با توجه به فعالیت هایی که پیش تر در بورس داشتم و خصوصا که یک نیمچه سرمایه هم در فارکس دارم خیلی پیگیر ماجرا هستم.
جسارت نشود،
تا اینجا نظرات هیچ یک از دوستان منطقی و نزدیک به ماجرای جاری نیست! همان مشکل قدیمی که اکثریت بدون زحمت تحقیق هر چیزی که به ذهنشون میاد را بیان می کنند باز نمود داره حتی در رده خبرگزاری های رسمی خودمان!
باید گفت کسانی که در فارکس و بازار ارز به شکل علمی فعالیت دارند، و حتی اکثریت کسانی که تجربه کافی در بازار ارز و طلا دارند، در مورد وضعیت حاضر هیچ نظری ندارند چون یک نکته مبهم بزرگ در اون وجود دارد! این مسئله هم شامل منتقدین سیاست های اقتصادی دولت میشود و هم شامل حامیان! (البته در رده افرادی که با فارکس و اصول قیمت گزاری بر ارز آَشنا هستند منظورم است)
هیچ دلیلی برای این جریان نزولی قیمت ریال وجود ندارد، اما این اتفاق افتاده و همچنان نیز برقرار است.
اگر با بازار ارز داخلی و خصوصا فارکس آشنا باشید، خواهید دانست که،
سیاست های درست یا غلط دولت احمدی نژاد، بحث فروش نفت و دریافت طلا، بحث تحریم نفت ایران، بحث احتکار ارزی، بحث التیماتیوم تجار غیر مجاز بابت مسئله مجلس و قوانین جدید قاچاق، بحث تخلیه ذخایر ارزی، بحث عدم تمدید برخی قرارداد های بین الملی، تحریم جدید بانک مرکزی و همه این دست نظریه ها، هیچ کدوم ظرفیت این را ندارد که این جریان را ایجاد کند.
اگر دوستان خواستند تا تک تک این نظریات را براشون تحلیل کنم و بگم مثلا فلان اتفاق تا چه میزان و البته چه مدت زمان می تواند روی قیمت ارز اثر بگذارد.
جدا از این موارد بحث طلا که یک نرخ بین الملل دارد هنوز عجیب تر از ماجرای افت ارزش ریال است. آن چه روشن است اگر این جریان کنترل شده توسط گروه یا دسته ای باشد، این گروه باید خیلی قدرتمند باشند که نه جمهوری اسلامی و نه دولت های غربی سر از کارشون در نیاورده اند! چون طبق بررسی های بنده هنوز هیچ مرجع تخصصی داخلی یا خارجی در مورد این مشل ریال نظریه جدی عرضه نکرده و اکثر نظریه ها توسط خبرگزاری های و افراد غیر متخصص طرح شده است.
این نکته مبهم در اصل این است که طبق یک جریان منطقی با در نظر گرفتن بالاترین درصد ریسک هم امکان نزول ریال در این حد وجود ندارد، حداقل با توجه به گران شدن طلا در جهان، و با توجه به حجم ذخایر طلای کشورهای دنیا، تنها در صورتی میتوان ماجرا را منطقی دانست که بخواهیم بگویم:
بحران اقتصادی غرب در حال ظهور در ایران است ...
مقایسه ایران و زیمباوه هم اوج بیسوادی تحلیل گر را رسانده که هنوز نمیداند اساسا حذف صفر کاربرد و دلیلش چیست و یک ابزار کنترل تورم نبوده است و اگر جایی این کار انجام می شود به منظور کنترل تورم نیست. همین قدر بس که نویسنده در جریان نیست همین ترکیه که مثال الگوش بود، چندی پیش 6 صفر از جلوی واحد پولش برداشت ...
البته حیف است اینطور گفت که هر دلار 17000 برابر واحد پول ما است، چرا خوش بین نباشیم و نگیم: 1 سنت برابر 17 تومان است و خوب اینطور حداقل اون 1000 را برداشتیم و شده 17 برابر ... و متاسفانه این هم خیلی درشت تر از اون است که باید باشد!

ضمنا دوست عزیز، کاهش قیمت امر چندان مطلوبی نیست، همان قدر که بالا رفتنش مطلوب نیست. چیزی که مطلوب جامعه است و می تاون آن را منفعت جمع نامید بالا رفتن توان خرید است!
متاسفانه انی روزها آنقدر بحث تورم داغ است که یادتان از رکود رفته است ... همین چند وقت پیش رکود در بازار املاک داشتیم، به یاد بیارید تا بفهمید کاهش قیمت هم درست مانند گران شدنش به نفع جمع نمی باشد!
همانطور که گفتم اکثر دوستان نظرات غیر تخصصی دادن، و در مقابل اتفاق حاضر تمام افرادی که قدرت تحلیل و نظر دهی علمی را دارند سکوت کرده اند خواه حامی دولت خواه از منقدین سیاست های دولت!