اميرالمؤمنين علی عليه السلام میفرمايد : آغاز و پايه اول دين شناختن خداست .
اگر دين را به ساختمانی تشبيه كنيم كه دارای در و ديوار و سقف و پنجره و شيشه و نقاشی و روكاری و زيرسازی و غيره است بايد بگوييم
زير سازی و زير بنای همه افكار و معتقدات و اخلاقيات و دستورالعمل های دينی خداشناسی است.
خداشناسی يگانه منطق صحيح و مستحكم انسانيت است.
مدیران انجمن: رونین, شوراي نظارت

-
- پست: 458
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۱, ۸:۵۷ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 118 بار
- سپاسهای دریافتی: 1090 بار

-
- پست: 458
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۱, ۸:۵۷ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 118 بار
- سپاسهای دریافتی: 1090 بار
Re: خداشناسی يگانه منطق صحيح و مستحكم انسانيت است.
و اگر دين را به يك كتاب علمی تشبيه كنيم كه
دارای بابها و فصلها و قضايا و مسائل و استدلالات و اصول متعارفه و موضوعه
است بايد بگوييم آن چيزی كه به منزله اصل اول و به اصطلاح اصل متعارف
دين است خداشناسی است . اگر بنا بشود مجموعه ای مصالح بنايی را در يك
جا انبار كنيم اهميت ندارد كه كدام قسمت را اول بريزيم و كدام قسمت را
آخر بريزيم ، و همچنين اگر بنا بشود كتابی به صورت جنگ و كشكول جمع
آوری كنيم ،فرق نمیكند كه كدام مطلب را در صفحه اول و كدام مطلب را
در صفحه دوم و همچنين در ساير صفحات بنويسيم ، چون مقصود به وجود آمدن
يك جنگ و يك كشكول است ، هر مطلب در هر جا قرار گرفته مانعی ندارد ،
وقتی هم كه بخواهيم اينگونه كتابها را مطالعه كنيم و مورد استفاده قرار دهيم
باز فرق نمیكند كه از اول شروع كنيم يا وسط يا آخر.
دارای بابها و فصلها و قضايا و مسائل و استدلالات و اصول متعارفه و موضوعه
است بايد بگوييم آن چيزی كه به منزله اصل اول و به اصطلاح اصل متعارف
دين است خداشناسی است . اگر بنا بشود مجموعه ای مصالح بنايی را در يك
جا انبار كنيم اهميت ندارد كه كدام قسمت را اول بريزيم و كدام قسمت را
آخر بريزيم ، و همچنين اگر بنا بشود كتابی به صورت جنگ و كشكول جمع
آوری كنيم ،فرق نمیكند كه كدام مطلب را در صفحه اول و كدام مطلب را
در صفحه دوم و همچنين در ساير صفحات بنويسيم ، چون مقصود به وجود آمدن
يك جنگ و يك كشكول است ، هر مطلب در هر جا قرار گرفته مانعی ندارد ،
وقتی هم كه بخواهيم اينگونه كتابها را مطالعه كنيم و مورد استفاده قرار دهيم
باز فرق نمیكند كه از اول شروع كنيم يا وسط يا آخر.
هیچ کس جز خداوند هست نیست.

-
- پست: 458
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۱, ۸:۵۷ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 118 بار
- سپاسهای دریافتی: 1090 بار
Re: خداشناسی يگانه منطق صحيح و مستحكم انسانيت است.
اما اگر ساختمانی بخواهيم به وجود آوريم اينطور نيست ، ترتيب دارد و روی حساب معينیبايد صورت بگيرد ،
و همچنين اگر يك كتاب علمی بخواهيم تأليف كنيم يا بخواهيم مطالعه كنيم از اول بايد شروع كنيم و به ترتيب پيش برويم .
دينداری اگر بخواهد به صورت صحيح و معقول و منطقی برای كسی پيدا شود بايد از پايه توحيد و خداشناسی آغاز گردد ،
تا اين اصل در روح و دل تأسيس نشود ساير قسمتها اساسی نخواهد داشت .
رسول اكرم همين كه به رسالت مبعوث گشت و برای اولين بار به ميان مردم ظاهر شد و بعثت خود را آشكار كرد چه گفت ؟
آيا گفت نماز بخوانيد يا روزه بگيريد ؟
آيا گفت صلح ارحام بجا آوريد و به يكديگر ظلم نكنيد ؟
آيا گفت فلان آداب استحبابی را در راه رفتن يا نشستن يا غذا خوردن خوب رعايت كنيد ؟
نه ،
هيچكدام از اينها را نگفت ،
گفت : مردم بگوييد لا اله الا الله تارستگار شويد .
رسول اكرم دين را از اين كلمه آغاز كرد ، حساس ترين نقطه های قلب مردم را با عقيده توحيد اشغال كرد و تكوين و تربيت امتی
عظيم و مقتدر را بر اين اساس به وجود آورد.
و همچنين اگر يك كتاب علمی بخواهيم تأليف كنيم يا بخواهيم مطالعه كنيم از اول بايد شروع كنيم و به ترتيب پيش برويم .
دينداری اگر بخواهد به صورت صحيح و معقول و منطقی برای كسی پيدا شود بايد از پايه توحيد و خداشناسی آغاز گردد ،
تا اين اصل در روح و دل تأسيس نشود ساير قسمتها اساسی نخواهد داشت .
رسول اكرم همين كه به رسالت مبعوث گشت و برای اولين بار به ميان مردم ظاهر شد و بعثت خود را آشكار كرد چه گفت ؟
آيا گفت نماز بخوانيد يا روزه بگيريد ؟
آيا گفت صلح ارحام بجا آوريد و به يكديگر ظلم نكنيد ؟
آيا گفت فلان آداب استحبابی را در راه رفتن يا نشستن يا غذا خوردن خوب رعايت كنيد ؟
نه ،
هيچكدام از اينها را نگفت ،
گفت : مردم بگوييد لا اله الا الله تارستگار شويد .
رسول اكرم دين را از اين كلمه آغاز كرد ، حساس ترين نقطه های قلب مردم را با عقيده توحيد اشغال كرد و تكوين و تربيت امتی
عظيم و مقتدر را بر اين اساس به وجود آورد.
هیچ کس جز خداوند هست نیست.

-
- پست: 458
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۱, ۸:۵۷ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 118 بار
- سپاسهای دریافتی: 1090 بار
Re: خداشناسی يگانه منطق صحيح و مستحكم انسانيت است.
خداشناسی نه فقط اول دين است ، اول پايه و مايه انسانيت است .
انسانيت اگر بنا بشود روی اصل پايداری بنا شود بايد روی اصل توحيد ساخته گردد .
ما يك سلسله امور را به عنوان حقوق انسانی يا شئون انسانی نام میبريم ،
میگوييم انسانيت حكم میكند كه رحم و مروت داشته باشيم ، نيكوكار باشيم ، از صلح و آرامش حمايت كنيم ،
نسبت به جنگ ابراز تنفر كنيم ، به بی بضاعتها و بيمارها و مجروحين و مصدومين و درماندگان كمك كنيم ،
به همنوعان خود آزار نرسانيم ، بلكه در راه خدمت به نوع فداكاری كنيم ،
جانفشانی كنيم ، عفيف و با تقوا باشيم ، به حقوق ديگران تجاوز نكنيم .
همه اينها درست است و واقعا هم بايد اين چنين بود اما اگر از ما بپرسند
كه منطق اين دستورها و فلسفه ای كه ما را قانع كند كه منافع شخصی خود را فدای اين امور كنيم و متحمل محروميت بشويم چيست ؟
آيا میتوانيم با چشم پوشی از مساله خداشناسی جوابی بدهيم ؟
اينها همه به اصطلاح معنويات است و در جهت مخالف ماديات و منافع فردی است .
سر سلسله معنويات خداشناسی است ،
ممكن نيست از سر سلسله معنويات و از ريشه و بن سرچشمه آنها چشم بپوشيم و آنگاه بتوانيم اصول معنوی داشته باشيم ، و از طرفی حتی مادی ترين مسلكهای جهان چاره ای ندارند از اينكه سازمان اجتماعی خود را بر يك سلسله اصول معنوی و شرافتهای اخلاقی بسازند .
انسانيت از خداشناسی نمیتواند جدا گردد ،
يا خداشناسی است و يا سقوط در حيوانيت و منفعت پرستی و سبعيت و درندگی .
منفعت پرستی به معنی واقعی كلمه يعنی اينكه آدمی واقعا بنده شهوت و شكم بوده باشد .
يا بايد بنده خدا بود و يا بنده شكم و دامن و جاه و مقام و پول و زر و زيور ، راه سوم ندارد ،
اما اينكه كسی مدعی شرافت و اخلاق و تقوا و عفت باشد و در عين حال به خداشناسی كه سرسلسله اين امور است ايمان و اعتقاد نداشته باشد و هم باطلی بيش نيست.
انسانيت اگر بنا بشود روی اصل پايداری بنا شود بايد روی اصل توحيد ساخته گردد .
ما يك سلسله امور را به عنوان حقوق انسانی يا شئون انسانی نام میبريم ،
میگوييم انسانيت حكم میكند كه رحم و مروت داشته باشيم ، نيكوكار باشيم ، از صلح و آرامش حمايت كنيم ،
نسبت به جنگ ابراز تنفر كنيم ، به بی بضاعتها و بيمارها و مجروحين و مصدومين و درماندگان كمك كنيم ،
به همنوعان خود آزار نرسانيم ، بلكه در راه خدمت به نوع فداكاری كنيم ،
جانفشانی كنيم ، عفيف و با تقوا باشيم ، به حقوق ديگران تجاوز نكنيم .
همه اينها درست است و واقعا هم بايد اين چنين بود اما اگر از ما بپرسند
كه منطق اين دستورها و فلسفه ای كه ما را قانع كند كه منافع شخصی خود را فدای اين امور كنيم و متحمل محروميت بشويم چيست ؟
آيا میتوانيم با چشم پوشی از مساله خداشناسی جوابی بدهيم ؟
اينها همه به اصطلاح معنويات است و در جهت مخالف ماديات و منافع فردی است .
سر سلسله معنويات خداشناسی است ،
ممكن نيست از سر سلسله معنويات و از ريشه و بن سرچشمه آنها چشم بپوشيم و آنگاه بتوانيم اصول معنوی داشته باشيم ، و از طرفی حتی مادی ترين مسلكهای جهان چاره ای ندارند از اينكه سازمان اجتماعی خود را بر يك سلسله اصول معنوی و شرافتهای اخلاقی بسازند .
انسانيت از خداشناسی نمیتواند جدا گردد ،
يا خداشناسی است و يا سقوط در حيوانيت و منفعت پرستی و سبعيت و درندگی .
منفعت پرستی به معنی واقعی كلمه يعنی اينكه آدمی واقعا بنده شهوت و شكم بوده باشد .
يا بايد بنده خدا بود و يا بنده شكم و دامن و جاه و مقام و پول و زر و زيور ، راه سوم ندارد ،
اما اينكه كسی مدعی شرافت و اخلاق و تقوا و عفت باشد و در عين حال به خداشناسی كه سرسلسله اين امور است ايمان و اعتقاد نداشته باشد و هم باطلی بيش نيست.
هیچ کس جز خداوند هست نیست.

-
- پست: 458
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۱, ۸:۵۷ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 118 بار
- سپاسهای دریافتی: 1090 بار
Re: خداشناسی يگانه منطق صحيح و مستحكم انسانيت است.
قرآن كريم مثلی ذكر میكند ، میفرمايد :
مثل كلمه پاك توحيد مثل درخت پاك و سالمی است كه در زير زمين ريشه دوانيده و شاخه هايش سر به آسمان كشيده است . اين درخت ، ميوه دارد و ثمر بخش است ، هميشه بهار است . و هميشه ميوه دار است ،
در همه فصلها و همه روزها ميوه فراوان دارد كه تمام شدنی نيست .
اين مثل درباره كسانی است كه درخت خداشناسی در زمين روحشان روييده باشد .
شاخه های اين درخت عبارت است از اعتقاد به نبوت و ولايت و وجود اديان و راهنمايان الهی و همچنين اعتقاد به حقانيت جهان و اينكه جهان به حق و عدالت بر پاست ،
اجر نيكوكاران ضايع نمیگردد و كيفر بدكاران به آنها خواهد رسيد ، و امثال اين امور .
ميوه های اين درخت ، شرافت و كرامت است ، عفت و تقواست ، احسان و گذشت و خدمت و فداكاری است ،
رضايت و آرامش قلب و اطمينان و سعادت است .
آنگاه مثل ديگر ذكر میكند و میفرمايد :
اما مثل سخن ناپاك و بی حقيقت مثل درختی است كه ريشه ای نداشته باشد ، قرار و ثبات و آرامشی نداشته باشد ،
اندك بادی آن را از ريشه میكند .
مثل كلمه پاك توحيد مثل درخت پاك و سالمی است كه در زير زمين ريشه دوانيده و شاخه هايش سر به آسمان كشيده است . اين درخت ، ميوه دارد و ثمر بخش است ، هميشه بهار است . و هميشه ميوه دار است ،
در همه فصلها و همه روزها ميوه فراوان دارد كه تمام شدنی نيست .
اين مثل درباره كسانی است كه درخت خداشناسی در زمين روحشان روييده باشد .
شاخه های اين درخت عبارت است از اعتقاد به نبوت و ولايت و وجود اديان و راهنمايان الهی و همچنين اعتقاد به حقانيت جهان و اينكه جهان به حق و عدالت بر پاست ،
اجر نيكوكاران ضايع نمیگردد و كيفر بدكاران به آنها خواهد رسيد ، و امثال اين امور .
ميوه های اين درخت ، شرافت و كرامت است ، عفت و تقواست ، احسان و گذشت و خدمت و فداكاری است ،
رضايت و آرامش قلب و اطمينان و سعادت است .
آنگاه مثل ديگر ذكر میكند و میفرمايد :
اما مثل سخن ناپاك و بی حقيقت مثل درختی است كه ريشه ای نداشته باشد ، قرار و ثبات و آرامشی نداشته باشد ،
اندك بادی آن را از ريشه میكند .
هیچ کس جز خداوند هست نیست.