حکایت شق القمر
قریش از آن حضرت خواست تا معجزه ای برای آنها بیاورد، حضرت نیز با انگشت اشاره به ماه کرد، و به قدرت الهی ماه دو نیم شده و باز به هم پیوست.
آیه 1 سوره مبارکه قمر نیز به این معجزه اشاره دارد:« اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَانشَقَّ الْقَمَرُ » نزديك شد قيامت و از هم شكافت ماه.


پس از این معجزه با اینکه ابوجهل با چشم سر این معجزه را دید ولی تاب دیدن این معجزه برایش بسیار سخت بود لذا گفت:« این سحر است! بفرستید از شهرهای دیگر هم بپرسند که آیا آنها ههم دیدند که ماه دو نیم شد؟! »
وقتی فرستاده ها به شهرهای مختلف رفته و صحت و سقم این معجزه را خبر دادند باز هم مشرکان و کفار قریش ایمان نیاوردند
