شاهزاده عباس میرزا فرزند فتعلیشاه قاجار و ولیعهد وی را بسیاری لایق ترین شخص در خاندان بی کفایت قاجار می دانند که اگر عمرش به دنیا بود و بعد از آن شاه نالایق به سلطنت می رسید شاید سرنوشت ایران به کلی تفاوت پیدا می کرد .
اما این جناب عباس میرزا دست کم ۲۶ پسر داشته اند که اکثر آنها از رجال رده بالا و حکمرانان دوره محمدشاه و ناصرالدین شاه بوده اند که قاعدتاً باید طبق ضرب المثل " پسر کو ندارد نشان از پدر " ، حکومت قاجار دارای ۲۶ صاحب منسب لایق و کاردان بوده باشد! پس چرا نبوده؟
در زیر اشاره کوتاهی به برخی از مشهورترین پسران عباس میرزا داریم :
محمد میرزا : میرزا ، پسر ارشد عباس میرزا بود که بعد از فوت پدر ، از سوی فتحعلی شاه به ولیعدی منصوب گردید و جانشین پدربزرگش شد . محمد شاه در اوایل سلطنت با بهره گیری از خدمات قائم مقام فراهانی به عمران و پیشرفت کشور همت داشت اما بعد از آنکه با توطئه و دسیسه چینی درباریان این وزیر لایق را به قتل رسانید تبدیل به شاهی ضعیف و آلت دست اطرافیانش شد و پسرش (ناصرالدین شاه) هم راه وی را پیمود .
بهرام میرزا : دوم عباس میرزا ، که در جنگ ها همواره در کنار پدر بود و عباس میرزا اعتماد زیادی به وی داشت . بعد از به تخت نشستن برادرش ، والی نواحی غربی ایران (کردستان و کرمانشاه و لرستان) شد و شورش قبایل لر و بختیاری را سرکوب کرد اما به خاطر شکایت مردم کرمانشاه از حکومت عزل شد . با روی کار آمدن ناصرالدین شاه حاکم فارس شد و مورد توجه امیرکبیر بود و بعد از آن هم تا زمان مرگ در دربار ناصرالدین شاه مناسب مختلفی داشت . او در زمان صدارت امیرکبیر کتاب "نظام ناصری" را نوشت که از اولین منابع فارسی آموزش فنون نوین نظامی محسوب می شد .
بهمن میرزا : پسر عباس میرزا بود و در اواخر حکومت محمدشاه مدعی سلطنت گردید اما بعد از روی کار آمدن ناصرالدین شاه با وجود حمایت روسیه ، ادعایش راه به جایی نبرد و به روسیه فرار کرد و تا آخر عمر در شهر شوشی (منطقه قره باغ آذربایجان) زندگی کرد .
جهانگیر میرزا : به تخت نشستن محمدشاه والی خوی بود و از خود تحرکاتی نشان داد که نشان از تهدید پایه های سلطنت بود از این رو به دستور شاه کور شد . مخالفان قائم مقام فراهانی فرمان کور کردن جهانگیرمیرزا و دیگر برادر شاه را به این وزیر نسبت می دادند و این یکی از بهانه های آنها برای تحریک شاه به قتل وی بود . جهانگیر میرزا بعد از کور شدن در تویسرکان ساکن شد و خاندان جهانگیری تویسرکان از نسل او هستند .
فریدون میرزا : از به تخت نشستن محمدشاه والی آذربایجان شد و پس از آن هم مناسب حکمرانی فارس و خراسان را داشت . در زمان حکومتش بر خراسان خان خیوه (خوارزم) به تحریک روسها قصد اشغال خراسان را داشت اما در سرخس از سپاه فریدون میرزا شکست خورد و کشته شد .
اسکندر میرزا : گویند هنگامی که در زمان حکومت عباس میرزا تبریز دچار بیماری طاعون شد او تنها کس از خانواده قاجار بود که حاضر نشد شهر را ترک کند و به اداره امور پرداخت ، از این رو مورد توجه پدر قرار گرفت . با روی کار آمدن محمدشاه از سیاست کناره گیری کرد و خانه نشین شد . در اوایل سلطنت ناصرالدین شاه ، به پیشنهاد امیرکبیر حکمران قزوین شد اما بعد از قتل امیر ، میرزا آقاخان نوری او را برکنار کرد و اسکندرمیرزا یک بار دیگر منزوی و تا آخر عمر خانه نشین گردید .
خسرو میرزا : پسر عباس میرزا ، پس از قتل گریبایدوف در تهران ، به عنوان سفیر صلح ایران راهی مسکو شد و طی حدود یک سال مذاکره ، روسیه را از آغاز جنگی جدید منصرف کرد . در این سفر میرزا تقی خان فراهانی ۲۲ ساله که بعدها امیرکبیر شد به عنوان منشی خسرو را همراهی کرد . با به تخت نشستن محمدشاه ، خسرو میرزا هم مثل جهانگیر میرزا مورد سوظن قرار گرفت و کور شد که تحریک شاه به صدور این فرمان را هم به قائم مقام فراهانی نسبت می دهند . خسرو هم مثل جهانگیر بعد از کور شدن تا آخر عمر در تویسرکان ساکن گردید .
اردشیر میرزا : نهم عباس میرزا بود و حکمرانی استرآباد و آذربایجان و خراسان را در طول عمرش تجربه کرد . شاعر بود و اعتیاد مفرطی به مصرف شراب داشت تا جایی که بر اثر از کار افتادن و نارسایی کبد مرد .
مراد میرزا : به حسام السلطنه ، بزرگترین سردار ایران در زمان ناصرالدین شاه بود که به عنوان حاکم خراسان مامور فتح هرات گردید و پس از موفقیت در این لشکرکشی از ناصرالدین شاه اجازه حمله به سرحدات هندوستان را خواستار شد اما بی کفایتی برادر دیگرش و سست عنصری شاه قاجار هرات را هم به باد داد! حسام السلطنه و پسرش همواره مورد اعتماد دربار بودند و هر ولایتی دچار مشکل و شورش می شد آنها به آن ولایت مامور می شدند بطوری که فقط وی را پنج بار به حکومت خراسان منصوب نمودند!
فرهاد میرزا : از عباس میرزا خوشنام ترین شاهزاده قاجار محسوب می شود! در جوانی و هنگام به تخت نشستن محمدشاه به سفارت انگلیس پناهنده شد و به همین جهت محبوبیت کمی بین مردم داشت اما کم کم نسبت به آیت الله حاج ملاعلی کنی ارادت پیدا کرد و همین مسئله باعث تغییر روحیه وی شد و تبدیل به شخصی مذهبی و مردم دوست گردید و بویژه بخاطر مرمت و توسعه صحن حرم کاظمین شهرت فراوانی دارد . البته وی به عنوان حکمران هم در برخی ولایات مثل لرستان خدمت کرد اما بیشتر به سبب تالیفاتی که در موضوعات علمی و مذهبی داشته ماندگار شده است . فرهاد میرزا را پس از مرگ در حرم کاظمین دفن کردند و روایت شده خودش وصیت داشته حقیرانه و بدون تشریفات دفن شود اما متولی حرم بخاطر اشاره امام موسی کاظم(ع) در خواب ، برایش مراسم بزرگی گرفته است .
فیروز میرزا : از مرگ فتحعلی شاه ، حسین علی میرزا ، والی فارس ، که پس از مرگ عباس میرزا ، پسر ارشد فتحعلی شاه محسوب می شد داعیه سلطنت نمود ، محمدشاه فیروز میرزا را که در آن زمان ۱۷ سال داشت به جنگ عمو فرستاد و حسین علی میرزا در این جنگ شکست خورد در نتیجه فیروز میرزا سردار اول ایران در زمان محمدشاه گردید و در لشکرکشی به هرات هم نقش داشت . در زمان ناصرالدین شاه به عنوان حکمران به ولایات مختلفی مامور گردید و شروع به ثروت اندوزی کرد . ناصرالدین شاه هم لقب فرمانفرما را به وی داد که پس از مرگش این لقب به پسرش عبدالحسین میرزا رسید و این عبدالحسین میرزا همان فرمانفرمای معروفی است که در زمان احمدشاه و رضا شاه آنقدر دارای قدرت و ثروت بود که حسادت رضاشاه را برانگیخت و باعث نابودیش شد!
خانلر میرزا : گل پسر عباس میرزا دقیقاً قرینه جناب مراد میرزا حسام السلطنه بود! زمانی که حسام السلطنه هرات را فتح کرد ، خانلر میرزا که حاکم خوزستان بود با قشون هشت هزار نفریش از نیروی سیصد نفری انگلیس شکست خورد و از اهواز به شوشتر گریخت! همین شکست باعث عقد قرارداد صلح ننگین پاریس و عقب نشینی ایران از هرات گردید . خانلر میرزا هنگام مرگ حاکم اصفهان بود!
مهدی قلی میرزا : پسر عباس میرزا بود و در سال ۱۲۶۲ هجری که بابیان در مازندران شورش کردند والی آن سامان بود و در جنگ قلعه طبرسی آنها را شکست داده و بسیاریشان را کشت از این رو بابیان و بهائیان از وی نفرت زیادی دارند و جنایات زیادی را در این جنگ به وی نسبت می دهند!
و ...


