اشعار و ابیات احمد شاملو...

در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه موضوعات فرهنگي و ادبي به بحث و تبادل نظر بپردازيد

مدیر انجمن: شوراي نظارت

ارسال پست
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 1160
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۷ اسفند ۱۳۸۸, ۱:۵۱ ب.ظ
محل اقامت: تهران
سپاس‌های ارسالی: 15611 بار
سپاس‌های دریافتی: 6443 بار
تماس:

اشعار و ابیات احمد شاملو...

پست توسط ASHKAN95 »

سلامی گرم خدمت دوستان سنترالی تصویر

به رسم بزرگداشت و ارج نهادن به بزرگانمون این تاپیک ایجاد شده. یکی از بزرگ مردان معاصر که توسط نوشته ها و اشعارش انسان رو وادار به تفکر و اندیشه میکنه، احمد شاملو هستش.

از دوستان عزیز سنترالی تقاضا دارم هر شعر یا نوشته ی زیبایی از استاد بخاطر دارند در این تاپیک به اشتراک بگذارند.

امیدوارم تاپیک از اسکرول پایین نیاد!!!


(طبق جستجویی که در سایت کردم چنین تاپیکی وجود نداشت، اگر وجود دارد و بنده بی اطلاع هستم لطفا منتقل کنید.)

[HR]

من خویشاوند هر انسانی هستم که خنجری در آستین پنهان نمی‌کند. نه ابرو درهم می‌کشد نه لبخندش ترفند تجاوز به حق نان و سایه‌بان دیگران است. نه ایرانی را به غیرایرانی ترجیح می‌دهم نه ایرانی را به ایرانی. من یک لرِ بلوچِ کردِ فارسم، یک فارس‌زبان ترک، یک افریقایی اروپایی استرالیایی امریکاییِ آسیایی‌ام، یک سیاه‌پوستِ زردپوستِ سرخ‌پوستِ سفیدم که نه تنها با خودم و دیگران کمترین مشکلی ندارم بلکه بدون حضور دیگران وحشت مرگ را زیر پوستم احساس می‌کنم. من انسانی هستم میان انسان‌های دیگر بر سیارهٔ مقدس زمین، که بدون حضور دیگران معنایی ندارم. ترجیح می‌دهم شعر شیپور باشد، نه لالایی

[HR]

با‌غِ ‌آز‌اده‌ مردم‌ ‌است‌

و شکنجه‌ و تازيانه‌ و زنجير

نه‌ و‌هنى‌ به‌ ساحت‌ ‌آدمى‌
که‌ معيار ‌ارزش‌ ‌ها‌ى‌ ‌اوست‌.

کشتار
تقدس‌ و ز‌هد ‌است‌ و
مرگ‌،
زندگى‌ست‌.


و ‌آن‌ که‌ چوبه‌ء د‌ار ر‌ا بيالايد
با مرگى‌ شايسته‌ء پاکان‌

به‌ جاود‌انگان‌
پيوسته‌‌ است‌.




و در نهایت

هرگز کسی اینگونه فجیع به کشتنِ خویش برنخاست که من به زندگی نشستم!
ارسال پست

بازگشت به “شعر و ادبيات”