نوروز

در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه‌ي مباحث مرتبط با تاريخ ايران به بحث بپردازيد

مدیران انجمن: رونین, شوراي نظارت

ارسال پست
Major
Major
پست: 204
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۴ اسفند ۱۳۸۴, ۱:۰۱ ق.ظ
محل اقامت: همچنان تهران.سمت چپ.در سوم
سپاس‌های دریافتی: 5 بار
تماس:

نوروز

پست توسط Shayan »

عيد نوروز چگونه شكل گرفت ؟

چهارشنبه , 17 اسفند 1384

انسان از نخستين سالهای زندگی اجتماعی، متوجه بازگشت و تكرار برخی از رويداد های طبيعی، يعنی تكرار فصول شد. نياز به محاسبه در دوران كشاورزی يعنی نياز به دانستن زمان كاشت و برداشت، فصل بندی ها و تقويم دهقانی و زراعی را به وجود آورد. نخستين محاسبه فصل ها، بی گمان در همه جوامع با گردش ماه كه تغيير آن آسانتر ديده می شد صورت گرفت. و بالاخره در نتيجه نارسايی ها و نا هماهنگی هايی كه در تقويم قمری ، با تقويم دهقانی داشت، محاسبه و تنظيم تقويم بر اساس گردش خورشيد صورت پذيرفت. سال نزد ايرانيان از زمانی نسبتا كهن به چهار فصل سه ماهه تقسيم گرديده است و همانطور كه ابوريحان بيرونی در آثار الباقيه آورده است آغاز سال ايرانی از زمان خلقت انسان ﴿ يعنی ابتدای هزاره هفتم از تاريخ عالم ﴾ روز هرمز از ماه فروردين بود ، وقتی كه آفتاب در نصف النهار در نقطه ی اعتدال ربيعی و طالع سرطان بود.

پيدايش جشن نوروز

جشن نوروز را به نخستين پادشاهان نسبت می دهند. شاعران و نويسندگان قرن چهارم و پنجم هجری مثل فردوسی ، عنصری، بيرونی، طبری و بسياری ديگر كه منبع تاريخی و اسطوره ای آنان بی گمان ادبيات پيش از اسلام بود. نوروز را از زمان پادشاهی جمشيد می دانند. در خور يادآوری است كه جشن نوروز پيش از جمشيد نيز بر گزار ميشده و ابوريحان نيز با آنكه جشن را به جمشيد منسوب می كند يادآور ميشود كه: آن روز كه روز تازه ای بود جمشيد عيد گرفت اگر چه پيش آن هم نوروز بزرگ و معظم بود.

جشن نوروز

جشن نوروز دسته كم يك يا دو هفته ادامه دارد. ابوريحان بيرونی مدت برگزاری جشن نوروز را پس از جمشيد، يك ماه می نويسد: چون جم در گذشت پادشاهان همه روز های ماه را عيد گرفتند. عيد ها را شش بخش نموده اند: پنج روز نخست را به پادشاهان اختصاص می دادند، پنج روز دوم را به اشراف ، پنج روز سوم را به خادمان و كاركنان پادشاهی، پنج روز چهارم را به نديمان و درباريان ، پنج روز پنجم را به توده مردم و پنج روز ششم را به بزرگان. ولی برگزاری مراسم نوروزی امروز ، دست كم از "چهارشنبه آخر سال" آعاز و "در سيزده به در" پايان می پذيرد. از آداب و رسوم كهن پيش از نوروز بايد از پنجه ، چهارشنبه سوری ، خانه تكانی ،عيدی دادن و سفره ی هفت سين ياد كرد.

پنجه ﴿ خمسه مسترقه ﴾

بنا بر سال نمای كهن ايران هر يك از دوازده ماه سال ۳۰ روز است و ۵ روز باقيمانده سال را پنجه ، پنجك يا خمسه مسترقه می نامند. اين پنج روز را خمسه مسترقه نامند. از آن جهت كه در هيچ يك از ماه ها حساب نمی شود. مراسم پنچه تا سال ۱۳۰۴ كه تقويم رسمی شش ماه اول سال را ۳۱ روز قرار داد برگزار می شد.

منبع: sabzine.com
زندگي زيباست... البته اگه بزارن....;)
تصویر

------------------------------------------------------------
تمام مسائل مربوط به iPhone و دیگر محصولات Apple
[External Link Removed for Guests]
Captain I
Captain I
پست: 807
تاریخ عضویت: شنبه ۶ اسفند ۱۳۸۴, ۱:۲۳ ب.ظ
سپاس‌های دریافتی: 66 بار
تماس:

نوروز از گذشته تا حال ( تاريخ نورو

پست توسط Fareed3230 »

نوروز از گذشته تا حال

تاریخ ِ آغاز ِ مراسم باشکوه عید نوروز به جمشید شاه بازمی گردد. او که در زمان سلطنت در آبادانی ِ ایران و آسایش خاطر ِ مردم از هجوم بیگانگان ، نقش بسیاری داشت. روزی سفر یا در واقع معراجی با تخت زرینش به آسمان ( بسوی خورشید ) داشت ، پس از بازگشت دین را تجدید و آن روز را (( نوروز)) نامید.
این گاهنبار ( جشن ) ( که از آن در گاتهای زرتشت نامی برده نشده و تنها در یکی از یشتها بنام فروردین یشت ، ذکر و ستایش این گاه نگاشته شده ) پس از جمشید شاه سال به سال بر اهمیت و فراگیری آن افزوده شد.

در زمان هخامنشیان و ساسانیان نوروز بعنوان سنتی فراگیر و بسیار باشکوه چه در دربار شاهان و چه در خانه های مردم عامه ( نه فقط زرتشتیان ) اجرا می شده.
با هجوم قوم عرب و نفوذ فرهنگ اسلامی و تطبیق فرهنگ ایران ِ زرتشتی با اسلام ، برداشتهای اسلامی از سنتهای ایرانی از جمله نوروز صورت گرفت. از آنجمله از زبان و قلم اندیشمندان اسلامی رفت که : خداوند حضرت آدم را در اول فروردین آفرید و پیامبر گرامی اسلام ، حضرت علی (ع) را در این روز در دشت غدیرخم به امامت و ولایت معرفی کرد و ...

به این ترتیب نوروز و صدها سنت اصیل ایرانی به مدد فرهنگ تطبیقی و التقاطی ِ خاص ایران به سنتهای اسلامی وارد شد.
در طی سالیان پر فراز و نشیب ِ تاریخ ایران کوششهایی یا از روی دشمنی یا نادانی و یا درد دین (!) برای کمرنگ کردن و بی اهمیت جلوه دادن نوروز صورت گرفت. بنابر نمونه ، امام محمد غزالی در کیمیای سعادت سفارش می کند که : (( ایرانیان ، جشن ِ نوروز و سده را نگیرند! چراغانی نکنند! لباس ِ نپوشند! حتی عزاداری کنند تا مجوس از بین برود!! ))

اما انگار این افکار منور و انقلابی (!) کمی زیادی انقلابی بود ، چون هیچگاه اجرا نشد!
و امروزه نیز اگرچه از تشریفات بسیار و تنوعات قومی ِ نوروز کاسته شده اما بنظر می آید جشن مبارک نوروز را دیگر کسی نمی تواند از ایران جدا کند. حتی اگر افراد و مسئولانی نادان ، احمقانه عنصر هویت ملی را مقابل ِ هویت مذهبی ایرانیان قرار دهند و ملیت را خطری برای دیانت ِ نیم بند!!
اسطوره ها ، رسوم و فلسفه ی آنها :
نیاز به تولدی دوباره ، پاک شدن از آلودگی ها و اشتباهات ِ گذشته و شروع ِ یک زندگی ِ نو در وجود آیین زرتشت و ایران ِ باستان بصورت اعتقاد به یک نقطه عطف خاص یعنی آفرینش متمرکز شده است.

طبیعت پس از گذران ِ دوره ای سرد و بی محصول ، با آغاز بهار زنده شده و در واقع آفریده می شود. ( در اسلام و همچنین عرفان ِ اسلامی موضوع خلق مدام ، منطبق با این عقاید ایران باستان است ) انسان نیز باید بعنوان یکی از مخلوقین ِ الهی سعی کند همراه طبیعت به رستاخیز برخیزد.
ماه فروردین را ماه ِ فَروَهَرها یا فَروَشی ها می نامند. و آن عید اموات است. درین ماه بدلیل رستاخیز ( نو شدن ِ موقت دنیا ) پرده ی میان زنده گان و مردگان به کناری رفته و ارواح ِ نیک ِ درگذشتگان به ملاقات ِ زندگان می شتابند. رسم معروف قاشق زنی ، نیز از همین اعتقاد نشات می گیرد. ارواح ِ نیک بصورت افرادی که رویشان پوشیده ست به پشت در خانه های زنده ها آمده و زنده ها نیز به آنان به رسم یادبود و برکت هدیه ای می دهند. و نیز تمیز کردن خانه ها و روشن کردن چراغها و شمعها در زمان تحویل سال برای رضایت خاطر و هدایتِ فرورها ست.
در روز ابتدای فروردین ، که بنام ِ پاک و برکت دهنده ی اهورامزدا( خدای پاک ) مزین شده است ، خورشید وارد برج حَمَل شده و جهان از نو آفریده می شود.
ایرانیا قدیم برای استقبال از سبزی ِ بهاران ، 25 روز مانده به فروردین بر 12 ستون ِ خشتی یا سنگی سبزه می کاشتند. ( 12 ستون ، اشاره به اعتقاد ِ کهن ِ قرار گرفتن ِ جهان بر روی 12 ستون )
ششمین روز ِ فروردین که بنا به نظرات بسیاری محققان و موبدان زرتشتی ، سالروز تولد زرتشت اسپنتمان است ، به نوروز ِ بزرگ معروف است. (( آورده اند که در بامداد ِ آن روز به کوه ِ بوشنج شخص ِ خاموشی که دسته ای از گیاهان ِ خوشبو در دست دارد ساعتی نمایان است ، سپس پنهان می شود و تا سال ِ دیگر در همین هنگام دیگر نمایان نمی گردد.
و نیز
در این روز مردم به یکدیگر آب می پاشند و دلیل ِ آن همان خود شستن و پاکیزگی ست.
پارسیان در تمامی روزهای فروردین خانه های خود را چراغانی کرده و چوبهای خوشبو می سوزانند و شمع ها را روشن نگاه می دارند.
خوانچه ای پهن می کنند که بر آن هفت چیز که نامشان با حرف ِ سین شروع شده باشد می گذارند ( هفت سین ). مانند :
سبزه : نمودار ِ گلهای زیبا و زینتی ، سرسبزی و خرمی . سیب : میوه ای بهشتی و نماد ِ زایش . سمنو : از جوانه ی گندم ، نمود رویش و برکت . سنجد : بوی برگ و شکوفه ی آن محرک ِ عشق و دلباختگی ست. و ...
آینه و شمع بر سر سفره هفت سین نیز نماد ِ نور و روشنایی و شفافیت است. معمولا تخم مرغ نیز بر سر سفره ی هفت سین هست که نماد ِ نطفه و باروری و زایش است. نیز در اساطیر ِ ایران ، جهان ، تخم مرغی شکل است ، آسمان چون پوسته ی تخم مرغ و زرده اش نمودگار زمین است. ماهی ِ زنده نیز نماد سرزندگی و شادابی ست.

... و هزاران فلسفه و رسوم متفاوت که در گوشه و کنار ِ ایران عزیزمان پراکنده ست . در بعضی از کشورهای شرق آسیا مانند چین ، هند و پاکستان نیز هر ساله مراسمی شبیه به نوروز انجام می شود.
و اما ، حکایت نوروز نه حکایت ِ چسبیدن ِ متعصبانه به سنتها و نه پان ایرانیست شدن است بلکه فراگیری و عمل به فلسفه ی نو کردن ِ افکار و دلهایمان است و چه چیزی بهتر از آن که تمام اشتباهات گذشته را به خداوند همواره بخشنده بسپاریم و با روحی آزاد و آزاده زندگی کنیم
به زودي در اين مكان امضا اضافه خواهد شد .
Captain I
Captain I
پست: 807
تاریخ عضویت: شنبه ۶ اسفند ۱۳۸۴, ۱:۲۳ ب.ظ
سپاس‌های دریافتی: 66 بار
تماس:

هفت سين و هفت ميم در شيراز

پست توسط Fareed3230 »

هفت سين و هفت ميم در شيراز

هفت سين عبارت است از سماق، سير، سنجد، سمنو، سکه، سرکه، سبزی .

در شيراز علاوه بر هفت سين( هفت ميم ) را هم درسفره می گذارند که هفت ميم عبارتند از: مدنی ( ليمو شيرين )، مرغ، ماهی، ميگو، مسقطی، ماست و مويز. به علاوه کنگر ماست، عسل، خرما، کره، پنير، کاهو، تخم مرغ رنگی و .... موقع تحويل سال همه اهل خانه بايد با لباس نو بر سر سفره باشند اسپند نيز دود می شود و هر کدام از اين ها فلسفه ای دارد. شمع برای روشنايي خانه و زندگی، قرآن نشان توجهی است که بايد در آغاز سال به خداوند داشته، به علاوه در سال نو، صاحب قرآن يار و مددکار اهل خانه خواهد بود.

پول نشان از خير و برکت و رفاه، اسپند برای دوری از چشم زخم حسود، برنج، نشانی از خير و برکت و فراوانی، آب, نشان صافی و پاکی و روشنايي و گشايش کار. ماهی قرمز، شگون دارد. آيينه، برای رفع کدورت و نشانی ازصفا و پاکی و يکرنگی. طلا، نشانی از اميد به وضع مالی خوب در سال نو. بعد از تحويل سال نبايد شمع ها را با فوت خاموش کرد بلکه بايدگذاشت تا آخر بسوزند و يا با نقل و مسقطی خاموششان کرد .

يکی ديگر از اعتقادات مردم شيراز اين است که هنگام تحويل سال در حرم حضرت شاهچراغ(ع) باشند که درآنجا شمع روشن می کنند و در دست می گيرند به اين معنی که هميشه زير نور شاهچراغ باشند . و يک نفر واعظ بالای منبر می رود و دعا می خواند و مردم صلوات می فرستند و از طرف خادمين شاهچراغ روی مردم گلاب پاشيده می شود و همه به هم تبريک می گويند.
به زودي در اين مكان امضا اضافه خواهد شد .
Captain I
Captain I
پست: 807
تاریخ عضویت: شنبه ۶ اسفند ۱۳۸۴, ۱:۲۳ ب.ظ
سپاس‌های دریافتی: 66 بار
تماس:

آداب و رسوم قبل از عيد نوروز

پست توسط Fareed3230 »

آداب و رسوم قبل از عيد نوروز

خريد لباس عيد

از يکی دو ماه به نوروز مانده شيرازی ها به بازار مي روند و لباس عيدشان را می خرند پارچه هايي معمولاً خريداری می شود که دارای رنگ روشن و سرخ يا زرد باشد و معتقد بودند اگر لباس را خودشان بدوزند پارچه آن را روزهای دوشنبه يا جمعه قيچی کنند و نيز معتقد بودند که روز پنج شنبه ساعت سنگين است و لباس مدتی روی دست می ماند تا دوخته شود. روز سه شنبه اگر بريده شود نصيب دزد يا مرده شور خواهد شد و روز چهار شنبه می سوزد وسايل خانه نيز بايد عوض شود و يا تميز گردد. پختن نان شيرين از جمله کارهايي است که حتماً بايد قبل از عيد و برای عيد انجام بگيرد .

سبز کردن گندم، عدس، تره تيزک، ده پانزده روز به عيد مانده در خانه های شيراز صورت می گيرد. برای اين کار از ظرفی استفاده می کنند که از جنس مس يا روی باشد و بعد مقداری دانه ابتدا به سلامتی امام زمان می ريزند و به ترتيب بعد از آن نام اعضای خانواده را می آورند .

خانه تکانی يا رفت و روب

يکی دو هفته پيش از عيد خانه تکاتی يا رفت و روب انجام می گيرد و مجدداً اثاثيه را جابه جا می کنند و گرد گيری می کنند و دوباره آنها را می چينند. در مراحل بعد تخم مرغ رنگ کردن است که آن ها را آب پز می کنند و رنگ های شاد بر روی آنها می زنند.

سفره و ساعت تحويل سال

برای تحويل سال همه در يکی از اطاق های خانه شان سفره می اندازند . پيش از هر چيز آيينه و قرآن در آن می گذارند و بعد هفت سين را می گذارند.

ديد و بازديد

از بامداد نوروز ديد و بازديدها آغاز می شود در همه خانواده ها رسم است که به ديدار کسی که از نظر سن و شخصيت بر ديگران مزيت دارد بروند و دست او را ببوسند و تبريک بگويند و او نيز عيدی که شامل سکه يا پول است به آنها بدهد. بعضی نيز صبح عيد نوروز يک بشقاب گندم برشته که شامل: کنجد، گندم، شاهدانه، نخودچی و کشمش است به اضافه يک بشقاب نان شيرين به اضافه تخم مرغ رنگی يا سکه به کوچک ترها می دهند.


سيزده بدر

روز دوازده فروردين همه وسايل تهيه می شود و هر چه از شيرينی ها و آجيل ها باقی مانده برای صبح سيزده آماده می شود که البته همراه آن سرکه و کاهو نيز هست. صبح سيزده فروردين همه دسته دسته عازم کوه و باغ های اطراف شيراز می شوند و معتقدند در روز سيزده فروردين نبايد در خانه ماند زيرا اين روز نحس و بديمن می باشد. روز سيزده پيش از طلوع آفتاب و تا پاسی از شب ادامه دارد در عصر اين روز ويژه سبزی گره زدن دخترهاست که در واقع برای گشايش بخت خود اين کار را می کنند و ترانه هايي می خوانند چنانچه سيزده به ماه رمضان بيفتد. مراسم را بعد از تمام شدن ماه رمضان در اولين جمعه يا اولين عيد انجام می دهند.
به زودي در اين مكان امضا اضافه خواهد شد .
Major
Major
نمایه کاربر
پست: 285
تاریخ عضویت: دوشنبه ۸ اسفند ۱۳۸۴, ۱۱:۴۴ ب.ظ
سپاس‌های دریافتی: 62 بار
تماس:

هفت سين

پست توسط Ami R 940 »

هفت سين

عدد هفت در همة فرهنگ‌ها و اديان عدد مقدسي است. سفرة رنگيني هم كه ايرانيان براي تحويل سال نو مي‌چينند هفت سين دارد كه همگي جنبة نمادين دارند. سبزه اولين و شاخص‌ترين سيني است كه هر سفره‌اي به آن مزين مي‌شود. اغلب زنان ترجيح مي‌دهند سبزه را خودشان از دانه‌هاي گندم، عدس يا جو سبز كنند. به اين دليل چند روز مانده به عيد دانه‌هاي مرطوب را در سيني پهن مي‌كنند. اين‌كه سبز كردن دانه‌هاي خوردني به زنان محول مي‌شود، توجيه نمادين دارد. به‌ويژه آن‌كه آغازگر كشاورزي زنان بوده‌اند. زيرا مردان شكار مي‌رفتند و گله را براي چرا به دشت‌ها مي‌بردند، و زنان به باغباني و كشاورزي مي‌پرداختند. از سوي ديگر در فرهنگ‌هاي باستاني الهه‌هاي زايش و رويش همواره از بين زنان انتخاب شده است. با اين ذهنيت تاريخي دربارة زنان، سبز كردن سبزه توجيه اسطوره‌اي و نمادين پيدا مي‌كند. سين‌هاي بعدي سيب، سمنو، سير، سنجد، سكه و سماق هستند كه با نيت هفت‌سين خوشبختي سعادت، سيادت، سلامت، سپيدروزي، سرافرازي، سخاوت و سربلندي روي سفره‌اي حصيري يا پارچه‌اي و يا بر روي سيني بزرگي چيده مي‌شود. پيروان مذاهب مختلف كتاب مقدس خود را نيز سر سفرة هفت‌سين مي‌گذارند، مسلمانان، كليميان و زرتشتي‌ها به ترتيب قرآن، تورات و اوستا در سفرة هفت ‌سينشان دارند.
سفرة عيد شيريني و ميوه و آجيل و اسپند و آيينه و آب و تخم‌مرغ‌هاي رنگين هم دارد.
جايي هم به ماهي قرمز و تنگ بلورش داده مي‌شود.
رنگ كردن تخم‌ مرغ‌ها و چيدن سفرة هفت ‌سين محصول مشترك مادران و بچه‌هاست.
زرتشتي‌ها در كنار هفت‌سين، سفرة هفت ‌شين نيز پهن مي‌كنند و در آن شمع و شراب و شمشاد و شيريني و شير و شاهدانه و شربت مي‌گذارند.
آويشن و سنجد و اسپند هم، كه پاي ثابت همة آيين‌هاي مذهبي آنهاست،
در چهارگوشة سفره‌شان ديده مي‌شود.
سفرة هفت‌ سين چند ساعت قبل از لحظة تحويل سال پهن مي‌شود. تا آن موقع،
زنان همة كارها را انجام داده‌اند و همه چيز براي آغاز سال نو مهياست.
تمام اين تكاپوها براي رسيدن يك لحظه است: لحظة تحويل، كه به دنبالش بهار مي‌آيد و نشانه‌هايش را مي‌آورد. بهار با جشنوارة رنگ‌هاي شاد گل‌ها كه در دامن دشتها به ‌پا مي‌شود.
بهار با اندام عريان درختاني كه جامة سبز به تن مي‌كنند. هر برگ و شكوفه‌اي كه جوانه مي‌زند:
شمعي است كه به افتخار جشن تولد طبيعت روشن مي‌شود.
در ديد و بازديدهاي عيد و پذيرايي از مهمانان باز هم نقش اصلي را زنان ايفا مي‌كنند.
دكتر نيك ‌نام دربارة نقش زنان در مهمانداري مي‌گويد:
«زرتشتيان از آن جهت نوروز را گرامي مي‌دارند كه باور دارند در ايام پيش از نوروز، ميزبانِ مهمانان ارزشمندي هستند كه روان درگذشتگان آنهاست. يعني روان همة انسان‌هايي كه از اول تا امروز بوده‌اند و درگذشته‌اند؛ زنان زرتشتي به همين دليل خانه ‌تكاني مي‌كنند. تهية غذاهاي خوب و لباس‌هاي نو براي فرزندان و بقية افراد خانواده و سپس پذيرايي از مهمانان به عهدة آنهاست.»
وي دربارة اين‌كه اين وظايف از كجا براي زنان تعيين شده است، مي‌گويد: «در دين زرتشتي، تقسيم وظايف در اوستا مشخص شده است. به ‌ويژه آن‌ كه ما به زن‌ها صفت كدبانو مي‌دهيم "كَد" يعني خانه و "بانو" يعني پادشاه، به عبارتي زنْ پادشاه خانه است و همة آنچه به امور خانواده مربوط است بر عهدة زنان است و اين نقش همچنان حفظ شده است.» دكتر وكيليان هم نوروز را جشني خانوادگي توصيف مي‌كند
و مي‌افزايد: «به همين دليل همة تدارك عيد از خانه‌تكاني، سبزه سبز كردن و درست كردن شيريني و گستردن سفرة هفت‌سين با سليقه و نظر زنان انجام مي‌شود. از مهمترين رسوم عيد ديد و بازديد و صلة رحم است كه بار آن به دوش زنان است. تازه مگر هر وقت مهماني وارد خانه مي‌شود، زن خانه از او پذيرايي نمي‌كند و كارها را به عهده نمي‌گيرد؟ خوب، در نوروز اين بار سنگين‌تر است و اصلاً به همين دليل است كه نوروز بدون زن بي‌معني است و لطفي ندارد. شايد بدون مردان نوروز برگزار شود اما بدون زنان هرگز.»
دل خسته ام از این جا از آدمای دنیا

همین امروز فردا دل میزنم به دریا
Major I
Major I
پست: 5234
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1747 بار
سپاس‌های دریافتی: 4179 بار
تماس:

نوروز

پست توسط ganjineh »

دوستان این تاپیک درسته با زمان فعلی مطابقتی ندارد ولی مطالبی دارد که فکر می کنم دانستنش خالی از لطف نباشد و برای لحظاتی حداقل دلمان را بهاری کند:

نوروز روز نخست ماه فروردين است كه ايرانيان آن را جشن مي‌گيرند، زيرا پيام‌آور نوشدگي سال، نوزايي طبيعت و آغازي دوباره براي جهان است. گويند خداوند در اين روز جهان را آفريد و آدم نيز در اين روز آفريده شد و از اين روي آن را نوروز، يعني روز نو، گويند. جمشيد، پادشاه افسانه‌اي ايران كه بسياري از دانش‌ها و فن‌ها و آيين‌هاي ايراني به او بازمي‌گردد، فرمان داد كه هر سال اين روز را نكو دارند و سپاس خداوند را به جاي آورند. نشستن كناره‌ي سفره‌ي هفت‌سين و به ديدار خويشان و دوستان رفتن از آيين‌هاي نوروزي است.
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
Major I
Major I
پست: 5234
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1747 بار
سپاس‌های دریافتی: 4179 بار
تماس:

پست توسط ganjineh »

خاستگاه افسانه‌اي

جمشيد، چهارمين پادشاه پيشدادي، دوست داشتني‌ترين چهره در دوران كهن ايران بوده و دوران فرمان‌روايي آن پادشاه افسانه‌اي را دوران سبزي و خرمي گياهان، پرورش گله و رمه و نيك‌بختي مردمان مي‌دانستند. بسياري از دانش‌ها، فناوري‌ها و آيين‌هاي ايراني نيز به او بازمي‌گردد. نوروز نيز با نام جمشيد پيوند خورده است و افسانه‌هاي فراواني پيرامون جمشيد و چگونگي پديد آمدن نوروز و آيين‌هاي نوروزي در تاريخ و ادبيات ايران آمده است. بر پايه‌ي يكي از اين افسانه‌ها، كه در برهان قاطع آمده است، جمشيد در جهان مي‌گشت و چون به آذربادگان(آذربايجان) رسيد فرمان داد تختي آراسته بر جايي بلند رو به سوي خاور گذارند و خود تاج آراسته‌اي بر سر نهاد و بر آن تخت نشست. همين كه آفتاب برآمد و پرتوش بر آن تاج و تخت افتاد، پرتويي بسيار روشن‌تر پديد آمد كه مردمان از آن شاد شدند و گفتند اين روزي نو است و چون در زبان پهلوي به پرتو نور، شيد گويند، نام پادشاه كه در آغاز جم بود، جمشيد شد.

اين داستان را كريستين‌سن، پژوهشگر تاريخ ايران، بر پايه‌ي نوشته‌هاي نويسندگان و پژوهشگراني مانند ابوريحان بيروني، حمزه‌ي اصفهاني و خوارزمي به گونه‌ي ديگر بيان مي‌كند:" جم به ديوان فرمان داد كه او را بر تختي بسازند و چون اين كار انجام شد، ديوان تخت را با جم كه روي آن بود، در يك روز از دماوند به بابل بردند. مردم از ديدن پادشاهشان بر تخت در ميان هوا، كه مانند خورشيد مي‌درخشيد، به شگفتي ماندند. آن وقت تصور كردند كه در يك زمان دو خورشيد در آسمان است. اين امر در روز اورمزد از ماه فروردين واقع شد. سپس مردمان گرد تخت او جمع شدند و گفتند اين روز نو است. جم اين روز را روز سال ساخت و نام نوروز بدان نهاد و دستور داد كه پنج روز پس از آن را نيز جشن گيرند. از آن پس واژه‌ي شيد را كه معني تابناك است به آخر اسم جم افزودند و نام او جمشيد شد."

نه تنها آغاز نوروز بلكه آيين‌ها نوروزي نيز به جمشيد باز مي‌گردد. او فرمان داد كه هر سال اين روز را نكو دارند و خود را با آب پاك بشويند و سپاس خداوند را به جاي آورند. گويند كه جمشيد در اين روز ني‌شكر را شكست و مردمان از آب آن خوردند و از آن شكر ساختند. بنابراين، در روز نوروز خوردن شكر پسنديده شد و از آن شيريني ساختند و خوردند و چنين شد كه از آن روزگار افسانه‌اي تا امروز خوردن شيريني و دادن شيريني به ديگران، پسند ايرانيان شده است.

فردوسي، اين روي‌داد را اين گونه به شعر در آورده است:

به فر كياني يكي تخت ساخت===چه مايه بدو گوهر اندر نشاخت

كه چون خواستي ديو برداشتي===ز هامون به گردون برافراشتي

چو خورشيد تابان ميان هوا===نشسته بر او شاه فرمان‌روا

جهان انجمن شد بر تخت اوي===فرومانده از فره‌ي بخت اوي

به جمشيد بر گوهر افشاندند===مر آن روز را روز نو خواندند

سر سال نو هرمز فرودين===بر آسوده از رنج تن دل ز كين

بزرگان به شادي بياراستند===مي و جام و رامشگران خواستند

چنين روز فرخ از آن روزگار===بمانده از آن خسروان يادگار
آخرین ويرايش توسط 1 on ganjineh, ويرايش شده در 0.
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
Major I
Major I
پست: 5234
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1747 بار
سپاس‌های دریافتی: 4179 بار
تماس:

پست توسط ganjineh »

نوروز در ايران باستان

در اوستا، كتاب ديني زرتشتيان، از نوروز و آيين‌ها نوروزي سخني به ميان نيامده است. اما در نوشته‌هاي پهلوي و مانوي از نوروز و برگزاري آيين‌ها نوروزي در تخت جمشيد، كه همايشگاه ديني و آييني ايرانيان بود، ياد شده است. در كتاب دينكرد، كه به زبان پهلوي نوشته شده است، از نوروز به عنوان جشني كهن كه در جاي‌جاي جهان گسترده شده و مايه‌ي آسايش و اميد مردمان است، سخن به ميان آمده است. از سنگ‌نوشته‌ها، لوح‌هاي گلي و سنگ‌نگاره‌هاي بازمانده از دوران هخامنشييان چنين بر مي‌آيد كه در آن دوران نوروز را به عنوان آييني كهن جشن مي‌گرفتند و از تخت جمشيد به عنوان همايشگاه نوروزي ايرانيان بهره مي‌گرفتند. در آن روز نمايندگان ايالت‌ها گوناگون شاهنشاهي هخامنشي، از ماد، عيلام، بابل، هند، تونس و جاهاي ديگر، هر كدام با پوشاك قوم و ملت خود در تخت جمشيد گرد مي‌آمدند و هديه‌هاي خود را به پادشاه خود ارزاني مي‌داشتند.

چند نويسنده و پژوهشگر مطرح كرده‌اند كه ايرانيان باستان آييني داشته‌اند به نام فروردگان كه ده روز به درازا مي‌كشيد و به جاي شادي روزهاي سوگواري بود. به همين سبب جشن نوروز كه پس از آن مي‌آمد، علاوه بر اين كه روز نخست سال به شمار مي‌آمد، روز شادي بزرگان نيز بوده است. بيروني در آثار الباقيه مي‌گويد: "در روزهاي پاياني ماه دوازدهم، سغديان براي مردگان خود گريه و سوگواري مي‌كنند و براي آن‌ها خوردني‌ها و آشاميدني‌ها گذارند." شايد رفتن ايرانيان به آرام‌گاه درگذشتگان در پنج‌شنبه پايان سال بازمانده‌ي چنين آييني باشد.

جشن نوروز پيش از ساسانيان در روز نخست بهار برپا مي‌شد. هر چند درباره چگونگي برگزاري اين جشن در دوران هخامنشيان چندان نمي‌دانيم، اما روشن است كه اين جشن مورد توجه بوده است و هر ساله‌ي در چنين روزي بزرگان سرزمين‌هاي گوناگون هديه‌هاي خود را به پيشگاه شاه ايران مي‌آوردند. در دستان برخي از كساني كه تصوير آنان بر ديوارهاي تخت جمشيد كنده‌كاري شده است، گل‌هاي گوناگون ديده مي‌شود و سراسر اين كاخ نيز از نقش‌برجسته‌هاي گل‌ها آكنده است.

در زمان ساسانيان جشن نوروز با گردش سال جا‌به‌جا مي‌شد و همواره در آغاز فروردين نبود. در بامداد نوروز شاه ساساني جامه‌اي از برد يماني بر تن مي‌كرد و خود را مي‌آراست. او به تنهايي به دربار مي‌رفت و كسي كه گام او را نيكو مي‌دانستند، بر شاه وارد مي شد. شاه بار عام داشت و همگان براي ديدن پادشاه و دادن هديه‌هاي خود به دربار راه مي‌يافتند.

بيست و پنج روز پيش از نوروز، دوازده ستون از خشت خام بر پا مي‌شد كه بر ستوني گندم، بر ستوني جو، بر ستوني برنج، بر ستوني باقلي، بر ستوني كاجيله، بر ستوني ارزن، بر ستوني ذرت، بر ستوني لوبيا، بر ستوني نخود، بر ستوني كنجد و بر ستوني ماش مي‌كاشتند. به نظر مي‌رسد آيين هفت سين از همين آيين هفت‌ سبزي گرفته شده باشد. البته امروزه به جاي هفت سبزي از هفت چيز كه با سين آغاز مي شود، از جمله سيب، سياهدانه، سنجد، سماق، سير، سركه، سبزي، سمنو و سكه، بر سفره مي‌گذارند
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
Major I
Major I
پست: 5234
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1747 بار
سپاس‌های دریافتی: 4179 بار
تماس:

پست توسط ganjineh »

نوروز در ايران اسلامي

نوروز در آغاز مورد توجه خليفه‌هاي عرب نبود تا اين كه اموي‌ها براي افزودن درآمد خود، هديه‌هاي نوروزي را معمول داشتند. ارزش اين هديه‌ها در زمان معاويه به پنج تا ده ميليون درم مي‌رسيد. البته، برخي نوشته‌اند نخستين كسي كه هديه‌ي نوروزي و مهرگان را رواج داد، حجاج بن يوسف بود. با اين همه، جشن نوروز با روي كار آمدن ايرانيان در زمان خليفه‌هاي عباسي مورد توجه قرار گرفت و باشكوه برگزار مي‌شد.

در سال 476 قمري به فرمان سلطان جلال‌الدين ملك‌شاه سلجوقي، گاهشمار جلالي به كوشش حكيم عمر خيام نيشابوري بنيان‌گذاري شد. در اين گاهشمار كه ويرايش تازه‌اي از گاهشمار باستاني ايرانيان بود، جشن نوروز را براي هميشه در روز نخست بهار هر سال گذاشتند و بنا شد هر چهار سال يك روز بر شمار روزهاي سال بيفزايند و سال چهارم را 366 روز به شمار آورند و پس از 28 سال(پس از هفت دوره‌ي 4 ساله)، چون دوره‌ي چهارساله‌ي هشتم رسيد، به جاي آن‌كه به آخرين سال اين دوره يك روز بيفزايند، آن روز را به نخستين سال دوره‌ي پس از آن(دوره‌ي نهم) بيفزايند. بنابراين، سال جلالي نزديك‌ترين سال شد به سال خورشيدي حقيقي كه 365 روز و 5 ساعت و 48 دقيقه و 46 ثانيه است.
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
Major I
Major I
پست: 5234
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1747 بار
سپاس‌های دریافتی: 4179 بار
تماس:

پست توسط ganjineh »

ماه‌هاي خورشيدي در بيان خيام

حكيم عمر خيام نيشابوري در كتاب نوروزنامه ماه‌هاي خورشيدي را اين گونه مي‌شناساند:

فروردين‌ماه : آن ماه است كه آغاز رويش گياهان است و آفتاب در برج حمل باشد.

ارديبهشت‌ماه : آن ماه است كه جهان چونان بهشت مي‌شود و آفتاب بر برج ثور باشد.

خردادماه : آن ماه است كه خورش دهد مردمان را از گندم و جو و ميوه و آفتاب بر برج جوزا باشد.

تيرماه : آن ماه است كه جو و گندم و ديگر چيزها را بخش كنند و تير آفتاب فرود آمدن گيرد و آفتاب بر برج سرطان باشد.

مردادماه : آن ماه است كه خاك داد خويش بداد از ميوه‌ي پخته و آفتاب بر برج اسد باشد.

شهريورماه : آن ماه است كه سرمايه‌ي شاهان در آن ماه از خراج مردم رسد و آفتاب در سنبله باشد.

مهرماه : آن ماه است كه مردم مهرباني كنند و از هر چه رسيده، ميوه و گندم و ديگر، به هم دهند و آفتاب در ميزان باشد.

آبان‌ماه : آن ماه است كه آب‌ها فزوني يابند از باران و آفتاب در برج عقرب باشد.

آذرماه : آن ماه است كه هوا سرد شود و به آتش نياز باشد و آفتاب بر برج قوس است.

دي‌ماه : آن ماه است كه چون خرمي از زمين برود، آن را ديو خوانند و آفتاب در جدي باشد.

بهمن‌ماه : آن ماه است كه چون به دي‌ماه ماند، آن را به همان ماه خوانند و آفتاب به خانه‌ي زحل باشد.

اسفندماه : آن ماه است كه ميوه‌ها و گياهان دميدن گيرند(اسفندار به زبان پهلوي به معني ميوه است) و آفتاب به آخر برج‌ها رسد و به برج حوت باشد.
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
Old Moderator
Old Moderator
نمایه کاربر
پست: 1420
تاریخ عضویت: دوشنبه ۱۷ مهر ۱۳۸۵, ۹:۵۶ ق.ظ
محل اقامت: سرزمین تاریکی ها
سپاس‌های ارسالی: 1082 بار
سپاس‌های دریافتی: 869 بار
تماس:

**مراسم نوروزي**

پست توسط gigi64 »

مراسم نوروزي

تصویر

درباره پيدايش نوروز اسطوره ها و افسانه هاي زيادي نقل شده است. پيدايش نوروز به هر علت و با هر منشايي كه باشد، جشن نوروز سمبل و نشانه اي از تاريخ و فرهنگ ملت ماست. جشني كه سده هاي زيادي را پشت سر گذاشته است و يكي از كهن ترين آيين هاي بشري است. با توجه به منابع معتبر، واژه جشن از ريشه »يز« و »يسن« در زبان اوستايي و »يج« در زبان سانسكريت و »يد« در زبان فرس قديم »يشتن« در زمان پهلوي مشتق شده است. بنابراين واژه جشن كه امروزه براي ابزار سرور و شادماني به كار مي رود، در قديم به مراسمي گفته مي شده است كه ريشه ديني و اعتقادي داشته است و در واقع جشن نوروزي نوعي ستايش و پرستش خداي بزرگ همراه با سرور و شادماني همگاني بوده است.

سبب نام نهادن نوروز آن بوده است كه آفتاب را دو دور است و يكي آنكه، سيصد و شصت و پنج روز و ربعي از شبانه روز به اول دقيقه حَمَل باز آيد. ليك در سال بعد بدين دقيقه نيامد و چون جمشيد آن روز را درك كرد و به احتساب آورد، نوروز نام نهادند و جشن گرفتند.
محبوبيت نوروز در ميان ايرانيان باعث شد كه زرتشت نوروز را به عنوان جشن آفرينش برگزار كند. بازگشت فَرَوشي ها را نيز مي توان نوعي بازگشت به زندگي يا بازگشت به سوي زندگان تعبير كرد. فَرَوشْ ها ارواح پاك نياكان اند كه پيش از سال نو، به ديدن وطن، خانه، فرزندان و نوادگان خود مي آيند. نام ماه فروردين نيز از همين نام فَرَوشي، فَرَورتي گرفته شده است.

پيدايش و پيشينه تاريخي نوروز
پيدايش نوروز نخست ريشه در واقعيت طبيعت و سپس در گاه شماري آريايي دارد. بنا به فَرْگِردِ1 نخستِ ونديداد، سال آريايي دو نيمه يا دو بخش يا دو فصل داشت، نيمي زمستان بود و نيمي تابستان، زمستانها گاه10 ماه، گاه7 ماه و گاه5 ماه به درازا مي كشيد و تابستانها گاه2 ماه و گاه بيشتر بود و اين يادآور عصر يخبندان و دوره هاي باراني زمين است. اقوام آريايي، روزگاري سال خود را با زمستان آغاز مي كردند و روزگاري سالشان با تابستان آغاز
مي شد. بسا كه اين وضع ناشي از شرايط كوچ بود. اقوام آريايي در جايي قرار نداشتند و براي زندگي بايد كوچ مي كردند. آرياييان آغاز سال را چه در تابستان و چه در زمستان جشن مي گرفتند. جشن از همان آغاز معنا و مفهومي آييني داشت. واژه جشن از يَزْ يا يَسْنَه يا يَسْنَا گرفته شد و در پهلوي يَزِشَنَه يعني پرستش و نيايش و در زبان سانسكريت يَجْنَه و در گويش كُردي كه به زبان اوستا و پهلوي نزديك است جژن گويند. چون سال دو نيمه داشت آرياييان دو جشن بزرگ سالانه داشتند كه يكي نوروز بود و ديگري مهرگان يا سده. از ونديداد چنين پيداست كه جشن نوروز همواره در بهار برگزار مي شده است. هر چند كه گفته مي شود، جشن نوروز زماني در آغاز تابستان برگزار مي شد. شايد روايت بيروني كه مي گويد: »نوروز نخستين روز از ماه فروردين بوده است« مبتني بر روايات ونديداد باشد.
در سال467 قمري، نوروز در23 حوت يعني17 روز به پايان زمستان قرار داشت. جلال الدين ملك شاه سلجوقي(465-485 ه.ق) تقويم جلالي را بنا نهاد و نوروز را روز اول بهار كه موقع نجومي تحويل آفتاب به برج حَمَل است قرار داد و ثابت نگه داشت.
فردوسي در شاهنامه از پيدايش و پيشينه تاريخي نوروز ياد كرده است. بي گمان منابع فردوسي، روايات شفاهي و مكتوب بوده است. فردوسي جشن سده را ميراث هوشنگ و جشن نوروز را ميراث جمشيد مي داند، يعني ريشه و پيشينه نوروز و سده به دوران پيش از تاريخ آريايي مي رسد:
نگه دارد اين فال جشن سده همان فرِّ نوروز و آتشكده
همان اورمزد و مَه و روز و مهر بشويد به آبِ خِرَد، جان و چِهر
فردوسي نيز نوروز را نخستين روز فروردين ماه و آغاز سال نو مي داند:
سر سال نو، هرمز فرودين بَر آسوده از رنج روي زمين
بزرگان، شادي بياراستند مَيْ و جام و رامشگران خواستند
چنين جشن فرخ از آن روزگار بما ماند از آن خسروان يادگار

آيين هاي نوروزي
پيك هاي نوروزي: ديرينه ترين پيك نوروزي حاجي فيروز است. حاجي فيروز نام و چهره اي آشنا در فرهنگ مردم، مردي است كه در بسياري از نقاط ايران پيشاپيش نوروز با جامه اي سرخ و كلاه مخروطي و چهره اي سياه و دندان هايي سپيد و دايره اي زنگي در دست بدر آيد و در كوي و برزن شهرهاي ايران بچرخد و بزند و برقصد و مژده رسيدن بهار و نوروز را بدهد و هر بي خبري را از آمدن نوروز باخبر سازد.

سبزه نوروزي
زرتشت پايه تعاليم اجتماعي خويش را بر كشاورزي و دامپروري نهاد و كندنِ درختان و گياهان و كشتنِ چارپايان سودمند را ناروا دانست و اقوام آريايي را به كشاورزي و دامپروري فراخواند. از اين رو سبزه نوروزي نمادي است از نهضت كشاورزي كه پس از زرتشت برجاي ماند. در نوروز روزگار ساساني رسم بر اين بود كه دوازده ستون از خشت خام به ياد دوازده
اَمَشا سپندوايزدِ آريايي، برپا مي داشتند و بر آن ستون ها گندم، جو، برنج، باقلا، ارزن، ذرت، لوبيا، نخود، كنجد، ماش و ساير دانه هاي گياهي را مي كاشتند و در روز ششم نوروز كه جشن پايان مي يافت با آهنگ نوازندگان، آن دانه ها را مي پراكندند. اين آيين هنوز به ياد مانده، و در سراسر ايران به گونه اي انجام مي شود. در بسياري جاهاي ايران از آغاز اسفندماه، در كاسه، بشقاب، كوزه و اشياي سفالين؛ گندم، جو، عدس، ترتيزك، كنجد و...
مي كارند.

جامه هاي نوروزي
همه اقوام ايراني را رسم بر اين است كه در آغاز اسفند ماه به نو كردن جامه ها بينديشند يا جامه نو بدوزند يا بخرند يا بشويند! چه اين آيين نونگري و نوسازي و نوبيني، لازمه نوروز و سال نو و زندگي نو است. اين آيين ريشه در هزاره ها دارد. آن زمان كه آرياييان، زمستان بس دراز را پشت سر مي گذاشتند و شكوفه ها را بر شاخ سارانِ خشكِ درختان مي ديدند، جامه هاي كهنه زمستاني پوستِ بَبر را از تن مي كندند و جامه نوي بهاري از پوست سنجاب و قاقم و روباه مي پوشيدند.
بي گمان آنچه به نو شدن يا نو بودن معنا مي دهد پاكيزگي است.

خانه تكاني و پاكيزه سازي نوروزي
غبارروبي و گردگيري از در و ديوار خانه و كف پوش ها و اسباب خانه، شستشو و پاكيزه و نو كردن جامه و ظروف و اشياي كهنه، دور افكندن اشياي ژنده و فرسوده، شكستن كاسه و كوزه هاي سفالين كهنه، سفيد كردن ظروف مسين و ديوارهاي دوده گرفته خانه، خلاصه »خانه تكاني« براي زدودن آلودگي و سياهي ها و بيرون افكندن پلشتي ها از فضاي خانه از رسم هاي كهن ايرانيان در فراگشت سال كهنه به سال نو بوده است. هنوز هم اين رسم همچون گذشته در سراسر ايران ميان مردم ايران معمول است.
خانه تكاني و زدودن آلودگي ها و پلشتي ها از فضاي خانه و كاشانه در آخر سال كهنه، مظهر و نمادي از راندن ارواح خبيث و شرير از محيط زيست و زدودن سياهي مرگ و كهنگي از خانه و آماده كردن فضايي پاك و پاكيزه در آستانه نوروز براي استقبال از فرورها و روان مردگان خود است.

چهارشنبه سوري
در روزگار باستان آتش مظهر فروغ ايزدي و از اين رو مقدس ترين و نخستين عنصر از عناصر چهارگانه طبيعت بود و در گاه شماري آريايي در روزها و ماه هاي سال، گرامي داشته مي شد و جشن هاي ويژه اي داشت مانند آذرجشن، آبان جشن يا جشن سده و ... .
بيروني هزار سال پيش از اين مي گويد: »روز نهم، روز آذر، عيدي است كه آن را براي توافق در نام (يعني ماه آذر و روز آذر) آذر جشن نامند و در اين روز به افروختن آتش نياز باشد و اين روز عيد آتش است و آذر نام فرشته اي است كه نگهبان همه آتشهاست.« از روزگاران دور، اين جشن بسيار معمول و مقدس بوده و با تشريفات فراوان برگزار مي شد، اما پس از اسلام تغيير نام داد و از اوايل سده هفتم هجري به دست فراموشي سپرده شد و در سده دهم با عناوين ديگري مرسوم شد. اسناد تاريخي نشان مي دهند كه جشن سوري در سده هاي سوم و چهارم هجري برگزار مي شده است.
از طرفي عرب ها چهارشنبه را روز نحس و شومي مي دانند. از اين رو آيين آتش افروزي آريايي، پس از اسلام در آخرين چهارشنبه سال براي رفع آسيب ها برگزار شد و به آيين ايرانيان باستان به آتش افروزي و ترانه خواني مي پرداختند.
زيباترين و قديمي ترين آداب چهارشنبه سوري، افروختن بوته هيزم و از روي آن جستن و شادي كردن است كه ميان همه ايرانيان رسم است. از جمله مراسم ديگر اين روز خوردن آش و آجيل مخصوص چهارشنبه سوري است.

تصویر

يادآوري مردگان
بزرگداشت درگذشتگان و يادآوري مردگان در آخرين روزهاي پايان سال، به ويژه در آخرين شب جمعه سال كهنه، بازمانده از آيين هاي نيا پرستي در جامعه هاي دوران ايران باستان است.

آيين و آداب تحويل سال

سفره نوروزي
سفره نوروزي آييني ديرينه است و پيشينه آن به روزگاران دور و درازي مي رسد كه اقوام آريايي در آن زمستان هاي سرد وبلند، آتشوني، آتشاني يا شب نشيني داشتند و هر چه ميوه و دانه تازه و خشك داشتند بر خوان آتشوني مي گذاشتند و از خود و خويشاوندان پذيرايي مي كردند.
هفت هاي سفره به ياد هفت اَمَشا سپند گذاشته مي شد و دانه ها و
ميوه ها و شاخه ها، نماد كشاورزي آريايي بود كه مشخصه تمدن ايراني است.
گستردن خوان نوروزي يا سفره نوروزي در هنگام گَشتنِ سال كهنه به نو و گزيدن هفت نوع خوراكي گوناگون و چيدن آن روي سفره، از رسم هاي ويژه و عمومي در نوروز بوده است.
امروزه، هفت نوع خوراكي كه روي سفره نوروزي مي چينند بنا به مقتضيات اجتماعي، فرهنگي و اقليمي در نواحي مختلف ايران فرق مي كند. در بيشتر مناطق ايران در تحويل سال »سفره هفت سين« مي گسترند و هفت نوع خوراكي كه نخستين حرف نام هر يك »سين« است، مانند سيب، سنجد، سمنو، سركه، سماق، سنبل، سير يا سياه دانه روي آن مي چينند.

تحويل سال
در نخستين روز اعتدال ربيعي به هنگام ورود آفتاب به برج حمل سال تحويل شده و سال نو و نوروز شروع مي شود. هنگامه شور و هيجان و اميد و آرزو، لحظه تحويل دروني و رواني اقوام ايراني است. گويي رويدادي بس مهم و سرنوشت ساز در راه است و همه لحظه شمار رسيدن آن رويداد.
بي گزافه، هيچ قومي در تاريخ و هيچ فرهنگي و ملتي چنين هنگامه اي از شور و هيجان و اميد و آرزو ندارد. تقويم ايراني شادترين تقويم جهان است، سال ايراني با رويش و زايندگي و زندگي طبيعت آغاز مي شود.
پس از خواندن دعاي سال تحويل، بزرگ خانواده قرآن را مي گشايد و هفت سوره يا هفت آيه از قرآن را كه با كلمه »سلام« آغاز مي شود، مي خواند. با خواندن اين آيات، آفت ها و بلاهاي آسماني و زميني و شيطان را از محيط خانه و خانواده دور مي كنند و سلامت و آرامش را در سال نو به خانه
مي آورند. مردم باور دارند كه در موقع سال تحويل و آنگاه كه خورشيد به برج حَمَل مي رود، هر كس هر نياز و مرادي داشته باشد و از خداوند بخواهد، برآورده مي شود. از نخستين روز آغاز تا روز دوازدهم فروردين را مردم به رفت و آمد به خانه بزرگان و خويشاوندان و آشنايان و ديد و بازديد از يكديگر و شادباش گويي به هم اختصاص مي دهند.
رسم نوروزانه يا عيدانه از ديرباز در ايران ميان مردم طبقات و اقشار مختلف معمول بوده است. ابوريحان بيروني از رسم هديه فرستادن مردمان براي يكديگر در نوروز سخن مي گويد و آن را همچون نوروز رسمي كهن و بنيانگذار آن را جمشيد مي داند. رسم عيدي دادن ايرانيان در نوروز چنان شيوع يافته بود كه در دوره عباسي مردم و خليفه ميان خود هديه نوروزي رد و بدل مي كردند. در روزگار كنوني، رسم هديه دادن و هديه گرفتن در ايام نوروز ميان مردم بيش از پيش معمول است.

جشن سيزده فروردين
سيزده، روز پايان دوره جشن هاي نوروزي است. در اين روز مردم بنا بر يك سنت فرهنگي از خانه ها بيرون رفته و به دشت و صحرا و باغ مي روند تا آخرين روز عيد را در طبيعت و در كنار سبزه و گياه و آب روان چشمه ها و جوبيارها به شادي و خوشي بگذرانند.
اعتقاد به ناخجستگي و نحس بودن شماره سيزده، اعتقادي است بسيار كهن كه در فرهنگ ها و در ميان بيشتر اقوام و ملل جهان وجود داشته است. در نوشته هاي كهن تاريخي و ادبي ايران به نحس بودن سيزده فروردين
اشاره اي نشده است.
عليرغم دگرگوني هاي اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي در جامعه ايران و تغييرات در چگونگي برگزاري مراسم سيزده بِدَر و پديد آمدن رفتارها و آيين هايي مطابق و مناسب با فرهنگ مردم جامعه كنوني، باز مردم ايران در هر جايي كه هستند سيزده نوروز را با شور و گرمي و سرور مانند گذشته در بيرون از خانه ها و در دشت و باغ و بوستان جشن مي گيرند.


تصویر

منبع:ماهنامه نفت پارس
منبع2 :اینترنت
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 682
تاریخ عضویت: شنبه ۲۳ دی ۱۳۸۵, ۱۲:۴۷ ق.ظ
محل اقامت: زير آسمون ابري
سپاس‌های ارسالی: 6 بار
سپاس‌های دریافتی: 164 بار
تماس:

پست توسط Montana2100 »

 روايتهاي اسلامي درباره نوروز  

آورده اند كه در زمان حضرت رسول (ص) در نوروز جامي سيمين كه پر از حلوا بود براي پيغمبر هديه آوردند و آن حضرت پرسيد كه اين چيست؟ گفتند كه امروز نوروز است. پرسيد كه نوروز چيست؟ گفتند عيد بزرگ ايرانيان. فرمود: آري، در اين روز بود كه خداوند عسكره را زنده كرد. پرسيدند عسكره چيست؟ فرمود عسكره هزاران مردمي بودند كه از ترس مرگ ترك ديار كرده و سر به بيابان نهادند و خداوند به آنان گفت بميريد و مردند. سپس آنان را زنده كرد وابرها را فرمود كه به آنان ببارند از اين روست كه پاشيدن آب در اين روز رسم شده. سپس از آن حلوا تناول كرد و جام را ميان اصحاب خود قسمت كرده و گفت كاش هر روزي بر ما نوروز بود.

و نيز حديثي است از معلي بن خنيس كه گفت: روز نوروز بر حضرت جعفر بن محمد صادق در آمدم گفت آيا اين روز را مي شناسي؟ گفتم اين روزي است كه ايرانيان آن را بزرگ مي دارند و به يكديگر هديه مي دهند. پس حضرت صادق گفت سوگند به خداوند كه اين بزرگداشت نوروز به علت امري كهن است كه برايت بازگو مي كنم تا آن را دريابي. پس گفت: اي معلي ، روز نوروز روزي است كه خداوند از بندگان خود پيمان گرفت كه او را بپرستند و او را شريك و انبازي نگيرند و به پيامبران و راهنمايان او بگروند. همان روزي است كه آفتاب در آن طلوع كرد و بادها وزيدن گرفت وزمين در آن شكوفا و درخشان شد. همان روزي است كه كشتي نوح در كوه آرام گرفت. همان روزي است كه پيامبر خدا، امير المومنين علي (ع) را بر دوش خود گرفت تا بتهاي قريش را از كعبه به زير افكند. چنان كه ابراهيم نيز اين كار را كرد. همان روزي است كه خداوند به ياران خود فرمود تا با علي (ع) به عنوان امير المومنين بيعت كنند. همان روزي است كه قائم آل محمد (ص) و اولياي امردر آن ظهور مي كنند و همان روزي است كه قائم بر دجال پيروز مي شود و او را در كنار كوفه بر دار مي كشد و هيچ نوروزي نيست كه ما در آن متوقع گشايش و فرجي نباشيم، زيرا نوروز از روزهاي ما و شيعيان ماست.


 سفره، هفت سين  

در بين لوازم مربوط به استقبال نوروز، سفره نوروز همراه با «سبزه» و «سيني هفت سين» بر پا مي شود. يك آينه با شمعدان، تعدادي شمع ( غالبا به تعداد اعضا خانواده) ، يك جلد كتاب مقدس، يك ظرف شير و يك ظرف ماست، تعدادي سكه، سير، سنجد، سركه، سيب ، يك ظرف بلور با ماهي هاي قرمز و ... از لوازم سفره هفت سين هستند. در انتظار تحويل سال، والدين و بزرگ ترها به تلاوت قرآن مشغول مي شوند. بعد از تحويل هم، رسم است كه بلافاصله نقل يا شيريني مي خورند تا تمام سال کامشان شيرين باشد


 مراسم چهارشنبه سوري 

اين مراسم نوعي جشن آتش محسوب است كه در تمام شهرها و روستاها مقارن غروب آفتاب ، بوته هاي گون را آتش مي زنند و مرد و زن، جوان و نوجوان و حتي پيران، با شوق كودكانه اي، از روي آتش مي پرند و با صداي بلند خطاب به آتش مي گويند: سرخي تو از من، زردي من از تو. يعني زردي، بيماري و ناتواني را از من بستان و سرخي و شادابي و تندرستي را كه در خود داري ، به من ببخش.

با توجه به آنكه در زمستان، آفتاب كمياب است، و خورشيد به ندرت ديده مي شود، كساني كه از روي آتش، مقارن غروب آفتاب، مي پرند به طور رمزي مي كوشند، تا خورشيد غروب كننده را هم به رقابت با آتش و به تابش بيشتر، تشويق نمايند؛ و بدين وسيله او را درآخرين روزهاي زمستان از خمودگي فصل سرما بيرون مي آورند! در شب چهارشنبه سوري، آجيل خوردن از رسوم و آداب مخصوص است و مخصوصا بايستي آجيل شور و شيرين باشد.



 كاشتن گندم و سبزه  

ايرانيان باستان، پيش از نوروز دانه و حبوب مي كاشتند و گمان مي كردند كه هر يك از آنها كه نيكوتر و بارورتر شود، محصول آن سال فراوان خواهد بود. حتي در پايتخت بيست و پنج روز مانده به نوروز، دوازده ستون از خشت خام بر پا مي شد، كه بر ستوني گندم، بر ستوني جو، بر ستوني برنج، بر ستوني لوبيا، بر ستوني ارزن و ... مي كاشتند و در ششمين روز نوروز، حبوب و سبزه ها را به عنوان ميمنت و مباركي بين مردم و مجالس پخش مي كردند.

امروزه، كاشتن حبوب و سبزه، پيش از عيد در بشقاب و كوزه و ... در اغلب خانواده هاي ايراني معمول است. اكثر مردم سعي دارند روز « سيزده به در » را در آغوش طبيعت بگذرانند. در اين روز، مردم به صورت گروهي بشقاب هاي سبزه را با خود به خارج شهر مي برند و آن ها را به آب مي اندازند.


  روز سيزده بدر در دامن طبيعت و صحرا ؟
 

ايام نوروز یا « سيزده به در» به پايان مي رسد، در حقيقت با سپري ساختن « سيزده به در» در ‎آغوش طبيعت، مراسم و تشريفات نوروزي تكميل شده و در ميان شادي و خنده، به پايان مي رسد. در روز «سيزده به در» مردم با آرزوي اينكه كينه توزي ها، زشتي ها ، پليديها، دل گيري ها را از تن و خانه خود دور نمايند، به خارج از شهر مي روند و با دلي شاد و پر طراوت و لب خندان و با اميد روزهاي بهتر در سالي كه پيش رو دارند به طرف خانه خود رهسپار مي شوند.

 هر روزتان نوروز :-D :-D نوروزتان ييروز 

[align=center]..................................[/align]

 عيد نوروز  
نوروز پيامي است دست به دست گشته ...

از نسلي به نسلي ...

نوشته بر تداوم طپش سينه‌ها ...

نوروز وسيله است ...

براي تجديد پيمان بين خويشان و ياران ...

پلي است در جهت بهم پيوستن قلبها ...

براي فراموش کردن بغض‌ها و کينه‌ها ...

:razz: :razz: پس مبارک بادتان اين ايام فرخنده .... :razz: :razz: 
تصویر
.................... دنياي ديگري هم هست كه مي‌توان در آن آواز خواند ...................
ارسال پست

بازگشت به “تاريخ ايران”