شعر نوين
مدیر انجمن: شوراي نظارت

- پست: 167
- تاریخ عضویت: یکشنبه ۸ مرداد ۱۳۸۵, ۳:۲۸ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1 بار
- سپاسهای دریافتی: 9 بار
- تماس:
می خوام اسمت تکرار کنم
تورو اهنگ تو گیتار کنم
من میخوام تورو تا خورشید ببرم
عکستو تا تخت جمشید ببرم
من میخوام چشمامو بارونی کنی
تو چشمات چشمامو زندونی کنی
من می خوام یاد تورو ناز کنم
تو با من باشی و پرواز کنمپ
من میخوام فقط مال خودم باشی
لحظه ی مرگ و تولدم باشی
بید مجنونو می خوام شونه کنم
من می خوام دلت رو دیونه کنم
با تو می خوام هوس ماه کنم
همه رو از عشق تو اگاه کنم
من میخوام فقط مال خودم باشی
لحظه ی مرگ و تولدم
تورو اهنگ تو گیتار کنم
من میخوام تورو تا خورشید ببرم
عکستو تا تخت جمشید ببرم
من میخوام چشمامو بارونی کنی
تو چشمات چشمامو زندونی کنی
من می خوام یاد تورو ناز کنم
تو با من باشی و پرواز کنمپ
من میخوام فقط مال خودم باشی
لحظه ی مرگ و تولدم باشی
بید مجنونو می خوام شونه کنم
من می خوام دلت رو دیونه کنم
با تو می خوام هوس ماه کنم
همه رو از عشق تو اگاه کنم
من میخوام فقط مال خودم باشی
لحظه ی مرگ و تولدم

- پست: 396
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۲۹ اسفند ۱۳۸۴, ۲:۴۲ ب.ظ
- محل اقامت: آسمان بي نهايت
- سپاسهای دریافتی: 122 بار
- تماس:
iii_gate_crasher_iii,
قالب شعر آخر شما تنها يک مثنوي نامنظم است و به شعر نوين ما ارتباطي ندارد.(البته با اشکالاتي فني)
به ياد داشته باشيد که در طبقه بندي شعر نو قالب هاي شعري خود زير شاخه هايي دارند که بعضاً حتي به صورت
نوشته هاي معمولي و بدون هيچ گونه علامت سنتي و معمولي خود مي نمايانند اما ذوق و سليقه شاعر به خوبي در آنان مشخص است.
پس لزوماً تبديل اشعار و يا سرودن آنها به سبک محاوره اي يا تضييع وزن, شعر نو محسوب نمي شود.
ضمناً خواستارم نام نويسنده و نه سراينده شعر فوق را بدانم
قالب شعر آخر شما تنها يک مثنوي نامنظم است و به شعر نوين ما ارتباطي ندارد.(البته با اشکالاتي فني)
به ياد داشته باشيد که در طبقه بندي شعر نو قالب هاي شعري خود زير شاخه هايي دارند که بعضاً حتي به صورت
نوشته هاي معمولي و بدون هيچ گونه علامت سنتي و معمولي خود مي نمايانند اما ذوق و سليقه شاعر به خوبي در آنان مشخص است.
پس لزوماً تبديل اشعار و يا سرودن آنها به سبک محاوره اي يا تضييع وزن, شعر نو محسوب نمي شود.
ضمناً خواستارم نام نويسنده و نه سراينده شعر فوق را بدانم

[font=Verdana]May they rest in peace, those graceful masters of the sky
Happiness is Tomcat-Shaped
I love the smell of jet fuel in the morning

Happiness is Tomcat-Shaped
I love the smell of jet fuel in the morning


- پست: 167
- تاریخ عضویت: یکشنبه ۸ مرداد ۱۳۸۵, ۳:۲۸ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1 بار
- سپاسهای دریافتی: 9 بار
- تماس:

- پست: 825
- تاریخ عضویت: جمعه ۲۰ مرداد ۱۳۸۵, ۸:۴۵ ق.ظ
- محل اقامت: pejman.daie@gmail.com
- سپاسهای دریافتی: 20 بار
- تماس:

- پست: 167
- تاریخ عضویت: یکشنبه ۸ مرداد ۱۳۸۵, ۳:۲۸ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1 بار
- سپاسهای دریافتی: 9 بار
- تماس:
فریدو مشیری
-------------------------------------------------------------------------
زمزمه اي در بهار
دو شاخه نرگست اي يار دلبند
چه خوش عطري درين ايوان پراكند
اگر صد گونه غم داري چو نرگس
به روي زندگي لبخند لبخند
گل نارنج و تنگ آب و ماهي
صفاي آسمان صبحگاهي
بيا تا عيدي از حافظ بگيريم
كه از او مي ستاني هر چه مي خواهي
سحر ديدم درخت ارغواني
كشيده سر به بام خسته جاني
بهارت خوش كه فكر ديگراني
سري از بوي گلها مست داري
كتاب و ساغري در دست داري
دلي را هم اگر خشنود كردي
به گيتي هرچه شادي هست داري
چمن دلكش زمين خرم هوا تر
نشستن پاي گندم زار خوشتر
اميد تازه را درياب و درياب
غم ديرينه را بگذار و بگذر
------------------------------------------------------------------------
بهترين بهترين من
زرد و نيلي و بنفش
سبز و آبي و كبود
با بنفشه ها نشسته ام
سالهاي سال
صيحهاي زود
در كنار چشمه سحر
سر نهاده روي شانه هاي يكدگر
گيسوان خيس شان به دست باد
چهره ها نهفته در پناه سايه هاي شرم
رنگ ها شكفته در زلال عطرهاي گرم
مي ترواد از سكوت دلپذيرشان
بهترين ترانه
بهترين سرود
مخمل نگاه اين بنفشه ها
مي برد مرا سبك تر از نسيم
از بنفشه زار باغچه
تا بنفشه زار چشم تو كه رسته در كنار هم
زرد و نيلي و بنفش
سبز و آبي و كبود
با همان سكوت شرمگين
با همان ترانه ها و عطرها
بهترين هر چه بود و هست
بهترين هر چه هست و بود
در بنفشه زار چشم تو
من ز بهترين بهشت ها گذشته ام
من به بهترين بهار ها رسيده ام
اي غم تو همزبان بهترين دقايق حيات من
لحظه هاي هستي من از تو پر شده ست
آه
در تمام روز
در تمام شب
در تمام هفته
در تمام ماه
در فضاي خانه كوچه راه
در هوا زمين درخت سبزه آب
در خطوط درهم كتاب
در ديار نيلگون خواب
اي جدايي تو بهترين بهانه گريستن
بي تو من به اوج حسرتي نگفتني رسيده ام
اي نوازش تو بهترين اميد زيستن
در كنار تو
من ز اوج لذتي نگفتني گذشته ام
در بنفشه زار چشم تو
برگهاي زرد و نيلي و بنفش
عطرهاي سبز و آبي و كبود
نغمه هاي ناشنيده ساز مي كنند
بهتر از تمام نغمه ها و سازها
روي مخمل لطيف گونه هات
غنچه هاي رنگ رنگ ناز
برگهاي تازه تازه باز مي كنند
بهتر از تمام رنگ ها و رازها
خوب خوب نازنين من
نام تو مرا هميشه مست مي كند
بهتر از شراب
بهتر از تمام شعرهاي ناب
نام تو اگر چه بهترين سرود زندگي است
من ترا به خلوت خدايي خيال خود
بهترين بهترين من خطاب ميكنم
بهترين بهترين من
-------------------------------------------------------------------------
زمزمه اي در بهار
دو شاخه نرگست اي يار دلبند
چه خوش عطري درين ايوان پراكند
اگر صد گونه غم داري چو نرگس
به روي زندگي لبخند لبخند
گل نارنج و تنگ آب و ماهي
صفاي آسمان صبحگاهي
بيا تا عيدي از حافظ بگيريم
كه از او مي ستاني هر چه مي خواهي
سحر ديدم درخت ارغواني
كشيده سر به بام خسته جاني
بهارت خوش كه فكر ديگراني
سري از بوي گلها مست داري
كتاب و ساغري در دست داري
دلي را هم اگر خشنود كردي
به گيتي هرچه شادي هست داري
چمن دلكش زمين خرم هوا تر
نشستن پاي گندم زار خوشتر
اميد تازه را درياب و درياب
غم ديرينه را بگذار و بگذر
------------------------------------------------------------------------
بهترين بهترين من
زرد و نيلي و بنفش
سبز و آبي و كبود
با بنفشه ها نشسته ام
سالهاي سال
صيحهاي زود
در كنار چشمه سحر
سر نهاده روي شانه هاي يكدگر
گيسوان خيس شان به دست باد
چهره ها نهفته در پناه سايه هاي شرم
رنگ ها شكفته در زلال عطرهاي گرم
مي ترواد از سكوت دلپذيرشان
بهترين ترانه
بهترين سرود
مخمل نگاه اين بنفشه ها
مي برد مرا سبك تر از نسيم
از بنفشه زار باغچه
تا بنفشه زار چشم تو كه رسته در كنار هم
زرد و نيلي و بنفش
سبز و آبي و كبود
با همان سكوت شرمگين
با همان ترانه ها و عطرها
بهترين هر چه بود و هست
بهترين هر چه هست و بود
در بنفشه زار چشم تو
من ز بهترين بهشت ها گذشته ام
من به بهترين بهار ها رسيده ام
اي غم تو همزبان بهترين دقايق حيات من
لحظه هاي هستي من از تو پر شده ست
آه
در تمام روز
در تمام شب
در تمام هفته
در تمام ماه
در فضاي خانه كوچه راه
در هوا زمين درخت سبزه آب
در خطوط درهم كتاب
در ديار نيلگون خواب
اي جدايي تو بهترين بهانه گريستن
بي تو من به اوج حسرتي نگفتني رسيده ام
اي نوازش تو بهترين اميد زيستن
در كنار تو
من ز اوج لذتي نگفتني گذشته ام
در بنفشه زار چشم تو
برگهاي زرد و نيلي و بنفش
عطرهاي سبز و آبي و كبود
نغمه هاي ناشنيده ساز مي كنند
بهتر از تمام نغمه ها و سازها
روي مخمل لطيف گونه هات
غنچه هاي رنگ رنگ ناز
برگهاي تازه تازه باز مي كنند
بهتر از تمام رنگ ها و رازها
خوب خوب نازنين من
نام تو مرا هميشه مست مي كند
بهتر از شراب
بهتر از تمام شعرهاي ناب
نام تو اگر چه بهترين سرود زندگي است
من ترا به خلوت خدايي خيال خود
بهترين بهترين من خطاب ميكنم
بهترين بهترين من
تنهايی بهتر از گدايی محبت است

- پست: 167
- تاریخ عضویت: یکشنبه ۸ مرداد ۱۳۸۵, ۳:۲۸ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1 بار
- سپاسهای دریافتی: 9 بار
- تماس:
lمریو حیدر زاده(طعم تلخ واقعيت)
بذار يواش شروع كنم ، سلام گلم ، هم نفسم
آرزوهام راضي شدن ، ديگه بهت نمي رسم
گفتم چيا گفتي بهم ، گفتي كه آينده داري
دنيا همش عاشقي نيست ، گريه داري ، خنده داري
گفتم كه گفتي من باشم به لحظه هات نمي رسي
به قول دل شايد دلت گرو باشه پيش كسي
خلاصه گفتم كه چشات قصد رسيدن نداره
رؤياها كاله و دسات خيال چيدن نداره
گفتم كه گفتي زندگي ت غصه داره ، سفر داره
هم واسه من هم واسه تو با هم بودن خطر داره
گفتم تو گفتي رؤياها مال شباي شاعراس
شهامتو كسي داره كه شاعر مسافراس
مسافرا اون آدمان كه با حقيقت مي مونن
تلخياشو خوب مي چشن ، غصه هاشو خوب مي دونن
گفتم فقط مي خواي واست يه حس محترم باشم
عاشقيمو قايم كنم ، تو طالع تو كم باشم
گفتم كه گفتي ما دو تا بهدرد هم نمي خوريم
ولي يه جا مثل هميم ، هر دومون از قصه پريم
گفتيم تو گفتي مي تونيم يادي كنيم از همديگه
اما كسي به اون يكي ليلي و مجنون نمي گه
گفتم تو گفتي سهممون از زندگي جدا جداس
حرف تو رو چشم منه ، اما اينام دست خداس
هر چي كه تو گفته بودي ، گفتم به دل بي كم و بيش
حال خودم ؟ نه راه پس مونده برام نه راه پيش
اين حرفاي خودت بوده ، از من ديوونه تر ديدي ؟
اصلا نگفتم اينا رو خودت ديدي يا شنيدي
دلم كه حرفاتو شنيد ، اول كه باورش نشد
ولينه ، بهتره بگم ، نفهميدش ، سرش نشد
يه جوري مات و غمزده ، فقط به دورا خيره شد
زنگ ازرخش نه ، نپريد ، شكست و مرد و تيره شد
بلور رويا هام ولي چكيد ، مث خواب تگرگ
آرزوهام از هم پاشيد ، رسيد ته كوچه ي مرگ
راستش ازم چيزي نموند ، به جز همين جسم ظريف
خوب مي دوني چي مي كشه غريب تو خونه ي حريف
نگي چرا نوشته هام لطيف و عاشقونه نيست
رؤيا و آرزوم كه هيچ ، حتي دل ديوونه نيست
زيبا بايد تنهايي من اين نامه روسيا كنم
رسم گذشتهها مي گه بايد به تو نگا كنم
حرفاتو گفتم به خودت ، ببيني راستي تو زدي
اصلا توي ذات تو هست ، يه همچي چيزي بلدي ؟
اگر تو بيداري بودي ، بشين ميادش خبرم
اگر نگفتي بنويس ، من مي خوام از خواب بپرم
دوست دارم چه توي خواب ، چه توي مرگ و بيداري
فداي يك تار موهات ، كه تو من و دوس نداري
مواظب آدما باش ، زندگي گرگه زيبا جون
خداي روياي منم ، هنوز بزرگه زيبا جون
دوشنبه ي پر از غم يه ظهر گرم مردادي
با اون چشاي روشنت چه كاري دست من دادي

بذار يواش شروع كنم ، سلام گلم ، هم نفسم
آرزوهام راضي شدن ، ديگه بهت نمي رسم
گفتم چيا گفتي بهم ، گفتي كه آينده داري
دنيا همش عاشقي نيست ، گريه داري ، خنده داري
گفتم كه گفتي من باشم به لحظه هات نمي رسي
به قول دل شايد دلت گرو باشه پيش كسي
خلاصه گفتم كه چشات قصد رسيدن نداره
رؤياها كاله و دسات خيال چيدن نداره
گفتم كه گفتي زندگي ت غصه داره ، سفر داره
هم واسه من هم واسه تو با هم بودن خطر داره
گفتم تو گفتي رؤياها مال شباي شاعراس
شهامتو كسي داره كه شاعر مسافراس
مسافرا اون آدمان كه با حقيقت مي مونن
تلخياشو خوب مي چشن ، غصه هاشو خوب مي دونن
گفتم فقط مي خواي واست يه حس محترم باشم
عاشقيمو قايم كنم ، تو طالع تو كم باشم
گفتم كه گفتي ما دو تا بهدرد هم نمي خوريم
ولي يه جا مثل هميم ، هر دومون از قصه پريم
گفتيم تو گفتي مي تونيم يادي كنيم از همديگه
اما كسي به اون يكي ليلي و مجنون نمي گه
گفتم تو گفتي سهممون از زندگي جدا جداس
حرف تو رو چشم منه ، اما اينام دست خداس
هر چي كه تو گفته بودي ، گفتم به دل بي كم و بيش
حال خودم ؟ نه راه پس مونده برام نه راه پيش
اين حرفاي خودت بوده ، از من ديوونه تر ديدي ؟
اصلا نگفتم اينا رو خودت ديدي يا شنيدي
دلم كه حرفاتو شنيد ، اول كه باورش نشد
ولينه ، بهتره بگم ، نفهميدش ، سرش نشد
يه جوري مات و غمزده ، فقط به دورا خيره شد
زنگ ازرخش نه ، نپريد ، شكست و مرد و تيره شد
بلور رويا هام ولي چكيد ، مث خواب تگرگ
آرزوهام از هم پاشيد ، رسيد ته كوچه ي مرگ
راستش ازم چيزي نموند ، به جز همين جسم ظريف
خوب مي دوني چي مي كشه غريب تو خونه ي حريف
نگي چرا نوشته هام لطيف و عاشقونه نيست
رؤيا و آرزوم كه هيچ ، حتي دل ديوونه نيست
زيبا بايد تنهايي من اين نامه روسيا كنم
رسم گذشتهها مي گه بايد به تو نگا كنم
حرفاتو گفتم به خودت ، ببيني راستي تو زدي
اصلا توي ذات تو هست ، يه همچي چيزي بلدي ؟
اگر تو بيداري بودي ، بشين ميادش خبرم
اگر نگفتي بنويس ، من مي خوام از خواب بپرم
دوست دارم چه توي خواب ، چه توي مرگ و بيداري
فداي يك تار موهات ، كه تو من و دوس نداري
مواظب آدما باش ، زندگي گرگه زيبا جون
خداي روياي منم ، هنوز بزرگه زيبا جون
دوشنبه ي پر از غم يه ظهر گرم مردادي
با اون چشاي روشنت چه كاري دست من دادي

تنهايی بهتر از گدايی محبت است

- پست: 167
- تاریخ عضویت: یکشنبه ۸ مرداد ۱۳۸۵, ۳:۲۸ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1 بار
- سپاسهای دریافتی: 9 بار
- تماس:
مریم حیدر زاده(حسرت داشتن تو)
مثل اون وقتا هنوز دلم برات لك مي زنه
حسرت داشتن تو ،پير شده ، عينك مي زنه
صورتم سرخ شده بود ،اما حالا كبود شده
جدايي يه عمر داره توي اون چك مي زنه
اوني كه من نمي خواستمش ولي منو مي خواست
منو مي بينه يه وقت ، دوباره چشمك مي زنه
يادته مشروط دوست داشتن تو شدم يه عمر ؟
هنوزم كامپيوتر داره برام تك مي زنه
حالا كه گذشت و رفتي و منم تموم شدم
مث تو كي آدمو جاي عروسك مي زنه ؟
ديشب از خواب پريدم خوب شد ، آخه ديدم يكي
داره به ماشين تو ، هي گل ميخك مي زنه
تو كه تنها نبودي ،يكي پيشت نشسته بود
بگذريم اين دل من هميشه با شك مي زنه
اوني كه بهم مي گفت دوست دارم دوسم نداشت
ديده بودم واسه ي دختره سوتك مي زنه
باورت مي شه هنوز عاشقتم اون روز خوب
دل هنوز واست « تولدت مبارك » مي زنه
تو زياد دوسم نداشتي ، خوب مقصر نبودي
كي مياد امضا زير قول يه كودك مي زنه ؟
نه كه بچه ها بدن ، پاك و زلاله قلبشون
ولي نبض عقلشون يه قدري كوچك مي زنه
فكر نكن فقط تويي رسمه يه وقتا حوصله
ميره آسمون ، خودش رو جاي لك لك مي زنه
دختر همسايه مون ، نمي دونه دوس نداري
داره دور قاب عكست گل و پولك مي زنه
نه كه فكر كني به تو نظر داره ، مي كشمش
مثلا داره رو زخمام گل پيچك مي زنه
كارش اين نيس ، طفلكي شب تا سپيده مي شينه
گل و بوته و شكوفه روي قلك مي زنه
راستي من چرا تو نامم اينا رو به تو مي گم
نمي گم گوشاي رؤيام ديگه سمعك مي زنه
جز واسه نوار تو كه توش صداي نازته
به نفس هام طعم عطر سيب قندك مي زنه
نامه مو جواب نده ،دوسم نداشته باش ولي
نذا اصلا نزنه قلبي كه اندك مي زنه
پيش هيچ كسي نرو ، حلقه دس كسي نكن
چون گناهه ، من هنوز دلم برات لك مي زنه
مثل اون وقتا هنوز دلم برات لك مي زنه
حسرت داشتن تو ،پير شده ، عينك مي زنه
صورتم سرخ شده بود ،اما حالا كبود شده
جدايي يه عمر داره توي اون چك مي زنه
اوني كه من نمي خواستمش ولي منو مي خواست
منو مي بينه يه وقت ، دوباره چشمك مي زنه
يادته مشروط دوست داشتن تو شدم يه عمر ؟
هنوزم كامپيوتر داره برام تك مي زنه
حالا كه گذشت و رفتي و منم تموم شدم
مث تو كي آدمو جاي عروسك مي زنه ؟
ديشب از خواب پريدم خوب شد ، آخه ديدم يكي
داره به ماشين تو ، هي گل ميخك مي زنه
تو كه تنها نبودي ،يكي پيشت نشسته بود
بگذريم اين دل من هميشه با شك مي زنه
اوني كه بهم مي گفت دوست دارم دوسم نداشت
ديده بودم واسه ي دختره سوتك مي زنه
باورت مي شه هنوز عاشقتم اون روز خوب
دل هنوز واست « تولدت مبارك » مي زنه
تو زياد دوسم نداشتي ، خوب مقصر نبودي
كي مياد امضا زير قول يه كودك مي زنه ؟
نه كه بچه ها بدن ، پاك و زلاله قلبشون
ولي نبض عقلشون يه قدري كوچك مي زنه
فكر نكن فقط تويي رسمه يه وقتا حوصله
ميره آسمون ، خودش رو جاي لك لك مي زنه
دختر همسايه مون ، نمي دونه دوس نداري
داره دور قاب عكست گل و پولك مي زنه
نه كه فكر كني به تو نظر داره ، مي كشمش
مثلا داره رو زخمام گل پيچك مي زنه
كارش اين نيس ، طفلكي شب تا سپيده مي شينه
گل و بوته و شكوفه روي قلك مي زنه
راستي من چرا تو نامم اينا رو به تو مي گم
نمي گم گوشاي رؤيام ديگه سمعك مي زنه
جز واسه نوار تو كه توش صداي نازته
به نفس هام طعم عطر سيب قندك مي زنه
نامه مو جواب نده ،دوسم نداشته باش ولي
نذا اصلا نزنه قلبي كه اندك مي زنه
پيش هيچ كسي نرو ، حلقه دس كسي نكن
چون گناهه ، من هنوز دلم برات لك مي زنه
تنهايی بهتر از گدايی محبت است

- پست: 396
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۲۹ اسفند ۱۳۸۴, ۲:۴۲ ب.ظ
- محل اقامت: آسمان بي نهايت
- سپاسهای دریافتی: 122 بار
- تماس:

- پست: 412
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۲۲ فروردین ۱۳۸۵, ۱۰:۴۶ ق.ظ
- سپاسهای دریافتی: 64 بار
- تماس:
به كجا چنين شتابان؟
گون از نسيم پرسيد
دل من گرفته زين جا
هوس سفر نداري
ز غبار اين بيابان؟
ــ همه آرزويم امّا
چه كنم كه بسته پايم...
ــ به كجا چنين شتابان؟
ــ به هر آنكجا كه باشد به جز اين سرا سرايم
ــ سفرت به خير امّا تو و دوستي خدا را
چو از اين كوير وحشت به سلامت گذشتي
به شكوفه ها،به باران
برسان سلام ما را.
گون از نسيم پرسيد
دل من گرفته زين جا
هوس سفر نداري
ز غبار اين بيابان؟
ــ همه آرزويم امّا
چه كنم كه بسته پايم...
ــ به كجا چنين شتابان؟
ــ به هر آنكجا كه باشد به جز اين سرا سرايم
ــ سفرت به خير امّا تو و دوستي خدا را
چو از اين كوير وحشت به سلامت گذشتي
به شكوفه ها،به باران
برسان سلام ما را.
مرا دوست بدار،اندكي ولي طولاني!

- پست: 412
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۲۲ فروردین ۱۳۸۵, ۱۰:۴۶ ق.ظ
- سپاسهای دریافتی: 64 بار
- تماس:
در آسمان خسته،
درختان خسته تر
خاموش مانده،
جلوه ي تاريك خويش را
انديشه مي كنند:
شايد نسيم نوري؟
ــ شايد...
اي اشتياق گفتن
با اين زمين گيج پيامي نمي رود
اينجا دهان كيست كه مي سوزد از كلام
حرفي اگر نگفته هنوز هست
اي مژده ي شيرين
گوشِ كدام خسته تهي مانده از كلام؟
قلب كدام خام؟
از دوردست، باد تهي دست
يدار كرده با وزشِ دردمند
هذيان شاخه ها را
شايد غريو دوري؟
....
ــ شايد!
درختان خسته تر
خاموش مانده،
جلوه ي تاريك خويش را
انديشه مي كنند:
شايد نسيم نوري؟
ــ شايد...
اي اشتياق گفتن
با اين زمين گيج پيامي نمي رود
اينجا دهان كيست كه مي سوزد از كلام
حرفي اگر نگفته هنوز هست
اي مژده ي شيرين
گوشِ كدام خسته تهي مانده از كلام؟
قلب كدام خام؟
از دوردست، باد تهي دست
يدار كرده با وزشِ دردمند
هذيان شاخه ها را
شايد غريو دوري؟
....
ــ شايد!
مرا دوست بدار،اندكي ولي طولاني!