بابک فرمانده این قلعه حدود بیست سال در این قلعه در مقابل اعراب مقاومت کرد و دست اخر با خیانت دو تن از افرادش کشته می شود این قلعه شاهکار ایرانیان در دوره ساسانیان است متاسفانه به این قلعه بی توجهی شده حتی مسئولین یک بنر هم از تاریخش نگذاشتند کماکان دارد به این قلعه کم لطفی می شود
فعلا همین چندتا عکس را داشته باشید تا بعد
از جغرافیای تاریخی بذ، در دورة پیش از اسلام ، اطلاع چندانی در دست نیست ؛ ظاهراً در دورة هخامنشیان کادوسیها، از اقوام ساکن کرانه های جنوب غربی دریای خزر، در آنجا زندگی می کرده اند و جنگهایی نیز با هخامنشیان داشته اند. کسروی می گوید که کادوسیها همان قوم طالش اند. از آن به بعد، تا قرن هشتم ، از بذ اطلاعی در دست نیست . در این قرن ، حمدالله مستوفی دربارة اهالی کلیبر، که نزدیک بذ بوده است ، می نویسد: «مردمش از ترک و طالش ممزوج اند». در اوایل دورة اسلامی ، بذ به منطقه ای گفته می شد که در قسمتی از قره باغ ـ یا درست تر قره جه داغ ـ آذربایجان قرار داشت و از شمال به رود ارس ، از مشرق به قسمت سفلای رود قره سو ( و دشت مغان ) و از جنوب به ناحیة اهر ( در دوره اسلامی به اهر، مَیْمَذ می گفتند و مرکز آن نیز اهر بود ) ، و از مغرب به رود کلیبر محدود می شد. بذ از لحاظ جغرافیایی تقریباً منطقه ای بسته بود. امروزه ، رودهای قره سو و سَلین چای و کلیبر و ارس آن را از شمال و مشرق و مغرب مسدود می کنند و از جنوب نیز کوههای شِیوَر آن را دربرگرفته است . رسیدن به منطقة هشتادسر تنها از درة رودهای اهر و قوری چای و کجرود امکان دارد. راه عمدة این منطقة ییلاقی ، که محل دامداری است ، به دشت مغان (منطقة قشلاقی )، تنها از شیارهای گرانکوه هشته سر، و از کنار مسیر رودهایی است که از مشرق آن به رود قره سو می ریزد. بذ از شمال و شمال غربی به رود ارس ، و از کرانه های جنگلی رودهای سلین چای و کلیبر به مناطق غربی راه داشت . امروز نیز این منطقه با جاده ای که از کناره های رود سلین چای می گذرد، به کرانه های جنوبی رود ارس می پیوندد. از مآخذ تاریخی چنین برمی آید که قلمرو سیاسی بابک بارها گسترده تر از جغرافیای تاریخی بذ بوده است و بذ بیشتر به دره های شمالی گرانکوه هشته سر و قلعه های آن ، بویژه به باروها و دهکده های واقع در آن ، گفته می شد.[۴]
این قلعه در 9 رمضان 222 ه ق/15 آگوست 837 بدست نیروی های افشین فتح و ویران شد.بذ در اشعار شاعران عرب همچون حسین بن ضحاک باهلی، ابو تمام و بُحتری ذکر و توصیف شده است .ابودلف مسعر بن مهلهل خزرجی خرمدین ها را نیمه قرن 4 ه ق/ 10 م در بذ دیده بود که به انتظار مهدی بوده اند[۱]






)