فلسفه زندگي چيست؟
مدیران انجمن: رونین, شوراي نظارت

- پست: 1378
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۶ فروردین ۱۳۸۷, ۱۲:۱۰ ب.ظ
- محل اقامت: شهرکرد
- سپاسهای ارسالی: 4214 بار
- سپاسهای دریافتی: 8330 بار
فلسفه زندگي چيست؟
سلام
دوستان ،از نظر شما فلسفه زندگی و هدف از اومدن و رفتن ماها چیه ؟
دوستان ،از نظر شما فلسفه زندگی و هدف از اومدن و رفتن ماها چیه ؟
زنده بودن حرکتی افقی است از گهواره تا گور و زندگی کردن حرکتی عمودی است از زمین تا آسمان
[FONT=Tahoma, Tahoma, Tahoma, Tahoma, Tahoma][HIGHLIGHT=#fef8e0]انسان ها دو دسته اند: آن هایی که بیدارند در تاریکی و آن هایی که خوابند در
[FONT=Tahoma, Tahoma, Tahoma, Tahoma, Tahoma][HIGHLIGHT=#fef8e0]انسان ها دو دسته اند: آن هایی که بیدارند در تاریکی و آن هایی که خوابند در

- پست: 509
- تاریخ عضویت: شنبه ۱۳ آذر ۱۳۸۹, ۱۲:۰۷ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 4134 بار
- سپاسهای دریافتی: 2138 بار
Re: فلسفه زندگي چيست؟
دنیا منشوری است در حرکت دوار ، خوب یا بد می گذره
برنده اونه که جهان باقی و بی پایان که آخرت باشه به 70-80 سال زندگی حقیرانه تو این دنیا نفروشه
ولی بعضی طمع کارن و یا گوشی برای شنیدن ندارند و یا حوصله ای برای فکر کردن
در روز حسابرسی لبتون خندون باشه
برنده اونه که جهان باقی و بی پایان که آخرت باشه به 70-80 سال زندگی حقیرانه تو این دنیا نفروشه
ولی بعضی طمع کارن و یا گوشی برای شنیدن ندارند و یا حوصله ای برای فکر کردن
در روز حسابرسی لبتون خندون باشه


- پست: 355
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۲ فروردین ۱۳۸۹, ۶:۴۵ ب.ظ
- محل اقامت: طهرون-شمرون
- سپاسهای ارسالی: 4127 بار
- سپاسهای دریافتی: 2798 بار
- تماس:
Re: فلسفه زندگي چيست؟
پندار نیک
گفتار نیک
کردار نیک
گفتار نیک
کردار نیک
بنام حاکمی که اگر حکم کند همه محکومند....حکم لازم !!!
....
نویسنده آمریکایی ارنست همینگوی:
«هر انسانی که آزادی را دوست دارد بیش از طول عمرش به ارتش سرخ و شوروی سپاسگزاری بدهکار است.»

....
نویسنده آمریکایی ارنست همینگوی:
«هر انسانی که آزادی را دوست دارد بیش از طول عمرش به ارتش سرخ و شوروی سپاسگزاری بدهکار است.»


- پست: 420
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۰, ۱۰:۱۹ ق.ظ
- محل اقامت: Hell
- سپاسهای ارسالی: 1631 بار
- سپاسهای دریافتی: 1526 بار
Re: فلسفه زندگي چيست؟
عدالت - نرنجوندن دیگران - جنبه ( هم داشتن طرفدار/هم داشتن مخالف ) و البته طبع بلند و داشتن اهداف والا
"که مهمترینشون نشکوند دل دیگران و اهداف والا هست." به تجربه دیدم اونایی که ایندو رو باهم داشتن موفق بودن...
واقعا که فکر نکنم 10% مردم هم از اینا برخوردار باشن... والا تو جامعه آماری میشه اینارو فهمید / منم مطمئن مطمئنم...
"که مهمترینشون نشکوند دل دیگران و اهداف والا هست." به تجربه دیدم اونایی که ایندو رو باهم داشتن موفق بودن...
واقعا که فکر نکنم 10% مردم هم از اینا برخوردار باشن... والا تو جامعه آماری میشه اینارو فهمید / منم مطمئن مطمئنم...

...Death to All who Oppose the Horde, We Shall NOT be Destroyed. Shall NOT نقطه. سر خط.... !...We'll Charge when Satan Laughs

- پست: 1378
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۶ فروردین ۱۳۸۷, ۱۲:۱۰ ب.ظ
- محل اقامت: شهرکرد
- سپاسهای ارسالی: 4214 بار
- سپاسهای دریافتی: 8330 بار
Re: فلسفه زندگي چيست؟
زندگی یعنی چه؟
شب آرامی بود
می روم در ایوان، تا بپرسم از خود
زندگی یعنی چه؟
مادرم سینی چایی در دست
گل لبخندی چید ،هدیه اش داد به من
خواهرم تکه نانی آورد ، آمد آنجا
لب پاشویه نشست
پدرم دفتر شعری آورد، تکیه بر پشتی داد
شعر زیبایی خواند ، و مرا برد، به آرامش زیبای یقین
:با خودم می گفتم
زندگی، راز بزرگی است که در ما جاریست
زندگی فاصله آمدن و رفتن ماست
رود دنیا جاریست
زندگی ، آبتنی کردن در این رود است
وقت رفتن به همان عریانی؛ که به هنگام ورود آمده ایم
دست ما در کف این رود به دنبال چه می گردد؟
هیچ !!!
زندگی ، وزن نگاهی است که در خاطره ها می ماند
شاید این حسرت بیهوده که بر دل داری
شعله گرمی امید تو را، خواهد کشت
زندگی درک همین اکنون است
زندگی شوق رسیدن به همان
فردایی است، که نخواهد آمد
تو نه در دیروزی، و نه در فردایی
ظرف امروز، پر از بودن توست
شاید این خنده که امروز، دریغش کردی
آخرین فرصت همراهی با، امید است
زندگی یاد غریبی است که در سینه خاک
به جا می ماند
زندگی ، سبزترین آیه ، در اندیشه برگ
زندگی، خاطر دریایی یک قطره، در آرامش رود
زندگی، حس شکوفایی یک مزرعه، در باور بذر
زندگی، باور دریاست در اندیشه ماهی، در تنگ
زندگی، ترجمه روشن خاک است، در آیینه عشق
زندگی، فهم نفهمیدن هاست
زندگی، پنجره ای باز، به دنیای وجود
تا که این پنجره باز است، جهانی با ماست
آسمان، نور، خدا، عشق، سعادت با ماست
فرصت بازی این پنجره را دریابیم
در نبندیم به نور، در نبندیم به آرامش پر مهر نسیم
پرده از ساحت دل برگیریم
رو به این پنجره، با شوق، سلامی بکنیم
زندگی، رسم پذیرایی از تقدیر است
وزن خوشبختی من، وزن رضایتمندی ست
زندگی، شاید شعر پدرم بود که خواند
چای مادر، که مرا گرم نمود
نان خواهر، که به ماهی ها داد
زندگی شاید آن لبخندی ست، که دریغش کردیم
زندگی زمزمه پاک حیات ست ، میان دو سکوت
زندگی ، خاطره آمدن و رفتن ماست
لحظه آمدن و رفتن ما ، تنهایی ست
من دلم می خواهد
قدر این خاطره را دریابیم.
زنده یاد سهراب سپهری
شب آرامی بود
می روم در ایوان، تا بپرسم از خود
زندگی یعنی چه؟
مادرم سینی چایی در دست
گل لبخندی چید ،هدیه اش داد به من
خواهرم تکه نانی آورد ، آمد آنجا
لب پاشویه نشست
پدرم دفتر شعری آورد، تکیه بر پشتی داد
شعر زیبایی خواند ، و مرا برد، به آرامش زیبای یقین
:با خودم می گفتم
زندگی، راز بزرگی است که در ما جاریست
زندگی فاصله آمدن و رفتن ماست
رود دنیا جاریست
زندگی ، آبتنی کردن در این رود است
وقت رفتن به همان عریانی؛ که به هنگام ورود آمده ایم
دست ما در کف این رود به دنبال چه می گردد؟
هیچ !!!
زندگی ، وزن نگاهی است که در خاطره ها می ماند
شاید این حسرت بیهوده که بر دل داری
شعله گرمی امید تو را، خواهد کشت
زندگی درک همین اکنون است
زندگی شوق رسیدن به همان
فردایی است، که نخواهد آمد
تو نه در دیروزی، و نه در فردایی
ظرف امروز، پر از بودن توست
شاید این خنده که امروز، دریغش کردی
آخرین فرصت همراهی با، امید است
زندگی یاد غریبی است که در سینه خاک
به جا می ماند
زندگی ، سبزترین آیه ، در اندیشه برگ
زندگی، خاطر دریایی یک قطره، در آرامش رود
زندگی، حس شکوفایی یک مزرعه، در باور بذر
زندگی، باور دریاست در اندیشه ماهی، در تنگ
زندگی، ترجمه روشن خاک است، در آیینه عشق
زندگی، فهم نفهمیدن هاست
زندگی، پنجره ای باز، به دنیای وجود
تا که این پنجره باز است، جهانی با ماست
آسمان، نور، خدا، عشق، سعادت با ماست
فرصت بازی این پنجره را دریابیم
در نبندیم به نور، در نبندیم به آرامش پر مهر نسیم
پرده از ساحت دل برگیریم
رو به این پنجره، با شوق، سلامی بکنیم
زندگی، رسم پذیرایی از تقدیر است
وزن خوشبختی من، وزن رضایتمندی ست
زندگی، شاید شعر پدرم بود که خواند
چای مادر، که مرا گرم نمود
نان خواهر، که به ماهی ها داد
زندگی شاید آن لبخندی ست، که دریغش کردیم
زندگی زمزمه پاک حیات ست ، میان دو سکوت
زندگی ، خاطره آمدن و رفتن ماست
لحظه آمدن و رفتن ما ، تنهایی ست
من دلم می خواهد
قدر این خاطره را دریابیم.
زنده یاد سهراب سپهری
زنده بودن حرکتی افقی است از گهواره تا گور و زندگی کردن حرکتی عمودی است از زمین تا آسمان
[FONT=Tahoma, Tahoma, Tahoma, Tahoma, Tahoma][HIGHLIGHT=#fef8e0]انسان ها دو دسته اند: آن هایی که بیدارند در تاریکی و آن هایی که خوابند در
[FONT=Tahoma, Tahoma, Tahoma, Tahoma, Tahoma][HIGHLIGHT=#fef8e0]انسان ها دو دسته اند: آن هایی که بیدارند در تاریکی و آن هایی که خوابند در

- پست: 36
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۲ تیر ۱۳۹۰, ۹:۰۶ ب.ظ
- محل اقامت: طهرون - شمرون!
- سپاسهای ارسالی: 198 بار
- سپاسهای دریافتی: 173 بار
- تماس:
Re: فلسفه زندگي چيست؟
روزها در گذر است و هر روز تجربه ای ناب و بی نظیر هیچ روزی را سراغ ندارم که شبیهی داشته باشد . روزمرگی ها سر جای خود اما ماهیت آنها با هم متفاوت است . روزهای گذشته را سخت به یاد می آورم و از آن سخت تر لحظات سخت را . آدم های عوضی ، عشق های رنگین و ننگین! ؛ ناتو ها و شارلاتان ها پر رنگترند ولی لحظه های سخت کم کم به فراموشی سپرده می شوند ، چیزی که میماند همان برآمدگی های خاطرات روزهای خوش است در دشت خاطرات که هرچقدر از آنها دور شوی با کمی دقت به چشم می آیند و دیده میشوند. کاش از بچه گی دستها به نوشتن عادت داشت . کاش نوشتن را امری دخترانه و لوکس برایمان تعریف نمی کردند ایکاش کلاس انشا نویسی زنگ کلیشه های بی رنگ نبود ، کاش سهراب بود و شاملو ، کاش هدایت بود و بهرنگی تا دست ها مینگاشت خوشی های روزهایی که دیگر نیست ، تورق خاطرات برای هرکس عزیز است . آنقدر عزیز که دیدن یک دوست قدیمی بعد سالیان شیرین است یا دیدن عکس سیاه و سفید مامان و بابا که شاید جایشان دیگر خالی باشد... حال و هوای صندوق خاک گرفته ذهن بس دلرباست.
زندگی یک سفر است . سفری ناگزیر از صفر مطلق به صد . در این سفر نقطه صفر ناگزیر با جبر است و یکسان ولی صد را خودمان رقم میزنیم عوامل محیطی دخیل هستند در این بین اما تاثیر مطلق ندارند . هر کدام از ما روزی این سفر را آغاز کردیم و اکنون در نقطه ای هستیم که لایق آن بوده ایم . به عقیده ام هیچ کس خارج از چهارچوب نیست . در این سفر همه رنگ افسانه گرفته روزهای گذشته زندگی مان . افسانه ای منحصر به فرد . در این سفر بایست به روزهای خوب چشم داشت . آلن دو باتن در کتاب هنر سیر و سفر در فصل اول نکته ای جالب دارد که " نگارنده به همراه دوست قدیمی اش به سفری موقت و تفریحی میروند در این بین بر سر مسئله ای کوچک ( فکر کنم سفتی گوشت استیک!!!) با هم به مشاجره می پردازند و چنان از هم دلخور می شوند که سفرشان کوفت میشود و دیگر علاقه ای برای ادامه اقامت ندارند و برمیگردند ! وقتی نگارنده پس از سالها عکس های روزهای نخست سفر را میبیند برق خنده ها او را وا میدارد به جستجوی دوستش برود و وقتی او را می یابد هرچه زور میزنند یادشان نمی آید سر چه مسئله ای اینقدر دلخور شده بودند و هرچه مانده بود همان خنده ها بود و سرخوشی ها..."
پس در سفر زندگی میشود به بدی ها نگاه نکرد . میشود در همین ایران شاد بود و ایمان داشت برای ایرانی همین ایران بهترین جای دنیاست . باور کنیم همسایه مان به آن بدی که فکر میکنیم نیست و جدل حاکمان فقط برای سرگرمی من و توست! این افسانه را من و تو هستیم که مینگاریم ، دلم نمیخواهد وقتی در آخرین ایستگاه این سفر در کنج محبوبم تنها و خسته و خلع سلاح شده نشسته ام و صندوق خاطرات را میگشایم و یک به یک عکسها را بیرون میکشم رد و زور میزنم که جزئیات روزهای سفرم را یاد می آورم اثری از بطالت باشد یا خاطرات گند یا بدهکاری و ننگ و شاید روزهایی که سینه را برای بر افراشتن پرچم آرمانی خاص سپر کرده باشم و در آخرین روزها یاد آورم که آن پرچم ارزشش به اندازه همین شرتی که در پا دارم ارزش داشته!!!!
گزیده از متن زندگی سر به سر افسانه است ... نوشته : مهدی اسودی
زندگی یک سفر است . سفری ناگزیر از صفر مطلق به صد . در این سفر نقطه صفر ناگزیر با جبر است و یکسان ولی صد را خودمان رقم میزنیم عوامل محیطی دخیل هستند در این بین اما تاثیر مطلق ندارند . هر کدام از ما روزی این سفر را آغاز کردیم و اکنون در نقطه ای هستیم که لایق آن بوده ایم . به عقیده ام هیچ کس خارج از چهارچوب نیست . در این سفر همه رنگ افسانه گرفته روزهای گذشته زندگی مان . افسانه ای منحصر به فرد . در این سفر بایست به روزهای خوب چشم داشت . آلن دو باتن در کتاب هنر سیر و سفر در فصل اول نکته ای جالب دارد که " نگارنده به همراه دوست قدیمی اش به سفری موقت و تفریحی میروند در این بین بر سر مسئله ای کوچک ( فکر کنم سفتی گوشت استیک!!!) با هم به مشاجره می پردازند و چنان از هم دلخور می شوند که سفرشان کوفت میشود و دیگر علاقه ای برای ادامه اقامت ندارند و برمیگردند ! وقتی نگارنده پس از سالها عکس های روزهای نخست سفر را میبیند برق خنده ها او را وا میدارد به جستجوی دوستش برود و وقتی او را می یابد هرچه زور میزنند یادشان نمی آید سر چه مسئله ای اینقدر دلخور شده بودند و هرچه مانده بود همان خنده ها بود و سرخوشی ها..."
پس در سفر زندگی میشود به بدی ها نگاه نکرد . میشود در همین ایران شاد بود و ایمان داشت برای ایرانی همین ایران بهترین جای دنیاست . باور کنیم همسایه مان به آن بدی که فکر میکنیم نیست و جدل حاکمان فقط برای سرگرمی من و توست! این افسانه را من و تو هستیم که مینگاریم ، دلم نمیخواهد وقتی در آخرین ایستگاه این سفر در کنج محبوبم تنها و خسته و خلع سلاح شده نشسته ام و صندوق خاطرات را میگشایم و یک به یک عکسها را بیرون میکشم رد و زور میزنم که جزئیات روزهای سفرم را یاد می آورم اثری از بطالت باشد یا خاطرات گند یا بدهکاری و ننگ و شاید روزهایی که سینه را برای بر افراشتن پرچم آرمانی خاص سپر کرده باشم و در آخرین روزها یاد آورم که آن پرچم ارزشش به اندازه همین شرتی که در پا دارم ارزش داشته!!!!
گزیده از متن زندگی سر به سر افسانه است ... نوشته : مهدی اسودی
[FONT=arial black,avant garde] پوچ جهان هيچ اگر دوست دارم
تو را اي كهن بوم و بر دوست دارم
تو را اي كهن پير جاويد برنا
تو را دوست دارم، اگر دوست دارم
تو را اي گرانمايه، ديرينه ايران
تو را اي گرامي گهر دوست دارم
تو را اي كهن بوم و بر دوست دارم
تو را اي كهن پير جاويد برنا
تو را دوست دارم، اگر دوست دارم
تو را اي گرانمايه، ديرينه ايران
تو را اي گرامي گهر دوست دارم
-
- پست: 1
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۱۷ بهمن ۱۳۹۰, ۵:۴۹ ب.ظ
- سپاسهای دریافتی: 2 بار
Re: فلسفه زندگي چيست؟
interceptor نوشته شده:دنیا منشوری است در حرکت دوار ، خوب یا بد می گذره
برنده اونه که جهان باقی و بی پایان که آخرت باشه به 70-80 سال زندگی حقیرانه تو این دنیا نفروشه
ولی بعضی طمع کارن و یا گوشی برای شنیدن ندارند و یا حوصله ای برای فکر کردن
در روز حسابرسی لبتون خندون باشه
نظر شما هم قابل احترام هست
ولی من با این نظریه مخالفم
نظریه شما یعنی اینکه نادیده گرفتن جهان هستی که پر از اسرار است
این نقد بگیر و دست از نسیه بشوی که صدای شنیدن دهل از دور خوش است

- پست: 115
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۰, ۹:۵۹ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 754 بار
- سپاسهای دریافتی: 315 بار
Re: فلسفه زندگي چيست؟
زندگی فاصله بین مای بیبی تا ایزیلایف است!
شوخی کردم. زندگی یعنی این که وقتی متولد میشی یه حساب با موجودی صفر رو از خدا تحویل میگیری، باید مواظب باشی وقتی که میمیری حسابت منفی نباشه یا به عبارتی بدهی بالا نیورده باشی.هیچ وقت نمیدونی که کی میمیری پس مواظب باش که هیچ وقت بدهکار نباشی. صاحب حسابمون خیلی مهربونه(
) ولی این دلیل نمیشه که ما پررو بشیم.
شوخی کردم. زندگی یعنی این که وقتی متولد میشی یه حساب با موجودی صفر رو از خدا تحویل میگیری، باید مواظب باشی وقتی که میمیری حسابت منفی نباشه یا به عبارتی بدهی بالا نیورده باشی.هیچ وقت نمیدونی که کی میمیری پس مواظب باش که هیچ وقت بدهکار نباشی. صاحب حسابمون خیلی مهربونه(
) ولی این دلیل نمیشه که ما پررو بشیم.هر جا که دیدی سایه آدم های کوچک بزرگ است، بدان که خورشید در حال غروب کردن است...

- پست: 3472
- تاریخ عضویت: جمعه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۸۷, ۹:۴۴ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 5879 بار
- سپاسهای دریافتی: 12411 بار
- تماس:
Re: فلسفه زندگي چيست؟
شاید خلاصه جملات طولانی مفهومش این است که باید خوب بود. اما از نگاه هستی - چیستی ملاصدرا:
نخست بودن ، سپس خوب .
و درک این الویت قطعا کمال درک از زندگی نیز خواهد بود.
نخست بودن ، سپس خوب .
و درک این الویت قطعا کمال درک از زندگی نیز خواهد بود.
Personal Site: [External Link Removed for Guests]

- پست: 1921
- تاریخ عضویت: شنبه ۲۹ خرداد ۱۳۸۹, ۵:۴۵ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 6415 بار
- سپاسهای دریافتی: 11867 بار
Re: فلسفه زندگي چيست؟
گفت رندی در رسای زندگی گاه فخر است وگهی شرمندگی
گاه شیرین است مانند عسل گاه اشک از دیده آرد چون بصل
گاه پرجنجال وگاهی بی صداست گاه گاهی مجلس شور و صفاست
گاه همچون بار غم بر قلبهاست گاه دیگر با وفا گه بی وفاست
گاه پست است چون جو دانه ای گاه چون پرواز یک پروانه ای
گاه چون موجی کف آلود و خشن گاه همچون راه رفتن روی شن
گاه آرام و متین و ریشه دار گاه خشم آلود و تند و بی قرار
گاه بر وفق مراد مردم است گاه سوزان همچو نیش کژدم است
لیک باید ساخت با این زندگی حال ناداری ست یا دارندگی
شعر از دیوان اشعار فرخنده منتظری
مائیم که از پادشهان باج گرفتیم
زان پس که از ایشان کمروتاج گرفتیم
اموال وخزائنشان تاراج گرفتیم
مائیم که از دریا امواج گرفتیم
شاهنشاه بزرگ ایران نادرشاه افشار
زیبنده یک رونین زیبا مردن است، آن رونینی که هر دم آماده مرگ نباشد، ناگزیر مرگی ناشایست برایش پیش می آید.
زان پس که از ایشان کمروتاج گرفتیم
اموال وخزائنشان تاراج گرفتیم
مائیم که از دریا امواج گرفتیم
شاهنشاه بزرگ ایران نادرشاه افشار
زیبنده یک رونین زیبا مردن است، آن رونینی که هر دم آماده مرگ نباشد، ناگزیر مرگی ناشایست برایش پیش می آید.
- پست: 8
- تاریخ عضویت: یکشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۰, ۷:۱۴ ق.ظ
- سپاسهای دریافتی: 22 بار
Re: فلسفه زندگي چيست؟
زندگی بالا و پايين شدن است یعنی خوش باش در موقع خوشی و تحمل کن در موقع سختی
هو الله احد

-
- پست: 42
- تاریخ عضویت: شنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۰, ۱۰:۲۹ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 94 بار
- سپاسهای دریافتی: 122 بار