شکار هلیکوپتر عراقی با تانک

در اين بخش مي‌توانيد در مورد سلاح و ادوات زرهي به بحث بپردازيد

مدیران انجمن: شوراي نظارت, مديران هوافضا

ارسال پست
Junior Poster
Junior Poster
نمایه کاربر
پست: 199
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۲۶ آبان ۱۳۸۸, ۱۲:۵۳ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 727 بار
سپاس‌های دریافتی: 1795 بار

شکار هلیکوپتر عراقی با تانک

پست توسط aliTOPGUN »

 : هرگونه بازنشر این مطلب منوط به ذکر منبع ([External Link Removed for Guests] ) می باشد. 
 [External Link Removed for Guests] 
 چگونه استوار صالحی با تانک، هلیکوپتر شکار کرد؟ 
 _______________________________________________________ 
 تابه حال هر چه از درگیری تانک و بالگرد شنیده ایم، حکایت از شکار تانک توسطبالگرد داشته است؛ اما یکی از از دلاورمردان ارتش جمهوری اسلامی حماسه ایکم نظیر را در جنگ تحمیلی رقم زده است. سروان بازنشسته محمد صالحی یکی ازدرجه داران خلاق و بااراده ای است که در دوران جنگ هنرنماییهای بسیار کردهو از جمله بالگردی را با شلیک تانک مورد هدف قرار داده و ساقط کرده است.او دلاوری است از خطه دلاور پرور کردستان. آنچه در پی می آید گوشه ای استاز خاطرات جنگ از زبان وی. 
 _______________________________________________________  
 پیوستن به ارتش
من در سال 1354 به استخدام ارتش درآمدم. قلباً خدمت در ارتش را دوست داشتم و30سال در این سازمان ارزشمند خدمت کردم. پس از دانش آموختگی در دوره درجهداری، در شیراز دوره تخصصی تانک دیدم. سال 1357 که به زنجان منتقل شدم،مدت زیادی به پیروزی انقلاب نمانده بود.
جنگ که شروع شد، من به اتفاقیکان متبوعم در منطقه دیواندره بودم. ماآنجا سرکوب اشرار بودیم و تلاش میکردیم تاامنیت مناسبی را در منطقه برقرار کنیم. باآغاز جنگ به ما ابلاغ شدکه هر که می خواهدبه منطقه عملیاتی اعزام شود، اعلام کند. من،داوطلبی امرا اعلام کردم. 
 اولین درگیری با دشمن
مادر تاریخ 16 مهرماه سال 1359 وارد منطقه سبزآب اندیمشک شدیم. لشکر 21 در منطقه کرخه خط پدافندی داشت. به خاطر دارم که مدت زیادی به پایان سالنمانده بودکه ما پنج تانک را به این منطقه منتقل کردیم که من، فرماندهآخرین تانک بودم. هدف آن بود که هم آتشباری روی مواضع دشمن صورت گرفتهباشد و در ضمن، مشق تیراندازی هم شده باشد. آن روز باران شدیدی می باریدوعبور برای تانکها بسیار مشکل شده بود. چهارتانک که در جلوی من حرکت میکردند گرفتارهمین گل آلودگی زمین شدند و از حرکت بازماندند. من، به یادتوصیه فرمانده ام افتادم که همواره تأکید می کرد در وقت حرکت با تانک اینموارد رافراموش نکنید: کلاه گوشی تان رابگذارید؛ با بی سیم به گوش باشید وبه دقت محیط پیرامونتان را نگاه کنید. متأسفانه یکی از این تانکها هم مورداصابت موشک مالیوتکا قرار گرفت. این موضوع باعث شد تا خدمه تانکهای دیگر،تانکشان را ترک کنند. تردید نبود که هدف بعدی نیروهای عراق، تانک من بود.من، به هر شیو ه ای بود،تانک را از معرکه به در آوردم و همین موضوع باعثشد تا به اتفاق دیگر خدمه تانک از سوی فرمانده تیپ –امیر هوشیار- موردتشویق قرار بگیریم. 
 استوار صالحی، مظهر وظیفه شناسی
یکیاز افسران همرزم سروان صالحی می گوید: روزی امیر حسنی سعدی، فرمانده وقتنیروی زمینی ارتش، به گردان ما آمدند و به صورت اتفاقی دست در لوله تانکیکردند که در اختیارآقای صالحی بود. این تانک، آنقدر تمیز و پا به رکاب بودکه مجموعه یکان را مورد تشویق قرار دادند. 
 تصویر 
 چگونه بالگرد دشمن، به آتش قهر تانک گرفتار شد
مادر اوایل سال 1360 در منطقه رقابیه مستقر شدیم. من به راهنماییهای صحیحفرمانده بسیار اعتقاد دارم. ما در این منطقه زیر دید و تیر دشمن بودیم.شهید مخبری که افسر بسیار خوشفکر و خلاقی بود، توصیه های لازم را برایآغاز آتشباری کرد. می دانیم که مقابله با آتش در شمار ماموریتهای تانکنیست، لیکن در آن شرایط هر نبوغی به کار گرفته می شد تا دشمن به هدفشنرسد. شب هنگام،‌مهمات من در حال تمام شدن بود که برابر وظیفه باید بهشهید مخبری اعلام می کردم؛ همین کار را هم کردم. شهید مخبری –روانش شادباد- گفت که زمان مناسبی این کاهش مهمات را اعلام نکرده ام، ولی با من شرطکرد که در صورتی که یک شلیک از سه شلیک من موفقیت آمیز باشد،‌ خواسته امرا تامین کند؛ پذیرفتم. یکی از توپچیهای من گروهبان بیژن عباسی بود. صبحاول وقت –که شب گذشته اش سال تحویل شده بود- دشمن تحرک بسیاری از خود نشان داد. روز قبل من موفق شده بودم که یکی از تانکهای دشمن را منهدم کنم. شهیدمخبری پیش ما آمد و من با مختصاتی که از یکی از هدفها در اختیار داشتم، یکتانک دیگر را هم منهدم کردم. به یاد دارم که شهید مخبری کلاه آهنی ام رااز سر شوق بوسید. ظهر همان روز –هوا هم بسیار گرم بود- من در آمادگی کاملبودم و این آمادگی هم لطف خدا بود؛ تو گویی اتفاقی خاص در شرف وقوع است.شهید مخبری از طریق مخابرات درخواست پاسخ کرد که سریعا لبیک گفتم. گفت: توکه هستی؟ گفتم: همان درجه دار دیروزی. شهید مخبری ابتدا به خاطر اینآمادگی مخابراتی مرا به شش ماه ارشدیت تشویق کرد و آنگاه گفت که مواظبتانکهایی که از روبه رو تحت حمایت دو بالگرد پیش می آیند، باشم. 
 آغاز درگیری در روز اول عید
درساعت 14:00 درگیری طرفین آغاز شد. در ساعت 16:00 همان روزیکی از تانکهای ماکه فرمانده اش اتفاقاً دوست و همشهری ام بود، مورد اصابت قرار گرفت.خیلی ناراحت شدم. ازبیژن عباسی که پیشتر از اویاد کردم، خواستم که لوله تانک را بالا بیاورد. حتماً می دانید که نقطه ضعف تانک، بالگرد است که خیلی راحت مورد هدف این پرنده قرار می گیرد. درهمین حال، بیژن عباسی باصدایی لرزان به من خبر بالگردی را که بر فراز سر ما قصد شکارمان را داشت،داد. خودم، به جای توپچی رفتم و در عوض جایم را به یک درجه دار دادم. من،چند شلیک به طرف بالگرد کردم که در شلیک سوم و وقتی که یک گلوله ثاقبن نثارش کردم، کارگر افتاد و متلاشی شد. همه این اتفاقات در شرایطی افتاد که شهید مخبری و سرهنگ رستمی -فرمانده قرارگاه جنوب- شاهد این ماجرا بودند.همان موقع، به من لقب استوار هلی کوپتری دادند که ناظر بر همین رویدادبود. من، همه این موفقیتها را لطف خداوند وهدایت درست فرمانده می دانم؛فرماندهی که به ما می گفت: شما در دلِ تانک بمانید و رنج گرما را به جانبخرید تا در وقت نبرد، کارآزموده باشید. یادش به خیر! فرمانده ما هموارهدر جهت تقویت روحیه می گفت که نیروهای عراقی از مرده ما همی می ترسند تاچه برسد به زنده ما. 
 تانکهای باقیمانده دشمن، گرفتار در مهلکه
بقیه تانکهایی که تحت حمایت این دو بالگرد جلو می آمدند، هم بد فرجام شدند. چوندو دستگاه ازاین تانکها هم توسط یک درجه دار دیگر مورد به نام محمدحسنرضابیگی مورد هدف قرار گرفت که برای او هم ارشدیت درخواست شد. بقیه هم متواری شدند. 
 بازتاب این هنرنمایی
باهماهنگی سلسله مراتب و اطلاع دیگرمسئولان از موضوع یک درجه تشویقی برای مندر نظر گرفته شد که مورد تأیید و تصویب هم قرار گرفت. مخصوصا شهید مخبریخیلی دنبال این موضوع را گرفت تا اینکه شخصاً این درجه تشویقی را به من ابلاغ کرد ویادم می آید که به من گفت: مبارکت باشد استوارهلی کوپتر! 
 خلاقیتهای دیگر استوار هلیکوپتری در ادامه جنگ
من در تمام دوران جنگ تانکهای زیادی رامنهدم کردم. باید به این نکته اشارهکنم که ما در دوران جنگ از روحیه بالا و عجیبی برخورداربودیم. کسی به فکرروزگار پس از جنگ نبود ونمی توانست فکر کند که از آن پس چه خواهدشد. همهبه فکر پیشبرد اهداف جنگ بودیم: یک یدِ واحد که در اختیار قوه متفکره وخلاقه فرماندهان جنگ قرار داشتیم. من در سال بعد و طی عملیاتی که در تنگچزابه اجرا شد، مرخصی ام را لغو کردم و به جریان نبرد پیوستم. هر چه فرمانده اصرار کرد، نپذیرفتم. من، به خط جلو و جایی که فاصله کوتاهی بانیروهای عراقی داشت، رفتم. در همین نقطه بود که بیشتر از 15 نفر ازهمرزمان ما شهید شدند. سه دستگاه تانکی که در منطقه مستقربود -هر تانک-تنها یک خدمه در اختیار داشت. عراق نباید متوجه این موضوع می شد. کاری کهکردم، آن بود که آتش این سه دستگاه تانک را زنده نگاه داشتم تا وانمود شودکه همه خدمه این تانکها زنده هستند. این در شرایطی بود که نزدیک به دو روزتحت محاصره شدید نیروهای عراقی بودیم. اینکه چگونه از آن معرکه جان به دربردیم، خود داستان شورانگیز دیگری دارد که شرحش به درازا می کشد. 
  
 منابع: 
 [External Link Removed for Guests] 
ماهنامه صف، شماره 370 (مهر 1390)، صص 26 و 27 
Yesterday is past, it is history.Tomorrow is future, it is a mystery today is present, it is a gift
Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 4395
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۲۳ اسفند ۱۳۸۴, ۱:۱۴ ب.ظ
محل اقامت: کرج پلاک 43!
سپاس‌های ارسالی: 6717 بار
سپاس‌های دریافتی: 12105 بار
تماس:

Re: شکار هلیکوپتر عراقی با تانک

پست توسط Mohammad 1985 »

عالی بود متاسفانه خاطراتی که از نیروهای زرهی منتشر شده بسیار ناچیزه دوستان اگر مورد دیگری هم دارن رو کنن !
بعد مشخص نشد ایشان رو چه تانکی خدمت میکرده ؟
به همه سياستمداران مشکوک باش.
جکسون براون
Junior Poster
Junior Poster
نمایه کاربر
پست: 199
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۲۶ آبان ۱۳۸۸, ۱۲:۵۳ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 727 بار
سپاس‌های دریافتی: 1795 بار

Re: شکار هلیکوپتر عراقی با تانک

پست توسط aliTOPGUN »

Mohammad 1985 گرامی :razz: متاسفانه در منبع از تایپ مورد خدمت ایشان مطلبی ذکر نشده بود .
ظاهرا ارتش ایران بر اساس خریدهای پیش از انقلاب از تایپ های M-48 patton , M60A1 که ساخت ایالات متحده میباشند و تانک معروف چیفتن استفاده میکرده است. تمام تانکهای مورد اشاره رقیبان قابل احترامی برای T-54,T62 , t72 بحساب میامدند. به نظر بنده به نقش نیروهای زرهی ایران در جنگ کمتر اشاره شده حال انکه مشخص است با وجود پراکندگی نیرو .. کمبود پرسنل و قطعات یدکی با تعدادی چند برابر خود مبارزه کرده اند.
تعدادی از تانکهای مورد بحث همچنان در نیروهای زرهی ایران عملیاتی میباشند.
[External Link Removed for Guests]
چیفتن
[External Link Removed for Guests]
ام60 ارتش ترکیه
Yesterday is past, it is history.Tomorrow is future, it is a mystery today is present, it is a gift
Rookie Poster
Rookie Poster
پست: 20
تاریخ عضویت: دوشنبه ۲۸ آبان ۱۳۸۶, ۹:۲۲ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 2 بار
سپاس‌های دریافتی: 70 بار

Re: شکار هلیکوپتر عراقی با تانک

پست توسط farzad_111 »

سلام با توجه به محل خدمت ایشان در زنجان که محل استقرار تیپ 2 زرهی از لشگر 16 زرهی می باشد و فرمانده ایشان شهید زنده یاد سرگرد مخبری , ایشان از خدمه تانک چیفتن بوده اند .
لازم به ذکر است از شهید مخبری دلاوری های بسیاری در کردستان و خوزستان به ثبت رسیده است .
Furious Poster
Furious Poster
پست: 310
تاریخ عضویت: شنبه ۱۹ آبان ۱۳۸۶, ۷:۴۶ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 304 بار
سپاس‌های دریافتی: 504 بار

Re: شکار هلیکوپتر عراقی با تانک

پست توسط armanmodern »

ماجرای جالبی است، اما کاش با روایت زیباتری بیان میشد. متاسفانه یکی از ضعف های ما در تکنیک های بیان این دلاوری ها و افتخارآفرینی هاست، در حالیکه غرب و هالیوود به راحتی از حوادث دهها سال گذشته فیلمی چون "نجات سرجوخه رایان" را تهیه میکند که علیرغم غیرواقعی بودن داستانش بسیار "باورپذیر" روایت شده، اما ما در ارائه ی حوادث و رخدادهای واقعی جنگ خودمون که هنوز 2 دهه از اتمامش گذشته بسیار ضعیف و ابتدایی عمل میکنیم. اینهمه فیلم با مضمون "جنگ تحمیلی" و "سینمای دفاع مقدس" ساخته شده اما تعداد آنهایی که درخور توجه و تحسین بودند از تعداد انگشتان دست فراتر نمی رود.
در اکثر آثار ما ضعف تکنیکی در روایت داستان و جلوه های بصری و حتی معرفی اشخاص حقیقی آنقدر مشهود است که بهیچ وجه بیننده را جلب نکرده و به تماشای ادامه داستان و مشاهده فداکاری سربازان ما وا نمی دارد... نحوه روایت داستان های ما بسیار آماتور و پرداخت نشده است، اصطلاحاً ماجرای داستان به صورت "بیننده" پرت می شود و از لحظه ی اول مشخص است که چه کسی خوب و چه کسی بد است و در انتها چه کسی می میرد و چگونه می میرد، شخصیتِ خوبِ ما از ابتدا همانند یک فرشته تصویر می شود و بیننده را از خود دور میکند، شخصیتِ بد از ابتدا اخمو و بدچهره است و تماماً شر است، در حالیکه بهترین روش تاثیرگذاری برای لمس یک شخصیت این است که او را همانند هر انسان دیگر دچار نقاط ضعف و قوت نشان دهیم، خیلی از بازیگران فیلم های ما نحوه ی در دست گرفتن سلاح را نمی دانند و حتی ادبیات و کلام آنها با ادبیات صحنه های جنگ همخوانی و شباهت ندارد..
کاش با کمی کار کارشناسی و تامل و البته صداقت بیشتر، آثاری در خور و شایسته تولید بشود که این چنین رخدادهایی از جنگ و فداکاری ها و افتخار آفرینی ها در ذهن همگان ماندگار و جاودانه شود.
Furious Poster
Furious Poster
نمایه کاربر
پست: 341
تاریخ عضویت: دوشنبه ۱۳ مهر ۱۳۸۸, ۹:۱۴ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1067 بار
سپاس‌های دریافتی: 1211 بار

Re: شکار هلیکوپتر عراقی با تانک

پست توسط saied tomcat »

توصیه میکنم دوستان عزیز کتاب ناگفته های جنگ شهید سپهبد صیاد شیرازی رو بخونن - بسیار بسیار جالبه
>>ما در جنگ با آمریکا و تفاله های آمریکا هستیم <<


نیروی دریایی حافظ مرز آبی

ياد گرفتم که :
1. با احمق بحث نکنم و بگذارم در دنياي احمقانه خويش خوشبخت زندگي کند.
2. با وقيح جدل نکنم چون چيزي براي از دست دادن ندارد و روحم را تباه مي کند
ارسال پست

بازگشت به “ادوات زرهي”