تخت جمشید

در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه‌ي مباحث مرتبط با تاريخ ايران به بحث بپردازيد

مدیران انجمن: رونین, شوراي نظارت

Major I
Major I
نمایه کاربر
پست: 320
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۱۰ اسفند ۱۳۸۹, ۳:۴۴ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 694 بار
سپاس‌های دریافتی: 1535 بار

تخت جمشید

پست توسط SHAHABESAGEB »

برهان بررسی می‏کند(1)؛
تاریخ‏سازی جریان انحرافی از موضوعی انحرافی، به نام «تخت جمشید»
تصویر

«فرنگی‏ها اصرار داشتند هخامنشی‏ها را بالا بیاورند و مطرح کنند و کوروش و داریوش را اولِ تاریخ بدانند؛ حتّی مادها را هم از خاطر برده‏اند. کار مستشرقان اروپایی در این زمینه خیلی صادقانه نبوده» این بخشی از بیانات مقام معظم رهبری است درباره‌ی آن‏چه غربی‌ها بر سر تمدن کهن ایران آورده‌اند.

گروه فرهنگی-اجتماعی برهان/ فضل الله موحد؛ تأکید مقام معظم رهبری بر بازنگری در حوزه‌ی علوم انسانی که در طی سال‌های گذشته همواره وجود داشته و البته نارضایتی ایشان نیز متأسفانه هم‌چنان وجود دارد، چنان‌که ایشان درباره‌ی کرسی‌های آزاداندیشی فرمودند: «عملاً آن کاری که من گفته بودم انجام نشده است، نه در حوزه و نه در دانشگاه»، نشان می‌دهد که در آغاز راهی بزرگ قرار داریم که تأخیر در انجام آن پذیرفتنی نیست. چیزی که با نام علوم انسانی از غرب به سوغات رسیده، سرشار از فریب‌کاری و دروغ است و به هیچ وجه زیبنده‌ی یک جامعه‌ی اسلامی که می‌خواهد در پرتو آموزه‌های الهی زندگی کند، نیست. دامنه‌ی آسیب‌های وارده در شاخه‌های مختلف علوم انسانی، وسیع و بی پایان است. ‌های الهی زندگی کند، نیست. دامنه‌ی آسیب‌های وارده در شاخه‌های مختلف علوم انسانی، وسیع و بی پایان است.

در مطلب پیش رو سعی می‌کنیم با ارایه‌ی یک مثال با استدلال‌های کافی نشان دهیم که چگونه متخصصان تاریخی ارسال شده از طرف دانشگاه‌های غرب (در این‌جا دانشگاه شیکاگو) با جعل و دروغ درباره‌ی تاریخ پیش از اسلام ایران و دست کاری و فریب در ابنیه‌ی تخت جمشید و ساختن داستان‌های خیالی درباره‌ی آن زمینه‌های فریب قسمتی از جامعه را فراهم آورده‌اند تا با استفاده از آن زمینه‌های تفرقه افکنی بین مردم مسلمان ایران و سایر مسلمین منطقه را فراهم کنند. برای اثبات بهتر بحث، آرایه‌های دیداری که از طرف مهندسان معماری کشور (در پاسخ به درخواست دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران تحت مدیریت آقای عباس سلیمی نمین) نیز در گزارشی رسمی پذیرفته شده است، مبنا قرار گرفته و از ورود به حوزه‌هایی که در مورد آن‌ها اتفاق نظر وجود ندارد، پرهیز شده است. لازم به ذکر است که عدم نیت حرفه‌ای و صادقانه نزد مورخان غربی پیش از این توسط مقام معظم رهبری بیان شده است و ایشان تذکر لازم را در این باره داده‌اند. چنان‌که در سفری که معظم له در سال 1383 به همدان داشتند، پس از بیان نظریات استاندار همدان درباره‌ی تاریخ مادها و مرکزیت آن‌ها در این شهر، به بیان ایرادهایی در تاریخ رسمی اشاره کرده و درباره‌ی اصرار غربی‌ها در عظمت دادن به هخامنشیان فرمودند: «فرنگی‏ها اصرار داشتند هخامنشی‏ها را بالا بیاورند و مطرح کنند و کوروش و داریوش را اولِ تاریخ بدانند؛ حتّی مادها را هم از خاطر برده‏اند. کار مستشرقان اروپایی در این زمینه خیلی صادقانه نبوده، لیکن حفاری‏ها و شناخت‌ها و نشانه‏های گوناگون تمدنی به ما نشان می‏دهد که در سرتاسر ایرانِ کنونی ما تمدن‌های بسیار قدیمی - که بعضی شاید از تمدن مصر هم قدیمی‏تر باشد - وجود دارد؛ تمدن‌های شش هزار ساله، هفت هزار ساله...»‌اند تا با استفاده از آن زمینه‌های تفرقه افکنی بین مردم مسلمان ایران و سایر مسلمین منطقه را فراهم کنند. برای اثبات بهتر بحث، آرایه‌های دیداری که از طرف مهندسان معماری کشور (در پاسخ به درخواست دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران تحت مدیریت آقای عباس سلیمی نمین) نیز در گزارشی رسمی پذیرفته شده است، مبنا قرار گرفته و از ورود به حوزه‌هایی که در مورد آن‌ها اتفاق نظر وجود ندارد، پرهیز شده است. لازم به ذکر است که عدم نیت حرفه‌ای و صادقانه نزد مورخان غربی پیش از این توسط مقام معظم رهبری بیان شده است و ایشان تذکر لازم را در این باره داده‌اند. چنان‌که در سفری که معظم له در سال 1383 به همدان داشتند، پس از بیان نظریات استاندار همدان درباره‌ی تاریخ مادها و مرکزیت آن‌ها در این شهر، به بیان ایرادهایی در تاریخ رسمی اشاره کرده و درباره‌ی اصرار غربی‌ها در عظمت دادن به هخامنشیان فرمودند: «فرنگی‏ها اصرار داشتند هخامنشی‏ها را بالا بیاورند و مطرح کنند و کوروش و داریوش را اولِ تاریخ بدانند؛ حتّی مادها را هم از خاطر برده‏اند. کار مستشرقان اروپایی در این زمینه خیلی صادقانه نبوده، لیکن حفاری‏ها و شناخت‌ها و نشانه‏های گوناگون تمدنی به ما نشان می‏دهد که در سرتاسر ایرانِ کنونی ما تمدن‌های بسیار قدیمی - که بعضی شاید از تمدن مصر هم قدیمی‏تر باشد - وجود دارد؛ تمدن‌های شش هزار ساله، هفت هزار ساله...»

محوطه‌ی باستانی و نیمه کاره‌ی تخت جمشید که در واقع یک محوطه‌ی بابلی است به همت دانشگاه‌های غرب به صورت یک مرکز برای معرفی اقتدار سلسله‌ی موسوم به هخامنشیان درآمده است.
در تخت جمشید، به جز دروغ نویسی و خلق داستان‌های بدون سند، جعل‌هایی آشکار نیز انجام شده است که تصاویر زیر آن‌ها را نشان می‌دهند.



در این‌جا قصد نداریم به کل تاریخ هخامنشیان و بحث‌هایی که درباره‌ی آن‌ها وجود دارد بپردازیم، بلکه می‏خواهیم به یک نکته‌ی اساسی و مغفول مانده اشاره کنیم که می‌تواند مانند نقطه‌ی عطفی عمل نماید. مورخان غربی فعال در حوزه‌ی تاریخ ایران (که همگی یهودی هستند) دلیل برتری هخامنشیان بر تمدن‌های قدیمی این سرزمین را بنای تخت جمشید معرفی می‌کنند. این بنا از دوران پهلوی به سمبل ناسیونالیسم در ایران تبدیل شده است که جشن‌های 2500 ساله اوج این نمایش بود. نکته‌ی مهم غافل مانده این است که آیا این محوطه (تخت جمشید) یک بنای ایرانی است که بهانه‌ی ترویج ناسیونالیسم ایرانی قرار گرفته است؟ آیا در آن‌جا شاهان بزرگ هخامنشی جشن‌ها برگزار می‌کرده‌اند و بر جهان فرمان می‌رانده‌اند؟ آیا اساساً این بنا مورد بهره‌برداری بوده است؟ اطلاعات کنونی ما محدود به نظریات اساتید یهودی دانشگاه‌های غرب به خصوص دانشگاه «شیکاگو» است که امروزه ارزش و اعتبار علمی آن‌ها کاملاً زیر سؤال است و ثابت شده است که به جای تحقیقات علمی آزاد به جعل تاریخ و دروغ نویسی مشغول هستند و با سمبل سازی‌های بی بنیان تلاش می‌کنند زمینه‌های تفرقه بین مسلمین را فراهم آوردند. ‌ی اساسی و مغفول مانده اشاره کنیم که می‌تواند مانند نقطه‌ی عطفی عمل نماید. مورخان غربی فعال در حوزه‌ی تاریخ ایران (که همگی یهودی هستند) دلیل برتری هخامنشیان بر تمدن‌های قدیمی این سرزمین را بنای تخت جمشید معرفی می‌کنند. این بنا از دوران پهلوی به سمبل ناسیونالیسم در ایران تبدیل شده است که جشن‌های 2500 ساله اوج این نمایش بود. نکته‌ی مهم غافل مانده این است که آیا این محوطه (تخت جمشید) یک بنای ایرانی است که بهانه‌ی ترویج ناسیونالیسم ایرانی قرار گرفته است؟ آیا در آن‌جا شاهان بزرگ هخامنشی جشن‌ها برگزار می‌کرده‌اند و بر جهان فرمان می‌رانده‌اند؟ آیا اساساً این بنا مورد بهره‌برداری بوده است؟ اطلاعات کنونی ما محدود به نظریات اساتید یهودی دانشگاه‌های غرب به خصوص دانشگاه «شیکاگو» است که امروزه ارزش و اعتبار علمی آن‌ها کاملاً زیر سؤال است و ثابت شده است که به جای تحقیقات علمی آزاد به جعل تاریخ و دروغ نویسی مشغول هستند و با سمبل سازی‌های بی بنیان تلاش می‌کنند زمینه‌های تفرقه بین مسلمین را فراهم آوردند. ‌ی مهم غافل مانده این است که آیا این محوطه (تخت جمشید) یک بنای ایرانی است که بهانه‌ی ترویج ناسیونالیسم ایرانی قرار گرفته است؟ آیا در آن‌جا شاهان بزرگ هخامنشی جشن‌ها برگزار می‌کرده‌اند و بر جهان فرمان می‌رانده‌اند؟ آیا اساساً این بنا مورد بهره‌برداری بوده است؟ اطلاعات کنونی ما محدود به نظریات اساتید یهودی دانشگاه‌های غرب به خصوص دانشگاه «شیکاگو» است که امروزه ارزش و اعتبار علمی آن‌ها کاملاً زیر سؤال است و ثابت شده است که به جای تحقیقات علمی آزاد به جعل تاریخ و دروغ نویسی مشغول هستند و با سمبل سازی‌های بی بنیان تلاش می‌کنند زمینه‌های تفرقه بین مسلمین را فراهم آوردند.

محوطه‌ی تخت جمشید دارای 7 قسمت مختلف است که در حدد 2480 سال پیش کار ساختمانی آن قسمت‌ها با هم آغاز شد و هیچ یک قسمتی بیش از 30 درصد ساخته نشد و چیزی که هم اکنون وجود دارد همان است که 2480 سال پیش وجود داشته است. جاعلان ارسالی از طرف دانشگاه‌های غرب با فریب‌کاری این‌گونه القا کرده‌اند که این محوطه‌ی هخامنشی، تکمیل شده و محل اقتدار سلسله‌ی هخامنشی بوده است. محوطه‌ی باستانی و نیمه کاره‌ی تخت جمشید که در واقع یک محوطه‌ی بابلی است به همت دانشگاه‌های غرب به صورت یک مرکز برای معرفی اقتدار سلسله‌ی موسوم به هخامنشیان درآمده است. در عکس‌هایی که در زیر آمده نیمه کاره بودن آن و بابلی بودن آن با استفاده از آرایه‌های دیداری اثبات می‌شود تا شاید سازمان میراث فرهنگی به وظیفه‌ی ذاتی خود عمل کرده و با یک گفت‌وگوی ملی به کشف حقیقت کمک نماید تا راه تفرقه با استفاده از بحث‌های ناسیونالیستی، بسته شود.

تصاویری که در زیر ارایه می‌شود به آسیب‌هایی که کارشناسان دانشگاه شیکاگو در حفاری‌های انجام شده در جهت تغییر هویت و کامل نشان دادن بنا انجام دادند، پرداخته و تلاش می‌کند پرده از یک جعل واضح که نشان دهنده‌ی ماهیت واقعی دانشگاه‌های پرادعای غرب است، بردارد. امید است این سند محکم باعث شود نظام دانشگاهی ما اعم از مسؤولان و دانش‌جویان؛ با درک لزوم بومی کردن علوم انسانی را نه تنها در حوزه‌ی تاریخ بلکه در همه‌ی حوزه‌ها احساس کرده و گام‌هایی بلند در این باره بردارند. ‌جویان؛ با درک لزوم بومی کردن علوم انسانی را نه تنها در حوزه‌ی تاریخ بلکه در همه‌ی حوزه‌ها احساس کرده و گام‌هایی بلند در این باره بردارند.

تصویر شماره‌ی 1:
[External Link Removed for Guests]
چنان‌که به وضوح مشخص است در حفاری‌های دانشگاه شیکاگو یک بنای عظیم خشت و گلی نمایان شده است که نشان می‌دهد این محوطه یک بنای عیلامی است که پیش از آغاز به کار ساخت قسمت‌های سنگی، قرن‌ها فعال بوده و در زیگورات آن فعالیت‌های مذهبی انجام می‌شده است.

تصویر شماره‌ی 2:
[External Link Removed for Guests]

در این تصویر شاهد یکی از قسمت‌های عیلامی بیرون آمده از دل خاک هستیم که توسط دانشگاه غربی تخریب و از صحنه‌ی روزگار محو شده است. چنین صحنه‌ای هم اکنون در تخت جمشید، وجود ندارد.

مجموعه تصاویر شماره‌ی 3:
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
مجموعه تصاویر شماره‌ی 3، قسمت‌های مختلف خشت و گلی را نشان می‌دهد که چنان‌که در تصویر سمت چپ مشخص است به اصطلاح دانشمندان یهودی ارسالی از دانشگاه شیکاگو با بیل و کلنگ نه مشغول خاک‌برداری از یک محوطه‌ی باستانی که منطقاً باید با فرچه و با ظرافت انجام می‌شود که مشغول تخریب و نابودی آن هستند. این قسمت‌ها هم اکنون وجود خارجی نداشته و به کل نابود شده‌اند تا تخت جمشید را یک بنای سنگی معرفی کنند.

تصویر شماره‌ی 4:
[External Link Removed for Guests]

تصویر شماره‌ی 4، گورستان‌های عیلامی نزدیک تخت جمشید را نشان می‌دهد که به همت جاعلین دانشگاه شیکاگو برای محو آثاری که به هخامنشی سازی آن‌ها و مبنا قراردادن کوروش و داریوش برای تاریخ ایران لطمه می‌رساند، محو شده است.

تصویر شماره‌ی 5:
[External Link Removed for Guests]

تصویر شماره‌ی 5 زیگورات عظیم چغازنبیل را نشان می‌دهد که نمونه‌ی یک زیگورات واقعی است و به مدت‌ها پیش از هخامنشیان تعلق دارد. این اثر و بسیاری از آثار دیگر که از دوران‌های کهن در منطقه یافت شده به هیچ وجه مورد نظر دانشمندان ارسالی از دانشگاه‌های غربی قرار نگرفته است. زیگورات تخت جمشید نیز نمونه‌ای از چنین بنایی بوده است.

تصاویر بالا اثبات این نکته بود که این بنا یک بنای چنان‌که می‌گویند، هخامنشی نیست. حجاری‌های آن نیز به تمدن عظیم بابل که در قرآن نیز به آن اشاره شده تعلق دارد و اساساً سلسله‌ی موسوم به هخامنشی در تاریخ یادگار مادی فیزیکی و باستان شناسانه ندارد و حضور آن در تاریخ محدود به نوشته‌های تورات است. بنای تخت جمشید یک بنای بابلی است که آرایه‌های فراوان بابلی آن تردیدی در این باره باقی نگذاشته است. با این وجود همین بنای بابلی نیز ناقص بوده و هرگز مورد بهره‌برداری قرار نگرفته است و چنان‌که دانشمندان یهودی دانشگاه‌های غربی ادعا می‌کنند؛ هرگز در آن جشن‌های بزرگ و غیره برگزار نمی‌شده است.

تصاویر زیر ناقص بودن بنا را اثبات می‌کند که در آن به نظر کارشناسی نظام مهندسی ایران نیز در کنار تصاویر دیداری استناد شده است.

تصویر شماره‌ی 6:
[External Link Removed for Guests]

یکی از دیواره‌های بیرونی سکوی تخت جمشید را مشاهده می‌کنید که کارگران در حال تراش آن بوده‌اند که سنگ‌های تراش نخورده نشان می‌دهد که این کار در حال انجام بوده است.

تصویر شماره‌ی 7:
[External Link Removed for Guests]

تصویر شماره‌ی 7، یکی دیگر از دیواره‌های بیرونی تخت جمشید را نشان می‌دهد که دارای قوزهای سنگی متعددی است و به روشنی مشخص است که کسی نمی‌تواند ادعا کند این قوزهای سنگی به دلیل تخریب ناشی از گذر زمان است، زیرا اثر تخریب و اثر کار ناقص از اساس با یک‌دیگر تفاوت دارند.

تصویر شماره‌ی 8:
[External Link Removed for Guests]

در تصویر شماره‌ی 8، باز هم شاهد قسمت‌های تراش نخورده در بنا هستیم که نشان می‌دهد کارگران بر روی این بنا مشغول کار بوده‌اند.

تصویر شماره‌ی 9:
[External Link Removed for Guests]

در تصویر شماره‌ی 9، نیز قوزهای سنگی وجود دارد که نشان می‌دهد کارگران در حال تراش دادن سنگ‌ها بوده‌اند.

تصویر شماره‌ی 10:
[External Link Removed for Guests]
تصویر شماره‌ی 10، قوزهای سنگی فراوانی را نشان می‌دهد که تکمیل کننده‌ی نظر ناقص بودن بنا است.

تصویر شماره‌ی 11:
[External Link Removed for Guests]

این تصویر نشان می‌دهد این دیواره حتی مراحل آغازین تراش را نیز پشت سر نگذاشته و تنها بلوک چینی آن انجام شده است. آیا در این بنا جشن‌های بزرگ برگزار می‌کرده‌اند؟

تصویر شماره‌ی 12:
[External Link Removed for Guests]

این سرستون در حال تراش برای نصب در محل مشخص شده است که تنها قسمت‌هایی از آن انجام تراش خورده است.

تصویر شماره‌ی 13:
[External Link Removed for Guests]

نبود نشانه‌های دیوار در این دروازه و سایر قسمت‌های تخت جمشید با نشانه‌های آشکار بابلی اسفنکس‌ها به خوبی مشخص کننده‌ی ناقص بودن و هویت بنا بوده و ناقص بودن و بابلی بودن هویت آن قطعی است.

تصویر شماره‌ی 14:
[External Link Removed for Guests]

تصویر شماره‌ی 14، یک پایه ستون و شالستون تراش نخورده را نشان می‌دهد.

تصویر شماره‌ی 15:
[External Link Removed for Guests]

شالستون سالم! و احتمالاً نوساز با ستون تراش نخورده و یک پایه‌ی ستون با آسیب‌های زمانه ترکیبی جعلی و مضحک را نشان می‌دهند.

تصویر شماره‌ی 16:
[External Link Removed for Guests]

این درگاه که در تصویر شماره‌ی 16، نشان داده شده است به خوبی نیمه کاره بودن خود را به بیننده اعلام می‌کند و بی نیاز از هرگونه توضیحی است.

تصویر شماره‌ی 17:
[External Link Removed for Guests]

در تصویر شماره‌ی 17، باز هم یک دیواره‌ی تراش نخورده را شاهد هستیم.

تصویر شماره‌ی 18:
[External Link Removed for Guests]

تصویر شماره‌ی 18، نشان می‌دهد که نیزه‌ی سربازان در انتها تراش ناقص یک سرباز را نشان می‌دهد. به انتهای نیزه سرباز توجه فرمایید.

مجموعه تصاویر شماره‌ی 19:
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]



این دو خنجر یکی کامل و دیگری در حال تراش بوده است که دومی ناتمام به حال خود رها شده است.

مجموعه تصاویر شماره‌ی 20
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]

در تصاویر شماره‌ی 20، سرباز بالایی دارای سرکمانی تراش خورده است اما سرکمان سرباز پایینی به درستی تراش نخورده و کار بر روی آن درحال انجام بوده است.

تصویر شماره‌ی 21:
[External Link Removed for Guests]

تصویر شماره‌ی 21، گل‌های تراش نخورده را در کنار گل‌های تراش خورده نشان می‌دهد.

تصویر شماره‌ی 22:
[External Link Removed for Guests]

در قسمت پایین تصویر شماره‌ی 22، باز هم شاهد گل‌های نیم تراش هستیم.

تصویر شماره‌ی 23:
[External Link Removed for Guests]
اندازه اصلی: [External Link Removed for Guests]
مجموعه‌ی کاملی از سربازان تراش خورده و نیم تراش در تصویر شماره‌ی 23، به خوبی ناقص بودن بنا را برای هر بیننده‌ی بی طرفی اثبات می‌کند.

تصویر شماره‌ی 24:
[External Link Removed for Guests]
اندازه اصلی : [External Link Removed for Guests]
تصویر شماره‌ی 24، دو سرباز را نشان می‌دهد که یکی کامل و دیگری ناقص است.

تصویر شماره‌ی 25:
[External Link Removed for Guests]

تصویر شماره‌ی 25، پله‌های ورودی را نشان می‌دهد که فاقد هرگونه آرایه‌ی دیداری است و محال است که در یک بنای اشرافی درگاه ورودی آن هیچ گونه تصویر سنگی حک شده، نداشته باشد. این نشان می‌دهد که ایجاد آن باید در مراحل بعدی انجام می‌شده است که به دلیل رها شدن بنا ناقص مانده است.

تصویر شماره‌ی 26:
[External Link Removed for Guests]
این تصویر وجود قوزهای سنگی را در پله‌های ورودی تخت جمشید نشان می‌دهد. آیا در کاخی که 200 سال محل جشن‌های بزرگ بوده، مهمانان از روی این پله‌های ناقص تردد می‌کرده‌اند؟

تصویر شماره‌ی 27:
[External Link Removed for Guests]

گوشه‌های این قطعه‌ی سنگی صاف نشده است. در آن دوران برای جلوگیری از لب پر شدن قطعه در هنگام جابه‌جایی، پس از نصب کامل، گوشه‌های آن‌ها را صاف می‌کرده‌اند. این قطعه و ده‌ها مورد دیگر در تخت جمشید نشان می‌دهد که این بنا درحال ساخت بوده است.

تصویر شماره‌ی 28:
[External Link Removed for Guests]
در این تصویر که به نقش‌های بنا مربوط می‌شود، شاهد ناتمام ماندن نقش اندازی گل‌ها هستیم که در سرتاسر تخت جمشید، قابل رؤیت است.

تصویر شماره‌ی 29:
[External Link Removed for Guests]
در این تصویر، سربازی را شاهد هستیم که تراش موها و ریش آن تنها در قسمتی انجام شده است. آیا این بنا با نواقصی این چنینی به مدت 200 سال محل برگزاری جشن‌ها، بوده است؟

تصویر شماره‌ی 30:
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
برای جلوگیری از اطاله‌ی کلام به این تصویر که مجموعه‌ای از سربازان را که هر یک تا مرحله‌ی متفاوتی با دیگری نقش اندازی شده‌اند، بسنده می‌کنیم.

چنان‌که مشاهده کردید این تصاویر دیداری که ذره‌ای تردید در آن‌ها وجود ندارد، نشان دهنده‌ی ناقص بودن بنای موسوم به تخت جمشید است. از طرف دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران از نظام مهندسی استان تهران درخواست می‌شود نظر کارشناسی خود را درباره‌ی ناقص بودن و یا کامل بودن بنا به طور رسمی اعلام کند که تصویر مکاتبات انجام شده که نتیجه‌ی آن دیدار مهندسان معماری کشور و گزارش رسمی آن‌ها درباره‌ی تخت جمشید است در زیر نشان داده می‌شود.

تصویر شماره‌ی 31:
[External Link Removed for Guests]

تصویر شماره‌ی 31، نمونه‌هایی از تمدن آشور (مورخان آن را با بابل دنباله‌ی یک‌دیگر می‌دانند) را نشان می‌دهد که قرینه‌هایی آشکار در تخت جمشید دارد. این مهم نشان می‌دهد که بنای تخت جمشید هویتی بابلی دارد و ارتباطی با داستان‌های یهود ساخته مربوط به هخامنشان ندارد.

در تخت جمشید، به جز دروغ نویسی و خلق داستان‌های بدون سند، جعل‌هایی آشکار نیز انجام شده است که تصاویر زیر یکی از آن‌ها را نشان می‌دهد.

تصویر شماره‌ی 32:
[External Link Removed for Guests]

این تصویر را دانشگاه شیکاگو از مدخل و ورودی سمت شمال محوطه‌ی صد ستون برداشته است. تصویری که به خوبی آغاز کار جمع آوری آوار داخلی صد ستون را نشان می‌دهد. در سمت چپ و در کادرقرمز رنگ، اسفنکس نیمه ساختی با سم‌های گاو در مدخل ورودی شمال صد ستون وجود دارد. اسفنکسی که بر عرف بین النهرین، مانند ورودی‌های اصلی، روبه‌رویی نیزداشته است. دانشگاهشیکاگو در تفسیرات صد ستون، اشاره‌ای به این اسفنکسنکرده و مجموعه‌ی مضحک و سرهم بندی شده‌ی زیر را در جای آن قرار داده‌اند.

تصویر شماره‌ی 33:
[External Link Removed for Guests]

این کوبیسم! عجیب الخلقه به جای گاو مزبور کاشته شده است تا هویت بابلی آن مخفی شود و جاعلان بتوانند برای کوروش و داریوش که هرگز در تخت جمشید نبوده‌اند، قصه‌های هزار و یک شب بسازند. چگونه ممکن است در یک بنای نیمه کاره جشن‌ها برپا شده باشد و اسکندر یک بنای سنگی را آتش زده باشد؟

تصویر شماره‌ی 34:
[External Link Removed for Guests]

به اصطلاح متخصصین یهودی دانشگاه شیکاگو، برای سنگی معرفی کردن قسمت خزانه تخت جمشید، پایه ستون‌هایی از قسمت‌های مختلف تخت جمشید و هم‌چنین معبد یونانی جنوب آن را به این قسمت منتقل کردند. به دلیل ناکافی بودن این پایه ستون‌ها اقدام به تراش پایه ستون‌هایی کرده و آن‌ها را پایه ستون‌های 2500 ساله معرفی نمودند که تصاویر فوق تعدادی از این پایه ستون‌های صاف و بدون اثر صدمات زمان را نشان می‌دهد. قضاوت با شما.

آن معبد یونانی واقع در جنوب تخت جمشید هم اکنون محو شده است زیرا برای داستان‌های هخامنشی سازی مانعی جدی بود. یکی از همین مورخین یهودی درباره‌ی این معبد یونانی می‌نویسد: «در پای صفحه‌ی تخت جمشید، معبدی بنا شد. معبد یونانی نبود. در آن ایزدان کهن ایران پرستش می‌شد. با این همه در کتیبه‌ی نذورات معبد که به زبان یونانی نوشته‌اند و نه فارسی باستان و یا فارسی میانه، به جای اهورامزدا نوشته‌اند، زئوس مجیتوس و به جای میترا نوشته‌اند آپولون و هلیوس و به جای آناهیتا، آرتمیس و آتنه.» (هرتسفلد، ایران در شرق باستان، صفحه‌ی 281) لطفاً به پاورقی منتقل شود. همین یک جمله کافی است به ما نشان دهد با چه کسانی که در واژگون کردن حقیقت تردیدی به خود راه نمی‌دهند، مواجه هستیم.

هر بیننده‌ای که وابستگی خاصی به تعصب نداشته باشد این حقیقت مسلم را می‌پذیرد که یک جعل بزرگ در تخت جمشید انجام شده است. آیا جامعه‌ی دانشگاهی و سازمان میراث فرهنگی کشور به عنوان متولیان امر نباید با یک طرح گسترده‌ی ملی برای روشن شدن حقیقت دست به کار شوند تا جلوی سو تعبیرها و سو استفاده‌های آینده بسته شود؟ آیا این بنای نیمه کاره جایی برای جشن نوروز است؟ این تنها نمونه‌ای از جعل‌های به اصطلاح دانشمندان غرب در حوزه‌ی تاریخ است. آیا این نباید هشداری برای نگاهی دقیق به ادعاها و نظریات آن‌ها در سایر حوزه‌های علوم انسانی باشد؟*

(*) فضل الله موحد، کارشناس مسایل فرهنگی/انتهای متن/

منبع: [External Link Removed for Guests]
تصویر
حضرت امام صادق (ع) فرمودند :هركس مي‌خواهد از اصحاب قائم (علیه السلام) باشد، می بایست که منتظر باشد وبر اساس ورع و محاسن اخلاق عمل نماید در حالی که منتظر است.
« من سره ان يكون من اصحاب القائم فلينتظرو ليعمل بالورع و محاسن الاخلاق و هو منتظر » (مجلسي ج 52 / ص 140)
  صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و فرجنا  
Junior Poster
Junior Poster
نمایه کاربر
پست: 199
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۲۶ آبان ۱۳۸۸, ۱۲:۵۳ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 727 بار
سپاس‌های دریافتی: 1795 بار

Re: تخت جمشید

پست توسط aliTOPGUN »

سلام :razz:
اگر یک بار به شیراز سفر کرده و تخت جمشید را دیده باشید و مقالات و کتابهای اساتیدی چون مرحوم دکترعلیرضا شاپور شهبازی را مطالعه کرده بودید اینچنین مقاله ای را اینجا نمیگذاشتید.........اون حیوانات تکمیل نشده در تخت جمشید دروازه ی ناتمام خوانده میشوند و تکه های دیوار رنگ شده ی تخت جمشید و سرستونهای کامل ان در موزه ی لوور پاریس هستند.
علیرضا شاپور شهبازی
[External Link Removed for Guests]
تصویر

  • ورودی تخت جمشید
  • [External Link Removed for Guests]

    غروب در تخت جمشید
  • [External Link Removed for Guests]

    کاخ دروازه ملل
  • [External Link Removed for Guests]

    پلکان ورودی تخت جمشید که به دروازه ملل منتهی می‌شود.
  • [External Link Removed for Guests]

  • آرامگاه [External Link Removed for Guests] در ضلع شرقی تخت جمشید
  • [External Link Removed for Guests]

    مجلس بار عام شاهی خشایارشا واقع در ساختمان خزانهٔ شاهنشاهی
  • [External Link Removed for Guests]

    پرنده هما در تخت جمشید
  • [External Link Removed for Guests]

    تخت جمشید
  • [External Link Removed for Guests]

    نمای بیرونی تخت جمشید
  • [External Link Removed for Guests]

    تخت جمشید
  • [External Link Removed for Guests]

    مهر و ماه
  • [External Link Removed for Guests]

    نمایی از تخت جمشید
  • [External Link Removed for Guests]

    دیواره ها
  • [External Link Removed for Guests]

    ستون های شکسته

  • تخت جمشید
  • [External Link Removed for Guests]

    [External Link Removed for Guests]
  • [External Link Removed for Guests]

    تخت جمشید
  • [External Link Removed for Guests]

    سرستون تخت جمشید در[External Link Removed for Guests]
  • [External Link Removed for Guests]

    نقش برجسته سنگی در [External Link Removed for Guests]
  • [External Link Removed for Guests]

    سرستون تخت جمشید در [External Link Removed for Guests]
  • [External Link Removed for Guests]
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%D8%AE%D8%AA_%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF
هرگز نخواب كوروش اي مهر اريايي بي نام تو وطن نيز
نام و نشان ندارد :razz:
آخرین ويرايش توسط 1 on aliTOPGUN, ويرايش شده در 0.
Yesterday is past, it is history.Tomorrow is future, it is a mystery today is present, it is a gift
Fast Poster
Fast Poster
نمایه کاربر
پست: 233
تاریخ عضویت: جمعه ۲۷ اسفند ۱۳۸۹, ۹:۳۲ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 303 بار
سپاس‌های دریافتی: 575 بار

Re: تخت جمشید

پست توسط alavi66 »

در مورد هخامنشیان چندین نکته ابهام امیز از نظر بنده وجود دارد و آن این است که هخامنشیان مبدا تمدن ایرانی شناخته شده است چرا مادها که بسیار قبل تر از هخامنشیان بودند سر سلسله ایرانیت قرار نگرفتند؟؟؟؟نکته دیگر این که در شاهنامه اشاراتی به دوره ملوک الطوائف هست و تاریخ ساسانیان بیان شده است اما سخن از تاریخ هخامنشی نیست و از اسامی هخامنشی سخنی نیامده است.نکته جالب تر این که واژه های کورش و داریوش واژه های ایرانی نیستند واژه هایی لاتین هستند.معادل کورش در شاهنامه نیست ولی معادل داریوش دارا است.یعنی شاهنامه داریوش سوم مورخان غربی را دارا خوانده است.که این نیز قابل توجه است.مورخان اسلامی و ایرانی با وجودی که حمله اسکندر به ایران را شرح داده اند دوره ملوک الطوائف را گفته اند و شرح مفصل تاریخ ساسانی را بیان داشته اند در مورد سلسله هخامنشی سخن نگفته اند.در اساطیر ایرانی ضحاک مار دوش وجود دارد که ان را با آژدهاک مقایسه کرده اند می دانیم که ضحاک را فریدون و آزی دهاک را کورش به زیر کشاند آیا این دو شخصیت یکی هستند؟؟اینها سوالاتی است که مورخین باید جواب آن را بدهند.در مورد تخت جمشید نیز خود غربیها اذعان دارند برخی از کاخهای تخته جمشید نیمه کاره تمام شده است این نشان می دهد تخت جمشید مدام در حال تکمیل و توسعه بوده.در سلسله هخامنشی ما شاهد واژگانی هستیم که پارسی است مثل اردشیر یکی از شاهان هخامنشی.اما اسامی دیگر پارسی نیست.اسامی کورش داریوش دختران فرزندان آنها اکثرا پارسی نیستند.دلیل ما این است که ساسانیان که از پارس بر خواسته بودند هیچگاه چنین اسامی نداشتند بر عکس اسامی اسطوره ای شاهنامه مثل رستم میان اینها رواج داشت.اصلا آن ها با وجود این که خود را جانشین هخامنشیان می دانستند هیچ کدام از اسامی موجود در دوران هخامنشی را جز مواردی معدود مثل اردشیر به کار نبرده اند.در شاهنامه ما واژه گودرز را داریم که سلسله اشکانی شاهی با این نام بوده.اما شواهدی بدست نیامده که نام داریوش و کورش در ساسانیان و مردم ایران آن زمان رایج بوده.من از دوستان می خواهم در این باره اگه با مثال نقضی رو به رو شده اند بیان دارند.که اکال ماهم بر طرف شود.با وجود این در تورات از کوروش به نام ذوالقرنین و خوروش یاد شده است و داستانی نقل شده است که با روایات قرآنی منطبق است.از طرف دیگر بر اساس نظر قرآن ذوالقرنین خدا پرست بوده است و فردی نیکو کار که در اینجا قران با تورات نیز مطابقت دارد.اما باز اشکالی وجود دارد و ان مسئله اسامی است.به نظر ما اگر کورش ایرانی بوده نام واقعی او را باید در شاهنامه جست و کورش معادل لاتین و یا عبری نام واقعی اوست.اما چه شده است که بر فرض وجود چنین سلسله ای نام این سلسله از تاریخ ایران پاک شده است و تنها بعد از 2400 سال نام این سلسله احیا شد.ممکن است بگویید ویرانی هایی که اسکندر به جا گذاشت و گسترش فرهنگ یونانی این سلسله را محو کرده است اما مگر یونانیان چند سال بر ایران حاکم بودند ؟جز نزدیک به 100 سال؟البته اشکانیان نیز در اوایل تحت فرهنگ یونانی بوده اند.اما نه انقدر که تاریخ خود را فراموش کنند.منابع تاریخ هخامنشی تورات است و مورخان یونانی.اما ظاهرا بعد از احیای سلسله ساسانی نه نامی از کورش است نه از داریوش و نه هخامنش.مگر این که کتیبه ای یافت شده باشد که دلالت کند ساسانیان سلسله قبل خود را می شناختند. برخی مورخین می گویند ساسانیان آگاهانه از هخامنشیان یاد نکرده اند همانگونه که تلاش خود را برای محو تاریخ اشکانیان کرده اند.به نظر ما این فرضیه نادرست است زیرا آنها اگر می خواستند خود را بزرگ کنند اول از همه حمله اسکندر به ایران را منکر می شدند بعد سراغ هخامنشیان می رفتند.بعلاوه ساسانیان اگر می خواستند یاد هخامنشیان را از خاطره ها ببرند نباید نام شاهان هخامنشی را بر خود می گذاشتند کما این که نام اردشیر بین آنها رایج بود.در مورد اشکانیان نیز به نظر می رسد که واقعا در این دوران حکومت مرکزی قوی نبوده که بخواهد از خود نامی داشته باشد به قول مورخین اسلامی دوره ملوک الطوایف و فدرالی بوده است.در حالی که همین دوران غیر متمرکز از خاطر مورخین بیرون نرفته است حمله اسکندر نیز از خاطره ها نرفته است دارا یعنی اخرین شاه ایرانی قبل از حمله اسکندر نیز از خاطره ها بیرون نرفت و نامش در شاهنامه آمد.بنابراین این فرضیه از اساس باطل می نماید.ویرانی های اسکندر نیز هر قدر بوده نام دارا را از خاطره ها نبرده است.نکته عجیب تر این که در شاهنامه و کتب تاریخی ایرانی از اسکندر تمجید شده است و حتی اسکندر را برخی داستان سرا ها همان ذوالقرنین خوانده اند.نکته عجیب این که منطقه قفقار سدی تاریخی وجود دارد که به دربند و یا باب الابواب معروف است.مورخان اسلامی ان را ساخته اسکندر می دانند در حالی که مورخان رومی و ارمنی آن را ساخت کورش می دانند و حتی نام رود کورا در ان منطقه را بر گرفته از نام کوروش دانسته اند.در کل سرنوشت هخامنشیان در تاریخ مبهم است و تاریخ باید به سوالات بیشمار پاسخ دهد.اما آنچه که از مباحث بالا معلووم نشد نام کورش و نام داریوش نامهای ایرانی نیستند و تاریخ باید نام واقعی آنها را کشف کند و این یکی از بزرگترین معماهای تاریخ است.
جانم فدای پیامبر مهربانی.
پیامبری که برای رهایی آدمیان از گمراهی هیچ اجرتی نخواست در حالی که گمراه کنندگان برای گمراه کردن مردم اجرت مطالبه می کنند.
Major I
Major I
نمایه کاربر
پست: 464
تاریخ عضویت: دوشنبه ۱۸ تیر ۱۳۸۶, ۹:۴۵ ب.ظ
محل اقامت: ایران، از خلیج همیشه فارس تا دریای خزر
سپاس‌های ارسالی: 3381 بار
سپاس‌های دریافتی: 1794 بار

Re: تخت جمشید

پست توسط hermes_PERSIAN »

به نظر شما نام های آبتین، افشین، گشتاسب، فرامرز، کاووس، گودرز، گیو، جمشید، فریدون، شهر، ایرج، آتس سا، تیسافرن، سورنا، ارشک، ارد و... فارسی هستند؟ اگر ما بسیاری از این نامها را ایرانی نمی دانیم دلیل آن اینست که زبان پارسی تغییرات بسیار زیادی کرده است مانند تغییراتی که همه زبانهای هند و اروپایی متحمل شده اند. مثلا شما باور دارید که زبان هندی و آلمانی هم ریشه هستند؟
خليج فارس = الخليج الفارسي = Persian Gulf = Persischer Golf = golfe Persique = Περσικός κόλπος = Перси́дский зали́в = الخلیج الفارسی الی الابد
جمال عبدالناصر: کنا سنعمل: حتی یمتد العربی من المحیط الاطلسی الی خلیج الفارسی
Major II
Major II
نمایه کاربر
پست: 440
تاریخ عضویت: چهارشنبه ۱۲ آبان ۱۳۸۹, ۱۱:۲۸ ق.ظ
محل اقامت: کهکشان راه شیری پلاک 12
سپاس‌های ارسالی: 650 بار
سپاس‌های دریافتی: 1785 بار
تماس:

Re: تخت جمشید

پست توسط kalafe2006 »

درود به همه ایرانیان وطن پرست

نمیدونم چرا مدتیه عده ای ( حالا یا جیره خوار یا نوکر یا هر چیز دیگه ای ) قصد دارند اگاهانه تاریخ کشورمون رو زیر سوال ببرن . دوست دارم بدونن با این کار چه چیزی به دست میارن یا با چقدر پول حاضر شدن به این راحتی تاریخ کشورشون رو زیر سوال ببرن
این عربهای .............. با دزدین آثار باستانی ما میخوان واسه خودشون تاریخ و تمدن درست کنند ، اروپاییها و آمریکاییها با دزدیدن آثار باستانی ما میخوان موزه های خودشون رو رونق بدن و از آثار خودشون که 200 سال بیشتر قدمت ندارن به بهترین شکل حفاظت می کنند .
حالا مشتی ....... توی کشور پیدا شدن که میخوان از پشت به خودمون و تاریخنمون خنجر بزنن . چه شماها خوشتون بیاد چه نیاد هخامنشیان بودند ، منشور کورش هم نشان افتخار و آزادگی ایرانیان است اسم کورش هم در قرآن بنام ذوالقرنین آمده نه کتابهای دیگه . باعث تاسفه وقتی اسم یک پادشاه ایرانی در قران به نیکی اومده اما عده ای از خدا هم میخوان جلو بزنن و کسی رو که خدا از اون به خوبی یاد میکنه رو میخوان خراب کنند
اگر تاریخ و تمدن ایران زمین اینقدر باعث حقارت و عقده ای شدن شماها شده امیدوارم باعث ............ هم بشه
آدمهای بزرگ، کسانیکه خود بسیارند، نیازی به هموطن ندارند.
کسانیکه خود آزادند از زندان به ستوه نمی‌آیند.

آدمهای حقیرند که به ازدحام محتاجند.

دکتر علی شریعتی
Major
Major
نمایه کاربر
پست: 841
تاریخ عضویت: دوشنبه ۶ شهریور ۱۳۸۵, ۵:۵۵ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 845 بار
سپاس‌های دریافتی: 2088 بار

Re: تخت جمشید

پست توسط SORENA »

kalafe2006 نوشته شده:درود به همه ایرانیان وطن پرست

نمیدونم چرا مدتیه عده ای ( حالا یا جیره خوار یا نوکر یا هر چیز دیگه ای ) قصد دارند اگاهانه تاریخ کشورمون رو زیر سوال ببرن . دوست دارم بدونن با این کار چه چیزی به دست میارن یا با چقدر پول حاضر شدن به این راحتی تاریخ کشورشون رو زیر سوال ببرن
این ..............خور با دزدین آثار باستانی ما میخوان واسه خودشون تاریخ و تمدن درست کنند ، اروپاییها و آمریکاییها با دزدیدن آثار باستانی ما میخوان موزه های خودشون رو رونق بدن و از آثار خودشون که 200 سال بیشتر قدمت ندارن به بهترین شکل حفاظت می کنند .
حالا مشتی ....... توی کشور پیدا شدن که میخوان از پشت به خودمون و تاریخنمون خنجر بزنن . چه شماها خوشتون بیاد چه نیاد هخامنشیان بودند ، منشور کورش هم نشان افتخار و آزادگی ایرانیان است اسم کورش هم در قرآن بنام ذوالقرنین آمده نه کتابهای دیگه . باعث تاسفه وقتی اسم یک پادشاه ایرانی در قران به نیکی اومده اما عده ای از خدا هم میخوان جلو بزنن و کسی رو که خدا از اون به خوبی یاد میکنه رو میخوان خراب کنند
اگر تاریخ و تمدن ایران زمین اینقدر باعث حقارت و عقده ای شدن شماها شده امیدوارم باعث ............. هم بشه



این جریان مال دیروز و امروز نیست ، عده ای متحجر که میخواستن با بیل مکانیکی تخت جمشید رو خراب کنن بهمراه عده ای نژاد پرست که دچار عقدهای عمیق تاریخی شدن چندین سال هست که دارن این کارارو میکنن قبلا تو سایت هاشون به کوروش فحاشی میکردن حالا که دیدن کاملا اون کارهاشون نماینگر عقدهای درونی و تفکریشون بوده در شیوهای خودشون دارن تغییر ایجاد میکنن البته حرف شما هم درسته عده ای جیره خوار هم به جمعشون اضافه شده
[External Link Removed for Guests]
Major I
Major I
نمایه کاربر
پست: 320
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۱۰ اسفند ۱۳۸۹, ۳:۴۴ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 694 بار
سپاس‌های دریافتی: 1535 بار

Re: تخت جمشید

پست توسط SHAHABESAGEB »

"اسم کورش هم در قرآن بنام ذوالقرنین آمده"
برای این حرف سندی هم وجود داره؟


دوستان هم بهتره زود ناراحت نشن و اجازه بدن که بحث منطقی صورت بگیره تا حقیقت معلوم بشه تصویر

یه ادعا هم دو صورت داره یا راسته یا دروغ

متاسفانه جناب کاپیتان اجازه ندادن دوستان تاپیک تخت جمشید رو مطالعه کنن و نظر بدن حالا هم هرکس طالب بود بره به سایت میلیتاری دات آی آر
تصویر
حضرت امام صادق (ع) فرمودند :هركس مي‌خواهد از اصحاب قائم (علیه السلام) باشد، می بایست که منتظر باشد وبر اساس ورع و محاسن اخلاق عمل نماید در حالی که منتظر است.
« من سره ان يكون من اصحاب القائم فلينتظرو ليعمل بالورع و محاسن الاخلاق و هو منتظر » (مجلسي ج 52 / ص 140)
  صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و فرجنا  
Senior Poster
Senior Poster
پست: 739
تاریخ عضویت: چهارشنبه ۳ تیر ۱۳۸۸, ۲:۲۶ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 326 بار
سپاس‌های دریافتی: 1085 بار

Re: تخت جمشید

پست توسط HITMAN_KU »

اگر تخت جمشید بی ارزش بود چیزی در حدود 60 در صد آن از قاجار تا امروز دزدیده نمیشد که یک سری الدنگ بیان بگن تکمیل نشده!!!
اگر پورپیرار استاد شماست بهتر بدونی که حتی لیسانس نداره و جناب آقای سورنا گیلانی خوب نقدش کرده
اگر از قومگرایان هستید شدیدا جنون دارید و کاری از دست ما پانایرانیستها به جز گرفتن حالتان بر نمیاد!!!
راستی اگه سواد دارید و دانشگاه رفته هستید(بر خلاف توده ای ناصر پورپیرار) می توانید دهها مقاله ISI دار(البته اگه سوادت قد بده که ISI چیه!!!)در مورد هخامنشیان بیابید!!!
راستی قصه مادها را نخورید کی اونها را کم دیده؟اولش اونها حکومت میکردند اما یکپارچگی آریایی ها از زمان کوروش کبیر آغاز شده به کوری چشم قومگراها
Senior Poster
Senior Poster
پست: 739
تاریخ عضویت: چهارشنبه ۳ تیر ۱۳۸۸, ۲:۲۶ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 326 بار
سپاس‌های دریافتی: 1085 بار

Re: تخت جمشید

پست توسط HITMAN_KU »

llreza2740ll نوشته شده:"اسم کورش هم در قرآن بنام ذوالقرنین آمده"
برای این حرف سندی هم وجود داره؟


دوستان هم بهتره زود ناراحت نشن و اجازه بدن که بحث منطقی صورت بگیره تا حقیقت معلوم بشه تصویر

یه ادعا هم دو صورت داره یا راسته یا دروغ

متاسفانه جناب کاپیتان اجازه ندادن دوستان تاپیک تخت جمشید رو مطالعه کنن و نظر بدن حالا هم هرکس طالب بود بره به سایت میلیتاری دات آی آر


ذوالقرنین به معنی پادشاه دادگستر بوده و بین اسکندر و کوروش شک وجود داشت البته اسکندر دادگستر نبوده و اصلا انحرافات اخلاقی داشته که مورد تایید قرآن نیست اولین بار مولانا ابواکلام آزاد وزیرهندی این فرضیه را مطرح کرد و همچنین آیت الله طباطبایی تاییدش کرد

شما بهتر بیشتر مطالعه کنی.چون اگر همینطور از بیسوادی و با اسناد جعلی عقده گشایی کنید بیشتر حالتون گرفته میشه چون اون وقت ما محکمتر میسوزونیم.ایران ترکیه نیست که از کشتار 1.5 میلیون ارمنی ساخته شده باشه ایران برپایه فرهنگش استواره فرهنگی که شکوهش توده ایی ها را مسوزاند نظر پورپیرار!!!
Major II
Major II
نمایه کاربر
پست: 585
تاریخ عضویت: شنبه ۹ مهر ۱۳۹۰, ۷:۴۸ ب.ظ
محل اقامت: iran
سپاس‌های ارسالی: 3296 بار
سپاس‌های دریافتی: 2088 بار
تماس:

Re: تخت جمشید

پست توسط Cloor Master »

مگه فقط تخت جمشید (تخت پارسه) از اثار هخامنشیان هست حتی لباس های لرهای بختیاری نیز بر گرفته از یکی از اثار هخامنشی است هزارتا کتیبه سراسر جهان اصلا بروید کتیبه ی داریوش را در همدان بخوانید ببینید چی گفته دربارهی جنس سنگ های تخت جمشید هم هنوز درست حسابی چیزی معلوم نیست دلیل: بهترین سنگ های کلیسا ها خیلی که دوام بیاورند ۳۰۰سال یا دیگر اثار یونانی ها و... اما ستون های تخت جمشید بعد از ۲۵۰۰سال هنوز سالمند یعنی یک تیکه کامل یهو ازش جدا نشده دربارهی نو بودن سنگ ها هم کربن چهارده را برا چنین موقع هایی گذاشتند دربارهی تخریب تدریجیه اثار هم برا جلو گیریشون میراث فرهنگی چیکار کرده که حالا بیاد برا تخت جمشید کاری بکند که می خواد سر به تنش نباشد برا اثار اسلامی هم کار درست حسابی هم نمی کنند چه برسد....... دربارهی خیلی از این خراش ها هم یک مرز به نام گله سنگ هست اگه اشتباه نکنم چند سالی به جان تخت جمشید افتاده بعضی ها هم که از خداشونه درباره ی زبان حال فارسی بگم که هیچ لغت یونانی درش وجود ندارد دربارهی تلفظ اسم ها هم اون زمان ها هر قسمتی برا خودش یک جور لهجه و یک خدای جداگانه داشتند ممکن است اسم کوروش به هزار جور تلفظ می شده مثل العان ما که الکساندر را میگیم اسکندر
و آنهایی که بر بلندای آسمان
پرواز تا بینهایت را
بر قلب آسمان
تا ابد در اوج گرفتن
بر بلندای آسمان نامت ایران
Major I
Major I
نمایه کاربر
پست: 464
تاریخ عضویت: دوشنبه ۱۸ تیر ۱۳۸۶, ۹:۴۵ ب.ظ
محل اقامت: ایران، از خلیج همیشه فارس تا دریای خزر
سپاس‌های ارسالی: 3381 بار
سپاس‌های دریافتی: 1794 بار

Re: تخت جمشید

پست توسط hermes_PERSIAN »

دوست گرامی
اگر سری به موزه های معروف دنیا مانند لوور، آرمیتاژ، متروپولیتن، آتن و ... زده باشی می بینی که آثاری که از این تمدن در آنها موجود است بسیار زیاد است اگر سری هم نزدی توصیه می کنم به نقش رجب سر بزنی که در آن داریوش خود را با تمام دودمان معرفی می کند. به لطف پیشرفتها در قرن بیست و یکم خط میخی چیز عجیب و غریبی نیست و می توان به راحتی آنرا خواند.
بررسی کربن 14 بهترین راه برای اثبات قدمت اشیا با منشا ارگانیک است می توان پرده های سوخته تخت جمشید را به آزمایشگاه سپرد یا حداقل به جای فقط طرح چنین سئوالاتی از دانشمندان ایتالیایی که اخیرا لشگر گمشده ایرانی را در مصر یافتند بپرسید از کجا فهمیدید ایرانی هستند و از زمان هخامنشیان حتما آنها شما را راهنمایی می کنند.
در باب ثبت تاریخ این دوره اگر شما به قدر کافی مطالعه ننموده اید بنده راهنماییتان می کنم: کتاب هرودوت، کتابهای گزنفون (خصال کورش کبیر، بازگشت ده هزار نفری از ایران)، کتزیاس و ... . فکر نکنید اینها استادان دانشگاه شیکاگو بوده اند ها :-) اینها 2500 -2300 سال قبل زیسته اند. قبل از کشف قاره امریکا.
باهم برای اطلاعات بیشتر می توانید کتیبه کانال سوئز داریوش بزرگ، هیروگلیفهای مصری که در آنها شجره نامه پادشاهان هخامنشی درج شده، اسناد نبرد کوناکسا و فتح مصر، اسناد نبرد ترموپیل در کتب یونانی، اسناد جنگ تمبره، نبرد ماراتن (معرف حضور هست که)، نقد ناپلئون بر تاریخ ایران را مطالعه فرمایید.
در خصوص ملعون گجستک، شما سوزاندن اوستا که در آتشکده آذر بایجان برروی پوست گاو با طلا نگاشته شده را قبول دارید؟ در زمان چه کسی اتفاق افتاد؟ اگر تاریخ یا همان شاهنامه یا خمسه نظامی را درست مطالعه کنید در می یابید که داریوش سوم (اینکه به نظر شما وجود داشته ایرانی هم بوده، پس نامش چرا داریوش است؟) در هنگام مرگ برای آنکه کشور را از قتل عام و نابودی نجات دهد سه خواسته از اسکندر دارد:
1- روشنک دخترش را به همسری اسکندر در آورد با این کار کینه اسکندر نسبت به ایرانیان کمتر شده و از قتل عام آنها جلوگیری می شد.
2- .... بر زیر دستان من حرم نشکنی در شبستان من
یعنی به زیر دستان و افراد تحت امر تعرض نشود.
3- .... بر کشتن بیگناه توباشی در این داوری دادخواه (خمسه نظامی- اسکندرنامه)
یعنی تو نه بعنوان یک پادشاه غالب بلکه بعنوان ستاننده داد مردم بیگناه عمل کنی

در مورد تخت جمشید گفتید، کاخ آپادانای شوش را بنظر شما کی ساخته؟ کاخ ایرانی موجود در سوریه را چطور اینها هم از دانشگاه شیکاگو نشات گرفته یا 100 سال قبل از آن توسط دیولافوا کاوش شده؟
منشور کورش هم که احتمالا جعلیست و توسط اساتید شیکاگویی به بابل برده شده!
خواهش می کنم قبل از ارسال کمی مطالعه کنید، فکر کنید بعد ارسال نمایید.
آخرین ويرايش توسط 1 on hermes_PERSIAN, ويرايش شده در 0.
خليج فارس = الخليج الفارسي = Persian Gulf = Persischer Golf = golfe Persique = Περσικός κόλπος = Перси́дский зали́в = الخلیج الفارسی الی الابد
جمال عبدالناصر: کنا سنعمل: حتی یمتد العربی من المحیط الاطلسی الی خلیج الفارسی
Junior Poster
Junior Poster
نمایه کاربر
پست: 199
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۲۶ آبان ۱۳۸۸, ۱۲:۵۳ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 727 بار
سپاس‌های دریافتی: 1795 بار

Re: تخت جمشید

پست توسط aliTOPGUN »

خدایا این کشور را ازدشمن ودروغ و خشکسالی مصون دار :razz: (داریوش اول)
مفسران و تاریخ‌دانانی که به تطابق ذوالقرنین با کوروش کبیر گواهی داده اند:

1. مولانا ابوالكلام آزاد، مفسر بزرگ قرآن و وزیر فرهنگ هند در زمان گاندی در تفسیر مجمع‌البیان
2. ترجمه تفسیر سوره کهف از باستانی پاریزی
3. علامه طباطبایی در تفسیر المیزان
4. آیت‌الله ناصر مكارم شیرازی و ده نفر از مفسران بزرگ قرآن در تفسیر نمونه (مانند قرائتی، امامی، آشتیانی، حسنی، شجاعی، عبدالهی و محمدی)
5. تابنده گنابادی در کتاب سه داستان عرفانی از قرآن
6. آیت الله میر محمد کریم علوی در تفسیر کشف الحقایق (با ترجمه عبدالمجید صادق نوبری )
7. حجت الاسلام سید نورالدین ابطحی در کتاب ایرانیان در قرآن و روایات
8. علی شریعتی در کتاب بازشناسی هویت ایرانی اسلامی
9. صدر بلاغی در قصص قرآن
10. جلال رفیع در کتاب بهشت شداد
11. دکتر فاروق صفی زاده در کتاب از کورش هخامنشی تا محمد خاتمی
12. منوچهر خدایار در کتاب کورش در ادیان آسیای غربی
13. قاسم آذینی فر در کتاب کورش پیام آور بزرگ
14. فریدون بدره‌ای در کتاب کورش در قرآن و عهد عتیق
15. محمد کاظم توانگر زمین در کتاب ذوالقرنین و کورش
16. آیت الله سید محمد فقیه استاد اخلاق، حافظ کل قرآن و نماینده مجلس خبرگان دوم
17. استاد محیط طباطبایی
18. حجه الاسلام شهید هاشمی نژاد
19. سر احمدخان بنیان‌گذار دانشگاه اسلامی علیگر هند
--------------------------------------------------------------------
  1. [External Link Removed for Guests] [External Link Removed for Guests]*
  2. این مقاله ی زیبا توسط اشخاص ضد ایرانی و کسانی که کوروش بزرگ را نفی میکنند خوانده شود{چاپ شده در تابناک}
تصویرمنشور حقوق بشر کوروش هخامنشی در قرن نوزدهم و حدود 130 سال پیش در میانرودان کشف و سپس به موزه ملی بریتانیا منتقل شد... این منشور كه با ناماستوانه‌ كوروش نيز شناخته مي‌شود، از جنس سفال است و در سال 539 پيش ازميلاد ساخته شده است.
دورتادور اين استوانه سفالين كه 23 سانتي‌ مترطول و 11 سانتي‌ متر عرض دارد، در حدود چهل خط به زبان ميخي بابلي،فرمان‌هاي كوروش حك شده است. منشور كوروش به ‌عنوان نخستين منشور حقوق بشرشناخته مي‌شود و در سال 1971 ميلادي، سازمان ملل آن را به شش زبان رسميمنتشر كرد.
بدلي از اين منشور نيز در مقر سازمان ملل متحد در شهر نيويورك نگهداري مي‌شود.

قرآن مجید، آيه هاي 83 تا 99 سوره كهف، از کوروش کبیر با نام ذوالقرنین بهعنوان فردی یکتاپرست، صالح، دادگر و انسان دوست و به عنوان یکی از بندگانشایسته و برگزیده خداوند به نیکی یاد می کند.

این در حالی است کهنام بنیانگذار نخستین و بزرگترین امپراتوری دنیا، نه تنها در قرآن مجیدبلکه حتی در کتاب های عهد عتیق (از جمله تورات) نیز به عنوان یک انسانبرگزیده و بلند مرتبه ثبت و ضبط شده است.

اما متأسفانه، دشمنانفرهنگ و تمدن ایرانی به هر راهی متوسل می شوند تا یا پیشینه تمدنیایرانیان را نفی کنند، یا دستاوردهای فرهنگی تاریخی، فرهنگ کهن ایرانی ومیراث کهن همه ایرانیان از آذری و کرد گرفته تا بلوچ و تاجیک را به یکدسته قومی خاص نسبت دهند!

این گونه است که به رغم این که ظهورزرتشت پیامبر ایرانی بنا بر نوشته های ارسطو و بطلمیوس (بیش از دو هزارسال پیش ) به شش هزار سال پیش از آنها، یعنی هشت هزار سال پیش بازمی گردد،پیشینه ظهور او را تعمدا به سه هزار سال پیش کاهش می دهند!


کارون ز چشمه خشکید ، البرز لب فرو بست

حتی دل دماوند آتشفشان ندارد

دیو سیاه دربند آسان رهید و بگریخت

رستم در این هیاهو گرز گران ندارد

روز وداع خورشید ، زاینده رود خشکید

زیرا دل سپاهان نقش جهان ندارد

بر نام پارس دریا ، نامی دگر نهادند

گویی که آرش ما تیر و کمان ندارد

دریای مازنی ها بر کام دیگران شد

نادر ز خاک برخیز ، میهن جوان ندارد !

دارا ! کجای کاری؟ ، دزدان سرزمینت

بر بیستون نویسند: دارا جهان ندارد !
Yesterday is past, it is history.Tomorrow is future, it is a mystery today is present, it is a gift
قفل شده

بازگشت به “تاريخ ايران”