sinos90,
Fariborz,
از اظهار لطف و توجه شما عزيزان، سپاسگزارم.
شهریور 1364 تا شهریور 1365
تغییر توازن به سود ایران
رژیم عراق، روند تحولات جنگ در چهار سال گذشته و حفظ موقعیت نظامی خود را ناشی از برتری تسلیحاتی و اطلاعاتی خود ارزیابی می کرد. هر زمان که نیروهای نظامی ایران، پس از درهم شکستن خطوط دفاعی دشمن، با برتری آتش توپخانه، قدرت هوایی و قوای زرهی ارتش عراق مواجه می شدند و مواضع تصرف شدهء خود را از دست می دادند.
در آن زمان، برتری هوایی عراق، برابر اظهارات رابرت اسبوت، تحلیلگر نظامی موسسهء بینالمللی تحقیقات استراتژیک لندن، شش بر یک بود. (روزنامهء رسالت، 14/2/65، به نقل از میدل ایست)
در آن زمان، عراق به شدت مشغول تجهیز و همچنین خرید تکنولوژی نظامی به منظور بهسازی سلاحهایش بود. برای مثال عراقیها با کمک شوروی، کارخانه ای دایر کرده بودند که تانکهای قدیمی تی-55 را به لولهء توپ پرقدرت 105 میلی متری مجهز می ساخت. در این روند، عراقیها با کمک فنی فرانسه، از توانایی لازم برای سوار کردن موشکهای فرانسوی بر هواپیماهای ساخت شوروی و بالعکس برخوردار شدند.
همکاری اطلاعاتی آمریکا با عراق و خشم اسرائیل
در فوریه 1986، دستیار امور خارجهء آمریکا در مسائل امنیتی که مسئولیت عملیات استانچ را بر عهده داشت، به بغداد سفر کرد تا در مورد توسعهء رو به افزایش داد و ستد میان آمریکا و عراق، مذاکره کند. این اقدام آمریکایی ها، باعث خشم و نگرانی مقامات اسرائیلی گشت. بنابر گزارشات، مرکز تحقیقات نظامی «سعد16» در نزدیکی موصل، از جملهء این همکاری های مشترک بود. بعدها،
عراقی ها، یک فروند هواپیمای شناسایی RF-4E اسرائیل را بر فراز این مجتمع سرنگون ساختند. (کتاب سوداگری مرگ، ص455)
کمک های اطلاعاتی آمریکا به عراق، به عنوان یکی از مهمترین نیازمندی های این کشور، در صدر موافقت های عراق و آمریکا در سال 1986 یا 1365 بود.
قتلگاه فکه (محل شهادت حدود 70 نفر از نظامیان ایران به دلیل نبود آب و غذا و محاصره)
[External Link Removed for Guests]
کمکهای عربستان سعودی
آواکس های عربستان سعودی، اطلاعات باارزشی را از فعالیت نیروی هوایی ایران در اختیار عراق قرار می دادند. هواپیماهای عراقی، با استفاده از همین اطلاعات بود که برای نخستین بار، تاسیسات صدور نفت ایران در جزیرهء سیری را مورد حمله قرار دادند و در راه بازگشت، با مشایعت جنگنده های F-15 عربستانی، از تانکرهای سوخت رسان سعودی ها، اقدام به سوختگیری هوایی کردند.
ادامهء کمکهای فرانسه به عراق
علاوه بر کمک های اطلاعاتی آمریکا، فرانسه نیز مانند گذشته، سیل ارسال تسلیحات به عراق را ادامه می داد. یکی از فرودگاههای ناتو در فرانسه، مرکز بارگیری هواپیماهای Il-76 نیروی هوایی عراق بود و این هواپیماهای غول پیکر باری، هر روز به این فرودگاه می آمدند و موشکهایی نظیر ماترا، ماجیک، اگزوسه، آرما، انواع بمب های خوشه ای، تجهیزات الکترونیکی و رادار را با خود به عراق حمل می کردند. محموله های تسلیحاتی فرانسه به عراق، آن قدر زیاد بود که تقریبن از اواسط سال 1986 میلادی، حتا هواپیماهای غیرنظامی خط هوایی بغداد – پاریس نیز به حمل جنگ افزار می پرداختند.
سازمانهای اطلاعاتی فرانسه در نیمه های سال 1986، چنین برآورد کردند که
اگر فرانسه، فقط سه هفته از ارسال سلاح به عراق خودداری کند، آن کشور شکست خواهد خورد. (کتاب سوداگری مرگ، ص453)
کمکهای انگلیس به عراق
شرکتهای انگلیسی نیز بر خلاف آنچه که رسمن اعلام شده بود، فروش سلاح به عراق را ادامه می دادند. در این روند، بیش از 1.5 میلیارد دلار تکنولوژی پیشرفتهء نظامی به عراق صادر کردند؛ این در حالی بود که انگلیسی ها، با نصب دستگاههای پیشرفتهء استراق سمع در دفتر خرید سلاح ایران در لندن، اطلاعات کسب شده را در اختیار عراق قرار می دادند.
توان رزمی عراق در سال 1365
به دنبال تقویت توان رزمی عراق، استعداد ارتش این کشور به شرح زیر برآورد شد:
* 5 لشگر زرهی بسیار مجهز، شامل لشگرهای 3، 6، 10، 12 و 17.
* 3 تیپ مستقل زرهی، شامل تیپ های 10، 1 و 2 گارد ریاست جمهوری.
* 2 لشگر مجهز مکانیزه، شامل لشگرهای 1 و 5.
* 5 لشگر پیاده، شامل لشگرهای 2، 4، 7، 8 و 11.
* 70 تیپ مستقل پیاده از نیروهای احتیاط.
* 15 لشگر که پس از فتح خرمشهر سازمان دهی شدند؛ شامل لشگرهای 14، 15، 18، 19، 20، 21، 22، 23، 24، 26، 27، 28، 30 و 31.
* لشگرهای زرهی و مکانیزه در قالب 120 گردان تانک و نفربر با استعداد 45 تا 50 تانک، جمعن 5400 تا 6000 دستگاه تانک.
* 120 گردان توپخانهء صحرایی.
* 550 گردان نیروی پیاده.
بنا بر برآوردهای موجود که تجزیه و تحلیل آن توسط سردار غلام علی رشید به تاریخ 25 / 2 / 1364 (معاون عملیات فرمانده کل سپاه) انجام شده بود، ارتش عراق، بر پایهء سازمان و نیروی انسانی و تجهیزاتی که در اختیار داشت، از توانایی های زیر برخوردار بود:
* دشمن در هر زمان، توانایی جا به جایی 3 لشگر پیاده را در هر منطقه دارد. یک تیپ پیاده را در عرض تنها 24 ساعت، جابهجا میکند. یک تیپ زرهی را در 72 ساعت از غرب منتقل میکند.
* دشمن در هر زمان، دارای 5 لشگر زرهی و مکانیزهء بسیار مجهز و آماده است که در عرض 4 تا 5 روز، قابلیت مانور و جابهجایی سریع را دارد.
* دشمن در هر زمان، توانایی آزادسازی 40 گردان توپخانه را دارد که در خط جمع کند و در یک نقطه تمرکز بدهد.
* دشمن، توانایی یک ماه بمباران سنگین و فشار هوایی را به گستردگی عملیات بدر در اختیار دارد.
* دشمن، توانایی ادارهء 2 عملیات هم زمان به وسعت 3 تا 4 لشگر را دارد.
* دشمن در برابر عملیات آفندی ما که با 100 گردان انجام شده باشد، می تواند با 300 گردان آزاد، مقابله کند.
مشکل ایران در مرحلهء جدید جنگ، با توجه به افزایش توان نظامی عراق، اساسن ناشی از این بود که قادر به کسب پیروزی قاطع نظامی برای تغییر توازن به سود خود نبود. در سال ششم جنگ، در وضعیتی که دشمن بعثی 550 گردان نیروی پیاده در اختیار داشت و برای مقابله با عملیاتهای ایران، از 300 گردان نیروی آزاد برخوردار بود، سپاه تنها 80 گردان نیرو، آن هم تنها برای 7 روز جنگ در اختیار داشت. ضمن اینکه بخشی از توان رزمی سپاه به عنوان یک نیروی دفاعی در مناطق تصرف شده مانند جزیرهء مجنون و هور زمین گیر شده بود.
در این روند، کاهش توان ایران در برابر عراق، دو عارضهء اساسی به دنبال داشت:
1- ایران نمی توانست از امکان غافلگیری و تجزیهء قوای دشمن بهره ببرد؛
2- قوای نظامی ایران، فاقد توانایی لازم برای یک نبرد طولانی در یک عملیات بودند.
با توجه به واقعیت های موجود، کم کم این اعتقاد به وجود آمد که با این توان نمی توانیم غافلگیری را رعایت کنیم و قطعن باید این توان 3 برابر شود که با یکی دشمن را فریب دهیم و با 2 توان دیگر، بتوانیم به طور جدی عملیات کنیم.
اجتناب از رویارویی با دشمن، پس از عملیات ناموفق رمضان سبب گردید که ایران برای عملیات، همواره در جستجوی منطقه ای باشد که دشمن در آنجا حضور ندارد. این مسئله گرچه در عمل منجر به غافلگیری و به دست گیری ابتکار عمل می شد، ولی نشاندهندهء کاستی های نظامی ایران بود. همچنین بلافاصله پس از تمرکز قوای دشمن در منطقهء عملیاتی، به دلیل برتری نیروی نظامی دشمن، امکان پیشروی ایران از بین می رفت و تنها برای حفظ منطقهء تصرف شده، تلاش میشد. لذا چنین استدلال میشد که «
ما جایی می توانیم بجنگیم که بلافاصله پشت یک رودخانه، یک عارضه یا تنگه ای برسیم تا عوارض طبیعی موجود، مانع حملهء دشمن شوند.»
[External Link Removed for Guests]
باور عمومی فرماندهان سپاه چنین بود که ادامهء جنگ با اجرای عملیات گسترده با توان موجود امکان پذیر نیست.
رحیم صفوی: «
از تجارب عملیاتهای رمضان گرفته تا والفجرها و حتا خیبر و بدر به این نتیجهء قطعی رسیده ایم که با این مقدورات و امکانات حاضر که داریم، نمی توانیم عملیات گسترده داشته باشیم.»
غلام علی رشید: «
ادامهء جنگ به روش پیشین و بر اساس استراتژی دستیابی به یک پیروزی، به بن بست رسیده است.»
استراتژی ادامهء جنگ با بسیج تمامی امکانات
سپاه از یک سو به این نتیجهء قطعی و روشن رسیده بود که امکان ادامهء جنگ با عملیات گسترده وجود ندارد و از سوی دیگر، اوضاع جنگ پس از شکست عملیات بدر، با تشدید فشار به ایران، اجرای عملیات را ضروری ساخته بود. سپاه پاسداران، علیرغم بن بست و کمبود شدید امکانات، در اندیشهء تداوم جنگ بود. با بررسی هایی که انجام گرفت، این نتیجه حاصل شد که برای ادامهء جنگ، بدون ورود کلیهء سازمانها و امکانات کشور، امکان موفقیت وجود ندارد. حداقل توان لازم برای ادامهء جنگ، 300 گردان نیرو بود که در آخرین پیشنهاد سپاه ارائه شد. در عین حال جمع بندی نتایج جلسات فرماندهان سپاه در این مرحله به شرح زیر بود:
1- استراتژی جنگ که بر اساس شعار «جنگ جنگ تا پیروزی» بوده است با شکست مواجه شده و باید تغییر کند.
2- توان خودی در قیاس با دشمن کاهش یافته و برای ادامهء جنگ یا کسب پیروزی کامل نظامی، کافی نیست.
3- با توان موجود، تنها می توان عملیات بسیار محدود انجام داد.
4- باید یک فرماندهی واحد با اختیارات و ستاد تخصصی، با قدرت کشور را به جنگ بکشاند و کلیهء امکانات را برای جنگ به کار گیرد.
5- ادامهء همکاری سپاه و ارتش امکان پذیر نیست؛ لذا باید به طور مستقل همکاری کنند. هرکدام طرح بدهند، فرماندهی عالی تصمیم بگیرد و هر کدام در زمین پیشنهادی خود بجنگند.
6- به دلیل کمبود شدید آتش توپخانه، نیروی هوایی و زرهی و برتری مطلق دشمن در این زمینه ها، اساس جنگ همچنان بر عملیات نیروهای پیاده در شب، همراه با حفظ غافلگیری می باشد.
سپاه بر پایهء همین ملاحظات و برای استمرار جنگ، استراتژی جدیدی را تبیین کرد که از اصول زیر پیروی می کرد:
1- ضرورت ادامهء جنگ با جنگ درازمدت.
2- اجرای عملیات محدود با هدف زنده نگه داشتن جنگ و فشار نظامی بر دشمن.
3- افزایش توان و سازمان رزم سپاه برای اجرای عملیات گسترده.
4- طرح ریزی و اجرای عملیات گسترده به صورت مستقل.
شرائط سپاه برای اجرای عملیات بزرگ
چنین پیش بینی میشد که با اجرای عملیات محدود، کلیهء خطوط دشمن درگیر نگه داشته میشود و برای همین، دشمن جهت اصلی تلاش نیروهای خودی برای اجرای عملیات گسترده را گم خواهد کرد.
سپاه بدین منظور، در فاصلهء خرداد تا شهریور 1364، سلسله عملیاتهای محدودی انجام داد که آثار مثبتی داشت. علاوه برا اینها، تلاش برای عملیات گسترده در جنوب با توجه به تجارب حاصله در عملیاتهای پشین به ویژه عملیات بدر، منجر به تعیین شرائط زیر شد:
1- در اختیار داشتن حداقل 150 گردان نیرو (هدفهای ارزشمند در جنوب بدون 150 گردان قابل تصرف نبودند).
2- در اختیار داشتن بیش از یک میلیون گلولهء توپ برای آتش پشتیبانی مناسب.
3- سلاح ضد زره هدایت شونده: حداقل 3000 موشک تاو.
4- اجرای تک پشتیبانی در جزیرهء مینو.
5- شرکت موثر نیروی هوایی ارتش برای پشتیبانی نزدیک هوایی.
عملیات اشغال فاو
در منطقهء جنوب، اجرای هرگونه عملیات گستردهء خارج از توان، منجر به شکست قطعی میشد، چون نمی شد از غافلگیری استفاده کرد. با توان موجود، حداکثر 5 یا 6 روز توان رزم موجود بود. تاخیر در اجرای عملیات گسترده نیز قابل پذیرش نبود، زیرا عدم اجرای عملیات بزرگ، بیشتر از اجرای عملیاتی بزرگ ولی شکست خورده، زیان آور بود. به همین دلیل ضرورتن باید عملیات بزرگ و گسترده انجام میشد. بحث و بررسی اجرای عملیات در منطقهء فاو، از خرداد 1364 آغاز شد.
برای اجرای موفقیت آمیز عملیات فاو، به دو تک پشتیبانی نیاز بود:
1) عملیات محدود سپاه در جزیرهء
ام الرصاص.
2) عملیات ارتش در منطقهء
شلمچه.
تجربیات حاصله از عملیات بدر در امر پدافند هوایی، سبب گردید سپاه، قرارگاه رعد به فرماندهی سرلشگر خلبان (شهید) بابایی را در کنترل عملیاتی خود بگیرد و ضمن نصب سیستم پدافند هوایی هاوک، اهداف را برای بمباران نیروی هوایی مشخص کند.
سرانجام در ساعت 22:10 مورخ 20/11/1364 فرمانده کل سپاه، رمز عملیات
والفجر 8 را فرئت و دستور حمله صادر شد.
[External Link Removed for Guests] [External Link Removed for Guests]
غافلگیری دشمن در این عملیات و تاخیر عراقیها در درک اصلی بودن عملیات در فاو، به نیروهای خودی فرصت داد تا منطقه را پاکسازی و تثبیت نمایند. پاتکهای بسیار سنگین دشمن در این عملیات، 75 روز مداوم به طول انجامید و سرانجام ارتش عراق، با ناامیدی از بازپس گیری منطقهء عملیات، حملات خود را متوقف ساخت.
تک پشتیبانی سپاه در منطقهء ام الرصاص با موفقیت همراه شد ولی ارتش در شلمچه، موفق به پیشروی نشد.
فتح فاو، آثار و نتایج بسیار برجسته و قابل توجهی را به دنبال داشت، زیرا برای نخستین بار پس از فتح خرمشهر، منطقهء مورد تهاجم، در یک عملیات بزرگ، پس از تصرف، تثبیت شده بود.
از میان رفتن برتری نظامی عراق، و برخورداری ایران از امتیاز نظامی، توازن نظامی را به سود ایران تغییر داد. این مهم در موقعیتی به دست آمد که تصور میشد عراق، اوضاع نظامی را تحت کنترل دارد و ایران قادر به شکاف عمده در خطوط دفاعی مستحکم عراق نیست.
در این زمینه، «
ماهر عبدالرشید» از فرماندهان عالیرتبهء نظامی عراق که بعدها توسط صدام کشته شد، اعتراف میکند که: «
ایران از روش های نظامی نوین استفاده کرده است.»
دفاع متحرک
عراقیها پس از ناامیدی از بازپس گیری فاو، به دلیل تشدید آسیب پذیری مواضع دفاعی و استحکامات خود و آشکار شدن میزان قدرت دفاعی این کشور، استراتژی موسوم به «دفاع متحرک» را آغاز کردند. این اقدام عراق، نوعی تجدیدنظر در استراتژی و انتقال از موقعیت دفاعی به تهاجمی بود. در واقع عراقیها قصد در نظر داشتند با کسب پیروزی نظامی، قدرت نظامی خود را مجددن به نمایش بگذارند. در این راستا صدام گفته بود: «
از دم شروع می کنیم تا به سر (فاو) برسیم.»
آغاز تهاجم عراق در قالب دفاع متحرک، از شمال و در منطقهء عملیاتی والفجر 9 به تاریخ 16 / 12 / 1364 آغاز شد و با اشغال مجدد مهران به تاریخ 27 / 2 / 1365، پایان یافت.
گرچه ارتش عراق در فاو شکست خورد و نتوانست مواضع دفاعی خود را حفظ کند و یا منطقه را مجددن بازپس گیرد، ولی آنچه که حائز اهمیت بود و به اندازهء کافی مورد توجه قرار نگرفت، توانایی عراق برای 75 روز نبرد بی امان پیاپی در فاو و همچنین اجرای استراتژی طرح موسوم به «
دفاع متحرک» بود.
فاو: 75 روز نبرد سنگین و بی امان
[External Link Removed for Guests] [External Link Removed for Guests]
عراق به موازات استراتژی دفاع متحرک، نفتکش ها و ترمینال های نفتی ایران در خلیج فارس را به وسیلهء جنگنده بمب افکن های فرانسوی سوپراتاندارد و میراژ اف1 و موشکهای اگزوسه، مورد حمله قرار می داد. موج جدید حملات عراق، پس از یک توقف سه ماه آغاز شد. هدفهای عراق، شامل اردوگاههای نظامی، پالایشگاههای نفت و اهداف غیرنظامی در مناطق مختلف بود.
در ادامهء همین روند، عراقیها پس از حمله به خارک، تاسیسات بارگیری نفت جزیرهء سیری را با کمک عربستان سعودی، مورد حمله قرار دادند.
150 هزار نیروی رزمی ایران، 75 روز نبرد سنگین را در برابر صدها دستگاه تانک و 750 هزار نیروی عراقی انجام دادند و منطقهء تصرف شده را حفظ کردند.
عملیاتهای محدود سپاه
بر خلاف تحلیل های پیشین، پیروزی ایران در فاو، نتایج مثبتی برای پایان دادن به جنگ نداشت، بلکه منجر به تشدید فشار بر ایران شد. از این مرحله به بعد، مقاومت در برابر فشارها، با اجرای عملیاتهای محدود یا گسترده امکان پذیر بود. بدین جهت، سپاه سلسله عملیاتهای محدودی را طرح ریزی و اجرا کرد:
* عملیات کربلای 1 به تاریخ 9 / 4 / 1365
* عملیات کربلای 2 به تاریخ 10 / 6 / 1365 در منطقهء حاج عمران
* عملیات دریایی کربلای 3 روی اسکلهء الامیه به تاریخ 10/6/1365
* عملیات انصار در جزیرهء جنوبی خیبر به تاریخ 20/6/1365
* عملیات فتح 1 به تاریخ 19/7/1365
بدین ترتیب، ششمین سال جنگ، در حالی پایان یافت که در سخت ترین وضعیت، سپاه با طرح ریزی و اجرای عملیات فاو، توازن جنگ را به سود جمهوری اسلامی تغییر داد؛ اما تشدید فشار بر ایران به جای اعطای امتیاز، کلیهء تحلیل ها و باورهای پیشین مبنی بر دستیابی به یک پیروزی و خاتمه دادن به جنگ را باطل ساخت.
به امید خدا، ادامه دارد.