pckho0r نوشته شده:مایکل مور یه مستندسازه و میشه حتی به اثارش به دیده شک و تردید نگریست شبیه یه شوی تبلیغاتی که بگن تو امریکا ازادی بیان هست با اینکه عملکرد دولتش رو زیر سوال میبره ولی وجهه کشورش رو تخریب نمی کنه و به بنیادها حمله نمیکنه یعنی این اقا نمیدونه که بزرگترین اشغالگر تاریخ خودشون بودن که با قتل عام جمعیت چند ده میلیونی سرخ پوست یه قاره رو تصاحب کردند ، مشخصه که ایشون هیچوقت از خط قرمزها عبور نمیکنه که این خودش شک برانگیزه ،چرا نمیاد بگه صهیونیست ها برکشور ما حکومت می کنند (در مقابل حرفی که ملاها تو ایران حکومت می کنند).
خیلی مختصر جوابتون رو میدم؛ چون در حاله اسباب کشیم بدجورم آسیب دیدم
مایکل مور نسبت به فرهنگ مردمش و دولت معترض هست تو آثارش کاملا مشهوده؛ چون فیلتر رسانه ای و ذهنی پس معترض و منتقد هم از همون ناحیه دیدگاهش رو بیان میکنه که میشه مستند سازی (در مورد ایشون)
قراررنیست ایشون تمام دیدگاهای مد نظر شما رو بیان کنه، اگر هم به این قضیه بومی کشی معتقد باشه بخاطر از بین رفتن جایگاه مخاطبی و ضریب نفوذ بین مردم کشورش نمیتونه فعلا اونارو بیان کنه دقیقا بخاطر همون حصار کشی ذهنی در وحله اول. چون اعتبار از بین میره و مابقی کارهاش رو هم کسی نمیبینه
حالا بحث اصلی اینجاست که چطور این حصار کشی ذهنی بدرستی محقق بشه؟ با آزادی های زیاد؟ با جور بودن بساط برای هر قشر و طرز تفکری؟ با کانالیزه کردن اطلاعات رسانه ای بطور هماهنگ؟ با ایجاد سرگرمی ظاهری و تهیه امکانات فراوان برای پوشاندن مسائل اصلی از دید عام؟ تفرقه در گروهی بین اقشار و نژاد مختلف؟ حداکثر دانایی در عین نادانی کل( دانایی جامعه با مسائل پوچ)و ذهن مشغولی واهی ....
تمام اینها تاثیر داره ولی چطور میشه جامعه بهم نمیریزه؟ چطور باید معجزه کرد که ایجاد تفرقه در گروهی بین اقشار و نژاد مختلف برای تخلیه پتانسیل مازاد به منافع ملی ضرر نزنه و همه اینها در یکسو باشن؟
جواب اینه اون چیزی که تمام این آدمها ازش واهمه دارن دشمنی که در ذهنشون بطوری معرفی شه که قصد جونشون ر. داره اونم بی دلیل! یعنی مدیریت ترس کلی با استفاده از حس بقا که در تمام انسانها موجوده
برای همین هم هست از هرکسی تو کشور خودمون با هر طرز تفکر مذهب سیاست و... بپرسی ریگی چی بود؟ نظرت چیه؟ با یک جواب منفی (هرچند ممکنه در ابعاد مختلف باشه) میرسی