موشکهای هوا به هوا،ستون فقرات مجموعه تسلیحاتی مدرنی که امروزه توسط جنگنده ها حمل می شود را تشکیل می دهند.از زمانی که دراواخر دهه 50 میلادی در قرن گذشته اولین موشکهای هوا به هوا به شکل عملیاتی وارد خدمت شده اند،تا به امروز از یک روند تکامل قابل توجه و بدون توقف بهره برده اند.دهه گذشته با توجه به اتفاقاتی چون:تغییر سیستم هدایتی از آنالوگ به دیجیتال،ظهور جستجوگرهای تصویر با افق کانونی،استفاده از مدارهای مجتمع آی سی جدید و ظهور موتورهای رم جت با سوخت جامد که همه بر توانایی های این موشکها اثر می گذارد،دهه بسیار مهمی در سیر تکاملی این موشکها بوده است.
مسئله اثرگذاری و مرگباری موشکهای هوا به هوا با توجه به اصول به کار رفته در طراحی این موشکها و نیازهای بازارهای جهانی همچنان موضوعی بحث انگیز می باشد.در اوایل دهه 1960 میلادی و با اعلام ظهور موشکهای هدایت شونده ای مثل موشک آمریکایی سایدوایندر و موشک انگلیسی دی اچ فایر استریک این نظریه مطرح شد که کارایی جنگنده ها (مثل سرعت و قدرت مانور)در برابر این سلاح جدید دیگر کارایی ندارد.اما جنگ ویتنام نشان داد که این نظریه خیالی بیش نبوده است.امروزه نیز با ظهور نسل جدید جنگندهای آیرودینامیک تر و با بهره گیری از قابلیت های پنهان کاری همچنان این بحث ها در بین دیوان سالاران و مقامات صنعتی ادامه دارد.
پر استفاده ترین موشک هوا به هوا فامد در جهان غرب موشک آمریکایی امرام می باشد که در نبرد های هوایی تا به امروز نرخ موفقیتی در حدود 50 درصد را به دست آورده است.اما این موفقیتها در برابر جنگندهای کشورهای جهان سوم که فاقد سیستم های هشدار دهنده پیشرفته،سیستم های مدرن اقدامات متقابل و خلبانان با تجربه بودند به دست آمده است.در آزمایش های به عمل آمده برای جدیدترین مدلهای موشکهای امرام بر علیه هواپیمای هدف و بدون سرنشین کیو اف – 4 نرخ موفقیتی در حدود 85 در صد به دست آمده است که البته در برابر جنگندهای نسل جدید مثل خانواده فلنکر از شرکت سوخو این گونه نخواهد بود.
هدف قرار دادن یک هواپیما با یک موشک هدایت شونده به سادگی که بسیاری فکر می کنند نیست.اولا موشک بایستی با انرژی مناسب و از ناحیه ای مناسب برای پرتاب ،شلیک شود،به زبان ساده تر یعنی این که فاصله موشک با هدف نباید آن قدر زیاد باشد که انرژی موشک قبل از اصابت به هدف به پایان برسد. مسئله ای که درباره موشک های هوا به هوا کمتر به آن توجه شده است این است که میزان انرژی جنبشی این موشکها شدیدا با نوع آنها و نوع هدف آنها ارتباط دارند.در درگیری های رو در رو و در مقایسه با درگیری های داگ فایت موشک از فاصله بیشتری شلیک می شود.مسئله دیگر این است که یک موشک هوا به هوا در صورتی در زمان حرکت به سمت با حتی یک مانور ساده از طرف هدف روبه رو شود امکان دارد که انرژی جنبشی خود را از دست بدهد.در نبردهای فامد امکان بروز این چنین حالتی با توجه به زمان بیشتر بسیار امکان دارد.پوشش مسیر از زمان پرتاب تا رسیدن به هدف مرحله پرواز میانی خوانده می شود و در اکثر طرح های مربوط به موشکهای هوا به هوا مرحله آسانی است.مشکلات ممکن است در زمانی پیش آید که موشک در حال دریافت اطلاعات از طریق خط انتقال داده باشد و این ارتباط مختل شود.مشکل دیگر ممکن است در زمانی ایجاد شود که در حالی که موشک در حال حرکت است ،هدف یک تغییر ناگهانی و شدید در مسیر خود ایجاد کند و باعث می شود که موشک توانایی تعقیب موشک را از دست بدهد.زمانی که موشک به هدف نزدیک می شود از مرحله میانی پرواز به مرحله تقرب نهایی وارد می شود که این مرحله در میان متخصصین ((پایان بازی )) نیز نامیده می شود.اکثر شکست های مربوط به موشکهای در نبرد در مرحله پایان بازی رخ می دهد. برای موفقیت در مرحله پایانی موشک بایستی هم بر مانورهای دفاعی و هم اقدامات متقابل جنگنده هدف فائق آید.در دورهای گذشته هواپیماهایی مثل سری MiG-23/27/29 و یا Su-27S با توجه به طراحی خود از قابلیت های آیرودینامیکی مشخصی برخوردار بودند که البته تفاوتهای فاحشی با پرندهای امروزی مثل Su-30MK و یا Su-35BM که مجهز به تغییردهنده های بردار رانش هستند دارند.موشکها در سالهای دهه 80 بایستی توانایی هایی مثل سیستم های فریب دهنده حرارتی و اخلال گرهای راداری و کاهش سطح مقطع راداری و گرمای منتشر شده از هدف خود مقابله می کردند.البته به نظر می رسد که امروزه موشکهای هوا به هوا بایستی از سد سیستم های دفاعی مثل هدف های قلابی ،اخلال گرهای دیجیتالی مایکرویو و اخلال گرهای لیزری فروسرخ غلبه کنند و صادقانه باید گفت که کار بسیار دشوارتری نسبت به موشکهای هوا به هوا در دهه 80 در پیش روی آنها می باشد.با نگاهی به پیشرفته های انجام شده در دو دهه اخیر به این نتیجه می رسیم که هدف اصلی از به کارگیری تکنولوژی ها و طراحی های جدید در حقیقت شکست تکنولوژی و طراحی حریف می باشد.
پایان جنگ سرد نقطه بسیاری خوبی برای بحث و بررسی موشکهای هوا به هوا ،چه موشکهای فراتر از میدان دید و چه موشکهای درگیری های نزدیک ،در دوران قبل و بعد از پایان جنگ سرد می باشد.
تکامل موشکهای درگیری در برد نزدیک
در پایان جنگ سرد موشک استاندارد هوا به هوای مخصوص درگیری های نزدیک نیروهای هوایی غربی موشک AIM-9L/M و در بعضی از نیروهای هوایی مدل AIM-9E/P با نام سایدوایندر با جستجوگر حرارتی بود.این موشک ها در حقیقت نمونه تکامل یافته مدل اولیه موشک AIM-9 که در سالهای دهه 1960 میلادی ساخته شده بود،و از جستجوگر و شناسایی کننده از جنس ایندیوم آنتی مونید ،سیستم جستجو گر آنالوگ ،یک موتور با زمان فعالیت کم و -سطوح فرآمین بهره می برد.
اتحاد جماهیر شوروی در مقابل هواپیماهای Su-27 و MiG-29 خود را به موشک R-73 که از یک طراحی انقلابی با موتور ضربه ای راکتی،تغییر دهنده بردار رانش ،سامانه پیچیده کنترل فرامین برای به وجود آوردن قابلیت مانورهای سنگین در مرحله آخر و یک جستجو گر توانای فروسرخ و سامانه هدف گیری بر روی کلاه خلبان بهره می برد،مجهز کرده بود.این موشک بر تمامی موشکهای هم کلاس غربی خود برتری آشکاری داشت و در نبردهای نزدیک تاثیر بسیار مخربی بر طرفهای مقابل داشت.اسرائیلی ها زودتر از سایرین با موشک بسیار عالی پیتون 4 ساخت شرکت رافائل واکنش نشان دادند.این موشک از یک جستجوگر توانا به همراه موتوری با زمان سوزش بیشتر ،بال دلتایی و سطوح فرآمین دوطرفه توانایی غلبه بر آرچر روسی را داشت.
بعد از آن نوبت بریتانیایی ها بود تا با طراحی عجیب و یکتای اسرام به عنوان سریعترین موشک هوا به هوای برد نزدیک که تا کنون ساخته شده است به طرح آرچر پاسخ بدهند. این موشک از ترکیب یک موتور بسیار نیرومند ،سامانه جستجوگر فروسرخ با سرعت بالا و یک سامانه آرایه افق کانونی که امکان شلیک های فراتر از میدان دید را برای موشک فراهم می کند و همچنین سامانه هدف گیری بر روی کلاه خلبان که شلیک به زوایایی در پشت جنگنده را فراهم می کردبهره می برد. آمریکایی ها در طرح AIM-9X با حفظ سر جنگی و موتور مدل قبل دست به یک طراحی دوباره در سایر بخشهای موشک AIM-9 زدند.در موشک جدید از یک جستجو گر جدید و یک بسته ارتقاء داخلی میان راه ،سامانه تغییر دهنده بردار رانش به همراه سامانه کنترل دم وسامانه الگوریتمی کنترل انرژی جدید استفاده شده است که به این موشک برد بهتر ،توانایی گردش بهتر با همان موتور قدیمی را اعطاء می کند. آلمان و شریکش کشور نروژ نیز به راه خود رفتند و موشکهای سری IRIS-T را طراحی کرده و ساختند. این موشک از بالهایی نازک در میان بدنه و سیستم کنترل باله های عقب موشک و سامانه تغییر دهنده بردار رانش برای چرخش بهتر بهره می برد.
روسها نیز در این میان بی کار نبوده و به طراحی و ساخت چندین نمونه بهبود یافته از موشک آرچر با قابلیت مقاومت بهتر در برابر اقدامات متقابل و شلیک در زاویه هایی بیش از زاویه دید خلبان اقدام کردند.جدید ترین نمونه موشک آرچر نمونه کاملا دیجیتال با نام R-74E (K-74) می باشد.
موشکهای هوا به هوای دوران پس از جنگ سرد هم اکنون وارد دومین نسل خود شده اند.شرکت رافائل در حال بازاریابی برای موشک پیتون 5 مجهز به یک جستجوگر با آرایه صفحه کانونی و سیستم کنترل داخلی موشک درمیان راه می باشد.چین نیز در حال حاضر مشغول کار بر روی نمونه ای مشابه با موشک AIM-9X با کنترل دم و سامانه تغییر دهنده بردار رانش مشابه می باشد.مسیر مشترک تکنولوژیک موشکهای هوا به هوای درگیری نزدیک عبارت است از استفاده از فناوری هایی به مانند:جستجوگرهای آرایه کانونی،سیستم های هدایت درونی موشکها برای کنترل در میانه راه و پیشرفته های آیرودینامیکی شامل استفاده از سامانه های تغییر دهنده بردار رانش می باشد.فناوری مربوط به موتورهای ضربه ای نیز به صورت گام به گام در حال پیشرفت در یک زمان قابل پیش بینی در آینده هستند.این نوع موشکها توانایی انجام مانورهایی تا محدوده 60 تا 90 جی را در مرحله نهایی پرواز دارند و در برابر اکثر سامانه های اقدامات متقابل به غیر از لیزرهایی که توانایی نفوذ به فیلترهای محافظ و نابود کردن آرایه تصویرساز را دارند،مقاوم هستند.
تکامل موشکهای فراتر از میدان دید
در پایان جنگ سرد موشکهای هوا به هوای فامد مدل سیستم جستجو گر خود را از حالت جستجوگر آشیانه یاب نیمه فعال راداری که در آن حالت هواپیمای پرتاب گر بایستی هدف را تا زمان برخورد دنبال می کرد به سیستم هدایت فعال راداری که در این حالت در زمانی که رادار موشک هدف خود را یافت هواپیمای پرتاب کننده می تواند منطقه درگیری را ترک کند تغییر حالت دادند.
موشک هوا به هوای میان برد AIM-120 امرام اولین موشک میان برد تولید شده با توانایی هدایت راداری فعال بود.این توانایی تا قبل از این تنها بر روی موشکهای برد بلند AIM-54 فونیکس ساخت شرکت هیوز آمریکا که به طور اختصاصی برای هواپیمای ناونشین F-14 تام کت و موشک R-33 آموس ساخت روسیه برای جنگنده رهگیر MiG-31 فاکس هاوند به کار رفته بود.
نکته جدید و در عین حال انقلابی در رابطه با موشک امرام ترکیب یک سیستم کنترل خلبان خودکار،یک جستجو گر راداری فعال و یک خط انتقال داده بود که به هواپیمای پرتاب کننده این اجازه را می داد که در هر لحظه تغییرات موقعیت هدف را به موشک امرام منتقل کند.زمانی که موشک به اندازه کافی به هدف نزدیک شد جستجو گر موشک فعال شده و موشک وارد فاز نهایی پرواز خود می شود.
تفکری که منجر به طراحی و تولید موشک امرام شد ،عبارت بود از دادن توانایی به هرهواپیماهای آمریکایی F-15C در منطقه اروپای مرکزی برای حمله به 8 هواپیمای تهاجمی شوروی که نوعا عبارت بودند از:MiG-23BM ، MiG-27 ، Su-7BM ،Su-17/22 و Su-24 فنسر.یک نقش ثانویه در نظر گرفته شده برای موشک امرام نیز شلیک های برد بلند بر علیه فلنکرها و فالکروم های روسی بود تا شانس نزدیک شدن و استفاده از موشکهای مرگبار آرچر از آنها گرفته شود.در سالهای اولیه ورود به خدمت موشک امرام این گونه برای این موشک این گونه بازار یابی می شد که این موشک،موشکی است مناسب برای تمام ماموریتها و حتی پیشنهاداتی برای جایگزین کردن امرام با موشک AIM-9 با سیستم ارتباط فعال نیز مطرح شد. با توجه به این که در سال 1991روسها برتری مشخصی در زمینه موشکهای هوا به هوای برد نزدیک داشتند،در مقابل نیز آمریکایی ها با موشک امرام برتری در نبردهای فامد را در اختیار داشتند.در آن دوران اکثر جنگنده های غربی با انواع مختلفی از خانواده موشک فامد AIM-7 اسپارو با هدایت آشیانه یاب نیمه فعال راداری مثل مدل AIM-7M مجهز به جستجو گر مونوپالس،موشک اسکای فلش ساخت BAe انگلستان و مدل Selenia Aspide ساخت ایتالیا که در چین نیز به شیوه مهندسی معکوس تولید شده است،مسلح شده بودند.زمانی که موشک امرام در غرب وارد خدمت شد ،بهترین موشک میان برد شوروی ها نمونه هایی از موشک R-27 آلامو ساخت شرکت ومپل بود.موشک آلامو در مقایسه امرام از نظر طراحی در مرتبه پایین تری قرار گرفت اما در عین حال از طراحی پیشرفته تری نسبت به موشک اسپارو برخوردار بود.موشک R-27R آلامو با رادار موتور مونوپلاس و یک موتور با زمان سوزش پایین در توانایی و کارایی بسیار شبیه به موشک AIM-7M عمل می کند.استراتژی روسها برای شکست دادن موشک امرام دو بخش بود.اقدام اولیه روسها طراحی و ساخت مدلهای جدیدتر موشکهای آلامو با موتورهای قوی تر به منظور افزایش برد موشک بود که منجر به افزایش طول و قطر موشک به منظور حمل میزان بیشتر از مواد پیشران شد.مرحله دوم استراتژی روسها برای مقابله با امرام طراحی و ساخت موشک هوا به هوای میان برد RVV-AE یا امرامسکی بود که در در روسیه با نام R-77 و در غرب با نام AA-12 ادرشناخته می شود، بود.موشک R-27 آلامو با سیستم پیشرانه جدید از برد بیشتری نسبت به مدلهای اولیه موشک امرام برخوردار بود و قابلیت شلیک اول در درگیری های فامد را به روسها عرضه می کرد.موشک R-77 در اواخر دهه 90 میلادی با مجموعه Agat 9B1348E شامل سیستم های انتقال داده ،سیستم هدایت خودکار ،جستجوگر فعال راداری ،طراحی بسیار متفاوت بدنه و باله های مشبک به بازار عرضه شد. مدلهای اولیه ادر به مانند مدلهای اولیه امرام انتظارات لازم در زمینه برد را کسب نکرد و به مانند امرام در مدلهای بعدی به یک موتور دو مرحله ای با زمان سوزش بالاتر مجهز شد.در حالی که بیشتر تلاش های روسها در دوره پس از جنگ سرد بر روی طراحی و ساخت موشکهای هوا به هوای میان برد متمرکز شده بود اما در عین حال در همین مدت روسها موشک R-37 ساخت شرکت ومپل که در غرب با عنوان AA-13 ارو شناخته می شود را تکمیل و همچنین در حال کار بر روی موشک R-172-K-100 ساخت شرکت نواتور در کلاس موشکهای ضد آواکس با بردی مابین 300 الی 400 کیلومتر هستند.این موشکها قابلیت از بین بردن هواپیماهای آواکس و سوخترسان در بیرون از برد گشت جنگنده های محافظ آنها را فراهم می کند.موشکهای کلاس AIM-54C فونیکس با بردی در حدود 180 کیلومتر چند سال قبل از جنگنده های F-14D از خدمت خارج شده اند و هم اکنون در جهان غرب هیچ مشابهی برای این موشکهای روسی نه در مرحله طراحی و ساخت و نه به صورت عملیاتی وجود ندارد.در دوران پس از پایان جنگ سرد موشک امرام شاهد ارتقاء های پلکانی بوده است که عمدتا شامل موتور پالس دومرحله ای برای افزایش برد،تجدید نظر در طراحی آنتن،یک دریافت کننده جی پی اس برای افزایش دقت در مرحله میان راه و یک کانال دو طرفه انتقال داده ها می باشد.یکی دیگر از پیشرفتهای مهم تکنولوژیک در این دوره ظهور و استفاده از موتورهای رم جت در موشک های هوا به هوا می باشد که در موشک RVV-AE-PD یا رم جت ادر برای اولین بار آزمایش شد.روسیه این تکنولوژی را به صورت تحت لیسانس و از طریق آزمایشگاه تحقیقات هوا فضای فرانسه،ONERA ،در اختیار این کشور قرار گرفت و در ساخت موشکهای هوا به هوای متئور ساخت شرکت MBDA برای هواپیماهای داسو رافال،یورو فایتر تایفون و ساب گریپین مورد استفاده قرار گرفته است.با این که موشک روسی هنوز در مراحل آزمایشی به سر می برد اما موشک متئور بنا بر برنامه ها در سال 2013 به آمادگی اولیه برای ورود به خدمت خواهند رسید.موشکهای رم جت نه تنها با وزن برابر با سایر موشکها و با ترکیب هوا با عامل اکسید کننده برد بیشتری را بدست می آورد ، بلکه نیروی بیشتری را در مرحله آخر پرواز موشک برای آن فراهم می کند.اهمیت این موضوع در این مسئله نهفته است که در موشکهای معمولی بعد از اتمام نیروی موتور راکتی باقی انرژی موشک از ارتفاع و نیروی جنبشی اولیه آن بدست می آید.زمانی که این گونه موشکها در نزدیکی هدف بایستی مانورهای سنگینی انجام دهند به سرعت انرژی خود را از دست می دهند که این خود منجر به دو مسئله می شود:یکی کاهش نرخ سرعت نزدیک شدن به هدف و دیگر کاهش توانایی مقاومت در برابر فشار جاذبه.به این خاطر که موشک بسیار سریعتر از هدفش حرکت می کند فلذا فشار G بیشتری را نیز متحمل می شودتا بتواند با چرخش های هدف خود را هماهنگ کرده به آن اصابت کرده و یا آن قدر نزدیک شود تا بتواند سر جنگی مجاورتی خود را در نزدیکی هدف فعال نماید.ضعف اصلی تمامی موشکهای هوا به هوای فامد با موتور راکتی،چه با موتور تک و یا دو مرحله ای،این است که این موشک ها در مرحله آخر پرواز با نیروی اینرسیایی حرکت می کنند.زمانی که اسرایئلی ها موشک پیتون 4 را طراحی کردند با استفاده از یک موتور با سوزش سریع شتاب سریعی را به موشک اعطاء کردند و سپس با استفاده از یک موتور با سوزش کندتر سرعت موشک را کمی کاهش داده و قابلیت انجام مانورهایی تا بیش از G 70 را برای این موشک در مرحله آخر فراهم کرد. یک تحلیل گر با تجربه در امور نبردهای هوایی مسئله بسیار مهمی را مطرح کرده است که بر اساس آن موشکهای هوا به هوا که از موتورهای دو مرحله ای بهره می برند در مراحل پایانی پرواز خود سرعت زیادی می گیرند و برای اصابت به اهداف مانور پذیر بایستی مانورهای سنگین با نیروی G بسیار زیادی را انجام دهند.بالعکس در یک موشک رم جت و با استفاده از یک سیستم کاهش دهنده مصرف سوخت در مرحله پایانی از سرعت موشک کاسته می شود و از فشار بیش از حد G در مانورهای مرحله پایانی کاسته شده و بر اثر پذیری موشک افزوده می شود.در اصل کاری که پیشرانه رم جت برای موشک انجام می دهد به وجود آوردن نیرو و شتاب بیشتر برای موشکی است که معمولا بزرگتر از سایر موشکها و با ایده رسیدن به برد بیشتر و نه انجام مانورهای سنگین در مرحله پایانی طراحی شده است می باشد.هواپیماهایی مجهز به موتورهای سوپر کروز و تغیر دهنده بردار رانش مثل SU-35BM که به مانند هواپیمای F-22 رپتور توانایی انجام مانورهایی تا حد 9G را دارند تبدیل به اهداف بسیار مشکلی برای موشکهای هوا به هوای فامد عادی مثل امرام شده اند.دور از ذهن نیست که روسها به منظور حفظ جنگنده های خود در برابر موشکهای هوا به هوا در مرحله آخر پرواز موشکها یک سیستم گریز اتوماتیک را با سیستم کنترل پرواز دیجیتال در آخرین مدلهای هواپیمای فلنکر ترکیب کرده باشند که یا به وسیله سیستم هشدار دهنده تقرب موشک و یا توسط خود خلبان با انجام مانورهایی با G بالا از تیررس موشک خارج شوند.در صورت وجود همچنین برنامه ای باید رازی بسیار مهم برای روسها باشد.نیروی هوایی ایالات متحده آمریکا تا به امروز به صورت فعال یک موشک فامد رم جت را به یک دلیل ساده به خدمت نگرفته است و آن هم توانایی هواپیمای F-22 در پرتاب موشک AIM-120C از ارتفاع بالا و در سرعت مافوق صوت است که برد موشک را در حدود 35 درصد و انرژی جنبشی موشک در مرحله پایانی را نیز افزایش می دهد.
نتیجه گیری:
دوران پس از جنگ سرد شاهد پیشرفتهای بسیاری در زمینه موشکی در بخشهای جستجوگر،هدایت،پیشرانه و آیرودینامیک و در عین حال پیشرفت هواپیماها در بخش مانورها و اقدامات متقابل برای مقابله با موشکها بوده است.نگاه بلند مدت مبنی بر بدست آوردن احتمال برخورد 100% برای موشکهای هوا به هوا با وجود پیشرفتها در بخش موشکها و در عین حال پیشرفت متقابل در ساخت هواپیماها مثل سامانه های اخلال گر فرکانس رادیویی دیجیتال که مشکلات زیادی را برای طراحان موشکهای هوا به هوا با سیستم رادار فعال ایجاد می کند،احتمال غیر واقعی می باشد.مسئله ای که واضح و مشخص است این می باشد که هواپیماهایی که با کارایی ،تسلیحات و سیستم های تدافعی زمان جنگ سرد در حال پرواز هستند در صورت درگیر شدن با نسل فعلی موشکهای هوا به هوا مدت زیادی دوام نخواهند داشت.
گالری تصاویر:
موشک AIM9:
موشک R73 آرچر:
موشک پیتون 5:
موشک اسرام:
موشک IRIS_T:
موشک AIM120 امرام:
موشک R77 :
موشک R27 آلامو:
موشک متئور:
موشک AA-13:
[External Link Removed for Guests] موشک KS-172:
موشک AIM 54:
نویسنده:دکتر کارلو کوپ مترجم:مجتبی خاجی منبع:ماهنامه جنگ افزار دوستان عزیز،بنده این مقاله را در پاسخ به بحث های پیش آمده در تاپیک مربوط به جنگنده میگ 29 ترجمه کرده ام.این مقاله به امید خدای متعال در شماره مهر ماهنامه جنگ افزار نیز به چاپ خواهد رسید.از تمامی دوستان تقاضا می کنم در صورت استفاده از این مطلب نام مترجم و منبع را فراموش نکنند. منتظر نظرات شما نیز هستم. با تشکر
مجتبی خاجی
