وصیت شهید همت به امیران ارتش چه بود

در اين بخش شهداء و ايثارگران جنگ معرفي و درباره‌ي حماسه دفاع مقدس بحث ميشود

مدیران انجمن: moh-597, شوراي نظارت, مديران هوافضا

ارسال پست
Major
Major
نمایه کاربر
پست: 547
تاریخ عضویت: چهارشنبه ۲۰ آبان ۱۳۸۸, ۵:۲۴ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 3625 بار
سپاس‌های دریافتی: 3960 بار

وصیت شهید همت به امیران ارتش چه بود

پست توسط Qaher1406 »

امیرعقیلی، سرتیپ دوم ستاد «لشکر 30 عملیاتی گرگان» سر سفره نهار، کنار حاج همت نشست. لقمه اول را که گذاشت توی دهانش، به حاج همت گفت: حاجی پارتی بازی می کنی ها

به گزارش گروه دفاع و امنیت مشرق به نقل از فارس، ظهر بود، همه فرماندهان، بسیجی و سپاهی و ارتشی، بعد از یک جلسه عملیاتی داخل پادگان سرپل ذهاب، نماز و نهار.

حاج همت، مهدی باکری، صیاد شیرازی و سرداران سپاه عشق همه حضور داشتند.

امیرعقیلی، سرتیپ دوم ستاد «لشکر 30 عملیاتی گرگان» سر سفره نهار، کنار حاج همت نشست.

بسم الله؛ لقمه اول را که گذاشت توی دهانش، به حاج همت گفت: حاجی پارتی بازی می کنی ها...

حاج همت با تعجب نگاهی کرد، به امیر عقیلی گفت: چطور...!؟

امیر گفت: حاجی، به این ایست بازرسی ژاندارمری و ارتش که می رسی، یک بوق می زنی، دست تکان می دهی و رد می شوی. اما به ایست بازرسی بسیج که می رسی، از دور چراغ می دی، بوق می زنی، بیست متر مانده، ترمز می زنی، با لبخند از ماشین پیاده می شوی، بهشان خسته نباشید می گویی، بعد سوار ماشین می شوی و آرام آرام از کنارشان با لبخند، دست تکان می دهی و می روی.

حاج همت خندید و گفت: نه، اینطوری هام نیست. تبمسی به جمع فرماندهان ارتشی و بسیجی و سپاهی در ادامه گفت: من وصیت می کنم؛ کوچکتر از آن هستم که نصیحت کنم.

بعد رو به جمع کرد، لبخندی شیرین تر، قدری بلندتر گفت: آقا، به ایست بازرسی بسیجی که رسیدی، محکم ترمز بزن.

همه دست از خوردن غذا کشیدند، بعضی ها لقمه توی دهان، با تعجب گفتند: چرا حاجی؟

شهید همت گفت: ببینید این سربازهای ارتش و ژاندرمری، چهارماه تعلیمات اولیه می بینند، بعد یک دوره تخصصی آموزش دژبانی، که در ایست بازرسی، اول ایست بدهند، بعد تیرهوائی، بعد اگر توجه نکرد، لاستیک ماشین را هدف بگیرند، آموزش دیدند که هدف را دقیقآ «زنده» از ماشین پیاده کنند.

بازجوئی کنند. هویت اش را بدست بیاورند، که چکاره هست؛ از کجا آمده، ماموریت اش چی هست.

ولی یادتان باشه، بسیجی اول می بنده به رگبار، تازه یادش می آد، که باید ایست می داد.

یک مرتبه، خمپاره خنده بود که وسط سفره منفجر شد، حالا نخند کی بخند... .

[External Link Removed for Guests]
عبارات حک‌شده بر شمشیر پیامبر(ص)

آیت‌الله سیدمحمد ضیاءآبادی در کتاب «خاتم انبیا، رحمت بی‌انتها» آورده است: مرحوم علامه مجلسی(ره) از امالی مرحوم شیخ صدوق(ره) نقل کرده است که در دستگیره شمشیر رسول اکرم(ص) این چند جمله نوشته شده بود:

« صِلْ مَنْ قطعک و قُلِ الحقَّ و لَوْ عَلیکَ یا علی نَفْسِکَ و أحْسِنْ بِمَنْ أسَاءَ إلیْکَ »

ترجمه

« اگر کسی از تو برید، تو به او بپیوندو(همیشه و در هر جا) آنچه حق است بگو اگرچه به زیانت تمام شودونیکی کن درباره کسی که به تو بدی کرده است »

[External Link Removed for Guests]
ارسال پست

بازگشت به “حماسه دفاع مقدس”