[/quote]سوخو 22 نوشته شده:البته در مورد طول کشیدن 8 سال جنگ هم اونهایی که متخصص هستند بارها دلیل اوردن اما انچه مهم است بعد از 8 سال جنگ با ایران حمله عراق به کویت خود گویای واقعیات و رویا پرداز بودن شما است.
در مورد ادامه جنگ پس از آزادسازی خرمشهر حرف و حدیث فراوان است هر کس سعی می کند یکجوری آن را توجیه کند ولی بهتر است تا به چگونگی پایان آن بیشتر توجه کنیم، قطعنامه 598 در تاریخ 1366/4/29 صادر شد و صدام آن را پذیرفت اما ایران یک سال بعد یعنی 1367/4/24 قطعنامه را قبول کرد، طی این یک سال ضربات سختی متحمل شدیم که با پذیرش قطع نامه از سوی ایران می شد از آن پیش گیری کرد، هزاران نفر با حملات ناجوانمردانه شیمیایی عراق در شلمچه و جزایر مجنون و فاو به شهادت رسیدند سپس این جزایر به دست صدام افتاد، تانکرهای ایرانی از جزیره خارک تا لارک نابود می شدند، امریکا با ما سرشاخ شد، ایران اجر، سکوهای نفتی رشادت، نصر، سلمان، ناوچه جوشن ناو سهند و سبلان و... مگر همین چند روز پیش سالگرد شهدای ایرباس نبود؟ در این یک سال اتفاقات زیادی افتاد که باقی آنها یادم نیست چه اجباری به ادامه جنگ داشتیم وقتی که هنوز در خاک عراق بودیم و صدام آتش بس را قبول کرد آیا ایران با داشتن جزایر مجنون و فاو توی خاک عراق در موضع قدرت قرار نداشت؟
حتما این سروده آهنگران را بارها از تلویزیون شنیده اید..... ای لشگر صاحب زمان آماده باش آماده باش..... به همراه تصاویر نیروهای داوطلب که سوار بر اتوبوس راهی جبهه ها می شوند در این یک سال آخر و پس از بمباران های شیمیایی عراق رزمندگان با پای برهنه از جبهه های جنوب فرار می کردند البته نه از ترس جان بلکه برای رهایی از جنگی بیهوده و یکطرفه و کاملا ناجوانمردانه، از یک گردان چند صد نفره فقط چهار یا پنج نفر زنده می ماند که در سالهای بعد همان بازماندگان نیز بخاطر عوارض گازهای خردل و سارین به شهادت رسیدند بجز ماسک گاز هر رزمنده تنها دو عدد آمپول آتروپین داشت که هرگز جوابگوی سه روز گلوله باران شیمیایی ارتش عراق در فاو نبود (28 فروردین1367) موقع فرار روستایی های جاده خرمشهر- اهواز به این عزیزان لباس، کفش یا دمپایی و خوراکی می دادند فکر نمی کنم این صحنه ها را از تلویزیون دیده باشید. از اهواز تا بوشهر بیش از 10 پست بازرسی وجود داشت که حتی داخل جعبه بار و بوفه اتوبوس را هم می گشتند تا رزمندگان داوطلب را به مواضعی که دیگر وجود خارجی نداشت و به اجبار بازگردانند.
دوست عزیز اینها که گفتم واقعییت های تاریخی جنگند
راستی متخصصان برای ادامه جنگ در این یک سال آخر چه دلایلی ارائه می کنند؟
آخرین سنگر سکوته
خیلی حرف ها گفتنی نیست




یعنی همان اوایل ساواک ! همان اوایل بازگشت شاه فراری ! همان دوران تحقیر زیر چکمه ی متفقین !!! نه عزیز من این بار مردانه ایستادیم و تا پیش از خنجر خوردن از پشت , شرق و غرب عام دست به دست هم داده بودند که شیعه دستش به کربلا نرسد 

