سلام علیکم و رحمه ا...
خاطره ای از کنترلر شکاری – مالک عبدالقادر
[External Link Removed for Guests]
سرهنگ دوم شهیدحازم حسین علی العبادی
این نوشتار را در سی و ششمین سالروز شهادت سرهنگ دوم کنترلر شکاری حازم حسین علی العبادی می نویسم تا حوادثی تلخ یا شیرین را که برای من و یا دوستانم اتفاق افتاده بود در تاریخ ثبت شود. از آن جمله روزی بود که آن شهید با افتخار اقدام به نجات یک هواپیما و خلبانش نمود در حالیکه در وضعیت اضطراری قرار داشت و این داستانی است جالب و در عین حال بسیار خطرناک که یکی از برادران کنترلر من نقل نموده است . در این ماجرا کنترلر شکاری با تیزبینی و با درک خطر واقعی اقدام به واکنشی سریع و ماهرانه نمود و هواپیما و خلبانش را نجات داد .
محل این حادثه دانشکده هوائی ، پرورش دهنده عقابان نیروی هوائی و اقع در شمال شهر تکریت بود . عملیات ساخت آن در سال 1970 میلادی آغاز و پس از تکمیل در سال 1973 دانشکده هوائی به مقر جدید خود که در 15 کیلومتری شمال غرب شهر تکریت واقع شده بود منتقل گردید . این یک مرکز آموزشی بود که یکی از بهترین موسسات آموزش علوم و فنون هوائی در خاورمیانه بلکه بهترین آنها محسوب می گردید و نه فقط دانشجویان عراقی بلکه از تمام کشورهای عربی دانشجو در رشته های خلبانی ، ناوبری و کنترلر شکاری می پذیرفت که پس از فارغ التحصیلی به کشورهایشان باز می گشتند . پس از سال 2003 و اشغال عراق توسط آمریکا نام این دانشگاه به صورت اجباری و ظالمانه به پایگاه اسپایکر یعنی نام خلبان جنگنده پیشرفته F-18 آمریکائی که هواپیمایش از سوی زهیر داوود خلبان قهرمان جنگنده MIG-25 عراقی در شب 17/01/1991 ودر آغاز حمله آمریکا به عراق در جریان مادر جنگها سرنگون گردید تغییر نام داده شد .
در این دانشکده بهترین خلبانان و اساتید عراقی و هندی و روس و سایر کشورها بکار گرفته شده بودند تا با بکارگیری تجربه شان نقاط ضعف اساتید عراقی پوشش داده شود. خلبانی هم که از این دانشکده فارغ التحصیل می شد می بایست طبق اصول آموزشی 180 ساعت پرواز داشت باشد . همچنین ناوبران و کنترلر ها نیز به شکل بسیار خوب و ممتاز آموزش دیده بودند تا در هر شرایطی بتوانند به انجام وظیفه بپردازند.
گردان های آموزشی مستقر در دانشکده بودند به همراه انواع هواپیماهای مورد استفاده به شرح ذیل بودند :
*- گردان آموزشی یکم و دوم مجهز به هواپیماهای برزیلی توکانو و هواپیماهای L-29
*- گردان آموزشی سوم مجهز به هواپیماهای پیشرفته L-39
*- گردان چهارم مجهز به هواپیماهای PC-7
*- گردان 27 آموزشی پیشرفته ( تحویلی به شکاری ) موسوم به OCU
*- گردان 101 مجهز به هواپیماهای BRAVO
*- هواپیماهای آموزشی ناوبری آنتونف AN-26
[External Link Removed for Guests]
یک هواپیمای آموزشی L-39 نیروی هوائی عراق با خلبانش . به نشان دانشکده که بر روی بدنه هواپیما نقش بسته توجه کنید
فرودگاه دانشکده نیز شامل دو باند پرواز و یک برج مراقبت بود :
*- باند شماره یک : بتونی بود و در غرب برج مراقبت واقع و دارای 4 کیلومتر طول و 45 متر عرض بود و توسط گردان های یکم و دوم و نیز گردان 27 مورد استفاده قرار می گرفت و تورهای توقف اضطراری هواپیماها ( باریر) بمنظور استفاده در شرایطی که هواپیما قادر به توقف نباشد در آن تعبیه شده بود.
*- باند شماره 2 : از جنس آسفالت بود که در شرق برج مراقبت قرار داشت و طول آن 3 کیلومتر و عرض آن 30 متر بود و توسط گردان سوم و گردان 110 مورد استفاده قرار می گرفت و فاقد شبکه تورهای نگهدارنده ( باریر ) بود.
*- مناطق پروازی (ZONE) : مناطقی بود که قبلا انتخاب و طبق نقشه به قطعات مشخصی تقسیم شده و توسط اطاق عملیات و با همکاری فرمانده کنترل شکاری تعیین می شدند و تعداد این مناطق بالغ بر 50 منطقه پروازی بود.
*- مراقبت هوائی شامل یک برج برای تمام باندها بود که برای هر باند یک کنترلر مشغول خدمت بود و یک نفر کنترلر ارشد یا Supervisor بر فعالیت های آنان نظارت می نمود و بر حرکت هواپیماها در داخل فرودگاه مراقبت می نمود .
*- کنترلر رادار و تقرب Approach & radar شخصی بود که بر فعالیت هواپیماها در مناطق پروازی که خارج از دایره فرودگاه بود نظارت داشت و به خلبان کمک می کرد تا با استفاده از تجهیزات و رادار عمل تقرب به فرودگاه را انجام دهد.
*- انتخاب کنترلرهای شاغل در برج مراقبت بر حسب نظر مدیر کنترل هوائی و گروه ارکان مدیریت بود که پس از گزارش یگان آموزشی کنترل شکاری مبنی بر فارغ التحصیل شدن دانشجویان کنترلر اقدام به گزینش افسران جدید را بر عهده داشت . به همراه این گزارش پرونده دانشجویان نیز ارسال می شد که با بررسی محتویات پرونده مشخص شود آیا کنترلر جدید امکان فعالیت در فرودگاه های پر رفت و آمد را دارد ؟ در نهایت برج مراقبت گزارش ارزیابی نهائی را ملاک عمل پذیرش و جذب کنترلرهای جدید قرار می داد . حجم بالای پروازها در فرودگاه دانشکده هوائی نیازمند توجه زیاد و برنامه ریزی عالی بود و افسران شاغل می بایست دارای شایستگی و مهارت بالائی در کار خود بوده و به روش های رفت و برگشت و نیز شیوه همکاری با هواپیماها که برخی اوقات به بیش از 70 فروند در ساعت و در هر دو باند فرودگاه بالغ می شدند آشنائی کامل داشته باشند. این تعداد هواپیما شامل هواپیماهای منطقه پروازی ، هواپیماهای ناوبری ، هواپیماهایی که در مسیر بازگشت به فرودگاه بودند ، هواپیماهایی که در آسمان منتظر بودند و در محدوده فرودگاه قرار داشتند و در نهایت هواپیماهای میهمان را شامل می شد . بدلیل تعداد بالای دانشجویان تحت آموزش و تعدد پروازهای آموزشی و نیز کوتاهی دوره آموزش یگان های پروازی دانشکده به صورت مداوم و در دو شیفت صبح و بعدازظهر برقرار بود و آموزش ها از ساعت 6 صبح تا 12 ظهر و پس از آن تا غروب آفتاب ادامه داشت و در صورتی که دوره آموزشی شبانه هم برقرار بود فعالیتها تا پاسی از شب ادامه می یافت به شرط آنکه در آن شب آسمان صاف و ماه قابل روئیت می بود .
در یکی از روزهای سال 1985 وضعیتی پیش آمده که در آن واحد سرعت عمل و جدیت را می طلبید و کنترلر شجاع داستان ما توانست با شایستگی و واکنش سریع و خونسردی کامل خلبان را از یک خطر واقعی نجات دهد و او کسی نبود به جز سرهنگ دوم کنترلر حازم حسین علی العبادی که در آن ساعت افسر ناظر بر آن ماموریت بود. یک دانشجوی خلبانی اهل یمن با هواپیمای توکانو برای انجام انجام یک پرواز آموزشی سولو در یکی از مناطق هوائی فرودگاه به هوا برخاسته بود. به خلبانان تازه کار اجازه داده شده بود که بدلیل ضعف در زبان انگلیسی در تماس های خود از زبان عربی استفاده کنند . خلبان یمنی پس از اتمام زمان آموزش برای بازگشت با برج مراقبت تماس گرفت . تمام تماس ها به صورت عادی و پروازها بر اساس دید چشمی (VMC) صورت می گرفت و روش بازگشت هم دارای این مراحل بود :
( 2Min Tikrit ) ، پس از آن (abeam tikrit) ، پس از آن ( 30 Sec ) و پس از آن (Over Head) و گردش در جهت باد (Downwind) و گردش به مرحله تقرب (Final) کسب اجازه فرود از برج مراقبت پس از تائید 3 شماره سبز به معنی پائین بودن چرخ ها طبق سامانه های موجود در کابین خلبان ...
... ناگهان دانشجوی یمنی فریاد زد : بلقیس بلقیس من گم شدم .! (بلگيس بلگيس أنا تهت !!! ) . بلقیس اسم رمز برج مراقبت بود و معمولا برادران یمینی حرف ((ق)) را به لفظ ((گ)) تلفظ می کنند . بدلیل تعداد زیاد پروازها در محدوده فرودگاه کنترلر تصور کرد که او یکی از هواپیماهایی است که در نوبت فرود قرار دارد ... اما بلافاصله سرهنگ شهید حازم دخالت کرد و از خلبان پرسید : چه می بینی ؟؟؟ خلبان گفت من برفراز فرودگاه هستم اما اینجا پر از بالگرد است !!! کنترلر ناظر دریافت که خلبان دانشجو در حال نزدیک شدن به فرودگاه K2 تابعه مدیریت پرواز هوانیروز در منطقه الصینیه است که در 27 کیلومتری شمال شرق دانشکده هوائی واقع شده است ... به خلبان گفت overshot را روشن کن و به سمت چپ 140 درجه و در جهت معکوس باند گردش کن تا به فرودگاه دانشکده برسی . اما دانشجوی خلبانی دائما می گفت : نمی فهمم چه می گویی ؟ ( وش تگول )؟؟ ... با تکرار پیام یکی از اساتید خلبان به نام سرهنگ آزاد صدیق وارد عمل شد و پیام را ( به لهجه یمنی ) تکرار کرد : برج مراقبت می گوید ... برج مراقبت می گوید به سمت چپ و 140 درجه گردش کن تا به فرودگاه برسی ... برج مراقبت می گوید ....
پس از آنکه دانشجو به سلامت فرود آمد با مرحوم سرهنگ آزاد تماس گرفت و پس از عرض احترام و تشکر از راهنمائی ضروری او پرسید قربان چرا اینقدر بر جمله ( برج مراقبت می گوید ) ... تاکید داشتید و چند بار آن را تکرار کردید ؟ سرهنگ با او شوخی ظریفی نمود و گفت : برادر مناطق ممنوعه زیاد است . من هم کرد هستم و دائما مورد سوء ظن واقع می شوم و اگر این دانشجوی عرب اتفاقی برایش بیفتد من گرفتار می شوم . به همین دلیل دائما تکرار می کردم ( برج مراقبت می گوید ) ... ( برج مراقبت می گوید )
به نظر من این نکته حاکی از احترامی است که سرهنگ خلبان آزاد صدیق برای نقش کنترلر و دستورات او قائل بوده است چرا که کنترلر مسئول مستقیم کنترل پروازها بوده است اما چون نتوانست پیام را به خلبان برساند خودش اقدام به این کار نمود و آن را به کنترلر برج مراقبت نسبت داد و نه خودش . و این رعایت حریمی بود که بر اساس شرح وظایف و شناخت از قوانین نیروی هوائی صورت گرفت .
[External Link Removed for Guests]
فرودگاه دانشگاه نیروی هوائی
سرهنگ دوم خلبان آزاد صدیق فارغ التحصیل دوره 25 دانشگاه نیروی هوائی و قبلاز ملحق شدن به مدرسه آموزش پرواز به عنوان استاد ، خلبان بمب افکن سوخوی 22 بود و در آغاز جنگ ایران و عراق به گردان 109 پیوست و ماموریت هائی را در عمق خاک ایران انجام داد . او نمونه کاملی از شجاعت ، جدیت و عمل بود و پس از آن به دانشگاه نیروی هوائی بازگشت تا پرواز را به دانشجویان بیاموزد . او ستاره ای در جمع ستارگان استادان پرواز در دانشگاه بود که با شایستگی و نمونه بودن علاقه و اعجاب دیگران همگان را برانگیخت . ضمن آنکه او از کردهای سلیمانیه بود و این ویزگی باعث افتخار در میان ما بود .
شهید سرهنگ دوم کنترلر حازم حسین علی العبادی اهل موصل و متولد سال 1954 بود . او جمعی دوره 27 دانشکده نیوری هوائی بود و با درجه ستوانی فارغ التحصیل گردید . او در تمام پایگاه های هوائی خدمت نمود و نیز دوره آموزشی رادار را در سال 1982 در ایتالیا با موفقیت به پایان رساند. در سال 1990 بعنوان فرمانده کنترلر شکاری و هواشناسی در پایگاه هوائی الوحده ( الشعیبه ) برگزیده شد .
در جریان حمله ویرانگر آمریکا و جنگی که در سال 1991 به کشورمان تحمیل گردید و در روز 26/01/1991 هواپیماهای مهاجم اقدام به حمله به پناهگاه عملیات در پایگاه هوائی نمودند و شهید حازم نیز در همان موقع در محل حضور داشت . دشمن ابتداء پناهگاه های بتونی مستحکم را مورد حمله قرار می داد و این آغاز سلسله حملات به پناهگاه ها بود که با حمله به پایگاه هائی فرناس ادامه یافت که طی آن تعدادی از خلبانان به شهادت رسیدند و آخرین آنها نیز حمله ای بود که به پناهگاه عامریه صورت گرفت . خداوند تو را بیامرزد ای دوست ما حازم حسین و خداوند همه شهدائی را که جانشان را فدای وطنشان کردند رحمت کند و ایشان را در بهشت برین خود جای دهد .