کتاب لاویان
مدیران انجمن: رونین, شوراي نظارت

-
- پست: 5234
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1747 بار
- سپاسهای دریافتی: 4179 بار
- تماس:
کتاب لاویان
مقدمه
ترجمه تفسیری(کتاب لاویان) كتاب لاويان سومين كتاب عهد عتيق است. برخي اين كتاب را «كتاب راهنماي كاهنان» نيز مينامند، زيرا مراسم مذهبي كه توسط كاهنان اجرا ميشد در اين كتاب آمده است. كلمه «لاويان» از نام قبيله لاوي گرفته شده است. همه كاهنان اسرائيل از اين قبيله بودند. كتاب لاويان را موسي به هنگام سفر بياباني بنياسرائيل نوشته است.
هفت فصل اول كتاب در خصوص شيوه قرباني براي گناهان كاهنان و مردم ديگر نوشته شده است. بقيه فصول كتاب از قواعد مربوط به خوراك پاك و ناپاك، و نيزمقدس داشتن روز «سبت» و رفتار درست و نادرست سخن ميگويد. فصل شانزدهم از اهميت خاصي برخوردار است. در اين فصل مراسمي كه درباره روز معروف «كفاره» توسط كاهن اعظم اجرا ميشود، نوشته شده است. در كتاب لاويان خداوند به قوم خود وعده ميدهد كه همراه آنان باشد. «در ميان شما راه خواهم رفت و خداي شما خواهم بود و شما قوم من خواهيد بود.»
كلمه «مقدس» در اين كتاب بارها به كار رفته تا نشان دهد خدا چگونه است و چه رفتاري از قوم خود انتظار دارد. خداوند به آنان ميفرمايد كه حفظ احكام و مراسم او بايد جزئي از زندگي قوم او باشد.
راهنما
لاويان
قربانيها - كهانت
ايام مقدس - قوانين مختلف
اين كتاب در بردارندة «نظام قوانين» است كه قوم يهود طبق آنها زندگي ميكرد و بواسطة كهانت لاويان اِعمال ميشدند. اغلب اين قوانين، در كوه سينا به قوم داده شدند و در طول دوران سرگرداني بيابان، اضافات و حواشي و تفسيرهايي بر آنها افزوده شدند.
لاويان، يكي از دوازده سبط اسرائيل، براي كار خدا جدا شده بودند. خدا آنها را به جاي نخست زادگان انتخاب كرد. خدا نخست زادههاي انسانها و بهايم را به خود اختصاص داده بود. آنها از ده يك (عشر) قوم تأمين ميشدند و 48 شهر از آن خود داشتند (اعداد 35 : 7 ؛ يوشع 21 : 19).
خدا يكي از خانوادههاي لاويان، يعني هارون و پسرانش را براي كهانت برگزيد. ساير لاويان ميبايست به كاهنان كمك كنند. وظيفة آنان اين بود كه از خيمه، و بعدها از هيكل، محافظت كنند، و معلمين ، كاتبان، نوازندگان، و داوران قوم باشند (به اول تواريخ 23 مراجعه كنيد).
ترجمه تفسیری(کتاب لاویان) كتاب لاويان سومين كتاب عهد عتيق است. برخي اين كتاب را «كتاب راهنماي كاهنان» نيز مينامند، زيرا مراسم مذهبي كه توسط كاهنان اجرا ميشد در اين كتاب آمده است. كلمه «لاويان» از نام قبيله لاوي گرفته شده است. همه كاهنان اسرائيل از اين قبيله بودند. كتاب لاويان را موسي به هنگام سفر بياباني بنياسرائيل نوشته است.
هفت فصل اول كتاب در خصوص شيوه قرباني براي گناهان كاهنان و مردم ديگر نوشته شده است. بقيه فصول كتاب از قواعد مربوط به خوراك پاك و ناپاك، و نيزمقدس داشتن روز «سبت» و رفتار درست و نادرست سخن ميگويد. فصل شانزدهم از اهميت خاصي برخوردار است. در اين فصل مراسمي كه درباره روز معروف «كفاره» توسط كاهن اعظم اجرا ميشود، نوشته شده است. در كتاب لاويان خداوند به قوم خود وعده ميدهد كه همراه آنان باشد. «در ميان شما راه خواهم رفت و خداي شما خواهم بود و شما قوم من خواهيد بود.»
كلمه «مقدس» در اين كتاب بارها به كار رفته تا نشان دهد خدا چگونه است و چه رفتاري از قوم خود انتظار دارد. خداوند به آنان ميفرمايد كه حفظ احكام و مراسم او بايد جزئي از زندگي قوم او باشد.
راهنما
لاويان
قربانيها - كهانت
ايام مقدس - قوانين مختلف
اين كتاب در بردارندة «نظام قوانين» است كه قوم يهود طبق آنها زندگي ميكرد و بواسطة كهانت لاويان اِعمال ميشدند. اغلب اين قوانين، در كوه سينا به قوم داده شدند و در طول دوران سرگرداني بيابان، اضافات و حواشي و تفسيرهايي بر آنها افزوده شدند.
لاويان، يكي از دوازده سبط اسرائيل، براي كار خدا جدا شده بودند. خدا آنها را به جاي نخست زادگان انتخاب كرد. خدا نخست زادههاي انسانها و بهايم را به خود اختصاص داده بود. آنها از ده يك (عشر) قوم تأمين ميشدند و 48 شهر از آن خود داشتند (اعداد 35 : 7 ؛ يوشع 21 : 19).
خدا يكي از خانوادههاي لاويان، يعني هارون و پسرانش را براي كهانت برگزيد. ساير لاويان ميبايست به كاهنان كمك كنند. وظيفة آنان اين بود كه از خيمه، و بعدها از هيكل، محافظت كنند، و معلمين ، كاتبان، نوازندگان، و داوران قوم باشند (به اول تواريخ 23 مراجعه كنيد).
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]

-
- پست: 5234
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1747 بار
- سپاسهای دریافتی: 4179 بار
- تماس:
1 قربانی سوختنی
قرباني سوختني
و خداوند موسي را خواند، و او را از خيمة اجتماع خطاب كرده، گفت: 2 «بنياسرائيل را خطاب كرده، به ايشان بگو: هرگاه كسي از شما قرباني نزد خداوند بگذراند، پس قرباني خود را از بهايم يعني از گاو يا از گوسفند بگذرانيد. 3 اگر قرباني او قرباني سوختني از گاو باشد، آن را نر بيعيب بگذارند، و آن را نزد در خيمة اجتماع بياورد تا به حضور خداوند مقبول شود. 4 و دست خود را بر سر قرباني سوختني بگذارد، و برايش مقبول خواهد شد تا بجهت او كفاره كند. 5 پس گاو را به حضور خداوند ذبح نمايد، و پسران هارون كَهَنه خون را نزديك بياورند، و خون را بر اطراف مذبح كه نزد در خيمة اجتماع است بپاشند. 6 و پوست قرباني سوختني را بكَنَد و آن را قطعهقطعه كند. 7 و پسران هارونِ كاهن آتش بر مذبح بگذارند، و هيزم بر آتش بچينند. 8 و پسران هارونِ كَهَنه قطعهها و سر و پيه را بر هيزمي كه بر آتش روي مذبح است بچينند. 9 و احشايش و پاچههايش را به آب بشويند، و كاهن همه را بر مذبح بسوزاند، براي قرباني سوختني و هدية آتشين و عطر خوشبو بجهت خداوند . 10 و اگر قرباني او از گله باشد خواه از گوسفند خواه از بز بجهت قرباني سوختني، آن را نر بيعيب بگذراند. 11 و آن را به طرف شمالي مذبح به حضور خداوند ذبح نمايد، و پسران هارون كهنه خونش را به اطراف مذبح بپاشند. 12 و آن را با سرش و پيهاش قطعهقطعه كند، و كاهن آنها را بر هيزمي كه بر آتش روي مذبح است بچيند. 13 و احشايش و پاچههايش را به آب بشويد، و كاهن همه را نزديك بياورد و بر مذبح بسوزاند، كه آن قرباني سوختني و هدية آتشين و عطر خوشبو بجهت خداوند است.
14 «و اگر قرباني او بجهت خداوند قرباني سوختني از مرغان باشد، پس قرباني خود را از فاختهها يا از جوجههاي كبوتر بگذراند. 15 و كاهن آن را نزد مذبح بياورد و سرش را بپيچد و بر مذبح بسوزاند، و خونش بر پهلوي مذبح افشرده شود. 16 و چينهدانش را با فضلات آن بيرون كرده، آن را بر جانب شرقي مذبح در جاي خاكستر بيندازد. 17 و آن را از ميان بالهايش چاك كند و از هم جدا نكند، و كاهن آن را بر مذبح بر هيزمي كه بر آتش است بسوزاند، كه آن قرباني سوختني و هدية آتشين و عطر خوشبو بجهت خداوند است. ترجمه تفسیری خداونـد از خيمـه عبادت با موسـي سخن گفتو به او فرمود كه دستورات زير را به قوم اسرائيل بدهد:
وقتي كسي براي خداوند قرباني ميكند، قرباني او بايد گاو، گوسفند و يا بز باشد. 3 اگر بخواهد براي قرباني سوختني يك گاو قرباني كند، آن گاو بايد نر و بيعيب باشد. گاو را دم در ورودي خيمه عبادت بياورد تا مورد قبول خداوند قرار گيرد. 4 شخصي كه آن را ميآورد، بايد دستش را روي سر حيوان بگذارد. به اين ترتيب آن قرباني پذيرفته شده، گناهان شخص را كفاره ميكند. 5 بعد خود آن شخص حيوان را در حضور خداوند سر ببرد و پسران هارون كه كاهنند، خون آن را بياورند و بر چهار طرف قربانگاه كه جلو در ورودي خيمه عبادت است، بپاشند. 6 سپس آن شخص پوست گاو را بكند و آن را قطعهقطعه كند، 7 و كاهنان هيزم روي قربانگاه بگذارند، آتش روشن كنند 8 و قطعهها و سر و پيه آن را روي هيزم قرار دهند. 9 آنگاه آن شخص بايد دل و روده و پاچههاي گاو را با آب بشويد و كاهنان همه را روي قربانگاه بسوزانند. اين قرباني سوختني كه بر آتش تقديم ميشود، مورد پسند خداوند خواهد بود.
10 اگر گوسفند يا بز براي قرباني بياورند، آن نيز بايد نر و بيعيب باشد. 11 شخصي كه آن را ميآورد بايد در سمت شمالي قربانگاه درحضور خداوند سرش را ببرد و كاهنان كه پسران هارونند، خونش را بر چهار طرف قربانگاه بپاشند. 12 سپس، آن شخص حيوان قرباني شده را قطعه قطعه كند و كاهنان اين قطعهها را با سر و پيه آن روي هيزم قربانگاه بگذارند. 13 آن شخص بايد دل و روده و پاچههاي گوسفند يا بز را با آب بشويد. سپس كاهنان همه آنها را روي آتش قربانگاه بسوزانند. اين قرباني سوختني كه بر آتش تقديم ميشود، موردپسند خداوند خواهد بود.
14 اگر كسي ميخواهد براي قرباني سوختني پرنده قرباني كند، آن پرنده بايد قمري يا جوجه كبوتر باشد. 15و16و17 كاهن، پرنده را بگيرد و جلو قربانگاه ببرد،سرش را بكند بطوري كه خونش بر پهلوي قربانگاه بريزد. چينهدان و محتويات داخل شكمش را درآورد و آنها را در طرف شرق قربانگاه درجايي كه خاكستر قربانگاه ريخته ميشود بيندازد. سپس بالهاي پرنده را گرفته، آن را از وسط پاره كند بدون اينكه پرنده دو تكه شود. آنگاه كاهن آن را روي هيزم قربانگاه بسوزاند. اين قرباني سوختني كه بر آتش تقديم ميشود، موردپسند خداوند خواهد بود.
راهنما
بابهاي 1 - 5 . انواع هدايا
قربانيهاي سوختني: گاو نر، قوچ، بز، قمري، كبوتر؛ اينها به نشانة وقف كامل به خدا، تماماً سوزانده ميشدند.
قربانيهاي خوراكي: گندم، آرد يا نان بدون خمير مايه؛ يك مشت از آنها سوزانده ميشد و باقي به كاهنان داده ميشد.
قربانيهاي سلامتي: گاو، گوسفند يا بز؛ چربي آنها سوزانده ميشد، و باقي آن را كاهنان و هديه دهندگان ميخوردند.
قرباني گناه و قرباني جرم: قربانيهاي مختلف براي گناهان مختلف؛ چربي قرباني سوزانده ميشد و بقية آن در برخي موارد سوزانده ميشد و گاهي توسط كاهنان خورده ميشد. اگر كسي به ديگري خسارتي وارد كرده بود، ميبايست پيش از گذراندن قرباني، آن مقدار را به اضافة يك پنجم آن به او بازگرداند.
قرباني سوختني
و خداوند موسي را خواند، و او را از خيمة اجتماع خطاب كرده، گفت: 2 «بنياسرائيل را خطاب كرده، به ايشان بگو: هرگاه كسي از شما قرباني نزد خداوند بگذراند، پس قرباني خود را از بهايم يعني از گاو يا از گوسفند بگذرانيد. 3 اگر قرباني او قرباني سوختني از گاو باشد، آن را نر بيعيب بگذارند، و آن را نزد در خيمة اجتماع بياورد تا به حضور خداوند مقبول شود. 4 و دست خود را بر سر قرباني سوختني بگذارد، و برايش مقبول خواهد شد تا بجهت او كفاره كند. 5 پس گاو را به حضور خداوند ذبح نمايد، و پسران هارون كَهَنه خون را نزديك بياورند، و خون را بر اطراف مذبح كه نزد در خيمة اجتماع است بپاشند. 6 و پوست قرباني سوختني را بكَنَد و آن را قطعهقطعه كند. 7 و پسران هارونِ كاهن آتش بر مذبح بگذارند، و هيزم بر آتش بچينند. 8 و پسران هارونِ كَهَنه قطعهها و سر و پيه را بر هيزمي كه بر آتش روي مذبح است بچينند. 9 و احشايش و پاچههايش را به آب بشويند، و كاهن همه را بر مذبح بسوزاند، براي قرباني سوختني و هدية آتشين و عطر خوشبو بجهت خداوند . 10 و اگر قرباني او از گله باشد خواه از گوسفند خواه از بز بجهت قرباني سوختني، آن را نر بيعيب بگذراند. 11 و آن را به طرف شمالي مذبح به حضور خداوند ذبح نمايد، و پسران هارون كهنه خونش را به اطراف مذبح بپاشند. 12 و آن را با سرش و پيهاش قطعهقطعه كند، و كاهن آنها را بر هيزمي كه بر آتش روي مذبح است بچيند. 13 و احشايش و پاچههايش را به آب بشويد، و كاهن همه را نزديك بياورد و بر مذبح بسوزاند، كه آن قرباني سوختني و هدية آتشين و عطر خوشبو بجهت خداوند است.
14 «و اگر قرباني او بجهت خداوند قرباني سوختني از مرغان باشد، پس قرباني خود را از فاختهها يا از جوجههاي كبوتر بگذراند. 15 و كاهن آن را نزد مذبح بياورد و سرش را بپيچد و بر مذبح بسوزاند، و خونش بر پهلوي مذبح افشرده شود. 16 و چينهدانش را با فضلات آن بيرون كرده، آن را بر جانب شرقي مذبح در جاي خاكستر بيندازد. 17 و آن را از ميان بالهايش چاك كند و از هم جدا نكند، و كاهن آن را بر مذبح بر هيزمي كه بر آتش است بسوزاند، كه آن قرباني سوختني و هدية آتشين و عطر خوشبو بجهت خداوند است. ترجمه تفسیری خداونـد از خيمـه عبادت با موسـي سخن گفتو به او فرمود كه دستورات زير را به قوم اسرائيل بدهد:
وقتي كسي براي خداوند قرباني ميكند، قرباني او بايد گاو، گوسفند و يا بز باشد. 3 اگر بخواهد براي قرباني سوختني يك گاو قرباني كند، آن گاو بايد نر و بيعيب باشد. گاو را دم در ورودي خيمه عبادت بياورد تا مورد قبول خداوند قرار گيرد. 4 شخصي كه آن را ميآورد، بايد دستش را روي سر حيوان بگذارد. به اين ترتيب آن قرباني پذيرفته شده، گناهان شخص را كفاره ميكند. 5 بعد خود آن شخص حيوان را در حضور خداوند سر ببرد و پسران هارون كه كاهنند، خون آن را بياورند و بر چهار طرف قربانگاه كه جلو در ورودي خيمه عبادت است، بپاشند. 6 سپس آن شخص پوست گاو را بكند و آن را قطعهقطعه كند، 7 و كاهنان هيزم روي قربانگاه بگذارند، آتش روشن كنند 8 و قطعهها و سر و پيه آن را روي هيزم قرار دهند. 9 آنگاه آن شخص بايد دل و روده و پاچههاي گاو را با آب بشويد و كاهنان همه را روي قربانگاه بسوزانند. اين قرباني سوختني كه بر آتش تقديم ميشود، مورد پسند خداوند خواهد بود.
10 اگر گوسفند يا بز براي قرباني بياورند، آن نيز بايد نر و بيعيب باشد. 11 شخصي كه آن را ميآورد بايد در سمت شمالي قربانگاه درحضور خداوند سرش را ببرد و كاهنان كه پسران هارونند، خونش را بر چهار طرف قربانگاه بپاشند. 12 سپس، آن شخص حيوان قرباني شده را قطعه قطعه كند و كاهنان اين قطعهها را با سر و پيه آن روي هيزم قربانگاه بگذارند. 13 آن شخص بايد دل و روده و پاچههاي گوسفند يا بز را با آب بشويد. سپس كاهنان همه آنها را روي آتش قربانگاه بسوزانند. اين قرباني سوختني كه بر آتش تقديم ميشود، موردپسند خداوند خواهد بود.
14 اگر كسي ميخواهد براي قرباني سوختني پرنده قرباني كند، آن پرنده بايد قمري يا جوجه كبوتر باشد. 15و16و17 كاهن، پرنده را بگيرد و جلو قربانگاه ببرد،سرش را بكند بطوري كه خونش بر پهلوي قربانگاه بريزد. چينهدان و محتويات داخل شكمش را درآورد و آنها را در طرف شرق قربانگاه درجايي كه خاكستر قربانگاه ريخته ميشود بيندازد. سپس بالهاي پرنده را گرفته، آن را از وسط پاره كند بدون اينكه پرنده دو تكه شود. آنگاه كاهن آن را روي هيزم قربانگاه بسوزاند. اين قرباني سوختني كه بر آتش تقديم ميشود، موردپسند خداوند خواهد بود.
راهنما
بابهاي 1 - 5 . انواع هدايا
قربانيهاي سوختني: گاو نر، قوچ، بز، قمري، كبوتر؛ اينها به نشانة وقف كامل به خدا، تماماً سوزانده ميشدند.
قربانيهاي خوراكي: گندم، آرد يا نان بدون خمير مايه؛ يك مشت از آنها سوزانده ميشد و باقي به كاهنان داده ميشد.
قربانيهاي سلامتي: گاو، گوسفند يا بز؛ چربي آنها سوزانده ميشد، و باقي آن را كاهنان و هديه دهندگان ميخوردند.
قرباني گناه و قرباني جرم: قربانيهاي مختلف براي گناهان مختلف؛ چربي قرباني سوزانده ميشد و بقية آن در برخي موارد سوزانده ميشد و گاهي توسط كاهنان خورده ميشد. اگر كسي به ديگري خسارتي وارد كرده بود، ميبايست پيش از گذراندن قرباني، آن مقدار را به اضافة يك پنجم آن به او بازگرداند.
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]

-
- پست: 5234
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1747 بار
- سپاسهای دریافتی: 4179 بار
- تماس:
2 هدیه آردی
قرباني هديه آردي
«و هرگاه كسي قرباني هدية آردي بجهت خداوند بگذراند، پس قرباني او از آرد نرم باشد، و روغن بر آن بريزد و كندر بر آن بنهد. 2 و آن را نزد پسران هارون كهنه بياورد، و يك مشت از آن بگيرد يعني از آرد نرمش و روغنش با تمامي كندرش و كاهن آن را براي يادگاري بسوزاند، تا هدية آتشين و عطر خوشبو بجهت خداوند باشد. 3 و بقية هدية آردي از آن هارون و پسرانش باشد. اين از هداياي آتشين خداوندقدساقداس است. 4 و هرگاه قرباني هدية آردي پخته شدهاي در تنور بگذراني، پس قرصهاي فطير از آرد نرم سرشته شده به روغن، يا گِردههاي فطير ماليده شده به روغن باشد. 5 و اگر قرباني تو هدية آردي بر ساج باشد، پس از آرد نرم فطير سرشته شده به روغن باشد. 6 و آن را پارهپاره كرده، روغن بر آن بريز. اين هدية آردي است. 7 و اگر قرباني تو هدية آردي تابه باشد از آرد نرم با روغن ساخته شود. 8 و هدية آردي را كه از اين چيزها ساخته شود نزد خداوند بياور، و آن را پيش كاهن بگذار، و او آن را نزد مذبح خواهد آورد. 9 و كاهن از هدية آردي يادگاري آن را بردارد و بر مذبح بسوزاند. اين هدية آتشين و عطر خوشبو بجهت خداوند است. 10 و بقية هدية آردي از آن هارون و پسرانش باشد. اين از هداياي آتشين خداوند قدساقداس است.
11 «و هيچ هدية آردي كه بجهت خداوند ميگذرانيد با خميرمايه ساخته نشود، زيرا كه هيچ خميرمايه و عسل را براي هدية آتشين بجهت خداوند نبايد سوزانيد. 12 آنها را براي قرباني نوبرها بجهت خداوند بگذرانيد، ليكن براي عطر خوشبو به مذبح برنيارند. 13 و هر قرباني هدية آردي خود را به نمك نمكين كن، و نمك عهد خداي خود را از هدية آردي خود بازمدار، با هر قرباني خود نمك بگذران. 14 و اگر هدية آردي نوبرها بجهت خداوند بگذراني، پس خوشههاي برشته شدة به آتش، يعني بلغور حاصل نيكو بجهت هدية آردي نوبرهاي خود بگذران. 15 و روغن بر آن بريز و كندر بر آن بنه. اين هدية آردي است. 16 و كاهن يادگاري آن را يعني قدري از بلغور آن و از روغنش با تمامي كندرش بسوزاند. اين هدية آتشين بجهت خداوند است. ترجمه تفسیری هرگاه كسي براي خداوند هديه آردي آورد، هديه او بايد از آرد مرغوب باشد. او بايد روغن زيتون روي آن بريزد و كندر بر آن بگذارد. 2 سپس يك مشت از آن را كه نمونه تمام هديه است به يكي از كاهنان بدهد تا آن را بسوزاند. اين هديه كه بر آتش تقديم ميشود، موردپسند خداوند خواهد بود. 3 بقيه آرد به هارون و پسرانش داده شود تا براي خوراك از آن استفاده كنند. قسمتي كه به كاهنان داده ميشود بسيار مقدس است، زيرا از هديهاي گرفته شده كه به خداوند تقديم شده است.
4 هرگاه كسي نان پخته شده در تنور براي خداوند هديه آورد، آن نان بايد بدون خميرمايه و از آرد مرغوب مخلوط با روغن زيتون تهيه شده باشد. از نان بدون خمير مايه كه روغن روي آن ماليده شده باشد نيز ميتوان بعنوان هديه استفاده كرد. 5 اگر كسي نان پخته شده روي ساج هديه آورد، آن نان نيز بايد از آرد مرغوب بدون خميرمايه و مخلوط با روغن زيتون باشد. 6 او بايد آن را تكهتكه كند و رويش روغن بريزد. اين نيز يك نوع هديه آردي است. 7 اگر هديه شما در تابه پخته شود، آن هم بايد از آرد مرغوب و روغن زيتون باشد.
8 اين هداياي آردي را نزد كاهن بياوريد تا به قربانگاه ببرد و به خداوند تقديم كند. 9 كاهنان بايد فقط مقدار كمي از هديه را بعنوان نمونه بسوزانند. اين هديه كه بر آتش تقديم ميشود، مورد پسند خداوند است. 10 بقيه هديه به كاهنان تعلق دارد. اين قسمت كه به كاهنان داده ميشود بسيار مقدس است، زيرا ازهديهاي گرفته شده كه به خداوند تقديم شده است.
11 براي تهيه هديه آرديي كه به خداوند تقديم ميشود از خميرمايه استفاده نكنيد، زيرا بكار بردن خمير مايه يا عسل در هدايايي كه بر آتش به خداوند تقديم ميشود، جايز نيست. 12 هنگام تقديم نوبر محصول خود به خداوند ميتوانيد از نان خميرمايهدار و عسل استفاده كنيد، ولي اين هديه را نبايد بر آتش قربانگاه بسوزانيد.
13 به تمام هدايا بايد نمك بزنيد، چون نمك يادآور عهد خداست.
14 هرگاه از نوبر محصول خود به خداوند هديه ميدهيد دانهها را از خوشهها جدا كرده، بكوبيد و برشته كنيد. 15 سپس روغن زيتون بر آن بريزيد و كندر روي آن بگذاريد، زيرا اين نيز نوعي هديه آردي است. 16 آنگاه كاهنان قسمتي از غله كوبيده شده و مخلوط با روغن را با تمام كندر بعنوان نمونه بر آتش بسوزانند و به خداوند تقديم كنند.
راهنما
بابهاي 1 - 5 . انواع هدايا
قربانيهاي سوختني: گاو نر، قوچ، بز، قمري، كبوتر؛ اينها به نشانة وقف كامل به خدا، تماماً سوزانده ميشدند.
قربانيهاي خوراكي: گندم، آرد يا نان بدون خمير مايه؛ يك مشت از آنها سوزانده ميشد و باقي به كاهنان داده ميشد.
قربانيهاي سلامتي: گاو، گوسفند يا بز؛ چربي آنها سوزانده ميشد، و باقي آن را كاهنان و هديه دهندگان ميخوردند.
قرباني گناه و قرباني جرم: قربانيهاي مختلف براي گناهان مختلف؛ چربي قرباني سوزانده ميشد و بقية آن در برخي موارد سوزانده ميشد و گاهي توسط كاهنان خورده ميشد. اگر كسي به ديگري خسارتي وارد كرده بود، ميبايست پيش از گذراندن قرباني، آن مقدار را به اضافة يك پنجم آن به او بازگرداند.
قرباني هديه آردي
«و هرگاه كسي قرباني هدية آردي بجهت خداوند بگذراند، پس قرباني او از آرد نرم باشد، و روغن بر آن بريزد و كندر بر آن بنهد. 2 و آن را نزد پسران هارون كهنه بياورد، و يك مشت از آن بگيرد يعني از آرد نرمش و روغنش با تمامي كندرش و كاهن آن را براي يادگاري بسوزاند، تا هدية آتشين و عطر خوشبو بجهت خداوند باشد. 3 و بقية هدية آردي از آن هارون و پسرانش باشد. اين از هداياي آتشين خداوندقدساقداس است. 4 و هرگاه قرباني هدية آردي پخته شدهاي در تنور بگذراني، پس قرصهاي فطير از آرد نرم سرشته شده به روغن، يا گِردههاي فطير ماليده شده به روغن باشد. 5 و اگر قرباني تو هدية آردي بر ساج باشد، پس از آرد نرم فطير سرشته شده به روغن باشد. 6 و آن را پارهپاره كرده، روغن بر آن بريز. اين هدية آردي است. 7 و اگر قرباني تو هدية آردي تابه باشد از آرد نرم با روغن ساخته شود. 8 و هدية آردي را كه از اين چيزها ساخته شود نزد خداوند بياور، و آن را پيش كاهن بگذار، و او آن را نزد مذبح خواهد آورد. 9 و كاهن از هدية آردي يادگاري آن را بردارد و بر مذبح بسوزاند. اين هدية آتشين و عطر خوشبو بجهت خداوند است. 10 و بقية هدية آردي از آن هارون و پسرانش باشد. اين از هداياي آتشين خداوند قدساقداس است.
11 «و هيچ هدية آردي كه بجهت خداوند ميگذرانيد با خميرمايه ساخته نشود، زيرا كه هيچ خميرمايه و عسل را براي هدية آتشين بجهت خداوند نبايد سوزانيد. 12 آنها را براي قرباني نوبرها بجهت خداوند بگذرانيد، ليكن براي عطر خوشبو به مذبح برنيارند. 13 و هر قرباني هدية آردي خود را به نمك نمكين كن، و نمك عهد خداي خود را از هدية آردي خود بازمدار، با هر قرباني خود نمك بگذران. 14 و اگر هدية آردي نوبرها بجهت خداوند بگذراني، پس خوشههاي برشته شدة به آتش، يعني بلغور حاصل نيكو بجهت هدية آردي نوبرهاي خود بگذران. 15 و روغن بر آن بريز و كندر بر آن بنه. اين هدية آردي است. 16 و كاهن يادگاري آن را يعني قدري از بلغور آن و از روغنش با تمامي كندرش بسوزاند. اين هدية آتشين بجهت خداوند است. ترجمه تفسیری هرگاه كسي براي خداوند هديه آردي آورد، هديه او بايد از آرد مرغوب باشد. او بايد روغن زيتون روي آن بريزد و كندر بر آن بگذارد. 2 سپس يك مشت از آن را كه نمونه تمام هديه است به يكي از كاهنان بدهد تا آن را بسوزاند. اين هديه كه بر آتش تقديم ميشود، موردپسند خداوند خواهد بود. 3 بقيه آرد به هارون و پسرانش داده شود تا براي خوراك از آن استفاده كنند. قسمتي كه به كاهنان داده ميشود بسيار مقدس است، زيرا از هديهاي گرفته شده كه به خداوند تقديم شده است.
4 هرگاه كسي نان پخته شده در تنور براي خداوند هديه آورد، آن نان بايد بدون خميرمايه و از آرد مرغوب مخلوط با روغن زيتون تهيه شده باشد. از نان بدون خمير مايه كه روغن روي آن ماليده شده باشد نيز ميتوان بعنوان هديه استفاده كرد. 5 اگر كسي نان پخته شده روي ساج هديه آورد، آن نان نيز بايد از آرد مرغوب بدون خميرمايه و مخلوط با روغن زيتون باشد. 6 او بايد آن را تكهتكه كند و رويش روغن بريزد. اين نيز يك نوع هديه آردي است. 7 اگر هديه شما در تابه پخته شود، آن هم بايد از آرد مرغوب و روغن زيتون باشد.
8 اين هداياي آردي را نزد كاهن بياوريد تا به قربانگاه ببرد و به خداوند تقديم كند. 9 كاهنان بايد فقط مقدار كمي از هديه را بعنوان نمونه بسوزانند. اين هديه كه بر آتش تقديم ميشود، مورد پسند خداوند است. 10 بقيه هديه به كاهنان تعلق دارد. اين قسمت كه به كاهنان داده ميشود بسيار مقدس است، زيرا ازهديهاي گرفته شده كه به خداوند تقديم شده است.
11 براي تهيه هديه آرديي كه به خداوند تقديم ميشود از خميرمايه استفاده نكنيد، زيرا بكار بردن خمير مايه يا عسل در هدايايي كه بر آتش به خداوند تقديم ميشود، جايز نيست. 12 هنگام تقديم نوبر محصول خود به خداوند ميتوانيد از نان خميرمايهدار و عسل استفاده كنيد، ولي اين هديه را نبايد بر آتش قربانگاه بسوزانيد.
13 به تمام هدايا بايد نمك بزنيد، چون نمك يادآور عهد خداست.
14 هرگاه از نوبر محصول خود به خداوند هديه ميدهيد دانهها را از خوشهها جدا كرده، بكوبيد و برشته كنيد. 15 سپس روغن زيتون بر آن بريزيد و كندر روي آن بگذاريد، زيرا اين نيز نوعي هديه آردي است. 16 آنگاه كاهنان قسمتي از غله كوبيده شده و مخلوط با روغن را با تمام كندر بعنوان نمونه بر آتش بسوزانند و به خداوند تقديم كنند.
راهنما
بابهاي 1 - 5 . انواع هدايا
قربانيهاي سوختني: گاو نر، قوچ، بز، قمري، كبوتر؛ اينها به نشانة وقف كامل به خدا، تماماً سوزانده ميشدند.
قربانيهاي خوراكي: گندم، آرد يا نان بدون خمير مايه؛ يك مشت از آنها سوزانده ميشد و باقي به كاهنان داده ميشد.
قربانيهاي سلامتي: گاو، گوسفند يا بز؛ چربي آنها سوزانده ميشد، و باقي آن را كاهنان و هديه دهندگان ميخوردند.
قرباني گناه و قرباني جرم: قربانيهاي مختلف براي گناهان مختلف؛ چربي قرباني سوزانده ميشد و بقية آن در برخي موارد سوزانده ميشد و گاهي توسط كاهنان خورده ميشد. اگر كسي به ديگري خسارتي وارد كرده بود، ميبايست پيش از گذراندن قرباني، آن مقدار را به اضافة يك پنجم آن به او بازگرداند.
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]

-
- پست: 5234
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1747 بار
- سپاسهای دریافتی: 4179 بار
- تماس:
3 قربانی سلامتی
ذبيحه سلامتي
«و اگر قرباني او ذبيحة سلامتي باشد، اگر از رمه بگذراند خواه نر و خواه ماده باشد، آن را بيعيب به حضور خداوند بگذراند. 2 و دست خود را بر سر قرباني خويش بنهد، و آن را نزد در خيمة اجتماع ذبح نمايد، و پسران هارون كَهَنه خون را به اطراف مذبح بپاشند. 3 و از ذبيحة سلامتي، هدية آتشين بجهت خداوند بگذراند، يعني پيهي كه احشا را ميپوشاند و همة پيه را كه بر احشاست. 4 و دو گُرده و پيه كه بر آنهاست كه بر دو تهيگاه است، و سفيدي را كه بر جگر است، با گُردهها جدا كند. 5 و پسران هارون آن را بر مذبح با قرباني سوختني بر هيزمي كه بر آتش است بسوزانند. اين هدية آتشين و عطر خوشبو بجهت خداوند است. 6 و اگر قرباني او براي ذبيحة سلامتي بجهت خداوند از گله باشد، آن را نر يا مادة بيعيب بگذراند. 7 اگر برهاي براي قرباني خود بگذراند، آن را به حضور خداوند نزديك بياورد. 8 و دست خود را بر سر قرباني خود بنهد، و آن را نزد در خيمة اجتماع ذبح نمايد، و پسران هارون خونش را به اطراف مذبح بپاشند. 9 و از ذبيحة سلامتي هدية آتشين بجهت خداوند بگذراند، يعني پيهاش و تمامي دنبه را و آن را از نزد عصعص جدا كند، و پيهي كه احشا را ميپوشاند و همة پيه را كه بر احشاست. 10 و دو گُرده و پيهي كه بر آنهاست كه بر دو تهيگاه است و سفيدي را كه بر جگر است با گُردهها جدا كند. 11 و كاهن آن را بر مذبح بسوزاند. اين طعام هدية آتشين بجهت خداوند است.12 و اگر قرباني او بز باشد پس آن را به حضور خداوند نزديك بياورد. 13 و دست خود را بر سرش بنهد و آن را پيش خيمة اجتماع ذبح نمايد. و پسران هارون خونش را به اطراف مذبح بپاشند. 14 و قرباني خود، يعني هدية آتشين را، بجهت خداوند از آن بگذراند، پيهي كه احشا را ميپوشاند و تمامي پيهي كه بر احشاست. 15 و دو گُرده و پيهي كه بر آنهاست كه بر دو تهيگاه است و سفيدي را كه بر جگر است با گُردهها جدا كند. 16 و كاهن آن را بر مذبح بسوزاند. اين طعام هدية آتشين براي عطر خوشبوست. تمامي پيه از آن خداوند است. 17 اين قانون ابدي در همة پشتهاي شما در جميع مسكنهاي شما خواهد بود كه هيچ خون و پيه را نخوريد.» ترجمه تفسیری هرگاه كسي بخواهد قرباني سلامتي به خداوند تقديم كند، ميتواند براي اين كار از گاو نر يا ماده استفاده نمايد. حيواني كه به خداوند تقديم ميشود بايد سالم و بيعيب باشد. 2 شخصي كه حيوان را تقديم ميكند، بايد دست خود را روي سر آن بگذارد و دم در خيمه عبادت سرش را ببرد. پسران هارون خون آن را بر چهار طرف قربانگاه بپاشند، 3و4و5 و پيه داخل شكم، قلوهها و چربي روي آنها، وسفيدي روي جگر را همراه قرباني سوختني بر آتش قربانگاه براي خداوند بسوزانند. اين هديه كه بر آتش تقديم ميشود، موردپسند خداوند خواهد بود.
6 براي قرباني سلامتي ميتوان از گوسفند و بز (نر يا ماده) كه سالـم و بيعيب باشـد نيـز استفاده كرد. 7و8 اگر قرباني، گوسفند باشد، شخصي كه آن را به خداوند تقديم ميكند بايد دستش را روي سر حيوان بگذارد و دم در خيمه عبادت سرش را ببرد. كاهنان خون آن را بر چهار طرف قربانگاه بپاشند 9و10و11 و پيه، دنبه، پيه داخل شكم، قلوهها و چربي روي آنها، و سفيدي روي جگر را همچون خوراك به خداوند تقديم كرده، بر آتش قربانگاه بسوزانند.
12و13 اگر قرباني، بز باشد، شخصي كه آن را به خداوند تقديم ميكند بايد دستش را روي سر حيوان بگذارد و دم در خيمه عبادت سرش را ببرد. كاهنان خون آن را بر چهار طرف قربانگاه بپاشند 14و15و16 و پيه داخل شكم، قلوهها و چربي روي آنها، و سفيدي روي جگر را همچون خوراك به خداوند تقديم كرده، بر آتش قربانگاه بسوزانند. اين هديه كه بر آتش تقديم ميشود، موردپسند خداوند خواهد بود. تمام پيه آن حيوان به خداوند تعلق دارد. 17 هيچ يك از شما نبايد خون يا پيه بخوريد. اين قانوني است ابدي براي شما و نسلهايتان، در هر جا كه باشيد.
راهنما
بابهاي 1 - 5 . انواع هدايا
قربانيهاي سوختني: گاو نر، قوچ، بز، قمري، كبوتر؛ اينها به نشانة وقف كامل به خدا، تماماً سوزانده ميشدند.
قربانيهاي خوراكي: گندم، آرد يا نان بدون خمير مايه؛ يك مشت از آنها سوزانده ميشد و باقي به كاهنان داده ميشد.
قربانيهاي سلامتي: گاو، گوسفند يا بز؛ چربي آنها سوزانده ميشد، و باقي آن را كاهنان و هديه دهندگان ميخوردند.
قرباني گناه و قرباني جرم: قربانيهاي مختلف براي گناهان مختلف؛ چربي قرباني سوزانده ميشد و بقية آن در برخي موارد سوزانده ميشد و گاهي توسط كاهنان خورده ميشد. اگر كسي به ديگري خسارتي وارد كرده بود، ميبايست پيش از گذراندن قرباني، آن مقدار را به اضافة يك پنجم آن به او بازگرداند.
ذبيحه سلامتي
«و اگر قرباني او ذبيحة سلامتي باشد، اگر از رمه بگذراند خواه نر و خواه ماده باشد، آن را بيعيب به حضور خداوند بگذراند. 2 و دست خود را بر سر قرباني خويش بنهد، و آن را نزد در خيمة اجتماع ذبح نمايد، و پسران هارون كَهَنه خون را به اطراف مذبح بپاشند. 3 و از ذبيحة سلامتي، هدية آتشين بجهت خداوند بگذراند، يعني پيهي كه احشا را ميپوشاند و همة پيه را كه بر احشاست. 4 و دو گُرده و پيه كه بر آنهاست كه بر دو تهيگاه است، و سفيدي را كه بر جگر است، با گُردهها جدا كند. 5 و پسران هارون آن را بر مذبح با قرباني سوختني بر هيزمي كه بر آتش است بسوزانند. اين هدية آتشين و عطر خوشبو بجهت خداوند است. 6 و اگر قرباني او براي ذبيحة سلامتي بجهت خداوند از گله باشد، آن را نر يا مادة بيعيب بگذراند. 7 اگر برهاي براي قرباني خود بگذراند، آن را به حضور خداوند نزديك بياورد. 8 و دست خود را بر سر قرباني خود بنهد، و آن را نزد در خيمة اجتماع ذبح نمايد، و پسران هارون خونش را به اطراف مذبح بپاشند. 9 و از ذبيحة سلامتي هدية آتشين بجهت خداوند بگذراند، يعني پيهاش و تمامي دنبه را و آن را از نزد عصعص جدا كند، و پيهي كه احشا را ميپوشاند و همة پيه را كه بر احشاست. 10 و دو گُرده و پيهي كه بر آنهاست كه بر دو تهيگاه است و سفيدي را كه بر جگر است با گُردهها جدا كند. 11 و كاهن آن را بر مذبح بسوزاند. اين طعام هدية آتشين بجهت خداوند است.12 و اگر قرباني او بز باشد پس آن را به حضور خداوند نزديك بياورد. 13 و دست خود را بر سرش بنهد و آن را پيش خيمة اجتماع ذبح نمايد. و پسران هارون خونش را به اطراف مذبح بپاشند. 14 و قرباني خود، يعني هدية آتشين را، بجهت خداوند از آن بگذراند، پيهي كه احشا را ميپوشاند و تمامي پيهي كه بر احشاست. 15 و دو گُرده و پيهي كه بر آنهاست كه بر دو تهيگاه است و سفيدي را كه بر جگر است با گُردهها جدا كند. 16 و كاهن آن را بر مذبح بسوزاند. اين طعام هدية آتشين براي عطر خوشبوست. تمامي پيه از آن خداوند است. 17 اين قانون ابدي در همة پشتهاي شما در جميع مسكنهاي شما خواهد بود كه هيچ خون و پيه را نخوريد.» ترجمه تفسیری هرگاه كسي بخواهد قرباني سلامتي به خداوند تقديم كند، ميتواند براي اين كار از گاو نر يا ماده استفاده نمايد. حيواني كه به خداوند تقديم ميشود بايد سالم و بيعيب باشد. 2 شخصي كه حيوان را تقديم ميكند، بايد دست خود را روي سر آن بگذارد و دم در خيمه عبادت سرش را ببرد. پسران هارون خون آن را بر چهار طرف قربانگاه بپاشند، 3و4و5 و پيه داخل شكم، قلوهها و چربي روي آنها، وسفيدي روي جگر را همراه قرباني سوختني بر آتش قربانگاه براي خداوند بسوزانند. اين هديه كه بر آتش تقديم ميشود، موردپسند خداوند خواهد بود.
6 براي قرباني سلامتي ميتوان از گوسفند و بز (نر يا ماده) كه سالـم و بيعيب باشـد نيـز استفاده كرد. 7و8 اگر قرباني، گوسفند باشد، شخصي كه آن را به خداوند تقديم ميكند بايد دستش را روي سر حيوان بگذارد و دم در خيمه عبادت سرش را ببرد. كاهنان خون آن را بر چهار طرف قربانگاه بپاشند 9و10و11 و پيه، دنبه، پيه داخل شكم، قلوهها و چربي روي آنها، و سفيدي روي جگر را همچون خوراك به خداوند تقديم كرده، بر آتش قربانگاه بسوزانند.
12و13 اگر قرباني، بز باشد، شخصي كه آن را به خداوند تقديم ميكند بايد دستش را روي سر حيوان بگذارد و دم در خيمه عبادت سرش را ببرد. كاهنان خون آن را بر چهار طرف قربانگاه بپاشند 14و15و16 و پيه داخل شكم، قلوهها و چربي روي آنها، و سفيدي روي جگر را همچون خوراك به خداوند تقديم كرده، بر آتش قربانگاه بسوزانند. اين هديه كه بر آتش تقديم ميشود، موردپسند خداوند خواهد بود. تمام پيه آن حيوان به خداوند تعلق دارد. 17 هيچ يك از شما نبايد خون يا پيه بخوريد. اين قانوني است ابدي براي شما و نسلهايتان، در هر جا كه باشيد.
راهنما
بابهاي 1 - 5 . انواع هدايا
قربانيهاي سوختني: گاو نر، قوچ، بز، قمري، كبوتر؛ اينها به نشانة وقف كامل به خدا، تماماً سوزانده ميشدند.
قربانيهاي خوراكي: گندم، آرد يا نان بدون خمير مايه؛ يك مشت از آنها سوزانده ميشد و باقي به كاهنان داده ميشد.
قربانيهاي سلامتي: گاو، گوسفند يا بز؛ چربي آنها سوزانده ميشد، و باقي آن را كاهنان و هديه دهندگان ميخوردند.
قرباني گناه و قرباني جرم: قربانيهاي مختلف براي گناهان مختلف؛ چربي قرباني سوزانده ميشد و بقية آن در برخي موارد سوزانده ميشد و گاهي توسط كاهنان خورده ميشد. اگر كسي به ديگري خسارتي وارد كرده بود، ميبايست پيش از گذراندن قرباني، آن مقدار را به اضافة يك پنجم آن به او بازگرداند.
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]

-
- پست: 5234
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1747 بار
- سپاسهای دریافتی: 4179 بار
- تماس:
4 قربانی گناه
قرباني گناه
و خداوند موسي را خطاب كرده، گفت:2 «بنياسرائيل را خطاب كرده، بگو: اگر كسي سهواً گناه كند، در هر كدام از نواهي خداوند كه نبايد كرد، و به خلاف هريك از آنها عمل كند، 3 اگر كاهن كه مسح شده است گناهي ورزد و قوم را مجرم سازد، پس براي گناهي كه كرده است، گوسالهاي بيعيب از رمه براي قرباني گناه نزد خداوند بگذراند. 4 و گوساله را به در خيمة اجتماع به حضور خداوند بياورد، و دست خود را بر سر گوساله بنهد و گوساله را به حضور خداوند ذبح نمايد. 5 و كاهن مسح شده از خون گوساله گرفته، آن را به خيمة اجتماع درآورد. 6 و كاهن انگشت خود را در خون فرو برد، و به حضور خداوند پيش حجاب قدس قدري از خون را هفت مرتبه بپاشد. 7 و كاهن قدري از خون را بر شاخههاي مذبح بخور معطر كه در خيمة اجتماع است، به حضور خداوند بپاشد، وهمة خون گوساله را بر بنيان مذبح قرباني سوختني كه به در خيمة اجتماع است بريزد. 8 و تمامي پيه گوسالة قرباني گناه، يعني پيهي كه احشا را ميپوشاند و همة پيه را كه بر احشاست از آن بردارد. 9 و دو گُرده و پيهي كه بر آنهاست كه بر دو تهيگاه است و سفيدي را كه بر جگر است با گُردهها جدا كند. 10 چنانكه از گاو ذبيحة سلامتي برداشته ميشود و كاهن آنها را بر مذبح قرباني سوختني بسوزاند. 11 و پوست گوساله و تمامي گوشتش با سرش و پاچههايش و احشايش و سرگينش، 12 يعني تمامي گوساله را بيرون لشكرگاه در مكان پاك جايي كه خاكستر را ميريزند ببرد، و آن را بر هيزم به آتش بسوزاند. در جايي كه خاكستر را ميريزند سوخته شود.
13 «و هرگاه تمامي جماعت اسرائيل سهواً گناه كنند و آن امر از چشمان جماعت مخفي باشد، و كاري را كه نبايد كرد از جميع نواهي خداوند كرده، مجرم شده باشند، 14 چون گناهي كه كردند معلوم شود، آنگاه جماعت گوسالهاي از رمه براي قرباني گناه بگذرانند و آن را پيش خيمة اجتماع بياورند. 15 و مشايخ جماعت دستهاي خود را بر سر گوساله به حضور خداوند بنهند، و گوساله به حضور خداوند ذبح شود. 16 و كاهن مسح شده، قدري از خون گوساله را به خيمة اجتماع درآورد. 17 و كاهن انگشت خود را در خون فروبرد و آن را به حضور خداوند پيش حجاب هفت مرتبه بپاشد. 18 و قدري از خون را بر شاخهاي مذبح كه به حضور خداوند در خيمة اجتماع است بگذارد، و همة خون را بر بنيان مذبح قرباني سوختني كه نزد در خيمة اجتماع است بريزد. 19 و همة پية آن را از آن برداشته، بر مذبح بسوزاند. 20 و با گوساله عمل نمايد چنانكه با گوسالة قرباني گناه عمل كرد، همچنان با اين بكند و كاهن براي ايشان كفاره كند، و آمرزيده خواهند شد. 21 و گوساله را بيرون لشكرگاه برده، آن را بسوزاند چنانكه گوسالة اول را سوزانيد. اين قرباني گناه جماعت است.
22 «و هرگاه رئيس گناه كند، و كاري را كه نبايد كرد از جميع نواهي يهوه خداي خود سهواً بكند و مجرم شود، 23 چون گناهي كه كرده است بر او معلوم شود، آنگاه بز نر بيعيب براي قرباني خود بياورد. 24 و دست خود را بر سر بز بنهد و آن را در جايي كه قرباني سوختني را ذبح كنند به حضور خداوند ذبح نمايد. اين قرباني گناه است. 25 و كاهن قدري از خون قرباني گناه را به انگشت خود گرفته، بر شاخهاي مذبح قرباني سوختني بگذارد، و خونش را بر بنيان مذبح سوختني بريزد. 26 و همة پيه آن را مثل پيه ذبيحة سلامتي بر مذبح بسوزاند، و كاهن براي او گناهش را كفاره خواهد كرد و آمرزيده خواهد شد.
27 «و هرگاه كسي از اهل زمين سهواً گناه ورزد و كاري را كه نبايد كرد از همة نواهي خداوند بكند و مجرم شود، 28 چون گناهي كه كرده است بر او معلوم شود، آنگاه براي قرباني خود بز مادة بيعيب بجهت گناهي كه كرده است بياورد. 29 و دست خود را بر سر قرباني گناه بنهد و قرباني گناه را در جاي قرباني سوختني ذبح نمايد. 30 و كاهن قدري از خونش را به انگشت خود گرفته، آن را بر شاخهاي مذبح قرباني سوختني بگذارد، و همة خونش را بر بنيان مذبح بريزد. 31 و همة پيه آن را جدا كند چنانكه پيه از ذبيحة سلامتي جدا ميشود، و كاهن آن را بر مذبح بسوزاند براي عطرخوشبو بجهت خداوند و كاهن براي او كفاره خواهد كرد و آمرزيده خواهد شد. 32 و اگر براي قرباني خود برهاي بجهت قرباني گناه بياورد آن را مادة بيعيب بياورد. 33 و دست خود را بر سر قرباني گناه بنهد و آن را براي قرباني گناه در جايي كه قرباني سوختني ذبح ميشود ذبح نمايد. 34 و كاهن قدري از خون قرباني گناه را به انگشت خود گرفته، بر شاخهاي مذبح قرباني سوختني بگذارد و همة خونش را بر بنيان مذبح بريزد. 35 و همة پيه آن را جدا كند، چنانكه پيه برة ذبيحة سلامتي جدا ميشود، و كاهن آن را بر مذبح بر هداياي آتشين خداوند بسوزاند، و كاهن براي او بجهت گناهي كه كرده است كفاره خواهد كرد و آمرزيده خواهد شد. ترجمه تفسیری خداوند به موسي فرمود تا 2 به قوم اسرائيل بگويد كه هر كه سهواً مرتكب گناهي شود و يكي از قوانين خداوند را زير پا گذارد، بايد طبق اين مقررات عمل كند:
3 اگر خطا از كاهن اعظم سر زده باشد و بدين ترتيب قوم را نيز گناهكار ساخته باشد، براي گناه خود بايد گوسالههاي سالم و بيعيب به خداوند تقديم كند. 4 گوساله را دم در خيمه عبادت بياورد، دستش را روي سر آن بگذارد و همانجا در حضور خداوند سرش را ببرد. 5 كاهن اعظم مقداري از خون گوساله رابه داخل خيمه عبادت ببرد، 6 انگشت خود را در خون فرو برد و در حضور خداوند آن را هفت بار جلو پرده قدسالاقداس بپاشد. 7 سپس در حضور خداوند قدري از خون را روي شاخهاي قربانگاه بخور كه داخل خيمه است، بمالد. باقيمانده خون را به پاي قربانگاه قرباني سوختني كه نزديك در خيمه عبادت است، بريـزد. 8 آنگاه تمـام پيـه داخل شكم، 9 قلوهها و چربي روي آنها، و سفيدي روي جگر را بردارد، 10 و آنها را روي قربانگاه قرباني سوختني بسوزاند، درست همانطور كه پيه گاو قرباني سلامتيرا ميسوزاند. 11و12 اما باقيمانده گوساله، يعني پوست، گوشت، كله، پاچه، دل و روده و سرگين را به مكان طاهري ببرد كه در خارج از اردوگاه براي ريختن خاكستر قربانگاه مقرر شده است و در آنجا آنها را روي هيزم بسوزاند.
13 اگر تمام قوم اسرائيل سهواً مرتكب گناهي شوند و يكي از قوانين خداوند را زير پا بگذارند، هر چند اين كار را ندانسته انجام داده باشند، مقصر محسوب ميشوند. 14 وقتي آنها به گناه خود پيبردند، بايد گوسالهاي براي كفاره گناه خود قرباني كنند. گوساله را به خيمه عبادت بياورند 15 و در آنجا بزرگان قوم در حضور خداوند دستهاي خود را روي سر حيوان بگذارند و آن را ذبح كنند. 16 آنگاه كاهن اعظم مقداري از خون گوساله را به داخل خيمه عبادت بياورد 17 و انگشت خود را در خون فرو برد و در حضور خداوند آن را هفت بار جلو پرده قدسالاقداس بپاشد. 18 بعد در حضور خداوند قدري از خون را بر شاخهاي قربانگاه بخور كه در خيمه عبادت است، بمالد و باقي مانده خون را به پاي قربانگاه قرباني سوختني كه نزديك در خيمه است، بريزد. 19 تمام پيـه بايد روي قربانگاه سوزانده شـود. 20 كاهن اعظم بايد از همان روش قرباني گناه پيروي كند. به اين طريق براي قوم خدا كفاره خواهد كرد و خطاي آنان بخشيده خواهد شد. 21 او گوساله قرباني شده را از اردوگاه بيرون ببرد و بسوزاند، همانطور كه گوساله قرباني گناه خود را ميسوزاند. اين قرباني گناه تمام قوم اسرائيل است.
22 اگر يكي از رهبران سهواً مرتكب گناهي شود و يكي از قوانين خداوند، خداي خود را زير پا گذارد، مقصر محسوب ميشود. 23 وقتي او به گناهش پيبرد، بايد يك بز نر سالم و بيعيب تقديم كند. 24 دست خود را روي سر بز بگذارد و در جايي كه قربانيهاي سوختني را سر ميبرند آن را ذبح كند و به خداوند تقديم نمايد. اين، قرباني گناه اوست. 25 بعد كاهن قدري از خون قرباني گناه را بگيرد و با انگشت خود روي شاخهاي قربانگاه قرباني سوختني بمالد و بقيه خون را به پاي قربانگاه بريزد. 26 تمام پيه بايد مثل پيهقرباني سلامتي، روي قربانگاه سوزانده شود. به اين ترتيب كاهن براي گناه رهبر كفاره خواهد كرد و او بخشيده خواهد شد.
27 اگر يك فرد عادي سهواً مرتكب گناهي شود و يكي از قوانين خداوند را زير پا گذارد، مقصر محسوب ميشود. 28 وقتي او به گناه خود پيبرد، بايد يك بز ماده سالم و بيعيب بياورد تا آن را براي گناهش قرباني كند. 29 بز را به مكاني بياورد كه قربانيهاي سوختني را سر ميبرند. در آنجا دست خود را روي سر حيوان بگذارد و آن را ذبح كند. 30 كاهن با انگشت خـود قـدري از خون را روي شاخهاي قربانگاه قرباني سوختني بمالد و بقيه خون را به پاي قربانگاه بريزد. 31 تمام پيه بايد مثل پيه قرباني سلامتي، روي قربانگاه سوزانده شود و اين مورد پسند خداوند خواهد بود. به اين ترتيب كاهن گناه آن شخص را كفاره خواهد كرد و او بخشيده خواهد شد.
32 اگر آن شخص بخواهد براي كفاره گناهش بره قرباني كند، بايد آن بره، ماده و بيعيب باشد. 33 او بايد دست خود را روي سر بره بگذارد و آن را در مكاني كه قربانيهاي سوختني را سر ميبرند، بعنوان قرباني گناه ذبح كند. 34 كاهن با انگشت خود قدري از خون را بر شاخهاي قربانگاه قرباني سوختني بمالد و بقيه خون را به پاي قربانگاه بريزد. 35 پيه آن مثل پيه بره قرباني سلامتي روي قربانگاه سوزانده شود. كاهن آن را مانند قربانيهايي كه بر آتش به خداوند تقديم ميشود، بسوزاند. به اين ترتيب كاهن گناه آن شخص را كفاره خواهد كرد و او بخشيده خواهد شد.
راهنما
بابهاي 1 - 5 . انواع هدايا
قربانيهاي سوختني: گاو نر، قوچ، بز، قمري، كبوتر؛ اينها به نشانة وقف كامل به خدا، تماماً سوزانده ميشدند.
قربانيهاي خوراكي: گندم، آرد يا نان بدون خمير مايه؛ يك مشت از آنها سوزانده ميشد و باقي به كاهنان داده ميشد.
قربانيهاي سلامتي: گاو، گوسفند يا بز؛ چربي آنها سوزانده ميشد، و باقي آن را كاهنان و هديه دهندگان ميخوردند.
قرباني گناه و قرباني جرم: قربانيهاي مختلف براي گناهان مختلف؛ چربي قرباني سوزانده ميشد و بقية آن در برخي موارد سوزانده ميشد و گاهي توسط كاهنان خورده ميشد. اگر كسي به ديگري خسارتي وارد كرده بود، ميبايست پيش از گذراندن قرباني، آن مقدار را به اضافة يك پنجم آن به او بازگرداند.
قرباني گناه
و خداوند موسي را خطاب كرده، گفت:2 «بنياسرائيل را خطاب كرده، بگو: اگر كسي سهواً گناه كند، در هر كدام از نواهي خداوند كه نبايد كرد، و به خلاف هريك از آنها عمل كند، 3 اگر كاهن كه مسح شده است گناهي ورزد و قوم را مجرم سازد، پس براي گناهي كه كرده است، گوسالهاي بيعيب از رمه براي قرباني گناه نزد خداوند بگذراند. 4 و گوساله را به در خيمة اجتماع به حضور خداوند بياورد، و دست خود را بر سر گوساله بنهد و گوساله را به حضور خداوند ذبح نمايد. 5 و كاهن مسح شده از خون گوساله گرفته، آن را به خيمة اجتماع درآورد. 6 و كاهن انگشت خود را در خون فرو برد، و به حضور خداوند پيش حجاب قدس قدري از خون را هفت مرتبه بپاشد. 7 و كاهن قدري از خون را بر شاخههاي مذبح بخور معطر كه در خيمة اجتماع است، به حضور خداوند بپاشد، وهمة خون گوساله را بر بنيان مذبح قرباني سوختني كه به در خيمة اجتماع است بريزد. 8 و تمامي پيه گوسالة قرباني گناه، يعني پيهي كه احشا را ميپوشاند و همة پيه را كه بر احشاست از آن بردارد. 9 و دو گُرده و پيهي كه بر آنهاست كه بر دو تهيگاه است و سفيدي را كه بر جگر است با گُردهها جدا كند. 10 چنانكه از گاو ذبيحة سلامتي برداشته ميشود و كاهن آنها را بر مذبح قرباني سوختني بسوزاند. 11 و پوست گوساله و تمامي گوشتش با سرش و پاچههايش و احشايش و سرگينش، 12 يعني تمامي گوساله را بيرون لشكرگاه در مكان پاك جايي كه خاكستر را ميريزند ببرد، و آن را بر هيزم به آتش بسوزاند. در جايي كه خاكستر را ميريزند سوخته شود.
13 «و هرگاه تمامي جماعت اسرائيل سهواً گناه كنند و آن امر از چشمان جماعت مخفي باشد، و كاري را كه نبايد كرد از جميع نواهي خداوند كرده، مجرم شده باشند، 14 چون گناهي كه كردند معلوم شود، آنگاه جماعت گوسالهاي از رمه براي قرباني گناه بگذرانند و آن را پيش خيمة اجتماع بياورند. 15 و مشايخ جماعت دستهاي خود را بر سر گوساله به حضور خداوند بنهند، و گوساله به حضور خداوند ذبح شود. 16 و كاهن مسح شده، قدري از خون گوساله را به خيمة اجتماع درآورد. 17 و كاهن انگشت خود را در خون فروبرد و آن را به حضور خداوند پيش حجاب هفت مرتبه بپاشد. 18 و قدري از خون را بر شاخهاي مذبح كه به حضور خداوند در خيمة اجتماع است بگذارد، و همة خون را بر بنيان مذبح قرباني سوختني كه نزد در خيمة اجتماع است بريزد. 19 و همة پية آن را از آن برداشته، بر مذبح بسوزاند. 20 و با گوساله عمل نمايد چنانكه با گوسالة قرباني گناه عمل كرد، همچنان با اين بكند و كاهن براي ايشان كفاره كند، و آمرزيده خواهند شد. 21 و گوساله را بيرون لشكرگاه برده، آن را بسوزاند چنانكه گوسالة اول را سوزانيد. اين قرباني گناه جماعت است.
22 «و هرگاه رئيس گناه كند، و كاري را كه نبايد كرد از جميع نواهي يهوه خداي خود سهواً بكند و مجرم شود، 23 چون گناهي كه كرده است بر او معلوم شود، آنگاه بز نر بيعيب براي قرباني خود بياورد. 24 و دست خود را بر سر بز بنهد و آن را در جايي كه قرباني سوختني را ذبح كنند به حضور خداوند ذبح نمايد. اين قرباني گناه است. 25 و كاهن قدري از خون قرباني گناه را به انگشت خود گرفته، بر شاخهاي مذبح قرباني سوختني بگذارد، و خونش را بر بنيان مذبح سوختني بريزد. 26 و همة پيه آن را مثل پيه ذبيحة سلامتي بر مذبح بسوزاند، و كاهن براي او گناهش را كفاره خواهد كرد و آمرزيده خواهد شد.
27 «و هرگاه كسي از اهل زمين سهواً گناه ورزد و كاري را كه نبايد كرد از همة نواهي خداوند بكند و مجرم شود، 28 چون گناهي كه كرده است بر او معلوم شود، آنگاه براي قرباني خود بز مادة بيعيب بجهت گناهي كه كرده است بياورد. 29 و دست خود را بر سر قرباني گناه بنهد و قرباني گناه را در جاي قرباني سوختني ذبح نمايد. 30 و كاهن قدري از خونش را به انگشت خود گرفته، آن را بر شاخهاي مذبح قرباني سوختني بگذارد، و همة خونش را بر بنيان مذبح بريزد. 31 و همة پيه آن را جدا كند چنانكه پيه از ذبيحة سلامتي جدا ميشود، و كاهن آن را بر مذبح بسوزاند براي عطرخوشبو بجهت خداوند و كاهن براي او كفاره خواهد كرد و آمرزيده خواهد شد. 32 و اگر براي قرباني خود برهاي بجهت قرباني گناه بياورد آن را مادة بيعيب بياورد. 33 و دست خود را بر سر قرباني گناه بنهد و آن را براي قرباني گناه در جايي كه قرباني سوختني ذبح ميشود ذبح نمايد. 34 و كاهن قدري از خون قرباني گناه را به انگشت خود گرفته، بر شاخهاي مذبح قرباني سوختني بگذارد و همة خونش را بر بنيان مذبح بريزد. 35 و همة پيه آن را جدا كند، چنانكه پيه برة ذبيحة سلامتي جدا ميشود، و كاهن آن را بر مذبح بر هداياي آتشين خداوند بسوزاند، و كاهن براي او بجهت گناهي كه كرده است كفاره خواهد كرد و آمرزيده خواهد شد. ترجمه تفسیری خداوند به موسي فرمود تا 2 به قوم اسرائيل بگويد كه هر كه سهواً مرتكب گناهي شود و يكي از قوانين خداوند را زير پا گذارد، بايد طبق اين مقررات عمل كند:
3 اگر خطا از كاهن اعظم سر زده باشد و بدين ترتيب قوم را نيز گناهكار ساخته باشد، براي گناه خود بايد گوسالههاي سالم و بيعيب به خداوند تقديم كند. 4 گوساله را دم در خيمه عبادت بياورد، دستش را روي سر آن بگذارد و همانجا در حضور خداوند سرش را ببرد. 5 كاهن اعظم مقداري از خون گوساله رابه داخل خيمه عبادت ببرد، 6 انگشت خود را در خون فرو برد و در حضور خداوند آن را هفت بار جلو پرده قدسالاقداس بپاشد. 7 سپس در حضور خداوند قدري از خون را روي شاخهاي قربانگاه بخور كه داخل خيمه است، بمالد. باقيمانده خون را به پاي قربانگاه قرباني سوختني كه نزديك در خيمه عبادت است، بريـزد. 8 آنگاه تمـام پيـه داخل شكم، 9 قلوهها و چربي روي آنها، و سفيدي روي جگر را بردارد، 10 و آنها را روي قربانگاه قرباني سوختني بسوزاند، درست همانطور كه پيه گاو قرباني سلامتيرا ميسوزاند. 11و12 اما باقيمانده گوساله، يعني پوست، گوشت، كله، پاچه، دل و روده و سرگين را به مكان طاهري ببرد كه در خارج از اردوگاه براي ريختن خاكستر قربانگاه مقرر شده است و در آنجا آنها را روي هيزم بسوزاند.
13 اگر تمام قوم اسرائيل سهواً مرتكب گناهي شوند و يكي از قوانين خداوند را زير پا بگذارند، هر چند اين كار را ندانسته انجام داده باشند، مقصر محسوب ميشوند. 14 وقتي آنها به گناه خود پيبردند، بايد گوسالهاي براي كفاره گناه خود قرباني كنند. گوساله را به خيمه عبادت بياورند 15 و در آنجا بزرگان قوم در حضور خداوند دستهاي خود را روي سر حيوان بگذارند و آن را ذبح كنند. 16 آنگاه كاهن اعظم مقداري از خون گوساله را به داخل خيمه عبادت بياورد 17 و انگشت خود را در خون فرو برد و در حضور خداوند آن را هفت بار جلو پرده قدسالاقداس بپاشد. 18 بعد در حضور خداوند قدري از خون را بر شاخهاي قربانگاه بخور كه در خيمه عبادت است، بمالد و باقي مانده خون را به پاي قربانگاه قرباني سوختني كه نزديك در خيمه است، بريزد. 19 تمام پيـه بايد روي قربانگاه سوزانده شـود. 20 كاهن اعظم بايد از همان روش قرباني گناه پيروي كند. به اين طريق براي قوم خدا كفاره خواهد كرد و خطاي آنان بخشيده خواهد شد. 21 او گوساله قرباني شده را از اردوگاه بيرون ببرد و بسوزاند، همانطور كه گوساله قرباني گناه خود را ميسوزاند. اين قرباني گناه تمام قوم اسرائيل است.
22 اگر يكي از رهبران سهواً مرتكب گناهي شود و يكي از قوانين خداوند، خداي خود را زير پا گذارد، مقصر محسوب ميشود. 23 وقتي او به گناهش پيبرد، بايد يك بز نر سالم و بيعيب تقديم كند. 24 دست خود را روي سر بز بگذارد و در جايي كه قربانيهاي سوختني را سر ميبرند آن را ذبح كند و به خداوند تقديم نمايد. اين، قرباني گناه اوست. 25 بعد كاهن قدري از خون قرباني گناه را بگيرد و با انگشت خود روي شاخهاي قربانگاه قرباني سوختني بمالد و بقيه خون را به پاي قربانگاه بريزد. 26 تمام پيه بايد مثل پيهقرباني سلامتي، روي قربانگاه سوزانده شود. به اين ترتيب كاهن براي گناه رهبر كفاره خواهد كرد و او بخشيده خواهد شد.
27 اگر يك فرد عادي سهواً مرتكب گناهي شود و يكي از قوانين خداوند را زير پا گذارد، مقصر محسوب ميشود. 28 وقتي او به گناه خود پيبرد، بايد يك بز ماده سالم و بيعيب بياورد تا آن را براي گناهش قرباني كند. 29 بز را به مكاني بياورد كه قربانيهاي سوختني را سر ميبرند. در آنجا دست خود را روي سر حيوان بگذارد و آن را ذبح كند. 30 كاهن با انگشت خـود قـدري از خون را روي شاخهاي قربانگاه قرباني سوختني بمالد و بقيه خون را به پاي قربانگاه بريزد. 31 تمام پيه بايد مثل پيه قرباني سلامتي، روي قربانگاه سوزانده شود و اين مورد پسند خداوند خواهد بود. به اين ترتيب كاهن گناه آن شخص را كفاره خواهد كرد و او بخشيده خواهد شد.
32 اگر آن شخص بخواهد براي كفاره گناهش بره قرباني كند، بايد آن بره، ماده و بيعيب باشد. 33 او بايد دست خود را روي سر بره بگذارد و آن را در مكاني كه قربانيهاي سوختني را سر ميبرند، بعنوان قرباني گناه ذبح كند. 34 كاهن با انگشت خود قدري از خون را بر شاخهاي قربانگاه قرباني سوختني بمالد و بقيه خون را به پاي قربانگاه بريزد. 35 پيه آن مثل پيه بره قرباني سلامتي روي قربانگاه سوزانده شود. كاهن آن را مانند قربانيهايي كه بر آتش به خداوند تقديم ميشود، بسوزاند. به اين ترتيب كاهن گناه آن شخص را كفاره خواهد كرد و او بخشيده خواهد شد.
راهنما
بابهاي 1 - 5 . انواع هدايا
قربانيهاي سوختني: گاو نر، قوچ، بز، قمري، كبوتر؛ اينها به نشانة وقف كامل به خدا، تماماً سوزانده ميشدند.
قربانيهاي خوراكي: گندم، آرد يا نان بدون خمير مايه؛ يك مشت از آنها سوزانده ميشد و باقي به كاهنان داده ميشد.
قربانيهاي سلامتي: گاو، گوسفند يا بز؛ چربي آنها سوزانده ميشد، و باقي آن را كاهنان و هديه دهندگان ميخوردند.
قرباني گناه و قرباني جرم: قربانيهاي مختلف براي گناهان مختلف؛ چربي قرباني سوزانده ميشد و بقية آن در برخي موارد سوزانده ميشد و گاهي توسط كاهنان خورده ميشد. اگر كسي به ديگري خسارتي وارد كرده بود، ميبايست پيش از گذراندن قرباني، آن مقدار را به اضافة يك پنجم آن به او بازگرداند.
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]

-
- پست: 5234
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1747 بار
- سپاسهای دریافتی: 4179 بار
- تماس:
5 موارد قربانی گناه؛ قربانی جبران
«و اگر كسي گناه ورزد و آواز قسم را بشنود و او شاهد باشد خواه ديده و خواه دانسته، اگر اطلاع ندهد گناهْ او را متحمل خواهد بود. 2 يا كسي كه هر چيز نجس را لمس كند، خواه لاشِ وحشِ نجس، خواه لاشِ بهيمة نجس، خواه لاشِ حشرات نجس، و از او مخفي باشد، پس نجس و مجرم ميباشد. 3 يا اگر نجاست آدمي را لمس كند، از هر نجاست او كه به آن نجس ميشود، و از وي مخفي باشد، چون معلوم شد آنگاه مجرم خواهد بود. 4 و اگر كسي غفلتاً به لبهاي خود قسم خورَد براي كردن كار بد يا كار نيك، يعني در هر چيزي كه آدمي غفلتاً قسم خورَد، و از او مخفي باشد، چون بر او معلوم شود آنگاه در هر كدام كه باشد مجرم خواهد بود. 5 و چون در هر كدام از اينها مجرم شد، آنگاه به آن چيزي كه در آن گناه كرده است اعتراف بنمايد6 و قرباني جرم خود را براي گناهي كه كرده است نزد خداوند بياورد، يعني مادهاي از گله برهاي يا بزي بجهت قرباني گناه، و كاهن براي وي گناهش را كفاره خواهد كرد. 7 و اگر دست او به قيمت بره نرسد، پس قرباني جرم خود را براي گناهي كه كرده است دو فاخته يا دو جوجة كبوتر نزد خداوند بياورد، يكي براي قرباني گناه و ديگري براي قرباني سوختني. 8 و آنها را نزد كاهن بياورد، و او آن را كه براي قرباني گناه است، اول بگذراند و سرش را از گردنش بكند و آن را دو پاره نكند، 9 و قدري از خون قرباني گناه را بر پهلوي مذبح بپاشد، و باقي خون بر بنيان مذبح افشرده شود. اين قرباني گناه است. 10 و ديگري را براي قرباني سوختني موافق قانون بگذراند، و كاهن براي وي گناهش را كه كرده است كفاره خواهد كرد و آمرزيده خواهدشد. 11 و اگر دستش به دو فاخته يا دو جوجة كبوتر نرسد، آنگاه قرباني خود را براي گناهي كه كرده است، ده يك ايفة آرد نرم بجهت قرباني گناه بياورد، و روغن برآن ننهد و كندر برآن نگذارد زيرا قرباني گناه است. 12 و آن را نزد كاهن بياورد و كاهن يك مشت از آن را براي يادگاري گرفته، بر هداياي آتشين خداوند بر مذبح بسوزاند. اين قرباني گناه است. 13 و كاهن براي وي گناهش را كه در هركدام از اينها كرده است كفاره خواهد كرد، و آمرزيده خواهد شد، و مثل هدية آردي از آن كاهن خواهد بود.»
قرباني جرم
14 و خداوند موسي را خطاب كرده، گفت: 15 «اگر كسي خيانت ورزد، و دربارة چيزهايمقدس خداوند سهواً گناه كند، آنگاه قرباني جرم خود را قوچي بيعيب از گله نزد خداوند موافقِ برآوُرد و به مثقالهاي نقره مطابق مثقال قدس بياوَرَد، و اين قرباني جرم است. 16 و به عوض نقصاني كه در چيز مقدس رسانيده است، عوض بدهد و پنـج يك بر آن اضافـه كـرده، آن را به كاهـن بدهد و كاهن براي وي به قوچ قرباني جرم كفاره خواهد كرد، و آمرزيده خواهد شد. 17 و اگر كسي گناه كند و كاري از جميع نواهيِ خداوند كه نبايد كرد بكند، و آن را نداند، پس مجرم است و متحمل گناه خود خواهد بود. 18 و قوچي بيعيب از گله موافقِ برآوُرد و نزد كاهن بياورد، و كاهن براي وي غفلت او را كه كرده است كفاره خواهد كرد، و آمرزيده خواهد شد. 19 اين قرباني جرم است البته نزد خداوند مجرم ميباشد.» ترجمه تفسیری هرگاه كسي از وقوع جرمي اطلاع داشته باشد ولي در مورد آنچه كه ديده يا شنيده در دادگاه شهادت ندهد، مجرم است.
2 هرگاه كسي لاشه حيوان حرام گوشتي را لمس كند، حتي اگر ندانسته اين كار را كرده باشد، نجس و مجرم است.
3 هرگاه كسي نجاست انسان را لمس كند، حتي اگر ندانسته اين كار را كرده باشد، وقتي متوجه شد چه كرده است، مجرم ميباشد.
4 اگر كسي نسنجيده قولي دهد و قسم بخورد كه آن را بجاآورد ولي بعد پيببرد كه قول بيجايي داده است، مجرم ميباشد.
5 در هر يك از اين موارد، شخص بايد به گناهش اعتراف كند 6 و براي قرباني گناه خود يك بره يا بز ماده نزد خداوند بياورد تا كاهن برايش كفاره كند.
7 اگر شخص مجرم تنگدست باشد و نتواند برهاي بياورد، ميتواند دو قمري يا دو جوجه كبوتر براي كفاره گناه خود به خداوند تقديم كند، يكي براي قرباني گناه و ديگري براي قرباني سوختني. 8 كاهن پرندهاي را كه براي قرباني گناه آورده شده، بگيرد و سرش را ببرد، ولي طوري كه از تنش جدا نشود. 9 سپس قدري از خون آن را بر پهلوي قربانگاه بپاشد و بقيه را به پـاي قربانگاه بريزد. ايـن، قرباني گناه است. 10 پرنده دوم را بعنوان قرباني سوختني طبق دستورالعملي كه قبلا داده شده است قرباني كند. به اين ترتيب كاهن براي گناه او كفاره خواهد كرد و گناه او بخشيده خواهد شد.
11 اگر او فقيرتر از آنست كه بتواند دو قمري يا دو جوجه كبوتر براي كفاره گناه خود قرباني كند، ميتواند يك كيلو آرد مرغوب بياورد. ولي نبايد آن را با روغن زيتون مخلوط كند يا كندر بر آن بگذارد، زيرا اين، قرباني گناه است. 12 آرد را پيش كاهن بياورد تا كاهن مشتي از آن را بعنوان نمونه بردارد و روي قربانگاه بسوزاند، درست مثل قربانيهايي كه بر آتش به خداوند تقديم ميشود. اين، قرباني گناه اوست. 13 به اين ترتيب كاهن براي گناه او در هر يك از اين موارد، كفاره خواهد كرد و او بخشيده خواهد شد. در اين قرباني نيز مثل هديه آردي، بقيه آرد به كاهن تعلق ميگيرد.
قرباني جبران
14 خداوند اين دستورات را به موسي داد: 15 هرگاه كسي در دادن هديهاي كه در نظر خداوند مقدس است سهواً قصور ورزد، بايد يك قوچ سالم و بيعيب براي قرباني جبران به خداوند تقديم نمايد.قوچي كه براي قرباني جبران اهدا ميشود بايد مطابق معيار رسمي، ارزيابي شود. 16 او بايد علاوه بر باز پرداخت هديه، يك پنجم ارزش آن را نيز به آن افزوده، همه را به كاهن بدهد. كاهن با آن قوچ قرباني جبران، برايش كفاره خواهد كرد و او بخشيده خواهد شد.
17و18 اگر كسي مرتكب گناهي شده، يكي از قوانين خداوند را زير پا بگذارد، ولي نداند كه چنين كاري از او سرزده است، باز مجرم است و براي قرباني جبران بايد يك قوچ سالم و بيعيب نزد كاهن بياورد. قيمت قوچ بايد مطابق قيمت تعيين شده باشد. كاهن با اين قربانـي براي او كفـاره كند تا گناهـش بخشيده شـود. 19 اين قرباني جبران است براي جرمي كه او نسبت به خداوند مرتكب شده است.
راهنما
بابهاي 1 - 5 . انواع هدايا
قربانيهاي سوختني: گاو نر، قوچ، بز، قمري، كبوتر؛ اينها به نشانة وقف كامل به خدا، تماماً سوزانده ميشدند.
قربانيهاي خوراكي: گندم، آرد يا نان بدون خمير مايه؛ يك مشت از آنها سوزانده ميشد و باقي به كاهنان داده ميشد.
قربانيهاي سلامتي: گاو، گوسفند يا بز؛ چربي آنها سوزانده ميشد، و باقي آن را كاهنان و هديه دهندگان ميخوردند.
قرباني گناه و قرباني جرم: قربانيهاي مختلف براي گناهان مختلف؛ چربي قرباني سوزانده ميشد و بقية آن در برخي موارد سوزانده ميشد و گاهي توسط كاهنان خورده ميشد. اگر كسي به ديگري خسارتي وارد كرده بود، ميبايست پيش از گذراندن قرباني، آن مقدار را به اضافة يك پنجم آن به او بازگرداند.
«و اگر كسي گناه ورزد و آواز قسم را بشنود و او شاهد باشد خواه ديده و خواه دانسته، اگر اطلاع ندهد گناهْ او را متحمل خواهد بود. 2 يا كسي كه هر چيز نجس را لمس كند، خواه لاشِ وحشِ نجس، خواه لاشِ بهيمة نجس، خواه لاشِ حشرات نجس، و از او مخفي باشد، پس نجس و مجرم ميباشد. 3 يا اگر نجاست آدمي را لمس كند، از هر نجاست او كه به آن نجس ميشود، و از وي مخفي باشد، چون معلوم شد آنگاه مجرم خواهد بود. 4 و اگر كسي غفلتاً به لبهاي خود قسم خورَد براي كردن كار بد يا كار نيك، يعني در هر چيزي كه آدمي غفلتاً قسم خورَد، و از او مخفي باشد، چون بر او معلوم شود آنگاه در هر كدام كه باشد مجرم خواهد بود. 5 و چون در هر كدام از اينها مجرم شد، آنگاه به آن چيزي كه در آن گناه كرده است اعتراف بنمايد6 و قرباني جرم خود را براي گناهي كه كرده است نزد خداوند بياورد، يعني مادهاي از گله برهاي يا بزي بجهت قرباني گناه، و كاهن براي وي گناهش را كفاره خواهد كرد. 7 و اگر دست او به قيمت بره نرسد، پس قرباني جرم خود را براي گناهي كه كرده است دو فاخته يا دو جوجة كبوتر نزد خداوند بياورد، يكي براي قرباني گناه و ديگري براي قرباني سوختني. 8 و آنها را نزد كاهن بياورد، و او آن را كه براي قرباني گناه است، اول بگذراند و سرش را از گردنش بكند و آن را دو پاره نكند، 9 و قدري از خون قرباني گناه را بر پهلوي مذبح بپاشد، و باقي خون بر بنيان مذبح افشرده شود. اين قرباني گناه است. 10 و ديگري را براي قرباني سوختني موافق قانون بگذراند، و كاهن براي وي گناهش را كه كرده است كفاره خواهد كرد و آمرزيده خواهدشد. 11 و اگر دستش به دو فاخته يا دو جوجة كبوتر نرسد، آنگاه قرباني خود را براي گناهي كه كرده است، ده يك ايفة آرد نرم بجهت قرباني گناه بياورد، و روغن برآن ننهد و كندر برآن نگذارد زيرا قرباني گناه است. 12 و آن را نزد كاهن بياورد و كاهن يك مشت از آن را براي يادگاري گرفته، بر هداياي آتشين خداوند بر مذبح بسوزاند. اين قرباني گناه است. 13 و كاهن براي وي گناهش را كه در هركدام از اينها كرده است كفاره خواهد كرد، و آمرزيده خواهد شد، و مثل هدية آردي از آن كاهن خواهد بود.»
قرباني جرم
14 و خداوند موسي را خطاب كرده، گفت: 15 «اگر كسي خيانت ورزد، و دربارة چيزهايمقدس خداوند سهواً گناه كند، آنگاه قرباني جرم خود را قوچي بيعيب از گله نزد خداوند موافقِ برآوُرد و به مثقالهاي نقره مطابق مثقال قدس بياوَرَد، و اين قرباني جرم است. 16 و به عوض نقصاني كه در چيز مقدس رسانيده است، عوض بدهد و پنـج يك بر آن اضافـه كـرده، آن را به كاهـن بدهد و كاهن براي وي به قوچ قرباني جرم كفاره خواهد كرد، و آمرزيده خواهد شد. 17 و اگر كسي گناه كند و كاري از جميع نواهيِ خداوند كه نبايد كرد بكند، و آن را نداند، پس مجرم است و متحمل گناه خود خواهد بود. 18 و قوچي بيعيب از گله موافقِ برآوُرد و نزد كاهن بياورد، و كاهن براي وي غفلت او را كه كرده است كفاره خواهد كرد، و آمرزيده خواهد شد. 19 اين قرباني جرم است البته نزد خداوند مجرم ميباشد.» ترجمه تفسیری هرگاه كسي از وقوع جرمي اطلاع داشته باشد ولي در مورد آنچه كه ديده يا شنيده در دادگاه شهادت ندهد، مجرم است.
2 هرگاه كسي لاشه حيوان حرام گوشتي را لمس كند، حتي اگر ندانسته اين كار را كرده باشد، نجس و مجرم است.
3 هرگاه كسي نجاست انسان را لمس كند، حتي اگر ندانسته اين كار را كرده باشد، وقتي متوجه شد چه كرده است، مجرم ميباشد.
4 اگر كسي نسنجيده قولي دهد و قسم بخورد كه آن را بجاآورد ولي بعد پيببرد كه قول بيجايي داده است، مجرم ميباشد.
5 در هر يك از اين موارد، شخص بايد به گناهش اعتراف كند 6 و براي قرباني گناه خود يك بره يا بز ماده نزد خداوند بياورد تا كاهن برايش كفاره كند.
7 اگر شخص مجرم تنگدست باشد و نتواند برهاي بياورد، ميتواند دو قمري يا دو جوجه كبوتر براي كفاره گناه خود به خداوند تقديم كند، يكي براي قرباني گناه و ديگري براي قرباني سوختني. 8 كاهن پرندهاي را كه براي قرباني گناه آورده شده، بگيرد و سرش را ببرد، ولي طوري كه از تنش جدا نشود. 9 سپس قدري از خون آن را بر پهلوي قربانگاه بپاشد و بقيه را به پـاي قربانگاه بريزد. ايـن، قرباني گناه است. 10 پرنده دوم را بعنوان قرباني سوختني طبق دستورالعملي كه قبلا داده شده است قرباني كند. به اين ترتيب كاهن براي گناه او كفاره خواهد كرد و گناه او بخشيده خواهد شد.
11 اگر او فقيرتر از آنست كه بتواند دو قمري يا دو جوجه كبوتر براي كفاره گناه خود قرباني كند، ميتواند يك كيلو آرد مرغوب بياورد. ولي نبايد آن را با روغن زيتون مخلوط كند يا كندر بر آن بگذارد، زيرا اين، قرباني گناه است. 12 آرد را پيش كاهن بياورد تا كاهن مشتي از آن را بعنوان نمونه بردارد و روي قربانگاه بسوزاند، درست مثل قربانيهايي كه بر آتش به خداوند تقديم ميشود. اين، قرباني گناه اوست. 13 به اين ترتيب كاهن براي گناه او در هر يك از اين موارد، كفاره خواهد كرد و او بخشيده خواهد شد. در اين قرباني نيز مثل هديه آردي، بقيه آرد به كاهن تعلق ميگيرد.
قرباني جبران
14 خداوند اين دستورات را به موسي داد: 15 هرگاه كسي در دادن هديهاي كه در نظر خداوند مقدس است سهواً قصور ورزد، بايد يك قوچ سالم و بيعيب براي قرباني جبران به خداوند تقديم نمايد.قوچي كه براي قرباني جبران اهدا ميشود بايد مطابق معيار رسمي، ارزيابي شود. 16 او بايد علاوه بر باز پرداخت هديه، يك پنجم ارزش آن را نيز به آن افزوده، همه را به كاهن بدهد. كاهن با آن قوچ قرباني جبران، برايش كفاره خواهد كرد و او بخشيده خواهد شد.
17و18 اگر كسي مرتكب گناهي شده، يكي از قوانين خداوند را زير پا بگذارد، ولي نداند كه چنين كاري از او سرزده است، باز مجرم است و براي قرباني جبران بايد يك قوچ سالم و بيعيب نزد كاهن بياورد. قيمت قوچ بايد مطابق قيمت تعيين شده باشد. كاهن با اين قربانـي براي او كفـاره كند تا گناهـش بخشيده شـود. 19 اين قرباني جبران است براي جرمي كه او نسبت به خداوند مرتكب شده است.
راهنما
بابهاي 1 - 5 . انواع هدايا
قربانيهاي سوختني: گاو نر، قوچ، بز، قمري، كبوتر؛ اينها به نشانة وقف كامل به خدا، تماماً سوزانده ميشدند.
قربانيهاي خوراكي: گندم، آرد يا نان بدون خمير مايه؛ يك مشت از آنها سوزانده ميشد و باقي به كاهنان داده ميشد.
قربانيهاي سلامتي: گاو، گوسفند يا بز؛ چربي آنها سوزانده ميشد، و باقي آن را كاهنان و هديه دهندگان ميخوردند.
قرباني گناه و قرباني جرم: قربانيهاي مختلف براي گناهان مختلف؛ چربي قرباني سوزانده ميشد و بقية آن در برخي موارد سوزانده ميشد و گاهي توسط كاهنان خورده ميشد. اگر كسي به ديگري خسارتي وارد كرده بود، ميبايست پيش از گذراندن قرباني، آن مقدار را به اضافة يك پنجم آن به او بازگرداند.
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]

-
- پست: 5234
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1747 بار
- سپاسهای دریافتی: 4179 بار
- تماس:
و خداوند موسي را خطاب كرده، گفت:2 «اگر كسي گناه كند، و خيانت به خداوند ورزد، و به همسايه خود دروغ گويد، دربارة امانت يا رهن يا چيز دزديده شده، يا مال همسايه خود را غصب نمايد، 3 يا چيز گمشده را يافته، درباره آن دروغ گويد، و قسم دروغ بخورد، در هر كدام از كارهايي كه شخصي در آنها گناه كند. 4 پس چون گناه ورزيده، مجرم شود، آنچه را كه دزديده يا آنچه را غصب نموده يا آنچه نزد او به امانت سپرده شده يا آن چيز گم شده را كه يافته است، رد بنمايد. 5 يا هر آنچه را كه درباره آن قسم دروغ خورده، هم اصل مال را رد بنمايد، و هم پنج يك آن را برآن اضافه كرده، آن را به مالكش بدهد، در روزي كه جرم او ثابت شدهباشد. 6 و قرباني جرم خود را نزد خداوند بياورد، يعني قوچ بيعيب از گله موافق برآورد تو براي قرباني جرم نزد كاهن. 7 و كاهن براي وي به حضور خداوند كفاره خواهد كرد و آمرزيده خواهد شد، از هر كاري كه كرده، و در آن مجرم شده است.»
قانون قرباني سوختني
8 و خداوند موسي را خطاب كرده، گفت: 9 «هارون و پسرانش را امر فرموده، بگو: اين است قانون قرباني سوختني: كه قرباني سوختني تمامي شب تا صبح بر آتشدان مذبح باشد، و آتش مذبح بر آن افروخته بماند. 10 و كاهن لباس كتان خود را بپوشد، و زيرجامه كتان بر بدن خود بپوشد، و خاكستر قرباني سوختني را كه بر مذبح به آتش سوخته شده، بردارد و آن را به يك طرف مذبح بگذارد. 11 و لباس خود را بيرون كرده، لباس ديگر بپوشد، و خاكستر را بيرون لشكرگاه به جاي پاك ببرد. 12 و آتشي كه بر مذبح است افروخته باشد، و خاموش نشود و هر بامداد كاهن هيزم بر آن بسوزاند، و قرباني سوختني را بر آن مرتب سازد، و پيه ذبيحه سلامتي را بر آن بسوزاند، 13 و آتش بر مذبح پيوسته افروخته باشد، و خاموش نشود.
قانون هديه آردي
14 «و اين است قانون هديه آردي: پسران هارون آن را به حضور خداوند بر مذبح بگذرانند. 15 و از آن يك مشت از آرد نرم هدية آردي و از روغنش با تمامي كندر كه بر هدية آردي است بردارد، و بر مذبح بسوزاند، براي عطر خوشبو و يادگاري آن نزد خداوند . 16 و باقي آن را هارون وپسرانش بخورند. بيخميرمايه در مكان قدس خورده شود، در صحن خيمه اجتماع آن را بخورند. 17 با خميرمايه پخته نشود، آن را از هداياي آتشين براي قسمت ايشان دادهام، اين قدساقداس است مثل قرباني گناه و مثل قرباني جرم. 18 جميع ذكوران از پسران هارون آن را بخورند. اين فريضة ابدي در نسلهاي شما از هداياي آتشين خداوند است، هر كه آنها را لمس كند مقدس خواهد بود.»
19 و خداوند موسي را خطاب كرده، گفت: 20 «اين است قرباني هارون و پسرانش كه در روز مسح كردن او نزد خداوند بگذرانند، ده يك ايفة آرد نرم براي هدية آردي دائمي، نصفش در صبح و نصفش در شام، 21 و بر ساج با روغن ساخته شود و چون آميخته شد آن را بياور و آن را به پارههاي برشته شده براي هديه آردي بجهت عطر خوشبو نزد خداوند بگذران. 22 و كاهن مسح شده كه از پسرانش در جاي او خواهد بود آن را بگذراند. اين است فريضه ابدي كه تمامش نزد خداوند سوخته شود. 23 و هر هديه آردي كاهن تماماً سوخته شود و خورده نشود.»
قانون قرباني گناه
24 و خداوند موسي را خطاب كرده، گفت: 25 «هارون و پسرانش را خطاب كرده، بگو: اين است قانون قرباني گناه، در جايي كه قرباني سوختني ذبح ميشود، قرباني گناه نيز به حضور خداوند ذبح شود. اين قدساقداس است. 26 و كاهني كه آن را براي گناه ميگذراند آن را بخورد، در مكان مقدّس، در صحن خيمه اجتماع خورده شود. 27 هر كه گوشتش را لمس كند مقدّس شود، و اگر خونش بر جامهاي پاشيده شود آنچه را كهبر آن پاشيده شده است در مكان مقدّس بشوي. 28 و ظرف سفالين كه در آن پخته شود شكسته شود و اگر در ظرف مسين پخته شود زدوده، و به آب شسته شود. 29 و هر ذكوري از كاهنان آن را بخورد، اين قدساقداس است. 30 و هيچ قرباني گناه كه از خون آن به خيمه اجتماع درآورده شود تا در قدس كفاره نمايد خورده نشود، به آتش سوخته شود. ترجمه تفسیری خداوند اين دستورات را به موسي داد: هرگاه كسي نسبت به من گناه كرده، از پس دادن چيزي كه پيش او گرو گذاشته شده خودداري نمايد يا در امانت خيانت ورزد، يا دزدي كند يا مال همسايهاش را غصب نمايد، و يا اينكه درباره چيز گمشدهاي كه پيدا كرده است دروغ بگويد و قسم بخورد كه پيش او نيست، 4و5 روزي كه جرم او ثابت شود بايد اصل مال را پس دهد و يك پنجم ارزش آن را نيز به آن افزوده، به صاحب مال بپردازد. 6 او بايد قرباني جبران را كه يك قوچ سالم و بيعيب است نزد كاهن به خيمه عبادت بياورد و به خداوند تقديم كند. قوچ بايد مطابق معيار رسمي، ارزيابي شود. 7 كاهن با اين قرباني براي او در حضور خداوند كفاره خواهد كرد و گناه او بخشيده خواهد شد.
مقررات قرباني سوختني
8و9 آنگاه خداوند به موسي فرمود كه در مورد قرباني سوختني اين مقررات را به هارون و پسرانش بدهد: قرباني سوختني بايد تمام شب بر قربانگاه باشد و آتش قربانگاه خاموش نشود. 10 صبح روز بعد، كاهن لباس زير و لباس كتاني خود را بپوشد و خاكستر قرباني سوختني را برداشته، كنار قربانگاه بگذارد. 11 سپس لباسش را عوض كند و خاكستر را بيروناردوگاه ببرد و در مكان طاهري كه براي اين كار مقرر شده است، بريزد. 12و13 كاهن هر روز صبح هيزم تازه بر آن بنهد و قرباني سوختني روزانه را روي آن بگذارد و پيه قرباني سلامتي را بر آن بسوزاند. آتش قربانگاه بايد هميشه روشن بماند و خاموش نشود.
مقررات هديه آردي
14 مقررات مربوط به هديه آردي از اين قرار است: كاهن براي تقديم هديه آردي به خداوند جلو قربانگاه بايستد، 15 سپس مشتي از آرد مرغوب آغشته به روغن زيتون را با كندري كه بر آن است بردارد و بعنوان نمونه براي خداوند روي قربانگاه بسوزاند. اين هديه مورد پسند خداوند خواهد بود. 16و17 بقيه آرد، متعلق به كاهنان ميباشد تا از آن براي خوراك خود استفاده كنند. اين آرد بايد بدون خميرمايه پخته شود و در حياط عبادتگاه كه مكان مقدسي است خورده شود. اين قسمت از هديه آردي را كه بر آتش به خداوند تقديم ميشود، خداوند به كاهنان داده است. مانند قرباني گناه و قرباني جبران، اين قسمت از هديه آردي نيز بسيار مقدس ميباشد. 18 پسران هارون نسل اندر نسل ميتوانند اين قسمت از هديه را بخورند. اين هديه كه بر آتش به خداوند تقديم ميشود، هميشه سهم كاهنان خواهد بود و كس ديگري حق ندارد به آن دست بزند.
19و20 خداوند همچنين اين دستورات را به موسي داد: هارون و هر كدام از پسرانش در روزي كه براي مقام كاهني انتصاب ميشوند بايد يك كيلو آرد مرغوب، به اندازه هديه آردي روزانه به حضور خداوند بياورند ونصف آن را در صبح و نصف ديگر را در عصر به خداوند تقديم كنند. 21 اين هديه بايد روي ساج با روغن زيتون پخته شود سپس تكهتكه شده، بعنوان هديه آردي به خداوند تقديم گردد.اين هديه مورد پسند خداوند خواهد بود. 22و23 هر كاهني كه بجاي پدر خود، كاهن اعظم ميشود بايد در روز انتصاب خود همين هديه را تقديم كند. اين فريضهاي ابدي است. اين هديه بايد تماماً در حضور خداوند سوزانده شود و چيزي از آن خورده نشود.
مقررات قرباني گناه
24و25 خداوند به موسي فرمود كه در مورد قرباني گناه اين مقررات را به هارون و پسرانش بدهد: اين قرباني بسيار مقدس است و بايد در حضور خداوند در جايي ذبح شود كه قربانيهاي سوختني را سر ميبرند. 26 كاهني كه قرباني را تقديم ميكند، گوشت آن را در حياط عبادتگاه كه جاي مقدسي است، بخورد. 27 فقط كساني كه تقديس شدهاند، يعني كاهنان، اجازه دارند به اين گوشت دست بزنند. اگر خون آن قرباني به لباس ايشان بپاشد بايد لباس خود را در مكاني مقدس بشويند. 28 ظرف سفاليني كه گوشت در آن پخته ميشود بايد شكسته شود. اگر گوشت در يك ظرف مسي پخته شده باشد بايد آن ظرف را كاملاً تميز كنند و با آب بشويند. 29 اولاد ذكور كاهنان ميتوانند از اين گوشت بخورند. اين قرباني بسيار مقدس است. 30 اما در مواردي كه خون قرباني گناه براي كفاره در قدس به داخل خيمه عبادت برده ميشود، گوشت قرباني را نبايد خورد بلكه بايد تماماً سوزاند.
راهنما
بابهاي 6 و 7 . قوانين ديگر مربوط به قربانيها
علاوه بر قربانيهاي ياد شده، هداياي ديگري نيز وجود داشت كه عبارت بودند از: هداياي نوشيدني، هداياي افراشتني، و هداياي جنباندني.
نحوة تقديم قرباني: حيوان به خيمه برده ميشد. هديهدهنده دستهاي خود را بر آن مينهاد و به اين وسيله آن را نمايندة خود ميكرد. سپس حيوان ذبح ميشد. خون آن بر مذبح پاشيده ميشد. سپس اعضاي مشخص شدة آن سوزانده ميشد.
زمان تقديم قربانيها: قربانيهاي سوختني روزانه، قربانيهاي اول هر ماه، قربانيهاي عيدهاي فصح، پنطيكاست و خيمهها، قربانيهاي روز كفاره، و انواع قربانيهاي مخصوص.
قانون قرباني سوختني
8 و خداوند موسي را خطاب كرده، گفت: 9 «هارون و پسرانش را امر فرموده، بگو: اين است قانون قرباني سوختني: كه قرباني سوختني تمامي شب تا صبح بر آتشدان مذبح باشد، و آتش مذبح بر آن افروخته بماند. 10 و كاهن لباس كتان خود را بپوشد، و زيرجامه كتان بر بدن خود بپوشد، و خاكستر قرباني سوختني را كه بر مذبح به آتش سوخته شده، بردارد و آن را به يك طرف مذبح بگذارد. 11 و لباس خود را بيرون كرده، لباس ديگر بپوشد، و خاكستر را بيرون لشكرگاه به جاي پاك ببرد. 12 و آتشي كه بر مذبح است افروخته باشد، و خاموش نشود و هر بامداد كاهن هيزم بر آن بسوزاند، و قرباني سوختني را بر آن مرتب سازد، و پيه ذبيحه سلامتي را بر آن بسوزاند، 13 و آتش بر مذبح پيوسته افروخته باشد، و خاموش نشود.
قانون هديه آردي
14 «و اين است قانون هديه آردي: پسران هارون آن را به حضور خداوند بر مذبح بگذرانند. 15 و از آن يك مشت از آرد نرم هدية آردي و از روغنش با تمامي كندر كه بر هدية آردي است بردارد، و بر مذبح بسوزاند، براي عطر خوشبو و يادگاري آن نزد خداوند . 16 و باقي آن را هارون وپسرانش بخورند. بيخميرمايه در مكان قدس خورده شود، در صحن خيمه اجتماع آن را بخورند. 17 با خميرمايه پخته نشود، آن را از هداياي آتشين براي قسمت ايشان دادهام، اين قدساقداس است مثل قرباني گناه و مثل قرباني جرم. 18 جميع ذكوران از پسران هارون آن را بخورند. اين فريضة ابدي در نسلهاي شما از هداياي آتشين خداوند است، هر كه آنها را لمس كند مقدس خواهد بود.»
19 و خداوند موسي را خطاب كرده، گفت: 20 «اين است قرباني هارون و پسرانش كه در روز مسح كردن او نزد خداوند بگذرانند، ده يك ايفة آرد نرم براي هدية آردي دائمي، نصفش در صبح و نصفش در شام، 21 و بر ساج با روغن ساخته شود و چون آميخته شد آن را بياور و آن را به پارههاي برشته شده براي هديه آردي بجهت عطر خوشبو نزد خداوند بگذران. 22 و كاهن مسح شده كه از پسرانش در جاي او خواهد بود آن را بگذراند. اين است فريضه ابدي كه تمامش نزد خداوند سوخته شود. 23 و هر هديه آردي كاهن تماماً سوخته شود و خورده نشود.»
قانون قرباني گناه
24 و خداوند موسي را خطاب كرده، گفت: 25 «هارون و پسرانش را خطاب كرده، بگو: اين است قانون قرباني گناه، در جايي كه قرباني سوختني ذبح ميشود، قرباني گناه نيز به حضور خداوند ذبح شود. اين قدساقداس است. 26 و كاهني كه آن را براي گناه ميگذراند آن را بخورد، در مكان مقدّس، در صحن خيمه اجتماع خورده شود. 27 هر كه گوشتش را لمس كند مقدّس شود، و اگر خونش بر جامهاي پاشيده شود آنچه را كهبر آن پاشيده شده است در مكان مقدّس بشوي. 28 و ظرف سفالين كه در آن پخته شود شكسته شود و اگر در ظرف مسين پخته شود زدوده، و به آب شسته شود. 29 و هر ذكوري از كاهنان آن را بخورد، اين قدساقداس است. 30 و هيچ قرباني گناه كه از خون آن به خيمه اجتماع درآورده شود تا در قدس كفاره نمايد خورده نشود، به آتش سوخته شود. ترجمه تفسیری خداوند اين دستورات را به موسي داد: هرگاه كسي نسبت به من گناه كرده، از پس دادن چيزي كه پيش او گرو گذاشته شده خودداري نمايد يا در امانت خيانت ورزد، يا دزدي كند يا مال همسايهاش را غصب نمايد، و يا اينكه درباره چيز گمشدهاي كه پيدا كرده است دروغ بگويد و قسم بخورد كه پيش او نيست، 4و5 روزي كه جرم او ثابت شود بايد اصل مال را پس دهد و يك پنجم ارزش آن را نيز به آن افزوده، به صاحب مال بپردازد. 6 او بايد قرباني جبران را كه يك قوچ سالم و بيعيب است نزد كاهن به خيمه عبادت بياورد و به خداوند تقديم كند. قوچ بايد مطابق معيار رسمي، ارزيابي شود. 7 كاهن با اين قرباني براي او در حضور خداوند كفاره خواهد كرد و گناه او بخشيده خواهد شد.
مقررات قرباني سوختني
8و9 آنگاه خداوند به موسي فرمود كه در مورد قرباني سوختني اين مقررات را به هارون و پسرانش بدهد: قرباني سوختني بايد تمام شب بر قربانگاه باشد و آتش قربانگاه خاموش نشود. 10 صبح روز بعد، كاهن لباس زير و لباس كتاني خود را بپوشد و خاكستر قرباني سوختني را برداشته، كنار قربانگاه بگذارد. 11 سپس لباسش را عوض كند و خاكستر را بيروناردوگاه ببرد و در مكان طاهري كه براي اين كار مقرر شده است، بريزد. 12و13 كاهن هر روز صبح هيزم تازه بر آن بنهد و قرباني سوختني روزانه را روي آن بگذارد و پيه قرباني سلامتي را بر آن بسوزاند. آتش قربانگاه بايد هميشه روشن بماند و خاموش نشود.
مقررات هديه آردي
14 مقررات مربوط به هديه آردي از اين قرار است: كاهن براي تقديم هديه آردي به خداوند جلو قربانگاه بايستد، 15 سپس مشتي از آرد مرغوب آغشته به روغن زيتون را با كندري كه بر آن است بردارد و بعنوان نمونه براي خداوند روي قربانگاه بسوزاند. اين هديه مورد پسند خداوند خواهد بود. 16و17 بقيه آرد، متعلق به كاهنان ميباشد تا از آن براي خوراك خود استفاده كنند. اين آرد بايد بدون خميرمايه پخته شود و در حياط عبادتگاه كه مكان مقدسي است خورده شود. اين قسمت از هديه آردي را كه بر آتش به خداوند تقديم ميشود، خداوند به كاهنان داده است. مانند قرباني گناه و قرباني جبران، اين قسمت از هديه آردي نيز بسيار مقدس ميباشد. 18 پسران هارون نسل اندر نسل ميتوانند اين قسمت از هديه را بخورند. اين هديه كه بر آتش به خداوند تقديم ميشود، هميشه سهم كاهنان خواهد بود و كس ديگري حق ندارد به آن دست بزند.
19و20 خداوند همچنين اين دستورات را به موسي داد: هارون و هر كدام از پسرانش در روزي كه براي مقام كاهني انتصاب ميشوند بايد يك كيلو آرد مرغوب، به اندازه هديه آردي روزانه به حضور خداوند بياورند ونصف آن را در صبح و نصف ديگر را در عصر به خداوند تقديم كنند. 21 اين هديه بايد روي ساج با روغن زيتون پخته شود سپس تكهتكه شده، بعنوان هديه آردي به خداوند تقديم گردد.اين هديه مورد پسند خداوند خواهد بود. 22و23 هر كاهني كه بجاي پدر خود، كاهن اعظم ميشود بايد در روز انتصاب خود همين هديه را تقديم كند. اين فريضهاي ابدي است. اين هديه بايد تماماً در حضور خداوند سوزانده شود و چيزي از آن خورده نشود.
مقررات قرباني گناه
24و25 خداوند به موسي فرمود كه در مورد قرباني گناه اين مقررات را به هارون و پسرانش بدهد: اين قرباني بسيار مقدس است و بايد در حضور خداوند در جايي ذبح شود كه قربانيهاي سوختني را سر ميبرند. 26 كاهني كه قرباني را تقديم ميكند، گوشت آن را در حياط عبادتگاه كه جاي مقدسي است، بخورد. 27 فقط كساني كه تقديس شدهاند، يعني كاهنان، اجازه دارند به اين گوشت دست بزنند. اگر خون آن قرباني به لباس ايشان بپاشد بايد لباس خود را در مكاني مقدس بشويند. 28 ظرف سفاليني كه گوشت در آن پخته ميشود بايد شكسته شود. اگر گوشت در يك ظرف مسي پخته شده باشد بايد آن ظرف را كاملاً تميز كنند و با آب بشويند. 29 اولاد ذكور كاهنان ميتوانند از اين گوشت بخورند. اين قرباني بسيار مقدس است. 30 اما در مواردي كه خون قرباني گناه براي كفاره در قدس به داخل خيمه عبادت برده ميشود، گوشت قرباني را نبايد خورد بلكه بايد تماماً سوزاند.
راهنما
بابهاي 6 و 7 . قوانين ديگر مربوط به قربانيها
علاوه بر قربانيهاي ياد شده، هداياي ديگري نيز وجود داشت كه عبارت بودند از: هداياي نوشيدني، هداياي افراشتني، و هداياي جنباندني.
نحوة تقديم قرباني: حيوان به خيمه برده ميشد. هديهدهنده دستهاي خود را بر آن مينهاد و به اين وسيله آن را نمايندة خود ميكرد. سپس حيوان ذبح ميشد. خون آن بر مذبح پاشيده ميشد. سپس اعضاي مشخص شدة آن سوزانده ميشد.
زمان تقديم قربانيها: قربانيهاي سوختني روزانه، قربانيهاي اول هر ماه، قربانيهاي عيدهاي فصح، پنطيكاست و خيمهها، قربانيهاي روز كفاره، و انواع قربانيهاي مخصوص.
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]

-
- پست: 5234
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1747 بار
- سپاسهای دریافتی: 4179 بار
- تماس:
7 مقررات قربانی جبران،قربانی سلامتی؛ سهم کاهن از قربان
قانون قرباني جرم
«و اين است قانون قرباني جرم؛ اينقدساقداس است. 2 در جايي كه قرباني سوختني را ذبح كنند، قرباني جرم را نيز ذبح بكنند، و خونش را به اطراف مذبح بپاشند. 3 و از آن همه پيهاش را بگذراند، دنبه و پيه كه احشا را ميپوشاند. 4 و دو گُرده و پيهي كه بر آنهاست كه بر دو تهيگاه است، و سفيدي را كه بر جگر است، با گُردهها جدا كند. 5 و كاهن آنها را براي هدية آتشين بجهت خداوند بسوزاند. اين قرباني جرم است. 6 و هر ذكوري از كاهنان آن را بخورد، در مكان مقدّس خورده شود. اين قدساقداس است.
7 «قرباني جرم مانند قرباني گناه است. آنها را يك قانون است. كاهني كه به آن كفاره كند از آن او خواهد بود. 8 و كاهني كه قرباني سوختني كسي را گذراند، آن كاهن پوست قرباني سوختني را كه گذرانيـد براي خـود نگاه دارد. 9 و هر هديـة آردي كه در تنـور پخته شـود و هـر چه بـر تابـه يـا سـاج ساخته شـود از آن كاهـن كه آن را گذرانيـد خواهـد بـود. 10 و هر هديـة آردي، خواه به روغـن سرشتـه شده، خواه خشك، از آن همـة پسـران هـارون بيتفـاوت يكديگـر خواهـد بـود.
قانون ذبيحه سلامتي
11 «و اين است قانون ذبيحه سلامتي كه كسي نزد خداوند بگذراند. 12 اگر آن را براي تشكر بگذراند پس با ذبيحه تشكر، قرصهاي فطير سرشته شده به روغن، و نازكهاي فطير ماليده شده به روغن، و از آرد نرم آميخته شده، قرصهاي سرشته شدة به روغن را بگذراند. 13 با قرصهاي نان خمير مايهدار قرباني خود را همراه ذبيحه تشكر سلامتي خود بگذراند. 14 و از آن از هر قرباني يكي را براي هديه افراشتني نزد خداوند بگذراند، و از آنِ آن كاهن كه خون ذبيحه سلامتي را ميپاشد خواهد بود. 15 و گوشت ذبيحه تشكر سلامتي او در روز قرباني وي خورده شود، چيزي از آن را تا صبح نگذارد. 16 و اگر ذبيحه قرباني او نذري يا تبرعي باشد، در روزي كه ذبيحه خود را ميگذراند خورده شود، و باقي آن در فرداي آن روز خورده شود. 17 و باقي گوشت ذبيحه در روز سوم به آتش سوخته شود. 18 و اگر چيزي از گوشت ذبيحه سلامتي او در روز سوم خورده شود مقبول نخواهد شد و براي كسي كه آن را گذرانيد محسوب نخواهد شد، نجس خواهد بود. و كسي كه آن را بخورد گناه خود را متحمل خواهد شد. 19 و گوشتي كه به هر چيز نجس برخورد، خورده نشود، به آتش سوخته شود، و هر كه طاهر باشد از آن گوشت بخورد. 20 ليكن كسي كه از گوشت ذبيحه سلامتي كه براي خداوند است بخورد و نجاست او بر او باشد، آن كس از قوم خود منقطع خواهد شد. 21 و كسي كه هر چيز نجس را خواه نجاست آدمي، خواه بهيمة نجس، خواه هر چيز مكروه نجس را لمس كند، و از گوشت ذبيحه سلامتي كه براي خداوند است بخورد، آن كس از قوم خود منقطعخواهد شد.»
قانون در مورد پيه و خون
22 و خداوند موسي را خطاب كرده، گفت: 23 «بنياسرائيل را خطاب كرده، بگو: هيچ پيه گاو و گوسفند و بز را مخوريد. 24 اما پيه مردار و پيه حيوان دريده شده براي هر كار استعمال ميشود، ليكن هرگز خورده نشود. 25 زيرا هر كه پيه جانوري كه از آن هدية آتشين براي خداوند ميگذرانند بخورد، آن كس كه خورد، از قوم خود منقطع شود. 26 و هيچ خون را خواه از مرغ خواه از بهايم در همة مسكنهاي خود مخوريد. 27 هر كسي كه از هر قسم خون بخورد، آن كس از قوم خود منقطع خواهد شد.»
حصه كاهنان
28 و خداوند موسي را خطاب كرده، گفت: 29 «بنياسرائيل را خطاب كرده، بگو: هر كه ذبيحه سلامتي خود را براي خداوند بگذراند، قرباني خود را از ذبيحه سلامتي خود نزد خداوند بياورد. 30 به دستهاي خود هداياي آتشين خداوند را بياورد، پيه را با سينه بياورد تا سينه بجهت هدية جنبانيدني به حضور خداوند جنبانيده شود. 31 و كاهن پيه را بر مذبح بسوزاند، و سينه از آن هارون و پسرانش خواهد بود. 32 و ران راست را براي هديه افراشتني از ذبايح سلامتي خود به كاهن بدهيد. 33 آن كس از پسران هارون كه خون ذبيحه سلامتي وپيه را گذرانيد، ران راست حِصِّة وي خواهد بود. 34 زيرا سينة جنبانيدني و ران افراشتني را از بنياسرائيل ازذبايح سلامتي ايشان گرفتم، و آنها را به هارون كاهن و پسرانش به فريضة ابدي از جانب بنياسرائيل دادم.» 35 اين است حصة مسح هارون و حصّة مسح پسرانش از هداياي آتشين خداوند ، در روزي كه ايشان را نزديك آورد تا براي خداوند كهانت كنند. 36 كه خداوند امر فرمود كه به ايشان داده شود، در روزي كه ايشان را از ميان بنياسرائيل مسح كرد، اين فريضة ابدي در نسلهاي ايشان است. 37 اين است قانون قرباني سوختني و هديه آردي و قرباني گناه و قرباني جرم و قرباني تقديس و ذبيحه سلامتي، 38 كه خداوند به موسي در كوه سينا امر فرموده بود، در روزي كه بنياسرائيل را مأمور فرمود تا قربانيهاي خود را نزد خداوند بگذرانند در صحراي سينا. ترجمه تفسیری مقررات قرباني جبران كه قرباني بسيار مقدسي است، از اين قرار ميباشد: 2 حيوان قرباني بايد در مكاني كه قرباني سوختني را سر ميبرند، ذبح شود و خونش بر چهار طرف قربانگاه پاشيده شود. 3 كاهن تمام پيه آن را كه شامل دنبه و پيه داخل شكم، 4 و نيز قلوهها و چربي روي آنها، و سفيدي روي جگر ميشود روي قربانگاه بگذارد. 5 سپس، او همه آنها را بعنوان قرباني جبران بر آتش قربانگاه براي خداوند بسوزاند. 6 پسران كاهنان ميتوانند از اين گوشت بخورند. اين گوشت بايد در جاي مقدسي خورده شود. اين قرباني، بسيار مقدس است.
7 قانوني كه بايد در مورد قرباني گناه و قرباني جبران رعايت شود اين است: گوشت قرباني به كاهني تعلق دارد كه مراسم كفاره را اجرا ميكند. 8 (در ضمن پوست قرباني سوختني نيز به آن كاهن تعلق دارد.) 9 هر هديه آردي كه در تنور يا در تابه يا رويساج پخته ميشود به كاهني تعلق خواهد گرفت كه آن را به خداوند تقديم ميكند. 10 تمام هداياي آردي ديگر، خواه مخلوط با روغن زيتون و خواه خشك، بطور مساوي به پسران هارون تعلق دارد.
مقررات قرباني سلامتي
11 مقررات قرباني سلامتي كه به خداوند تقديم ميشود از اين قرار است: 12 اگر قرباني به منظور شكرگزاري باشد، همراه آن بايد اين نانهاي بدون خميرمايه نيز تقديم شود قرصهاي نان كه با روغن زيتون مخلوط شده باشد، نانهاي نازك كه روغن مالي شده باشد، نانهايي كه از مخلوط آرد مرغوب و روغن زيتون تهيه شده باشد. 13 در ضمن همراه قرباني بايد قرصهاي نان خميرمايهدار نيز تقديم شود. 14 از هر نوع نان بايد يك قسمت بعنوان هديه مخصوص به خداوند تقديم شود تا به كاهني تعلق گيرد كه خون حيوان قرباني را روي قربانگاه ميپاشد. 15 گوشت حيوان قرباني سلامتي بايد در روزي كه بعنوان هديه شكرگزاري تقديم ميگردد، خورده شود و چيزي از آن براي روز بعد باقي نماند.
16 اگر قرباني، داوطلبانه يا نذري باشد، گوشت قرباني در روزي كه آن را تقديم ميكنند، خورده شود. اگر از گوشت قرباني چيزي باقي بماند ميتوان آن را روز بعد نيز خورد. 17و18 ولي هر چه تا روز سوم باقي بماند، بايد سوزاند. اگر در روز سوم چيزي از گوشت قرباني خورده شود، خداوند آن قرباني را قبول نخواهد كرد و به حساب نخواهد آورد زيرا آن گوشت نجس شده است. كسي هم كه آن را بخورد مجرم ميباشد. 19 گوشتي را كه به چيزي نجس خورده است نبايد خورد، بلكه بايد آن را سوزاند.
گوشت قرباني را فقط كساني ميتوانند بخورند كه طاهر هستند. 20 هر كه طاهر نباشد و گوشت قرباني سلامتي را بخورد بايد از ميان قوم خدا طرد شود زيرا اين قرباني، مقدس است. 21 هر كس به چيزي نجس دست بزند، خواه نجاست انسان باشد، خواه حيوان نجس و ياهر چيز نجس ديگر، و بعد از گوشت قرباني سلامتي بخورد، بايد از ميان قوم خدا طرد شود زيرااين قرباني، مقدس است.
22و23 خداوند به موسي فرمود كه اين دستورات را به قوم اسرائيل بدهد: هرگز پيه گاو و گوسفند و بز را نخوريد. 24 پيه حيواني كه مرده يا توسط جانوري دريده شده باشد هرگز خورده نشود بلكه از آن براي كارهاي ديگر استفاده شود. 25 هر كس پيه حيواني را كه بر آتش به خداوند تقديم ميشود بخورد بايد از ميان قوم طرد شود.
26و27 هرگز خون نخوريد، نه خون پرنده و نه خون حيوان چهارپا. هركس، در هرجا، خون بخورد، بايد از ميان قوم خدا طرد شود.
سهم كاهن از قرباني
28و29و30 خداوند به موسي فرمود كه اين دستورات را به قوم اسرائيل بدهد: هركس بخواهد قرباني سلامتي به خداوند تقديم كند بايد با دست خود آن قرباني را كه بر آتش به خداوند تقديم ميشود، بياورد. پيه و سينه را جلو قربانگاه تقديم كند و سينه قرباني را بعنوان هديه مخصوص، در حضور خداوند تكان دهد. 31 كاهن پيه را بر قربانگاه بسوزاند، ولي سينه قرباني متعلق به هارون و پسرانش باشد. 32و33 ران راست قرباني، بعنوان هديه مخصوص، به كاهني داده شود كه خون و پيه قرباني را تقديم ميكند؛ 34 زيرا خداوند سينه و ران قرباني سلامتي را از قوم اسرائيل گرفته و آنها را بعنوان هديه مخصوص به كاهنان داده است و هميشه به ايشان تعلق خواهد داشت. 35 (اين قسمت از هدايايي كه بر آتش به خداوند تقديم ميشود در روز انتصاب هارون و پسرانش به خدمت خداوند، به ايشان داده شد. 36 در روزي كه ايشان مسح شدند، خداوند دستور داد كه قوم اسرائيل اين قسمت را به ايشان بدهند. اين، قانوني براي تمام نسلهاي ايشان ميباشد.)
37و38 اينها مقرراتي بود درمورد قرباني سوختني، هديه آردي، قرباني گناه، قرباني جبران، قرباني تقديس و قرباني سلامتي كه خداوند در بيابان، در كوه سينا به موسي داد تا قوم اسرائيل بدانند چگونه قربانيهاي خود را به خداوند تقديم كنند.
راهنما
بابهاي 6 و 7 . قوانين ديگر مربوط به قربانيها
علاوه بر قربانيهاي ياد شده، هداياي ديگري نيز وجود داشت كه عبارت بودند از: هداياي نوشيدني، هداياي افراشتني، و هداياي جنباندني.
نحوة تقديم قرباني: حيوان به خيمه برده ميشد. هديهدهنده دستهاي خود را بر آن مينهاد و به اين وسيله آن را نمايندة خود ميكرد. سپس حيوان ذبح ميشد. خون آن بر مذبح پاشيده ميشد. سپس اعضاي مشخص شدة آن سوزانده ميشد.
زمان تقديم قربانيها: قربانيهاي سوختني روزانه، قربانيهاي اول هر ماه، قربانيهاي عيدهاي فصح، پنطيكاست و خيمهها، قربانيهاي روز كفاره، و انواع قربانيهاي مخصوص.
قانون قرباني جرم
«و اين است قانون قرباني جرم؛ اينقدساقداس است. 2 در جايي كه قرباني سوختني را ذبح كنند، قرباني جرم را نيز ذبح بكنند، و خونش را به اطراف مذبح بپاشند. 3 و از آن همه پيهاش را بگذراند، دنبه و پيه كه احشا را ميپوشاند. 4 و دو گُرده و پيهي كه بر آنهاست كه بر دو تهيگاه است، و سفيدي را كه بر جگر است، با گُردهها جدا كند. 5 و كاهن آنها را براي هدية آتشين بجهت خداوند بسوزاند. اين قرباني جرم است. 6 و هر ذكوري از كاهنان آن را بخورد، در مكان مقدّس خورده شود. اين قدساقداس است.
7 «قرباني جرم مانند قرباني گناه است. آنها را يك قانون است. كاهني كه به آن كفاره كند از آن او خواهد بود. 8 و كاهني كه قرباني سوختني كسي را گذراند، آن كاهن پوست قرباني سوختني را كه گذرانيـد براي خـود نگاه دارد. 9 و هر هديـة آردي كه در تنـور پخته شـود و هـر چه بـر تابـه يـا سـاج ساخته شـود از آن كاهـن كه آن را گذرانيـد خواهـد بـود. 10 و هر هديـة آردي، خواه به روغـن سرشتـه شده، خواه خشك، از آن همـة پسـران هـارون بيتفـاوت يكديگـر خواهـد بـود.
قانون ذبيحه سلامتي
11 «و اين است قانون ذبيحه سلامتي كه كسي نزد خداوند بگذراند. 12 اگر آن را براي تشكر بگذراند پس با ذبيحه تشكر، قرصهاي فطير سرشته شده به روغن، و نازكهاي فطير ماليده شده به روغن، و از آرد نرم آميخته شده، قرصهاي سرشته شدة به روغن را بگذراند. 13 با قرصهاي نان خمير مايهدار قرباني خود را همراه ذبيحه تشكر سلامتي خود بگذراند. 14 و از آن از هر قرباني يكي را براي هديه افراشتني نزد خداوند بگذراند، و از آنِ آن كاهن كه خون ذبيحه سلامتي را ميپاشد خواهد بود. 15 و گوشت ذبيحه تشكر سلامتي او در روز قرباني وي خورده شود، چيزي از آن را تا صبح نگذارد. 16 و اگر ذبيحه قرباني او نذري يا تبرعي باشد، در روزي كه ذبيحه خود را ميگذراند خورده شود، و باقي آن در فرداي آن روز خورده شود. 17 و باقي گوشت ذبيحه در روز سوم به آتش سوخته شود. 18 و اگر چيزي از گوشت ذبيحه سلامتي او در روز سوم خورده شود مقبول نخواهد شد و براي كسي كه آن را گذرانيد محسوب نخواهد شد، نجس خواهد بود. و كسي كه آن را بخورد گناه خود را متحمل خواهد شد. 19 و گوشتي كه به هر چيز نجس برخورد، خورده نشود، به آتش سوخته شود، و هر كه طاهر باشد از آن گوشت بخورد. 20 ليكن كسي كه از گوشت ذبيحه سلامتي كه براي خداوند است بخورد و نجاست او بر او باشد، آن كس از قوم خود منقطع خواهد شد. 21 و كسي كه هر چيز نجس را خواه نجاست آدمي، خواه بهيمة نجس، خواه هر چيز مكروه نجس را لمس كند، و از گوشت ذبيحه سلامتي كه براي خداوند است بخورد، آن كس از قوم خود منقطعخواهد شد.»
قانون در مورد پيه و خون
22 و خداوند موسي را خطاب كرده، گفت: 23 «بنياسرائيل را خطاب كرده، بگو: هيچ پيه گاو و گوسفند و بز را مخوريد. 24 اما پيه مردار و پيه حيوان دريده شده براي هر كار استعمال ميشود، ليكن هرگز خورده نشود. 25 زيرا هر كه پيه جانوري كه از آن هدية آتشين براي خداوند ميگذرانند بخورد، آن كس كه خورد، از قوم خود منقطع شود. 26 و هيچ خون را خواه از مرغ خواه از بهايم در همة مسكنهاي خود مخوريد. 27 هر كسي كه از هر قسم خون بخورد، آن كس از قوم خود منقطع خواهد شد.»
حصه كاهنان
28 و خداوند موسي را خطاب كرده، گفت: 29 «بنياسرائيل را خطاب كرده، بگو: هر كه ذبيحه سلامتي خود را براي خداوند بگذراند، قرباني خود را از ذبيحه سلامتي خود نزد خداوند بياورد. 30 به دستهاي خود هداياي آتشين خداوند را بياورد، پيه را با سينه بياورد تا سينه بجهت هدية جنبانيدني به حضور خداوند جنبانيده شود. 31 و كاهن پيه را بر مذبح بسوزاند، و سينه از آن هارون و پسرانش خواهد بود. 32 و ران راست را براي هديه افراشتني از ذبايح سلامتي خود به كاهن بدهيد. 33 آن كس از پسران هارون كه خون ذبيحه سلامتي وپيه را گذرانيد، ران راست حِصِّة وي خواهد بود. 34 زيرا سينة جنبانيدني و ران افراشتني را از بنياسرائيل ازذبايح سلامتي ايشان گرفتم، و آنها را به هارون كاهن و پسرانش به فريضة ابدي از جانب بنياسرائيل دادم.» 35 اين است حصة مسح هارون و حصّة مسح پسرانش از هداياي آتشين خداوند ، در روزي كه ايشان را نزديك آورد تا براي خداوند كهانت كنند. 36 كه خداوند امر فرمود كه به ايشان داده شود، در روزي كه ايشان را از ميان بنياسرائيل مسح كرد، اين فريضة ابدي در نسلهاي ايشان است. 37 اين است قانون قرباني سوختني و هديه آردي و قرباني گناه و قرباني جرم و قرباني تقديس و ذبيحه سلامتي، 38 كه خداوند به موسي در كوه سينا امر فرموده بود، در روزي كه بنياسرائيل را مأمور فرمود تا قربانيهاي خود را نزد خداوند بگذرانند در صحراي سينا. ترجمه تفسیری مقررات قرباني جبران كه قرباني بسيار مقدسي است، از اين قرار ميباشد: 2 حيوان قرباني بايد در مكاني كه قرباني سوختني را سر ميبرند، ذبح شود و خونش بر چهار طرف قربانگاه پاشيده شود. 3 كاهن تمام پيه آن را كه شامل دنبه و پيه داخل شكم، 4 و نيز قلوهها و چربي روي آنها، و سفيدي روي جگر ميشود روي قربانگاه بگذارد. 5 سپس، او همه آنها را بعنوان قرباني جبران بر آتش قربانگاه براي خداوند بسوزاند. 6 پسران كاهنان ميتوانند از اين گوشت بخورند. اين گوشت بايد در جاي مقدسي خورده شود. اين قرباني، بسيار مقدس است.
7 قانوني كه بايد در مورد قرباني گناه و قرباني جبران رعايت شود اين است: گوشت قرباني به كاهني تعلق دارد كه مراسم كفاره را اجرا ميكند. 8 (در ضمن پوست قرباني سوختني نيز به آن كاهن تعلق دارد.) 9 هر هديه آردي كه در تنور يا در تابه يا رويساج پخته ميشود به كاهني تعلق خواهد گرفت كه آن را به خداوند تقديم ميكند. 10 تمام هداياي آردي ديگر، خواه مخلوط با روغن زيتون و خواه خشك، بطور مساوي به پسران هارون تعلق دارد.
مقررات قرباني سلامتي
11 مقررات قرباني سلامتي كه به خداوند تقديم ميشود از اين قرار است: 12 اگر قرباني به منظور شكرگزاري باشد، همراه آن بايد اين نانهاي بدون خميرمايه نيز تقديم شود قرصهاي نان كه با روغن زيتون مخلوط شده باشد، نانهاي نازك كه روغن مالي شده باشد، نانهايي كه از مخلوط آرد مرغوب و روغن زيتون تهيه شده باشد. 13 در ضمن همراه قرباني بايد قرصهاي نان خميرمايهدار نيز تقديم شود. 14 از هر نوع نان بايد يك قسمت بعنوان هديه مخصوص به خداوند تقديم شود تا به كاهني تعلق گيرد كه خون حيوان قرباني را روي قربانگاه ميپاشد. 15 گوشت حيوان قرباني سلامتي بايد در روزي كه بعنوان هديه شكرگزاري تقديم ميگردد، خورده شود و چيزي از آن براي روز بعد باقي نماند.
16 اگر قرباني، داوطلبانه يا نذري باشد، گوشت قرباني در روزي كه آن را تقديم ميكنند، خورده شود. اگر از گوشت قرباني چيزي باقي بماند ميتوان آن را روز بعد نيز خورد. 17و18 ولي هر چه تا روز سوم باقي بماند، بايد سوزاند. اگر در روز سوم چيزي از گوشت قرباني خورده شود، خداوند آن قرباني را قبول نخواهد كرد و به حساب نخواهد آورد زيرا آن گوشت نجس شده است. كسي هم كه آن را بخورد مجرم ميباشد. 19 گوشتي را كه به چيزي نجس خورده است نبايد خورد، بلكه بايد آن را سوزاند.
گوشت قرباني را فقط كساني ميتوانند بخورند كه طاهر هستند. 20 هر كه طاهر نباشد و گوشت قرباني سلامتي را بخورد بايد از ميان قوم خدا طرد شود زيرا اين قرباني، مقدس است. 21 هر كس به چيزي نجس دست بزند، خواه نجاست انسان باشد، خواه حيوان نجس و ياهر چيز نجس ديگر، و بعد از گوشت قرباني سلامتي بخورد، بايد از ميان قوم خدا طرد شود زيرااين قرباني، مقدس است.
22و23 خداوند به موسي فرمود كه اين دستورات را به قوم اسرائيل بدهد: هرگز پيه گاو و گوسفند و بز را نخوريد. 24 پيه حيواني كه مرده يا توسط جانوري دريده شده باشد هرگز خورده نشود بلكه از آن براي كارهاي ديگر استفاده شود. 25 هر كس پيه حيواني را كه بر آتش به خداوند تقديم ميشود بخورد بايد از ميان قوم طرد شود.
26و27 هرگز خون نخوريد، نه خون پرنده و نه خون حيوان چهارپا. هركس، در هرجا، خون بخورد، بايد از ميان قوم خدا طرد شود.
سهم كاهن از قرباني
28و29و30 خداوند به موسي فرمود كه اين دستورات را به قوم اسرائيل بدهد: هركس بخواهد قرباني سلامتي به خداوند تقديم كند بايد با دست خود آن قرباني را كه بر آتش به خداوند تقديم ميشود، بياورد. پيه و سينه را جلو قربانگاه تقديم كند و سينه قرباني را بعنوان هديه مخصوص، در حضور خداوند تكان دهد. 31 كاهن پيه را بر قربانگاه بسوزاند، ولي سينه قرباني متعلق به هارون و پسرانش باشد. 32و33 ران راست قرباني، بعنوان هديه مخصوص، به كاهني داده شود كه خون و پيه قرباني را تقديم ميكند؛ 34 زيرا خداوند سينه و ران قرباني سلامتي را از قوم اسرائيل گرفته و آنها را بعنوان هديه مخصوص به كاهنان داده است و هميشه به ايشان تعلق خواهد داشت. 35 (اين قسمت از هدايايي كه بر آتش به خداوند تقديم ميشود در روز انتصاب هارون و پسرانش به خدمت خداوند، به ايشان داده شد. 36 در روزي كه ايشان مسح شدند، خداوند دستور داد كه قوم اسرائيل اين قسمت را به ايشان بدهند. اين، قانوني براي تمام نسلهاي ايشان ميباشد.)
37و38 اينها مقرراتي بود درمورد قرباني سوختني، هديه آردي، قرباني گناه، قرباني جبران، قرباني تقديس و قرباني سلامتي كه خداوند در بيابان، در كوه سينا به موسي داد تا قوم اسرائيل بدانند چگونه قربانيهاي خود را به خداوند تقديم كنند.
راهنما
بابهاي 6 و 7 . قوانين ديگر مربوط به قربانيها
علاوه بر قربانيهاي ياد شده، هداياي ديگري نيز وجود داشت كه عبارت بودند از: هداياي نوشيدني، هداياي افراشتني، و هداياي جنباندني.
نحوة تقديم قرباني: حيوان به خيمه برده ميشد. هديهدهنده دستهاي خود را بر آن مينهاد و به اين وسيله آن را نمايندة خود ميكرد. سپس حيوان ذبح ميشد. خون آن بر مذبح پاشيده ميشد. سپس اعضاي مشخص شدة آن سوزانده ميشد.
زمان تقديم قربانيها: قربانيهاي سوختني روزانه، قربانيهاي اول هر ماه، قربانيهاي عيدهاي فصح، پنطيكاست و خيمهها، قربانيهاي روز كفاره، و انواع قربانيهاي مخصوص.
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]

-
- پست: 5234
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1747 بار
- سپاسهای دریافتی: 4179 بار
- تماس:
8 مراسم تقدیس هارون و پسرانش
مسح هارون و پسرانش
و خداوند موسي را خطاب كرده، گفت:2 «هارون و پسرانش را با او و رختها و روغن مسح و گوسالة قرباني گناه و دو قوچ وسبد نان فطير را بگير. 3 و تمامي جماعت را به در خيمه اجتماع جمع كن.» 4 پس موسي چنانكه خداوند به وي امر فرموده بود به عمل آورد، و جماعت به در خيمه اجتماع جمع شدند. 5 و موسي به جماعت گفت: «اين است آنچه خداوند فرموده است كه كرده شود.» 6 پس موسي هارون و پسرانش را نزديك آورد، و ايشان را به آب غسل داد. 7 و پيراهن را بر او پوشانيد و كمربند را بر او بست، و او را به ردا ملبس ساخت، و ايفود را بر او گذاشت و زنّار ايفود را بر او بسته، آن را بروي استوار ساخت 8 و سينهبند را بر او گذاشت و اوريم و تُمّيم را در سينهبند گذارد. 9 و عمامه را بر سرش نهاد، و بر عمامه در پيش آن تَنْكه زرين، يعني افسر مقدس را نهاد، چنانكه خداوند موسي را امر فرموده بود.
10 و موسي روغن مسح را گرفته، مسكن و آنچه را كه در آن بود مسح كرده، آنها را تقديس نمود. 11 و قدري از آن را بر مذبح هفت مرتبه پاشيد، و مذبح و همه اسبابش و حوض و پايهاش را مسح كرد، تا آنها را تقديس نمايد. 12 و قدري از روغن مسح را بر سر هارون ريخته، او را مسح كرد تا او را تقديس نمايد. 13 و موسي پسران هارون را نزديك آورده، بر ايشان پيراهنها را پوشانيد و كمربندها را بر ايشان بست و كلاهها را بر ايشان نهاد، چنانكه خداوند موسي را امر فرموده بود.
14 پس گوساله قرباني گناه را آورد، و هارون و پسرانش دستهاي خود را بر سر گوسالة قرباني گناه نهادند. 15 و آن را ذبح كرد، و موسي خون را گرفته، بر شاخهاي مذبح به هر طرف به انگشت خود ماليد، و مذبح را طاهر ساخت، و خون را بر بنيان مذبح ريخته، آن را تقديس نمود تا برايش كفاره نمايد. 16 و همه پيه را كه بر احشا بود و سفيدي جگر و دو گُرده و پيه آنها را گرفت، و موسي آنها را بر مذبح سوزانيد 17 و گوساله و پوستش و گوشتش و سرگينش را بيرون از لشكرگاه به آتش سوزانيد، چنانكه خداوند موسي را امر فرموده بود. 18 پس قوچ قرباني سوختني را نزديك آورد، و هارون و پسرانش دستهاي خود را بر سر قوچ نهادند. 19 و آن را ذبح كرد، و موسي خون را به اطراف مذبح پاشيد. 20 و قوچ را قطعه قطعه كرد، و موسي سر و قطعهها وچربي را سوزانيد. 21 و احشا و پاچهها را به آب شست و موسي تمامي قوچ را بر مذبح سوزانيد.
اين قرباني سوختني بجهت عطر خوشبو و هدية آتشين براي خداوند بود، چنانكه خداوند موسي را امر فرموده بود. 22 پس قوچ ديگر يعني قوچ تخصيص را نزديك آورد، و هارون و پسرانش دستهاي خود را بر سر قوچ نهادند. 23 و آن را ذبح كرد، و موسي قدري از خونش را گرفته، بر نرمه گوش راست هارون و بر شست دست راست او، و بر شست پاي راست او ماليد. 24 و پسران هارون را نزديك آورد، و موسي قدري از خون را بر نرمه گوش راست ايشان، و بر شست دست راست ايشان، و بر شست پاي راست ايشان ماليد، و موسي خون را به اطراف مذبح پاشيد. 25 و پيه و دنبه و همه پيه را كه بر احشاست، و سفيدي جگر و دو گُرده و پيه آنها و ران راست را گرفت. 26 و از سبد نان فطير كه به حضور خداوند بود، يك قرص فطير و يك قرص نان روغني و يك نازك گرفت، و آنها را بر پيه و بر ران راست نهاد. 27 و همه را بر دست هارون و بر دستهاي پسرانش نهاد. و آنها را براي هدية جنبانيدني به حضور خداوند بجنبانيد. 28 و موسي آنها را از دستهاي ايشان گرفته، بر مذبح بالاي قرباني سوختني سوزانيد. اين هدية تخصيص براي عطر خوشبو و قرباني آتشين بجهت خداوند بود. 29 و موسي سينه را گرفته، آن را به حضور خداوند براي هديه جنبانيدني جنبانيد، و از قوچ تخصيص، اين حصة موسي بود چنانكه خداوند موسي را امر فرموده بود.
30 و موسي قدري از روغن مسح و از خوني كه بر مذبح بود گرفته، آن را بر هارون و رختهايش و بر پسرانش و رختهاي پسرانش با وي پاشيد، وهارون و رختهايش و پسرانش و رختهاي پسرانش را با وي تقديس نمود. 31 و موسي هارون و پسرانش را گفت: «گوشت را نزد در خيمة اجتماع بپزيد و آن را با ناني كه در سبد تخصيص است در آنجا بخوريد، چنانكه امر فرموده، گفتم كه هارون و پسرانش آن را بخورند. 32 و باقي گوشت و نان را به آتش بسوزانيد. 33 و از در خيمه اجتماع هفت روز بيرون مرويد تا روزي كه ايام تخصيص شما تمام شود، زيرا كه در هفت روز شما را تخصيص خواهد كرد. 34 چنانكه امروز كرده شده است، همچنان خداوند امر فرمود كه بشود تا براي شما كفاره گردد. 35 پس هفت روز نزد در خيمه اجتماع روز و شب بمانيد، و امر خداوند را نگاه داريد مبادا بميريد، زيرا همچنين مأمور شدهام.» 36 و هارون و پسرانش همة كارهايي را كه خداوند به دست موسي امر فرموده بود بجا آوردند. ترجمه تفسیری خداوند به موسي فرمود: «هارون و پسرانش را با لباسهاي مخصوص ايشان و روغن تدهين، گوساله قرباني گناه، دو قوچ و يك سبد نان بدون خميرمايه دم در خيمه عبادت بياور و تمام قوم اسرائيل را در آنجا جمع كن.»
4 موسي طبق فرمان خداوند عمل كرد. همه قوم اسرائيل دم در خيمه عبادت جمع شدند. 5 موسي به ايشان گفت: «آنچه اكنون انجام ميدهم طبق فرمان خداوند است.»
6 آنگاه موسي، هارون و پسرانش را فراخواند و ايشان را با آب غسل داد. 7 پيراهن مخصوص كاهني را به هارون پوشانيد و كمربند را به كمرش بست. سپس ردا را بر تن او كرد و ايفود را بوسيله بند كمر آن بر او بست. 8 بعد سينهبند را بر او بست و اوريم و تُميم را در آن گذاشت، 9 و چنانكه خداوند فرموده بود، عمامه را بر سر هارون نهاد و نيم تاج مقدس را كه از طلا بود جلو عمامه نصب كرد.
10 آنگاه موسي روغن مسح را گرفت و آن را بر خيمه عبادت و هر چيزي كه در آن بود پاشيد و آنها را تقديس نمود. 11 سپس مقداري از روغن را برداشت و آن را هفت مرتبه بر قربانگاه، لوازم آن، حوض و پايهاش پاشيد و آنها را نيز تقديس كرد. 12 بعد قدري از روغن مسح را بر سر هارون ريخت و به اين ترتيب او را براي خدمت كاهني تقديس نمود. 13 سپس موسي به امر خداوند پسران هارون را فراخواند و پيراهنها را به آنان پوشانيد و كمربندها را به كمرشان بست و كلاهها را بر سرشان گذاشت.
14 بعد گوساله قرباني گناه را جلو آورد و هارون و پسرانش دستهاي خود را روي سر آن گذاشتند. 15 موسي گوساله را ذبح كرد و قدري از خون آن را با انگشت بر چهار شاخ قربانگاه ماليد تا آن را طاهرسازد. باقيمانده خون را به پاي قربانگاه ريخت. به اين ترتيب قربانگاه را تقديس كرده، براي آن كفاره نمود. 16 سپس تمام پيه داخل شكم، سفيدي روي جگر، قلوهها و چربي روي آنها را گرفت و همه را روي قربانگاه سوزانيد، 17 و همانطور كه خداوند فرموده بود، لاشه و پوست و سرگين گوساله را در خارج از اردوگاه سوزانيد.
18 بعد قوچ قرباني سوختني را جلو آورد و هارون و پسرانش دستهاي خود را روي سر آن گذاشتند. 19 موسي قوچ را ذبح كرد و خونش را بر چهار طرف قربانگاه پاشيد. 20 سپس لاشه قوچ را قطعهقطعه كرد و آنها را با كله و پيه حيوان سوزانيد. 21 دل و روده و پاچهها را با آب شست و آنها را نيز بر قربانگاه سوزانيد. پس همانطور كه خداوند به موسي دستور داده بود تمام آن قوچ بر قربانگاه سوزانده شد. اين قرباني سوختني كه بر آتش تقديم شد، مورد پسند خداوند بود.
22 پس از آن موسي قوچ دوم را كه براي تقديس كاهنان بود جلو آورد و هارون و پسرانش دستهاي خود را روي سر آن گذاشتند. 23 موسي قوچ را ذبح كرده، قدري از خونش را بر نرمه گوش راست هارون و شست دست راست او و شست پاي راستش ماليد. 24 بعد قدري از خون را بر نرمه گوش راست و شست دست راست و شست پاي راست پسران هارون ماليد. بقيه خون را بر چهار طرف قربانگاه پاشيد.
25 پس از آن پيه، دنبه، پيه داخل شكم، سفيدي روي جگر، قلوهها و چربي روي آنها و ران راست قوچ را گرفت 26 و از داخل سبد نان بدون خميرمايه كه در حضور خداوند بود، يك قرص نان بدون خميرمايه، يك قرص نان روغني و يك نان نازك برداشت و آنها را روي پيه و ران راست گذاشت. 27 سپس، همه اينها را بر دستهاي هارون و پسرانش قرار داد تا بعنوان هديه مخصوص، آنها را جلو قربانگاه تكان دهند و به خداوند تقديم كنند. 28 پس از انجام اين تشريفات، موسي آنها را از هارون و پسرانش گرفت و با قرباني سوختني بر قربانگاه سوزانيد. اين قرباني تقديس كه بر آتش تقديم شد،مورد پسند خداوند بود. 29 موسي سينه قرباني را گرفت و آن را بعنوان هديه مخصوص تكان داده، به خداوند تقديم كرد، درست همانطور كه خداوند به او دستور داده بود. اين سهم خود موسي از قوچي بود كه براي مراسم تقديس ذبح ميشد.
30 سپس موسي قدري از روغن مسح و قدري از خوني را كه بر قربانگاه بود گرفت و بر هارون و لباسهاي او و بر پسران او و لباسهاي ايشان پاشيد و به اين ترتيب هارون و پسرانش و لباسهاي آنها را تقديس كرد.
31 آنوقت موسي به هارون و پسرانش گفت: «همانطور كه خداوند فرموده است، گوشت را دم در خيمه عبادت بپزيد و در آنجا آن را با نان مراسم تقديس كه در سبد است، بخوريد. 32 هر چه از گوشت و نان باقي ماند بايد سوزانده شود. 33 هفت روز از در خيمه عبادت بيرون نرويد تا روزهاي تقديستان سپري شود، زيرا مراسم تقديس شما هفت روز طول ميكشد. 34 آنچه امروز انجام شد به فرمان خداوند بود تا به اين ترتيب براي گناه شما كفاره داده شود. 35 شما بايد هفت شبانه روز دم در خيمه عبادت بمانيد و آنچه را كه خداوند فرموده است انجام دهيد و گر نه خواهيد مرد. اين دستور خداوند است.»
36 بنابراين هارون و پسرانش هر چه را كه خداوند توسط موسي امر فرموده بود، انجام دادند.
راهنما بابهاي 8 و 9 . تخصيص هارون
تخصيص هارون و پسرانش براي كهانت: پيش از زمان موسي، رؤساي خانوادهها، قربانيها را تقديم ميكردند. اما اكنون كه قوم سازمان يافته بود، محلي براي تقديم قربانيها تعيين، و مراسمي براي اين كار مقرر شده بود، حرفة ارثي بخصوصي براي انجام اين خدمت بوجود آمد. هارون و پس از او نخست زادهاش، كاهنان اعظم بودند. كاهنان از عُشر دهيك سهم لاويان و قسمتهايي از برخي قربانيها تأمين ميشدند. 13 شهر به آنها اختصاص يافته بود (يوشع 21 : 13 - 19).
لباسهاي كاهن اعظم: خدا همة جزئيات آن را مشخص كرده بود (خروج 28). يك رداي آبي كه بر پايين آن زنگهايي آويخته شده بود.
ايفود، نوعي شنل بود كه از دو قطعه تشكيل ميشد كه بر روي شانهها به هم متصل ميشدند و يكي در جلو و ديگري در پشت آويزان ميشد و از طلا و پارچة مرغوب آبي، ارغواني و سرخ ساخته شده بود، و يك سنگ عقيق بر هر دو شانه قرار داشت كه اسامي 6 سبط بر آن نوشته شده بود.
زره سينه، حدود 10 اينچ مربع بود و از طلا و پارچة مرغوب آبي و ارغواني و سرخ دو لايه ساخته شده بود، و بوسيلة زنجيرهاي طلا به ايفود وصل ميشد، و با 12 سنگ قيمتي تزئين ميشد كه بر هر يك نام يكي از اسباط نوشته شده بود؛ اوريم و تميم نيز بر اين زره قرار داشتند كه براي فهميدن ارادة خدا بكار ميرفتند، ولي مشخص نيست كه چه بودهاند.
روش تقديم قرباني، با منشاء الهي
خدا اين روش را در مركز و قلب حيات ملي يهود جاي داده بود. كاربرد و مفهوم فوري اين قربانيها براي يهوديان هر چه بوده باشد، بدون ترديد، قربانيهاي دايمي حيوانات و درخشش بيپايان آتش روي مذبح را خدا طرح ريزي كرده بود تا احساس گناه عميق مردم را در ضميرشان زنده نگاهدارند، و تا تصويري هميشگي از قرباني آيندة مسيح باشند، چرا كه قربانيها، چشم به او داشتند و در او كامل ميشدند.
كهانت لاويان
خدا آنها را مقرّر كرده بود تا در خدمت تقديم قرباني حيوانات، شفيعي ميان خدا و قوم يهود باشند. اين قربانيها در مسيح به كمال رسيدند و قرباني حيوانات، ديگر لزومي ندارد. خود مسيح كاهن اعظم بزرگ انسانها، و تنها شفيع ميان خدا و انسان است. بابهاي 8 و 9 و 10 عبرانيان اين نكته را روشن مي کند..
مسح هارون و پسرانش
و خداوند موسي را خطاب كرده، گفت:2 «هارون و پسرانش را با او و رختها و روغن مسح و گوسالة قرباني گناه و دو قوچ وسبد نان فطير را بگير. 3 و تمامي جماعت را به در خيمه اجتماع جمع كن.» 4 پس موسي چنانكه خداوند به وي امر فرموده بود به عمل آورد، و جماعت به در خيمه اجتماع جمع شدند. 5 و موسي به جماعت گفت: «اين است آنچه خداوند فرموده است كه كرده شود.» 6 پس موسي هارون و پسرانش را نزديك آورد، و ايشان را به آب غسل داد. 7 و پيراهن را بر او پوشانيد و كمربند را بر او بست، و او را به ردا ملبس ساخت، و ايفود را بر او گذاشت و زنّار ايفود را بر او بسته، آن را بروي استوار ساخت 8 و سينهبند را بر او گذاشت و اوريم و تُمّيم را در سينهبند گذارد. 9 و عمامه را بر سرش نهاد، و بر عمامه در پيش آن تَنْكه زرين، يعني افسر مقدس را نهاد، چنانكه خداوند موسي را امر فرموده بود.
10 و موسي روغن مسح را گرفته، مسكن و آنچه را كه در آن بود مسح كرده، آنها را تقديس نمود. 11 و قدري از آن را بر مذبح هفت مرتبه پاشيد، و مذبح و همه اسبابش و حوض و پايهاش را مسح كرد، تا آنها را تقديس نمايد. 12 و قدري از روغن مسح را بر سر هارون ريخته، او را مسح كرد تا او را تقديس نمايد. 13 و موسي پسران هارون را نزديك آورده، بر ايشان پيراهنها را پوشانيد و كمربندها را بر ايشان بست و كلاهها را بر ايشان نهاد، چنانكه خداوند موسي را امر فرموده بود.
14 پس گوساله قرباني گناه را آورد، و هارون و پسرانش دستهاي خود را بر سر گوسالة قرباني گناه نهادند. 15 و آن را ذبح كرد، و موسي خون را گرفته، بر شاخهاي مذبح به هر طرف به انگشت خود ماليد، و مذبح را طاهر ساخت، و خون را بر بنيان مذبح ريخته، آن را تقديس نمود تا برايش كفاره نمايد. 16 و همه پيه را كه بر احشا بود و سفيدي جگر و دو گُرده و پيه آنها را گرفت، و موسي آنها را بر مذبح سوزانيد 17 و گوساله و پوستش و گوشتش و سرگينش را بيرون از لشكرگاه به آتش سوزانيد، چنانكه خداوند موسي را امر فرموده بود. 18 پس قوچ قرباني سوختني را نزديك آورد، و هارون و پسرانش دستهاي خود را بر سر قوچ نهادند. 19 و آن را ذبح كرد، و موسي خون را به اطراف مذبح پاشيد. 20 و قوچ را قطعه قطعه كرد، و موسي سر و قطعهها وچربي را سوزانيد. 21 و احشا و پاچهها را به آب شست و موسي تمامي قوچ را بر مذبح سوزانيد.
اين قرباني سوختني بجهت عطر خوشبو و هدية آتشين براي خداوند بود، چنانكه خداوند موسي را امر فرموده بود. 22 پس قوچ ديگر يعني قوچ تخصيص را نزديك آورد، و هارون و پسرانش دستهاي خود را بر سر قوچ نهادند. 23 و آن را ذبح كرد، و موسي قدري از خونش را گرفته، بر نرمه گوش راست هارون و بر شست دست راست او، و بر شست پاي راست او ماليد. 24 و پسران هارون را نزديك آورد، و موسي قدري از خون را بر نرمه گوش راست ايشان، و بر شست دست راست ايشان، و بر شست پاي راست ايشان ماليد، و موسي خون را به اطراف مذبح پاشيد. 25 و پيه و دنبه و همه پيه را كه بر احشاست، و سفيدي جگر و دو گُرده و پيه آنها و ران راست را گرفت. 26 و از سبد نان فطير كه به حضور خداوند بود، يك قرص فطير و يك قرص نان روغني و يك نازك گرفت، و آنها را بر پيه و بر ران راست نهاد. 27 و همه را بر دست هارون و بر دستهاي پسرانش نهاد. و آنها را براي هدية جنبانيدني به حضور خداوند بجنبانيد. 28 و موسي آنها را از دستهاي ايشان گرفته، بر مذبح بالاي قرباني سوختني سوزانيد. اين هدية تخصيص براي عطر خوشبو و قرباني آتشين بجهت خداوند بود. 29 و موسي سينه را گرفته، آن را به حضور خداوند براي هديه جنبانيدني جنبانيد، و از قوچ تخصيص، اين حصة موسي بود چنانكه خداوند موسي را امر فرموده بود.
30 و موسي قدري از روغن مسح و از خوني كه بر مذبح بود گرفته، آن را بر هارون و رختهايش و بر پسرانش و رختهاي پسرانش با وي پاشيد، وهارون و رختهايش و پسرانش و رختهاي پسرانش را با وي تقديس نمود. 31 و موسي هارون و پسرانش را گفت: «گوشت را نزد در خيمة اجتماع بپزيد و آن را با ناني كه در سبد تخصيص است در آنجا بخوريد، چنانكه امر فرموده، گفتم كه هارون و پسرانش آن را بخورند. 32 و باقي گوشت و نان را به آتش بسوزانيد. 33 و از در خيمه اجتماع هفت روز بيرون مرويد تا روزي كه ايام تخصيص شما تمام شود، زيرا كه در هفت روز شما را تخصيص خواهد كرد. 34 چنانكه امروز كرده شده است، همچنان خداوند امر فرمود كه بشود تا براي شما كفاره گردد. 35 پس هفت روز نزد در خيمه اجتماع روز و شب بمانيد، و امر خداوند را نگاه داريد مبادا بميريد، زيرا همچنين مأمور شدهام.» 36 و هارون و پسرانش همة كارهايي را كه خداوند به دست موسي امر فرموده بود بجا آوردند. ترجمه تفسیری خداوند به موسي فرمود: «هارون و پسرانش را با لباسهاي مخصوص ايشان و روغن تدهين، گوساله قرباني گناه، دو قوچ و يك سبد نان بدون خميرمايه دم در خيمه عبادت بياور و تمام قوم اسرائيل را در آنجا جمع كن.»
4 موسي طبق فرمان خداوند عمل كرد. همه قوم اسرائيل دم در خيمه عبادت جمع شدند. 5 موسي به ايشان گفت: «آنچه اكنون انجام ميدهم طبق فرمان خداوند است.»
6 آنگاه موسي، هارون و پسرانش را فراخواند و ايشان را با آب غسل داد. 7 پيراهن مخصوص كاهني را به هارون پوشانيد و كمربند را به كمرش بست. سپس ردا را بر تن او كرد و ايفود را بوسيله بند كمر آن بر او بست. 8 بعد سينهبند را بر او بست و اوريم و تُميم را در آن گذاشت، 9 و چنانكه خداوند فرموده بود، عمامه را بر سر هارون نهاد و نيم تاج مقدس را كه از طلا بود جلو عمامه نصب كرد.
10 آنگاه موسي روغن مسح را گرفت و آن را بر خيمه عبادت و هر چيزي كه در آن بود پاشيد و آنها را تقديس نمود. 11 سپس مقداري از روغن را برداشت و آن را هفت مرتبه بر قربانگاه، لوازم آن، حوض و پايهاش پاشيد و آنها را نيز تقديس كرد. 12 بعد قدري از روغن مسح را بر سر هارون ريخت و به اين ترتيب او را براي خدمت كاهني تقديس نمود. 13 سپس موسي به امر خداوند پسران هارون را فراخواند و پيراهنها را به آنان پوشانيد و كمربندها را به كمرشان بست و كلاهها را بر سرشان گذاشت.
14 بعد گوساله قرباني گناه را جلو آورد و هارون و پسرانش دستهاي خود را روي سر آن گذاشتند. 15 موسي گوساله را ذبح كرد و قدري از خون آن را با انگشت بر چهار شاخ قربانگاه ماليد تا آن را طاهرسازد. باقيمانده خون را به پاي قربانگاه ريخت. به اين ترتيب قربانگاه را تقديس كرده، براي آن كفاره نمود. 16 سپس تمام پيه داخل شكم، سفيدي روي جگر، قلوهها و چربي روي آنها را گرفت و همه را روي قربانگاه سوزانيد، 17 و همانطور كه خداوند فرموده بود، لاشه و پوست و سرگين گوساله را در خارج از اردوگاه سوزانيد.
18 بعد قوچ قرباني سوختني را جلو آورد و هارون و پسرانش دستهاي خود را روي سر آن گذاشتند. 19 موسي قوچ را ذبح كرد و خونش را بر چهار طرف قربانگاه پاشيد. 20 سپس لاشه قوچ را قطعهقطعه كرد و آنها را با كله و پيه حيوان سوزانيد. 21 دل و روده و پاچهها را با آب شست و آنها را نيز بر قربانگاه سوزانيد. پس همانطور كه خداوند به موسي دستور داده بود تمام آن قوچ بر قربانگاه سوزانده شد. اين قرباني سوختني كه بر آتش تقديم شد، مورد پسند خداوند بود.
22 پس از آن موسي قوچ دوم را كه براي تقديس كاهنان بود جلو آورد و هارون و پسرانش دستهاي خود را روي سر آن گذاشتند. 23 موسي قوچ را ذبح كرده، قدري از خونش را بر نرمه گوش راست هارون و شست دست راست او و شست پاي راستش ماليد. 24 بعد قدري از خون را بر نرمه گوش راست و شست دست راست و شست پاي راست پسران هارون ماليد. بقيه خون را بر چهار طرف قربانگاه پاشيد.
25 پس از آن پيه، دنبه، پيه داخل شكم، سفيدي روي جگر، قلوهها و چربي روي آنها و ران راست قوچ را گرفت 26 و از داخل سبد نان بدون خميرمايه كه در حضور خداوند بود، يك قرص نان بدون خميرمايه، يك قرص نان روغني و يك نان نازك برداشت و آنها را روي پيه و ران راست گذاشت. 27 سپس، همه اينها را بر دستهاي هارون و پسرانش قرار داد تا بعنوان هديه مخصوص، آنها را جلو قربانگاه تكان دهند و به خداوند تقديم كنند. 28 پس از انجام اين تشريفات، موسي آنها را از هارون و پسرانش گرفت و با قرباني سوختني بر قربانگاه سوزانيد. اين قرباني تقديس كه بر آتش تقديم شد،مورد پسند خداوند بود. 29 موسي سينه قرباني را گرفت و آن را بعنوان هديه مخصوص تكان داده، به خداوند تقديم كرد، درست همانطور كه خداوند به او دستور داده بود. اين سهم خود موسي از قوچي بود كه براي مراسم تقديس ذبح ميشد.
30 سپس موسي قدري از روغن مسح و قدري از خوني را كه بر قربانگاه بود گرفت و بر هارون و لباسهاي او و بر پسران او و لباسهاي ايشان پاشيد و به اين ترتيب هارون و پسرانش و لباسهاي آنها را تقديس كرد.
31 آنوقت موسي به هارون و پسرانش گفت: «همانطور كه خداوند فرموده است، گوشت را دم در خيمه عبادت بپزيد و در آنجا آن را با نان مراسم تقديس كه در سبد است، بخوريد. 32 هر چه از گوشت و نان باقي ماند بايد سوزانده شود. 33 هفت روز از در خيمه عبادت بيرون نرويد تا روزهاي تقديستان سپري شود، زيرا مراسم تقديس شما هفت روز طول ميكشد. 34 آنچه امروز انجام شد به فرمان خداوند بود تا به اين ترتيب براي گناه شما كفاره داده شود. 35 شما بايد هفت شبانه روز دم در خيمه عبادت بمانيد و آنچه را كه خداوند فرموده است انجام دهيد و گر نه خواهيد مرد. اين دستور خداوند است.»
36 بنابراين هارون و پسرانش هر چه را كه خداوند توسط موسي امر فرموده بود، انجام دادند.
راهنما بابهاي 8 و 9 . تخصيص هارون
تخصيص هارون و پسرانش براي كهانت: پيش از زمان موسي، رؤساي خانوادهها، قربانيها را تقديم ميكردند. اما اكنون كه قوم سازمان يافته بود، محلي براي تقديم قربانيها تعيين، و مراسمي براي اين كار مقرر شده بود، حرفة ارثي بخصوصي براي انجام اين خدمت بوجود آمد. هارون و پس از او نخست زادهاش، كاهنان اعظم بودند. كاهنان از عُشر دهيك سهم لاويان و قسمتهايي از برخي قربانيها تأمين ميشدند. 13 شهر به آنها اختصاص يافته بود (يوشع 21 : 13 - 19).
لباسهاي كاهن اعظم: خدا همة جزئيات آن را مشخص كرده بود (خروج 28). يك رداي آبي كه بر پايين آن زنگهايي آويخته شده بود.
ايفود، نوعي شنل بود كه از دو قطعه تشكيل ميشد كه بر روي شانهها به هم متصل ميشدند و يكي در جلو و ديگري در پشت آويزان ميشد و از طلا و پارچة مرغوب آبي، ارغواني و سرخ ساخته شده بود، و يك سنگ عقيق بر هر دو شانه قرار داشت كه اسامي 6 سبط بر آن نوشته شده بود.
زره سينه، حدود 10 اينچ مربع بود و از طلا و پارچة مرغوب آبي و ارغواني و سرخ دو لايه ساخته شده بود، و بوسيلة زنجيرهاي طلا به ايفود وصل ميشد، و با 12 سنگ قيمتي تزئين ميشد كه بر هر يك نام يكي از اسباط نوشته شده بود؛ اوريم و تميم نيز بر اين زره قرار داشتند كه براي فهميدن ارادة خدا بكار ميرفتند، ولي مشخص نيست كه چه بودهاند.
روش تقديم قرباني، با منشاء الهي
خدا اين روش را در مركز و قلب حيات ملي يهود جاي داده بود. كاربرد و مفهوم فوري اين قربانيها براي يهوديان هر چه بوده باشد، بدون ترديد، قربانيهاي دايمي حيوانات و درخشش بيپايان آتش روي مذبح را خدا طرح ريزي كرده بود تا احساس گناه عميق مردم را در ضميرشان زنده نگاهدارند، و تا تصويري هميشگي از قرباني آيندة مسيح باشند، چرا كه قربانيها، چشم به او داشتند و در او كامل ميشدند.
كهانت لاويان
خدا آنها را مقرّر كرده بود تا در خدمت تقديم قرباني حيوانات، شفيعي ميان خدا و قوم يهود باشند. اين قربانيها در مسيح به كمال رسيدند و قرباني حيوانات، ديگر لزومي ندارد. خود مسيح كاهن اعظم بزرگ انسانها، و تنها شفيع ميان خدا و انسان است. بابهاي 8 و 9 و 10 عبرانيان اين نكته را روشن مي کند..
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]

-
- پست: 5234
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1747 بار
- سپاسهای دریافتی: 4179 بار
- تماس:
9 تقدیم قربانی توسط کاهنان
شروع كار كاهنان
و واقع شد كه در روز هشتم، موسي هارون و پسرانش و مشايخ اسرائيل را خواند. 2 و هارون را گفت: «گوسالهاي نرينه براي قرباني گناه، و قوچي بجهت قرباني سوختني، هر دو را بيعيب بگير، و به حضور خداوند بگذران. 3 و بنياسرائيل را خطاب كرده، بگو: بزغالة نرينه براي قرباني گناه، و گوساله و برهاي هر دو يك ساله و بيعيب براي قرباني سوختني بگيريد. 4 و گاوي و قوچي براي ذبيحة سلامتي، تا به حضور خداوند ذبح شود، و هديه آردي سرشته شدة به روغن را، زيرا كه امروز خداوند بر شما ظاهرخواهد شد.» 5 پس آنچه را كه موسي امر فرموده بود پيش خيمه اجتماع آوردند. و تمامي جماعت نزديك شده، به حضور خداوند ايستادند. 6 و موسي گفت: «اين است كاري كه خداوند امر فرموده است كه بكنيد، و جلال خداوند بر شما ظاهر خواهد شد.» 7 و موسي هارون را گفت: «نزديك مذبح بيا و قرباني گناه خود و قرباني سوختني خود را بگذران، و براي خود و براي قوم كفاره كن، و قرباني قوم را بگذران و بجهت ايشان كفاره كن، چنانكه خداوند امر فرموده است.»
8 و هارون به مذبح نزديك آمده، گوسالة قرباني گناه را كه براي خودش بود ذبح كرد. 9 و پسران هارون خون را نزد او آوردند و انگشت خود را به خون فرو برده، آن را بر شاخهاي مذبح ماليد و خون را بر بنيان مذبح ريخت. 10 و پيه و گُردهها و سفيدي جگر از قرباني گناه را بر مذبح سوزانيد، چنانكه خداوند موسي را امر فرموده بود. 11 و گوشت و پوست را بيرون لشكرگاه به آتش سوزانيد. 12 و قرباني سوختني را ذبح كرد، و پسران هارون خون را به او سپردند، و آن را به اطراف مذبح پاشيد. 13 و قرباني را به قطعههايش و سرش به او سپردند، و آن را بر مذبح سوزانيد. 14 و احشا و پاچهها را شست و آنها را بر قرباني سوختني بر مذبح سوزانيد. 15 و قرباني قوم را نزديك آورد، و بز قرباني گناه را كه براي قوم بود گرفته، آن را ذبح كرد و آن را مثل اولين براي گناه گذرانيد. 16 و قرباني سوختني را نزديك آورده، آن را به حسب قانون گذرانيد. 17 و هدية آردي را نزديك آورده، مشتي از آن برداشت، و آن راعلاوه بر قرباني سوختني صبح بر مذبح سوزانيد. 18 و گاو و قوچ ذبيحه سلامتي را كه براي قوم بود ذبح كرد، و پسران هارون خون را به او سپردند و آن را به اطراف مذبح پاشيد. 19 و پيه گاو و دنبه قوچ و آنچه احشا را ميپوشاند و گُردهها و سفيدي جگر را. 20 و پيه را بر سينهها نهادند، و پيه را بر مذبح سوزانيد. 21 و هارون سينهها و ران راست را براي هدية جنبانيدني به حضور خداوند جنبانيد، چنانكه موسي امر فرموده بود. 22 پس هارون دستهاي خود را به سوي قوم برافراشته، ايشان را بركت داد، و از گذرانيدن قرباني گناه و قرباني سوختني و ذبايح سلامتي بزير آمد. 23 و موسي و هارون به خيمه اجتماع داخل شدند، و بيرون آمده، قوم را بركت دادند و جلال خداوند بر جميع قوم ظاهر شد. 24 و آتش از حضور خداوند بيرون آمده، قرباني سوختني و پيه را بر مذبح بلعيد، و چون تمامي قوم اين را ديدند، صداي بلند كرده، به روي در افتادند. ترجمه تفسیری در روز هشتم، موسي، هارون و پسرانش را با بزرگان قوم اسرائيل جمع كرد 2 و به هارون گفت: «يك گوساله نر سالم و بيعيب براي قرباني گناه و يك قوچ سالم و بيعيب براي قرباني سوختني بگير و آنها را به حضور خداوند تقديم كن. 3 بعد به قوم اسرائيل بگوكه يك بزغالة نر براي قرباني گناه خود و يك گوساله ويك بره كه هر دو يك ساله و بيعيب باشند براي قرباني سوختني بياورند. 4 علاوه بر اينها قوم اسرائيل بايد يك گاو و يك قوچ براي قرباني سلامتي، و آرد مخلوط با روغن زيتون براي هديه آردي به خداوند تقديم كنند زيرا امروز خداوندبر ايشان ظاهر خواهد شد.»
5 پس قوم آنچه را كه موسي امر فرموده بود، جلو خيمه عبادت آوردند و تمام جماعت نزديك شده، در حضور خداوند ايستادند.
6 موسي به ايشان گفت: «خداوند فرموده دستورات او را انجام دهيد تا حضور پرجلال خود را بر شما ظاهر كند.»
7 آنگاه موسي به هارون گفت: «نزديك قربانگاه بيا و همانطور كه خداوند فرموده است قرباني گناه و قرباني سوختني خود را تقديم كرده، براي خود كفاره كن و سپس قربانيهاي قوم را تقديم نموده، براي آنها كفاره نما.»
8 بنابراين هارون نزديك قربانگاه رفت و گوساله قرباني گناه خود را ذبح كرد. 9 پسرانش خون گوساله را پيش وي آوردند و او انگشت خود را در خون فرو برد و بر شاخهاي قربانگاه ماليد و بقيه خون را به پاي قربانگاه ريخت. 10 بعد همانطور كه خداوند به موسي دستور داده بود، پيه، قلوهها و سفيدي روي جگر قرباني گناه را بر قربانگاه، 11 و گوشت و پوست آن را بيرون از اردوگاه سوزانيد.
12 پس از آن هارون قرباني سوختني را ذبح كرد و پسرانش خون قرباني را آوردند و هارون آن را بر چهار طرف قربانگاه پاشيد. 13 ايشان كله و قطعههاي ديگر حيوان را نزد هارون آوردند و او آنها را بر قربانگاه سوزانيد. 14 دل و روده و پاچهها را شست و اينها را نيز بعنوان قرباني سوختني بر قربانگاه سوزانيد.
15 سپس هارون قرباني قوم اسرائيل را تقديم كرد. او بز قرباني گناه قوم را ذبح نموده، آن را مانند قرباني گناه خود براي گناه قوم تقديم كرد. 16 آنگاه مطابق مقررات، قرباني سوختني ايشان را به خداوند تقديم نمود. 17 بعد هديه آردي را آورد و مشتي از آن را گرفت و بر قربانگاه سوزانيد. (اين قرباني غير از قرباني سوختنياي بود كه هر روز صبح تقديم ميشد.)
18 پس از آن هارون گاو و قوچ را بعنوان قرباني سلامتي قوم ذبح كرد. پسران هارون خون قرباني را نزد او آوردند و او آن را بر چهار طرف قربانگاه پاشيد. 19 سپس پيه گاو و قوچ را كه شامل پيه داخلشكم و قلوهها و سفيدي روي جگر گاو و قوچ ميشد، گرفت 20 و آنها را روي سينههاي حيوان گذاشته، نزديك قربانگاه آورد و تمام پيه را روي قربانگاه سوزانيد. 21 همانطور كه موسي دستور داده بود، هارون سينهها، و رانهاي راست حيوان را بعنوان هديه مخصوص در حضور خداوند تكان داد.
22 پس از تقديم قربانيها، هارون دستهاي خود را بطرف قوم اسرائيل دراز كرده، ايشان را بركت داد و از قربانگاه به زير آمد. 23 موسي و هارون به خيمه عبادت رفتند. وقتي از آنجا بيرون آمدند قوم اسرائيل را بركت دادند. آنگاه حضور پرجلال خداوند بر تمام جماعت ظاهر شد 24 و از حضور خداوند آتش فرود آمده، قرباني سوختني و پيه روي قربانگاه را بلعيد. بنياسرائيل وقتي اين را ديدند، فرياد برآورده، درحضور خداوند به خاك افتادند.
راهنما
بابهاي 8 و 9 . تخصيص هارون
تخصيص هارون و پسرانش براي كهانت: پيش از زمان موسي، رؤساي خانوادهها، قربانيها را تقديم ميكردند. اما اكنون كه قوم سازمان يافته بود، محلي براي تقديم قربانيها تعيين، و مراسمي براي اين كار مقرر شده بود، حرفة ارثي بخصوصي براي انجام اين خدمت بوجود آمد. هارون و پس از او نخست زادهاش، كاهنان اعظم بودند. كاهنان از عُشر دهيك سهم لاويان و قسمتهايي از برخي قربانيها تأمين ميشدند. 13 شهر به آنها اختصاص يافته بود (يوشع 21 : 13 - 19).
لباسهاي كاهن اعظم: خدا همة جزئيات آن را مشخص كرده بود (خروج 28). يك رداي آبي كه بر پايين آن زنگهايي آويخته شده بود.
ايفود، نوعي شنل بود كه از دو قطعه تشكيل ميشد كه بر روي شانهها به هم متصل ميشدند و يكي در جلو و ديگري در پشت آويزان ميشد و از طلا و پارچة مرغوب آبي، ارغواني و سرخ ساخته شده بود، و يك سنگ عقيق بر هر دو شانه قرار داشت كه اسامي 6 سبط بر آن نوشته شده بود.
زره سينه، حدود 10 اينچ مربع بود و از طلا و پارچة مرغوب آبي و ارغواني و سرخ دو لايه ساخته شده بود، و بوسيلة زنجيرهاي طلا به ايفود وصل ميشد، و با 12 سنگ قيمتي تزئين ميشد كه بر هر يك نام يكي از اسباط نوشته شده بود؛ اوريم و تميم نيز بر اين زره قرار داشتند كه براي فهميدن ارادة خدا بكار ميرفتند، ولي مشخص نيست كه چه بودهاند.
روش تقديم قرباني، با منشاء الهي
خدا اين روش را در مركز و قلب حيات ملي يهود جاي داده بود. كاربرد و مفهوم فوري اين قربانيها براي يهوديان هر چه بوده باشد، بدون ترديد، قربانيهاي دايمي حيوانات و درخشش بيپايان آتش روي مذبح را خدا طرح ريزي كرده بود تا احساس گناه عميق مردم را در ضميرشان زنده نگاهدارند، و تا تصويري هميشگي از قرباني آيندة مسيح باشند، چرا كه قربانيها، چشم به او داشتند و در او كامل ميشدند.
كهانت لاويان
خدا آنها را مقرّر كرده بود تا در خدمت تقديم قرباني حيوانات، شفيعي ميان خدا و قوم يهود باشند. اين قربانيها در مسيح به كمال رسيدند و قرباني حيوانات، ديگر لزومي ندارد. خود مسيح كاهن اعظم بزرگ انسانها، و تنها شفيع ميان خدا و انسان است. بابهاي 8 و 9 و 10 عبرانيان اين نكته را روشن ميكنند.
شروع كار كاهنان
و واقع شد كه در روز هشتم، موسي هارون و پسرانش و مشايخ اسرائيل را خواند. 2 و هارون را گفت: «گوسالهاي نرينه براي قرباني گناه، و قوچي بجهت قرباني سوختني، هر دو را بيعيب بگير، و به حضور خداوند بگذران. 3 و بنياسرائيل را خطاب كرده، بگو: بزغالة نرينه براي قرباني گناه، و گوساله و برهاي هر دو يك ساله و بيعيب براي قرباني سوختني بگيريد. 4 و گاوي و قوچي براي ذبيحة سلامتي، تا به حضور خداوند ذبح شود، و هديه آردي سرشته شدة به روغن را، زيرا كه امروز خداوند بر شما ظاهرخواهد شد.» 5 پس آنچه را كه موسي امر فرموده بود پيش خيمه اجتماع آوردند. و تمامي جماعت نزديك شده، به حضور خداوند ايستادند. 6 و موسي گفت: «اين است كاري كه خداوند امر فرموده است كه بكنيد، و جلال خداوند بر شما ظاهر خواهد شد.» 7 و موسي هارون را گفت: «نزديك مذبح بيا و قرباني گناه خود و قرباني سوختني خود را بگذران، و براي خود و براي قوم كفاره كن، و قرباني قوم را بگذران و بجهت ايشان كفاره كن، چنانكه خداوند امر فرموده است.»
8 و هارون به مذبح نزديك آمده، گوسالة قرباني گناه را كه براي خودش بود ذبح كرد. 9 و پسران هارون خون را نزد او آوردند و انگشت خود را به خون فرو برده، آن را بر شاخهاي مذبح ماليد و خون را بر بنيان مذبح ريخت. 10 و پيه و گُردهها و سفيدي جگر از قرباني گناه را بر مذبح سوزانيد، چنانكه خداوند موسي را امر فرموده بود. 11 و گوشت و پوست را بيرون لشكرگاه به آتش سوزانيد. 12 و قرباني سوختني را ذبح كرد، و پسران هارون خون را به او سپردند، و آن را به اطراف مذبح پاشيد. 13 و قرباني را به قطعههايش و سرش به او سپردند، و آن را بر مذبح سوزانيد. 14 و احشا و پاچهها را شست و آنها را بر قرباني سوختني بر مذبح سوزانيد. 15 و قرباني قوم را نزديك آورد، و بز قرباني گناه را كه براي قوم بود گرفته، آن را ذبح كرد و آن را مثل اولين براي گناه گذرانيد. 16 و قرباني سوختني را نزديك آورده، آن را به حسب قانون گذرانيد. 17 و هدية آردي را نزديك آورده، مشتي از آن برداشت، و آن راعلاوه بر قرباني سوختني صبح بر مذبح سوزانيد. 18 و گاو و قوچ ذبيحه سلامتي را كه براي قوم بود ذبح كرد، و پسران هارون خون را به او سپردند و آن را به اطراف مذبح پاشيد. 19 و پيه گاو و دنبه قوچ و آنچه احشا را ميپوشاند و گُردهها و سفيدي جگر را. 20 و پيه را بر سينهها نهادند، و پيه را بر مذبح سوزانيد. 21 و هارون سينهها و ران راست را براي هدية جنبانيدني به حضور خداوند جنبانيد، چنانكه موسي امر فرموده بود. 22 پس هارون دستهاي خود را به سوي قوم برافراشته، ايشان را بركت داد، و از گذرانيدن قرباني گناه و قرباني سوختني و ذبايح سلامتي بزير آمد. 23 و موسي و هارون به خيمه اجتماع داخل شدند، و بيرون آمده، قوم را بركت دادند و جلال خداوند بر جميع قوم ظاهر شد. 24 و آتش از حضور خداوند بيرون آمده، قرباني سوختني و پيه را بر مذبح بلعيد، و چون تمامي قوم اين را ديدند، صداي بلند كرده، به روي در افتادند. ترجمه تفسیری در روز هشتم، موسي، هارون و پسرانش را با بزرگان قوم اسرائيل جمع كرد 2 و به هارون گفت: «يك گوساله نر سالم و بيعيب براي قرباني گناه و يك قوچ سالم و بيعيب براي قرباني سوختني بگير و آنها را به حضور خداوند تقديم كن. 3 بعد به قوم اسرائيل بگوكه يك بزغالة نر براي قرباني گناه خود و يك گوساله ويك بره كه هر دو يك ساله و بيعيب باشند براي قرباني سوختني بياورند. 4 علاوه بر اينها قوم اسرائيل بايد يك گاو و يك قوچ براي قرباني سلامتي، و آرد مخلوط با روغن زيتون براي هديه آردي به خداوند تقديم كنند زيرا امروز خداوندبر ايشان ظاهر خواهد شد.»
5 پس قوم آنچه را كه موسي امر فرموده بود، جلو خيمه عبادت آوردند و تمام جماعت نزديك شده، در حضور خداوند ايستادند.
6 موسي به ايشان گفت: «خداوند فرموده دستورات او را انجام دهيد تا حضور پرجلال خود را بر شما ظاهر كند.»
7 آنگاه موسي به هارون گفت: «نزديك قربانگاه بيا و همانطور كه خداوند فرموده است قرباني گناه و قرباني سوختني خود را تقديم كرده، براي خود كفاره كن و سپس قربانيهاي قوم را تقديم نموده، براي آنها كفاره نما.»
8 بنابراين هارون نزديك قربانگاه رفت و گوساله قرباني گناه خود را ذبح كرد. 9 پسرانش خون گوساله را پيش وي آوردند و او انگشت خود را در خون فرو برد و بر شاخهاي قربانگاه ماليد و بقيه خون را به پاي قربانگاه ريخت. 10 بعد همانطور كه خداوند به موسي دستور داده بود، پيه، قلوهها و سفيدي روي جگر قرباني گناه را بر قربانگاه، 11 و گوشت و پوست آن را بيرون از اردوگاه سوزانيد.
12 پس از آن هارون قرباني سوختني را ذبح كرد و پسرانش خون قرباني را آوردند و هارون آن را بر چهار طرف قربانگاه پاشيد. 13 ايشان كله و قطعههاي ديگر حيوان را نزد هارون آوردند و او آنها را بر قربانگاه سوزانيد. 14 دل و روده و پاچهها را شست و اينها را نيز بعنوان قرباني سوختني بر قربانگاه سوزانيد.
15 سپس هارون قرباني قوم اسرائيل را تقديم كرد. او بز قرباني گناه قوم را ذبح نموده، آن را مانند قرباني گناه خود براي گناه قوم تقديم كرد. 16 آنگاه مطابق مقررات، قرباني سوختني ايشان را به خداوند تقديم نمود. 17 بعد هديه آردي را آورد و مشتي از آن را گرفت و بر قربانگاه سوزانيد. (اين قرباني غير از قرباني سوختنياي بود كه هر روز صبح تقديم ميشد.)
18 پس از آن هارون گاو و قوچ را بعنوان قرباني سلامتي قوم ذبح كرد. پسران هارون خون قرباني را نزد او آوردند و او آن را بر چهار طرف قربانگاه پاشيد. 19 سپس پيه گاو و قوچ را كه شامل پيه داخلشكم و قلوهها و سفيدي روي جگر گاو و قوچ ميشد، گرفت 20 و آنها را روي سينههاي حيوان گذاشته، نزديك قربانگاه آورد و تمام پيه را روي قربانگاه سوزانيد. 21 همانطور كه موسي دستور داده بود، هارون سينهها، و رانهاي راست حيوان را بعنوان هديه مخصوص در حضور خداوند تكان داد.
22 پس از تقديم قربانيها، هارون دستهاي خود را بطرف قوم اسرائيل دراز كرده، ايشان را بركت داد و از قربانگاه به زير آمد. 23 موسي و هارون به خيمه عبادت رفتند. وقتي از آنجا بيرون آمدند قوم اسرائيل را بركت دادند. آنگاه حضور پرجلال خداوند بر تمام جماعت ظاهر شد 24 و از حضور خداوند آتش فرود آمده، قرباني سوختني و پيه روي قربانگاه را بلعيد. بنياسرائيل وقتي اين را ديدند، فرياد برآورده، درحضور خداوند به خاك افتادند.
راهنما
بابهاي 8 و 9 . تخصيص هارون
تخصيص هارون و پسرانش براي كهانت: پيش از زمان موسي، رؤساي خانوادهها، قربانيها را تقديم ميكردند. اما اكنون كه قوم سازمان يافته بود، محلي براي تقديم قربانيها تعيين، و مراسمي براي اين كار مقرر شده بود، حرفة ارثي بخصوصي براي انجام اين خدمت بوجود آمد. هارون و پس از او نخست زادهاش، كاهنان اعظم بودند. كاهنان از عُشر دهيك سهم لاويان و قسمتهايي از برخي قربانيها تأمين ميشدند. 13 شهر به آنها اختصاص يافته بود (يوشع 21 : 13 - 19).
لباسهاي كاهن اعظم: خدا همة جزئيات آن را مشخص كرده بود (خروج 28). يك رداي آبي كه بر پايين آن زنگهايي آويخته شده بود.
ايفود، نوعي شنل بود كه از دو قطعه تشكيل ميشد كه بر روي شانهها به هم متصل ميشدند و يكي در جلو و ديگري در پشت آويزان ميشد و از طلا و پارچة مرغوب آبي، ارغواني و سرخ ساخته شده بود، و يك سنگ عقيق بر هر دو شانه قرار داشت كه اسامي 6 سبط بر آن نوشته شده بود.
زره سينه، حدود 10 اينچ مربع بود و از طلا و پارچة مرغوب آبي و ارغواني و سرخ دو لايه ساخته شده بود، و بوسيلة زنجيرهاي طلا به ايفود وصل ميشد، و با 12 سنگ قيمتي تزئين ميشد كه بر هر يك نام يكي از اسباط نوشته شده بود؛ اوريم و تميم نيز بر اين زره قرار داشتند كه براي فهميدن ارادة خدا بكار ميرفتند، ولي مشخص نيست كه چه بودهاند.
روش تقديم قرباني، با منشاء الهي
خدا اين روش را در مركز و قلب حيات ملي يهود جاي داده بود. كاربرد و مفهوم فوري اين قربانيها براي يهوديان هر چه بوده باشد، بدون ترديد، قربانيهاي دايمي حيوانات و درخشش بيپايان آتش روي مذبح را خدا طرح ريزي كرده بود تا احساس گناه عميق مردم را در ضميرشان زنده نگاهدارند، و تا تصويري هميشگي از قرباني آيندة مسيح باشند، چرا كه قربانيها، چشم به او داشتند و در او كامل ميشدند.
كهانت لاويان
خدا آنها را مقرّر كرده بود تا در خدمت تقديم قرباني حيوانات، شفيعي ميان خدا و قوم يهود باشند. اين قربانيها در مسيح به كمال رسيدند و قرباني حيوانات، ديگر لزومي ندارد. خود مسيح كاهن اعظم بزرگ انسانها، و تنها شفيع ميان خدا و انسان است. بابهاي 8 و 9 و 10 عبرانيان اين نكته را روشن ميكنند.
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]

-
- پست: 5234
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1747 بار
- سپاسهای دریافتی: 4179 بار
- تماس:
10 گناه ناداب و ابیهو
اهميت تقديس
و ناداب و ابيهو پسران هارون، هر يكيمجمرة خود را گرفته، آتش بر آنها نهادند. و بخور بر آن گذارده، آتش غريبي كه ايشان را نفرموده بود، به حضور خداوند نزديك آوردند. 2 و آتش از حضور خداوند به در شده، ايشان را بلعيد، و به حضور خداوند مردند. 3 پس موسي به هارون گفت: «اين است آنچه خداوند فرموده، و گفته است كه از آناني كه به من نزديك آيند تقديس كرده خواهم شد، و در نظر تمامي قوم جلال خواهم يافت.» پس هارون خاموششد. 4 و موسي ميشائيل و الصافان، پسران عُزّيئيل عموي هارون را خوانده، به ايشان گفت: «نزديك آمده، برادران خود را از پيش قدس بيرون لشكرگاه ببريد.» 5 پس نزديك آمده، ايشان را در پيراهنهاي ايشان بيرون لشكرگاه بردند، چنانكه موسي گفته بود.
6 و موسي هارون و پسرانش العازار و ايتامار را گفت: «مويهاي سر خود را باز مكنيد و گريبان خود را چاك مزنيد مبادا بميريد. و غضب بر تمامي جماعت بشود. اما برادران شما يعني تمام خاندان اسرائيل بجهت آتشي كه خداوند افروخته است ماتم خواهند كرد. 7 و از در خيمه اجتماع بيرون مرويد مبادا بميريد، زيرا روغن مسح خداوند بر شماست.» پس به حسب آنچه موسي گفت، كردند.
8 و خداوند هارون را خطاب كرده، گفت: 9 «تو و پسرانت با تو چون به خيمه اجتماع داخل شويد، شراب و مُسْكِري منوشيد مبادا بميريد. اين است فريضة ابدي در نسلهاي شما. 10 و تا در ميان مقدّس و غيرمقدّس و نجس و طاهر تميز دهيد، 11 و تا به بنياسرائيل همة فرايضي را كه خداوند به دست موسي براي ايشان گفته است، تعليم دهيد.»
12 و موسي به هارون و پسرانش العازار و ايتامار كه باقي بودند گفت: «هدية آردي كه از هداياي آتشين خداوند مانده است بگيريد، و آن را بيخميرمايه نزد مذبح بخوريد زيرا قدساقداس است. 13 و آن را در مكان مقدس بخوريد زيرا كه از هداياي آتشين خداوند اين حصّة تو و حصة پسران توست چنانكه مأمورشدهام. 14 و سينة جنبانيدني و ران افراشتني را تو و پسرانت و دخترانت با تو در جاي پاك بخوريد، زيرا اينها از ذبايح سلامتي بنياسرائيل براي حصة تو و حصة پسرانت داده شده است. 15 ران افراشتني و سينة جنبانيدني را با هداياي آتشين پيه بياورند، تا هدية جنبانيدني به حضور خداوند جنبانيده شود، و از آن تو و از آن پسرانت خواهد بود، به فريضة ابدي چنانكه خداوند امر فرموده است.» 16 و موسي بز قرباني گناه را طلبيد و اينك سوخته شده بود، پس بر العازار و ايتامار پسران هارون كه باقي بودند خشم نموده، گفت: 17 «چرا قرباني گناه را در مكان مقدس نخورديد؟ زيرا كه آن قدساقداس است، و به شما داده شده بود تا گناه جماعت را برداشته، براي ايشان به حضور خداوند كفاره كنيد. 18 اينك خون آن به اندرون قدس آورده نشد، البته ميبايست آن را در قدس خورده باشيد، چنانكه امر كرده بودم.» 19 هارون به موسي گفت: «اينك امروز قرباني گناه خود و قرباني سوختني خود را به حضور خداوند گذرانيدند، و چنين چيزها بر من واقع شده است، پس اگر امروز قرباني گناه را ميخوردم آيا منظور نظر خداوند ميشد؟» 20 چون موسي اين را شنيد، در نظرش پسند آمد. ترجمه تفسیری ناداب و ابيهو، پسران هارون، برخلاف امر خداوند، آتش غير مجاز بر آتشدان خود نهاده، بر آن بخور گذاشتند و به حضور خداوند تقديم كردند. 2 ناگاه آتش از حضور خداوند بيرون آمده، آنها را سوزاند و آنها در همانجا، در حضور خداوند مردند.
3 آنگاه موسي به هارون گفت: «منظور خداوند همين بود وقتي فرمود: كساني كه مرا خدمت ميكنند بايد حرمت قدوسيت مرا نگاه دارند تا تمام قوم، مرا احترام كنند.» پس هارون خاموش ماند.
4 بعد موسي، ميشائيل و الصافان (پسران عزيئيل، عموي هارون) را صدا زد و به ايشان گفت: «برويد و اجساد را از داخل خيمه عبادت برداريد و به خارج از اردوگاه ببريد.»
5 آنها رفتند و همانطور كه موسي گفته بود ايشان را در پيراهنهاي كهانتشان از اردوگاه بيرون بردند.6 آنگاه موسي به هارون وپسرانش العازار و ايتامار گفت: «عزاداري ننماييد، موي سرتان را ژوليده نكنيد و گريبان لباس خود را چاك نزنيد. اگر عزاداري كنيد خدا شما را نيز هلاك خواهد كرد و خشم او برتمام قوم اسرائيل افروخته خواهد شد. ولي بنياسرائيل ميتوانند براي ناداب و ابيهو كه در اثر آتش هولناك خداوند مردند، عزاداري نمايند. 7 شما از در خيمه عبادت بيرون نرويد مبادا بميريد، چون روغن مسح خداوند بر شماست.» ايشان طبق دستور موسي عمل كردند.
8و9 آنگاه خداوند به هارون گفت: «وقتي به خيمه عبادت ميرويد، هرگز شراب يا مشروبات مست كننده ديگر ننوشيد مبادا بميريد. اين قانوني است دايمي براي تـو و پسرانت و تمام نسلهاي آيندهات. 10 شما بايد فرق بين مقدس و نامقدس، و نجس و طاهـر را تشخيص دهيد. 11 بايد تمام دستورات مرا كه توسط موسي به قوم اسرائيل دادهام، به ايشان بياموزيد.»
12 سپس موسي به هارون و دو پسر بازماندهاش، العازار و ايتامار گفت: «باقيمانده هديه آردي را كه بر آتش به خداوند تقديم شده است برداريد و از آن، نان بدون خميرمايه پخته، در كنار قربانگاه بخوريد زيرا اين هديه، بسيار مقدس است. 13 چنانكه خداوند به من فرموده است بايد اين را در جاي مقدسي بخوريد زيرا اين سهم شما و پسرانتان از هديهاي است كه بر آتش به خداوند تقديم ميشود. 14 شما و پسران و دخترانتان ميتوانيد سينه و ران هديه مخصوص را كه در حضور خداوند تكان داده ميشود، در مكان طاهري بخوريد. اين هدايا كه سهم شما از قرباني سلامتي قوم اسرائيل ميباشد به شما و فرزندانتان داده شده است.
15 «بنياسرائيل بايد ران و سينه را هنگام تقديم پيه بر آتش، بياورند و بعنوان هديه مخصوص در حضور خداوند تكان دهند. آن ران و سينه هميشه به شما و فرزندانتان تعلق خواهد داشت، همانطوركه خداوند فرموده است.»
16 موسي سراغ بز قرباني گناه را گرفت، ولي پيبرد كه سوزانده شده است. پس بر العازار و ايتامار خشمگين شده، گفت: 17 «چرا قرباني گناه را در مكان مقدس نخورديد؟ اين قرباني، بسيار مقدس ميباشد و خدا آن را به شما داده است تا گناه قوم اسرائيل را درحضور خداوند كفاره نماييد. 18 چون خون آن به داخل قدس برده نشد، بايد حتماً آن را در محوطه عبادتگاه ميخورديد، بطوري كه به شما دستور داده بودم.»
19 ولي هارون به موسي گفت: «با وجودي كه ايشان قرباني گناه و قرباني سوختني خود را به حضور خداوند تقديم كردند اين واقعه هولناك براي من پيش آمد. حال اگر از گوشت قرباني گناه ميخورديم، آيا خداوند خشنود ميشد؟» 20 موسي وقتي اين را شنيد، قانع شد.
راهنما
باب 10 . ناداب و ابيهو
مجازات سريع و هولناك آنها اخطاري بود بر ضد اجراي خودخواهانة فرامين خدا؛ و حتي اخطاري است به رهبران كليسا كه انجيل مسيح را با انواع سنّتهاي انساني منحرف ميكنند
اهميت تقديس
و ناداب و ابيهو پسران هارون، هر يكيمجمرة خود را گرفته، آتش بر آنها نهادند. و بخور بر آن گذارده، آتش غريبي كه ايشان را نفرموده بود، به حضور خداوند نزديك آوردند. 2 و آتش از حضور خداوند به در شده، ايشان را بلعيد، و به حضور خداوند مردند. 3 پس موسي به هارون گفت: «اين است آنچه خداوند فرموده، و گفته است كه از آناني كه به من نزديك آيند تقديس كرده خواهم شد، و در نظر تمامي قوم جلال خواهم يافت.» پس هارون خاموششد. 4 و موسي ميشائيل و الصافان، پسران عُزّيئيل عموي هارون را خوانده، به ايشان گفت: «نزديك آمده، برادران خود را از پيش قدس بيرون لشكرگاه ببريد.» 5 پس نزديك آمده، ايشان را در پيراهنهاي ايشان بيرون لشكرگاه بردند، چنانكه موسي گفته بود.
6 و موسي هارون و پسرانش العازار و ايتامار را گفت: «مويهاي سر خود را باز مكنيد و گريبان خود را چاك مزنيد مبادا بميريد. و غضب بر تمامي جماعت بشود. اما برادران شما يعني تمام خاندان اسرائيل بجهت آتشي كه خداوند افروخته است ماتم خواهند كرد. 7 و از در خيمه اجتماع بيرون مرويد مبادا بميريد، زيرا روغن مسح خداوند بر شماست.» پس به حسب آنچه موسي گفت، كردند.
8 و خداوند هارون را خطاب كرده، گفت: 9 «تو و پسرانت با تو چون به خيمه اجتماع داخل شويد، شراب و مُسْكِري منوشيد مبادا بميريد. اين است فريضة ابدي در نسلهاي شما. 10 و تا در ميان مقدّس و غيرمقدّس و نجس و طاهر تميز دهيد، 11 و تا به بنياسرائيل همة فرايضي را كه خداوند به دست موسي براي ايشان گفته است، تعليم دهيد.»
12 و موسي به هارون و پسرانش العازار و ايتامار كه باقي بودند گفت: «هدية آردي كه از هداياي آتشين خداوند مانده است بگيريد، و آن را بيخميرمايه نزد مذبح بخوريد زيرا قدساقداس است. 13 و آن را در مكان مقدس بخوريد زيرا كه از هداياي آتشين خداوند اين حصّة تو و حصة پسران توست چنانكه مأمورشدهام. 14 و سينة جنبانيدني و ران افراشتني را تو و پسرانت و دخترانت با تو در جاي پاك بخوريد، زيرا اينها از ذبايح سلامتي بنياسرائيل براي حصة تو و حصة پسرانت داده شده است. 15 ران افراشتني و سينة جنبانيدني را با هداياي آتشين پيه بياورند، تا هدية جنبانيدني به حضور خداوند جنبانيده شود، و از آن تو و از آن پسرانت خواهد بود، به فريضة ابدي چنانكه خداوند امر فرموده است.» 16 و موسي بز قرباني گناه را طلبيد و اينك سوخته شده بود، پس بر العازار و ايتامار پسران هارون كه باقي بودند خشم نموده، گفت: 17 «چرا قرباني گناه را در مكان مقدس نخورديد؟ زيرا كه آن قدساقداس است، و به شما داده شده بود تا گناه جماعت را برداشته، براي ايشان به حضور خداوند كفاره كنيد. 18 اينك خون آن به اندرون قدس آورده نشد، البته ميبايست آن را در قدس خورده باشيد، چنانكه امر كرده بودم.» 19 هارون به موسي گفت: «اينك امروز قرباني گناه خود و قرباني سوختني خود را به حضور خداوند گذرانيدند، و چنين چيزها بر من واقع شده است، پس اگر امروز قرباني گناه را ميخوردم آيا منظور نظر خداوند ميشد؟» 20 چون موسي اين را شنيد، در نظرش پسند آمد. ترجمه تفسیری ناداب و ابيهو، پسران هارون، برخلاف امر خداوند، آتش غير مجاز بر آتشدان خود نهاده، بر آن بخور گذاشتند و به حضور خداوند تقديم كردند. 2 ناگاه آتش از حضور خداوند بيرون آمده، آنها را سوزاند و آنها در همانجا، در حضور خداوند مردند.
3 آنگاه موسي به هارون گفت: «منظور خداوند همين بود وقتي فرمود: كساني كه مرا خدمت ميكنند بايد حرمت قدوسيت مرا نگاه دارند تا تمام قوم، مرا احترام كنند.» پس هارون خاموش ماند.
4 بعد موسي، ميشائيل و الصافان (پسران عزيئيل، عموي هارون) را صدا زد و به ايشان گفت: «برويد و اجساد را از داخل خيمه عبادت برداريد و به خارج از اردوگاه ببريد.»
5 آنها رفتند و همانطور كه موسي گفته بود ايشان را در پيراهنهاي كهانتشان از اردوگاه بيرون بردند.6 آنگاه موسي به هارون وپسرانش العازار و ايتامار گفت: «عزاداري ننماييد، موي سرتان را ژوليده نكنيد و گريبان لباس خود را چاك نزنيد. اگر عزاداري كنيد خدا شما را نيز هلاك خواهد كرد و خشم او برتمام قوم اسرائيل افروخته خواهد شد. ولي بنياسرائيل ميتوانند براي ناداب و ابيهو كه در اثر آتش هولناك خداوند مردند، عزاداري نمايند. 7 شما از در خيمه عبادت بيرون نرويد مبادا بميريد، چون روغن مسح خداوند بر شماست.» ايشان طبق دستور موسي عمل كردند.
8و9 آنگاه خداوند به هارون گفت: «وقتي به خيمه عبادت ميرويد، هرگز شراب يا مشروبات مست كننده ديگر ننوشيد مبادا بميريد. اين قانوني است دايمي براي تـو و پسرانت و تمام نسلهاي آيندهات. 10 شما بايد فرق بين مقدس و نامقدس، و نجس و طاهـر را تشخيص دهيد. 11 بايد تمام دستورات مرا كه توسط موسي به قوم اسرائيل دادهام، به ايشان بياموزيد.»
12 سپس موسي به هارون و دو پسر بازماندهاش، العازار و ايتامار گفت: «باقيمانده هديه آردي را كه بر آتش به خداوند تقديم شده است برداريد و از آن، نان بدون خميرمايه پخته، در كنار قربانگاه بخوريد زيرا اين هديه، بسيار مقدس است. 13 چنانكه خداوند به من فرموده است بايد اين را در جاي مقدسي بخوريد زيرا اين سهم شما و پسرانتان از هديهاي است كه بر آتش به خداوند تقديم ميشود. 14 شما و پسران و دخترانتان ميتوانيد سينه و ران هديه مخصوص را كه در حضور خداوند تكان داده ميشود، در مكان طاهري بخوريد. اين هدايا كه سهم شما از قرباني سلامتي قوم اسرائيل ميباشد به شما و فرزندانتان داده شده است.
15 «بنياسرائيل بايد ران و سينه را هنگام تقديم پيه بر آتش، بياورند و بعنوان هديه مخصوص در حضور خداوند تكان دهند. آن ران و سينه هميشه به شما و فرزندانتان تعلق خواهد داشت، همانطوركه خداوند فرموده است.»
16 موسي سراغ بز قرباني گناه را گرفت، ولي پيبرد كه سوزانده شده است. پس بر العازار و ايتامار خشمگين شده، گفت: 17 «چرا قرباني گناه را در مكان مقدس نخورديد؟ اين قرباني، بسيار مقدس ميباشد و خدا آن را به شما داده است تا گناه قوم اسرائيل را درحضور خداوند كفاره نماييد. 18 چون خون آن به داخل قدس برده نشد، بايد حتماً آن را در محوطه عبادتگاه ميخورديد، بطوري كه به شما دستور داده بودم.»
19 ولي هارون به موسي گفت: «با وجودي كه ايشان قرباني گناه و قرباني سوختني خود را به حضور خداوند تقديم كردند اين واقعه هولناك براي من پيش آمد. حال اگر از گوشت قرباني گناه ميخورديم، آيا خداوند خشنود ميشد؟» 20 موسي وقتي اين را شنيد، قانع شد.
راهنما
باب 10 . ناداب و ابيهو
مجازات سريع و هولناك آنها اخطاري بود بر ضد اجراي خودخواهانة فرامين خدا؛ و حتي اخطاري است به رهبران كليسا كه انجيل مسيح را با انواع سنّتهاي انساني منحرف ميكنند
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]

-
- پست: 5234
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1747 بار
- سپاسهای دریافتی: 4179 بار
- تماس:
غذاي نجس و طاهر
و خداوند موسي و هارون را خطابكرده، به ايشان گفت: 2 «بنياسرائيل را خطاب كرده، بگوييد: اينها حيواناتي هستند كه ميبايد بخوريد، از همه بهايمي كه بر روي زميناند. 3 هر شكافته سم كه شكاف تمام دارد و نشخوار كنندهاي از بهايم، آن را بخوريد. 4 اما از نشخواركنندگان و شكافتگان سم اينها رامخوريد، يعني شتر، زيرا نشخوار ميكند ليكن شكافته سم نيست، آن براي شما نجس است. 5 و وَنَك، زيرا نشخوار ميكند اما شكافته سم نيست، اين براي شما نجس است. 6 و خرگوش، زيرا نشخوار ميكند ولي شكافته سم نيست، اين براي شما نجس است. 7 و خوك، زيرا شكافته سم است و شكاف تمام دارد ليكن نشخوار نميكند، اين براي شما نجس است. 8 از گوشت آنها مخوريد و لاش آنها را لمس مكنيد، اينها براي شما نجساند. 9 از همة آنچه در آب است اينها را بخوريد، هر چه پر و فلس دارد در آب خواه در دريا خواه در نهرها، آنها را بخوريد. 10 و هر چه پر و فلس ندارد در دريا يا در نهرها، از همة حشرات آب و همة جانوراني كه در آب ميباشند، اينها نزد شما مكروه باشند. 11 البته نزد شما مكروهاند، از گوشت آنها مخوريد و لاشهاي آنها را مكروه داريد. 12 هر چه در آبها پر و فلس ندارد نزد شما مكروه خواهد بود. 13 و از مرغان اينها را مكروه داريد، خورده نشوند، زيرا مكروهاند، عقاب و استخوانخوار و نَسْرِبَحر. 14 و كركس و لاشخوار به اجناس آن. 15 و غُراب به اجناس آن. 16 و شترمرغ و جغد و مرغ دريايي و باز به اجناس آن. 17 و بوم و غواص و بوتيمار. 18 و قاز و مرغ سقا و رخم. 19 و لقلق و كُلنگ به اجناس آن و هدهد و شبپره. 20 و همة حشرات بالدار كه بر چهارپا ميروند براي شما مكروهاند. 21 ليكن اينها را بخوريد از همة حشرات بالدار كه بر چهار پا ميروند، هر كدام كه بر پايهاي خود ساقها براي جستن بر زمين دارند. 22 از آن قسم اينها را بخوريد. ملخ به اجناس آن و دُبا به اجناس آن و حَرجَوان به اجناس آن و حَدَب به اجناس آن. 23 و ساير حشرات بالدار كه چهار پا دارندبراي شما مكروهاند. 24 از آنها نجس ميشويد، هركه لاش آنها را لمس كند تا شام نجس باشد. 25 و هر كه چيزي از لاش آنها را بردارد، رخت خود را بشويد و تا شام نجس باشد. 26 و هر بهيمهاي كه شكافته سم باشد ليكن شكاف تمام ندارد و نشخوار نكند اينها براي شما نجسند، و هر كه آنها را لمس كند نجس است. 27 و هر چه بر كف پا رود از همة جانوراني كه بر چهار پا ميروند، اينها براي شما نجساند، هر كه لاش آنها را لمس كند تا شام نجس باشد. 28 و هر كه لاش آنها را بردارد، رخت خود را بشويد و تا شام نجس باشد. اينها براي شما نجساند.
29 «و از حشراتي كه بر زمين ميخزند اينها براي شما نجساند: موش كور و موش و سوسمار به اجناس آن، 30 و دَله و وَرَل و چلپاسه و كرباسه و بوقلمون. 31 از جميع حشرات اينها براي شما نجساند: هر كه لاش آنها را لمس كند تا شام نجس باشد، 32 و بر هر چيزي كه يكي از اينها بعد از موتش بيفتد نجس باشد، خواه هر ظرف چوبي، خواه رخت، خواه چرم، خواه جوال؛ هر ظرفي كه در آن كار كرده شود در آب گذاشته شود و تا شام نجس باشد، پس طاهر خواهد بود. 33 و هر ظرف سفالين كه يكي از اينها در آن بيفتد آنچه در آن است نجس باشد و آن را بشكنيد. 34 هر خوراك در آن كه خورده شود، اگر آب بر آن ريخته شد نجس باشد، و هر مشروبي كه آشاميده شود كه در چنين ظرف است نجس باشد. 35 و بر هر چيزي كه پارهاي از لاش آنها بيفتد نجس باشد، خواه تنور، خواه اجاق، شكسته شود؛ اينها نجساند و نزد شما نجسخواهند بود. 36 و چشمه و حوض كه مجمع آب باشد طاهر است ليكن هر كه لاش آنها را لمس كند نجس خواهد بود. 37 و اگر پارهاي از لاش آنها بر تخم كاشتني كه بايد كاشته شود بيفتد طاهر است. 38 ليكن اگر آب بر تخم ريخته شود و پارهاي از لاش آنها بر آن بيفتد، اين براي شما نجس باشد. 39 و اگر يكي از بهايمي كه براي شما خوردني است بميرد، هر كه لاش آن را لمس كند تا شام نجس باشد. 40 و هر كه لاش آن را بخورد رخت خود را بشويد و تا شام نجس باشد. و هر كه لاش آن را بردارد، رخت خود را بشويد و تا شام نجس باشد.
41 «و هر حشراتي كه بر زمين ميخزد مكروه است؛ خورده نشود. 42 و هر چه بر شكم راه رود و هر چه بر چهارپا راه رود و هر چه پايهاي زياده دارد، يعني همة حشراتي كه بر زمين ميخزند، آنها را مخوريد زيرا كه مكروهاند. 43 خويشتن را به هر حشراتي كه ميخزد مكروه مسازيد، و خود را به آنها نجس مسازيد، مبادا از آنها ناپاك شويد. 44 زيرا من يهوه خداي شما هستم، پس خود را تقديس نماييد و مقدس باشيد، زيرا من قدوس هستم پس خويشتن را به همة حشراتي كه بر زمين ميخزند نجس مسازيد. 45 زيرا من يهوه هستم كه شما را از زمين مصر بيرون آوردم تا خداي شما باشم، پس مقدس باشيد زيرا من قدوس هستم. 46 اين است قانون بهايم و مرغان و هر حيواني كه در آبها حركت ميكند و هر حيواني كه بر زمين ميخزد. 47 تا در ميان نجس و طاهر و در ميان حيواناتي كه خورده شوند و حيواناتي كه خورده نشوند امتياز بشود.» ترجمه تفسیری خداونـد به موسي و هارون فرمود كه اين دستورات را به قوم اسرائيل بدهند: هر حيواني كه شكافته سم باشد و نشخوار كند حلال گوشت است. 4-7 ولي گوشت شتر، گوركن و خرگوش را نبايد خورد، زيرا اين حيوانات هر چند نشخوار ميكنند اما شكافتهسم نيستند؛ همچنين گوشت خوك را نيز نبايد خورد، زيرا هر چند شكافته سم است اما نشخوار نميكند. 8 پس نبايد اين حيوانات را بخوريد و يا حتي دست به لاشه آنها بزنيد، زيرا گوشت آنها حرام است.
9 از حيواناتي كه در آب زندگي ميكنند چه در رودخانه باشند و چه در دريا آنهايي را ميتوانيد بخوريد كه باله و فلس داشته باشند. 10 تمام جانوران آبزي ديگر براي شما حرامند؛ 11 نه گوشت آنها را بخوريد و نه به لاشه آنها دست بزنيد. 12 باز تكرار ميكنم، هر جانور آبزي كه باله و فلس نداشته باشد براي شما حرام است.
13-19 از ميان پرندگان اينها را نبايد بخوريد: عقاب، جغد، باز، شاهين، لاشخور، كركس، كلاغ، شترمرغ، مرغ دريايي، لكلك، مرغ ماهيخوار، مرغ سقا، قرهقاز، هدهد و خفاش.
20 حشرات بالدار نبايد خورده شوند، 21و22 بجز آنهايي كه ميجهند، يعني ملخ و انواع گوناگون آن. اينها را ميتوان خورد. 23 اما ساير حشرات بالدار برايشما حرامند.
24 هر كس به لاشه اين حيوانات حرام گوشت دست بزند تا غروب شرعاً نجس خواهد بود. 25 هركس لاشه آنها را بردارد بايد لباسش را بشويد؛ او تا غروب شرعاً نجس خواهد بود.
26 اگر به حيواني دست بزنيد كه سمش كاملاً شكافته نباشد و يا نشخوار نكند، شرعاً نجس خواهيد بود، زيرا حرام گوشت هستند. 27 هر حيوان چهارپا كه روي پنجه راه رود خوردنش حرام است. هركس به لاشه چنين حيواني دست بزند تا غروب نجس خواهد بود. 28 هركس لاشه آن را بردارد تا غروب نجس خواهد بود و بايد لباس خود را بشويد. اين حيوانات براي شما حرام هستند.
29و30 موش كور، موش صحرايي، موش خانگي و انواع مارمولك حرامند و نبايد خورده شوند. 31 هركس به لاشه اين جانوران دست بزند تا غروب شرعاً نجس خواهد بود. 32 اگر لاشه آنها روي شياي كه از جنس چوب، پارچه، چرم يا گوني باشد بيفتد آن شي شرعاً نجس خواهد شد؛ بايد آن را در آب بگذاريد و آن تا غروب نجس خواهد بود ولي بعد از آن، ميتوان دوباره آن را بكار برد. 33 اگر لاشه يكي از اين جانوران در يك ظرف سفالين بيفتد، هر چيزي كه در ظرف باشد نجس خواهد بود و بايد ظرف را شكست. 34 اگر آب چنين ظرفي روي خوراكي ريخته شود آن خوراك نيز شرعاً نجس خواهد شد و هر آشاميدني هم كه در چنين ظرفي باشد، نجس خواهد بود.
35 اگر لاشه يكي از اين جانوران روي تنور يا اجاقي بيفتد، آن تنور يا اجاق شرعاً نجس خواهد شد و بايد آن را شكست. 36 اما اگر لاشه در چشمه يا آب انباري بيفتد، چشمه يا آب انبار نجس نخواهد شد ولي كسي كه لاشه را بيرون ميآورد نجس خواهد شد. 37و38 اگر لاشه روي دانههايي كه قرار است كاشته شود بيفتد آن دانهها نجس نخواهند شد، ولي اگر روي دانههاي خيس كرده بيفتد دانهها نجس خواهند گرديد.
39 اگر حيوان حلال گوشتي بميرد، هركس لاشهآن را لمس كند تا غروب شرعاً نجس خواهد بود. 40 همچنين اگر كسي گوشت آن را بخورد و يا لاشه آن را جابجا كند بايد لباس خود را بشويد و او تا غروب نجس خواهد بود.
41و42 جانوراني كه روي زمين ميخزند، چه آنهايي كه دست و پا ندارند و چه آنهايي كه چهار دست و پا و يا پاهاي زياد دارند، حرامند و نبايد خورده شوند. 43 با آنها خود را نجس نسازيد. 44 من خداوند، خداي شما هستم. خود را تقديس نماييد و مقدس باشيد، چون من مقدس هستم. پس با اين جانوراني كه روي زمين ميخزند خود را نجس نكنيد. 45 من همان خداوندي هستم كه شما را از سرزمين مصر بيرون آوردم تا خداي شما باشم. بنابراين بايد مقدس باشيد، زيرا من مقدس هستم.
46 اين قوانين را بايد در مورد حيوانات، پرندگان، جانوران آبزي و خزندگان رعايت كنيد. 47 بايد در ميان حيوانات نجس و طاهر، حرام گوشت و حلال گوشت، تفاوت قائل شويد.
راهنما
باب 11 . حيوانات پاك و ناپاك
پيش از طوفان نوح، ميان حيوانات پاك و ناپاك تمايزي وجود داشت (پيدايش 7 : 2). موسي آن را بصورت يك قانون وضع كرد. اين تمايز، از يك سو بر اساس سالم بودن حيوانات براي تغذيه قرار داشت، و از سوي ديگر بر پاية ملاحظات مذهبي استوار بود و نشانهاي بود از جدايي اسرائيل از ملل ديگر. عيسي اين تمايز را منسوخ كرد (مرقس 7 : 19)، و همة انواع گوشت را پاك شمرد.
و خداوند موسي و هارون را خطابكرده، به ايشان گفت: 2 «بنياسرائيل را خطاب كرده، بگوييد: اينها حيواناتي هستند كه ميبايد بخوريد، از همه بهايمي كه بر روي زميناند. 3 هر شكافته سم كه شكاف تمام دارد و نشخوار كنندهاي از بهايم، آن را بخوريد. 4 اما از نشخواركنندگان و شكافتگان سم اينها رامخوريد، يعني شتر، زيرا نشخوار ميكند ليكن شكافته سم نيست، آن براي شما نجس است. 5 و وَنَك، زيرا نشخوار ميكند اما شكافته سم نيست، اين براي شما نجس است. 6 و خرگوش، زيرا نشخوار ميكند ولي شكافته سم نيست، اين براي شما نجس است. 7 و خوك، زيرا شكافته سم است و شكاف تمام دارد ليكن نشخوار نميكند، اين براي شما نجس است. 8 از گوشت آنها مخوريد و لاش آنها را لمس مكنيد، اينها براي شما نجساند. 9 از همة آنچه در آب است اينها را بخوريد، هر چه پر و فلس دارد در آب خواه در دريا خواه در نهرها، آنها را بخوريد. 10 و هر چه پر و فلس ندارد در دريا يا در نهرها، از همة حشرات آب و همة جانوراني كه در آب ميباشند، اينها نزد شما مكروه باشند. 11 البته نزد شما مكروهاند، از گوشت آنها مخوريد و لاشهاي آنها را مكروه داريد. 12 هر چه در آبها پر و فلس ندارد نزد شما مكروه خواهد بود. 13 و از مرغان اينها را مكروه داريد، خورده نشوند، زيرا مكروهاند، عقاب و استخوانخوار و نَسْرِبَحر. 14 و كركس و لاشخوار به اجناس آن. 15 و غُراب به اجناس آن. 16 و شترمرغ و جغد و مرغ دريايي و باز به اجناس آن. 17 و بوم و غواص و بوتيمار. 18 و قاز و مرغ سقا و رخم. 19 و لقلق و كُلنگ به اجناس آن و هدهد و شبپره. 20 و همة حشرات بالدار كه بر چهارپا ميروند براي شما مكروهاند. 21 ليكن اينها را بخوريد از همة حشرات بالدار كه بر چهار پا ميروند، هر كدام كه بر پايهاي خود ساقها براي جستن بر زمين دارند. 22 از آن قسم اينها را بخوريد. ملخ به اجناس آن و دُبا به اجناس آن و حَرجَوان به اجناس آن و حَدَب به اجناس آن. 23 و ساير حشرات بالدار كه چهار پا دارندبراي شما مكروهاند. 24 از آنها نجس ميشويد، هركه لاش آنها را لمس كند تا شام نجس باشد. 25 و هر كه چيزي از لاش آنها را بردارد، رخت خود را بشويد و تا شام نجس باشد. 26 و هر بهيمهاي كه شكافته سم باشد ليكن شكاف تمام ندارد و نشخوار نكند اينها براي شما نجسند، و هر كه آنها را لمس كند نجس است. 27 و هر چه بر كف پا رود از همة جانوراني كه بر چهار پا ميروند، اينها براي شما نجساند، هر كه لاش آنها را لمس كند تا شام نجس باشد. 28 و هر كه لاش آنها را بردارد، رخت خود را بشويد و تا شام نجس باشد. اينها براي شما نجساند.
29 «و از حشراتي كه بر زمين ميخزند اينها براي شما نجساند: موش كور و موش و سوسمار به اجناس آن، 30 و دَله و وَرَل و چلپاسه و كرباسه و بوقلمون. 31 از جميع حشرات اينها براي شما نجساند: هر كه لاش آنها را لمس كند تا شام نجس باشد، 32 و بر هر چيزي كه يكي از اينها بعد از موتش بيفتد نجس باشد، خواه هر ظرف چوبي، خواه رخت، خواه چرم، خواه جوال؛ هر ظرفي كه در آن كار كرده شود در آب گذاشته شود و تا شام نجس باشد، پس طاهر خواهد بود. 33 و هر ظرف سفالين كه يكي از اينها در آن بيفتد آنچه در آن است نجس باشد و آن را بشكنيد. 34 هر خوراك در آن كه خورده شود، اگر آب بر آن ريخته شد نجس باشد، و هر مشروبي كه آشاميده شود كه در چنين ظرف است نجس باشد. 35 و بر هر چيزي كه پارهاي از لاش آنها بيفتد نجس باشد، خواه تنور، خواه اجاق، شكسته شود؛ اينها نجساند و نزد شما نجسخواهند بود. 36 و چشمه و حوض كه مجمع آب باشد طاهر است ليكن هر كه لاش آنها را لمس كند نجس خواهد بود. 37 و اگر پارهاي از لاش آنها بر تخم كاشتني كه بايد كاشته شود بيفتد طاهر است. 38 ليكن اگر آب بر تخم ريخته شود و پارهاي از لاش آنها بر آن بيفتد، اين براي شما نجس باشد. 39 و اگر يكي از بهايمي كه براي شما خوردني است بميرد، هر كه لاش آن را لمس كند تا شام نجس باشد. 40 و هر كه لاش آن را بخورد رخت خود را بشويد و تا شام نجس باشد. و هر كه لاش آن را بردارد، رخت خود را بشويد و تا شام نجس باشد.
41 «و هر حشراتي كه بر زمين ميخزد مكروه است؛ خورده نشود. 42 و هر چه بر شكم راه رود و هر چه بر چهارپا راه رود و هر چه پايهاي زياده دارد، يعني همة حشراتي كه بر زمين ميخزند، آنها را مخوريد زيرا كه مكروهاند. 43 خويشتن را به هر حشراتي كه ميخزد مكروه مسازيد، و خود را به آنها نجس مسازيد، مبادا از آنها ناپاك شويد. 44 زيرا من يهوه خداي شما هستم، پس خود را تقديس نماييد و مقدس باشيد، زيرا من قدوس هستم پس خويشتن را به همة حشراتي كه بر زمين ميخزند نجس مسازيد. 45 زيرا من يهوه هستم كه شما را از زمين مصر بيرون آوردم تا خداي شما باشم، پس مقدس باشيد زيرا من قدوس هستم. 46 اين است قانون بهايم و مرغان و هر حيواني كه در آبها حركت ميكند و هر حيواني كه بر زمين ميخزد. 47 تا در ميان نجس و طاهر و در ميان حيواناتي كه خورده شوند و حيواناتي كه خورده نشوند امتياز بشود.» ترجمه تفسیری خداونـد به موسي و هارون فرمود كه اين دستورات را به قوم اسرائيل بدهند: هر حيواني كه شكافته سم باشد و نشخوار كند حلال گوشت است. 4-7 ولي گوشت شتر، گوركن و خرگوش را نبايد خورد، زيرا اين حيوانات هر چند نشخوار ميكنند اما شكافتهسم نيستند؛ همچنين گوشت خوك را نيز نبايد خورد، زيرا هر چند شكافته سم است اما نشخوار نميكند. 8 پس نبايد اين حيوانات را بخوريد و يا حتي دست به لاشه آنها بزنيد، زيرا گوشت آنها حرام است.
9 از حيواناتي كه در آب زندگي ميكنند چه در رودخانه باشند و چه در دريا آنهايي را ميتوانيد بخوريد كه باله و فلس داشته باشند. 10 تمام جانوران آبزي ديگر براي شما حرامند؛ 11 نه گوشت آنها را بخوريد و نه به لاشه آنها دست بزنيد. 12 باز تكرار ميكنم، هر جانور آبزي كه باله و فلس نداشته باشد براي شما حرام است.
13-19 از ميان پرندگان اينها را نبايد بخوريد: عقاب، جغد، باز، شاهين، لاشخور، كركس، كلاغ، شترمرغ، مرغ دريايي، لكلك، مرغ ماهيخوار، مرغ سقا، قرهقاز، هدهد و خفاش.
20 حشرات بالدار نبايد خورده شوند، 21و22 بجز آنهايي كه ميجهند، يعني ملخ و انواع گوناگون آن. اينها را ميتوان خورد. 23 اما ساير حشرات بالدار برايشما حرامند.
24 هر كس به لاشه اين حيوانات حرام گوشت دست بزند تا غروب شرعاً نجس خواهد بود. 25 هركس لاشه آنها را بردارد بايد لباسش را بشويد؛ او تا غروب شرعاً نجس خواهد بود.
26 اگر به حيواني دست بزنيد كه سمش كاملاً شكافته نباشد و يا نشخوار نكند، شرعاً نجس خواهيد بود، زيرا حرام گوشت هستند. 27 هر حيوان چهارپا كه روي پنجه راه رود خوردنش حرام است. هركس به لاشه چنين حيواني دست بزند تا غروب نجس خواهد بود. 28 هركس لاشه آن را بردارد تا غروب نجس خواهد بود و بايد لباس خود را بشويد. اين حيوانات براي شما حرام هستند.
29و30 موش كور، موش صحرايي، موش خانگي و انواع مارمولك حرامند و نبايد خورده شوند. 31 هركس به لاشه اين جانوران دست بزند تا غروب شرعاً نجس خواهد بود. 32 اگر لاشه آنها روي شياي كه از جنس چوب، پارچه، چرم يا گوني باشد بيفتد آن شي شرعاً نجس خواهد شد؛ بايد آن را در آب بگذاريد و آن تا غروب نجس خواهد بود ولي بعد از آن، ميتوان دوباره آن را بكار برد. 33 اگر لاشه يكي از اين جانوران در يك ظرف سفالين بيفتد، هر چيزي كه در ظرف باشد نجس خواهد بود و بايد ظرف را شكست. 34 اگر آب چنين ظرفي روي خوراكي ريخته شود آن خوراك نيز شرعاً نجس خواهد شد و هر آشاميدني هم كه در چنين ظرفي باشد، نجس خواهد بود.
35 اگر لاشه يكي از اين جانوران روي تنور يا اجاقي بيفتد، آن تنور يا اجاق شرعاً نجس خواهد شد و بايد آن را شكست. 36 اما اگر لاشه در چشمه يا آب انباري بيفتد، چشمه يا آب انبار نجس نخواهد شد ولي كسي كه لاشه را بيرون ميآورد نجس خواهد شد. 37و38 اگر لاشه روي دانههايي كه قرار است كاشته شود بيفتد آن دانهها نجس نخواهند شد، ولي اگر روي دانههاي خيس كرده بيفتد دانهها نجس خواهند گرديد.
39 اگر حيوان حلال گوشتي بميرد، هركس لاشهآن را لمس كند تا غروب شرعاً نجس خواهد بود. 40 همچنين اگر كسي گوشت آن را بخورد و يا لاشه آن را جابجا كند بايد لباس خود را بشويد و او تا غروب نجس خواهد بود.
41و42 جانوراني كه روي زمين ميخزند، چه آنهايي كه دست و پا ندارند و چه آنهايي كه چهار دست و پا و يا پاهاي زياد دارند، حرامند و نبايد خورده شوند. 43 با آنها خود را نجس نسازيد. 44 من خداوند، خداي شما هستم. خود را تقديس نماييد و مقدس باشيد، چون من مقدس هستم. پس با اين جانوراني كه روي زمين ميخزند خود را نجس نكنيد. 45 من همان خداوندي هستم كه شما را از سرزمين مصر بيرون آوردم تا خداي شما باشم. بنابراين بايد مقدس باشيد، زيرا من مقدس هستم.
46 اين قوانين را بايد در مورد حيوانات، پرندگان، جانوران آبزي و خزندگان رعايت كنيد. 47 بايد در ميان حيوانات نجس و طاهر، حرام گوشت و حلال گوشت، تفاوت قائل شويد.
راهنما
باب 11 . حيوانات پاك و ناپاك
پيش از طوفان نوح، ميان حيوانات پاك و ناپاك تمايزي وجود داشت (پيدايش 7 : 2). موسي آن را بصورت يك قانون وضع كرد. اين تمايز، از يك سو بر اساس سالم بودن حيوانات براي تغذيه قرار داشت، و از سوي ديگر بر پاية ملاحظات مذهبي استوار بود و نشانهاي بود از جدايي اسرائيل از ملل ديگر. عيسي اين تمايز را منسوخ كرد (مرقس 7 : 19)، و همة انواع گوشت را پاك شمرد.
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]