عکس / مزارِ مردی که تا آخر ایستاد

در اين بخش شهداء و ايثارگران جنگ معرفي و درباره‌ي حماسه دفاع مقدس بحث ميشود

مدیران انجمن: moh-597, شوراي نظارت, مديران هوافضا

ارسال پست
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 3805
تاریخ عضویت: شنبه ۷ شهریور ۱۳۸۸, ۳:۲۶ ق.ظ
محل اقامت: جمهوری اسلامی ایران
سپاس‌های ارسالی: 4180 بار
سپاس‌های دریافتی: 22794 بار
تماس:

عکس / مزارِ مردی که تا آخر ایستاد

پست توسط Sami 1993 »

 تصویر  عکس / مزارِ مردی که تا آخر ایستاد  تا انتها حضور بود و گردن فرازی و عزت. تا آخرین ایستگاه فریاد زد : «ماشا الله حزب الله» . حاج بخشی داغ یک اخمِ ملایم به آرمان هایش را بر دل همه ی دشمنان گذاشت و رفت و اینک ، چهل روز است که نیست. 

به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق ، یک اربعین از نبود حاج بخشی در میان فرزندان انقلاب اسلامی گذشت. پیر دلاور جبهه ها ، تا آخرین لحظه ی حیاتش بر سر پیمانِ خویش با حضرت روح الله ایستاد. نه چپ کرد ، نه سرخورده شد ، نه خودش را منزوی کرد ، نه صحنه را خالی کرد و نه زبان به غرغر و گله گذاری چرخاند. تا انتها حضور بود و گردن فرازی و عزت. تا آخرین ایستگاه فریاد زد : «ماشا الله حزب الله» . هر مارک و برچسبی را بر پیشانی اش چسباندند اما حاشا که پیر بسیجی میدان را خالی کند. حاج بخشی داغ یک اخمِ ملایم به آرمان هایش را بر دل همه ی دشمنان گذاشت و رفت و اینک ، چهل روز است که نیست.
باران و برف زمستانی و ترافیک غیر متعارف امروز باعث شد به موقع در مراسم اربعین حاج بخشی حاضر نشویم. به آخرش رسیدیم اما مشرق را از شرفِ انتشار تصاویر مرقد حاج بخشی محروم نکردیم.
میهمانی امام و شهدا گوارای وجودش باد

تصویر

مزار حاج بخشی در کنار مزار پدرِ شهیدان افراسیابی-بهشت زهرای تهران - پنجشنبه -27 بهمن ماه 1390
تصویر
مزار حاج بخشی در کنار مزار پدرِ شهیدان افراسیابی-بهشت زهرای تهران - پنجشنبه -27 بهمن ماه 1390

تصویر
مزار حاج بخشی در کنار مزار پدرِ شهیدان افراسیابی-بهشت زهرای تهران - پنجشنبه -27 بهمن ماه 1390

تصویر
سنگ مزار مردی که تا آخر ایستاد
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 3805
تاریخ عضویت: شنبه ۷ شهریور ۱۳۸۸, ۳:۲۶ ق.ظ
محل اقامت: جمهوری اسلامی ایران
سپاس‌های ارسالی: 4180 بار
سپاس‌های دریافتی: 22794 بار
تماس:

Re: عکس / مزارِ مردی که تا آخر ایستاد

پست توسط Sami 1993 »

روایت اسکات پیترسون امریکائی از حاج بخشی ( به نقل از مسعود ده نمکی سازنده سه گانه اخراجی ها )

تصویر

جشنواره فجر دوسال پیش که اخراجی های ۲ اکران شده بود اسکات پترسون خبرنگار ارشد نشریه کریستین ساینزمانیتور برای مصاحبه ای به دفتر آمده بود.او می گفت اغلب سالها برای دیدن فیلمهای جشنواره به ایران می آید و حتی در دوران جنگ نیز برای تهیه گزارش هم به جبهه ایران و هم به خطوط نبرد عراقی ها رفته است.
پیترسون می گفت من با دیدن برخی فیلم های جنگی ایران که مضمون ضد جنگ دارند تعجب می کنم چرا که همه دنیا می دانند که صدام متجاوز بوده آنوقت هنرمندان شما برای خوشایند ما فیلم ضد جنگ می سازند. او می گفت ما بعد از جنگ ویتنام اشتباه کردیم به جای اینکه سیاستمداران را به خاطر جنگ تجاوزکارانه ویتنام مورد هجمه قرار دهیم به سربازانمان بی مهری کردیم و این اشتباه بود چرا که سرباز باید برای منافع کشورش بجنگد این سیاستمدار است که اشتباه می کند امروز من با این حرفهای ضد جنگ و یا برخی فیلم های کشور شما در حالی که جنگتان دفاعی بوده احساس می کنم خود شما قدر کاری که کردید را نمی دانید.
پیترسون می گفت ما در آمریکا در یک آکادمی مشغول پژوهش روی جنگ ایران و عراق هستیم. من مسئول ترجمه فیلم های روایت فتح هستم .برای اینکه از مسیر واقعی کارم دور نشوم عکس سه نفر را در اتاقم زده ام و هر از چند گاهی به آنها خیره می شوم .
او می گفت یکی از عکس ها تصویری از شهید آوینی است.برایم جالب بود یک آمریکائی آوینی را بهتر از روشنفکرهای وطنی ما می شناخت.او می گفت مستند های این آدم بی نظیر است و روح دارد.همین عکس متعلق به حاج بخشی بود. وقتی گفت حاج بخش زیاد یکه نخوردم اما وقتی اسم سه را مرگ شلمچه را برد با خودم گفتم اینها تا کجا پیش رفته اند که حتی مناطق خاص جنگ ما را که خیلی از مسئولین ما نمی شناسند به خوبی شناسائی کرده اند.پریسیدم چرا حاج بخشی و کدام عکس حاجی؟
گفت:همان عکس حاج بخشی که در سه راه مرگ مورد اصابت واقع شده. راست می گفت در عملیات کربلای پنج جاده ای بود که از میان دریاچه ماهی می گذشت و انتهای آن به سه راه مرگ می رسید.این جاده چنان زیر آتش توپ و حمپاره و تانک بود که کمتر کسی سالم از سر جاده به ته جاده می رسید. صدها ماشین نظامی و آمبولانس و لودر و.. انباشته از شهید که کسی توان حمل آنها را به عقبه نداشت کناره جاده تل انبار شده بودند.
بعضی وقتها بر اثر عبور تانکها و نفر برها از روی پیکر شهدا جسم آنها در زمین فرو رفته و جاده با پیکر شهدا سنگفرش شده بود.بوی خون و دود همه جا را گرفته بود. در میان وحشت و انفجار صدای مارش عملیات از بوق بلندگوی حاج بخشی به گوش رسید .در میان انبوه آتش خمپاره ها به سمت سه راه مرگ می آید اما به ناگهان ماشین مورد اصابت گلوله توپ یک تانک قرار گرفت .حاج بخشی همان دقایق اول از ماشین به بیرون پرت شد اما دامادش که جانباز بود در ماشین گیر کرد و آتش گرفت حاجی می خواست با پتو آتش را خاموش کند و او را نجات دهد اما شدنی نبود.احسان رجبی از عکاسان جنگ خودش را به صحنه رساند و این لحظه را ثبت کرد.پیتر سون همین عکس ر ا در اتاقش چسبانده بود.
پیترسون می گفت آن چیزی که از بلند گوی ماشین حاج بخشی پخش می شد همان چیزی است که روح جنگ ایران و عراق بود نه توپ و تانک و هواپیما برای همین عکس حاج بخشی و را در اتاق کارم زده ام.

تصویر

تصویر

تصویر

تصویر
ارسال پست

بازگشت به “حماسه دفاع مقدس”