برخی مشاوران بنیصدر در واقعه طبس هنوز در کشور فعالیت میکنن
مدیران انجمن: moh-597, شوراي نظارت, مديران هوافضا

- پست: 1637
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۴ مرداد ۱۳۸۶, ۱۱:۵۳ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 8092 بار
- سپاسهای دریافتی: 3732 بار
Re: برخی مشاوران بنیصدر در واقعه طبس هنوز در کشور فعالیت می
سلام به همگی
این مصاحبه را هم از فارس داشته باشید. مصاحبه مربوط به سال 1389 است و متأسفانه پیوند مطلب به سایت را ندارم.
ناگفتههايي از ورود نهاجا به جنگ از زبان امير نمكي؛
خبرگزاري فارس: جانشين اسبق اطلاعات نهاجا تصريح كرد: اينكه ميگويند نيروي هوايي با شروع جنگ تحميلي غافلگير شد، درست نيست چراكه اين نيرو چند ماه قبل از جنگ تحميلي، طرح عمليات دفاعي خود را بهنام البرز آماده كرد و در اختيار شوراي عالي دفاع قرار داد.
نحوه ورود نيروهاي مسلح به جنگ تحميلي از موضوعاتي است كه همواره در مباحث مربوط به دفاع مقدس مورد بررسي و ارزيابي قرار ميگيرد. در اين خصوص دو نظريه وجود دارد: برخي معتقدند نيروهاي مسلح به خصوص ارتش در ابتداي جنگ تحميلي غافلگير شدند اما دسته دوم با اين امر مخالف بوده و ميگويند ارتش نه تنها غافلگير نشد، بلكه از مدتها قبل به واسطه رصد تحركات ارتش رژيم بعث در مرزهاي ايران و عراق، احتمال آغاز جنگ را ميداد. امير خلبان نمكي از فرماندهان نيروي هوايي ارتش در ايام دفاع مقدس در گفتوگويي با خبرنگار دفاعي خبرگزاري فارس كه به مناسبت هفته دفاع مقدس صورت گرفت، به بيان برخي مقاطع نيروي هوايي ارتش و نحوه ورود اين نيرو به جنگ تحميلي پرداخت و در اين ميان برخي نقطه نظرات خود در خصوص فرماندهي ارتش، ماجراي حمله به طبس و آمادگي نيروي هوايي را در آغاز دفاع مقدس بيان كرد. * در سالهاي 54 تا 57 خلبانان آمريكايي در ايران آموزش ميديدند در سال 54 تا 57 شاهد بوديم كه افسران آمريكايي در ايران دوره تاكتيكي ميديدند و افرادي مثل خود من يا شهيد فكوري معلم آنها بوديم. چرا كه اين كار براي آنها هم باصرفه و هم بهنفعشان بود. در حقيقت يك قرارداد دوجانبه بود. آنها به ما اسلحه ميدانند و پول آن را ميگرفتند و ما هم امنيت منطقه را حفظ ميكرديم. ارتش مانند يك كشور است و از همه علوم و فنون در آن استفاده ميشود. ما سال 44، main-frame داشتيم و همه كارهايمان با كامپيوتر انجام ميشد و سال 46 كه من فارغ التحصيل شدم با هواپيماي فانتوم ديجيتال پرواز ميكردم. گردانهاي 61 و 62 شكاري ايران در دنيا نظير نداشت و خود غربيها به اين امر معترف بودند و در مسابقه فانتومها بين ايران، آمريكا و انگليس كه در سال 50 برگزار شد ايران توانست مقام اول را به دست آورد. تا اينكه انقلاب پيروز شد و همافرها خدمت امام راحل(ره) رفتند و در حقيقت با ايشان بيعت كردند و حضرت امام(ره) نيز يك هفته بعد از انقلاب، فرمودند ارتش بايد بماند. * فرماندهي بنيصدر بر ارتش يك ظلم بزرگ بود در نيروهاي نظامي رسم بر اين است كه فرمانده بايد لباس نظامي به تن داشته باشد يعني از دل نيروهاي مسلح باشد و بهنظر من فرماندهي بنيصدر بر ارتش، يك ظلم بزرگ بود. ارتش بايد فرماندهاني داشته باشد كه قوانين نظامي را بدانند اما مسئله امام(ره) در اين ميان فرق ميكرد. ايشان يك مرجع تقليد بود و اگر نظري در خصوص مسائل نظامي ميداد، از چند روز قبل در مورد آن مطالعه ميكردند. * واكنش امام(ره) به عمليات انهدام سد دربنديخان عراق براي مثال وقتي قرار شد سد دربنديخان و دوكان را در عراق بزنيم، پس از بررسيهاي كامل، تمام ديتاها محاسبه و معلوم شد براي اين عمليات 100 بمب لازم است. بمبها را ميان جنگندهها تقسيم كرديم و عمليات آماده اجرا بود. وقتي خواستيم از امام(ره) اجازه بگيريم ايشان پرسيدند: براي چه ميخواهيد اين كار را بكنيد؟ ما تعجب كرديم. گفتيم: ما درگير جنگيم و بايد در جنگ اين اقدامات را انجام داد و اگر ما اين كار را بكنيم تمام كشاورزي عراق زير آب ميرود. امام(ره) جواب دادند: مقام سرباز در اسلام بالا است اگر ميدانيد سربازان ما در خطر هستند اين كار را بكنيد. اما اگر اين كار لازم نيست براي چه ميخواهيد سد را منفجر كنيد؟ در حقيقت ارتش از يك شيوه اجتهادي در فرماندهي تبعيت ميكند اما در طرف ديگر ديديم عليرغم اينكه صدام لباس نظامي بر تن داشت، اما در حقيقت افسر نبود و اصولي عمل نكرد و كار به جايي رسيد كه ارتش عراق را به نابودي كامل كشاند. * نيروي هوايي در طبس، هليكوپترهاي آمريكايي را نابود نكرد نيروي هوايي خود را به امام(ره) بسيار نزديك ميديد. در ابتداي انقلاب حفاظت از تمام وزارتخانهها و سازمان ها بهويژه نخستوزيري به دست نيروي هوايي بود و چون پرسنل اين نيرو افراد تحصيل كرده بودند و با زبان انگليسي آشنايي داشتند مورد احترام و استفاده سياسيون قرار ميگرفتند. اما به تدريج اتفاقاتي افتاد كه نيروي هوايي را به شدت درگير كرد. براي مثال در جريان حمله آمريكا به طبس، ماجرا اين است كه از لحظه خبردار شدن، جنگندههاي اف 4 نيروي هوايي بر بالاي سر آنها گشتزني ميكرد. شخص بنيصدر نيروي هوايي را توجيه كرد كه اگر ديديد هليكوپترها قصد فرار دارند، آنها را بزنيد. در حقيقت در كتاب "نيروي دلتا " نوشته چارلي بكويث فرمانده عمليات طبس، دروغ نوشته شده كه اول C130ها نشستند و بعد هليكوپترها. در حالي كه اول 6 هليكوپتر امريكايي رو به ضلع آخر، با چراغهاي روشن در طرفين جاده نشستند تا خلبانهاي هواپيماها بتوانند باند را تشخيص دهند. C130 اول و دوم با مهارتي كه خلبانان آنها داشتند، توانستند بنشينند. اما آنها در هنگام فرود، گرد و خاك زيادي بهپا كردند و همين موجب شد تا خلبان سوم نتواند در هنگام نشستن، هواپيماي خود را كنترل كند و با همان حالت نامتعادل به هليكوپتر آخر خورد و هر دو آتش گرفتند كه جنازه خلبانهاي آنها در كنار سوخته هواپيما و هليكوپتر افتاده بود. آمريكاييها هنگام فرار، هليكوپترها را خاموش نكردند بنابراين نزديكيهاي صبح، خلبانان نيروي هوايي كه در حال گشتزني بودند، متوجه چرخش ملخ هليكوپترها ميشوند و گمان ميكنند كه آنها قصد فرار دارند. در همين هنگام مشاهده ميكنند كه تعدادي از افراد در لابهلاي هليكوپترها در حال حركت هستند به همين دليل فكر ميكنند كه اين افراد نيروهاي آمريكايياند كه قصد فرار دارند، در حالي كه آنها بچههاي سپاه يزد بودند. خلبانان نيروي هوايي كه قصد دور نگهداشتن اين افراد از هليكوپترها را داشتند، به سمت آنها شليك ميكنند كه متاسفانه شهيد منتظر قائم مورد اصابت قرار گرفت اما به هليكوپترها آسيبي نرسيد. از فرداي آن روز، روزنامهها نوشتند خلبانان نيروي هوايي، هليكوپترهاي امريكايي را زدند تا اسناد دست انقلابيون نيفتد، در حالي كه آن 5 هليكوپتر همين امروز در ارتش مشغول فعاليت هستند. ماجراي بعدي حزب خلق مسلمان در تبريز بود كه مسايل زيادي را بهوجود آورد. آنها حتي شهيد فكوري را گرفتند و خواستند او را در پادگان اعدامش كنند اما نيروهاي ديگر توانستند ايشان را فراري دهند و امروز برخي از همان امرا كه فكوري را در تبريز زنداني كردند، هستند ولي به روي خود نميآورند. وقتي شهيد فكوري ميخواست به نماز جمعه برود به او گفتند: نرو! اما ايشان كفن پوشيد و رفت. در حقيقت يكسري مسائل اين چنيني باعث ريزش در نيروي هوايي شد. به طوري كه نيروي هوايي كه 95 هزار پرسنل داشت با 40 هزار نفر وارد جنگ شد. * نيروي هوايي از شوراي عالي دفاع اطاعت محض داشت نيروي هوايي چند ماه قبل از جنگ، طرح عملياتي خود را به نام البرز آماده كرد و در اختيار شوراي عالي دفاع قرار داد. من آن زمان در بوشهر خدمت ميكردم ولي ديديم كه جواب شوراي عالي دفاع اين بود كه به علت جو سياسي حاكم بر كشور، نيروي هوايي حق پيشدستي برابر ارتش عراق را ندارد بنابراين نميتوان گفت كه نيروي هوايي در ابتداي جنگ غافلگير شد. يكي از فرماندهان ما ميگفت: ما در بحران فرهنگي، متانت در بحران اقتصادي، قناعت و در بحران سياسي، اطاعت داريم. اين يك حرف فلسفي است. آن زمان ما با يك بحران سياسي روبهرو بوديم و فقط اطاعت كرديم. * 20 خلبان نيروي هوايي قبل از 31 شهريور 59 به شهادت رسيدند نيروي هوايي از اول فروردين 58 با دشمن درگير بود و حتي قبل از آغاز جنگ، 20 خلبان ما در رويارويي با عراق به شهادت رسيدند. در 20 شهريور كه عراقيها ميمك يا زينالقوس را گرفتند، سوخوي 22 آنها توسط موشك فونيکس ما زده شد. رادارهاي ما كار ميكرد و گروه اطلاعات و شناسايي ما فعال بود. بنابراين ما غافلگير نشديم. 2 ساعت بعد از حمله سراسري عراق به فرودگاههاي ما كه البته حمله ناشيانهاي بود، 4 فروند از جنگندههاي ما از بوشهر به سمت عراق حمله كردند و بعد شهيد فكوري پشت تلفن اعلام عمليات كمان 99 را كرد و گفت: من ميخواستم با اين كار صدام بفهمد خسارت جنگ چيست. اما صدام هيچگاه اين حرف را نفهميد و همان شب در مصاحبه تلويزيوني اعلام كرد كه به جوانان عراق دستور دادم كه از مرزهاي ايران بگذرند. * در ابتداي جنگ فرماندهي ارتش تضعيف شده بود من در هنگام حمله عراق در بوشهر به دوستانم گفتم: از اين ميترسم كه عراقيها بريزند و زنان و كودكان ما را ببرند و بعد فرزندان ما، ما را مورد سرزنش قرار دهند كه شما كه در ارتش بوديد چرا اجازه داديد ما را به اسارت ببرند؟ فرماندهي در ارتش بسيار مهم است اما در آن زمان اين فرماندهي تضعيف شد و هر كس به خود اجازه ميداد در مقابل فرمانده بايستد. اين توطئهها در نيروي هوايي ادامه داشت كه موجب شد تعداد زيادي از پرسنل را اخراج كنند كه اگر مرحوم ظهيرنژاد نبود و اين كار ادامه مييافت، خسارتهاي زيادي به ارتش ميخورد. * جنگندههاي عراقي جرات عبور از مرزهاي ايران را نداشتند يكي از خلبانان عراقي را كه به اسارت ما درآمده بود، بازجويي مي كردم. او ميگفت: همين كه من از پايگاه شعيبيه بلند شدم و خواستم به سمت ايران بچرخم، مورد هدف قرار گرفتم. ابتدا فكر كردم پدافند هوايي خودمان به اشتباه زده است اما متوجه شدم كه با موشك فونيکس مورد اصابت قرار گرفتم. يعني عراقيها جرات نداشتند از مرزهاي خودشان به سمت ايران بيايند. انتهاي پيام/
این مصاحبه را هم از فارس داشته باشید. مصاحبه مربوط به سال 1389 است و متأسفانه پیوند مطلب به سایت را ندارم.
ناگفتههايي از ورود نهاجا به جنگ از زبان امير نمكي؛
خبرگزاري فارس: جانشين اسبق اطلاعات نهاجا تصريح كرد: اينكه ميگويند نيروي هوايي با شروع جنگ تحميلي غافلگير شد، درست نيست چراكه اين نيرو چند ماه قبل از جنگ تحميلي، طرح عمليات دفاعي خود را بهنام البرز آماده كرد و در اختيار شوراي عالي دفاع قرار داد.
نحوه ورود نيروهاي مسلح به جنگ تحميلي از موضوعاتي است كه همواره در مباحث مربوط به دفاع مقدس مورد بررسي و ارزيابي قرار ميگيرد. در اين خصوص دو نظريه وجود دارد: برخي معتقدند نيروهاي مسلح به خصوص ارتش در ابتداي جنگ تحميلي غافلگير شدند اما دسته دوم با اين امر مخالف بوده و ميگويند ارتش نه تنها غافلگير نشد، بلكه از مدتها قبل به واسطه رصد تحركات ارتش رژيم بعث در مرزهاي ايران و عراق، احتمال آغاز جنگ را ميداد. امير خلبان نمكي از فرماندهان نيروي هوايي ارتش در ايام دفاع مقدس در گفتوگويي با خبرنگار دفاعي خبرگزاري فارس كه به مناسبت هفته دفاع مقدس صورت گرفت، به بيان برخي مقاطع نيروي هوايي ارتش و نحوه ورود اين نيرو به جنگ تحميلي پرداخت و در اين ميان برخي نقطه نظرات خود در خصوص فرماندهي ارتش، ماجراي حمله به طبس و آمادگي نيروي هوايي را در آغاز دفاع مقدس بيان كرد. * در سالهاي 54 تا 57 خلبانان آمريكايي در ايران آموزش ميديدند در سال 54 تا 57 شاهد بوديم كه افسران آمريكايي در ايران دوره تاكتيكي ميديدند و افرادي مثل خود من يا شهيد فكوري معلم آنها بوديم. چرا كه اين كار براي آنها هم باصرفه و هم بهنفعشان بود. در حقيقت يك قرارداد دوجانبه بود. آنها به ما اسلحه ميدانند و پول آن را ميگرفتند و ما هم امنيت منطقه را حفظ ميكرديم. ارتش مانند يك كشور است و از همه علوم و فنون در آن استفاده ميشود. ما سال 44، main-frame داشتيم و همه كارهايمان با كامپيوتر انجام ميشد و سال 46 كه من فارغ التحصيل شدم با هواپيماي فانتوم ديجيتال پرواز ميكردم. گردانهاي 61 و 62 شكاري ايران در دنيا نظير نداشت و خود غربيها به اين امر معترف بودند و در مسابقه فانتومها بين ايران، آمريكا و انگليس كه در سال 50 برگزار شد ايران توانست مقام اول را به دست آورد. تا اينكه انقلاب پيروز شد و همافرها خدمت امام راحل(ره) رفتند و در حقيقت با ايشان بيعت كردند و حضرت امام(ره) نيز يك هفته بعد از انقلاب، فرمودند ارتش بايد بماند. * فرماندهي بنيصدر بر ارتش يك ظلم بزرگ بود در نيروهاي نظامي رسم بر اين است كه فرمانده بايد لباس نظامي به تن داشته باشد يعني از دل نيروهاي مسلح باشد و بهنظر من فرماندهي بنيصدر بر ارتش، يك ظلم بزرگ بود. ارتش بايد فرماندهاني داشته باشد كه قوانين نظامي را بدانند اما مسئله امام(ره) در اين ميان فرق ميكرد. ايشان يك مرجع تقليد بود و اگر نظري در خصوص مسائل نظامي ميداد، از چند روز قبل در مورد آن مطالعه ميكردند. * واكنش امام(ره) به عمليات انهدام سد دربنديخان عراق براي مثال وقتي قرار شد سد دربنديخان و دوكان را در عراق بزنيم، پس از بررسيهاي كامل، تمام ديتاها محاسبه و معلوم شد براي اين عمليات 100 بمب لازم است. بمبها را ميان جنگندهها تقسيم كرديم و عمليات آماده اجرا بود. وقتي خواستيم از امام(ره) اجازه بگيريم ايشان پرسيدند: براي چه ميخواهيد اين كار را بكنيد؟ ما تعجب كرديم. گفتيم: ما درگير جنگيم و بايد در جنگ اين اقدامات را انجام داد و اگر ما اين كار را بكنيم تمام كشاورزي عراق زير آب ميرود. امام(ره) جواب دادند: مقام سرباز در اسلام بالا است اگر ميدانيد سربازان ما در خطر هستند اين كار را بكنيد. اما اگر اين كار لازم نيست براي چه ميخواهيد سد را منفجر كنيد؟ در حقيقت ارتش از يك شيوه اجتهادي در فرماندهي تبعيت ميكند اما در طرف ديگر ديديم عليرغم اينكه صدام لباس نظامي بر تن داشت، اما در حقيقت افسر نبود و اصولي عمل نكرد و كار به جايي رسيد كه ارتش عراق را به نابودي كامل كشاند. * نيروي هوايي در طبس، هليكوپترهاي آمريكايي را نابود نكرد نيروي هوايي خود را به امام(ره) بسيار نزديك ميديد. در ابتداي انقلاب حفاظت از تمام وزارتخانهها و سازمان ها بهويژه نخستوزيري به دست نيروي هوايي بود و چون پرسنل اين نيرو افراد تحصيل كرده بودند و با زبان انگليسي آشنايي داشتند مورد احترام و استفاده سياسيون قرار ميگرفتند. اما به تدريج اتفاقاتي افتاد كه نيروي هوايي را به شدت درگير كرد. براي مثال در جريان حمله آمريكا به طبس، ماجرا اين است كه از لحظه خبردار شدن، جنگندههاي اف 4 نيروي هوايي بر بالاي سر آنها گشتزني ميكرد. شخص بنيصدر نيروي هوايي را توجيه كرد كه اگر ديديد هليكوپترها قصد فرار دارند، آنها را بزنيد. در حقيقت در كتاب "نيروي دلتا " نوشته چارلي بكويث فرمانده عمليات طبس، دروغ نوشته شده كه اول C130ها نشستند و بعد هليكوپترها. در حالي كه اول 6 هليكوپتر امريكايي رو به ضلع آخر، با چراغهاي روشن در طرفين جاده نشستند تا خلبانهاي هواپيماها بتوانند باند را تشخيص دهند. C130 اول و دوم با مهارتي كه خلبانان آنها داشتند، توانستند بنشينند. اما آنها در هنگام فرود، گرد و خاك زيادي بهپا كردند و همين موجب شد تا خلبان سوم نتواند در هنگام نشستن، هواپيماي خود را كنترل كند و با همان حالت نامتعادل به هليكوپتر آخر خورد و هر دو آتش گرفتند كه جنازه خلبانهاي آنها در كنار سوخته هواپيما و هليكوپتر افتاده بود. آمريكاييها هنگام فرار، هليكوپترها را خاموش نكردند بنابراين نزديكيهاي صبح، خلبانان نيروي هوايي كه در حال گشتزني بودند، متوجه چرخش ملخ هليكوپترها ميشوند و گمان ميكنند كه آنها قصد فرار دارند. در همين هنگام مشاهده ميكنند كه تعدادي از افراد در لابهلاي هليكوپترها در حال حركت هستند به همين دليل فكر ميكنند كه اين افراد نيروهاي آمريكايياند كه قصد فرار دارند، در حالي كه آنها بچههاي سپاه يزد بودند. خلبانان نيروي هوايي كه قصد دور نگهداشتن اين افراد از هليكوپترها را داشتند، به سمت آنها شليك ميكنند كه متاسفانه شهيد منتظر قائم مورد اصابت قرار گرفت اما به هليكوپترها آسيبي نرسيد. از فرداي آن روز، روزنامهها نوشتند خلبانان نيروي هوايي، هليكوپترهاي امريكايي را زدند تا اسناد دست انقلابيون نيفتد، در حالي كه آن 5 هليكوپتر همين امروز در ارتش مشغول فعاليت هستند. ماجراي بعدي حزب خلق مسلمان در تبريز بود كه مسايل زيادي را بهوجود آورد. آنها حتي شهيد فكوري را گرفتند و خواستند او را در پادگان اعدامش كنند اما نيروهاي ديگر توانستند ايشان را فراري دهند و امروز برخي از همان امرا كه فكوري را در تبريز زنداني كردند، هستند ولي به روي خود نميآورند. وقتي شهيد فكوري ميخواست به نماز جمعه برود به او گفتند: نرو! اما ايشان كفن پوشيد و رفت. در حقيقت يكسري مسائل اين چنيني باعث ريزش در نيروي هوايي شد. به طوري كه نيروي هوايي كه 95 هزار پرسنل داشت با 40 هزار نفر وارد جنگ شد. * نيروي هوايي از شوراي عالي دفاع اطاعت محض داشت نيروي هوايي چند ماه قبل از جنگ، طرح عملياتي خود را به نام البرز آماده كرد و در اختيار شوراي عالي دفاع قرار داد. من آن زمان در بوشهر خدمت ميكردم ولي ديديم كه جواب شوراي عالي دفاع اين بود كه به علت جو سياسي حاكم بر كشور، نيروي هوايي حق پيشدستي برابر ارتش عراق را ندارد بنابراين نميتوان گفت كه نيروي هوايي در ابتداي جنگ غافلگير شد. يكي از فرماندهان ما ميگفت: ما در بحران فرهنگي، متانت در بحران اقتصادي، قناعت و در بحران سياسي، اطاعت داريم. اين يك حرف فلسفي است. آن زمان ما با يك بحران سياسي روبهرو بوديم و فقط اطاعت كرديم. * 20 خلبان نيروي هوايي قبل از 31 شهريور 59 به شهادت رسيدند نيروي هوايي از اول فروردين 58 با دشمن درگير بود و حتي قبل از آغاز جنگ، 20 خلبان ما در رويارويي با عراق به شهادت رسيدند. در 20 شهريور كه عراقيها ميمك يا زينالقوس را گرفتند، سوخوي 22 آنها توسط موشك فونيکس ما زده شد. رادارهاي ما كار ميكرد و گروه اطلاعات و شناسايي ما فعال بود. بنابراين ما غافلگير نشديم. 2 ساعت بعد از حمله سراسري عراق به فرودگاههاي ما كه البته حمله ناشيانهاي بود، 4 فروند از جنگندههاي ما از بوشهر به سمت عراق حمله كردند و بعد شهيد فكوري پشت تلفن اعلام عمليات كمان 99 را كرد و گفت: من ميخواستم با اين كار صدام بفهمد خسارت جنگ چيست. اما صدام هيچگاه اين حرف را نفهميد و همان شب در مصاحبه تلويزيوني اعلام كرد كه به جوانان عراق دستور دادم كه از مرزهاي ايران بگذرند. * در ابتداي جنگ فرماندهي ارتش تضعيف شده بود من در هنگام حمله عراق در بوشهر به دوستانم گفتم: از اين ميترسم كه عراقيها بريزند و زنان و كودكان ما را ببرند و بعد فرزندان ما، ما را مورد سرزنش قرار دهند كه شما كه در ارتش بوديد چرا اجازه داديد ما را به اسارت ببرند؟ فرماندهي در ارتش بسيار مهم است اما در آن زمان اين فرماندهي تضعيف شد و هر كس به خود اجازه ميداد در مقابل فرمانده بايستد. اين توطئهها در نيروي هوايي ادامه داشت كه موجب شد تعداد زيادي از پرسنل را اخراج كنند كه اگر مرحوم ظهيرنژاد نبود و اين كار ادامه مييافت، خسارتهاي زيادي به ارتش ميخورد. * جنگندههاي عراقي جرات عبور از مرزهاي ايران را نداشتند يكي از خلبانان عراقي را كه به اسارت ما درآمده بود، بازجويي مي كردم. او ميگفت: همين كه من از پايگاه شعيبيه بلند شدم و خواستم به سمت ايران بچرخم، مورد هدف قرار گرفتم. ابتدا فكر كردم پدافند هوايي خودمان به اشتباه زده است اما متوجه شدم كه با موشك فونيکس مورد اصابت قرار گرفتم. يعني عراقيها جرات نداشتند از مرزهاي خودشان به سمت ايران بيايند. انتهاي پيام/
* * * جز ايران نباشد مرا نام ياد * * * * * * * * * که يزدان مرا زين سبب کام داد * * *

-
- پست: 65
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۸ فروردین ۱۳۹۱, ۲:۳۴ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 69 بار
- سپاسهای دریافتی: 231 بار
Re: برخی مشاوران بنیصدر در واقعه طبس هنوز در کشور فعالیت می
salam pesaram alan manzoret az in post chie daghigh baram tozih bedeh.

- پست: 1637
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۴ مرداد ۱۳۸۶, ۱۱:۵۳ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 8092 بار
- سپاسهای دریافتی: 3732 بار
Re: برخی مشاوران بنیصدر در واقعه طبس هنوز در کشور فعالیت می
سلام مجدد
به اشتراک گذاشتن روایت های دیگری از یک واقعه!
salam pesaram alan manzoret az in post chie daghigh baram tozih bedeh.
به اشتراک گذاشتن روایت های دیگری از یک واقعه!
* * * جز ايران نباشد مرا نام ياد * * * * * * * * * که يزدان مرا زين سبب کام داد * * *

-
- پست: 45
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۲۹ مرداد ۱۳۸۶, ۸:۲۵ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 42 بار
- سپاسهای دریافتی: 224 بار
Re: برخی مشاوران بنیصدر در واقعه طبس هنوز در کشور فعالیت می
ghahestani نوشته شده:وای به حال نیروی هوایی که فریدون علی مازندرانی وشهرام رستمی بشن حقایقش در این جهالت بچه گانه بمانید بهتر است.
جناب اقای قهستانی عزیز
نمیدانم ایا نام خودتان است یا با نام مستعار وارد شده اید.(به هر حال جناب سرهنگ محمد حسن قهستانی از خلبانان قرص و محکم و خوب فانتوم بودند که شوربختانه در جنگ به شهادت رسیدند.)
با عرض پوزش فراوان ایا درست است که درباره دو نفر از بهترین خلبانان تامکت ما در جنگ این گونه با بی احترامی صحبت کنیم؟
خود شما عنوان کردید که جناب رستمی شاگرد شما بوده اند .پس حتما از خلبانان قدیمی فانتوم هستید.البته اگر خود را معرفی میکردید بهتر بود.حالا اگر درباره خود شما اینگونه صحبت شود ناراحت نمیشوید؟ایا بهتر نیست که از ادبیات ملایم تر و پخته تری استفاده کنیم؟
برای شناخت دیگر دوستان انجمن از این دو خلبان تامکت که نامشان رفت فقط گوشه ای از افتخارات این دو خلبان خوب کشورمان را بیان میکنم:
تیمسار شهرام رستمی:
از خلبانان نام اور تامکت که تنها مورد سرنگونی تایید شده میگ 25 عراقی در طول جنگ توسط ایشان و بر روی خلیج فارس و با موشک فونیکس انجام شده است.اهل فن خود میداند که سرنگونی فاکس بت ان هم در شرایط پرواز رزمی و عملیاتی ان یعنی چه!
جناب سرهنگ فریدون علی مازندرانی:
دارای بیشترین رکورد شلیک فونیکس در نیرو با شلیک موفق 6 فروند فونیکس و در کل سرنگون کننده 9 فروند جنگنده عراقی.
خلبان ازمایشگر پروژه هاوک هواپرتاب و نخستین شلیک کننده ان در شلیک ازمایشی و همچنین شلیک رزمی که منجر به سرنگونی یک فروند جنگنده عراقی بر فراز خلیج فارس گردید.
از این دفتر که نام ما زدودند
شما را صفحه ای دیگر گشودند
از این پژمردگی ما را غمی نیست
که گل را زندگانی جز دمی نیست
شما را صفحه ای دیگر گشودند
از این پژمردگی ما را غمی نیست
که گل را زندگانی جز دمی نیست

-
- پست: 65
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۸ فروردین ۱۳۹۱, ۲:۳۴ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 69 بار
- سپاسهای دریافتی: 231 بار
Re: برخی مشاوران بنیصدر در واقعه طبس هنوز در کشور فعالیت می
سلام ادعا کردن در این شرایط کم هزینه ترین کار است.و خوب شناختی که من از اقایین دارم با شما بسیار متفاوته همین اقای مازندرانی در مورد طبس جایی صحبت کرده در صورتی که در زمانی که سروان سید رضا وجناب محبی برای طبس بالا بودن ایشان در رخت خوابشان خواب بودند.در مورد جناب رستمی ایشان دانش پروازشان شکی درش نیست اما من اعتقاد دارم نباید طوری حرف زد که انگار کلا 10 نفر با نیرو هوایی عراق جنگیدن بودن و همه هواپیماهای عراق را این دوستان زدند اخه این نمیشه بگیم که 9 تا رو اقای مازندرانی زده 10 تا رو جاویدنیا زده 10 تا رستمی زده 7 تا زندی زده ووووو خوب پس حتما انطوری ما 2000 هواپیما زدیم که 1900 تا شون دوستان اف_14 زده مثل داستاناون پل معروف که همه اف 4و اف5 میگویند ما زدیم شیرجه رفتم ادم بود نزدیم 2 باره امدیم زدیم به خدا همین جوری بگذرد اف 14 میگند ما زدیم اون پل من بشما میگم کی زد اونم سعید فریدونی بود.

-
- پست: 45
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۲۹ مرداد ۱۳۸۶, ۸:۲۵ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 42 بار
- سپاسهای دریافتی: 224 بار
Re: برخی مشاوران بنیصدر در واقعه طبس هنوز در کشور فعالیت می
ghahestani نوشته شده:سلام ادعا کردن در این شرایط کم هزینه ترین کار است.و خوب شناختی که من از اقایین دارم با شما بسیار متفاوته همین اقای مازندرانی در مورد طبس جایی صحبت کرده در صورتی که در زمانی که سروان سید رضا وجناب محبی برای طبس بالا بودن ایشان در رخت خوابشان خواب بودند.در مورد جناب رستمی ایشان دانش پروازشان شکی درش نیست اما من اعتقاد دارم نباید طوری حرف زد که انگار کلا 10 نفر با نیرو هوایی عراق جنگیدن بودن و همه هواپیماهای عراق را این دوستان زدند اخه این نمیشه بگیم که 9 تا رو اقای مازندرانی زده 10 تا رو جاویدنیا زده 10 تا رستمی زده 7 تا زندی زده ووووو خوب پس حتما انطوری ما 2000 هواپیما زدیم که 1900 تا شون دوستان اف_14 زده مثل داستاناون پل معروف که همه اف 4و اف5 میگویند ما زدیم شیرجه رفتم ادم بود نزدیم 2 باره امدیم زدیم به خدا همین جوری بگذرد اف 14 میگند ما زدیم اون پل من بشما میگم کی زد اونم سعید فریدونی بود.
دوست عزیز
ادعایی در کار نیست.دفاتر پروازی این عزیزان که به تایید مقامات وقت گردان پروازی و پایگاه هم رسیده موجوده.اینا که از خودشون نمیتونستند که دفتر پر کنند و پرش کنند از امار شکار !!!در طول جنگ چیزی در حدود 150 و اندی فروند جنگنده عراقی توسط تامکتهای ما شکار شدند.کل خلبانان فعال تامکت ما هم در دوران جنگ که مشخصه که چیزی در حدود کمی بیش از 50 -60 نفر بودند.برای همین کمبود شدید خلبان هم بود که در جنگ اومدند یه تعداد ی از خلبانهای تایپهای دیگه بویژه اف 5 رو منتقل کردند روی تامکت.حالا این امار شکار رو تقسیم کنید به تعداد خلبانها.نتیجه چی میشه؟به هر نفر حدود دو سه فروند میرسه!حالا یکی فعالتر بوده در شرایط خاص بیشتری قرار گرفته و بیشتر زده ،یکی هم کمتر.
جناب نمکی که خودشون مانند شما فانتومی بودند در کتابی که نوشتند و از مستندات خود نیرو هم استفاده کردند روی این موضوع صحه گذاشتند که بیشتر هواپیماهای عراقی سرنگون شده رو تامکتها زدند.حتا بسیار بیشتر از پدافند ما!
ولی مشکل اینجاست که متاسفانه خود نیرو هیچ تلاشی برای ارائه یک امار درست و درمون که تمام اما و اگرها رو تموم کنه نکرده و بیشتر اطلاعات ملت شده یک کتابی که این اقا تام کوپر نوشته و توش امارهای عجیب و غریبی داده که خود خلبانهای تامکت هم به هیچ وجه قبولش ندارند.مانند اینکه برای جناب رستمی حدود 10 تا 12 پیروزی هوایی اورده که خود ایشان هم رسما این امار رو تکذیب کردند.خود جناب رستمی به حدود 3 تا 5 پیروزی هوایی معترفند نه بیش از ان.
درباره ماجرای طبس هم من دوباره با جناب مازندرانی تماس گرفتم وازشون ماجرا رو پرسیدم.ایشون نخستین اسکرمبلی بودند که صبح اون روز از اصفهان تیک اف کردند و به منطقه رسیدند و مدتی بعد دومین اسکرمبل هم به خلبانی جناب رستمی بهشون ملحق میشند و تا حدود غروب اونجا داشتند گشت میزدند(با سوختگیری هوایی از یک تانکر 707 که به تقاضای این خلبانان از پست فرماندهی نیروی هوایی از تهران بلند شده بوده) و ازشون خواسته شده بود که هلی کوپترها رو منهدم کنند در حالیکه اونا فقط فونیکس داشتند و گلوله های تیربار!واصلا تونایی راند هوا به زمین رو نداشتند.
در نهایت یکی دو راند با تیربارشون (هر دو فروند تامکت)به دور و بر اهداف شلیک میکنند که بهشون هم نمیخوره.چون اونها اصلا برای شلیک هوا به زمین تیربار تامکت تمرین نداشتند و قلقل گیری نکرده بودند(به گفته جناب رستمی).اصلا قرار بر این نبوده که تامکت بخواد با تیربار به اهداف زمینی شلیک کنه.پس از اون هم بعد به پایگاهشون بر میگردند و منطقه رو دست فانتومها میدند.شما هم اگه صبح تا غروب چندین ساعت زیر فشار شدید عصبی پست فرماندهی تهران وپست فرماندهی پرنده (یک فروند فالکن که بنی صدر در اون بوده و از بالا دستورات میداده) پرواز کرده بودی حتما شب تو رختخواب بودی دیگه برادر،نای بیدار موندن رو نداشتی که!
حالا پس از اون فانتومها بمب باران کردند یا نه فقط با تیربار شلیک کردند دیگه یک ماجرای دیگه هستش .
از این دفتر که نام ما زدودند
شما را صفحه ای دیگر گشودند
از این پژمردگی ما را غمی نیست
که گل را زندگانی جز دمی نیست
شما را صفحه ای دیگر گشودند
از این پژمردگی ما را غمی نیست
که گل را زندگانی جز دمی نیست

-
- پست: 65
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۸ فروردین ۱۳۹۱, ۲:۳۴ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 69 بار
- سپاسهای دریافتی: 231 بار
Re: برخی مشاوران بنیصدر در واقعه طبس هنوز در کشور فعالیت می
سلام متاستفانه دوستان هر فونیکس که شلیک کردند 1 پیروزی منظور کردند که این صحیح نیست.نکته بعدی تامکتها کاملا بعد فانتوم ها امدند.کی لاگ بوک اقای مازندرانی دیده؟ای کاش حبیب صادقپور زنده بود.من در مورد شهرام رستمی بحث ندارم ولی ای کاش همان منش و رفتار قدیمش را ادامه میداد.

- پست: 3805
- تاریخ عضویت: شنبه ۷ شهریور ۱۳۸۸, ۳:۲۶ ق.ظ
- محل اقامت: جمهوری اسلامی ایران
- سپاسهای ارسالی: 4180 بار
- سپاسهای دریافتی: 22794 بار
- تماس:
Re: برخی مشاوران بنیصدر در واقعه طبس هنوز در کشور فعالیت می
متاسفانه تصاویر علامت گذاری شده در پست قبلی من دچار مشکل هستند ( با خاطر سایت آپلود عکسی که آنجا تصاویر را آپلود کرده ام ) ، به همین دلیل پست مذکور را ( به صورت نقل قول ) با قرار دادن مجدد تصاویر ( و چند تصویر جدید ) همراه با چند اصلاحیه مجدد قرار می دهم 
اما این بالگردها واقعا کدام یک از 3 بالگرد غنیمتی هست ؟
من در پست قبلی ام ( که این پست جدید در اصل اصلاح شده آن پست هست ) گفته بودم :
اما بر اساس مطالعاتی که بعد از آن پست داشتم ( اشاره داشتم ) بالگردهای مانده در طبس ( شماره 3 و 5 ) به خدمت هوادریا در آمده اند و بالگرد مانده در کرمان اوراق شده است .
یکی از بالگردها در طبس توانسته پرواز کند ولی دیگری قابلیت پرواز نداشته است .
به نظر من بالگرد شماره 5 قابلیت پروازی داشته ، زیرا که این بالگر تنها ممکن هست از انفجار بالگرد شماره 6 تاثیراتی گرفته باشد و این تاثیرات آنقدر نبوده که آن زمین گیر کند .
و بالگرد شماره 3 باید بالگردی باشد که دیگر نمی توانسته پرواز کند زیرا که در اطراف آن 3 انفجار سنگین در فاصله نسبتا نزدیک رخ داده است که تاثیر مخرب داشته است .
البته این احتمال وجود دارد که سومین بالگردی که در عملیات در حین سوختگیری دچار نقص شده است یکی از بالگردهای شماره 3 و 5 باشد و جز انهدام شده ها نباشد .
در این صورت اگر بالگرد شماره 3 نقص فنی داشته ، تاثیرات ناشی از موج انفجار و ترکشها وضعیتش را بدتر کرده است .
اما بالگرد شماره 5 بالگرد دارای نقص بوده که بدین معنی هست که بالگرد شماره 3 علارقم انفجارهایی در کنارش رخ داده است ، قابل پرواز بوده است .
اما این سوال که بلاخره کدام یک به خدمت هوادریا در آمده است و کدام یک اوراق شده ، 2708-9 کدام هست و 359-65 کدام باقی مانده .
و سوال مهمتر اینکه بلاخره بالگردها شماره دو ( 2 ) ، چهار ( 4 ) و شش ( 6 ) چرا و چگونه منهدم شده اند ؟!

بر اساس برنامه ریزی عملیات پنجه عقاب 8 فروند بالگرد Sikorsky CH-53 Sea Stallion از ناوهواپیمابر USS Nimitz مستقر در دریای عمان بلند شده و وارد فضای کشورمان می شوند .
یکی از این بالگردها در منطقه کرمان دچار نقص فنی شده و به اجبار فرود میآید و سرنشینان آن به بالگردی دیگر منتقل میشوند و همان بالگرد نیز دچار نقص فنی شده و به ناچار به ناو هواپیما بر باز میگردد و بدین شکل شش بالگرد به طبس می رسند و در آنجا فرود می آیند که در حین سوختگیری یکی دیگر از بالگردها هم دچار نقص فنی می شود .
تصویر گرافیکی زیر که آرایش بالگردها و هرکولس ها را نشان می دهد ، من از فضای مجازی گرفتم و برای هر بالگرد یک شماره در نظر گرفتم :
به ترتیب شماره ها جلو می رم و با بررسی این اندک تصاویر ببینیم که برای این بالگردها چه اتفاقی افتاده است .
بالگرد شماره 1 : نابود شده است ( برخورد به هرکولس )
بالگرد شماره 2 : نابود شده است .
در تصویر زیر ، پشت لاشه بالگرد شماره 1 و هرکولس ، لاشه بالگرد دیگر قابل مشاهده است که متعلق به بالگرد شماره 2 است :
تصویر زیر از زاویه پشت همین بالگرد منهدم شده گرفته شده است ( لاشه هرکولس و بالگرد شماره یک با فلش مشخص شده است )
تصویر دیگر
بالگرد شماره 3 : سالم است !
در تصاویر این بالگرد در کنار لاشه بالگرد شماره1/هرکولس و بالگرد شماره 2 دیده می شود :![]()
تصویر زیر با توجه کلی به موقعیت کلی بالگردهای سالم و منهدم شده ( که بقیه آنها در ادامه خواهم گفت ) متعلق به بالگردها 2 و 3 هست :
نمای نزدیک تر از بالگرد شماره 3 ( برای صحت بیشتر می توان وضعیت ملخ ها رو با تصاویر بالا مقایسه نمود )
با توجه به فاصله این بالگرد به لاشه ها احتمالا از انفجارات تاثیر گرفته و آسیب دیده است .
بالگرد شماره 4 : نابود شده است .
تصویر زیر به نظر من متعلق به بالگرد شماره 4 هست
دلایل من برای اینکه تصویر بالا متعلق به بالگرد شماره 4 است ( و مثلا متعلق به بالگرد شماره 2 نیست )
1- تفاوت وضعیت دم و پروانه دم در تصویر مذکور با وضعیت دم و پروانه در تصاویر متعلق به بالگرد شماره 2
2- تفاوت وضعیت بقایای ملخ اصلی در تصویر مذکور و تصاویر متعلق به بالگرد شماره 2
3- در تصویر مذکور بالگرد سالم در فاصله نسبتا بیشتری نسبت به لاشه قرار دارد ، اما در تصاویر قبلی فاصله بالگرد سالم ( بالگرد شماره 3 ) نسبت به لاشه (بالگرد 2 ) کمتر است .
تصویر زیر با توجه خمیدگی یکی از پره ها ملخ اصلی ( که در تصویر بالا متعلق ایرنا نیز همچین خمیدگی دیده می شود ) متعلق به همان لاشه قابل مشاهده تصویر ایرنا است که از زاویه دیگر گرفته شده .
با این تفاسیر لاشه مذکور متعلق به بالگرد شماره 4 است و آن بالگرد سالمی که در تصویر بالا دیده می شود همان بالگرد شماره 3 است .
بالگرد شماره 5 : سالم است .
بالگرد شماره 6
متاسفانه نتوانستم تصویری پیدا کنم که بالگرد مذکور را نشان بدهد .
اما در تصویر ایرنا در بین بقایای بالگرد شماره 4 متوجه یک شی شدم که در تصویر دوم لاشه بالگرد شماره 4 خبری از آن نیست :
این شی شبیه بالچه افقی است که بر روی دم سی استالیون قرار دارد ( اسم دقیقش را نمی دانم ) :
وقتی که این بالچه افقی ، حالت عمودی پیدا کرده ، نشان می دهد که بالگرد شماره شش هم منهدم شده است !
[HR]
به طور کلی :
بالگردهای شماره 1،2،4،6 منهدم شده اند و بالگردهای شماره 3 و 5 سالم مانده اند .
یک بالگرد هفتمی هم وجود دارد و آن بالگردیست که در کرمان فرود آمده است .
[HR]
اما درباره سرنوشت بالگردهای شماره 3 ، 5 و 7 :
از مطالعه فضای مجازی این موارد رسیدم که بالگرد هفتم در کرمان فرود سختی داشته و تا آذر 59 در اختیار هوانیروز کرمان بوده که بعد از آن تحویل هوادریا شده و تبدیل به انبار قطعات شده است .
بالگردهای 3 و 5 که در طبس بودن هم به خدمت هودریا در آمده اند .
البته نکته رو هم ذکر کنم که از قراری یکی از این بالگردها توانسته به تهران پرواز کند ، اما دیگری مشکل داشته با تریلی منتقل شده .
از 12 سفارش رژیم ستم شاهی پهلوی برای سی استالیون 6 فروند از آنها تحویل داده شد که رجیستر آنها 2701-9 تا 2706-9 است .
به غیر از این 6 فروند ، تصویر یک سی استالیون به رجیستر 2708-9 را در فضای مجازی ( مانند سایت airliners ) منتشر شده که که نشان می دهد که این سی استالیون یکی از 3 سی استالیون باقی مانده امریکایی ها هست
بلطبع یکی دیگر از این بالگردها نیز رجیستر 2707-9 را به خود گرفته است و احتمالا دیگری هم دارای رجیستر 2709-9 شده است .
به غیر 2708-9تصاویر سی استالیون دیگری ( به رجیستر امریکایی 359-65 ) نیز منتشر شده که تنها سازه ( بدنه ) آن باقی مانده است و چند سال پیش در سالگرد حادثه طبس در میدان آزادی تهران به نمایش در آمده بوده .
اما این بالگردها واقعا کدام یک از 3 بالگرد غنیمتی هست ؟
من در پست قبلی ام ( که این پست جدید در اصل اصلاح شده آن پست هست ) گفته بودم :
به نظر من بالگرد شماره 5 و بالگرد فرود آمده در کرمان به خدمت نداجا در آمده اند و بالگرد شماره 3 باید همان بالگرد 359-65 باشد که اوراق شده است .
بر طبق گفته ها یکی از بالگردها توانسته به سمت تهران پرواز کند و ولی دیگری به خاطر آسیب دیدگی توان پرواز نداشته و با تریلی به تهران حمل شده است .
و این بالگرد شماره 3 باید همان بالگرد آسیب دیده باشد زیرا فاصله نزدیکی با محل انفجار ناشی از برخورد بالگرد شماره 1 و هرکولس و سپس انفجارات بالگرد های شماره 2 و 4 داشته است و قطعا موج و ترکش انفجارات روی آن تاثیر مخرب داشته است .
اما بر اساس مطالعاتی که بعد از آن پست داشتم ( اشاره داشتم ) بالگردهای مانده در طبس ( شماره 3 و 5 ) به خدمت هوادریا در آمده اند و بالگرد مانده در کرمان اوراق شده است .
یکی از بالگردها در طبس توانسته پرواز کند ولی دیگری قابلیت پرواز نداشته است .
به نظر من بالگرد شماره 5 قابلیت پروازی داشته ، زیرا که این بالگر تنها ممکن هست از انفجار بالگرد شماره 6 تاثیراتی گرفته باشد و این تاثیرات آنقدر نبوده که آن زمین گیر کند .
و بالگرد شماره 3 باید بالگردی باشد که دیگر نمی توانسته پرواز کند زیرا که در اطراف آن 3 انفجار سنگین در فاصله نسبتا نزدیک رخ داده است که تاثیر مخرب داشته است .
البته این احتمال وجود دارد که سومین بالگردی که در عملیات در حین سوختگیری دچار نقص شده است یکی از بالگردهای شماره 3 و 5 باشد و جز انهدام شده ها نباشد .
در این صورت اگر بالگرد شماره 3 نقص فنی داشته ، تاثیرات ناشی از موج انفجار و ترکشها وضعیتش را بدتر کرده است .
اما بالگرد شماره 5 بالگرد دارای نقص بوده که بدین معنی هست که بالگرد شماره 3 علارقم انفجارهایی در کنارش رخ داده است ، قابل پرواز بوده است .
اما این سوال که بلاخره کدام یک به خدمت هوادریا در آمده است و کدام یک اوراق شده ، 2708-9 کدام هست و 359-65 کدام باقی مانده .
و سوال مهمتر اینکه بلاخره بالگردها شماره دو ( 2 ) ، چهار ( 4 ) و شش ( 6 ) چرا و چگونه منهدم شده اند ؟!
پرونده فعالیت صلح آمیز هسته ای ایران تسلیحات ضد زره ایران
ناوچه های موشک انداز "کلاس کمان / سینا" پهپادهای ایرانی
ناوشکن های "کلاس موج" بالگردهای خانواده شاهد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
ناوشکن عملیاتی-آموزشی "کلاس لقمان"
ناو خارک
رادارهای ایرانی؛ سربازان همیشه بیدار آسمان
موشك پدافند هوايي "صياد 2"
توان پدافند هوایی جمهوری اسلامی ایران
موشک های بالستیک و شبه بالستیک ساخت جمهوری اسلامی ایران

-
- پست: 45
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۲۹ مرداد ۱۳۸۶, ۸:۲۵ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 42 بار
- سپاسهای دریافتی: 224 بار
Re: برخی مشاوران بنیصدر در واقعه طبس هنوز در کشور فعالیت می
دوست عزیز بالگرد نزدیک هرکولس که بر اثر تصادم با ان شعله ور شد و هر دو پرنده از بین رفتند.ان دو بالگرد دیگر توسط خود امریکاییها و با خرجهای اتش زای حرارتی به اتش کشیده شدند.البته به دلیل شتاب فراوان در فرار از منطقه دو بالگرد دیگر را فرصت نکردند که از بین ببرند و ان دو همراه با بالگردی که نزدیک کرمان بر اثر نقص فنی نشسته بود به هوا دریا تحویل شدند.دو فروند در خدمت فعالند و یکی هم اوراق شده برای تامین قطعات یدکی باقی ناوگان.
از این دفتر که نام ما زدودند
شما را صفحه ای دیگر گشودند
از این پژمردگی ما را غمی نیست
که گل را زندگانی جز دمی نیست
شما را صفحه ای دیگر گشودند
از این پژمردگی ما را غمی نیست
که گل را زندگانی جز دمی نیست

- پست: 3805
- تاریخ عضویت: شنبه ۷ شهریور ۱۳۸۸, ۳:۲۶ ق.ظ
- محل اقامت: جمهوری اسلامی ایران
- سپاسهای ارسالی: 4180 بار
- سپاسهای دریافتی: 22794 بار
- تماس:
Re: برخی مشاوران بنیصدر در واقعه طبس هنوز در کشور فعالیت می
یعنی آنقدر عجله داشته اند که بالگرد 2 و 4 رو منهدم کردند ، اما بالگرد بین این 2 ( یعنی شماره 3 ) رو منهدم نکردن !؟!؟
به علاوه ، ششمین بالگرد چی ؟
به علاوه ، ششمین بالگرد چی ؟
پرونده فعالیت صلح آمیز هسته ای ایران تسلیحات ضد زره ایران
ناوچه های موشک انداز "کلاس کمان / سینا" پهپادهای ایرانی
ناوشکن های "کلاس موج" بالگردهای خانواده شاهد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
ناوشکن عملیاتی-آموزشی "کلاس لقمان"
ناو خارک
رادارهای ایرانی؛ سربازان همیشه بیدار آسمان
موشك پدافند هوايي "صياد 2"
توان پدافند هوایی جمهوری اسلامی ایران
موشک های بالستیک و شبه بالستیک ساخت جمهوری اسلامی ایران

- پست: 1297
- تاریخ عضویت: شنبه ۱۵ تیر ۱۳۸۷, ۱۰:۲۵ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1856 بار
- سپاسهای دریافتی: 3546 بار

-
- پست: 45
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۲۹ مرداد ۱۳۸۶, ۸:۲۵ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 42 بار
- سپاسهای دریافتی: 224 بار
Re: برخی مشاوران بنیصدر در واقعه طبس هنوز در کشور فعالیت می
دوست عزیز شما توجیح بهتری داری؟!
از این دفتر که نام ما زدودند
شما را صفحه ای دیگر گشودند
از این پژمردگی ما را غمی نیست
که گل را زندگانی جز دمی نیست
شما را صفحه ای دیگر گشودند
از این پژمردگی ما را غمی نیست
که گل را زندگانی جز دمی نیست





















