24 نگهداری از چراغها؛ نان مقدس؛ مجازات کفر
هداياي آتشين
و خداوند موسي را خطاب كرده، گفت2 كه «بنياسرائيل را امر بفرما تا روغن زيتون صاف كوبيده شده براي روشنايي بگيرند، تا چراغ را دائماً روشن كنند. 3 هارون آن را بيرون حجاب شهادت در خيمة اجتماع از شام تا صبح به حضور خداوند پيوسته بيارايد. در پشتهاي شما فريضة ابدي است. 4 چراغها را بر چراغدان طاهر، به حضور خداوند پيوسته بيارايد. 5 و آرد نرم بگير و از آن دوازده گِرده بپز؛ براي هر گِرده دو عشر باشد. 6 و آنها را به دو صف، در هر صف شش، بر ميز طاهر به حضور خداوند بگذار. 7 و بر هر صف بُخور صاف بنه، تا بجهت يادگاري براي نان و هدية آتشين باشد براي خداوند . 8 در هر روز سَبَّت آن را هميشه به حضور خداوند بيارايد. از جانب بنياسرائيل عهد ابدي خواهد بود. 9 و از آنِ هارون و پسرانش خواهد بود تا آن را در مكان مقدس بخورند، زيرا اين از هداياي آتشين خداوند به فريضة ابدي براي وي قدساقداسخواهد بود.»
مجازات لعنتكننده
10 و پسر زن اسرائيلي كه پدرش مرد مصري بود در ميان بنياسرائيل بيرون آمد، و پسر زن اسرائيلي با مرد اسرائيلي در لشكرگاه جنگ كردند. 11 و پسر زن اسرائيلي اسم را كفر گفت و لعنت كرد. پس او را نزد موسي آوردند و نام مادر او شلوميت دختر دبري از سبط دان بود. 12 و او را در زندان انداختند تا از دهن خداوند اطلاع يابند.
13 و خداوند موسي را خطاب كرده، گفت: 14 «آن كس را كه لعنت كرده است، بيرون لشكرگاه ببر، و همة آناني كه شنيدند دستهاي خود را بر سر وي بنهند، و تمامي جماعت او را سنگسار كنند. 15 و بنياسرائيل را خطاب كرده، بگو: هر كسي كه خداي خود را لعنت كند متحمل گناه خود خواهد بود. 16 و هر كه اسم يهوه را كفر گويد هرآينه كشته شود، تمامي جماعت او را البته سنگسار كنند، خواه غريب خواه متوطن. چونكه اسم را كفر گفته است كشته شود.
17 «و كسي كه آدمي را بزند كه بميرد، البته كشته شود. 18 و كسي كه بهيمهاي را بزند كه بميرد عوض آن را بدهد، جان به عوض جان. 19 و كسي كه همساية خود را عيب رسانيده باشد چنانكه او كرده باشد، به او كرده خواهد شد. 20 شكستگي عوض شكستگي، چشم عوض چشم، دندان عوض دندان، چنانكه به آن شخص عيب رسانيده، همچنان به او رسانيده شود. 21 وكسي كه بهيمهاي را كشت، عوض آن را بدهد، اما كسي كه انسان را كشت، كشته شود. 22 شما را يك حكم خواهد بود، خواه غريب خواه متوطن، زيرا كه من يهوه خداي شما هستم.»
23 و موسي بنياسرائيل را خبر داد، و آن را كه لعنت كرده بود، بيرون لشكرگاه بردند، و او را به سنگ سنگسار كردند. پس بنياسرائيل چنان كه خداوند به موسي امر فرموده بود به عمل آوردند. ترجمه تفسیری خداوند به موسي فرمود: «به قوم اسرائيل بگو كه روغن زيتون خالص براي چراغدان عبادتگاه بياورند تا چراغهـاي آن هميشه روشن بماند. 3و4 هارون چراغدان طلاي خالص را كه در بيرون پرده حايل بين قدس و قدسالاقداس است، هر روز غروب با روغـن تازه پر نموده، فتيلههايش را تميز كند و تا صبح آن را در حضور من روشن نگه دارد. اين يك قانـون هميشگي براي نسلهاي شماست.
نان مقدس
5-8 «در هر سبت، دوازده قرص نان بگير و آنها را در دو رديف شش تايي روي ميزي كه از طلاي خالص است و در حضور من قرار دارد بگذار. (اين نانها بايد با آرد مرغوب پخته شوند و براي پختن هر قرص يك كيلو آرد مصرف شود.) روي هر رديف نان، بخور مقدس خالص گذاشته شود. اين بخور بعنوان نمونهاي از نان، بر آتش به درگاه من تقديم شود. 9 نانها به هارون و پسرانش و نسلهاي او تعلق دارد و ايشان بايد آن را در جاي مقدسي كه براي اين منظور در نظر گرفته شده است بخورند، چون اين هديه از مقدسترين هدايايي است كه بر آتش به درگاه من تقديم ميشود.»
مجازات كفر
10 روزي در اردوگاه، مرد جواني كه مادرش اسرائيلي و پدرش مصري بود با يكي از مردان اسرائيلي به نزاع پرداخت. 11 هنگام نزاع مردي كه پدرش مصري بود به خداوند كفر گفت. پس او را نزد موسي آوردند. (مادر آن مرد، دختر دبري از قبيله دان بود و شلوميت نام داشت.) 12 او را به زندان انداختند تا هنگامي كه معلوم شود خواست خداوند براي او چيست.
13و14 خداوند به موسي فرمود: «او را بيرون اردوگاه ببر و به تمام كساني كه كفر او را شنيدند، بگو كه دستهاي خود را بر سر او بگذارند. بعد تمام قوم اسرائيل او را سنگسار كنند. 15و16 به قوم اسرائيل بگو كه هر كس به خداي خود كفر بگويد بايد سزايش را ببيند و بميرد. تمام جماعت بايد او را سنگسار كنند. اين قانون هم شامل اسرائيليها ميشود و هم شامل غريبهها.
17 «هر كه انساني را بكشد، بايد كشته شود. 18 هر كس حيواني را كه مال خودش نيست بكشد، بايد آن را عوض دهد جان در برابر جان. 19و20 هر كه صدمهاي به كسي وارد كند، بايد به خود او نيز همان صدمه وارد شود. شكستگي در برابر شكستگي، چشم در برابر چشم و دندان در برابر دندان. 21 پس، هر كس حيواني را بكشد، بايد آن را عوض دهد، اما اگر انساني را بكشد، بايد كشته شود. 22 اين قانون هم براي غريبهها و هم براي اسرائيليهاست. من كه خداوند، خداي شما هستم اين دستور را ميدهم.»
23 پس آن جوان را بيرون اردوگاه برده، همانطور كه خداوند به موسي امر فرموده بود، سنگسار كردند.
راهنما
باب هاي 23 و 24 . جشنها، چراغ، نان فطير، كفر
جشنها (به تثنيه 16 مراجعه كنيد). چراغدان بايد دايماً روشن باشد. نان فطير بايد هر شنبه عوض شود. مجازات كفر مرگ است. قانون «چشم به عوضِ چشم» (24 : 19 - 21)، بخشي از حقوق مدني و كاملاً عادلانه بود (به متي 5 : 38 و لوقا 6 : 27 مراجعه كنيد).
کتاب لاویان
مدیران انجمن: رونین, شوراي نظارت

-
- پست: 5234
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1747 بار
- سپاسهای دریافتی: 4179 بار
- تماس:
25 سال هفتم؛ سال یوبیل
سال سَبَّت
و خداوند موسي را در كوه سينا خطابكرده، گفت: 2 «بنياسرائيل را خطاب كرده، به ايشان بگو: چون شما به زميني كه من به شما ميدهم، داخل شويد، آنگاه زمين، سَبَّت خداوند را نگاه بدارد. 3 شش سال مزرعة خود را بكار، و شش سال تاكستان خود را پازش بكن، و محصولش را جمع كن. 4 و در سال هفتم سَبَّت آرامي براي زمين باشد، يعني سَبَّت براي خداوند . مزرعة خود را مكار و تاكستان خود را پازش منما. 5 آنچه از مزرعة تو خودرو باشد، درو مكن، و انگورهاي مو پازش ناكردة خود را مچين، سال آرامي براي زمين باشد. 6 و سَبَّت زمين، خوراك بجهت شما خواهد بود، براي تو و غلامت و كنيزت و مزدورت و غريبي كه نزد تو مأوا گزيند. 7 و براي بهايمت و براي جانوراني كه در زمين تو باشند، همة محصولش خوراك خواهد بود.
سال پنجاهم
8 «و براي خود هفت سَبَّت سالها بشمار، يعنيهفت در هفت سال و مدت هفت سَبَّت سالها براي تو چهل و نه سال خواهد بود. 9 و در روز دهم از ماه هفتم در روز كفاره، كَرِنّاي بلندآواز را بگردان؛ در تمامي زمين خود كَرِنّا را بگردان. 10 سال پنجاهم را تقديس نماييد، و در زمين براي جميع ساكنانش آزادي را اعلان كنيد. اين براي شما يوبيل خواهد بود، و هر كس از شما به ملك خود برگردد، و هر كس از شما به قبيلة خود برگردد. 11 اين سال پنجاهم براي شما يوبيل خواهد بود. زراعت مكنيد و حاصل خودروي آن را مچينيد، و انگورهاي مو پازش ناكردة آن را مچينيد. 12 چونكه يوبيل است، براي شما مقدس خواهد بود؛ محصول آن را در مزرعه بخوريد. 13 در اين سال يوبيل هر كس از شما به ملك خود برگردد. 14 و اگر چيزي به همساية خود بفروشي يا چيزي از دست همسايهات بخري يكديگر را مغبون مسازيد. 15 برحسب شمارة سالهاي بعد از يوبيل، از همساية خود بخر و برحسب سالهاي محصولش به تو بفروشد. 16 برحسب زيادتي سالها قيمت آن را زياده كن، و برحسب كمي سالها قيمتش را كم نما، زيرا كه شمارة حاصلها را به تو خواهد فروخت. 17 و يكديگر را مغبون مسازيد، و از خداي خود بترس. من يهوه خداي شما هستم. 18 پس فرايض مرا بجا آوريد و احكام مرا نگاه داشته، آنها را به عمل آوريد، تا در زمين به امنيت ساكن شويد.
19 «و زمين بار خود را خواهد داد و به سيري خواهيد خورد، و به امنيت در آن ساكن خواهيد بود. 20 و اگر گوييد در سال هفتم چه بخوريم، زيرا اينك نميكاريم و حاصل خود را جمع نميكنيم، 21 پس در سال ششم بركت خود را بر شما خواهم فرمود، و محصولِ سه سال خواهد داد. 22 و در سال هشتم بكاريد و از محصولِ كهنه تا سال نهم بخوريد تا حاصل آن برسد؛ كهنه را بخوريد. 23 و زمين به فروش ابدي نرود زيرا زمين از آن من است، و شما نزد من غريب و مهمان هستيد. 24 و در تمامي زمين ملك خود براي زمين فكاك بدهيد. 25 اگر برادر تو فقير شده، بعضي از ملك خود را بفروشد، آنگاه ولي او كه خويش نزديك او باشد بيايد، و آنچه را كه برادرت ميفروشد، انفكاك نمايد. 26 و اگر كسي ولي ندارد و برخوردار شده، قدر فكاك آن را پيدا نمايد. 27 آنگاه سالهاي فروش آن را بشمارد و آنچه را كه زياده است به آنكس كه فروخته بود، رد نمايد، و او به ملك خود برگردد. 28 و اگر نتواند براي خود پس بگيرد، آنگاه آنچه فروخته است به دست خريدار آن تا سال يوبيل بماند، و در يوبيل رها خواهد شد، و او به ملك خود خواهد برگشت.
29 «و اگر كسي خانة سكونتي در شهر حصاردار بفروشد، تا يك سال تمام بعد از فروختن آن حق انفكاك آن را خواهد داشت، مدت انفكاك آن يك سال خواهد بود. 30 و اگر در مدت يك سال تمام آن را انفكاك ننمايد، پس آن خانهاي كه در شهر حصاردار است، براي خريدار آن نسلاً بعد نسل برقرار باشد، در يوبيل رها نشود. 31 ليكن خانههاي دهات كه حصار گرد خود ندارد، با مزرعههاي آن زمين شمرده شود. براي آنها حق انفكاك هست و در يوبيل رها خواهد شد. 32 و اما شهرهاي لاويان، خانههايشهرهاي ملك ايشان، حق انفكاك آنها هميشه براي لاويان است. 33 و اگر كسي از لاويان بخرد، پس آنچه فروخته شده است از خانه يا از شهرِ ملك او در يوبيل رها خواهد شد، زيرا خانههاي شهرهاي لاويان در ميان بنياسرائيل، ملك ايشان است. 34 و مزرعههاي حوالي شهرهاي ايشان فروخته نشود، زيرا كه اين براي ايشان ملك ابدي است.
35 «و اگر برادرت فقير شده، نزد تو تهي دست باشد، او را مثل غريب و مهمان دستگيري نما تا با تو زندگي نمايد. 36 از او ربا و سود مگير و از خداي خود بترس، تا برادرت با تو زندگي نمايد. 37 نقد خود را به او به ربا مده و خوراك خود را به او به سود مده. 38 من يهوه خداي شما هستم كه شما را از زمين مصر بيرون آوردم تا زمين كنعان را به شما دهم و خداي شما باشم. 39 و اگر برادرت نزد تو فقير شده، خود را به تو بفروشد، بر او مثل غلام خدمت مگذار. 40 مثل مزدور و مهمان نزد تو باشد و تا سال يوبيل نزد تو خدمت نمايد. 41 آنگاه از نزد تو بيرون رود، خود او و پسرانش همراه وي، و به خاندان خود برگردد و به ملك پدران خود رجعت نمايد. 42 زيرا كه ايشان بندگان منند كه ايشان را از زمين مصر بيرون آوردم؛ مثل غلامان فروخته نشوند. 43 بر او به سختي حكمراني منما و از خداي خود بترس. 44 و اما غلامانت و كنيزانت كه براي تو خواهندبود، از امتهايي كه به اطراف تو ميباشند از ايشان غلامان و كنيزان بخريد. 45 و هم از پسران مهماناني كه نزد شما مأوا گزينند، و از قبيلههاي ايشان كه نزد شما باشند، كه ايشان را درزمين شما توليد نمودند، بخريد و مملوك شما خواهندبود. 46 و ايشان را بعد از خود براي پسران خود واگذاريد، تا ملك موروثي باشند و ايشان را تا به ابد مملوك سازيد. و اما برادران شما از بنياسرائيل هيچكس بر برادر خود به سختي حكمراني نكند.
47 «و اگر غريب يا مهماني نزد شما برخوردار گردد، و برادرت نزد او فقير شده، به آن غريب يا مهمان تو يا به نسل خاندان آن غريب، خود را بفروشد، 48 بعد از فروخته شدنش براي وي حق انفكاك ميباشد. يكي از برادرانش او را انفكاك نمايد. 49 يا عمويش يا پسر عمويش او را انفكاك نمايد، يا يكي از خويشان او از خاندانش او را انفكاك نمايد، يا خود او اگر برخوردار گردد، خويشتن را انفكاك نمايد. 50 و با آن كسي كه او را خريد از سالي كه خود را فروخت تا سال يوبيل حساب كند، و نقد فروش او برحسب شمارة سالها باشد، موافق روزهاي مزدور نزد او باشد. 51 اگر سالهاي بسيار باقي باشد، برحسب آنها نقد انفكاك خود را از نقد فروش خود، پس بدهد. 52 و اگر تا سال يوبيل، سالهاي كم باقي باشد با وي حساب بكند، و برحسب سالهايش نقد انفكاك خود را رد نمايد. 53 مثل مزدوري كه سال به سال اجير باشد نزد او بماند، و در نظر تو به سختي بر وي حكمراني نكند. 54 و اگر به اينها انفكاك نشود پس در سال يوبيل رهاشود، هم خود او و پسرانش همراه وي. 55 زيرا براي من بنياسرائيل غلاماند، ايشان غلام من ميباشند كه ايشان را از زمين مصر بيرون آوردم. من يهوه خداي شما هستم. ترجمه تفسیری هنگامي كه موسي بالاي كوه سينا بود، خداوند اين دستورات را براي قوم اسرائيل به او داد:
وقتي به سرزميني كه من به شما ميدهم رسيديد، هر هفت سال يك بار بگذاريد زمين در حضور من استراحت كند. 3 شش سال زمينهاي زراعتي خود رابكاريد، درختان انگورتان را هرس نماييد و محصولات خود را جمع كنيد، 4 ولي در طول سال هفتم زمين را وقف خداوند كنيد و چيزي در آن نكاريد. در تمام طول آن سال بذري نكاريد و درختان انگورتان را هرس نكنيد. 5 حتي نباتات خودرو را براي خود درو نكنيد و انگورها را براي خود نچينيد، زيرا آن سال براي زمين، سال استراحت است. 6و7 هر محصولي كه در آن سال برويد براي همه ميباشد، يعني براي شما، كارگران و بردگان شما، و هر غريبي كه در ميان شما ساكن است. بگذاريد حيوانات اهلي و وحشي نيز از محصول زمين بخورند.
سال يوبيل
8 هر پنجاه سال يك بار، 9 در روز كفاره كه روز دهم از ماه هفتم است، در سراسر سرزمينتان شيپورها را با صداي بلند بنوازيد. 10 سال پنجاهم، سال مقدسي است و بايد آزادي براي تمام ساكنان سرزمين اعلام شود. در آن سال بايد تمام مايملك فاميلي كه به ديگران فروخته شده به صاحبان اصلي يا وارثان ايشان پس داده شود و هر كسي كه به بردگي فروخته شده نزد خانوادهاش فرستاده شود.
11 سال پنجاهم، سال يوبيل است. در آن سال نه بذر بكاريد، نه محصولاتتان را درو كنيد، و نه انگورتان را جمع كنيد، 12 زيرا سال يوبيل براي شما سال مقدسي است. خوراك آن سال شما از محصولات خودرويي باشد كه در مزرعهها ميرويند. 13 آري، در طول سال يوبيل هر كسي بايد به ملك اجدادي خود باز گردد. اگر آن را فروخته باشد، دوباره از آن خودش خواهد شد. 14و15و16 به همين علت اگر در طول چهل و نه سال آن زمين خريد و فروش شود، بايد قيمت عادلانه زمين را با توجه به نزديك و يا دور بودن سال پنجاهم تعيين كرد. اگر سالهاي زيادي به سال پنجاهم مانده باشد قيمت زمين بيشتر و اگر سالهاي كمي مانده باشد قيمت، كمتر خواهد بود چون در واقع خريدار، قيمت محصولي را كه در طول اين مدت ميتواند بدست آورد، ميپردازد.
17 از خداوند، خداي خود بترسيد و يكديگر را فريب ندهيد. 18 اگر از احكام و قوانين خداوند اطاعت كنيـد در آن سرزمين، امنيت خواهيد داشت 19 و زمين محصول خود را خواهد داد و شما سير و آسوده خاطر خواهيد بود. 20 شايد بپرسيد: «پس در سال هفتم كه نه اجازه داريم چيزي بكاريم و نه محصولي جمع كنيم، چه بخوريم؟» 21و22 جواب اين است: خداوند محصول سال ششم را بقدري بركت ميدهد كه تا زمان برداشت محصولي كه در سال هشتم كاشتهايد باقي بماند و شما از آن بخوريد.
23 به ياد داشته باشيد كه زمين مال خداوند است، و نميتوانيد آن را براي هميشه بفروشيد. شما مهمان خداوند هستيد و ميتوانيد فقط از محصول زمين استفاده كنيد. 24 هنگام فروش زمين، بايد قيد شود كه هر وقت فروشنده بخواهد، ميتواند زمين را بازخريد نمايد. 25 اگر كسي تنگدست شد و مقداري از زمين خود را فروخت، آنوقت نزديكترين خويشاوند او ميتواند زمين را بازخريد نمايد. 26 اما اگر كسي را نداشته باشد كه آن را بازخريد كند ولي خود او پس از مدتي به اندازه كافي پول به دست آورد، 27 آنگاه، هر وقت كه بخواهد ميتواند با در نظر گرفتن مقدار محصولي كه تا سال پنجاهم از زمين حاصل ميشود، قيمت آن را بپردازد و زمين را پس بگيرد. 28 ولي اگر صاحب اصلي نتواند آن را بازخريد نمايد، زمين تا سال يوبيل از آن مالك جديدش خواهد بود، ولي در سال يوبيل بايد دوباره آن را به صاحبش برگرداند.
29 اگر مردي خانه خود را كه در شهر است بفروشد، تا يك سال مهلت دارد آن را بازخريد نمايد. 30 اگر در طي آن سال بازخريد نكرد آنوقت براي هميشه مال صاحب جديدش خواهد بود و در سال يوبيل به صاحب اصلياش پس داده نخواهد شد. 31 اما خانههايي را كه در روستاهاي بدون حصار قرار دارند، ميتوان مثل زمين زراعتي در هر زمان بازخريد نمود و در سال يوبيل بايد آنها را به صاحبان اصلي بازگردانيد.
32 اما يك استثناء وجود دارد: خانههاي لاويها، حتي اگر در شهر نيز باشند، در هر موقع قابل بازخريدخواهند بود 33 و بايد در سال پنجاهم به صاحبان اصلي پس داده شوند، چون به لاويها مثل قبيلههاي ديگر زمين زراعتي داده نميشود، بلكه فقط در شهرهـاي خودشـان بـه ايشـان خانـه داده ميشـود. 34 لاويها اجازه ندارند مزرعههاي حومه شهر خود را بفروشند، زيرا اينها ملك دايمي ايشان است.
35 اگر يكي از هم نژادان اسرائيلي تو فقير شد، وظيفه توست كه به او كمك كني. پس از او دعوت كن تا به خانه تو بيايد و مثل مهمان بـا تو زندگي كند. 36 از او هيچ سود نگير، بلكه از خداي خود بترس و بگذار برادرت با تو زندگي كند. 37 براي پولي كه به او قرض ميدهي سود نگير و بدون منفعت به او خوراك بفروش، 38 زيرا خداوند، خدايتان، شما را از سرزمين مصر بيرون آورد تا سرزمين كنعان را به شما بدهد و خداي شما باشد.
39 اگر يكي از هم نژادان اسرائيلي تو فقير شد و خود را به تو فروخت، تو نبايد با او مثل برده رفتار كني، 40 بلكه بايد با او مثل كارگر روزمزد يا مهمان رفتار كنـي و او فقط تـا سال يوبيل براي تـو كار كند. 41 در آن سال او بايد با پسرانش از پيش تو برود و نزد فاميل و املاك خود بازگردد. 42 شما بندگان خداوند هستيد و خداوند شما را از مصر بيرون آورد، پس نبايد به بردگي فروخته شويد. 43 با ايشان با خشونت رفتار نكن و از خداي خود بترس. 44 اما اجازه داريد بردگاني از اقوامي كه در اطراف شما ساكنند خريداري كنيد 45 و همچنين ميتوانيد فرزندان غريباني را كه در ميان شما ساكنند بخريد، حتي اگر در سرزمين شما بدنيا آمده باشند. 46 آنان بردگان هميشگي شما خواهند بود و بعد از خودتان ميتوانيد ايشان را براي فرزندانتان واگذاريد. ولي با برادرانتان از قوم اسرائيل چنين رفتار نكنيد.
47 اگر غريبي كه در ميان شما ساكن است ثروتمند شد و يك اسرائيلي، فقير گرديد و خود را به آن غريب يـا بـه يكـي از افراد خانـدان او فروخـت، 48و49 يكي از برادرانش يا عمويش يا پسر عمويش يا يكي از اقوام نزديكش ميتواند او را بازخريد نمايد. اگر خود او هم پولي بدست آورد، ميتواند خود رابازخريد نمايد. 50 او با بازخريدكنندهاش بايد از سال برده شدنش تا سال يوبيل را حساب كند. بهاي آزادي او بايد مساوي مزد يك كارگر درهمان مدت باشد. 51و52 اگر تا سال يوبيل مدت زيادي باقي مانده باشد، او پول بيشتري براي آزادي خود بپردازد و اگر كم مانده باشد پول كمتري. 53 اگر خود را به غريبهاي بفروشد آن غريبه بايد با او مثل يك كارگر روزمزد رفتار كند؛ نبايد با او با خشونت رفتار نمايد. 54 اگر پيش از فرا رسيدن سال يوبيل بازخريد نشود، بايد در آن سال، خود و فرزندانش آزاد گردند، 55 چون شما بندگان خداوند هستيد و او شما را از سرزمين مصر بيرون آورد. او خداوند، خداي شماست.
راهنما
باب 25 . سال سبت، سال يوبيل
سال سبت، سال هفتم بود. زمين ميبايست آيش باقي ميماند. در اين سال از كاشتن و درو و هرس كردن خبري نبود. محصولي كه خود به خود سبز ميشد، براي فقيران و غريبان باقي ميماند. خدا وعده داده بود كه در سال ششم، محصول به اندازهاي خواهد بود كه براي سال هفتم كافي باشد. در اين سال، قرضهاي يهوديان فَسخ ميشد.
سال يوبيل، سال پنجاهم بود و پس از هفتمين سال سبت فرا ميرسيد و باعث ميشد كه دو سال آرامي بدنبال هم بيايند. اين سال در روز كفاره آغاز ميشد. همة قرضها فسخ ميشد، بردهها آزاد ميگشتند، زمينهاي فروخته شده، اعاده ميشدند. عيسي اين سال را بعنوان تصويري از سال پسنديدة خدا، كه خود براي اعلام آن آمده بود، بشمار آورد (لاويان 25:10؛ لوقا 4:19).
مالكيت زمين
سرزمين كنعان ميان 12 سبط و هر سبط ميان خانوادهها تقسيم شد. بجزء برخي موارد استثنايي نميشد زمين را بطور دايمي در خارج از خانواده فروخت. فروشِ زمين به صورت كرايه دادن آن تا سال يوبيل بود، كه در آن هنگام ميبايست زمين به خانوادة صاحبِ اصلي آن بازگردانده ميشد.
عدد هفت
روز هفتم، روز سبت بود.
سال هفتم، سال سبت بود.
پس از هفتمين سال سبت، سال يوبيل بود.
ماه هفتم مخصوص بود و در آن 3 عيد برگزار ميشد.
7 هفته بين دو عيد فصح و پنطيكاست فاصله بود.
عيد فصح 7 روز طول ميكشيد.
عيد خيمهها 7 روز طول ميكشيد.
در عيد فصح 14 بره (دو برابر 7) در هر روز قرباني ميشد.
در عيد خيمهها 14 بره (دو برابر 7) روزانه، و 70 گاو نر قرباني ميشد.
در عيد پنطيكاست 7 بره قرباني ميشد.
سال سَبَّت
و خداوند موسي را در كوه سينا خطابكرده، گفت: 2 «بنياسرائيل را خطاب كرده، به ايشان بگو: چون شما به زميني كه من به شما ميدهم، داخل شويد، آنگاه زمين، سَبَّت خداوند را نگاه بدارد. 3 شش سال مزرعة خود را بكار، و شش سال تاكستان خود را پازش بكن، و محصولش را جمع كن. 4 و در سال هفتم سَبَّت آرامي براي زمين باشد، يعني سَبَّت براي خداوند . مزرعة خود را مكار و تاكستان خود را پازش منما. 5 آنچه از مزرعة تو خودرو باشد، درو مكن، و انگورهاي مو پازش ناكردة خود را مچين، سال آرامي براي زمين باشد. 6 و سَبَّت زمين، خوراك بجهت شما خواهد بود، براي تو و غلامت و كنيزت و مزدورت و غريبي كه نزد تو مأوا گزيند. 7 و براي بهايمت و براي جانوراني كه در زمين تو باشند، همة محصولش خوراك خواهد بود.
سال پنجاهم
8 «و براي خود هفت سَبَّت سالها بشمار، يعنيهفت در هفت سال و مدت هفت سَبَّت سالها براي تو چهل و نه سال خواهد بود. 9 و در روز دهم از ماه هفتم در روز كفاره، كَرِنّاي بلندآواز را بگردان؛ در تمامي زمين خود كَرِنّا را بگردان. 10 سال پنجاهم را تقديس نماييد، و در زمين براي جميع ساكنانش آزادي را اعلان كنيد. اين براي شما يوبيل خواهد بود، و هر كس از شما به ملك خود برگردد، و هر كس از شما به قبيلة خود برگردد. 11 اين سال پنجاهم براي شما يوبيل خواهد بود. زراعت مكنيد و حاصل خودروي آن را مچينيد، و انگورهاي مو پازش ناكردة آن را مچينيد. 12 چونكه يوبيل است، براي شما مقدس خواهد بود؛ محصول آن را در مزرعه بخوريد. 13 در اين سال يوبيل هر كس از شما به ملك خود برگردد. 14 و اگر چيزي به همساية خود بفروشي يا چيزي از دست همسايهات بخري يكديگر را مغبون مسازيد. 15 برحسب شمارة سالهاي بعد از يوبيل، از همساية خود بخر و برحسب سالهاي محصولش به تو بفروشد. 16 برحسب زيادتي سالها قيمت آن را زياده كن، و برحسب كمي سالها قيمتش را كم نما، زيرا كه شمارة حاصلها را به تو خواهد فروخت. 17 و يكديگر را مغبون مسازيد، و از خداي خود بترس. من يهوه خداي شما هستم. 18 پس فرايض مرا بجا آوريد و احكام مرا نگاه داشته، آنها را به عمل آوريد، تا در زمين به امنيت ساكن شويد.
19 «و زمين بار خود را خواهد داد و به سيري خواهيد خورد، و به امنيت در آن ساكن خواهيد بود. 20 و اگر گوييد در سال هفتم چه بخوريم، زيرا اينك نميكاريم و حاصل خود را جمع نميكنيم، 21 پس در سال ششم بركت خود را بر شما خواهم فرمود، و محصولِ سه سال خواهد داد. 22 و در سال هشتم بكاريد و از محصولِ كهنه تا سال نهم بخوريد تا حاصل آن برسد؛ كهنه را بخوريد. 23 و زمين به فروش ابدي نرود زيرا زمين از آن من است، و شما نزد من غريب و مهمان هستيد. 24 و در تمامي زمين ملك خود براي زمين فكاك بدهيد. 25 اگر برادر تو فقير شده، بعضي از ملك خود را بفروشد، آنگاه ولي او كه خويش نزديك او باشد بيايد، و آنچه را كه برادرت ميفروشد، انفكاك نمايد. 26 و اگر كسي ولي ندارد و برخوردار شده، قدر فكاك آن را پيدا نمايد. 27 آنگاه سالهاي فروش آن را بشمارد و آنچه را كه زياده است به آنكس كه فروخته بود، رد نمايد، و او به ملك خود برگردد. 28 و اگر نتواند براي خود پس بگيرد، آنگاه آنچه فروخته است به دست خريدار آن تا سال يوبيل بماند، و در يوبيل رها خواهد شد، و او به ملك خود خواهد برگشت.
29 «و اگر كسي خانة سكونتي در شهر حصاردار بفروشد، تا يك سال تمام بعد از فروختن آن حق انفكاك آن را خواهد داشت، مدت انفكاك آن يك سال خواهد بود. 30 و اگر در مدت يك سال تمام آن را انفكاك ننمايد، پس آن خانهاي كه در شهر حصاردار است، براي خريدار آن نسلاً بعد نسل برقرار باشد، در يوبيل رها نشود. 31 ليكن خانههاي دهات كه حصار گرد خود ندارد، با مزرعههاي آن زمين شمرده شود. براي آنها حق انفكاك هست و در يوبيل رها خواهد شد. 32 و اما شهرهاي لاويان، خانههايشهرهاي ملك ايشان، حق انفكاك آنها هميشه براي لاويان است. 33 و اگر كسي از لاويان بخرد، پس آنچه فروخته شده است از خانه يا از شهرِ ملك او در يوبيل رها خواهد شد، زيرا خانههاي شهرهاي لاويان در ميان بنياسرائيل، ملك ايشان است. 34 و مزرعههاي حوالي شهرهاي ايشان فروخته نشود، زيرا كه اين براي ايشان ملك ابدي است.
35 «و اگر برادرت فقير شده، نزد تو تهي دست باشد، او را مثل غريب و مهمان دستگيري نما تا با تو زندگي نمايد. 36 از او ربا و سود مگير و از خداي خود بترس، تا برادرت با تو زندگي نمايد. 37 نقد خود را به او به ربا مده و خوراك خود را به او به سود مده. 38 من يهوه خداي شما هستم كه شما را از زمين مصر بيرون آوردم تا زمين كنعان را به شما دهم و خداي شما باشم. 39 و اگر برادرت نزد تو فقير شده، خود را به تو بفروشد، بر او مثل غلام خدمت مگذار. 40 مثل مزدور و مهمان نزد تو باشد و تا سال يوبيل نزد تو خدمت نمايد. 41 آنگاه از نزد تو بيرون رود، خود او و پسرانش همراه وي، و به خاندان خود برگردد و به ملك پدران خود رجعت نمايد. 42 زيرا كه ايشان بندگان منند كه ايشان را از زمين مصر بيرون آوردم؛ مثل غلامان فروخته نشوند. 43 بر او به سختي حكمراني منما و از خداي خود بترس. 44 و اما غلامانت و كنيزانت كه براي تو خواهندبود، از امتهايي كه به اطراف تو ميباشند از ايشان غلامان و كنيزان بخريد. 45 و هم از پسران مهماناني كه نزد شما مأوا گزينند، و از قبيلههاي ايشان كه نزد شما باشند، كه ايشان را درزمين شما توليد نمودند، بخريد و مملوك شما خواهندبود. 46 و ايشان را بعد از خود براي پسران خود واگذاريد، تا ملك موروثي باشند و ايشان را تا به ابد مملوك سازيد. و اما برادران شما از بنياسرائيل هيچكس بر برادر خود به سختي حكمراني نكند.
47 «و اگر غريب يا مهماني نزد شما برخوردار گردد، و برادرت نزد او فقير شده، به آن غريب يا مهمان تو يا به نسل خاندان آن غريب، خود را بفروشد، 48 بعد از فروخته شدنش براي وي حق انفكاك ميباشد. يكي از برادرانش او را انفكاك نمايد. 49 يا عمويش يا پسر عمويش او را انفكاك نمايد، يا يكي از خويشان او از خاندانش او را انفكاك نمايد، يا خود او اگر برخوردار گردد، خويشتن را انفكاك نمايد. 50 و با آن كسي كه او را خريد از سالي كه خود را فروخت تا سال يوبيل حساب كند، و نقد فروش او برحسب شمارة سالها باشد، موافق روزهاي مزدور نزد او باشد. 51 اگر سالهاي بسيار باقي باشد، برحسب آنها نقد انفكاك خود را از نقد فروش خود، پس بدهد. 52 و اگر تا سال يوبيل، سالهاي كم باقي باشد با وي حساب بكند، و برحسب سالهايش نقد انفكاك خود را رد نمايد. 53 مثل مزدوري كه سال به سال اجير باشد نزد او بماند، و در نظر تو به سختي بر وي حكمراني نكند. 54 و اگر به اينها انفكاك نشود پس در سال يوبيل رهاشود، هم خود او و پسرانش همراه وي. 55 زيرا براي من بنياسرائيل غلاماند، ايشان غلام من ميباشند كه ايشان را از زمين مصر بيرون آوردم. من يهوه خداي شما هستم. ترجمه تفسیری هنگامي كه موسي بالاي كوه سينا بود، خداوند اين دستورات را براي قوم اسرائيل به او داد:
وقتي به سرزميني كه من به شما ميدهم رسيديد، هر هفت سال يك بار بگذاريد زمين در حضور من استراحت كند. 3 شش سال زمينهاي زراعتي خود رابكاريد، درختان انگورتان را هرس نماييد و محصولات خود را جمع كنيد، 4 ولي در طول سال هفتم زمين را وقف خداوند كنيد و چيزي در آن نكاريد. در تمام طول آن سال بذري نكاريد و درختان انگورتان را هرس نكنيد. 5 حتي نباتات خودرو را براي خود درو نكنيد و انگورها را براي خود نچينيد، زيرا آن سال براي زمين، سال استراحت است. 6و7 هر محصولي كه در آن سال برويد براي همه ميباشد، يعني براي شما، كارگران و بردگان شما، و هر غريبي كه در ميان شما ساكن است. بگذاريد حيوانات اهلي و وحشي نيز از محصول زمين بخورند.
سال يوبيل
8 هر پنجاه سال يك بار، 9 در روز كفاره كه روز دهم از ماه هفتم است، در سراسر سرزمينتان شيپورها را با صداي بلند بنوازيد. 10 سال پنجاهم، سال مقدسي است و بايد آزادي براي تمام ساكنان سرزمين اعلام شود. در آن سال بايد تمام مايملك فاميلي كه به ديگران فروخته شده به صاحبان اصلي يا وارثان ايشان پس داده شود و هر كسي كه به بردگي فروخته شده نزد خانوادهاش فرستاده شود.
11 سال پنجاهم، سال يوبيل است. در آن سال نه بذر بكاريد، نه محصولاتتان را درو كنيد، و نه انگورتان را جمع كنيد، 12 زيرا سال يوبيل براي شما سال مقدسي است. خوراك آن سال شما از محصولات خودرويي باشد كه در مزرعهها ميرويند. 13 آري، در طول سال يوبيل هر كسي بايد به ملك اجدادي خود باز گردد. اگر آن را فروخته باشد، دوباره از آن خودش خواهد شد. 14و15و16 به همين علت اگر در طول چهل و نه سال آن زمين خريد و فروش شود، بايد قيمت عادلانه زمين را با توجه به نزديك و يا دور بودن سال پنجاهم تعيين كرد. اگر سالهاي زيادي به سال پنجاهم مانده باشد قيمت زمين بيشتر و اگر سالهاي كمي مانده باشد قيمت، كمتر خواهد بود چون در واقع خريدار، قيمت محصولي را كه در طول اين مدت ميتواند بدست آورد، ميپردازد.
17 از خداوند، خداي خود بترسيد و يكديگر را فريب ندهيد. 18 اگر از احكام و قوانين خداوند اطاعت كنيـد در آن سرزمين، امنيت خواهيد داشت 19 و زمين محصول خود را خواهد داد و شما سير و آسوده خاطر خواهيد بود. 20 شايد بپرسيد: «پس در سال هفتم كه نه اجازه داريم چيزي بكاريم و نه محصولي جمع كنيم، چه بخوريم؟» 21و22 جواب اين است: خداوند محصول سال ششم را بقدري بركت ميدهد كه تا زمان برداشت محصولي كه در سال هشتم كاشتهايد باقي بماند و شما از آن بخوريد.
23 به ياد داشته باشيد كه زمين مال خداوند است، و نميتوانيد آن را براي هميشه بفروشيد. شما مهمان خداوند هستيد و ميتوانيد فقط از محصول زمين استفاده كنيد. 24 هنگام فروش زمين، بايد قيد شود كه هر وقت فروشنده بخواهد، ميتواند زمين را بازخريد نمايد. 25 اگر كسي تنگدست شد و مقداري از زمين خود را فروخت، آنوقت نزديكترين خويشاوند او ميتواند زمين را بازخريد نمايد. 26 اما اگر كسي را نداشته باشد كه آن را بازخريد كند ولي خود او پس از مدتي به اندازه كافي پول به دست آورد، 27 آنگاه، هر وقت كه بخواهد ميتواند با در نظر گرفتن مقدار محصولي كه تا سال پنجاهم از زمين حاصل ميشود، قيمت آن را بپردازد و زمين را پس بگيرد. 28 ولي اگر صاحب اصلي نتواند آن را بازخريد نمايد، زمين تا سال يوبيل از آن مالك جديدش خواهد بود، ولي در سال يوبيل بايد دوباره آن را به صاحبش برگرداند.
29 اگر مردي خانه خود را كه در شهر است بفروشد، تا يك سال مهلت دارد آن را بازخريد نمايد. 30 اگر در طي آن سال بازخريد نكرد آنوقت براي هميشه مال صاحب جديدش خواهد بود و در سال يوبيل به صاحب اصلياش پس داده نخواهد شد. 31 اما خانههايي را كه در روستاهاي بدون حصار قرار دارند، ميتوان مثل زمين زراعتي در هر زمان بازخريد نمود و در سال يوبيل بايد آنها را به صاحبان اصلي بازگردانيد.
32 اما يك استثناء وجود دارد: خانههاي لاويها، حتي اگر در شهر نيز باشند، در هر موقع قابل بازخريدخواهند بود 33 و بايد در سال پنجاهم به صاحبان اصلي پس داده شوند، چون به لاويها مثل قبيلههاي ديگر زمين زراعتي داده نميشود، بلكه فقط در شهرهـاي خودشـان بـه ايشـان خانـه داده ميشـود. 34 لاويها اجازه ندارند مزرعههاي حومه شهر خود را بفروشند، زيرا اينها ملك دايمي ايشان است.
35 اگر يكي از هم نژادان اسرائيلي تو فقير شد، وظيفه توست كه به او كمك كني. پس از او دعوت كن تا به خانه تو بيايد و مثل مهمان بـا تو زندگي كند. 36 از او هيچ سود نگير، بلكه از خداي خود بترس و بگذار برادرت با تو زندگي كند. 37 براي پولي كه به او قرض ميدهي سود نگير و بدون منفعت به او خوراك بفروش، 38 زيرا خداوند، خدايتان، شما را از سرزمين مصر بيرون آورد تا سرزمين كنعان را به شما بدهد و خداي شما باشد.
39 اگر يكي از هم نژادان اسرائيلي تو فقير شد و خود را به تو فروخت، تو نبايد با او مثل برده رفتار كني، 40 بلكه بايد با او مثل كارگر روزمزد يا مهمان رفتار كنـي و او فقط تـا سال يوبيل براي تـو كار كند. 41 در آن سال او بايد با پسرانش از پيش تو برود و نزد فاميل و املاك خود بازگردد. 42 شما بندگان خداوند هستيد و خداوند شما را از مصر بيرون آورد، پس نبايد به بردگي فروخته شويد. 43 با ايشان با خشونت رفتار نكن و از خداي خود بترس. 44 اما اجازه داريد بردگاني از اقوامي كه در اطراف شما ساكنند خريداري كنيد 45 و همچنين ميتوانيد فرزندان غريباني را كه در ميان شما ساكنند بخريد، حتي اگر در سرزمين شما بدنيا آمده باشند. 46 آنان بردگان هميشگي شما خواهند بود و بعد از خودتان ميتوانيد ايشان را براي فرزندانتان واگذاريد. ولي با برادرانتان از قوم اسرائيل چنين رفتار نكنيد.
47 اگر غريبي كه در ميان شما ساكن است ثروتمند شد و يك اسرائيلي، فقير گرديد و خود را به آن غريب يـا بـه يكـي از افراد خانـدان او فروخـت، 48و49 يكي از برادرانش يا عمويش يا پسر عمويش يا يكي از اقوام نزديكش ميتواند او را بازخريد نمايد. اگر خود او هم پولي بدست آورد، ميتواند خود رابازخريد نمايد. 50 او با بازخريدكنندهاش بايد از سال برده شدنش تا سال يوبيل را حساب كند. بهاي آزادي او بايد مساوي مزد يك كارگر درهمان مدت باشد. 51و52 اگر تا سال يوبيل مدت زيادي باقي مانده باشد، او پول بيشتري براي آزادي خود بپردازد و اگر كم مانده باشد پول كمتري. 53 اگر خود را به غريبهاي بفروشد آن غريبه بايد با او مثل يك كارگر روزمزد رفتار كند؛ نبايد با او با خشونت رفتار نمايد. 54 اگر پيش از فرا رسيدن سال يوبيل بازخريد نشود، بايد در آن سال، خود و فرزندانش آزاد گردند، 55 چون شما بندگان خداوند هستيد و او شما را از سرزمين مصر بيرون آورد. او خداوند، خداي شماست.
راهنما
باب 25 . سال سبت، سال يوبيل
سال سبت، سال هفتم بود. زمين ميبايست آيش باقي ميماند. در اين سال از كاشتن و درو و هرس كردن خبري نبود. محصولي كه خود به خود سبز ميشد، براي فقيران و غريبان باقي ميماند. خدا وعده داده بود كه در سال ششم، محصول به اندازهاي خواهد بود كه براي سال هفتم كافي باشد. در اين سال، قرضهاي يهوديان فَسخ ميشد.
سال يوبيل، سال پنجاهم بود و پس از هفتمين سال سبت فرا ميرسيد و باعث ميشد كه دو سال آرامي بدنبال هم بيايند. اين سال در روز كفاره آغاز ميشد. همة قرضها فسخ ميشد، بردهها آزاد ميگشتند، زمينهاي فروخته شده، اعاده ميشدند. عيسي اين سال را بعنوان تصويري از سال پسنديدة خدا، كه خود براي اعلام آن آمده بود، بشمار آورد (لاويان 25:10؛ لوقا 4:19).
مالكيت زمين
سرزمين كنعان ميان 12 سبط و هر سبط ميان خانوادهها تقسيم شد. بجزء برخي موارد استثنايي نميشد زمين را بطور دايمي در خارج از خانواده فروخت. فروشِ زمين به صورت كرايه دادن آن تا سال يوبيل بود، كه در آن هنگام ميبايست زمين به خانوادة صاحبِ اصلي آن بازگردانده ميشد.
عدد هفت
روز هفتم، روز سبت بود.
سال هفتم، سال سبت بود.
پس از هفتمين سال سبت، سال يوبيل بود.
ماه هفتم مخصوص بود و در آن 3 عيد برگزار ميشد.
7 هفته بين دو عيد فصح و پنطيكاست فاصله بود.
عيد فصح 7 روز طول ميكشيد.
عيد خيمهها 7 روز طول ميكشيد.
در عيد فصح 14 بره (دو برابر 7) در هر روز قرباني ميشد.
در عيد خيمهها 14 بره (دو برابر 7) روزانه، و 70 گاو نر قرباني ميشد.
در عيد پنطيكاست 7 بره قرباني ميشد.
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]

-
- پست: 5234
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1747 بار
- سپاسهای دریافتی: 4179 بار
- تماس:
26 پاداش اطاعت؛ مجازات نااطاعتی
بركت مطيعان
«براي خود بتها مسازيد، و تمثال تراشيده و ستوني به جهت خود برپا منماييد، و سنگي مصور در زمين خود مگذاريد تا به آن سجده كنيد، زيرا كه من يهوه خداي شما هستم. 2 سَبَّتهاي مرا نگاه داريد، و مكان مقدس مرا احترام نماييد. من يهوه هستم. 3 اگر در فرايض من سلوك نماييد و اوامر مرا نگاه داشته، آنها را بجا آوريد، 4 آنگاه بارانهاي شما را در موسم آنها خواهم داد، و زمين محصول خود را خواهد آورد، و درختان صحرا ميوة خود را خواهد داد. 5 و كوفتن خرمن شما تا چيدن انگور خواهد رسيد، و چيدن انگور تا كاشتن تخم خواهد رسيد، و نان خود را به سيري خورده، در زمين خود به امنيت سكونت خواهيد كرد. 6 و به زمين، سلامتي خواهم داد و خواهيد خوابيد و ترسانندهاي نخواهد بود؛ و حيوانات موذي را از زمين نابود خواهم ساخت، و شمشير از زمين شما گذر نخواهد كرد. 7 و دشمنان خود را تعاقب خواهيد كرد، و ايشان پيش روي شما از شمشير خواهند افتاد. 8 و پنج نفر از شما صد را تعاقب خواهند كرد، و صد از شما دههزار را خواهند راند، و دشمنان شما پيش روي شما از شمشير خواهند افتاد. 9 و بر شما التفات خواهم كرد، و شما را بارور گردانيده، شما را
كثير خواهم ساخت، و عهد خود را با شما استوار خواهم نمود. 10 و غَلة كُهنة پارينه را
خواهيد خورد، و كُهنه را براي نو بيرون خواهيد آورد. 11 و مسكن خود را در ميان شما برپا خواهم كرد و جانم شما را مكروه نخواهد داشت.12 و در ميان شما خواهم خراميد و خداي شما خواهم بود و شما قوم من خواهيد بود. 13 من يهوه خداي شما هستم كه شما را از زمين مصر بيرون آوردم تا ايشان را غلام نباشيد، و بندهاي يوغ شما را شكستم، و شما را راستروان ساختم.
تنبيه نامطيعان
14 «و اگر مرا نشنويد و جميع اين اوامر را بجا نياوريد، 15 و اگر فرايض مرا رد نماييد و دل شما احكام مرا مكروه دارد، تا تمامي اوامر مرا بجا نياورده، عهد مرا بشكنيد، 16 من اين را به شما خواهمكرد كه خوف و سل و تب را كه چشمان را فنا سازد، و جان را تلف كند، بر شما مسلط خواهم ساخت، و تخم خود را بيفايده خواهيد كاشت و دشمنان شما آن را خواهند خورد. 17 و روي خود را به ضد شما خواهم داشت، و پيش روي دشمنان خود منهزم خواهيد شد، و آناني كه از شما نفرت دارند، بر شما حكمراني خواهند كرد، و بدون تعاقب كنندهاي فرار خواهيد نمود.
18 «و اگر با وجود اين همه، مرا نشنويد، آنگاه شما را براي گناهان شما هفت مرتبه زياده سياست خواهم كرد. 19 و فخر قوت شما را خواهم شكست، و آسمان شما را مثل آهن و زمين شما را مثل مس خواهم ساخت. 20 و قوت شما در بطالت صرف خواهد شد، زيرا زمين شما حاصل خود را نخواهد داد، و درختان زمين ميوة خود را نخواهد آورد. 21 و اگر به خلاف من رفتار نموده، از شنيدن من ابا نماييد، آنگاه برحسب گناهانتان هفت چندان بلاياي زياده بر شما عارض گردانم. 22 و وحوش صحرا را بر شمافرستم تا شما را بياولاد سازند، و بهايم شما را هلاك كنند، و شما را در شماره كم سازند، و شاهراههاي شما ويران خواهد شد.
23 «و اگر با اين همه از من متنبه نشده، به خلاف من رفتار كنيد، 24 آنگاه من نيز به خلاف شما رفتار خواهم كرد، و شما را براي گناهانتان هفت چندان سزا خواهم داد. 25 و بر شما شمشيري خواهم آورد كه انتقام عهد مرا بگيرد. و چون به شهرهاي خود جمع شويد، وبا در ميان شما خواهم فرستاد، و به دست دشمن تسليم خواهيد شد. 26 و چون عصاي نان شما را بشكنم، ده زن نان شما را در يك تنور خواهند پخت، و نان شما را به شما به وزن پس خواهند داد، و چون بخوريد سير نخواهيد شد.
27 «و اگر با وجود اين، مرا نشنويد و به خلاف من رفتار نماييد، 28 آنگاه به غضب به خلاف شما رفتار خواهم كرد، و من نيز براي گناهانتان، شما را هفت چندان سياست خواهم كرد. 29 و گوشت پسران خود را خواهيد خورد، و گوشت دختران خود را خواهيد خورد. 30 و مكانهاي بلند شما را خراب خواهم ساخت، و اصنام شما را قطع خواهم كرد، و لاشههاي شما را بر لاشههاي بتهاي شما خواهم افكند، و جان من شما را مكروه خواهد داشت. 31 و شهرهاي شما را خراب خواهم ساخت، و مكانهاي مقدس شما را ويران خواهم كرد، و بوي عطرهاي خوشبوي شما را نخواهم بوييد. 32 و من زمين را ويران خواهم ساخت، به حدي كه دشمنان شما كه در آن ساكن باشند، متحير خواهند شد. 33 و شما را در ميان امتها پراكنده خواهم ساخت، و شمشيررا در عقب شما خواهم كشيد، و زمين شما ويران و شهرهاي شما خراب خواهد شد. 34 آنگاه زمين در تمامي روزهاي ويرانياش، حيني كه شما در زمين دشمنان خود باشيد، از سَبَّتهاي خود تمتع خواهد برد. پس زمين آرامي خواهد يافت و از سَبَّتهاي خود تمتع خواهد برد. 35 تمامي روزهاي ويرانياش آرامي خواهد يافت، يعني آن آرامي كه در سَبَّتهاي شما حيني كه در آن ساكن ميبوديد، نيافته بود.
36 «و اما در دلهاي بقية شما در زمين دشمنان شما ضعف خواهم فرستاد، و آواز برگِ رانده شده، ايشان را خواهد گريزانيد، و بدون تعاقب كنندهاي مثل كسي كه از شمشير فرار كند، خواهند گريخت و خواهند افتاد. 37 و به روي يكديگر مثل از دم شمشير خواهند ريخت، با آنكه كسي تعاقب نكند، و شما را ياراي مقاومت با دشمنان خود نخواهد بود. 38 و در ميان امتها هلاك خواهيد شد و زمينِ دشمنان شما، شما را خواهد خورد. 39 و بقية شما در زمين دشمنان خود در گناهان خود فاني خواهند شد، و در گناهان پدران خود نيز فاني خواهند شد.
40 «پس به گناهان خود و به گناهان پدران خود در خيانتي كه به من ورزيده، و سلوكي كه به خلاف من نمودهاند، اعتراف خواهند كرد. 41 از اين سبب من نيز به خلاف ايشان رفتار نمودم، و ايشان را به زمين دشمنان ايشان آوردم. پس اگر دل نامختون ايشان متواضع شود و سزاي گناهان خود را بپذيرند، 42 آنگاه عهد خود را با يعقوب بياد خواهم آورد، و عهد خود را با اسحاق نيز و عهد خود را با ابراهيم نيز بياد خواهم آورد، و آنزمين را بياد خواهم آورد. 43 و زمين از ايشان ترك خواهد شد و چون از ايشان ويران باشد از سَبَّتهاي خود تمتع خواهد برد، و ايشان سزاي گناه خود را خواهند پذيرفت، به سبب اينكه احكام مرا رد كردند، و دل ايشان فرايض مرا مكروه داشت. 44 و با وجود اين همه نيز چون در زمين دشمنان خود باشند، من ايشان را رد نخواهم كرد، و ايشان را مكروه نخواهم داشت تا ايشان را هلاك كنم، و عهد خود را با ايشان بشكنم، زيرا كه من يهوه خداي ايشان هستم. 45 بلكه براي ايشان عهد اجداد ايشان را بياد خواهمآورد كه ايشان را در نظر امتها از زمين مصر بيرون آوردم، تا خداي ايشان باشم. من يهوه هستم.»
46 اين است فرايض و احكام و شرايعي كه خداوند در ميان خود و بنياسرائيل در كوه سينا به دست موسي قرار داد. ترجمه تفسیری خداوند فرمود: «بت براي خود درست نكنيد. مجسمه، ستونهاي سنگي و سنگهاي تراشيده شده براي پرستش نسازيد، زيرا من خداوند، خداي شما هستم. 2 قانون روز سبت مرا اطاعت كنيد و عبادتگاه مرا محترم بداريد، زيرا من خداوند هستم.
3 «اگر تمامي اوامر مرا اطاعت كنيد، 4 به موقع براي شما باران خواهم فرستاد و زمين، محصول خود را و درختان، ميوه خود را خواهند داد. 5 خرمن شما بقدري زياد خواهد بود كه كوبيدن آن تا هنگام چيدن انگور ادامه خواهد داشت و انگور شما بقدري فراوان خواهد بود كه چيدن آن تا فصل كاشتن بذر طول خواهد كشيد. خوراك كافي خواهيد داشت و در سرزمين خود در امنيت زندگي خواهيد كرد، 6 زيرا من به سرزمين شما صلح و آرامش خواهم بخشيد و شما با خاطري آسوده به خواب خواهيد رفت. حيوانات خطرناك را از سرزمينتان دور خواهم نمود و شمشير از زمين شما گذر نخواهد كرد. 7 دشمنانتان را تعقيب خواهيد كرد و ايشان را با شمشيرهايتان خواهيد كشت. 8 پنج نفر از شما صد نفر را تعقيب خواهند كرد و صدنفرتان ده هزار نفر را! تمام دشمنانتان را شكست خواهيد داد. 9 شما را مورد لطف خود قرار خواهم داد و شما را كثير گردانيده، بهعهدي كه با شما بستهام وفا خواهم كرد. 10 بقدري محصول اضافي خواهيد داشت كه در وقت به دست آمدن محصول جديد ندانيد با آن چه كنيد! 11 من در ميان شما ساكن خواهم شد و ديگر شما را طرد نخواهم كرد. 12 در ميان شما راه خواهم رفت و خـداي شما خواهـم بود و شما قوم من خواهيد بود. 13 من خداوند، خداي شما هستم كه شما را از سـرزمين مصر بيرون آوردم تا ديگر برده نباشيد. زنجيرهاي اسارت شما را پاره كردم و شما را سربلند نمودم.
مجازات نااطاعتي
(تثنيه 28:15-68)
14 «ولي اگر به من گوش ندهيد و مرا اطاعت نكنيد، 15 قوانين مرا رد كنيد و عهدي را كه با شما بستهام بشكنيد، 16 آنگاه من شما را تنبيه خواهم كرد و ترس و امراض مهلك و تبي كه چشمهايتان را كور كند و عمرتان را تلف نمايد بر شما خواهم فرستاد. بذر خود را بيهوده خواهيد كاشت، زيرا دشمنانتان حاصل آن را خواهند خورد. 17 من برضد شما برخواهم خاست و شما دربرابر دشمنان خود پا به فرار خواهيد گذاشت. كساني كه از شما نفرت دارند بر شما حكومت خواهند كرد. حتي از سايه خود خواهيد ترسيد.
18 «اگر باز هم مرا اطاعت نكنيد، هفت بار شديدتر از پيش، شما را بخاطر گناهانتان مجازات خواهم كرد. 19 قدرت شما را كه به آن فخر ميكنيد، درهم خواهم كوبيد. آسمان شما بيباران و زمين شما خشك خواهد شد. 20 نيروي خود را به هدر خواهيد داد، چون زمين شما حاصل خود و درختانتان ميوه خويش را نخواهند داد.
21 «اگر بعد از همه اينها باز هم مرا اطاعت نكنيد و به من گوش ندهيد، آنوقت بخاطر گناهانتان هفت مرتبه بيشتر بلا بر سرتان ميآورم. 22 جانوران وحشي را ميفرستم تا فرزندانتان را بكشند و حيوانات شما را هلاك كنند و از تعداد جمعيت شما بكاهند تا راههايتان بدون رهگذر و متروك شوند.
23 «اگر با وجود اين اصلاح نشويد و برخلاف خواست من رفتار كنيد، 24 آنوقت من هم برخلاف ميل شما رفتار خواهم كرد و شما را بسبب گناهانتان هفت بار بيشتر از پيش تنبيه خواهم نمود. 25 اگر عهد مرا بشكنيد، از شما انتقام ميكشم و عليه شما جنگ بر پا ميكنم. وقتي از دست دشمن به شهرهايتان بگريزيد در آنجا وبا به ميان شما خواهم فرستاد، و شما مغلوب دشمنانتان خواهيد شد. 26 ذخيره آرد شما را از بين خواهم برد بطوري كه حتي يك تنور هم براي پختن نان ده خانواده زياد باشد. بعد از آنكه سهم نان خود را خورديد، باز هم گرسنه خواهيد بود.
27 «با اين وصف اگر باز به من گوش ندهيد و اطاعت نكنيد، 28 بشدت غضبناك ميشوم و بسبب گناهانتان هفت مرتبه شديدتر از پيش شما را تنبيه ميكنم، 29 بحدي كه از شدت گرسنگي پسران و دختران خود را خواهيد خورد. 30 بتخانههايي را كه در بالاي تپهها ساختهايد خراب خواهم كرد، قربانگاههايي را كه بر آنها بخور ميسوزانيد با خاك يكسان خواهم نمود، جنازههاي شما را بر بتهاي بيجانتان خواهم انداخت و از شما نفرت خواهم داشت. 31 شهرهايتان را ويران و مكانهاي عبادتتان را خراب خواهم كرد. قربانيهايتان را نخواهم پذيرفت. 32 آري، سرزمين شما را خالي از سكنه خواهم كرد و دشمنانتان در آنجا ساكن خواهند شد و از بلايي كه بر سر شما آوردهام، حيران خواهند شد.
33 «بلاي جنگ را بر شما نازل خواهم كرد تا در ميان قومها پراكنده شويد. سرزمين شما خالي و شهرهايتان خراب خواهند شد. 34و35 آنگاه زمينهايي كه نميگذاشتيد استراحت كنند، در تمام سالهايي كه شما در سرزمين دشمن در اسارت بسر ميبريد، باير خواهند ماند و استراحت خواهند كرد. آري، آنوقت است كه زمين استراحت ميكند و از روزهاي آرامي خود برخوردار ميشود. زمين بعوض سالهايي كه شما به آن آرامي نداده بوديد، استراحت خواهد كرد.
36 «كاري ميكنم كه آن عده از شما هم كه به سرزمين دشمن به اسارت رفتهايد، در آنجا پيوسته در ترس و وحشت بسر بريد. از صداي برگ درختي كهباد آن را بر روي زمين حركت ميدهد پا به فرار خواهيد گذاشت. به گمان اينكه دشمن در تعقيب شماست، خواهيـد گريخت و بر زمين خواهيد افتاد. 37 آري، هر چند كسي شما را تعقيب نكند، پا به فرار خواهيد گذاشت و درحين فرار روي هم خواهيد افتاد، گويي از جنگ ميگريزيد. رمقي نخواهيد داشت تا دربرابر دشمنان خود بايستيد. 38 در ميان قومها هلاك خواهيد شد و در ميان دشمنانتان از پاي درخواهيد آمد. 39 آنهايي كه باقي بمانند در سرزمين دشمن بخاطر گناهان خود و گناهان اجدادشان از بين خواهند رفت.
40و41 «ولي اگر آنها به گناهان خود و به گناهان پدرانشان كه به من خيانت ورزيدند و باعث شدند كه من آنها را به سرزمين دشمنانشان تبعيد كنم، اعتراف كنند و متواضع گردند و مجازات گناهانشان را بپذيرند، 42 آنگاه دوباره وعدههاي خود را با ابراهيم و اسحاق و يعقوب به ياد خواهم آورد و به ياد سرزمين آنها خواهم افتاد، 43 سرزميني كه متروك مانده، كشت نشده و استراحت يافته است. هر چند ايشان بخاطر رد كردن قوانين من و خوار شمردن دستورات من مجازات خواهند شد، 44 ولي با وجود اين من ايشان رادر سرزمين دشمنانشان ترك نخواهم كرد و بكلي از بين نخواهم برد و عهد خود را با آنها نخواهم شكست، چون من خداوند، خداي ايشان هستم. 45 من عهدي را كه با اجداد ايشان بستم به ياد خواهم آورد، زيرا من اجداد ايشان را پيش چشم تمام قومها ازمصر بيرون آوردم تا خداي ايشان باشم. من خداوند هستم.»
46 اينها احكام، قوانين و مقرراتي هستند كه خداوند در كوه سينا توسط موسي به قوم اسرائيل داد.
راهنما
باب 26 . اطاعت يا بياطاعتي
اين بابِ وعدههاي عالي و هشدارهاي ترسناك نيز همچون تثنيه 28، يكي از مهمترين بابهاي كتابمقدس است.
بركت مطيعان
«براي خود بتها مسازيد، و تمثال تراشيده و ستوني به جهت خود برپا منماييد، و سنگي مصور در زمين خود مگذاريد تا به آن سجده كنيد، زيرا كه من يهوه خداي شما هستم. 2 سَبَّتهاي مرا نگاه داريد، و مكان مقدس مرا احترام نماييد. من يهوه هستم. 3 اگر در فرايض من سلوك نماييد و اوامر مرا نگاه داشته، آنها را بجا آوريد، 4 آنگاه بارانهاي شما را در موسم آنها خواهم داد، و زمين محصول خود را خواهد آورد، و درختان صحرا ميوة خود را خواهد داد. 5 و كوفتن خرمن شما تا چيدن انگور خواهد رسيد، و چيدن انگور تا كاشتن تخم خواهد رسيد، و نان خود را به سيري خورده، در زمين خود به امنيت سكونت خواهيد كرد. 6 و به زمين، سلامتي خواهم داد و خواهيد خوابيد و ترسانندهاي نخواهد بود؛ و حيوانات موذي را از زمين نابود خواهم ساخت، و شمشير از زمين شما گذر نخواهد كرد. 7 و دشمنان خود را تعاقب خواهيد كرد، و ايشان پيش روي شما از شمشير خواهند افتاد. 8 و پنج نفر از شما صد را تعاقب خواهند كرد، و صد از شما دههزار را خواهند راند، و دشمنان شما پيش روي شما از شمشير خواهند افتاد. 9 و بر شما التفات خواهم كرد، و شما را بارور گردانيده، شما را
كثير خواهم ساخت، و عهد خود را با شما استوار خواهم نمود. 10 و غَلة كُهنة پارينه را
خواهيد خورد، و كُهنه را براي نو بيرون خواهيد آورد. 11 و مسكن خود را در ميان شما برپا خواهم كرد و جانم شما را مكروه نخواهد داشت.12 و در ميان شما خواهم خراميد و خداي شما خواهم بود و شما قوم من خواهيد بود. 13 من يهوه خداي شما هستم كه شما را از زمين مصر بيرون آوردم تا ايشان را غلام نباشيد، و بندهاي يوغ شما را شكستم، و شما را راستروان ساختم.
تنبيه نامطيعان
14 «و اگر مرا نشنويد و جميع اين اوامر را بجا نياوريد، 15 و اگر فرايض مرا رد نماييد و دل شما احكام مرا مكروه دارد، تا تمامي اوامر مرا بجا نياورده، عهد مرا بشكنيد، 16 من اين را به شما خواهمكرد كه خوف و سل و تب را كه چشمان را فنا سازد، و جان را تلف كند، بر شما مسلط خواهم ساخت، و تخم خود را بيفايده خواهيد كاشت و دشمنان شما آن را خواهند خورد. 17 و روي خود را به ضد شما خواهم داشت، و پيش روي دشمنان خود منهزم خواهيد شد، و آناني كه از شما نفرت دارند، بر شما حكمراني خواهند كرد، و بدون تعاقب كنندهاي فرار خواهيد نمود.
18 «و اگر با وجود اين همه، مرا نشنويد، آنگاه شما را براي گناهان شما هفت مرتبه زياده سياست خواهم كرد. 19 و فخر قوت شما را خواهم شكست، و آسمان شما را مثل آهن و زمين شما را مثل مس خواهم ساخت. 20 و قوت شما در بطالت صرف خواهد شد، زيرا زمين شما حاصل خود را نخواهد داد، و درختان زمين ميوة خود را نخواهد آورد. 21 و اگر به خلاف من رفتار نموده، از شنيدن من ابا نماييد، آنگاه برحسب گناهانتان هفت چندان بلاياي زياده بر شما عارض گردانم. 22 و وحوش صحرا را بر شمافرستم تا شما را بياولاد سازند، و بهايم شما را هلاك كنند، و شما را در شماره كم سازند، و شاهراههاي شما ويران خواهد شد.
23 «و اگر با اين همه از من متنبه نشده، به خلاف من رفتار كنيد، 24 آنگاه من نيز به خلاف شما رفتار خواهم كرد، و شما را براي گناهانتان هفت چندان سزا خواهم داد. 25 و بر شما شمشيري خواهم آورد كه انتقام عهد مرا بگيرد. و چون به شهرهاي خود جمع شويد، وبا در ميان شما خواهم فرستاد، و به دست دشمن تسليم خواهيد شد. 26 و چون عصاي نان شما را بشكنم، ده زن نان شما را در يك تنور خواهند پخت، و نان شما را به شما به وزن پس خواهند داد، و چون بخوريد سير نخواهيد شد.
27 «و اگر با وجود اين، مرا نشنويد و به خلاف من رفتار نماييد، 28 آنگاه به غضب به خلاف شما رفتار خواهم كرد، و من نيز براي گناهانتان، شما را هفت چندان سياست خواهم كرد. 29 و گوشت پسران خود را خواهيد خورد، و گوشت دختران خود را خواهيد خورد. 30 و مكانهاي بلند شما را خراب خواهم ساخت، و اصنام شما را قطع خواهم كرد، و لاشههاي شما را بر لاشههاي بتهاي شما خواهم افكند، و جان من شما را مكروه خواهد داشت. 31 و شهرهاي شما را خراب خواهم ساخت، و مكانهاي مقدس شما را ويران خواهم كرد، و بوي عطرهاي خوشبوي شما را نخواهم بوييد. 32 و من زمين را ويران خواهم ساخت، به حدي كه دشمنان شما كه در آن ساكن باشند، متحير خواهند شد. 33 و شما را در ميان امتها پراكنده خواهم ساخت، و شمشيررا در عقب شما خواهم كشيد، و زمين شما ويران و شهرهاي شما خراب خواهد شد. 34 آنگاه زمين در تمامي روزهاي ويرانياش، حيني كه شما در زمين دشمنان خود باشيد، از سَبَّتهاي خود تمتع خواهد برد. پس زمين آرامي خواهد يافت و از سَبَّتهاي خود تمتع خواهد برد. 35 تمامي روزهاي ويرانياش آرامي خواهد يافت، يعني آن آرامي كه در سَبَّتهاي شما حيني كه در آن ساكن ميبوديد، نيافته بود.
36 «و اما در دلهاي بقية شما در زمين دشمنان شما ضعف خواهم فرستاد، و آواز برگِ رانده شده، ايشان را خواهد گريزانيد، و بدون تعاقب كنندهاي مثل كسي كه از شمشير فرار كند، خواهند گريخت و خواهند افتاد. 37 و به روي يكديگر مثل از دم شمشير خواهند ريخت، با آنكه كسي تعاقب نكند، و شما را ياراي مقاومت با دشمنان خود نخواهد بود. 38 و در ميان امتها هلاك خواهيد شد و زمينِ دشمنان شما، شما را خواهد خورد. 39 و بقية شما در زمين دشمنان خود در گناهان خود فاني خواهند شد، و در گناهان پدران خود نيز فاني خواهند شد.
40 «پس به گناهان خود و به گناهان پدران خود در خيانتي كه به من ورزيده، و سلوكي كه به خلاف من نمودهاند، اعتراف خواهند كرد. 41 از اين سبب من نيز به خلاف ايشان رفتار نمودم، و ايشان را به زمين دشمنان ايشان آوردم. پس اگر دل نامختون ايشان متواضع شود و سزاي گناهان خود را بپذيرند، 42 آنگاه عهد خود را با يعقوب بياد خواهم آورد، و عهد خود را با اسحاق نيز و عهد خود را با ابراهيم نيز بياد خواهم آورد، و آنزمين را بياد خواهم آورد. 43 و زمين از ايشان ترك خواهد شد و چون از ايشان ويران باشد از سَبَّتهاي خود تمتع خواهد برد، و ايشان سزاي گناه خود را خواهند پذيرفت، به سبب اينكه احكام مرا رد كردند، و دل ايشان فرايض مرا مكروه داشت. 44 و با وجود اين همه نيز چون در زمين دشمنان خود باشند، من ايشان را رد نخواهم كرد، و ايشان را مكروه نخواهم داشت تا ايشان را هلاك كنم، و عهد خود را با ايشان بشكنم، زيرا كه من يهوه خداي ايشان هستم. 45 بلكه براي ايشان عهد اجداد ايشان را بياد خواهمآورد كه ايشان را در نظر امتها از زمين مصر بيرون آوردم، تا خداي ايشان باشم. من يهوه هستم.»
46 اين است فرايض و احكام و شرايعي كه خداوند در ميان خود و بنياسرائيل در كوه سينا به دست موسي قرار داد. ترجمه تفسیری خداوند فرمود: «بت براي خود درست نكنيد. مجسمه، ستونهاي سنگي و سنگهاي تراشيده شده براي پرستش نسازيد، زيرا من خداوند، خداي شما هستم. 2 قانون روز سبت مرا اطاعت كنيد و عبادتگاه مرا محترم بداريد، زيرا من خداوند هستم.
3 «اگر تمامي اوامر مرا اطاعت كنيد، 4 به موقع براي شما باران خواهم فرستاد و زمين، محصول خود را و درختان، ميوه خود را خواهند داد. 5 خرمن شما بقدري زياد خواهد بود كه كوبيدن آن تا هنگام چيدن انگور ادامه خواهد داشت و انگور شما بقدري فراوان خواهد بود كه چيدن آن تا فصل كاشتن بذر طول خواهد كشيد. خوراك كافي خواهيد داشت و در سرزمين خود در امنيت زندگي خواهيد كرد، 6 زيرا من به سرزمين شما صلح و آرامش خواهم بخشيد و شما با خاطري آسوده به خواب خواهيد رفت. حيوانات خطرناك را از سرزمينتان دور خواهم نمود و شمشير از زمين شما گذر نخواهد كرد. 7 دشمنانتان را تعقيب خواهيد كرد و ايشان را با شمشيرهايتان خواهيد كشت. 8 پنج نفر از شما صد نفر را تعقيب خواهند كرد و صدنفرتان ده هزار نفر را! تمام دشمنانتان را شكست خواهيد داد. 9 شما را مورد لطف خود قرار خواهم داد و شما را كثير گردانيده، بهعهدي كه با شما بستهام وفا خواهم كرد. 10 بقدري محصول اضافي خواهيد داشت كه در وقت به دست آمدن محصول جديد ندانيد با آن چه كنيد! 11 من در ميان شما ساكن خواهم شد و ديگر شما را طرد نخواهم كرد. 12 در ميان شما راه خواهم رفت و خـداي شما خواهـم بود و شما قوم من خواهيد بود. 13 من خداوند، خداي شما هستم كه شما را از سـرزمين مصر بيرون آوردم تا ديگر برده نباشيد. زنجيرهاي اسارت شما را پاره كردم و شما را سربلند نمودم.
مجازات نااطاعتي
(تثنيه 28:15-68)
14 «ولي اگر به من گوش ندهيد و مرا اطاعت نكنيد، 15 قوانين مرا رد كنيد و عهدي را كه با شما بستهام بشكنيد، 16 آنگاه من شما را تنبيه خواهم كرد و ترس و امراض مهلك و تبي كه چشمهايتان را كور كند و عمرتان را تلف نمايد بر شما خواهم فرستاد. بذر خود را بيهوده خواهيد كاشت، زيرا دشمنانتان حاصل آن را خواهند خورد. 17 من برضد شما برخواهم خاست و شما دربرابر دشمنان خود پا به فرار خواهيد گذاشت. كساني كه از شما نفرت دارند بر شما حكومت خواهند كرد. حتي از سايه خود خواهيد ترسيد.
18 «اگر باز هم مرا اطاعت نكنيد، هفت بار شديدتر از پيش، شما را بخاطر گناهانتان مجازات خواهم كرد. 19 قدرت شما را كه به آن فخر ميكنيد، درهم خواهم كوبيد. آسمان شما بيباران و زمين شما خشك خواهد شد. 20 نيروي خود را به هدر خواهيد داد، چون زمين شما حاصل خود و درختانتان ميوه خويش را نخواهند داد.
21 «اگر بعد از همه اينها باز هم مرا اطاعت نكنيد و به من گوش ندهيد، آنوقت بخاطر گناهانتان هفت مرتبه بيشتر بلا بر سرتان ميآورم. 22 جانوران وحشي را ميفرستم تا فرزندانتان را بكشند و حيوانات شما را هلاك كنند و از تعداد جمعيت شما بكاهند تا راههايتان بدون رهگذر و متروك شوند.
23 «اگر با وجود اين اصلاح نشويد و برخلاف خواست من رفتار كنيد، 24 آنوقت من هم برخلاف ميل شما رفتار خواهم كرد و شما را بسبب گناهانتان هفت بار بيشتر از پيش تنبيه خواهم نمود. 25 اگر عهد مرا بشكنيد، از شما انتقام ميكشم و عليه شما جنگ بر پا ميكنم. وقتي از دست دشمن به شهرهايتان بگريزيد در آنجا وبا به ميان شما خواهم فرستاد، و شما مغلوب دشمنانتان خواهيد شد. 26 ذخيره آرد شما را از بين خواهم برد بطوري كه حتي يك تنور هم براي پختن نان ده خانواده زياد باشد. بعد از آنكه سهم نان خود را خورديد، باز هم گرسنه خواهيد بود.
27 «با اين وصف اگر باز به من گوش ندهيد و اطاعت نكنيد، 28 بشدت غضبناك ميشوم و بسبب گناهانتان هفت مرتبه شديدتر از پيش شما را تنبيه ميكنم، 29 بحدي كه از شدت گرسنگي پسران و دختران خود را خواهيد خورد. 30 بتخانههايي را كه در بالاي تپهها ساختهايد خراب خواهم كرد، قربانگاههايي را كه بر آنها بخور ميسوزانيد با خاك يكسان خواهم نمود، جنازههاي شما را بر بتهاي بيجانتان خواهم انداخت و از شما نفرت خواهم داشت. 31 شهرهايتان را ويران و مكانهاي عبادتتان را خراب خواهم كرد. قربانيهايتان را نخواهم پذيرفت. 32 آري، سرزمين شما را خالي از سكنه خواهم كرد و دشمنانتان در آنجا ساكن خواهند شد و از بلايي كه بر سر شما آوردهام، حيران خواهند شد.
33 «بلاي جنگ را بر شما نازل خواهم كرد تا در ميان قومها پراكنده شويد. سرزمين شما خالي و شهرهايتان خراب خواهند شد. 34و35 آنگاه زمينهايي كه نميگذاشتيد استراحت كنند، در تمام سالهايي كه شما در سرزمين دشمن در اسارت بسر ميبريد، باير خواهند ماند و استراحت خواهند كرد. آري، آنوقت است كه زمين استراحت ميكند و از روزهاي آرامي خود برخوردار ميشود. زمين بعوض سالهايي كه شما به آن آرامي نداده بوديد، استراحت خواهد كرد.
36 «كاري ميكنم كه آن عده از شما هم كه به سرزمين دشمن به اسارت رفتهايد، در آنجا پيوسته در ترس و وحشت بسر بريد. از صداي برگ درختي كهباد آن را بر روي زمين حركت ميدهد پا به فرار خواهيد گذاشت. به گمان اينكه دشمن در تعقيب شماست، خواهيـد گريخت و بر زمين خواهيد افتاد. 37 آري، هر چند كسي شما را تعقيب نكند، پا به فرار خواهيد گذاشت و درحين فرار روي هم خواهيد افتاد، گويي از جنگ ميگريزيد. رمقي نخواهيد داشت تا دربرابر دشمنان خود بايستيد. 38 در ميان قومها هلاك خواهيد شد و در ميان دشمنانتان از پاي درخواهيد آمد. 39 آنهايي كه باقي بمانند در سرزمين دشمن بخاطر گناهان خود و گناهان اجدادشان از بين خواهند رفت.
40و41 «ولي اگر آنها به گناهان خود و به گناهان پدرانشان كه به من خيانت ورزيدند و باعث شدند كه من آنها را به سرزمين دشمنانشان تبعيد كنم، اعتراف كنند و متواضع گردند و مجازات گناهانشان را بپذيرند، 42 آنگاه دوباره وعدههاي خود را با ابراهيم و اسحاق و يعقوب به ياد خواهم آورد و به ياد سرزمين آنها خواهم افتاد، 43 سرزميني كه متروك مانده، كشت نشده و استراحت يافته است. هر چند ايشان بخاطر رد كردن قوانين من و خوار شمردن دستورات من مجازات خواهند شد، 44 ولي با وجود اين من ايشان رادر سرزمين دشمنانشان ترك نخواهم كرد و بكلي از بين نخواهم برد و عهد خود را با آنها نخواهم شكست، چون من خداوند، خداي ايشان هستم. 45 من عهدي را كه با اجداد ايشان بستم به ياد خواهم آورد، زيرا من اجداد ايشان را پيش چشم تمام قومها ازمصر بيرون آوردم تا خداي ايشان باشم. من خداوند هستم.»
46 اينها احكام، قوانين و مقرراتي هستند كه خداوند در كوه سينا توسط موسي به قوم اسرائيل داد.
راهنما
باب 26 . اطاعت يا بياطاعتي
اين بابِ وعدههاي عالي و هشدارهاي ترسناك نيز همچون تثنيه 28، يكي از مهمترين بابهاي كتابمقدس است.
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]

-
- پست: 5234
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1747 بار
- سپاسهای دریافتی: 4179 بار
- تماس:
27 قوانین مربوط به موقوفات
موقوفات براي خداوند
و خداوند موسي را خطاب كرده، گفت:2 «بنياسرائيل را خطاب كرده، به ايشان بگو: چون كسي نذر مخصوصي نمايد، نفوس برحسب برآورد تو، از آن خداوند باشند. 3 و اگر برآورد تو بجهت ذكور، از بيست ساله تا شصت ساله باشد، برآورد تو پنجاه مثقال نقره برحسب مثقال قدس خواهد بود. 4 و اگر اُناث باشد برآورد تو سي مثقال خواهد بود. 5 و اگر از پنج ساله تا بيست ساله باشد، برآورد تو بجهت ذكور، بيست مثقال و بجهت اناث ده مثقال خواهد بود. 6 و اگر از يك ماهه تا پنج ساله باشد، برآورد تو بجهت ذكور پنج مثقال نقره، و بجهت اناث،برآورد تو سه مثقال نقره خواهد بود. 7 و اگر از شصت ساله و بالاتر باشد، اگر ذكور باشد، آنگاه برآورد تو پانزده مثقال، و براي اناث ده مثقال خواهد بود. 8 و اگر از برآورد تو فقيرتر باشد، پس او را به حضور كاهن حاضر كنند، و كاهن برايش برآورد كند و كاهن به مقدار قوة آن كه نذر كرده، براي وي برآورد نمايد.
9 «و اگر بهيمهاي باشد از آنهايي كه براي خداوند قرباني ميگذرانند، هر آنچه را كه كسي از آنها به خداوند بدهد، مقدس خواهد بود. 10 آن را مبادله ننمايد و خوب را به بد يا بد را به خوب عوض نكند. و اگر بهيمهاي را به بهيمهاي مبادله كند، هم آن و آنچه به عوض آن داده شود، هر دو مقدس خواهد بود. 11 و اگر هر قسم بهيمة نجس باشد كه از آن قرباني براي خداوند نميگذرانند، آن بهيمه را پيش كاهن حاضر كند. 12 و كاهن آن را چه خوب و چه بد، قيمت كند و برحسب برآورد تو اي كاهن، چنين باشد. 13 و اگر آن را فديه دهد، پنج يك بر برآورد تو زياده دهد.
14 «و اگر كسي خانة خود را وقف نمايد تا براي خداوند مقدس شود، كاهن آن را چه خوب و چه بد برآورد كند، و بطوري كه كاهن آن را برآورد كرده باشد، همچنان بماند. 15 و اگر وقف كننده بخواهد خانة خود را فديه دهد، پس پنج يك بر نقد برآورد تو زياده كند و از آن او خواهد بود.
16 «و اگر كسي قطعهاي از زمين ملك خود را براي خداوند وقف نمايد، آنگاه برآورد تو موافق زراعت آن باشد، زراعت يك حومر جو به پنجاه مثقال نقره باشد. 17 و اگر زمين خود را از ساليوبيل وقف نمايد، موافق برآورد تو برقرار باشد. 18 و اگر زمين خود را بعد از يوبيل وقف نمايد، آنگاه كاهن نقد آن را موافق سالهايي كه تا سال يوبيل باقي ميباشد براي وي بشمارد، و از برآورد تو تخفيف شود. 19 و اگر آنكه زمين را وقف كرد بخواهد آن را فديه دهد، پس پنج يك از نقد برآورد تو را بر آن بيفزايد و براي وي برقرار شود. 20 و اگر نخواهد زمين را فديه دهد، يا اگر زمين را به ديگري فروخته باشد، بعد از آن فديه داده نخواهد شد. 21 و آن زمين چون در يوبيل رها شود مثل زمين وقف براي خداوند ، مقدس خواهد بود؛ ملكيت آن براي كاهن است. 22 و اگر زميني را كه خريده باشد كه از زمين ملك او نبود، براي خداوند وقف نمايد، 23 آنگاه كاهن مبلغ برآورد تو را تا سال يوبيل براي وي بشمارد، و در آن روز برآورد تو را مثل وقف خداوند به وي بدهد. 24 و آن زمين در سال يوبيل به كسي كه از او خريده شده بود خواهد برگشت، يعني به كسي كه آن زمين ملك موروثي وي بود. 25 و هر برآورد تو موافق مثقال قدس باشد كه بيست جيره يك مثقال است.
26 «ليكن نخستزادهاي از بهايم كه براي خداوند نخستزاده شده باشد، هيچكس آن را وقف ننمايد، خواه گاو خواه گوسفند، از آن خداوند است. 27 و اگر از بهايمِ نجس باشد، آنگاه آن را برحسب برآورد تو فديه دهد، و پنج يك بر آن بيفزايد، و اگر فديه داده نشود پس موافق برآورد تو فروخته شود. 28 اما هر چيزي كه كسي براي خداوند وقف نمايد، از كل مايملك خود، چه از انسان چه از بهايم چه از زمين ملك خود، نهفروخته شود و نه فديه داده شود، زيرا هر چه وقف باشد براي خداوند قدساقداس است. 29 هر وقفي كه از انسان وقف شده باشد، فديه داده نشود. البته كشته شود.
30 «و تمامي ده يك زمين چه از تخم زمين چه از ميوة درخت از آن خداوند است، و براي خداوند مقدس ميباشد. 31 و اگر كسي از ده يك خود چيزي فديه دهد پنج يك آن را بر آنبيفزايد. 32 و تمامي ده يك گاو و گوسفند يعني هر چه زير عصا بگذرد، دهم آن براي خداوند مقدس خواهد بود. 33 در خوبي و بدي آن تفحص ننمايد و آن را مبادله نكند، و اگر آن را مبادله كند هم آن و هم بدل آن مقدس خواهد بود و فديه داده نشود.»
34 اين است اوامري كه خداوند به موسي براي بنياسرائيل در كوه سينا امر فرمود. ترجمه تفسیری خداوند اين مقررات را توسط موسي به قوم اسرائيل داد: هرگاه شخصي به موجب نذري به خداوند وقف شود، ميتواند مبلغ معيني بپردازد و خود را از وقف آزاد سازد. 3 مردي كه سنش بين بيست تاشصت سال باشد، پنجاه مثقال نقرهبپردازد. 4 زني كه سنش بين بيست تا شصت سال باشد سي مثقال نقره، 5 پسران پنج تا بيست ساله، بيست مثقال نقره و دختران پنج تا بيست ساله، ده مثقال نقره بپردازند. 6 براي پسر يك ماهه تا پنج ساله، پنج مثقال نقره و براي دختر يك ماهه تا پنج ساله، سه مثقال نقره پرداخت شود. 7 مرد از شصت سال به بالا، پانزده مثقال نقره و زن از شصت سال به بالا، ده مثقال نقره بپردازد. 8 ولي اگر كسي فقيرتر از آن باشد كه بتواند اين مبلغ را بپردازد، نزدكاهنآورده شود و كاهن مبلغي را تعيين كند كه او قادر به پرداخت آن باشد.
9و10 اگر كسي حيواني كه مورد قبول خداوند است نذر كند بايد همان حيوان را تقديم نمايد زيرا اين نذر مقدس است و نميتوان آن را عوض كرد. نذر كننده تصميم خود را درباره چيزي كه براي خداوند نذر كرده است تغيير ندهد و خوب را با بد يا بد را با خوب عوض نكند. اگر چنين كند، اولي و دومي، هر دو از آن خداوند خواهند بود. 11و12 ولي اگر حيواني كه براي خداوند نذر شده آن نوع حيواني نيست كه براي قرباني مجاز ميباشد، صاحبش آن را نزد كاهن بياورد تا قيمتـش را تعييـن كند و او بايد آن مبلغ را بپردازد. 13 اگر حيوان ازنوعي است كه ميتوان آن را بعنوان قرباني تقديم نمود ولي صاحبش ميخواهد آن را بازخريد نمايد، در آنصورت علاوه بر قيمتي كه كاهن تعيين ميكند، بايد يك پنجم قيمت آن را نيز اضافه بپردازد.
14و15 اگر كسي خانه خود را وقف خداوند كند ولي بعد بخواهد آن را بازخريد نمايد، كاهن بايد قيمت خانه را تعيين كند و نذر كننده، اين مبلغ را به اضافه يك پنجم بپردازد. آنوقت خانه دوباره از آن خودش خواهد بود.
16 اگر كسي قسمتي از زمين خود را وقف خداوند كند، ارزش آن به تناسب مقدار بذري كه در آن ميتوان كاشت تعيين شود. قطعه زميني كه صد كيلو جو در آن پاشيده شود، پنجاه مثقال نقره ارزش دارد. 17 اگر شخصي در سال يوبيل مزرعه خود را وقف خداوند كند، در آنصورت قيمت زمين برابر با قيمت محصول پنجاه ساله آن خواهد بود. 18 ولي اگر بعد ازسال يوبيل باشد، آنوقت كاهن قيمت زمين را به تناسب تعداد سالهايي كه به سال يوبيل بعدي باقي مانده است، تعيين خواهد كرد. 19 اگر آن شخص تصميم بگيرد آن مزرعه را بازخريد نمايد، بايستي علاوه بر قيمتي كه كاهن تعيين مينمايد يك پنجم هم اضافه بپردازد و مزرعه دوباره مال خودش خواهد شد. 20 ولي اگر مزرعه را بدون اينكه بازخريد نموده باشد، به ديگري بفروشد، ديگر هرگز حق بازخريد آن را نخواهد داشت. 21 وقتي كه درسال يوبيل آن زمين آزاد شود، بعنوان موقوفه متعلق به خداوند خواهد بود و بايد به كاهنان داده شود.
22 اگر كسي مزرعهاي را كه خريده است، وقف خداوند كند ولي آن مزرعه قسمتي از ملك خانوادگي او نباشد، 23 كاهن بايد ارزش آن را به تناسب مقدار سالهايي كه تا سال يوبيل مانده، تعيين كند، و او هم بايد همانروز مبلغ تعيين شده را بپردازد. اين مبلغ به خداوند تعلق دارد. 24 در سال يوبيل مزرعه به صاحب اصلي آن كه از او خريداري شده، بازپس داده شود. 25 تمام قيمتگذاريها بايد مطابق قيمت تعيين شده باشد.
26 اولين نوزاد هر حيواني متعلق به خداوند است، پس كسي نميتواند آن رابراي خداوند نذر كند. اولين نوزاد حيوان حلال گوشت را ميتوان به خداوند تقديم كرد. 27 اما نوزاد حيوان حرام گوشت را كه نميتوان براي خداوند قرباني كرد، ميتوان با پرداخت قيمتي كه كاهن براي آن تعيين ميكند به اضافه يك پنجم، بازخريد نمود. اگر صاحبش نخواهد آن را بازخريد كند، كاهن ميتواند آن را به شخص ديگري بفروشد.
28 اما چيزي كه تماماً وقف خداوند شده باشد ، چه انسان، چه حيوان و چه مزرعه خانوادگي، هرگز فروخته يا بازخريد نشود چون براي خداوند بسيار مقدس است. 29 كسي كه در دادگاه به مرگ محكوم شده باشد نميتواند جان خود را بازخريد نمايد، بلكه بايد حتماً كشته شود.
30 ده يك محصول زمين، چه از غله و چه از ميوه، از آن خداوند است و مقدس ميباشد. 31 اگر كسي بخواهد اين ميوه ياغله را بازخريد نمايد، بايد يك پنجم به قيمت اصلي آن اضافه كند.
32 ده يك گله و رمه از آن خداوند است. وقتي حيوانات شمرده ميشوند، هر دهمين حيوان متعلق بهخداوند است. 33 صاحب گله نبايد حيوانات را طوري قرار دهد كه حيوانات بد براي خداوند جدا شوند و نبايد جاي حيوان خوب را با بد عوض كند. اگر چنين كند، هر دو حيوان متعلق به خداوند خواهند بود و ديگر هرگز حق بازخريد آنها را نخواهد داشت.
34 اين است دستوراتي كه خداوند در كوه سينا توسط موسي به قوم اسرائيل داد.
راهنما
باب 27 . نذرها و ده يكها
دهيكها (پيدايش 14:20؛ 28:22؛ لاويان 27:30-32؛ اعداد 18:21-28؛ تثنيه 12:5،6،11،17،18؛ 14:23،28،29؛ 26:10). يكدهم زمين و گلهها ميبايست به خدا داده ميشد.
سه نوع دهيك (عُشر) ذكر شده است: دهيك براي لاويان، دهيك جشن، و هر سه سال يك بار دهيك براي نيازمندان. برخي تصور ميكنند كه تنها يك نوع دهيك وجود داشته كه بخشي از آن براي جشنها، و بخش ديگرِ آن هر سه سال يك بار براي نيازمندان مصرف ميشده است . تصور ديگران بر آن است كه دهيك جشنها از 910 باقيمانده پس از پرداختن دهيك لاويان، برداشته ميشد.
دادن دهيك از مدتهاي مديد پيش از زمان موسي متداول بود. ابراهيم و يعقوب دهيك پرداختند. در ميان يهوديان، دادن دهيك به خاطر حمايت از لاويان بود، و لاويان هم در دولتِ داخلي و هم در امور مذهبي خدمت ميكردند (به اول تواريخ 23 مراجعه كنيد).
نوبرِ محصول: خدا نه تنها دهيكها را از آن خود ميدانست، بلكه پسران نخستزادة همة خانوادهها (كه به جاي آنان سبط لاوي را برگزيدند)، و نخستزادههاي همة گلهها و نوبرِ محصولات زمين را نيز. همچنين نوبر محصولات درو ميبايست در عيد فصح تقديم ميشد، و قبل از انجام اين كار، نميشد از محصول جديد استفاده كرد (لاويان 23 : 14). نوبر محصول يك باغ ميوة جوان (در سال چهارم) ميبايست به خدا داده ميشد، و پيش از آن نميشد از هيچ يك از ميوههاي آن استفاده كرد. نتيجة اخلاقي: در زندگي خود مكان اول را به خدا بدهيد.
موقوفات براي خداوند
و خداوند موسي را خطاب كرده، گفت:2 «بنياسرائيل را خطاب كرده، به ايشان بگو: چون كسي نذر مخصوصي نمايد، نفوس برحسب برآورد تو، از آن خداوند باشند. 3 و اگر برآورد تو بجهت ذكور، از بيست ساله تا شصت ساله باشد، برآورد تو پنجاه مثقال نقره برحسب مثقال قدس خواهد بود. 4 و اگر اُناث باشد برآورد تو سي مثقال خواهد بود. 5 و اگر از پنج ساله تا بيست ساله باشد، برآورد تو بجهت ذكور، بيست مثقال و بجهت اناث ده مثقال خواهد بود. 6 و اگر از يك ماهه تا پنج ساله باشد، برآورد تو بجهت ذكور پنج مثقال نقره، و بجهت اناث،برآورد تو سه مثقال نقره خواهد بود. 7 و اگر از شصت ساله و بالاتر باشد، اگر ذكور باشد، آنگاه برآورد تو پانزده مثقال، و براي اناث ده مثقال خواهد بود. 8 و اگر از برآورد تو فقيرتر باشد، پس او را به حضور كاهن حاضر كنند، و كاهن برايش برآورد كند و كاهن به مقدار قوة آن كه نذر كرده، براي وي برآورد نمايد.
9 «و اگر بهيمهاي باشد از آنهايي كه براي خداوند قرباني ميگذرانند، هر آنچه را كه كسي از آنها به خداوند بدهد، مقدس خواهد بود. 10 آن را مبادله ننمايد و خوب را به بد يا بد را به خوب عوض نكند. و اگر بهيمهاي را به بهيمهاي مبادله كند، هم آن و آنچه به عوض آن داده شود، هر دو مقدس خواهد بود. 11 و اگر هر قسم بهيمة نجس باشد كه از آن قرباني براي خداوند نميگذرانند، آن بهيمه را پيش كاهن حاضر كند. 12 و كاهن آن را چه خوب و چه بد، قيمت كند و برحسب برآورد تو اي كاهن، چنين باشد. 13 و اگر آن را فديه دهد، پنج يك بر برآورد تو زياده دهد.
14 «و اگر كسي خانة خود را وقف نمايد تا براي خداوند مقدس شود، كاهن آن را چه خوب و چه بد برآورد كند، و بطوري كه كاهن آن را برآورد كرده باشد، همچنان بماند. 15 و اگر وقف كننده بخواهد خانة خود را فديه دهد، پس پنج يك بر نقد برآورد تو زياده كند و از آن او خواهد بود.
16 «و اگر كسي قطعهاي از زمين ملك خود را براي خداوند وقف نمايد، آنگاه برآورد تو موافق زراعت آن باشد، زراعت يك حومر جو به پنجاه مثقال نقره باشد. 17 و اگر زمين خود را از ساليوبيل وقف نمايد، موافق برآورد تو برقرار باشد. 18 و اگر زمين خود را بعد از يوبيل وقف نمايد، آنگاه كاهن نقد آن را موافق سالهايي كه تا سال يوبيل باقي ميباشد براي وي بشمارد، و از برآورد تو تخفيف شود. 19 و اگر آنكه زمين را وقف كرد بخواهد آن را فديه دهد، پس پنج يك از نقد برآورد تو را بر آن بيفزايد و براي وي برقرار شود. 20 و اگر نخواهد زمين را فديه دهد، يا اگر زمين را به ديگري فروخته باشد، بعد از آن فديه داده نخواهد شد. 21 و آن زمين چون در يوبيل رها شود مثل زمين وقف براي خداوند ، مقدس خواهد بود؛ ملكيت آن براي كاهن است. 22 و اگر زميني را كه خريده باشد كه از زمين ملك او نبود، براي خداوند وقف نمايد، 23 آنگاه كاهن مبلغ برآورد تو را تا سال يوبيل براي وي بشمارد، و در آن روز برآورد تو را مثل وقف خداوند به وي بدهد. 24 و آن زمين در سال يوبيل به كسي كه از او خريده شده بود خواهد برگشت، يعني به كسي كه آن زمين ملك موروثي وي بود. 25 و هر برآورد تو موافق مثقال قدس باشد كه بيست جيره يك مثقال است.
26 «ليكن نخستزادهاي از بهايم كه براي خداوند نخستزاده شده باشد، هيچكس آن را وقف ننمايد، خواه گاو خواه گوسفند، از آن خداوند است. 27 و اگر از بهايمِ نجس باشد، آنگاه آن را برحسب برآورد تو فديه دهد، و پنج يك بر آن بيفزايد، و اگر فديه داده نشود پس موافق برآورد تو فروخته شود. 28 اما هر چيزي كه كسي براي خداوند وقف نمايد، از كل مايملك خود، چه از انسان چه از بهايم چه از زمين ملك خود، نهفروخته شود و نه فديه داده شود، زيرا هر چه وقف باشد براي خداوند قدساقداس است. 29 هر وقفي كه از انسان وقف شده باشد، فديه داده نشود. البته كشته شود.
30 «و تمامي ده يك زمين چه از تخم زمين چه از ميوة درخت از آن خداوند است، و براي خداوند مقدس ميباشد. 31 و اگر كسي از ده يك خود چيزي فديه دهد پنج يك آن را بر آنبيفزايد. 32 و تمامي ده يك گاو و گوسفند يعني هر چه زير عصا بگذرد، دهم آن براي خداوند مقدس خواهد بود. 33 در خوبي و بدي آن تفحص ننمايد و آن را مبادله نكند، و اگر آن را مبادله كند هم آن و هم بدل آن مقدس خواهد بود و فديه داده نشود.»
34 اين است اوامري كه خداوند به موسي براي بنياسرائيل در كوه سينا امر فرمود. ترجمه تفسیری خداوند اين مقررات را توسط موسي به قوم اسرائيل داد: هرگاه شخصي به موجب نذري به خداوند وقف شود، ميتواند مبلغ معيني بپردازد و خود را از وقف آزاد سازد. 3 مردي كه سنش بين بيست تاشصت سال باشد، پنجاه مثقال نقرهبپردازد. 4 زني كه سنش بين بيست تا شصت سال باشد سي مثقال نقره، 5 پسران پنج تا بيست ساله، بيست مثقال نقره و دختران پنج تا بيست ساله، ده مثقال نقره بپردازند. 6 براي پسر يك ماهه تا پنج ساله، پنج مثقال نقره و براي دختر يك ماهه تا پنج ساله، سه مثقال نقره پرداخت شود. 7 مرد از شصت سال به بالا، پانزده مثقال نقره و زن از شصت سال به بالا، ده مثقال نقره بپردازد. 8 ولي اگر كسي فقيرتر از آن باشد كه بتواند اين مبلغ را بپردازد، نزدكاهنآورده شود و كاهن مبلغي را تعيين كند كه او قادر به پرداخت آن باشد.
9و10 اگر كسي حيواني كه مورد قبول خداوند است نذر كند بايد همان حيوان را تقديم نمايد زيرا اين نذر مقدس است و نميتوان آن را عوض كرد. نذر كننده تصميم خود را درباره چيزي كه براي خداوند نذر كرده است تغيير ندهد و خوب را با بد يا بد را با خوب عوض نكند. اگر چنين كند، اولي و دومي، هر دو از آن خداوند خواهند بود. 11و12 ولي اگر حيواني كه براي خداوند نذر شده آن نوع حيواني نيست كه براي قرباني مجاز ميباشد، صاحبش آن را نزد كاهن بياورد تا قيمتـش را تعييـن كند و او بايد آن مبلغ را بپردازد. 13 اگر حيوان ازنوعي است كه ميتوان آن را بعنوان قرباني تقديم نمود ولي صاحبش ميخواهد آن را بازخريد نمايد، در آنصورت علاوه بر قيمتي كه كاهن تعيين ميكند، بايد يك پنجم قيمت آن را نيز اضافه بپردازد.
14و15 اگر كسي خانه خود را وقف خداوند كند ولي بعد بخواهد آن را بازخريد نمايد، كاهن بايد قيمت خانه را تعيين كند و نذر كننده، اين مبلغ را به اضافه يك پنجم بپردازد. آنوقت خانه دوباره از آن خودش خواهد بود.
16 اگر كسي قسمتي از زمين خود را وقف خداوند كند، ارزش آن به تناسب مقدار بذري كه در آن ميتوان كاشت تعيين شود. قطعه زميني كه صد كيلو جو در آن پاشيده شود، پنجاه مثقال نقره ارزش دارد. 17 اگر شخصي در سال يوبيل مزرعه خود را وقف خداوند كند، در آنصورت قيمت زمين برابر با قيمت محصول پنجاه ساله آن خواهد بود. 18 ولي اگر بعد ازسال يوبيل باشد، آنوقت كاهن قيمت زمين را به تناسب تعداد سالهايي كه به سال يوبيل بعدي باقي مانده است، تعيين خواهد كرد. 19 اگر آن شخص تصميم بگيرد آن مزرعه را بازخريد نمايد، بايستي علاوه بر قيمتي كه كاهن تعيين مينمايد يك پنجم هم اضافه بپردازد و مزرعه دوباره مال خودش خواهد شد. 20 ولي اگر مزرعه را بدون اينكه بازخريد نموده باشد، به ديگري بفروشد، ديگر هرگز حق بازخريد آن را نخواهد داشت. 21 وقتي كه درسال يوبيل آن زمين آزاد شود، بعنوان موقوفه متعلق به خداوند خواهد بود و بايد به كاهنان داده شود.
22 اگر كسي مزرعهاي را كه خريده است، وقف خداوند كند ولي آن مزرعه قسمتي از ملك خانوادگي او نباشد، 23 كاهن بايد ارزش آن را به تناسب مقدار سالهايي كه تا سال يوبيل مانده، تعيين كند، و او هم بايد همانروز مبلغ تعيين شده را بپردازد. اين مبلغ به خداوند تعلق دارد. 24 در سال يوبيل مزرعه به صاحب اصلي آن كه از او خريداري شده، بازپس داده شود. 25 تمام قيمتگذاريها بايد مطابق قيمت تعيين شده باشد.
26 اولين نوزاد هر حيواني متعلق به خداوند است، پس كسي نميتواند آن رابراي خداوند نذر كند. اولين نوزاد حيوان حلال گوشت را ميتوان به خداوند تقديم كرد. 27 اما نوزاد حيوان حرام گوشت را كه نميتوان براي خداوند قرباني كرد، ميتوان با پرداخت قيمتي كه كاهن براي آن تعيين ميكند به اضافه يك پنجم، بازخريد نمود. اگر صاحبش نخواهد آن را بازخريد كند، كاهن ميتواند آن را به شخص ديگري بفروشد.
28 اما چيزي كه تماماً وقف خداوند شده باشد ، چه انسان، چه حيوان و چه مزرعه خانوادگي، هرگز فروخته يا بازخريد نشود چون براي خداوند بسيار مقدس است. 29 كسي كه در دادگاه به مرگ محكوم شده باشد نميتواند جان خود را بازخريد نمايد، بلكه بايد حتماً كشته شود.
30 ده يك محصول زمين، چه از غله و چه از ميوه، از آن خداوند است و مقدس ميباشد. 31 اگر كسي بخواهد اين ميوه ياغله را بازخريد نمايد، بايد يك پنجم به قيمت اصلي آن اضافه كند.
32 ده يك گله و رمه از آن خداوند است. وقتي حيوانات شمرده ميشوند، هر دهمين حيوان متعلق بهخداوند است. 33 صاحب گله نبايد حيوانات را طوري قرار دهد كه حيوانات بد براي خداوند جدا شوند و نبايد جاي حيوان خوب را با بد عوض كند. اگر چنين كند، هر دو حيوان متعلق به خداوند خواهند بود و ديگر هرگز حق بازخريد آنها را نخواهد داشت.
34 اين است دستوراتي كه خداوند در كوه سينا توسط موسي به قوم اسرائيل داد.
راهنما
باب 27 . نذرها و ده يكها
دهيكها (پيدايش 14:20؛ 28:22؛ لاويان 27:30-32؛ اعداد 18:21-28؛ تثنيه 12:5،6،11،17،18؛ 14:23،28،29؛ 26:10). يكدهم زمين و گلهها ميبايست به خدا داده ميشد.
سه نوع دهيك (عُشر) ذكر شده است: دهيك براي لاويان، دهيك جشن، و هر سه سال يك بار دهيك براي نيازمندان. برخي تصور ميكنند كه تنها يك نوع دهيك وجود داشته كه بخشي از آن براي جشنها، و بخش ديگرِ آن هر سه سال يك بار براي نيازمندان مصرف ميشده است . تصور ديگران بر آن است كه دهيك جشنها از 910 باقيمانده پس از پرداختن دهيك لاويان، برداشته ميشد.
دادن دهيك از مدتهاي مديد پيش از زمان موسي متداول بود. ابراهيم و يعقوب دهيك پرداختند. در ميان يهوديان، دادن دهيك به خاطر حمايت از لاويان بود، و لاويان هم در دولتِ داخلي و هم در امور مذهبي خدمت ميكردند (به اول تواريخ 23 مراجعه كنيد).
نوبرِ محصول: خدا نه تنها دهيكها را از آن خود ميدانست، بلكه پسران نخستزادة همة خانوادهها (كه به جاي آنان سبط لاوي را برگزيدند)، و نخستزادههاي همة گلهها و نوبرِ محصولات زمين را نيز. همچنين نوبر محصولات درو ميبايست در عيد فصح تقديم ميشد، و قبل از انجام اين كار، نميشد از محصول جديد استفاده كرد (لاويان 23 : 14). نوبر محصول يك باغ ميوة جوان (در سال چهارم) ميبايست به خدا داده ميشد، و پيش از آن نميشد از هيچ يك از ميوههاي آن استفاده كرد. نتيجة اخلاقي: در زندگي خود مكان اول را به خدا بدهيد.
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]