درسی از ادیسون ...

در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه‌ي مباحث مرتبط با فلسفه به بحث بپردازيد

مدیران انجمن: رونین, شوراي نظارت

ارسال پست
Major II
Major II
نمایه کاربر
پست: 656
تاریخ عضویت: چهارشنبه ۹ تیر ۱۳۸۹, ۱:۱۱ ب.ظ
محل اقامت: تهران
سپاس‌های ارسالی: 1080 بار
سپاس‌های دریافتی: 3413 بار

درسی از ادیسون ...

پست توسط dolphine »

[FONT=Arial Narrow]  در سنین پیری پس از اختراع لامپ، یكی از ثروتمندان آمریكا به شمار میرفتو درآمد سرشارش را تمام و كمال در آزمایشگاه مجهزش كه ساختمان بزرگی بود هزینه میكرد. 
   
  آزمایشگاه، بزرگترین عشق پیرمرد بود. هر روز اختراعی جدید در آن شكل میگرفت تا آماده بهینه سازی و ورود به بازار شود. 
   
  همین روزها بود كه نیمه های شب از اداره آتش نشانی به پسر ادیسون اطلاعدادند، آزمایشگاه پدرش در آتش می سوزد و حقیقتاً كاری از دست كسی بر نمیآید و تمامتلاش مأموان فقط برای جلوگیری از گسترش آتش به سایر ساختمانها است. آنها تقاضاداشتند كه موضوع به نحو قابل قبولی به اطلاع پیرمرد رسانده شود. 
   
  با خود اندیشید كه احتمالاً پیرمرد با شنیدن این خبر سكته میكند و لذااز بیدار كردن او منصرف شد و خودش را به محل حادثه رساند و با کمال تعجب دید كه پیرمرددر مقابل ساختمان آزمایشگاه روی یك صندلی نشسته است و سوختن حاصل تمام عمرش رانظاره می كند. 
   
  تصمیم گرفت جلو نرود و پدر را آزار ندهد. او میاندیشید كه پدر در بدترینشرایط عمرش بسر میبرد. 
   
  پدر سرش را برگرداند و پسر را دید و با صدای بلند و سر شار از شادیگفت: پسر تو اینجایی؟ میبینی چقدر زیباست! رنگ آمیزی شعله ها را میبینی؟ حیرت آوراست! من فكر میكنم كه آن شعله های بنفش به علت سوختن گوگرد در كنار فسفر به وجودآمده است! وای! خدای من، خیلی زیباست! كاش مادرت هم اینجا بود و این منظره زیبا رامیدید. كمتر كسی در طول عمرش امكان دیدن چنین منظره زیبایی را خواهد داشت! نظر توچیست پسرم؟ 
   
  حیران و گیج جواب داد: پدر تمام زندگیت در آتش میسوزد و تو از زیباییرنگ شعله ها صحبت میكنی؟ 
   
  میتوانی؟ من تمام بدنم میلرزد و تو خونسرد نشسته ای؟ 
   
  گفت: پسرم از دست من و تو كه كاری بر نمیآید. مأمورین هم كه تمامتلاششان را میكنند. در این لحظه بهترین كار لذت بردن از منظرهایست كه دیگر تكرارنخواهد شد! 
  مورد آزمایشگاه و باز سازی یا نو سازی آن فردا فكر میكنیم! الآن موقع اینكار نیست! 
   
  شعله های زیبا نگاه كن كه دیگر چنین امكانی را نخواهی داشت! 
   
  صبح ادیسون به خرابه ها نگاه کرد و گفت: "ارزش زیادی در بلا هاوجود دارد. تمام اشتباهات ما در این آتش سوخت. خدا را شکر که میتوانیم از اول شروعکنیم." 
   
  آلوا ادیسون سال بعد مجدداً در آزمایشگاه جدیدش مشغول كار بود وهمانسال یكی از بزرگترین اختراع بشریت یعنی ضبط صدا را تقدیم جهانیان نمود. آری اوگرامافون را درست یك سال پس از آن واقعه اختراع کرد. 

[HIGHLIGHT=#d8d8d8]ارزش زیادی در بلاها وجود دارد چون تمام اشتباهات در آن از بین میرود. 
[HIGHLIGHT=#d8d8d8]
 
 
==========================================
==========================================
[HIGHLIGHT=#d8d8d8][FONT=Microsoft Sans Serif] هر کسی که از ترس شرش مورد احترام دیگران است .... از امت من نیست .  
[HIGHLIGHT=#d8d8d8][FONT=Microsoft Sans Serif]   
[HIGHLIGHT=#d8d8d8][FONT=Microsoft Sans Serif] پیامبر اکرم (ص)  
ارسال پست

بازگشت به “فلسفه”