويري از دو سايت مربوط به كاركنان اين پروژه‌ها در ايران و رازهاي سرهنگ جان ساندرز كه تاكنون از افشاي آنها خودداري كرده است بدست آورم. تصویر  سرهنگ جان ساندرز تاكنون از افشاي جزئيات دوران همكاري خود در نيروي هوايي شاهنشاهي ايران خودداري كرده است 

پروژة Dark Gene
در سراسر دوران جنگ سرد، ايالات متحده هر روز چندين سورتي پرواز را در كنار و اطراف مرزهاي اتحاد شوروي و كشورهاي عضور پيمان ورشو انجام مي‌داد. اين قسمتي از يك برنامه هميشگي و طولاني بود جهت شناسايي و رده‌بندي سيستم‌هاي رادار، سايتهاي پرتابگر موشكهاي سام و هر سامانة الكترونيكي كه سرچشمة پخش امواجي باشد كه جلب توجه نمايد. سعي مي‌شد داده‌هايي كه بدين روشها بدست مي‌آمدند در يافتن راههايي جهت ورود ايمن و بي‌دردسر بمب افكن‌ها و جنگنده بمب‌افكن‌هاي ايالات متحده و سازمان ناتو به درون حريم هوايي اتحاد شوروي و بلوك شرق در زمان وقوع جنگ جهاني سوم به كار آيند.

با توجه به پهناور بودن سرزمين اتحاد شوروي، نكتة شگفت‌انگيز اين بود كه يافتن رخنه‌اي فاقد پوشش رادار در محدودة حريم هوايي اين كشور بسيار دشوار بود كه اندك روزنه‌هاي نفوذ توسط هواپيماهاي مجهز به سامانه‌هاي پيشرفتة الكترونيكي موسوم به ELINT بدست مي‌آمد و تازه زماني كه اين مكان اين رخنه‌ها يافت مي‌شد، امكان بهره‌گيري چندباره از آنها جهت بدست آوري داده‌هاي سودمند و حساس بيشتر دشوار مي‌گرديد. (هواپیمای ELINT يا ELectronic Signals INTelligence ، هواپيمايي است ويژۀ شنود و جمع‏آوري سيگنالهاي الكترونيكي جهت شناسايي رادارها و سيستم‏هاي دفاع هوايي دشمن.)

ايران داراي مرزي طولاني در قسمت شمال كشور با اتحاد شوروي بود و در طول دهه 1970 تا قبل از انقلاب مذهبي، روابط بسيار دوستانه‌اي با ايالات متحده داشت. قسمتي از اين اين روابط دوستانه و نزديك، توافقي بود كه بر پاية آن تعداد قابل توجهي رادار بسيار دوربرد و پستهاي شنود در شمال ايران تعبيه شد تا چشم و گوش ايالات متحده در وراي پردة آهنين روسها باشند.

با اين حال با دانستن اينكه در طور مرز مشترك ايران و شوروي، تعداد قابل توجهي از اين روزنه‌هاي فاقد پوشش رادار براي هر دو كشور وجود داشتند، هواپيماهاي پست‌پرواز شناسايي به آساني مي‌توانستند از مرز عبور كرده و تصاوير بسيار با ارزشي از مناطق مورد نظر در داخل خاك شوروي ثبت نمايند. سرانجام هنگامي كه روسها از اين پروازهاي برون مرزي آگاهي يافتند، تعداد قابل توجهي مانع گزنده با افزودن رادارهاي بيشتر و سايت موشكهاي سام ايجاد كردند، در آن سوي مرز و در داخل ايران، داده‌هاي بسيار ارزشمند و حساسي از مكان تجهيزات راداري و الكترونيكي روسها و نوع فركانس كاريشان به وسيلة كند و كاوي كه توسط هواپيماهاي شنود الكترونيكي ELINT و پستهاي شنود در شمال ايران به انجام مي‌رسيد، بدست مي‌آمد. فعاليت هواپيماهاي ELINT قسمتي از پروژة بزرگ IBEX به شمار مي‌آمد. اما يك برنامة پيشتر فعال شدة شناسايي و مراقبت در همين زمان در حال شكل‌گيري بود. تصویر  هواپيماهاي شناسايي - جاسوسي RF-5A نيروي هوايي شاهنشاهي 

از سال 1968 به اين طرف، با توجه به روابط دوستانه و خوب بين ايالات متحده آمريكا و ايران، تعداد 12 فروند هواپيماي پيشرفتة شناسايي (نسبت به زمان خود) RF-5A ساخت كمپاني هواپيماسازي نورثروپ به نيروي هوايي شاهنشاهي ايران تحويل گرديد. با اين حال اين تمامي ماجرا نبود. در واقع به نظر مي‌رسيد كه اين هواپيماها وجود خارجي ندارند. شماره سريال آنها از ليست توليدات كمپاني نورثروپ پاك شده بود تا وجود آنها قابل انكار باشد. به علاوه اين هواپيماها تا سال 1971 تنها به وسيلة خلبانان نيروي هوايي ايالات متحده و تحت لواي پروژه‌اي به نام Dark Gene جهت پروازهاي شناسايي مخفي برون مرزي در داخل حريم شوروي به منظور جمع‌آوري داده‌هاي الكترونيكي ELINT پرواز داده مي‌شدند.

امروزه فهميده‌ايم كه دو فروند از اين هواپيماها كه توسط خلبانان آمريكايي پرواز مي‌كرده‌اند در داخل حريم هوايي شوروي هدف قرار گرفته و سرنگون شده‌اند. خلبانان آنها اين طور از خود دفاع كرده‌اند كه در حال پرواز آموزشي براي پرسنل نيروي هوايي شاهنشاهي ايران بوده‌اند و راه خود را گم كرده‌اند. سپس با رايزني‌‌هاي انجام گرفته آزاد شده و مخفيانه به ايران بازگردانده شده‌اند.

هواپيماهاي RF-5A از نظر فني به نحوي سيم‌كشي شده بودند كه قادر بودند در نقش دوم خود كه همان ماموريت جنگي است شركت كرده و يك بمب اتمي را با خود حمل كنند و در صورت ضرورت آن را بر روي اهداف گوناگون در داخل خاك شوروي رها سازند. با اين حال اگرچه هواپيماهاي زيرصورت RF-5A در زمان خود بسيار كارآمد بودند و گمان مي‌رود در بدست آوري برخي داده‌هاي حساس بسيار سودمند بوده باشند، اما در حقيقت هنوز به طور دقيق مشخص نشده است كه خلبانان نيروي هوايي ايالات متحده براي چه موضوع مهمي جان خود را به خطر انداخته و با عبور از مرز، وارد حريم هوايي اتحاد شوروي مي‌گشته‌اند. برخي مسائل همراه با ايرادگيري‌هاي فراوان از نحوة عملكرد و توانمندي‌هاي RF-5A ها باعث گشتند تا هواپيماهاي RF-4 به جاي آنها در نوك اين گونه عملياتها قرار گيرند و RF-5A ها بازنشست شوند. تصویر  محمدرضا شاه پس از پرواز با هواپيماي شناسايي جاسوسي RF-4E در محل باند پروازي كارخانة مك دانل داگلاس 

به علاوه محمدرضا شاه ، كسي كه به طور قطع از داده‌هاي حساس بدست آمده توسط پرواز RF-5A ها آگاهي دقيقي داشته است، همواره خواستار اين بود كه ايران نقش بسيار اساسي و مهمي در اين گونه فعاليتها داشته باشد و بدين جهت پيشنهاد خريد هواپيماهاي مدرن‌تر RF-4 را ارائه داد. راه‌حلي كه با آن موافقت شد. تصویر  پرواز خلبانان ايراني با خلبانان باتجربة آمريكايي، تجارب گرانبهايي براي پرسنل نيروي هوايي شاهنشاهي ايران به شمار مي‌آمد 

ايران RF-4 خريداري كرد و آنها را با مخلوطي از خلبانان نيروي هوايي ايالات متحده و نيروي هوايي شاهنشاهي پرواز داد. اين امر به پرسنل نيروي هوايي ايران امكان مي‌داد تا تجارب بسيار ارزشمندي را بدست آورند. در سال 1971 نخستين سري شش فروندي از هواپيماهاي RF-4 به ايران تحويل شدند. هرچند كه در گزارشهاي رسمي نوع آنها RF-4E نوشته شده است، با اين حال برخي منابع بر اين موضوع دلالت دارند كه بدنة اين هواپيماها يك نوع RF-4C غيرمعمول است تا RF-4E. در حقيقت امروزه روشن شده است كه اين هواپيماها تنها براي اين ماموريت ويژه ساخته شده بودند و درونشان، ادوات بسيار پيچيده و منحصر به فرد ELINT تعبيه گشته بود و قيمت هر فروندشان بيش از 12 ميليون دلار بود كه اين امر باعث مي‌شد گرانترين فانتوم ساخته شده تا آن زمان باشند. تا امروز، تصوير دقيق و روشني از هواپيماهاي منحصر به فرد RF-5A و همچنين هواپيماهاي گران‌قيمت RF-4C ايران يافت نشده است. تصویر  هواپيماي شناسايي - جاسوسي RF-4E نيروي هوايي شاهنشاهي ايران 

تعدادي از اين شش فروند هواپيماي تحويلي به ايران، فاقد شمارة توليد رسمي ليست شده بودند و عمومن به نام UKI يا Unknown Iranian (ايرانيان ناشناخته) معروف بودند. بر اساس دانسته‌هايي كه بعدها روشن گشتند، ساير هواپيماهاي شناسايي - جاسوسي نيروي هوايي شاهنشاهي از شماره 0266 - 72 تا 0269 - 72 سريال بندي شدند. سرانجام و تا زمان انقلاب مذهبي، چيزي بين 22 تا 25 فروند هواپيماي RF-4 به ايران تحويل شدند كه تعيين شمار دقيق آنها غيرممكن است. همانند RF-5A ها، هواپيماهاي RF-4C نيز به نحوي سيم‌كشي شده بودند تا بتوانند در صورت نياز يك بمب هسته‌اي را به عنوان ماموريت ديگرشان حمل و بر روي تاسيسات مهم روسها پرتاب نمايند.

اين هواپيماها به وسيلة مخلوطي از پرسنل نيروي هوايي ايالات متحده و نيروي هوايي شاهنشاهي پرواز داده مي‌شدند. بين سالهاي 1971 تا 1978 اين شش هواپيماي RF-4C به طور ميانگين دو ماموريت در ماه بر فراز خاك شوروي به انجام مي‌رساندند. اگر هواپيماي آنها سرنگون مي‌شد، همان داستان قديمي مبني بر اينكه پرسنل نيروي هوايي ايالات متحده در نزديكي مرز شوروي مشغول انجام پرواز آموزش ناوبري براي پرسنل نيروي هوايي شاهنشاهي ايران بودند و به علت بدي آب و هوا راه خود را گم كرده و سرگردان شده‌اند براي روسها تعريف مي‌شد. در حقيقت امروزه مي‌دانيم كه دست كم دو فروند از اين هواپيماهاي RF-4C درون خاك شوروي توسط شكاري‌هاي روسي سرنگون شده‌اند؛ يكي در سال 1973 و ديگري در سال 1976.

برخي جزئيات حادثة سال 1973 امروزه روشن شده‌اند. به تاريخ 28 نوامبر 1973 يك هواپيماي RF-4C نيروي هوايي شاهنشاهي ايران به خلباني سرگرد شكوه نيا و كمك خلباني سرهنگ جان ساندرز به درون حريم هوايي شوروي نفوذ مي‌كند. هنگامي كه هواپيماي RF-4C توسط شكاري ميگ-21 روسي به خلباني سروان گنادي اليسو (Gennady Eliseev) رهگيري مي‌شود، فرار سريعي را با سرعت 1.4 ماخ به سمت مرز ايران آغاز مي‌كند. سرهنگ ساندرز اقدام به رهاسازي فريبنده‌هاي Flare و Decoy مي‌كند و بدين روش از قفل موشك گرماياب جنگنده ميگ بر روي هواپيما جلوگيري مي‌نمايد. سرانجام تمامي ذخيره 54 تايي Flare ها مصرف مي‌شود.

جنگند ميگ-21 سرانجام دو موشك R-3S را آماده و به سمت RF-4C آتش مي‌كند اما هر دو به دليل انجام مانور سنگين و هوشمندانه توسط سرگرد شكوه نيا به خطا مي‌روند. به دليل اينكه خلبان فانتوم شناسايي تلاش فروان مي‌كرد تا با انجام گردشهاي بسيار تند، مانع از در تيررس قرارگيري و قفل رادار ميگ شود، سرعت خود را از دست مي‌دهد و بنابراين ميگ-21 اين امكان را مي‌يابد تا به ناگه به هواپيماي ايراني با انجام يك ميانبر، بسيار نزديك گردد. در اين لحظه كاپيتان گنادي اليسو تصميم مي‌گيرد مانع فرار RF-4C شود. وي با انجام مانورهايي هواپيماي خود را از سمت چپ و زير در نزديك اگزوزهاي فانتوم قرار مي‌دهد تا مانع ادامه مسير فانتوم گردد. اما حين انجام يك شيرجه بسيار سريع به سمت فانتومي كه به سرعت در حال گردش و مانور بود به قسمت دم آن برخورد مي‌كند و آن را از جا مي‌كند. تصویر  تصويري گرافيكي از برخورد 28 نوامبر 1973 که در یکی از مجلات آن زمان شوروی به چاپ رسیده است 

كاپيتان اليسيو بلافاصله درون ميگ متلاشي شده كشته مي‌شود. وي پس از مرگ، مدال قهرمان ملي اتحاد جماهير شوروي را بدست مي‌آورد. سرگرد شكوه‌نيا و سرهنگ جان ساندرز هردو اجكت مي‌كنند و به اسارت روسها درمي‌آيند. آنها همان داستان گم شدن در مرز را بيان مي‌كنند. هواپيماي RF-4C آنها طوري بر روي زمين متلاشي و به هم تنيده مي‌شود كه گويا با سرعت 2 ماخ به زمين كوبيده شده است و تنها چيزهاي بسيار اندكي از آن باقي مي‌‌ماند وگرنه روسها مي‌توانستند مداركي جدي بر عليه خلبانان دست و پا كنند.

ايران و شوروي مخفيانه موافقت مي‌كنند تا سرگرد شكوه نيا و سرهنگ جان ساندرز با كارتريج ماهواره جاسوسي شوروي كه به طور تصادفي در ايران فرود آمده است تعويض گردند و خلبانان به ايران بازگردانده شوند. هم سرگرد شكوه نيا و هم سرهنگ ساندرز به دليل اين پرواز نشان شجاعت دريافت مي‌كنند. سرگرد شكوه نيا پس از انقلاب مذهبي در سال 1979 ايران را ترك مي‌كند اما مدتي بعد در سال 1980 به ايران باز مي‌گردد و توسط مذهبيون تيرباران مي‌شود. (روايت اعدام به نقل از متن نوشته شده توسط تام كوپر است.) سرهنگ ساندرز مشغول انجام كارهاي معمول خود مي‌شود و هيچگاه درباره فعاليتهايش در ايران چيزي بيان نمي‌كند. تصویر  در طول دهه 1970 و تا پیش از ورود به خدمت شکاری‌های توانمند و پیشرفته اف-14 به نیروی هوایی شاهنشاهی، جتهای شناسایی جاسوسی میگ-25 روسی در ارتفاع بسیار بالا و با سرعت سرسام آور به حریم هوایی ایران تجاوز می‌کردند 

در پاسخ به پروازهاي شناسايي ايران بر فراز خاك شوروي، روسها پروازهايي را با جنگنده‌هاي شناسايي MiG-25RBSh به انجام مي‌رسانند. نيروي هوايي شاهنشاهي ايران نيز تلاش مي‌كند با استفاده از جنگنده‌هاي F-4D و F-4E آنها را رهگيري نمايد. سرانجام در سال 1976 يك فروند جنگنده F-4E نيروي هوايي شاهنشاهي موفق مي‌شود يك فروند جنگنده MiG-25RBSh را هدف قرار دهد اما هواپيماي آسيب ديده به هر نحوي كه شده پيش از برخورد با زمين خود را به درون خاك شوروي مي‌رساند. دومين سرنگوني RF-4C بر فراز روسيه در سال 1976 رخ مي‌دهد كه به نظر مي‌رسد پاسخ روسها به هدف قرار دادن ميگ-25 شان بوده باشد. تصویر 

ورود به خدمت جنگنده‌هاي شكاري بسيار پيشرفته اف-14 تامكت به نيروي هوايي شاهنشاهي ايران، نقطة پاياني است بر پرواز هواپيماهاي جاسوسي ميگ-25 شوروي بر فراز ايران. به ويژه پس از رهگيري موفقيت‌آميزي كه در اكتبر 1978 توسط دو فروند اف-14 نيروي هوايي شاهنشاهي بر فرار درياي خزر انجام پذيرفت و بيش از يك دقيقه رادار تامكتها بر روي ميگ-25 قفل نمود و بي‌شك اجازة هيچگونه انديشه‌اي را به خلبان ميگ نداد.

امروزه بيشتر مسائل در مورد پروژة Dark Gene روشن شده است، اما هنوز هم جاي اميدواري است كه زماني جزئيات بيشتري از اين پروژه و به ويژه سرنگوني دو فروند RF-5A و دومين RF-4C براي عموم آشكار گردد.
[External Link Removed for Guests]
Colonel II
Colonel II
نمایه کاربر
پست: 1606
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۵ آذر ۱۳۸۷, ۱:۴۱ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 18344 بار
سپاس‌های دریافتی: 12308 بار

Re: پروژه Dark Gene

پست توسط shola »

با تشکر از اقا رضای عزیز بنده هم نزدیک به 3 هفته بود که داشتم روی این مطلب (فکر کنم منابع مان یکی باشه) کار می کردم(که به خاطر یه سری از مسایل این مدت طولانی شد ) به هر حال قسمت بنده نبود موفق باشید (شرمنده جناب فریبرز هم شدیم)

بگذریم ممنون میشم اگر در مورد پروژه Ibex هم اگر مطالبی دارید قرار دهید تصویر
منم مرگ، مادر تو، منم که دوباره تو را از نو میزایم.
Major II
Major II
پست: 174
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۲۴ اسفند ۱۳۸۹, ۶:۵۱ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1656 بار
سپاس‌های دریافتی: 576 بار

پروژه های " ژن تاریک " و " ایبکس "

پست توسط Thundertomcat »

پروژه ژن تاریک :


در طول جنگ سرد ، امریکا تقریبا همه روزه پروازهایی را در اطراف مرزهای شوروی و کشورهای عضو پیمان ورشو را به عنوان بخشی از یک برنامه بلند مدت شناسایی و طبق بندی رادارها ، سایت های موشکی زمین به هوا و هر نوع انتشارات الکترونیکی مورد توجه دیگر ، انجام می داد . اطلاعات گرد اوری شده بعدا می توانست برای ازمون و تعیین ایمن ترین مسیرهای ورودی بسوی هدف های مختلف در شوروی برای بمب افکن ها و جنگنده بمب افکن های امریکا و ناتو در صورت اغاز جنگ جهانی سوم ، بکار اید . با توجه به گستره عظیم اتحاد شوروی ، وجود رخنه هایی در پوشش راداری انها که می بایستی توسط پروازهای جاسوسی الکترونیک شناسایی می شدند ، تعجب اور نبود . زمانی که این شکاف ها یافت می شدند ، تقریبا قطعی بود که از انها در تلاش برای جمع اوری اطلاعات بیشتر ، استفاده میشد .


ایران مرزهای طولانی با چیزی که در ان زمان بخش جنوبی اتحاد شوروی بود ، داشت و در طی دهه 70 میلادی ( 50 شمسی ) ، پیش از انقلاب که باعث عزل شاه شد ، ایران دارای روابط خوبی با امریکا بود . به عناون بخشی از این روابط نزدیک ، توافق شده بود که پست های شنود و رادارهای بلند گوناگون در ایران تاسیس شود تا امریکا را قادر به نظارت بر فعالیتهای انسوی " پرده اهنین " کند . در عین حال ، اشکار شد که از انجا که مرز میان ایران و شوروی دارای چندین شکاف عمده در پوشش راداری است ، یک هواپیمای پایین پرواز اکتشافی بسادگی قادر به عبور از مرز و عکسبرداری از مناطق مورد توجه است . زمانی که این پروازی فرامرزی کشف می شدند ، به ارزش این ماموریتها از به دلیل فعال شدن سایر سایتهای راداری و موشکهای زمین به هوای شوروی افزوده میشد ؛ زیرا امکان می داد که اطلاعات با ارزشی از موقعیت و فرکانسهای عملیاتی انها بوسیله هواپیماهای بلند پرواز جاسوسی الکترونیک و نیز سایتهای زمینی انسوی مرز ( داخل ایران ) بدست اید . این فعالیت های جاسوسی الکترونیک ، احتمالا بخشی از " پروژه ایبکس " بود ، ولی یک برنامه با ماهیت بیشتر اکتشافی نیز در همین حدود زمانی انجام شد .

از سال 1968 ( 1347 ) به بعد ، با درک روابط متقابل خوب میان ایران و امریکا ، 12 فروند هواپیمای RF-5A ساخت نورث روپ به نیرو هوایی ایران تحویل شد . با این حال ، این تمام چیزی نبود که به نظر می امد . در واقع ، به نظر می رسد که رسما این هواپیماها هرگز وجود نداشته اند – شماره سریالهای انها از فهرست تولیدات نورث روپ خذف شده اند تا وجود انها را قابل انکار کنند .


به علاوه ، این هواپیماها عملا تا سال 1971 ( 1350 ) توسط خلبانان نیروی هوایی امریکا تحت عملیاتی به نام " ژن تاریک " ( Dark Gene ) به پرواز در می امدند و برای انجام پروازهای اکتشافی سری در داخل مرزهای اتحاد شوروی و جمع اوری اطلاعات عمدتا جاسوسی الکترونیک ، استفاده می شدند . معلوم شده که دو فروند از این هواپیماها ، با خلبانان امریکایی در داخل شوروی سرنگون شده اند . انها موفق به نجات شده و ادعا کردند که سرگرم اموزش خلبانان ایرانی بوده و صرفا راه خود را گم کرده اند . به این خلبانان اجازه بازگشت به ایران داده شد ، ولی این موضوع هنوز می بایستی تایید شود . RF-5A ها در ضمن دارای توانایی حمل سلاح های هسته ای به عنوان ماموریت ثانویه بودند ، تا در صورت لزوم ( اغاز جنگ جهانی سوم ) به هدف های مورد نظر در شوروی حمله کنند .


ادامه دارد...

منبع : ماهنامه دو هواپیما / ش9
زندگی چه زیباست تصویر
Major II
Major II
پست: 174
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۲۴ اسفند ۱۳۸۹, ۶:۵۱ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1656 بار
سپاس‌های دریافتی: 576 بار

Re: پروژه های " ژن تاریک " و " ایبکس "

پست توسط Thundertomcat »

در هر حال ، با اینکه هواپیماهای " میان صوت " RF-5A مفید بودند و احتمالا برخی اطلاعات با ارزش جاسوسی را فراهم کردند ، ولی انها چیزی نبودند که خلبانان نیرو هوایی امریکا زمانی که از مرز شوروی عبور می کردند ، می خواستند . چیزی که قدری بهتر باشد مورد نیاز بود و هواپیماهای RF-4 به خوبی در این مقوله قرار می گرفت .


به علاوه شاه که احتمالا از اطلاعات جاسوسی تهیه شده توسط پروازهای RF-5A مطلع می شد ، مشتاق بود که ایران نقشی فعالتر در این عملیات بر عهده گیرد و پرداخت بهای RF-4 را بر عهده گرفت . راه حل مورد ان توافق ان بود که ایران بهای RF-4 را می پرداخت و این هواپیماها با ترکیبی از خدمه امریکایی وایرانی پرواز می کردند . این کار به پرسنل نیروی هوایی اجازه می داد که اطلاعات عملیاتی با ارزشی را کسب کنند . در سال 1971 ( 1350 ) 6 فروند اول RF-4 به ایران رسیدند .


با اینکه رسما انها RF-4E بودند ، ولی منابع دست اندر کار برنامه اشاره کرده اند که بدنه انها ، عملا هواپیماهای بسیار غیر عادی RF-4C بودند . در واقع به نظر می رسید که این هواپیماها به طور ویژه برای این عملیات ساخته شدند و شامل تجهیزات جاسوسی الکترونیک مختلف بوده و هر فروند انها 12 میلیون دلار قیمت داشت و انها را گران قیمت ترین F-4 هایی که تاکنون ساخته شده اند کرد . تا کنون هیچ هیچ عکس موثقی از این RF-5A و RF-4C های گران قیمت مشاهده نشده است .


تعدادی از این 6 فروند اول ، بدون اینکه شماره تولیدی انها رسما ثبت شود تحویل شدند و معمولا از انها با عنوان " ایرانیان ناشناخته " ( UKI ) یاد می شد . 72-0266 تا 72-0269 که به ایران تحویل شدند ، بودند . نهایتا چیزی در حدود 22 تا 25 فروند F-4 به ایران تحویل شد . تعیین تعداد دقیق انها نا ممکن است . همانند RF-5A ها ، RF-4C ها نیز توانایی حمل سلاح های هسته ای را داشتند تا در صورت لزوم ، سلاح های هسته ای را به عنوان ماموریت ثانویه حمل و پرتاب کنند . 6 فروند RF-4C با خدمه ایرانی و امریکایی از سال 1971 تا 1978 ( 1350 تا 1357 ) به طور متوسط 2 ماموریت در هر ماه بر فراز شوروی انجام می دادند . در صورت سرنگون شدن ، داستان پوشش انها این بود که خدمه امریکایی در حال پرسنل نیرو هوایی ایران در ماموریت امزش ناوبری بوده و انها به دلیل هوای بد گم شده و به طور ناخواسته از مرز شوروی عبور کرده اند .


در واقع معلوم شده که دستکم 2 فروند از این RF-4C های ایرانی توسط جنگنده های شوروی سرنگون شدند . اولین ان در سال 1973 ( 1352 ) و دیگری در 1976 ( 1355 ) .



برخی از جزییات سانحه سال 1973 منتشر شده است . در 28 نوامبر 1973 ( 7 اذر 1352 ) ، یک RF-4C نیرو هوایی ایران به خلبانی سرگرد شکوهی نیا با سرهنگ جان ساندرز در کابین عقب ، در داخل شوروی کشف شد . RF-4C به سوی مرز فرار کرد و با سرعت 1.4 ماخ پرواز می کرد که توسط یک میگ -21 به خلبانی سروان " گنادی الیسییف " رهگیری شد . سرهنگ ساندرز شروع به رها کردن شراره ها ( FLARSE ) برای بازداشتن میگ از پرتاب موشکهای گرمایاب ان کرد و سرانجام ، تمامی 54 شراره محمول هواپیما را مصرف کرد . میگ -21 سرانجام توانست دو موشک گرمایاب خود را به سوی RF-4C شلیک کند ، ولی هر دو به خطا رفتند . با انجام مانورهای تند برای کاستن از شانس میگ در قفل کردن ( رادار بر روی فانتوم ایرانی ) ، RF-4C مقداری از سرعت خود را از دست داده و به میگ اجازه می دهد که با میانبر خود را ( فانتوم ایرانی ) نزدیک کند . به نظر می رسد که سروان گنادی الیسییف اگاهانه تصمیم می گیرد که ( با هواپیمای خود به RF-4C ضربه بزند تا مانع از فرار ان شود .

برخورد میگ -21 به فانتوم ایرانی از پشت و سمت چپ ، نزدیک اگزوز موتورها ، احتمالا باعث کنده شدن دم RF-4C و شیرجه ان با سرعت زیاد به سمت زمین می شود . سروان الیسییف در این برخورد کشته شد و مدال قهرمان اتحاد شوروی به وی داده شد . سرگرد شکوهی نیا و سرهنگ ساندرز با استفاده از صندلی پرتاب شونده از هواپیما خارج شده و بوسیله افراد نیروی زمینی شوروی دستگیر می شوند . انها از داستانی که در مورد ان توجیه شده بود ، استفاده کردند و نیز ، از انجا که RF-4C با سرعتی نزدیک به 2 ماخ به زمین اصابت کرده بود ، روسها شواهدی برای اثبات خلاف گفته انها نداشتند .


سرانجام پنهانی توافق شد که سرگرد شکوهی نیا و سرهنگ ساندرز در ازای بازگرداندن محفظه ( فیلمهای ) ماهواره اکتشافی روسی که به طور تصادفی در ایران فرود امده بود ، به ایران بازگردانده شوند . از سرگرد شکوهی نیا و سرهنگ ساندرز ، به خاطر کارهایشان تقدیر شد...


در واکنش به این پروازها ، شوروی شروع به پرواز بر فراز ایران با هواپیماهای میگ -25 کرد . تلاشهای متعددی نیز برای رهگیری ان توسط جنگنده های F-4D و F-4E نیرو هوایی ایران به عمل امد . ظاهرا زمانی در سال 1976 ( 1355 ) یک فروند F-4E ایران توانست یک میگ -25 را مورد اصابت قرار دهد ، ولی ان هواپیما موفق شد که قبل از سقوط به انسوی مرز شوروی بازگردد . از دست رفتن دومین RF-4C در اواخر 1976 بر فراز شوروی ، احتمالا در پاسخ به این سانحه بوده است . ورود F-14 ها به ایران نقطه پایانی بر پروازهای میگ -25 بر فراز ایران نهاد . بویژه پس از انکه یکی از انها در اکتبر 1978 ( مهر 1357 ) بر فراز دریای خزر توسط د وفروند F-14 نیرو هوایی ایران رهگیری شد و قفل راداری بر روی میگ -25 برای بیش از یک دقیقه حفظ شد و شکی برای خلبان میگ -25 در مورد کاری که باید انجام دهد ، باقی نگذاشت .


در حال حاضر ، این تمامی چیزی است که در رابطه با عملیات ژن تاریک می دانیم . ولی امیدواریم که با گذشت زمان ، اطلاعات بیشتری در مورد این پروژه به طور عام و نیز درباره سرنگونی دو فروند RF-5A و دومین RF-4C منتشر شود .

ادامه دارد...

منبع : ماهنامه دو هواپیما / ش9
آخرین ويرايش توسط 1 on CAPTAIN PILOT, ويرايش شده در 0.
دلیل: احتراما" تاپیک ادغام شد.
زندگی چه زیباست تصویر
ارسال پست

بازگشت به “متفرقه درباره نیروی هوایی”