حادثه سوباشی در پنجم مرداد سال 1367 پس از شکست رژیم بعث عراق در عملیات مرصاد و همچنین پس از اعلام رسمی آتش بس اتفاق افتاد که در آن نیروی هوایی ارتش بعث عراق با حملات غافلگیرانه 20 نفر از بهترین افسران کنترل شکاری پدافند را به شهادت رساند.
به گزارش گروه دفاع و امنیت مشرق به نقل از مهر، سایت رادار سوباشی، واقع در ارتفاعات همدان، به عنوان یکی از مهمترین سایتهای راداری کشور در زنجیره عظیم پدافند هوایی (رادارهای پیش اخطار، رادارهای کنترل آتش، سامانه های موشکی زمین به هوا، شبکه دیده بانی، توپ های ضدهوایی و ...) نقش ویژه و موثری در مقابله با تهاجمات هوایی عراقی ها در زمان جنگ تحمیلی ایفا نمود.
سایت راداری فوق ضمن رهگیری هواپیماهای دشمن، کنترل و هدایت هواپیماهای ورودی و خروجی به مرزهای غرب کشور، کنترل آتش سایت های موشکی ارتش و سپاه، کنترل آتش پدافند هوایی مستقر در منطقه (زمینی، هوایی و...)، اعلام وضعیت (سفید، زرد یا قرمز) به 13 استان کشور را برعهده داشت.
در حقیقت رادار سوباشی با تغذیه چندین سایت راداری، سایت های موشکی زمین به هواو سامانه های توپ ضدهوایی آسمان کل منطقه غرب، بخشی از شمال غرب و جنوب غرب را تحت پوشش خود داشت.
با توجه به اهمیت مناطق یاد شده به عنوان معابر نفوذ هواپیماها و هلیکوپترهای دشمن (یا هرنوع هواگرد دیگر)، از وجود قویترین نفرات در سطح آموزش بالا و مهارت بی نظیر باشند در سایت راداری فوق استفاده می شد. به دلیل عملکرد مناسب این سایت راداری که همچون یک دژ مستحکم در برابر حملات هوایی عراقی ها ظاهر می شد خلبانان عراقی همواره از نزدیک شدن به سایت راداری سوباشی و مواضع ضد هوایی فوق وحشت داشتند.
براین اساس آنها در برخی مواقع حریم دفاعی سایت فوق را دور زده و از سایر قسمت ها (جنوب یا شمال کشور) وارد حریم هوایی جمهوری اسلامی ایران می شدند و این مسئله زحمت عراقی ها را جهت دستیابی به اهداف خود سخت تر می کرد. لذا عراقی ها شدیدا در تلاش بودند که این سایت راداری را مورد حمله مستقیم و انهدام قرار دهند.
157 مرحله حمله عراقی ها به سایت و استفاده آنها از موشکهای ضد رادار و ناکامی در مختل نمودن عملکرد سایت گواهی بر هوشیاری دلیرمردان پدافند هوایی است. این ناکامی ها و استمرار موفقیت کارکنان غیور سایت سوباشی منجر به بروز کینه ای عمیق از عملکرد پدافند هوایی خصوصا سایت راداری در دل فرماندهان نیروی هوایی عراق شد. به گونه ای که ژنرال "سعید شعبان" فرمانده وقت نیروی هوایی عراق در مصاحبه ای با بخش فارسی رادیو بغداد با عصبانیت عنوان می کند که "به هر طریق ممکن افتخار نابودی پایگاه سوم شکاری همدان و سایت راداری سوباشی (حتی اگر خلبانان عراقی نتوانستند) باید نصیب خودم شود".
عمق کینه توزی عراقی ها نسبت به عملکرد این سایت راداری از آنجا مشخص می شود که علی رغم پذیرش قطعنامه 598 در 27 تیرماه 1367 حمله ناجوانمردانه عراقی ها در 5 مرداد همان سال (حدود یک هفته پس از پذیرش قطعنامه) انجام شد.
در حقیقت عراقیها با از میان برداشتن سایت راداری سوباشی در پی دستیابی به 2 هدف اصلی بودند با انهدام سایت سوباشی عراقی ها سعی در پاسخگویی به عقده سالها حقارت در برابر اراده پدافند همیشه بیدار جمهوری اسلامی ایران با ناجوانمردانه ترین شیوه نبرد داشتند.
هدف دوم تسخیر آسمان منطقه عمومی نبرد جهت تسهیل پیشروی نیروهای سطحی منافقین بود. در این راستا مرور خاطرات سرلشکر "وفیق السامرایی" (از مدیران اصلی استخبارات عراق در آن زمان) خالی از لطف نیست.
وی می گوید: درعملیات مرصاد ماموریت های مشخصی برای نیروهای هوایی و هوانیروز عراق به منظور پشتیبانی از عملیات تعیین گردید و اهداف از طریق عکس های هوایی و اطلاعات استخباراتی شناسایی گردید...هواپیماهای جنگنده "میگ 23، میراژ اف-1 عراقی" به منظور حفاظت از نیروهای عمل کننده در برابر دخالت احتمالی نیروی هوایی ایران، اقدام به پروازهای گشتی مسلحانه و برقرار نمودن پشتیبانی هوایی نزدیک نمودند.(ویرانه دروازه شرقی-ص 131 الی 133)
پس از شروع تجاوز منافقین کوردل به خاک پاک کشورمان در 03/05/67 و آغاز عملیات مرصاد متعاقب یکی از تجاوزات هوایی عراقی ها در 04/05/67 رادار سوباشی مورد اصابت بمبی قرار می گیرد که در محوطه سایت منفجر شده و بر اثر انفجار فوق سقف اتاق عملیات دچار ریزش شده و تکه ای از آهن سقف بر سر شهید دستنبو اصابت کرده و منجر به مجروح شدن وی می شود اما این شهید بزرگوار در آن روز با سر باند پیچی شده همچنان به ادامه ماموریت خود مشغول می شود.
روز 05/05/67 شرایط منطقه آنچنان حاد بود که کلیه مسئولان ستاد پدافند هوایی در سایت سوباشی به سر می برند. باتوجه به حجم بالای کار تقریبا هیچ کدام از کارکنان سایت موفق به صرف نهار نمی شوند. تعدادی از کارکنان نیز با توجه به اینکه در شیفت شب قبل به سر می بردند داوطلبانه همچنان مشغول به انجام وظیفه بودند.
هواپیماهای عراقی در دسته های پروازی 30 الی 40 فروندی پی در پی منطقه عمومی نبرد را مورد بمباران قرار می دادند تا در اراده پولادین شجاع مردان ارتش اسلام خللی ایجاد کرده و موفقیت را نصیب منافقین بی تعصب نمایند.
زهی خیال باطل تا اینکه در ساعت 16 روز 05/05/67 هواپیماهای عراقی که در دستیابی به اهداف خود در بمباران شهرهای غربی کشور و تسهیل پیشروی منافقین ناتوان مانده بودند در بازگشت از ماموریت شکست خورده خود به وسیله موشک هوا به زمینی که از فاصله ای دور شلیک شده بود اتاق عملیات سایت سوباشی را منهدم کرده و 19 نفر از کارکنان را در همان لحظه به شهادت می رساندند.
حضور آگاهانه کارکنان سایت تا آخرین لحظه (علی رغم اینکه تعدادی از آنها در زمان استراحت خود و داوطلبانه در محل عملیات حضور پیدا کرده بودند) و با توجه به وجود امکان خروج از سایت و عدم استفاده از امکان فوق و اطلاع از عاقبت حضور و شهادت و پایمردی و انجام وظیفه تا آخرین لحظه منجر به این شد که نام سایت سوباشی در تاریخ ثبت شده و حضور کارکنان سایت حماسی و عاشورایی تعبیر گردد.
اگرچه سایت راداری سوباشی با این حمله ناجوانمردانه مورد اصابت قرار می گیرد اما عراقی ها در دستیابی به هدف دوم خود که تسخیر آسمان منطقه عمومی عملیات مرصاد بودناتوان ماندند زیرا دلیرمردان پدافندهوایی جمهوری اسلامی ایران دوش به دوش هوانیروز قهرمان و نیروی هوایی سرافراز آنچنان در برابر عراقی ها و منافقین ظاهر شدند که نیروی هوایی عراق جز فرار و شکست طرح پشتیبانی منافقین چاره ای دیگر نداشتند و شکست سنگین منافقین درس عبرتی شد برای کرکسان و لاشخوران که دیگر چشم طمع به این خاک دلیرپرور ندوزند.
در حقیقت عملکرد پدافند هوایی در عملیات مرصاد و حتی پس از شهادت زبده ترین کارکنان خود در سوباشی نشان دهنده این مطلب است که شجاع مردان پدافند هوایی هرگز در برابر هیچ نوع تهدیدی هراسی نداشته و در راه دفاع از آرمانها و اعتقادات خود هر شهید پدافندی را سند افتخار و برگ زرینی بر عملکرد خود دانسته و با تبدیل تهدیدها به فرصت به هر طریق ممکن اجازه حضور ناپاک دشمن در آسمان مقدس کشور را نخواهند داد.
حماسه عاشورايی دليرمردان پدافند هوايی ارتش در سايت سوباشی
مدیران انجمن: شوراي نظارت, مديران هوافضا

-
- پست: 2646
- تاریخ عضویت: چهارشنبه ۹ خرداد ۱۳۸۶, ۷:۴۱ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 22547 بار
- سپاسهای دریافتی: 14742 بار
Re: حماسه عاشورایی دلیرمردان پدافند هوایی
[External Link Removed for Guests]
ناگفتههایی از سایت سوباشی
هادی فرخی سرهنگ بازنشسته پدافند هوایی در گفتگو با خبرنگار مهر، در خصوص چگونگی نقش آفرینی مرکز پدافند هوایی در کشوراظهار داشت:
مرکز عملیات پدافند هوایی در تهران و مراکز پدافند منطقه ای یا S.D.C ها که در نقاط مختلف کشور از جمله سوباشی همدان مستقر هستند و مراکز کنترل گزارش که تابع آنها هستند شبکه ای را تشکیل می دهند که از 50 سال پیش On Line بودند. یعنی اگر به فرض در گوشه شمال غرب کشور تحرکی دیده می شد، در لحظه به تهران گزارش می شد. یعنی کار در مراکز عملیات منطقه ای مثل همدان یعنی کار 24 ساعته و هفت روز در هفته، چه در جنگ و چه در صلح.
وی در خصوص عملکرد مرکز پدافند هوایی همدان موسوم به سایت سوباشی عنوان کرد: سایت سوباشی در هشت سال دفاع مقدس وظایف سنگینی داشت که یکی از آنها کنترل عملیاتی و کنترل آتش پدافند هوایی بیش از 37 شهر بود. این رادار وضعیت های مختلف آمادگی را به پدافند این شهرها و مناطق اعلام می کرد. پدافند را هدایت می کرد، اعلام می کرد که چه زمانی مجازند شلیک کنند. هم چنین پروازهای گشت زنی جنگنده های خودی برای دفاع از این شهرها به عهده سایت سوباشی بود.
فرخی اضافه کرد:
در جنگ شهرها نیروی هوایی عراق با هواپیماهای میگ-25 که در ارتفاع بالا پرواز می کردند روی شهرهای ما چند بمب بی هدف پرتاب می کرد و فرار می کرد تا با کشتن شهروندان بی دفاع روحیه مردم ما را خراب کند. ارتفاع پروازی میگ های 25 به قدری بالا بود که ما نمی توانستیم با آنها درگیر شویم. اولین هواپیمای میگ 25 که توسط پدافند هوایی سپاه سرنگون شد در اصفهان و با هدایت سایت سوباشی بود.
وی با اشاره به اینکه از کارهای مهم سوباشی هدایت جنگنده هایمان بود، گفت:
یعنی هواپیماهای فانتوم اف-4 یا اف-14 را در بعضی جاها و به خصوص شیارهای کوهها نگه می داشتیم به هواپیماهای مهاجم عراقی حمله می کردیم و گریز می کردیم. خلبانان ما با سوخت گیری از هواپیماهای تانکر در هوا بعضی وقت ها تا هفت ساعت برای پوشش هوایی منطقه در آسمان بودند.
این سرهنگ بازنشسته پدافند هوایی ادامه داد:
همچنین بحث آلرت را داشتیم که خلبان داخل هواپیما بر روی باند آماده پرواز بود و به محض اینکه رادار هواپیمای دشمن را کشف می کرد بعد از پنج دقیقه بلند می شد و ما آن را به سمت هواپیمای دشمن هدایت می کردیم.
وی تصریح کرد: جنگ و گریز در هوا و هدایت هواپیمای خودی با توجه به سرعت بالای دو هواپیما که روی هم بیش از دو برابر سرعت صوت است زیرکی و سریع الانتقالی خاصی را می طلبد. یک لحظه اشتباه یعنی انهدام هواپیمای خودی یا حمله موفق هواپیمای دشمن به شهرها.
فرخی با بیان اینکه در مورد بمباران مناطق نظامی و حیاتی دشمن هم ما اکیپی بودیم که قبل از حمله خلبانان عمل کننده را توجیه می کردیم، گفت: اگر حمله مثلاً سپیده دم بود ساعت دو یا سه نیمه شب به سایت سوباشی می رفتیم و پشت دستگاه می نشستیم چون اطلاعات حمله را نباید پخش می کردیم و هواپیماهای خودی را هدایت می کردیم بدون اینکه با آنها صحبت کنیم. مثلاً به وسیله شماره هایی که رادیو بیان می کرد و زمانی که بمباران انجام می شد تازه خلبان ما اجازه داشت با ما صحبت کند.
وی خاطرنشان کرد:
در کنار رادار سوباشی ما شبکه دیده بانی مردمی را هم فعال کرده بودیم. چون رادارهای زمینی هر چه قدر هم کامل باشند باز نقاط کور دارند. ما به ادارات مختلف در غرب کشور مراجعه می کردیم، به ایستگاههای آتش نشانی مراجعه می کردیم، مساله را برای اینها توجیه می کردیم و از آنها می خواستیم که اگر هواپیمای مشکوکی دیدند از طریق تلفن به سایت اطلاع دهند. اگر اطلاعات آنها موثق بود از آنها تقدیر می شد. این شبکه خیلی به ما کمک کرد و ما بارها از این اطلاعات جهت سرنگونی هواپیماهای عراقی استفاده کردیم و این هم میهنان را هم با ساعت و سکه طلا مورد تشویق قرار دادیم.
[External Link Removed for Guests]
موشک هوا به سطح kh-29 ساخت روسیه در خدمت عراق
این سرهنگ بازنشسته پدافند هوایی نقش رادار سوباشی در جنگ را همانند خاری در چشم دشمن دانست و افزود: این رادار در ارتفاع نصب شده بود و احاطه کامل به شیارهای داخل خاک خودمان و عراق داشت. من در چهار سال آخر جنگ تحمیلی به عنوان معاون عملیات در آنجا مشغول به خدمت بودم. بارها هواپیماهای عراقی که از کمک مستشاران روسی و فرانسوی بهره می بردند سعی کردند تا این رادار را مورد هدف قرار دهند که موفق نشدند.
وی با تاکید براینکه قطع نامه 598 توسط ایران و عراق پذیرفته شده بود و حالت نه جنگ و نه صلح بود، گفت:
ما تصورمان این بود که دیگر عراق از مرزهای بین المللی رد نمی شود. منتها نه تنها عراق در زمین و هوا به قطع نامه اعتنا نکرد بلکه منافقین را هم روانه خاک ما کرد.
فرجی اضافه کرد:
پنجم مرداد ماه سال 1367 بود. هواپیماهای عراقی از صبح چندین نوبت سایت سوباشی را بمباران کرده بودند که ناموفق بود چون پدافند کنار سایت امکان بمباران دقیق را به آنها نداده بود. بعد از ظهر یک هواپیمای عراقی از فاصله دور با بمب لیزری دقیقاً اتاق عملیات رادار را هدف قرار داده بودند.
وی ادامه داد:
در آن زمان من در پایگاه همدان بودم. تا آنجا که یادم می آید در ستاد پایگاه بودم و مشغول بررسی نامه ها بودم که به من تلفن زدند گفتند مثل اینکه سوباشی مورد حمله قرار گرفته است. دیده بان ها گزارش داده بودند و تماس تلفنی هم با سوباشی قطع شده است. سه تا ماشین آماده شدیم و سریع حرکت کردیم . فاصله پایگاه همدان تا سایت سوباشی تقریباً 36 کیلومتر است. ما طی 50 دقیقه به سایت رسیدیم.
[External Link Removed for Guests]
بمب هدایت لیزری فرانسوی در زیر میراژ عراقی
این سرهنگ بازنشسته پدافند هوایی با بیان اینکه حقیقتاً آنجا عاشورایی بود و طوری این عزیزان شهید شده بودند که انسان فراموش می کرد زندگی جریان دارد، گفت:
چون دورتادور اتاق عملیات دیواره های قطور بتنی بود و بمب از بالا وارد اتاق شده بود موج انفجار از داخل اتاق خارج نشده بود و همه چیز را منهدم کرده بود. تیرآهن های قطور مثل یک کلاف خم شده بود. چون بمب دقیقاً به اتاق عملیات اصابت کرده بود نفراتی که در قسمت های دیگر و پناهگاه بودند هیچ صدمه ای ندیده بودند.
وی اضافه کرد:
آمبولانس و بالگرد به محل آمد. هر کس کاری می کرد. آن قدر آوار زیاد بود که رسیدن به جنازه ها هم سخت بود. همه در حال گریه جنازه ها را در می آوردند و بسته بندی می کردند. بعضی ها بدحال شدند. جنازه هیچ کدام از این عزیزان کامل نبود. جنازه ها را که به موطن اصلیشان فرستادیم روز بعد دو تا دست پیدا شد. دوستان گفتند می توانیم با آزمایشات پزشکی بفهمیم این دست ها مال کدام شهید است اما بنا به فتوای امام که شهید نبش قبر ندارد، این دو دست را به عنوان یادبود شهدای سوباشی در ورودی سایت سوباشی دفن کردیم.
فرخی با اشاره به اینکه تمام این عزیزان که در اتاق عملیات بودند شهید شدند، گفت: 19 نفر که 18 نفرشان از پدافند هوایی بودند و یک نفرشان رابط نیروی زمینی بود. اینها بهترین های پدافند بودند. در اتاق عملیات باید هشت نفر حضور داشتند اما بقیه از استراحت شیفتشان زده بودند و داخل اتاق عملیات بودند تا اگر از دستشان بر می آید کمکی کنند چون جنگ شهرها از طرف هواپیماهای عراقی فکر همه ما را ناراحت کرده بود و می خواستیم هر کاری از دست ما برمی اید انجام دهیم.
وی افزود:
این بچه هایی که آنجا بودند کسانی بودند که برای ماموریت های خاص آموزش دیده بودند. برای هدایت هواپیماهای اکتشافی. اینها را با هواپیماهای کوچک به سایت های رادار می بردند برای اینکه هواپیماهای اکتشافی را هدایت کنند تا عکس های لازم را بگیرند و مسیرهای حمله جدید را انتخاب کنند و برگردند. این شهدا جوانترینشان 23 سال داشت و صاحب یک بچه 2 ساله بود و مسن ترین آنها شهید عسگری هم دوره من افسر عملیات سایت سوباشی بود.
این سرهنگ بازنشسته پدافند هوایی با ذکر این نکته که من تقریباً همه آنها را می شناختم، گفت: شهید زمانی، شهید جودکی، شهید جامعه شورانی که از نیروی زمینی بود یا شهید دستنبو که اصلاً از همدان منتقل شده بود. ایشان در معاونت عملیات نیرو با امیر غلامی همکاری می کردند. امیر غلامی ایشان را که افسر راداری خبره ای بودند به تهران آورده بود تا برای بعضی ماموریت ها یا بعضی مشاوره ها پیش ایشان باشد.ایشان افسر شجاع و سریع الانتقالی بود و لحظه ای که رادار مورد هدف قرار گرفت ایشان پشت اسکوپ بود و برای ما نقل شده که در حال هدایت یکی از شکاری های خودی بوده است.
وی افزود: سالها از آن اتفاق گذشته است، منتها من ندیدم که جایی از این شهدا صحبتی شده باشد. چون هر وقت که صحبت اتاق عملیات رادار بوده عنوان می شده که سری است و نباید مطرح شود.
فرخی با اشاره به اینکه حمله به سایت سوباشی ضربه بزرگی به ما بود هم از نظر نفرات و هم اینکه ما یکی از مهم ترین رادارهایمان را از دست دادیم، گفت: البته کمتر از بیست و چهار ساعت از این حادثه نگذشته بود که پرسنل پدافند یکی از رادارهای تاکتیکی را از مکان دیگری به سوباشی منتقل کردند تا شبکه راداری ما دچار اختلال نشود.
وی افزود:
الان وقت استفاده از این تجارب و عنوان این رشادت هاست و من عرض می کنم که در آخر جنگ شاید نسبت هواپیماهای عراق به ما ده به یک بود. اما پیروزی ما و نقش رادار و اقدام تاکتیکی بر علیه هواپیماهای دشمن پدافند را سرافرازانه از جنگ خارج کرد.
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
ناگفتههایی از سایت سوباشی
هادی فرخی سرهنگ بازنشسته پدافند هوایی در گفتگو با خبرنگار مهر، در خصوص چگونگی نقش آفرینی مرکز پدافند هوایی در کشوراظهار داشت:
مرکز عملیات پدافند هوایی در تهران و مراکز پدافند منطقه ای یا S.D.C ها که در نقاط مختلف کشور از جمله سوباشی همدان مستقر هستند و مراکز کنترل گزارش که تابع آنها هستند شبکه ای را تشکیل می دهند که از 50 سال پیش On Line بودند. یعنی اگر به فرض در گوشه شمال غرب کشور تحرکی دیده می شد، در لحظه به تهران گزارش می شد. یعنی کار در مراکز عملیات منطقه ای مثل همدان یعنی کار 24 ساعته و هفت روز در هفته، چه در جنگ و چه در صلح.
وی در خصوص عملکرد مرکز پدافند هوایی همدان موسوم به سایت سوباشی عنوان کرد: سایت سوباشی در هشت سال دفاع مقدس وظایف سنگینی داشت که یکی از آنها کنترل عملیاتی و کنترل آتش پدافند هوایی بیش از 37 شهر بود. این رادار وضعیت های مختلف آمادگی را به پدافند این شهرها و مناطق اعلام می کرد. پدافند را هدایت می کرد، اعلام می کرد که چه زمانی مجازند شلیک کنند. هم چنین پروازهای گشت زنی جنگنده های خودی برای دفاع از این شهرها به عهده سایت سوباشی بود.
فرخی اضافه کرد:
در جنگ شهرها نیروی هوایی عراق با هواپیماهای میگ-25 که در ارتفاع بالا پرواز می کردند روی شهرهای ما چند بمب بی هدف پرتاب می کرد و فرار می کرد تا با کشتن شهروندان بی دفاع روحیه مردم ما را خراب کند. ارتفاع پروازی میگ های 25 به قدری بالا بود که ما نمی توانستیم با آنها درگیر شویم. اولین هواپیمای میگ 25 که توسط پدافند هوایی سپاه سرنگون شد در اصفهان و با هدایت سایت سوباشی بود.
وی با اشاره به اینکه از کارهای مهم سوباشی هدایت جنگنده هایمان بود، گفت:
یعنی هواپیماهای فانتوم اف-4 یا اف-14 را در بعضی جاها و به خصوص شیارهای کوهها نگه می داشتیم به هواپیماهای مهاجم عراقی حمله می کردیم و گریز می کردیم. خلبانان ما با سوخت گیری از هواپیماهای تانکر در هوا بعضی وقت ها تا هفت ساعت برای پوشش هوایی منطقه در آسمان بودند.
این سرهنگ بازنشسته پدافند هوایی ادامه داد:
همچنین بحث آلرت را داشتیم که خلبان داخل هواپیما بر روی باند آماده پرواز بود و به محض اینکه رادار هواپیمای دشمن را کشف می کرد بعد از پنج دقیقه بلند می شد و ما آن را به سمت هواپیمای دشمن هدایت می کردیم.
وی تصریح کرد: جنگ و گریز در هوا و هدایت هواپیمای خودی با توجه به سرعت بالای دو هواپیما که روی هم بیش از دو برابر سرعت صوت است زیرکی و سریع الانتقالی خاصی را می طلبد. یک لحظه اشتباه یعنی انهدام هواپیمای خودی یا حمله موفق هواپیمای دشمن به شهرها.
فرخی با بیان اینکه در مورد بمباران مناطق نظامی و حیاتی دشمن هم ما اکیپی بودیم که قبل از حمله خلبانان عمل کننده را توجیه می کردیم، گفت: اگر حمله مثلاً سپیده دم بود ساعت دو یا سه نیمه شب به سایت سوباشی می رفتیم و پشت دستگاه می نشستیم چون اطلاعات حمله را نباید پخش می کردیم و هواپیماهای خودی را هدایت می کردیم بدون اینکه با آنها صحبت کنیم. مثلاً به وسیله شماره هایی که رادیو بیان می کرد و زمانی که بمباران انجام می شد تازه خلبان ما اجازه داشت با ما صحبت کند.
وی خاطرنشان کرد:
در کنار رادار سوباشی ما شبکه دیده بانی مردمی را هم فعال کرده بودیم. چون رادارهای زمینی هر چه قدر هم کامل باشند باز نقاط کور دارند. ما به ادارات مختلف در غرب کشور مراجعه می کردیم، به ایستگاههای آتش نشانی مراجعه می کردیم، مساله را برای اینها توجیه می کردیم و از آنها می خواستیم که اگر هواپیمای مشکوکی دیدند از طریق تلفن به سایت اطلاع دهند. اگر اطلاعات آنها موثق بود از آنها تقدیر می شد. این شبکه خیلی به ما کمک کرد و ما بارها از این اطلاعات جهت سرنگونی هواپیماهای عراقی استفاده کردیم و این هم میهنان را هم با ساعت و سکه طلا مورد تشویق قرار دادیم.
[External Link Removed for Guests]
موشک هوا به سطح kh-29 ساخت روسیه در خدمت عراق
این سرهنگ بازنشسته پدافند هوایی نقش رادار سوباشی در جنگ را همانند خاری در چشم دشمن دانست و افزود: این رادار در ارتفاع نصب شده بود و احاطه کامل به شیارهای داخل خاک خودمان و عراق داشت. من در چهار سال آخر جنگ تحمیلی به عنوان معاون عملیات در آنجا مشغول به خدمت بودم. بارها هواپیماهای عراقی که از کمک مستشاران روسی و فرانسوی بهره می بردند سعی کردند تا این رادار را مورد هدف قرار دهند که موفق نشدند.
وی با تاکید براینکه قطع نامه 598 توسط ایران و عراق پذیرفته شده بود و حالت نه جنگ و نه صلح بود، گفت:
ما تصورمان این بود که دیگر عراق از مرزهای بین المللی رد نمی شود. منتها نه تنها عراق در زمین و هوا به قطع نامه اعتنا نکرد بلکه منافقین را هم روانه خاک ما کرد.
فرجی اضافه کرد:
پنجم مرداد ماه سال 1367 بود. هواپیماهای عراقی از صبح چندین نوبت سایت سوباشی را بمباران کرده بودند که ناموفق بود چون پدافند کنار سایت امکان بمباران دقیق را به آنها نداده بود. بعد از ظهر یک هواپیمای عراقی از فاصله دور با بمب لیزری دقیقاً اتاق عملیات رادار را هدف قرار داده بودند.
وی ادامه داد:
در آن زمان من در پایگاه همدان بودم. تا آنجا که یادم می آید در ستاد پایگاه بودم و مشغول بررسی نامه ها بودم که به من تلفن زدند گفتند مثل اینکه سوباشی مورد حمله قرار گرفته است. دیده بان ها گزارش داده بودند و تماس تلفنی هم با سوباشی قطع شده است. سه تا ماشین آماده شدیم و سریع حرکت کردیم . فاصله پایگاه همدان تا سایت سوباشی تقریباً 36 کیلومتر است. ما طی 50 دقیقه به سایت رسیدیم.
[External Link Removed for Guests]
بمب هدایت لیزری فرانسوی در زیر میراژ عراقی
این سرهنگ بازنشسته پدافند هوایی با بیان اینکه حقیقتاً آنجا عاشورایی بود و طوری این عزیزان شهید شده بودند که انسان فراموش می کرد زندگی جریان دارد، گفت:
چون دورتادور اتاق عملیات دیواره های قطور بتنی بود و بمب از بالا وارد اتاق شده بود موج انفجار از داخل اتاق خارج نشده بود و همه چیز را منهدم کرده بود. تیرآهن های قطور مثل یک کلاف خم شده بود. چون بمب دقیقاً به اتاق عملیات اصابت کرده بود نفراتی که در قسمت های دیگر و پناهگاه بودند هیچ صدمه ای ندیده بودند.
وی اضافه کرد:
آمبولانس و بالگرد به محل آمد. هر کس کاری می کرد. آن قدر آوار زیاد بود که رسیدن به جنازه ها هم سخت بود. همه در حال گریه جنازه ها را در می آوردند و بسته بندی می کردند. بعضی ها بدحال شدند. جنازه هیچ کدام از این عزیزان کامل نبود. جنازه ها را که به موطن اصلیشان فرستادیم روز بعد دو تا دست پیدا شد. دوستان گفتند می توانیم با آزمایشات پزشکی بفهمیم این دست ها مال کدام شهید است اما بنا به فتوای امام که شهید نبش قبر ندارد، این دو دست را به عنوان یادبود شهدای سوباشی در ورودی سایت سوباشی دفن کردیم.
فرخی با اشاره به اینکه تمام این عزیزان که در اتاق عملیات بودند شهید شدند، گفت: 19 نفر که 18 نفرشان از پدافند هوایی بودند و یک نفرشان رابط نیروی زمینی بود. اینها بهترین های پدافند بودند. در اتاق عملیات باید هشت نفر حضور داشتند اما بقیه از استراحت شیفتشان زده بودند و داخل اتاق عملیات بودند تا اگر از دستشان بر می آید کمکی کنند چون جنگ شهرها از طرف هواپیماهای عراقی فکر همه ما را ناراحت کرده بود و می خواستیم هر کاری از دست ما برمی اید انجام دهیم.
وی افزود:
این بچه هایی که آنجا بودند کسانی بودند که برای ماموریت های خاص آموزش دیده بودند. برای هدایت هواپیماهای اکتشافی. اینها را با هواپیماهای کوچک به سایت های رادار می بردند برای اینکه هواپیماهای اکتشافی را هدایت کنند تا عکس های لازم را بگیرند و مسیرهای حمله جدید را انتخاب کنند و برگردند. این شهدا جوانترینشان 23 سال داشت و صاحب یک بچه 2 ساله بود و مسن ترین آنها شهید عسگری هم دوره من افسر عملیات سایت سوباشی بود.
این سرهنگ بازنشسته پدافند هوایی با ذکر این نکته که من تقریباً همه آنها را می شناختم، گفت: شهید زمانی، شهید جودکی، شهید جامعه شورانی که از نیروی زمینی بود یا شهید دستنبو که اصلاً از همدان منتقل شده بود. ایشان در معاونت عملیات نیرو با امیر غلامی همکاری می کردند. امیر غلامی ایشان را که افسر راداری خبره ای بودند به تهران آورده بود تا برای بعضی ماموریت ها یا بعضی مشاوره ها پیش ایشان باشد.ایشان افسر شجاع و سریع الانتقالی بود و لحظه ای که رادار مورد هدف قرار گرفت ایشان پشت اسکوپ بود و برای ما نقل شده که در حال هدایت یکی از شکاری های خودی بوده است.
وی افزود: سالها از آن اتفاق گذشته است، منتها من ندیدم که جایی از این شهدا صحبتی شده باشد. چون هر وقت که صحبت اتاق عملیات رادار بوده عنوان می شده که سری است و نباید مطرح شود.
فرخی با اشاره به اینکه حمله به سایت سوباشی ضربه بزرگی به ما بود هم از نظر نفرات و هم اینکه ما یکی از مهم ترین رادارهایمان را از دست دادیم، گفت: البته کمتر از بیست و چهار ساعت از این حادثه نگذشته بود که پرسنل پدافند یکی از رادارهای تاکتیکی را از مکان دیگری به سوباشی منتقل کردند تا شبکه راداری ما دچار اختلال نشود.
وی افزود:
الان وقت استفاده از این تجارب و عنوان این رشادت هاست و من عرض می کنم که در آخر جنگ شاید نسبت هواپیماهای عراق به ما ده به یک بود. اما پیروزی ما و نقش رادار و اقدام تاکتیکی بر علیه هواپیماهای دشمن پدافند را سرافرازانه از جنگ خارج کرد.
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
[FONT=tahoma,arial,helvetica,sans-serif][FONT=times new roman,times] [FONT=Times New Roman,serif] [FONT=Times New Roman,serif] امام خمینی (ره ) :
اگر بند بند استخوان هایمان را جدا سازند ، اگر سرمان را بالای دار برند ، اگر زنده زنده در شعله های آتش مان بسوزانند ، اگر زن و فرزندان و هستی مان را در جلوی دیدگان مان به اسارت و غارت برند ، هرگز امان نامه ی کفر و شرک را امضا نمی کنیم .
اگر بند بند استخوان هایمان را جدا سازند ، اگر سرمان را بالای دار برند ، اگر زنده زنده در شعله های آتش مان بسوزانند ، اگر زن و فرزندان و هستی مان را در جلوی دیدگان مان به اسارت و غارت برند ، هرگز امان نامه ی کفر و شرک را امضا نمی کنیم .

-
- پست: 253
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۱۰ بهمن ۱۳۸۵, ۲:۴۳ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 671 بار
- سپاسهای دریافتی: 660 بار
Re: حماسه عاشورایی دلیرمردان پدافند هوایی
درود بر روح شهيدان سوباشي.
اوضاع اخر جنگ بد بوده.
درست كه منافقين را در مرصاد تار و مار كرديم ولي در مصاف با عراقي ها روزهاي پاياني جنگ روزهاي خوبي نبوده اند.
عقب نشيني ها . اسارت نزديك به بيست هزار سرباز. سقوط دو فروند تامكت و يك فانتوم در يك روز. انهدام سايت رادار تسخير ناپذير سوباشي.
خدا رحم كرد بد تر از اين نشد.
نتيجه گيري زير مخالفاني خواهد داشت ولي من بر اين باورم كه نبايد از حقيقت فرار كرد:
اگر بر ادامه جنگ اصرار داريم - بايد امكانات و نفرات و تجهيزات كيفي/كميتي روند رو به افزايش داشته باشند.
نه اينكه به اميد تجهيزات و نفرات ده سال قبل هي ادامه بديم. بعد وقتي تجهيزات و نفرات ده سال قبل را از دست داديم- از موضع ضعف با صلح موافقت كنيم.
ميگويند مرحوم تيمسار ظهيرنژاد يك روز در جلسه اي به امام گفتند:
"حضرت امام - من نه پدرم يهود بوده و نه مادرم زرتشت. هر دو مسلمان بودند. همسرم و بچه هام هم مسلمان هستند.
خودم هم والاه مسلمان هستم. ولي اداره جنگ اين نيست كه اين اقايان عرض ميكند. براي مقابله با تانك/هواپيماي دشمن -بايد تانك/هواپيما داشته باشيم. "
يك روزي ان كساني كه خلاف صحبتهاي مرحوم ظهيرنژاد به به امام خميني مشاوره دادند بايد مسئول شناخته شوند.
اوضاع اخر جنگ بد بوده.
درست كه منافقين را در مرصاد تار و مار كرديم ولي در مصاف با عراقي ها روزهاي پاياني جنگ روزهاي خوبي نبوده اند.
عقب نشيني ها . اسارت نزديك به بيست هزار سرباز. سقوط دو فروند تامكت و يك فانتوم در يك روز. انهدام سايت رادار تسخير ناپذير سوباشي.
خدا رحم كرد بد تر از اين نشد.
نتيجه گيري زير مخالفاني خواهد داشت ولي من بر اين باورم كه نبايد از حقيقت فرار كرد:
اگر بر ادامه جنگ اصرار داريم - بايد امكانات و نفرات و تجهيزات كيفي/كميتي روند رو به افزايش داشته باشند.
نه اينكه به اميد تجهيزات و نفرات ده سال قبل هي ادامه بديم. بعد وقتي تجهيزات و نفرات ده سال قبل را از دست داديم- از موضع ضعف با صلح موافقت كنيم.
ميگويند مرحوم تيمسار ظهيرنژاد يك روز در جلسه اي به امام گفتند:
"حضرت امام - من نه پدرم يهود بوده و نه مادرم زرتشت. هر دو مسلمان بودند. همسرم و بچه هام هم مسلمان هستند.
خودم هم والاه مسلمان هستم. ولي اداره جنگ اين نيست كه اين اقايان عرض ميكند. براي مقابله با تانك/هواپيماي دشمن -بايد تانك/هواپيما داشته باشيم. "
يك روزي ان كساني كه خلاف صحبتهاي مرحوم ظهيرنژاد به به امام خميني مشاوره دادند بايد مسئول شناخته شوند.

- پست: 830
- تاریخ عضویت: شنبه ۲ تیر ۱۳۸۶, ۱۱:۴۷ ب.ظ
- محل اقامت: باختران
- سپاسهای ارسالی: 309 بار
- سپاسهای دریافتی: 2025 بار
- تماس:
Re: حماسه عاشورایی دلیرمردان پدافند هوایی
ولی تو مجله همشهری پایداری پارسال نوشته بود با موشکkh58 حمله کرده و پدافند غافلگیر شده نهkh29
که ارتش ایران درجنگ کرد حماسه نبود معجزه بود
یاسرعرفات
وبلاگ من [External Link Removed for Guests]
یاسرعرفات
وبلاگ من [External Link Removed for Guests]

- پست: 2132
- تاریخ عضویت: چهارشنبه ۱۵ شهریور ۱۳۸۵, ۱۲:۵۱ ق.ظ
- محل اقامت: تهران
- سپاسهای ارسالی: 1980 بار
- سپاسهای دریافتی: 6841 بار
- تماس:
حماسه عاشورايی دليرمردان پدافند هوايی ارتش در سايت سوباشی
حماسه سايت سوباشي در پنجم مرداد سال 1367 پس از شكست رژيم بعث عراق در عمليات مرصاد و همچنين پس از اعلام رسمي آتش بس اتفاق افتاد كه در آن نيروي هوايي ارتش بعث عراق با حملات غافلگيرانه 20 نفر از بهترين افسران كنترل شكاري پدافند هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران را به شهادت رساند. رادار پدافند هوايي «سوباشي» واقع در ارتفاعات همدان، به عنوان يكي از مهمترين سايتهاي راداري كشور در زنجيره عظيم پدافند هوايي (رادارهاي پيش اخطار، رادارهاي كنترل آتش، سامانه هاي موشكي زمين به هوا، شبكه ديده باني، توپ هاي ضدهوايي و ...) نقش ويژه و موثري در مقابله با تهاجمات هوايي عراقي ها در زمان جنگ تحميلي ايفا نمود. راداري فوق ضمن رهگيري هواپيماهاي دشمن، كنترل و هدايت هواپيماهاي ورودي و خروجي به مرزهاي غرب كشور، كنترل آتش سايت هاي موشكي ارتش و سپاه، كنترل آتش پدافند هوايي مستقر در منطقه (زميني، هوايي و...)، اعلام وضعيت (سفيد، زرد يا قرمز) به 13 استان كشور را برعهده داشت. حقيقت رادار سوباشي با تغذيه چندين سايت راداري، سايت هاي موشكي زمين به هواو سامانه هاي توپ ضدهوايي آسمان كل منطقه غرب، بخشي از شمال غرب و جنوب غرب را تحت پوشش خود داشت. توجه به اهميت مناطق ياد شده به عنوان معابر نفوذ هواپيماها و هليكوپترهاي دشمن (يا هرنوع هواگرد ديگر)، از وجود قويترين نفرات در سطح آموزش بالا و مهارت بي نظير باشند در سايت راداري فوق استفاده مي شد. به دليل عملكرد مناسب اين سايت راداري كه همچون يك دژ مستحكم در برابر حملات هوايي عراقي ها ظاهر مي شد خلبانان عراقي همواره از نزديك شدن به سايت راداري سوباشي و مواضع ضد هوايي فوق وحشت داشتند. اساس آنها در برخي مواقع حريم دفاعي سايت فوق را دور زده و از ساير قسمت ها (جنوب يا شمال كشور) وارد حريم هوايي جمهوري اسلامي ايران مي شدند و اين مسئله زحمت عراقي ها را جهت دستيابي به اهداف خود سخت تر مي كرد. لذا عراقي ها شديدا در تلاش بودند كه اين سايت راداري را مورد حمله مستقيم و انهدام قرار دهند.
مرحله حمله عراقي ها به سايت و استفاده آنها از موشكهاي ضد رادار و ناكامي در مختل نمودن عملكرد سايت گواهي بر هوشياري دليرمردان پدافند هوايي است. اين ناكامي ها و استمرار موفقيت كاركنان غيور سايت سوباشي منجر به بروز كينه اي عميق از عملكرد پدافند هوايي خصوصا سايت راداري در دل فرماندهان نيروي هوايي عراق شد. به گونه اي كه ژنرال "سعيد شعبان" فرمانده وقت نيروي هوايي عراق در مصاحبه اي با بخش فارسي راديو بغداد با عصبانيت عنوان مي كند كه "به هر طريق ممكن افتخار نابودي پايگاه سوم شكاري همدان و سايت راداري سوباشي (حتي اگر خلبانان عراقي نتوانستند) بايد نصيب خودم شود". كينه توزي عراقي ها نسبت به عملكرد اين سايت راداري از آنجا مشخص مي شود كه علي رغم پذيرش قطعنامه 598 در 27 تيرماه 1367 حمله ناجوانمردانه عراقي ها در 5 مرداد همان سال (حدود يك هفته پس از پذيرش قطعنامه) انجام شد. حقيقت عراقيها با از ميان برداشتن سايت راداري سوباشي در پي دستيابي به 2 هدف اصلي بودند با انهدام سايت سوباشي عراقي ها سعي در پاسخگويي به عقده سالها حقارت در برابر اراده پدافند هميشه بيدار جمهوري اسلامي ايران با ناجوانمردانه ترين شيوه نبرد داشتند. دوم تسخير آسمان منطقه عمومي نبرد جهت تسهيل پيشروي نيروهاي سطحي منافقين بود. در اين راستا مرور خاطرات سرلشكر "وفيق السامرايي" (از مديران اصلي استخبارات عراق در آن زمان) خالي از لطف نيست. مي گويد: درعمليات مرصاد ماموريت هاي مشخصي براي نيروهاي هوايي و هوانيروز عراق به منظور پشتيباني از عمليات تعيين گرديد و اهداف از طريق عكس هاي هوايي و اطلاعات استخباراتي شناسايي گرديد...هواپيماهاي جنگنده "ميگ 23، ميراژ اف-1 عراقي" به منظور حفاظت از نيروهاي عمل كننده در برابر دخالت احتمالي نيروي هوايي ايران، اقدام به پروازهاي گشتي مسلحانه و برقرار نمودن پشتيباني هوايي نزديك نمودند.(ويرانه دروازه شرقي-ص 131 الي 133) از شروع تجاوز منافقين كوردل به خاك پاك كشورمان در 03/05/67 و آغاز عمليات مرصاد متعاقب يكي از تجاوزات هوايي عراقي ها در 04/05/67 رادار سوباشي مورد اصابت بمبي قرار مي گيرد كه در محوطه سايت منفجر شده و بر اثر انفجار فوق سقف اتاق عمليات دچار ريزش شده و تكه اي از آهن سقف بر سر شهيد دستنبو اصابت كرده و منجر به مجروح شدن وي مي شود اما اين شهيد بزرگوار در آن روز با سر باند پيچي شده همچنان به ادامه ماموريت خود مشغول مي شود. 05/05/67 شرايط منطقه آنچنان حاد بود كه كليه مسئولان ستاد پدافند هوايي در سايت سوباشي به سر مي برند. باتوجه به حجم بالاي كار تقريبا هيچ كدام از كاركنان سايت موفق به صرف نهار نمي شوند. تعدادي از كاركنان نيز با توجه به اينكه در شيفت شب قبل به سر مي بردند داوطلبانه همچنان مشغول به انجام وظيفه بودند. عراقي در دسته هاي پروازي 30 الي 40 فروندي پي در پي منطقه عمومي نبرد را مورد بمباران قرار مي دادند تا در اراده پولادين شجاع مردان ارتش اسلام خللي ايجاد كرده و موفقيت را نصيب منافقين بي تعصب نمايند. خيال باطل تا اينكه در ساعت 16 روز 05/05/67 هواپيماهاي عراقي كه در دستيابي به اهداف خود در بمباران شهرهاي غربي كشور و تسهيل پيشروي منافقين ناتوان مانده بودند در بازگشت از ماموريت شكست خورده خود به وسيله موشك هوا به زميني كه از فاصله اي دور شليك شده بود اتاق عمليات سايت سوباشي را منهدم كرده و 19 نفر از كاركنان را در همان لحظه به شهادت مي رساندند. آگاهانه كاركنان سايت تا آخرين لحظه (علي رغم اينكه تعدادي از آنها در زمان استراحت خود و داوطلبانه در محل عمليات حضور پيدا كرده بودند) و با توجه به وجود امكان خروج از سايت و عدم استفاده از امكان فوق و اطلاع از عاقبت حضور و شهادت و پايمردي و انجام وظيفه تا آخرين لحظه منجر به اين شد كه نام سايت سوباشي در تاريخ ثبت شده و حضور كاركنان سايت حماسي و عاشورايي تعبير گردد.
سايت راداري سوباشي با اين حمله ناجوانمردانه مورد اصابت قرار مي گيرد اما عراقي ها در دستيابي به هدف دوم خود كه تسخير آسمان منطقه عمومي عمليات مرصاد بود ناتوان ماندند زيرا دليرمردان پدافندهوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران دوش به دوش هوانيروز قهرمان و نيروي هوايي سرافراز ارتش آنچنان در برابر بعثي ها و منافقين ظاهر شدند كه نيروي هوايي عراق جز فرار و شكست طرح پشتيباني منافقين چاره اي ديگر نداشتند و شكست سنگين منافقين درس عبرتي شد براي كركسان و لاشخوران كه ديگر چشم طمع به اين خاك دليرپرور ندوزند. حقيقت عملكرد پدافند هوايي ارتش در عمليات مرصاد و حتي پس از شهادت زبده ترين كاركنان خود در سوباشي نشان دهنده اين مطلب است كه شجاع مردان پدافند هوايي هرگز در برابر هيچ نوع تهديدي هراسي نداشته و در راه دفاع از آرمانها و اعتقادات خود هر شهيد پدافندي را سند افتخار و برگ زريني بر عملكرد خود دانسته و با تبديل تهديدها به فرصت به هر طريق ممكن اجازه حضور ناپاك دشمن در آسمان مقدس كشور را نخواهند داد. [HR] از aja. [External Link Removed for Guests]
زنده باد بهار...
هر کس به دنبال معنای این جمله است،این فایل را [External Link Removed for Guests] کند...
به امید ظهور مهدی صاحب الزمان،پایان یافتن زمستان دنیا و شروع بهار انسانیت...
"
هر کس به دنبال معنای این جمله است،این فایل را [External Link Removed for Guests] کند...
به امید ظهور مهدی صاحب الزمان،پایان یافتن زمستان دنیا و شروع بهار انسانیت...
"

- پست: 199
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۲۶ آبان ۱۳۸۸, ۱۲:۵۳ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 727 بار
- سپاسهای دریافتی: 1795 بار
حماسه سوباشی
مقدمه
درروزگار جنگ، پدافند از آسمان کشور در سخت ترین شرایط ممکن صورت می گرفتو تجهیز ارتش عراق به انواع جنگنده-بمب افکنهای پیشرفته روسی و فرانسوی،وظیفه حراست از آسمان میهن را خطیرتر و با دشواری بیشتر روبرو می ساخت.قهرمانان پدافند هوایی در این برهه تاریخی علاوه بر شناسایی و دفع تجاوزهواپیماهای دشمن، بیش از 200 فروند از هواپیماهای متجاوز را ساقط کردند.پرسنلی که در این واحدها خدمت می کردند، با مایه گذاشتن از جان، از حریمهوایی این مرز و بوم دفاعی جانانه کردند. یک نمونه بارز از اینجانفشانیها، حماسه ای است که در سایت راداری سوباشی روی داد.
رادارسوباشی در طول جنگ همچون خاری در چشم دشمن بود و دشمن در آخرین روزهای جنگبر آن شد که این سایت راداری را در حمله هوایی نابود کند. خدمه سایت باوجود آگاهی از نیت شوم دشمن، یک دم سر از ادای وظیفه برنتافتند و شجاعانهجان بر سر پیمان نهادند. نام فرمانده شهید این سایت هنوز هم بر سرزبانهاست: سرهنگ شهید فرهاد دستنبو.
موقعیت و اهمیت سایت سوباشی
رادار پدافند هوایی «سوباشی» واقعدر ارتفاعات همدان، به عنوان یکی از مهمترین سایتهای راداری کشور درزنجیره عظیم پدافند هوایی (رادارهای پیش اخطار، رادارهای کنترل آتش،سامانه های موشکی زمین به هوا، شبکه دیده بانی، توپ های ضدهوایی و ...)نقش ویژه و موثری در مقابله با تهاجمات هوایی عراقی ها در زمان جنگ تحمیلیایفا کرد. محل استقرار این سایت در نزدیکی روستایی است در حدود 50کیلومتری غرب کبودرآهنگ در استان همدان موسوم به سوباشی. سوباشی، یک واژهآذری و به معنی سرِآب و سرچشمه است.
این سایت راداری در دوره جنگ،ضمن رهگیری هواپیماهای دشمن، کنترل و هدایت هواپیماهای ورودی و خروجی بهمرزهای غرب کشور، کنترل آتش سایت های موشکی ارتش و سپاه، کنترل آتش پدافندهوایی مستقر در منطقه (زمینی، هوایی و...)، اعلام وضعیت (سفید، زرد یاقرمز) به 13 استان کشور را برعهده داشت. در حقیقت رادار سوباشی با تغذیهچندین سایت راداری، سایت های موشکی زمین به هواو سامانه های توپ ضدهواییآسمان کل منطقه غرب، بخشی از شمال غرب و جنوب غرب را تحت پوشش خود داشت.
باتوجه به اهمیت مناطق یاد شده به عنوان معابر نفوذ هواپیماها و هلیکوپترهایدشمن (یا هرنوع هواگرد دیگر)، از وجود قویترین نفرات در سطح آموزش بالا ومهارت بی نظیر در سایت راداری فوق استفاده می شد. به دلیل عملکرد مناسباین سایت راداری که همچون یک دژ مستحکم در برابر حملات هوایی عراقی هاظاهر می شد خلبانان عراقی همواره از نزدیک شدن به سایت راداری سوباشی ومواضع ضد هوایی فوق وحشت داشتند.
براین اساس آنها در برخی مواقع حریمدفاعی سایت فوق را دور زده و از سایر قسمت ها (جنوب یا شمال کشور) واردحریم هوایی جمهوری اسلامی ایران می شدند و این مسئله زحمت عراقی ها را جهتدستیابی به اهداف خود سخت تر می کرد. لذا عراقی ها شدیدا در تلاش بودند کهاین سایت راداری را مورد حمله مستقیم و انهدام قرار دهند. 157 مرحله حملهعراقی ها به سایت و استفاده آنها از موشکهای ضد رادار و ناکامی در مختلنمودن عملکرد سایت گواهی بر هوشیاری دلیرمردان پدافند هوایی است. اینناکامی ها و استمرار موفقیت کارکنان غیور سایت سوباشی منجر به بروز کینهای عمیق از عملکرد پدافند هوایی خصوصا سایت راداری در دل فرماندهان نیرویهوایی عراق شد. به گونه ای که ژنرال "سعید شعبان" فرمانده وقت نیروی هواییعراق در مصاحبه ای با بخش فارسی رادیو بغداد با عصبانیت عنوان می کند که"به هر طریق ممکن افتخار نابودی پایگاه سوم شکاری همدان و سایت راداریسوباشی (حتی اگر خلبانان عراقی نتوانستند) باید نصیب خودم شود".
عمقکینه توزی عراقی ها نسبت به عملکرد این سایت راداری از آنجا مشخص می شودکه علی رغم پذیرش قطعنامه 598 در 27 تیرماه 1367 حمله ناجوانمردانه عراقیها در 5 مرداد همان سال (حدود یک هفته پس از پذیرش قطعنامه) انجام شد.
روز واقعه
آغاز عملیات مرصاد در روز 03/05/67 ومتعاقب یکی از تجاوزات هوایی عراقی ها در 04/05/67 رادار سوباشی مورداصابت بمبی قرار می گیرد که در محوطه سایت منفجر شده و بر اثر انفجار فوقسقف اتاق عملیات دچار ریزش شده و تکه ای از آهن سقف بر سر شهید دستنبواصابت کرده و منجر به مجروح شدن وی می شود، اما این شهید بزرگوار در آنروز با سر باند پیچی شده همچنان به ادامه ماموریت خود مشغول می شود.
روزبعد، یعنی 05/05/67 شرایط منطقه آنچنان حاد است که کلیه مسئولان ستادپدافند هوایی در سایت سوباشی به سر می برند. باتوجه به حجم بالای کارتقریبا هیچ کدام از کارکنان سایت موفق به صرف نهار نمی شوند. تعدادی ازکارکنان نیز با توجه به اینکه در شیفت شب قبل به سر می بردند داوطلبانههمچنان مشغول به انجام وظیفه بودند.
در ساعت 16 روز 05/05/67هواپیماهای عراقی که در دستیابی به اهداف خود در بمباران شهرهای غربی کشورناتوان مانده بودند، در بازگشت از ماموریت شکست خورده خود به وسیله موشکهوا به زمینی که از فاصله ای دور شلیک شده بود اتاق عملیات سایت سوباشی رامنهدم کرده و 19 نفر از کارکنان را در همان لحظه به شهادت می رساندند.
حضورآگاهانه کارکنان سایت تا آخرین لحظه (علی رغم اینکه تعدادی از آنها درزمان استراحت خود و داوطلبانه در محل عملیات حضور پیدا کرده بودند) و باتوجه به وجود امکان خروج از سایت و عدم استفاده از امکان فوق و اطلاع ازعاقبت حضور و شهادت و پایمردی و انجام وظیفه تا آخرین لحظه منجر به این شدکه نام سایت سوباشی در تاریخ ثبت شده و حضور کارکنان سایت حماسی وعاشورایی تعبیر گردد.
بنا به روایتی، حمله به سایت سوباشی توسط یکفروند MiG-25BM انجام شد. در روزهای آخر جنگ BM ماموریت یافت تا آخرینگونه ارتقاء یافته موشکهای ضدرادار Kh-58U و Kh-31P روسی را علیه رادارهایهشدار زودهنگام موج کوتاه دوربرد «وستینگهاوس» ADS-4 ایران آزمایش کند.موشک مزبور موفق عمل کرد و توانست رادار «سوباشی» همدان را مورد اصابتقرار داده و با وجود پرسنل آموزش دیده و باتجربه، خسارات سنگینی را به آنسایت راداری وارد نماید.
شرح ماجرا از زبان یکی از همرزمان
فرخی سرهنگبازنشسته پدافند هوایی در خصوص عملکرد مرکز پدافند هوایی همدان موسوم بهسایت سوباشی و حماسه دلیرمردان پدافند چنین می گوید:
"مرکز عملیاتپدافند هوایی در تهران و مراکز پدافند منطقه ای یا S.D.C ها که در نقاطمختلف کشور از جمله سوباشی همدان مستقر هستند و مراکز کنترل گزارش که تابعآنها هستند، شبکه ای را تشکیل می دهند که از 50 سال پیش On Line بودند.یعنی اگر به فرض در گوشه شمال غرب کشور تحرکی دیده می شد، در لحظه بهتهران گزارش می شد. یعنی کار در مراکز عملیات منطقه ای مثل همدان یعنی کار24 ساعته و هفت روز در هفته، چه در جنگ و چه در صلح.
سایت سوباشی درهشت سال دفاع مقدس وظایف سنگینی داشت که یکی از آنها کنترل عملیاتی وکنترل آتش پدافند هوایی بیش از 37 شهر بود. این رادار وضعیت های مختلفآمادگی را به پدافند این شهرها و مناطق اعلام می کرد. پدافند را هدایت میکرد، اعلام می کرد که چه زمانی مجازند شلیک کنند. هم چنین پروازهای گشتزنی جنگنده های خودی برای دفاع از این شهرها به عهده سایت سوباشی بود.
درجنگ شهرها نیروی هوایی عراق با هواپیماهای میگ-25 که در ارتفاع بالا پروازمی کردند روی شهرهای ما چند بمب بی هدف پرتاب می کرد و فرار می کرد تا باکشتن شهروندان بی دفاع روحیه مردم ما را خراب کند. ارتفاع پروازی میگ های25 به قدری بالا بود که ما نمی توانستیم با آنها درگیر شویم. اولینهواپیمای میگ 25 که توسط پدافند هوایی سپاه سرنگون شد در اصفهان و باهدایت سایت سوباشی بود.
از کارهای مهم سوباشی هدایت جنگنده هایمانبود، یعنی هواپیماهای فانتوم اف-4 یا اف-14 را در بعضی جاها و به خصوصشیارهای کوهها نگه می داشتیم به هواپیماهای مهاجم عراقی حمله می کردیم وگریز می کردیم. خلبانان ما با سوخت گیری از هواپیماهای تانکر در هوا بعضیوقت ها تا هفت ساعت برای پوشش هوایی منطقه در آسمان بودند.
همچنین بحثآلرت را داشتیم که خلبان داخل هواپیما بر روی باند آماده پرواز بود و بهمحض اینکه رادار هواپیمای دشمن را کشف می کرد بعد از پنج دقیقه بلند می شدو ما آن را به سمت هواپیمای دشمن هدایت می کردیم. جنگ و گریز در هوا وهدایت هواپیمای خودی با توجه به سرعت بالای دو هواپیما که روی هم بیش ازدو برابر سرعت صوت است زیرکی و سریع الانتقالی خاصی را می طلبد. یک لحظهاشتباه یعنی انهدام هواپیمای خودی یا حمله موفق هواپیمای دشمن به شهرها.
درمورد بمباران مناطق نظامی و حیاتی دشمن هم ما اکیپی بودیم که قبل از حملهخلبانان عمل کننده را توجیه می کردیم. اگر حمله مثلاً سپیده دم بود ساعتدو یا سه نیمه شب به سایت سوباشی می رفتیم و پشت دستگاه می نشستیم. چوناطلاعات حمله را نباید پخش می کردیم و هواپیماهای خودی را هدایت می کردیمبدون اینکه با آنها صحبت کنیم. مثلاً به وسیله شماره هایی که رادیو بیانمی کرد و زمانی که بمباران انجام می شد تازه خلبان ما اجازه داشت با ماصحبت کند.

درکنار رادار سوباشی ما شبکه دیده بانی مردمی را هم فعال کرده بودیم. چونرادارهای زمینی هر چه قدر هم کامل باشند باز نقاط کور دارند. ما به اداراتمختلف در غرب کشور مراجعه می کردیم، به ایستگاههای آتش نشانی مراجعه میکردیم، مساله را برای اینها توجیه می کردیم و از آنها می خواستیم که اگرهواپیمای مشکوکی دیدند از طریق تلفن به سایت اطلاع دهند. اگر اطلاعات آنهاموثق بود از آنها تقدیر می شد. این شبکه خیلی به ما کمک کرد و ما بارها ازاین اطلاعات جهت سرنگونی هواپیماهای عراقی استفاده کردیم و این هم میهنانرا هم با ساعت و سکه طلا مورد تشویق قرار دادیم.
رادار سوباشی در جنگهمانند خاری در چشم دشمن بود. این رادار در ارتفاع نصب شده بود و احاطهکامل به شیارهای داخل خاک خودمان و عراق داشت. من در چهار سال آخر جنگتحمیلی به عنوان معاون عملیات در آنجا مشغول به خدمت بودم. بارهاهواپیماهای عراقی که از کمک مستشاران روسی و فرانسوی بهره می بردند سعیکردند تا این رادار را مورد هدف قرار دهند که موفق نشدند.
پس از پذیرشقطعنامه 598 توسط ایران و عراق، حالت نه جنگ و نه صلح برقراربود. ماتصورمان این بود که دیگر عراق از مرزهای بین المللی رد نمی شود. منتها نهتنها عراق در زمین و هوا به قطعنامه اعتنا نکرد بلکه منافقین را هم روانهخاک ما کرد.
پنجم مرداد ماه سال 1367 بود. هواپیماهای عراقی از صبحچندین نوبت سایت سوباشی را بمباران کرده بودند که ناموفق بود، چون پدافندکنار سایت امکان بمباران دقیق را به آنها نداده بود. بعد از ظهر یکهواپیمای عراقی از فاصله دور با بمب لیزری دقیقاً اتاق عملیات رادار راهدف قرار داده بود.
در آن زمان من در پایگاه همدان بودم. تا آنجا کهیادم می آید در ستاد پایگاه بودم و مشغول بررسی نامه ها بودم که به منتلفن زدند گفتند مثل اینکه سوباشی مورد حمله قرار گرفته است. دیده بان هاگزارش داده بودند و تماس تلفنی هم با سوباشی قطع شده است. سه تا ماشینآماده شدیم و سریع حرکت کردیم . فاصله پایگاه همدان تا سایت سوباشیتقریباً 36 کیلومتر است. ما طی 50 دقیقه به سایت رسیدیم.
حقیقتاً آنجاعاشورایی بود و طوری این عزیزان شهید شده بودند که انسان فراموش می کردزندگی جریان دارد. چون دورتادور اتاق عملیات دیواره های قطور بتنی بود وبمب از بالا وارد اتاق شده بود، موج انفجار از داخل اتاق خارج نشده بود وهمه چیز را منهدم کرده بود. تیرآهن های قطور مثل یک کلاف خم شده بود. چونبمب دقیقاً به اتاق عملیات اصابت کرده بود نفراتی که در قسمت های دیگر وپناهگاه بودند هیچ صدمه ای ندیده بودند.
آمبولانس و بالگرد به محل آمد.هر کس کاری می کرد. آن قدر آوار زیاد بود که رسیدن به جنازه ها هم سختبود. همه در حال گریه جنازه ها را در می آوردند و بسته بندی می کردند.بعضی ها بدحال شدند. جنازه هیچ کدام از این عزیزان کامل نبود. جنازه ها راکه به موطن اصلیشان فرستادیم روز بعد دو تا دست پیدا شد. دوستان گفتند میتوانیم با آزمایشات پزشکی بفهمیم این دست ها مال کدام شهید است اما بنا بهفتوای امام که شهید نبش قبر ندارد، این دو دست را به عنوان یادبود شهدایسوباشی در ورودی سایت سوباشی دفن کردیم.
تمام این عزیزان که در اتاقعملیات بودند شهید شدند. 19 نفر که 18 نفرشان از پدافند هوایی بودند و یکنفرشان رابط نیروی زمینی بود. اینها بهترین های پدافند بودند. در اتاقعملیات باید هشت نفر حضور داشتند اما بقیه از استراحت شیفتشان زده بودند وداخل اتاق عملیات بودند تا اگر از دستشان بر می آید کمکی کنند، چون جنگشهرها از طرف هواپیماهای عراقی فکر همه ما را ناراحت کرده بود و میخواستیم هر کاری از دست ما برمی اید انجام دهیم.
این بچه هایی که آنجابودند کسانی بودند که برای ماموریت های خاص آموزش دیده بودند. برای هدایتهواپیماهای اکتشافی. اینها را با هواپیماهای کوچک به سایت های رادار میبردند برای اینکه هواپیماهای اکتشافی را هدایت کنند تا عکس های لازم رابگیرند و مسیرهای حمله جدید را انتخاب کنند و برگردند. این شهداجوانترینشان 23 سال داشت و صاحب یک بچه 2 ساله بود و مسن ترین آنها شهیدعسکری هم دوره من افسر عملیات سایت سوباشی بود. من تقریباً همه آنها را میشناختم. شهید زمانی، شهید جودکی، شهید جامعه شورانی که از نیروی زمینی بودیا شهید دستنبو که اصلاً از همدان منتقل شده بود. ایشان در معاونت عملیاتنیرو با امیر غلامی همکاری می کردند. امیر غلامی، ایشان را که افسر راداریخبره ای بودند به تهران آورده بود تا برای بعضی ماموریت ها یا بعضی مشاورهها پیش ایشان باشد. ایشان افسر شجاع و سریع الانتقالی بود و لحظه ای کهرادار مورد هدف قرار گرفت ایشان پشت اسکوپ بود و برای ما نقل شده که درحال هدایت یکی از شکاری های خودی بوده است.
سالها از آن اتفاق گذشتهاست، منتها من ندیدم که جایی از این شهدا صحبتی شده باشد. چون هر وقت کهصحبت اتاق عملیات رادار بوده عنوان می شده که سری است و نباید مطرح شود.
حملهبه سایت سوباشی ضربه بزرگی به ما بود هم از نظر نفرات و هم اینکه ما یکیاز مهم ترین رادارهایمان را از دست دادیم. البته کمتر از بیست و چهار ساعتاز این حادثه نگذشته بود که پرسنل پدافند یکی از رادارهای تاکتیکی را ازمکان دیگری به سوباشی منتقل کردند تا شبکه راداری ما دچار اختلال نشود.
الانوقت استفاده از این تجارب و عنوان این رشادت هاست و من عرض می کنم که درآخر جنگ شاید نسبت هواپیماهای عراق به ما ده به یک بود. اما پیروزی ما ونقش رادار و اقدام تاکتیکی بر علیه هواپیماهای دشمن، پدافند را سرافرازانهاز جنگ خارج کرد."
منابع:
ماهنامه صف، شماره 366، خرداد 1390، صفحه 15
magiran.com (به نقل از روزنامه رسالت، شماره 5904، 14/4/85، صفحه 7)
nedaja.aja.ir
mashreghnews.ir
ganjejang.
گردآوری و تنظیم: newcoy.persianblog.ir
Yesterday is past, it is history.Tomorrow is future, it is a mystery today is present, it is a gift