شخصیتشناسی کوروش؛ از شاه چهار گوشه جهان تا ذوالقرنین قرآن
مدیران انجمن: رونین, شوراي نظارت

-
- پست: 863
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۲۹ دی ۱۳۸۸, ۱۰:۵۳ ب.ظ
- محل اقامت: البرز
- سپاسهای ارسالی: 5392 بار
- سپاسهای دریافتی: 4116 بار
- تماس:
شخصیتشناسی کوروش؛ از شاه چهار گوشه جهان تا ذوالقرنین قرآن
افرادی را ممکن است در جامعه بیابیم که تاکنون نام کوروش کبیر به گوششان نرسیده باشد یا حتی برداشتی از این شخصیت در ذهن نپرورانده باشند. کوروش هخامنشی با حافظه تاریخی ما پیوندی ناگسستنی یافته است. از هر که در این مرز و بوم پرسش شود کوروش کیست؟ شاید نسبش، تاریخ زندگیش و حتی سلسله حکومتش را نشناسد اما از اخلاق و اعمال او باوری را به زبان میآورد. این سخنان در بسیاری موارد، بیش از اینکه به واقعیت یک انسان نزدیک باشد، یادآور اساطیر یونان و روم باستان است.
از حق نگذریم که تمامی این نظرات حتی اگر مفاهیم فرابشری نیز داشته باشند اصل انسانیت را همیشه به همراه داشته است. حال با توجه به محبوبیت روز افزون این شخصیت ایران باستان در چند دهه اخیر و در راستای درک و شناخت صحیح او که به گفته باستانی پاریزی کوروش سوم است و به گفته دیگر تاریخدانان کوروش دوم هخامنشی است، تلاش میکنیم بر اساس اسناد و مدارک موجود به شخصیتشناسی او بپردازیم؛ البته باید توجه داشته باشیم همان طور که دکتر ج. ه. الایف میگوید: «این اسناد یا بقایای باستانشناسی است یا تاریخنگاری یونانیان و یافتن حقیقت در این میان دشوار؛ زیرا بقایای باستانشناسی نیاز به تفسیر در کنار مستندات دیگر دارد و در آن دوره، تاریخ نگار شرقی وجود نداشته و اولین منابع به فاصله تقریبی صد سال توسط گزنفون، کتزیاس و هرودوت یونانی نگارش شده است.»
کوروش کبیر بر اساس منشور حقوق بشر او
استوانه باقیمانده از تمدن هخامنشیان، یکی از بزرگترین منابع الهامبخش نویسندگان و تاریخدانان در شناخت شخصیت کوروش بوده است. در مهمترین بخش این منشور، کوروش خود به معرفی خود میپردازد: «منم کوروش، شاه بزرگ، شاه انشان، شاه قدرتمند، شاه بابل، شاه سومر، شاه اکد، شاه چهار گوشه جهان، فرزند کمبوجیه، شاه بزرگ، شاه انشان، نوه کوروش، شاه بزرگ، شاه انشان، نبیره چیش پیش شاه بزرگ، شاه انشان... آن گاه که بدون جنگ و پیکار وارد بابل شدم، مردم با شادمانی گامهای مرا پذیرفتند، در بارگاه پادشاهان بابل بر تخت شهریاری نشستم، مردوک، خدای بزرگ، قلوب پاک مردم بابل را متوجه من کرد، زیرا من او را ارجمند و گرامی داشتم. ارتش بزرگ من به صلح و آرامی وارد بابل شد، نگذاشتم رنج و آزاری به مردم این شهر و این سرزمین وارد آید، وضع داخلی بابل و جایگاه مقدسش مرا تکان داد... من برای صلح کوشیدم، من بردهداری را برانداختم، به بدبختی آنان پایان بخشیدم، فرمان دادم همه در پرستش خدای خود آزادند و آنان را نیازارند. فرمان دادم که هیچ کس اهالی شهر را از هستی ساقط نکند...»
تساهل دینی کوروش
سرتاسر منشور کوروش، از سوی این فاتح بزرگ با تساهل دینی بسیاری روبهرو میشویم که به اعتقاد هارولد لمب «این رفتار از آنجا نشأت میگیرد که کوروش به هیچ خدایی اعتقاد نداشته و احتمالاً تا اواسط زندگیش با زردشت مواجه هم نشده است، اما رفتار انسانی او موجب میشد که به تمامی خدایان احترام بگذارد، آنگاه که در بابل است دست در دست خدای مردوک میگذارد و در برابر آتشکده زرتشتیان به خدای اهورامزدا در کنار دیگر خدایان اشاره میکند....» البته برخی همچون گلدنر آلمانی و ابوالکاظم آزاد معتقدند کوروش زردشتی بوده است و برخی همچون مطهری و ویل دورانت این تساهل دینی را نه از روی کرامات انسانی و اخلاقی بلکه نشانگر سیاست کشورگشایی و استعمارگری او میدانند. چنان چه ویل دورانت او را همچون ناپلئون میدانست که با مرحمتی بیش از او برای خدایان دیگر تکریم میکرد.
حکمرانی پدر ملت
باب حکمرانی کوروش کبیر تاریخنگاران و تاریخدانان بسیاری سخن به میان آوردهاند. هرودوت، پدر تاریخ در بیان شخصیت کوروش میگوید: «کوروش، پادشاهی بخشنده و آسانگیر بود، همچون دیگر پادشاهان به جمع مال و منال حریص نبود؛ بلکه در بخشش و کرم افراط میکرد، داد مظلومان را میداد و آنچه خیر خلق در آن بود هدفش قرار داده بود.» در نوشتههای گزنفون هم شخصیت کوروش به همین سیاق بیان گردیده است. لمب نیز در تلاش است با دیدی گستردهتر و با توجه به دیگر شواهد موجود این شخصیت را معرفی کند، او معتقد است «نظر عامه درباره رهبران خود، روشن کننده حقیقت آن شخص است و ایرانیان کوروش را پدر مردم میخواندند، شاید فرمانده قابلی نبود اما قدرت رهبریش و سرعت تصمیمگیریش در کارزارها که بر پایه مشورت با فرماندهانش بود موجب گشت که در طول تاریخ از محبوبیت ویژهای برخوردار شود.» دکتر الایف نیز هم صدا با لمب، این پادشاه را نه شبیه پادشاهان خودکامه بلکه همانند پادشاهان مشورتخواه مغربی معرفی میکند.
، استاد دانشگاه آکسفورد نیز که در تاریخ قدیم مرجعی موثق محسوب میشود درباره حکمرانی کوروش کبیر با استناد بر نوشتههای گزنفون میگوید: «سیاست مملکتداری کوروش وابسته به محاسن اخلاقی، ملکات و فضیلت او بود... ملتها نه تنها رژیم جدید را پذیرفتند بلکه به آن روی موافق نشان دادند چنان چه در ده سال عمر کوروش پس از فتح بابل، میبینیم که هیچ شورش و سروصدایی در امپراطوری او رخ نداده است؛ صحیح است که ملتها در برابر او تسلیم شده بودند ولی این تسلیم در برابر سنگدلی و استبداد او نبود؛ چه حکومت کوروش، قتل، عذاب، تبعید و غارت نمیشناخت، گناهکاران را به تازیانه نمیبست و فرمان قتل عام نمیداد و ملتها را به راندن از کشور و موطن تهدید نمیکرد بلکه تمام تسلیمها بر خلاف دیگر حاکمان نتیجه این بود که امن و آرامش همه جا را فرا گرفته و گرگ و میش با هم زندگی میکردند... به جای خوف و وحشت عمومی سابق، داد و دادگستری و بخشش و مساوات تام نصیب اقوام شده بود.»
بر این، اشخاصی همچون آشیل شاعر یونانی هم عصر کوروش، دیودوروس سیسیلی تاریخنگار قرن اول پیش از میلاد، کنت دوگوبینو خاورشناس قرن نوزدهم، سرپرسی سایکس نویسنده قرن بیستم، اسکاریگر مورخ قرن بیستم و بسیاری مورخان دیگر در زمینه شخصیت کوروش اظهارنظر کردند و همه این نظرات بیانگر این حقیقت بود که کوروش فردی، حازم، مدیر، مدبر، عادل و مهربان است که تمام تلاشش در حکومتداری، در کنار گسترش قلمروش، رساندن خیر به ابنای بشر بوده است؛ وبه قول ویل دورانت «کوروش کسی بود که گویی برای فرمانروایی خلق شده است.»
شخصیت پیامبرگونه کوروش
آزاد، علامه طباطبائی و محمدابراهیم باستانی پاریزی شخصیت کوروش را پیامبروارانه و برتر از همعصرانش معرفی میکنند؛ چنانچه در تفسیر المیزان علامه طباطبائی آمده است: «آنچه قرآن از وصف ذوالقرنین آورده با این پادشاه عظیم تطبیق می شود، زیرا اگر ذوالقرنین مذکور در قرآن مردی مؤمن به خدا وبه دین توحید بوده کورش نیز بوده، و اگر او پادشاهی عادل و رعیتپرور و دارای سیره رفق و رأفت و احسان بوده این نیز بوده و اگر او نسبت به ستمگران و دشمنان مردی سیاستمدار بوده این نیز بوده و اگر خدا به او از هر چیزی سببی داده به این نیز داده، و اگر میان دین وعقل و فضائل اخلاقی وعده و عده و ثروت و شوکت و انقیاد اسباب برای او جمع کرده برای این نیز جمع کرده بود. و همچنین آزاد در کتاب کوروش کبیر خود، در بروز شخصیت این پادشاه ایران باستان بیان میکند: «کوروش از جنس دیگر شاهان نبود، بل وجودی نادر و بینظیر بود، چنانکه گویی برای زمان آینده بوده است؛ آموزگار به او چیزی نیاموخته بود و حکیمی به تربیتش همت نگماشته و حتی در شهر و آبادی نیز پرورش نیافته بود؛ آموزگارش طبیعت و حکمت ازلی مربی او بود. دامان کوه و صحرا مکتب پرورش اوست؛...او بزرگترین نمونه حکمروایی و بالاترین مثال حکمت و فضیلت شد.» و باستانی پاریزی نیز در مطلبی که در سال ۱۳۴۶ با نام کوروش در روایات ایرانی نگاشته است کوروش را مسیح موعود یهودیان، ذوالقرنین قرآن و نماینده یک حقیقت روحانی و خدایی میداند. شخصیت معنوی کوروش در جهان چنان برجسته شده است که در تانزانیا نیز برخی بر این باورند که منجی آنان همچون منجی یهود میباشد و او مردی از نسل کوروش است. البته در آن سوی بحث افرادی همچون شهید مطهری نیز وجود دارند که کوروش را نه تنها پیامبر نمیداند که «اگر انسانی حقطلب بود وظیفهاش بیان حقیقت و رهنمون به خدای واحد بود و بس؛ و بتها را همچون ابراهیم از بین میبرد. کوروش برای کشورگشایی خود مردم را در گمراهی نگه داشت و از آن بهره جست.»
بر این افراد بسیاری در این چند دهه تلاش کردند شخصیت ذوالقرنین قرآن و کوروش موعود یهودیان در تورات را شناسایی و انطباق آن با شخصیت کوروش کبیر هخامنشی را به اثبات رسانند چنانچه روز ۶ خرداد ۱۳۸۹ در سالن رایزن دایرةالمعارف بزرگ اسلامی همایشی بر این اساس برگزار شد و تمامی سخنرانان مقالهای در اثبات این نظریه ارائه داده بودند.
سخن آخر...
در تاریخ هر که بود و هر چه کرد، در حال حاضر در اذهان اکثر مردم جامعه ما تبدیل به اسطوره انسانیت تاریخ ایران شده است؛ اینکه باور ما از کوروش کبیر منطبق بر واقعیت اوهست یا نیست، تنها پاسخگوی بخشی از شرایط فعلی جامعه است و مهمتر از آن، این واقعه است که امروزه در این چند صباح اخیر چه روی داده که مردم دوباره چشم به اسطوره دوختهاند و بر نژاد پارسی تکیه زدهاند، باید جست این تعلق نشان از چیست و از چه میلی در جامعه نشات میگیرد.
*سمیه متقی
منابع:
کوروش کبیر، هارولد لمب، ترجمه دکتر رضازاده شفق، نشر علم،
تاریخ تمدن، مشرق گهواره تمدن، ویلیام دورانت، جلد دوم، فصل
کوروش کبیر در قرآن و عهد عتیق، فریدون بدرهای، تهران، انتشارات اساطیر،
تاریخ ایران باستان، حسن پیرنیا، جلد
فرمان کوروش کبیر روی فرش قرمز در ایران، گردآورنده، مسعود شعبان
پیرامون انقلاب اسلامی، مرتضی
تفسیر المیزان، ذیل تفسیر سوره
کوروش در روایات ایرانی، بررسیهای تاریخی، محمد ابراهیم باستانی پاریزی،
هخامنشیان، آملی کورت، ترجمه مرتضی ثاقب فر، انتشارات ققنوس،
تاریخ ایرانی
از حق نگذریم که تمامی این نظرات حتی اگر مفاهیم فرابشری نیز داشته باشند اصل انسانیت را همیشه به همراه داشته است. حال با توجه به محبوبیت روز افزون این شخصیت ایران باستان در چند دهه اخیر و در راستای درک و شناخت صحیح او که به گفته باستانی پاریزی کوروش سوم است و به گفته دیگر تاریخدانان کوروش دوم هخامنشی است، تلاش میکنیم بر اساس اسناد و مدارک موجود به شخصیتشناسی او بپردازیم؛ البته باید توجه داشته باشیم همان طور که دکتر ج. ه. الایف میگوید: «این اسناد یا بقایای باستانشناسی است یا تاریخنگاری یونانیان و یافتن حقیقت در این میان دشوار؛ زیرا بقایای باستانشناسی نیاز به تفسیر در کنار مستندات دیگر دارد و در آن دوره، تاریخ نگار شرقی وجود نداشته و اولین منابع به فاصله تقریبی صد سال توسط گزنفون، کتزیاس و هرودوت یونانی نگارش شده است.»
کوروش کبیر بر اساس منشور حقوق بشر او
استوانه باقیمانده از تمدن هخامنشیان، یکی از بزرگترین منابع الهامبخش نویسندگان و تاریخدانان در شناخت شخصیت کوروش بوده است. در مهمترین بخش این منشور، کوروش خود به معرفی خود میپردازد: «منم کوروش، شاه بزرگ، شاه انشان، شاه قدرتمند، شاه بابل، شاه سومر، شاه اکد، شاه چهار گوشه جهان، فرزند کمبوجیه، شاه بزرگ، شاه انشان، نوه کوروش، شاه بزرگ، شاه انشان، نبیره چیش پیش شاه بزرگ، شاه انشان... آن گاه که بدون جنگ و پیکار وارد بابل شدم، مردم با شادمانی گامهای مرا پذیرفتند، در بارگاه پادشاهان بابل بر تخت شهریاری نشستم، مردوک، خدای بزرگ، قلوب پاک مردم بابل را متوجه من کرد، زیرا من او را ارجمند و گرامی داشتم. ارتش بزرگ من به صلح و آرامی وارد بابل شد، نگذاشتم رنج و آزاری به مردم این شهر و این سرزمین وارد آید، وضع داخلی بابل و جایگاه مقدسش مرا تکان داد... من برای صلح کوشیدم، من بردهداری را برانداختم، به بدبختی آنان پایان بخشیدم، فرمان دادم همه در پرستش خدای خود آزادند و آنان را نیازارند. فرمان دادم که هیچ کس اهالی شهر را از هستی ساقط نکند...»
تساهل دینی کوروش
سرتاسر منشور کوروش، از سوی این فاتح بزرگ با تساهل دینی بسیاری روبهرو میشویم که به اعتقاد هارولد لمب «این رفتار از آنجا نشأت میگیرد که کوروش به هیچ خدایی اعتقاد نداشته و احتمالاً تا اواسط زندگیش با زردشت مواجه هم نشده است، اما رفتار انسانی او موجب میشد که به تمامی خدایان احترام بگذارد، آنگاه که در بابل است دست در دست خدای مردوک میگذارد و در برابر آتشکده زرتشتیان به خدای اهورامزدا در کنار دیگر خدایان اشاره میکند....» البته برخی همچون گلدنر آلمانی و ابوالکاظم آزاد معتقدند کوروش زردشتی بوده است و برخی همچون مطهری و ویل دورانت این تساهل دینی را نه از روی کرامات انسانی و اخلاقی بلکه نشانگر سیاست کشورگشایی و استعمارگری او میدانند. چنان چه ویل دورانت او را همچون ناپلئون میدانست که با مرحمتی بیش از او برای خدایان دیگر تکریم میکرد.
حکمرانی پدر ملت
باب حکمرانی کوروش کبیر تاریخنگاران و تاریخدانان بسیاری سخن به میان آوردهاند. هرودوت، پدر تاریخ در بیان شخصیت کوروش میگوید: «کوروش، پادشاهی بخشنده و آسانگیر بود، همچون دیگر پادشاهان به جمع مال و منال حریص نبود؛ بلکه در بخشش و کرم افراط میکرد، داد مظلومان را میداد و آنچه خیر خلق در آن بود هدفش قرار داده بود.» در نوشتههای گزنفون هم شخصیت کوروش به همین سیاق بیان گردیده است. لمب نیز در تلاش است با دیدی گستردهتر و با توجه به دیگر شواهد موجود این شخصیت را معرفی کند، او معتقد است «نظر عامه درباره رهبران خود، روشن کننده حقیقت آن شخص است و ایرانیان کوروش را پدر مردم میخواندند، شاید فرمانده قابلی نبود اما قدرت رهبریش و سرعت تصمیمگیریش در کارزارها که بر پایه مشورت با فرماندهانش بود موجب گشت که در طول تاریخ از محبوبیت ویژهای برخوردار شود.» دکتر الایف نیز هم صدا با لمب، این پادشاه را نه شبیه پادشاهان خودکامه بلکه همانند پادشاهان مشورتخواه مغربی معرفی میکند.
، استاد دانشگاه آکسفورد نیز که در تاریخ قدیم مرجعی موثق محسوب میشود درباره حکمرانی کوروش کبیر با استناد بر نوشتههای گزنفون میگوید: «سیاست مملکتداری کوروش وابسته به محاسن اخلاقی، ملکات و فضیلت او بود... ملتها نه تنها رژیم جدید را پذیرفتند بلکه به آن روی موافق نشان دادند چنان چه در ده سال عمر کوروش پس از فتح بابل، میبینیم که هیچ شورش و سروصدایی در امپراطوری او رخ نداده است؛ صحیح است که ملتها در برابر او تسلیم شده بودند ولی این تسلیم در برابر سنگدلی و استبداد او نبود؛ چه حکومت کوروش، قتل، عذاب، تبعید و غارت نمیشناخت، گناهکاران را به تازیانه نمیبست و فرمان قتل عام نمیداد و ملتها را به راندن از کشور و موطن تهدید نمیکرد بلکه تمام تسلیمها بر خلاف دیگر حاکمان نتیجه این بود که امن و آرامش همه جا را فرا گرفته و گرگ و میش با هم زندگی میکردند... به جای خوف و وحشت عمومی سابق، داد و دادگستری و بخشش و مساوات تام نصیب اقوام شده بود.»
بر این، اشخاصی همچون آشیل شاعر یونانی هم عصر کوروش، دیودوروس سیسیلی تاریخنگار قرن اول پیش از میلاد، کنت دوگوبینو خاورشناس قرن نوزدهم، سرپرسی سایکس نویسنده قرن بیستم، اسکاریگر مورخ قرن بیستم و بسیاری مورخان دیگر در زمینه شخصیت کوروش اظهارنظر کردند و همه این نظرات بیانگر این حقیقت بود که کوروش فردی، حازم، مدیر، مدبر، عادل و مهربان است که تمام تلاشش در حکومتداری، در کنار گسترش قلمروش، رساندن خیر به ابنای بشر بوده است؛ وبه قول ویل دورانت «کوروش کسی بود که گویی برای فرمانروایی خلق شده است.»
شخصیت پیامبرگونه کوروش
آزاد، علامه طباطبائی و محمدابراهیم باستانی پاریزی شخصیت کوروش را پیامبروارانه و برتر از همعصرانش معرفی میکنند؛ چنانچه در تفسیر المیزان علامه طباطبائی آمده است: «آنچه قرآن از وصف ذوالقرنین آورده با این پادشاه عظیم تطبیق می شود، زیرا اگر ذوالقرنین مذکور در قرآن مردی مؤمن به خدا وبه دین توحید بوده کورش نیز بوده، و اگر او پادشاهی عادل و رعیتپرور و دارای سیره رفق و رأفت و احسان بوده این نیز بوده و اگر او نسبت به ستمگران و دشمنان مردی سیاستمدار بوده این نیز بوده و اگر خدا به او از هر چیزی سببی داده به این نیز داده، و اگر میان دین وعقل و فضائل اخلاقی وعده و عده و ثروت و شوکت و انقیاد اسباب برای او جمع کرده برای این نیز جمع کرده بود. و همچنین آزاد در کتاب کوروش کبیر خود، در بروز شخصیت این پادشاه ایران باستان بیان میکند: «کوروش از جنس دیگر شاهان نبود، بل وجودی نادر و بینظیر بود، چنانکه گویی برای زمان آینده بوده است؛ آموزگار به او چیزی نیاموخته بود و حکیمی به تربیتش همت نگماشته و حتی در شهر و آبادی نیز پرورش نیافته بود؛ آموزگارش طبیعت و حکمت ازلی مربی او بود. دامان کوه و صحرا مکتب پرورش اوست؛...او بزرگترین نمونه حکمروایی و بالاترین مثال حکمت و فضیلت شد.» و باستانی پاریزی نیز در مطلبی که در سال ۱۳۴۶ با نام کوروش در روایات ایرانی نگاشته است کوروش را مسیح موعود یهودیان، ذوالقرنین قرآن و نماینده یک حقیقت روحانی و خدایی میداند. شخصیت معنوی کوروش در جهان چنان برجسته شده است که در تانزانیا نیز برخی بر این باورند که منجی آنان همچون منجی یهود میباشد و او مردی از نسل کوروش است. البته در آن سوی بحث افرادی همچون شهید مطهری نیز وجود دارند که کوروش را نه تنها پیامبر نمیداند که «اگر انسانی حقطلب بود وظیفهاش بیان حقیقت و رهنمون به خدای واحد بود و بس؛ و بتها را همچون ابراهیم از بین میبرد. کوروش برای کشورگشایی خود مردم را در گمراهی نگه داشت و از آن بهره جست.»
بر این افراد بسیاری در این چند دهه تلاش کردند شخصیت ذوالقرنین قرآن و کوروش موعود یهودیان در تورات را شناسایی و انطباق آن با شخصیت کوروش کبیر هخامنشی را به اثبات رسانند چنانچه روز ۶ خرداد ۱۳۸۹ در سالن رایزن دایرةالمعارف بزرگ اسلامی همایشی بر این اساس برگزار شد و تمامی سخنرانان مقالهای در اثبات این نظریه ارائه داده بودند.
سخن آخر...
در تاریخ هر که بود و هر چه کرد، در حال حاضر در اذهان اکثر مردم جامعه ما تبدیل به اسطوره انسانیت تاریخ ایران شده است؛ اینکه باور ما از کوروش کبیر منطبق بر واقعیت اوهست یا نیست، تنها پاسخگوی بخشی از شرایط فعلی جامعه است و مهمتر از آن، این واقعه است که امروزه در این چند صباح اخیر چه روی داده که مردم دوباره چشم به اسطوره دوختهاند و بر نژاد پارسی تکیه زدهاند، باید جست این تعلق نشان از چیست و از چه میلی در جامعه نشات میگیرد.
*سمیه متقی
منابع:
کوروش کبیر، هارولد لمب، ترجمه دکتر رضازاده شفق، نشر علم،
تاریخ تمدن، مشرق گهواره تمدن، ویلیام دورانت، جلد دوم، فصل
کوروش کبیر در قرآن و عهد عتیق، فریدون بدرهای، تهران، انتشارات اساطیر،
تاریخ ایران باستان، حسن پیرنیا، جلد
فرمان کوروش کبیر روی فرش قرمز در ایران، گردآورنده، مسعود شعبان
پیرامون انقلاب اسلامی، مرتضی
تفسیر المیزان، ذیل تفسیر سوره
کوروش در روایات ایرانی، بررسیهای تاریخی، محمد ابراهیم باستانی پاریزی،
هخامنشیان، آملی کورت، ترجمه مرتضی ثاقب فر، انتشارات ققنوس،
تاریخ ایرانی

-
- پست: 153
- تاریخ عضویت: یکشنبه ۲۰ شهریور ۱۳۹۰, ۹:۰۱ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 69 بار
- سپاسهای دریافتی: 377 بار
Re: شخصیتشناسی کوروش؛ از شاه چهار گوشه جهان تا ذوالقرنین قر
نوشته شده "" برخی همچون مطهری و ویل دورانت این تساهل دینی را نه از روی کرامات انسانی و اخلاقی بلکه نشانگر سیاست کشورگشایی و استعمارگری او میدانند. ""
همه جا از کرامت انسانی و اخلاقی این مرد بزرگ گفته میشود چطور شد پای دین که به میان آمد کرامت انسانی کنار رفت شد استعمارگری ؟؟
همه جا از کرامت انسانی و اخلاقی این مرد بزرگ گفته میشود چطور شد پای دین که به میان آمد کرامت انسانی کنار رفت شد استعمارگری ؟؟

- پست: 585
- تاریخ عضویت: شنبه ۹ مهر ۱۳۹۰, ۷:۴۸ ب.ظ
- محل اقامت: iran
- سپاسهای ارسالی: 3296 بار
- سپاسهای دریافتی: 2088 بار
- تماس:
Re: شخصیتشناسی کوروش؛ از شاه چهار گوشه جهان تا ذوالقرنین قر
تا بینیم منظور از استعمار یعنی چه ؟ کشور گشایی ، قتل غارت ، یا زندگیه مجلل و....... اما من یک گله به همه ایرانی ها بکنم ، مخصوصا بعضی از افراد که هر از چند ماهی یک مطلب به این شکل می ذارند و می خواهند حقیقتی را که همه قبول دارند و اثبات شده را دوباره به ما اثبات کنند ، تاریخ ما کوروش نیست که چپ راست می ریم یک کوروش از دهانمان میاد بیرون کوروش را که همه مردم دنیا می شناسند بهتر نیست به جای اینکه همش یک حقیقت را تکرار کنیم حقایق دیگری را درباره پادشاهان ایران و تاریخ ایران اول به خودمون و بعد به دیگران نشان دهیم اما چند حدیث از ائمه درباره ذوالقرنین : در بحارالانوار امده که : روزی حضرت امیر (ع) در منبر بوده . ابن کواء سئوال می کند که یا امیرالمومنین ! درباره ذوالقرنین به ما خزر بده ایا پیامبر و فرشته بود یا نه؟ و خبر بده از شاخ های او (قرن را به معنی شاخ ترجمه کردند و ذوالقرنین به معنی دو شاخ " به احتمال زیاد منظور موهای کوروش بوده که بسیار در بین افرادش معروف بوده ) ایا طلا بود یا نقره؟ حضرت در پاسخ می فرماید که او نه پیامبر بود و نه فرشته و شاخ های او نه طلا بود نه نقره بلکه بنده ای بود از بندگان خدا که خدا را دوست می داشت و خدا هم او را دوست می داشت،برای خدا نصیحت می کرد و خدا هم او را نصیحت می کرد (منظور اینکه دیگران را کوروش نصیحت می کرد برای خدا) در حدیثی دیگر امده از دو امام بزرگوار حضرت باقر و حضرت صادق(ع) سئوال شد که "منزلت شما چیست ؟" از گذشتگان به چه کس شباهت دارید؟ ان دو بزرگوار فرمودند به رفیق حضرت موسی و ذوالقرنین " انها عالم بودند ولی پیغمبر نبودند منبع: بحارالانوار ، چاپ جدید ج ۱۲ ص۱۸۰،حدیث۶ و احادیث بسیار دیگر که باید درباره انها بهتر بنگریم تا ذوالقرنین را بهتر بشناسیم موفق باشید
و آنهایی که بر بلندای آسمان
پرواز تا بینهایت را
بر قلب آسمان
تا ابد در اوج گرفتن
بر بلندای آسمان نامت ایران
پرواز تا بینهایت را
بر قلب آسمان
تا ابد در اوج گرفتن
بر بلندای آسمان نامت ایران

-
- پست: 181
- تاریخ عضویت: چهارشنبه ۱۹ مهر ۱۳۸۵, ۲:۱۸ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 343 بار
- سپاسهای دریافتی: 478 بار
Re: شخصیتشناسی کوروش؛ از شاه چهار گوشه جهان تا ذوالقرنین قر
هرکسی می توانداشتباه کند,چراکه درحال حاضربجزوجودمبارک امام زمان (عج)کسی معصوم نیست(طبق نظرشیعیان)پس شهیدمطهری هم می توانسته اشتباه کند.مهم نقداندیشه هاست که متاسفانه درکشورماجایی ندارد!

-
- پست: 41
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۱ دی ۱۳۸۸, ۱۲:۰۳ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 21 بار
- سپاسهای دریافتی: 32 بار
Re: شخصیتشناسی کوروش؛ از شاه چهار گوشه جهان تا ذوالقرنین قر
کوروش که ذوالقرنین نیست. اسم کوروش رو فقط 120 ساله که مردم شنیدن. اسمش هم یونانیه......تازه وقتی این تاریخ وارد ایران شده بود مردم اون رو با اسم سیروس میشناختن.
شما کدوم تاریخ هخامنشیان رو قبول دارید؟ اونی که خیال میکنید یا اونی که تو همه ی کتابا نوشته؟ به نظر شما چرا کوروش به دوتا بت احترام میزاره؟ اون چه جور دینیه که ایرانیا مجبور بودن به 2 تا بت احترام بزارن. اون چه جور دینیه که ایرانیا برای احترام نذاشتن به اون 2 بت, توسط داریوش اعدام میشدن؟؟ درست نیست از تاریخ فقط اون چیزی رو که دوس داریم قبول کنیم.
تاریخی که تو ذهنتونه فقط خیاله. از تاریخ هخامنشیان فقط اون چیزی رو میدونید که استعمارگران واسه شما نوشتن..نه اون چیزی که حقیقته.
کوروش حقیر و داریوش ذلیل نگه بان خونه منم نیستن چه برسه اسطوره.
اسم ذوالقرنین رو خراب نکنید گناه داره.
شما کدوم تاریخ هخامنشیان رو قبول دارید؟ اونی که خیال میکنید یا اونی که تو همه ی کتابا نوشته؟ به نظر شما چرا کوروش به دوتا بت احترام میزاره؟ اون چه جور دینیه که ایرانیا مجبور بودن به 2 تا بت احترام بزارن. اون چه جور دینیه که ایرانیا برای احترام نذاشتن به اون 2 بت, توسط داریوش اعدام میشدن؟؟ درست نیست از تاریخ فقط اون چیزی رو که دوس داریم قبول کنیم.
تاریخی که تو ذهنتونه فقط خیاله. از تاریخ هخامنشیان فقط اون چیزی رو میدونید که استعمارگران واسه شما نوشتن..نه اون چیزی که حقیقته.
کوروش حقیر و داریوش ذلیل نگه بان خونه منم نیستن چه برسه اسطوره.
اسم ذوالقرنین رو خراب نکنید گناه داره.

-
- پست: 41
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۱ دی ۱۳۸۸, ۱۲:۰۳ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 21 بار
- سپاسهای دریافتی: 32 بار
Re: شخصیتشناسی کوروش؛ از شاه چهار گوشه جهان تا ذوالقرنین قر
f14tomcat نوشته شده:هرکسی می توانداشتباه کند,چراکه درحال حاضربجزوجودمبارک امام زمان (عج)کسی معصوم نیست(طبق نظرشیعیان)پس شهیدمطهری هم می توانسته اشتباه کند.مهم نقداندیشه هاست که متاسفانه درکشورماجایی ندارد!
عجیبه که نهایتا چند تا بچه دانشجوی لیسانسه به بزرگترین فیلسوف قرن بگن که اشتباه میکنه.....
مشکل ایران همینه.....مشکل ایران اینه که نادان زیاد داره....
75میلیون تاریخ دان داریم....
75 میلیون پزشک متخصص...
75میلیون کارشناس مسایل سیاسی...
75میلیون فیلسوف و فقیه...

- پست: 464
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۱۸ تیر ۱۳۸۶, ۹:۴۵ ب.ظ
- محل اقامت: ایران، از خلیج همیشه فارس تا دریای خزر
- سپاسهای ارسالی: 3381 بار
- سپاسهای دریافتی: 1794 بار
Re: شخصیتشناسی کوروش؛ از شاه چهار گوشه جهان تا ذوالقرنین قر
اmilatave نوشته شده:f14tomcat نوشته شده:هرکسی می توانداشتباه کند,چراکه درحال حاضربجزوجودمبارک امام زمان (عج)کسی معصوم نیست(طبق نظرشیعیان)پس شهیدمطهری هم می توانسته اشتباه کند.مهم نقداندیشه هاست که متاسفانه درکشورماجایی ندارد!
عجیبه که نهایتا چند تا بچه دانشجوی لیسانسه به بزرگترین فیلسوف قرن بگن که اشتباه میکنه.....
مشکل ایران همینه.....مشکل ایران اینه که نادان زیاد داره....
75میلیون تاریخ دان داریم....
75 میلیون پزشک متخصص...
75میلیون کارشناس مسایل سیاسی...
75میلیون فیلسوف و فقیه...
احتمالا شما هم جزو همان 75 میلیون تاریخدانید که دانسته یا ندانسته دست به تخریب داشته های خود می زنید. البته نه داشته های خود بلکه داشته های همه ما ایرانیان. احتمالا شما اسکندر را ذولقرنین می دانید!!!!
و به نظر شما در دنیای باستان تنها نام اسکندر شایسته پسوند کبیر بوده است.
چقدر تاریخ خوانده اید که اینطور قاطع نظر می دهید؟
آیا به نظر شما نسبت دادن کورش و ذولقرنین گناه دارد یا بستن افترا و نسبت دادن انواع فجایع به اشخاصی که افتخار ما ایرانیان هستند. یک کمی چشم خود را باز کنید و دنیا را ببینید. مقدونیه و یونان با هم به خاطر نصب مجسمه اسکندر این قاتل خونریز اعتراض می کنند. در مغولستان برای تموچین بنای یادبود ساخته می شود حال ما چنین اشخاصی را که در تاریخ برخلاف اشخاص فوق جز نیکنامی از آنها سخنی نرفته چنین تخریب کنیم. این پیشینه مشترک همه ما ایرانیان است. اگر فرصت کردید سری به موزه لوور بزنید می توانید افرادی که خط میخی را از زبان مادری بهتر می فهمند ببینید. اگر حداقل می توانید از درب دانشگاه رد شوید به دانشگاه تهران یا اکثر دانشگاههای مادر که در آنها کرسی زبان پارسی تدریس می شود بروید تا کتیبه ها را برایتان بخوانند.
دست از به خواب زدن خودتان بردارید.
من نسب ما ایرانیان را به چنین اشخاص بزرگی منسوب می دانم ولی ممکن است کسی عقیده داشته باشد که نسبش حقیرتر از این حرفهاست.
آیا شما خودتان سواد تاریخ دارید یا تنها با تکرار حرفهای اشخاصی که میخواهند با گفتن چیزهایی برخلاف سیر تاریخ از این نمد برای خود کلاهی بسازند میخواهید خودتان را مطرح کنید.
این آخرین باری است که من در جواب پستهای شما به خودم زحمت می دهم تا چیزی بنویسم چون با استدلال و منطق متاسفانه حرفی پیش نمی رود. خوابیده را می توان بیدار کرد ولی کسی که خودش را به خواب زده خیر. تنها توصیه من آنست که کمی بگردید در ایران یا در خارج از ایران، کمی کتاب بخوانید و کمی تفکر کنید.
خليج فارس = الخليج الفارسي = Persian Gulf = Persischer Golf = golfe Persique = Περσικός κόλπος = Перси́дский зали́в = الخلیج الفارسی الی الابد
جمال عبدالناصر: کنا سنعمل: حتی یمتد العربی من المحیط الاطلسی الی خلیج الفارسی
جمال عبدالناصر: کنا سنعمل: حتی یمتد العربی من المحیط الاطلسی الی خلیج الفارسی

- پست: 585
- تاریخ عضویت: شنبه ۹ مهر ۱۳۹۰, ۷:۴۸ ب.ظ
- محل اقامت: iran
- سپاسهای ارسالی: 3296 بار
- سپاسهای دریافتی: 2088 بار
- تماس:
Re: شخصیتشناسی کوروش؛ از شاه چهار گوشه جهان تا ذوالقرنین قر
می شود یک نفر به من بگویید تا قبل از ظهور اسلام و قران چه کسی به جز کوروش و امپراطورهای بعدش به خدا یگانه ایمان داشتند و بر چهارگوش دنیا حکم فرمانی می کردند . اهان حتما اسکندر زئوس پرست همجنس باز خونخوار !!!!! یا قبل ایرانی ها یک حکومت واحد و بزرگی بوده که رییسش هم عادل بوده و هم به خدا ایمان داشته و بر چهارگوش دنیا هم حکومت می کرده و ما خبر نداریم.... و شما خبر دارید ؟ اگر چنین کسی قبل از اسلام و قبل و بعد کوروش بود که هم عادل باشد و هم به خدای یگانه ایمان داشته باشد و بر چهار گوش دنیا حکم رانی کند و پیامبر هم نباشد به ما معرفی کن تا ما بریم دوتا کتاب دربارش بخوانیم دعاتم می کنیم
و آنهایی که بر بلندای آسمان
پرواز تا بینهایت را
بر قلب آسمان
تا ابد در اوج گرفتن
بر بلندای آسمان نامت ایران
پرواز تا بینهایت را
بر قلب آسمان
تا ابد در اوج گرفتن
بر بلندای آسمان نامت ایران

- پست: 1921
- تاریخ عضویت: شنبه ۲۹ خرداد ۱۳۸۹, ۵:۴۵ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 6415 بار
- سپاسهای دریافتی: 11867 بار
Re: شخصیتشناسی کوروش؛ از شاه چهار گوشه جهان تا ذوالقرنین قر
سلام خدمت دوستان گرامی

((((منم کوروش پادشاه افواج، پادشاه عظیم الشأن، پادشاه مقتدر، پادشاه بابل، پادشاه سومر و اکد، پادشاه چهار اقلیم، پسر کامبوزیا پادشاه سوزیان نتیجه سیسپیر پادشاه عظیم الشأن پادشاه سوزیان))))
[COLOR=#002060]کوروش هخامنشی هر شخصیتی که داشته، هر مرام و معرفتی که داشته، اکنون به ابدیت پیوسته و حتی قادر نیست از خود در برابر حرف دیگران دفاع کند
او خوب یا بد در حال حاضر وجود ندارد
پس عقل حکم میکند اگر انسان خوبی بوده از او پند بگیرید اگر صفات خوبی داشته سعی کنید همان صفات را در خود تقویت نمایید اگر نه که هیچ
بحث بی مورد انجام ندهید
متاسفانه ما ایرانی ها خصلت بدی داریم
یکی از اونها اینکه از یاد میبریم که ما هم وطن هم هستیم و راحت به هم توهین میکنیم
مورد بعدی اینکه
راحت تاریخ خود را زیر سوال میبریم بر اساس حرف یک مشت انسان بی سواد وطن فروش
اگر میخواهید با هم بحث کنید در پیام خصوصی باشد
بنده دوست ندارم تاپیکی را قفل کنم چون زمانه تغییر کرده اما اگر رعایت نکنید مجبور هستم!
موفق

((((منم کوروش پادشاه افواج، پادشاه عظیم الشأن، پادشاه مقتدر، پادشاه بابل، پادشاه سومر و اکد، پادشاه چهار اقلیم، پسر کامبوزیا پادشاه سوزیان نتیجه سیسپیر پادشاه عظیم الشأن پادشاه سوزیان))))
[COLOR=#002060]کوروش هخامنشی هر شخصیتی که داشته، هر مرام و معرفتی که داشته، اکنون به ابدیت پیوسته و حتی قادر نیست از خود در برابر حرف دیگران دفاع کند
او خوب یا بد در حال حاضر وجود ندارد
پس عقل حکم میکند اگر انسان خوبی بوده از او پند بگیرید اگر صفات خوبی داشته سعی کنید همان صفات را در خود تقویت نمایید اگر نه که هیچ
بحث بی مورد انجام ندهید
متاسفانه ما ایرانی ها خصلت بدی داریم
یکی از اونها اینکه از یاد میبریم که ما هم وطن هم هستیم و راحت به هم توهین میکنیم
مورد بعدی اینکه
راحت تاریخ خود را زیر سوال میبریم بر اساس حرف یک مشت انسان بی سواد وطن فروش
اگر میخواهید با هم بحث کنید در پیام خصوصی باشد
بنده دوست ندارم تاپیکی را قفل کنم چون زمانه تغییر کرده اما اگر رعایت نکنید مجبور هستم!
موفق
مائیم که از پادشهان باج گرفتیم
زان پس که از ایشان کمروتاج گرفتیم
اموال وخزائنشان تاراج گرفتیم
مائیم که از دریا امواج گرفتیم
شاهنشاه بزرگ ایران نادرشاه افشار
زیبنده یک رونین زیبا مردن است، آن رونینی که هر دم آماده مرگ نباشد، ناگزیر مرگی ناشایست برایش پیش می آید.
زان پس که از ایشان کمروتاج گرفتیم
اموال وخزائنشان تاراج گرفتیم
مائیم که از دریا امواج گرفتیم
شاهنشاه بزرگ ایران نادرشاه افشار
زیبنده یک رونین زیبا مردن است، آن رونینی که هر دم آماده مرگ نباشد، ناگزیر مرگی ناشایست برایش پیش می آید.

-
- پست: 129
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۱۷ تیر ۱۳۸۹, ۱۱:۲۷ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 130 بار
- سپاسهای دریافتی: 204 بار
Re: شخصیتشناسی کوروش؛ از شاه چهار گوشه جهان تا ذوالقرنین قر
razates نوشته شده:می شود یک نفر به من بگویید تا قبل از ظهور اسلام و قران چه کسی به جز کوروش و امپراطورهای بعدش به خدا یگانه ایمان داشتند
البته ،قوم یهود

که البته فروانروایی برچهارگوشه ی جهان فضیلت محسوب نمیگردد.
رونین نوشته شده:
[COLOR=#002060]
متاسفانه ما ایرانی ها خصلت بدی داریم
یکی از اونها اینکه از یاد میبریم که ما هم وطن هم هستیم و راحت به هم توهین میکنیم
مورد بعدی اینکه
راحت تاریخ خود را زیر سوال میبریم بر اساس حرف یک انسان بی سواد وطن فروش
عذرمیخواهم
ولی خودتان متاسفانه این عمل راانجام میدهید!milatave نوشته شده:عجیبه که نهایتا چند تا بچه دانشجوی لیسانسه به بزرگترین فیلسوف قرن بگن که اشتباه میکنه.....
شک اساس فلسفه است،ودلیل بروزرسانی وپیشرفت درفلسفه هانیزهمین شک است وپرسش وبازنگری...
hermes_PERSIAN نوشته شده:هرکسی می توانداشتباه کند,چراکه درحال . اگر فرصت کردید سری به موزه لوور بزنید می توانید افرادی که خط میخی را از زبان مادری بهتر می فهمند ببینید..
افتخارخط میخی منسوب به بابلیان باستان است یابین النهرین یاعراق کنونی
این خط بسیارپیش ازروی کارآمدن سلسله هخامنشیان اختراع ورواج پیداکرده بوده است.
وبخش بسیاری ازکتیبه های مکشوفه موجوددرموزه های خارجی ،مرموط به حفاری هادرکشورعراق است.

بازهم ازتمامی دوستان بخاطرگستاخی عذرمیخواهم وبه رعایت آرامش دعوت میکنم




- پست: 585
- تاریخ عضویت: شنبه ۹ مهر ۱۳۹۰, ۷:۴۸ ب.ظ
- محل اقامت: iran
- سپاسهای ارسالی: 3296 بار
- سپاسهای دریافتی: 2088 بار
- تماس:
Re: شخصیتشناسی کوروش؛ از شاه چهار گوشه جهان تا ذوالقرنین قر
دوست عزیز جان رایدر
اینکه یهودیان در ان زمان خدا را قبول داشتند و دارند شکی نیست اما اون زمان یهودی هاکجا بودند؟ تو سیاه چاله های بابل و کسی ازشوه خبر نداشت و یا اگر داشت به خاطر عقاید اون زمان به خونشون تشنه بودند! اما ایرانی ها چی ؟ اون ها هم تو زندان بودند و کسی ازشون و دینشون و عقایدشون خبر نداشت!؟ یا به فکر تسخیر دنیای زمان خویش بودند؟ پس یک جورایی تا قبل کوروش یهودیان حساب نمی شدند اما ۲۵۰۰ سال پیش ایرانی ها و یک ایرانی میاند حرف از حقوق بشر می زنند در زمانی که خیلی از قوم های حالا اصلا به تمدن درست حسابی نرسیده بودند . خوب تا بعد از اسلام چه ملتی و چه کسانی اصلا چنین فکری به ذهنشون رسید امپراطوری های بزرگ بعدی ایرانی ها تقریبا چنین راهی را در پیش گرفتند ولی اسمی ازشون تو قران نیست . در ضمن دوست عزیز خط میخی که اون دوستمون گفتند تا زمان داریوش هخامنشی وجود نداشت و به سفارش این شخص درست شده اند و با دیگر خط ها فرق می کند پس زبان اصیل پارسی محسوب می شود حتی از لحاظ فنی هم با دیگر خط ها فرق می کند توی کتاب های معتبر تاریخ چنین جملاتی هست که می گند: ایرانی ها بزرگترین امپراطوری را تشکیل دادند و دنیا را فتح کردند اما هنوز یک زبان رسمی برای خودشان نداشتند
اینکه یهودیان در ان زمان خدا را قبول داشتند و دارند شکی نیست اما اون زمان یهودی هاکجا بودند؟ تو سیاه چاله های بابل و کسی ازشوه خبر نداشت و یا اگر داشت به خاطر عقاید اون زمان به خونشون تشنه بودند! اما ایرانی ها چی ؟ اون ها هم تو زندان بودند و کسی ازشون و دینشون و عقایدشون خبر نداشت!؟ یا به فکر تسخیر دنیای زمان خویش بودند؟ پس یک جورایی تا قبل کوروش یهودیان حساب نمی شدند اما ۲۵۰۰ سال پیش ایرانی ها و یک ایرانی میاند حرف از حقوق بشر می زنند در زمانی که خیلی از قوم های حالا اصلا به تمدن درست حسابی نرسیده بودند . خوب تا بعد از اسلام چه ملتی و چه کسانی اصلا چنین فکری به ذهنشون رسید امپراطوری های بزرگ بعدی ایرانی ها تقریبا چنین راهی را در پیش گرفتند ولی اسمی ازشون تو قران نیست . در ضمن دوست عزیز خط میخی که اون دوستمون گفتند تا زمان داریوش هخامنشی وجود نداشت و به سفارش این شخص درست شده اند و با دیگر خط ها فرق می کند پس زبان اصیل پارسی محسوب می شود حتی از لحاظ فنی هم با دیگر خط ها فرق می کند توی کتاب های معتبر تاریخ چنین جملاتی هست که می گند: ایرانی ها بزرگترین امپراطوری را تشکیل دادند و دنیا را فتح کردند اما هنوز یک زبان رسمی برای خودشان نداشتندو آنهایی که بر بلندای آسمان
پرواز تا بینهایت را
بر قلب آسمان
تا ابد در اوج گرفتن
بر بلندای آسمان نامت ایران
پرواز تا بینهایت را
بر قلب آسمان
تا ابد در اوج گرفتن
بر بلندای آسمان نامت ایران
