***مشاعره*** اما نه با حرف آخر ! ! !

در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه موضوعات فرهنگي و ادبي به بحث و تبادل نظر بپردازيد

مدیر انجمن: شوراي نظارت

ارسال پست
Captain
Captain
پست: 1086
تاریخ عضویت: دوشنبه ۸ آبان ۱۳۸۵, ۱۲:۳۸ ق.ظ
محل اقامت: هرکجا هستم باشم آسمان مال من است ! ! !
سپاس‌های ارسالی: 103 بار
سپاس‌های دریافتی: 117 بار

***مشاعره*** اما نه با حرف آخر ! ! !

پست توسط osilatoria »

عادت کردیم که هر وقت میگن مشاعره یاد این بیفتیم که شعری بگیم(حالا با هر مضمونی) که با حرفی شروع بشه که نفر قبلی با اون حرف شعرش رو تموم کرده. اما به نظر من این روش از شعر خوانی سبب التذاذ در وجود گوینده و شنونده نمیشه. پس پیشنهاد می کنم بیاین مشاعره موضوعی کنیم. من یک شعر می زارم از شیخ بهایی شما هم شعری رو که با اون مرتبط به نظر میرسه بزارین و لطفا اگه می دونستید بگید که از کیه :D

آن روز که رفتند حریفان پی هر کار
زاهد سوی مسجد شد و من جانب خمار
من یار طلب کردم و او جلوه گه یار
حاجی به ره کعبه و من طالب دیدار
او خانه همی جوید و من صاحب خانه


(غالب شعر مسمط تضمینی)
 تصویر 
Colonel I
Colonel I
نمایه کاربر
پست: 602
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۱۵ شهریور ۱۳۸۶, ۹:۱۸ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 587 بار
سپاس‌های دریافتی: 777 بار

پست توسط mohayer »

چنين که حال من زار در خرابات است
مي مغانه مرا بهتر از مناجات است

مرا چو مي‌نرهاند ز دست خويشتنم
به ميکده شدنم بهترين طاعات است


درون کعبه عبادت چه سود؟ چون دل من
ميان ميکده مولاي عزي و لات است


مرا که بتکده و مصطبه مقام بود
چه جاي صومعه و زهد و وجد و حالات است؟

مرا که قبله خم ابروي بتان باشد
چه جاي مسجد و محراب و زهد و طاعات است

ملامتم مکنيد، ار به دير درد کشم
که حال بي‌خبران بهترين حالات است


ز ذوق با خبري آنکه را خبر باشد
به نزد او سخن ناقصان خرافات است

خراب کوي خرابات را از آن چه خبر
که اهل صومعه را بهترين مقامات است

اگر چه اهل خرابات را ز من ننگي است
مرا نصيحت ايشان بسي مباهات است


کسي که حالت ديوانگان ميکده يافت
مقام اهل خرد نزدش از خرافات است

گليم بخت کسي را که بافتند سياه
سفيد کردن آن نوعي از محالات است

کجاست مي؟ که به جان آمدم ز خسته دلي
که پر ز شيوه و سالوس و زرق و طامات است

مقام دردکشاني که در خراباتند
يقين بدان که وراي همه مقامات است


کنون مقام عراقي مجوي در مسجد
که او حريف بتان است و در خرابات است

فخرالدين عراقي...
آسوده بر کنار چو پرگار می شدم
دوران چو نقطه عاقبتم در میان گرفت
New Member
پست: 12
تاریخ عضویت: یک‌شنبه ۳۰ تیر ۱۳۸۷, ۱:۲۱ ب.ظ
سپاس‌های دریافتی: 3 بار

پست توسط MORVARID GHAFOURY »

به آب روشن مي عارف طهارت كرد

علي الصباح كه ميخانه را زيارت كرد


همين كه ساغر زرين خور نهان گرديد

هلال عيد به دور قدح اشارت كرد


خوشا نماز ونياز كسي كه از سر درد

به آب ديده وخون جگر طهارت كرد


دلم ز حلقه زلفش به جان خريد آشوب

چه سود ديد ندانم كه اين تجارت كرد


امام خواجه كه بودش سر نماز دراز

به خون دختر رز خرقه را قصارت كرد


امام شهر كه سجاده مي كشيدبه دوش

به خون دختر رز خرقه را قصارت كرد


اگر امام جماعت طلب كند امروز

خبر دهيد كه حافظ به مي طهارت كرد

از حافظ :-)
Junior Poster
Junior Poster
نمایه کاربر
پست: 141
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۲۱ خرداد ۱۳۸۷, ۹:۳۴ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 191 بار
سپاس‌های دریافتی: 246 بار

پست توسط AHMN »

اگر که با مي طهارت کردي***چشان مرا از آن اگر مردي
مراکه با زهد کاري نيست*** بينمت که مانند من شبگردي!
شجاعت کن بگو واضح***که در کوي بي دلان چه ميکردي؟
جوابم ندادي اي حافظ*** گذر کنم زکويت به دلسردي
----------------------------------
از خودم
Major II
Major II
نمایه کاربر
پست: 240
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۶ دی ۱۳۹۰, ۵:۴۰ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 164 بار
سپاس‌های دریافتی: 885 بار

Re: ***مشاعره*** اما نه با حرف آخر ! ! !

پست توسط leylas »

آندم که مرا می زده در خاک گذارید زیر کفنم خـمره ای از بــاده گذاریـــد
تادر ســفر دوزخ از آن بــاده بنوشم بر خاک من از سـاقه ی انگور بکارید

(تاپیک خیلی قدیمیه منتها موضوع جالبی داره)
دوستان شعر بلد بسم الله
مدیرا هم شرمنده دیگه ببخشید تاپیک خاک خورده رو کردیم
 ای دشمن حق ما دلیر و حق پرستیم برگرد تا سربند  یا زهرا  نبستیم 
   
 آماده ی نبرد [HIGHLIGHT=#00b050]  [HIGHLIGHT=#00b050]و  [HIGHLIGHT=#f2f2f2]پ     
New Member
نمایه کاربر
پست: 2
تاریخ عضویت: شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۱, ۴:۰۳ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 15 بار
سپاس‌های دریافتی: 2 بار

Re: ***مشاعره*** اما نه با حرف آخر ! ! !

پست توسط ...gisu... »

ز خاک من اگر گندم برآید از آن گر نان پزی مستی فزاید

خمیر و نانبا دیوانه گردد
تنورش بیت مستانه سراید

تصویر
Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 985
تاریخ عضویت: شنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۱, ۶:۰۵ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 4905 بار
سپاس‌های دریافتی: 6798 بار

Re: ***مشاعره*** اما نه با حرف آخر ! ! !

پست توسط mohammad area51 »

[HIGHLIGHT=#938953]موضوع : عشق دورادور  
گاهی عاشق به همین راضی است که در دل خود با معشوق عشق می ورزد. او می داند که رسیدن به معشوق ارزویی است ناممکن پس به نگاهی از دور قانع و خرسند است.

*بگفتا گر نیابی سوی او راه / بگفت از دور شاید دید در ماه نظامی
#خسرو به فرهاد می گوید:اگر به وصال شیرین نرسی چه می کنی؟ فرهادمی گوید:هم چنان که می توان از دور می توان به ماه نگاه کرد و از زیبایی و روشنایی ان بهره برد برای من نیز نگاهی از دور به شیرین کافی است.

*به هر وقتی شد مهمان ان حور / به دیداری قناعت کردی از دور نظامی

*روی نگار در نظرم جلوه می نمود / وز دور بوسه بر رخ مهتاب می زدم حافظ

*مجال من همین باشد که پنهان عشق او ورزم / کنار و بوس و اغوشش چه گویم چون نخواهد شد حافظ

*چون میسر نبود بزم حضور / شاد بود از نگاه دورادور هلالی

*مرا کیفیت چشم تو کافیست / ریاضت کش به بادامی بسازد باباطاهر

*تو به محتشم نداری نظری و من به این خوش / که نگاه دوردوری به تو گاه گاه دارم محتشم کاشانی

*تلاش بوسه نداریم چون هوسناکان / نگاه ما به نگاهی ز دور خرسند است صائب تبریزی
ارسال پست

بازگشت به “شعر و ادبيات”