رويت هلال ماه : مباني و مشكلات

در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه مباحث مرتبط با نجوم به بحث بپردازيد

مدیران انجمن: شوراي نظارت, مديران هوافضا

ارسال پست
Captain II
Captain II
پست: 5149
تاریخ عضویت: شنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۸۵, ۲:۳۰ ب.ظ
محل اقامت: گشتم نبود نگرد نیست.
سپاس‌های ارسالی: 6 بار
سپاس‌های دریافتی: 131 بار
تماس:

جزئيات خواندنی از زندگي در فضا به قلم انوشه انصاری

پست توسط DJ.HAMED »

مهر ماه ۱۳۸۵ ساعت : ۵۹ , ۰۲
خيلي‌ها مي‌خواهند بدانند چگونه در فضا حمام مي‌كنيم؟ چگونه دندان‌هايمان را مسواك مي‌كنيم؟ چگونه موهايمان را مي‌شوييم؟

خوب دوستان بايد اعتراف كنم كه رعايت بهداشت در فضا كار چندان ساده‌اي نيست. اينجا دوش و يا شير‌آبي كه آب زلال از آن جريان داشته باشد، يافت نمي‌شود. آب در اينجا به جاي اينكه جريان يابد، شناور مي‌شود. اين موضوع از شست‌ و شو يك صحنه جنگي تمام عيار مي‌سازد. خوب پس لابد مي‌پرسيد آنهايي كه آن بالا و در فضا اقامت دارند براي شست و شوي خود چه مي‌كنند؟ مخصوصاً فضانورداني كه براي حدود 6 ماه در ايستگاه مستقر مي‌شوند. آنها راه‌حلي مبتكرانه براي اين كار دارند.

ما در اينجا حوله‌هاي مرطوب، ليف‌هاي نم دار و حوله‌هاي خشكي داريم كه از آنها براي تميز كردن بدنمان استفاده مي‌كنيم.افراد معمولاً روزي يك حوله مرطوب و چندين حوله خشك براي اين منظور به كار مي‌برند. هر كسي يك بسته بهداشتي مخصوص به خود دارد كه در آن مسواك، ابزار ريش‌تراشي، كرم و ساير مايحتاج مورد نياز تعبيه شده است. من بسته ديك را گرفته‌ام كه در آن ريش‌تراش و كرمهاي مختلف مخصوص ريش‌تراشي موجود است اما لوازم آرايشي در آن پيدا نمي‌شود!!!

مسواك زدن در فضا خود لطيفه‌اي ديگر است. شما نمي‌توانيد پس از پايان مسواك زدن دهان خود را با آب بشوييد و در انتها آب داخل دهانتان را بيرون بريزيد. در اينجا بايد در انتهاي مسواك زدن هر آنچه در دهانتان است را قورت دهيد (اوه خداي من). فضانوردان به اين كار اثر نعناي تازه مي‌گويند.

هيجان‌انگيزترين تجربه در ايستگاه بين‌المللي فضايي - شايد من آن را يك تجربه مي‌دانم - شستشوي موهاي سر فضانوردان است. حالا من مي‌فهمم چرا فضانوردان موهاي خود را كوتاه مي‌كنند. ابتدا بايد يك كيسه حاوي آب را روي سرتان بگذاريد و بعد از اينكه گوي‌هاي كوچك آب دور و بر سر شما آرام گرفتند با استفاده از شامپوي خشك و بسيار با ملايمت موهايتان را بشوييد. با كوچكترين حركت حساب‌نشده‌اي قطرات گوي مانند اب به همه طرف پراكنده مي‌شوند. من از اين تجربه خود فيلمي گرفته‌ام كه به محض بازگشت به زمين در اختيار شما قرار خواهم داد.

آب در اينجا بسيار با ارزش است و دائماً بازيابي مي‌شود. هيچ چيز مرطوبي دور ريخته نمي‌شود مگر اينكه در هوا تبخير شود. يك واحد هدايت و جمع‌آوري رطوبت موجود در هوا دائماً بخار آب موجود در هوا را جمع‌آوري و پالايش مي‌كند تا مجدداً مورد استفاده قرار گيرد. اين موضوع حتي لباسهاي ورزشي فضانوردان را بعد از تمرينات ورزشي نيز شامل مي‌شود. يك بار فضانوردي به من گفته بود كه "فضانوردان خيلي به هم نزديك هستند و مانند خواهران و برادران يكديگر مي‌باشند. آنقدر نزديك و صميمي كه عرق يكديگر را نيز مي‌نوشند." حالا من معني واقعي اين حرف را مي‌فهمم.

اينجا در ايستگاه بين‌المللي فضايي تجهيزات ورزشي زيادي وجود دارند. براي مثال يك چرخ افقي كه بايد به زحمت آن را چرخاند و دوچرخه ثابتي كه چشم‌انداز بسيار بديعي به زمين دارد، در بخش روسي ايستگاه مستقر است. پاره‌اي تجهيزات مقاومتي و يك دوچرخه ثابت ديگر نيز در بخش آمريكايي ايستگاه فضايي موجود است.

فضانوردان و كيهان‌نوردان هر روزه و گاهي اوقات دو بار در روز به تمرينات ورزشي مي‌پردازند تا از اثرات مخرب بي‌وزني بر ماهيچه‌ها و استخوانهاي خود بكاهند. شايد شما ندانيد كه اگر انساني براي مدتي طولاني در شرايط بي‌وزني اقامت كند، از آنجا كه براي جابجا شدن و يا جابجا كردن لوازم به نيروي زيادي احتياج ندارد، ماهيچه‌هاي او شروع به آب رفتن و چروك خوردن مي‌كنند. وزني وجود ندارد و بنابراين شما براي جا به جا كردن احتياج به صرف انرژي نداريد. همچنين بدن شروع به دفع كلسيم مي‌كند و فضانوردان به پوكي استخوان مبتلا مي‌شوند.

يك ضرب‌المثل قديمي مي‌گويد كه شما نمي‌توانيد هم كيكتان را نگه داريد و هم آن را بخوريد. من فكر مي‌كنم براي رسيدن به تمام زيباييها و هيجانات يك سفر فضايي بايد بهاي آن را نيز پرداخت كرد. مطمئناً يكي از شما كه مشغول خواندن اين مقاله هستيد، زيست‌شناس و يا پزشكي مي‌باشيد كه با مطالعه و بررسي قادر به كاهش چنين اثراتي بر بدن انسان هستيد. در آن صورت ما مي‌توانيم به سفرهاي فضايي اينده خود به مريخ و يا ساير سيارات منظومه شمسي اميدوار باشيم و دامنه تحقيقات خود را به خارج از مرزهاي منظومه خورشيدي بكشيم.


**بهای یک رویا

شما حاضرید چقدر برای تحقق رویاهای خودتون بپردازید؟ آیا رویای شما ارزش حقوق یک ماه شما رو داره؟ یا شاید حقوق یک سال؟ شاید بهای اون به اندازه پس‌اندازی باشه که برای دانشگاه فرزندتون کنار گذاشتید. آیا به اندازه تمام حقوق بازنشستگی شما می‌ارزه؟ به از دست دادن عضوی از بدنتان چه طور؟ آیا ارزش اون رو داره که برای آن بمیرید؟ قیمت واقعی یک رویا راستی چقدره؟

من جوابی برای این ندارم اما فکر می‌کنم پاسخ این پرسش برای هر کسی متفاوت باشه. خود من ، همیشه آماده بودم و هنوز هم هستم که زندگی خودم رو برای تحقق رویاهام فدا کنم.

یک بار کسی از من پرسید : اگر بدونی تمام مراحل سفری که پیش رو داری با خطر همراهه، بازهم ادامه می‌دی و من به او جواب دادم: من حتی اگر می دانستم که این سفر هیچ بازگشتی نداره و یک بلیط یک طرفه خواهد بود، لحظه‌ای در سفرم تردید نمی‌کردم. به هر حال برای آژانس فضایی روسیه چیزی که مهمه پولیه که پرداخت می‌کنم و زندگی من در درجه دوم قرار داره اما به هر حال من این سفر رو انجام میدم.

اما پول من از کجاآمده ؟ به شما می‌گم. از کار سخت، از ریسکهایی غیر قابل باور و فداکردن خیلی از چیزها که من و خانوادم برای به دست آوردن هدف مشترکمون از دست دادیم.

آیا ما حق داریم با پولی که بسختی به دست آوردیم چنین کنیم ؟ من فکر کنم این اجازه رو داشته باشیم! اما آیا این به معنی اونه که من نسبت به اونچه در جهان اطرافم می‌گذره بی تفاوتم و به اونها اهمیت نمی‌دم ؟ خوب اگر اینطور فکر می‌کنید بد نیست بیشتر منو بشناسید و خودتون تصمیم بگیرید.

من مایلم بخشی از طرز تفکرم رو در معرض قضاوت شما قرار بدم. بخشی از نگاه من به زندگی که مربوط به تصمیم‌گیری برای پولهاتونه . من می‌خواهم به شما بگم که چطور می‌تونید برای خرج کردن ثروت خودتون فکر کنید تا مابه‌ازای اون تغییری بزرگ به وجود بیارید. تغییری بزرگ!

بیایید فرض کنیم شما دلتون می خواد به درمان سرطان کمک کنید. آیا شما برای بیمارها دوا می‌خرید؟ یا مراکزی برای حمایت از بیمارهای سرطانی می‌سازید؟ آیا این هزینه رو به یک دانشگاه می‌پردازین تا روی سرطان تحقیق کنند؟ یا اینکه دنبال بزرگترین عامل شکل‌گیری سرطان هستین و سعی می‌کنین اون رو ریشه‌کن کنید؟



می‌ بینید که راه‌های زیادی برای مواجهه با این مساله وجود داره و این دست شماست که کدوم راه رو انتخاب کنید. ممکنه راهی رو انتخاب کنید که منجر به کمک به یک گروه کوچک و در یک زمان محدود بشه و یا تصمیم به انجام کاری زمان‌برو پرهزینه بگیرید که به شناخت و حل عمومی مشکل سرطان کمک می‌کنه. من شخصا راه دوم رو که انجام فعالیتهای اساسی برای شناخت و حل ریشه‌ای مشکله انتخاب می‌کنم.



من به بچه های گرسنه غذا نمی‌دم نه به این دلیل که گرسنگی اونها برام مهم نیست بلکه به این دلیل که غذا دادن به 100، 1000 یا 100 هزار نفر مشکل رو حل نمی‌کنه. در حالیکه یکی از ریشه‌های اصلی گرسنگی به مسائلی مثل خشکسالی و استفاده از روشهای غلط کشت و کار بر می‌گرده و شما می‌دونید که تحقیقات فضایی چه کمک عظیمی به ایجاد تغییر در شرایط کشت وازبین بردن آفت از محصولات کشاورزی می‌کنه؟

دانشمندان فضایی ممکنه متخصص میکروبیولوژی، مهندسی، علوم تغذیه، شیمی، گیاه‌شناس یا موارد دیگری باشند که با هم همکاری می‌کنند تا راه‌هایی رو پیدا کنند که به رشد بهتر در زمین و مدار منجر بشه.آنها به دنبال راهی هستند تا بتونند مواد خام قابل بازیافت رو برای استفاده در زمین یا ماه و یا سایر سیارات به دست بیارند و به راه حل‌هایی برای حفظ محیط زیستمون برسند.

من امیدورام بتونم مردم بیشتری رو تشویق کنم تا وارد این شاخه‌های علمی شده و راههایی رو پیدا کنند تا محصولات رو از خطر نابودی محافظت کنند و راههای بهتری رو پیدا کنند که مردم هیچوقت گرسنه نباشند.

در عین حال ممکنه شما هم با من هم عقیده باشید که بخشی از گرسنگی به دلیل وقوع جنگ‌هاست. من علاوه بر این فکر می‌کنم بسیاری از مردم به گرسنگی دچار می‌شوند نه تنها برای اینکه کمبود غذا یا کمکهای بین‌المللی برای آنها وجود داره بلکه به این دلیل که سیستمهای مناسب و درستی برای رسوندن غذا به دست بچه‌های گرسنه وجود نداره.

تنها راهی که برای حل این مشکل وجود داره اینه که آموزش کاملی برای جوانها مهیا کنیم تا به متفکرین آزاد اندیشی تبدیل شده، که اصول و استانداردهای اخلاقی اونها رو دیگران ننوشته اند و مردمانی هستند که موقعی که نیاز به تغییر رو احساس می‌کنند برای انجام دادن این تغییرات اساسی آماده هستند. و این پیامیه که من قصد دارم به گوش مردم جهان برسونم.

من از بنیادها و موسساتی مثل X-Prize و ASHOKA حمایت می‌کنم به این دلیل که آنها به دنبال تغییرات کوچک در جوامع کوچک نیستند بلکه آنها در پی ایجاد تغییراتی بزرگ در جهان و ساختن محلی بهتر برای زندگی مردمند .

بهای یک رویا چقدر است...؟ برای من گذاشتن پول و تمام زندگی‌ام در جایی که لازم است.


** سلام به جهان

بالاخره رسیدم... سفری طولانی بود ولی ارزششو داشت ... پس بگذارید از اول شروع کنم.

روز (پرتاب) در بایکونور برای ما خیلی زود شروع شد. ما ساعت 1 صبح از خواب بلند شدیم و صبحانه مختصری خوردیم و همینطورنوشیدنی مختصری. پس از اون لباس سرتاسری سفید رنگی رو که باید زیر لباس فضایی خودمون می پوشیدیم به تن کردیم تا به محل پرواز بریم.

دعای مختصری کردیم و موقعیکه اتاقهامون رو ترک می کردیم به روی در اتاقهامون امضا کردیم.

این رسمیه که از زمان یوری گاگارین باب شده. اونها میگفتند که موقعی که خدمتکارروزبعد برای تمیز کردن اتاق اون اومده بود شروع به تمیز کردن امضا کرده بود که جلوی اون رو گرفته بودند.

به هر حال امضای من الآن کنار گِرگ اولسون ، سومین فضا گرد تاریخ و مارکوس پونتس ، نخستین فضا نورد برزیلی حک شده.

قبل از ترک اتاق با مادربزرگم تماس گرفتم، چون اون اینجا در بایکونور نیست و برای من آرزوی موفقیت و سفری بیخطر کرد.

بعد از اون آماده شدیم تا سوار اتوبوسی بشیم که ما رو از هتل مرکز فضایی به محل پرتاب می رسوند. از در هتل تا اتوبوس پیاده روی کوتاهی داشتیم . در هر 2 طرف بستگان، دوستان و روزنامه نگاران مشغول عکس انداختن و فیلم برداری بودند. در زیر نور دوربین ها من تونستم همه اعضای خانوادم رو که برای پرتاب اومده بودند ببینم

اونها در اون ساعت اولیه صبح اونجا اومده بودند تا شروع سفر بزرگ منو ببینند.مادرم گریه می کرد و بقیه هم سعی می کردند تا نگرانی خودشون رو بروز ندند.

ما سوار اتوبوس شدیم و راه خودمون رو به طرف محل پرتاب پیش گرفتیم . در تمام این ساعات به طرز عجیبی آروم بودم . قبلا فکر می کردم صبح روز پرتاب خیلی عصبی باشم اما برام تعجب آور بود که هیچ وحشت یا نگرانیی رو احساس نمی کردم.

ما به ساختمانی که در اون باید برای پرواز آماده می شدیم منتقل شدیم و به اتاق مخصوص پوشیدن لباس های فضاییمان وارد شدیم.یک به یک وارد اتاق شدیم. اول میشا تورین وبعد مایکل لوپز و آخرهم من وارد اتاق شدیم.

بعد از اینکه هر سه نفر لباسهامون رو پوشیدیم وارد اتاقی با دیوار شیشه ای شدیم که مقامات آخرین تاییدیه ها رو اعلام کنند و همینطور آخرین بررسیها در خصوص لباسهامون رو انجام دادیم. در طرف دیگه ی دیوار شیشه ای ، مادرم، خواهرم آتوسا و همسرم حمید بودند و در ردیف جلو نشسته بودند. همینطور خانواده میشا و مایکل. اتاق پر از خبرنگارها بود و مدتی اونجا نشستیم و سعی کردیم با زبان اشاره با خانواده هامون که گروه گروه وارد اتاق می شدند و اونرو برای گروه بعدی ترک می کردند صحبت کنیم. فکر کنم وضع ما خیلی خنده دار بود چرا که با اون لباسها ی عجیب سعی میکردیم با حرکات دست و بدن صحبت کنیم...

ما آزمایش نشت لباس رو پشت سر گذاشتیم و مقامات وضع رو برای رفتن مناسب اعلام کردند. ما دوباره به طرف اتوبوس همراهی شدیم در حالیکه مردم و خبرنگارها ما رو احاطه کرده بودند. رسم دیگه توقفی کوتاه جلوی اتوبوس برای پسرها بود که گویا این هم از زمان گاگارین باب شده . خوشبختانه من در این کار حضور نداشتم و فقط به شکل ذهنی گروه رو همراهی کردم.

ما در پای راکت ایستادیم و قدم به روی پله های کوچیکی گذاشتیم که ما رو به طرف آسانسور کوچکی که ظرفیت 3 نفر رو داشت هدایت می کرد. ما سوار شدیم و به قسمت بالایی رفتیم که وارد کپسول بشیم. بعد از گذر از یک مدخل چادری وارد مدول مسکونی کپسول شدیم .

من پیشاپیش بقیه وارد شدم و هنوز خیلی آروم بودم. هیجان زده ولی خیلی آروم. فکر کنم ضربان قلبم هیچ وقت از مرز 100 بار در دقیقه نگذشت ( در شرایط عادی حدود 80 بار در دقیقه می زند) . لبخندی روی چهره من حک شده بود. من نشستم و تسمه ها و کمربندم رو بستم.

لوپز بعد از من وارد شد و در جای کوچیک خودش نشست و آخرهم میشا تورین وارد شد. آن موقع هنوز 2 ساعت با زمان پرتاب فاصله داشتیم و مجموعه ای از کارها و بررسیها باید در این مدت انجام می شد.

من تنها 3 مسئولیت کوچیک به عهده داشتم: روشن کردن شیر انقباضی و انتقال اون بین اتاق سکونت و مدول فرود ،باز و بسته کردن شیر پمپ اکسیژن در صورت نیاز (وظیفه مهم و دوست داشتنی) و در اختیار قرار دادن فایلهای داده های پروازی که در نزدیکی من قرار داشت. خوشبختانه چندان پیچیده نبود و من تونستم کارها رو موقع نیاز انجام بدم.

من تمام مراحل کارهای اونها رو قدم به قدم دنبال می کردم و یادداشتهایی شخصی رو در حاشیه کتابم، زمانی که فرصتی می شد ، می نوشتم. سرانجام اون لحظه فرا رسیدو شمارش معکوس شروع شد. لوپز، میشا و من دستهامون رو روی هم گذاشتیم و گفتیم: آماده رفتنیم.

من خدا رو شکر می کردم که کمکم کرد تا رویام به واقعیت تبدیل بشه و به همینطوربه خاطر همه چیزهایی که به من داده.من از اون خواستم که در قلب همه عشق رو قرار بده و صلح رو برای این مخلوق زیبایی که بهش زمین میگیم به ارمغان بیاره.

5... 4 ... 3 .... واقعا دارم می رم ... 2 ... حمید دوستت دارم .... 1 ... و پرتابی آرام.

زمانی که پرتاب سایوز TMA-8 رو می دیدم هیچوقت فکر نمی کردم که توی کپسول این قدر آروم باشه ... شبیه به بلند شدن یک هواپیما بود – سپس فشار G به آرومی شروع شد. من فکر می کنم در نهایت حدود 2 یا 3 برابر فشار طبیعی رو تجربه کردیم. بعد از اون مرحله جدا شدن و رها شدن محافظ کپسول اتفاق افتاد. هنوز همه چیز خیلی روان بود.

پرتویی از نور، کپسول رو روشن کرد و قلب منو گرم می کرد . فکر کنم اون موقع داشتم با صدای بلند می خندیدم. لذتی که تو قلب خودم احساس می کردم وصف ناپذیره ...

جدا شدن آخرین طبقه برای من خیلی جالب بود و بعد بی وزنی ...

احساس خوشایندی از آزادی که لبخندی رو بر چهره همه نشوند. من به آهستگی از صندلیم بلند می شدم و به خندیدن ادامه می دادم. نمی توانستم باور کنم .... صادقانه بگم همه چیز هنوز برام مثل یک رویا ست. به دلیل اینکه با تسمه های ایمنی محکم بسته شده بودیم من نمی تونستم بیرون رو ببینم و سرانجام زمانی که در مدار مستقر شدیم تونستیم کلاهخودمون رو بالا بزنیم وکمربندها رو شل کنیم . لوپز دستکشش رو بیرون آورد و دستکش شروع به شنا کردن توی کابین کرد، من نمیتوانستم در تمام اینمدت از لبخند زدن و خندیدن جلوگیری کنم... سرانجام تونستم نگاهی به بیرون بندازم و برای اولین بار زمین رو ببینم ... اشکم سرازیرشد . من نمی تونستم جلوی اشکهام رو بگیرم ... حتی فکر کردن به آن صحنه هم اشک منو در میاره . این سیاره ی زیبای بخشنده زیر شعاع گرم خورشید ... سرشار از صلح ... سرشار از زندگی ... نه نشونه ای از جنگ و نه نشونه ای از مرزها و نه نشونه ای از مصیبت ها ،فقط زیبایی...

چقدر دوست دارم همه بتونند چنین تجربه ای داشته باشند و اون رو تو قلب خودشون احساس کنند.به خصوص اونهایی که در راس حکومتهای جهان قرار دارند . شاید این تجربه به همه انها چشم انداز جدیدی بده و کمک کنه تا صلح رو برای جهان به ارمغان بیارند.

فکر کنم برای الان کافی باشه ... من باید از گشت و گذار اینجا براتون بنویسم ... الان باید کمی غذای فضایی بخورم و در دور مداری بعدی دوباره به شما خواهم رسید. هم اکنون بالای اقیانوس آرام و به طرف مکزیک در حال حرکتیم.

منبع: وبلاگ انوشه انصاری
:grin:
Old Moderator
Old Moderator
پست: 90
تاریخ عضویت: دوشنبه ۲۰ شهریور ۱۳۸۵, ۱:۴۷ ب.ظ
سپاس‌های دریافتی: 102 بار
تماس:

رويت هلال ماه : مباني و مشكلات

پست توسط alicat »

بررسي اجمالي رويت هلال ماه و تقويم هجري قمري

كره ماه تنها قمر زمين است كه در مدت 27.33 روز يك بار به دور زمين گردش مي كند. به اين مدت دوره تناوب نجومي گفته مي شود. در طي اين مدت زمين نيز در مدار خود به دور خورشيد جا به جا مي شود و ماه را به دنبال خود مي كشاند.گردش ماه موجب مي شود كه ناظر زميني آن را به حالتهاي مختلفي ببيند كه دليل آن تغيير زاويه خورشيد، ماه و زمين است. هنگامي كه ماه بين زمين و خورشيد قرار دارد هيچ بخشي از ماه براي ناظر زميني روشن نيست. اصطلاحا" به اين لحظه مقارنه ماه و خورشيد يا ماه نو گفته مي شود. در واقع مقارنه لحظه تولد ماه است .شايد به نظر برسد كه در هر ماه قمري بايد يك خورشيد گرفتگي داشته باشيم ولي از آنجا كه صفحه مدار ماه با صفحه مدار زمين به دور خورشيد زاويه مي سازد. بنابراين در برخي از موارد سايه ماه از بالا يا پايين صفحه مدار زمين مي گذرد و خورشيد گرفتگي اتفاق نمي افتد. با جابه جا شدن ماه در مدار خود رفته رفته بخشي از آن از خورشيد نور مي گيرد و هلال ماه تشكيل مي شود.
حدود هفتاد سال پيش اخترشناسي فرانسوي به نام «آندره دانژون» نشان داد كه تا زماني كه جدايي زاويه بين ماه و خورشيد به 7 درجه نرسيده است هلال ماه تشكيل نمي شود. او دليل اين حد را پستي و بلندي هاي لبه ماه دانست كه باعث مي شود سايه كوههاي ماه بخشهاي روشن آن را بپوشاند.
با افزايش سن هلال(مدت زمان گذشته از مقارنه) به تدريج هلال ماه ضخيم تر مي شود. حال سوال اينجاست كه در چه زماني هلال ماه قابل مشاهده مي شود؟ براي پاسخ به اين سوال بايد به سراغ ركوردهاي رويت هلال ماه برويم .در شامگاه 28 امرداد 1380 ، حجه الاسلام عليرضا موحدنژاد(عضو هيات علمي دانشگاه صنعتي شريف) موفق شد هلال ماه جمادي الثاني 1422 را با دوربين دوچشمي 150×40 رويت كند. در اين زمان سن هلال 12 ساعت و 15 دقيقه و جدايي زاويه اي آن از خورشيد 7.6 درجه بود به اين ترتيب ركورد رويت هلال ماه را از آن كشورمان شد. در سال بعد مهندس محسن قاضي ميرسعيد هلال بسيار جوان رجب 1423 را با سن 11 ساعت و 40 دقيقه رويت كرد و ركوردي را به نام خود ثبت كرد و در اين زمينه موقعيت كشورمان را تثبيت كرد.

عوامل نجومي موثر در رويت هلال ماه

در نگاه اول واضح است كه هر چه سن هلال ماه بيشتر باشد، رويت آن آسان تر است. با افزايش سن هلال ، ماه فرصت بيشتري دارد تا از خورشيد فاصله بگيرد و سطح درخشان آن بيشتر مي شود. اما اين تمام ماجرا نيست و عوامل مختلفي در رويت هلال ماه موثر خواهند بود كه به چند مورد آن اشاره مي شود:
مدت مكث : هلال هاي شامگاهي پس از غروب خورشيد، غروب مي كنند. فاصله زماني بين غروب خورشيد و غروب ماه را مدت مكث مي گويند. هر چه مدت مكث بيشتر باشد ماه مدت بيشتري در آسمان است و آسمان تاريك تر مي شود و امكان رويت فراهم مي شود. البته مدت مكث هلال هاي باريك كمتر از يك ساعت و در برخي از موارد كمتر از 40 دقيقه است. معمولا" چنين هلالهايي بلافاصله پس از غروب خورشيد قابل مشاهده نخواهند بود و رصدگر بايد دقايقي تحمل كند تا شرايط مناسب فراهم شود.
زمان غروب خورشيد : چون هلال ماه شامگاهي پس از غروب خورشيد مشاهده مي شود. هر چه خورشيد ديرتر غروب كند، سن و جدايي زاويه اي هلال افزايش مي يابد. بنابراين هر چه به سمت نواحي غربي برويم شرايط رويت هلال بهتر مي شود.
فاصله ماه از زمين : از آنحاييكه مدار ماه به دور زمين بيضي است بنابراين مطابق قانون دوم كپلر سرعت گردش ماه به دور زمين ثابت نيست. اگر مقارنه زماني اتفاق بيافتد كه ماه در حوالي حضيض مدارش باشد با سرعت بيشتري از خورشيد فاصله مي گيرد و جدايي آن سريع تر افزايش مي يابد. چنين هلالي در مقايسه با هلال ماه هم سن كه در اوج است به مراتب راحت تر رويت مي شود.


چرا در تقويم قمري اختلاف ايجاد مي شود ؟

با نگاهي به تاريخ نجوم مشخص مي شود كه بسياري از اقوام از ماه و تشكيل اهله براي تقويم استفاده مي كرده اند. ماه با حركت خود به دور زمين از حالتي به حالت ديگر مي رود. در ابتداي ماه به صورت هلال شامگاهي ديده مي شود، پس از چند روز به تربيع اول مي رسد كه در اين حالت ماه يك چهارم مدار خود را طي كرده است. ماه با پيمودن نصف مدار خود به وضعيتي مي رسد كه تمام سطح روشن آن مقابل زمين است كه به آن ماه كامل(بدر) مي گوييم.

تصویر

همين مراحل به طور معكوس تا ماه نو بعدي طي خواهد شد. به فاصله زماني بين دو ماه نو متوالي دوره تناوب هلالي گفته مي شود كه به طور ميانگين 29.53 روز است و طول متوسط يك ماه قمري مي باشد. از آنجا كه طول ماه در تقويم نمي تواند عدد غير صحيح باشد بنابراين هر ماه در تقويم قمري 29 يا 30 روز مي باشد.
در تقويم هجري قمري مورد استفاده كشورهاي اسلامي بر اساس معيارها و ضوابطي 29 يا 30 روزه بودن ماه تعيين مي شود.
مطابق حكم شرعي اگر هلال ماه در شامگاه 29 ام ماه رويت شود، آن ماه به پايان رسيده است و فردا روز اول ماه بعد است ولي اگر هلال ماه در شامگاه روز 29 ام رويت نشد ماه 30 روزه مي باشد. لازم به تاكيد است كه ممكن است تا چند ماه متوالي ماه 29 يا 30 روزه داشته باشيم.

حال سوال اينجاست كه چرا در تقويم هجري قمري اختلاف پيش مي آيد؟

به دليل اهميت نجومي و فقهي پيش بيني رويت هلال ماه همواره مورد توجه منجمين اسلامي بوده است. مشكل تقويم هجري قمري از سه مقوله نجومي ، انساني و فقهي قابل بررسي است. امروزه با وجود نرم افزارهاي نجومي مختلف محاسبه موقعيت و مشخصات ماه كار ساده اي است اما از آنجا كه مسئله رويت يك امر انساني است و بحث رويت امري است كه با توجه به افراد و شرايط مختلف متغير است بنابراين باعث بروز عدم قطعيت در پيش بيني مي شود. اختلاف فتوا در مورد رويت هلال ماه بحثي است كه مي تواند موجب اختلاف شود. بحثهايي مانند اتحاد افق ، استفاده از ابزار و ... مباحثي هستند كه در مراجع معظم مختلف در مورد آنها اختلاف نظر دارند.
امروزه منجمين براي پيش بيني رويت هلال ماه از معيارهاي مختلفي استفاده مي كنند. اين معيارها بر اساس رصدهاي انجام شده طي قرون اخير طراحي شده است. بنابراين تقويم نويس با مقايسه مشخصه هاي نجومي ماه با معيارها و ركوردهاي به دست آمده در مورد رويت هلال ماه اظهار نظر مي كند. هر چند كه معيارهاي رويت هلال اختلافاتي را با يكديگر نشان مي دهند ولي نتايج علمي رصدها باعث مي شود كه خطاي پيش بيني ها به تدريج كاهش يابد.
اما مشكل اصلي وجود ضوابط متفاوت در كشورهاي اسلامي براي شروع ماه مي باشد. به عنوان مثال ملاك كشور عربستان براي شروع ماه رويت هلال نيست. از چند سال پيش مسؤلين كشور عربستان ضابطه اي را براي تقويم ام القري تعيين كرده اند. مطابق آن اگر مقارنه ماه و خورشيد پس از غروب خورشيد اتفاق افتد و در شهر مكه ماه پس از خورشيد غروب كند فرداي آن روز اول ماه بعد مي باشد. اين ضابطه لزوما" به معني رويت پذير بودن هلال ماه نيست. از آنجا كه بسياري از كشورهاي اسلامي از عربستان تبعيت مي كنند. اين امر باعث مي شود كه بين تقويم ما با بسياري از كشورها اختلاف ايجاد شود و گاهي اوقات ممكن است اين اختلاف به دو روز نيز برسد ولي اين به هيچ وجه به اين معني اشكال در تقويم ما نيست.


نويسنده: امير حسن زاده (مركز تقويم موسسه ژئوفيزيك دانشگاه تهران)

منتظر نظرات شما دوستان عزيز هستم !!! :-)
تصویر

[External Link Removed for Guests]
Commander
Commander
پست: 3324
تاریخ عضویت: چهارشنبه ۳ اسفند ۱۳۸۴, ۲:۱۵ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 941 بار
سپاس‌های دریافتی: 1474 بار
تماس:

پست توسط Mohsen1001 »

alicat عزيز
مقاله بسيار کامل و جالبي بود ، من که خيلي استفاده کردم :smile:
Commander
Commander
نمایه کاربر
پست: 1189
تاریخ عضویت: دوشنبه ۱ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۵۸ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 16928 بار
سپاس‌های دریافتی: 4259 بار

پست توسط Fariborz »

alicat عزيز مطلب کامل و مفيدی بود . من هم به نوبه خودم از شما تشکر ميکنم . :razz: :smile:
Colonel II
Colonel II
نمایه کاربر
پست: 4122
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸۴, ۶:۱۶ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 4507 بار
سپاس‌های دریافتی: 4337 بار
تماس:

پست توسط Reza6662 »

alicat,
متشکرم. استفاده کرديم. بازم منتظر مقالات خوب شما هستيم. :razz: :)
[External Link Removed for Guests]
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 1790
تاریخ عضویت: یک‌شنبه ۶ فروردین ۱۳۸۵, ۳:۴۹ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 8 بار
سپاس‌های دریافتی: 258 بار

پست توسط Saeid12345 »

alicat,

ممنون بخاطر مطلب جالبتون. :smile:
ارسال پست

بازگشت به “انجمن نجوم”