ترک افسانه بگو حافظ و می نوش دمی
که نخفتیم شب و شمع به افسانه بسوخت
مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
مدیر انجمن: شوراي نظارت

-
- پست: 72
- تاریخ عضویت: یکشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۲, ۴:۳۰ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 76 بار
- سپاسهای دریافتی: 121 بار
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
تشبیه لب سرخ تو با غنچه گناه است
خندیدن گل هر چه که باشد عسلی نیست
خودم
خندیدن گل هر چه که باشد عسلی نیست
خودم
لبخندها هرگز ملاک شاد بودن نیست
هر تیشه ای بر دوش از فرهاد بودن نیست
هرجا که باشی منطق آیینه ها این است
در چشم بودن معنی در یاد بودن نیست
ای در قفس افتاده افسوس چه را داری؟
بیرون از اینجا درد ما آزاد بودن نیست
از عشق دیگر هر چه می گویند افسون است
آوارگی جز طالع بر باد بودن نیست
هرکس نداند لطفعلی خان خوب می داند
در جنگ پیروزی به پر تعداد بودن نیست
ای سرنوشت شوم جام شوکرانت کو؟
این خانه دیگر در خور آباد بودن نیست
( شاعر احسان اکابری )
هر تیشه ای بر دوش از فرهاد بودن نیست
هرجا که باشی منطق آیینه ها این است
در چشم بودن معنی در یاد بودن نیست
ای در قفس افتاده افسوس چه را داری؟
بیرون از اینجا درد ما آزاد بودن نیست
از عشق دیگر هر چه می گویند افسون است
آوارگی جز طالع بر باد بودن نیست
هرکس نداند لطفعلی خان خوب می داند
در جنگ پیروزی به پر تعداد بودن نیست
ای سرنوشت شوم جام شوکرانت کو؟
این خانه دیگر در خور آباد بودن نیست
( شاعر احسان اکابری )

- پست: 87
- تاریخ عضویت: شنبه ۳۰ شهریور ۱۳۹۲, ۱۱:۳۵ ب.ظ
- محل اقامت: تهران
- سپاسهای ارسالی: 94 بار
- سپاسهای دریافتی: 68 بار
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
تنهــا نه همين دلبــر من عهد شكـــن شد
با هر كه دم از عشـق زدم دشمن من شد
با هر كه دم از عشـق زدم دشمن من شد
[COLOR=#D99694]قدر یاران [COLOR=#FAC08F]قدیمی را بدان
فرش های قدیمی را گرانتر میخرند...
فرش های قدیمی را گرانتر میخرند...
-
- پست: 72
- تاریخ عضویت: یکشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۲, ۴:۳۰ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 76 بار
- سپاسهای دریافتی: 121 بار
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
دیگر نخواه آینه باشم برای تو
دیگر نخواه ، قلب من از گرد ها پر است
خودم
دیگر نخواه ، قلب من از گرد ها پر است
خودم
لبخندها هرگز ملاک شاد بودن نیست
هر تیشه ای بر دوش از فرهاد بودن نیست
هرجا که باشی منطق آیینه ها این است
در چشم بودن معنی در یاد بودن نیست
ای در قفس افتاده افسوس چه را داری؟
بیرون از اینجا درد ما آزاد بودن نیست
از عشق دیگر هر چه می گویند افسون است
آوارگی جز طالع بر باد بودن نیست
هرکس نداند لطفعلی خان خوب می داند
در جنگ پیروزی به پر تعداد بودن نیست
ای سرنوشت شوم جام شوکرانت کو؟
این خانه دیگر در خور آباد بودن نیست
( شاعر احسان اکابری )
هر تیشه ای بر دوش از فرهاد بودن نیست
هرجا که باشی منطق آیینه ها این است
در چشم بودن معنی در یاد بودن نیست
ای در قفس افتاده افسوس چه را داری؟
بیرون از اینجا درد ما آزاد بودن نیست
از عشق دیگر هر چه می گویند افسون است
آوارگی جز طالع بر باد بودن نیست
هرکس نداند لطفعلی خان خوب می داند
در جنگ پیروزی به پر تعداد بودن نیست
ای سرنوشت شوم جام شوکرانت کو؟
این خانه دیگر در خور آباد بودن نیست
( شاعر احسان اکابری )

- پست: 87
- تاریخ عضویت: شنبه ۳۰ شهریور ۱۳۹۲, ۱۱:۳۵ ب.ظ
- محل اقامت: تهران
- سپاسهای ارسالی: 94 بار
- سپاسهای دریافتی: 68 بار
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
تو را با غیر می بینم ، صدایم در نمی آید دلم می سوزد و کاری ز دستم بر نمی آید
مهدی اخوان ثالث
مهدی اخوان ثالث
[COLOR=#D99694]قدر یاران [COLOR=#FAC08F]قدیمی را بدان
فرش های قدیمی را گرانتر میخرند...
فرش های قدیمی را گرانتر میخرند...
-
- پست: 72
- تاریخ عضویت: یکشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۲, ۴:۳۰ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 76 بار
- سپاسهای دریافتی: 121 بار
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
در حیرتم ، تو روح منی یا تن منی ؟
ای مثل خواب ساده ی تعبیر کردنی
خودم
ای مثل خواب ساده ی تعبیر کردنی
خودم
لبخندها هرگز ملاک شاد بودن نیست
هر تیشه ای بر دوش از فرهاد بودن نیست
هرجا که باشی منطق آیینه ها این است
در چشم بودن معنی در یاد بودن نیست
ای در قفس افتاده افسوس چه را داری؟
بیرون از اینجا درد ما آزاد بودن نیست
از عشق دیگر هر چه می گویند افسون است
آوارگی جز طالع بر باد بودن نیست
هرکس نداند لطفعلی خان خوب می داند
در جنگ پیروزی به پر تعداد بودن نیست
ای سرنوشت شوم جام شوکرانت کو؟
این خانه دیگر در خور آباد بودن نیست
( شاعر احسان اکابری )
هر تیشه ای بر دوش از فرهاد بودن نیست
هرجا که باشی منطق آیینه ها این است
در چشم بودن معنی در یاد بودن نیست
ای در قفس افتاده افسوس چه را داری؟
بیرون از اینجا درد ما آزاد بودن نیست
از عشق دیگر هر چه می گویند افسون است
آوارگی جز طالع بر باد بودن نیست
هرکس نداند لطفعلی خان خوب می داند
در جنگ پیروزی به پر تعداد بودن نیست
ای سرنوشت شوم جام شوکرانت کو؟
این خانه دیگر در خور آباد بودن نیست
( شاعر احسان اکابری )

- پست: 560
- تاریخ عضویت: چهارشنبه ۶ مرداد ۱۳۸۹, ۱:۰۰ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 2278 بار
- سپاسهای دریافتی: 1686 بار
- تماس:
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
یا رب آن آهوی مشکین به ختن بازرسان
وان سهی سرو خرامان به چمن بازرسان
وان سهی سرو خرامان به چمن بازرسان
اول علی اخر علی

- پست: 560
- تاریخ عضویت: چهارشنبه ۶ مرداد ۱۳۸۹, ۱:۰۰ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 2278 بار
- سپاسهای دریافتی: 1686 بار
- تماس:
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
ناگهان پرده برانداخنه ای یعنی چه
مست از خانه برون تاخته ای یعنی چه
مست از خانه برون تاخته ای یعنی چه
اول علی اخر علی

-
- پست: 72
- تاریخ عضویت: یکشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۲, ۴:۳۰ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 76 بار
- سپاسهای دریافتی: 121 بار
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
هنوز بعد تو سرگرم خاطرات توام
تو ای ستاره چه دنباله دار می گذری
شعر از خودم
تو ای ستاره چه دنباله دار می گذری
شعر از خودم
لبخندها هرگز ملاک شاد بودن نیست
هر تیشه ای بر دوش از فرهاد بودن نیست
هرجا که باشی منطق آیینه ها این است
در چشم بودن معنی در یاد بودن نیست
ای در قفس افتاده افسوس چه را داری؟
بیرون از اینجا درد ما آزاد بودن نیست
از عشق دیگر هر چه می گویند افسون است
آوارگی جز طالع بر باد بودن نیست
هرکس نداند لطفعلی خان خوب می داند
در جنگ پیروزی به پر تعداد بودن نیست
ای سرنوشت شوم جام شوکرانت کو؟
این خانه دیگر در خور آباد بودن نیست
( شاعر احسان اکابری )
هر تیشه ای بر دوش از فرهاد بودن نیست
هرجا که باشی منطق آیینه ها این است
در چشم بودن معنی در یاد بودن نیست
ای در قفس افتاده افسوس چه را داری؟
بیرون از اینجا درد ما آزاد بودن نیست
از عشق دیگر هر چه می گویند افسون است
آوارگی جز طالع بر باد بودن نیست
هرکس نداند لطفعلی خان خوب می داند
در جنگ پیروزی به پر تعداد بودن نیست
ای سرنوشت شوم جام شوکرانت کو؟
این خانه دیگر در خور آباد بودن نیست
( شاعر احسان اکابری )

- پست: 560
- تاریخ عضویت: چهارشنبه ۶ مرداد ۱۳۸۹, ۱:۰۰ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 2278 بار
- سپاسهای دریافتی: 1686 بار
- تماس:
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
یک دست جام باده و یک دست زلف یار
رقصی چنین میانه میدان م ارزوست
(یادش بخیر چه دورانی داشتیم تو این تایپیک)
رقصی چنین میانه میدان م ارزوست
(یادش بخیر چه دورانی داشتیم تو این تایپیک)
اول علی اخر علی

- پست: 560
- تاریخ عضویت: چهارشنبه ۶ مرداد ۱۳۸۹, ۱:۰۰ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 2278 بار
- سپاسهای دریافتی: 1686 بار
- تماس:
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
آتش از برق نگاهت ريختي بر جان من خواستي تا در ميان شعله ها آبم کني
مهدي سهيلي
مهدي سهيلي
اول علی اخر علی
