اول: تقریبا 59 درصد زندانیان آمریکایی به دلیل دله دزدی گرفتار می شوند، در کشور ما این مشکل وجود ندارد. چون اولا گرفتار نمی شوند و ثانیا پلیس وقت ندارد به جرایم کوچکی مثل دله دزدی رسیدگی کند. در عوض اکثر زندانیان ما کسانی هستند که چون پول ندارند که بدهی شان را بدهند، این قدر در زندان می مانند که پول پیدا کنند، و چون پول در زندان پیدا نمی شود، به همین دلیل باز هم در زندان می مانند.
دوم: تقریبا 11 درصد از مجرمین آمریکایی کسانی هستند که دزدی ماشین می کنند. در ایران این مسائل حل شده است و کسی را بخاطر دزدی ماشین دستگیر نمی کنند، چون فرار می کند.
سوم: تقریبا 19 درصد از کل مجرمین آمریکایی کسانی هستند که دزدی شبانه می کنند. در ایران کسی شبها دزدی نمی کند، بلکه به پارتی می رود و در پارتی دستگیر می شود.
چهارم: تقریبا 8 درصد کل مجرمین آمریکا کسانی هستند که جرایم مالی انجام داده اند، مثلا رشوه گرفته اند یا مالیات نداده اند یا کلاهبرداری کرده اند. در ایران این جور آدمها را دستگیر نمی کنند، مگر اینکه جزو مخالفین سیاسی باشند، که در آن صورت هم به عنوان جاسوس دستگیر می شوند. و بعد به دلیل اعتراف به جاسوسی آزاد می شوند. در ایران رشوه گرفتن و مالیات ندادن و کلاه برداری یک وظیفه ملی میهنی است که برخی از ایرانیان وظیفه شناس کارشان را خوب انجام می دهند، بعضی هم که این کارها را بلد نیستند می روند به آمریکا و انرا یاد می گیرند.
پنجم: تقریبا 1.2 درصد از مجرمین در آمریکا بخاطر خشونت زندانی یا دستگیر می شوند. در ایران کسی را بخاطر خشونت زندانی نمی کنند، چون اگر بخواهند این کار را بکنند باید دور تمام کشور دیوار بکشند. اصولا ما در ایران از صبح تا شب اگر چهار تا کتک کاری دبش نبینیم دق می کنیم. به همین دلیل ما از آدمهای خشن بدمان نمی آید و به این جور آدمها جایزه می دهند و کسی هم از آنها شکایت نمی کند، چون افت دارد که بگوئیم که خوردیم، باید بگوئیم زدیم.
ششم: تقریبا 0.9 درصد از کل مجرمین در آمریکا به دلیل حمله وحشیانه دستگیر و زندانی می شوند. در ایران حمله وحشیانه اگر برای رسیدن به اهداف انقلاب و نظام و یا حفظ ناموس باشد اشکال ندارد، وگرنه طرف زندانی نمی شود، بلکه اعدام می شود.
هفتم: تقریبا 0.4 درصد از کل مجرمین آمریکا کسانی هستند که جیب بری کرده اند و پلیس دنبال آنها کرده و آنها را دستگیر کرده است. در ایران هم جیب بری وجود دارد، ولی پلیس دنبال دزدها نمی رود، چون پلیس مشغول اخطار دادن به خواهران بدحجاب است و اگر بخواهد دنبال جیب بر بدود خسته می شود، در عوض مردم داد می زنند آی دزد! و به دنبال دزد می روند، و او را می گیرند، بعد از اینکه او را گرفتند از ترس اینکه دزد مذکور گیر پلیس بیفتد، او را کتک می زنند و ول می کنند که زودی برود.
هشتم: تقریبا 0.1 درصد از کل مجرمین در آمریکا کسانی هستند که تجاوز به عنف کرده اند و دستگیر شده اند. در ایران معمولا کسی به جرم تجاوز به عنف زندانی نمی شود، اولا به این دلیل که اگر زنی اعلام کند که مورد تجاوز به عنف قرار گرفته، شوهرش و پدرش او را می کشند، بنا براین مجرم به کارش ادامه نمی دهد. ثانیا در ایران اگر کسی تجاوز به عنف کند، معمولا زندانی نمی شود، چون احتمالا اعدام می شود، به همین دلیل هم برای اینکه اعدام نشود، علاوه بر تجاوز قتل هم می کند. علاوه بر تمام اینها معمولا عمل ارتباط جنسی در ایران عزیز ما، اعم از مشروع و نامشروع، اصولا تا حدی شبیه به تجاوز به عنف است.
نهم: تقریبا 0.02 درصد از کل زندانیان و دستگیر شدگان در آمریکا کسانی هستند که جنایت می کنند، که ما هنوز امکانات کافی و اطلاعات کافی در این مورد نداریم، ولی در سالهای اخیر تلاش هایی در دست انجام است که گوشه هایی از آن به اطلاع امت شهیدپرور رسیده است.
دهم: اطلاعات و آمار مربوط به جرایم رانندگی در این آمار محاسبه نشده است. بسیاری از زندانیان و دستگیرشده ها در آمریکا کسانی هستند که در جاده ها با سرعتی بیشتر از صدکیلومتر( 60 مایل) رانندگی می کنند، یعنی با همان سرعتی که موتورسوارهای ما در پیاده رو می روند. در ایران بسیاری از کسانی که در جاده ها تندروی می کنند، زندانی نمی شوند، بلکه خودشان در تصادف کشته می شوند، بنابراین سالانه 30 هزار نفر به جای رفتن به زندان به قبرستان می روند.
یازدهم: بسیاری از کسانی که در آمریکا به دلیل اعمال خشونت و حمله به دیگران و غیره زندانی می شوند، کسانی هستند که اگر در ایران کشف شوند، برای مسوولیت های دولتی انتخاب می شوند و قاضی و پلیس و مامور اجرای قانون می شوند، در عوض بسیاری از کسانی که در ایران به دلایلی مانند خوش تیپی و شرکت در پارتی و رقاصی و مشروب خوری و دائر کردن اماکن فساد دستگیر می شوند، در آمریکا نه تنها دستگیر نمی شوند، بلکه کلی هم پول در می آورند و عکس شان را همه جا چاپ می کنند.
دوازدهم: در آمریکا وقتی آدمی را زندانی می کنند، همه می گویند: « یارو دزده، خوب شد زندونی اش کردن» در ایران وقتی کسی را زندانی می کنند مردم می گویند: « این بیچاره که کاری نکرده بود، واسه چی زندونیش کردن؟»
سیزدهم: در آمریکا تروریست ها را زندانی می کنند و شکنجه می کنند و کاری می کنند که تا آخر عمرشان یادشان نرود. در ایران تروریست ها را زندانی نمی کنند، یا می کشند یا از آنها قدردانی می کنند. در ایران آدمهای معمولی را می گیرند و به اتهام براندازی نظام زندانی می کنند، بعد از مدتی هم آنها را آزاد می کنند. آنها هم در زندان خاطرات شان را می نویسند و پولدار می شوند و جوایز جهانی می گیرند و هرجا می روند درباره زندانی شدن شان حرف می زنند.
چهاردهم: بسیاری از کسانی که در آمریکا زندانی می شوند جرم شان خرید و فروش مواد مخدر است، این افراد وقتی به زندان می روند ترک می کنند و کارهای دیگری مثل دزدی را یاد می گیرند. در ایران بعضی از کسانی که زندانی می شوند، جرم شان خرید و فروش و مصرف مواد مخدر است، این افراد وقتی به زندان می روند، در آنجا به کارشان ادامه می دهند، فقط بی انصاف ها گرانتر می فروشند.
پانزدهم: در زندان های آمریکا با آدم شوخی نمی کنند، بلکه خشتک زندانی را به سرش می کشند، در ایران وقتی کسی را زندانی می کنند، گاهی پدرش را در می آورند، گاهی به او مرخصی می دهند، گاهی زندانی به خارج می رود و بعد از یک سخنرانی در دانشگاههای خارج به زندان برمی گردد، گاهی شوخی شوخی او را می کشند، گاهی هم ولش می کنند و دیگر راهش نمی دهند. گاهی هم قیر نیست، گاهی قیف نیست، گاهی هم رئیس زندان رفته است حج گل بچیند.
شانزدهم: در آمریکا یا آدم زندانی است یا نیست. در ایران بنا به گفته رئیس قوه قضائیه از هر 9 نفر ایرانی یک نفر پرونده قضائی دارد، اما زندانی معلوم نیست که توی زندان است یا با وثیقه آزاد است، یا با وثیقه در خارج از کشور است، یا با وثیقه هنوز زندانی است، یا زندانش تمام شده و او را آزاد نمی کنند. یا دوازده سال در بازداشت موقت است و هنوز برای صدور حکم نرفته است.
توضیح آماری: آمار ارائه شده توسط رئیس جمهور در آمریکا یک اشکال جزئی دارد. در آمریکا از هر 1000 نفر 20 نفر زندانی نیست، بلکه 7 نفر زندانی است، در ایران هم از هر 1000 نفر 2 نفر زندانی نیست، بلکه 2.5 نفر زندانی است. ولی هنوز مال آمریکا درشت ترست.







