اول این که چرا بیخود کشش می دین میلاد که نوشت شعار "پاینده رهبر" است نه جانم فدای رهبر. دوم: بنده و آن هایی که می گوییم جانم فدای رهبر منظور نه فقط شخص آیت الله خامنه ای (حفظه الله) بلکه جایگاه رهبری به عنوان ادامه دهنده و جانشین امام زمان (عج) است. چون ولایت فقیه جایگاهیست که پس از طی حدود 1000 سال با اهدای خون های بسیار و به عنوان ستون خیمه ی تشیع رسمیت یافته و ایشان دست دراز شده ی ما برای بیعت با امام زمان است.
ولی در مورد نظری از گوبلز باید عرض کنم از ابتدا هم به عمد در نام " سپاه پاسداران انقلاب اسلامی " قید ایران اضافه نشد و بسیج هم به عنوان شاخه ای از این نیرو تابع همان عنوان است. این موضوع هم به ماموریت های گسترده و عدم محدودیت جغرافیایی اشاره دارد و هم به موجودیت " امت واحده ی اسلامی" . اصلا از شما سوال می کنم که منظور از ( جانم فدای اسلام و ایران ) دقیقا شامل کجاها می شود ؟ بخش های وسیعی از میهن عزیز ما روزگاری جزو سایر کشورها و بخش های وسیعی از کشور های همسایه و حتی غیر همسایه(!!!) روزگاری جزو ایران بوده است. حال اگر یک بحرینی , پاکستانی , ارمنی , گرجی , آذربایجانی , تاجیک , افغانی و ... ادعای استقلال از ایران کرد آیا ما باید برای آزاد سازی (!!!) آن سرزمین که روزی ایران خوانده می شد حتی اگر لازم است جانمان را هم فدا کنیم ؟ ما در حدیث شریفی داریم: " حب الوطن من الایمان " و برای گرفتن حق خود از ظالمین و متجاوزین حتی شهید هم محسوب می شویم , ولی نکته این جاست که آن سرزمین به دلیل مالکیت ما مصداق حدیث مذکور واقع می شود نه آن که خود شرافتی داشته باشد! یعنی از دید اسلام حتی یک مسلمان میانماری هم اگر وطن خود را در تهدید دید باید برای اعاده ی حقش قیام کند.
همان هوا , همان آب و با دیدی تاریخی حتی همان خاکی که دیگر نقاط زمین است این جا هم هست. همان انسانیت , همان میراث مشترک علمی , فرهنگی و هنری در ایران ما هم هست. ایران عزیزمان از نگاه بنده خانه ای امن برای پاسداری از ارزش های ملتیست که صرف نظر از کشور گشایی پادشاهان خودی و ناخودی اش اساسا سرزمینشان را برای استقلال در اجرای ارزش های مشترکشان بنا نهاده اند

.
نیکوتر آن که با حفظ این استقلال فرهنگی , با هرکه ارزش ها و آرمان هایمان را پذیرفت یکی و متحد شویم و با چماق ایرانیت دوستانمان را نرانیم.