نبرد آخرالزمانی "وعده صادق" ( جنگ 33 روزه )

در اين بخش شهداء و ايثارگران جنگ معرفي و درباره‌ي حماسه دفاع مقدس بحث ميشود

مدیران انجمن: moh-597, شوراي نظارت, مديران هوافضا

ارسال پست
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 3805
تاریخ عضویت: شنبه ۷ شهریور ۱۳۸۸, ۳:۲۶ ق.ظ
محل اقامت: جمهوری اسلامی ایران
سپاس‌های ارسالی: 4180 بار
سپاس‌های دریافتی: 22794 بار
تماس:

نبرد آخرالزمانی "وعده صادق" ( جنگ 33 روزه )

پست توسط Sami 1993 »

[External Link Removed for Guests]

نبرد آخرالزمانی "وعده صادق"/ 1
[External Link Removed for Guests]
یک ساعت پس از عملیات "وعده صادق"، سید حسن نصرالله تأکید می‌کند: "اگر همه دنیا جمع شوند تا دو اسیر صهیونیست را از ما پس بگیرند نخواهند توانست. تنها راه بازگشت این دو اسیر به سرزمین‌های اشغالی فلسطین، مذاکره غیر مستقیم و تبادل اسرا لبنانی با آنهاست."

به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق، چهار شنبه، ۲۱ تیر ۱۳۸۵ مصادف با ۱۶ جمادی الثانی ۱۴۲۷ و مقارن با ۱۲ جولای ۲۰۰۶ میلادی، ساعت ۹ بامداد، رزمندگان حزب الله با قطع سیم خاردارهای حایل بین لبنان و مناطق اشغالی لبنان وارد منطقه" شبعا" شده و با گشتی‌های "تیپ ۵ پیاده" اسراییل درگیر می شوند که طی آن دو خودروی نظامی صهیونیستی از نوع "هامر" منفجر و ۴ نفر از سربازان داخل ان کشته می شوند.
در این عملیات، نیروهای حزب الله دو سرباز دیگر را به اسارت گرفته و با خود می برند.

تصویر
یکی از هامرهای منفجر شده اسراییلی که تجهیزات یکی از سربازان اسیرشده در کنار آن است

تصویر
صهیونیستها دقایقی بعد از این عملیات نیروهای حزب الله خود را به منطقه می رسانند اما دیگر دیر شده بود

تصویر
تصویر "الداد رگو" و "ایهود گلدواسر" دو سرباز اسراییلی که به اسارت حزب الله درآمدند. اصالت هر دو نفر اروپایی است.

یک ساعت بعد از این عملیات که با نام "عملیات وعده صادق" انجام شد، سید حسن نصر الله دبیر کل حزب الله لبنان طی نشستی مطبوعاتی به تشریح جزئیات عملیات پرداخته و تاکید می کند: "اگر همه دنیا جمع شوند تا این دو اسیر را از ما پس بگیرند نخواهند توانست. تنها راه بازگشت این دو اسیر به سرزمین های اشغالی فلسطین، مذاکره غیر مستقیم و تبادل اسرا لبنانی با آنهاست."

تصویر
تصاویری از کنفرانس خبری سیدحسن نصرالله پس از عملیات وعده صادق


این مصاحبه و اعلام مواضع سید حسن نصرالله، آغازی بود بر بزرگترین نبرد آخرالزمانی شیعیان علی(ع) با بنی صهیون!

تصویر
صفحه ی اول روزنامه اسراییلی "یدیعوت آحارونوت " در روز ۱۲ جولای ۲۰۰۵(روز اجرای عملیات وعده ی صادق) که در آن، عکس ۸ تا سرباز اسراییلی در این عملیات را چاپ کرد.
این روزنامه تیتر اول خود را به این کلمه اختصاص داده بود: "
جنگ"

در روزهای آینده، مشرق مطالب جالبی از این نبرد غرورآفرین تقدیم دوستداران مقاومت اسلامی خواهد کرد.
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 3805
تاریخ عضویت: شنبه ۷ شهریور ۱۳۸۸, ۳:۲۶ ق.ظ
محل اقامت: جمهوری اسلامی ایران
سپاس‌های ارسالی: 4180 بار
سپاس‌های دریافتی: 22794 بار
تماس:

Re: نبرد آخرالزمانی "وعده صادق" ( جنگ 33 روزه )

پست توسط Sami 1993 »

[External Link Removed for Guests]

نبرد آخرالزمانی "وعده صادق" / 2
[External Link Removed for Guests]
طائفه "بزی" از طوائف سر شناس جنوب لبنان است که شهدای زیادی را تقدیم مقاومت اسلامی کرده و در مبارزه و مسیر جهادی حزب الله در جنوب لبنان نقش برجسته ای داشته و دارد.

به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق، رژیم صهیونیستی یک روز پس از عملیات غافلگیرکننده "وعده صادق" حزب الله در 21 تیر 1385 یعنی 12 جولای 2006 که طی آن مجاهدین با ورود به سرزمینهای اشغالی لبنان (منطقه شبعا) چند اشغالگر صهیونیست را کشته و دو نفر دیگر را به اسارت درآوردند، با تمام توان از زمین و دریا و هوا به منطقه شیعه نشین بیروت (ضاحیه) و جنوب لبنان حمله کرد و این آغاز تهاجمی بود که صهیونیستها نام آن را "راه دگر گونی" گذاشتند.

حزب الله لبنان نیز در مقابل این تهاجم وسیع که با کمکهای بی دریغ امریکا، اروپا و ارتجاع عرب شکل گرفت، وارد میان شد و مسئولیت اصلی نیز بر دوش رزمندگانی بود که می بایست علی رغم توان تسلیحاتی کم نسبت به ارتش اسراییل، جلوی این حملات را می گرفتند.

همچون سالها قبل که حزب الله برای آزادی جنوب لبنان با ارتش صهیونیستی در همین جنوب می جنگید، این بار هم نام یک شهر بیش از بقیه شنیده می شد: "بنت جبیل"؛ شهری بود که بیش از همه در اثنا جنگ درخشید و اولین شهید نبرد 33روزه نیز از آنجا به آسمان پرکشید.

این شهید بزگوار جوانی 29 ساله به نام "هشام محمد بزی" اهل روستای "میفدون" از توابع نبطیه در جنوب لبنان بود که به همراه دیگر مجاهدین حزب الله در بنت جبیل در نبرد با اشغالگران و بر اثر آتشبار آنها شهید شد تا اولین خط شکن شهدا در جنگ 33روزه باشد.

تصویر
مجاهد شهید هشام محمد بزی

«حسنی بزی» که در خلال جنگ، در بنت جبیل ماند، نقل می کند اولین خمپاره ساعت هفت و نیم روز پنجشنبه سیزدهم تموز (بیست و سوم تیر) به شهر اصابت کرد و براثر آن، «هشام بزی» به شهادت رسید و «کامل العشی» مجروح شد.

تصویر
مجاهد شهید هشام محمد بزی در حال قرائت قرآن بر سر مزار یکی از دوستان

طائفه "بزی" از طوائف سر شناس جنوب لبنان است که شهدای زیادی را تقدیم مقاومت اسلامی کرده و در مبارزه و مسیر جهادی حزب الله در جنوب لبنان نقش برجسته ای داشته و دارد.

تصویر
مجاهد شهید هشام محمد بزی

تصویر
تجلیل از مادر شهید هشام محمد بزی توسط جوانان لبنانی عضو کشافة الامام المهدی(عج)

پیکر اولین شهید جنگ 33روزه در همان شهر "بنت جبیل" دفن شد تا در روزهای آینده دیگر دوستان او که برخی از آنها از همین طایفه بزی بودند به او ملحق شوند.
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 3805
تاریخ عضویت: شنبه ۷ شهریور ۱۳۸۸, ۳:۲۶ ق.ظ
محل اقامت: جمهوری اسلامی ایران
سپاس‌های ارسالی: 4180 بار
سپاس‌های دریافتی: 22794 بار
تماس:

Re: نبرد آخرالزمانی "وعده صادق" ( جنگ 33 روزه )

پست توسط Sami 1993 »

[External Link Removed for Guests]

نبرد آخرالزمانی "وعده صادق" / 3
[External Link Removed for Guests]
در 24 ماه می سال ۲۰۰۰، یعنی درست یک روز پس از بیرون انداختن اشغالگران از بنت جبیل، دشمن درجه یک صهیونیستها یعنی سید حسن نصرالله وارد شهر شد و در نزدیکی همان پایگاه 17 که حالا تنها خرابه هایی از آن به جا مانده بود سخنرانی آتشینی کرد.

مشرق، از آنجا که نمی توان از مقاومت اسلامی سخن گفت و نامی از "بنت جبیل" و شهدای آن به میان نیاورد، برای آشنایی با این شهر مقاوم جنوب لبنان به بررسی اجمالی "بنت جبیل" خواهیم پرداخت تا هر وقت نام این شهر را شنیدید، بدانید چرا "بنت جبیل" را باید "خرمشهر" دیگری در جنوب لبنان دانست.

تصویر
نمایی از شهر بنت جبیل

در این نوشته به مباحث تاریخی، فرهنگی و آثار باستانی و اینکه این شهر مرکز پرورش زیتون و انگور و زنبور عسل است، نخواهیم پرداخت، "بنت جبیل" عزیز است چون خاستگاه سرداران شهیدی چون "رانی عدنان بزنی (حاج حاتم)"، "خالد بزی (حاج قاسم)" و سرداران دیگری چون سردار استشهادی "صلاح غندور" است که در طول سه دهه، این شهر را به کشتارگاهی برای اشغالگران تبدیل کرده بودند.

"بنت جبیل" شهر کوچکی در جنوب لبنان و در فاصله بسیار کوتاهی با سرزمین های اشغالی، یکی از مشهورترین شهرهای شیعه نشین لبنان به حساب می آید که از شرق به شهر عيترون، از شمال به كونين، از جنوب به يارون و از شمال شرق به عيناتا، از شمال غرب به الطيري و از جنوب غرب به عين‌ابل و از جنوب شرق به مارون الراس محدود مي‌شود.

در میان طوایف موجود در بنت جبیل "آل بزی" قدیمی ترین و بزرگترین طایفه هستند که اعتبار آنها در سالهای اخیر را شهدای آن رقم زدند شهدایی مانند "هشام محمد بزی" اولین شهید جنگ 33روزه!

اشتعمارستیزی این شهر که آن را سرآمد مناطق جنوب کرده از روزی آغاز شد که فرانسوی ها لبنان را زیر سلطه گرفتند و از همان زمان بود که يك گروه مقاومت مخالف اشغالگري در اين شهر شكل گرفت كه رهبري آن را "محمود احمد بزي" بر عهده داشت.
اما در جریان اشغال 18 ساله جنوب لبنان توسط ارتش رژیم صهیونیستی فصل جدید از مبارزه با اشغالگری توسط شیعیان رقم خورد که شاه بیت آن را باید عملیات شهادت طلبانه سردار شهید صلاح غندور در سال 1995 میلادی دانست.

تصویر
مجاهد شهادت طلب صلاح غندور (حاج ملاک)

او در اين حمله، يك كاروان از نيروهاي اشغالگر را هدف قرار داد كه منجر به هلاكت 17 صهيونيست و زخمي شدن 15 نفر ديگر از آنان شد. در اين حمله استشهادي، 5 دستگاه خودرو آتش گرفت و بخش وسيعي از يك ساختمان نيز تخريب شد.
این شهر در سالهای اشغال، در محدوده تحت کنترل مزدوران مسیحی اسراییل بود که به آنها "ارتش لحدی" می گفتند و فرماندهی این ارتش مزدور نیر برعهده "آنتوان لحد" بود و بزرگ ترین پایگاه مشترک اسراییلی ها و مزدوران آنتوان لحد، موسوم به "پایگاه 17" نیز در همین شهر قرار داشت.

تصویر
آنتوان لحد با کلاهی بر سر در کنار فرمانده صهیونیستها گابی اشکنازی

در 24 ماه می سال ۲۰۰۰، یعنی درست یک روز پس از بیرون انداختن اشغالگران از بنت جبیل، دشمن درجه یک صهیونیستها یعنی سید حسن نصرالله وارد شهر شد و در نزدیکی همان پایگاه 17 که حالا تنها خرابه هایی از آن به جا مانده بود سخنرانی آتشینی کرد.

تصویر
سخنرانی سید حسن نصرالله در بنت جبیل در ماه می سال 2000

این حضور و سخنرانی سید در بنت جبیل برای صهیونیستها بسیار گران تمام شد چون اولا دشمن اصلی خود را در یک قدمیشان می دیدند و نمی توانستند کاری بکنند و ثانیا در این سخنرانی بود که سید آن جمله معروف خود را خطاب به مبارزین فلسطینی گفت که: " أقول لكم يا شعبنا في فلسطين: إنّ إسرائيل هذه التي تملك أسلحة نووية وأقوى سلاح جو في المنطقة، والله هي أوهن من بيت العنكبوت!"

(به شما ای ملت ما در فلسطین می گویم! اسراییل با قوی ترین نیروی هوایی منطقه و دارای سلاح هسته ای، والله قسم از خانه عنکبوت سست تر است(
برای اینکه پروژه سوزاندن صهیونیستها کامل شود، مردم این شهر با توجه به این جمله دبیر کل حزب الله که استنباطی بود از آیات قرآن، نام میدان اصلی شهر را میدان "خانه عنکبوت" گذاشتند.
ناگفته نماید، محمود احمدی نژاد رییس جمهوری اسلامی ایران نیز دو سال قبل در سفر به لبنان که یکی از باشکوه ترین سفرهای خارجی او بود، با حضور در "بنت جبیل" در جمع پرشور مردم این شهر که به عشق ایران اسلامی و رهبری عظیم الشان انقلاب به استقبال وی رفته بودند، سخنرانی مهمی کرد که این سفر و این سخنرانی برای صهیونیستها پیامهای مهمی در بر داشت.

تصویر
تصویر
استقبال پرشور مردم بنت جبیل از محمود احمدی نژاد رییس جمهوری اسلامی ایران

اما در ایام جنگ 33روزه، گرفتن "بنت جبیل" برای اسراییلی ها یک هدف جدی و بزرگ به حساب می آمد و آنها اوایل جنگ ادعا کردند که "بنت جبیل" پایتخت حزب الله است و زرادخانه موشکی حزب الله در این شهر قرار دارد و اگر بتوانند آن را بگیرند، در حقیقت مشکلات ناشی از حملات موشکی حزب الله برای اسراییل حل خواهد شد.
این جدیت صهیونیستها برای اشغال "بنت جبیل" را می توان به وضوح در اظهارات "دان حالوتس" رییس وقت ستاد مشترک ارتش صهیونیستی مشاهده کرد که خطاب به فرماندهان ارتش گفت: "بنت جبیل یک نماد است. به خاطر صحبتی که شیخ حسن در این شهر کرده است ما باید این شهر را تصرف کنیم تا قدرت خود را به رخ دشمنان بکشیم و نشان بدهیم که آن ها یاوه سرایی می‌کنند."

تصویر
دان حالوتس رییس وقت ستاد مشترک ارتش صهیونیستی

بعدها معلوم شد که ارتش صهیونیستی قصد داشت با تصرف این شهر، برنامه ای ترتیب دهدکه دان حالوتس درست در میدان خانه عنکبوت (همان جایی که سید حسن سخنرانی کرده بود) خطابه آتشینی کرده و به حزب الله بفهماند که اسراییل خانه عنکبوت نیست!

اما این آرزو که آنها بتوانند حتی یک ساعت با آرامش خاطر در این شهر قدم بزنند تا با کمک رسانه های خود قدرت‌نمایی در "بنت جبیل" داشته باشند، مانند بسیاری از آرزوهای فرماندهان این رژیم به گور رفت.

البته اسراییلی ها قبل از این که به سراغ "بنت جبیل" بیایند، در روستاهای "مارون الراس" و "عیتا الشعب" درگیری سختی با رزمندگان حزب الله داشتند اما نمی دانستند که با رها شدن از نبرد در این دو روستا، وارد جهنمی خواهند شد که حزب الله برای آنها در "بنت جبیل" تدارک دیده بود.
در "بنت جبيل" يكي از بزرگترين و خونين ترين نبردهاي جنگ 33 روزه به وقوع پيوست.

تصویر
تصویر
تصویر
تصویر
تصویر
ویرانی های بنت جبیل در جنگ 33روزه

نظامیان اسرائيلي پس از ورود به شهر، باغات زيتون اطراف شهر را به عنوان مواضع خود انتخاب كردند و مواضع نظامي شان را در حد فاصل ميان اين شهر و شهرك عيناتا قرار دادند، با اين تصور كه اين باغ ها آنها را از چشمان رزمندگان مقاومت مخفي نگه مي دارد. ولي به خاطر نخوت شديدي كه داشتند به اين مسئله پي نبردند كه اين باغ ها براي صاحبان آنها، يعني كساني كه درختان را كاشتند و بزرگ كردند، سزاوارتر است.

لبناني ها معمولا در منازل بزرگ و ييلاقي مانند خود در اطراف شهر زندگی می کردند اما در اين مقطع، منازل و باغ ها تبديل به كمين نيروهاي مقاومت شده بودند.

طبق اعترافات خود اسرائيلي ها، در نبردهاي "بنت جبيل" حدود 35 نظامي صهیونیست کشته شدند و اين جداي از تانك هايي است كه در آنجا منهدم شدند.

تصویر
اینفوگراف ورود صهیونیستها به بنت جبیل و درگیری با رزمندگان حزب الله

شهر بنت جبيل طي جنگ 33روزه، سه بار مورد هجوم قرار گرفت:

در مرحله نخست، عمليات مستقيم (آزادسازي) اسيران آغاز شد و از سيزدهم تموز (23تير) تا بيست و چهارم همين ماه (چهارم مرداد) طول كشيد و طي اين مرحله، بدون آن كه حمله زميني صورت گيرد، شهر مرتباً بمباران مي شد.

مرحله دوم عمليات از بيست و چهارم تا بيست و نهم تموز (نهم مرداد) ادامه يافت و دشمن در اين مدت تلاش كرد كه از طريق تپه مارون و شهرك عيناتا و تپه مسعود، بنت جبيل را اشغال كند.

مرحله سوم، از بيست و نهم تا هشتم ماه آب (هجدهم مرداد) بود که طی آن، بنت جبيل به شكل انتقام جويانه اي هدف بمباران قرار گرفت و ويران شد.

اما حمله زميني به "بنت جبيل" در روز بيست و چهارم تموز آغاز شد، يعني زماني كه يك گردان از نيروهاي پياده ارتش اسرائيل از طريق تپه مارون الراس، دست به پيشروي به سمت شهر زد. پيشاپيش اين پيشروي، نيروهايي از ارتش قرار داشتند كه تانك ها را از منطقه شرقي مارون به داخل بنت جبيل هدايت مي كردند.

در این مرحله بود که نيروهاي مقاومت سه تانك را منهدم كردند، اقدامي كه باعث شد دشمن در استفاده از تانك منصرف شود و نيروهاي گردان پياده نظام مذكور شروع به پيشروي به برخي از مناطق اطراف بنت جبيل كردند، ولي تعداد زيادي از نيروهاي مقاومت نيز به سرعت اطراف تپه مارون و نزديك مهنيه بنت جبيل پراكنده شدند.
رزمندگان مقاومت در برخي از مواضع خود منتظر مي ماندند تا نيروهاي اسرائيلي به اندازه كافي به آنها نزديك شوند و سپس آنها را هدف قرار مي دادند، اين عملياتي بود كه در مهنيه صورت گرفت و به اعتراف اسرائيلي ها، طي درگيري هاي نخست در نزديكي مهنيه، دو سرباز اسرائيلي كشته و تعدادي مجروح شدند.

تصویر
زمین گیر شدن صهیونیستها در بنت جبیل

از "بنت جبیل" حرف زیاد است و اینکه سید حسن نصرالله بار دیگر در اولین سالگرد شهدای این شهر در جنگ 33روزه از طریق ویدئو کنفرانس به سخنرانی در جمع مردم "بنت جبیل" پرداخت و در آن گفت: "دیدید گفتم اسراییل از خانه عنکبوت سست تر است!"

ان شاءالله در مطالب بعدی، از برخی مصادیق زمین گیر شدن صهیونیستها در جهنم "بنت جبیل" و نیز سردارانی که این آتش را برای آنها فراهم کردند، بیشتر خواهیم گفت.
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 3805
تاریخ عضویت: شنبه ۷ شهریور ۱۳۸۸, ۳:۲۶ ق.ظ
محل اقامت: جمهوری اسلامی ایران
سپاس‌های ارسالی: 4180 بار
سپاس‌های دریافتی: 22794 بار
تماس:

Re: نبرد آخرالزمانی "وعده صادق" ( جنگ 33 روزه )

پست توسط Sami 1993 »

[External Link Removed for Guests]

نبرد آخرالزمانی "وعده صادق" / 4
[External Link Removed for Guests]
این شهدا همه اعضای خانواده "حجت الاسلام والمسلمین سیدعادل محمد عکاش" بودند که در بمباران روستای "دویر" به شهادت رسیدند.

به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق، بیست و سوم تیر ماه 1385، دومین روز از جنگ 33روزه به پایان نرسیده بود که همه رسانه های عربی دنیا اعلام کردند ۱۱ نفر از اعضای یک خانواده لبنانی در بمبارن های اسراییلی ها کشته شدند.
فیلم های پیدا کردن اجساد اعضای این خانواده هم تا چند روز از تمام تلویزیون های دنیا (به جزاونایی که خیلی غلظت صهیونیستی‌شان بالا بود مثل بی.بی.سی یا سی.ان.ان) پخش شد و تصویر جسد یکی از این شهدا که یه دختر ۶-۷ ساله بود هنوز هم جزو یکی از معروف ترین اسناد تصویری این جنگ به حساب می آید.
این شهدا همه اعضای خانواده "حجت الاسلام والمسلمین سیدعادل محمد عکاش" بودند که در بمباران روستای "دویر" به شهادت رسیدند و این ماجرا بزرگ ترین نسل کشی در جریان جنگ ۳۳ روزه بود.

تصویر
تصویر
دو عکس از شهید "حجت الاسلام والمسلمین سیدعادل محمد عکاش"

تصویر
مادر شهید" عادل عکاش"

تصویر

اسامی شهدای خانواده از سمت چپ عکس از این قرار است:
پسران: محمدباقر، علی رضا، محمدحسین دختران: ساره، صفا، بتول، نور، غدیر، زینب الحورا، فاطمه الزهرا پدر: شهید عادل عکاش و مادر: شهید رباب فقیه

یک نکته جالب در مورد این شهید بزرگوار این است که ایشان دانشجوی رشته الهیات دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی بوده که در سال 1383 با معدل 16 و خورده ای در مقطع لیسانس فارغ التحصیل شده است.

تصویر
مدرک لیسانس الهیات شهید عادل عکاش

تصویر
نمای درشت تر مدرک لیسانس شهید "عادل عکاش"

تصویر
کیف شهید عادل عکاش با آرم دانشگاه آزاد در میان ویرانه های خانه شهید پس از بمباران

تصویر
نماز میت بر پیکر خانواده شهید عکاش

تصویر
مادر شهید "عادل عکاش" سر مزار پسر و عروسش در روستای "دویر" جنوب لبنان

تصویر

نهایتا اینکه دختر ارشد این خانواده که ازداوج کرده و در روز بمباران در منزل پدر نبود، تنها بازمانده از این خانواده 13 نفره است.
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 3805
تاریخ عضویت: شنبه ۷ شهریور ۱۳۸۸, ۳:۲۶ ق.ظ
محل اقامت: جمهوری اسلامی ایران
سپاس‌های ارسالی: 4180 بار
سپاس‌های دریافتی: 22794 بار
تماس:

Re: نبرد آخرالزمانی "وعده صادق" ( جنگ 33 روزه )

پست توسط Sami 1993 »

[External Link Removed for Guests]

نبرد آخرالزمانی "وعده صادق" / 5
[External Link Removed for Guests]
در نگاه اول می شد حدود ۳۰ نفر را دید که یا روی زمین ریختن یا داشتن کشون کشون خودشون رو به امدادگرها یا آمبولانس ها می رسوندند. کفرجلعادی تبدیل به محشری شد که "تیپ چتر بازان" تا آن روز چنین جهنمی را ندیده بود.

به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق، در ایام جنگ 33روزه سربازان ارتش صهیونیستی بعد از فراخوان اولیه، در مناطق شمال فلسطین اشغالی رفته و از آنجا در یگان های مختلف تقسیم می شدند.
در این میان یک گروه از سربازان "تیپ چتربازان"، در روستای " کفر جلعادی" جمع شده و آماده رفتن به داخل خاک لبنان بودند.
این روستا از یک طرف با مرز لبنان فاصله زیادی نداشته و از طرف دیگر امکانات خوبی هم برای سرویس دادن به سربازهای اسراییلی داشت.
روز ۱۶ مرداد ماه 1385 در حالی که جنگ وارد روز بیست و پنجم شده بود، افسران و سربازان تیپ چترباز دور هم جمع شده و به استراحت مشغول بودند که ناگهان زمین زیر پای آنها به آسمان بالای سرشان دوخته شد و در کمتر ازیک دقیقه صدای دهها انفجار شدید همه چیز رو درهم کوبید و وقتی که صداهای گوش خراش انفجارها قطع شد، علاوه بر صدای سوت ممتدی که در گوش همه چتربازها پیچیده بود، صدای ضجه و ناله هم فضا رو پر کرد.

تصویر
كماندوهاي" تيپ چتر بازان" ارتش اسراييل در "كفر جلعادي" از ترس موشك هاي حزب الله به زمین چسبیدند

فقط چند دقیقه طول کشید تا داد و فریاد امدادگرها و آژیر آمبولانس ها هم در فضا پیچید و با فروکش کردن گرد و خاک ها می شد قدم به قدم سوراخ های بزرگی را که گلوله های کاتیوشای حزب الله روی زمین درست کرده بود و هنوز از آنها دود بلند می شد، دید.
بین این حفره های دهن باز کرده، هر چند قدم یک سرباز لت و پار شده اسراییلی روی زمین ولو شده بود. بعضی از آنها دیگه تکون نمی خوردند و آه و ناله چند نفر دیگر هم بلند بود.

تصویر
نمایی از مجاهدین حزب الله در حال شلیک موشک

در نگاه اول می شد حدود ۳۰ نفر را دید که یا روی زمین ریختن یا داشتن کشون کشون خودشون رو به امدادگرها یا آمبولانس ها می رسوندند.
کفرجلعادی تبدیل به محشری شد که "تیپ چتر بازان" تا آن روز چنین جهنمی را ندیده بود.
چند ساعت طول کشید تا واحد بهداری ارتش در "کفر جلعادی" آماری رو به واحد حفاظت اطلاعات تحویل داد و آنها هم چند دقیقه بعد میزان تلفات حمله آن روز را به این ترتیب اعلام کردند:
۱۲ افسر و سرباز کشته و ۱۸ نفر مجروح

تصویر
عكسي منحصر به فرد از ماجراي "كفر جلعادي" كه اجساد ۷-۸ تا از اسراييلي هاي كشته شده را در آن مي بينيد. در تاریخ جعلی اسراييل شاید به اندازه انگشتان دو دست، از این عکس ها نباشد.

بعد از مدتی معلوم شد که ژنرال "گای تسور" فرمانده لشکر ۱۶۲ هم در میان زخمی ها بوده و نزدیک بوده به ضرب موشک های حزب الله راهی جهنم بشه.

تصویر
عكس بالا احتمالا مر بوط به پوتين "ژنرال گای تسور" است چون فقط افسرهای ارتش اسراییل پوتین هایی به این رنگ می پوشند

تصویر
تعدادی از چتر بازان كشته شده در " كفر جلعادي"

این عکس را باید کسانی ببینند که خيلي اسراييلی ها رو دست بالا حساب می کنند.
این نينجاهاي پر هارت و پورت که فقط موقع كشتن زن ها و بچه ها هيبت شير پيدا مي كنند در مقابله با ببرهاي جنگ آوري مثل مجاهدین حزب الله، بايد از تو سوراخ موش ها جمع و جورشون كرد.

بعد از کلی عملیات حفاظتی و پوشش اطلاعاتی منطقه، هنوز صهیونیستها نفهمیدند بچه های حزب الله چطور گرای این مرکز شلوغ و پر تجمع نظامی رو پیدا کرده بودند.

اما ماجرای اون روز به همینجا ختم نشد و موشک های دور برد حزب الله به نام "رعد۲" ، شهر حیفا رو ۱۰-۱۱ بار لرزوند و ۱۰-۱۲ تا کشته و مجروح هم در آنجا روی دست صهیونیست ها گذاشت.
آمار کشته ها و خسارت های اسراییل تو این روز اون قدر بالا بود که هنوز هم از آن روز به عنوان یکی از روزهای شوم اسراییل یاد می کنند.
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 3805
تاریخ عضویت: شنبه ۷ شهریور ۱۳۸۸, ۳:۲۶ ق.ظ
محل اقامت: جمهوری اسلامی ایران
سپاس‌های ارسالی: 4180 بار
سپاس‌های دریافتی: 22794 بار
تماس:

Re: نبرد آخرالزمانی "وعده صادق" ( جنگ 33 روزه )

پست توسط Sami 1993 »

[External Link Removed for Guests]

نبرد آخرالزمانی "وعده صادق" /6
[External Link Removed for Guests]
هیچکدام از جسدهای یافته شده ، نظامی نبودند و امداد گران اظهار داشتند " در ساختمان مورد اصابت قرار گرفته ، هیچ سلاحی پیدا نکرده اند"، این در حالی بود که ارتش اسراییل مدعی بود که در این مجتمع مسکونی نیروهای حزب الله مستقر هستند، اما تنها اجساد کودکان و زنانی از این ساختمان ویران شده بیرون کشیده شد.

به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق، قانا یکی از نام آشناترین و مظلومترین شهرهای لبنان به شمار می رود که در دو مرحله آماج حملات تروریستی رژیم صهیونیستی قرار گرفته است.

بار اول در نوزدهم آوریل سال 1996 میلادی که نظامیان رژیم صهیونیستی با جنگ افزار سنگین یک مرکز نیروهای سازمان ملل در روستای قانا را که تعداد زیادی از زنان، کودکان و مردم بی‌دفاع در آن پناه گرفته بودند هدف قرار دادند.
مردم قانا از ترس بمباران روستایشان به مرکز نیروهای بین المللی مستقر در نزدیک این روستا پناه برده بودند، اما هدف بمباران وحشیانه جنگندهای رژیم اشغالگر قدس قرار گرفتند که بر اثر آن،111 غیر نظامی لبنانی شهید و 129 نفر دیگر زخمی شدند.

تصویر
تصویر
دو نما از کشتار مردم قانا در سال 1996

اما سال 2006 نیز یکی از سالهای سخت برای مردم قانا بود. در نوزدهمین روز از جنگ 33 روزه در حالی که رژیم صهیونیستی خود را ناتوان از ادامه جنگ با حزب الله لبنان دید در یک اقدام جنون آمیز به یک مجتمع مسکونی در قانا حمله کرد.
در حمله ساعت یک بامداد، هواپیماهای جنگی اسرائیل موشک هایشان را در روستای قانا منفجر کردند. بر اساس اظهارات دکتر ایسام ماتونی قائم مقام شهردار شهر ، در میان منازلی که آماج موشک های اسرائیلی قرار گرفتند، یک ساختمان سه طبقه وجود داشته است که 63 نفر از اعضای دو خانواده پر جمعیت شلهوب و هشیم در آن سکنی گزیده بودند.

تصویر
تصویر
تصویر
تصویر
تصویر
تصویر
تصویر
چند نما از کشتار کودکان قانا در نوزدهمین روز از جنگ 33روزه

این افراد غیر نظامی ، آنجا را به عنوان پناهگاه مورد استفاده قرار داده بودند زیرا آن خانه یکی از بزرگترین ساختمان های منطقه بود و زیر زمین مستحکمی داشت.
بر اساس اظهارات مقامات لبنانی و صلیب سرخ لبنان حداقل 54 شهروند شامل 37 کودک زیر آوارها جان باختند و گروه های امدادی تا ساعت 9 صبح به دلیل بمباران سنگین نیروهای ارتش اسرائیل نتوانستند به روستا نزدیک شوند.

تصویر
تصویر
خاکسپاری قربانیان در اثاء جنگ 33روزه

تصویر
تصویر
تصویر
مزار شهدای قانا در جنوب لبنان

هیچکدام از جسدهای یافته شده ، نظامی نبودند و امداد گران اظهار داشتند " در ساختمان مورد اصابت قرار گرفته ، هیچ سلاحی پیدا نکرده اند"، این در حالی بود که ارتش اسراییل مدعی بود که در این مجتمع مسکونی نیروهای حزب الله مستقر هستند، اما تنها اجساد کودکان و زنانی از این ساختمان ویران شده بیرون کشیده شد.
این جنایت به قدری هولناک بود که حضرت آیت الله خامنه ای ولی امر مسلمین جهان با صدور پیامی کشتار مردم مظلوم قانا را تسلیت گفتند:

بسم الله الرحمن الرحیم

فاجعه سهمگین قانا دلهای ما را لبریز از درد و اندوه كرده و ما و دیگر ملتهای مسلمان و همه آزادگان جهان را سوگوار و خشمگین ساخته است.

آن كودكان معصوم , آن تن های ضعیف و رنجور , آن دلهای وحشت زده و كوچك به چه گناهی كشته شدند , دل آتش گرفته مادران و پدران آنان چرا باید به دست صهیونیستهای خونخوار و حامیان مست و مغرور امریكایی این چنین كباب می‌شد , بیست روز بمباران بی وقفه لبنان , بیست روز جنایت در حجم انبوه , ویرانسازی یك كشور و قتل عام غیرنظامیان در آن و فاجعه‌ای همچون كشتار قانا از كدام پشتوانه منطق و استدلا‌ل برخوردار است كه دنیای مدعی تمدن و سازمان ملل و دولتها و سازمانهای مدعی حقوق بشر اینگونه در برابر آن خونسرد و بی تفاوتند.

دنیای اسلا‌م تا كی باید وجود سراپا فتنه و شر رژیم صهیونیستی را تحمل كند, دولتهای اسلا‌می تا كی باید دست امریكای جنگ افروز و مستكبر را در این منطقه حساس بازبگذارند.

آنچه در لبنان اتفاق افتاد , حقوق بشر امریكایی را برای همه معنا كرد و خاورمیانه‌ای را كه دولت امریكا در پی آن است نشان داد.

امروز برای همه روشن شده است كه تهاجم به لبنان نقشه‌ای از پیش طراحی شده و اقدامی امریكایی , صهیونیستی به عنوان گامی اساسی در راه تسلط بر خاورمیانه و جهان اسلا‌م بوده است.

بوش و همكاران امریكایی وی به همان اندازه در فجایع لبنان گنهكارند كه سران خبیث و رو سیاه رژیم صهیونیستی و سكوت سازمان ملل و بیشتر دولتهای غربی و حمایت برخی از دولتها همچون دولت بدسابقه و بدنام انگلیس آنان را نیز به اندازه‌های مختلف در قضاوت امروز و فردای بشریت و در مواخذه و عقوبت عظیم الهی مسئول و شریك جرم می سازد.

امروز ملتهای مسلمان بیش از همیشه از امریكا متنفر و بر آن خشمگینند.

دولتهای آنان نیز حتی آنها كه ملا‌حظات سیاسی موجب محدودیت آنها است , از این همه تعدی وقاحت آمیز و مستكبرانه بیزار و بر آن معترضند.

رژیم امریكا با حمایتش از جنایتها و جنایتكاران صهیونیست و با تجاوز آشكارش به حقوق ملتهای مسلمان باید منتظر سیلی سخت و مشت كوبنده امت اسلا‌می باشد.

ایستادگی ملت لبنان و مجاهدت قهرمانانه حزب الله و اقتدار برخاسته از ایمان و صبر و توكل آنان نماد دیگری از بیداری دنیای اسلا‌می و عزم راسخ آن در برابر دشمنی ها و كین توزی ها است.

مشت پولا‌دین جوانان مومن و شجاع و مظلوم لبنانی اكنون بر چهره زشت متجاوزان فرود آمده و شیشه غرور مستانه آنان را شكسته است.

سیاست راهبردی امریكا ایجاد ناامنی و بحران و جنگ در این منطقه است.

بدانند كه هرچه ناامنی را گسترش دهند ملتها را بر خود خشمگین تر و دنیا را برای خود ناامن تر خواهند كرد.

رفتار و خوی تجاوزگرانه امریكا و اسرائیل , روح مقاومت را بیش از پیش در دنیای اسلا‌م زنده خواهد كرد و ارزش جهاد را برای انان نمایانتر خواهد ساخت.

دنیای اسلا‌م و جوانان مسلمان در همه كشورهای اسلا‌می بدانند كه راه مقابله با گرك وحشی صهیونیزم و تجاوزگری شیطان بزرگ جز مقاومت فداكارانه نیست.

تسلیم و انقیاد در برابر دولتمردان ماجراجو و فتنه گر امریكا بر طمع و جسارت انان می افزاید و كار را بر ملتها سخت تر می كند.

اگر لبنان تسلیم تجاوز اسرائیل و امریكا می شد و اگر جوانان مجاهد حزب‌الله و مردم مظلوم جنوب رنج این دفاع مقدس را به جان نمی خریدند , محنتی بلند مدت و ذلتی روز افزون همه ملت لبنان را تهدید می كرد و ادامه این روند تهاجمی تمام این منطقه را در بر می گرفت.

امروز حزب الله خط مقدم دفاع از امت اسلا‌می و همه ملتهای این منطقه است.

برای دشمن صهیونیستی دین و آئین و مسجد و كلیسا و شیعه و سنی فرق نمی‌كند , رژیمی است نژادپرست و متجاوز و سفاك , اگر مانعی در راه خود نبیند , از هیچ جنایتی به هر گروه و هر ملت روگردان نیست.

ملتهای منطقه و فرقه های اسلا‌می و پیروان دینهای مختلف در لبنان و در همه كشورهای اسلا‌می باید دست اتحاد به یكدیگر دهند و نگذارند , تفرقه آنان موجب قوت دشمن شود.

ایران اسلا‌می مقاومت در برابر زوگویی ها و تجاوزگری های امریكا و شرارت های رژیم صهیونیستی را وظیفه خود می‌داند و در كنار همه ملتهای مظلوم به ویژه مردم عزیز لبنان و ملت مبارز فلسطین خواهد ایستاد.

امریكا كه با حمایت صریح خود از كشتار غیرنظامیان لبنانی و مخالفت صریح با آتش بس در لبنان و كمك تسلیحاتی مالی و سیاسی به متجاوزان صهیونیست عملا مجرم صحنه این فجایع بزرگ است , اكنون درصدد آن است كه با تحمیل شرایط خود بر ملت و دولت لبنان ظلمی مضاعف را بر آنان وارد آورد.

بی شك آن ملت مقاوم و آن مجاهدان شجاع زیر بار چنین ظلمی نخواهند رفت و جز بر اساس مصالح خود تصمیمی نخواهند گرفت.

اینجانب مصائب وارد امده بر ملت لبنان به ویژه فاجعه بزرگ قانا را به آن ملت عزیز و به مجاهدان نستوه و به برجستگان و مسئولا‌ن سیاسی آن كشور تسلیت می گویم و همدردی ملت بزرگ ایران را با آنان اعلا‌م می كنم.

سلا‌م بر ملت لبنان , سلا‌م بر حزب الله پیروز و سلا‌م بر رهبر دلا‌ور و مومن عربی سید حسن نصرالله.

قال الله تعالی : فاصبر ان وعدالله حق و لایستخفنك الذین لایوقنون.
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 3805
تاریخ عضویت: شنبه ۷ شهریور ۱۳۸۸, ۳:۲۶ ق.ظ
محل اقامت: جمهوری اسلامی ایران
سپاس‌های ارسالی: 4180 بار
سپاس‌های دریافتی: 22794 بار
تماس:

Re: نبرد آخرالزمانی "وعده صادق" ( جنگ 33 روزه )

پست توسط Sami 1993 »

[External Link Removed for Guests]

نبرد آخرالزمانی "وعده صادق" /7
[External Link Removed for Guests]
پس از حمله هوایی، نیروی زمینی حركت خود را شروع كرد. تا اینكه به كمین نیروهای مقاومت نزدیك شد. در اين هنگام از مقر فرماندهي حزب الله دستور رسید كه: «فقط یكی از این نیروها وارد عمل شود» و وی جنگ را آغاز كرد در حالیكه اسرائیلی ها را در فاصله دو تا پنج متری خود به دام انداخته بود.


به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق، درمیان نبردهای زمینی جنگ ۳۳ روزه جنگ در ۳ منطقه از همه جا شدیدتر و برای اسراییلی ها مرگبارتر بود: نبرد در "مارون الراس" ، نبرد در "بنت جبیل" و نبرد در" وادی الحجیر" که می شود آن را سنگین ترین نبرد چریک های حزب الله با ارتش صهیونیستی دانست.
درگیری مارون الراس در بین درگیری های جنگ 33 روزه به سنگینی درگیری وادی الحجیر نبود؛ نه از حیث مدت یا وسعت جغرافیایی درگیری، نه از نظر خسارتهای انسانی كه مقاومت به اسرائیلی ها وارد كرد و نه خصوصاً، به لحاظ تعداد تانكهایی كه منهدم شدند.
شكست در درگیری مارون الراس – كه اولین رویارویی زمینی در داخل اراضی لبنان و به فاصله چند متر از مركز فرماندهی اسرائیل در داخل سرزمینهای اشغالی فلسطین محسوب می شد– مانند صاعقه‌ای بر روحیه سربازان اسرائیلی فرود آمد و حالتی از بهت و ناباوری را در فرماندهان آنان ایجاد كرد و ارتش اسرائیل، با بخشی از آتشی كه نیروهای مقاومت برای آنان آماده كرده بودند، آشنا شدند.
به گزارش روزنامه السفير لبنان، شرایط جنگ، این توهم را برای اسرائیلی ها ایجاد كرده بود كه حزب اللهی ها در اعماق جبهه مستقر هستند در حالی كه مقاومین تنها چند متر با مرز فاصله داشتند. نیروهای ارتش اسرائیل توقع نداشتند كه دشمن در زمین‌هایی كه آنان اشغال كرده بودند حتی در آن تمركز یافته و پایگاه نظامی خود حتي «مركز فرماندهی شمال» را در آن بنا كرده بودند انتظار آنان را بكشد؛ بلكه تصور می كردند بمجرد حركت تانكهای آنها به سمت شمال (جنوب لبنان) این منطقه خالی از هر عنصر انساني غير اسرائيلي شود.
روستای "مارون الراس" – با ارتفاع 917 متر از سطح دریا – موقعیت استراتژیك بسیار مهمی دارد. در یك سوی آن «جلیل» و روستاهای آن در فلسطین قرار دارد و در دیگر سو «بنت جبیل»، «عتيرون»، «یارون» و دیگر نقاط جنوب لبنان گسترده شده است. این موقعیت به هر كس كه بر آن تسلط داشته باشد سیطره كامل به این مناطق مسكونی را می بخشد ضمن آنكه اگر اسرائیل بر آن دست می یافت می توانست مانع از دسترسی مستقیم نیروهای مقاومت به شهركهای صهیونیستی شود كه بر دامنه آن قرار دارند. اضافه بر تمام اینها، مارون اهمیت دیگری هم دارد: خط مقدم لبنان با فلسطین اشغالی است.

در هشتمین روز تجاوز اسرائیل به جنوب لبنان – در تابستان 2006 – هنگامی كه نیروهای اسرائیلی از شهرك صهیونیست نشین «افیفیم» واقع در جلیل، برای انجام مأموریتی كه آنرا «ساده» می پنداشتند خارج شدند، پایان دادن به موشك باران این شهرك و نیز شهرك های زنجیره ای اطراف آن را هدف گرفته بودند.

تصویر

آنان به سوی «جل الدیر» در مارون الراس حركت كردند؛ منطقه ای كه فاصله بسیار كمی با پایگاه نظامی اسرائیل و مركز فرماندهی شمال فلسطین اشغالی دارد و به دلیل شرایط طبیعت آن، معبری صعب العبور و نوعی پناهگاه طبیعی محسوب می شود.
«ابو حیدر» یكی از مردان مقاومت، داستان اولین رویارویی زمینی با اسرائیل را كه به فاجعه ای برای آنان و عزل تعداد زیادی از افسران ارتش اسرائیل انجامید را اینچنین تعریف می كند:
صهیونیست ها این بار هم شگرد همیشگی خود را به كار بستند و قبل از گسیل نیروها، زمینه را با بارش آتشی سنگین آماده كردند؛ «جبل الباط»، «جل الدیر» و «جنگل مارون» را بمباران كردند و به خیال خود مسیر عبورشان كه حدود یك كیلومتر می شد را پاكسازی كردند در حالی كه نیروهای مقاومت در پناهگاههای خود ورود آنان را انتظار می كشیدند...

تصویر

پس از حمله هوایی، نیروی زمینی حركت خود را شروع كرد. تا اینكه به كمین نیروهای مقاومت نزدیك شد. در اين هنگام از مقر فرماندهي حزب الله دستور رسید كه: «فقط یكی از این نیروها وارد عمل شود» و وی جنگ را آغاز كرد در حالیكه اسرائیلی ها را در فاصله دو تا پنج متری خود به دام انداخته بود.
وی از این فاصله نزدیك اولین سرباز اسرائیلی را با اسلحه اش – مسلسل كلاشینكف – هدف قرار داد وبه خاك انداخت... اسرائیلی ها كه بشدت غافلگیر شده بودند بدون اینكه بدانند از كجا مورد هجوم قرار گرفته اند شروع به شلیك به اطراف خود كردند...

تصویر

چند دقیقه ای گذشت تا دوباره به رزمنده مقاومت دستور رسید كه از اوضاع اسرائیلی ها كسب اطلاع كند. پس وی به جایی برگشت كه سرباز بخت برگشته اسرائیلی را هدف قرار داده بود و مشاهده كرد كه سه نفر از همقطاران او در حال كشیدن وی به سمت عقب هستند.
رزمنده، بهترين كار ممكن كه آسان ترين كار هم بود را انتخاب كرد: هر سه نفر را درو كرد و به پناهگاه خود برگشت...
اسرائیلی ها انواع و اقسام سلاح هایشان را بی هدف به كار انداختند اما پس از اینكه پی به بی فایده بودن این كار بردند، سكوت بر منطقه حاكم شد.

تصویر

تا این لحظه گروه مقاومت مستقر در "جل الدیر" وارد معركه نشده بود و همان یك رزمنده بود كه به تنهایی جبهه شمالی را كن فیكون نموده و چهار اسرائیلی را درو كرده بود و بسلامت به مكان خود بازگشته بود.
نتیجه اینكه: تمامی واحد مسلح اسرائیلی كه با دبدبه و كبكبه قصد تصرف بی دغدغه "مارون الراس "را داشت عقب نشسته بود و رزمنده ای كه باعث این عقب نشینی مفتضحانه بود در بازگشت دوباره اش به مكان درگیری با پنج كوله پشتی جنگی مواجه شد و مطابق دستور، آنها را به غنیمت برداشت و به كمینگاه خود بازگشت.

تصویر
تشییع یکی از سربازان اسراییلی هلاک شده در مارون الراس

كسانی كه چندي بعد در روزنامه های صهیونیستی خواندند كه چگونه سربازان اسرائیلی، از ناراحتی این شكست خود را پشت لانه مرغ و خروس ها در شهرك افیفیم پنهان كردند و بر سرنوشت دوستانشان كه تنها چند متر پس از گذر از مرز لبنان به خاك و خون كشیده شده بودند می گریستند، به مخیله شان خطور نمی كرد كه یك «رزمنده تنها» تمام آن كارها را كرده باشد؛ اما فقط چند ساعت وقت لازم بود تا «شبكه المنار» غنایمی را كه این رزمنده از سربازان تار و مار شده اسرائیلی به چنگ آورده و – علیرغم آتش سنگین دشمن – آنها را به پشت جبهه رسانده بود را بر صحفه تلویزیون به جهانیان نشان دهد.
با این حال چند روز بعد ، بالاخره "مارون الراس" سقوط كرد؛ اما اینگونه بود كه یك حزب اللهی تنها، با قدرت ایمان و ذكاوت مجاهدانه خويش، توانست اشك یك لشکر تا بن دندان مسلح را درآورد و باعث عزل افسران متعدد اسرائیلی گردد.

پس از جنگ 33روزه، حزب الله لبنان در این منطقه پارکی تاسیس کرد که به نام پارک ایران نام گذاری شد.
این پارک در منطقه ایست که بیشترین اشراف را بر مناطق صهیونسیت نشین دارد تا برای همیشه آیینه دقی باشد برای ساکنان سرزمینهای اشغالی.

تصویر
تصویر
تصویر
پارک ایران در منطقه مرزی مارون الراس و نصب پرچم جمهوری اسلامی ایران
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 3805
تاریخ عضویت: شنبه ۷ شهریور ۱۳۸۸, ۳:۲۶ ق.ظ
محل اقامت: جمهوری اسلامی ایران
سپاس‌های ارسالی: 4180 بار
سپاس‌های دریافتی: 22794 بار
تماس:

Re: نبرد آخرالزمانی "وعده صادق" ( جنگ 33 روزه )

پست توسط Sami 1993 »

[External Link Removed for Guests]

نبرد آخرالزمانی "وعده صادق" /8
[External Link Removed for Guests]
بمبهای اسراییلی صداي انفجار زيادي نداشتن و مي توانستند به طبقات زيرين ساختمون نفوذ کرده و نزديك به پي ساختمان منفجر شوند. به اين ترتيب آپارتمان هاي بلند و متراكم "ضاحيه" مثل كيك چند طبقه روي طبقه اولشان خراب مي شدند و از ساختماني بلند فقط تلي از خاك باقي مي ماند.

به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق، فقط در ده روزاول جنگ 33روزه، نيروي هوايي اسراييل نزديك به ۱۰ هزار حمله هوايي به مناطق مختلف لبنان انجام داد که اين ميزان حمله هوايي حتی در جنگ جهاني دوم هم كم سابقه بود.
قسمت عمده اين حملات به منطقه حومه جنوبي بيروت، معروف به "ضاحيه" انجام مي شد. "ضاحيه" (به معنی حومه) در اصل خارج از بيروت قرار دارد اما در عرف عمومي، قسمتي از شهر بيروت حساب مي شود.
شهر بيروت در سال هاي خيلي دور، شهري "سني نشين" محسوب مي شد كه مناطق مسيحي نشين هم داشت.
آن روز ها شيعيان لبنان بيشتر در روستاهاي جنوب اين كشور و يا شهر "صور" ساكن بودند. آنها در آن زمان مردمان بدبخت و تحت ستمي بودند كه در فلاكت و نكبت زندگي مي كردند به همين دليل تعداد زيادي از اين شيعیان براي امرار معاش به پايتخت لبنان مهاجرت كردند و چون به دليل تنگدستي امكان زندگي در داخل اين شهر را نداشتند، در حومه جنوبي بيروت به صورت "حاشيه نشين" مستقر شدند.
با بهتر شدن وضعيت شيعيان و متمركز شدن رهبري سياسي و طايفه اي در ميان آن ها، منطقه "ضاحيه" هم توسعه پيدا كرد و به كانون تجمع شيعيان بيروت تبديل شد.
امروز"ضاحيه" به قدري بزرگ شده كه به بيروت وصل شده است، اما هنوز حاشيه بيروت محسوب مي شود.
طبيعي ست كه "ضاحيه" امن ترين و بهترين محل براي فعاليت هاي سياسي شيعيان است و حزب الله هم اصلي ترين مراكز سياسي و فرهنگي خود را در "ضاحيه" مستقر كرده است.
تمامي كادرهاي حزب الله هم كه در پايتخت لبنان مشغول خدمت هستند در "ضاحيه" منزل دارند. به اين ترتيب اين منطقه براي نيروي هوايي اسراييل بهترين هدف محسوب مي شد.
نيروي هوايي اسراييل براي گرفتن تلفات هر چه بيشتر از كادرهاي حزب الله، بخش بزرگي از "ضاحيه" را با بمب هاي مخصوصي كه آمريكايي ها در اختيارش گذاشته بودند، با خاك يكسان كرد.
اين بمب ها صداي انفجار زيادي نداشتن و مي توانستند به طبقات زيرين ساختمون نفوذ کرده و نزديك به پي ساختمان منفجر شوند. به اين ترتيب آپارتمان هاي بلند و متراكم "ضاحيه" مثل كيك چند طبقه روي طبقه اولشان خراب مي شدند و از ساختماني بلند فقط تلي از خاك باقي مي ماند.
آدم هاي داخل ساختمان هم مثل خامه توي كيك له مي شدند و به سختي جنازه هاشان بيرون مي آمد.
البته بهتر است بگوییم هدف اسراييل از بمباران حيرت انگيز "ضاحيه" گرفتن تلفات از خانواده هاي اعضاي حزب الله بود چون صهيونيستها خوب مي دانستند كه در زمان جنگ، اعضاي حزب الله را در خانه هايشان نمي شود پيدا كرد.
بنابراین بمباران اين منطقه در چنين زماني، تنها باعث كشتار زنان وكودكاني مي شد كه مردهايشان در ميدان جنگ بودند.

عكس هايي كه در زير مي بينيد تنها بخش كوچكي از ويراني هاي "ضاحيه" است:

تصویر
عكس بالا به خوبي ميزان تخريب آپارتمان هاي بلند "ضاحيه" را نشان مي دهد. تمام منطقه بين آپارتمان ها كه خالي شده، پر بوده از ساختمان هاي ۱۱-۱۲ طبقه

تصویر
ببينيد بمب اسراييلي (ساخت آمريكا) يک خانه ۵ طبقه را چطور به پهلو خوابانده!

تصویر
يک عكس ديگر از وسط"ضاحيه" كه جاي خالي ۳ واحد آپارتمان ۱۱-۱۲ طبقه در آن به خوبي معلوم است.
اين عكس ها تنها چند ساعت بعد از بمباران هوایی گرفته شده و هيچ آواربرداري اي در كار نبوده، فقط ساختمانها مثل كيك روی هم هوار شده و با زمين يكي شدند. اين شكل تخريب متعلق به نسل جديد بمب هايي بود كه آمريكا در جنگ ۳۳ روزه به اسراييل داد.


تصویر
عكس فوق بقاياي يك ساختمان ۱۰ طبقه را نشون مي دهد. ساختمون تقريبا پودر شده است.

تصویر
عكس فوق، فرودگاه بين المللي بيروت را نشان مي دهد كه بارها مورد حمله هوايي اسراييل قرار گرفت تا به خیال خودشان مبادا از ايران يا سوريه به حزب الله كمك برسد.

از طرف دیگر، زدن فرودگاه بيروت به منظور بستن اين فرودگاه انجام شد تا مردم لبنان بيشتر در تنگنا قرار گرفته و حزب الله را به عنوان مقصر تحت فشار قرار بدهند.
اسراييل در این جنگ، نه تنها حزب الله را دست كم گرفت، بلكه شعور مردم لبنان را هم جدي نگرفته بود و فكر مي كرد آنها همان آدمهاي ۲۰-۳۰ سل قبل هستند اما...
ارسال پست

بازگشت به “حماسه دفاع مقدس”