اوشو (Osho)

در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه موضوعات فرهنگي و ادبي به بحث و تبادل نظر بپردازيد

مدیر انجمن: شوراي نظارت

Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 412
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۲۲ فروردین ۱۳۸۵, ۱۰:۴۶ ق.ظ
سپاس‌های دریافتی: 64 بار
تماس:

پست توسط njmh »

پيام من نه در واژه هايي که به کار ميگيرم،بلکه در سکوتي نهفته است که واژه ها از آنجا
نشئت ميگيرند.پيام من نه کلامي است و نه فلسفي.يک پيوند است.پيوند عميق دلها.يک ديدار
يک آميزش.يک تجربه مست کننده.پيام من انزال معنوي است.
مرا دوست بدار،اندكي ولي طولاني!
Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 412
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۲۲ فروردین ۱۳۸۵, ۱۰:۴۶ ق.ظ
سپاس‌های دریافتی: 64 بار
تماس:

پست توسط njmh »

هر انساني با سرنوشت مشخصي به اين دنيا قدم ميگذارد.او وظيفه اي دارد که بايد ادا کند
پيامي که بايد ابلاغ شود،کاري که بايد تکميل گردد.
تو تصادفا اينجا نيستي که به طور هدفمند قرار داري.در پس وجود تو منظوري نهفته است.
کل هستي بر آن است که کاري را از طريق تو به انجام برساند.

each man coms in to this world with a specific destiny.
he has som thing to fulfill.
som message has to be delivered
some work has to be completed
you are not hre accidentally
you are here meaningfully
there is a purpose behind you
the whole intends to do som thing through you
مرا دوست بدار،اندكي ولي طولاني!
Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 412
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۲۲ فروردین ۱۳۸۵, ۱۰:۴۶ ق.ظ
سپاس‌های دریافتی: 64 بار
تماس:

پست توسط njmh »

هیچ کس نمی تواند معنای زندگیت را به تو دهد .

این زندگی توست , معنای آن نیز از آن توست .

آری زندگی توست و تنها تو به آن دسترسی داری .

تنها در زندگی کردن است که راز آن بر تو گشوده خواهد شد .
مرا دوست بدار،اندكي ولي طولاني!
Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 412
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۲۲ فروردین ۱۳۸۵, ۱۰:۴۶ ق.ظ
سپاس‌های دریافتی: 64 بار
تماس:

پست توسط njmh »

در درونتان بمانید . به خودتان اجازه ندهید تا با نظریات دیگران اداره شوید یا دیگران با نیات و خواسته هایشان شما را به این طرف و آن طرف هل بدهند . در متعادل کردن خود با دیگران اشتباه نکنید و خودتان را با دیگران هم سطح نکنید
مرا دوست بدار،اندكي ولي طولاني!
Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 412
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۲۲ فروردین ۱۳۸۵, ۱۰:۴۶ ق.ظ
سپاس‌های دریافتی: 64 بار
تماس:

پست توسط njmh »

خودت باش !

رها از تمام ایدئولوژی ها و مذاهب

رها از تمام شرطی شدگی ها و عادات

رها از آنچه به تو باورانده اند .

خودت باش !

با پاهای خودت راه برو

و با چشمان خودت نگاه کن

و با گوشهای خودت بشنو

خودت باش !

تو نمی توانی بودا شوی

تو نمی توانی مسیح یا محمد یا زرتشت شوی

تو فقط می توانی خودت شوی

پس خودت باش !
مرا دوست بدار،اندكي ولي طولاني!
Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 412
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۲۲ فروردین ۱۳۸۵, ۱۰:۴۶ ق.ظ
سپاس‌های دریافتی: 64 بار
تماس:

پست توسط njmh »

امروز صبح كتاب آينده ي طلايي اشو را برداشتم تا بعد از مدتها دوباره نگاهي به آن بيندازم . اما چيزي كه توجه مرا به خود جلب نمود ؛ پيشگفتار ناشر بود . ناشر انتشارات فردوس . بدون نام ! آقاي ناشر و يا شايد خانم ناشر ! ، در پيشگفتاري كه ارائه فرموده اند اشو را به باد انتقاد گرفته اند . پيشگفتار ناشر را در زير مي آورم . واژگان درون پرانتز از اينجانب مي باشد :



پيشگفتار ناشر

شبه قاره ي هند سرزميني كهن است ، كه تجربه هاي تلخ پنج قاره ي جهان و كل تاريخ بشريت ( ! ) را يكجا بر دوش مي كشد ؛ سرزميني كه كالبد آن از بي عدالتي ، فقر ، نابرابري ، استعمار ، خرافه پرستي ، انفجار جمعيت ، اختلاف طبقاتي ، تبعيض جنسي و نژادي ، تفرقه هاي سياسي و كشمكش هاي مذهبي ، قومي و نژادي سخت بيمار است .

مردم از شدت فقر به فحشاء ، خودكشي ، بچه كشي ، فروش اعضاي بدن ، فروش كودكان و همسران و سقط جنين پناه برده اند .

در اين سرزمين ، فقر حرمت خانواده ، روابط زناشويي و حتي زندگي را از بين برده است . ( ناشر همه ي اينها را براي اين گفته تا بتواند از آن نتيجه گيري شخصي خود را بكند .. در ادامه متوجه خواهيد شد . )

و اشو در اين آشفته بازار چشم به جهان گشوده و تا چشم باز كرده ، دنيا را از پشت همين عينك تيره و تار ( آنان كه اشو خوان هستند مي دانند كه اشو يكي از مثبت انديش ترين انسانهاي روزگار ماست ) ديده و به سبب اضطرار و وخامت همين اوضاع ، از هر آشي ملاقه يي برگرفته و بر سر سفره ي آيندگان نهاده است . ( و جناب ناشر اينگونه به اشو حمله مي كند . پرسشي از ايشان دارم : اگر موافق سخنان اشو نيستيد چرا كتاب او را چاپ و روانه ي بازار مي كنيد تا جوانان اسلام ناب محمدي منحرف شوند ! ؟ شايد فقط به خاطر پر كردن جيب خودتان .. ) در واقع ، آينده يي كه او براي بشريت ترسيم مي كند ، ملغمه يي از فلزات پر بها و كم بها با روكشي از طلاست . ( ! )

كافي است دردي را كه قلبش را مي فشرد ، درك كنيد و به او حق دهيد كه ناخواسته با برخي رهنمودهاي خويش آيندگان را از سياهچال به چاهي طلايي – چاهي دست ساخته ي خود بشر – سوق دهد . ( اين هم توجيه ايشان براي چاپ كتاب ! )

افسوس ( ! ) اين عارف بزرگ با اسلام ناب آشنا نبود ، كه اگر با علي ع ، اين اسوه ي عدل و داد ، اين بنده ي رها از تمامي قيود و بردگي مأنوس مي بود ، الحق مسلماني ناب گشته و به صفوف عاشقان سينه چاك امام زمان عج مي پيوست . ( افسوس يكي از سربازان امام زمان كم شد ! پاپ حق دارد كه اسلام را مذهب خون و شمشير بنامد . ما همه عاشقيم ! عاشق او تا بيايد و ما را از ظلم برهاند ! گويند از كشتار او زمين در خون غرق خواهد شد !!! )
مرا دوست بدار،اندكي ولي طولاني!
Old Moderator
Old Moderator
نمایه کاربر
پست: 1487
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲ آذر ۱۳۸۵, ۷:۲۶ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 16 بار
سپاس‌های دریافتی: 209 بار

پست توسط ALIAGHAKHAN »

اشو کیست؟
اشویک عارف روشن ضمیراهل هندوستان است.مردی که دراثریک احساس معنوی بسیارعمیق به بیداری وخودشناسی رسید، تلاش او بر مبنای شراکت ادراک و دریافت خویشتن با دیگر افراد انسانی میباشد، که بدین ترتیب آنان نیزبا وی متقابلا دراین آگاهی شریک شوند.درنتیجه بتوانند تحولات فردی خود را تجربه کرده وآنرا درزندگی خود به کار گیرند.تعلیمات اشو پلی برای دریافت ودرک مدی تیشن شرق با خواسته هاي غرب جهت نایل شدن به فلسفه علمی و خودیاری است، که با شیوه نوین و کلام معاصر و هماهنگ با زمان کنونی بيان مي شود.درکلام اوعشق و درعین حال شوک و لرزش، خشم وتحریک، ترحم و دلسوزی و نهایتاً دلگرمی و تشویق وجود دارد، وحاوی گفتگو های مفصل وگسترده درانواع موضوعات هستی وانسان است.او به سوالات هزاران پوينده هستی دراقصی نقاط دنیا پاسخ داده است.
بنشین، آرام باش و گوش کن، تا به یک درمان معنوی نائل شوي

اشو میگوید:
دوست دارم شما را درسکوت ببینم، دوست دارم که شما را خندان ببینم، ودوست دارم شما را درحال رقص(سماع)ببینم
درنوزدهم ژانویه سال 1990 میلادی اشو، کا لبد فانی خود را وداع گفت، خاکستر کالبد وی را پس از سوزاندن در آتش، در محل زندگی او ( مرکز بین المللی اشو در پونا ) با سنگ مرمر پوشا نده و دفن کردند که اکنون به نام صامادی (Osho Samadhi) نامیده میشود و در ساختمان "اشو لائوتزو" (Osho Lao Tzu) قراردارد.
او ميگويد:
من در پيروانم حل خواهم شد.مثل يك درياي شور كه درهرنقطه آن مزه شوري وجود دارد و به همين ترتيب قادر ميشويد كه درهر يك از پيروان من يك مزه مشابه را بچشيد.مزه اي ازتبارك و خجستگي....، من پيروانم را براي زندگي در خوشي و نشاط آماده ميكنم .بنابراين عدم وجود من دركالبد جسماني ، تفاوتي براي آنان ايجاد نخواهد كرد.آنان به همان شيوه مشا بهه زندگي خواهند نمود و شايد هم مرگ من درآنها جذبه و شور بيشتري را به ارمغان آورد.
اشو درتاريخ 21مارس 1953 ميلادي و درسن بيست و يك سا لگي به مرحله روشن ضميري نائل شد.وي درآن هنگام يك دانشجو بود.ازآن زمان تا كنون، تلاش او براي سهيم كردن دريافت ودرك خود با ديگرافراد انساني بوده است.همانطور كه پيروان او تجارب و تحولات خود را با وي تقسيم مي كنند.
هيچ كس لياقت اشكهاي تو را ندارد و كسي كه اين لياقت را داشته باشد هيچ گاه تو را به گريه نمي اندازد...
Old Moderator
Old Moderator
پست: 803
تاریخ عضویت: جمعه ۶ مرداد ۱۳۸۵, ۱۱:۵۱ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 138 بار
سپاس‌های دریافتی: 273 بار

پست توسط Ines »

انسان بذری است با نیرویی نهان و عظیم.

چون کریستف کلمب کاوشگر شعور و خود آگاهی باش.

انسان برای این به دنیا نیامده که روی زمین بخزد و چهار دست و پا راه برود. او می تواند تا بینهایت پرواز کند.

انسان هر دوره ای به نوع تازه ای از معنویت نیازمند است زیرا نیازهای او در هر دوره ای با دوره های دیگر متفاوت است. از این رو پیامبران زیادی در دوره های مختلف ظهور کرده اند. پیامبر کسی نیست جز انسانی که حقیقت جاودان را به زبان انسان های هم دوره ی خویش بیان میکند.
No time like the present


  مدتی کمرنگ یا بی رنگ... 
Old Moderator
Old Moderator
نمایه کاربر
پست: 1487
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲ آذر ۱۳۸۵, ۷:۲۶ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 16 بار
سپاس‌های دریافتی: 209 بار

پست توسط ALIAGHAKHAN »

تصویر

تصویر

همه هنر مراقبه آن است که چطور به راحتی ، شخصیت را ترک کنیم ، به سوی دل بشتابیم ، شخص نباشیم .
همین شخص بودن یا نبودن ، همه هنر مراقبه و همه هنر خلسه معنوی است .
*****
ضمن مراقبه ، تو آهسته آهسته کیفیت جدیدی را در خود احساس می کنی ، زنده بودنی جدید ، زیبایی و ظرافتی جدید ، هوشی جدید که از هیچکس عاریت گرفته نشده ، که در درون تو در حال نشو و نماست . کیفیتی که ریشه اش در وجود توست .
*****
مراقبه پرواز به فراسوی ذهن است . آن را با آرامش ذهنی کاری نیست . مراقبه نهایت و اوج تجربه لذت است .
*****
آدم اهل مراقبه به طرز متفاوتی عمل می کند . مهم نیست چه حرفه ای انتخاب کند ، او کیفیتی از قداست را برای حرفه اش به ارمغان خواهد آورد .
*****
مراقبه نه سفری در فضاست و نه سفری در زمان ، بلکه یک بیداری آنی است . اگر بتوانی همین الان خاموش باشی ، این ساحلی دیگر است .
اگر اجازه دهی ذهن متوقف شود و از کار بیفتد ، این ساحلی دیگر است .
*****
مراقبه موازنه است ، مراقبه پرنده ایست با دو بال : آزادی و عشق .
*****
مراقبه تسلیم است ، نه تقاضا ، مراقبه تحمیل کردن مسیر خود به هستی نیست ، بلکه آرام گرفتن در مسیری است که هستی می خواهد در آن باشی .
مراقبه با دنده خلاص رفتن است .
*****
عشقت را در مراقبه ات و مراقبه ات را در عشقت جاری ساز .
این همان چیزی است که من تعلیم می دهم . این همان چیزی است که زندگی پویا می خوانمش و زندگی مذهبی، زندگی ای پویاست .
*****
مراقبه تابعی است از شاد بودن ، مراقبه همچون سایه در تعقیب انسان شاد است . هر جا که می رود ، هر کاری که می کند ، در حال مراقبه و مکاشفه است . او به شدت متمرکز است .
*****
شادمانی هنگامی روی می دهد که تو با زندگی ات هماهنگ هستی . چنان همساز که هر آنچه انجام می دهی مایه مسرت توست . بعد ناگاه پی می بری که مراقبه در تعقیب توست . اگر عاشق کاری باشی که می کنی ، اگر عاشق طریقه زندگی ات باشی ، آن وقت در حل مراقبه ای . آن وقت هیچ چیز حواست را پرت نخواهد کرد . وقتی چیزها حواس تو را پرت می کند ، این خود نشانه آن است که تو واقعاً به آن چیزها علاقمند نیستی .
*****
مراقبه دارای هیچ چارچوبی نیست : مراقبه پنجره نیست ، در نیست ، مراقبه تمرکز نیست ، مراقبه توجه نیست . مراقبه آگاهی است .
*****
مراقبه چیزی نیست جز سعی در پاکسازی وجود ، سعی در یافتن طراوت و جوانی ، سعی در دستیابی به سرزندگی و هشیاری بیشتر .

بیداری انسان طلوع خداوند است
هيچ كس لياقت اشكهاي تو را ندارد و كسي كه اين لياقت را داشته باشد هيچ گاه تو را به گريه نمي اندازد...
ارسال پست

بازگشت به “شعر و ادبيات”