عاشقی باش که گویند به دریا زد و رفت نه که گویند خسی بود که جویبارش برد
عشق یعنی قلم از تیشه و دفتر از سنگ که به عمری نتوان دست در آثارش زد
------------------------------------------------------------------------------------------
فرق است میان دوست داشتن و داشتن دوست........
دوست داشتن امری لحظه ی است اما داشتن دوست استمرار لحظه های دوست داشتن است:علی شریعتی
مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
مدیر انجمن: شوراي نظارت

- پست: 560
- تاریخ عضویت: چهارشنبه ۶ مرداد ۱۳۸۹, ۱:۰۰ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 2278 بار
- سپاسهای دریافتی: 1686 بار
- تماس:
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
در تیره شب هجر تو جانم به لب امد / وقت است که همچون مه تابان بدر ایی
اول علی اخر علی

- پست: 560
- تاریخ عضویت: چهارشنبه ۶ مرداد ۱۳۸۹, ۱:۰۰ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 2278 بار
- سپاسهای دریافتی: 1686 بار
- تماس:
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع / شب نشین کوی سربازان و رندانم چو شمع
اول علی اخر علی

-
- پست: 527
- تاریخ عضویت: یکشنبه ۱۰ مهر ۱۳۹۰, ۷:۳۱ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1884 بار
- سپاسهای دریافتی: 2113 بار
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
علی امشب حرم را محترم می دارد از مقدم
که گرد کعبه جبریل امین پر می زند امشب
{آزیتا(دریا)}
که گرد کعبه جبریل امین پر می زند امشب
{آزیتا(دریا)}
[COLOR=#548dd4] کسی شد شمع , آبش می
هر که شد تصویر ,قابش می کنند
هر که با افسانه پردازان نشست
با فسون خویش, خوابش می کنند
برای عضویت در انجمن اهدای عضو به لینک زیر مراجعه
[External Link Removed for Guests]
[FONT=System]دریا سرنوشتم را به یاد آور .............
به جان نمی رسد تا به تو بر فشانمش
برکه توان نهاد دل , تا ز تو واستانمش
قوت شرح عشق تو , نیست زبان خامه را
گرد در امید تو , چند به سر دوانمش ؟
DARYA 
هر که شد تصویر ,قابش می کنند
هر که با افسانه پردازان نشست
با فسون خویش, خوابش می کنند
برای عضویت در انجمن اهدای عضو به لینک زیر مراجعه
[External Link Removed for Guests]
[FONT=System]دریا سرنوشتم را به یاد آور .............
به جان نمی رسد تا به تو بر فشانمش
برکه توان نهاد دل , تا ز تو واستانمش
قوت شرح عشق تو , نیست زبان خامه را
گرد در امید تو , چند به سر دوانمش ؟
DARYA 

- پست: 560
- تاریخ عضویت: چهارشنبه ۶ مرداد ۱۳۸۹, ۱:۰۰ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 2278 بار
- سپاسهای دریافتی: 1686 بار
- تماس:
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
با تو حکایتی دگر این دل ما بسر کند
شب سیاه قصه را هوای تو سحر کند
باور ما نمی شود در سر ما نمیرود
از گذر سینه ما یار دگر گذر کند
شکوه بسی شنیده ام از دل درد کشیده ام
کور شوم جز تو اگر زمزمه ای دگر کند. . . . .
شب سیاه قصه را هوای تو سحر کند
باور ما نمی شود در سر ما نمیرود
از گذر سینه ما یار دگر گذر کند
شکوه بسی شنیده ام از دل درد کشیده ام
کور شوم جز تو اگر زمزمه ای دگر کند. . . . .
اول علی اخر علی

-
- پست: 527
- تاریخ عضویت: یکشنبه ۱۰ مهر ۱۳۹۰, ۷:۳۱ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1884 بار
- سپاسهای دریافتی: 2113 بار
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
دیده در پیچ و تاب گیسوی شب
در پی چهره ی سحر می گشت
چون نمی یافت آنچه را می جست
از همان راه رفته بر می گشت
{آزیتا(دریا)}
در پی چهره ی سحر می گشت
چون نمی یافت آنچه را می جست
از همان راه رفته بر می گشت
{آزیتا(دریا)}
[COLOR=#548dd4] کسی شد شمع , آبش می
هر که شد تصویر ,قابش می کنند
هر که با افسانه پردازان نشست
با فسون خویش, خوابش می کنند
برای عضویت در انجمن اهدای عضو به لینک زیر مراجعه
[External Link Removed for Guests]
[FONT=System]دریا سرنوشتم را به یاد آور .............
به جان نمی رسد تا به تو بر فشانمش
برکه توان نهاد دل , تا ز تو واستانمش
قوت شرح عشق تو , نیست زبان خامه را
گرد در امید تو , چند به سر دوانمش ؟
DARYA 
هر که شد تصویر ,قابش می کنند
هر که با افسانه پردازان نشست
با فسون خویش, خوابش می کنند
برای عضویت در انجمن اهدای عضو به لینک زیر مراجعه
[External Link Removed for Guests]
[FONT=System]دریا سرنوشتم را به یاد آور .............
به جان نمی رسد تا به تو بر فشانمش
برکه توان نهاد دل , تا ز تو واستانمش
قوت شرح عشق تو , نیست زبان خامه را
گرد در امید تو , چند به سر دوانمش ؟
DARYA 

- پست: 560
- تاریخ عضویت: چهارشنبه ۶ مرداد ۱۳۸۹, ۱:۰۰ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 2278 بار
- سپاسهای دریافتی: 1686 بار
- تماس:
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
تو را چنانکه تویی هر نظر کجا بیند / به قدر دانش خود هر کسی کند ادراک
اول علی اخر علی

- پست: 560
- تاریخ عضویت: چهارشنبه ۶ مرداد ۱۳۸۹, ۱:۰۰ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 2278 بار
- سپاسهای دریافتی: 1686 بار
- تماس:
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
تا دل هرزه گرد من رفت به چین زلف او / زان سفره دراز خود عزم وطن نمی کند
اول علی اخر علی

-
- پست: 86
- تاریخ عضویت: شنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۰, ۱۲:۰۵ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 159 بار
- سپاسهای دریافتی: 259 بار
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
دیدی آخر دم مردانه بجز لاف نبود
بکش از مردم نامرد که حقت این است
هر چه بر عاشق بیچاره روا دانستی
فلک آخر سرت آورد که حقت این است
استاد همای
-------------------------------------------------------------------------------------------------
اگر قادر نیستی خود را بالا ببری همانند سیب باش تا با افتادنت اندیشهای را بالا ببری (دکتر علی شریعتی)
بکش از مردم نامرد که حقت این است
هر چه بر عاشق بیچاره روا دانستی
فلک آخر سرت آورد که حقت این است
استاد همای
-------------------------------------------------------------------------------------------------
اگر قادر نیستی خود را بالا ببری همانند سیب باش تا با افتادنت اندیشهای را بالا ببری (دکتر علی شریعتی)

- پست: 560
- تاریخ عضویت: چهارشنبه ۶ مرداد ۱۳۸۹, ۱:۰۰ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 2278 بار
- سپاسهای دریافتی: 1686 بار
- تماس:
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
تو به من گفتی از این عشق حذر کن
لحظه ای چند بر این اب نظر کن
اب ایینه عشق گذران است
تو که نگاهت به نگاهی نگران است
لحظه ای چند بر این اب نظر کن
اب ایینه عشق گذران است
تو که نگاهت به نگاهی نگران است
اول علی اخر علی
