جواب نامت...

در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه موضوعات فرهنگي و ادبي به بحث و تبادل نظر بپردازيد

مدیر انجمن: شوراي نظارت

ارسال پست
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 1160
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۷ اسفند ۱۳۸۸, ۱:۵۱ ب.ظ
محل اقامت: تهران
سپاس‌های ارسالی: 15611 بار
سپاس‌های دریافتی: 6443 بار
تماس:

جواب نامت...

پست توسط ASHKAN95 »

سلام ای تنها بهونه واسه ی نفس کشیدن

هنوزم پر میکشه دل ، واسه ی به تو رسیدن

واسه جواب نامت ، میدونم که خیلی دیره

بذار به حساب غربت ، نکنه دلت بگیره


عزیزم بگو ببینم ، که چه رنگه روزگارت؟

خیلی دوست دارم تو مهتاب ، بشینم یه شب کنارت


سرتو با مهربونی ، بذاری به روی شونم

تو فقط واسم دعا کن ، اخه دنبال بهونم

حالمو اگر بپرسی ، خوبه تعریفی نداره

چون بلاتکلیفه عاشق ، اخه تکلیفی نداره

نکنه ازم برنجی ، تشنه ام ، تشنه ی بارون

چقدر از دریا ما دوریم ، بی گناهیم هر دوتامون

بدجوری بهم میریزه ، منو گاهی اتفاقی

تو اگه نباشی از من نمیمونه چیزی باقی

میدونی که دست من نیست ، بازیای سرنوشته

رو قشنگا خط کشیده ، زشتارو واسم نوشته

باز که ابری شد نگاهت ، بغضتم واسم عزیزه

اما اشکاتو نگه دار ، نذار اینجوری بریزه

من هنوز چیزی نگفتم که تو طاقتت تموم شد

باقیشو بگم میبینی گریه هات کلی حروم شد

حال من خیلی عجیبه ، دوست دارم پیشم بشینی

من نگاهت بکنم ، تو تو چشام عشقو ببینی

یادته من و تو داشتیم ساده زندگی میکردیم

از همین چشمه ی شفاف رفع تشنگی میکردیم

یه دفعه یه مهمون اومد ، عقلمو یه جوری دزدید

دل تو به روش نیاورد ، از همون دقیقه فهمید

اولش فکر نمیکردم که دلم رو برده باشه

یا دلم گول چشمای روشنش رو خورده باشه

اما نه ....

اما نه ، گذشت و دیدم دل من دیوونه تر شد

به تو گفتم و دلت از قصه ی من باخبر شد

اولش گفتم یه حسه ، یا یه احترام ساده

اما بعد دیدم که عشقه ، اخه اندازش زیاده

تو بازم طاقت اوردی ، مثل پونه ها تو پاییز

سرنوشت تو سفیده ، ماجرای من غم انگیز

بدجوری دیوونتم من ، فکر نکنی این اعترافه

همیشه نبودنه تو ، کرده این دلو کلافه

میدونم فرقی نداره ، واست عاشق بودنه من

میدونم واست یکی شد ، بودن و نبودن من

میدونم دوستم نداری مثل روزای گذشته

من خودم خوندم تو چشمات ، یه کسی اینو نوشته

اما روح من یه دریاست ، پره از موج و تلاطم

ساحلش تویی و موجاش ، خنجرای حرف مردم

اخ که چه لذتی داره ناز چشماتو کشیدن...

رفتن یه راه دشوار ، واسه هرگز نرسیدن

من که اسمون نبودم ، اما عشق تو یه ماهه

سرزنش نکن دلم رو ، بخدا اون بی گناهه

تو که چشمای قشنگت خونه ی صدتا ستارست

تو که لبخند طلاییت واسه من عمر دوبارست

بیا و مثل گذشته ، جز به من به همه شک کن

من بدون تو میمیرم ، بیا و بهم کمک کن

.
.
.
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 1160
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۷ اسفند ۱۳۸۸, ۱:۵۱ ب.ظ
محل اقامت: تهران
سپاس‌های ارسالی: 15611 بار
سپاس‌های دریافتی: 6443 بار
تماس:

Re: جواب نامت...

پست توسط ASHKAN95 »

[External Link Removed for Guests]
ارسال پست

بازگشت به “شعر و ادبيات”