متخصص آمد، چرا اینقدر بحث و جدل
من وقت گذاشته و این مطالب را برای شما دوستان مینویسم امیدوارم ازش استفاده ببرید و ضمن گره گشایی از این مبحث اطلاعات نظامی دوستان نیز قدری ارتقا یابد.
اول از خود عکس بگم، به نقل از رکن 2 :
ادای احترامات نظامی در میان پرسنل نیروهای مسلح موجب همبستگی بیشتر می شود.
احترامات نظامی شامل چند مورد می شود که احتمالا باهاشون آشنا هستید، همین سلام نظامی، پا چسباندن، پیش فنگ کردن، ملاقات 3 به راست، ایست کشیدن، به جای خود دادن، کسب اجازه جهت شروع و پایان مراسم، نظر به رفتن، بایست دادن و انبوه موارد جزیی تر که مثلا برای زمان سوار شدن ارشد تر به ماشین پیاده شدن و زمانی که ترک موتور بخواهد بنشیند آماده حرکت شدن (باید موتور روشن و آماده حرکت باشد)، نور بالا زدن با ماشین در صورت مشاهده در ماشین روبرو، جفت راهنما برای موتور و ...
من حافظه نسبتاً خوبی دارم و از نظر آموزش نظامی هم به خاطر شکل خدمتم که شرح دادم قبلا برای دوستان سطح خوبی دارم. این موارد بالا همگی برابر
آیین نامه ها بود. تازه سوای اینها ممکنه برابر
روش جاری هم یک سری احترامات مابین نظامیان در نظر گرفته شود.
اما
سلسله مراتب احترام گذاشتن در شرایط عمومی طبق
درجه است. باز در شرایط عمومی و درجه یکسان طبق
دوره دریافت درجه است (به قول خودمون پایه بالا ها ارشدترن). باز در شرایط عمومی و برابری موارد قبل
پست سازمانی مطرح خواهد شد. اگر هم کار بیخ پیدا کرد و کل موارد قبلی برابر بود، مثلا دو امیر که هر یک فرماندهی لشکری را بر عهده دارد و در یک دوره دافوس بوده اند الویت
جایگاه عملیاتی مطرح می شود. جایگاه عملیاتی چند حالت دارد. یکی بحث
میزبانی و میهمانی است که میزبان باید به میهمان ادای احترام کند. یکی بحث
عملیات مشترک است که مثلا اگر محور اصلی عملیات لشکر امیر 1 باشد. امیر دیگری باید در مقابل این احترامات را رعایت کند. خلاصه برای خودش حسابی پیچیده است اگر بخواهید در عمقش بروید ... این قدرها هم ساده نیست برادر من
اما در سطوح بالا به ندرت این موارد رعایت می شود، فکر کنم می خواهند با رکن 2 مخالفت کرده و همبستگی را از بین ببرند! شاید هم می خواهند بگویند بدون ادای احترامات نظامی هم می شود همبستگی را حفظ کرد
در رده بالا
سلام نظامی شاید تنها نوع احترام مورد استفاده باشد و
پاچسباندن فقط ویژه مراسمات است مگر آن که فردی بخواهد ارادت خودش را به فرد دیگری نشان دهد.
این تا ایتجاش ... اگر چیزی از احترامات نظامی کم گفتم بگید تا تکمیل کنم
اما عکس العمل ارشد تر چیست؟
هیچ الزامی وجود ندارد که وی عکس العملی نشان دهد 
البته یک اصطلاح هست که اگر دوستان در ارتش خدمت کرده باشند خوب میدانند و اینجا جاش نیست بگیم. مثلا امیر داره رد میشود ما ایست می کشیم اما طرف
از نو که نمیدهد حتی ما را نگاه هم نمی کند و ما میگیم بهش " طرف ... "
حالا در رده بالا اگر طرف دلش بخواهد به کسی که ادای احترام کرده بگه بابا دمت گرم شاید یه نیم خیزی بشود یا مثلا فوقش دیگه دستی بیاره رو شقیقه.
اما یک اصل در
سلام نظامی به همراه پا چسباندن است: باید آنقدر سریع به وضعیت خبردار رفت که ارشدتر فرصت عکس العمل پیدا نکند! یعنی نباید بزاری مثلا طرف بلند بشه یا اگر مشغول حرف زدن هست به خاطر احترام گذاشتن تو حرفش بریده بشود. به همین خاطر اگر دیده باشید از مسافت دور برای احترام گذاشتن یک دفعه با شتاب حرکت میشود و اصلا تو آموزشی هم مدام میگن دست از سریع ترین مسیر ممکن بیاد بالا و بالعکس بره پایین! البته اونجا نمیگن دلیلش اینه که سرباز بدبخت بفهمه این سریعترین به خاطر اذیت کردنش نیست
امیر پوردستان هم انصافا واسه خودش پهلوانیست ... قطعا سرعت عمل خوبش مانع شده که اون بنده خدا عکس العملی نشون بدهد و این اتفاقا چیز ناپسندی هم نیست.
البته همین امیر پوردستان چند روز پیش
هوابرد تشریف داشتند بنده که شیراز نبودم و جایی مامور بودم اما طبق گزارشات ایشان سهوا بدون کلاه برای پرسنل وظیفه در جواب احترام سلام دادند که قدری موجب شیطنت سربازان شده بود
حالا این احترام خوبش به سردار جعفری را میزاریم پای اون سوتی ...
اما بحث های بعدی واقعا برای من عجیب هست، در سنترال دوستان زیادی هستند که علاقه مند به مسائل نظامی هستند برعکس من، اما الان که به موجب خدمت سربازی من تو بعد نظامی اطلاعاتی کسب کردم متوجه شدم واقعا برخی دوستان سنترالی خیلی نسبت به مسائل نظامی بی اطلاع هستند و خودمانیم یک کم ابهت انجمن های نظامی سنترال و کیفیتش پیش چشم من کاسته شده ...
باز مثل موارد بالا بنده نسبت به موارد زیر اطلاعات دقیق و کامل دارم که مطرحش میکنم نه نظریه و پیش بینی!چه کسی گفته ارتش بر سپاه الویت و ارجحیت نظامی دارد؟
در کجای نیروهای مسلح چنین الویت بندی که شما گفتید ارتش - سپاه - نیروی انتظامی - بیان شده است؟
این تفکر شما و خصوصا گفتن این که
اگر کنترل از دست دولت خارج شود نشان از
بی اطلاعی محض دارد، مگر الان اصلا دولت دخلی در امورات انتظامی و نظامی دارد که مثلا یه روز از دستش بخواهد خارج شود؟
فکر کنم شما هم جزو اونها هستید که هنوز نمیدونید در ایران رئیس جمهور به هیچ نیرو مسلحی اجازه دستور دادن ندارد حتی محافظین شخصی خودش!
تو تلوزیون نشون داد 2 تا الله اکبر گفت احمدی نژاد و موشک زدن و گاهی برای خارجی ها شاخ و شانه میشکه فکر کردید مثلا قدرت نظامی تحت کنترلش هست؟ کل نیروهای مسلح زیر نظر فرماندهی کل قوا می باشد و
(خوشبختانه
) اساسا کنترل در دست دولت نیست که بخواهد از دستش خارج شود.
ضمناً تصور کاملا غلطی است که قرارگاه ها منطقه ای توسط ارتش اداره می شود.
همچنین برخی هم به اشتباه فکر میکنند توسط سپاه اداره می شود.
در جریان رزمایشی که شرکت داشتم و نامه نگاری های متعدد که برخی موارد خودم پیکیش بودم به قرارگاه جنوب متوجه شدم
اساسا ارتش بدون اطلاع سپاه قدم بر نمی دارد و سپاه هم بدون اطلاع ارتش!قرارگاه ها نیز کاملا با هم
هماهنگ هستند و
کنترل نیز متمرکز از پایتخت و ستاد کل انجام می شود. مثلا اگر لب مرز نیروهای عراق یک تحرکی بکنند، قرارگاه سپاه و ارتش هر دو به تهران گزارش میدهند، تهران تحلیل این دو قرارگاه را جمع بندی میکند و پاسخ و دستورالعمل را برای هر دو قرارگاه می فرستد. جتی از دستورات ارسالی به قرارگاه سپاه که هیچ گونه اقدامی در ارتش را نیازمند نیستند هم یک رونوشت به قرارگاه ارتش ارسال می شود و البته بالعکس.
پس جهت اطلاع
کنترل اوضاع همیشه از پایتخت و متمرکز است که البته این جای تاسف دارد چرا که از نظر ساختار یک سیستم بسیار آسیب پذیر می باشد. اما به علت
اختلاف شدید استراتژی ارتش و سپاه و
مبناهای متفاوت در تحلیل ها واگذاری کنترل به هر ارگان عملا ارگان دیگر را زنجیری به پا در منطقه خواهد کرد.

خوب این هم فکر کنم همین قدر کفایت کند. چون مدام این تصورات غلط و بی مبنا را بین دوستان دیدم یک کم از چیزایی که قرار بود نگم را هم بین حرف هام در بالا زدم فردا نبرنم حفاظت خوبه ...
آخرش هم
تبدیل یگان های ارتش به تیپ یک مسئله روشن و البته بسیار مفید است. تیپ مناسب ترین ساختار نظامی را داراست. هم کنترل بر آن ساده تر است هم اینکه با یک تیپ قدرتمند میتوان سرعت رزم بالاتری داشت! حالا بیخیال که منظور چیه ... خلاصه دارن این کار را می کنند و پنهان هم نیست. حتی یک جا من جدول زمانبدنیش را هم دیدم.
اما اینکه دارند از سپاه امیر میارن روی تیپ های ارتش، هم درست است و هم غلط !
در حقیقت سو تفاهمی که پیش آمده اینجاست، استفاده از واژه
پاسدار در چند سخنرانی باعث شد برخی ارتشیان فکر کنند قرار است از سپاه امیر بیاد به ارتش! البته اون موارد هم که از سپاه به ارتش امیر آمده اگر سوابق بررسی شود متوجه خواهید شد اون افراد هم ارتشی بوده اند که در خدمت سپاه در آمده بودند نه یک عده که فقط در سپاه بوده اند.
بد نیست در مورد تیپ
هوابرد هم بگم، از شرایط فرماندهی این تیپ این هست که طرف حتماً در خود هوابرد خدمت کرده باشد! یعنی تمام امیر های پیشین
هوابرد در همین یگان بوده اند که مثلا مدتی به جای دیگر رفته و سپس به فرماندهی
تیپ 55 منصوب شده اند. الان نیز 3 نفر مد نظر هستند که همگی سابقه طولانی خدمت در
هوابرد را دارند اما تنها یکی از ایشان در حال حاضر در
هوابرد خدمت می کند. خبری هم از اون پاسدار و سپاهی نیست ...

طولانی شد، ببخشید.
هر چند تقصیر خودتان هست ...
[HR]
این الان یادم اومد ...

در مورد ارتقا درجه یک نکته هست. در ارتش ما 3 نوع افسر داریم که ارشدیت آنها به شرط یکسان بودن درجه به شرح زیر می باشد:
افسر الف
افسر وظیفه
افسر ب
که متاسفانه کمتر مورد دوم و سوم رعایت می شود، خصوصا برای لیسانس ها.
افسر ب هرگز فرماندهی گروهان، ریاست ارکان و ستاد، افسر سری (در صورت وجود افسر الف به تعداد کافی) نخواهد شد.
اما بر خلاف تصور دوستان در اینجا، یک درجه دار می تواند تا درجات بالا نیز برود. خود بنده که تا سرهنگ 2 را دیدم که از گروهبانی وارد ارتش شده بود.
دقت کنید در ارتش برخی مسائل هست که ارتقا درجه را جلو می اندازد مانند:
تشویق در دستور تیپ، لشکر، نزاجا، نهاجا و نداجا یا بالاتر ...
گذراندن دوره های مختلف - نه همه دوره ها
مشارکت در افتخار آفرینی های سرزمینی - مثلا من یک نفر را دیدم به خاطر فتح 2 تا قله 2 تا درجه گرفته بود و هم دوره هاش ستوان 2 بودن و ایشون سروان تمام بود در تیپ 45 تکاور.
ابداعات و اختراعات خاص - باز در همین تیپ 45 یک نفر بود که به خاطر ایجاد یک پایه خاص مناسب سوار کردن تیربار و البته SPG بر روی این موتور چهار چرخ ها یک درجه تشویقی گرفته بود.
پست سازمانی - گاه فرد به موجب سیر پست سازمانی پیش از موعد ارتقا درجه می گیرد تا مثلا با آیین نامه مشکلی پیش نیاد بیشتر این موارد در جاهایی اتفاق می افتد که با کمبود افسر روبر هستند و مثلا ریاست ارکان نیاز باشد.
همین دیگه
