کتاب خروج
مدیران انجمن: رونین, شوراي نظارت

-
- پست: 5234
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1747 بار
- سپاسهای دریافتی: 4179 بار
- تماس:
24 تثبیت عهد؛ موسی روی کوه سینا
موسي احكام را بازگو ميكند
و به موسي گفت: «نزد خداوند بالا بيا، تو و هارون و ناداب و اَبِيهُو و
هفتاد نفر از مشايخ اسرائيل و از دور سجده كنيد. 2 و موسي تنها نزديك خداوند بيايد و ايشان نزديك نيايند و قوم همراه او بالا نيايند.» 3 پس موسي آمده، همة سخنان خداوند و همة اين احكام را به قوم باز گفت و تمامي قوم به يك زبان در جواب گفتند: «همة سخناني كه خداوند گفته است، بجا خواهيم آورد.» 4 و موسي تمامي سخنان خداوند را نوشت و بامدادان برخاسته، مذبحي در پاي كوه و دوازده ستون، موافق دوازده سبط اسرائيل بنا نهاد. 5 و بعضي از جوانان بنياسرائيل را فرستاد و قربانيهاي سوختني گذرانيدندو قربانيهاي سلامتي از گاوان براي خداوند ذبح كردند. 6 و موسي نصف خون را گرفته، در لگنها ريخت و نصف خون را بر مذبح پاشيد، 7 و كتاب عهد را گرفته، به سمع قوم خواند. پس گفتند: «هر آنچه خداوند گفته است، خواهيم كرد و گوش خواهيم گرفت.»
8 و موسي خون را گرفت و بر قوم پاشيده، گفت: «اينك خون آن عهدي كه خداوند بر جميع اين سخنان با شما بسته است.»
9 و موسي با هارون و ناداب و ابيهو و هفتاد نفر از مشايخ اسرائيل بالا رفت. 10 و خداي اسرائيل را ديدند، و زير پايهايش مثل صنعتي از ياقوت كبود شفاف و مانند ذات آسمان در صفا. 11 و بر سروران بنياسرائيل دست خود را نگذارد، پس خدا را ديدند و خوردند و آشاميدند. 12 و خداوند به موسي گفت: «نزد من به كوه بالا بيا، و آنجا باش تا لوحهاي سنگي و تورات و احكامي را كه نوشتهام تا ايشان را تعليم نمايي، به تو دهم.» 13 پس موسي با خادم خود يوشع برخاست، و موسي به كوه خدا بالا آمد. 14 و به مشايخ گفت: «براي ما در اينجا توقف كنيد، تا نزد شما برگرديم؛ همانا هارون و حور با شما ميباشند. پس هر كه امري دارد، نزد ايشان برود.»
15 و چون موسي به فراز كوه برآمد، ابر كوه را فرو گرفت. 16 و جلال خداوند بر كوه سينا قرار گرفت، و شش روز ابر آن را پوشانيد، و روز هفتمين، موسي را از ميان ابر ندا درداد. 17 و منظر جلال خداوند ، مثل آتش سوزنده در نظر بنياسرائيل بر قله كوه بود. 18 و موسي به ميان ابر داخل شده، به فراز كوه برآمد. و موسي چهل روز و چهل شب در كوه ماند. ترجمه تفسیری سپس خداوند به موسي فرمود: «تو و هارون و ناداب و ابيهو با هفتاد نفر از بزرگان اسرائيل نزد من به كوه برآييد ولي به من نزديك نشويـد، بلكه از فاصلـه دور مرا سجـده كنيد. 2 تنها تو اي موسي، بحضور من بيا، ولي بقيه نزديك نيايند. هيچ يك از افراد قوم نيز نبايد از كوه بالا بيايند.»
3 پس موسي بازگشت و قوانين و دستورات خداوند را به بنياسرائيل باز گفت.
تمام مردم يك صدا گفتند: «هر چه خداوند فرموده است، انجام خواهيم داد.»
4 موسي تمام دستورات خداوند را نوشت و صبح روز بعد، بامدادان برخاست و در پاي آن كوه قربانگاهي بنا كرد و به تعداد قبايل بنياسرائيل، دوازده ستون در اطراف آن برپا نمود. 5 آنگاه چند نفر از جوانان بنياسرائيل را فرستاد تا قربانيهاي سوختني و قربانيهاي سلامتي به خداوند تقديم كنند. 6 موسي نيمي از خون حيوانات قرباني شده را گرفت و در تشتها ريخت و نيم ديگر خون را روي قربانگاه پاشيد. 7 سپس كتابي را كه در آن دستورات خدا را نوشته بود يعني كتاب عهد را براي بنياسرائيل خواند و قوم بار ديگر گفتند: «ما قول ميدهيم كه از تمام دستورات خداوند اطاعت كنيم.»
8 پس موسي خوني را كه در تشتها بود گرفت و بر مردم پاشيد و گفت: «اين خون، عهدي را كه خداوند با دادن اين دستورات با شما بست، مهر ميكند.»
9 موسي و هارون و ناداب و ابيهو با هفتاد نفر از بزرگان اسرائيل از كوه بالا رفتند، 10 و خداي اسرائيل را ديدند. به نظر ميرسيد كه زير پاي او فرشي از ياقوت كبود به شفافي آسمان گسترده شده باشد. 11 هر چند بزرگان اسرائيل خدا را ديدند، اما آسيبي به ايشـان وارد نشد. آنها در حضور خدا خوردند و آشاميدند.
موسي روي كوه سينا
12 آنگاه خداوند به موسي فرمود: «نزد من بهبالاي كوه بيا و آنجا باش و من قوانين و دستوراتي را كه روي لوحهاي سنگي نوشتهام به تو ميدهم تا آنها را به بنياسرائيل تعليم دهي.» 13 پس موسي و دستيار او يوشع برخاستند تا از كوه بالا بروند. 14 موسي به بزرگان قوم گفت: «در اينجا بمانيد و منتظر باشيد تا برگرديم. اگر در غياب من مشكلي پيش آمد با هارون و حور مشورت كنيد.»
15 بنابراين، موسي از كوه سينا بالا رفت و ابري كوه را در خود فرو برد 16 و حضور پر جلال خداوند بر آن قرار گرفت. شش روز ابر همچنان كوه را پوشانده بود و در روز هفتم، خداوند از ميان ابر موسي را صدا زد. 17 حضور پر جلال خداوند بر فراز كوه بر مردمي كه در پايين كوه بودند چون شعلههاي فروزان آتش به نظر ميرسيد. 18 موسي به بالاي كوه رفت و آن ابر، او را پوشانيد و او چهل شبانه روز در كوه ماند.
راهنما
بابهاي 21 ، 22 ، 23 ، 24 . «كتاب عهد»
پس از ده فرمان، اين نخستين بخش شريعت است كه به قوم يهود داده شد. اين شريعت در كتابي نوشته شد، و پس از آن، «شريعت براي اطاعت» با خون مُهر شد (24 : 4 ، 7 ، 8).
قوانين در مورد موضوعهايي از اين قبيل بودند: بردگي، مجازات مرگ براي قتل، آدم دزدي، يا نفرين كردن پدر و مادر، قصاص «چشم به عوض چشم»، دزدي، آسيب رساندن به محصول، جبران، فريب دادن، جادوگري، همخوابگي با حيوانات، بتپرستي، مهرباني نسبت به بيوه زنان و يتيمان، قرض دادن، وثيقه، نفرين نكردن حاكم، نوبر محصول و نخست زاده، شهادت دروغ، مردم، عدالت، توجه به حيوانات، رشوه، غريبان، روز سبت، سال هفتم، عيد فصح (فطير)، عيد حصاد، عيد جمع، نجوشاندن كرّه در شير مادرش، عهد نبستن با كنعانيان، و پاداش اطاعت.
موسي احكام را بازگو ميكند
و به موسي گفت: «نزد خداوند بالا بيا، تو و هارون و ناداب و اَبِيهُو و
هفتاد نفر از مشايخ اسرائيل و از دور سجده كنيد. 2 و موسي تنها نزديك خداوند بيايد و ايشان نزديك نيايند و قوم همراه او بالا نيايند.» 3 پس موسي آمده، همة سخنان خداوند و همة اين احكام را به قوم باز گفت و تمامي قوم به يك زبان در جواب گفتند: «همة سخناني كه خداوند گفته است، بجا خواهيم آورد.» 4 و موسي تمامي سخنان خداوند را نوشت و بامدادان برخاسته، مذبحي در پاي كوه و دوازده ستون، موافق دوازده سبط اسرائيل بنا نهاد. 5 و بعضي از جوانان بنياسرائيل را فرستاد و قربانيهاي سوختني گذرانيدندو قربانيهاي سلامتي از گاوان براي خداوند ذبح كردند. 6 و موسي نصف خون را گرفته، در لگنها ريخت و نصف خون را بر مذبح پاشيد، 7 و كتاب عهد را گرفته، به سمع قوم خواند. پس گفتند: «هر آنچه خداوند گفته است، خواهيم كرد و گوش خواهيم گرفت.»
8 و موسي خون را گرفت و بر قوم پاشيده، گفت: «اينك خون آن عهدي كه خداوند بر جميع اين سخنان با شما بسته است.»
9 و موسي با هارون و ناداب و ابيهو و هفتاد نفر از مشايخ اسرائيل بالا رفت. 10 و خداي اسرائيل را ديدند، و زير پايهايش مثل صنعتي از ياقوت كبود شفاف و مانند ذات آسمان در صفا. 11 و بر سروران بنياسرائيل دست خود را نگذارد، پس خدا را ديدند و خوردند و آشاميدند. 12 و خداوند به موسي گفت: «نزد من به كوه بالا بيا، و آنجا باش تا لوحهاي سنگي و تورات و احكامي را كه نوشتهام تا ايشان را تعليم نمايي، به تو دهم.» 13 پس موسي با خادم خود يوشع برخاست، و موسي به كوه خدا بالا آمد. 14 و به مشايخ گفت: «براي ما در اينجا توقف كنيد، تا نزد شما برگرديم؛ همانا هارون و حور با شما ميباشند. پس هر كه امري دارد، نزد ايشان برود.»
15 و چون موسي به فراز كوه برآمد، ابر كوه را فرو گرفت. 16 و جلال خداوند بر كوه سينا قرار گرفت، و شش روز ابر آن را پوشانيد، و روز هفتمين، موسي را از ميان ابر ندا درداد. 17 و منظر جلال خداوند ، مثل آتش سوزنده در نظر بنياسرائيل بر قله كوه بود. 18 و موسي به ميان ابر داخل شده، به فراز كوه برآمد. و موسي چهل روز و چهل شب در كوه ماند. ترجمه تفسیری سپس خداوند به موسي فرمود: «تو و هارون و ناداب و ابيهو با هفتاد نفر از بزرگان اسرائيل نزد من به كوه برآييد ولي به من نزديك نشويـد، بلكه از فاصلـه دور مرا سجـده كنيد. 2 تنها تو اي موسي، بحضور من بيا، ولي بقيه نزديك نيايند. هيچ يك از افراد قوم نيز نبايد از كوه بالا بيايند.»
3 پس موسي بازگشت و قوانين و دستورات خداوند را به بنياسرائيل باز گفت.
تمام مردم يك صدا گفتند: «هر چه خداوند فرموده است، انجام خواهيم داد.»
4 موسي تمام دستورات خداوند را نوشت و صبح روز بعد، بامدادان برخاست و در پاي آن كوه قربانگاهي بنا كرد و به تعداد قبايل بنياسرائيل، دوازده ستون در اطراف آن برپا نمود. 5 آنگاه چند نفر از جوانان بنياسرائيل را فرستاد تا قربانيهاي سوختني و قربانيهاي سلامتي به خداوند تقديم كنند. 6 موسي نيمي از خون حيوانات قرباني شده را گرفت و در تشتها ريخت و نيم ديگر خون را روي قربانگاه پاشيد. 7 سپس كتابي را كه در آن دستورات خدا را نوشته بود يعني كتاب عهد را براي بنياسرائيل خواند و قوم بار ديگر گفتند: «ما قول ميدهيم كه از تمام دستورات خداوند اطاعت كنيم.»
8 پس موسي خوني را كه در تشتها بود گرفت و بر مردم پاشيد و گفت: «اين خون، عهدي را كه خداوند با دادن اين دستورات با شما بست، مهر ميكند.»
9 موسي و هارون و ناداب و ابيهو با هفتاد نفر از بزرگان اسرائيل از كوه بالا رفتند، 10 و خداي اسرائيل را ديدند. به نظر ميرسيد كه زير پاي او فرشي از ياقوت كبود به شفافي آسمان گسترده شده باشد. 11 هر چند بزرگان اسرائيل خدا را ديدند، اما آسيبي به ايشـان وارد نشد. آنها در حضور خدا خوردند و آشاميدند.
موسي روي كوه سينا
12 آنگاه خداوند به موسي فرمود: «نزد من بهبالاي كوه بيا و آنجا باش و من قوانين و دستوراتي را كه روي لوحهاي سنگي نوشتهام به تو ميدهم تا آنها را به بنياسرائيل تعليم دهي.» 13 پس موسي و دستيار او يوشع برخاستند تا از كوه بالا بروند. 14 موسي به بزرگان قوم گفت: «در اينجا بمانيد و منتظر باشيد تا برگرديم. اگر در غياب من مشكلي پيش آمد با هارون و حور مشورت كنيد.»
15 بنابراين، موسي از كوه سينا بالا رفت و ابري كوه را در خود فرو برد 16 و حضور پر جلال خداوند بر آن قرار گرفت. شش روز ابر همچنان كوه را پوشانده بود و در روز هفتم، خداوند از ميان ابر موسي را صدا زد. 17 حضور پر جلال خداوند بر فراز كوه بر مردمي كه در پايين كوه بودند چون شعلههاي فروزان آتش به نظر ميرسيد. 18 موسي به بالاي كوه رفت و آن ابر، او را پوشانيد و او چهل شبانه روز در كوه ماند.
راهنما
بابهاي 21 ، 22 ، 23 ، 24 . «كتاب عهد»
پس از ده فرمان، اين نخستين بخش شريعت است كه به قوم يهود داده شد. اين شريعت در كتابي نوشته شد، و پس از آن، «شريعت براي اطاعت» با خون مُهر شد (24 : 4 ، 7 ، 8).
قوانين در مورد موضوعهايي از اين قبيل بودند: بردگي، مجازات مرگ براي قتل، آدم دزدي، يا نفرين كردن پدر و مادر، قصاص «چشم به عوض چشم»، دزدي، آسيب رساندن به محصول، جبران، فريب دادن، جادوگري، همخوابگي با حيوانات، بتپرستي، مهرباني نسبت به بيوه زنان و يتيمان، قرض دادن، وثيقه، نفرين نكردن حاكم، نوبر محصول و نخست زاده، شهادت دروغ، مردم، عدالت، توجه به حيوانات، رشوه، غريبان، روز سبت، سال هفتم، عيد فصح (فطير)، عيد حصاد، عيد جمع، نجوشاندن كرّه در شير مادرش، عهد نبستن با كنعانيان، و پاداش اطاعت.
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]

-
- پست: 5234
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1747 بار
- سپاسهای دریافتی: 4179 بار
- تماس:
25 هدایا برای عبادتگاه؛ صندوق عهد؛ میز نان مقدس
هدايا
و خداوند موسي را خطاب كرده،گفت: 2 «به بنياسرائيل بگو كه براي منهدايا بياورند؛ از هر كه به ميلِ دل بياورد، هداياي مرا بگيريد. 3 و اين است هدايا كه از ايشان ميگيريد: طلا و نقره و برنج، 4 و لاجورد و ارغوان و قرمز و كتان نازك و پشم بز، 5 و پوست قوچ سرخ شده و پوست خز و چوب شطيم، 6 و روغن براي چراغها، و ادويه براي روغن مسح، و براي بخور معطر، 7 و سنگهاي عقيق و سنگهاي مرصعي براي ايفود و سينه بند. 8 و مقامي و مَقدَسي براي من بسازند تا در ميان ايشان ساكن شوم. 9 موافق هر آنچه به تو نشان دهم از نمونة مسكن و نمونة جميع اسبابش، همچنين بسازيد.
تابوت عهد
10 «و تابوتي از چوب شطيم بسازند كه طولش دو ذراع و نيم، و عرضش يك ذراع و نيم و بلنديش يك ذراع و نيم باشد. 11 و آن را به طلاي خالص بپوشان. آن را از درون و بيرون بپوشان، و بر زبرش به هر طرف تاجي زرين بساز. 12 و برايش چهار حلقة زرين بريز، و آنها را بر چهار قايمهاش بگذار، دو حلقه بر يك طرفش و دو حلقه بر طرف ديگر. 13 و دو عصا از چوب شطيم بساز، و آنها را به طلا بپوشان. 14 و آن عصاها را در حلقههايي كه بر طرفين تابوت باشد بگذران، تا تابوت را به آنها بردارند. 15 و عصاها در حلقههاي تابوت بماند و از آنها برداشته نشود. 16 و آن شهادتي را كه به تو ميدهم، در تابوت بگذار. 17 و تخت رحمت را از طلاي خالص بساز. طولش دو ذراع و نيم، و عرضش يك ذراع و نيم. 18 و دو كروبي از طلا بساز، آنها را ازچرخكاري از هر دو طرف تخت رحمت بساز. 19 و يك كروبي در اين سر و كروبي ديگر در آن سر بساز. كروبيان را از تخت رحمت بر هر دو طرفش بساز. 20 و كروبيان بالهاي خود را بر زِبَر آن پهن كنند، و تخت رحمت را به بالهاي خود بپوشانند. و رويهاي ايشان به سوي يكديگر باشد، و رويهاي كروبيان به طرف تخت رحمت باشد. 21 و تخت رحمت را بر روي تابوت بگذار و شهادتي را كه به تو ميدهم در تابوت بنه. 22 و در آنجا با تو ملاقات خواهم كرد و از بالاي تخت رحمت از ميان دو كروبي كه بر تابوت شهادت ميباشند، با تو سخن خواهم گفت، دربارة همة اموري كه بجهت بنياسرائيل تو را امر خواهم فرمود.
خوان
23 «و خواني از چوب شطيم بساز كه طولش دو ذراع، و عرضش يك ذراع، و بلنديش يك ذراع و نيم باشد. 24 و آن را به طلاي خالص بپوشان، و تاجي از طلا به هر طرفش بساز. 25 و حاشيهاي به قدر چهار انگشت به اطرافش بساز، و براي حاشيهاش تاجي زرين از هر طرف بساز. 26 و چهار حلقة زرين برايش بساز، و حلقهها را بر چهار گوشة چهار قايمهاش بگذار. 27 و حلقهها در برابر حاشيه باشد، تا خانهها باشد بجهت عصاها براي برداشتن خوان. 28 و عصاها را از چوب شطيم بساز، و آنها را به طلا بپوشان تا خوان را بدانها بردارند. 29 و صحنها و كاسهها و جامها و پيالههايش را كه به آنها هداياي ريختني ميريزند بساز، آنها را از طلاي خالص بساز. 30 ونانِ تَقْدِمِه را بر خوان، هميشه به حضور من بگذار.
چراغدان
31 «و چراغداني از طلاي خالص بساز، و از چرخكاري چراغدان ساخته شود؛ قاعدهاش و پايهاش و پيالههايش و سيبهايش و گلهايش از همان باشد. 32 و شش شاخه از طرفينش بيرون آيد، يعني سه شاخة چراغدان از يك طرف و سه شاخة چراغدان از طرف ديگر. 33 سه پيالة بادامي با سيبي و گلي در يك شاخه و سه پيالة بادامي با سيبي و گلي در شاخة ديگر و هم چنين در شش شاخهاي كه از چراغدان بيرون ميآيد. 34 و در چراغدان چهار پيالة بادامي با سيبها و گلهاي آنها باشد. 35 و سيبي زير دو شاخة آن و سيبي زير دو شاخة آن و سيبي زير دو شاخة آن بر شش شاخهاي كه از چراغدان بيرون ميآيد. 36 و سيبها و شاخههايش از همان باشد، يعني از يك چرخكاري طلاي خالص. 37 و هفت چراغ براي آن بساز، و چراغهايش را بر بالاي آن بگذار تا پيش روي آن را روشنايي دهند. 38 و گُلگيرها و سينيهايش از طلاي خالص باشد. 39 خودش با همة اسبابش از يك وزنة طلاي خالص ساخته شود. 40 و آگاه باش كه آنها را موافق نمونة آنها كه در كوه به تو نشان داده شد بسازي. ترجمه تفسیری خداوند به موسي فرمود: «به بنياسرائيل بگو كه هدايا به حضور من بياورند. از كساني هديه قبول كن كه با ميل و رغبت ميآورند. هدايا بايد از اين نوع باشند: طلا، نقره و مفرغ؛ نخهاي آبي، ارغواني و قرمز؛ كتان لطيف؛ پشم بز؛ پوست قوچ كه رنگش سرخ شده باشد و پوست خز؛ چوب اقاقيا؛ روغن زيتون براي چراغها؛ مواد خوشبو براي تهيه روغن مسح؛ بخور خوشبو؛ سنگ جزع و سنگهاي قيـمتي ديــگر براي ايـفود و سينه بند كاهن.
8 «بنياسرائيل بايد خيمه مقدسي برايم بسازند تا در ميان ايشان ساكن شوم. 9 اين خيمه و تمام لوازم آن را عيناً مطابق طرحي كه به تو نشان ميدهم بساز.
صندوق عهد
(خروج 37:1-9)
10 «صندوقي از چوب اقاقيا بساز كه درازاي آن 125 سانتي متر و پهنا و بلندي آن هر كدام 75 سانتي متر باشد. 11 بيرون و درون آن را با طلاي خالصبپوشان و نواري از طلا دور لبه آن بكش. 12 براي اين صندوق، چهار حلقه از طلا آماده كن و آنها را در چهار گوشه قسمت پايين آن متصل نما يعني در هر طرف دو حلقه. 13و14 دو چوب بلند كه از درخت اقاقيا تهيه شده باشد با روكش طلا بپوشان و آنها را براي برداشتن صندوق در داخل حلقههاي دو طرف صندوق بگذار. 15 اين چوبها درون حلقههاي «صندوق عهد» بمانـد واز حلقهها خارج نشـود. 16 وقتي ساختن صندوق عهد به پايان رسيد، آن دو لوح سنگي را كه دستورات و قوانين روي آن كنده شده به تو ميسپارم تا در آن بگذاري.
17 «سرپوش صندوق عهد را به درازاي 125 سانتي متر و پهناي 75 سانتي متر از طلاي خالص درست كن. اين سرپوش، «تخت رحمت» است براي كفاره گناهان شما. 18و19 دو مجسمه فرشته از طلا در دو سر تخت رحمت بساز. فرشتهها را طوري روي تخت رحمت بساز كه با آن يكپارچه باشد. 20 مجسمه فرشتهها، بايد روبروي هم و نگاهشان بطرف تخت و بالهايشان بر بالاي آن گسترده باشد. 21 تخت رحمت را روي صندوق نصب كن و لوحهاي سنگي را كه به تو ميسپارم در آن صندوق بگذار. 22 آنگاه من در آنجا با تو ملاقات خواهم كرد و از ميان دو فرشتهاي كه روي تخت رحمت قرار گرفتهاند با تو سخن خواهم گفت و دستورات لازم را براي بنياسرائيل به تو خواهم داد.
ميز نان مقدس
(خروج 37:10-16)
23 «يك ميز از چوب اقاقيا درست كن كه به درازاي يك متر و به پهناي نيم متر و بلندي 75 سانتي متر باشد. 24 آن را با روكش طلاي خالص بپوشان و قابي از طلا بر دور لبه ميز نصب كن. 25 حاشيه دور لبه ميز را به پهناي چهارانگشت درست كن و دور حاشيه را با قاب طلا بپوشان. 26و27 چهار حلقه از طلا برايميز بساز و حلقهها را به چهار گوشه بالاي پايههاي ميز نصب كن. اين حلقهها براي چوبهايي است كه به هنگام جابجا كردن و برداشتن ميز بايد در آنها قرار بگيرد. 28 اين چوبها را از جنس درخت اقاقيا با روكشهاي طلا بساز. 29 همچنين بشقابها، كاسهها، جامها و پيالههايي از طلاي خالص براي ريختن هداياي نوشيدني درست كن. 30 «نان مقدس» دايم روي ميز در حضور من باشد.
چراغدان
(خروج 37:17-24)
31 «يك چراغدان از طلاي خالص درست كن. پايه و بدنه آن بايد يكپارچه و از طلاي خالص ساخته شود و نقش گلهاي روي آن كه شامل كاسبرگ و غنچه است نيز بايد از جنس طلا باشد. 32 از بدنه چراغدان شش شاخه بيرون آيد سه شاخه از يك طرف و سه شاخه از طرف ديگر. 33 روي هر يك از شاخهها سه گل بادامي شكل باشد. 34و35 خود بدنه با چهار گل بادامي تزيين شود طوري كه گلها بين شاخهها و بالا و پايين آنها قرار گيرند. 36 تمام اين نقشها و شاخهها و بدنه بايد از يك تكه طلاي خالص باشد. 37 سپس هفت چراغ بساز و آنها را بر چراغدان بگذار تا نورش بطرف جلو بتابد. 38 انبرها و سينيهاي آن را از طلاي خالص درست كن. 39 براي ساختن اين چراغدان و لوازمش 34 كيلو طلا لازم است.
40 «دقت كن همه را عيناً مطابق طرحي كه در بالاي كوه به تو نشان دادم، بسازي.
راهنما
بابهاي 25 - 31 . دستورالعمل ساختن خيمة اجتماع
خدا خودش الگوي خيمه را با جزئيات ارائه داد (25:9). اين مطلب دو بار ثبت شده: در اين باب، «اينگونه ... بسازيد»؛ و يك بار نيز در بابهاي 35 - 40، كه جزئيات كار كلمه به كلمه تكرار شدهاند، «اينگونه... ساخته شد.»
خيمه «شبيه» يك چيز، و «ساية» چيزهاي آسماني بود (عبرانيان 8 : 5).
خيمه معني بخصوصي براي قوم يهود داشت، و در عين حال «نمونة چيزهاي آينده» بود (عبرانيان 9 و 10).
خيمه و هيكل كه بعدها بر اساس مدل خيمه بنا شد، مركز حيات ملي يهود بودند.
خيمه كه منشاء الهي داشت، باز نمود بسيار مهم انديشههاي بخصوصي بود كه خدا ميخواست به انسان تفهيم كند، و نيز پيش درآمد بسياري از تعاليم ايمان مسيحي بود.
هدايا
و خداوند موسي را خطاب كرده،گفت: 2 «به بنياسرائيل بگو كه براي منهدايا بياورند؛ از هر كه به ميلِ دل بياورد، هداياي مرا بگيريد. 3 و اين است هدايا كه از ايشان ميگيريد: طلا و نقره و برنج، 4 و لاجورد و ارغوان و قرمز و كتان نازك و پشم بز، 5 و پوست قوچ سرخ شده و پوست خز و چوب شطيم، 6 و روغن براي چراغها، و ادويه براي روغن مسح، و براي بخور معطر، 7 و سنگهاي عقيق و سنگهاي مرصعي براي ايفود و سينه بند. 8 و مقامي و مَقدَسي براي من بسازند تا در ميان ايشان ساكن شوم. 9 موافق هر آنچه به تو نشان دهم از نمونة مسكن و نمونة جميع اسبابش، همچنين بسازيد.
تابوت عهد
10 «و تابوتي از چوب شطيم بسازند كه طولش دو ذراع و نيم، و عرضش يك ذراع و نيم و بلنديش يك ذراع و نيم باشد. 11 و آن را به طلاي خالص بپوشان. آن را از درون و بيرون بپوشان، و بر زبرش به هر طرف تاجي زرين بساز. 12 و برايش چهار حلقة زرين بريز، و آنها را بر چهار قايمهاش بگذار، دو حلقه بر يك طرفش و دو حلقه بر طرف ديگر. 13 و دو عصا از چوب شطيم بساز، و آنها را به طلا بپوشان. 14 و آن عصاها را در حلقههايي كه بر طرفين تابوت باشد بگذران، تا تابوت را به آنها بردارند. 15 و عصاها در حلقههاي تابوت بماند و از آنها برداشته نشود. 16 و آن شهادتي را كه به تو ميدهم، در تابوت بگذار. 17 و تخت رحمت را از طلاي خالص بساز. طولش دو ذراع و نيم، و عرضش يك ذراع و نيم. 18 و دو كروبي از طلا بساز، آنها را ازچرخكاري از هر دو طرف تخت رحمت بساز. 19 و يك كروبي در اين سر و كروبي ديگر در آن سر بساز. كروبيان را از تخت رحمت بر هر دو طرفش بساز. 20 و كروبيان بالهاي خود را بر زِبَر آن پهن كنند، و تخت رحمت را به بالهاي خود بپوشانند. و رويهاي ايشان به سوي يكديگر باشد، و رويهاي كروبيان به طرف تخت رحمت باشد. 21 و تخت رحمت را بر روي تابوت بگذار و شهادتي را كه به تو ميدهم در تابوت بنه. 22 و در آنجا با تو ملاقات خواهم كرد و از بالاي تخت رحمت از ميان دو كروبي كه بر تابوت شهادت ميباشند، با تو سخن خواهم گفت، دربارة همة اموري كه بجهت بنياسرائيل تو را امر خواهم فرمود.
خوان
23 «و خواني از چوب شطيم بساز كه طولش دو ذراع، و عرضش يك ذراع، و بلنديش يك ذراع و نيم باشد. 24 و آن را به طلاي خالص بپوشان، و تاجي از طلا به هر طرفش بساز. 25 و حاشيهاي به قدر چهار انگشت به اطرافش بساز، و براي حاشيهاش تاجي زرين از هر طرف بساز. 26 و چهار حلقة زرين برايش بساز، و حلقهها را بر چهار گوشة چهار قايمهاش بگذار. 27 و حلقهها در برابر حاشيه باشد، تا خانهها باشد بجهت عصاها براي برداشتن خوان. 28 و عصاها را از چوب شطيم بساز، و آنها را به طلا بپوشان تا خوان را بدانها بردارند. 29 و صحنها و كاسهها و جامها و پيالههايش را كه به آنها هداياي ريختني ميريزند بساز، آنها را از طلاي خالص بساز. 30 ونانِ تَقْدِمِه را بر خوان، هميشه به حضور من بگذار.
چراغدان
31 «و چراغداني از طلاي خالص بساز، و از چرخكاري چراغدان ساخته شود؛ قاعدهاش و پايهاش و پيالههايش و سيبهايش و گلهايش از همان باشد. 32 و شش شاخه از طرفينش بيرون آيد، يعني سه شاخة چراغدان از يك طرف و سه شاخة چراغدان از طرف ديگر. 33 سه پيالة بادامي با سيبي و گلي در يك شاخه و سه پيالة بادامي با سيبي و گلي در شاخة ديگر و هم چنين در شش شاخهاي كه از چراغدان بيرون ميآيد. 34 و در چراغدان چهار پيالة بادامي با سيبها و گلهاي آنها باشد. 35 و سيبي زير دو شاخة آن و سيبي زير دو شاخة آن و سيبي زير دو شاخة آن بر شش شاخهاي كه از چراغدان بيرون ميآيد. 36 و سيبها و شاخههايش از همان باشد، يعني از يك چرخكاري طلاي خالص. 37 و هفت چراغ براي آن بساز، و چراغهايش را بر بالاي آن بگذار تا پيش روي آن را روشنايي دهند. 38 و گُلگيرها و سينيهايش از طلاي خالص باشد. 39 خودش با همة اسبابش از يك وزنة طلاي خالص ساخته شود. 40 و آگاه باش كه آنها را موافق نمونة آنها كه در كوه به تو نشان داده شد بسازي. ترجمه تفسیری خداوند به موسي فرمود: «به بنياسرائيل بگو كه هدايا به حضور من بياورند. از كساني هديه قبول كن كه با ميل و رغبت ميآورند. هدايا بايد از اين نوع باشند: طلا، نقره و مفرغ؛ نخهاي آبي، ارغواني و قرمز؛ كتان لطيف؛ پشم بز؛ پوست قوچ كه رنگش سرخ شده باشد و پوست خز؛ چوب اقاقيا؛ روغن زيتون براي چراغها؛ مواد خوشبو براي تهيه روغن مسح؛ بخور خوشبو؛ سنگ جزع و سنگهاي قيـمتي ديــگر براي ايـفود و سينه بند كاهن.
8 «بنياسرائيل بايد خيمه مقدسي برايم بسازند تا در ميان ايشان ساكن شوم. 9 اين خيمه و تمام لوازم آن را عيناً مطابق طرحي كه به تو نشان ميدهم بساز.
صندوق عهد
(خروج 37:1-9)
10 «صندوقي از چوب اقاقيا بساز كه درازاي آن 125 سانتي متر و پهنا و بلندي آن هر كدام 75 سانتي متر باشد. 11 بيرون و درون آن را با طلاي خالصبپوشان و نواري از طلا دور لبه آن بكش. 12 براي اين صندوق، چهار حلقه از طلا آماده كن و آنها را در چهار گوشه قسمت پايين آن متصل نما يعني در هر طرف دو حلقه. 13و14 دو چوب بلند كه از درخت اقاقيا تهيه شده باشد با روكش طلا بپوشان و آنها را براي برداشتن صندوق در داخل حلقههاي دو طرف صندوق بگذار. 15 اين چوبها درون حلقههاي «صندوق عهد» بمانـد واز حلقهها خارج نشـود. 16 وقتي ساختن صندوق عهد به پايان رسيد، آن دو لوح سنگي را كه دستورات و قوانين روي آن كنده شده به تو ميسپارم تا در آن بگذاري.
17 «سرپوش صندوق عهد را به درازاي 125 سانتي متر و پهناي 75 سانتي متر از طلاي خالص درست كن. اين سرپوش، «تخت رحمت» است براي كفاره گناهان شما. 18و19 دو مجسمه فرشته از طلا در دو سر تخت رحمت بساز. فرشتهها را طوري روي تخت رحمت بساز كه با آن يكپارچه باشد. 20 مجسمه فرشتهها، بايد روبروي هم و نگاهشان بطرف تخت و بالهايشان بر بالاي آن گسترده باشد. 21 تخت رحمت را روي صندوق نصب كن و لوحهاي سنگي را كه به تو ميسپارم در آن صندوق بگذار. 22 آنگاه من در آنجا با تو ملاقات خواهم كرد و از ميان دو فرشتهاي كه روي تخت رحمت قرار گرفتهاند با تو سخن خواهم گفت و دستورات لازم را براي بنياسرائيل به تو خواهم داد.
ميز نان مقدس
(خروج 37:10-16)
23 «يك ميز از چوب اقاقيا درست كن كه به درازاي يك متر و به پهناي نيم متر و بلندي 75 سانتي متر باشد. 24 آن را با روكش طلاي خالص بپوشان و قابي از طلا بر دور لبه ميز نصب كن. 25 حاشيه دور لبه ميز را به پهناي چهارانگشت درست كن و دور حاشيه را با قاب طلا بپوشان. 26و27 چهار حلقه از طلا برايميز بساز و حلقهها را به چهار گوشه بالاي پايههاي ميز نصب كن. اين حلقهها براي چوبهايي است كه به هنگام جابجا كردن و برداشتن ميز بايد در آنها قرار بگيرد. 28 اين چوبها را از جنس درخت اقاقيا با روكشهاي طلا بساز. 29 همچنين بشقابها، كاسهها، جامها و پيالههايي از طلاي خالص براي ريختن هداياي نوشيدني درست كن. 30 «نان مقدس» دايم روي ميز در حضور من باشد.
چراغدان
(خروج 37:17-24)
31 «يك چراغدان از طلاي خالص درست كن. پايه و بدنه آن بايد يكپارچه و از طلاي خالص ساخته شود و نقش گلهاي روي آن كه شامل كاسبرگ و غنچه است نيز بايد از جنس طلا باشد. 32 از بدنه چراغدان شش شاخه بيرون آيد سه شاخه از يك طرف و سه شاخه از طرف ديگر. 33 روي هر يك از شاخهها سه گل بادامي شكل باشد. 34و35 خود بدنه با چهار گل بادامي تزيين شود طوري كه گلها بين شاخهها و بالا و پايين آنها قرار گيرند. 36 تمام اين نقشها و شاخهها و بدنه بايد از يك تكه طلاي خالص باشد. 37 سپس هفت چراغ بساز و آنها را بر چراغدان بگذار تا نورش بطرف جلو بتابد. 38 انبرها و سينيهاي آن را از طلاي خالص درست كن. 39 براي ساختن اين چراغدان و لوازمش 34 كيلو طلا لازم است.
40 «دقت كن همه را عيناً مطابق طرحي كه در بالاي كوه به تو نشان دادم، بسازي.
راهنما
بابهاي 25 - 31 . دستورالعمل ساختن خيمة اجتماع
خدا خودش الگوي خيمه را با جزئيات ارائه داد (25:9). اين مطلب دو بار ثبت شده: در اين باب، «اينگونه ... بسازيد»؛ و يك بار نيز در بابهاي 35 - 40، كه جزئيات كار كلمه به كلمه تكرار شدهاند، «اينگونه... ساخته شد.»
خيمه «شبيه» يك چيز، و «ساية» چيزهاي آسماني بود (عبرانيان 8 : 5).
خيمه معني بخصوصي براي قوم يهود داشت، و در عين حال «نمونة چيزهاي آينده» بود (عبرانيان 9 و 10).
خيمه و هيكل كه بعدها بر اساس مدل خيمه بنا شد، مركز حيات ملي يهود بودند.
خيمه كه منشاء الهي داشت، باز نمود بسيار مهم انديشههاي بخصوصي بود كه خدا ميخواست به انسان تفهيم كند، و نيز پيش درآمد بسياري از تعاليم ايمان مسيحي بود.
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]

-
- پست: 5234
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1747 بار
- سپاسهای دریافتی: 4179 بار
- تماس:
26 خیمه عبادت
خيمه
«و مسكن را از ده پردة كتان نازكتابيده، و لاجورد و ارغوان و قرمز بساز. با كروبيان از صنعت نساج ماهر آنها را ترتيب نما. 2 طول يك پرده بيست و هشت ذراع، و عرضيك پرده چهار ذراع، و همة پردهها را يك اندازه باشد. 3 پنج پرده با يكديگر پيوسته باشد، و پنج پرده با يكديگر پيوسته. 4 و مادگيهاي لاجورد بر كنار هر پردهاي بر لب پيوستگياش بساز، و بر كنار پردة بيروني در پيوستگي دوم چنين بساز. 5 پنجاه مادگي در يك پرده بساز، و پنجاه مادگي در كنار پردهاي كه در پيوستگي دوم است بساز، به قسمي كه مادگيها مقابل يكديگر باشد. 6 و پنجاه تكمة زرين بساز و پردهها را به تكمهها با يكديگر پيوسته ساز، تا مسكن يك باشد. 7 و خيمة بالاي مسكن را از پردههاي پشم بز بساز، و براي آن يازده پرده درست كن. 8 طول يك پرده سي ذراع، و عرض يك پرده چهار ذراع، و اندازة هر يازده پرده يك باشد. 9 و پنج پرده را جدا و شش پرده را جدا، پيوسته ساز، و پردة ششم را پيش روي خيمه دولا كن. 10 و پنجاه مادگي بر كنار پردهاي كه در پيوستگي بيرون است بساز، و پنجاه مادگي بر كنار پردهاي كه در پيوستگي دوم است. 11 و پنجاه تكمة برنجين بساز، و تكمهها را در مادگيها بگذران، و خيمه را با هم پيوسته ساز تا يك باشد. 12 و زيادتيِ پردههاي خيمه كه باقي باشد، يعني نصف پرده كه زياده است، از پشت خيمه آويزان شود. 13 و ذراعي از اين طرف و ذراعي از آن طرف كه در طول پردههاي خيمه زياده باشد، بر طرفين مسكن از هر دو جانب آويزان شود تا آن را بپوشد. 14 و پوششي براي خيمه از پوست قوچ سرخ شده بساز، و پوششي از پوست خز بر زبر آن.
15 «و تختههاي قايم از چوب شطيم براي مسكن بساز. 16 طول هر تخته ده ذراع، و عرض هر تخته يك ذراع و نيم. 17 و در هر تخته دو زبانه قرينة يكديگر باشد، و همة تختههاي مسكن راچنين بساز. 18 و تختهها براي مسكن بساز، يعني بيست تخته از طرف جنوب به سمت يماني. 19 و چهل پاية نقره در زير آن بيست تخته بساز، يعني دو پايه زير يك تخته براي دو زبانهاش، و دو پايه زير يك تخته براي دو زبانهاش. 20 و براي جانب ديگر مسكن، از طرف شمال بيست تخته باشد. 21 و چهل پاية نقرة آنها، يعني دو پايه زير يك تخته و دو پايه زير تختة ديگر. 22 و براي مؤخر مسكن از جانب غربي شش تخته بساز. 23 و براي گوشههاي مسكن در مؤخرش دو تخته بساز. 24 و از زير وصل كرده شود، و تا بالا نيز در يك حلقه با هم پيوسته شود، و براي هر دو چنين بشود، در هر دو گوشه باشد. 25 و هشت تخته باشد و پايههاي آنها از نقره شانزده پايه باشد، يعني دو پايه زير يك تخته و دو پايه زير تختة ديگر.
26 «و پشتبندها از چوب شطيم بساز، پنج از براي تختههاي يك طرف مسكن، 27 و پنج پشتبند براي تختههاي طرف ديگر مسكن، و پنج پشتبند براي تختههاي طرف مسكن در مؤخرش به سمت مغرب. 28 و پشت بند وسطي كه ميان تختههاست، از اين سر تا آن سر بگذرد. 29 و تختهها را به طلا بپوشان و حلقههاي آنها را از طلا بساز تا خانههاي پشتبندها باشد و پشتبندها را به طلا بپوشان.
30 «پس مسكن را برپا كن موافق نمونهاي كه در كوه به تو نشان داده شد. 31 و حجابي از لاجورد و ارغوان و قرمز و كتان نازك تابيده شده بساز، از صنعت نساج ماهر با كروبيان ساخته شود. 32 و آن را بر چهار ستون چوب شطيم پوشيده شدة به طلا بگذار، و قلابهاي آنها از طلاباشد و بر چهار پاية نقره قايم شود. 33 و حجاب را زير تكمهها آويزان كن، و تابوت شهادت را در آنجا به اندرون حجاب بياور، و حجاب، قدس را براي شما از قدسالاقداس جدا خواهد كرد. 34 و تخت رحمت را بر تابوت شهادت در قدسالاقداس بگذار. 35 و خوان را بيرون حجاب و چراغدان را برابر خوان به طرف جنوبي مسكن بگذار، و خوان را به طرف شمالي آن برپا كن. 36 و پردهاي براي دروازة مسكن از لاجورد و ارغوان و قرمز و كتان نازك تابيده شده از صنعت طراز بساز. 37 و براي پرده پنج ستون از چوب شطيم بساز، و آنها را به طلا بپوشان، و قلابهاي آنها از طلا باشد، و براي آنها پنج پاية برنجين بريز. ترجمه تفسیری «خيمه عبادت را با ده پرده از كتان لطيف ريز بافت و نخهاي آبي، ارغواني و قرمز درست كن. هر يك از پردهها چهارده متر درازا و دو متر پهنا داشته باشد و روي آنها نقش فرشتگان با دقت گلدوزي شود. ده پرده را پنج پنج به هم بدوز بطوري كه دو قطعه جداگانه تشكيل دهند. 4و5 براي وصل كردن اين دو قطعةبزرگ، در لبةآخرين پرده هرقطعه، با نخ آبي پنجاه جاتكمه درست كن. 6 بعد پنجاه تكمه از طلا براي پيوستن دو قطعه پرده به همديگر درست كن تا پردههاي دور خيمه بصورت يكپارچه درآيد.
7و8 «پوشش سقف عبادتگاه را از پشم بز به شكل چادربباف. يازده قطعه پارچه كه از پشم بز تهيه شده باشد، هر كدام به طول پانزده متر و به عرض دو متر بگير؛ 9 پنج تا از آن قطعهها را به هم بدوز تا يك قطعه بزرگ تشكيل شود. شش قطعه ديگر را نيز به همين ترتيب به هم بدوز. (قطعه ششم از قسمت بالاي جلو خيمه مقدس آويزان خواهد شد.) 10و11 در حاشيه هر يك از اين دو قطعه بزرگ پنجاه جاتكمه باز كن و آنها را با پنجاه تكمه مفرغي به هم وصل كن تا بدينگونه دو قطعه بزرگ به هم وصل شوند. 12 اين پوشش خيمه از پشت نيم متر، 13 و از جلو هم نيم متر آويزان باشد. 14 دو پوشش ديگر درست كن يكي از پوست قوچ كه رنگش سرخ شده باشد و ديگري از پوست خز، و آنها را به ترتيب روي پوشش اولي بينداز. بدين ترتيب سقف عبادتگاه تكميل ميشود.
15و16 «چوببست خيمه عبادت را از تختههاي چوب اقاقيا بساز. درازاي هر تخته پنج متر و پهناي آن 75 سانتي متر باشد. تختهها را بطور عمودي قرار بده. 17 در هر طرف تخته، زبانهاي باشد تا با تخته پهلويي جفت شود. 18و19 تختههاي لازم براي عبادتگاه بايد بدين تعداد باشد: بيست تخته با چهل پايه نقرهاي براي قسمت جنوبي، كه زير هر تخته دو پايه نقرهاي قرار گيرد تا زبانهها را نگاهدارند؛ 20و21 بيست تخته ديگر با چهل پايه نقرهاي براي قسمت شمالي كه در قسمت پايين هر كدام از آنها هم دو پايه نقرهاي باشد. 22 شش تخته براي سمت غربي پشت خيمه. 23 دو تخته ديگر براي گوشههاي پشت خيمه. 24 اين دو تخته بايد از بالا و پاييـن بوسيله حلقهها به تختهها وصـل شونـد. 25 پس جمعاً در انتهاي عبادتگاه بايد هشت تخته با شانزده پايه نقرهاي باشد، زير هر تخته دو پايه.
26 «پشت بندهايي از چوب اقاقيا بساز تا بطور افقي تختهها را نگهدارند: پنج تير پشتبند براي تختههاييكه در يك سمت قرار دارند، 27 پنج تير براي تختههاي سمت ديگر و پنج تير براي تختههايي كه در طرف غربي انتهاي خيمه قرار دارند. 28 تير وسطي بايد بطور سراسري از وسط تختهها بگذرد.
29 «روكش تمام تختهها از طلا باشد. براي نگهداشتن تيرها، حلقههايي از طلا بساز. تيرها را نيز با روكش طلا بپوشان. 30 ميخواهم اين خيمه را درست همانطور بسازي كه طرح و نمونه آن را در بالاي كوه به تو نشان دادهام.
31 «در داخل خيمه، يك پرده از كتان لطيف ريز بافت و نخهاي آبي، ارغواني و قرمز درست كن و نقش فرشتگان را با دقت روي آن گلدوزي نما. 32 چهار ستون از چوب اقاقيا با روكش طلا كه چهار قلاب طلا هم داشته باشد برپا كن. ستونها بايد در چهارپايه نقرهاي قرار گيرند. پرده را به قلابها آويزان كن. 33 اين پرده بايد بين «قدس» و «قدس الاقداس» آويزان شود تاآندو را ازهم جدا كند. صندوق عهد را كهدولوح سنگي درآن است درپشتاينپردهقرار بده.
34 «صندوق عهد را با تخت رحمت كه روي آن قرار دارد در قدسالاقداس بگذار. 35 ميز و چراغدان را در مقابل هم بيرون پرده قرار بده، بطوري كه چراغدان در سمت جنوبي و ميز در سمت شمالي قدس باشد.
36 «يك پرده ديگر براي در عبادتگاه از كتان لطيف ريز بافت كه با نخهاي آبي، ارغواني و قرمز گلدوزي شده باشد، تهيه كن. 37 براي اين پرده، پنج ستون از چوب اقاقيا با روكش طلا درست كن. قلابهايشان نيز از طلا باشد. براي آنها پنج پايه مفرغي هم بساز.
راهنما
بابهاي 25 - 31 . دستورالعمل ساختن خيمة اجتماع
خدا خودش الگوي خيمه را با جزئيات ارائه داد (25:9). اين مطلب دو بار ثبت شده: در اين باب، «اينگونه ... بسازيد»؛ و يك بار نيز در بابهاي 35 - 40، كه جزئيات كار كلمه به كلمه تكرار شدهاند، «اينگونه... ساخته شد.»
خيمه «شبيه» يك چيز، و «ساية» چيزهاي آسماني بود (عبرانيان 8 : 5).
خيمه معني بخصوصي براي قوم يهود داشت، و در عين حال «نمونة چيزهاي آينده» بود (عبرانيان 9 و 10).
خيمه و هيكل كه بعدها بر اساس مدل خيمه بنا شد، مركز حيات ملي يهود بودند.
خيمه كه منشاء الهي داشت، باز نمود بسيار مهم انديشههاي بخصوصي بود كه خدا ميخواست به انسان تفهيم كند، و نيز پيش درآمد بسياري از تعاليم ايمان مسيحي بود.
خيمه
«و مسكن را از ده پردة كتان نازكتابيده، و لاجورد و ارغوان و قرمز بساز. با كروبيان از صنعت نساج ماهر آنها را ترتيب نما. 2 طول يك پرده بيست و هشت ذراع، و عرضيك پرده چهار ذراع، و همة پردهها را يك اندازه باشد. 3 پنج پرده با يكديگر پيوسته باشد، و پنج پرده با يكديگر پيوسته. 4 و مادگيهاي لاجورد بر كنار هر پردهاي بر لب پيوستگياش بساز، و بر كنار پردة بيروني در پيوستگي دوم چنين بساز. 5 پنجاه مادگي در يك پرده بساز، و پنجاه مادگي در كنار پردهاي كه در پيوستگي دوم است بساز، به قسمي كه مادگيها مقابل يكديگر باشد. 6 و پنجاه تكمة زرين بساز و پردهها را به تكمهها با يكديگر پيوسته ساز، تا مسكن يك باشد. 7 و خيمة بالاي مسكن را از پردههاي پشم بز بساز، و براي آن يازده پرده درست كن. 8 طول يك پرده سي ذراع، و عرض يك پرده چهار ذراع، و اندازة هر يازده پرده يك باشد. 9 و پنج پرده را جدا و شش پرده را جدا، پيوسته ساز، و پردة ششم را پيش روي خيمه دولا كن. 10 و پنجاه مادگي بر كنار پردهاي كه در پيوستگي بيرون است بساز، و پنجاه مادگي بر كنار پردهاي كه در پيوستگي دوم است. 11 و پنجاه تكمة برنجين بساز، و تكمهها را در مادگيها بگذران، و خيمه را با هم پيوسته ساز تا يك باشد. 12 و زيادتيِ پردههاي خيمه كه باقي باشد، يعني نصف پرده كه زياده است، از پشت خيمه آويزان شود. 13 و ذراعي از اين طرف و ذراعي از آن طرف كه در طول پردههاي خيمه زياده باشد، بر طرفين مسكن از هر دو جانب آويزان شود تا آن را بپوشد. 14 و پوششي براي خيمه از پوست قوچ سرخ شده بساز، و پوششي از پوست خز بر زبر آن.
15 «و تختههاي قايم از چوب شطيم براي مسكن بساز. 16 طول هر تخته ده ذراع، و عرض هر تخته يك ذراع و نيم. 17 و در هر تخته دو زبانه قرينة يكديگر باشد، و همة تختههاي مسكن راچنين بساز. 18 و تختهها براي مسكن بساز، يعني بيست تخته از طرف جنوب به سمت يماني. 19 و چهل پاية نقره در زير آن بيست تخته بساز، يعني دو پايه زير يك تخته براي دو زبانهاش، و دو پايه زير يك تخته براي دو زبانهاش. 20 و براي جانب ديگر مسكن، از طرف شمال بيست تخته باشد. 21 و چهل پاية نقرة آنها، يعني دو پايه زير يك تخته و دو پايه زير تختة ديگر. 22 و براي مؤخر مسكن از جانب غربي شش تخته بساز. 23 و براي گوشههاي مسكن در مؤخرش دو تخته بساز. 24 و از زير وصل كرده شود، و تا بالا نيز در يك حلقه با هم پيوسته شود، و براي هر دو چنين بشود، در هر دو گوشه باشد. 25 و هشت تخته باشد و پايههاي آنها از نقره شانزده پايه باشد، يعني دو پايه زير يك تخته و دو پايه زير تختة ديگر.
26 «و پشتبندها از چوب شطيم بساز، پنج از براي تختههاي يك طرف مسكن، 27 و پنج پشتبند براي تختههاي طرف ديگر مسكن، و پنج پشتبند براي تختههاي طرف مسكن در مؤخرش به سمت مغرب. 28 و پشت بند وسطي كه ميان تختههاست، از اين سر تا آن سر بگذرد. 29 و تختهها را به طلا بپوشان و حلقههاي آنها را از طلا بساز تا خانههاي پشتبندها باشد و پشتبندها را به طلا بپوشان.
30 «پس مسكن را برپا كن موافق نمونهاي كه در كوه به تو نشان داده شد. 31 و حجابي از لاجورد و ارغوان و قرمز و كتان نازك تابيده شده بساز، از صنعت نساج ماهر با كروبيان ساخته شود. 32 و آن را بر چهار ستون چوب شطيم پوشيده شدة به طلا بگذار، و قلابهاي آنها از طلاباشد و بر چهار پاية نقره قايم شود. 33 و حجاب را زير تكمهها آويزان كن، و تابوت شهادت را در آنجا به اندرون حجاب بياور، و حجاب، قدس را براي شما از قدسالاقداس جدا خواهد كرد. 34 و تخت رحمت را بر تابوت شهادت در قدسالاقداس بگذار. 35 و خوان را بيرون حجاب و چراغدان را برابر خوان به طرف جنوبي مسكن بگذار، و خوان را به طرف شمالي آن برپا كن. 36 و پردهاي براي دروازة مسكن از لاجورد و ارغوان و قرمز و كتان نازك تابيده شده از صنعت طراز بساز. 37 و براي پرده پنج ستون از چوب شطيم بساز، و آنها را به طلا بپوشان، و قلابهاي آنها از طلا باشد، و براي آنها پنج پاية برنجين بريز. ترجمه تفسیری «خيمه عبادت را با ده پرده از كتان لطيف ريز بافت و نخهاي آبي، ارغواني و قرمز درست كن. هر يك از پردهها چهارده متر درازا و دو متر پهنا داشته باشد و روي آنها نقش فرشتگان با دقت گلدوزي شود. ده پرده را پنج پنج به هم بدوز بطوري كه دو قطعه جداگانه تشكيل دهند. 4و5 براي وصل كردن اين دو قطعةبزرگ، در لبةآخرين پرده هرقطعه، با نخ آبي پنجاه جاتكمه درست كن. 6 بعد پنجاه تكمه از طلا براي پيوستن دو قطعه پرده به همديگر درست كن تا پردههاي دور خيمه بصورت يكپارچه درآيد.
7و8 «پوشش سقف عبادتگاه را از پشم بز به شكل چادربباف. يازده قطعه پارچه كه از پشم بز تهيه شده باشد، هر كدام به طول پانزده متر و به عرض دو متر بگير؛ 9 پنج تا از آن قطعهها را به هم بدوز تا يك قطعه بزرگ تشكيل شود. شش قطعه ديگر را نيز به همين ترتيب به هم بدوز. (قطعه ششم از قسمت بالاي جلو خيمه مقدس آويزان خواهد شد.) 10و11 در حاشيه هر يك از اين دو قطعه بزرگ پنجاه جاتكمه باز كن و آنها را با پنجاه تكمه مفرغي به هم وصل كن تا بدينگونه دو قطعه بزرگ به هم وصل شوند. 12 اين پوشش خيمه از پشت نيم متر، 13 و از جلو هم نيم متر آويزان باشد. 14 دو پوشش ديگر درست كن يكي از پوست قوچ كه رنگش سرخ شده باشد و ديگري از پوست خز، و آنها را به ترتيب روي پوشش اولي بينداز. بدين ترتيب سقف عبادتگاه تكميل ميشود.
15و16 «چوببست خيمه عبادت را از تختههاي چوب اقاقيا بساز. درازاي هر تخته پنج متر و پهناي آن 75 سانتي متر باشد. تختهها را بطور عمودي قرار بده. 17 در هر طرف تخته، زبانهاي باشد تا با تخته پهلويي جفت شود. 18و19 تختههاي لازم براي عبادتگاه بايد بدين تعداد باشد: بيست تخته با چهل پايه نقرهاي براي قسمت جنوبي، كه زير هر تخته دو پايه نقرهاي قرار گيرد تا زبانهها را نگاهدارند؛ 20و21 بيست تخته ديگر با چهل پايه نقرهاي براي قسمت شمالي كه در قسمت پايين هر كدام از آنها هم دو پايه نقرهاي باشد. 22 شش تخته براي سمت غربي پشت خيمه. 23 دو تخته ديگر براي گوشههاي پشت خيمه. 24 اين دو تخته بايد از بالا و پاييـن بوسيله حلقهها به تختهها وصـل شونـد. 25 پس جمعاً در انتهاي عبادتگاه بايد هشت تخته با شانزده پايه نقرهاي باشد، زير هر تخته دو پايه.
26 «پشت بندهايي از چوب اقاقيا بساز تا بطور افقي تختهها را نگهدارند: پنج تير پشتبند براي تختههاييكه در يك سمت قرار دارند، 27 پنج تير براي تختههاي سمت ديگر و پنج تير براي تختههايي كه در طرف غربي انتهاي خيمه قرار دارند. 28 تير وسطي بايد بطور سراسري از وسط تختهها بگذرد.
29 «روكش تمام تختهها از طلا باشد. براي نگهداشتن تيرها، حلقههايي از طلا بساز. تيرها را نيز با روكش طلا بپوشان. 30 ميخواهم اين خيمه را درست همانطور بسازي كه طرح و نمونه آن را در بالاي كوه به تو نشان دادهام.
31 «در داخل خيمه، يك پرده از كتان لطيف ريز بافت و نخهاي آبي، ارغواني و قرمز درست كن و نقش فرشتگان را با دقت روي آن گلدوزي نما. 32 چهار ستون از چوب اقاقيا با روكش طلا كه چهار قلاب طلا هم داشته باشد برپا كن. ستونها بايد در چهارپايه نقرهاي قرار گيرند. پرده را به قلابها آويزان كن. 33 اين پرده بايد بين «قدس» و «قدس الاقداس» آويزان شود تاآندو را ازهم جدا كند. صندوق عهد را كهدولوح سنگي درآن است درپشتاينپردهقرار بده.
34 «صندوق عهد را با تخت رحمت كه روي آن قرار دارد در قدسالاقداس بگذار. 35 ميز و چراغدان را در مقابل هم بيرون پرده قرار بده، بطوري كه چراغدان در سمت جنوبي و ميز در سمت شمالي قدس باشد.
36 «يك پرده ديگر براي در عبادتگاه از كتان لطيف ريز بافت كه با نخهاي آبي، ارغواني و قرمز گلدوزي شده باشد، تهيه كن. 37 براي اين پرده، پنج ستون از چوب اقاقيا با روكش طلا درست كن. قلابهايشان نيز از طلا باشد. براي آنها پنج پايه مفرغي هم بساز.
راهنما
بابهاي 25 - 31 . دستورالعمل ساختن خيمة اجتماع
خدا خودش الگوي خيمه را با جزئيات ارائه داد (25:9). اين مطلب دو بار ثبت شده: در اين باب، «اينگونه ... بسازيد»؛ و يك بار نيز در بابهاي 35 - 40، كه جزئيات كار كلمه به كلمه تكرار شدهاند، «اينگونه... ساخته شد.»
خيمه «شبيه» يك چيز، و «ساية» چيزهاي آسماني بود (عبرانيان 8 : 5).
خيمه معني بخصوصي براي قوم يهود داشت، و در عين حال «نمونة چيزهاي آينده» بود (عبرانيان 9 و 10).
خيمه و هيكل كه بعدها بر اساس مدل خيمه بنا شد، مركز حيات ملي يهود بودند.
خيمه كه منشاء الهي داشت، باز نمود بسيار مهم انديشههاي بخصوصي بود كه خدا ميخواست به انسان تفهيم كند، و نيز پيش درآمد بسياري از تعاليم ايمان مسيحي بود.
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]

-
- پست: 5234
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1747 بار
- سپاسهای دریافتی: 4179 بار
- تماس:
27 قربانگاه؛ حیاط عبادتگاه؛ نگهداری از چراغها
مذبح
«و مذبح را از چوب شطيم بساز،طولش پنج ذراع و عرضش پنج ذراع. و مذبح مربع باشد. و بلندياش سه ذراع. 2 و شاخههايش را بر چهار گوشهاش بساز و شاخههايش از همان باشد و آن را به برنج بپوشان. 3 و لگنهايش را براي برداشتن خاكسترش بساز. و خاك اندازهايش و جامهايش و چنگالهايش و مِجْمَرهايش و همة اسبابش را از برنج بساز. 4 و برايش آتشداني مشبك برنجين بساز و بر آن شبكه چهار حلقة برنجين بر چهار گوشهاش بساز. 5 و آن را در زير، كنار مذبح بگذار تا شبكه به نصف مذبح برسد. 6 و دو عصا براي مذبح بساز. عصاها از چوب شطيم باشد و آنها را به برنج بپوشان. 7 و عصاها را در حلقهها بگذرانند، و عصاها بر هر دو طرف مذبح باشد تا آن را بردارند.8 و آن را مُجَوَّف از تختهها بساز، همچنانكه در كوه به تو نشان داده شد، به اين طور ساخته شود.
صحن مسكن
9 «و صحن مسكن را بساز به طرف جنوب به سمت يماني. پردههاي صحن از كتان نازك تابيده شده باشد، و طولش صد ذراع به يك طرف. 10 و ستونهايش بيست و پايههاي آنها بيست، از برنج باشد و قلابهاي ستونها و پشتبندهاي آنها از نقره باشد. 11 و همچنين به طرف شمال، در طولش پردهها باشد كه طول آنها صد ذراع باشد و بيست ستون آن و بيست پاية آنها از برنج باشد و قلابهاي ستونها و پشت بندهاي آنها از نقره باشد. 12 و براي عرض صحن به سمت مغرب، پردههاي پنجاه ذراعي باشد. و ستونهاي آنها ده و پايههاي آنها ده. 13 و عرض صحن به جانب مشرق از سمت طلوع پنجاه ذراع باشد. 14 و پردههاي يك طرفِ دروازه، پانزده ذراع و ستونهاي آنها سه و پايههاي آنها سه. 15 و پردههاي طرف ديگر پانزده ذراعي و ستونهاي آنها سه و پايههاي آنها سه. 16 و براي دروازة صحن، پردة بيست ذراعي از لاجورد و ارغوان و قرمز و كتان نازك تابيده شده از صنعت طراز باشد. و ستونهايش چهار و پايههايش چهار. 17 همة ستونهاي گرداگرد صحن با پشتبندهاي نقره پيوسته شود، و قلابهاي آنها از نقره و پايههاي آنها از برنج باشد. 18 طول صحن صد ذراع، و عرضش در هر جا پنجاه ذراع، و بلندياش پنج ذراع از كتان نازك تابيده شده، و پايههايش از برنج باشد. 19 و همة اسباب مسكنبراي هر خدمتي، و همة ميخهايش، و همة ميخهاي صحن از برنج باشد.
روغن مصفي
20 «و تو بنياسرائيل را امر فرما كه روغن زيتون مصفي و كوبيده شده براي روشنايي نزد تو بياورند تا چراغها دائماً روشن شود. 21 در خيمة اجتماع، بيرون پردهاي كه در برابر شهادت است، هارون و پسرانش از شام تا صبح، به حضور خداوند آن را درست كنند. و اين براي بنياسرائيل نسلاً بعد نسل فريضة ابدي باشد. ترجمه تفسیری «قربانگاه را از چوب اقاقيا بساز، به شكل چهارگوش كه طول هر ضلع آن دو ونيم متر و بلنديش يك و نيم متر باشد. 2 آن را طوري بساز كه در چهار گوشه آن چهار زايده به شكل شاخ باشد. تمام قربانگاه و شاخها، روكش مفرغي داشته باشند.3 لوازم آن كه شامل سطلهايي براي برداشتن خاكستر، خاكاندازها، كاسهها، چنگكها و آتش دانها ميباشد بايد همگي از مفرغ باشند. 4و5 يك منقل مشبك مفرغي كه در هر گوشه آن يك حلقه مفرغي باشد، براي آن بساز و آن را تا نيمه قربانگاه فرو ببر تا روي لبهاي كه در آنجا وجود دارد، قرار گيرد. 6و7 براي جابجا كردن قربانگاه، دو چوب از درخت اقاقيا با روكش مفرغي درست كن و چوبها را در حلقههايي كه در دو طرف قربانگاه نصب شده فرو كن. 8 همانطور كه در بالاي كوه نشان دادم، قربانگاه بايد درونش خالي باشد و از تخته درست شود.
حياط عبادتگاه
(خروج 38:9-20)
9و10 «سپس براي عبادتگاه، حياطي درست كن كه ديوارهايش از پردههاي كتان لطيف ريز بافت باشد. طول پردههاي سمت جنوب پنجاه متر باشد و پردهها را از بيست ستون مفرغي آويزان كن. براي هر يك از اين ستونها پايههاي مفرغي وقلابها و پشت بندهاي نقرهاي درست كن. 11 براي سمت شمالي حياط نيز همين كار را بكن. 12 طول ديوار پردههاي سمت غربي حياط بايد بيست و پنج متر باشد با ده ستون و ده پايه. 13 طول ديوار پردهاي سمت شرقي هم بايد بيست و پنج متر باشد. 14و15 پردههاي هر طرف در ورودي بايد هفت و نيم متر باشد. براي نگاه داشتن اين پردهها هم سه ستون و سه پايه در هر طرف بساز.
16 «براي در ورودي حياط يك پرده به طول ده متر از كتان لطيف ريزبافت تهيه كن و با نخهاي آبي، ارغواني و قرمز گلدوزي نما و آن را از چهار ستون كه روي چهار پايه قرار دارند آويزان كن. 17 تمام ستونهاي اطراف حياط بايد بوسيله پشت بندها و قلابهاي نقرهاي به هم مربوط شوند. ستونها بايد در پايههاي مفرغي قرار گيرند. 18 پس حياط بايد پنجاه متر طول و بيست و پنج متر عرض و دو و نيم متر بلندي داشته باشد. پردههاي آن نيز از كتان لطيف ريز بافت و پايههاي آن از مفرغ باشد.
19 «تمام وسايل ديگري كه در خيمه بكار بردهميشوند و تمام ميخهاي خيمه و حياط آن بايد از مفرغ باشند.
نگهداري از چراغها
(لاويان 24:1-4)
20 «به بنياسرائيل دستور بده روغن زيتون خالص براي ريختن در چراغدان عبادتگاه بياورند تا عبادتگاه هميشه روشن باشد. 21 هارون و پسرانش چراغدان را در قدس بگذارند و شب و روز در حضور خداوند از آن نگاهداري كنند تا شعلهاش خاموش نشود. اين براي تمام نسلهاي بنياسرائيل يك قانون جاوداني است.
راهنما
بابهاي 25 - 31 . دستورالعمل ساختن خيمة اجتماع
خدا خودش الگوي خيمه را با جزئيات ارائه داد (25:9). اين مطلب دو بار ثبت شده: در اين باب، «اينگونه ... بسازيد»؛ و يك بار نيز در بابهاي 35 - 40، كه جزئيات كار كلمه به كلمه تكرار شدهاند، «اينگونه... ساخته شد.»
خيمه «شبيه» يك چيز، و «ساية» چيزهاي آسماني بود (عبرانيان 8 : 5).
خيمه معني بخصوصي براي قوم يهود داشت، و در عين حال «نمونة چيزهاي آينده» بود (عبرانيان 9 و 10).
خيمه و هيكل كه بعدها بر اساس مدل خيمه بنا شد، مركز حيات ملي يهود بودند.
خيمه كه منشاء الهي داشت، باز نمود بسيار مهم انديشههاي بخصوصي بود كه خدا ميخواست به انسان تفهيم كند، و نيز پيش درآمد بسياري از تعاليم ايمان مسيحي بود
مذبح
«و مذبح را از چوب شطيم بساز،طولش پنج ذراع و عرضش پنج ذراع. و مذبح مربع باشد. و بلندياش سه ذراع. 2 و شاخههايش را بر چهار گوشهاش بساز و شاخههايش از همان باشد و آن را به برنج بپوشان. 3 و لگنهايش را براي برداشتن خاكسترش بساز. و خاك اندازهايش و جامهايش و چنگالهايش و مِجْمَرهايش و همة اسبابش را از برنج بساز. 4 و برايش آتشداني مشبك برنجين بساز و بر آن شبكه چهار حلقة برنجين بر چهار گوشهاش بساز. 5 و آن را در زير، كنار مذبح بگذار تا شبكه به نصف مذبح برسد. 6 و دو عصا براي مذبح بساز. عصاها از چوب شطيم باشد و آنها را به برنج بپوشان. 7 و عصاها را در حلقهها بگذرانند، و عصاها بر هر دو طرف مذبح باشد تا آن را بردارند.8 و آن را مُجَوَّف از تختهها بساز، همچنانكه در كوه به تو نشان داده شد، به اين طور ساخته شود.
صحن مسكن
9 «و صحن مسكن را بساز به طرف جنوب به سمت يماني. پردههاي صحن از كتان نازك تابيده شده باشد، و طولش صد ذراع به يك طرف. 10 و ستونهايش بيست و پايههاي آنها بيست، از برنج باشد و قلابهاي ستونها و پشتبندهاي آنها از نقره باشد. 11 و همچنين به طرف شمال، در طولش پردهها باشد كه طول آنها صد ذراع باشد و بيست ستون آن و بيست پاية آنها از برنج باشد و قلابهاي ستونها و پشت بندهاي آنها از نقره باشد. 12 و براي عرض صحن به سمت مغرب، پردههاي پنجاه ذراعي باشد. و ستونهاي آنها ده و پايههاي آنها ده. 13 و عرض صحن به جانب مشرق از سمت طلوع پنجاه ذراع باشد. 14 و پردههاي يك طرفِ دروازه، پانزده ذراع و ستونهاي آنها سه و پايههاي آنها سه. 15 و پردههاي طرف ديگر پانزده ذراعي و ستونهاي آنها سه و پايههاي آنها سه. 16 و براي دروازة صحن، پردة بيست ذراعي از لاجورد و ارغوان و قرمز و كتان نازك تابيده شده از صنعت طراز باشد. و ستونهايش چهار و پايههايش چهار. 17 همة ستونهاي گرداگرد صحن با پشتبندهاي نقره پيوسته شود، و قلابهاي آنها از نقره و پايههاي آنها از برنج باشد. 18 طول صحن صد ذراع، و عرضش در هر جا پنجاه ذراع، و بلندياش پنج ذراع از كتان نازك تابيده شده، و پايههايش از برنج باشد. 19 و همة اسباب مسكنبراي هر خدمتي، و همة ميخهايش، و همة ميخهاي صحن از برنج باشد.
روغن مصفي
20 «و تو بنياسرائيل را امر فرما كه روغن زيتون مصفي و كوبيده شده براي روشنايي نزد تو بياورند تا چراغها دائماً روشن شود. 21 در خيمة اجتماع، بيرون پردهاي كه در برابر شهادت است، هارون و پسرانش از شام تا صبح، به حضور خداوند آن را درست كنند. و اين براي بنياسرائيل نسلاً بعد نسل فريضة ابدي باشد. ترجمه تفسیری «قربانگاه را از چوب اقاقيا بساز، به شكل چهارگوش كه طول هر ضلع آن دو ونيم متر و بلنديش يك و نيم متر باشد. 2 آن را طوري بساز كه در چهار گوشه آن چهار زايده به شكل شاخ باشد. تمام قربانگاه و شاخها، روكش مفرغي داشته باشند.3 لوازم آن كه شامل سطلهايي براي برداشتن خاكستر، خاكاندازها، كاسهها، چنگكها و آتش دانها ميباشد بايد همگي از مفرغ باشند. 4و5 يك منقل مشبك مفرغي كه در هر گوشه آن يك حلقه مفرغي باشد، براي آن بساز و آن را تا نيمه قربانگاه فرو ببر تا روي لبهاي كه در آنجا وجود دارد، قرار گيرد. 6و7 براي جابجا كردن قربانگاه، دو چوب از درخت اقاقيا با روكش مفرغي درست كن و چوبها را در حلقههايي كه در دو طرف قربانگاه نصب شده فرو كن. 8 همانطور كه در بالاي كوه نشان دادم، قربانگاه بايد درونش خالي باشد و از تخته درست شود.
حياط عبادتگاه
(خروج 38:9-20)
9و10 «سپس براي عبادتگاه، حياطي درست كن كه ديوارهايش از پردههاي كتان لطيف ريز بافت باشد. طول پردههاي سمت جنوب پنجاه متر باشد و پردهها را از بيست ستون مفرغي آويزان كن. براي هر يك از اين ستونها پايههاي مفرغي وقلابها و پشت بندهاي نقرهاي درست كن. 11 براي سمت شمالي حياط نيز همين كار را بكن. 12 طول ديوار پردههاي سمت غربي حياط بايد بيست و پنج متر باشد با ده ستون و ده پايه. 13 طول ديوار پردهاي سمت شرقي هم بايد بيست و پنج متر باشد. 14و15 پردههاي هر طرف در ورودي بايد هفت و نيم متر باشد. براي نگاه داشتن اين پردهها هم سه ستون و سه پايه در هر طرف بساز.
16 «براي در ورودي حياط يك پرده به طول ده متر از كتان لطيف ريزبافت تهيه كن و با نخهاي آبي، ارغواني و قرمز گلدوزي نما و آن را از چهار ستون كه روي چهار پايه قرار دارند آويزان كن. 17 تمام ستونهاي اطراف حياط بايد بوسيله پشت بندها و قلابهاي نقرهاي به هم مربوط شوند. ستونها بايد در پايههاي مفرغي قرار گيرند. 18 پس حياط بايد پنجاه متر طول و بيست و پنج متر عرض و دو و نيم متر بلندي داشته باشد. پردههاي آن نيز از كتان لطيف ريز بافت و پايههاي آن از مفرغ باشد.
19 «تمام وسايل ديگري كه در خيمه بكار بردهميشوند و تمام ميخهاي خيمه و حياط آن بايد از مفرغ باشند.
نگهداري از چراغها
(لاويان 24:1-4)
20 «به بنياسرائيل دستور بده روغن زيتون خالص براي ريختن در چراغدان عبادتگاه بياورند تا عبادتگاه هميشه روشن باشد. 21 هارون و پسرانش چراغدان را در قدس بگذارند و شب و روز در حضور خداوند از آن نگاهداري كنند تا شعلهاش خاموش نشود. اين براي تمام نسلهاي بنياسرائيل يك قانون جاوداني است.
راهنما
بابهاي 25 - 31 . دستورالعمل ساختن خيمة اجتماع
خدا خودش الگوي خيمه را با جزئيات ارائه داد (25:9). اين مطلب دو بار ثبت شده: در اين باب، «اينگونه ... بسازيد»؛ و يك بار نيز در بابهاي 35 - 40، كه جزئيات كار كلمه به كلمه تكرار شدهاند، «اينگونه... ساخته شد.»
خيمه «شبيه» يك چيز، و «ساية» چيزهاي آسماني بود (عبرانيان 8 : 5).
خيمه معني بخصوصي براي قوم يهود داشت، و در عين حال «نمونة چيزهاي آينده» بود (عبرانيان 9 و 10).
خيمه و هيكل كه بعدها بر اساس مدل خيمه بنا شد، مركز حيات ملي يهود بودند.
خيمه كه منشاء الهي داشت، باز نمود بسيار مهم انديشههاي بخصوصي بود كه خدا ميخواست به انسان تفهيم كند، و نيز پيش درآمد بسياري از تعاليم ايمان مسيحي بود
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]

-
- پست: 5234
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1747 بار
- سپاسهای دریافتی: 4179 بار
- تماس:
28 لباس کاهن؛ ایفود؛ سینه بند؛ لباسهای دیگر کاهن
رخت كهانت
«و تو برادر خود، هارون و پسرانشرا با وي از ميان بنياسرائيل نزد خود بياور تا براي من كهانت بكند، يعني هارون و ناداب و ابيهو و العازار و ايتامار، پسران هارون. 2 و رختهاي مقدس براي برادرت، هارون، بجهت عزت و زينت بساز. 3 و تو به جميع دانادلاني كه ايشان را به روح حكمت پر ساختهام، بگو كه رختهاي هارون را بسازند براي تقديس كردن او تا براي من كهانت كند. 4 و رختهايي كه ميسازند اين است: سينهبند و ايفود و ردا و پيراهن مُطَرَّز و عمامه و كمربند. اين رختهاي مقدس را براي برادرت هارون و پسرانش بسازند تا بجهت من كهانت كنند. 5 و ايشان طلا و لاجورد و ارغوان و قرمز و كتان نازك را بگيرند.
6 «و ايفود را از طلا و لاجورد و ارغوان و قرمز و كتانِ نازكِ تابيده شده، از صنعت نساج ماهر بسازند. 7 و دو كتفش را بر دو كنارهاش بپيوندند تا پيوسته شود. 8 و زُنّار ايفود كه برآن است، از همان صنعت و از همان پارچه باشد، يعني از طلاو لاجورد و ارغوان و قرمز و كتان نازك تابيده شده. 9 و دو سنگ جزع بگير و نامهاي بنياسرائيل را بر آنها نقش كن. 10 شش نام ايشان را بر يك سنگ و شش نام باقي ايشان را بر سنگ ديگر موافق تولد ايشان. 11 از صنعتِ نقاشِ سنگ مثل نقش خاتم نامهاي بنياسرائيل را بر هر دو سنگ نقش نما و آنها را در طوقهاي طلا نصب كن. 12 و آن دو سنگ را بر كتفهاي ايفود بگذار تا سنگهاي يادگاري براي بنياسرائيل باشد، و هارون نامهاي ايشان را بر دو كتف خود، بحضور خداوند براي يادگاري بردارد. 13 و دو طوق از طلا بساز. 14 و دو زنجير از طلاي خالص بساز مثل طناب بهم پيچيده شده، و آن دو زنجير بهم پيچيده شده را در طوقها بگذار.
15 «و سينهبند عدالت را از صنعت نساج ماهر، موافق كار ايفود بساز و آن را از طلا و لاجورد و ارغوان و قرمز و كتان نازك تابيده شده بساز. 16 و مربع و دولا باشد، طولش يك وجب و عرضش يك وجب. 17 و آن را به ترصيع سنگها، يعني به چهار رسته از سنگها مرصع كن كه رستة اول عقيق احمر و ياقوت اصفر و زمرد باشد، 18 و رستة دوم بهرمان و ياقوت كبود و عقيق سفيد، 19 و رستة سوم عين الهر و يشم و جمشت، 20 و رستة چهارم زبرجد و جزع و يشب. و آنها در رستههاي خود با طلا نشانده شود. 21 و سنگها موافق نامهاي بنياسرائيل مطابق اسامي ايشان، دوازده باشد، مثل نقش خاتم، و هر يك براي دوازده سبط موافق اسمش باشد. 22 و بر سينهبند، زنجيرهاي بهم پيچيده شده، مثل طناب از طلاي خالص بساز. 23 و بر سينهبند، دو حلقه از طلا بساز و آن دو حلقه را بر دو طرف سينهبند بگذار. 24 و آن دو زنجير طلا را بر آن دو حلقهاي كه برسر سينهبند است بگذار. 25 و دو سر ديگر آن دو زنجير را در آن دو طوق ببند و بر دو كتف ايفود بطرف پيش بگذار. 26 و دو حلقة زرين بساز و آنها را بر دو سر سينهبند، به كنار آن كه بطرف اندرون ايفود است، بگذار. 27 و دو حلقة ديگر زرين بساز و آنها را بر دو كتف ايفود از پايين بجانب پيش، در برابر پيوستگي آن، بر زبر زنار ايفود بگذار. 28 و سينهبند را به حلقههايش بر حلقههاي ايفود به نوار لاجورد ببندند تا بالاي زنار ايفود باشد و تا سينهبند از ايفود جدا نشود. 29 و هارون نامهاي بنياسرائيل را بر سينهبند عدالت بر دل خود، وقتي كه به قدس داخل شود، به حضور خداوند بجهت يادگاري دائماً بردارد. 30 و اوريم و تُمّيم را در سينهبند عدالت بگذار تا بر دل هارون باشد، وقتي كه به حضور خداوند بيايد، و عدالت بنياسرائيل را بر دل خود بحضور خداوند دائماً متحمل شود.
31 «و رداي ايفود را تماماً از لاجورد بساز. 32 و شكافي براي سر، در وسطش باشد. و حاشية گرداگرد شكافش از كار نساج مثل گريبان زره، تا دريده نشود. 33 و در دامنش، انارها بساز از لاجورد و ارغوان و قرمز، گرداگرد دامنش، و زنگولههاي زرين در ميان آنها به هر طرف. 34 زنگولة زرين و اناري و زنگولة زرين و اناري گرداگرد دامن ردا. 35 و در بر هارون باشد، هنگامي كه خدمت ميكند، تا آواز آنها شنيده شود، هنگامي كه در قدس بحضور خداوند داخل ميشود و هنگامي كه بيرون ميآيد تا نميرد. 36 و تُنكهاي از طلاي خالص بساز و بر آن مثل نقش خاتم قدوسيت براي يهوه نقش كن. 37 و آن را بهنوار لاجوردي ببند تا بر عمامه باشد، بر پيشاني عمامه خواهد بود. 38 و بر پيشاني هارون باشد تا هارون گناه موقوفاتي كه بنياسرائيل وقف مينمايند، در همة هداياي مقدس ايشان متحمل شود. و آن دائماً بر پيشاني او باشد تا بحضور خداوند مقبول شوند. 39 و پيراهن كتان نازك را بباف و عمامهاي از كتان نازك بساز و كمربندي از صنعت طراز بساز. 40 و براي پسران هارون پيراهنها بساز و بجهت ايشان كمربندها بساز و براي ايشان عمامهها بساز بجهت عزت و زينت. 41 و برادر خود هارون و پسرانش را همراه او به آنها آراسته كن، و ايشان را مسح كن و ايشان را تخصيص و تقديس نما تا براي من كهانت كنند. 42 و زير جامههاي كتان براي ستر عورت ايشان بساز كه از كمر تا ران برسد، 43 و بر هارون و پسرانش باشد، هنگاميكه به خيمة اجتماع داخل شوند يا نزد مذبح آيند تا در قدس خدمت نمايند، مبادا متحمل گناه شوند و بميرند. اين براي وي و بعد از او براي ذريتش فريضة ابدي است. ترجمه تفسیری «برادر خود هارون و پسرانش ناداب، ابيهو، العازار و ايتامار را از ساير مردم اسرائيل جدا كرده، به مقام كاهني تعيين كن تا مرا خدمت كنند. 2 لباسهاي مخصوصي براي هارون تهيه كن تا معلوم باشد كه او براي خدمت من جدا شده است. لباسهاي او زيبا و برازنده كار مقدس او باشد. 3 به كساني كه استعداد و مهارت دوزندگي دادهام دستور بده لباسهاي هارون را تهيه كنند لباسهايي كه با لباسهاي ساير مردم فرق داشته باشد و معلوم شود كه او در مقام كاهني به من خدمت ميكند. 4 لباسهايي كه بايد دوخته شوند اينها هستند: سينه بند، ايفود ، ردا، پيراهن نقشدار، عمامه و كمربند. براي پسران هارون هم بايد از همين لباسها دوخت تا بتوانند در مقام كاهني به من خدمت كنند.
ايفود
(خروج 39:2-7)
5و6 «ايفود را از نخهاي آبي، ارغواني، قرمز و كتان لطيف ريزبافت و رشتههاي طلا درست كرده، روي آن را با دقت گلدوزي كنند. 7 اين جليقه بلند از دو قسمت، جلو و پشت، كه روي شانهها با دو بند به هم ميپيوندند، تشكيل شود. 8 بند كمر ايفود هم بايدمتصل به آن و از جنس خودش باشد، يعني از رشتههاي طلا و كتان لطيف ريز بافت و نخهاي آبي، ارغواني و قرمز. 9و10 دو قطعه سنگ جزع بگير و نامهاي دوازده قبيله بنياسرائيل را كه از دوازده پسر يعقوب بوجود آمدهاند روي آنها نقش كن، يعني روي هر سنگ شش نام به ترتيب سن آنها. 11 مثل يك خاتمكار و حكاك ماهر نامها را روي سنگها بكن و آنها را در قابهاي طلا بگذار. 12 سپس آنها را روي شانههاي ايفود نصب كن تا بدين ترتيب هارون نامهاي قبايل بنياسرائيل را به حضور من بياورد و من به ياد آنها باشم. 13و14 دو زنجير تابيده از طلاي خالص درست كن و آنها را به قابهاي طلايي كه روي شانههاي ايفود است وصل كن.
سينهبند
(خروج 39:8-21)
15 «براي كاهن يك سينه بند جهت پيبردن به خواست خداوند درست كن. آن را مانند ايفود از كتان لطيف ريز بافت، نخهاي آبي، ارغواني و قرمز و رشتههاي طلا بساز و روي آن را با دقت گلدوزي كن. 16 اين سينه بند بايد دولا و مثل يك كيسه چهارگوش به ضلع يك وجب باشد. 17 چهار رديف سنگ قيمتي روي آن نصب كن. رديف اول عقيق سرخ، ياقوت زرد و ياقوت آتشي باشد. 18 رديف دوم زمرد، ياقوت كبود و الماس. 19 رديف سوم فيروزه، عقيق يماني و ياقوت بنفش. 20 رديف چهارم زبرجد، جزع و يشم. همه آنها بايد قابهاي طلا داشته باشند. 21 هر يك از اين سنگها علامت يكي از دوازده قبيله بنياسرائيل خواهد بود و نام آن قبيله روي آن سنگ حك خواهد شد.
22و23و24 «قسمت بالاي سينه بند را بوسيله دو رشته زنجير طلاي تابيده به ايفود ببند. دو سر زنجيرها به حلقههاي طلا كه در گوشههاي سينه بند جاسازي شده، بسته شود. 25 دو سر ديگر زنجيرها از جلو به قابهاي طلاي روي شانهها وصل شود. 26 دو حلقهطلاي ديگر نيز درست كن و آنها را به دو گوشه پاييني سينه بند، روي لايه زيرين، ببند. 27 دو حلقه طلاي ديگر هم درست كن و آنها را در قسمت جلو ايفود و كمي بالاتر از بند كمر نصب كن. 28 بعد حلقههاي سينه بند را با نوار آبي رنگ به حلقههاي ايفود كه بالاتر از بنـد كمر قـرار دارد ببنـد تا سينهبند از ايفود جدا نشود. 29 به اين ترتيب وقتي هارون به قدس وارد ميشود، نامهاي تمام قبايل بنياسرائيل را كه روي سينه بند كنده شده، با خود حمل خواهد كرد تا به ايـن وسيله قوم هميشـه در نظـر خداوند باشنـد. 30 اوريم و تميم را داخل سينهبند بگذار تا وقتي هارون به حضور من ميآيد آنها هميشه روي قلب او باشند و او بتواند خواست مرا در مورد قوم اسرائيل دريابد.
لباسهاي ديگر كاهن
(خروج 39:22-31)
31 «ردايي كه زير ايفود است بايد از پارچه آبي باشد. 32 شكافي براي سر، در آن باشد. حاشيه اين شكاف بايد با دست بافته شود تا پاره نگردد. 33و34 با نخهاي آبي، ارغواني و قرمز، منگولههايي به شكل انار درست كن و دور تا دور لبه دامن ردا بياويز. زنگولههايي از طلا نيز بساز و آنها را در فاصله بين انارها آويزان كن. 35 هارون در موقع خدمت خداوند بايد ردا را بپوشد تا وقتي به حضور من به قدس وارد ميشود يا از آن بيرون ميرود، صداي زنگولهها شنيده شود، مبادا بميرد.
36 «يك نيم تاج از طلاي خالص بساز و اين كلمات را روي آن نقش كن: «مقدس براي خداوند». 37و38 اين نيم تاج را با يك نوار آبي رنگ به قسمت جلو عمامه هارون ببند تا نشانهاي باشد از اينكه هارون هر گناه و خطاي مربوط به قربانيهاي مقدس قوم اسرائيل را بر خود حمل ميكند. وقتي هارون به حضور من ميآيد، هميشه اين نيم تاج را روي پيشاني خود داشته باشد تا من قربانيهاي بنياسرائيل را بپذيرم.39 «پيراهن هارون را از كتان لطيف بباف؛عمامهاي از كتان لطيف و كمربندي گلدوزي شده نيز براي او درست كن.
40 «براي پســـران هــارون نيــز پيــراهن، كمربند و كلاه تهيـه كـن. ايـن لباسهـا بايـد زيبـا و برازنـده كار مقـدس ايشـان باشند. 41 ايـن لباسهـا را به هـارون و پسرانش بپوشان. با روغن زيتون آنها را مسح كن و ايشــان را براي خدمت كاهنـي تعيين و تقديـس نما. 42 بــراي ستــر عورت ايشــان لبــاس زير از جنس كتان بدوز كه اندازه آن از كمر تا بالاي زانو باشد. 43 هارون و پسرانش، وقتي به عبادتگاه داخل ميشوند، يا نزديك قربانگاه ميآيند تا در قدس خدمت كنند، بايد اين لباســها را بپوشند، مبــادا عورت آنــها ديــده شود و بميــرند. ايــن آييــن براي هارون و نسل او يك قانون جاوداني خواهد بود.
راهنما
بابهاي 25 - 31 . دستورالعمل ساختن خيمة اجتماع
خدا خودش الگوي خيمه را با جزئيات ارائه داد (25:9). اين مطلب دو بار ثبت شده: در اين باب، «اينگونه ... بسازيد»؛ و يك بار نيز در بابهاي 35 - 40، كه جزئيات كار كلمه به كلمه تكرار شدهاند، «اينگونه... ساخته شد.»
خيمه «شبيه» يك چيز، و «ساية» چيزهاي آسماني بود (عبرانيان 8 : 5).
خيمه معني بخصوصي براي قوم يهود داشت، و در عين حال «نمونة چيزهاي آينده» بود (عبرانيان 9 و 10).
خيمه و هيكل كه بعدها بر اساس مدل خيمه بنا شد، مركز حيات ملي يهود بودند.
خيمه كه منشاء الهي داشت، باز نمود بسيار مهم انديشههاي بخصوصي بود كه خدا ميخواست به انسان تفهيم كند، و نيز پيش درآمد بسياري از تعاليم ايمان مسيحي بود.
رخت كهانت
«و تو برادر خود، هارون و پسرانشرا با وي از ميان بنياسرائيل نزد خود بياور تا براي من كهانت بكند، يعني هارون و ناداب و ابيهو و العازار و ايتامار، پسران هارون. 2 و رختهاي مقدس براي برادرت، هارون، بجهت عزت و زينت بساز. 3 و تو به جميع دانادلاني كه ايشان را به روح حكمت پر ساختهام، بگو كه رختهاي هارون را بسازند براي تقديس كردن او تا براي من كهانت كند. 4 و رختهايي كه ميسازند اين است: سينهبند و ايفود و ردا و پيراهن مُطَرَّز و عمامه و كمربند. اين رختهاي مقدس را براي برادرت هارون و پسرانش بسازند تا بجهت من كهانت كنند. 5 و ايشان طلا و لاجورد و ارغوان و قرمز و كتان نازك را بگيرند.
6 «و ايفود را از طلا و لاجورد و ارغوان و قرمز و كتانِ نازكِ تابيده شده، از صنعت نساج ماهر بسازند. 7 و دو كتفش را بر دو كنارهاش بپيوندند تا پيوسته شود. 8 و زُنّار ايفود كه برآن است، از همان صنعت و از همان پارچه باشد، يعني از طلاو لاجورد و ارغوان و قرمز و كتان نازك تابيده شده. 9 و دو سنگ جزع بگير و نامهاي بنياسرائيل را بر آنها نقش كن. 10 شش نام ايشان را بر يك سنگ و شش نام باقي ايشان را بر سنگ ديگر موافق تولد ايشان. 11 از صنعتِ نقاشِ سنگ مثل نقش خاتم نامهاي بنياسرائيل را بر هر دو سنگ نقش نما و آنها را در طوقهاي طلا نصب كن. 12 و آن دو سنگ را بر كتفهاي ايفود بگذار تا سنگهاي يادگاري براي بنياسرائيل باشد، و هارون نامهاي ايشان را بر دو كتف خود، بحضور خداوند براي يادگاري بردارد. 13 و دو طوق از طلا بساز. 14 و دو زنجير از طلاي خالص بساز مثل طناب بهم پيچيده شده، و آن دو زنجير بهم پيچيده شده را در طوقها بگذار.
15 «و سينهبند عدالت را از صنعت نساج ماهر، موافق كار ايفود بساز و آن را از طلا و لاجورد و ارغوان و قرمز و كتان نازك تابيده شده بساز. 16 و مربع و دولا باشد، طولش يك وجب و عرضش يك وجب. 17 و آن را به ترصيع سنگها، يعني به چهار رسته از سنگها مرصع كن كه رستة اول عقيق احمر و ياقوت اصفر و زمرد باشد، 18 و رستة دوم بهرمان و ياقوت كبود و عقيق سفيد، 19 و رستة سوم عين الهر و يشم و جمشت، 20 و رستة چهارم زبرجد و جزع و يشب. و آنها در رستههاي خود با طلا نشانده شود. 21 و سنگها موافق نامهاي بنياسرائيل مطابق اسامي ايشان، دوازده باشد، مثل نقش خاتم، و هر يك براي دوازده سبط موافق اسمش باشد. 22 و بر سينهبند، زنجيرهاي بهم پيچيده شده، مثل طناب از طلاي خالص بساز. 23 و بر سينهبند، دو حلقه از طلا بساز و آن دو حلقه را بر دو طرف سينهبند بگذار. 24 و آن دو زنجير طلا را بر آن دو حلقهاي كه برسر سينهبند است بگذار. 25 و دو سر ديگر آن دو زنجير را در آن دو طوق ببند و بر دو كتف ايفود بطرف پيش بگذار. 26 و دو حلقة زرين بساز و آنها را بر دو سر سينهبند، به كنار آن كه بطرف اندرون ايفود است، بگذار. 27 و دو حلقة ديگر زرين بساز و آنها را بر دو كتف ايفود از پايين بجانب پيش، در برابر پيوستگي آن، بر زبر زنار ايفود بگذار. 28 و سينهبند را به حلقههايش بر حلقههاي ايفود به نوار لاجورد ببندند تا بالاي زنار ايفود باشد و تا سينهبند از ايفود جدا نشود. 29 و هارون نامهاي بنياسرائيل را بر سينهبند عدالت بر دل خود، وقتي كه به قدس داخل شود، به حضور خداوند بجهت يادگاري دائماً بردارد. 30 و اوريم و تُمّيم را در سينهبند عدالت بگذار تا بر دل هارون باشد، وقتي كه به حضور خداوند بيايد، و عدالت بنياسرائيل را بر دل خود بحضور خداوند دائماً متحمل شود.
31 «و رداي ايفود را تماماً از لاجورد بساز. 32 و شكافي براي سر، در وسطش باشد. و حاشية گرداگرد شكافش از كار نساج مثل گريبان زره، تا دريده نشود. 33 و در دامنش، انارها بساز از لاجورد و ارغوان و قرمز، گرداگرد دامنش، و زنگولههاي زرين در ميان آنها به هر طرف. 34 زنگولة زرين و اناري و زنگولة زرين و اناري گرداگرد دامن ردا. 35 و در بر هارون باشد، هنگامي كه خدمت ميكند، تا آواز آنها شنيده شود، هنگامي كه در قدس بحضور خداوند داخل ميشود و هنگامي كه بيرون ميآيد تا نميرد. 36 و تُنكهاي از طلاي خالص بساز و بر آن مثل نقش خاتم قدوسيت براي يهوه نقش كن. 37 و آن را بهنوار لاجوردي ببند تا بر عمامه باشد، بر پيشاني عمامه خواهد بود. 38 و بر پيشاني هارون باشد تا هارون گناه موقوفاتي كه بنياسرائيل وقف مينمايند، در همة هداياي مقدس ايشان متحمل شود. و آن دائماً بر پيشاني او باشد تا بحضور خداوند مقبول شوند. 39 و پيراهن كتان نازك را بباف و عمامهاي از كتان نازك بساز و كمربندي از صنعت طراز بساز. 40 و براي پسران هارون پيراهنها بساز و بجهت ايشان كمربندها بساز و براي ايشان عمامهها بساز بجهت عزت و زينت. 41 و برادر خود هارون و پسرانش را همراه او به آنها آراسته كن، و ايشان را مسح كن و ايشان را تخصيص و تقديس نما تا براي من كهانت كنند. 42 و زير جامههاي كتان براي ستر عورت ايشان بساز كه از كمر تا ران برسد، 43 و بر هارون و پسرانش باشد، هنگاميكه به خيمة اجتماع داخل شوند يا نزد مذبح آيند تا در قدس خدمت نمايند، مبادا متحمل گناه شوند و بميرند. اين براي وي و بعد از او براي ذريتش فريضة ابدي است. ترجمه تفسیری «برادر خود هارون و پسرانش ناداب، ابيهو، العازار و ايتامار را از ساير مردم اسرائيل جدا كرده، به مقام كاهني تعيين كن تا مرا خدمت كنند. 2 لباسهاي مخصوصي براي هارون تهيه كن تا معلوم باشد كه او براي خدمت من جدا شده است. لباسهاي او زيبا و برازنده كار مقدس او باشد. 3 به كساني كه استعداد و مهارت دوزندگي دادهام دستور بده لباسهاي هارون را تهيه كنند لباسهايي كه با لباسهاي ساير مردم فرق داشته باشد و معلوم شود كه او در مقام كاهني به من خدمت ميكند. 4 لباسهايي كه بايد دوخته شوند اينها هستند: سينه بند، ايفود ، ردا، پيراهن نقشدار، عمامه و كمربند. براي پسران هارون هم بايد از همين لباسها دوخت تا بتوانند در مقام كاهني به من خدمت كنند.
ايفود
(خروج 39:2-7)
5و6 «ايفود را از نخهاي آبي، ارغواني، قرمز و كتان لطيف ريزبافت و رشتههاي طلا درست كرده، روي آن را با دقت گلدوزي كنند. 7 اين جليقه بلند از دو قسمت، جلو و پشت، كه روي شانهها با دو بند به هم ميپيوندند، تشكيل شود. 8 بند كمر ايفود هم بايدمتصل به آن و از جنس خودش باشد، يعني از رشتههاي طلا و كتان لطيف ريز بافت و نخهاي آبي، ارغواني و قرمز. 9و10 دو قطعه سنگ جزع بگير و نامهاي دوازده قبيله بنياسرائيل را كه از دوازده پسر يعقوب بوجود آمدهاند روي آنها نقش كن، يعني روي هر سنگ شش نام به ترتيب سن آنها. 11 مثل يك خاتمكار و حكاك ماهر نامها را روي سنگها بكن و آنها را در قابهاي طلا بگذار. 12 سپس آنها را روي شانههاي ايفود نصب كن تا بدين ترتيب هارون نامهاي قبايل بنياسرائيل را به حضور من بياورد و من به ياد آنها باشم. 13و14 دو زنجير تابيده از طلاي خالص درست كن و آنها را به قابهاي طلايي كه روي شانههاي ايفود است وصل كن.
سينهبند
(خروج 39:8-21)
15 «براي كاهن يك سينه بند جهت پيبردن به خواست خداوند درست كن. آن را مانند ايفود از كتان لطيف ريز بافت، نخهاي آبي، ارغواني و قرمز و رشتههاي طلا بساز و روي آن را با دقت گلدوزي كن. 16 اين سينه بند بايد دولا و مثل يك كيسه چهارگوش به ضلع يك وجب باشد. 17 چهار رديف سنگ قيمتي روي آن نصب كن. رديف اول عقيق سرخ، ياقوت زرد و ياقوت آتشي باشد. 18 رديف دوم زمرد، ياقوت كبود و الماس. 19 رديف سوم فيروزه، عقيق يماني و ياقوت بنفش. 20 رديف چهارم زبرجد، جزع و يشم. همه آنها بايد قابهاي طلا داشته باشند. 21 هر يك از اين سنگها علامت يكي از دوازده قبيله بنياسرائيل خواهد بود و نام آن قبيله روي آن سنگ حك خواهد شد.
22و23و24 «قسمت بالاي سينه بند را بوسيله دو رشته زنجير طلاي تابيده به ايفود ببند. دو سر زنجيرها به حلقههاي طلا كه در گوشههاي سينه بند جاسازي شده، بسته شود. 25 دو سر ديگر زنجيرها از جلو به قابهاي طلاي روي شانهها وصل شود. 26 دو حلقهطلاي ديگر نيز درست كن و آنها را به دو گوشه پاييني سينه بند، روي لايه زيرين، ببند. 27 دو حلقه طلاي ديگر هم درست كن و آنها را در قسمت جلو ايفود و كمي بالاتر از بند كمر نصب كن. 28 بعد حلقههاي سينه بند را با نوار آبي رنگ به حلقههاي ايفود كه بالاتر از بنـد كمر قـرار دارد ببنـد تا سينهبند از ايفود جدا نشود. 29 به اين ترتيب وقتي هارون به قدس وارد ميشود، نامهاي تمام قبايل بنياسرائيل را كه روي سينه بند كنده شده، با خود حمل خواهد كرد تا به ايـن وسيله قوم هميشـه در نظـر خداوند باشنـد. 30 اوريم و تميم را داخل سينهبند بگذار تا وقتي هارون به حضور من ميآيد آنها هميشه روي قلب او باشند و او بتواند خواست مرا در مورد قوم اسرائيل دريابد.
لباسهاي ديگر كاهن
(خروج 39:22-31)
31 «ردايي كه زير ايفود است بايد از پارچه آبي باشد. 32 شكافي براي سر، در آن باشد. حاشيه اين شكاف بايد با دست بافته شود تا پاره نگردد. 33و34 با نخهاي آبي، ارغواني و قرمز، منگولههايي به شكل انار درست كن و دور تا دور لبه دامن ردا بياويز. زنگولههايي از طلا نيز بساز و آنها را در فاصله بين انارها آويزان كن. 35 هارون در موقع خدمت خداوند بايد ردا را بپوشد تا وقتي به حضور من به قدس وارد ميشود يا از آن بيرون ميرود، صداي زنگولهها شنيده شود، مبادا بميرد.
36 «يك نيم تاج از طلاي خالص بساز و اين كلمات را روي آن نقش كن: «مقدس براي خداوند». 37و38 اين نيم تاج را با يك نوار آبي رنگ به قسمت جلو عمامه هارون ببند تا نشانهاي باشد از اينكه هارون هر گناه و خطاي مربوط به قربانيهاي مقدس قوم اسرائيل را بر خود حمل ميكند. وقتي هارون به حضور من ميآيد، هميشه اين نيم تاج را روي پيشاني خود داشته باشد تا من قربانيهاي بنياسرائيل را بپذيرم.39 «پيراهن هارون را از كتان لطيف بباف؛عمامهاي از كتان لطيف و كمربندي گلدوزي شده نيز براي او درست كن.
40 «براي پســـران هــارون نيــز پيــراهن، كمربند و كلاه تهيـه كـن. ايـن لباسهـا بايـد زيبـا و برازنـده كار مقـدس ايشـان باشند. 41 ايـن لباسهـا را به هـارون و پسرانش بپوشان. با روغن زيتون آنها را مسح كن و ايشــان را براي خدمت كاهنـي تعيين و تقديـس نما. 42 بــراي ستــر عورت ايشــان لبــاس زير از جنس كتان بدوز كه اندازه آن از كمر تا بالاي زانو باشد. 43 هارون و پسرانش، وقتي به عبادتگاه داخل ميشوند، يا نزديك قربانگاه ميآيند تا در قدس خدمت كنند، بايد اين لباســها را بپوشند، مبــادا عورت آنــها ديــده شود و بميــرند. ايــن آييــن براي هارون و نسل او يك قانون جاوداني خواهد بود.
راهنما
بابهاي 25 - 31 . دستورالعمل ساختن خيمة اجتماع
خدا خودش الگوي خيمه را با جزئيات ارائه داد (25:9). اين مطلب دو بار ثبت شده: در اين باب، «اينگونه ... بسازيد»؛ و يك بار نيز در بابهاي 35 - 40، كه جزئيات كار كلمه به كلمه تكرار شدهاند، «اينگونه... ساخته شد.»
خيمه «شبيه» يك چيز، و «ساية» چيزهاي آسماني بود (عبرانيان 8 : 5).
خيمه معني بخصوصي براي قوم يهود داشت، و در عين حال «نمونة چيزهاي آينده» بود (عبرانيان 9 و 10).
خيمه و هيكل كه بعدها بر اساس مدل خيمه بنا شد، مركز حيات ملي يهود بودند.
خيمه كه منشاء الهي داشت، باز نمود بسيار مهم انديشههاي بخصوصي بود كه خدا ميخواست به انسان تفهيم كند، و نيز پيش درآمد بسياري از تعاليم ايمان مسيحي بود.
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]

-
- پست: 5234
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1747 بار
- سپاسهای دریافتی: 4179 بار
- تماس:
29مراسم تقدیس هارون و پسرانش به مقام کاهنی
تقديس كاهنان
«و اين است كاري كه بديشان ميكني،براي تقديس نمودن ايشان تا بجهت من كهانت كنند: يك گوساله و دو قوچ بيعيب بگير، 2 و نان فطير و قرصهاي فطير سرشته به روغن و رقيقهاي فطير مسح شده به روغن. آنها را از آرد نرم گندم بساز. 3 و آنها را در يك سبد بگذار و آنها را در سبد با گوساله و دو قوچ بگذران. 4 و هارون و پسرانش را نزد دروازة خيمة اجتماع آورده، ايشان را به آب غسل ده، 5 و آن رختها را گرفته،هارون را به پيراهن و رداي ايفود و ايفود و سينهبند آراسته كن و زنار ايفود را بر وي ببند. 6 و عمامه را بر سرش بنه و افسر قدوسيت را بر عمامه بگذار، 7 و روغن مسح را گرفته، برسرش بريز و او را مسح كن. 8 و پسرانش را نزديك آورده، ايشان را به پيراهنها بپوشان. 9 و بر ايشان، يعني هارون و پسرانش كمربندها ببند و عمامهها را بر ايشان بگذار و كهانت براي ايشان فريضة ابدي خواهد بود. پس هارون و پسرانش را تخصيص نما. 10 و گوساله را پيش خيمة اجتماع برسان، و هارون و پسرانش دستهاي خود را بر سر گوساله بگذارند. 11 و گوساله را به حضور خداوند نزد در خيمة اجتماع ذبح كن. 12 و از خون گوساله گرفته، بر شاخهاي مذبح به انگشت خود بگذار، و باقي خون را بر بنيان مذبح بريز. 13 و همة پيه را كه احشا را ميپوشاند، و سفيدي كه بر جگر است، و دو گُرده را با پيهي كه بر آنهاست، گرفته، بر مذبح بسوزان. 14 اما گوشت گوساله را و پوست و سرگينش را بيرون از اردو به آتش بسوزان، زيرا قرباني گناه است.
15 «و يك قوچ بگير و هارون و پسرانش، دستهاي خود را بر سر قوچ بگذارند. 16 و قوچ را ذبح كرده، خونش را بگير و گرداگرد مذبح بپاش. 17 و قوچ را به قطعههايش ببر، و احشا و پاچههايش را بشوي، و آنها را بر قطعهها و سرش بنه. 18 و تمام قوچ را بر مذبح بسوزان، زيرا براي خداوند قرباني سوختني است، و عطر خوشبو، و قرباني آتشين براي خداوند است. 19 پس قوچ دوم را بگير و هارون و پسرانش دستهاي خود را بر سر قوچ بگذارند. 20 و قوچ را ذبح كرده، ازخونش بگير و به نرمة گوش راست هارون، و به نرمة گوش پسرانش، و به شست دست راست ايشان، و به شست پاي راست ايشان، بگذار، و باقي خون را گرداگرد مذبح بپاش. 21 و از خوني كه بر مذبح است، و از روغن مسح گرفته، آن را بر هارون و رخت وي و بر پسرانش و رخت پسرانش با وي بپاش، تا او و رختش و پسرانش و رخت پسرانش با وي تقديس شوند. 22 پس پيه قوچ را، و دنبه و پيهي كه احشا را ميپوشاند، و سفيدي جگر، و دو گُرده و پيهي كه بر آنهاست، و ساق راست را بگير، زيرا كه قوچ، قربانيِ تخصيص است. 23 و يك گِردة نان و يك قرص نان روغني، و يك رقيق از سبد نان فطير را كه به حضور خداوند است، 24 و اين همه را به دست هارون و به دست پسرانش بنه، و آنها را براي هدية جنبانيدني به حضور خداوند بجنبان. 25 و آنها را از دست ايشان گرفته، براي قرباني سوختني بر مذبح بسوزان، تا براي خداوند عطر خوشبو باشد، زيرا كه اين قرباني آتشين خداوند است. 26 و سينة قوچِ قربانيِ تخصيص را كه براي هارون است گرفته، آن را براي هدية جنبانيدني به حضور خداوند بجنبان. و آن حصة تو ميباشد. 27 و سينة جنبانيدني و ساق رفيعه را كه از قوچ قربانيِ تخصيصِ هارون و پسرانش جنبانيده، و برداشته شد، تقديس نماي. 28 و آن از آنِ هارون و پسرانش از جانب بنياسرائيل به فريضة ابدي خواهد بود، زيرا كه هدية رفيعه است و هدية رفيعه از جانب بنياسرائيل از قربانيهاي سلامتي ايشان براي خداوند خواهد بود. 29 و رخت مقدس هارون بعد از او، از آن پسرانشخواهد بود، تا در آنها مسح و تخصيص شوند. 30 هفت روز، آن كاهن كه جانشين او ميباشد از پسرانش و به خيمة اجتماع داخل شده، خدمت قدس را ميكند، آنها را بپوشد. 31 و قوچ قرباني تخصيص را گرفته، گوشتش را در قدس آبپز كن. 32 و هارون و پسرانش گوشت قوچ را با ناني كه در سبد است، به در خيمة اجتماع بخورند. 33 و آناني كه براي تخصيص و تقديس خود بدين چيزها كفاره كرده شدند، آنها را بخورند، ليكن شخص اجنبي نخورد زيرا كه مقدس است. 34 و اگر چيزي از گوشت هدية تخصيص و از نان، تا صبح باقي ماند، آن باقي را به آتش بسوزان، و آن را نخورند، زيرا كه مقدس است.
35 «همچنان به هارون و پسرانش عمل نما، موافق آنچه به تو امر فرمودهام، هفت روز ايشان را تخصيص نما. 36 و گوسالة قرباني گناه را هر روز بجهت كفاره ذبح كن. 37 و مذبح را طاهر ساز به كفارهاي كه بر آن ميكني، و آن را مسح كن تا مقدس شود. 38 هفت روز براي مذبح كفاره كن، و آن را مقدّس ساز، و مذبح، قدساقداس خواهد بود. هر كه مذبح را لمس كند، مقدّس باشد. 39 و اين است قربانيهايي كه بر مذبح بايد گذرانيد: دو برة يكساله. هر روز پيوسته 40 يك بره را در صبح ذبح كن، و برة ديگر را در عصر ذبح نما. 41 و ده يك از آرد نرم سرشته شده با يك ربع هين روغن كوبيده، و براي هدية ريختني، يك ربع هين شراب براي هر بره خواهد بود. 42 و برة ديگر را در عصر ذبح كن و براي آن موافق هدية صبح و موافق هدية ريختني آن بگذران، تا عطر خوشبو و قرباني آتشين براي خداوند باشد. 43 اين قرباني سوختني دائمي، در نسلهاي شما نزد دروازة خيمة اجتماع خواهد بود، به حضور خداوند ، درجايي كه با شما ملاقات ميكنم تا آنجا به تو سخن گويم. 44 و در آنجا با بنياسرائيل ملاقات ميكنم، تا از جلال من مقدس شود. 45 و خيمة اجتماع و مذبح را مقدس ميكنم، و هارون و پسرانش را تقديس ميكنم تا براي من كهانت كنند. 46 و در ميان بنياسرائيل ساكن شده، خداي ايشان ميباشم. 47 و خواهند دانست كه من يهوه، خداي ايشان هستم، كه ايشان را از زمين مصر بيرون آوردهام، تا در ميان ايشان ساكن شوم. من يهوه خداي ايشان هستم. ترجمه تفسیری «مراسم تقديس هارون و پسرانش به مقام كاهني به اين ترتيب برگزار شود: يك گوساله و دو قوچ بيعيب، 2 نان بدون خميرمايه، قرصهاي نان بدون خميرمايه روغني و قرصهاي نازك نان بدون خميرمايه روغن مالي شده، كه از آرد نرم مرغوب پخته شده باشد، فراهمآور. 3و4 نانها را در يك سبد بگذار و با گوساله و قوچها، دم در عبادتگاه بيـاور. دم در ورودي، هارون و پسران او را غسل بده. 5 آنگاه پيراهن، ردا، ايفود و سينهبند هارون را به او بپوشان و بند كمر را روي ايفود ببند. 6 عمامه را با نيم تاج طلا بر سرش بگذار. 7 بعد روغن مسح را بر سرش ريخته، او را مسح كن. 8 سپس لباسهاي پسرانش را به ايشان بپوشان 9 و كلاهها را برسر ايشان بگذار. بعد كمربندها را به كمر هارون و پسرانش ببند. مقام كاهني هميشه از آن ايشان و فرزندانشان خواهد بود. بدين ترتيب هارون و پسرانش را براي كاهني تقديس كن.
10 «گوساله را نزديك عبادتگاه بياور تا هارون و پسرانش دستهاي خود را بر سر آن بگذارند 11 و تو گوساله را در حضور خداوند دربرابر در عبادتگاه قرباني كن. 12 خون گوساله را با انگشت خود بر شاخهاي قربانگاه بمال و بقيه را در پاي آن بريز. 13 سپس همه چربيهاي درون شكم گوساله، سفيدي روي جگر، قلوهها و چربي دور آنها را بگير و بر قربانگاه بسوزان، 14 و بقيه لاشه گوساله را با پوست و سرگين آن بيرون از اردوگاه ببر و همه را بعنوان قرباني گناهان در همانجا بسوزان.
15و16 «آنگاه هارون و پسرانش دستهاي خود را بر سر يكي از قوچها بگذارند و آن را قرباني كنند. خون قوچ بر چهار طرف قربانگاه پاشيده شود. 17 قوچ را به چند قطعه تقسيم كن و احشا و پاچههايش را بشوي. سپس آنها را با كله و ساير قطعههاي قوچ، 18 روي قربانگاه بگذار و بسوزان. اين قرباني سوختني كه بر آتش به خداوند تقديم ميشود مورد پسند خداوند است.
19و20 «بعد قوچ دوم را بگير تا هارون و پسرانش دستهاي خود را بر آن بگذارند و آن را قرباني كنند. خون آن را بردار و بر نرمه گوش راست هارون و پسرانش و بر شست دست راست و شست پاي راست آنها بمال. بقيه خون را بر چهار طرف قربانگاه بپاش. 21 آنگاه مقداري از خوني كه روي قربانگاه است بردار و با روغن مسح بر هارون و پسران او و بر لباسهايشان بپاش. بدين وسيله خود آنان و لباسهايشان تقديس ميشوند.
22 «آنگاه پيه، دنبه، پيه داخل شكم، سفيدي روي جگر، قلوهها و چربي دور آنها و ران راست قوچ را بگير، 23 و از داخل سبد نان بدون خميرمايه كه در حضور خداوند است يك نان و يك قرص نان روغني و يك نان نازك بردار، 24 و همه آنها را به دست هارون و پسرانش بده تا بعنوان هديه مخصوصدر حضور خداوند تكان دهند. 25 سپس آنها را از دست ايشان بگير و بر قربانگاه همراه با قرباني سوختني بسوزان. اين قرباني كه بر آتش تقديم ميشود مورد پسند خداوند است. 26 آنگاه سينه قوچي را كه براي تقديس هارون است به دست بگير و آن را به نشانه هديه مخصوص در حضور خداوند تكان بده و آنگاه آن را براي خود بردار.
27و28 «سينه و ران اين قوچ را تقديس كن و به هارون و پسرانش بده. بنياسرائيل بايد هميشه اين قسمت از قرباني، يعني سينه و ران قوچ را كه قسمتي از قرباني سلامتي آنهاست، به خداوند تقديم كنند تا از آن كاهن باشد.
29 «لباسهاي مقدس هارون بايد براي پسرانش و نسلهاي بعد كه جانشين او هستند نگاهداري شوند تا هنگام برگزاري مراسم تقديس آنها را بپوشند. 30 كسي كه بجاي او به مقام كاهني ميرسد تا در قدس مشغول خدمت شود، بايد هفت روز آن لباس را بر تن كند.
31 «گوشت قوچ مخصوص مراسم تقديس را بگير و آن را در يك جاي مقدس در آب بپز. 32 هارون و پسرانش بايد گوشت قوچ را با ناني كه در سبد است در برابر در خيمه عبادت بخورند. 33 آنها بايد تنها خودشان آن قسمتهايي را كه در موقع اجراي مراسم، براي تقديس و كفاره ايشان منظور شده است، بخورند؛ افراد معمولي نبايد از آن بخورند چون مقدس است. 34 اگر چيزي از اين گوشت و نان تا صبح باقي بماند آن را بسوزان، نبايد آن را خورد زيرا مقدس ميباشد.
35 «به اين طريق مراسم تقديس هارون و پسرانش براي مقام كاهني اجرا شود. مدت اين مراسم بايد هفت روز باشد. 36 در اين هفت روز، روزي يك گوساله براي كفاره گناهان، روي قربانگاه قرباني كن. با اين قرباني، قربانگاه را طاهر ساز و با روغن زيتون آن را تدهين كن تا مقدس شـود. 37 براي مدت هفت روز، هر روز براي قربانگاه كفاره كن تا قربانگاه تقديس شود. به اين ترتيب، قربانگاه، جايگاه بسيار مقدسي ميشود و هر كسي نميتواند به آن دست زند.
هداياي روزانه
(اعداد 28:1-8)
38 «هر روز دو بره يك ساله روي قربانگاه قرباني كن. 39 يك بره را صبح و ديگري را عصر قرباني كن. 40 با بره اول يك كيلو آرد مرغوب كه با يك ليتر روغن زيتون مخلوط شده باشد تقديم كن. يك ليتر شراب نيز بعنوان هديه نوشيدني تقديم نما. 41 بره ديگر را موقع عصر قرباني كن و با همان مقدار آرد و روغن و شراب تقديم كن. اين قرباني كه بر آتش تقديم ميشود موردپسند خداوند خواهد بود.
42 «اين قرباني سوختني، هميشگي خواهد بود و نسلهاي آينده شما نيز بايد در كنار در عبادتگاه، آن را به حضور من تقديم كنند. در آنجا من شما را ملاقات نموده، با شما سخن خواهم گفت. 43 در آنجا بنياسرائيل را ملاقات ميكنم و عبادتگاه از حضور پرجلال من تقديس ميشود. 44 بله، عبادتگاه، قربانگاه، و هارون و پسرانش را كه كاهنان من هستند تقديس ميكنم. 45 من در ميان بنياسرائيل ساكن شده، خداي ايشان خواهم بود 46 و آنها خواهند دانست كه من خداوند، خداي ايشان هستم كه آنها را از مصر بيرون آوردم تا در ميان ايشان ساكن شوم. من خداوند، خداي آنها هستم.
راهنما
بابهاي 25 - 31 . دستورالعمل ساختن خيمة اجتماع
خدا خودش الگوي خيمه را با جزئيات ارائه داد (25:9). اين مطلب دو بار ثبت شده: در اين باب، «اينگونه ... بسازيد»؛ و يك بار نيز در بابهاي 35 - 40، كه جزئيات كار كلمه به كلمه تكرار شدهاند، «اينگونه... ساخته شد.»
خيمه «شبيه» يك چيز، و «ساية» چيزهاي آسماني بود (عبرانيان 8 : 5).
خيمه معني بخصوصي براي قوم يهود داشت، و در عين حال «نمونة چيزهاي آينده» بود (عبرانيان 9 و 10).
خيمه و هيكل كه بعدها بر اساس مدل خيمه بنا شد، مركز حيات ملي يهود بودند.
خيمه كه منشاء الهي داشت، باز نمود بسيار مهم انديشههاي بخصوصي بود كه خدا ميخواست به انسان تفهيم كند، و نيز پيش درآمد بسياري از تعاليم ايمان مسيحي بود.
تقديس كاهنان
«و اين است كاري كه بديشان ميكني،براي تقديس نمودن ايشان تا بجهت من كهانت كنند: يك گوساله و دو قوچ بيعيب بگير، 2 و نان فطير و قرصهاي فطير سرشته به روغن و رقيقهاي فطير مسح شده به روغن. آنها را از آرد نرم گندم بساز. 3 و آنها را در يك سبد بگذار و آنها را در سبد با گوساله و دو قوچ بگذران. 4 و هارون و پسرانش را نزد دروازة خيمة اجتماع آورده، ايشان را به آب غسل ده، 5 و آن رختها را گرفته،هارون را به پيراهن و رداي ايفود و ايفود و سينهبند آراسته كن و زنار ايفود را بر وي ببند. 6 و عمامه را بر سرش بنه و افسر قدوسيت را بر عمامه بگذار، 7 و روغن مسح را گرفته، برسرش بريز و او را مسح كن. 8 و پسرانش را نزديك آورده، ايشان را به پيراهنها بپوشان. 9 و بر ايشان، يعني هارون و پسرانش كمربندها ببند و عمامهها را بر ايشان بگذار و كهانت براي ايشان فريضة ابدي خواهد بود. پس هارون و پسرانش را تخصيص نما. 10 و گوساله را پيش خيمة اجتماع برسان، و هارون و پسرانش دستهاي خود را بر سر گوساله بگذارند. 11 و گوساله را به حضور خداوند نزد در خيمة اجتماع ذبح كن. 12 و از خون گوساله گرفته، بر شاخهاي مذبح به انگشت خود بگذار، و باقي خون را بر بنيان مذبح بريز. 13 و همة پيه را كه احشا را ميپوشاند، و سفيدي كه بر جگر است، و دو گُرده را با پيهي كه بر آنهاست، گرفته، بر مذبح بسوزان. 14 اما گوشت گوساله را و پوست و سرگينش را بيرون از اردو به آتش بسوزان، زيرا قرباني گناه است.
15 «و يك قوچ بگير و هارون و پسرانش، دستهاي خود را بر سر قوچ بگذارند. 16 و قوچ را ذبح كرده، خونش را بگير و گرداگرد مذبح بپاش. 17 و قوچ را به قطعههايش ببر، و احشا و پاچههايش را بشوي، و آنها را بر قطعهها و سرش بنه. 18 و تمام قوچ را بر مذبح بسوزان، زيرا براي خداوند قرباني سوختني است، و عطر خوشبو، و قرباني آتشين براي خداوند است. 19 پس قوچ دوم را بگير و هارون و پسرانش دستهاي خود را بر سر قوچ بگذارند. 20 و قوچ را ذبح كرده، ازخونش بگير و به نرمة گوش راست هارون، و به نرمة گوش پسرانش، و به شست دست راست ايشان، و به شست پاي راست ايشان، بگذار، و باقي خون را گرداگرد مذبح بپاش. 21 و از خوني كه بر مذبح است، و از روغن مسح گرفته، آن را بر هارون و رخت وي و بر پسرانش و رخت پسرانش با وي بپاش، تا او و رختش و پسرانش و رخت پسرانش با وي تقديس شوند. 22 پس پيه قوچ را، و دنبه و پيهي كه احشا را ميپوشاند، و سفيدي جگر، و دو گُرده و پيهي كه بر آنهاست، و ساق راست را بگير، زيرا كه قوچ، قربانيِ تخصيص است. 23 و يك گِردة نان و يك قرص نان روغني، و يك رقيق از سبد نان فطير را كه به حضور خداوند است، 24 و اين همه را به دست هارون و به دست پسرانش بنه، و آنها را براي هدية جنبانيدني به حضور خداوند بجنبان. 25 و آنها را از دست ايشان گرفته، براي قرباني سوختني بر مذبح بسوزان، تا براي خداوند عطر خوشبو باشد، زيرا كه اين قرباني آتشين خداوند است. 26 و سينة قوچِ قربانيِ تخصيص را كه براي هارون است گرفته، آن را براي هدية جنبانيدني به حضور خداوند بجنبان. و آن حصة تو ميباشد. 27 و سينة جنبانيدني و ساق رفيعه را كه از قوچ قربانيِ تخصيصِ هارون و پسرانش جنبانيده، و برداشته شد، تقديس نماي. 28 و آن از آنِ هارون و پسرانش از جانب بنياسرائيل به فريضة ابدي خواهد بود، زيرا كه هدية رفيعه است و هدية رفيعه از جانب بنياسرائيل از قربانيهاي سلامتي ايشان براي خداوند خواهد بود. 29 و رخت مقدس هارون بعد از او، از آن پسرانشخواهد بود، تا در آنها مسح و تخصيص شوند. 30 هفت روز، آن كاهن كه جانشين او ميباشد از پسرانش و به خيمة اجتماع داخل شده، خدمت قدس را ميكند، آنها را بپوشد. 31 و قوچ قرباني تخصيص را گرفته، گوشتش را در قدس آبپز كن. 32 و هارون و پسرانش گوشت قوچ را با ناني كه در سبد است، به در خيمة اجتماع بخورند. 33 و آناني كه براي تخصيص و تقديس خود بدين چيزها كفاره كرده شدند، آنها را بخورند، ليكن شخص اجنبي نخورد زيرا كه مقدس است. 34 و اگر چيزي از گوشت هدية تخصيص و از نان، تا صبح باقي ماند، آن باقي را به آتش بسوزان، و آن را نخورند، زيرا كه مقدس است.
35 «همچنان به هارون و پسرانش عمل نما، موافق آنچه به تو امر فرمودهام، هفت روز ايشان را تخصيص نما. 36 و گوسالة قرباني گناه را هر روز بجهت كفاره ذبح كن. 37 و مذبح را طاهر ساز به كفارهاي كه بر آن ميكني، و آن را مسح كن تا مقدس شود. 38 هفت روز براي مذبح كفاره كن، و آن را مقدّس ساز، و مذبح، قدساقداس خواهد بود. هر كه مذبح را لمس كند، مقدّس باشد. 39 و اين است قربانيهايي كه بر مذبح بايد گذرانيد: دو برة يكساله. هر روز پيوسته 40 يك بره را در صبح ذبح كن، و برة ديگر را در عصر ذبح نما. 41 و ده يك از آرد نرم سرشته شده با يك ربع هين روغن كوبيده، و براي هدية ريختني، يك ربع هين شراب براي هر بره خواهد بود. 42 و برة ديگر را در عصر ذبح كن و براي آن موافق هدية صبح و موافق هدية ريختني آن بگذران، تا عطر خوشبو و قرباني آتشين براي خداوند باشد. 43 اين قرباني سوختني دائمي، در نسلهاي شما نزد دروازة خيمة اجتماع خواهد بود، به حضور خداوند ، درجايي كه با شما ملاقات ميكنم تا آنجا به تو سخن گويم. 44 و در آنجا با بنياسرائيل ملاقات ميكنم، تا از جلال من مقدس شود. 45 و خيمة اجتماع و مذبح را مقدس ميكنم، و هارون و پسرانش را تقديس ميكنم تا براي من كهانت كنند. 46 و در ميان بنياسرائيل ساكن شده، خداي ايشان ميباشم. 47 و خواهند دانست كه من يهوه، خداي ايشان هستم، كه ايشان را از زمين مصر بيرون آوردهام، تا در ميان ايشان ساكن شوم. من يهوه خداي ايشان هستم. ترجمه تفسیری «مراسم تقديس هارون و پسرانش به مقام كاهني به اين ترتيب برگزار شود: يك گوساله و دو قوچ بيعيب، 2 نان بدون خميرمايه، قرصهاي نان بدون خميرمايه روغني و قرصهاي نازك نان بدون خميرمايه روغن مالي شده، كه از آرد نرم مرغوب پخته شده باشد، فراهمآور. 3و4 نانها را در يك سبد بگذار و با گوساله و قوچها، دم در عبادتگاه بيـاور. دم در ورودي، هارون و پسران او را غسل بده. 5 آنگاه پيراهن، ردا، ايفود و سينهبند هارون را به او بپوشان و بند كمر را روي ايفود ببند. 6 عمامه را با نيم تاج طلا بر سرش بگذار. 7 بعد روغن مسح را بر سرش ريخته، او را مسح كن. 8 سپس لباسهاي پسرانش را به ايشان بپوشان 9 و كلاهها را برسر ايشان بگذار. بعد كمربندها را به كمر هارون و پسرانش ببند. مقام كاهني هميشه از آن ايشان و فرزندانشان خواهد بود. بدين ترتيب هارون و پسرانش را براي كاهني تقديس كن.
10 «گوساله را نزديك عبادتگاه بياور تا هارون و پسرانش دستهاي خود را بر سر آن بگذارند 11 و تو گوساله را در حضور خداوند دربرابر در عبادتگاه قرباني كن. 12 خون گوساله را با انگشت خود بر شاخهاي قربانگاه بمال و بقيه را در پاي آن بريز. 13 سپس همه چربيهاي درون شكم گوساله، سفيدي روي جگر، قلوهها و چربي دور آنها را بگير و بر قربانگاه بسوزان، 14 و بقيه لاشه گوساله را با پوست و سرگين آن بيرون از اردوگاه ببر و همه را بعنوان قرباني گناهان در همانجا بسوزان.
15و16 «آنگاه هارون و پسرانش دستهاي خود را بر سر يكي از قوچها بگذارند و آن را قرباني كنند. خون قوچ بر چهار طرف قربانگاه پاشيده شود. 17 قوچ را به چند قطعه تقسيم كن و احشا و پاچههايش را بشوي. سپس آنها را با كله و ساير قطعههاي قوچ، 18 روي قربانگاه بگذار و بسوزان. اين قرباني سوختني كه بر آتش به خداوند تقديم ميشود مورد پسند خداوند است.
19و20 «بعد قوچ دوم را بگير تا هارون و پسرانش دستهاي خود را بر آن بگذارند و آن را قرباني كنند. خون آن را بردار و بر نرمه گوش راست هارون و پسرانش و بر شست دست راست و شست پاي راست آنها بمال. بقيه خون را بر چهار طرف قربانگاه بپاش. 21 آنگاه مقداري از خوني كه روي قربانگاه است بردار و با روغن مسح بر هارون و پسران او و بر لباسهايشان بپاش. بدين وسيله خود آنان و لباسهايشان تقديس ميشوند.
22 «آنگاه پيه، دنبه، پيه داخل شكم، سفيدي روي جگر، قلوهها و چربي دور آنها و ران راست قوچ را بگير، 23 و از داخل سبد نان بدون خميرمايه كه در حضور خداوند است يك نان و يك قرص نان روغني و يك نان نازك بردار، 24 و همه آنها را به دست هارون و پسرانش بده تا بعنوان هديه مخصوصدر حضور خداوند تكان دهند. 25 سپس آنها را از دست ايشان بگير و بر قربانگاه همراه با قرباني سوختني بسوزان. اين قرباني كه بر آتش تقديم ميشود مورد پسند خداوند است. 26 آنگاه سينه قوچي را كه براي تقديس هارون است به دست بگير و آن را به نشانه هديه مخصوص در حضور خداوند تكان بده و آنگاه آن را براي خود بردار.
27و28 «سينه و ران اين قوچ را تقديس كن و به هارون و پسرانش بده. بنياسرائيل بايد هميشه اين قسمت از قرباني، يعني سينه و ران قوچ را كه قسمتي از قرباني سلامتي آنهاست، به خداوند تقديم كنند تا از آن كاهن باشد.
29 «لباسهاي مقدس هارون بايد براي پسرانش و نسلهاي بعد كه جانشين او هستند نگاهداري شوند تا هنگام برگزاري مراسم تقديس آنها را بپوشند. 30 كسي كه بجاي او به مقام كاهني ميرسد تا در قدس مشغول خدمت شود، بايد هفت روز آن لباس را بر تن كند.
31 «گوشت قوچ مخصوص مراسم تقديس را بگير و آن را در يك جاي مقدس در آب بپز. 32 هارون و پسرانش بايد گوشت قوچ را با ناني كه در سبد است در برابر در خيمه عبادت بخورند. 33 آنها بايد تنها خودشان آن قسمتهايي را كه در موقع اجراي مراسم، براي تقديس و كفاره ايشان منظور شده است، بخورند؛ افراد معمولي نبايد از آن بخورند چون مقدس است. 34 اگر چيزي از اين گوشت و نان تا صبح باقي بماند آن را بسوزان، نبايد آن را خورد زيرا مقدس ميباشد.
35 «به اين طريق مراسم تقديس هارون و پسرانش براي مقام كاهني اجرا شود. مدت اين مراسم بايد هفت روز باشد. 36 در اين هفت روز، روزي يك گوساله براي كفاره گناهان، روي قربانگاه قرباني كن. با اين قرباني، قربانگاه را طاهر ساز و با روغن زيتون آن را تدهين كن تا مقدس شـود. 37 براي مدت هفت روز، هر روز براي قربانگاه كفاره كن تا قربانگاه تقديس شود. به اين ترتيب، قربانگاه، جايگاه بسيار مقدسي ميشود و هر كسي نميتواند به آن دست زند.
هداياي روزانه
(اعداد 28:1-8)
38 «هر روز دو بره يك ساله روي قربانگاه قرباني كن. 39 يك بره را صبح و ديگري را عصر قرباني كن. 40 با بره اول يك كيلو آرد مرغوب كه با يك ليتر روغن زيتون مخلوط شده باشد تقديم كن. يك ليتر شراب نيز بعنوان هديه نوشيدني تقديم نما. 41 بره ديگر را موقع عصر قرباني كن و با همان مقدار آرد و روغن و شراب تقديم كن. اين قرباني كه بر آتش تقديم ميشود موردپسند خداوند خواهد بود.
42 «اين قرباني سوختني، هميشگي خواهد بود و نسلهاي آينده شما نيز بايد در كنار در عبادتگاه، آن را به حضور من تقديم كنند. در آنجا من شما را ملاقات نموده، با شما سخن خواهم گفت. 43 در آنجا بنياسرائيل را ملاقات ميكنم و عبادتگاه از حضور پرجلال من تقديس ميشود. 44 بله، عبادتگاه، قربانگاه، و هارون و پسرانش را كه كاهنان من هستند تقديس ميكنم. 45 من در ميان بنياسرائيل ساكن شده، خداي ايشان خواهم بود 46 و آنها خواهند دانست كه من خداوند، خداي ايشان هستم كه آنها را از مصر بيرون آوردم تا در ميان ايشان ساكن شوم. من خداوند، خداي آنها هستم.
راهنما
بابهاي 25 - 31 . دستورالعمل ساختن خيمة اجتماع
خدا خودش الگوي خيمه را با جزئيات ارائه داد (25:9). اين مطلب دو بار ثبت شده: در اين باب، «اينگونه ... بسازيد»؛ و يك بار نيز در بابهاي 35 - 40، كه جزئيات كار كلمه به كلمه تكرار شدهاند، «اينگونه... ساخته شد.»
خيمه «شبيه» يك چيز، و «ساية» چيزهاي آسماني بود (عبرانيان 8 : 5).
خيمه معني بخصوصي براي قوم يهود داشت، و در عين حال «نمونة چيزهاي آينده» بود (عبرانيان 9 و 10).
خيمه و هيكل كه بعدها بر اساس مدل خيمه بنا شد، مركز حيات ملي يهود بودند.
خيمه كه منشاء الهي داشت، باز نمود بسيار مهم انديشههاي بخصوصي بود كه خدا ميخواست به انسان تفهيم كند، و نيز پيش درآمد بسياري از تعاليم ايمان مسيحي بود.
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]

-
- پست: 5234
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1747 بار
- سپاسهای دریافتی: 4179 بار
- تماس:
30 قربانگاه بخور؛ هدیه برای عبادتگاه؛ حوض مفرغی
مذبح بخور
«و مذبحي براي سوزانيدن بخور بساز. آن را از چوب شطيم بساز. 2 طولش ذراعي باشد، و عرضش ذراعي، يعني مربع باشد، و بلندياش دو ذراع، و شاخهايش از خودش باشد. 3 و آن را به طلاي خالص بپوشان. سطحش و جانبهايش به هر طرف و شاخهايش را و تاجي از طلا گرداگردش بساز. 4 و دو حلقة زرين برايش در زير تاجش بساز، بر دو گوشهاش، بر هر دو طرفش، آنها را بساز. و آنها خانهها باشد براي عصاها، تا آن را بدانها بردارند. 5 و عصاها را از چوب شطيم بساز و آنها را به طلا بپوشان. 6 و آن را پيش حجابي كه روبروي تابوت شهادت است، در مقابل كرسي رحمت كه بر زبر شهادت است، در جايي كه با تو ملاقات ميكنم، بگذار. 7 و هر بامداد هارون بخور معطر بر روي آن بسوزاند، وقتي كه چراغها را ميآرايد، آن را بسوزاند. 8 و در عصر چون هارون چراغها را روشن ميكند، آن را بسوزاند تا بخور دائمي به حضور خداوند در نسلهاي شما باشد. 9 هيچ بخور غريب و قرباني سوختني و هديهاي بر آنمگذرانيد، و هدية ريختني بر آن مريزيد. 10 و هارون سالي يك مرتبه بر شاخهايش كفاره كند، به خون قرباني گناه كه براي كفاره است، سالي يك مرتبه بر آن كفاره كند در نسلهاي شما، زيرا كه آن براي خداوند قدساقداس است.»
فديه
11 و خداوند به موسي خطاب كرده، گفت: 12 «وقتي كه شمارة بنياسرائيل را برحسب شمردهشدگان ايشان ميگيري، آنگاه هركس فدية جان خود را به خداوند دهد، هنگامي كه ايشان را ميشماري، مبادا در حين شمردن ايشان، وبايي در ايشان حادث شود. 13 هر كه به سوي شمردهشدگان ميگذرد، اين را بدهد، يعني نيم مثقال موافق مثقال قدس، كه يك مثقال بيست قيراط است، و اين نيم مثقال هدية خداوند است. 14 هركس از بيست ساله و بالاتر كه بسوي شمردهشدگان بگذرد، هدية خداوند را بدهد. 15 دولتمند از نيم مثقال زياده ندهد، و فقير كمتر ندهد، هنگامي كه هديهاي براي كفاره جانهاي خود به خداوند ميدهند. 16 و نقد كفاره را از بنياسرائيل گرفته، آن را براي خدمت خيمة اجتماع بده، تا براي بنياسرائيل يادگاري به حضور خداوند باشد، و بجهت جانهاي ايشان كفاره كند.»
حوض
17 و خداوند به موسي خطاب كرده، گفت: 18 «حوضي نيز براي شستن از برنج بساز، و پايهاش از برنج و آن را در ميان خيمة اجتماع ومذبح بگذار، و آب در آن بريز. 19 و هارون و پسرانش دست و پاي خود را از آن بشويند. 20 هنگامي كه به خيمة اجتماع داخل شوند، به آب بشويند، مبادا بميرند. و وقتي كه براي خدمت كردن و سوزانيدن قربانيهاي آتشين بجهت خداوند به مذبح نزديك آيند، 21 آنگاه دست و پاي خود را بشويند، مبادا بميرند. و اين براي ايشان، يعني براي او و ذريتش، نسلاً بعد نسل فريضة ابدي باشد.»
روغن مسح
22 و خداوند موسي را خطاب كرده، گفت: 23 «و تو عطريات خاص بگير، از مُرّ چكيده پانصد مثقال، و از دارچيني معطر، نصف آن، دويست و پنجاه مثقال، و از قصبالذريره، دويست و پنجاه مثقال. 24 و از سليخه پانصد مثقال موافق مثقال قدس، و از روغن زيتون يك هين. 25 و از آنها روغن مسح مقدس را بساز، عطري كه از صنعت عطار ساخته شود، تا روغن مسح مقدس باشد. 26 و خيمة اجتماع و تابوت شهادت را بدان مسح كن. 27 و خوان را با تمامي اسبابش، و چراغدان را با اسبابش، و مذبح بخور را، 28 و مذبح قرباني سوختني را با همة اسبابش، و حوض را با پايهاش. 29 و آنها را تقديس نما، تا قدس اقداس باشد. هر كه آنها را لمس نمايد مقدس باشد. 30 و هارون و پسرانش را مسح نموده، ايشان را تقديس نما، تا براي من كهانت كنند. 31 و بنياسرائيل را خطاب كرده، بگو: اين است روغن مسح مقدس براي من در نسلهاي شما. 32 و بر بدن انسان ريخته نشود، و مثل آنموافق تركيبش مسازيد، زيرا كه مقدّس است و نزد شما مقدّس خواهد بود. 33 هر كه مثل آن تركيب نمايد، و هر كه چيزي از آن بر شخصي بيگانه بمالد، از قوم خود منقطع شود.»
عطريات
34 و خداوند به موسي گفت: «عطريات بگير، يعني مَيعه و اظفار و قِنّه و از اين عطريات با ندر صاف حصهها مساوي باشد. 35 و از اينها بخور بساز، عطري از صنعت عطار نمكين و مصفي' و مقدس. 36 و قدري از آن را نرم بكوب، و آن را پيش شهادت در خيمة اجتماع، جايي كه با تو ملاقات ميكنم بگذار، و نزد شما قدس اقداس باشد. 37 و موافق تركيب اين بخور كه ميسازي، ديگري براي خود مسازيد؛ نزد تو براي خداوند مقدس باشد. 38 هر كه مثل آن را براي بوييدن بسازد، از قوم خود منقطع شود.» ترجمه تفسیری «قربانگاه ديگري به شكل چهارگوش از چوب اقاقيا بساز تا روي آن بخور بسوزانند. ضلع قربانگاه نيم متر باشد و بلندي آن يك متر. آن را طوري بساز كه در چهار گوشه آن چهار زايده به شكل شاخ باشد. 3 روكش قربانگاه و شاخهاي آن از طلاي خالص باشد. قابي دورتا دور آن از طلا درست كن. 4 در دو طرف قربانگاه، زير قاب طلايي، دو حلقه از طلا براي قرار گرفتن چوبها بسـاز تا با آنها قربانگاه را حمـل كنند. 5 اين چوبها بايد از درخت اقاقيا تهيه شود و روكش طلا داشته باشد. 6 قربانگاه بخور را بيرون پردهاي كه روبروي صندوق عهد قرار گرفته بگذار. من در آنجا با توملاقات خواهم كرد. 7 هر روز صبح كه هارون، روغن داخل چراغها ميريزد و آنها را آماده ميكند، بايد بر آن قربانگاه، بخور خوشبو بسوزاند. 8 هر روز عصر نيز كه چراغها را روشن ميكند بايد در حضور خداوند بخور بسوزاند. اين عمل بايد مرتب نسل اندر نسل انجام شود. 9 بخور غير مجاز، قرباني سوختني و هديه آردي روي آن تقديم نكنيد و هديه نوشيدني بر آن نريزيد.
10 «هارون بايد سالي يكبار با پاشيدن خون قرباني گناه، بر شاخهاي قربانگاه، آن را تقديس نمايد. اين عمل بايد هر سال مرتباً نسل اندر نسل انجام شود، چون اين قربانگاه براي خداوند بسيار مقدس است.»
هديه براي عبادتگاه
11و12 خداوند به موسي فرمود: «هر موقع بنياسرائيل را سرشماري ميكني هر كسي كه شمرده ميشود، بايد براي جان خود به من فديه دهد تا هنگام سرشماري بلايي بر قوم نازل نشود. 13 فديهاي كه او بايد بپردازد نيم مثقال نقره است كه بايد به من تقديم شود. 14 تمام افراد بيست ساله و بالاتر بايد سرشماري شوند و اين هديه را به من بدهند. 15 آنكه ثروتمند است از اين مقدار بيشتر ندهد و آنكه فقير است كمتر ندهد، چون اين كفاره را براي جانهاي خود به من ميدهند. 16 پول كفاره را كه از بنياسرائيل ميگيري، براي تعمير و نگهداري خيمه عبادت صرف كن. پرداخت اين فديه باعث ميشود كه من به ياد بنياسرائيل باشم و جان ايشان را حفظ كنم.»
حوض مفرغي
17و18 سپس خداوند به موسي فرمود: «حوضي از مفرغ با پايهاي مفرغي براي شستشو بساز. آن را بين خيمه عبـادت و قربانگاه بگذار و از آب پـر كـن. 19و20 وقتي هارون و پسرانش ميخواهند به خيمه عبادت وارد شوند و يا وقتي بر قربانگاه، هديه سوختني به من تقديم ميكنند، بايد اول دستها و پاهاي خود را با آب آن بشويند و گرنه خواهند مرد. 21 هارون و پسرانش و نسلهاي آينده آنها بايد ايندستورات را هميشه رعايت كنند.»
روغن مسح
22 خداوند به موسي فرمود: 23 «اين مواد خوشبوي مخصوص را تهيه كن: شش كيلوگرم مر خالص، سه كيلوگرم دارچين خوشبو، سه كيلوگرم ني معطر، 24 شش كيلوگرم سليخه. آنگاه چهار ليتر روغن زيتون روي آنها بريز، 25 و از تركيب آنها روغن مقدس مسح درست كن. 26و27 با روغن معطري كه تهيه ميشود، خيمه عبادت، صندوق عهد، ميز با تمام ظروف آن، چراغدان با تمام وسايل آن، قربانگاه بخور، 28 قربانگاه هديه سوختني و هر چه كه متعلق به آن است، حوض و پايههاي آن را مسح كن. 29 آنها را تقديس كـن تا كاملاً مقدس شوند و هر كسي نتواند به آن دست بزند. 30 با روغني كه درست ميكني هارون و پسرانش را مسح نموده، تقديس كن تا كاهنان من باشند. 31 به بنياسرائيل بگو كه اين روغن در نسلهاي شما روغن مسح مقدس من خواهد بود. 32 نبايد اين روغن را روي افراد معمولي بريزيد و حق نداريد شبيه آن را درست كنيد، چون مقدس است و شـما هم بايد آن را مقدس بدانيد. 33 اگر كـسي از ايـن روغن درست كند و يا اگر بر شخصي كه كاهن نيـست بمـالد، از ميـان قوم اسـرائيل طـرد خواهد شد.»
بخور
34 سپس خداوند به موسي فرمود: «براي ساختن بخور از اين مواد خوشبو به مقدار مساوي استفاده كن: ميعه، اظفار، قنه و كندر خالص. 35 از تركيب اين مواد خوشبو با نمك، بخور خالص و مقدس درست كن. 36 قدري از آن را بكوب و در خيمه پيش صندوق عهد، جايي كه با تو ملاقات ميكنم بگذار. اين بخور كاملاً مقدس خواهد بود. 37 هرگز بخوري با اين تركيب براي خود درست نكنيد، چون اين بخور از آن من است و بايد آن را مقدس بشماريد. 38 هر كس بخوري مانند اين بخور براي خودش تهيه كند، از ميان قوم اسرائيل طرد خواهد شد.»
راهنما
بابهاي 25 - 31 . دستورالعمل ساختن خيمة اجتماع
خدا خودش الگوي خيمه را با جزئيات ارائه داد (25:9). اين مطلب دو بار ثبت شده: در اين باب، «اينگونه ... بسازيد»؛ و يك بار نيز در بابهاي 35 - 40، كه جزئيات كار كلمه به كلمه تكرار شدهاند، «اينگونه... ساخته شد.»
خيمه «شبيه» يك چيز، و «ساية» چيزهاي آسماني بود (عبرانيان 8 : 5).
خيمه معني بخصوصي براي قوم يهود داشت، و در عين حال «نمونة چيزهاي آينده» بود (عبرانيان 9 و 10).
خيمه و هيكل كه بعدها بر اساس مدل خيمه بنا شد، مركز حيات ملي يهود بودند.
خيمه كه منشاء الهي داشت، باز نمود بسيار مهم انديشههاي بخصوصي بود كه خدا ميخواست به انسان تفهيم كند، و نيز پيش درآمد بسياري از تعاليم ايمان مسيحي بود.
مذبح بخور
«و مذبحي براي سوزانيدن بخور بساز. آن را از چوب شطيم بساز. 2 طولش ذراعي باشد، و عرضش ذراعي، يعني مربع باشد، و بلندياش دو ذراع، و شاخهايش از خودش باشد. 3 و آن را به طلاي خالص بپوشان. سطحش و جانبهايش به هر طرف و شاخهايش را و تاجي از طلا گرداگردش بساز. 4 و دو حلقة زرين برايش در زير تاجش بساز، بر دو گوشهاش، بر هر دو طرفش، آنها را بساز. و آنها خانهها باشد براي عصاها، تا آن را بدانها بردارند. 5 و عصاها را از چوب شطيم بساز و آنها را به طلا بپوشان. 6 و آن را پيش حجابي كه روبروي تابوت شهادت است، در مقابل كرسي رحمت كه بر زبر شهادت است، در جايي كه با تو ملاقات ميكنم، بگذار. 7 و هر بامداد هارون بخور معطر بر روي آن بسوزاند، وقتي كه چراغها را ميآرايد، آن را بسوزاند. 8 و در عصر چون هارون چراغها را روشن ميكند، آن را بسوزاند تا بخور دائمي به حضور خداوند در نسلهاي شما باشد. 9 هيچ بخور غريب و قرباني سوختني و هديهاي بر آنمگذرانيد، و هدية ريختني بر آن مريزيد. 10 و هارون سالي يك مرتبه بر شاخهايش كفاره كند، به خون قرباني گناه كه براي كفاره است، سالي يك مرتبه بر آن كفاره كند در نسلهاي شما، زيرا كه آن براي خداوند قدساقداس است.»
فديه
11 و خداوند به موسي خطاب كرده، گفت: 12 «وقتي كه شمارة بنياسرائيل را برحسب شمردهشدگان ايشان ميگيري، آنگاه هركس فدية جان خود را به خداوند دهد، هنگامي كه ايشان را ميشماري، مبادا در حين شمردن ايشان، وبايي در ايشان حادث شود. 13 هر كه به سوي شمردهشدگان ميگذرد، اين را بدهد، يعني نيم مثقال موافق مثقال قدس، كه يك مثقال بيست قيراط است، و اين نيم مثقال هدية خداوند است. 14 هركس از بيست ساله و بالاتر كه بسوي شمردهشدگان بگذرد، هدية خداوند را بدهد. 15 دولتمند از نيم مثقال زياده ندهد، و فقير كمتر ندهد، هنگامي كه هديهاي براي كفاره جانهاي خود به خداوند ميدهند. 16 و نقد كفاره را از بنياسرائيل گرفته، آن را براي خدمت خيمة اجتماع بده، تا براي بنياسرائيل يادگاري به حضور خداوند باشد، و بجهت جانهاي ايشان كفاره كند.»
حوض
17 و خداوند به موسي خطاب كرده، گفت: 18 «حوضي نيز براي شستن از برنج بساز، و پايهاش از برنج و آن را در ميان خيمة اجتماع ومذبح بگذار، و آب در آن بريز. 19 و هارون و پسرانش دست و پاي خود را از آن بشويند. 20 هنگامي كه به خيمة اجتماع داخل شوند، به آب بشويند، مبادا بميرند. و وقتي كه براي خدمت كردن و سوزانيدن قربانيهاي آتشين بجهت خداوند به مذبح نزديك آيند، 21 آنگاه دست و پاي خود را بشويند، مبادا بميرند. و اين براي ايشان، يعني براي او و ذريتش، نسلاً بعد نسل فريضة ابدي باشد.»
روغن مسح
22 و خداوند موسي را خطاب كرده، گفت: 23 «و تو عطريات خاص بگير، از مُرّ چكيده پانصد مثقال، و از دارچيني معطر، نصف آن، دويست و پنجاه مثقال، و از قصبالذريره، دويست و پنجاه مثقال. 24 و از سليخه پانصد مثقال موافق مثقال قدس، و از روغن زيتون يك هين. 25 و از آنها روغن مسح مقدس را بساز، عطري كه از صنعت عطار ساخته شود، تا روغن مسح مقدس باشد. 26 و خيمة اجتماع و تابوت شهادت را بدان مسح كن. 27 و خوان را با تمامي اسبابش، و چراغدان را با اسبابش، و مذبح بخور را، 28 و مذبح قرباني سوختني را با همة اسبابش، و حوض را با پايهاش. 29 و آنها را تقديس نما، تا قدس اقداس باشد. هر كه آنها را لمس نمايد مقدس باشد. 30 و هارون و پسرانش را مسح نموده، ايشان را تقديس نما، تا براي من كهانت كنند. 31 و بنياسرائيل را خطاب كرده، بگو: اين است روغن مسح مقدس براي من در نسلهاي شما. 32 و بر بدن انسان ريخته نشود، و مثل آنموافق تركيبش مسازيد، زيرا كه مقدّس است و نزد شما مقدّس خواهد بود. 33 هر كه مثل آن تركيب نمايد، و هر كه چيزي از آن بر شخصي بيگانه بمالد، از قوم خود منقطع شود.»
عطريات
34 و خداوند به موسي گفت: «عطريات بگير، يعني مَيعه و اظفار و قِنّه و از اين عطريات با ندر صاف حصهها مساوي باشد. 35 و از اينها بخور بساز، عطري از صنعت عطار نمكين و مصفي' و مقدس. 36 و قدري از آن را نرم بكوب، و آن را پيش شهادت در خيمة اجتماع، جايي كه با تو ملاقات ميكنم بگذار، و نزد شما قدس اقداس باشد. 37 و موافق تركيب اين بخور كه ميسازي، ديگري براي خود مسازيد؛ نزد تو براي خداوند مقدس باشد. 38 هر كه مثل آن را براي بوييدن بسازد، از قوم خود منقطع شود.» ترجمه تفسیری «قربانگاه ديگري به شكل چهارگوش از چوب اقاقيا بساز تا روي آن بخور بسوزانند. ضلع قربانگاه نيم متر باشد و بلندي آن يك متر. آن را طوري بساز كه در چهار گوشه آن چهار زايده به شكل شاخ باشد. 3 روكش قربانگاه و شاخهاي آن از طلاي خالص باشد. قابي دورتا دور آن از طلا درست كن. 4 در دو طرف قربانگاه، زير قاب طلايي، دو حلقه از طلا براي قرار گرفتن چوبها بسـاز تا با آنها قربانگاه را حمـل كنند. 5 اين چوبها بايد از درخت اقاقيا تهيه شود و روكش طلا داشته باشد. 6 قربانگاه بخور را بيرون پردهاي كه روبروي صندوق عهد قرار گرفته بگذار. من در آنجا با توملاقات خواهم كرد. 7 هر روز صبح كه هارون، روغن داخل چراغها ميريزد و آنها را آماده ميكند، بايد بر آن قربانگاه، بخور خوشبو بسوزاند. 8 هر روز عصر نيز كه چراغها را روشن ميكند بايد در حضور خداوند بخور بسوزاند. اين عمل بايد مرتب نسل اندر نسل انجام شود. 9 بخور غير مجاز، قرباني سوختني و هديه آردي روي آن تقديم نكنيد و هديه نوشيدني بر آن نريزيد.
10 «هارون بايد سالي يكبار با پاشيدن خون قرباني گناه، بر شاخهاي قربانگاه، آن را تقديس نمايد. اين عمل بايد هر سال مرتباً نسل اندر نسل انجام شود، چون اين قربانگاه براي خداوند بسيار مقدس است.»
هديه براي عبادتگاه
11و12 خداوند به موسي فرمود: «هر موقع بنياسرائيل را سرشماري ميكني هر كسي كه شمرده ميشود، بايد براي جان خود به من فديه دهد تا هنگام سرشماري بلايي بر قوم نازل نشود. 13 فديهاي كه او بايد بپردازد نيم مثقال نقره است كه بايد به من تقديم شود. 14 تمام افراد بيست ساله و بالاتر بايد سرشماري شوند و اين هديه را به من بدهند. 15 آنكه ثروتمند است از اين مقدار بيشتر ندهد و آنكه فقير است كمتر ندهد، چون اين كفاره را براي جانهاي خود به من ميدهند. 16 پول كفاره را كه از بنياسرائيل ميگيري، براي تعمير و نگهداري خيمه عبادت صرف كن. پرداخت اين فديه باعث ميشود كه من به ياد بنياسرائيل باشم و جان ايشان را حفظ كنم.»
حوض مفرغي
17و18 سپس خداوند به موسي فرمود: «حوضي از مفرغ با پايهاي مفرغي براي شستشو بساز. آن را بين خيمه عبـادت و قربانگاه بگذار و از آب پـر كـن. 19و20 وقتي هارون و پسرانش ميخواهند به خيمه عبادت وارد شوند و يا وقتي بر قربانگاه، هديه سوختني به من تقديم ميكنند، بايد اول دستها و پاهاي خود را با آب آن بشويند و گرنه خواهند مرد. 21 هارون و پسرانش و نسلهاي آينده آنها بايد ايندستورات را هميشه رعايت كنند.»
روغن مسح
22 خداوند به موسي فرمود: 23 «اين مواد خوشبوي مخصوص را تهيه كن: شش كيلوگرم مر خالص، سه كيلوگرم دارچين خوشبو، سه كيلوگرم ني معطر، 24 شش كيلوگرم سليخه. آنگاه چهار ليتر روغن زيتون روي آنها بريز، 25 و از تركيب آنها روغن مقدس مسح درست كن. 26و27 با روغن معطري كه تهيه ميشود، خيمه عبادت، صندوق عهد، ميز با تمام ظروف آن، چراغدان با تمام وسايل آن، قربانگاه بخور، 28 قربانگاه هديه سوختني و هر چه كه متعلق به آن است، حوض و پايههاي آن را مسح كن. 29 آنها را تقديس كـن تا كاملاً مقدس شوند و هر كسي نتواند به آن دست بزند. 30 با روغني كه درست ميكني هارون و پسرانش را مسح نموده، تقديس كن تا كاهنان من باشند. 31 به بنياسرائيل بگو كه اين روغن در نسلهاي شما روغن مسح مقدس من خواهد بود. 32 نبايد اين روغن را روي افراد معمولي بريزيد و حق نداريد شبيه آن را درست كنيد، چون مقدس است و شـما هم بايد آن را مقدس بدانيد. 33 اگر كـسي از ايـن روغن درست كند و يا اگر بر شخصي كه كاهن نيـست بمـالد، از ميـان قوم اسـرائيل طـرد خواهد شد.»
بخور
34 سپس خداوند به موسي فرمود: «براي ساختن بخور از اين مواد خوشبو به مقدار مساوي استفاده كن: ميعه، اظفار، قنه و كندر خالص. 35 از تركيب اين مواد خوشبو با نمك، بخور خالص و مقدس درست كن. 36 قدري از آن را بكوب و در خيمه پيش صندوق عهد، جايي كه با تو ملاقات ميكنم بگذار. اين بخور كاملاً مقدس خواهد بود. 37 هرگز بخوري با اين تركيب براي خود درست نكنيد، چون اين بخور از آن من است و بايد آن را مقدس بشماريد. 38 هر كس بخوري مانند اين بخور براي خودش تهيه كند، از ميان قوم اسرائيل طرد خواهد شد.»
راهنما
بابهاي 25 - 31 . دستورالعمل ساختن خيمة اجتماع
خدا خودش الگوي خيمه را با جزئيات ارائه داد (25:9). اين مطلب دو بار ثبت شده: در اين باب، «اينگونه ... بسازيد»؛ و يك بار نيز در بابهاي 35 - 40، كه جزئيات كار كلمه به كلمه تكرار شدهاند، «اينگونه... ساخته شد.»
خيمه «شبيه» يك چيز، و «ساية» چيزهاي آسماني بود (عبرانيان 8 : 5).
خيمه معني بخصوصي براي قوم يهود داشت، و در عين حال «نمونة چيزهاي آينده» بود (عبرانيان 9 و 10).
خيمه و هيكل كه بعدها بر اساس مدل خيمه بنا شد، مركز حيات ملي يهود بودند.
خيمه كه منشاء الهي داشت، باز نمود بسيار مهم انديشههاي بخصوصي بود كه خدا ميخواست به انسان تفهيم كند، و نيز پيش درآمد بسياري از تعاليم ايمان مسيحي بود.
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]

-
- پست: 5234
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1747 بار
- سپاسهای دریافتی: 4179 بار
- تماس:
31 صنعتگران عبادتگاه؛ سبت،روز استراحت
حكمت و هنر
و خداوند موسي را خطاب كرده،گفت: 2 «آگاه باش بَصَلْئيل بن اوري بن حور را از سبط يهودا به نام خواندهام. 3 و او را به روح خدا پر ساختهام، و به حكمت و فهم و معرفت و هر هنري، 4 براي اختراع مُخْتَرَعات، تا در طلا و نقره و برنج كار كند. 5 و براي تراشيدن سنگ و ترصيع آن و درودگري چوب، تا در هر صنعتي اشتغال نمايد. 6 و اينك من، اُهُولياب بن اخيسامَك را از سبط دان، انباز او ساختهام، و در دل همة دانادلان حكمت بخشيدهام، تا آنچه را به توامرفرمودهام،بسازند.7 خيمة اجتماع وتابوت شهادت و كرسي رحمت كه بر آن است، و تمامي اسباب خيمه، 8 و خوان و اسبابش و چراغدان طاهر و همة اسبابش و مذبح بخور، 9 و مذبح قرباني سوختني و همة اسبابش، و حوض و پايهاش، 10 و لباس خدمت و لباس مقدّس براي هارون كاهن، و لباس پسرانش بجهت كهانت، 11 و روغن مسح و بخور معطر بجهت قدس، موافق آنچه به تو امر فرمودهام، بسازند.»
12 و خداوند موسي را خطاب كرده، گفت: 13 «و تو بنياسرائيل را مخاطب ساخته، بگو: البته سَبَّتهاي مرا نگاه داريد. زيرا كه اين در ميان من و شما در نسلهاي شما آيتي خواهد بود تا بدانيد كه من يهوه هستم كه شما را تقديس ميكنم. 14 پس سَبَّت را نگاه داريد، زيرا كه براي شما مقدس است، هر كه آن را بيحرمت كند، هرآينه كشته شود، و هر كه در آن كار كند، آن شخص از ميان قوم خود منقطع شود. 15 شش روز كار كرده شود، و در روز هفتم سَبَّت آرام و مقدس خداوند است. هر كه در روز سَبَّت كار كند، هرآينه كشته شود. 16 پس بنياسرائيل سَبَّت را نگاه بدارند، نسلاً بعد نسل سَبَّت را به عهد ابدي مَرعيّ دارند. 17 اين در ميان من و بنياسرائيل آيتي ابدي است، زيرا كه در شش روز، خداوند آسمان و زمين را ساخت و در روز هفتمين آرام فرموده، استراحت يافت.» 18 و چون گفتگو را با موسي در كوه سينا بپايان برد، دو لوح شهادت، يعني دو لوح سنگ مرقوم به انگشت خدا را به وي داد. ترجمه تفسیری خداوند به موسي فرمود: «من بصلئيل را كه پسر اوري و نوه حور از قبيله يهودا است انتخاب كردهام 3 و او را از روح خود پر ساختهام. 4 او در ساختن ظروف طلا و نقره و مفرغ، 5 همچنين در كار خراطي و جواهر سازي و هر صنعتي استاد است.
6 «در ضمن اهولياب، پسر اخيسامك از قبيله دان را نيز انتخاب كردهام تا دستيار او باشد. علاوه بر اين به تمام صنعتگراني كه با او كار ميكنند، مهارت مخصوصي بخشيدهام تا بتوانند همه آن چيزهايي را كه به تو دستور دادهام بسازند 7 خيمه عبادت، صندوق عهد با تخت رحمت كه بر آن است، تمام ابزار و وسايل خيمه عبادت، 8 ميز و ظروف آن، چراغدان طلاي خالـص و لوازم آن، قربانگاه بخـور، 9 قربانگاه قربانـي سوختنـي بـا لـوازم آن، حـوض و پايـهاش، 10 لباسهاي مخصوص هارون كاهن و پسرانش براي خدمت در مقام كاهني، 11 روغن مسح و بخور معطر براي قدس. همه اينها را بايد درست مطابق آنچه به تو دستور دادهام بسازند.»
سبّت، روز استراحت
12و13 سپس خداوند به موسي فرمود كه به بنياسرائيل بگويد: «روز سبت را كه براي شما تعيين كردهام نگاهداريد، زيرا اين روز نشاني جاوداني بين من و شما خواهد بود تا بدانيد من كه خداوند هستم، شما را براي خود جدا ساختهام. 14و15و16 پس در روز سبّت، استراحت و عبادت كنيد، چون روز مقدسي است. آنكه از اين آيين سرپيچي نمايد و در اين روز كار كند بايد كشته شود. در هفته فقط شش روز كار كنيد و روز هفتم كه روز مقدس خداوند است استراحت نماييد. اين قانون، عهدي جاوداني است و رعايت آن براي بنياسرائيل نسل اندر نسل واجباست. 17 اين نشانه هميشگي آن عهدي است كه من با بنياسرائيل بستهام، چون من در شش روز آسمان و زمين را آفريدم و در روز هفتم استراحت كردم.»18 وقتي خدا در كوه سينا گفتگوي خود را با موسي به پايان رسانيد، آن دو لوح سنگي را كه با انگشت خود ده فرمان را روي آنها نوشته بود، به موسي داد.
راهنما
بابهاي 25 - 31 . دستورالعمل ساختن خيمة اجتماع
خدا خودش الگوي خيمه را با جزئيات ارائه داد (25:9). اين مطلب دو بار ثبت شده: در اين باب، «اينگونه ... بسازيد»؛ و يك بار نيز در بابهاي 35 - 40، كه جزئيات كار كلمه به كلمه تكرار شدهاند، «اينگونه... ساخته شد.»
خيمه «شبيه» يك چيز، و «ساية» چيزهاي آسماني بود (عبرانيان 8 : 5).
خيمه معني بخصوصي براي قوم يهود داشت، و در عين حال «نمونة چيزهاي آينده» بود (عبرانيان 9 و 10).
خيمه و هيكل كه بعدها بر اساس مدل خيمه بنا شد، مركز حيات ملي يهود بودند.
خيمه كه منشاء الهي داشت، باز نمود بسيار مهم انديشههاي بخصوصي بود كه خدا ميخواست به انسان تفهيم كند، و نيز پيش درآمد بسياري از تعاليم ايمان مسيحي بود.
حكمت و هنر
و خداوند موسي را خطاب كرده،گفت: 2 «آگاه باش بَصَلْئيل بن اوري بن حور را از سبط يهودا به نام خواندهام. 3 و او را به روح خدا پر ساختهام، و به حكمت و فهم و معرفت و هر هنري، 4 براي اختراع مُخْتَرَعات، تا در طلا و نقره و برنج كار كند. 5 و براي تراشيدن سنگ و ترصيع آن و درودگري چوب، تا در هر صنعتي اشتغال نمايد. 6 و اينك من، اُهُولياب بن اخيسامَك را از سبط دان، انباز او ساختهام، و در دل همة دانادلان حكمت بخشيدهام، تا آنچه را به توامرفرمودهام،بسازند.7 خيمة اجتماع وتابوت شهادت و كرسي رحمت كه بر آن است، و تمامي اسباب خيمه، 8 و خوان و اسبابش و چراغدان طاهر و همة اسبابش و مذبح بخور، 9 و مذبح قرباني سوختني و همة اسبابش، و حوض و پايهاش، 10 و لباس خدمت و لباس مقدّس براي هارون كاهن، و لباس پسرانش بجهت كهانت، 11 و روغن مسح و بخور معطر بجهت قدس، موافق آنچه به تو امر فرمودهام، بسازند.»
12 و خداوند موسي را خطاب كرده، گفت: 13 «و تو بنياسرائيل را مخاطب ساخته، بگو: البته سَبَّتهاي مرا نگاه داريد. زيرا كه اين در ميان من و شما در نسلهاي شما آيتي خواهد بود تا بدانيد كه من يهوه هستم كه شما را تقديس ميكنم. 14 پس سَبَّت را نگاه داريد، زيرا كه براي شما مقدس است، هر كه آن را بيحرمت كند، هرآينه كشته شود، و هر كه در آن كار كند، آن شخص از ميان قوم خود منقطع شود. 15 شش روز كار كرده شود، و در روز هفتم سَبَّت آرام و مقدس خداوند است. هر كه در روز سَبَّت كار كند، هرآينه كشته شود. 16 پس بنياسرائيل سَبَّت را نگاه بدارند، نسلاً بعد نسل سَبَّت را به عهد ابدي مَرعيّ دارند. 17 اين در ميان من و بنياسرائيل آيتي ابدي است، زيرا كه در شش روز، خداوند آسمان و زمين را ساخت و در روز هفتمين آرام فرموده، استراحت يافت.» 18 و چون گفتگو را با موسي در كوه سينا بپايان برد، دو لوح شهادت، يعني دو لوح سنگ مرقوم به انگشت خدا را به وي داد. ترجمه تفسیری خداوند به موسي فرمود: «من بصلئيل را كه پسر اوري و نوه حور از قبيله يهودا است انتخاب كردهام 3 و او را از روح خود پر ساختهام. 4 او در ساختن ظروف طلا و نقره و مفرغ، 5 همچنين در كار خراطي و جواهر سازي و هر صنعتي استاد است.
6 «در ضمن اهولياب، پسر اخيسامك از قبيله دان را نيز انتخاب كردهام تا دستيار او باشد. علاوه بر اين به تمام صنعتگراني كه با او كار ميكنند، مهارت مخصوصي بخشيدهام تا بتوانند همه آن چيزهايي را كه به تو دستور دادهام بسازند 7 خيمه عبادت، صندوق عهد با تخت رحمت كه بر آن است، تمام ابزار و وسايل خيمه عبادت، 8 ميز و ظروف آن، چراغدان طلاي خالـص و لوازم آن، قربانگاه بخـور، 9 قربانگاه قربانـي سوختنـي بـا لـوازم آن، حـوض و پايـهاش، 10 لباسهاي مخصوص هارون كاهن و پسرانش براي خدمت در مقام كاهني، 11 روغن مسح و بخور معطر براي قدس. همه اينها را بايد درست مطابق آنچه به تو دستور دادهام بسازند.»
سبّت، روز استراحت
12و13 سپس خداوند به موسي فرمود كه به بنياسرائيل بگويد: «روز سبت را كه براي شما تعيين كردهام نگاهداريد، زيرا اين روز نشاني جاوداني بين من و شما خواهد بود تا بدانيد من كه خداوند هستم، شما را براي خود جدا ساختهام. 14و15و16 پس در روز سبّت، استراحت و عبادت كنيد، چون روز مقدسي است. آنكه از اين آيين سرپيچي نمايد و در اين روز كار كند بايد كشته شود. در هفته فقط شش روز كار كنيد و روز هفتم كه روز مقدس خداوند است استراحت نماييد. اين قانون، عهدي جاوداني است و رعايت آن براي بنياسرائيل نسل اندر نسل واجباست. 17 اين نشانه هميشگي آن عهدي است كه من با بنياسرائيل بستهام، چون من در شش روز آسمان و زمين را آفريدم و در روز هفتم استراحت كردم.»18 وقتي خدا در كوه سينا گفتگوي خود را با موسي به پايان رسانيد، آن دو لوح سنگي را كه با انگشت خود ده فرمان را روي آنها نوشته بود، به موسي داد.
راهنما
بابهاي 25 - 31 . دستورالعمل ساختن خيمة اجتماع
خدا خودش الگوي خيمه را با جزئيات ارائه داد (25:9). اين مطلب دو بار ثبت شده: در اين باب، «اينگونه ... بسازيد»؛ و يك بار نيز در بابهاي 35 - 40، كه جزئيات كار كلمه به كلمه تكرار شدهاند، «اينگونه... ساخته شد.»
خيمه «شبيه» يك چيز، و «ساية» چيزهاي آسماني بود (عبرانيان 8 : 5).
خيمه معني بخصوصي براي قوم يهود داشت، و در عين حال «نمونة چيزهاي آينده» بود (عبرانيان 9 و 10).
خيمه و هيكل كه بعدها بر اساس مدل خيمه بنا شد، مركز حيات ملي يهود بودند.
خيمه كه منشاء الهي داشت، باز نمود بسيار مهم انديشههاي بخصوصي بود كه خدا ميخواست به انسان تفهيم كند، و نيز پيش درآمد بسياري از تعاليم ايمان مسيحي بود.
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]

-
- پست: 5234
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1747 بار
- سپاسهای دریافتی: 4179 بار
- تماس:
32 گوساله طلایی
گوساله طلايي
و چون قوم ديدند كه موسي در فرود آمدن از كوه تأخير نمود، قوم نزد هارون جمع شده، وي را گفتند: «برخيز و براي ما خدايان بساز كه پيش روي ما بخرامند، زيرا اين مرد، موسي، كه ما را از زمين مصر بيرون آورد، نميدانيم او را چه شده است.»
2 هارون بديشان گفت: «گوشوارههاي طلا را كه در گوش زنان و پسران و دختران شماست، بيرون كرده، نزد من بياوريد.» 3 پس تمامي قومْ گوشوارههاي زرين را كه در گوشهاي ايشان بود بيرون كرده، نزد هارون آوردند. 4 و آنها را از دست ايشان گرفته، آن را با قلم نقش كرد، و از آن گوسالة ريخته شده ساخت، و ايشان گفتند: «اي اسرائيل اين خدايان تو ميباشند، كه تو را از زمين مصر بيرون آوردند.» 5 و چون هارون اين را بديد، مذبحي پيش آن بنا كرد و هارون ندا درداده، گفت: «فردا عيد يهوه ميباشد.» 6 و بامدادان برخاسته، قربانيهاي سوختني گذرانيدند، و هداياي سلامتي آوردند، و قوم براي خوردن و نوشيدن نشستند، و بجهت لعب برپا شدند.
7 و خداوند به موسي گفت: «روانه شده، بزير برو، زيرا كه اين قوم تو كه از زمين مصر بيرون آوردهاي، فاسد شدهاند. 8 و به زودي از آن طريقي كه بديشان امر فرمودهام، انحراف ورزيده، گوسالة ريخته شده براي خويشتن ساختهاند، و نزد آن سجده كرده، و قرباني گذرانيده، ميگويند كه اي اسرائيل اين خدايان تو ميباشند كه تو را از زمين مصر بيرون آوردهاند.» 9 و خداوند به موسيگفت: «اين قوم را ديدهام و اينك قوم گردنكش ميباشند. 10 و اكنون مرا بگذار تا خشم من بر ايشان مشتعل شده، ايشان را هلاك كنم و تو را قوم عظيم خواهم ساخت.» 11 پس موسي نزد يهوه، خداي خود تضرع كرده، گفت: «اي خداوند چرا خشم تو بر قوم خود كه با قوت عظيم و دست زورآور از زمين مصر بيرون آوردهاي، مشتعل شده است؟ 12 چرا مصريان اين سخن گويند كه ايشان را براي بدي بيرون آورد، تا ايشان را در كوهها بكشد، و از روي زمين تلف كند؟ پس از شدت خشم خود برگرد، و از اين قصد بديِ قوم خويش رجوع فرما. 13 بندگان خود ابراهيم و اسحاق و اسرائيل را بياد آور كه براي ايشان به ذات خود قسم خورده، بديشان گفتي كه ذريت شما را مثل ستارگان آسمان كثير گردانم، و تمامي اين زمين را كه دربارة آن سخن گفتهام به ذريت شما بخشم، تا آن را متصرف شوند تا ابدالا´باد.» 14 پس خداوند از آن بدي كه گفته بود كه به قوم خود برساند، رجوع فرمود.
15 آنگاه موسي برگشته، از كوه به زير آمد، و دو لوح شهادت به دست وي بود، و لوحها به هر دو طرف نوشته بود، بدين طرف و بدان طرف مرقوم بود. 16 و لوحها صنعت خدا بود، و نوشته، نوشتة خدا بود، منقوش بر لوحها. 17 و چون يوشع آواز قوم را كه ميخروشيدند شنيد، به موسي گفت: «در اردو صداي جنگ است.» 18 گفت: «صداي خروش ظفر نيست، و صداي خروش شكست نيست، بلكه آواز مُغَنّيان را من ميشنوم.»
19 و واقع شد كه چون نزديك به اردو رسيد، و گوساله و رقصكنندگان را ديد، خشم موسي مشتعل شد، و لوحها را از دست خود افكنده، آنها را زير كوه شكست. 20 و گوسالهاي را كه ساخته بودند گرفته، به آتش سوزانيد، و آن را خرد كرده، نرم ساخت، و بر روي آب پاشيده، بنياسرائيل را نوشانيد. 21 و موسي به هارون گفت: «اين قوم به تو چه كرده بودند كه گناه عظيمي بر ايشان آوردي؟» 22 هارون گفت: «خشم آقايم افروخته نشود، تو اين قوم را ميشناسي كه مايل به بدي ميباشند. 23 و به من گفتند، براي ما خدايان بساز كه پيش روي ما بخرامند، زيرا كه اين مَرد، موسي، كه ما را از زمين مصر بيرون آورده است، نميدانيم او را چه شده. 24 بديشان گفتم هر كه را طلا باشد آن را بيرون كند، پس به من دادند، و آن را در آتش انداختم و اين گوساله بيرون آمد.»
25 و چون موسي قوم را ديد كه بيلگام شدهاند، زيرا كه هارون ايشان را براي رسوايي ايشان در ميان دشمنان ايشان بيلگام ساخته بود، 26 آنگاه موسي به دروازة اردو ايستاده، گفت: «هر كه به طرف خداوند باشد، نزد من آيد.» پس جميع بنيلاوي نزد وي جمع شدند. 27 او بديشان گفت: «يهوه، خداي اسرائيل، چنين ميگويد: هر كس شمشير خود را بر ران خويش بگذارد، و از دروازه تا دروازة اردو آمد و رفت كند، و هر كس برادر خود و دوست خويش و همساية خود را بكشد.» 28 و بنيلاوي موافق سخن موسي كردند. و در آن روز قريب سه هزار نفر از قوم افتادند. 29 و موسي گفت: «امروز خويشتن را برايخداوند تخصيص نماييد حتي هر كس به پسر خود و به برادر خويش؛ تا امروز شما را بركت دهد.»
30 و بامدادان واقع شد كه موسي به قوم گفت: «شما گناهي عظيم كردهايد. اكنون نزد خداوند بالا ميروم، شايد گناه شما را كفاره كنم.» 31 پس موسي به حضور خداوند برگشت و گفت: «آه، اين قوم گناهي عظيم كرده، و خدايان طلا براي خويشتن ساختهاند. 32 الا´ن هرگاه گناه ايشان را ميآمرزي و اگرنه مرا از دفترت كه نوشتهاي، محو ساز.» 33 خداوند به موسي گفت: «هر كه گناه كرده است، او را از دفتر خود محو سازم. 34 و اكنون برو و اين قوم را بدانجايي كه به تو گفتهام، راهنمايي كن. اينك فرشتة من پيش روي تو خواهد خراميد، ليكن در يوم تفقد من، گناه ايشان را از ايشان بازخواست خواهم كرد.» 35 و خداوند قوم را مبتلا ساخت زيرا گوسالهاي را كه هارون ساخته بود، ساخته بودند. ترجمه تفسیری وقتي بازگشت موسي از كوه سينا به طول انجاميد، مردم نزد هارون جمع شده، گفتند: «برخيز و براي ما خدايي بساز تا ما را هدايت كند، چون نميدانيم بر سر موسي كه ما را از مصر بيرون آورد، چه آمده است.»
2و3 هارون گفت: «گوشوارههاي طلا را كه در گوشهاي زنان و دختران و پسران شماست پيش من بياوريد.» بنابراين، قوم گوشوارههاي طلاي خود را به هارون دادند. 4 هارون نيز گوشوارههاي طلا را گرفت و آنها را ذوب كرده، در قالبي كه ساخته بود، ريخت و مجسمهاي به شكل گوساله ساخت. قوم اسرائيل وقتي گوساله را ديدند فرياد برآوردند: «اي بنياسرائيل، اين همان خدايي است كه شما را از مصر بيرون آورد.»
5 هارون با ديدن اين صحنه، يك قربانگاه نيز جلو آن گوساله ساخت و گفت: «فردا براي خداوند جشن ميگيريم.»
6 روز بعد، صبح زود، وقتي مردم برخاستند، پيش آن گوساله قربانيهاي سوختني و قربانيهاي سلامتي تقديم نمودند. آنگاه نشسته، خوردند و نوشيدند و دست به كارهاي شرمآور زدند.
7 خداوند به موسي فرمود: «بشتاب و به پايين برو، چون قوم تو كه آنها را از مصر بيرون آوردي، فاسد شدهاند. 8 آنها به همين زودي احكام مرا فراموش كرده و منحرف گشتهاند و براي خود گوسالهاي ساخته، آن را پرستش ميكنند و برايش قرباني كرده، ميگويند: اي بنياسرائيل، اين همان خدايي است كهتو را از مصر بيرون آورد.»
9 خداوند به موسي فرمود: «ميدانم اين قوم چقدر سركشند. 10 بگذار آتش خشم خود را بر ايشان شعلهور ساخته، همه را هلاك كنم. بجاي آنها از تو قوم عظيمي بوجود خواهم آورد.»
11 ولي موسي از خداوند، خداي خود خواهش كرد كه آنها را هلاك نكند و گفت: «خداوندا چرا بر قوم خود اينگونه خشمگين شدهاي؟ مگر با قدرت و معجزات عظيم خود آنها را از مصر بيرون نياوردي؟ 13 آيا ميخواهي مصريها بگويند: خدا ايشان را فريب داده، از اينجا بيرون برد تا آنها را در كوهها بكشد و از روي زمين محو كند؟ از تو خواهش ميكنم از خشم خود برگردي و از مجازات قوم خود درگذري. 13 به يادآور قولي را كه به خدمتگزاران خود ابراهيم، اسحاق و يعقوب دادهاي. به يادآور چگونه براي ايشان به ذات خود قسم خورده، فرمودي: فرزندان شما را مثل ستارگان آسمان بيشمار ميگردانم و سرزميني را كه درباره آن سخن گفتهام به نسلهاي شما ميدهم تا هميشه در آن زندگي كنند.»-
14 بنابراين، خداوند ازتصميم خود منصرف شـد. 15 آنوقت موسي از كوه پايين آمد، در حالي كه دو لوح سنگي در دست داشت كه بر دو طرف آن لوحها ده فرمان خدا نوشته شده بود. 16 (آن ده فرمان را خود خداوند روي لوحهاي سنگي نوشته بود.)
17 يوشع كه همراه موسي بود، وقتي صداي داد و فرياد و خروش قوم را كه از دامنه كوه بر ميخاست شنيد، به موسي گفت: «از اردوگاه صداي جنگ به گوش ميرسد.»
18 ولي موسي گفت: «اين صدا، فرياد پيروزي يا شكست نيست، بلكه صداي ساز و آواز است.»19 وقتي به اردوگاه نزديك شدند، موسي چشمش به گوساله طلايي افتاد كه مردم در برابرش ميرقصيدند و شادي ميكردند. پس موسي آنچنان خشمگين شد كه لوحها را به پايين كوه پرت كرد و لوحها تكهتكه شد. 20 سپس گوساله طلايي را گرفت و در آتش انداخته آن را ذوب كرد. سپس آن را كوبيد و گردش را روي آب پاشيد و از آن آب بهبنياسرائيل نوشانيد.
21 آنگاه موسي به هارون گفت: «اين قوم به تو چه بدي كرده بودند كه ايشان را به چنين گناه بزرگي آلوده ساختي؟»
22 هارون گفت: «بر من خشم مگير. تو خود اين قوم را خوب ميشناسي كه چقدر فاسدند. 23 آنها به من گفتند: خدايي براي ما بساز تا ما را هدايت كند، چون نميدانيم چه بر سر موسي كه ما را از مصر بيرون آورد، آمده است. 24 من هم گفتم كه گوشوارههاي طلاي خود را پيش من بياورند. گوشوارههاي طلا را در آتش ريختم و اين گوساله از آن ساخته شد.»
25 وقتي موسي ديد كه قوم با كمك هارون اينچنين افسار گسيخته شده و پيش دشمنان، خود را بيآبرو كردهاند، 26 كنار دروازه اردوگاه ايستاد و با صداي بلند گفت: «هر كه طرف خداوند است پيش مـن بيايـد.» تمـام طايفـه لاوي دور او جمع شدنـد. 27 موسي به ايشان گفت: «خداوند، خداي بنياسرائيل ميفرمايد: شمشير به كمر ببنديد و از اينسوي اردوگاه تا آنسويش برويد و بـرادر و دوست و همسايه خـود را بكشيد.» 28 لاويها اطاعت كردند و در آن روز در حدود سه هزار نفر از قوم اسرائيل كشته شدند.
29 موسي به لاويها گفت: «امروز ثابت كرديد كه شايسته خدمت خداوند هستيد با اينكه ميدانستيد كه اطاعت شما به قيمت جان پسران و برادرانتان تمام ميشود، از فرمان خدا سرپيچي نكرديد؛ پس خدا به شما بركت خواهد داد.»
30 روز بعد موسي به قوم گفت: «شما مرتكب گناه بزرگي شدهايد. حال، من به بالاي كوه ميروم تا در حضور خداوند براي شما شفاعت كنم. شايد خدا از گناهان شما درگذرد.»31 پس موسي به حضور خداوند بازگشت و چنين دعا كرد: «آه اي خداوند، اين قوم مرتكب گناه بزرگي شده، براي خود بتي از طلا ساختند. 32 تمنا ميكنم گناه آنهاراببخش وگرنه اسم مرا از دفترت محو كن .»
33 خداوند به موسي فرمود: «چرا اسم تو را محو كنم؟ هر كه نسبت به من گناه كرده است، اسم او رامحو خواهم كرد. 34 حال باز گرد و قوم را به جايي كه گفتهام راهنمايي كن و فرشته من پيشاپيش تو حركت خواهد كرد. ولي من به موقع، قوم را بخاطر اين گناه مجازات خواهم كرد.»35 خداوند بخاطر پرستش بتي كه هارون ساخته بود، بلاي هولناكي بر بنياسرائيل نازل كرد.
راهنما
بابهاي 32 و 33 . گوسالة طلايي
گاو نر، خداي اصلي مصريان بود، و بعدها خداي ده سبط اسرائيل شد (اول پادشاهان 12 : 28). اين كفر و ارتداد رقت انگيز، آنهم بلافاصله پس از آنكه خدا با صداي رعد آسا از كوه فرموده بود «تو را خدايان ديگر غير از من نباشد»، و پس از معجزات حيرت انگيز مصر، حاكي از آن است كه اسرائيليان تا چه حد در بت پرستي مصريان غرق شده بودند. اين يك بحران بود و نياز به برقراري فوري نظم داشت، و مجازات آن به سرعت و با جدّيت فرا رسيد.
تمايل موسي به «محو شدن از كتاب خدا» (32 : 31 و 32) بخاطر قوم خود، نشان از شخصيت والاي او دارد.
گوساله طلايي
و چون قوم ديدند كه موسي در فرود آمدن از كوه تأخير نمود، قوم نزد هارون جمع شده، وي را گفتند: «برخيز و براي ما خدايان بساز كه پيش روي ما بخرامند، زيرا اين مرد، موسي، كه ما را از زمين مصر بيرون آورد، نميدانيم او را چه شده است.»
2 هارون بديشان گفت: «گوشوارههاي طلا را كه در گوش زنان و پسران و دختران شماست، بيرون كرده، نزد من بياوريد.» 3 پس تمامي قومْ گوشوارههاي زرين را كه در گوشهاي ايشان بود بيرون كرده، نزد هارون آوردند. 4 و آنها را از دست ايشان گرفته، آن را با قلم نقش كرد، و از آن گوسالة ريخته شده ساخت، و ايشان گفتند: «اي اسرائيل اين خدايان تو ميباشند، كه تو را از زمين مصر بيرون آوردند.» 5 و چون هارون اين را بديد، مذبحي پيش آن بنا كرد و هارون ندا درداده، گفت: «فردا عيد يهوه ميباشد.» 6 و بامدادان برخاسته، قربانيهاي سوختني گذرانيدند، و هداياي سلامتي آوردند، و قوم براي خوردن و نوشيدن نشستند، و بجهت لعب برپا شدند.
7 و خداوند به موسي گفت: «روانه شده، بزير برو، زيرا كه اين قوم تو كه از زمين مصر بيرون آوردهاي، فاسد شدهاند. 8 و به زودي از آن طريقي كه بديشان امر فرمودهام، انحراف ورزيده، گوسالة ريخته شده براي خويشتن ساختهاند، و نزد آن سجده كرده، و قرباني گذرانيده، ميگويند كه اي اسرائيل اين خدايان تو ميباشند كه تو را از زمين مصر بيرون آوردهاند.» 9 و خداوند به موسيگفت: «اين قوم را ديدهام و اينك قوم گردنكش ميباشند. 10 و اكنون مرا بگذار تا خشم من بر ايشان مشتعل شده، ايشان را هلاك كنم و تو را قوم عظيم خواهم ساخت.» 11 پس موسي نزد يهوه، خداي خود تضرع كرده، گفت: «اي خداوند چرا خشم تو بر قوم خود كه با قوت عظيم و دست زورآور از زمين مصر بيرون آوردهاي، مشتعل شده است؟ 12 چرا مصريان اين سخن گويند كه ايشان را براي بدي بيرون آورد، تا ايشان را در كوهها بكشد، و از روي زمين تلف كند؟ پس از شدت خشم خود برگرد، و از اين قصد بديِ قوم خويش رجوع فرما. 13 بندگان خود ابراهيم و اسحاق و اسرائيل را بياد آور كه براي ايشان به ذات خود قسم خورده، بديشان گفتي كه ذريت شما را مثل ستارگان آسمان كثير گردانم، و تمامي اين زمين را كه دربارة آن سخن گفتهام به ذريت شما بخشم، تا آن را متصرف شوند تا ابدالا´باد.» 14 پس خداوند از آن بدي كه گفته بود كه به قوم خود برساند، رجوع فرمود.
15 آنگاه موسي برگشته، از كوه به زير آمد، و دو لوح شهادت به دست وي بود، و لوحها به هر دو طرف نوشته بود، بدين طرف و بدان طرف مرقوم بود. 16 و لوحها صنعت خدا بود، و نوشته، نوشتة خدا بود، منقوش بر لوحها. 17 و چون يوشع آواز قوم را كه ميخروشيدند شنيد، به موسي گفت: «در اردو صداي جنگ است.» 18 گفت: «صداي خروش ظفر نيست، و صداي خروش شكست نيست، بلكه آواز مُغَنّيان را من ميشنوم.»
19 و واقع شد كه چون نزديك به اردو رسيد، و گوساله و رقصكنندگان را ديد، خشم موسي مشتعل شد، و لوحها را از دست خود افكنده، آنها را زير كوه شكست. 20 و گوسالهاي را كه ساخته بودند گرفته، به آتش سوزانيد، و آن را خرد كرده، نرم ساخت، و بر روي آب پاشيده، بنياسرائيل را نوشانيد. 21 و موسي به هارون گفت: «اين قوم به تو چه كرده بودند كه گناه عظيمي بر ايشان آوردي؟» 22 هارون گفت: «خشم آقايم افروخته نشود، تو اين قوم را ميشناسي كه مايل به بدي ميباشند. 23 و به من گفتند، براي ما خدايان بساز كه پيش روي ما بخرامند، زيرا كه اين مَرد، موسي، كه ما را از زمين مصر بيرون آورده است، نميدانيم او را چه شده. 24 بديشان گفتم هر كه را طلا باشد آن را بيرون كند، پس به من دادند، و آن را در آتش انداختم و اين گوساله بيرون آمد.»
25 و چون موسي قوم را ديد كه بيلگام شدهاند، زيرا كه هارون ايشان را براي رسوايي ايشان در ميان دشمنان ايشان بيلگام ساخته بود، 26 آنگاه موسي به دروازة اردو ايستاده، گفت: «هر كه به طرف خداوند باشد، نزد من آيد.» پس جميع بنيلاوي نزد وي جمع شدند. 27 او بديشان گفت: «يهوه، خداي اسرائيل، چنين ميگويد: هر كس شمشير خود را بر ران خويش بگذارد، و از دروازه تا دروازة اردو آمد و رفت كند، و هر كس برادر خود و دوست خويش و همساية خود را بكشد.» 28 و بنيلاوي موافق سخن موسي كردند. و در آن روز قريب سه هزار نفر از قوم افتادند. 29 و موسي گفت: «امروز خويشتن را برايخداوند تخصيص نماييد حتي هر كس به پسر خود و به برادر خويش؛ تا امروز شما را بركت دهد.»
30 و بامدادان واقع شد كه موسي به قوم گفت: «شما گناهي عظيم كردهايد. اكنون نزد خداوند بالا ميروم، شايد گناه شما را كفاره كنم.» 31 پس موسي به حضور خداوند برگشت و گفت: «آه، اين قوم گناهي عظيم كرده، و خدايان طلا براي خويشتن ساختهاند. 32 الا´ن هرگاه گناه ايشان را ميآمرزي و اگرنه مرا از دفترت كه نوشتهاي، محو ساز.» 33 خداوند به موسي گفت: «هر كه گناه كرده است، او را از دفتر خود محو سازم. 34 و اكنون برو و اين قوم را بدانجايي كه به تو گفتهام، راهنمايي كن. اينك فرشتة من پيش روي تو خواهد خراميد، ليكن در يوم تفقد من، گناه ايشان را از ايشان بازخواست خواهم كرد.» 35 و خداوند قوم را مبتلا ساخت زيرا گوسالهاي را كه هارون ساخته بود، ساخته بودند. ترجمه تفسیری وقتي بازگشت موسي از كوه سينا به طول انجاميد، مردم نزد هارون جمع شده، گفتند: «برخيز و براي ما خدايي بساز تا ما را هدايت كند، چون نميدانيم بر سر موسي كه ما را از مصر بيرون آورد، چه آمده است.»
2و3 هارون گفت: «گوشوارههاي طلا را كه در گوشهاي زنان و دختران و پسران شماست پيش من بياوريد.» بنابراين، قوم گوشوارههاي طلاي خود را به هارون دادند. 4 هارون نيز گوشوارههاي طلا را گرفت و آنها را ذوب كرده، در قالبي كه ساخته بود، ريخت و مجسمهاي به شكل گوساله ساخت. قوم اسرائيل وقتي گوساله را ديدند فرياد برآوردند: «اي بنياسرائيل، اين همان خدايي است كه شما را از مصر بيرون آورد.»
5 هارون با ديدن اين صحنه، يك قربانگاه نيز جلو آن گوساله ساخت و گفت: «فردا براي خداوند جشن ميگيريم.»
6 روز بعد، صبح زود، وقتي مردم برخاستند، پيش آن گوساله قربانيهاي سوختني و قربانيهاي سلامتي تقديم نمودند. آنگاه نشسته، خوردند و نوشيدند و دست به كارهاي شرمآور زدند.
7 خداوند به موسي فرمود: «بشتاب و به پايين برو، چون قوم تو كه آنها را از مصر بيرون آوردي، فاسد شدهاند. 8 آنها به همين زودي احكام مرا فراموش كرده و منحرف گشتهاند و براي خود گوسالهاي ساخته، آن را پرستش ميكنند و برايش قرباني كرده، ميگويند: اي بنياسرائيل، اين همان خدايي است كهتو را از مصر بيرون آورد.»
9 خداوند به موسي فرمود: «ميدانم اين قوم چقدر سركشند. 10 بگذار آتش خشم خود را بر ايشان شعلهور ساخته، همه را هلاك كنم. بجاي آنها از تو قوم عظيمي بوجود خواهم آورد.»
11 ولي موسي از خداوند، خداي خود خواهش كرد كه آنها را هلاك نكند و گفت: «خداوندا چرا بر قوم خود اينگونه خشمگين شدهاي؟ مگر با قدرت و معجزات عظيم خود آنها را از مصر بيرون نياوردي؟ 13 آيا ميخواهي مصريها بگويند: خدا ايشان را فريب داده، از اينجا بيرون برد تا آنها را در كوهها بكشد و از روي زمين محو كند؟ از تو خواهش ميكنم از خشم خود برگردي و از مجازات قوم خود درگذري. 13 به يادآور قولي را كه به خدمتگزاران خود ابراهيم، اسحاق و يعقوب دادهاي. به يادآور چگونه براي ايشان به ذات خود قسم خورده، فرمودي: فرزندان شما را مثل ستارگان آسمان بيشمار ميگردانم و سرزميني را كه درباره آن سخن گفتهام به نسلهاي شما ميدهم تا هميشه در آن زندگي كنند.»-
14 بنابراين، خداوند ازتصميم خود منصرف شـد. 15 آنوقت موسي از كوه پايين آمد، در حالي كه دو لوح سنگي در دست داشت كه بر دو طرف آن لوحها ده فرمان خدا نوشته شده بود. 16 (آن ده فرمان را خود خداوند روي لوحهاي سنگي نوشته بود.)
17 يوشع كه همراه موسي بود، وقتي صداي داد و فرياد و خروش قوم را كه از دامنه كوه بر ميخاست شنيد، به موسي گفت: «از اردوگاه صداي جنگ به گوش ميرسد.»
18 ولي موسي گفت: «اين صدا، فرياد پيروزي يا شكست نيست، بلكه صداي ساز و آواز است.»19 وقتي به اردوگاه نزديك شدند، موسي چشمش به گوساله طلايي افتاد كه مردم در برابرش ميرقصيدند و شادي ميكردند. پس موسي آنچنان خشمگين شد كه لوحها را به پايين كوه پرت كرد و لوحها تكهتكه شد. 20 سپس گوساله طلايي را گرفت و در آتش انداخته آن را ذوب كرد. سپس آن را كوبيد و گردش را روي آب پاشيد و از آن آب بهبنياسرائيل نوشانيد.
21 آنگاه موسي به هارون گفت: «اين قوم به تو چه بدي كرده بودند كه ايشان را به چنين گناه بزرگي آلوده ساختي؟»
22 هارون گفت: «بر من خشم مگير. تو خود اين قوم را خوب ميشناسي كه چقدر فاسدند. 23 آنها به من گفتند: خدايي براي ما بساز تا ما را هدايت كند، چون نميدانيم چه بر سر موسي كه ما را از مصر بيرون آورد، آمده است. 24 من هم گفتم كه گوشوارههاي طلاي خود را پيش من بياورند. گوشوارههاي طلا را در آتش ريختم و اين گوساله از آن ساخته شد.»
25 وقتي موسي ديد كه قوم با كمك هارون اينچنين افسار گسيخته شده و پيش دشمنان، خود را بيآبرو كردهاند، 26 كنار دروازه اردوگاه ايستاد و با صداي بلند گفت: «هر كه طرف خداوند است پيش مـن بيايـد.» تمـام طايفـه لاوي دور او جمع شدنـد. 27 موسي به ايشان گفت: «خداوند، خداي بنياسرائيل ميفرمايد: شمشير به كمر ببنديد و از اينسوي اردوگاه تا آنسويش برويد و بـرادر و دوست و همسايه خـود را بكشيد.» 28 لاويها اطاعت كردند و در آن روز در حدود سه هزار نفر از قوم اسرائيل كشته شدند.
29 موسي به لاويها گفت: «امروز ثابت كرديد كه شايسته خدمت خداوند هستيد با اينكه ميدانستيد كه اطاعت شما به قيمت جان پسران و برادرانتان تمام ميشود، از فرمان خدا سرپيچي نكرديد؛ پس خدا به شما بركت خواهد داد.»
30 روز بعد موسي به قوم گفت: «شما مرتكب گناه بزرگي شدهايد. حال، من به بالاي كوه ميروم تا در حضور خداوند براي شما شفاعت كنم. شايد خدا از گناهان شما درگذرد.»31 پس موسي به حضور خداوند بازگشت و چنين دعا كرد: «آه اي خداوند، اين قوم مرتكب گناه بزرگي شده، براي خود بتي از طلا ساختند. 32 تمنا ميكنم گناه آنهاراببخش وگرنه اسم مرا از دفترت محو كن .»
33 خداوند به موسي فرمود: «چرا اسم تو را محو كنم؟ هر كه نسبت به من گناه كرده است، اسم او رامحو خواهم كرد. 34 حال باز گرد و قوم را به جايي كه گفتهام راهنمايي كن و فرشته من پيشاپيش تو حركت خواهد كرد. ولي من به موقع، قوم را بخاطر اين گناه مجازات خواهم كرد.»35 خداوند بخاطر پرستش بتي كه هارون ساخته بود، بلاي هولناكي بر بنياسرائيل نازل كرد.
راهنما
بابهاي 32 و 33 . گوسالة طلايي
گاو نر، خداي اصلي مصريان بود، و بعدها خداي ده سبط اسرائيل شد (اول پادشاهان 12 : 28). اين كفر و ارتداد رقت انگيز، آنهم بلافاصله پس از آنكه خدا با صداي رعد آسا از كوه فرموده بود «تو را خدايان ديگر غير از من نباشد»، و پس از معجزات حيرت انگيز مصر، حاكي از آن است كه اسرائيليان تا چه حد در بت پرستي مصريان غرق شده بودند. اين يك بحران بود و نياز به برقراري فوري نظم داشت، و مجازات آن به سرعت و با جدّيت فرا رسيد.
تمايل موسي به «محو شدن از كتاب خدا» (32 : 31 و 32) بخاطر قوم خود، نشان از شخصيت والاي او دارد.
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]

-
- پست: 5234
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1747 بار
- سپاسهای دریافتی: 4179 بار
- تماس:
33 ملاقات با خدا در خیمه عبادت
و خداوند به موسي گفت: «روانه شده،از اينجا كوچ كن، تو و اين قوم كه از زمين مصر برآوردهاي، بدان زميني كه براي ابراهيم، اسحاق و يعقوب قسم خورده، گفتهام آن را به ذريت تو عطا خواهم كرد. 2 و فرشتهاي پيش روي تو ميفرستم، و كنعانيان و اَموريان و حتيان و فرزيان و حويان و يبوسيان را بيرون خواهم كرد 3 به زميني كه به شير و شهد جاري است؛ زيرا كه در ميان شما نميآيم، چونكه قوم گردنكش هستي، مبادا تو را در بين راه هلاك سازم.» 4 و چون قوم اين سخنان بد را شنيدند، ماتم گرفتند، و هيچكس زيور خود را برخود ننهاد. 5 و خداوند به موسي گفت: «بنياسرائيل را بگو: شما قوم گردنكش هستيد؛ اگر لحظهاي در ميان تو آيم، همانا تو را هلاك سازم. پس اكنون زيور خود را از خود بيرون كن تا بدانم با تو چه كنم.» 6 پس بنياسرائيل زيورهاي خود را از جَبَل حوريب از خود بيرون كردند.
خيمه اجتماع
7 و موسي خيمة خود را برداشته، آن را بيرون لشكرگاه، دور از اردو زد، و آن را «خيمة اجتماع» ناميد. و واقع شد كه هر كه طالب يهوه ميبود، به خيمة اجتماع كه خارج لشكرگاه بود، بيرون ميرفت. 8 و هنگامي كه موسي به سوي خيمه بيرون ميرفت، تمامي قوم برخاسته، هر يكي به در خيمة خود ميايستاد، و در عقب موسي مينگريست تا داخل خيمه ميشد. 9 و چون موسي به خيمه داخل ميشد، ستون ابر نازل شده، به در خيمه ميايستاد، و خدا با موسي سخن ميگفت. 10 و چون تمامي قوم، ستون ابر را بر در خيمه ايستاده ميديدند، همة قوم برخاسته، هر كس به در خيمة خود سجده ميكرد. 11 و خداوند با موسي روبرو سخن ميگفت، مثل شخصي كه با دوست خود سخن گويد. پس به اردو برميگشت. اما خادم او يوشع بن نونِ جوان، از ميان خيمه بيرون نميآمد.
موسي و جلال خدا
12 و موسي به خداوند گفت: «اينك تو به من ميگويي: اين قوم را ببر. و تو مرا خبر ميدهي كههمراه من كه را ميفرستي. و تو گفتهاي، تو را به نام ميشناسم، و ايضاً در حضور من فيض يافتهاي. 13 الا´ن اگر فيالحقيقه منظور نظر تو شدهام، طريق خود را به من بياموز تا تو را بشناسم، و در حضور تو فيض يابم، و ملاحظه بفرما كه اين طايفه، قوم تو ميباشند.» 14 گفت: «روي من خواهد آمد و تو را آرامي خواهم بخشيد.» 15 به وي عرض كرد: «هر گاه روي تو نيايد، ما را از اينجا مبر. 16 زيرا به چه چيز معلوم ميشود كه من و قوم تو منظور نظر تو شدهايم؟ آيا نه از آمدن تو با ما؟ پس من و قوم تو از جميع قومهايي كه بر روي زمينند، ممتاز خواهيم شد.» 17 خداوند به موسي گفت: «اين كار را نيز كه گفتهاي خواهم كرد، زيرا كه در نظر من فيض يافتهاي و تو را بنام ميشناسم.» 18 عرض كرد: «مستدعي آنكه جلال خود را به من بنمايي.» 19 گفت: «من تمامي احسان خود را پيش روي تو ميگذرانم و نام يهوه را پيش روي تو ندا ميكنم، و رأفت ميكنم بر هر كه رئوف هستم و رحمت خواهم كرد بر هر كه رحيم هستم.» 20 و گفت: «روي مرا نميتواني ديد، زيرا انسان نميتواند مرا ببيند و زنده بماند.» 21 و خداوند گفت: «اينك مقامي نزد من است. پس بر صخره بايست. 22 و واقع ميشود كه چون جلال من ميگذرد، تو را در شكاف صخره ميگذارم، و تو را به دست خود خواهم پوشانيد تا عبور كنم. 23 پس دست خود را خواهم برداشت تا قفاي مرا ببيني، اما روي من ديده نميشود.» ترجمه تفسیری خداوند به موسي فرمود: « اين قوم را كه از مصر بيرون آوردي بسوي سرزميني كه وعده آن را به ابراهيم، اسحاق و يعقوب دادهام، هدايت كن، چون به آنها قول دادهام كه آن را به فرزندان ايشان ببخشم. 2و3 من فرشته خود را پيشاپيش تو خواهم فرستاد تا كنعانيها، اموريها، حيتيها، فرزيها، حويها و يبوسيها را از آن سرزمين كه شير و عسل در آن جاري است، بيرون برانم. اما من در اين سفر همراه شما نخواهم آمد، چون مردمي سركش هستيد و ممكن است شما را در بين راه هلاك كنم.»
4 وقتي قوم اين سخنان را شنيدند ماتم گرفتند و هيچكس با زيورآلات، خود را نياراست؛ 5 چون خداوند به موسي فرموده بود به قوم اسرائيل بگويد: «شما مردمي سركش هستيد. اگر لحظهاي در ميان شما باشم، شما را هلاك ميكنم. پس تا زماني كه تكليف شما را روشن نكردهام، هر نوع آلات زينتي و جواهرات را از خود دور كنيد.» 6 بنابراين بنياسرائيل از آن پس زيور آلات خود را كنار گذاشتند.
ملاقات با خدا در خيمه عبادت
7 از آن پس، موسي خيمه مقدس را كه «خيمه عبادت» نامگذاري كرده بود، هميشه بيرون از اردوگاه بنياسرائيل برپا ميكرد و كساني كه ميخواستند با خداوند راز و نياز كنند، به آنجا ميرفتند.
8 هر وقت موسي بطرف خيمه عبادت ميرفت، تمام قوم دم در خيمههاي خود جمع ميشدند و او را تماشا ميكردند. 9 زماني كه موسي وارد خيمه عبادت ميشد، ستون ابر نازل شده بر در خيمه ميايستاد و دراين ضمن خدا با موسي صحبت ميكرد. 10 قوم اسرائيل وقتي ستون ابر را ميديدند، در برابر در خيمههاي خود به خاك افتاده خدا را پرستش ميكردند. 11 در داخل خيمه عبادت، خداوند مانند كسي كه با دوست خود گفتگو كند، با موسي رودررو گفتگو ميكرد. سپس موسي به اردوگاه باز ميگشت، ولي دستيار جوان او يوشع (پسر نون) در آنجا ميماند.
خدا قول ميدهد با قوم خود باشد
12 موسي به خداوند عرض كرد: «تو به من ميگويي اين قوم را به سرزمين موعود ببرم، ولي نميگويي چه كسي را با من خواهي فرستاد. گفتهاي: تو را به نام ميشناسم و مورد لطف من قرار گرفتهاي. 13 پس اگر حقيقت اينطور است مرا به راهي كه بايد بروم راهنمايي كن تا تو را آنطور كه بايد بشناسم و به شايستگي در حضورت زندگي كنم. اين مردم نيز قوم تو هستند، پس لطف خود را از ايشان دريغ مدار.»
14 خداوند در جواب موسي فرمود: «من خود همراه شما خواهم آمد و به شما توفيق خواهم بخشيد.» 15 خداوند از اين جهت اين را فرمود، زيرا موسي گفته بود: «اگر با ما نميآيي ما را نيز نگذار كه از اينجا جلوتر رويم. 16 اگر تو همراه ما نيايي از كجا معلوم خواهد شد كه من و قوم من مورد لطف تو قرار گرفتهايم و با ساير قومهاي جهان فرق داريم؟»
17 خداوند فرمود: «در اين مورد هم دعاي تو را اجابت ميكنم، چون تو مورد لطف من قرار گرفتهاي و تو را به نام ميشناسم.»
18 موسي عرض كرد: «استدعا دارم جلال خود را به من نشان دهي.»
19 خداوند فرمود: «من شكوه خود را از برابر تو عبور ميدهم و نام مقدس خود را در حضور تو ندا ميكنم. من خداوند هستم و بر هر كس كه بخواهم رحم و شفقت ميكنم. 20 من نخواهم گذاشت چهره مرا ببيني، چون انسان نميتواند مرا ببيند و زنده بماند. 21 حال برخيز و روي اين صخره، كنار من بايست. 22 وقتي جلال من ميگذرد، تو را در شكاف ايـنصخره ميگذارم و با دستم تو را ميپوشانم تا از اينجا عبور كنم؛ 23 سپس دست خود را برميدارم تا مرا از پشت ببيني، اما چهره مرا نخواهي ديد.»
راهنما
بابهاي 32 و 33 . گوسالة طلايي
گاو نر، خداي اصلي مصريان بود، و بعدها خداي ده سبط اسرائيل شد (اول پادشاهان 12 : 28). اين كفر و ارتداد رقت انگيز، آنهم بلافاصله پس از آنكه خدا با صداي رعد آسا از كوه فرموده بود «تو را خدايان ديگر غير از من نباشد»، و پس از معجزات حيرت انگيز مصر، حاكي از آن است كه اسرائيليان تا چه حد در بت پرستي مصريان غرق شده بودند. اين يك بحران بود و نياز به برقراري فوري نظم داشت، و مجازات آن به سرعت و با جدّيت فرا رسيد.
تمايل موسي به «محو شدن از كتاب خدا» (32 : 31 و 32) بخاطر قوم خود، نشان از شخصيت والاي او دارد.
و خداوند به موسي گفت: «روانه شده،از اينجا كوچ كن، تو و اين قوم كه از زمين مصر برآوردهاي، بدان زميني كه براي ابراهيم، اسحاق و يعقوب قسم خورده، گفتهام آن را به ذريت تو عطا خواهم كرد. 2 و فرشتهاي پيش روي تو ميفرستم، و كنعانيان و اَموريان و حتيان و فرزيان و حويان و يبوسيان را بيرون خواهم كرد 3 به زميني كه به شير و شهد جاري است؛ زيرا كه در ميان شما نميآيم، چونكه قوم گردنكش هستي، مبادا تو را در بين راه هلاك سازم.» 4 و چون قوم اين سخنان بد را شنيدند، ماتم گرفتند، و هيچكس زيور خود را برخود ننهاد. 5 و خداوند به موسي گفت: «بنياسرائيل را بگو: شما قوم گردنكش هستيد؛ اگر لحظهاي در ميان تو آيم، همانا تو را هلاك سازم. پس اكنون زيور خود را از خود بيرون كن تا بدانم با تو چه كنم.» 6 پس بنياسرائيل زيورهاي خود را از جَبَل حوريب از خود بيرون كردند.
خيمه اجتماع
7 و موسي خيمة خود را برداشته، آن را بيرون لشكرگاه، دور از اردو زد، و آن را «خيمة اجتماع» ناميد. و واقع شد كه هر كه طالب يهوه ميبود، به خيمة اجتماع كه خارج لشكرگاه بود، بيرون ميرفت. 8 و هنگامي كه موسي به سوي خيمه بيرون ميرفت، تمامي قوم برخاسته، هر يكي به در خيمة خود ميايستاد، و در عقب موسي مينگريست تا داخل خيمه ميشد. 9 و چون موسي به خيمه داخل ميشد، ستون ابر نازل شده، به در خيمه ميايستاد، و خدا با موسي سخن ميگفت. 10 و چون تمامي قوم، ستون ابر را بر در خيمه ايستاده ميديدند، همة قوم برخاسته، هر كس به در خيمة خود سجده ميكرد. 11 و خداوند با موسي روبرو سخن ميگفت، مثل شخصي كه با دوست خود سخن گويد. پس به اردو برميگشت. اما خادم او يوشع بن نونِ جوان، از ميان خيمه بيرون نميآمد.
موسي و جلال خدا
12 و موسي به خداوند گفت: «اينك تو به من ميگويي: اين قوم را ببر. و تو مرا خبر ميدهي كههمراه من كه را ميفرستي. و تو گفتهاي، تو را به نام ميشناسم، و ايضاً در حضور من فيض يافتهاي. 13 الا´ن اگر فيالحقيقه منظور نظر تو شدهام، طريق خود را به من بياموز تا تو را بشناسم، و در حضور تو فيض يابم، و ملاحظه بفرما كه اين طايفه، قوم تو ميباشند.» 14 گفت: «روي من خواهد آمد و تو را آرامي خواهم بخشيد.» 15 به وي عرض كرد: «هر گاه روي تو نيايد، ما را از اينجا مبر. 16 زيرا به چه چيز معلوم ميشود كه من و قوم تو منظور نظر تو شدهايم؟ آيا نه از آمدن تو با ما؟ پس من و قوم تو از جميع قومهايي كه بر روي زمينند، ممتاز خواهيم شد.» 17 خداوند به موسي گفت: «اين كار را نيز كه گفتهاي خواهم كرد، زيرا كه در نظر من فيض يافتهاي و تو را بنام ميشناسم.» 18 عرض كرد: «مستدعي آنكه جلال خود را به من بنمايي.» 19 گفت: «من تمامي احسان خود را پيش روي تو ميگذرانم و نام يهوه را پيش روي تو ندا ميكنم، و رأفت ميكنم بر هر كه رئوف هستم و رحمت خواهم كرد بر هر كه رحيم هستم.» 20 و گفت: «روي مرا نميتواني ديد، زيرا انسان نميتواند مرا ببيند و زنده بماند.» 21 و خداوند گفت: «اينك مقامي نزد من است. پس بر صخره بايست. 22 و واقع ميشود كه چون جلال من ميگذرد، تو را در شكاف صخره ميگذارم، و تو را به دست خود خواهم پوشانيد تا عبور كنم. 23 پس دست خود را خواهم برداشت تا قفاي مرا ببيني، اما روي من ديده نميشود.» ترجمه تفسیری خداوند به موسي فرمود: « اين قوم را كه از مصر بيرون آوردي بسوي سرزميني كه وعده آن را به ابراهيم، اسحاق و يعقوب دادهام، هدايت كن، چون به آنها قول دادهام كه آن را به فرزندان ايشان ببخشم. 2و3 من فرشته خود را پيشاپيش تو خواهم فرستاد تا كنعانيها، اموريها، حيتيها، فرزيها، حويها و يبوسيها را از آن سرزمين كه شير و عسل در آن جاري است، بيرون برانم. اما من در اين سفر همراه شما نخواهم آمد، چون مردمي سركش هستيد و ممكن است شما را در بين راه هلاك كنم.»
4 وقتي قوم اين سخنان را شنيدند ماتم گرفتند و هيچكس با زيورآلات، خود را نياراست؛ 5 چون خداوند به موسي فرموده بود به قوم اسرائيل بگويد: «شما مردمي سركش هستيد. اگر لحظهاي در ميان شما باشم، شما را هلاك ميكنم. پس تا زماني كه تكليف شما را روشن نكردهام، هر نوع آلات زينتي و جواهرات را از خود دور كنيد.» 6 بنابراين بنياسرائيل از آن پس زيور آلات خود را كنار گذاشتند.
ملاقات با خدا در خيمه عبادت
7 از آن پس، موسي خيمه مقدس را كه «خيمه عبادت» نامگذاري كرده بود، هميشه بيرون از اردوگاه بنياسرائيل برپا ميكرد و كساني كه ميخواستند با خداوند راز و نياز كنند، به آنجا ميرفتند.
8 هر وقت موسي بطرف خيمه عبادت ميرفت، تمام قوم دم در خيمههاي خود جمع ميشدند و او را تماشا ميكردند. 9 زماني كه موسي وارد خيمه عبادت ميشد، ستون ابر نازل شده بر در خيمه ميايستاد و دراين ضمن خدا با موسي صحبت ميكرد. 10 قوم اسرائيل وقتي ستون ابر را ميديدند، در برابر در خيمههاي خود به خاك افتاده خدا را پرستش ميكردند. 11 در داخل خيمه عبادت، خداوند مانند كسي كه با دوست خود گفتگو كند، با موسي رودررو گفتگو ميكرد. سپس موسي به اردوگاه باز ميگشت، ولي دستيار جوان او يوشع (پسر نون) در آنجا ميماند.
خدا قول ميدهد با قوم خود باشد
12 موسي به خداوند عرض كرد: «تو به من ميگويي اين قوم را به سرزمين موعود ببرم، ولي نميگويي چه كسي را با من خواهي فرستاد. گفتهاي: تو را به نام ميشناسم و مورد لطف من قرار گرفتهاي. 13 پس اگر حقيقت اينطور است مرا به راهي كه بايد بروم راهنمايي كن تا تو را آنطور كه بايد بشناسم و به شايستگي در حضورت زندگي كنم. اين مردم نيز قوم تو هستند، پس لطف خود را از ايشان دريغ مدار.»
14 خداوند در جواب موسي فرمود: «من خود همراه شما خواهم آمد و به شما توفيق خواهم بخشيد.» 15 خداوند از اين جهت اين را فرمود، زيرا موسي گفته بود: «اگر با ما نميآيي ما را نيز نگذار كه از اينجا جلوتر رويم. 16 اگر تو همراه ما نيايي از كجا معلوم خواهد شد كه من و قوم من مورد لطف تو قرار گرفتهايم و با ساير قومهاي جهان فرق داريم؟»
17 خداوند فرمود: «در اين مورد هم دعاي تو را اجابت ميكنم، چون تو مورد لطف من قرار گرفتهاي و تو را به نام ميشناسم.»
18 موسي عرض كرد: «استدعا دارم جلال خود را به من نشان دهي.»
19 خداوند فرمود: «من شكوه خود را از برابر تو عبور ميدهم و نام مقدس خود را در حضور تو ندا ميكنم. من خداوند هستم و بر هر كس كه بخواهم رحم و شفقت ميكنم. 20 من نخواهم گذاشت چهره مرا ببيني، چون انسان نميتواند مرا ببيند و زنده بماند. 21 حال برخيز و روي اين صخره، كنار من بايست. 22 وقتي جلال من ميگذرد، تو را در شكاف ايـنصخره ميگذارم و با دستم تو را ميپوشانم تا از اينجا عبور كنم؛ 23 سپس دست خود را برميدارم تا مرا از پشت ببيني، اما چهره مرا نخواهي ديد.»
راهنما
بابهاي 32 و 33 . گوسالة طلايي
گاو نر، خداي اصلي مصريان بود، و بعدها خداي ده سبط اسرائيل شد (اول پادشاهان 12 : 28). اين كفر و ارتداد رقت انگيز، آنهم بلافاصله پس از آنكه خدا با صداي رعد آسا از كوه فرموده بود «تو را خدايان ديگر غير از من نباشد»، و پس از معجزات حيرت انگيز مصر، حاكي از آن است كه اسرائيليان تا چه حد در بت پرستي مصريان غرق شده بودند. اين يك بحران بود و نياز به برقراري فوري نظم داشت، و مجازات آن به سرعت و با جدّيت فرا رسيد.
تمايل موسي به «محو شدن از كتاب خدا» (32 : 31 و 32) بخاطر قوم خود، نشان از شخصيت والاي او دارد.
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]

-
- پست: 5234
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1747 بار
- سپاسهای دریافتی: 4179 بار
- تماس:
34 لوحهای سنگی دوباره ساخته می شود
دو لوح جديد
و خداوند به موسي گفت: «دو لوحسنگي مثل اولين براي خود بتراش، و سخناني را كه بر لوحهاي اول بود و شكستي، بر اين لوحها خواهم نوشت. 2 و بامدادان حاضر شو و صبحگاهان به كوه سينا بالا بيا، و در آنجا نزد من بر قله كوه بايست. 3 و هيچكس با تو بالا نيايد، و هيچكس نيز در تمامي كوه ديده نشود، و گله و رمه نيز به طرف اين كوه چرا نكند.»
4 پس موسي دو لوح سنگي مثل اولين تراشيد و بامدادان برخاسته، به كوه سينا بالا آمد، چنانكه خداوند او را امر فرموده بود، و دو لوح سنگي را به دست خود برداشت. 5 و خداوند در ابر نازل شده، در آنجا با وي بايستاد، و به نام خداوند ندا درداد. 6 و خداوند پيش روي وي عبور كرده، ندا درداد كه «يهوه، يهوه، خداي رحيم و رئوف و ديرخشم و كثير احسان و وفا؛ 7 نگاه دارندة رحمت براي هزاران، و آمرزندة خطا و عصيان و گناه؛ لكن گناه را هرگز بيسزا نخواهد گذاشت، بلكه خطاياي پدران را بر پسران و پسران پسران ايشان تا پشت سوم و چهارم خواهد گرفت.» 8 و موسي به زودي رو به زمين نهاده، سجده كرد. 9 و گفت: «اي خداوند اگر فيالحقيقه منظور نظر تو شدهام، مستدعي آنكه خداوند در ميان ما بيايد، زيرا كه اين قوم گردنكش ميباشند، پس خطا و گناه ما را بيامرز و ما را ميراث خود بساز.»
10 گفت: «اينك عهدي ميبندم و در نظر تمامي قوم تو كارهاي عجيب ميكنم، كه درتمامي جهان و در جميع امتها كرده نشده باشد، و تمامي اين قومي كه تو در ميان ايشان هستي، كار خداوند را خواهند ديد، زيراكه اين كاري كه با تو خواهم كرد، كاري هولناك است. 11 آنچه را من امروز به تو امر ميفرمايم، نگاه دار. اينك من از پيش روي تو اموريان و كنعانيان و حتيان و فرزيان و حويان و يبوسيان را خواهم راند. 12 با حذر باش كه با ساكنان آن زمين كه تو بدانجا ميروي، عهد نبندي، مبادا در ميان شما دامي باشد. 13 بلكه مذبحهاي ايشان را منهدم سازيد، و بتهاي ايشان را بشكنيد و اشيريم ايشان را قطع نماييد. 14 زنهار خداي غير را عبادت منما، زيرا يهوه كه نام او غيور است، خداي غيور است. 15 زنهار با ساكنان آن زمين عهد مبند، والاّ از عقب خدايان ايشان زنا ميكنند، و نزد خدايان ايشان قرباني ميگذرانند، و تو را دعوت مينمايند و از قربانيهاي ايشان ميخوري. 16 و از دختران ايشان براي پسران خود ميگيري، و چون دختران ايشان از عقب خدايان خود زنا كنند، آنگاه پسران شما را در پيروي خدايان خود مرتكب زنا خواهند نمود. 17 خدايان ريخته شده براي خويشتن مساز. 18 عيد فطير را نگاه دار، و هفت روز نان فطير چنانكه تو را امر فرمودم، در وقت معين در ماه اَبيب بخور، زيراكه در ماه ابيب از مصر بيرون آمدي. 19 هر كه رحم را گشايد، از آن من است و هر نخستزادة ذكور از مواشي تو، چه از گاو چه از گوسفند؛ 20 و براي نخستزادة الاغ، برهاي فديه بده، و اگر فديه ندهي، گردنش را بشكن. و هرنخستزادهاي از پسرانت را فديه بده. و هيچكس به حضور من تهي دست حاضر نشود. 21 شش روز مشغول باش، و روز هفتمين، سَبَّت را نگاه دار. در وقت شيار و در حصاد، سَبَّت را نگاه دار. 22 و عيد هفتهها را نگاهدار، يعني عيد نوبر حصاد گندم و عيد جمع در تحويل سال. 23 سالي سه مرتبه همة ذكورانت به حضور خداوند يهوه، خداي اسرائيل، حاضر شوند. 24 زيرا كه امتها را از پيش روي تو خواهم راند، و حدود تو را وسيع خواهم گردانيد. و هنگامي كه در هر سال سه مرتبه ميآيي تا به حضور يهوه، خداي خود حاضر شوي، هيچكس زمين تو را طمع نخواهد كرد. 25 خون قرباني مرا با خميرمايه مگذران، و قرباني عيد فِصَح تا صبح نماند. 26 نخستين نوبر زمين خود را به خانة يهوه، خداي خود، بياور. و بزغاله را در شير مادرش مپز.» 27 و خداوند به موسي گفت: «اين سخنان را تو بنويس، زيرا كه به حسب اين سخنان، عهد با تو و با اسرائيل بستهام.» 28 و چهل روز و چهل شب آنجا نزد خداوند بوده، نان نخورد و آب ننوشيد و او سخنان عهد، يعني ده كلام را بر لوحها نوشت.
29 و چون موسي از كوه سينا بزير ميآمد، و دو لوح سنگي در دست موسي بود، هنگامي كه از كوه بزير ميآمد، واقع شد كه موسي ندانست كه به سبب گفتگوي با او پوست چهرة وي ميدرخشيد. 30 اما هارون و جميع بنياسرائيل موسي را ديدند كه اينك پوست چهرة او ميدرخشد. پس ترسيدند كه نزديك او بيايند.31 و موسي ايشان را خواند، و هارون و همة سرداران جماعت نزد او برگشتند، و موسي بديشان سخن گفت. 32 و بعد از آن همة بنياسرائيل نزديك آمدند، و آنچه خداوند در كوه سينا بدو گفته بود، بديشان امر فرمود. 33 و چون موسي از سخن گفتن با ايشان فارغ شد، نقابي بر روي خود كشيد. 34 و چون موسي به حضور خداوند داخل ميشد كه با وي گفتگو كند، نقاب را برميداشت تا بيرون آمدن او. پس بيرون آمده، آنچه به وي امر شده بود، به بنياسرائيل ميگفت. 35 و بنياسرائيل روي موسي را ميديدند كه پوست چهرة او ميدرخشد. پس موسي نقاب را به روي خود باز ميكشيد، تا وقتي كه براي گفتگوي او ميرفت. ترجمه تفسیری خداوند به موسي فرمود: «دو لوح سنگي مثل لوحهاي اول كه شكستي تهيه كن تا دوباره ده فرمان را روي آنها بنويسم. 2 فردا صبح حاضر شو واز كوه سينا بالا بيا و بر قله كوه در حضور من بايست. 3 هيچكس با تو بالا نيايد و كسي هم در هيچ نقطه كوه ديده نشود. گله و رمه هم نزديك كوه نچرند.»
4 موسي همانطور كه خداوند فرموده بود، صبح زود برخاست و دو لوح سنگي مثل لوحهاي قبلي تـراشيـد و آنها را به دست گرفته، از كوه سينا بالا رفت.
5و6 آنگاه خداوند در ابر نزول فرمود و كنار او ايستاد. سپس از برابر موسي عبور كرد و نام مقدس خود را ندا داد و فرمود: «من خداوند هستم، خداي رحيم و مهربان، خداي ديرخشم و پراحسان؛ خداي امين كه 7 به هزاران نفر رحمت ميكنم و خطا و عصيان و گناه را ميبخشم؛ ولي گناه را هرگز بيسزا نميگذارم. انتقام گناه پدران را از فرزندان آنها تا نسل چهارم ميگيرم.»
8 موسي در حضور خداوند به خاك افتاد و او را پرستش كرده، 9 گفت: «خداوندا، اگر واقعا مورد لطف تو قرار گرفتهام، استدعا ميكنم كه تو نيز همراه ما باشي. ميدانم كه اين قوم سركشند، ولي از سر تقصيرها و گناهان ما بگذر و بار ديگر ما را مثل قوم خاص خود بپذير.»
خدا با قوم اسرائيل دوباره عهد ميبندد
(خروج 23: 14-19، تثنيه 7:51 و16:1-17)
10 خداوند فرمود: «اينك با تو عهد ميبندم و در نظر تمامي قوم كارهاي عجيب ميكنم كارهاي عجيبي كه نظير آن در هيچ جاي دنيا ديده نشدهاست. تمام بنياسرائيل قدرت مهيب مرا كه بوسيله تو به آنها نشان ميدهم، خواهند ديد. 11 آنچه را كه امروز به شما امر ميكنم، اطاعت كنيد. من قبايل اموري، كنعاني، حيتي، فرزي، حوي و يبوسي را از سر راه شما برميدارم. 12 مواظب باشيد هرگز با آن قبايل پيمان دوستي نبنديد، مبادا شما را به راههاي گمراه كننده بكشانند. 13 بلكه بايد بتها، مجسمههاي شرمآور و قربانگاههاي آنها را ويران كنيد. 14 نبايد خدايي را جز من عبادت نماييد، زيرا من خداي غيوري هستم و پرستش خداي غير را تحمل نميكنم.
15 «هرگز نبايد با ساكنان آنجا پيمان دوستي ببنديد؛ چون آنها بجاي پرستش من، بتها را ميپرستند و براي آنها قرباني ميكنند. اگر با ايشان دوست شويد شما را به بتپرستي خواهند كشانيد؛ 16 شما دختران بت پرست آنها را براي پسران خود خواهيد گرفت و در نتيجه پسران شما هم از خدا برگشته بتهاي زنان خود را خواهند پرستيد.
17 «براي خود هرگز بت نسازيد.
18 «عيد فطير را هر سال به مدت هفت روز جشن بگيريد. اين جشن را همانطور كه گفتم در ماه ابيب برگزار كنيد، چون درهمين ماه بود كه از بندگي مصريان آزاد شديد.
19 «تمام نخستزادههاي نر گاو و گوسفند و بز شما به من تعلق دارند. 20 در برابر نخستزاده نر الاغ، يك بره به من تقديم كنيد و اگر نخواستيد اين كار را بكنيد گردن الاغ را بشكنيد. ولي براي تمام پسران ارشد خود حتماً بايد عوض دهيد.
«هيچكس نبايد با دست خالي به حضور من حاضر شود.
21 «فقط شش روز كار كنيد و در روز هفتم استراحت نماييد، حتي در فصل شخم و فصل درو.
22 «عيد هفتهها را در هنگام نخستين درو گندم و عيد سايبانها را در پاييز كه فصل جمعآوري محصول است نگاهداريد.
23 «سالي سه بار تمام مردان و پسران قوم اسرائيل بايد براي عبادت به حضور خداوند، خداي اسرائيل بيايند. 24 زماني كه بحضور من ميآييد، كسي دستطمع بسوي سرزمين شما دراز نخواهد كرد، زيرا تمام قبايل بيگانه را از ميان شما بيرون ميرانم و حدود سرزمين شما را وسيع ميگردانم.
25 «خون قرباني را هرگز همراه با نان خميرمايهدار به حضور من تقديم نكنيد و از گوشت بره عيد پسح تا صبح چيزي باقي نگذاريد.
26 «هر سال بهترين نوبر محصولات خود را به خانه خداوند، خداي خود بياوريد.
«بزغاله را در شير مادرش نپزيد.»
27 خداوند به موسي فرمود: «اين قوانين را بنويس، چون عهد خود را بر اساس اين قوانين با تو و با قوم اسرائيل بستهام.»
موسي از كوه فرود ميآيد
28 موسي چهل شبانه روز بالاي كوه در حضور خداوند بود. در آن مدت نه چيزي خورد و نه چيزي آشاميد. در آن روزها بود كه خداوند ده فرمان را روي دو لوح سنگي نوشت. 29و30 وقتي موسي با دو لوح سنگي از كوه سينا فرودآمد، چهرهاش بر اثر گفتگو با خدا ميدرخشيد؛ ولي خود موسي از اين درخشش خبر نداشت. هارون و قوم اسرائيل وقتي موسي را با آن صورت نوراني ديدند، ترسيدند به او نزديك شوند.31 ولي موسي ايشان را به نزد خود خواند. آنوقت هارون و بزرگان قوم نزد او آمدند و موسي با ايشان سخن گفت. 32 سپس تمام مردم پيش او آمدند و موسي دستوراتي را كه خداوند در بالاي كوه به او داده بود، به ايشان باز گفت. 33 موسي پس از آنكه سخنانش تمام شد، نقابي بر صورت خود كشيد. 34 هر وقت موسي به خيمه عبادت ميرفت تا با خداوند گفتگو كند، نقاب را از صورتش بر ميداشت. وقتي از خيمه بيرون ميآمد هر چه از خداوند شنيده بود براي قوم بازگو ميكرد، 35 و مردم صورت او را كه ميدرخشيد، ميديدند. سپس او نقاب را دوباره به صورت خود ميكشيد و نقاب بر صورت او بود تا وقتي كه باز براي گفتگو با خداوند به خيمه عبادت داخل ميشد.
راهنما
باب 34 . بازگشت موسي به كوه
بار اول، موسي 40 روز و شب در كوه بسر برد (24 : 18). اكنون، براي گذراندن 40 روز و شب ديگر به كوه باز ميگشت (34 : 2 ، 28). بار نخست، دو لوح و دستورالعملهاي ساختن خيمه را دريافت كرده بود، و حالا آن دو لوح، دوباره ساخته ميشوند.
«چهرة موسي ميدرخشيد» (29 - 35). خدا در او بود، همچنان كه به هنگام تبديل هيئت عيسي، چهرة او «همچون خورشيد ميدرخشيد» (متي 17 : 2).
دو لوح جديد
و خداوند به موسي گفت: «دو لوحسنگي مثل اولين براي خود بتراش، و سخناني را كه بر لوحهاي اول بود و شكستي، بر اين لوحها خواهم نوشت. 2 و بامدادان حاضر شو و صبحگاهان به كوه سينا بالا بيا، و در آنجا نزد من بر قله كوه بايست. 3 و هيچكس با تو بالا نيايد، و هيچكس نيز در تمامي كوه ديده نشود، و گله و رمه نيز به طرف اين كوه چرا نكند.»
4 پس موسي دو لوح سنگي مثل اولين تراشيد و بامدادان برخاسته، به كوه سينا بالا آمد، چنانكه خداوند او را امر فرموده بود، و دو لوح سنگي را به دست خود برداشت. 5 و خداوند در ابر نازل شده، در آنجا با وي بايستاد، و به نام خداوند ندا درداد. 6 و خداوند پيش روي وي عبور كرده، ندا درداد كه «يهوه، يهوه، خداي رحيم و رئوف و ديرخشم و كثير احسان و وفا؛ 7 نگاه دارندة رحمت براي هزاران، و آمرزندة خطا و عصيان و گناه؛ لكن گناه را هرگز بيسزا نخواهد گذاشت، بلكه خطاياي پدران را بر پسران و پسران پسران ايشان تا پشت سوم و چهارم خواهد گرفت.» 8 و موسي به زودي رو به زمين نهاده، سجده كرد. 9 و گفت: «اي خداوند اگر فيالحقيقه منظور نظر تو شدهام، مستدعي آنكه خداوند در ميان ما بيايد، زيرا كه اين قوم گردنكش ميباشند، پس خطا و گناه ما را بيامرز و ما را ميراث خود بساز.»
10 گفت: «اينك عهدي ميبندم و در نظر تمامي قوم تو كارهاي عجيب ميكنم، كه درتمامي جهان و در جميع امتها كرده نشده باشد، و تمامي اين قومي كه تو در ميان ايشان هستي، كار خداوند را خواهند ديد، زيراكه اين كاري كه با تو خواهم كرد، كاري هولناك است. 11 آنچه را من امروز به تو امر ميفرمايم، نگاه دار. اينك من از پيش روي تو اموريان و كنعانيان و حتيان و فرزيان و حويان و يبوسيان را خواهم راند. 12 با حذر باش كه با ساكنان آن زمين كه تو بدانجا ميروي، عهد نبندي، مبادا در ميان شما دامي باشد. 13 بلكه مذبحهاي ايشان را منهدم سازيد، و بتهاي ايشان را بشكنيد و اشيريم ايشان را قطع نماييد. 14 زنهار خداي غير را عبادت منما، زيرا يهوه كه نام او غيور است، خداي غيور است. 15 زنهار با ساكنان آن زمين عهد مبند، والاّ از عقب خدايان ايشان زنا ميكنند، و نزد خدايان ايشان قرباني ميگذرانند، و تو را دعوت مينمايند و از قربانيهاي ايشان ميخوري. 16 و از دختران ايشان براي پسران خود ميگيري، و چون دختران ايشان از عقب خدايان خود زنا كنند، آنگاه پسران شما را در پيروي خدايان خود مرتكب زنا خواهند نمود. 17 خدايان ريخته شده براي خويشتن مساز. 18 عيد فطير را نگاه دار، و هفت روز نان فطير چنانكه تو را امر فرمودم، در وقت معين در ماه اَبيب بخور، زيراكه در ماه ابيب از مصر بيرون آمدي. 19 هر كه رحم را گشايد، از آن من است و هر نخستزادة ذكور از مواشي تو، چه از گاو چه از گوسفند؛ 20 و براي نخستزادة الاغ، برهاي فديه بده، و اگر فديه ندهي، گردنش را بشكن. و هرنخستزادهاي از پسرانت را فديه بده. و هيچكس به حضور من تهي دست حاضر نشود. 21 شش روز مشغول باش، و روز هفتمين، سَبَّت را نگاه دار. در وقت شيار و در حصاد، سَبَّت را نگاه دار. 22 و عيد هفتهها را نگاهدار، يعني عيد نوبر حصاد گندم و عيد جمع در تحويل سال. 23 سالي سه مرتبه همة ذكورانت به حضور خداوند يهوه، خداي اسرائيل، حاضر شوند. 24 زيرا كه امتها را از پيش روي تو خواهم راند، و حدود تو را وسيع خواهم گردانيد. و هنگامي كه در هر سال سه مرتبه ميآيي تا به حضور يهوه، خداي خود حاضر شوي، هيچكس زمين تو را طمع نخواهد كرد. 25 خون قرباني مرا با خميرمايه مگذران، و قرباني عيد فِصَح تا صبح نماند. 26 نخستين نوبر زمين خود را به خانة يهوه، خداي خود، بياور. و بزغاله را در شير مادرش مپز.» 27 و خداوند به موسي گفت: «اين سخنان را تو بنويس، زيرا كه به حسب اين سخنان، عهد با تو و با اسرائيل بستهام.» 28 و چهل روز و چهل شب آنجا نزد خداوند بوده، نان نخورد و آب ننوشيد و او سخنان عهد، يعني ده كلام را بر لوحها نوشت.
29 و چون موسي از كوه سينا بزير ميآمد، و دو لوح سنگي در دست موسي بود، هنگامي كه از كوه بزير ميآمد، واقع شد كه موسي ندانست كه به سبب گفتگوي با او پوست چهرة وي ميدرخشيد. 30 اما هارون و جميع بنياسرائيل موسي را ديدند كه اينك پوست چهرة او ميدرخشد. پس ترسيدند كه نزديك او بيايند.31 و موسي ايشان را خواند، و هارون و همة سرداران جماعت نزد او برگشتند، و موسي بديشان سخن گفت. 32 و بعد از آن همة بنياسرائيل نزديك آمدند، و آنچه خداوند در كوه سينا بدو گفته بود، بديشان امر فرمود. 33 و چون موسي از سخن گفتن با ايشان فارغ شد، نقابي بر روي خود كشيد. 34 و چون موسي به حضور خداوند داخل ميشد كه با وي گفتگو كند، نقاب را برميداشت تا بيرون آمدن او. پس بيرون آمده، آنچه به وي امر شده بود، به بنياسرائيل ميگفت. 35 و بنياسرائيل روي موسي را ميديدند كه پوست چهرة او ميدرخشد. پس موسي نقاب را به روي خود باز ميكشيد، تا وقتي كه براي گفتگوي او ميرفت. ترجمه تفسیری خداوند به موسي فرمود: «دو لوح سنگي مثل لوحهاي اول كه شكستي تهيه كن تا دوباره ده فرمان را روي آنها بنويسم. 2 فردا صبح حاضر شو واز كوه سينا بالا بيا و بر قله كوه در حضور من بايست. 3 هيچكس با تو بالا نيايد و كسي هم در هيچ نقطه كوه ديده نشود. گله و رمه هم نزديك كوه نچرند.»
4 موسي همانطور كه خداوند فرموده بود، صبح زود برخاست و دو لوح سنگي مثل لوحهاي قبلي تـراشيـد و آنها را به دست گرفته، از كوه سينا بالا رفت.
5و6 آنگاه خداوند در ابر نزول فرمود و كنار او ايستاد. سپس از برابر موسي عبور كرد و نام مقدس خود را ندا داد و فرمود: «من خداوند هستم، خداي رحيم و مهربان، خداي ديرخشم و پراحسان؛ خداي امين كه 7 به هزاران نفر رحمت ميكنم و خطا و عصيان و گناه را ميبخشم؛ ولي گناه را هرگز بيسزا نميگذارم. انتقام گناه پدران را از فرزندان آنها تا نسل چهارم ميگيرم.»
8 موسي در حضور خداوند به خاك افتاد و او را پرستش كرده، 9 گفت: «خداوندا، اگر واقعا مورد لطف تو قرار گرفتهام، استدعا ميكنم كه تو نيز همراه ما باشي. ميدانم كه اين قوم سركشند، ولي از سر تقصيرها و گناهان ما بگذر و بار ديگر ما را مثل قوم خاص خود بپذير.»
خدا با قوم اسرائيل دوباره عهد ميبندد
(خروج 23: 14-19، تثنيه 7:51 و16:1-17)
10 خداوند فرمود: «اينك با تو عهد ميبندم و در نظر تمامي قوم كارهاي عجيب ميكنم كارهاي عجيبي كه نظير آن در هيچ جاي دنيا ديده نشدهاست. تمام بنياسرائيل قدرت مهيب مرا كه بوسيله تو به آنها نشان ميدهم، خواهند ديد. 11 آنچه را كه امروز به شما امر ميكنم، اطاعت كنيد. من قبايل اموري، كنعاني، حيتي، فرزي، حوي و يبوسي را از سر راه شما برميدارم. 12 مواظب باشيد هرگز با آن قبايل پيمان دوستي نبنديد، مبادا شما را به راههاي گمراه كننده بكشانند. 13 بلكه بايد بتها، مجسمههاي شرمآور و قربانگاههاي آنها را ويران كنيد. 14 نبايد خدايي را جز من عبادت نماييد، زيرا من خداي غيوري هستم و پرستش خداي غير را تحمل نميكنم.
15 «هرگز نبايد با ساكنان آنجا پيمان دوستي ببنديد؛ چون آنها بجاي پرستش من، بتها را ميپرستند و براي آنها قرباني ميكنند. اگر با ايشان دوست شويد شما را به بتپرستي خواهند كشانيد؛ 16 شما دختران بت پرست آنها را براي پسران خود خواهيد گرفت و در نتيجه پسران شما هم از خدا برگشته بتهاي زنان خود را خواهند پرستيد.
17 «براي خود هرگز بت نسازيد.
18 «عيد فطير را هر سال به مدت هفت روز جشن بگيريد. اين جشن را همانطور كه گفتم در ماه ابيب برگزار كنيد، چون درهمين ماه بود كه از بندگي مصريان آزاد شديد.
19 «تمام نخستزادههاي نر گاو و گوسفند و بز شما به من تعلق دارند. 20 در برابر نخستزاده نر الاغ، يك بره به من تقديم كنيد و اگر نخواستيد اين كار را بكنيد گردن الاغ را بشكنيد. ولي براي تمام پسران ارشد خود حتماً بايد عوض دهيد.
«هيچكس نبايد با دست خالي به حضور من حاضر شود.
21 «فقط شش روز كار كنيد و در روز هفتم استراحت نماييد، حتي در فصل شخم و فصل درو.
22 «عيد هفتهها را در هنگام نخستين درو گندم و عيد سايبانها را در پاييز كه فصل جمعآوري محصول است نگاهداريد.
23 «سالي سه بار تمام مردان و پسران قوم اسرائيل بايد براي عبادت به حضور خداوند، خداي اسرائيل بيايند. 24 زماني كه بحضور من ميآييد، كسي دستطمع بسوي سرزمين شما دراز نخواهد كرد، زيرا تمام قبايل بيگانه را از ميان شما بيرون ميرانم و حدود سرزمين شما را وسيع ميگردانم.
25 «خون قرباني را هرگز همراه با نان خميرمايهدار به حضور من تقديم نكنيد و از گوشت بره عيد پسح تا صبح چيزي باقي نگذاريد.
26 «هر سال بهترين نوبر محصولات خود را به خانه خداوند، خداي خود بياوريد.
«بزغاله را در شير مادرش نپزيد.»
27 خداوند به موسي فرمود: «اين قوانين را بنويس، چون عهد خود را بر اساس اين قوانين با تو و با قوم اسرائيل بستهام.»
موسي از كوه فرود ميآيد
28 موسي چهل شبانه روز بالاي كوه در حضور خداوند بود. در آن مدت نه چيزي خورد و نه چيزي آشاميد. در آن روزها بود كه خداوند ده فرمان را روي دو لوح سنگي نوشت. 29و30 وقتي موسي با دو لوح سنگي از كوه سينا فرودآمد، چهرهاش بر اثر گفتگو با خدا ميدرخشيد؛ ولي خود موسي از اين درخشش خبر نداشت. هارون و قوم اسرائيل وقتي موسي را با آن صورت نوراني ديدند، ترسيدند به او نزديك شوند.31 ولي موسي ايشان را به نزد خود خواند. آنوقت هارون و بزرگان قوم نزد او آمدند و موسي با ايشان سخن گفت. 32 سپس تمام مردم پيش او آمدند و موسي دستوراتي را كه خداوند در بالاي كوه به او داده بود، به ايشان باز گفت. 33 موسي پس از آنكه سخنانش تمام شد، نقابي بر صورت خود كشيد. 34 هر وقت موسي به خيمه عبادت ميرفت تا با خداوند گفتگو كند، نقاب را از صورتش بر ميداشت. وقتي از خيمه بيرون ميآمد هر چه از خداوند شنيده بود براي قوم بازگو ميكرد، 35 و مردم صورت او را كه ميدرخشيد، ميديدند. سپس او نقاب را دوباره به صورت خود ميكشيد و نقاب بر صورت او بود تا وقتي كه باز براي گفتگو با خداوند به خيمه عبادت داخل ميشد.
راهنما
باب 34 . بازگشت موسي به كوه
بار اول، موسي 40 روز و شب در كوه بسر برد (24 : 18). اكنون، براي گذراندن 40 روز و شب ديگر به كوه باز ميگشت (34 : 2 ، 28). بار نخست، دو لوح و دستورالعملهاي ساختن خيمه را دريافت كرده بود، و حالا آن دو لوح، دوباره ساخته ميشوند.
«چهرة موسي ميدرخشيد» (29 - 35). خدا در او بود، همچنان كه به هنگام تبديل هيئت عيسي، چهرة او «همچون خورشيد ميدرخشيد» (متي 17 : 2).
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]

-
- پست: 5234
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1747 بار
- سپاسهای دریافتی: 4179 بار
- تماس:
35 مقررات روز سبت؛ هدایا برای خیمه عبادت
قوانين سَبَّت
و موسي تمام جماعت بنياسرائيل را جمع كرده، بديشان گفت: «اين است سخناني كه خداوند امر فرموده است كه آنها را بكني: 2 شش روز كار كرده شود، و در روز هفتمين، سَبَّتِ آراميِ مقدس خداوند براي شماست؛ هر كه در آن كاري كند، كشته شود. 3 در روز سَبَّت آتش در همة مسكنهاي خود ميفروزيد.»
هديه جهت مسكن و خيمه
4 و موسي تمامي جماعت بنياسرائيل را خطاب كرده، گفت: «اين است امري كه خداوندفرموده، و گفته است: 5 از خودتان هديهاي براي خداوند بگيريد. هر كه از دل راغب است، هدية خداوند را از طلا و نقره و برنج بياورد، 6 و از لاجورد و ارغوان و قرمز و كتان نازك و پشم بز، 7 و پوست قوچ سرخشده و پوست خز و چوب شطيم، 8 و روغن براي روشنايي، و عطريات براي روغن مسح و براي بخور معطر، 9 و سنگهاي جزع و سنگهاي ترصيع براي ايفود و سينهبند.» 10 و همة دانادلان از شما بيايند و آنچه را خداوند امر فرموده است، بسازند. 11 مسكن و خيمهاش و پوشش آن و تكمههايش و تختههايش و پشتبندهايش و ستونهايش و پايههايش، 12 و تابوت و عصاهايش و كرسي رحمت و حجاب ستر، 13 و خوان و عصاهايش و كل اسبابش و نانِ تَقْدِمِه، 14 و چراغدان براي روشنايي و اسبابش و چراغهايش و روغن براي روشنايي، 15 و مذبح بخور و عصاهايش و روغن مسح و بخور معطر، و پردة دروازه براي درگاه مسكن، 16 و مذبح قرباني سوختني و شبكة برنجين آن، و عصاهايش و كل اسبابش و حوض و پايهاش، 17 و پردههاي صحن و ستونهايش و پايههاي آنها و پردة دروازة صحن، 18 و ميخهاي مسكن و ميخهاي صحن و طنابهاي آنها، 19 و رختهاي بافته شده براي خدمت قدس، يعني رخت مقدس هارون كاهن، و رختهاي پسرانش را تا كهانت نمايند.»
20 پس تمامي جماعت بنياسرائيل از حضور موسي بيرون شدند. 21 و هر كه دلش او را ترغيب كرد، و هر كه روحش او را با اراده گردانيد، آمدند و هدية خداوند را براي كار خيمة اجتماع، و براي تمام خدمتش و براي رختهاي مقدس آوردند. 22 مردان و زنان آمدند، هر كه از دل راغب بود، وحلقههاي بيني و گوشوارهها و انگشتريها و گردنبندها و هر قسم آلات طلا آوردند، و هر كه هدية طلا براي خداوند گذرانيده بود. 23 و هر كسي كه لاجورد و ارغوان و قرمز و كتان نازك و پشم بز و پوست قوچ سرخشده و پوست خز نزد او يافت شد، آنها را آورد. 24 هر كه خواست هدية نقره و برنج بياورد، هدية خداوند را آورد، و هر كه چوب شطيم براي هر كار خدمت نزد او يافت شد، آن را آورد. 25 و همة زنان دانادل به دستهاي خود ميرشتند، و رشته شده را از لاجورد و ارغوان و قرمز و كتان نازك، آوردند. 26 و همة زناني كه دل ايشان به حكمت مايل بود، پشم بز را ميرشتند. 27 و سروران، سنگهاي جزع و سنگهاي ترصيع براي ايفود و سينهبند آوردند. 28 و عطريات و روغن براي روشنايي و براي روغن مسح و براي بخور معطر. 29 و همة مردان و زنان بنياسرائيل كه دل ايشان، ايشان را راغب ساخت كه چيزي براي هر كاري كه خداوند امر فرموده بود كه به وسيلة موسي ساخته شود، براي خداوند به ارادة دل آوردند.
30 و موسي بنياسرائيل را گفت: «آگاه باشيد كه خداوند بَصَلئيل بن اوري بن حور را از سبط يهودا به نام دعوت كرده است، 31 و او را به روح خدا از حكمت و فطانت و علم و هر هنري پر ساخته، 32 و براي اختراع مخترعات و براي كار كردن در طلا و نقره و برنج، 33 و براي تراشيدن و مرصع ساختن سنگها، و براي درودگري چوب تا هر صنعت هنري را بكند. 34 و در دل او تعليم دادن را القا نمود، و همچنين اُهُولياب بن اخيسامك را از سبط دان، 35 و ايشان را به حكمت دلي پر ساخت، براي هر عمل نقاش و نساج ماهر و طراز در لاجورد و ارغوان و قرمز وكتان نازك، و در هر كار نساج تا صانع هر صنعتي و مخترع مخترعات بشوند. ترجمه تفسیری موسي تمام قوم اسرائيل را دور خود جمع كرد و به ايشان گفت: «اين است دستوراتي كه خداوند به شما داده است تا از آن اطاعت كنيد: 2 فقط شش روز كار كنيد و روز هفتم را كه روز مقدس خداوند است استراحت و عبادت نماييد. هر كس كه در روز هفتم كار كند بايد كشته شود. 3 آن روز در خانههايتان حتي آتش هم روشن نكنيد.»
هدايا براي خيمه عبادت
(خروج 25:1-9)
4 سپس موسي به قوم اسرائيل گفت: «خداوند فرموده كه 5 از آنچه داريد براي او هديه بياوريد. هداياي كساني كه از صميم قلب هديه ميدهند بايد شامل اين چيزها باشد: طلا، نقره، مفرغ؛ 6 نخهاي آبي، ارغواني و قرمز؛ كتان لطيف؛ پشم بز؛ 7 پوست قوچ كه رنگش سرخ شده باشد و پوست خز؛ چوب اقاقيا؛ 8 روغن زيتون براي چراغها؛ مواد خوشبو براي تهيه روغن مسح؛ بخور خوشبو؛ 9 سنگ جزع و سنگهاي قيمتي ديگر براي ايفود و سينه بند كاهن.
مقررات ساختن عبادتگاه
(خروج 39: 32-43)
10 «شما اي صنعتگران ماهر، بياييد و آنچه را كه خداوند امر فرموده است، بسازيد: 11 خيمه عبادت و پوششهاي آن، تكمهها، چوب بست خيمه، پشت بندها، ستونها و پايهها؛ 12 صندوق عهد و چوبهاي حامل آن، تخت رحمت، پرده حايل بين قدس و قدس الاقداس؛ 13 ميز و چوبهاي حامل آن و تمام ظروف آن، نان مقدس؛ 14 چراغدان با چراغها و روغن و لوازم ديگر آن؛ 15 قربانگاه بخور و چوبهاي حامل آن، روغن تدهين و بخور خوشبو؛ پرده در ورودي خيمه؛ 16 قربانگاه قرباني سوختني، منقل مشبك مفرغي قربانگاه و چوبهاي حامل با تمام لوازم آن؛ حوض مفرغي با پايه آن؛ 17 پردههاي دور حياط، ستونها و پايههاي آنها، پرده در ورودي حياط؛ 18 ميخهاي خيمه و حياط خيمه و طنابهايآن؛ 19 لباسهاي بافته شده براي خدمت در قدس يعني لباس مقدس هارون كاهن و لباسهاي پسرانش.»
قوم هديه تقديم ميكنند
20 پس تمام قوم اسرائيل از نزد موسي رفتند، 21 اما كساني كه تحتتأثير قرار گرفته بودند با اشتياق بازگشتند و هدايايي براي آماده ساختن لباسهاي مقدس، خيمه و وسايل موردنياز جهت خدمت در آن، با خود آوردند تا به خداوند تقديم كنند. 22 مردان و زنان با اشتياق زياد آمدند و جواهراتي از قبيل سنجاق، گوشواره، انگشتر، گردنبند و اشياء ديگري از طلا تقديم كردند. 23 برخي نيز نخهاي آبي، ارغواني و قرمز؛ كتان لطيف؛ پشم بز؛ پوست سرخ شده قوچ و پوست خز آوردند. 24 عدهاي ديگر نقره و مفرغ به خداوند تقديم كردند. بعضي هم چوب اقاقيا براي ساختن خيمه با خود آوردند.
25و26 زناني كه در كار ريسندگي مهارت داشتند، نخهاي آبي و ارغواني و قرمز و كتان لطيف و پشم بز ريسيدند و آوردند. 27 بزرگان قوم، سنگ جزع و سنگهاي قيمتي ديگر براي تزيين ايفود و سينهبند كاهن آوردند، 28 و نيز عطريات و روغن براي روشنايي و روغن مسح و بخور معطر. 29 بدين ترتيب تمام مردان و زنان بنياسرائيل كه مشتاق بودند در كاري كه خداوند به موسي امر فرموده بود كمك كنند، با خرسندي خاطر هداياي خود را به خداوند تقديم كردند.
صنعتگران هنرمند
(خروج 31:1-11)
30و31 سپس موسي به قوم گفت: «خداوند، بصلئيل (پسر اوري) را كه نوه حور و از قبيله يهودا است برگزيده و او را از روح خود پر ساخته است و حكمت و توانايي و مهارت بخشيده، تا خيمه عبادت و تمام وسايل آن را بسازد. 32 او در ساختن ظروف طلا و نقره و مفرغ، 33 همچنين در كار خراطي وجواهر سازي و هر صنعتي استاد است. 34 خدا به او و اهولياب (پسر اخيسامك از قبيله دان) استعداد تعليم دادن هنر به ديگران را عطا فرموده است. 35 خداوند به آنها دركار طراحي، نساجي و طرازي پارچههاي آبي، ارغواني، قرمز و كتان لطيف مهارت خاصي بخشيده است. ايشان صنعتگران ماهري هستند.
راهنما
بابهاي 35 تا 40 . ساختن خيمه
خيمه با همة تجهيزات و لوازم آن دقيقاً طبق دستورالعملي كه در بابهاي 25 تا 31 داده شده بود، ساخته شد.
ابعاد آن عبارت بودند از : 5/13 متر طول، 5/4 متر عرض و 5/4 متر ارتفاع. بدنة آن ساخته شده از تيركهاي عمودي بود كه با پردهها پوشانده شده بودند. خيمه رو به شرق ساخته شده بود.
تيركها كه تعدادشان در ديوارهاي شمالي و جنوبي و غربي به ترتيب 20، 20 و 15 عدد بود، هر يك 2/4 متر طول و 67 سانتي متر عرض داشتند، و از چوب محكم اقاقيا ساخته شده و با طلا پوشانده شده بودند. هر تيرك در هر يك از دو انتهايش داراي دو زبانه بود تا بتواند بطور عمودي بر دو سوراخ از جنس نقره قرار گيرد، و تيركها بوسيلة پنج ميله به يكديگر وصل ميشدند، كه اين ميلهها از درون حلقههايي كه بر تيركها نصب شده بودند، عبور داده ميشدند.
پردهها تعدادشان 10 عدد بود و هر يك 6/12 متر طول و 8/1 متر عرض داشتند و از بهترين پارچة كتان به رنگهاي آبي، ارغواني و سرخ تهيه شده بودند، و كروبيان را با ظرافت بر آنها دوخته بودند.
پردهها بوسيلة قلابهايي طلايي كه در حلقههايي آبي رنگ قرار ميگرفتند، به يكديگر وصل ميشدند و يك پردة يكدست را تشكيل ميدادند. اين پردة يكدست، كه بدين گونه از 10 پرده درست شده بود، از شرق تا غرب بطول 20 متر، و از شمال تا جنوب به عرض 5/12 متر ديوارهاي خيمه را دربر ميگرفت و 5/4 متر اضافي آن در طرف غرب خيمه آويزان ميشد. اين پرده بر روي ديوارهاي ساخته شده از تيركهاي طلايي گسترده ميشد و خيمه را كامل ميكرد.
چادر
چادر، خيمه را ميپوشاند. جنس آن از پارچة بافته شده از پشم بز بود. چادر از 11 پرده تشكيل شده بود كه هر يك 5/13 متر طول و 8/1 متر عرض داشتند، و بوسيلة قلابهاي برنجي به يكديگر وصل ميشدند. و در مجموع، اين چادر از شرق تا غرب 8/19 متر طول و از شمال تا جنوب 5/13 متر عرض داشت. بر بالاي آن پوشش چرمي قرمزي ساخته شده از پوست قوچ قرار داشت، و بر بالاي آن نيز پوششي از پوست خز يا گوركن.
اين چادر سه لايهاي از پارچة پشم بز، چرم قرمز، و پوست خز ياگوركن، احتمالاً بوسيلة يك تير، محكم نگهداشته ميشد.
مقدسترين مكان، يا قدسالاقداس
اين محل در 5/4 متر غرب خيمه قرار داشت كه يك مكعب كامل را تشكيل ميداد، و نشاندهندة محل سكونت خدا بود. فقط صندوقچة عهد در آنجا قرار داشت و سالي يكبار كاهن اعظم وارد آنجا ميشد. قدس الاقداس «ساية آسمان» بود (عبرانيان 9:24).
صندوق عهد
صندوقي بود به طول 13/1 متر، عرض 68 سانتي متر و ارتفاع 68 سانتي متر. از چوب اقاقيا ساخته شده و با طلا پوشانده شده بود. دو لوح ده فرمان، يك ظرف منّ و عصاي هارون در آن قرار داشت.
درپوش صندوق، تخت رحمت بود كه از طلاي خالص ساخته شده بود. در دو انتهاي آن دو كروبي، بصورت يك تكه با خود درپوش، روبروي هم قرار داشتند؛ در حاليكه بالهايشان را به اطراف باز كرده و بسوي پايين و به تخت رحمت مينگريستند. تخت رحمت كه درست بالاي الواح ده فرمان قرار داشت، نشاندهندة محل ملاقات شريعت و رحمت بود، و به اين ترتيب «سايهاي» بود از خود مسيح. حضور كروبيان بيانگر علاقة موجودات آسماني به نجات بشر بود. ظاهراً پولس هنگامي كه گفت: «فرشتگان نيز مشتاق هستند كه در آنها نظر كنند» (اول پطرس 1 : 12)، به همين مطلب فكر ميكرد.
احتمالاً صندوق عهد در دوران اسارت بابل گم شده است. در مكاشفه 11 : 19، يوحنا آن را «در قدس» ديد. اما اين در رؤيا اتفاق افتاد، و مسلماً بدان معنا نبود كه صندوق عهد حقيقي و مادي در آنجا بود، چرا كه در آسمان «هيچ قدس» وجود نخواهد داشت (مكاشفه 21 : 22).
مكان اقدس
مكان اقدس در 9 متري شرق خيمه قرار داشت. در قسمت شمالي آن نيز نان تقدّمه؛ در قسمت جنوبي چراغدان؛ و درست جلوي پرده، مذبح بخور قرار داشت. شايد اين «سايهاي» از كليسا بود.
پرده
پرده از بهترين نوع پارچة كتان و به رنگهاي آبي، ارغواني و قرمز تهيه شده بود و بر آن طرح كروبيان با ظرافت گلدوزي شده بود. اين پرده، مكان اقدس را از قدسالاقداس جدا ميكرد، يا بعبارت ديگر، اتاق تخت سلطنت خدا را از اتاق انتظار انسان مجزا ميكرد. به هنگام مرگ عيسي، پرده از ميان پاره شد (متي 27 : 51)، به اين معني كه در آن لحظه، درِ حضور خدا بر انسان گشوده شد.
پردة ديگري نيز به نام «صحن»، براي ورود و خروج در انتهاي شرقي خيمه وجود داشت، و از كتان مرغوب به رنگهاي آبي، ارغواني و قرمز تهيه شده بود.
چراغدان
چراغدان كه از طلاي خالص ساخته شده بود، داراي يك محور در وسط و سه شاخه در هر طرف بود. تصور بر آن است كه 5/1 متر ارتفاع داشته و عرض آن در بالا حدود يك متر بوده است. آن را از روغن زيتون پر ميكردند و هر روزه آن را پاك و روشن ميكردند (30 : 7 و 8).
چراغدانهاي معبد سليمان، كه مطابق الگوي اين چراغدان ساخته شده بودند و شايد خود آن نيز در ميانشان بود، بيترديد جزو غنايمي بودند كه به بابل منتقل شده و بعدها بازگردانده شدند (حزقيال 1:7).
شايد چراغدان معبد هيروديس در زمان عيسي نيز يكي از همين چراغدانها بوده باشد. در سال 70م. آن را به روم بردند؛ طرح آن را بر طاق تيطس تراشيدند و بعدها در سال 533 م. «با احترام در كليساي مسيحي اورشليم نهادند.» بيش از اين، اطلاع ديگري در دست نيست. شكل تراشيده شده بر طاق تيطس احتمالاً تصوير درستي از چراغدان اوليه را بدست ميدهد.
ممكن است چراغدان، «سايهاي» از كلام خدا بوده باشد، گرچه در مكاشفه 1 : 12 و 20، چراغدانها نمايندة كليساها هستند.
ميز نان تقدّمه
طول اين ميز حدود يك متر، عرض آن نيم متر و ارتفاعش 70 سانتي متر بود. از چوب اقاقيا ساخته شده بود و روكش آن از طلاي خالص بود. 12 قطعه نان بر آن قرار داشت كه هر هفته در روز سبت آنها را با قطعات نان تازه عوض ميكردند. اين ميز در قسمت شمالي مكان اقدس قرار داشت، و سمبول شكرگزاري به خدا بخاطر نان روزانه بود (لوقا 11 : 3).
حوض
اين حوض درواقع تشت برنجي بزرگي پر از آبي بود كه كاهنان دستها و پايهايشان را پيش از خدمت بر مذبح يا خيمه، در آن ميشستند. اين حوض نشانة پاكي بود؛ چه به لحاظ معناي حقيقي كلمه و چه از گناه. اين «سايهاي» از پاك شدن بواسطة خون مسيح، و شايد نيز تعميد مسيحي باشد.
حياط
حصار اطراف خيمة اجتماع : 50 متر طول و 25 متر عرض داشت و درِ آن بجانب شرق باز ميشد. پردههايي از كتان خوب دو لايه به ارتفاع 5/2 متر، بر ستونهاي برنجي كه 5/2 متر از يكديگر فاصله داشتند، بر آن آويزان بودند و بوسيلة نوارها و قلابهاي نقرهاي كه در سوراخهاي برنجي قرار ميگرفتند، به هم وصل ميشدند. دروازه، در انتهاي شرقي حياط قرار داشت و عرض آن 10 متر و از جنس كتان آبي و ارغواني رنگ بود.
مذبح بخور
ارتفاع آن يك متر و مساحتش نيم متر مربع بود. از چوب اقاقيا با روكش طلاي خالص ساخته شده بود، و در مقابل پردة خيمه قرار داشت. صبحگاه و شامگاه بر آن بخور سوزانده ميشد (30 : 8)، و نمايانگر دعاي دايمي بود (مكاشفه 8 : 3 - 5).
نقشه 26 - نقشة خيمه
مذبح قربانيهاي سوختني
سطح اين مذبح بزرگ كه براي قرباني كردن حيوانات بود، مربعي بود به ضلع 5/2 متر. ارتفاع آن 5/1 متر بود. از چوب اقاقيا ساخته شده بود و روكشي از برنج داشت. درون آن خالي بود تا از خاك پر شود. دور تا دور آن و تقريباً به اندازة نصف ارتفاعش، لبهاي ساخته شده بود تا كاهنان بر آن بايستند. مذبح در قسمت شرقي خيمه و نزديك درِ ورودي حياط قرار داشت. آتش روي آن بطور معجزه آسايي روشن بود و هرگز خاموش نميشد (لاويان 9:24؛ 6:9). اين سمبولي است از انساني كه دسترسي به خدا ندارد، مگر بعنوان گناهكاري كه با خون كفاره شده. مذبح «سايه»اي از مرگ مسيح است.
مذبح قربانيهاي سوختني
قوانين سَبَّت
و موسي تمام جماعت بنياسرائيل را جمع كرده، بديشان گفت: «اين است سخناني كه خداوند امر فرموده است كه آنها را بكني: 2 شش روز كار كرده شود، و در روز هفتمين، سَبَّتِ آراميِ مقدس خداوند براي شماست؛ هر كه در آن كاري كند، كشته شود. 3 در روز سَبَّت آتش در همة مسكنهاي خود ميفروزيد.»
هديه جهت مسكن و خيمه
4 و موسي تمامي جماعت بنياسرائيل را خطاب كرده، گفت: «اين است امري كه خداوندفرموده، و گفته است: 5 از خودتان هديهاي براي خداوند بگيريد. هر كه از دل راغب است، هدية خداوند را از طلا و نقره و برنج بياورد، 6 و از لاجورد و ارغوان و قرمز و كتان نازك و پشم بز، 7 و پوست قوچ سرخشده و پوست خز و چوب شطيم، 8 و روغن براي روشنايي، و عطريات براي روغن مسح و براي بخور معطر، 9 و سنگهاي جزع و سنگهاي ترصيع براي ايفود و سينهبند.» 10 و همة دانادلان از شما بيايند و آنچه را خداوند امر فرموده است، بسازند. 11 مسكن و خيمهاش و پوشش آن و تكمههايش و تختههايش و پشتبندهايش و ستونهايش و پايههايش، 12 و تابوت و عصاهايش و كرسي رحمت و حجاب ستر، 13 و خوان و عصاهايش و كل اسبابش و نانِ تَقْدِمِه، 14 و چراغدان براي روشنايي و اسبابش و چراغهايش و روغن براي روشنايي، 15 و مذبح بخور و عصاهايش و روغن مسح و بخور معطر، و پردة دروازه براي درگاه مسكن، 16 و مذبح قرباني سوختني و شبكة برنجين آن، و عصاهايش و كل اسبابش و حوض و پايهاش، 17 و پردههاي صحن و ستونهايش و پايههاي آنها و پردة دروازة صحن، 18 و ميخهاي مسكن و ميخهاي صحن و طنابهاي آنها، 19 و رختهاي بافته شده براي خدمت قدس، يعني رخت مقدس هارون كاهن، و رختهاي پسرانش را تا كهانت نمايند.»
20 پس تمامي جماعت بنياسرائيل از حضور موسي بيرون شدند. 21 و هر كه دلش او را ترغيب كرد، و هر كه روحش او را با اراده گردانيد، آمدند و هدية خداوند را براي كار خيمة اجتماع، و براي تمام خدمتش و براي رختهاي مقدس آوردند. 22 مردان و زنان آمدند، هر كه از دل راغب بود، وحلقههاي بيني و گوشوارهها و انگشتريها و گردنبندها و هر قسم آلات طلا آوردند، و هر كه هدية طلا براي خداوند گذرانيده بود. 23 و هر كسي كه لاجورد و ارغوان و قرمز و كتان نازك و پشم بز و پوست قوچ سرخشده و پوست خز نزد او يافت شد، آنها را آورد. 24 هر كه خواست هدية نقره و برنج بياورد، هدية خداوند را آورد، و هر كه چوب شطيم براي هر كار خدمت نزد او يافت شد، آن را آورد. 25 و همة زنان دانادل به دستهاي خود ميرشتند، و رشته شده را از لاجورد و ارغوان و قرمز و كتان نازك، آوردند. 26 و همة زناني كه دل ايشان به حكمت مايل بود، پشم بز را ميرشتند. 27 و سروران، سنگهاي جزع و سنگهاي ترصيع براي ايفود و سينهبند آوردند. 28 و عطريات و روغن براي روشنايي و براي روغن مسح و براي بخور معطر. 29 و همة مردان و زنان بنياسرائيل كه دل ايشان، ايشان را راغب ساخت كه چيزي براي هر كاري كه خداوند امر فرموده بود كه به وسيلة موسي ساخته شود، براي خداوند به ارادة دل آوردند.
30 و موسي بنياسرائيل را گفت: «آگاه باشيد كه خداوند بَصَلئيل بن اوري بن حور را از سبط يهودا به نام دعوت كرده است، 31 و او را به روح خدا از حكمت و فطانت و علم و هر هنري پر ساخته، 32 و براي اختراع مخترعات و براي كار كردن در طلا و نقره و برنج، 33 و براي تراشيدن و مرصع ساختن سنگها، و براي درودگري چوب تا هر صنعت هنري را بكند. 34 و در دل او تعليم دادن را القا نمود، و همچنين اُهُولياب بن اخيسامك را از سبط دان، 35 و ايشان را به حكمت دلي پر ساخت، براي هر عمل نقاش و نساج ماهر و طراز در لاجورد و ارغوان و قرمز وكتان نازك، و در هر كار نساج تا صانع هر صنعتي و مخترع مخترعات بشوند. ترجمه تفسیری موسي تمام قوم اسرائيل را دور خود جمع كرد و به ايشان گفت: «اين است دستوراتي كه خداوند به شما داده است تا از آن اطاعت كنيد: 2 فقط شش روز كار كنيد و روز هفتم را كه روز مقدس خداوند است استراحت و عبادت نماييد. هر كس كه در روز هفتم كار كند بايد كشته شود. 3 آن روز در خانههايتان حتي آتش هم روشن نكنيد.»
هدايا براي خيمه عبادت
(خروج 25:1-9)
4 سپس موسي به قوم اسرائيل گفت: «خداوند فرموده كه 5 از آنچه داريد براي او هديه بياوريد. هداياي كساني كه از صميم قلب هديه ميدهند بايد شامل اين چيزها باشد: طلا، نقره، مفرغ؛ 6 نخهاي آبي، ارغواني و قرمز؛ كتان لطيف؛ پشم بز؛ 7 پوست قوچ كه رنگش سرخ شده باشد و پوست خز؛ چوب اقاقيا؛ 8 روغن زيتون براي چراغها؛ مواد خوشبو براي تهيه روغن مسح؛ بخور خوشبو؛ 9 سنگ جزع و سنگهاي قيمتي ديگر براي ايفود و سينه بند كاهن.
مقررات ساختن عبادتگاه
(خروج 39: 32-43)
10 «شما اي صنعتگران ماهر، بياييد و آنچه را كه خداوند امر فرموده است، بسازيد: 11 خيمه عبادت و پوششهاي آن، تكمهها، چوب بست خيمه، پشت بندها، ستونها و پايهها؛ 12 صندوق عهد و چوبهاي حامل آن، تخت رحمت، پرده حايل بين قدس و قدس الاقداس؛ 13 ميز و چوبهاي حامل آن و تمام ظروف آن، نان مقدس؛ 14 چراغدان با چراغها و روغن و لوازم ديگر آن؛ 15 قربانگاه بخور و چوبهاي حامل آن، روغن تدهين و بخور خوشبو؛ پرده در ورودي خيمه؛ 16 قربانگاه قرباني سوختني، منقل مشبك مفرغي قربانگاه و چوبهاي حامل با تمام لوازم آن؛ حوض مفرغي با پايه آن؛ 17 پردههاي دور حياط، ستونها و پايههاي آنها، پرده در ورودي حياط؛ 18 ميخهاي خيمه و حياط خيمه و طنابهايآن؛ 19 لباسهاي بافته شده براي خدمت در قدس يعني لباس مقدس هارون كاهن و لباسهاي پسرانش.»
قوم هديه تقديم ميكنند
20 پس تمام قوم اسرائيل از نزد موسي رفتند، 21 اما كساني كه تحتتأثير قرار گرفته بودند با اشتياق بازگشتند و هدايايي براي آماده ساختن لباسهاي مقدس، خيمه و وسايل موردنياز جهت خدمت در آن، با خود آوردند تا به خداوند تقديم كنند. 22 مردان و زنان با اشتياق زياد آمدند و جواهراتي از قبيل سنجاق، گوشواره، انگشتر، گردنبند و اشياء ديگري از طلا تقديم كردند. 23 برخي نيز نخهاي آبي، ارغواني و قرمز؛ كتان لطيف؛ پشم بز؛ پوست سرخ شده قوچ و پوست خز آوردند. 24 عدهاي ديگر نقره و مفرغ به خداوند تقديم كردند. بعضي هم چوب اقاقيا براي ساختن خيمه با خود آوردند.
25و26 زناني كه در كار ريسندگي مهارت داشتند، نخهاي آبي و ارغواني و قرمز و كتان لطيف و پشم بز ريسيدند و آوردند. 27 بزرگان قوم، سنگ جزع و سنگهاي قيمتي ديگر براي تزيين ايفود و سينهبند كاهن آوردند، 28 و نيز عطريات و روغن براي روشنايي و روغن مسح و بخور معطر. 29 بدين ترتيب تمام مردان و زنان بنياسرائيل كه مشتاق بودند در كاري كه خداوند به موسي امر فرموده بود كمك كنند، با خرسندي خاطر هداياي خود را به خداوند تقديم كردند.
صنعتگران هنرمند
(خروج 31:1-11)
30و31 سپس موسي به قوم گفت: «خداوند، بصلئيل (پسر اوري) را كه نوه حور و از قبيله يهودا است برگزيده و او را از روح خود پر ساخته است و حكمت و توانايي و مهارت بخشيده، تا خيمه عبادت و تمام وسايل آن را بسازد. 32 او در ساختن ظروف طلا و نقره و مفرغ، 33 همچنين در كار خراطي وجواهر سازي و هر صنعتي استاد است. 34 خدا به او و اهولياب (پسر اخيسامك از قبيله دان) استعداد تعليم دادن هنر به ديگران را عطا فرموده است. 35 خداوند به آنها دركار طراحي، نساجي و طرازي پارچههاي آبي، ارغواني، قرمز و كتان لطيف مهارت خاصي بخشيده است. ايشان صنعتگران ماهري هستند.
راهنما
بابهاي 35 تا 40 . ساختن خيمه
خيمه با همة تجهيزات و لوازم آن دقيقاً طبق دستورالعملي كه در بابهاي 25 تا 31 داده شده بود، ساخته شد.
ابعاد آن عبارت بودند از : 5/13 متر طول، 5/4 متر عرض و 5/4 متر ارتفاع. بدنة آن ساخته شده از تيركهاي عمودي بود كه با پردهها پوشانده شده بودند. خيمه رو به شرق ساخته شده بود.
تيركها كه تعدادشان در ديوارهاي شمالي و جنوبي و غربي به ترتيب 20، 20 و 15 عدد بود، هر يك 2/4 متر طول و 67 سانتي متر عرض داشتند، و از چوب محكم اقاقيا ساخته شده و با طلا پوشانده شده بودند. هر تيرك در هر يك از دو انتهايش داراي دو زبانه بود تا بتواند بطور عمودي بر دو سوراخ از جنس نقره قرار گيرد، و تيركها بوسيلة پنج ميله به يكديگر وصل ميشدند، كه اين ميلهها از درون حلقههايي كه بر تيركها نصب شده بودند، عبور داده ميشدند.
پردهها تعدادشان 10 عدد بود و هر يك 6/12 متر طول و 8/1 متر عرض داشتند و از بهترين پارچة كتان به رنگهاي آبي، ارغواني و سرخ تهيه شده بودند، و كروبيان را با ظرافت بر آنها دوخته بودند.
پردهها بوسيلة قلابهايي طلايي كه در حلقههايي آبي رنگ قرار ميگرفتند، به يكديگر وصل ميشدند و يك پردة يكدست را تشكيل ميدادند. اين پردة يكدست، كه بدين گونه از 10 پرده درست شده بود، از شرق تا غرب بطول 20 متر، و از شمال تا جنوب به عرض 5/12 متر ديوارهاي خيمه را دربر ميگرفت و 5/4 متر اضافي آن در طرف غرب خيمه آويزان ميشد. اين پرده بر روي ديوارهاي ساخته شده از تيركهاي طلايي گسترده ميشد و خيمه را كامل ميكرد.
چادر
چادر، خيمه را ميپوشاند. جنس آن از پارچة بافته شده از پشم بز بود. چادر از 11 پرده تشكيل شده بود كه هر يك 5/13 متر طول و 8/1 متر عرض داشتند، و بوسيلة قلابهاي برنجي به يكديگر وصل ميشدند. و در مجموع، اين چادر از شرق تا غرب 8/19 متر طول و از شمال تا جنوب 5/13 متر عرض داشت. بر بالاي آن پوشش چرمي قرمزي ساخته شده از پوست قوچ قرار داشت، و بر بالاي آن نيز پوششي از پوست خز يا گوركن.
اين چادر سه لايهاي از پارچة پشم بز، چرم قرمز، و پوست خز ياگوركن، احتمالاً بوسيلة يك تير، محكم نگهداشته ميشد.
مقدسترين مكان، يا قدسالاقداس
اين محل در 5/4 متر غرب خيمه قرار داشت كه يك مكعب كامل را تشكيل ميداد، و نشاندهندة محل سكونت خدا بود. فقط صندوقچة عهد در آنجا قرار داشت و سالي يكبار كاهن اعظم وارد آنجا ميشد. قدس الاقداس «ساية آسمان» بود (عبرانيان 9:24).
صندوق عهد
صندوقي بود به طول 13/1 متر، عرض 68 سانتي متر و ارتفاع 68 سانتي متر. از چوب اقاقيا ساخته شده و با طلا پوشانده شده بود. دو لوح ده فرمان، يك ظرف منّ و عصاي هارون در آن قرار داشت.
درپوش صندوق، تخت رحمت بود كه از طلاي خالص ساخته شده بود. در دو انتهاي آن دو كروبي، بصورت يك تكه با خود درپوش، روبروي هم قرار داشتند؛ در حاليكه بالهايشان را به اطراف باز كرده و بسوي پايين و به تخت رحمت مينگريستند. تخت رحمت كه درست بالاي الواح ده فرمان قرار داشت، نشاندهندة محل ملاقات شريعت و رحمت بود، و به اين ترتيب «سايهاي» بود از خود مسيح. حضور كروبيان بيانگر علاقة موجودات آسماني به نجات بشر بود. ظاهراً پولس هنگامي كه گفت: «فرشتگان نيز مشتاق هستند كه در آنها نظر كنند» (اول پطرس 1 : 12)، به همين مطلب فكر ميكرد.
احتمالاً صندوق عهد در دوران اسارت بابل گم شده است. در مكاشفه 11 : 19، يوحنا آن را «در قدس» ديد. اما اين در رؤيا اتفاق افتاد، و مسلماً بدان معنا نبود كه صندوق عهد حقيقي و مادي در آنجا بود، چرا كه در آسمان «هيچ قدس» وجود نخواهد داشت (مكاشفه 21 : 22).
مكان اقدس
مكان اقدس در 9 متري شرق خيمه قرار داشت. در قسمت شمالي آن نيز نان تقدّمه؛ در قسمت جنوبي چراغدان؛ و درست جلوي پرده، مذبح بخور قرار داشت. شايد اين «سايهاي» از كليسا بود.
پرده
پرده از بهترين نوع پارچة كتان و به رنگهاي آبي، ارغواني و قرمز تهيه شده بود و بر آن طرح كروبيان با ظرافت گلدوزي شده بود. اين پرده، مكان اقدس را از قدسالاقداس جدا ميكرد، يا بعبارت ديگر، اتاق تخت سلطنت خدا را از اتاق انتظار انسان مجزا ميكرد. به هنگام مرگ عيسي، پرده از ميان پاره شد (متي 27 : 51)، به اين معني كه در آن لحظه، درِ حضور خدا بر انسان گشوده شد.
پردة ديگري نيز به نام «صحن»، براي ورود و خروج در انتهاي شرقي خيمه وجود داشت، و از كتان مرغوب به رنگهاي آبي، ارغواني و قرمز تهيه شده بود.
چراغدان
چراغدان كه از طلاي خالص ساخته شده بود، داراي يك محور در وسط و سه شاخه در هر طرف بود. تصور بر آن است كه 5/1 متر ارتفاع داشته و عرض آن در بالا حدود يك متر بوده است. آن را از روغن زيتون پر ميكردند و هر روزه آن را پاك و روشن ميكردند (30 : 7 و 8).
چراغدانهاي معبد سليمان، كه مطابق الگوي اين چراغدان ساخته شده بودند و شايد خود آن نيز در ميانشان بود، بيترديد جزو غنايمي بودند كه به بابل منتقل شده و بعدها بازگردانده شدند (حزقيال 1:7).
شايد چراغدان معبد هيروديس در زمان عيسي نيز يكي از همين چراغدانها بوده باشد. در سال 70م. آن را به روم بردند؛ طرح آن را بر طاق تيطس تراشيدند و بعدها در سال 533 م. «با احترام در كليساي مسيحي اورشليم نهادند.» بيش از اين، اطلاع ديگري در دست نيست. شكل تراشيده شده بر طاق تيطس احتمالاً تصوير درستي از چراغدان اوليه را بدست ميدهد.
ممكن است چراغدان، «سايهاي» از كلام خدا بوده باشد، گرچه در مكاشفه 1 : 12 و 20، چراغدانها نمايندة كليساها هستند.
ميز نان تقدّمه
طول اين ميز حدود يك متر، عرض آن نيم متر و ارتفاعش 70 سانتي متر بود. از چوب اقاقيا ساخته شده بود و روكش آن از طلاي خالص بود. 12 قطعه نان بر آن قرار داشت كه هر هفته در روز سبت آنها را با قطعات نان تازه عوض ميكردند. اين ميز در قسمت شمالي مكان اقدس قرار داشت، و سمبول شكرگزاري به خدا بخاطر نان روزانه بود (لوقا 11 : 3).
حوض
اين حوض درواقع تشت برنجي بزرگي پر از آبي بود كه كاهنان دستها و پايهايشان را پيش از خدمت بر مذبح يا خيمه، در آن ميشستند. اين حوض نشانة پاكي بود؛ چه به لحاظ معناي حقيقي كلمه و چه از گناه. اين «سايهاي» از پاك شدن بواسطة خون مسيح، و شايد نيز تعميد مسيحي باشد.
حياط
حصار اطراف خيمة اجتماع : 50 متر طول و 25 متر عرض داشت و درِ آن بجانب شرق باز ميشد. پردههايي از كتان خوب دو لايه به ارتفاع 5/2 متر، بر ستونهاي برنجي كه 5/2 متر از يكديگر فاصله داشتند، بر آن آويزان بودند و بوسيلة نوارها و قلابهاي نقرهاي كه در سوراخهاي برنجي قرار ميگرفتند، به هم وصل ميشدند. دروازه، در انتهاي شرقي حياط قرار داشت و عرض آن 10 متر و از جنس كتان آبي و ارغواني رنگ بود.
مذبح بخور
ارتفاع آن يك متر و مساحتش نيم متر مربع بود. از چوب اقاقيا با روكش طلاي خالص ساخته شده بود، و در مقابل پردة خيمه قرار داشت. صبحگاه و شامگاه بر آن بخور سوزانده ميشد (30 : 8)، و نمايانگر دعاي دايمي بود (مكاشفه 8 : 3 - 5).
نقشه 26 - نقشة خيمه
مذبح قربانيهاي سوختني
سطح اين مذبح بزرگ كه براي قرباني كردن حيوانات بود، مربعي بود به ضلع 5/2 متر. ارتفاع آن 5/1 متر بود. از چوب اقاقيا ساخته شده بود و روكشي از برنج داشت. درون آن خالي بود تا از خاك پر شود. دور تا دور آن و تقريباً به اندازة نصف ارتفاعش، لبهاي ساخته شده بود تا كاهنان بر آن بايستند. مذبح در قسمت شرقي خيمه و نزديك درِ ورودي حياط قرار داشت. آتش روي آن بطور معجزه آسايي روشن بود و هرگز خاموش نميشد (لاويان 9:24؛ 6:9). اين سمبولي است از انساني كه دسترسي به خدا ندارد، مگر بعنوان گناهكاري كه با خون كفاره شده. مذبح «سايه»اي از مرگ مسيح است.
مذبح قربانيهاي سوختني
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]