مرجان به كه بگويم عشق تو مرا...)پايان‌‌هايي امروزي براي داستان داش آكل

در اين بخش ميتوانيد درباره موضوعاتي كه در انجمن براي آنها بخشي وجود ندارد به بحث و گفتگو بپردازيد

مدیران انجمن: رونین, Shahbaz, MASTER, MOHAMMAD_ASEMOONI, شوراي نظارت

ارسال پست
Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 825
تاریخ عضویت: جمعه ۲۰ مرداد ۱۳۸۵, ۸:۴۵ ق.ظ
محل اقامت: pejman.daie@gmail.com
سپاس‌های دریافتی: 20 بار
تماس:

مرجان به كه بگويم عشق تو مرا...)پايان‌‌هايي امروزي براي داستان داش آكل

پست توسط pejman »

□ فردا صبح همين كه خبر زخم خوردن داش آكل به خانه حاجي صمد رسيد، ولي‌خان پسر بزرگش به احوالپرسي او رفت. سر بالين داش آكل كه رسيد، ديد او با رنگ پريده در رختخواب افتاده، كف خونين از دهنش بيرون آمده و چشمانش تار شده، به دشواري نفس مي‌كشيد. داش آكل مثل اين كه در حالت اغما او را شناخت. با صداي نيم گرفته لرزان گفت: «در دنيا… همين طوطي… داشتم… جان شما… جان طوطي… او را بسپريد… به…».
دوباره خاموش شد. ولي‌خان دستمال ابريشمي را در آورد، اشك چشمش را پاك كرد. داش آكل از حال رفت و يك ساعت بعد مرد. همه اهل شيراز برايش گريه كردند. ولي‌خان قفس طوطي را برداشت و به خانه برد.
عصر همان روز بود، مرجان قفس طوطي را جلوش گذاشته بود و به رنگ آميزي پروبال، نوك برگشته و چشم‌هاي گرد بي حالت طوطي خيره شده بود. ناگاه طوطي با لحن داشي – با لحن خراشيده‌اي گفت:
«مرجان... مرجان... تو مرا كشتي... به كه بگويم... مرجان... عشق تو... مرا كشت»...
اشك از چشم‌هاي مرجان سرازير شد./داش آكل، صادق هدايت.
(-: پايان‌‌هاي امروزي براي داستان داش آكل :-)


■ طوطي لوطي:
بس كن مرد خجالت بكش. جاي بابابزرگشي. داش آكل حيا كن دامن مرجانو رها كن. اوهوي فضولباشي تو چته گوش وايسادي؟

■ طوطي نالوطي
يكي بايد بشور و بپز منو راه بندازه. اين دختر حاج صمدم بد نيست. مي‌گيرمش. زر زيادي هم بزنه با اين گزليك شكمشو سفره مي‌كنم. زن باهاس تابع باشه.

■ طوطي هُمولوطي:
آخ مرجان... به كه بگويم... عشق ولي‌خان مرا كشت...!

■ طوطي بي‌ادب:
ئه؟ مرجان توئي اين همه داش‌آكل تعريفشو مي‌كرد؟ دماغت يه ميليوني خرج عملشه.

■ طوطي راست‌كردار:
موچ موچ موچ موچ ... سلام قندك جون. گشنه موندي جون داشي؟ داشي بميره برات... موچ موچ موچ موچ... بيا اين قندو بخور. من ميرم دست به آب، مث اون دفعه صداي ناجور شنيدي ادامو درنياري؟ آباريكلا.

■ طوطي مومن:
خواهر مرجان، به كه بگويم. به اين شاهچراغ، نيت بنده عقدي شرعي و رسمي است. به اين قبله‌ي محمدي قسم اگر خداي ناكرده نظر سوءي داشته باشم. من كه راضيم به رضاي خدا. مي‌مونه تو و والده مكرمه.

■ طوطي شبكه يك:
به كي بگم مرجان، انرژي هسته‌اي حق مسلم ماست؟ به كي بگم كاكا رستم بايد از بين برود؟ به كي بگم ما مي‌توانيم پول نفت رو سر سفره خانواده حاج صمد بياريم؟

■ طوطي سازشكار:
به سلامتي... به سلامتي... صفاي قدمت كاكارستم. ايوالله، خوش اومدي لوطي. خلاصه اون بي‌ادبي ما رو جلو جماعت به بزرگي خودت ببخش. همه‌ش تقصير اين صادق هدايته مار رو با گزليك ميندازه جون هم. بشين لبي تر كنيم. به سلامتي... به سلامتي...

■ طوطي آبكش:
سلام مرجان. مي‌دونستي تنبون زير داش آكل خال‌خاليه؟ بلا به دور خواهر، واه واه واه...

■ طوطي خائن:
سلام مرجان جون، داش آكلو ولش كن. خودت چطوري جيگر؟

■ طوطي خوددرگير:
اصلاً كي گفته من مي‌خوام چيزي از داش آكل بگم؟ به شما چه؟ نمي‌گم. مگه خودتون سگ و گربه ندارين؟ برين گم شين دست از سرم بردارين.

■ طوطي نسل سوم:
آخ مرجان، كجايي دافي جون لاوي بتركونيم.

■ طوطي فراموشكار:
صدف خانوم! داش رستم گفت يكي اونو نمي‌دونم كجا كشت.

■ طوطي ضدحال:
كواك... كواك... كواك... كواك... كواك... كواك... كواك... كواك...!

■ طوطي سوفسطايي:
مرجان، به كه بگويم عشق تو مرا نمود.... چنين خوار و چنين زار...

■ طوطي كولي:
مرجان... مرجان... تو مرا كشتي... قاتل... بي‌رحم... خونخوار... جلاد... زدي دل منو شل و پل كردي... من ديه مي‌خوام...

■ طوطي قند به‌ حرام:
سلام مرجان. اگه مي‌خواي بشنوي داش آكل گفته عشق تو منو كشته، كور خوندي. قهوه‌خونه كه ميره هيچي، شراب مي‌خوره كه هيچي، با اون زن رقاصه هم سر و سر داره. بساط سور و ساتشم به راهه. تازه اسمشم داش آكل نيست و بهروز يا وثوقه.

■ طوطي خنگ:
هر چي ميگم تكرار كن... هر چه ميگم تكرار كن... من كه هنوز چيزي نگفتم.... من كه هنوز چيزي نگفتم... صبر كن خنگه اول بگم... صبر كن خنگه اول بگم... اينو كه نگفتم بگو... اينو كه نگفتم بگو... عجب طوطي نفهمي هستي... عجب طوطي نفهمي هستي... اداي منو درمياري؟... اداي منو درمياري؟... طوطي خر! من كه هنوز نگفتم: مرجان به كه بگويم عشق تو مرا كشت... طوطي خر! من كه هنوز نگفتم: مرجان به كه بگويم عشق تو مرا كشت.
Empty spaces - what are we living for?


از دی که گذشت هیچ از او یاد مکن
فردا که نیامده است فریاد مکن
برنامده و گذشته بنیاد مکن
حالی خوش باش و عمر بر باد مکن
ارسال پست

بازگشت به “ساير گفتگوها”