«دلم گرفته برایت»

در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه موضوعات فرهنگي و ادبي به بحث و تبادل نظر بپردازيد

مدیر انجمن: شوراي نظارت

ارسال پست
Moderator
Moderator
نمایه کاربر
پست: 2659
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۲۳ تیر ۱۳۸۸, ۹:۵۸ ق.ظ
محل اقامت: روبروی شما
سپاس‌های ارسالی: 2234 بار
سپاس‌های دریافتی: 14097 بار

«دلم گرفته برایت»

پست توسط RAHVAR »

چقدر سلیس و ساده می‏گفت: «دلم گرفته برایت». به راستی که «دلم گرفته برایت، زبان ساده عشق است». پس با او هستیم و دل‌گرفتگی‏ هایش.


 حسین منزوی 
 دلم گرفته برایت   سینه می‏زندم سر، دلی که کرده هوایت

دلی که کرده هوای کرشمه ‏های صدایت

نه یوسفم، نه سیاوش، به نفس کشتن و پرهیز

که آورد دلم ای دوست! تاب وسوسه ‏هایت

تو را ز جرگه انبوه خاطرات قدیمی

برون کشیده‏ام و دل نهاده‏ام به صفایت

تو، سخت و دیر به دست آمدی مرا و عجب نیست

نمی‌کنم اگر ای دوست! سهل و زود، رهایت

گره به کار من افتاده ‏است از غم غربت

کجاست چابکی دست‏های عقده‌گشایت؟

به کبر شعر مبینم که تکیه داده به افلاک

به خاکساری دل بین، که سر نهاده به پایت

«دلم گرفته برایت» زبان ساده عشق است

سلیس و ساده بگویم: دلم گرفته برایت! 

همیشه بی‌پروا سخن می‏گفت، ساده و سلیس و گاهی سخنانش به تلخی می‏گرایید. شاید همین تلخی و بی‌پروایی او را منزوی ساخت. می‌گفتند: «چو دستت نمی‌رسد به عمران، دریاب حسین منزوی را!» افسوس که در این روزگار جفاپیشه نه [External Link Removed for Guests] را دریافتند و نه رفیق شفیقش حسین منزوی را، و هنوز هم غرض‌ ورزی‏های مغرضان پس از هفت سال خاموشی ابدیش دامنگیر اوست.
   تصویر     
  
ارسال پست

بازگشت به “شعر و ادبيات”