انسان غربى،انسان اسلامى

در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه‌ي مباحث مرتبط با تاريخ، فرهنگ و تمدن به بحث بپردازيد

مدیران انجمن: رونین, شوراي نظارت

Major I
Major I
پست: 458
تاریخ عضویت: دوشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۱, ۸:۵۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 118 بار
سپاس‌های دریافتی: 1090 بار

انسان غربى،انسان اسلامى

پست توسط امیر احمدی2 »




قوانين و قواعد بى مايه كليسا، وقدرت مطلقه اربابان آيين تحريف شده انجيل، به تدريج مردم مغرب زمين را در جدا شدن از همه امور معنوى، و بدبين شدن به خط دين، و گرايش به مسائل مادى در تمام زمينه هاى حيات، و ميدان دادن به شهوات و آمال، و آزادى بى قيد و شرط، ودر يك كلمه خود فراموشى كه ميوه، بسيار تلخ خدافراموشى است، آماده كرد.
برنامه هاى كليسا كه هيچ گونه هماهنگى با فطرت و نيازهاى معنوى انسان نداشت و جنايات اربابان كليسا به جان و مال و ناموس انسان، باعث گرايش انسان به فراورده هاى عقل تنها، و تكيه كردنش به علوم تجربى شد.
انسان در مغرب زمين دريافت هاى خود را ملاك حق و باطل قرار داد، و خود بت خود گشت.
فكر مى كرد علوم تجربى و امورحسّى، و محصولات عقل جزئى مى تواند ته تمام نيازهاى مادى و معنوى او پاسخ دهد، ولى گذشت زمان به او ثابت كرد كه اين مجموعه، ظاهرى غذاى كاملى براى او نيست.
به خيال اينكه شكستن قيود و شروط اخلاقى، و دست برداشتن از حالات انسانى، و آزاد گذاشتن شهوات و اميال، و بازگذاشتن دست غرائز، او را سير و سيراب خواهد كرد، وارد اين ميدان وحشتناك شد، و درنتيجه خود را با آفات و
بلاهايى دچار ساخت كه امروزه از دست خودش بجان آمده، و پوچى و بى هدفى، خلأ سنگين باطنى او را آزار مى دهد.احساس پوچى و پوكى در سنين بالا در مرد و زن غربى بيش از سنين پايين حس مى شود .
هیچ کس جز خداوند هست نیست.
Major I
Major I
پست: 458
تاریخ عضویت: دوشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۱, ۸:۵۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 118 بار
سپاس‌های دریافتی: 1090 بار

Re: انسان غربى،انسان اسلامى

پست توسط امیر احمدی2 »

پيرمردان و پيرزنان مغرب زمين اگر دست به خودكشى نزنند، و اگر دچار جنون نشوند، در كمال افسردگى بسر مى برند، و هر لحظه در انتظار مرگ هستند، تا سايه شوم حيات را از سر خود باز كرده، و با تبديل شدن به خاك گور به خيال خودشان براى هميشه راحت شوند، ولى نسل جوان غرب به خاطر شور و هيجان جوانى كمتر احساس پوچى و پوكى كرده، و دراين سنين دلخوش به انواع لذات و شهواتند آنان هم پس از فروكش كردن هيجانات جوانى، و از كار افتادن ابزار شهوات، ورشكسته شدن بدن، به همان كاروانى كه احساس پوچى و بى هدفى آنان را در رنجى جانكاه فرو برده وارد مى كند و به افسردگى يا جنون، يا خودكشى دچار مى سازد.
هیچ کس جز خداوند هست نیست.
Major I
Major I
پست: 458
تاریخ عضویت: دوشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۱, ۸:۵۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 118 بار
سپاس‌های دریافتی: 1090 بار

Re: انسان غربى،انسان اسلامى

پست توسط امیر احمدی2 »

محصول خدا فراموشى غربى ها خودفراموشى، و محصول خودفراموشى روى آوردن به عقل جزئى و علوم تجربى، و نتيجه روى آوردن به عقل جزئى و علوم تجربى غرق شدن در منجلاب لذات حيوانى، و شهوات غريزى و پس از آن دچار شدن به پوكى و پوچى، و افتادن در بند افسردگى شديد، يا بيمارى روانى و يا خودكشى است.

تعدادى انگشت شمار از دانشمندان غربى امثال كارل فرانسوى، و دى لانزاد فاستو، كه برقى كم سو از بيدارى و بينايى در وجودشان جلوه كرده، به اوضاع
وحشتناك حيات در غرب پى برده و فريادشان از فاجعه و بلايى كه بر انسان غربى آمده بلند شده، و غرب را نسبت به خود فراموشى هشدار داده، و عاقبت بسيار خطرناكى را براى تمدن غرب و بندگان و بردگان آن تمدن پيش بينى كرده اند.
هیچ کس جز خداوند هست نیست.
Major I
Major I
پست: 458
تاریخ عضویت: دوشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۱, ۸:۵۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 118 بار
سپاس‌های دریافتی: 1090 بار

Re: انسان غربى،انسان اسلامى

پست توسط امیر احمدی2 »

آنان مى گويند:
تمدن جديد كه واقعيات و حقايق و نصوص اصيل و محكم قديم را لغو كرده، ناچار است مجموع بلاهايى كه به سرش آمده با خوديت خود اندازه گيرى كند، كه اين اندازه گيرى بدون ترديد نمى تواند مقياس شناخت حق از باطل گردد، از اين جهت بشر غربى چاره اى براى علاج دردهاى خطرناك فردى و اجتماعى، و ظاهرى و باطنى خود نمى بيند، و خود را در اين زمينه دچار بن بست مشاهده مى كند!
ـ انسان غربى امكانات و مواهب مادى و زمينى را مالك است، ولى از يك چيز با تمام وجود عاجز مى باشد، و آن خودشناسى و تأمّل در باطن خويش است، و تنها همين موضوع براى اثبات پوچى درخشندگى كاذب تمدن جديد كافى است.
ـ بدون ترديد غربى ها از هوش و درك قابل قبولى برخوردارند، ولى شك نيست كه از حيث آشنايى با حكمت عملى، و حيات معنوى فقيرترين مردم روى زمين اند!
ـ تمدن غربى اگر غربى ها را مبتلا به خوردن مشروبات الكلى و گوشت خوك و انواع مواد حرام نموده، و به اعمال جنسى و شهوات بى قيد و شرط مبتلا كرده، به خاطر اين است كه غربى بجاى خويشتن جويى در پى فراموشى و هدر ساختن خويشتن خويش است، اغلب كارهاى بزرگ و قهرمانى و حتى اعمال نيك غربى و چيزى جز محصول فراموشى و بيهودگى نيست، قدرت عملى او بر اكتشاف و
اختراع، و تهيه وسايل جنگى ناشى از فرار غربى از خويشتن است نه قدرت و تسلّط استثنائى بر خود.
ـ ترس از تنهايى و سكوت، وحشت از خلأ باطن و درون و توسل به پول، غربى را از شنيدن نداى باطن عاجز ساخته، و انگيزه فعاليت مداوم او همين امور است.
ـ محرك وى در جهانگشايى، ناتوانى او در حكومت به خويشتن است، به همين علت غربى پديد آورنده آشوب و فساد در سراسر دنياست.
هیچ کس جز خداوند هست نیست.
Major I
Major I
پست: 458
تاریخ عضویت: دوشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۱, ۸:۵۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 118 بار
سپاس‌های دریافتی: 1090 بار

Re: انسان غربى،انسان اسلامى

پست توسط امیر احمدی2 »

ذلّت و زبونى انسان در غرب، و در هم شكستن شخصيت او ناشى از آن است كه نتوانسته حقيقت وجود خود، و ارزش گوهر شخصيت خويش را دريابد، انسان در مدرسه غرب به خيال خودش حيوانى مانند ساير حيوانات است، و ارزش او مانند و برابر ارزش موجودات زنده ديگر روى زمين است.
به نظر غربيان از آنجا كه ميزان و مقياس ارزش هر موجود در نظام تطور و شبكه نشو و ارتقاء، پايدارى و بقاء است، بنابراين همگى موجودات زنده كه غربال انتخاب طبيعى باقى مانده، و در مبارزه حيات ياراى مقاومت آورده اند، از نظر ارزش برابرند.
معناى اين ارزيابى اين است كه گاو و مورچه، پلنگ و روباه، الاغ و خرگوش، « انسان اسلامى »
مار و عقرب، گرگ و سگ، كلاغ و خوك و انسان و شتر در يك ارزش و مقياسند!!
انسان غربى كه با تمام وجود مغرور فراورده هاى علمى و تمدن شده، در تشخيص ارزش و موقعيت خود دستخوش خبط و اشتباه گشته، و در شناخت حقيقت راه خطا رفته، تا آنجا كه خود را به سطحى برابر با مورچه و موش فرو كاسته!! انسان غربى بااثر گرفتن از افكار دانشمندان ملحد خود از دايره نفوذ و
حمايت حضرت حق و ولايت و حاكميت پروردگار بيرون رفت، و تصورش اين بود كه با خروج از مدار توحيد به خوشبختى موهومى كه فرض كرده بود مى رسد، در حالى كه پس از بيرون رفتن از حوزه نفوذ ربوبيت حق به چنگ شياطين و خدايان مجعول و موهوم گرفتار شد، و دامن به انواع مفاسد و معاصى آلوده كرد.
فشار اربابان كليسا به مردم، و قانع نبودن روح انسان در برابر آيين كليسا، و فعاليت هاى مرئى و نامرئى يهوديان اروپا به خصوص سردمداران صهيونيست در اوضاعى كه امروز غربيان گرفتار آن هستند تأثير به سزا داشت.
امروز درصد بالاى از مردان و زنان غربى به خاطر خدا فراموشى دچار خود فراموشى سختى هستند، و اين خودفراموشى اگر علاج نشود، به فاجعه اى عظيم در جهت نابودى انسان و تمدن او خواهد انجاميد.
هیچ کس جز خداوند هست نیست.
Major I
Major I
پست: 458
تاریخ عضویت: دوشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۱, ۸:۵۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 118 بار
سپاس‌های دریافتی: 1090 بار

Re: انسان غربى،انسان اسلامى

پست توسط امیر احمدی2 »

انسان اسلامى
انسان در فرهنگ اسلام يعنى احسن تقويم، خليفه خدا، ظرف علم اسماء، عرصه گاه هدايت، منبع كرامت، سزاوار رشد و كمال، مسجود فرشتگان، و بالقوّه يعنى: متقى، طاهر، شاكر، صابر، ذاكر، عادل، محسن، مجاهد، مهاجر، مؤمن، زاهد، تائب، سليم، اصيل، شريف، كريم.
انسان اسلامى موجودى است كه براى شكوفايى اصول انسانيت، و حقايق وجودى او انبياء الهى مبعوث به رسالت شدند، و وظيفه باغبانى اين نهال بى نظير هستى بر عهده آنان قرار گرفت.
انسان اسلامى وجود باعظمتى است كه كتب آسمانى، براى رساندن او به كمال مطلوب، از جانب حق براى او فرستاده شد.
انسان اسلامى انسانى لايق حريم قرب، و شايسته اى براى مقام لقاءاللّه
و وجودى سزاوار بهشت ابد و رضوان الهى است.
انسان اسلامى، انسانى است داراى چراغ فطرت، نور و وجدان، عقل نظرى، و مستعد بدست آوردن بزرگى و عظمت بى نهايت.
انسان هايى كه در پرتو اسلام خود را يافتند، و به خويشتن خويش آگاه شدند، و از بركت برنامه هاى اسلامى در جهت عقايد و اخلاق و عمل به مقامات ملكوتى رسيدند كم نيستند.
شماره كردن اين منابع فضيلت، و نشان دادن چهره همه آنان براى اين اوراق محدود ميسّر نيست، در اين زمينه تنها به چند نمونه مى توان اشاره كرد، تا دورنمايى از شخصيت انسان و تأثير اسلام و هدايت الهى در او روشن شود.
سلمان ايرانى روح انسانى و فطرت الهى اش با آيين زردشتى سيراب نشد، به اشاره كسى به كليسا روى آورد، آنجا هم خبرى از حقيقت و شكوفايى مايه هاى انسانيت نديد، با هدايت و راهنمايى كسى به مدينه آمد، و محضر نورانى آخرين فرستاده حق را درك كرد، خود را لب چشمه آب حيوان ديد، و كنار گنجى بى پايان يافت، از آن چشمه عشق وضو گرفت و از آن گنج بى پايان كسب بهره كرد، قلبش از پرتو اتصال به حق و قيامت روشن شد، نفسش به مقام تزكيه رسيد، اعضاء و جوارحش در مدار عمل صالح قرار گرفت، درخت شخصيت او ميوه داد، تبديل به كلمه طيبه شد، به مراحل عالى ايمان رسيد، خورشيد حقيقت از افق وجودش طلوع كرد، بجايى رسيد كه پيامبر اسلام درباره او فرمود: سَلْمانُ مِنّا أَهْلَ الْبَيْتِ، يَمْنَحُ الْحِكْمَةَوَيُؤْتِى الْبُرْهانَ.
سلمان از ما اهل بيت است، حكمت مى بخشد، و برهان مى نماياند.
هیچ کس جز خداوند هست نیست.
Commander
Commander
نمایه کاربر
پست: 2875
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۸ اسفند ۱۳۸۷, ۳:۲۳ ب.ظ
محل اقامت: DE - CZE
سپاس‌های ارسالی: 39753 بار
سپاس‌های دریافتی: 34089 بار
تماس:

Re: انسان غربى،انسان اسلامى

پست توسط CAPTAIN PILOT »

دوست عزیز و گرامی, جناب [COLOR=#0070C0]امیر احمدی2   تصویر
درود بر شما
تصویر

بنده نمیدانم شما تا چه حد در جوامع غربی حضور داشته اید و از نزدیک با انسان های غربی (به تعبیر متن) در ارتباط مستقیم و حتی روابط خانوداگی بوده اید. اما مطالب بدون منبع فوق, از منظر شخصی همچون بنده که حداقل 40% از عمر اندکم را در جوامع غربی و اساسا" محیطی همسو با تعاریف منقی گرایانه بالا گذرانده ام و همچنان نیز در مکانی مشغول به زندگی, تحصیل, تحقیق و تجارت میباشم که دست کمی از جوامع مورد اشاره شما ندارد, بسیار خنده آور و بدور از حقیقت است! متاسفانه این سیاه نمایی ها و دیدگاه کاملا" یکطرفه آنقدر گسترده بود که بنده نمیدانم کدام قسمت ها را به عنوان نمادی از اوج افترا درج نمایم اما مرور یک نکته بنادین خالی از لطف نیست:

انسان در مدرسه غرب به خيال خودش حيوانى مانند ساير حيوانات است، و ارزش او مانند و برابر ارزش موجودات زنده ديگر روى زمين است.

انسان در جوامع مورد اشاره شما با صرف نظر از دین, آئین, مذهب, نژاد, ملیت و ... صرفا" بخاطر انسان بودنش مورد احترام است. البته تعبیر این احترام در شرایط مختلف میتواند متفاوت و نشات گرفته از غالب عملکرد جمعی گروهی خاص از مردم باشد. در این بین حیوانات و سایر جانوارن نیز به صرف جاندار بودن و به عبارتی مخلوق خالق بودن مورد اهمیت هستند. صرف نظر از تمام موارد فوق, شاید نگاهی گذرا و بدون نشات از تراوشات متن, بخوبی هدف منحرف آن عبارت را نمایان سازد ... خداوند متعال در زندگی, تفکر,  
عقل و امورات بسیاری از بندگانش در سراسر دنیا   دارد و     محدود   مسلمانان و قشر خاصی از مردم نیست.    
 

مشابه این عبارت در متون فوق به وفور یافت میگردند و اساسا" نگاهی با وجدان بیدار, تفسیر و توضیح واضحات بر آنها را بی نیاز مینماید. بنده منکر وجود فساد و انحرافات اخلاقی و ... در جوامع غربی و غیر اسلامی نیستم اما داشتن این دیدگاه و سیاه نمایی در خصوص تمامیت یک قشر کاملا" بی اساس و غیر عقلانی است. هر جامعه با توجه به محیط و آسیب های اجتماعی دچار برخی ریزش ها و چالش های عمده میگردد که تعداد آنها در کشور و فرهنگ های اسلامی نیز اندک نیست. بدون شک در اینجا عدم اجرای صحیح و کامل دستورات اسلامی موجبات انحراف را پدید می آورد اما در اصل موضوع هیچ تفاوتی وجود ندارد. شخصا" چه بسیار افرادی را دیده ام که علارقم تدین به ادیانی غیر از اسلام (و بعضا" بی دین), در عمل و زندگی گوی انسانیت را از سایرین و خصوصا" مدعیان ربوده اند. با اینحال همانطور که قیاس کلی همچون موتون فوق ملاکی برای ارزشگذاری کلی بر جوامع بشری نیست, لذا این موضوع نیز برتری و مصونیت خاص برای آنها به دنبال نخواهد داشت.

ای کاش به جای ترویج این قبیل دیدگاه های یکجانبه, کمی به فکر گسترش انسانیت و ارج نهادن بر ارزش حقیقی تفکر و کمک به سایرین باشیم ...



موفق باشید تصویر
  When once you have tasted Flight, you will forever walk the earth with your eyes turned skyward, for there you have been and there you will always long to return
 

[External Link Removed for Guests]
Colonel II
Colonel II
نمایه کاربر
پست: 3472
تاریخ عضویت: جمعه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۸۷, ۹:۴۴ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 5879 بار
سپاس‌های دریافتی: 12411 بار
تماس:

Re: انسان غربى،انسان اسلامى

پست توسط Solver »

  متعجب شوید، من قبل از پست CAPTAIN PILOT, با خواندن پارگراف نخست صفحه را بستم. اما با پاسخ داده شدن به مطلب بود که وقت گذاشتم و کامل خواندمش، چون در مورد پاسخ و تناسب با تیتر زمینه بحث خوبی وجود دارد.

قوانين و قواعد بى مايه كليسا، وقدرت مطلقه اربابان آيين تحريف شده انجيل، به تدريج مردم مغرب زمين را در جدا شدن از همه امور معنوى، و بدبين شدن به خط دين، و گرايش به مسائل مادى در تمام زمينه هاى حيات، و ميدان دادن به شهوات و آمال، و آزادى بى قيد و شرط، ودر يك كلمه خود فراموشى كه ميوه، بسيار تلخ خدافراموشى است، آماده كرد.


همین بس که نویسنده (شاید مالک پست نباشد) اساسا حاضر به تفکر و بالا و پایین کردن موضوع حتی در هنگام نگارش این مطلب هم نبوده و در همان خط نخست فورا در قالب نتیجه گیری بیان عقیده کرده است، استفاده بردن از این مطلب پیش شرط بسیار خشک و غیر انعطاف پذیری دارد و آن قبول داشتن اعتقادات نویسنده است. بنابراین من که کلا اون مطلب را نادیده گرفتم (البته کامل خواندمش). من فکر کنم در اولین قدم یک چنین تحلیلی لازم است ما روشن کنیم در حال قیاس کدام انسان غربی با کدام انسان اسلامی هستیم؟


انسان غربی آنطور که اکثریت اجتماعی در غرب هستند؟ در این صورت ارائه اطلاعات آماری از خصوصیات نسبت داده شده به ایشان لازم است و البته تفکیک جوامع مگر در موارد مشترکات.

الگو انسان ایده آل در نگرش جریان های اجتماعی غرب است؟ در این حالت نیز باید با مستندات الگو های هر جریان را جداگانه مورد قیاس قرار داد.


منظور ما انسان ایده آل پیرو فلسفه اسلامی است؟ ما ده ها نوع فلسفه اسلامی داریم، هر کدام نیازمند قیاس انحصاری هستند مگر در مشترکات قرار باشد قیاس صورت بگیرد.

منظور ما انسان پرورده جامعه اسلامی است؟ باز در این مورد نیز ارائه اطلاعات آماری از جامعه هدف لازم است و البته قیاس هر جامعه جدا، یا باز فقط مجاز در قیاس مشترکات هستیم.


با روشن شد این موارد ظرفیت ایجاد یک بحث ارزشمند با موضوع "قیاس انسان غربی و انسان اسلامی" وجود دارد و این فقط یک فاکتورش است.

همواره این بحث ها به علت پجیدگی خیلی مطلوب افراد نیست و بیشتر ترجیح می دهند با نظر دادن سرسری از این دست مسائل بگذرند و حتی افراد علاقه مند به این قبیل مسائل را تمسخر می کنند. به طور مثال بتده تا به امروز در سنترال با وجود ظرفیت بالا نمونه این قبیل بحث ها را مشاهده نکردم. تا این مبحث سر انجامش کدام سو برود تصویر 

رامین جان در باب نگاه شما به غرب، لازم است تاکید شود، گاه دو نفر در یک خانه نسبت به اوضاع خانه نظرات متفاوت دارند، بنابراین هر چند در این دست مسائل لمس کردن از نزدیک و تجربیات شما ارزشمند است، لیکن قابل استناد نیستند آن هم در این سطح کلان بحث !

حکایت عکس کمک سربازان آمریکای به کودک در حال رد شدن از آب است و انسان دوستی یا حکایت خراب کردن پل و ناچار کردن کودک به رد شدن از اون آب ؟

تقابل پیچیده ای است که روی خوشش را در کنار روی بدش دیدن می شود نگاه کردن، اما در بحث باید ریشه ها را یافت. و البته همانطور که شما گفتید این میان واقعیت ها اهمیت دارند نه ایده آل ها ...

در جلسه ای از حضور نمایندگان سازمان ملل بودیم با چند تن از دوستان که بحث همین موضوع شد، اون نماینده گفتند غربی که شما می گید تماماً در مسیر انسان دوستی و احترام به حقوق انسان ها و جانداران است (چون سوالی در مورد فرهنگ نگهداری سگ پرسیده بودند).

من این سوال را طرح کردم که چرا در فرهنگ غرب (تقریبا مشترک در اکثر جوامع غربی از نگاه ما و قابل استناد) کتک خوردن یا فحش شنیدن بیان گر ضعف و ناتوانی مفعول است و اتفاقا هیچ برخوردی در نکوهش فاعل وجود ندارد ! (از نظر اخلاقی نه قانونی) به نوعی فرهنگ تهاجم در غرب یک فرهنگ بسیار پسندیده است و حتی از کودکی سعی میشود به فرزندان و عزیزان آموزش داده شود. این در حالیست که ما به خاطر ادبیات تهاجمی، حتی زمانی که گوینده محق هم باشد، آن را ناپسند و ناشایست میدانیم که به شان و حقوق مخاطب بی احترامی شده است.

در پاسخ این صحبت من فردی که با آرامش تا اون لحظه حدود 5 تا سوال را فقط جواب داده بود، خیلی عجیب دقیقا همان فرهنگ تهاجمیش را به نمایش گذاشت و گفت داشتن موضع قدرت لازمش سلطه به دیگران است. شما دوست ندارید قوی باشید؟ چه کسی دوست ندارد قوی باشد ؟

اگر زبان طرف انگلیسی نبود و خودم هم جملات را نمی فهمیدم میگفتم حتماً مترجم اشتباه ترجمه کرده تصویر

من تفسیرش نمیکنم، شما خودت پاسخ را قیاس کن. این یک آدمیست که اتفاقا مدام هم مطمئنا در قبال فرهنگ غرب هم در ایران و هم در دیگر کشورها مورد سوال جواب قرار گرفته است بالاخره از ماموران سازمان ملل بود اون زمان که در حوزه فقر زدایی به کشورهای مختلف سفر می کرد و به قولی پخته این بحث ها است. تازه جالب است این فرد تابع آمریکا بود اما اصلیتش کانادایی (معروف به مودب بودن) بود. تصویر

واقعیت فرهنگ غرب را از پس بحث باید کشف کرد و این صحبت من هم فقط ذکر یک سوال و جواب با کسی که بود که مانند شما در همان غرب زیسته است.
آخرین ويرايش توسط 3 on Solver, ويرايش شده در 0.
Personal Site: [External Link Removed for Guests]
Major I
Major I
پست: 812
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۷ دی ۱۳۸۵, ۲:۱۴ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 4044 بار
سپاس‌های دریافتی: 1081 بار

Re: انسان غربى،انسان اسلامى

پست توسط Mohammad.Jafar »

جناب    , متن رو که آدم مطالعه می کنه احساس می کنه که تحت یک جنگ روانی قرار گرفته و مثلاً برای تقویت روحیه در یک میدان نبرد فرضی با دشمن هست!
بنابراین مطالب ذکر شده از فیلتر عقل بنده نخواهد گذشت!
اونوقت در اسلام چه گناهانی هست که با مقیاس چندین برابر همان گناهانی که ذکر کردید در غرب هست، تعریف می شوند؟
دروغ، دست اندازی در بیت المال، کارهایی مثل خرید پورشه با ارز 1226 و فروش با ارز 3000و خرده ای و ...
حالا اگر به جای اینکه دنبال جامعه اسلامی که ملاکهاش ملاکهای ظاهریه، بگردیم یک مرحله بالاتر برویم و دنبال جامعه الهی که ملاکهای کیفی داره بگردیم معلوم میشود که کی کجا قرار داده؟!
Major II
Major II
نمایه کاربر
پست: 316
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۱۸ بهمن ۱۳۹۰, ۱۰:۱۱ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 2097 بار
سپاس‌های دریافتی: 2074 بار

Re: انسان غربى،انسان اسلامى

پست توسط Lord_Jason »

در پاسخ به گفته های بی اساس این پست:
بنده با داشتن 3سال تجربه ی شخصی در زمینه کار و زندگی با ملیت های مختلف شرقی و غربی از نگاه خودم میگویم، شخصاً همین غربی های بی اعتقاد و انسان نما(بقول دوستمان) را بسیار قابل اعتمادتر و پایبندتر به اصول یافته ام و برعکس کسانی را دیدم که کوچکترین اطلاع یا برخوردی از نحوه ی زندگی یا منش دیگر ملل نداشته اند و چنین ادعاهایی علیه ملل دیگر عنوان کرده اند.
در دنیای امروز اگر از مرزهای ایران خارج شوید دین و ایدئولوژی کمترین تاثیر را بر شخصیت و رفتار انسانها دارد و عموماً ملت ها با رفتارهای شخصی و دیدگاه فردی خود برای زندگی و آینده ی خود تصمیم میگیرند(البته در کشور خودمان هم همینگونه است اما ما خیلی دوست داریم که خودمان را دیندار یا پایبند جا بزنیم، در مملکتی که دیندار و پایبند باشد رفتارهای پرتنش و پرخاشجویانه و تخریب شخصیت دیگران تا این حد دیده نمی شود)، دنیای زندگی های ایدئولوژیک و پیروی از یک سبک خاص برای زندگی تمام شده و تمام دنیا به تکثرگرایی و فردگرایی روی آورده، در این حیطه نیز هر فرد از روی وجدان و دانسته های خود برای زندگی اش تصمیم میگیرد. در مراوداتم با افرادی با ملیت ها و ادیان مختلف از مسلمان تا هندو و مسیحی و حتی بی دین، 3 مورد نظرم رو جلب کرد، یکی صراحت لهجه و راستگویی آنها بود، عموماً چیزی را ابراز می کنند که به آن معتقدند، اگر به چیزی معتقد نیستند از ابراز زبانی آن هم امتناع می کنند، چه در حوزه ی مسائل شخصی و چه مسائل اجتماعی. در حالیکه در داخل ایران موج شدیدی از تظاهر و کلیشه گویی دیده می شود، که البته درصد بالایی از آن بخاطر سیاست های حاکم بر کشور است که مردم را تشویق و حتی وادار به تظاهر یا دروغگویی می کند. مثال آنهم شنیدن جملات تکراری و کلیشه ای در مصاحبه های برنامه های صدا و سیماست که همه ی ما آنها را حفظیم...
مساله ی دوم نوع نگاه آنان به اشخاص است، برای اظهار نظر در مورد منِ نوعی تنها من و مجموعه ی کارها و گفته هایم را ملاک قرار میدهند، نه پدر و مادر و ایل و تبار و همشهری هایم را! یعنی به راحتی خود شخص مسئول تصویری است که از خود در ذهن دیگران می سازد، کارها و اعمال گذشته ی خانواده یا هم ولایتی های من در تصویر ذهنی من در نزد دیگران کمترین میزان تاثیرگذاری را دارد.
مساله ی سوم نگاه خوش بینانه و بدور از منفی بافی یا کینه توزی است. عموم اشخاصی که دیدم چه شرقی و چه غربی در ابتدای برخورد با دیگران و حتی در کشاکش سخت ترین لحظات کاری یا شخصی با ذهنیتی روشن و یا حداقل خنثی با نظرات دیگران مواجه میشوند و اینطور نیست که به محض شنیدن سخن مخالف یا انتقادی کاری/فکری طرف مقابل را زیر سوال ببرند یا شروع به کوبیدن شخصیتش بکنند. رفتاری که در جامعه ی ما نهادینه شده و به محض شنیدن انتقاد یا صدای مخالف شروع به کوبیدن شخصیت یا زندگی فردی شخص می کنیم. رفتاری که بطور سازمان یافته در طول سالهای اخیر ترویج و تبلیغ شده. نمونه اش را در یکی از شخصیت های سیاسی حاضر به راحتی می توانید ببینید. مثلاً اگر من از نحوه ی رانندگی شما انتقاد کنم، شما بر میگردید و به من میگویید که ساکت شو، من هم دیدم که دیروز از جیب پدرت پول دزدیدی!
انتقاد از یک رفتارِ من، تنها انتقاد از آن رفتارِ خاصِ من است نه زیرِ سوال بردن تمام شخصیتِ من.
متاسفانه در متن های این پست دوست عزیزمان جز مشتی صحبت های بی اساس و بی پایه که در ذهن نویسنده پرورده شده و به خورد مردم عادی و کم اطلاع داده می شود ندیدم! احتمالاً این سطور بصورت یکطرفه و مغرضانه ای از لابلای کتاب های پر تعدادی که اینروزها توسط ناشران یک روزه ی سوبسید بگیر منتشر میشود اقتباس شده. امروزه در کشور ما شما هر صحبت بی اساس یا کینه توزانه ای را می توانید چاپ کنید، فقط به شرطی که ضد آمریکایی یا ضد غرب باشد، درست یا غلط بودنش و اینکه آیا شخص در جایگاه تحلیلِ آن مساله بوده یا خیر مهم نیست!
Major I
Major I
پست: 458
تاریخ عضویت: دوشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۱, ۸:۵۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 118 بار
سپاس‌های دریافتی: 1090 بار

Re: انسان غربى،انسان اسلامى

پست توسط امیر احمدی2 »

لطفا تا پایان پست و سند پست خویشتنداری کنید تا به قول شما مثل من دچار بی انصافی در قضاوت نشوید.
قربان همه شما که نظرات خود را بیان کردید .
هم نظر بودن با مطلبی یا کتابی یا نویسنده ای که جرم نیست. که می گویند همیشه در ان جمعی هستی که فکرت با انهاست.
هیچ کس جز خداوند هست نیست.
Major I
Major I
پست: 458
تاریخ عضویت: دوشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۱, ۸:۵۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 118 بار
سپاس‌های دریافتی: 1090 بار

Re: انسان غربى،انسان اسلامى

پست توسط امیر احمدی2 »

.
سلمان دريايى است كه كشيده نمى شود،وگنجى است كه پايان نمى پذيرد.
و فرمود: ايمان را ده مقام است، و سلمان داراى آن ده مقام مى باشد.
خداوند پيامبر را به محبت چهار نفر دستور داد، يكى از آن ها سلمان بود.
او در دنيا از تحفه هاى بهشتى بر اثر يكى شدن با اهل بيت تناول كرد، و بهشت عاشق او بود.


در جنگ تبوك در دل شب از خواب بيدار شدم، شعله آتشى در گوشه اردوگاه ديدم پيش رفتم ببينم چه خبر است، ديدم عبد اللّه مزنى جان سپرده، پيامبر و دو نفر از مسلمانان براى دفن او آتش افروخته اند، من وقتى كه اين منظره را ديدم ايستادم تا ببينم چه مى شود؟
قبر آماده شد پيامبر ميان قبر رفت و فرمود: برادرتان را نزديك بياوريد، آن دو نفر عبداللّه را بدست رسول خدا دادند، حضرت او را در ميان قبر گذاشت و گفت: خداوندا من از او راضى هستم، تو هم از او راضى باش آرزو دارم اى كاش صاحب آن قبر من بودم،
مدرسه هاى جهان، و مكتب هاى شرق و غرب از تعاليم لازم براى انسان سازى خالى است، انسان ها در آن مدارس و مكتب ها تغذيه روحى و فكرى و اخلاقى نمى شوند، به ناچار پس از مدتى از آن منابع بى خير روى گردانده، به آزادى بى قيد و شرط، روى مى آورند و يك پارچه بنده و برده شهوات و اميال مى شوند، و چون حيوانات و بلكه بى بند و بارتراز آنان اسير شكم و شهوت مى شوند و فرهنگ و تمدن و علم و صنعت و همه مواهب و نعمتها را در خدمت شكم و غريزه جنسى مى گيرند.
جوامع غربى در اين روزگار حيات و زندگى را در كار مادى، و شكم چرانى و شهوت رانى معنا مى كنند. و جز اين سه برنامه براى بشر برنامه اى ديگر نمى شناسند.
و با كمال تأسف انها مرگ را پايان همه چيز و خاموش شدن چراغ حيات و فرو رفتن در عدم مطلق مى دانند، به اين خاطر توجهى به عقايد حقه، و اخلاق حسنه، و اعمال صالحه، و امور مثبته، و حالات انسانى، و فضايل روحى، و كمالات نفسى ندارند، زيرا براى پياده كردن
اين امور، در وجود خويش انگيزه اى حس نمى كنند.
آنان از اهداف مثبته و انگيزه هاى حقيقى، به تمام معنى خالى هستند، از اين جهت براى ادامه حيات و رسيدن به لذّات چاره اى جز كار و كوشش و خوردن و آشاميدن و ارضاى غريزه جنسى به هر شكلى كه ممكن باشد براى خود نمى بينند.
غربيان با تمام وجود از هويت انسانى خالى شده، و تبديل به حيواناتى غير از حيوانات صحرا و دريا و هوا شده اند، حيواناتى كه در ميان تمام حيوانات اعم از وحشى و اهلى نمونه ندارند.
اين حقيقت را هم ناگفته نگذارم كه از نظر علمى و حاكميت قوانين مربوط به امور مادى، و رعايت نظم و انضباط كارى براى زنده ماندن و شكم چرانى و شهوت رانى بى قيد و شرط در سطح بالايى قرار دارند.
شما نمونه مسائل تربيتى و اخلاقى اسلام را در جهت رشد و تكامل انسان، در هيچ مكتبى از مكاتب موجود جهان حتى اديانى كه در ادعاى آسمانى بودن آن را دارند نمى يابند.
دراين زمينه به گوشه اى از واقعيات و حقايق اسلامى كه براى شكوفا كردن شخصيت انسان و رسانيدن او به اوج كمال و عظمت است اشاره كرده، باشد كه دل مشتاقان بيش از پيش متوجه اين مدرسه الهى گردد، و اين هديه حق را غنيمت دانسته وجود خود را به آن حقايق بيارايند.
معاذ مى گويد از جانب رسول خدا مأمور به برنامه اى در يمن شدم، به وقت وداع مرا نصيحت كرد، و به آراسته شدن به مسائلى دعوت نمود، در قسمتى از آن سفارشات آمده:

توراسفارش مى كنم به تقواى الهى يعنى خوددارى ازهمه گناهان،وراستى درگفتار،ووفاى به پيمان،واداى امانت،وترك خيانت،حفظ حقوق همسايه،ومهربانى بايتيم،ونرمى گفتار،وسلام به مردم،ونيكى عمل،وكوتاهى آرزو،وپاى بندى به ايمان،وفهم قرآن،وعشق،به آخرت،ووحشت ازحساب روزقيامت،وفروتنى وخاكسارى ازاين كه حكيمى را ناسزاگويى،وراستگويى راتكذيب كنى،وزشت كارى راپيروى نمايى،وازامام عادل سرپيچى كنى بپرهيز.
در معارف اسلامى براساس آيات قرآن و روايات انسان تشبيه به درخت شده،كه دانه اوليه و مايه اصلى آن درخت لطف حق،وباغبان وبرزگر آن نبى و امام،ومالك درخت خداوند،وسرزمين آن روح انسان است.
براى آن درخت عروقى در هفت مقام،و شاخى در هفت مرحله،و هفت برگ و هفت ميوه،شمرده اند كه از هفت آب و از هفت بر سيراب مى شود، وچون به لقاء حق رسد هفت جايزه نصيب او مى گردد:
عروق: يقين،توكل،رضا،صبر،خوف از مقام حق،رجا،تسليم
هیچ کس جز خداوند هست نیست.
ارسال پست

بازگشت به “تاريخ، فرهنگ و تمدن”