تاريکخانهء اشباح

در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه مباحث مرتبط با متفرقه درباره نیروی هوایی ايران به بحث بپردازيد

مدیران انجمن: شوراي نظارت, مديران هوافضا

Major II
Major II
نمایه کاربر
پست: 1796
تاریخ عضویت: شنبه ۲۵ شهریور ۱۳۸۵, ۴:۱۸ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 35 بار
سپاس‌های دریافتی: 215 بار
تماس:

پست توسط Karim1504 »

Reza6662, جان

ایران و اسرائیل در دوران بعد از انقلاب هم با هم ارتباط مخفیانه در مورد رد و بدل تجهیزات داشته اند مثلا من شنیدم در زمان 8 سال دفاع مقدس قطعات اف 4 از اسرائیل وارد میشده است :-o

البته پدر سیاست را خدا لعنت کند , که ما مردم عادی همیشه چوب سیاست و سیاستمداران را باید بخوریم :lol: :lol: :lol: :lol:
نه از خودت تعریف کن و نه بدگویی. اگر از خودت تعریف کنی قبول نمی‌کنند و اگر بدگویی کنی بیش از آنچه اظهار داشتی تو را بد خواهند پنداشت...
[External Link Removed for Guests]
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 1790
تاریخ عضویت: یک‌شنبه ۶ فروردین ۱۳۸۵, ۳:۴۹ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 8 بار
سپاس‌های دریافتی: 258 بار

پست توسط Saeid12345 »

Reza6662,

باز هم متشکر و خسته نباشيد. :smile:
من جزئيات تقريبا کاملي از همکاريهاي نظامي ايران براي ساخت موشک بالستيک در اختيار دارم که ان شاء الله به موقعش در اختيار دوستان قرار خواهم داد. :-)

KARIM,

بله ما در زمان جنگ همکاريهاي زيادي با اسرائيل داشتيم و به نوعي مجبور هم بوديم چون اسرائيل در آن زمان درب ورود به بازار آمريکا براي ايران بود.
سياست چيز خوبي است و شما نبايد ازش گله کنيد.

نظر دوستان درباره گفته زير چيست؟

" سياست يعني اينکه مجبور بشوي عزيزترين کسانت را با دستان خودت بکشي ، بعد بنشيني و برايشان زار زار گريه کني! "

اگر کسي با گفته فوق موافق باشد بداند که در آينده ميتواند سياستمدار خيلي خوبي بشود. :-)
Major II
Major II
نمایه کاربر
پست: 1796
تاریخ عضویت: شنبه ۲۵ شهریور ۱۳۸۵, ۴:۱۸ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 35 بار
سپاس‌های دریافتی: 215 بار
تماس:

پست توسط Karim1504 »

Saeid12345, جان

اصول سیاست روی همین سخن پیاده شده است و شکی در این نیست.مثال خوبی که می شه زد همین قبول قرداد 598 توسط امام خمینی(ره) که به گفته ایشان نوشیدن جام زهر برای او بوده است. :-)
نه از خودت تعریف کن و نه بدگویی. اگر از خودت تعریف کنی قبول نمی‌کنند و اگر بدگویی کنی بیش از آنچه اظهار داشتی تو را بد خواهند پنداشت...
[External Link Removed for Guests]
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 2732
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۵ مرداد ۱۳۸۵, ۱۰:۳۴ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 12804 بار
سپاس‌های دریافتی: 4580 بار

پست توسط كيارش »

Reza6662, واقعا قشنگه :) ادامه :smile: ادامه :smile:
 [FONT=lucida grande, tahoma, verdana, arial, sans-serif]  این خسته به شمشیر تو تقدیر نبود,    
  [FONT=lucida grande, tahoma, verdana, arial, sans-serif]ور نه هیچ از دل بی‌رحم تو تقصیر    
Old Moderator
Old Moderator
نمایه کاربر
پست: 627
تاریخ عضویت: شنبه ۸ مهر ۱۳۸۵, ۱۰:۵۸ ق.ظ
محل اقامت: ناوگان منطقه دوم
سپاس‌های ارسالی: 398 بار
سپاس‌های دریافتی: 226 بار
تماس:

پست توسط Yasser »

Saeid12345 عزیز
سلام
دقیقاً با نظر آخرت موافقم
ساواک سازمانی بود که غیر از سابقه بدی که در مقابله با مردم داشته در ابعاد دیگه ای به مملکت خدمت کرده به خصوص در کنترل جاسوسین شوروی و کنترل کامل اطلاعاتی بر روی عراق
با تقدیم احترامات شایسته نظامی
ICT Admiral
تصویر
Rookie Poster
Rookie Poster
نمایه کاربر
پست: 25
تاریخ عضویت: شنبه ۲۲ مهر ۱۳۸۵, ۵:۰۱ ب.ظ
سپاس‌های دریافتی: 4 بار

پست توسط رايش »

Reza6662, عزيز بي نهايت ممنون
من که کم کم دارم به مريد شما تبديل ميشم و ازتون مي خوام که با مطالبي از اين نظير در رشد فکري جوانان کشورمون کوشا باشيد البته همه دوستانمون در اين فروم از افراد فهيم هستند ولي متاسفانه افراد واقع بيني مثل شما اگر نگوئيم کم هستند زياد هم نيستند.والبته قصد جسارت به هيچ عزيزي رو ندارم ولي متاسفانه اين چند روزه که برخي مطالب سايت رو مطالعه ميکردم متاسفانه ديدم برخي از دوستان يا خيلي زياد نيروهاي خودي رو دست کم ميگيرن يا برعکس شديدا احساسي عمل ميکنن و قدرت نظامي و..کشور رو خيلي بالادست ميگيرن و متاسفانه نمي دونم چطور به اين نتيجه رسيدن که فقط خودشون کشورشون رو دوست دارن.من که معتقدم عدم اعتدال و واقع بيني و عدم نگاه علمي به مسائل سياسي و نظامي و.. و برخوردهاي احساسي مشکل مزمن کشور ما بوده و هست
بهرحال شرمنده که سرتون دردآوردم فقط خواستم برداشتمو از کل مطالب و همچنين نوشته هاي ارزشمند شما که بخوبي در اونها ديد علمي نمودار هست رو بيان کرده باشم

موفق و پيروز باشيد :razz: :razz: :razz: :razz: :razz:
Colonel II
Colonel II
نمایه کاربر
پست: 4122
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸۴, ۶:۱۶ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 4507 بار
سپاس‌های دریافتی: 4337 بار
تماس:

پست توسط Reza6662 »

رايش, متشکرم دوست من از اظهار لطفت. :razz:

نیمرودی یک تاجر اسلحه بود که با سران عالی رتبهء ارتش ایران نظیر زنده یاد ارتشبد غلامعلی اویسی و خود مرحوم محمدرضا پ ه ل و ی ارتباط نزدیک داشت. وی 6 میلیون دلار در پروژهء گل در ایران سرمایه گذاری کرده بود. در لوای این پروژه، گفته می‏شود ش ا ه به دنبال غنی سازی بالای 90 درصد اورانیوم بود و این امر در سایت لویزان (غنی سازی با لیزر) که به کمک اسرائیلی ها بنا شده بود در حال انجام بود. یعنی پروژه ای هم زمان با ساخت موشکهای دوربرد بالستیک و غنی سازی با خلوص بالا که همهء این رویاها با وقوع انقلاب ناتمام ماند و درهم شکست.

اوری لوبرانی: سفیر اسرائیل در ایران
اوری لوبرانی مامور عالی رتبهء اطلاعاتی سازمان موساد و به عنوان فردی قدرتمند، برای انجام بسیاری از ماموریتهای مهم اطلاعاتی توصیف می‏شود. او به عنوان فردی خوش اخلاق و ملایم توصیف می‏شود که می داند چگونه اعتماد دیگران را جلب کند.
وی تحصیل کردهء دانشگاه لندن و رهبری کنندهء ماجرای مربوط به انتقال 15 هزار نفر از یهودیان اتیوپیایی موسوم به فالاشه ها به اسرائیل در سال 1991 بود.

در دوران حزب کارگر و جناح لیکود، انجام وظیفه کرد. وی یک ملی گرای متعصب است که به ایدئولوژی های دیگر و تفاسیر آنان، وقعی نمی گذارد. با «دیوید بن گورین»، «لوی اشکول» ، «گلدا مایر» ، «مناخیم بگین» ، «اسحاق شامیر» و «اسحاق رابین» همکاری نزدیک داشته است.

از آنجا که وی رابطه ای محکم و صمیمانه با شخص «هایلا سلاسی»، امپراطور اتیوپی داشت، لذا از سوی سازمان موساد به «آدیس آبابا» اعزام شد. ضمنن او رابطه ای محکم و صمیمانه با مرحوم محمدرضا پ ه ل و ی داشت و لذا از سوی سازمان موساد به ایران اعزام شذد و گفته می‏شود که وی در ایجاد اتاقهای ویژهء بازجویی زندانیان چپ گرا و کمونیست با ساواک همکاری داشته است.

علیرغم این مسائل، وی به سال 1978، سقوط حکومت در ایران را پیش بینی کرد که این امر در آن زمان، بر خلاف نظرات مورد قبول سازمان CIA و وزارت خارجهء اسرائیل بود.

وی بین سالهای 1967 تا 1971، سفیر اسرائیل و نیز رئیس شعبهء موساد در اتیوپی بود و سپس به سال 1973، برای جلوگیری از نفوذ اعراب، به فعالیت پرداخت و روابط استواری با تعدادی از رهبران آفریقایی مانند «عیدی امین» رئیس جمهور سابق اوگاندا برقرار کرد. در هنگام حضورش در ایران، به عنوان فرستادهء موساد، با یعقوب نیمرودی که تاجر اسلحه بود، همکاری کرد.
به سال 1983، سازمان موساد را ترک کرد تا به مدت فقط شش ماه با وزارت دفاع اسرائیل همکاری کند، ولی تاکنون همچنان در وزارت دفاع خدمت می‏کند. وی شریک موسسه صادرات اسلحهء «یورکون» است که به همراه ژنرال «آوراهام اورلی» آن را تاسیس کرده اند.

وی مذاکره کنندهء اصلی پیرامون موضوع گروگانهای غربی در لبنان بود. همچنین نمایندهء ویژه اسرائیل در مذاکرات خصوصی مربوط به آزادی زندانیان شیعی در اسرائیل و نیز گروگانهای غربی در بیروت بوده است.
یوری لو برانی، یک دیپلمات معمولی به شمار نمی رفت و به عنوان مشاور نزدیک در امور اعراب در دفتر «بن گورین» خدمت کرده بود. وی بعدن به سمت سفیر اسرائیل در کشورهای، اتیوپی، ایران و سرانجام هماهنگ کنندهء مسائل لبنان منصوب شد.


  یاد ارتشبد غلامعلی  
 [External Link Removed for Guests] 
تیمسار ارتشبد غلامعلی اویسی به سال 1298 در شهر قم متولد شد. او خدمت را در دبستان نظام و دانشکدهء افسری تمام کرد و افتخار هم دورگی و همکلاسی با ش ا ه ن ش ا ه آریامهر داشت. در سال 1317، به درجهء ستوان دومی مفتخر گردید و ضمنن سرگروهبان هنگ دانشکدهء افسری (که امتیازی ویژه برای شاگردان محسوب می گشت) نیز بود. هم زمان با جنگ جهانی دوم، به تاریخ شهریور 1320، فرماندهء گروهان در خوزستان و سپس فرماندهء لشگر2 پیادهء مرکز بود و با درجهء سرگردی، دورهء مقدماتی و عالی دانشگاه جنگ را به پایان رسانید. سپس دوره های مخصوص و عالی را در دانشگاه جنگ پاکستان، و پس از آن در ایالات متحده طی کرد. او فرماندهء هنگ 52 دژبان، فرماندهء هنگ کازرون، فرماندهء هنگ بهادر، رئیس ستاد گارد شاهنشاهی، فرماندهء گارد شاهنشاهی، فرماندهء لشگر گارد شاهنشاهی، فرماندار نظامی تهران، فرماندهء ژاندارمری کل کشور، فرماندهء نیروی زمینی ارتش شاهنشاهی و سرانجام آجودان مخصوص مرحوم محمدرضا پ ه ل و ی بود.
تیمسار ارتشبد اویسی، نشانهای درجهء 1 و 2 و 3 همایون، نشان درجهء 2 تاج، نشان درجهء 2 و 3 لیاقت، نشان درجهء 1 و 2 و 3 افتخار، و جمعن دارای 32 نشان بود که کلیهء نشانهای درجهء 1 و اکثریت نشانهای ارتش شاهنشاهی ایران را دریافت کرده بود. او از کشورهای بریتانیا، فرانسه، بلژیک، هلند، روسیه، لبنان، عربستان سعودی، پاکستان، هندوستان، ترکیه، عمان، اردن و چندین کشور دیگر، نشانهایی دریافت کرده بود.
با شعله کشیدن وقایع انقلاب، وی به تاریخ دی ماه 1357 از ایران خارج شد. تیمسار ارتشبد غلامعلی اویسی به تاریخ سه شنبه مورخ 18 بهمن ماه 1362 برابر 7 فوریهء 1984، در یکی از خیابانهای پاریس با شلیک رگبار گلوله کشته شد. قاتلین سه نفر بودند که چهره های آنان، نشان از تعلق آنها به یکی از کشورهای خاورمیانه داشت. گروه زیرزمینی و تروریستی جهاد اسلامی در لندن، مسئولیت این جنایت را بر عهده گرفت.

[External Link Removed for Guests]


به اميد خدا ادامه دارد.
Colonel II
Colonel II
نمایه کاربر
پست: 4122
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸۴, ۶:۱۶ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 4507 بار
سپاس‌های دریافتی: 4337 بار
تماس:

Trident

پست توسط Reza6662 »

[font=Verdana] 

موساد (Mossad Letafkidim Meyouchadim) به معنی «سرویس اطلاعات سری»، روابط بسیاری با سرویس های امنیتی و اطلاعاتی سراسر جهان دارد.
در اواخر سال 1958، یک سازمان روابط رسمی سه جانبه، شامل موساد، سرویس امنیت ملی ترکیه (TNSS = Turkey's National Security Service) و سازمان اطلاعات و امنیت کشور (ساواک) تشکیل شد. این سازمان، نیزهء سه سر یا Trident نامیده شد.
بر اساس توافقات، وظائف این سازمان، فراتر از روابط دو جانبهء موساد با هریک از دو سرویس اطلاعاتی ایران و ترکیه بود. تشکیلات Trident، علاوه بر تبادل مداوم اطلاعات، جلساتی نیز هر نیم سال یک بار، در سطح روسای سرویس ها تشکیل می دادند. مبانی کلی اصول توافق شده، شامل تصویب قانونی شدن روابط وابسته بین طرفین بود.

این سازمان متعهد می‏شد از فعالیت های جاسوسان و عمال شوروی در ترکیه و ایران، و کسانی که بر علیه ترکها و ایرانی ها در سراسر خاورمیانه عمل می کنند، اطلاعات کسب شده را در اختیار سرویس های ایران و ترکیه قرار دهد. در مقابل، ایران و ترکیه نیز موافقت نمودند که هرگونه اطلاعات از مقاصد سیاسی کشورهای عربی و شیوخ منطقه را که بر امنیت اسرائیل اثری دارد، در اختیار موساد بگذارند.

هدف اصلی روابط اسرائیل با ایران، ایجاد و توسعهء سیاستهای ضد عربی در تصمیمات مقامات ایرانی بود. از اواخر دههء 1950 به بعد، در طی سالها، موساد در عملیاتهای مشترک بسیاری با ساواک، همکاری صمیمانه داشته است. موساد ضمن یاری به فعالیتهای ساواک، کردهای عراق را نیز بر ضد رژیم بعث مورد حمایت خود قرار داد.
اسرائیل، مرتبن گزارشاتی دربارهء فعالیتهای مصر در کشورهای عربی، تحولات و حوادث عراق و فعالیتهای کمونیستهایی که بر ضد دولت ایران تلاش می کردند، به سازمان اطلاعات ایران منتقل می کرد.

موساد، به دقت فعالیتهای نظامی رژیم صدام را زیر نظر داشت، زیرا صدام را فردی خطرناک و دشمن مشترک ایران و اسرائیل می دانست. در جریان سفر ارتشبد طوفانیان به تل آویو به تاریخ 18 ژوئیهء 1977، مقامات ارشد اسرائیلی از جمله «عزر وایزمن» (وزیر دفاع وقت اسرائیل که بعدها رئیس جمهور شد) بارها خطرات تجهیز رژیم عراق به میگهای23، توپولوف16، 22 و موشکهای زمین به زمین اسکاد بی را به طوفانیان گوشزد کرد.
طوفانیان در بازگشت به تهران، به دلیل سیاستهای خصمانهء دولت کارتر بر علیه ش ا ه و اعمال فشار بر اساس اهرم حقوق بشر، خواستار همکاری بیشتر و نزدیکتر ایران و اسرائیل شد. ش ا ه که خطرات شوروی و عراق را جدی می انگاشت از این مسئله استقبال کرد.

از آنجا که ایالات متحده به سختی به ایران سلاح واگذار می کرد، و بارها سلاح های درخواستی ایران توسط کنگره رد شده بودند، ایران و اسرائیل تصمیم به ایجاد زیرساختهای تولید ادوات و مهمات نظامی گرفتند. نظرات دقیق و ارزشمند کارشناسان اسرائیلی، تاثیرات بسیاری بر خریدهای ایران داشت و ایران، تانک چیفتن را با نظرات کارشناسان کارخانجات تل هاشومر، به بریتانیا سفارش داد. متاسفانه با وقوع انقلاب، این تانک جدید با نام «شیر ایران»، هیچگاه در اختیار ارتش ایران قرار نگرفت.

(جهت اطلاعات بیشتر، به جلد 19 اسناد یافت شده در جریان اشغال سفارت آمریکا در تهران مراجعه فرمائید)
Colonel II
Colonel II
نمایه کاربر
پست: 4122
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸۴, ۶:۱۶ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 4507 بار
سپاس‌های دریافتی: 4337 بار
تماس:

یعقوب نیمروی

پست توسط Reza6662 »

از روزنامهء لیبراسیون مورخ 12 / 7 / 1983 (نقل از کتاب شنود اشباح)

به تاریخ 24 ژوئیهء 1981، سرهنگ اسرائیلی «یعقوب نیمروی» قراردادی را به مبلغ 135 میلیون دلار با سرهنگ ستاد «دهقان» معاونت وزیر دفاع جمهوری اسلامی ایران در مورد تحویل بهترین نوع گلوله های توپ و انواع موشکهای ساخت آمریکا، به امضاء رساند.
سرهنگ «کوچک دهقان» معاون وزیر در امور پشتیبانی وزارت دفاع جمهوری اسلامی ایران بود. قرارداد دقیقن به مبلغ 135.842.000 دلار با سرهنگ «یعقوب نیمروی» وابستهء سابق نظامی سفارت اسرائیل در تهران و نماینده شرکت IDE (مخفف International Desalinization Equipment Ltd)، منعقد ساخت.
این قرارداد به شمارهء 173164، شرکت IDE را متعهد به تحویل 50 موشک تاکتیکی زمین به زمین LANCE از نوع 52، قطعات موشکهای AIM-54A، لامپ TWT متعلق به رادار AWG-9، قطعات موتور J-79، قطعات تانک چیفتن (از جملهء لولهء توپ ساخت اسرائیل) و . . . می کرد.

اما با فاش شدن این مسئله، یعنی خرید مستقیم از اسرائیل، ج ا ا برای فرار از موقعیت پیش آمده، سرهنگ دهقان را مسئول این خرید معرفی کرده و وی را دستگیر و ماهها وی را در سلول انفرادی بند 03 اوین محبوس می‏کند. وی متهم به توده ای بودن می‏شود ولی همسر وی در دیدار با هاشمی رفسنجانی، خواستار کمک به آزادی همسرش می‏شود. (رجوع کنید به کتاب پس از بحران، نوشتهء هاشمی رفسنجانی)

یعقوب نیمرودی که بود؟
یعقوب نیمروی فرزند صیون، افسر پیشین سازمان اطلاعات نظامی اسرائیل، و از بنیان گذاران شبکهء موساد در ایران و ترکیه و کشورهای شیخ نشین خلیج فارس بوده است.
هدایت شبکهء موساد را در ایران بر عهده داشت. نیمرودی به عنوان رابط موساد (سرویس زیتون) با ساواک تا سال 1348، نقش مهمی در تبدیل ساواک به یک سازمان اطلاعاتی قوی ایفا کرد.
نیمروی به مدت 13 سال، به عنوان وابستهء نظامی سفارت اسرائیل در تهران، خدمت کرد.
Colonel II
Colonel II
نمایه کاربر
پست: 4122
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸۴, ۶:۱۶ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 4507 بار
سپاس‌های دریافتی: 4337 بار
تماس:

نقش اتحاد شوروي در براندازي حكومت شاهنشاهي ايران و حمايت از رژيم صدام

پست توسط Reza6662 »

كيارش نوشته شده:Reza6662, واقعا قشنگه :) ادامه :smile: ادامه :smile:


 نقش شوروي در براندازي حكومت شاه و جنگ با عراق 

از كتاب «كا.گ.ب در ايران»

پس از پيروزي انقلاب، به دستور مستقيم كميتهء مركزي حزب كمونيست اتحاد شوروي، ايستگاه كا.گ.ب در تهران با هدايت سفارت شوروي موظف شد با رهبري گروهكهای تروريستي «فدائيان خلق» و «مجاهدين خلق» تماس برقرار كند. مسئوليت اين ارتباط به عهدهء «ولاديمير فيسنكو» افسر شاخهء اطلاعات سياسي ايستگاه (مستقر در سفارت شوروي در تهران)، گذاره شد. وي به زبان فارسي، تسلط كامل داشت و با موهاي سياه و چشمان قهوه‏اي، ظاهري كاملن ايراني داشت. وي مستقيمن به ستادهاي مركزي مجاهدين و فدائيان رفت و سرانجام موفق شد با رهبران اين دو گروه ملاقلات كند.

 تصویر 


از كتاب «كا.گ.ب در ايران» :
برقراري روابط ما با سازمان مجاهدين خلق، عليرغم توهماتي كه آنها داشتند، به خوبي پيش مي‏رفت و گسترش مي‏يافت. مجاهدين در جريان حمله به سازمانهاي رژيم شاه، سفارتخانه‏هاي ايالات متحده و بريتانيا، توانسته بودند آرشيو اسناد ساواك را بدست آورند. وقتي اين خبر را به مسكو منتقل نموديم، بلادرنگ خطاب به ما چنين نوشتند: «بلافاصله با مجاهدين تماس بگيريد و از آنها اسناد مربوط به دخالت و هدايت مزدوران اطلاعاتي شوروي در ارتش و ساير دستگاهها و به خصوص پروندهء سرلشگر مقربي را در ساواك بخواهيد.»



تصویر
دبير اوّل سفارت شوروي در تهران و از مامورين عاليرتبه KGB
Vladimir Fisenko مورخ 7 / 2 / 1358
تهران - خيابان روزولت - خيابان ديبا - ساختمان شركت نولكو

ماجراي سرلشگر مقربي يكي از بزرگترين اشتباهات رزيدنسي «كا.گ.ب» در تهران محسوب مي‎شد و به همين جهت زياد هم حيرت‏انگيز نبود كه مقامات مركز در مسكو، اين چنين، تشنهء آگاهي به علل لو رفتن سرلشگر مقربي باشند. در آن زمان «گنادي كازانكين» مجددن به عنوان رزيدنت (رياست ايستگاه) كا.گ. ب در ايران خدمت مي‏كرد. كازانكين بلافاصله «فيزنكو» (فيسنكو) را احضار كرد و با نشان دادن متن تلگرام، به او دستور داد فورن با رابط خود در سازمان مجاهدين خلق تماس بگيريد. هنگامي كه فيزنكو به اتاق كار كازانكين آمد تا دستورات او را بشنود، من هم در آنجا حضور داشتن و لذا به عنوان يك شاهد عيني، جريان مكالمهء آنها را نقل مي‏كنم. فيزنكو در پاسخ به دستور كازانكين گفت: «همين الآن به شهر مي‎روم و بعد از بررسي اوضاع، براي پرهيز از تعقيب و مراقبت، تلفني با رابطم تماس مي‏گيرم.» ولي كازانكين كه تصميم فيزنكو را نمي‏‎پسنديد، با لحني هيجان‏‎زده به او پاسخ داد: «اين كار جز وقت تلف كردن بيهوده نتيجه‏اي ندارد. فورن از همين سفارتخانه به او تلفن كن.»

فيزنكو امتناع كرد و گفت: «ولي اين كار خطرناك است.» در جواب او كازانكين مصرانه دستور داد: «هيچ خطري ندارد. ساواك توسط انقلابيون از بين رفته است و ما آزادانه شهر را در كنترل داريم. هيچكس به تلفن‏هاي ما گوش نخواهد كرد. همين الآن از سفارتخانه به رابطت تلفن كن.»

رابط فيزنكو، يكي از انقلابيون بود به نام «محمدرضا سعادتي» كه يكي از رهبران سازمان مجاهدين خلق نيز محسوب مي‏‎شد. قرار ملاقات نيز در يكي از خانه‏هاي تيمي مجاهدين در غرب تهران گذاشته شد.

روز موعود، فيزنكو به همراه «علي‏اف» (يكي از مأموران رزيدنسي سفارتخانه شوروي در تهران) و رانندهء عملياتي رزيدنسي عازم محل ملاقات شدند. پس از كمي گشت و گذار و بررسي اوضاع از نظر امنيتي، اتومبيل آنها كه شمارهء سياسي داشت، يك كوچه پائين‎تر از ملاقات توقف كرد و فيزنكو با راننده از آن پياده شدند و به سمت ساختمان محل قرار به راه افتادند.

 تصویر 

علي‏اف همانجا در خيابان روبه‎روي محل ملاقات، به مراقبت پرداخت تا اگر خطري پيش آمد، به فيزنكو علامت بدهد. چون همه چيز آرام و مرتب بود، فيزنكو زنگ درب منزل را به صدا درآورد. هنگامي كه درب باز شد، او وارد راهرو منزل گرديد و سپس زنگ درب آپارتمان طبقهء همكف را فشار داد. اين در هم بلافاصله باز شد و فيزنكو پس از ورود به داخل آپارتمان، محمدرضا سعادتي را پشت يك ميز، ايستاده ديد كه مثل هميشه قيافه‏اي رنگ پريده داشت و يك پروندهء قطور پر از سند نيز روي ميز ديده مي‎شد. در اين لحظه، ناگهان در پشت سر فيزنكو به شدت بسته شد و موقعي كه او به عقب برگشت، چشمش به چهار نفر افتاد كه تازه وارد اتاق شده و تپانچه‏هاي خود را به سوي فيزنكو و سعادتي نشانه رفته بودند. به نظر مي‏آمد دامي پهن شده باشد. فيزنكو، پس از ورود به سفارتخانه شوروي به ما گفت كه افرادي قصد بازداشتش را داشتند و به هيچ وجه شبيه اعضاي كميته‏هاي انقلاب نبودند، زيرا هم كراوات داشته و هم لباس‏هاي بسيار گرانقيمت بر تن داشتند. بر اساس حرفهاي فيزنكو حدس زديم كه بي‏ترديد آنها مي‏بايست از مامورين ساواك باشند!



از اطلاعيه شماره 19 سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي
دستگيري محمدرضا سعادتي (جاسوس سفارت شوروي معروف به سيكو)

به منظور جلوگيري از درگيري‏هاي سياسي، مامورين 5 دقيقه زودتر از شروع ملاقات به شركت وارد شده و مرد تماس گيرنده را دستگير و مدارك را ضبط نمايند، اما از دستگيري «فيسينكو» خودداري شود. فيسنكو پس از خارج شدن از شركت، سوار اتومبيلي كه توسط سه نفر مامور اطلاعات شوروي، هدايت مي‎شد، گرديد و منطقه را ترك نمود. در بازرسي بدني از مرد تماس گيرنده (محمدرضا سعادتي) مشخص شد كه وي مسلح به اسلحهء كمري مي‏‎باشد و نيز در جستجوي مقدماتي از وسائل شركت، يادداشتي كه حاكي از همكاري اين شخص با سرويس اطلاعاتي شوروي مي‏باشد، بدست آمد.



نام: محمدرضا سعادتي
شغل: فارغ التحصيل مهندسي برق و عضو هيئت مديره شركت نولكو
شروع فعاليت سياسي: از اوائل سال 1357 با هدف ساقط كردن حكومت

وي در بهمن ماه 1357 به عضويت سازمان مجاهدين خلق درآمد و مستقيماً زير نظر شخصي به نام «خسرو نظامي» رئيس انتظامات گروهك مجاهدين خلق انجام وظيفه مي‏نمايد. «خسرو نظامي» كه در بازجويي‏هايي محمدرضا سعادتي، از وي نام برده شده است، نام مستعار است و چنين شخصي وجود خارجي ندارد.

چگونگي برقراري ارتباط با مقامات شوروي:
محمدرضا سعادتي اعتراف نمود كه در اوائل بهمن 1357 در تظاهراتي كه در دانشگاه تهران ترتيب يافته بود، با «ولاديمير فيسنكو» آشنا شده و وي خود را خبرنگار روزنامهء‌ «ايزوستيا» معرفي و ضمن طرح سوالاتي در زمينهء جنبش ضدشاه و هدفها و برنامه‎هاي آن، اظهار علاقه نموده بود كه باب مراوده با وي را باز نمايد. از آن تاريخ به بعد، ملاقاتهاي منظم خصوصي بين سعادتي و افسر اطلاعات KGB (سفارت شوروي) برقرار مي‏گردد.

نتايج بازجويي:
محمدرضا سعادتي، ضمن اعتراف به همكاري با سازمان جاسوسي شوروي در ايران، اظهار داشت كه كليهء ارتباطات او با فيسنكو، با هدايت و نظر «خسرو نظامي» بوده و به احتمال زياد، «خسرو نظامي» از عوامل رده بالاي سازمان جاسوسي شوروي در تهران بوده است كه هيچ گاه شناسايي و دستگير نگرديد. خسرو نظامي، كه به دليل آشنا بودن به سيستم‏ها و اداوات نظامي، بايد از ارتشيان هوادار شوروي و حزب توده باشد، زمينهء تبادل اطلاعات سعادتي با سرويس جاسوسي شوروي را فراهم كرده و براي اخذ وسائل و امكانات فني،‌ آموزش الكترونيك و عملياتي از سازمان جاسوسي شوروي، براي تقويت اقدامات عملياتي جاسوسي جهت سعادتي، اقدامات به عمل آورده بود.

خسرو نظامي به سعادتي دستور داده بود كه در اين ملاقات (آخرين ملاقات كه منجر به دستگيري سعادتي شد: 6 / 2 / 58) مدارك مهم در ملاقاتهاي پنهاني در داخل اتومبيل سفارت شوروي، به صورت متحرك، تحويل داده شود. خسرو نظامي به سعادتي همچنين دستور داده بود كه در مورد مسئلهء افغانستان، موقعيت عراق و حزب بعث، گروههاي كرد عراقي و آخرين وضعيت سياسي و آمادگي نظامي ايران در برابر قدرت نظامي رژيم بعث عراق، آيت الله خميني و نزديكان وي تحقيق و سوال نمايد. خسرو نظامي تاكيد كرده بود كه سعادتي از فيسنكو بخواهد در چه زمينه‏هايي به اطلاعات نياز دارند.

خسرو نظامي، ضمن توجيه سعادتي در زمينهء اينكه آخرين وضعيت احزاب و سازمانهاي جنبش ضدشاه را در ايران براي فيسنكو تشريح نمايد، دستور داده است كه از افسر اطلاعات شوروي، ليست افسران سازمان سيا و شبكه‏هاي اطلاعاتي آنها را دريافت كرده و اين اطلاعات را در اختيار جنبش قرار دهد تا بتوانند مورد بهره‏برداي قرار دهند. ضمنن وسائل الكترونيكي فني جاسوسي شامل ضبط‏صوت همراه با فرستنده، وسائل ميكروفن‏گذاري و فرستنده‏هاي كوچك، دوربين‎‏هاي عكاسي بسيار كوچك، دستگاه تهيهء ميكروفيلم، دستگاه استراق سمع از فاصلهء 50 متري، دستگاههاي رمز كنندهء تلفن و دستگاههاي كنترل تلفن تحويل جنبش نمايند و علاوه بر آن، تجربياتي كه در امور اطلاعاتي، ضداطلاعاتي و نحوهء بايگاني اسناد طبقه‏بندي شده و تشكيل بايگاني دارند، به صورت بولتن‏هايي در اختيار جنبش قرار دهند.

متاسفانه اطلاعات امنيتي از مدارك مهم طبقه‏بندي شدهء كشوري، در اختيار خسرو نظامي و سازمان جنبش قرار گرفته بود، و خسرو نظامي قصد داشت كه سازمان جنبش را با وسائل فني و الكترونيكي، احتمالن امكانات تسليحاتي مجهز نمايد و در قبال آن، سازمان اطلاعاتي شوروي با هدايت و كمك سفارت شوروي در تهران، از اسناد مهم مملكتي تغذيه نمايند. اين موضوع، پيش از انقلاب، از نظر ساواك دور نمانده بود و آنها بر اين اعتقاد بودند كه چنين تلاشهايي، خطرات غيرقابل جبراني در آينده، از نظر امنيت كشور دربرخواهد داشت. تلاش خسرو نظامي در زمينهء بدست آوردن ليست اسامي افسران اطلاعاتي سيا و شناسايي شبكهء اطلاعاتي آمريكايي‏ها در ايران، تنها به منظور ترور اعضاء آن و تخريب و اختلال در روابط ايران و آمريكا بوده است.

خسرو نظامي - كه نامي مستعار براي شخصي مجهول الهويه بود - سالها بعد، نقش عمده‏‎اي در لو دادن مسير پرواز جنگنده‏هاي ايران و همچنين انجام برخي عملياتهاي نظامي به شوروي و در نتيجه به عراق ايفا نمود.


اكبر طريقي و پروندهء سرلشگر مقربي
«اكبر طريقي» هم‏زمان با درخواست پروندهء سرلشگر مقربي، توسط جاسوس شوروي از محمدرضا سعادتي، از ادارهء دوّم ارتش جمهوري اسلامي ايران، اين پروندهء سري را از آن اداره برداشته است. لازم به توضيح است كه اكبر طريقي، در دادستاني انقلاب اسلامي كار مي‏كرده و با استفاده از يك حكم دادستان انقلاب كه به وي اجازهء امانت گرفتن پرونده‏هاي مامورين ضداطلاعات ارتش شاهنشاهي را داده بود، اقدام به گرفتن پروندهء مقربي كرده بود.



ولاديمير كوزيچكين (Vladimir Kuzchikin)
ولاديمير كوزيچكين به سال 1947 در يك خانوادهء روس به دنيا آمد. تحصيلات عالي را در انستيتوي كشورهاي آسيايي و آفريقايي در مسكو به پايان برد. رشتهء اصلي او، تاريخ ايران و زبان فارسي بود و علاوه بر زبان فارسي، زبانهاي انگليسي و عربي را به طول كامل فراگرفت. دانشگاه محل تحصيل وي در مسكو، يك نهاد آموزش عالي وابسته به دولت محسوب مي‎شد كه فارغ‏التحصيلان آن به ارگانهايي چون كميتهء‌ مركزي حزب كمونيست، كميتهء امنيت ملي دولتي (KGB)، وزارت امور خارجه، وزارت بازرگاني خارجي، خبرگزاري‏هاي روسي و . . . . جذب مي‎شوند.

 تصویر 
 دفتر اصلي KGB در مسكو 

كوزيچكين بايد پايان نامهء تحصيلي خود را در ايران تهيه مي‏كرد و لذا پيش از اين سفر، از طرف KGB احضار شد و به او مأموريت داده شد كه در دوران اقامت در ايران، با ايت سازمان، بدون ارتباط با ايستگاه كا.گ.ب در تهران، همكاري كند.

كوزيچكين به تاريخ دسامبر 1973 (برابر آذر ماه 1352) راهي تهران شد و به مدت يك سال، به عنوان مترجم در ايران به سر برد و در بازگشت به مسكو، پايان نامهء خود را به استاد راهنمايش، پروفسور ميخائيل ايوانف، ايران‏شناس معروف شوروي و رئيس دانشكدهء تاريخ ايران، تحويل داد كه با نظر مساعد او مواجه شد.

كوزيچكين پس از اتمام تحصيل، به عضويت رسمي كا.گ.ب درآمد و تا سال 1976 (برابر 1355) در دانشكدهء كا.گ.ب دورهء آموزشي تخصصي را طي كرد. در دسامبر اين سال، فعاليت عملي كوزيچكين آغاز شد و او در معاونت يكم (PGU) كه سازمان اطلاعات خارجي كا.گ.ب است، به كار پرداخت. محل كار وي، ادارهء كل S بود كه كاركرد آن، هدايت عوامل مخفي كا.گ.ب در كشورهاي خارجي و گردآوري «اطلاعات غيرقانوني» است.

بخشي كه كوزيچكين فعاليت خود را در آن آغاز كرد، بخش هدايت عوامل مخفي در ايران، افغانستان و تركيه بود. آموزشهاي او دربارهء ساواك، ضداطلاعات ارتش ايران، شهرباني ايران، ايستگاههاي شنود ساواك در شمال ايران، و ساير سرويسهاي اطلاعاتي غرب در جهان بود. كوزيچكين در تابستان 1977 (برابر 1356) به وسيلهء قطار راهي تهران شد. محل استقرار ايستگاه رزيدنسي كا.گ.ب در تهران، طبقهء چهارم ساختمان اجرايي سفارت شوروي در تهران بود. در زمان ورود كوزيچكين به تهران، «كاسترومين» (Lev Petrovich Kostromin) رياست ايستگاه جاسوسي كا.گ.ب در تهران را برعهده داشت كه در عين حال، معاون دپارتمان هشتم PGU نيز بود.


ايستگاه كا.گ.ب در تهران، به شاخه‏هاي زير تقسيم مي‎شد:

شاخهء اطلاعات سياسي: وظيفهء گردآوري اطلاعات سياسي و ارسال آن به مسكو را برعهده داست.

شاخهء ضداطلاعات: وظيفهء نفوذ در سرويس دشمن و حفاظت امنيت اتباع شوروي در ايران را عهده‎دار بود.

شاخهء X : مسئوليت اطلاعات فني و علمي ايستگاه را بر عهده داشت.

شاخهء N : مسئول گردآوري «اطلاعات غيرقانوني» و تماس با عوامل مخفي را برعهده داشت. اين شاخه، نمايندهء ادارهء كل S در ايستگاه محسوب مي‎شد.

در طبقهء پنجم سفارت شوروي در تهران، اتاقي وجود داشت كه در آن كليهء مكالمات راديويي تيم‏هاي تعقيب و مراقبت سازمان امنيت ايران، ضداطلاعات ارتش، پليس جنائي (آگاهي) و غيره، شنود مي‎شود. در طبقهء ششم نيز در اتاق مخصوصي، مكالمات رمزدار ساواك و سفارت آمريكا شنود مي‏شد. اين ايستگاه جاسوسي مستقر در سفارت شوروي، پس از انقلاب به دليل فقدان سازمان امنيتي ساواك، به راحتي و آزادي بيشتري به عمليات خود ادامه دادند و در سالهاي جنگ با عراق، بسياري از اطلاعات حياتي ارتش ايران را در اختيار مسكو قرار داده و آنها نيز اين اطلاعات را مستقيمن در اختيار رژيم بعث عراق قرار مي‏دادند.

سازمان اطلاعاتي KGB، روشهاي مختلفي را جهت كسب اطلاعات به كار مي‏گيرد. يكي از اين روشها، استفاده از دختران زيباروی مي‏‎باشد كه با شناسايي و در سر راه قرار گرفتن اشخاص مهم و با برقراري ارتباط جنسي با آنان، اطلاعات مورد نظر خود را كسب كرده و به مسكو منتقل مي‏‎كردند.
[External Link Removed for Guests]
Moderator
Moderator
پست: 2646
تاریخ عضویت: چهارشنبه ۹ خرداد ۱۳۸۶, ۷:۴۱ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 22547 بار
سپاس‌های دریافتی: 14742 بار

پست توسط Shahbaz »

قابل توجه : اسرائیل خیلی بیشتر از اینها به ایران بدهکار است
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

کلاهبرداری بزرگ اسرائیل از ایران
بر اساس حكم داوري بين‌المللي كه 3 سال پيش صادر شده، 3شركت‌ نفتی که قبلا" تحت مالکیت رژیم تل آویو بوده اند بايد صدها ميليون دلار غرامت به شركت ملي نفت ايران پرداخت كنند

روزنامه اسرائیلی هاآرتص اخیرا" با درج گزارشی ضمن پرده برداشتن از یک معامله بزرگ نفتی بین شاه سابق ایران با رژیم صهیونیستی ، به شکایت جمهوری اسلامی از این رژیم برای بازگرداندن سرمایه های ایران در این پروژه و صدور حکم داوری بین المللی در این باره به نفع ایران اشاره کرده است. به نوشته این روزنامه ، اسرائیل تاکنون از طرق گوناگون تلاش کرده تا از اجرای این حکم که بر اساس آن می بایست چندین میلیارد دلار به ایران پس داده شود ، خودداری کرده است. آنچه در پی می آید متن این گزارش است.

در ماه‌هاي اخير اسرائيل و ايران بازي موش و گربه مي‌كنند. اين بازي، بازي اطلاعاتی يا درباره طرح هسته‌اي تهران نيست. بلكه درباره زمينه‌اي كاملا" متفاوت است. ايران در پي شناسايي اموال و دارايي‌هاي خارجي متعلق به حكومت اسرائيل و سه شركت اسرائيلي توليد سوخت است. اسرائيل نيز تمام تلاش خود را مي‌كند تا مانع اين اقدام شود. زمينه اين ماجرا، حكم داوري بين‌المللي است كه سه سال پيش صادر شده و متن آن مي‌گويد شركت‌هاي سوختي «پاز» «سونول» و «دلك» بايد صدها ميليون دلار غرامت به شركت ملي نفت ايران پرداخت كنند.
در دهه 70 سه شركت مذكور تحت مالكيت حكومت اسرائيل بودند اما بعد از آن تحت مالكيت خصوصي درآمدند. اين شركت‌ها به حكم داوري اعتراض كردند و سياست تعليق را در پيش گرفتند كه تاكنون موفق بوده است. شركت ملي نفت ايران تاكنون موفق نشده حكم داوري را اجرا نمايند و طلب خود را بگيرد. علاوه بر اين اعتراض، در داوري ديگر نيز مراحل قضايي ادامه دارد كه به مسائل مشابه مي‌پردازند.

تمام اين مراحل قضايي بيش از 20 سال است كه در اروپا (سوئيس و هلند) انجام مي‌شود و با فعاليت رژيم موسوم به «ترانس آسياتيك اويل» مرتبط است. اين موضوع به همكاري، خط لوله ايلات ـ اشكلون، پايانه‌هاي نفتي ايلات و اشكلون و ناوگان بزرگ نفت‌كش‌ها را فعال كرده بود. در فوريه 1979 بعد از آنكه شاه از ايران رانده شده و (امام) خميني حكومت را به دست گرفت جمهوري اسلامي همه ارتباطات خود با اسرائيل را متوقف كرد و جريان نفت ايران نيز قطع گرديد.

در سال 1985 شركت‌هاي ملي نفت ايران دادخواست‌هايي سرسام‌آور (به قيمت امروزي ميلياردها دلار) عليه اسرائيل و عليه شركت‌هاي سوخت ارائه كرد. اين دادخواست‌ها هم‌زمان در سه داوري جداگانه بررسي شدند. شركت ملي نفت ايران مدعي است اسرائيل مبالغ عظيمي بابت شراكت به وي بدهكار است. هاآرتص براي نخستين بار در دسامبر 2006 از پيروزي ايران خبر داد و اكنون پروفسور اوري بيالر از دانشگاه عبري تحقيق جديدي ارائه مي‌كند كه مسائل موجود درباره دلايل ايجاد «ترانس آسياتيك اويل» را روشن مي‌كند.
تحقيق بيالر «پل‌هاي سوخت بر روي درياي مديترانه» بر اسنادي متكي است كه اسرائيل و انگليس اجازه انتشار دادند و همچنين مصاحبه با شخصيت‌هاي ذيربط نيز به اين تحقيق كمك كرده است. اين تحقيق كه در شماره اخير فصل‌نامه (Israel studies) چاپ شد بخش ويژه‌اي از تاريخ اسرائيل را روشن مي‌كند.
تا اواسط دهه 50 اسرائيل نيازهاي نفتي خود را از شوروي،‌ كويت (كه آن هنگام تحت كنترل انگليس بود) و شركت‌هاي سوختي بين‌المللي دريافت مي‌كرد. اما در سال‌هاي 56-1955 اين روابط قطع شد و اسرائيل مجبور شد به دنبال منابع جديدي باشد. اسرائيل با ايران محرمانه ارتباط برقرار كرد و خواستار تبديل ايران به تامين كننده‌ عمده نفت خود شد. ابتدا ايران به سبب روابط با كشورهاي عرب ترديد كرد اما بعد از عمليات سينا ايراني‌ها متقاعد شدند و با تامين نفت اسرائيل موافقت كردند.

اسرائيل در ماه‌هايي كه بر شبه جزيره سينا تسلط داشت منابع و لوله‌هاي يك شركت ايتاليايي و يك شركت بلژيكي را كه در ميدان نفتي راس صُدر (Ras sodar) در سينا فعاليت داشتند «توقيف» ـ يعني سرقت ـ كرد. به كمك همين تجهيزات خط لوله ايلات به اشلكون ساخته شد. اين طرح «تري كونتيننتال» ناميده شد. طبق درخواست ايراني‌ها، براي مخفي نگه داشتن دخالت آنها در فروش نفت به اسرائيل، مشاركتي محرمانه به نام «فيرمكو» با آنها ايجاد شد و در 1959 در اداره ثبت ليختنشتاين به ثبت رسيد. سهم ايران در اين مشاركت 10درصد بود. نفت‌كش‌ها نفت را از ايران به ايلات مي‌بردند و در آنجا از لوله مذكور به اشكلون ارسال مي‌شد.
با گذشت سال‌ها مصرف اسرائيل بالا رفت و وزارت دارايي تصميم گرفت اين لوله كوچك را به لوله بزرگ‌تر تبديل كند و با ايران مشاركت واقعي ايجاد كند. گولدا مایر وزير خارجه وقت، در سفر محرمانه به تهران در آگوست 1965 موضوع را با شاه و فتح الله نفيسي مسئول روابط محرمانه اسرائيل در شركت ملي نفت در ميان گذاشت. اسرائيل براي نشان دادن جديت خود در اين مسئله، فليكس شنعر از معماران توافق غرامت با آلمان را به مديريت طرح تعيين كرد. از طرف ايران نيز منوچهر اقبال رئيس شركت ملي نفت در گفتگو (كه به طور تناوبي در اسرائيل، ايران و سوئيس برگزار مي‌شد) شركت كرد.
طبق تحقيق بيالر نقطه عطف اين گفتگوها بعد از جنگ شش روزه و بسته شدن كانال سوئز اتفاق افتاد. شاه كه در مكاتبات اسرائيل با اسم رمز «صاحب خانه» ياد مي‌شد، متقاعد گردید كه مشاركت به صورت مساوي بين حكومت اسرائيل و شركت ملي نفت ايجاد شود. شركتي كه ايجاد شد «ترانس آسياتيك اويل» نام داشت و به درخواست ايران در سوئيس به ثبت رسيد تا شريك اسرائيلي همچون شركتي خارجي معرفي شود.
بعد از موافقت شاه ، مشكل اساسي تامين مالي طرح بود كه به قيمت آن روزها 85 ميليون دلار بالغ مي‌شد كه براي خود مبلغي عظيمي بود. «بارون ده روچيلد» با ادعاي سود بخش نبودن طرح از تامين مالي آن خودداري كرد. در نهايت «شنعر» موفق شد بانك آلماني دويچه بانك را متقاعدت كند كه تامين مالي را به عهده گيرد. همان بانكي كه بخشي از غرامت‌هاي آلمان به اسرائيل در سال 50 و 60 از طريق آن پرداخت مي‌شد.
شنعر و نفيسي درباره شرايط وامي كه به طرح داده مي‌شد با هرمن يوزف آبس رئيس دويچه بانك گفتگو كردند. آبس داراي سابقه نازي بود او از 1938 مسئول معاملات خارجي بانك بود و بعد از جنگ جهاني دوم به مدت چند ماه در حبس متفقين بوده است. اما اين موضوع مانع از روابط فشرده و دوستانه نمايندگان اسرائيل با او نشد.
در اوايل 1968 اين بانك آلماني با اعطاي وام 22ميليون دلاري با بهره پايين به اين طرح موافقت كرد. در 29 فوريه 1968 قرارداد تاسيس شركت در تهران امضا شد. جزئيات قرارداد هنوز جزء اسرار دولتي است. مدت قرارداد 49 سال تعيين شد.
در 1969 ساخت لوله نفت ايلات به اشكلون به پايان رسيد. نفت‌كش‌ها خريداري شد و در دسامبر همان سال براي نخستين بار نفت ايراني در لوله بزرگ به حركت درآمد. قسمت كمي از اين نفت به مصرف داخلي اسرائيل اختصاص داده شد و بخش عمده آن در پايانه اشكلون بار نفت‌كش‌ها شد تا روانه بازار اروپا شود. در سال 1970، 162 نفت‌كش 10 ميليون تن نفت را خالي كردند. آن سال اوج فعاليت اين خط بود اما هدف آرماني، يعني جريان 50 ميليون تني در سال هيچگاه جامه عمل نپوشيد.
در پايان 1978 همزمان با سرنگوني شاه جريان نفت قطع شد و روابط بين دو كشور رو به افول نهاد. براي ايران زمان شاه اين طرح تنها داراي ارزش اقتصادي بود و حتي مي‌توان گفت بار سياسي نيز داشت اما براي اسرائيل يك پروژه ملي با ارزش استراتژيك بود.
اما اکنون در حالی که شركت «ترانس آسياتيك اويل» اعلام كرده که حكم داوري صادر شده بر شركت‌هاي سوخت(که به نفع ایران است) درست است اما 3 شركت‌ سوخت مذکور از اظهارنظر خودداري کرده اند.
Moderator
Moderator
پست: 2646
تاریخ عضویت: چهارشنبه ۹ خرداد ۱۳۸۶, ۷:۴۱ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 22547 بار
سپاس‌های دریافتی: 14742 بار

پست توسط Shahbaz »

سران عالی رتبهء ارتش ایران نظیر زنده یاد ارتشبد غلامعلی اویسی

زنده ياد...
دوران شاهنشاهي تمام شده است........
ارتشبد اويسي حاکم نظامي تهران و فرمانده نيروي زميني
کسي است که حادثه 17 شهريور را بوجود اورد
مدتي قبل از انقلاب به خارج گريخت و در ترکيه همراه عدهاي ديگر از سران ارتش شاهنشاهي مانند ارتشبد اريانا شروع به توطئه و ايجاد گروهاي نظامي براي مقابله با انقلاب نوپاي اسلامي کردند.
[FONT=tahoma,arial,helvetica,sans-serif][FONT=times new roman,times]     [FONT=Times New Roman,serif]   [FONT=Times New Roman,serif]    امام خمینی (ره ) :
اگر بند بند استخوان هایمان را جدا سازند ، اگر سرمان را بالای دار برند ، اگر زنده زنده در شعله های آتش مان بسوزانند ، اگر زن و فرزندان و هستی مان را در جلوی دیدگان مان به اسارت و غارت برند ، هرگز امان نامه ی کفر و شرک را امضا نمی کنیم .  
           
قفل شده

بازگشت به “متفرقه درباره نیروی هوایی”