کتاب اعداد
مدیران انجمن: رونین, شوراي نظارت

-
- پست: 5234
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1747 بار
- سپاسهای دریافتی: 4179 بار
- تماس:
کتاب اعداد
ترجمه تفسیری(کتاب اعداد) كتاب اعداد از فراز و نشيبهاي قوم بنياسرائيل سخن ميگويد. اين كتاب حاوي حوادثي است كه در بيابان بين راه مصر و سرزمين موعود بر قوم اسرائيل گذشته است. در كتاب مقدس عبري، نام اين كتاب «در بيابان» است.
در كتاب اعداد ميخوانيم كه چگونه دوازده مرد اسرائيلي پيشاپيش به سرزمين موعود فرستاده ميشوند تا وضع آنجا را بررسي كنند. از بين اين افراد، تنها دو نفر، «يوشع» و «كاليب» با اعتماد بر خدا، قوم بنياسرائيل را ترغيب به فتح سرزمين موعود ميكنند. اما ده نفر بقيه گزارش ميدهند كه مردان غولپيكري در آن سرزمين هستند و بنياسرائيل قادر نخواهند بود آنها را شكست دهند. با شنيدن اين گزارش منفي، ترس بر قوم اسرائيل غلبه ميكند، بطوري كه آنان به فكر بازگشت به مصر ميافتند. به سبب اين كمايماني، خدا به مدت چهل سال بنياسرائيل را در بيابان نگه ميدارد. در اين مدت، همة جنگجويان قوم ميميرند و نسل جديدي روي كار ميآيد. خدا حضور خود را در آتش و ابر به اين نسل جديد آشكار ميكند و به آنان اطمينان ميبخشد كه همواره با ايشان خواهد بود. خداوند به آنان دستوراتي مبني بر تقسيم اراضي سرزمين موعود، بين قبايل اسرائيل ميدهد.
در كتاب اعداد متوجه اين حقيقت ميشويم كه با وجود تمرد و نااطاعتي قوم خدا، باز خداوند از ايشان مراقبت ميكند. در ضمن، اين كتاب نشان ميدهد كه خداوند صبور است و حتي در امور جزئي زندگي ما نيز در فكر ماست، اما گناه را نيز بيسزا نميگذارد. راهنما اعداد
40 سال در بيابان
سفر اسرائيل بسوي سرزمين موعود
فهرست و تواريخ سفر
خروج از مصر: روز 15 ماه اول
عبور از درياي سرخ
در مارّه (نقشة 25)، ايليم، و صحراي سينا؛
شكايت مردم
بلدرچين و منّ روز 15 ماه دوم
در رفيديم: آب از درون صخره؛
جنگ با عماليق؛ يترون
در سينا: ده فرمان؛ عهد؛ روز (؟) ماه سوم
كتاب شريعت؛ 40 روز موسي در كوه
گوسالة طلايي؛ دومين 40 روز در كوه
بناي خيمه ؛ سرشماري روز اول ماه دوم سال دوم
حركت از سينا روز بيستم ماه دوم سال دوم
حدود يكسال توقف در سينا
در تبعيره: آتش؛ بلدرچينها؛ طاعون
در حضيروت: فتنة مريم و هارون
در قادشبرنيع: فرستادن جاسوسها؛
اغتشاش قوم؛ شفاعت موسي؛
شكست خوردن قوم؛ قوانين بيشتر؛
قورح: مرگ 14700 نفر؛ عصاي هارون
38 سال در بيابانهاي اطراف
در قادشبرنيع براي بار دوم: ماه اول سال چهلم
مرگ مريم؛ آب از صخره؛ گناه موسي
حركت نهايي بسوي كنعان
منع عبور اسرائيل از جانب ادوم
در كوه حور: مرگ هارون روز اول ماه پنجم سال چهلم
شكست كنعانيان بدست اسرائيل
جنوب كوه حور: مارها
شرق و شمال اطراف ادوم
نقشه 27
بسوي شمال و در طول مرز شرقي موآب
شكست دادن اموريان و باشان
اردو بر دشت موآب:
بلعام؛ گناه فغور؛
24000 نفر كشته؛ سرشماري؛
نابودي مديانيها؛
سكونت 5/2 سبط در شرق اردن؛
وداع موسي؛ مرگ او روز اول ماه يازدهم سال چهلم
عبور قوم از اردن روز دهم ماه اول سال چهل و يكم
برگزاري عيد فصح؛ متوقف شدن منّ روز چهاردهم ماه اول سال چهل و يكم
در كتاب اعداد ميخوانيم كه چگونه دوازده مرد اسرائيلي پيشاپيش به سرزمين موعود فرستاده ميشوند تا وضع آنجا را بررسي كنند. از بين اين افراد، تنها دو نفر، «يوشع» و «كاليب» با اعتماد بر خدا، قوم بنياسرائيل را ترغيب به فتح سرزمين موعود ميكنند. اما ده نفر بقيه گزارش ميدهند كه مردان غولپيكري در آن سرزمين هستند و بنياسرائيل قادر نخواهند بود آنها را شكست دهند. با شنيدن اين گزارش منفي، ترس بر قوم اسرائيل غلبه ميكند، بطوري كه آنان به فكر بازگشت به مصر ميافتند. به سبب اين كمايماني، خدا به مدت چهل سال بنياسرائيل را در بيابان نگه ميدارد. در اين مدت، همة جنگجويان قوم ميميرند و نسل جديدي روي كار ميآيد. خدا حضور خود را در آتش و ابر به اين نسل جديد آشكار ميكند و به آنان اطمينان ميبخشد كه همواره با ايشان خواهد بود. خداوند به آنان دستوراتي مبني بر تقسيم اراضي سرزمين موعود، بين قبايل اسرائيل ميدهد.
در كتاب اعداد متوجه اين حقيقت ميشويم كه با وجود تمرد و نااطاعتي قوم خدا، باز خداوند از ايشان مراقبت ميكند. در ضمن، اين كتاب نشان ميدهد كه خداوند صبور است و حتي در امور جزئي زندگي ما نيز در فكر ماست، اما گناه را نيز بيسزا نميگذارد. راهنما اعداد
40 سال در بيابان
سفر اسرائيل بسوي سرزمين موعود
فهرست و تواريخ سفر
خروج از مصر: روز 15 ماه اول
عبور از درياي سرخ
در مارّه (نقشة 25)، ايليم، و صحراي سينا؛
شكايت مردم
بلدرچين و منّ روز 15 ماه دوم
در رفيديم: آب از درون صخره؛
جنگ با عماليق؛ يترون
در سينا: ده فرمان؛ عهد؛ روز (؟) ماه سوم
كتاب شريعت؛ 40 روز موسي در كوه
گوسالة طلايي؛ دومين 40 روز در كوه
بناي خيمه ؛ سرشماري روز اول ماه دوم سال دوم
حركت از سينا روز بيستم ماه دوم سال دوم
حدود يكسال توقف در سينا
در تبعيره: آتش؛ بلدرچينها؛ طاعون
در حضيروت: فتنة مريم و هارون
در قادشبرنيع: فرستادن جاسوسها؛
اغتشاش قوم؛ شفاعت موسي؛
شكست خوردن قوم؛ قوانين بيشتر؛
قورح: مرگ 14700 نفر؛ عصاي هارون
38 سال در بيابانهاي اطراف
در قادشبرنيع براي بار دوم: ماه اول سال چهلم
مرگ مريم؛ آب از صخره؛ گناه موسي
حركت نهايي بسوي كنعان
منع عبور اسرائيل از جانب ادوم
در كوه حور: مرگ هارون روز اول ماه پنجم سال چهلم
شكست كنعانيان بدست اسرائيل
جنوب كوه حور: مارها
شرق و شمال اطراف ادوم
نقشه 27
بسوي شمال و در طول مرز شرقي موآب
شكست دادن اموريان و باشان
اردو بر دشت موآب:
بلعام؛ گناه فغور؛
24000 نفر كشته؛ سرشماري؛
نابودي مديانيها؛
سكونت 5/2 سبط در شرق اردن؛
وداع موسي؛ مرگ او روز اول ماه يازدهم سال چهلم
عبور قوم از اردن روز دهم ماه اول سال چهل و يكم
برگزاري عيد فصح؛ متوقف شدن منّ روز چهاردهم ماه اول سال چهل و يكم
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]

-
- پست: 5234
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1747 بار
- سپاسهای دریافتی: 4179 بار
- تماس:
1 نخستین سرشماری قوم اسرائیل
سرشماري اول
و در روز اول ماه دوم از سال دوم از بيرون آمدن ايشان از زمين مصر، خداوند در بيابان سينا در خيمة اجتماع موسي را خطاب كرده، گفت: 2 «حساب تمامي جماعت بنياسرائيل را برحسب قبايل و خاندان آباي ايشان، به شمارة اسمهاي همة ذكوران موافق سرهاي ايشان بگيريد. 3 از بيست ساله و زياده، هر كه از اسرائيل به جنگ بيرون ميرود، تو و هارون ايشان را برحسب افواج ايشان بشماريد. 4 و همراه شما يك نفر از هر سبط باشد كه هر يك رئيس خاندان آبايش باشد. 5 و اسمهاي كساني كه با شما بايد بايستند، اين است:
از رؤبين، اليصوربن شَدَيئور.
6 و از شمعون، شِلوميئيل بن صوريْشَدّاي.
7 و از يهودا، نَحشون بن عميناداب.
8 و از يساكار، نَتَنائيل بن صوغَر.
9 و از زَبولون، اَلياب بن حِيلون.
10 و از بني يوسف: از اَفرايم، اَليشَمَع بن عَمّيهود. و از مَنَسّي، جَمليئيل بن فَدَهْصور.
11 از بنيامين، اَبيدان بن جِدعوني.
12 و از دان، اَخيعَزَر بن عَمّيشَدّاي.
13 و از اشير، فَجْعيئيل بن عُكْران.
14 و از جاد، اَلياساف بن دَعوئيل.
15 و از نَفتالي، اَخيرَع بن عينان.»
16 اينانند دعوت شدگان جماعت و سروران اسباط آباي ايشان، و رؤساي هزارههاي اسرائيل.
17 و موسي و هارون اين كسان را كه به نام، معين شدند، گرفتند. 18 و در روز اول ماه دوم، تمامي جماعت را جمع كرده، نسب نامههاي ايشان را برحسب قبايل و خاندان آباي ايشان، به شمارة اسمها از بيست ساله و بالاتر موافق سرهاي ايشان خواندند. 19 چنانكه خداوند موسي را امر فرموده بود، ايشان را در بيابان سينا بشمرد.
20 و اما انساب بنيرؤبين نخستزادة اسرائيل، برحسب قبايل و خاندان آباي ايشان، موافق نامها و سرهاي ايشان اين بود: هر ذكور از بيست ساله و بالاتر، جميع كساني كه براي جنگ بيرون ميرفتند. 21 شمردهشدگان ايشان از سبط رؤبين، چهل و شش هزار و پانصد نفر بودند.
22 و انساب بنيشمعون برحسب قبايل و خاندان آباي ايشان، كساني كه از ايشان شمرده شدند، موافق شمارة اسمها و سرهاي ايشان اين بود: هر ذكور از بيست ساله و بالاتر، هر كه براي جنگ بيرون ميرفت. 23 شمردهشدگان ايشان از سبط شمعون، پنجاه و نه هزار و سيصد نفر بودند.
24 و انساب بنيجاد برحسب قبايل و خاندان آباي ايشان، موافق شمارة اسمها، از بيست ساله و بالاتر، هر كه براي جنگ بيرون ميرفت. 25 شمردهشدگان ايشان از سبط جاد، چهل و پنج هزار و ششصد و پنجاه نفر بودند.
26 و انساب بنييهودا برحسب قبايل و خاندان آباي ايشان، موافق شمارة اسمها از بيست ساله و بالاتر، هر كه براي جنگ بيرون ميرفت. 27 شمردهشدگان ايشان از سبط يهودا،هفتاد و چهار هزار و شش صد نفر بودند.
28 و انساب بنييَسّاكار برحسب قبايل و خاندان آباي ايشان، موافق شمارة اسمها از بيست ساله و بالاتر، هر كه براي جنگ بيرون ميرفت. 29 شمردهشدگان ايشان از سبط يَسّاكار، پنجاه و چهار هزار و چهارصد نفر بودند.
30 و انساب بنيزبولون برحسب قبايل و خاندان آباي ايشان، موافق شمارة اسمها از بيست ساله و بالاتر، هر كه براي جنگ بيرون ميرفت. 31 شمردهشدگان ايشان از سبط زبولون پنجاه و هفت هزار و چهارصد نفر بودند.
32 و انساب بنييوسف از بنياَفرايم برحسب قبايل و خاندان آباي ايشان، موافق شمارة اسمها از بيست ساله و بالاتر، هر كه براي جنگ بيرون ميرفت. 33 شمردهشدگان ايشان از سبط اَفرايم، چهل هزار و پانصد نفر بودند.
34 و انساب بنيمَنَسّي برحسب قبايل و خاندان آباي ايشان، موافق شمارة اسمها، از بيست ساله و بالاتر، هر كه براي جنگ بيرون ميرفت. 35 شمردهشدگان ايشان از سبط منسي، سي و دو هزار و دويست نفر بودند.
36 و انساب بنيبنيامين برحسب قبايل و خاندان آباي ايشان، موافق شمارة اسمها، از بيست ساله و بالاتر، هر كه براي جنگ بيرون ميرفت. 37 شمردهشدگان ايشان از سبط بنيامين، سي و پنج هزار و چهارصد نفر بودند.
38 و انساب بنيدان برحسب قبايل و خاندان آباي ايشان، موافق شمارة اسمها از بيست ساله و بالاتر، هر كه براي جنگ ميرفت. 39 شمردهشدگان ايشان از سبط دان، شصت و دوهزار و هفتصد نفر بودند.
40 و انساب بنياَشير برحسب قبايل و خاندان آباي ايشان، موافق شمارة اسمها از بيست ساله و بالاتر، هر كه براي جنگ بيرون ميرفت. 41 شمردهشدگان ايشان از سبط اَشير، چهل و يك هزار و پانصد نفر بودند.
42 و انساب بنينَفْتالي برحسب قبايل و خاندان آباي ايشان، موافق شمارة اسمها از بيست ساله و بالاتر، هر كه براي جنگ بيرون ميرفت. 43 شمردهشدگان ايشان از سبط نَفْتالي، پنجاه و سه هزار و پانصد نفر بودند.
44 اينانند شمردهشدگاني كه موسي و هارون با دوازده نفر از سروران اسرائيل، كه يك نفر براي هر خاندان آباي ايشان بود، شمردند. 45 و تمامي شمردهشدگان بنياسرائيل برحسب خاندان آباي ايشان، از بيست ساله و بالاتر، هر كس از اسرائيل كه براي جنگ بيرون ميرفت. 46 همة شمردهشدگان، ششصد و سه هزار و پانصد و پنجاه نفر بودند.
47 اما لاويان برحسب سبط آباي ايشان در ميان آنها شمرده نشدند. 48 زيرا خداوند موسي را خطاب كرده، گفت: 49 «اما سبط لاوي را مشمار و حساب ايشان را در ميان بنياسرائيل مگير. 50 ليكن لاويان را بر مسكن شهادت و تمامي اسبابش و بر هرچه علاقه به آن دارد بگمار، و ايشان مسكن و تمامي اسبابش را بردارند، و ايشان آن را خدمت نمايند و به اطراف مسكن خيمه زنند. 51 و چون مسكن روانه شود لاويان آن را پايين بياورند، و چون مسكن افراشته شود لاويان آن را برپا نمايند، و غريبي كه نزديك آن آيد، كشته شود. 52 و بنياسرائيل هر كس در محلة خود و هر كس نزد عَلَم خويش برحسب افواج خود، خيمه زنند. 53 و لاويان به اطراف مسكن شهادت خيمه زنند، مبادا غضب بر جماعت بنياسرائيل بشود، و لاويان شعائر مسكن شهادت را نگاه دارند.» 54 پس بنياسرائيل چنين كردند، و برحسب آنچه خداوند موسي را امر فرموده بود، به عمل آوردند. ترجمه تفسیری نخستين سرشماري قوم اسرائيل
در روز اولِ ماه دوم از سـال دوم، بعد از بيرون آمدن قوم اسرائيل از مصر، زماني كه قوم در بيابان سينا اردو زده بود، خداوند در خيمه عبادت به موسي فرمود: 2-15 «تو و هارون به كمك رهبران هر قبيله، قوم اسرائيل را برحسب قبيله و خاندان سرشماري كنيد و تمام مردان بيست ساله و بالاتر را كه قادر به جنگيدن هستند بشماريد.» رهبراني كه از هر قبيله براي اين كار تعيين شدند عبارت بودند از:
اليصور (پسر شديئور)، از قبيله رئوبين؛
شلوميئيل (پسر صوريشداي)، از قبيله شمعون؛
نحشون (پسر عميناداب)، از قبيله يهودا؛
نتنائيل (پسر صوغر)، از قبيله يساكار؛
اليآب (پسر حيلون)، از قبيله زبولون؛
اليشـمع (پسر عميهود)، از قبيله افرايم، پسر يوسف؛
جمليئيل (پسر فدهصور)، از قبيله منسي، پسر يوسف؛
ابيدان (پسر جدعوني)، از قبيله بنيامين؛
اخيعزر (پسر عميشداي)، از قبيله دان؛
فجعيئيل (پسر عكران)، از قبيله اشير؛
الياساف (پسر دعوئيل)، از قبيله جاد؛
اخيرع (پسر عينان)، از قبيله نفتالي.
16 اينها رهبراني بودند كه از ميان قوم اسرائيل براي اين كار انتخاب شدند.
17و18و19 در همان روز موسي و هارون همراه رهبران قبايل، تمام مردان بيست ساله و بالاتر را براي اسمنويسي احضار نمودند و همانطور كه خداوند به موسي امر فرموده بود هر مرد برحسب خاندان و خانوادهاش اسمنويسي شد. 20-46 نتيجه نهايي سرشماري از اين قرار است:
از قبيله رئوبين (پسر ارشد يعقوب)، 500ر46 نفر،
از قبيلة شمعون، 300ر59 نفر،
از قبيله جاد، 650ر45 نفر،
از قبيله يهودا، 600ر74 نفر،
از قبيله يساكار، 400ر54 نفر،
از قبيله زبولون، 400ر57 نفر،
از قبيله افرايم (پسر يوسف)، 500ر40 نفر،
از قبيله منسي (پسر يوسف)، 200ر32 نفر،
از قبيله بنيامين، 400ر35 نفر،
از قبيله دان، 700ر62 نفر،
از قبيله اشير، 500ر41 نفر،
از قبيله نفتالي، 400ر53 نفر،
جمع كل، 550ر603 نفر.
47و48و49 اين سرشماري شامل مردان لاوي نميشد، چون خداوند به موسي فرموده بود: «تمام قبيله لاوي را از خدمت نظام معاف كن و ايشان را در اين سرشماري منظور نكن؛ 50 زيرا وظيفه لاويها انجام امور خيمه عبادت، و جابجايي آن است. ايشان بايد درجوار خيمه عبادت زندگي كنند. 51 هنگام جابجايي خيمه عبادت لاويها بايد آن را جمع كنند و دوباره آن را برپا سازند. هركسِ ديگري به آن دست بزند كشته خواهد شد. 52 هر يك از قبايل اسرائيل بايد داراي اردوگاه جداگانهاي بوده، عَلَم خاص خود را داشته باشند. 53 لاويها بايد گرداگرد خيمه عبادت خيمه زنند تا مبادا كسي به خيمه عبادت نزديك شده، مرا خشمگين سازد و من قوم اسرائيل را مجازات كنم.»
54 پس قوم اسرائيل آنچه را كه خداوند به موسي امر فرموده بود، انجام دادند.
راهنما
باب اول . سرشماري
طبق اين سرشماري كه در كوه سينا صورت گرفت، 550ر603 مرد بالاي بيست سال، بجز لاويان (45 - 47) در قوم وجود داشت. در سرشماري ديگري كه 38 سال پس از آن صورت گرفت، رقم 730ر601 ثبت شده بود (به باب 26 مراجعه كنيد).
سرشماري اول
و در روز اول ماه دوم از سال دوم از بيرون آمدن ايشان از زمين مصر، خداوند در بيابان سينا در خيمة اجتماع موسي را خطاب كرده، گفت: 2 «حساب تمامي جماعت بنياسرائيل را برحسب قبايل و خاندان آباي ايشان، به شمارة اسمهاي همة ذكوران موافق سرهاي ايشان بگيريد. 3 از بيست ساله و زياده، هر كه از اسرائيل به جنگ بيرون ميرود، تو و هارون ايشان را برحسب افواج ايشان بشماريد. 4 و همراه شما يك نفر از هر سبط باشد كه هر يك رئيس خاندان آبايش باشد. 5 و اسمهاي كساني كه با شما بايد بايستند، اين است:
از رؤبين، اليصوربن شَدَيئور.
6 و از شمعون، شِلوميئيل بن صوريْشَدّاي.
7 و از يهودا، نَحشون بن عميناداب.
8 و از يساكار، نَتَنائيل بن صوغَر.
9 و از زَبولون، اَلياب بن حِيلون.
10 و از بني يوسف: از اَفرايم، اَليشَمَع بن عَمّيهود. و از مَنَسّي، جَمليئيل بن فَدَهْصور.
11 از بنيامين، اَبيدان بن جِدعوني.
12 و از دان، اَخيعَزَر بن عَمّيشَدّاي.
13 و از اشير، فَجْعيئيل بن عُكْران.
14 و از جاد، اَلياساف بن دَعوئيل.
15 و از نَفتالي، اَخيرَع بن عينان.»
16 اينانند دعوت شدگان جماعت و سروران اسباط آباي ايشان، و رؤساي هزارههاي اسرائيل.
17 و موسي و هارون اين كسان را كه به نام، معين شدند، گرفتند. 18 و در روز اول ماه دوم، تمامي جماعت را جمع كرده، نسب نامههاي ايشان را برحسب قبايل و خاندان آباي ايشان، به شمارة اسمها از بيست ساله و بالاتر موافق سرهاي ايشان خواندند. 19 چنانكه خداوند موسي را امر فرموده بود، ايشان را در بيابان سينا بشمرد.
20 و اما انساب بنيرؤبين نخستزادة اسرائيل، برحسب قبايل و خاندان آباي ايشان، موافق نامها و سرهاي ايشان اين بود: هر ذكور از بيست ساله و بالاتر، جميع كساني كه براي جنگ بيرون ميرفتند. 21 شمردهشدگان ايشان از سبط رؤبين، چهل و شش هزار و پانصد نفر بودند.
22 و انساب بنيشمعون برحسب قبايل و خاندان آباي ايشان، كساني كه از ايشان شمرده شدند، موافق شمارة اسمها و سرهاي ايشان اين بود: هر ذكور از بيست ساله و بالاتر، هر كه براي جنگ بيرون ميرفت. 23 شمردهشدگان ايشان از سبط شمعون، پنجاه و نه هزار و سيصد نفر بودند.
24 و انساب بنيجاد برحسب قبايل و خاندان آباي ايشان، موافق شمارة اسمها، از بيست ساله و بالاتر، هر كه براي جنگ بيرون ميرفت. 25 شمردهشدگان ايشان از سبط جاد، چهل و پنج هزار و ششصد و پنجاه نفر بودند.
26 و انساب بنييهودا برحسب قبايل و خاندان آباي ايشان، موافق شمارة اسمها از بيست ساله و بالاتر، هر كه براي جنگ بيرون ميرفت. 27 شمردهشدگان ايشان از سبط يهودا،هفتاد و چهار هزار و شش صد نفر بودند.
28 و انساب بنييَسّاكار برحسب قبايل و خاندان آباي ايشان، موافق شمارة اسمها از بيست ساله و بالاتر، هر كه براي جنگ بيرون ميرفت. 29 شمردهشدگان ايشان از سبط يَسّاكار، پنجاه و چهار هزار و چهارصد نفر بودند.
30 و انساب بنيزبولون برحسب قبايل و خاندان آباي ايشان، موافق شمارة اسمها از بيست ساله و بالاتر، هر كه براي جنگ بيرون ميرفت. 31 شمردهشدگان ايشان از سبط زبولون پنجاه و هفت هزار و چهارصد نفر بودند.
32 و انساب بنييوسف از بنياَفرايم برحسب قبايل و خاندان آباي ايشان، موافق شمارة اسمها از بيست ساله و بالاتر، هر كه براي جنگ بيرون ميرفت. 33 شمردهشدگان ايشان از سبط اَفرايم، چهل هزار و پانصد نفر بودند.
34 و انساب بنيمَنَسّي برحسب قبايل و خاندان آباي ايشان، موافق شمارة اسمها، از بيست ساله و بالاتر، هر كه براي جنگ بيرون ميرفت. 35 شمردهشدگان ايشان از سبط منسي، سي و دو هزار و دويست نفر بودند.
36 و انساب بنيبنيامين برحسب قبايل و خاندان آباي ايشان، موافق شمارة اسمها، از بيست ساله و بالاتر، هر كه براي جنگ بيرون ميرفت. 37 شمردهشدگان ايشان از سبط بنيامين، سي و پنج هزار و چهارصد نفر بودند.
38 و انساب بنيدان برحسب قبايل و خاندان آباي ايشان، موافق شمارة اسمها از بيست ساله و بالاتر، هر كه براي جنگ ميرفت. 39 شمردهشدگان ايشان از سبط دان، شصت و دوهزار و هفتصد نفر بودند.
40 و انساب بنياَشير برحسب قبايل و خاندان آباي ايشان، موافق شمارة اسمها از بيست ساله و بالاتر، هر كه براي جنگ بيرون ميرفت. 41 شمردهشدگان ايشان از سبط اَشير، چهل و يك هزار و پانصد نفر بودند.
42 و انساب بنينَفْتالي برحسب قبايل و خاندان آباي ايشان، موافق شمارة اسمها از بيست ساله و بالاتر، هر كه براي جنگ بيرون ميرفت. 43 شمردهشدگان ايشان از سبط نَفْتالي، پنجاه و سه هزار و پانصد نفر بودند.
44 اينانند شمردهشدگاني كه موسي و هارون با دوازده نفر از سروران اسرائيل، كه يك نفر براي هر خاندان آباي ايشان بود، شمردند. 45 و تمامي شمردهشدگان بنياسرائيل برحسب خاندان آباي ايشان، از بيست ساله و بالاتر، هر كس از اسرائيل كه براي جنگ بيرون ميرفت. 46 همة شمردهشدگان، ششصد و سه هزار و پانصد و پنجاه نفر بودند.
47 اما لاويان برحسب سبط آباي ايشان در ميان آنها شمرده نشدند. 48 زيرا خداوند موسي را خطاب كرده، گفت: 49 «اما سبط لاوي را مشمار و حساب ايشان را در ميان بنياسرائيل مگير. 50 ليكن لاويان را بر مسكن شهادت و تمامي اسبابش و بر هرچه علاقه به آن دارد بگمار، و ايشان مسكن و تمامي اسبابش را بردارند، و ايشان آن را خدمت نمايند و به اطراف مسكن خيمه زنند. 51 و چون مسكن روانه شود لاويان آن را پايين بياورند، و چون مسكن افراشته شود لاويان آن را برپا نمايند، و غريبي كه نزديك آن آيد، كشته شود. 52 و بنياسرائيل هر كس در محلة خود و هر كس نزد عَلَم خويش برحسب افواج خود، خيمه زنند. 53 و لاويان به اطراف مسكن شهادت خيمه زنند، مبادا غضب بر جماعت بنياسرائيل بشود، و لاويان شعائر مسكن شهادت را نگاه دارند.» 54 پس بنياسرائيل چنين كردند، و برحسب آنچه خداوند موسي را امر فرموده بود، به عمل آوردند. ترجمه تفسیری نخستين سرشماري قوم اسرائيل
در روز اولِ ماه دوم از سـال دوم، بعد از بيرون آمدن قوم اسرائيل از مصر، زماني كه قوم در بيابان سينا اردو زده بود، خداوند در خيمه عبادت به موسي فرمود: 2-15 «تو و هارون به كمك رهبران هر قبيله، قوم اسرائيل را برحسب قبيله و خاندان سرشماري كنيد و تمام مردان بيست ساله و بالاتر را كه قادر به جنگيدن هستند بشماريد.» رهبراني كه از هر قبيله براي اين كار تعيين شدند عبارت بودند از:
اليصور (پسر شديئور)، از قبيله رئوبين؛
شلوميئيل (پسر صوريشداي)، از قبيله شمعون؛
نحشون (پسر عميناداب)، از قبيله يهودا؛
نتنائيل (پسر صوغر)، از قبيله يساكار؛
اليآب (پسر حيلون)، از قبيله زبولون؛
اليشـمع (پسر عميهود)، از قبيله افرايم، پسر يوسف؛
جمليئيل (پسر فدهصور)، از قبيله منسي، پسر يوسف؛
ابيدان (پسر جدعوني)، از قبيله بنيامين؛
اخيعزر (پسر عميشداي)، از قبيله دان؛
فجعيئيل (پسر عكران)، از قبيله اشير؛
الياساف (پسر دعوئيل)، از قبيله جاد؛
اخيرع (پسر عينان)، از قبيله نفتالي.
16 اينها رهبراني بودند كه از ميان قوم اسرائيل براي اين كار انتخاب شدند.
17و18و19 در همان روز موسي و هارون همراه رهبران قبايل، تمام مردان بيست ساله و بالاتر را براي اسمنويسي احضار نمودند و همانطور كه خداوند به موسي امر فرموده بود هر مرد برحسب خاندان و خانوادهاش اسمنويسي شد. 20-46 نتيجه نهايي سرشماري از اين قرار است:
از قبيله رئوبين (پسر ارشد يعقوب)، 500ر46 نفر،
از قبيلة شمعون، 300ر59 نفر،
از قبيله جاد، 650ر45 نفر،
از قبيله يهودا، 600ر74 نفر،
از قبيله يساكار، 400ر54 نفر،
از قبيله زبولون، 400ر57 نفر،
از قبيله افرايم (پسر يوسف)، 500ر40 نفر،
از قبيله منسي (پسر يوسف)، 200ر32 نفر،
از قبيله بنيامين، 400ر35 نفر،
از قبيله دان، 700ر62 نفر،
از قبيله اشير، 500ر41 نفر،
از قبيله نفتالي، 400ر53 نفر،
جمع كل، 550ر603 نفر.
47و48و49 اين سرشماري شامل مردان لاوي نميشد، چون خداوند به موسي فرموده بود: «تمام قبيله لاوي را از خدمت نظام معاف كن و ايشان را در اين سرشماري منظور نكن؛ 50 زيرا وظيفه لاويها انجام امور خيمه عبادت، و جابجايي آن است. ايشان بايد درجوار خيمه عبادت زندگي كنند. 51 هنگام جابجايي خيمه عبادت لاويها بايد آن را جمع كنند و دوباره آن را برپا سازند. هركسِ ديگري به آن دست بزند كشته خواهد شد. 52 هر يك از قبايل اسرائيل بايد داراي اردوگاه جداگانهاي بوده، عَلَم خاص خود را داشته باشند. 53 لاويها بايد گرداگرد خيمه عبادت خيمه زنند تا مبادا كسي به خيمه عبادت نزديك شده، مرا خشمگين سازد و من قوم اسرائيل را مجازات كنم.»
54 پس قوم اسرائيل آنچه را كه خداوند به موسي امر فرموده بود، انجام دادند.
راهنما
باب اول . سرشماري
طبق اين سرشماري كه در كوه سينا صورت گرفت، 550ر603 مرد بالاي بيست سال، بجز لاويان (45 - 47) در قوم وجود داشت. در سرشماري ديگري كه 38 سال پس از آن صورت گرفت، رقم 730ر601 ثبت شده بود (به باب 26 مراجعه كنيد).
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]

-
- پست: 5234
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1747 بار
- سپاسهای دریافتی: 4179 بار
- تماس:
2 جایگاه قبایل در اردوگاه
ترتيب قرارگيري اسباط
و خداوند موسي و هارون را خطاب كرده،گفت: 2 «هر كس از بنياسرائيل نزد عَلَم و نشان خاندان آباي خويش خيمه زند، در برابر و اطراف خيمة اجتماع خيمه زنند. 3 و به جانب مشرق به سوي طلوع آفتاب اهل عَلَمِ محَلّة يَهُودا برحسب افواج خود خيمه زنند، و رئيس بنييهودا نَحشُون بن عَمّيناداب باشد. 4 و فوج او كه از ايشان شمرده شدند هفتاد و چهار هزار و ششصد نفر بودند. 5 و سبط يَسّاكار در پهلوي او خيمه زنند، و رئيس بنييَسّاكار نَتنائيل بن صوغر باشد. 6 و فوج او كه از ايشان شمرده شدند پنجاه و چهار هزار و چهارصد نفر بودند. 7 و سبط زبولون و رئيس بنيزبولون اَليآب بن حِيلون باشد. 8 و فوج او كه از ايشان شمرده شدند، پنجاه و هفت هزار و چهارصد نفر بودند. 9 جميع شمردهشدگان محلة يهودا برحسب افواج ايشان صد و هشتاد و شش هزار و چهارصد نفر بودند. و ايشان اول كوچ كنند.
10 «و بر جانب جنوب، عَلَم محلة رَؤبين برحسب افواج ايشان باشد، و رئيس بنيرؤبين اَليصور بن شَدَيئُور باشد. 11 و فوج او كه از ايشان شمرده شدند چهل و شش هزار و پانصد نفربودند. 12 و در پهلوي او سبط شَمعون خيمه زنند و رئيس بنيشَمعون شلوميئيل بن صوريشَدّاي باشد. 13 و فوج او كه از ايشان شمرده شدند، پنجاه و نه هزار و سيصد نفر بودند. 14 و سبط جاد و رئيس بنيجاد اَلياساف بن رَعُوْئيل باشد. 15 و فوج او كه از ايشان شمرده شدند، چهل و پنج هزار و ششصد و پنجاه نفر بودند. 16 جميع شمردهشدگان محلة رؤبين برحسب افواج ايشان صد و پنجاه و يك هزار و چهارصد و پنجاه نفر بودند و ايشان دوم كوچ كنند.
17 «و بعد از آن خيمة اجتماع با محلة لاويان در ميان محلهها كوچ كند، چنانكه خيمه ميزنند، همچنان هر كس در جاي خود نزد عَلَمهاي خويش كوچ كنند.
18 «و به طرف مغرب، عَلَم محلة اَفرايم برحسب افواج ايشان و رئيس بنياَفرايم، اليشَمَع بن عَمّيهود باشد. 19 و فوج او كه از ايشان شمرده شدند، چهل هزار و پانصد نفر بودند. 20 و در پهلوي او سبط مَنَسّي، و رئيس بنيمَنَسّي جَمْليئيل بن فَدَهْصور باشد. 21 و فوج او كه از ايشان شمرده شدند، سي و دو هزار و دويست نفر بودند. 22 و سبط بنيامين و رئيس بنيبنيامين، اَبيدان بن جِدعوني باشد. 23 و فوج او كه از ايشان شمرده شدند، سي و پنج هزار و چهارصد نفر بودند. 24 جميع شمردهشدگان محلة اَفرايم برحسب افواج ايشان، صد و هشت هزار و يكصد نفر بودند، و ايشان سوم كوچ كنند.
25 «و به طرف شمال، عَلَم محلة دان، برحسب افواج ايشان، و رئيس بنيدان اَخيعَزَر بن عَمّيشَدّاي باشد. 26 و فوج او كه از ايشان شمرده شدند، شصت و دو هزاروهفتصد نفر بودند. 27 و در پهلوي ايشان سبط اَشير خيمه زنند، و رئيسبنياَشير فَجْعيئيل بن عُكْران باشد. 28 و فوج او كه از ايشان شمرده شدند، چهل و يك هزار و پانصد نفر بودند. 29 و سبط نَفْتالي و رئيس بنينَفْتالي اَخيرَع بن عِينان باشد. 30 و فوج او كه از ايشان شمرده شدند، پنجاه و سه هزار و چهارصد نفر بودند. 31 جميع شمردهشدگان محلة دان، صد و پنجاه و هفت هزار و ششصد نفر بودند. ايشان نزد عَلَمهاي خود در عقب كوچ كنند.»
32 اينانند شمردهشدگان بنياسرائيل برحسب خاندان آباي ايشان، جميع شمردهشدگان محلهها موافق افواج ايشان ششصد و سه هزار و پانصد و پنجاه نفر بودند. 33 اما لاويان چنانكه خداوند به موسي امر فرموده بود، در ميان بنياسرائيل شمرده نشدند.
34 و بنياسرائيل موافق هرچه خداوند به موسي امر فرموده بود، عمل نمودند، به اينطور نزد علمهاي خود خيمه ميزدند و به اينطور هر كس برحسب قبايل خود با خاندان آباي خود كوچ ميكردند. ترجمه تفسیری جايگاه قبايل در اردوگاه
خداوند اين دستورات را نيز به موسي و هارونداد: «قبايل بنياسرائيل بايد گرداگرد خيمه عبادت با فاصله معيني از آن اردو بزنند و هر يك عَلَم و نشان ويژه خود را داشته باشند.»
3-31 جايگاه قبيلهها به ترتيب زير بود:
قبيله رهبر تعداد
يهودا نحشون(پسر عميناداب) 600ر74 نفر
يساكار نتنائيل (پسر صوغر) 400ر54 نفر
زبولون اليآب (پسر حيلون) 400ر57 نفر
بنابراين، تعداد كل افراد ساكن در بخش يهودا كه در سمت شرقي اردوگاه قرار داشت، 400ر186 نفر بود. هرگاه بنياسرائيل به مكان تازهاي كوچ ميكردند، اين سه قبيله به ترتيب، پيشاپيش حركت ميكردند و راه را نشان ميدادند.
قبيله رهبر تعداد
رئوبين اليصور(پسر شديئور) 500ر46 نفر
شمعون شلوميئيل(پسر صوريشداي) 300ر59 نفر
جاد الياساف (پسر دعوئيل) 650ر45 نفر
بنابراين، تعداد كل افراد ساكن در بخش رئوبين كه در سمت جنوبي اردوگاه قرار داشت، 450ر151 نفر بود. هر وقت بنياسرائيل كوچ ميكردند، اين سه قبيله به ترتيب در رديف بعدي قرار ميگرفتند.
پشت سر اين دو رديف، لاويها با خيمه عبادت حركت ميكردند. هنگام كوچ، افراد هر قبيله زير علم خاص خود، دسته جمعي حركت ميكردند، به همان ترتيبي كه در اردوگاه، هر قبيله از قبيله ديگر جدا بود.
قبيله رهبر تعداد
افرايم اليشمع (پسر عميهود) 500ر40 نفر
منسي جمليئيل (پسر فدهصور) 200ر32 نفر
بنيامين ابيدان (پسر جدعوني) 400ر35 نفر
بنابراين، تعداد كل افراد ساكن در بخش افرايم كه در سمت غربي اردوگاه قرار داشت، 100ر108 نفر بود. موقع كوچ كردن، اين سه قبيله به ترتيب در رديف بعدي قرار داشتند.
قبيله رهبر تعداد
دان اخيعزر (پسر عميشداي) 700ر62 نفر
اشير فجعيئيل (پسر عكران) 500ر41 نفر
نفتالي اخيرع (پسر عينان) 400ر53 نفر
بنابراين، تعداد كل افراد ساكن در بخش دان كه در سمت شمالي اردوگاه قرار داشت، 600ر157 نفر بود. هنگام كوچ، اين سه قبيله به ترتيب، پس از همه حركت ميكردند. 32و33 پس تعداد كل سپاهيان بنياسرائيل، 550ر603 نفر بود (غير از لاويها كه به دستور خداوند سرشماري نشدند). 34 به اين ترتيبقوم اسرائيل طبق دستوري كه خداوند به موسي داده بود، هر يك با خاندان و خانواده خود كوچ ميكرد و زير عَلَم قبيله خود اردو ميزد.
راهنما
بابهاي 2 و 3 و 4 . سازماندهي اردو
همة جزئيات، با دقتي نظامي ذكر شده بودند. اين كار براي ادارة چنان جمعيت عظيمي ضروري بود. ترتيب اسباط به گونة زير بود:
نفتالي اشير دان
53400 نفر 41500 نفر 62700
يهودا بنيامين
74600 نفر مراريها 35400 نفر
6200
يساكار موسي جرشونيان منسي
54400 نفر هارون خيمه 7500 نفر 32200 نفر
شرق غرب قهاتيان
زبولون 8600 نفر افرايم
57400 نفر 40500 نفر
رؤبين شمعون جاد
46500 نفر 59300 نفر 45650 نفر
هنگامي كه اردو حركت ميكرد، يهودا و اسباط شرقي پيشرو بودند. در وسط، خيمه در پناه اسباط جنوبي و غربي قرار داشت؛ و اسباط شمالي عقبدار اردو بودند.
ترتيب قرارگيري اسباط
و خداوند موسي و هارون را خطاب كرده،گفت: 2 «هر كس از بنياسرائيل نزد عَلَم و نشان خاندان آباي خويش خيمه زند، در برابر و اطراف خيمة اجتماع خيمه زنند. 3 و به جانب مشرق به سوي طلوع آفتاب اهل عَلَمِ محَلّة يَهُودا برحسب افواج خود خيمه زنند، و رئيس بنييهودا نَحشُون بن عَمّيناداب باشد. 4 و فوج او كه از ايشان شمرده شدند هفتاد و چهار هزار و ششصد نفر بودند. 5 و سبط يَسّاكار در پهلوي او خيمه زنند، و رئيس بنييَسّاكار نَتنائيل بن صوغر باشد. 6 و فوج او كه از ايشان شمرده شدند پنجاه و چهار هزار و چهارصد نفر بودند. 7 و سبط زبولون و رئيس بنيزبولون اَليآب بن حِيلون باشد. 8 و فوج او كه از ايشان شمرده شدند، پنجاه و هفت هزار و چهارصد نفر بودند. 9 جميع شمردهشدگان محلة يهودا برحسب افواج ايشان صد و هشتاد و شش هزار و چهارصد نفر بودند. و ايشان اول كوچ كنند.
10 «و بر جانب جنوب، عَلَم محلة رَؤبين برحسب افواج ايشان باشد، و رئيس بنيرؤبين اَليصور بن شَدَيئُور باشد. 11 و فوج او كه از ايشان شمرده شدند چهل و شش هزار و پانصد نفربودند. 12 و در پهلوي او سبط شَمعون خيمه زنند و رئيس بنيشَمعون شلوميئيل بن صوريشَدّاي باشد. 13 و فوج او كه از ايشان شمرده شدند، پنجاه و نه هزار و سيصد نفر بودند. 14 و سبط جاد و رئيس بنيجاد اَلياساف بن رَعُوْئيل باشد. 15 و فوج او كه از ايشان شمرده شدند، چهل و پنج هزار و ششصد و پنجاه نفر بودند. 16 جميع شمردهشدگان محلة رؤبين برحسب افواج ايشان صد و پنجاه و يك هزار و چهارصد و پنجاه نفر بودند و ايشان دوم كوچ كنند.
17 «و بعد از آن خيمة اجتماع با محلة لاويان در ميان محلهها كوچ كند، چنانكه خيمه ميزنند، همچنان هر كس در جاي خود نزد عَلَمهاي خويش كوچ كنند.
18 «و به طرف مغرب، عَلَم محلة اَفرايم برحسب افواج ايشان و رئيس بنياَفرايم، اليشَمَع بن عَمّيهود باشد. 19 و فوج او كه از ايشان شمرده شدند، چهل هزار و پانصد نفر بودند. 20 و در پهلوي او سبط مَنَسّي، و رئيس بنيمَنَسّي جَمْليئيل بن فَدَهْصور باشد. 21 و فوج او كه از ايشان شمرده شدند، سي و دو هزار و دويست نفر بودند. 22 و سبط بنيامين و رئيس بنيبنيامين، اَبيدان بن جِدعوني باشد. 23 و فوج او كه از ايشان شمرده شدند، سي و پنج هزار و چهارصد نفر بودند. 24 جميع شمردهشدگان محلة اَفرايم برحسب افواج ايشان، صد و هشت هزار و يكصد نفر بودند، و ايشان سوم كوچ كنند.
25 «و به طرف شمال، عَلَم محلة دان، برحسب افواج ايشان، و رئيس بنيدان اَخيعَزَر بن عَمّيشَدّاي باشد. 26 و فوج او كه از ايشان شمرده شدند، شصت و دو هزاروهفتصد نفر بودند. 27 و در پهلوي ايشان سبط اَشير خيمه زنند، و رئيسبنياَشير فَجْعيئيل بن عُكْران باشد. 28 و فوج او كه از ايشان شمرده شدند، چهل و يك هزار و پانصد نفر بودند. 29 و سبط نَفْتالي و رئيس بنينَفْتالي اَخيرَع بن عِينان باشد. 30 و فوج او كه از ايشان شمرده شدند، پنجاه و سه هزار و چهارصد نفر بودند. 31 جميع شمردهشدگان محلة دان، صد و پنجاه و هفت هزار و ششصد نفر بودند. ايشان نزد عَلَمهاي خود در عقب كوچ كنند.»
32 اينانند شمردهشدگان بنياسرائيل برحسب خاندان آباي ايشان، جميع شمردهشدگان محلهها موافق افواج ايشان ششصد و سه هزار و پانصد و پنجاه نفر بودند. 33 اما لاويان چنانكه خداوند به موسي امر فرموده بود، در ميان بنياسرائيل شمرده نشدند.
34 و بنياسرائيل موافق هرچه خداوند به موسي امر فرموده بود، عمل نمودند، به اينطور نزد علمهاي خود خيمه ميزدند و به اينطور هر كس برحسب قبايل خود با خاندان آباي خود كوچ ميكردند. ترجمه تفسیری جايگاه قبايل در اردوگاه
خداوند اين دستورات را نيز به موسي و هارونداد: «قبايل بنياسرائيل بايد گرداگرد خيمه عبادت با فاصله معيني از آن اردو بزنند و هر يك عَلَم و نشان ويژه خود را داشته باشند.»
3-31 جايگاه قبيلهها به ترتيب زير بود:
قبيله رهبر تعداد
يهودا نحشون(پسر عميناداب) 600ر74 نفر
يساكار نتنائيل (پسر صوغر) 400ر54 نفر
زبولون اليآب (پسر حيلون) 400ر57 نفر
بنابراين، تعداد كل افراد ساكن در بخش يهودا كه در سمت شرقي اردوگاه قرار داشت، 400ر186 نفر بود. هرگاه بنياسرائيل به مكان تازهاي كوچ ميكردند، اين سه قبيله به ترتيب، پيشاپيش حركت ميكردند و راه را نشان ميدادند.
قبيله رهبر تعداد
رئوبين اليصور(پسر شديئور) 500ر46 نفر
شمعون شلوميئيل(پسر صوريشداي) 300ر59 نفر
جاد الياساف (پسر دعوئيل) 650ر45 نفر
بنابراين، تعداد كل افراد ساكن در بخش رئوبين كه در سمت جنوبي اردوگاه قرار داشت، 450ر151 نفر بود. هر وقت بنياسرائيل كوچ ميكردند، اين سه قبيله به ترتيب در رديف بعدي قرار ميگرفتند.
پشت سر اين دو رديف، لاويها با خيمه عبادت حركت ميكردند. هنگام كوچ، افراد هر قبيله زير علم خاص خود، دسته جمعي حركت ميكردند، به همان ترتيبي كه در اردوگاه، هر قبيله از قبيله ديگر جدا بود.
قبيله رهبر تعداد
افرايم اليشمع (پسر عميهود) 500ر40 نفر
منسي جمليئيل (پسر فدهصور) 200ر32 نفر
بنيامين ابيدان (پسر جدعوني) 400ر35 نفر
بنابراين، تعداد كل افراد ساكن در بخش افرايم كه در سمت غربي اردوگاه قرار داشت، 100ر108 نفر بود. موقع كوچ كردن، اين سه قبيله به ترتيب در رديف بعدي قرار داشتند.
قبيله رهبر تعداد
دان اخيعزر (پسر عميشداي) 700ر62 نفر
اشير فجعيئيل (پسر عكران) 500ر41 نفر
نفتالي اخيرع (پسر عينان) 400ر53 نفر
بنابراين، تعداد كل افراد ساكن در بخش دان كه در سمت شمالي اردوگاه قرار داشت، 600ر157 نفر بود. هنگام كوچ، اين سه قبيله به ترتيب، پس از همه حركت ميكردند. 32و33 پس تعداد كل سپاهيان بنياسرائيل، 550ر603 نفر بود (غير از لاويها كه به دستور خداوند سرشماري نشدند). 34 به اين ترتيبقوم اسرائيل طبق دستوري كه خداوند به موسي داده بود، هر يك با خاندان و خانواده خود كوچ ميكرد و زير عَلَم قبيله خود اردو ميزد.
راهنما
بابهاي 2 و 3 و 4 . سازماندهي اردو
همة جزئيات، با دقتي نظامي ذكر شده بودند. اين كار براي ادارة چنان جمعيت عظيمي ضروري بود. ترتيب اسباط به گونة زير بود:
نفتالي اشير دان
53400 نفر 41500 نفر 62700
يهودا بنيامين
74600 نفر مراريها 35400 نفر
6200
يساكار موسي جرشونيان منسي
54400 نفر هارون خيمه 7500 نفر 32200 نفر
شرق غرب قهاتيان
زبولون 8600 نفر افرايم
57400 نفر 40500 نفر
رؤبين شمعون جاد
46500 نفر 59300 نفر 45650 نفر
هنگامي كه اردو حركت ميكرد، يهودا و اسباط شرقي پيشرو بودند. در وسط، خيمه در پناه اسباط جنوبي و غربي قرار داشت؛ و اسباط شمالي عقبدار اردو بودند.
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]

-
- پست: 5234
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1747 بار
- سپاسهای دریافتی: 4179 بار
- تماس:
3 پسران هارون؛ لاویان برای خدمت به کاهنان تعیین می شوند
لاويان
اين است اَنساب هارون و موسي در روزي كه خداوند در كوه سينا با موسي متكلم شد. 2 و نامهاي پسران هارون اين است: نخستزادهاش ناداب و اَبيهو و اَلْعازار و ايتامار. 3 اين است نامهاي پسران هارون كهنه كه مسح شده بودند كه ايشان را براي كهانت تخصيص نمود. 4 اما ناداب و اَبيهو در حضور خداوند مردند، هنگامي كه ايشان در بيابان سينا آتش غريب به حضور خداوند گذرانيدند، و ايشان راپسري نبود و اَلعازار و ايتامار به حضور پدر خود هارون، كهانت مينمودند.
5 و خداوند موسي را خطاب كرده، گفت: 6 «سبط لاوي را نزديك آورده، ايشان را پيش هارون كاهن حاضر كن تا او را خدمت نمايند. 7 و ايشان شعائر او و شعائر تمامي جماعت را پيش خيمة اجتماع نگاه داشته، خدمت مسكن را بجا آورند. 8 و جميع اسباب خيمة اجتماع و شعائر بنياسرائيل را نگاه داشته، خدمت مسكن را بجا آورند. 9 و لاويان را به هارون و پسرانش بده، زيراكه ايشان از جانب بنياسرائيل بالكل به وي داده شدهاند. 10 و هارون و پسرانش را تعيين نما تا كهانت خود را بجا بياورند، و غريبي كه نزديك آيد، كشته شود.»
11 و خداوند موسي را خطاب كرده، گفت 12 كه «اينك من لاويان را از ميان بنياسرائيل، به عوض هر نخستزادهاي از بنياسرائيل كه رَحِم را بگشايد گرفتهام، پس لاويان از آن من ميباشند. 13 زيرا جميع نخستزادگان از آنِ منند، و در روزي كه همة نخستزادگان زمين مصر را كشتم، جميع نخستزادگان اسرائيل را خواه از انسان و خواه از بهايم براي خود تقديس نمودم، پس از آن من ميباشند. من يهوه هستم.»
14 و خداوند موسي را در بيابان سينا خطاب كرده، گفت: 15 «بنيلاوي را برحسب خاندان آبا و قبايل ايشان بشمار، هر ذكور ايشان را از يك ماهه و زياده بشمار.» 16 پس موسي برحسب قول خداوند چنانكه مأمور شد، ايشان را شمرد. 17 و پسران لاوي موافق نامهاي ايشان اينانند: جَرشون و قَهات و مَراري. 18 و نامهاي بنيجَرْشون برحسب قبايل ايشان اين است: لِبْني و شِمْعي. 19 و پسران قَهات برحسب قبايل ايشان: عَمرام و يَصْهار و حَبرون و عُزّيئيل. 20 و پسران مَراري برحسب قبايل ايشان: مَحْلي و موشي بودند. اينانند قبايـل لاويان برحسب خاندان آباي ايشان.
21 و از جَرشون، قبيلة لِبْني و قبيلة شِمْعي. اينانند قبايل جَرشونيان. 22 و شمردهشدگان ايشان به شمارة همة ذكوران از يك ماهه و بالاتر، شمردهشدگان ايشان هفت هزار و پانصد نفر بودند. 23 و قبايل جَرشونيان در عقب مسكن، به طرف مغرب خيمه زنند. 24 و سَروَر خاندان آباي جَرشونيان، اَلياساف بن لايَل باشد. 25 و وديعت بنيجَرشون در خيمة اجتماع، مسكن و خيمه و پوشش آن و پردة دروازة خيمة اجتماع باشد. 26 و تجيرهاي صحن و پردة دروازة صحن كه پيش روي مسكن و به اطراف مذبح است و طنابهايش با هر خدمت آنها.
27 و از قَهات، قبيلة عَمراميان و قبيلة يِصهاريان و قبيلة حَبْرونيان و قبيلة عُزّيئيليان، اينانند قبايل قَهاتيان. 28 به شمارة همة ذكوران از يك ماهه و بالاتر، هشت هزار و ششصد نفر بودند كه وديعت قدس را نگاه ميداشتند. 29 و قبايل بنيقَهات به طرف جنوب مسكن، خيمه بزنند. 30 و سَروَر خاندان آباي قبايل قَهاتيان، اَلياصافان بن عُزّيئيل باشد. 31 و وديعت ايشان تابوت و ميز و شمعدان و مذبحها و اسباب قدس كه با آنها خدمت ميكنند، و حجاب و هر خدمت آن باشد. 32 و سرور سروران لاويان، اَلعازار بن هارونِ كاهن باشد، و نظارتِ نگهبانانِ خدمتِ قدس، او را خواهد بود.
33 و از مَراري، قبيلة مَحَليان و قبيلة موشيان؛اينانند قبايل مَراري. 34 و شمردهشدگان ايشان و شمارة همة ذكوران از يك ماهه و بالاتر، شش هزار و دويست نفر بودند. 35 و سرور خاندان آباي قبايل مَراري، صوريئيل بن ابيحايل باشد و ايشان به طرف شمالي مسكن، خيمه بزنند. 36 و وديعت معين بنيمَراري، تختهاي مسكن و پشتبندهايش و ستونهايش و پايههايش و تمامي اسبابش با تمامي خدمتش باشد. 37 و ستونهاي اطراف صحن و پايههاي آنها و ميخها و طنابهاي آنها.
38 و پيش مسكن به طرف مشرق و پيش روي خيمة اجتماع به طرف طلوع شمس، موسي و هارون و پسرانش خيمه بزنند و نگاهباني قدس را و نگاهباني بنياسرائيل را بدارند. و هر غريبي كه نزديك آيد، كشتهشود. 39 و جميع شمردهشدگان لاويان كه موسي و هارون ايشان را برحسب قبايل ايشان و فرمان خداوند شمردند، همة ذكوران از يك ماهه و بالاتر، بيست و دو هزار نفر بودند.
40 و خداوند به موسي گفت: «جميع نخستزادگان نرينة بنياسرائيل را از يك ماهه و بالاتر بشمار، و حساب نامهاي ايشان را بگير. 41 و لاويان را به عوض همة نخستزادگان بنياسرائيل براي من كه يهوه هستم بگير، و بهايم لاويان را به عوض همة نخستزادگان بهايم بنياسرائيل.»
42 پس موسي چنانكه خداوند او را امر فرموده بود، همة نخستزادگان بنياسرائيل را شمرد. 43 و جميع نخستزادگان نرينه، برحسب شمارة اسمهاي شمردهشدگان ايشان از يك ماهه و بالاتر، بيست و دو هزار و دويست و هفتاد و سه نفر بودند.
44 و خداوند موسي را خطاب كرده، گفت:
45 «لاويان را به عوض جميع نخستزادگان بنياسرائيل، و بهايم لاويان را به عوض بهايم ايشان بگير، و لاويان از آن من خواهند بود. من يهوه هستم. 46 و اما دربارة فدية دويست و هفتاد و سه نفر از نخستزادگان بنياسرائيل كه بر لاويان زيادهاند، 47 پنج مثقال براي هر سَري بگير، آن را موافق مثقال قدس كه بيست جيره يك مثقال باشد، بگير. 48 و نقد فدية آناني كه از ايشان زيادهاند به هارون و پسرانش بده.»
49 پس موسي نقد فديه را از آناني كه زياده بودند، بر كساني كه لاويان فدية آنها شده بودند، گرفت. 50 و از نخستزادگان بنياسرائيل نقد را كه هزار و سيصد و شصت و پنج مثقال موافق مثقال قدس باشد، گرفت. 51 و موسي نقد فديه را برحسب قول خداوند چنانكه خداوند موسي را امر فرموده بود، به هارون و پسرانش داد. ترجمه تفسیری پسران هارون
زمانــي كه خداوند در كـوه سينـا با موسـي صحبت كرد، 2 هارون چهار پسر به نامهاي نـاداب (پسـر ارشـد)، ابيهـو، العــازار و ايتامـار داشت.
3 هر چهار نفر ايشان براي خدمت كاهني انتخاب و تقديس شدند تا در خيمه عبادت خدمت كنند. 4 ولي ناداب و ابيهو بعلت استفاده از آتش غير مجاز در حضور خداوند، در صحراي سينا مردند و چون فرزندي نداشتند، فقط العازار و ايتامار باقي ماندند تا پدرشان هارون را در خدمت كاهني ياري كنند.
لاويان براي خدمت به كاهنان تعيين ميشوند
5 پس خداوند به موسي فرمود: 6 «قبيله لاوي را فراخوان و ايشان را بعنوان دستياران هارون نزد او حاضر كن. 7و8و9 ايشان بايد از دستورات او پيروي نموده، بجاي تمام قوم اسرائيل خدمات مقدس خيمه عبادت را انجام دهند، زيرا ايشان به نمايندگي همه بنياسرائيل تعيين شدهاند تا زير نظر هارون خدمت كنند. مسئوليت نگهداري خيمه عبادت و تمام اسباب و اثاثيه آن بر عهده ايشان است. 10 ولي فقط هارون وپسرانش بايد وظايف كاهني را انجام دهند؛ هركس ديگري كه بخواهد اين كار را انجام دهد بايد كشته شود.»
11و12 خداوند به موسي فرمود: «من لاويها را بجاي تمام پسران ارشد قوم اسرائيل پذيرفتهام. لاويها از آن من هستند. 13 اينها بعوض تمام پسران ارشد بنياسرائيل وقف من شدهاند. از روزي كه پسران ارشد مصريها را كشتم، نخستزادههاي بنياسرائيل را، چه انسان و چه حيوان، از آن خود ساختم، پس آنها به من تعلق دارند. من خداوند هستم.»
تعداد و وظايف لاويان
14و15 باز خداوند در صحراي سينا موسي را خطاب كرده فرمود: «قبيله لاوي را برحسب طايفه و خاندان سرشماري كن. پسران را از يك ماهه به بالا بشمار.» 16-24 پس موسي ايشان را شمرد:
پسر لاوي : جرشون
نوادگان لاوي (نامهاي طوايف) : لبني، شمعي
تعداد : 500ر7 نفر
رهبر : اَلياساف (پسر لايَل)
جايگاه اردو : سمت غربي خيمه عبادت
25-30 وظيفه اين دو طايفه لاوي مراقبت از خيمه عبادت بود، يعني مراقبت از پوششهاي آن، پرده در ورودي خيمه، پردههاي ديوار حياطي كه اطراف خيـمه و قربـانگاه است، پرده در ورودي حيـاط و همه طنـابها و همچنيـن انجام كارهاي مربـوط بـه آنـها.
پسر لاوي : قهات
نوادگان لاوي (نامهاي طوايف) : عَمرام، يصها، حبرون، عزيئيل
تعداد : 600ر8 نفر
رهبر : اَليصافان (پسر عُزيئيل)
جايگاه اردو : سمت جنوبي خيمه عبادت
31-35 وظيفه اين چهار طايفه لاوي عبارت بود از: مراقبت از صندوق عهد خداوند، ميز نان مقدس، چراغدان، قربانگاهها، لوازم مختلفي كه در خيمه عبادت بكار ميرفت، پرده حايل بين قدس و قدس الاقداس، و انجام كارهاي مربوط به آنها. (العازار پسر هارون، رئيس رهبران لاويها بود و بر كار خدمتگزاران قدس نظارت ميكرد.)
پسر لاوي : مراري
نوادگان لاوي(نامهاي طوايف): مَحلي، موشي
تعداد : 200ر6 نفر
رهبر : صوريئيل(پسر ابيحايل)
جايگاه اردو : سمت شمالي خيمه عبادت
36و37 وظيفه اين دو طايفه عبارت بود از: مراقبتاز چوب بست خيمه عبادت، پشتبندها، ستونها، پايههاي ستونها، و تمام لوازم برپا سازي آن و انجام كارهاي مربوط به آنها، و همچنين مواظبت از ستونهاي گرداگرد حياط و پايهها و ميخها و طنابها.
38 خيمه موسي و هارون و پسرانش ميبايست در سمت شرقي خيمه عبادت، يعني جلو آن و رو به آفتاب برپا شود. ايشان بجاي قوم اسرائيل وظيفه مراقبت از خيمه عبادت را برعهده داشتند. (هر كس كه كاهن يا لاوي نبود و وارد خيمه عبادت ميگرديد كشته مي شد.)
39 پس تعداد همه پسران و مردان لاوي كه موسي و هارون طبق دستور خداوند ايشان را شمردند، از يك ماهه به بالا 22 هزار نفر بود.
40 سپس خداوند به موسي فرمود: «حالا تمام پسران ارشد بنياسرائيل را از يك ماهه به بالا بشمار و نام هر يك از آنها را ثبت كن. 41 لاويها بعوض پسران ارشد بنياسرائيل به من كه خداوند هستم تعلق دارند، و حيوانات لاويها هم بجاي نخستزادههاي حيوانات تمام قوم اسرائيل از آن من هستند.»
42 پس موسي همانطور كه خداوند به او دستور داده بود، پسران ارشد بنياسرائيل را شمرد 43 و تعداد كل پسران ارشد از يك ماهه به بالا 273ر22 نفر بود.
44 خداوند به موسي فرمود: 45 «حال لاويها را بعوض پسران ارشد قوم اسرائيل و حيوانات ايشان را بجاي نخستزادههاي حيوانات بنياسرائيل به من بده. آري، من خداوند هستم و لاويها از آن من ميباشند. 46 به منظور بازخريد 273 نفر از پسران ارشد اسرائيـل كه اضافه بر تعداد لاويها هستنـد 47و48 براي هر نفر پنج مثقال نقره بگير و به هارون و پسرانش بده.»
49 پس موسي مبلغ بازخريد 273 پسر ارشدي را كـه اضافـه بر تعداد لاويها بـودند دريـافت كرد. (بقيـه پسـران ارشد از پرداخـت مبلغ بازخـريد معـاف بودند، چون لاوي هـا بعـوض ايـشان وقـف خداونـد شـده بودنـد.) 50 كل مبـلغ بـازخريـد معـادل 365ر1 مثقال نقره بود. 51 موسـي طبـق دستـور خـداوند، آن را به هارون و پسـرانش تحويـل داد.
راهنما
بابهاي 2 و 3 و 4 . سازماندهي اردو
همة جزئيات، با دقتي نظامي ذكر شده بودند. اين كار براي ادارة چنان جمعيت عظيمي ضروري بود. ترتيب اسباط به گونة زير بود:
نفتالي اشير دان
53400 نفر 41500 نفر 62700
يهودا بنيامين
74600 نفر مراريها 35400 نفر
6200
يساكار موسي جرشونيان منسي
54400 نفر هارون خيمه 7500 نفر 32200 نفر
شرق غرب قهاتيان
زبولون 8600 نفر افرايم
57400 نفر 40500 نفر
رؤبين شمعون جاد
46500 نفر 59300 نفر 45650 نفر
هنگامي كه اردو حركت ميكرد، يهودا و اسباط شرقي پيشرو بودند. در وسط، خيمه در پناه اسباط جنوبي و غربي قرار داشت؛ و اسباط شمالي عقبدار اردو بودند.
لاويان
اين است اَنساب هارون و موسي در روزي كه خداوند در كوه سينا با موسي متكلم شد. 2 و نامهاي پسران هارون اين است: نخستزادهاش ناداب و اَبيهو و اَلْعازار و ايتامار. 3 اين است نامهاي پسران هارون كهنه كه مسح شده بودند كه ايشان را براي كهانت تخصيص نمود. 4 اما ناداب و اَبيهو در حضور خداوند مردند، هنگامي كه ايشان در بيابان سينا آتش غريب به حضور خداوند گذرانيدند، و ايشان راپسري نبود و اَلعازار و ايتامار به حضور پدر خود هارون، كهانت مينمودند.
5 و خداوند موسي را خطاب كرده، گفت: 6 «سبط لاوي را نزديك آورده، ايشان را پيش هارون كاهن حاضر كن تا او را خدمت نمايند. 7 و ايشان شعائر او و شعائر تمامي جماعت را پيش خيمة اجتماع نگاه داشته، خدمت مسكن را بجا آورند. 8 و جميع اسباب خيمة اجتماع و شعائر بنياسرائيل را نگاه داشته، خدمت مسكن را بجا آورند. 9 و لاويان را به هارون و پسرانش بده، زيراكه ايشان از جانب بنياسرائيل بالكل به وي داده شدهاند. 10 و هارون و پسرانش را تعيين نما تا كهانت خود را بجا بياورند، و غريبي كه نزديك آيد، كشته شود.»
11 و خداوند موسي را خطاب كرده، گفت 12 كه «اينك من لاويان را از ميان بنياسرائيل، به عوض هر نخستزادهاي از بنياسرائيل كه رَحِم را بگشايد گرفتهام، پس لاويان از آن من ميباشند. 13 زيرا جميع نخستزادگان از آنِ منند، و در روزي كه همة نخستزادگان زمين مصر را كشتم، جميع نخستزادگان اسرائيل را خواه از انسان و خواه از بهايم براي خود تقديس نمودم، پس از آن من ميباشند. من يهوه هستم.»
14 و خداوند موسي را در بيابان سينا خطاب كرده، گفت: 15 «بنيلاوي را برحسب خاندان آبا و قبايل ايشان بشمار، هر ذكور ايشان را از يك ماهه و زياده بشمار.» 16 پس موسي برحسب قول خداوند چنانكه مأمور شد، ايشان را شمرد. 17 و پسران لاوي موافق نامهاي ايشان اينانند: جَرشون و قَهات و مَراري. 18 و نامهاي بنيجَرْشون برحسب قبايل ايشان اين است: لِبْني و شِمْعي. 19 و پسران قَهات برحسب قبايل ايشان: عَمرام و يَصْهار و حَبرون و عُزّيئيل. 20 و پسران مَراري برحسب قبايل ايشان: مَحْلي و موشي بودند. اينانند قبايـل لاويان برحسب خاندان آباي ايشان.
21 و از جَرشون، قبيلة لِبْني و قبيلة شِمْعي. اينانند قبايل جَرشونيان. 22 و شمردهشدگان ايشان به شمارة همة ذكوران از يك ماهه و بالاتر، شمردهشدگان ايشان هفت هزار و پانصد نفر بودند. 23 و قبايل جَرشونيان در عقب مسكن، به طرف مغرب خيمه زنند. 24 و سَروَر خاندان آباي جَرشونيان، اَلياساف بن لايَل باشد. 25 و وديعت بنيجَرشون در خيمة اجتماع، مسكن و خيمه و پوشش آن و پردة دروازة خيمة اجتماع باشد. 26 و تجيرهاي صحن و پردة دروازة صحن كه پيش روي مسكن و به اطراف مذبح است و طنابهايش با هر خدمت آنها.
27 و از قَهات، قبيلة عَمراميان و قبيلة يِصهاريان و قبيلة حَبْرونيان و قبيلة عُزّيئيليان، اينانند قبايل قَهاتيان. 28 به شمارة همة ذكوران از يك ماهه و بالاتر، هشت هزار و ششصد نفر بودند كه وديعت قدس را نگاه ميداشتند. 29 و قبايل بنيقَهات به طرف جنوب مسكن، خيمه بزنند. 30 و سَروَر خاندان آباي قبايل قَهاتيان، اَلياصافان بن عُزّيئيل باشد. 31 و وديعت ايشان تابوت و ميز و شمعدان و مذبحها و اسباب قدس كه با آنها خدمت ميكنند، و حجاب و هر خدمت آن باشد. 32 و سرور سروران لاويان، اَلعازار بن هارونِ كاهن باشد، و نظارتِ نگهبانانِ خدمتِ قدس، او را خواهد بود.
33 و از مَراري، قبيلة مَحَليان و قبيلة موشيان؛اينانند قبايل مَراري. 34 و شمردهشدگان ايشان و شمارة همة ذكوران از يك ماهه و بالاتر، شش هزار و دويست نفر بودند. 35 و سرور خاندان آباي قبايل مَراري، صوريئيل بن ابيحايل باشد و ايشان به طرف شمالي مسكن، خيمه بزنند. 36 و وديعت معين بنيمَراري، تختهاي مسكن و پشتبندهايش و ستونهايش و پايههايش و تمامي اسبابش با تمامي خدمتش باشد. 37 و ستونهاي اطراف صحن و پايههاي آنها و ميخها و طنابهاي آنها.
38 و پيش مسكن به طرف مشرق و پيش روي خيمة اجتماع به طرف طلوع شمس، موسي و هارون و پسرانش خيمه بزنند و نگاهباني قدس را و نگاهباني بنياسرائيل را بدارند. و هر غريبي كه نزديك آيد، كشتهشود. 39 و جميع شمردهشدگان لاويان كه موسي و هارون ايشان را برحسب قبايل ايشان و فرمان خداوند شمردند، همة ذكوران از يك ماهه و بالاتر، بيست و دو هزار نفر بودند.
40 و خداوند به موسي گفت: «جميع نخستزادگان نرينة بنياسرائيل را از يك ماهه و بالاتر بشمار، و حساب نامهاي ايشان را بگير. 41 و لاويان را به عوض همة نخستزادگان بنياسرائيل براي من كه يهوه هستم بگير، و بهايم لاويان را به عوض همة نخستزادگان بهايم بنياسرائيل.»
42 پس موسي چنانكه خداوند او را امر فرموده بود، همة نخستزادگان بنياسرائيل را شمرد. 43 و جميع نخستزادگان نرينه، برحسب شمارة اسمهاي شمردهشدگان ايشان از يك ماهه و بالاتر، بيست و دو هزار و دويست و هفتاد و سه نفر بودند.
44 و خداوند موسي را خطاب كرده، گفت:
45 «لاويان را به عوض جميع نخستزادگان بنياسرائيل، و بهايم لاويان را به عوض بهايم ايشان بگير، و لاويان از آن من خواهند بود. من يهوه هستم. 46 و اما دربارة فدية دويست و هفتاد و سه نفر از نخستزادگان بنياسرائيل كه بر لاويان زيادهاند، 47 پنج مثقال براي هر سَري بگير، آن را موافق مثقال قدس كه بيست جيره يك مثقال باشد، بگير. 48 و نقد فدية آناني كه از ايشان زيادهاند به هارون و پسرانش بده.»
49 پس موسي نقد فديه را از آناني كه زياده بودند، بر كساني كه لاويان فدية آنها شده بودند، گرفت. 50 و از نخستزادگان بنياسرائيل نقد را كه هزار و سيصد و شصت و پنج مثقال موافق مثقال قدس باشد، گرفت. 51 و موسي نقد فديه را برحسب قول خداوند چنانكه خداوند موسي را امر فرموده بود، به هارون و پسرانش داد. ترجمه تفسیری پسران هارون
زمانــي كه خداوند در كـوه سينـا با موسـي صحبت كرد، 2 هارون چهار پسر به نامهاي نـاداب (پسـر ارشـد)، ابيهـو، العــازار و ايتامـار داشت.
3 هر چهار نفر ايشان براي خدمت كاهني انتخاب و تقديس شدند تا در خيمه عبادت خدمت كنند. 4 ولي ناداب و ابيهو بعلت استفاده از آتش غير مجاز در حضور خداوند، در صحراي سينا مردند و چون فرزندي نداشتند، فقط العازار و ايتامار باقي ماندند تا پدرشان هارون را در خدمت كاهني ياري كنند.
لاويان براي خدمت به كاهنان تعيين ميشوند
5 پس خداوند به موسي فرمود: 6 «قبيله لاوي را فراخوان و ايشان را بعنوان دستياران هارون نزد او حاضر كن. 7و8و9 ايشان بايد از دستورات او پيروي نموده، بجاي تمام قوم اسرائيل خدمات مقدس خيمه عبادت را انجام دهند، زيرا ايشان به نمايندگي همه بنياسرائيل تعيين شدهاند تا زير نظر هارون خدمت كنند. مسئوليت نگهداري خيمه عبادت و تمام اسباب و اثاثيه آن بر عهده ايشان است. 10 ولي فقط هارون وپسرانش بايد وظايف كاهني را انجام دهند؛ هركس ديگري كه بخواهد اين كار را انجام دهد بايد كشته شود.»
11و12 خداوند به موسي فرمود: «من لاويها را بجاي تمام پسران ارشد قوم اسرائيل پذيرفتهام. لاويها از آن من هستند. 13 اينها بعوض تمام پسران ارشد بنياسرائيل وقف من شدهاند. از روزي كه پسران ارشد مصريها را كشتم، نخستزادههاي بنياسرائيل را، چه انسان و چه حيوان، از آن خود ساختم، پس آنها به من تعلق دارند. من خداوند هستم.»
تعداد و وظايف لاويان
14و15 باز خداوند در صحراي سينا موسي را خطاب كرده فرمود: «قبيله لاوي را برحسب طايفه و خاندان سرشماري كن. پسران را از يك ماهه به بالا بشمار.» 16-24 پس موسي ايشان را شمرد:
پسر لاوي : جرشون
نوادگان لاوي (نامهاي طوايف) : لبني، شمعي
تعداد : 500ر7 نفر
رهبر : اَلياساف (پسر لايَل)
جايگاه اردو : سمت غربي خيمه عبادت
25-30 وظيفه اين دو طايفه لاوي مراقبت از خيمه عبادت بود، يعني مراقبت از پوششهاي آن، پرده در ورودي خيمه، پردههاي ديوار حياطي كه اطراف خيـمه و قربـانگاه است، پرده در ورودي حيـاط و همه طنـابها و همچنيـن انجام كارهاي مربـوط بـه آنـها.
پسر لاوي : قهات
نوادگان لاوي (نامهاي طوايف) : عَمرام، يصها، حبرون، عزيئيل
تعداد : 600ر8 نفر
رهبر : اَليصافان (پسر عُزيئيل)
جايگاه اردو : سمت جنوبي خيمه عبادت
31-35 وظيفه اين چهار طايفه لاوي عبارت بود از: مراقبت از صندوق عهد خداوند، ميز نان مقدس، چراغدان، قربانگاهها، لوازم مختلفي كه در خيمه عبادت بكار ميرفت، پرده حايل بين قدس و قدس الاقداس، و انجام كارهاي مربوط به آنها. (العازار پسر هارون، رئيس رهبران لاويها بود و بر كار خدمتگزاران قدس نظارت ميكرد.)
پسر لاوي : مراري
نوادگان لاوي(نامهاي طوايف): مَحلي، موشي
تعداد : 200ر6 نفر
رهبر : صوريئيل(پسر ابيحايل)
جايگاه اردو : سمت شمالي خيمه عبادت
36و37 وظيفه اين دو طايفه عبارت بود از: مراقبتاز چوب بست خيمه عبادت، پشتبندها، ستونها، پايههاي ستونها، و تمام لوازم برپا سازي آن و انجام كارهاي مربوط به آنها، و همچنين مواظبت از ستونهاي گرداگرد حياط و پايهها و ميخها و طنابها.
38 خيمه موسي و هارون و پسرانش ميبايست در سمت شرقي خيمه عبادت، يعني جلو آن و رو به آفتاب برپا شود. ايشان بجاي قوم اسرائيل وظيفه مراقبت از خيمه عبادت را برعهده داشتند. (هر كس كه كاهن يا لاوي نبود و وارد خيمه عبادت ميگرديد كشته مي شد.)
39 پس تعداد همه پسران و مردان لاوي كه موسي و هارون طبق دستور خداوند ايشان را شمردند، از يك ماهه به بالا 22 هزار نفر بود.
40 سپس خداوند به موسي فرمود: «حالا تمام پسران ارشد بنياسرائيل را از يك ماهه به بالا بشمار و نام هر يك از آنها را ثبت كن. 41 لاويها بعوض پسران ارشد بنياسرائيل به من كه خداوند هستم تعلق دارند، و حيوانات لاويها هم بجاي نخستزادههاي حيوانات تمام قوم اسرائيل از آن من هستند.»
42 پس موسي همانطور كه خداوند به او دستور داده بود، پسران ارشد بنياسرائيل را شمرد 43 و تعداد كل پسران ارشد از يك ماهه به بالا 273ر22 نفر بود.
44 خداوند به موسي فرمود: 45 «حال لاويها را بعوض پسران ارشد قوم اسرائيل و حيوانات ايشان را بجاي نخستزادههاي حيوانات بنياسرائيل به من بده. آري، من خداوند هستم و لاويها از آن من ميباشند. 46 به منظور بازخريد 273 نفر از پسران ارشد اسرائيـل كه اضافه بر تعداد لاويها هستنـد 47و48 براي هر نفر پنج مثقال نقره بگير و به هارون و پسرانش بده.»
49 پس موسي مبلغ بازخريد 273 پسر ارشدي را كـه اضافـه بر تعداد لاويها بـودند دريـافت كرد. (بقيـه پسـران ارشد از پرداخـت مبلغ بازخـريد معـاف بودند، چون لاوي هـا بعـوض ايـشان وقـف خداونـد شـده بودنـد.) 50 كل مبـلغ بـازخريـد معـادل 365ر1 مثقال نقره بود. 51 موسـي طبـق دستـور خـداوند، آن را به هارون و پسـرانش تحويـل داد.
راهنما
بابهاي 2 و 3 و 4 . سازماندهي اردو
همة جزئيات، با دقتي نظامي ذكر شده بودند. اين كار براي ادارة چنان جمعيت عظيمي ضروري بود. ترتيب اسباط به گونة زير بود:
نفتالي اشير دان
53400 نفر 41500 نفر 62700
يهودا بنيامين
74600 نفر مراريها 35400 نفر
6200
يساكار موسي جرشونيان منسي
54400 نفر هارون خيمه 7500 نفر 32200 نفر
شرق غرب قهاتيان
زبولون 8600 نفر افرايم
57400 نفر 40500 نفر
رؤبين شمعون جاد
46500 نفر 59300 نفر 45650 نفر
هنگامي كه اردو حركت ميكرد، يهودا و اسباط شرقي پيشرو بودند. در وسط، خيمه در پناه اسباط جنوبي و غربي قرار داشت؛ و اسباط شمالي عقبدار اردو بودند.
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]

-
- پست: 5234
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1747 بار
- سپاسهای دریافتی: 4179 بار
- تماس:
4 وظایف بنی قهات؛ وظایف بنی جرشون...
بنيقهات
و خداوند موسي و هارون را خطاب كرده،گفت: 2 «حساب بنيقَهات را از ميان بنيلاوي برحسب قبايل و خاندان آباي ايشان بگير. 3 از سي ساله و بالاتر تا پنجاه ساله، هر كه داخل خدمت شود تا در خيمة اجتماع كار كند.
4 «و خدمت بنيقَهات در خيمة اجتماع، كار قدسالاقداس باشد.
5 «و هنگامي كه اردو كوچ ميكند هارون و پسرانش داخل شده، پوشش حجاب را پايين بياورند، و تابوت شهادت را به آن بپوشانند. 6 و بر آن پوششِ پوستِ خزِ آبي بگذارند و جامهاي كه تمام آن لاجوردي باشد بالاي آن پهن نموده، چوبدستهايش را بگذرانند.
7 «و بر ميز نانِ تَقْدِمِه، جامة لاجورديبگسترانند و بر آن، بشقابها و قاشقها و كاسهها و پيالههاي ريختني را بگذارنند و نان دائمي بر آن باشد. 8 و جامة قرمز بر آنها گسترانيده، آن را به پوشش پوست خز بپوشانند و چوبدستهايش را بگذرانند.
9 «و جامة لاجوردي گرفته، شمعدان روشنايي و چراغهايش و گُلگيرهايش و سينيهايش و تمامي ظروف روغنش را كه به آنها خدمتش ميكنند بپوشانند، 10 و آن را و همة اسبابش را در پوشش پوست خز گذارده، بر چوبدستي بگذارند.
11 «و بر مذبح زرين، جامة لاجوردي گسترانيده، آن را به پوشش پوست خز بپوشانند، و چوبدستهايش را بگذرانند.
12 «و تمامي اسباب خدمت را كه به آنها در قدس خدمت ميكنند گرفته، آنها را در جامة لاجوردي بگذارند، و آنها را به پوشش پوست خز پوشانيده، بر چوبدست بنهند.
13 «و مذبح را از خاكستر خالي كرده، جامة ارغواني بر آن بگسترانند. 14 و جميع اسبابش را كه به آنها خدمت آن را ميكنند يعني مِجْمَرها و چنگالها و خاكاندازها و كاسهها، همة اسباب مذبح را بر روي آن بنهند، و بر آن پوشش، پوست خز گسترانيده، چوب دستهايش را بگذرانند.
15 «و چون هارون و پسرانش در هنگام كوچ كردن اردو، از پوشانيدن قدس و تمامي اسباب قدس فارغ شوند، بعد از آن پسران قَهات براي برداشتن آن بيايند، اما قدس را لمس ننمايند مبادا بميرند، اين چيزها از خيمة اجتماع حمل بنيقهات ميباشد.
16 «و وديعت اَلعازار بن هارون كاهن، روغن بجهت روشنايي و بخور خوشبو و هدية آرديدائمي و روغن مسح و نظارت تمامي مسكن ميباشد، با هرآنچه در آن است، خواه از قدس و خواه از اسبابش.»
17 و خداوند موسي و هارون را خطاب كرده، گفت: 18 «سبط قبايل قَهاتيان را از ميان لاويان منقطع مسازيد. 19 بلكه با ايشان چنين رفتار نماييد تا چون به قدسالاقداس نزديك آيند، زنده بمانند و نميرند. هارون و پسرانش داخل آن بشوند، و هريك از ايشان را به خدمت و حمل خود بگمارند. 20 و اما ايشان بجهت ديدن قدس لحظهاي هم داخل نشوند، مبادا بميرند.»
بنيجرشون
21 و خداوند موسي را خطاب كرده، گفت: 22 «حساب بنيجَرشون را نيز برحسب خاندان آبا و قبايل ايشان بگير. 23 از سي ساله و بالاتر تا پنجاه ساله ايشان را بشمار، هر كه داخل شود تا در خيمة اجتماع به شغل بپردازد و خدمت بنمايد.
24 «اين است خدمت قبايل بنيجرشون در خدمتگذاري و حمل، 25 كه تجيرهاي مسكن و خيمة اجتماع را با پوشش آن و پوشش پوست خز كه بر بالاي آن است، و پردة دروازة خيمة اجتماع را بردارند. 26 و تجيرهاي صحن و پردة مدخل دروازة صحن، كه پيش مسكن و به اطراف مذبح است، و طنابهاي آنها و همة اسباب خدمت آنها و هرچه به آنها بايد كرده شود، ايشان بكنند. 27 و تمامي خدمت بنيجَرشون در هر حمل و خدمت ايشان، به فرمان هارون و پسران او بشود، و جميع حملهاي ايشان را بر ايشان وديعت گذاريد. 28 اين است خدمت قبايل بنيجَرشون در خيمة اجتماع. و نظارت ايشان به دست ايتاماربن هارون كاهن باشد.
بنيمراري
29 «و بنيمَراري را برحسب قبايل و خاندان آباي ايشان بشمار. 30 از سي ساله و بالاتر تا پنجاه ساله هركه به خدمت داخل شود، تا كار خيمة اجتماع را بنمايد. ايشان را بشمار. 31 اين است وديعت حمل ايشان، در تمامي خدمت ايشان در خيمة اجتماع، تختهاي مسكن و پشتبندهايش و ستونهايش و پايههايش 32 و ستونهاي اطراف صحن و پايههاي آنها و ميخهاي آنها و طنابهاي آنها با همة اسباب آنها، و تمامي خدمت آنها، پس اسباب وديعت حمل ايشان را به نامها حساب كنيد. 33 اين است خدمت قبايل بنيمَراري در تمامي خدمت ايشان در خيمة اجتماع، زيردست ايتامار بن هارونِ كاهن.»
34 و موسي و هارون و سروران جماعت، بنيقهات را برحسب قبايل و خاندان آباي ايشان شمردند. 35 از سي ساله و بالاتر تا پنجاه ساله هركه به خدمت داخل ميشد تا در خيمة اجتماع مشغول شود. 36 و شمردهشدگان ايشان برحسب قبايل ايشان، دو هزار و هفتصد و پنجاه نفر بودند. 37 اينانند شمردهشدگان قبايل قَهاتيان، هركه در خيمة اجتماع كار ميكرد كه موسي و هارون ايشان را برحسب آنچه خداوند به واسطة موسي فرموده بود، شمردند.
38 و شمردهشدگان بنيجَرشون برحسب قبايل و خاندان آباي ايشان، 39 از سي ساله و بالاتر تا پنجاه ساله، هركه به خدمت داخل ميشد تا در خيمة اجتماع كار كند. 40 و شمردهشدگان ايشان برحسب قبايل و خاندان آباي ايشان، دو هزار و ششصد و سي نفر بودند. 41 اينانندشمردهشدگان قبايل بنيجَرشون، هركه در خيمة اجتماع كار ميكرد كه موسي و هارون ايشان را برحسب فرمان خداوند شمردند.
42 و شمردهشدگان قبايل بنيمَراري برحسب قبايل و خاندان آباي ايشان، 43 از سي ساله و بالاتر تا پنجاه ساله، هركه به خدمت داخل ميشد تا در خيمة اجتماع كار كند. 44 و شمردهشدگان ايشان برحسب قبايل ايشان سه هزار و دويست نفر بودند. 45 اينانند شمردهشدگان قبايل بنيمراري كه موسي و هارون ايشان را برحسب آنچه خداوند به واسطة موسي فرموده بود، شمردند.
46 جميع شمردهشدگان لاويان كه موسي و هارون و سروران اسرائيل ايشان را برحسب قبايل و خاندان آباي ايشان شمردند، 47 از سي ساله و بالاتر تا پنجاه ساله هركه داخل ميشد تا كار خدمت و كار حملها را در خيمة اجتماع بكند. 48 شمردهشدگان ايشان هشت هزار و پانصد و هشتاد نفر بودند، 49 برحسب فرمان خداوند به توسط موسي، هركس موافق خدمتش و حملش شمرده شد.
و چنانكه خداوند موسي را امر فرموده بود، او ايشان را شمرد. ترجمه تفسیری وظايف بنيقهات
سپس خداونـد به موسـي و هـارون فرمود: «بنيقهات را كه طايفهاي از قبيله لاوي ميباشند، بشمار. 3 اين سرشماري از تمام مردان سي ساله تا پنجاه ساله كه ميتوانند در خيمه عبادت خدمت كنند بعمل آيد. 4 وظايف مقدس ايشان از اين قرار است: 5 وقتي كه اردو بخواهد حركت كند، ابتدا هارون و پسرانش بايد به خيمه عبادت داخل شوند و پرده حايل را پايين آورده، صندوق عهد را با آن بپوشانند. 6 سپـس پـرده را با پوست بـز پوشانـيده، يك پارچه آبي روي پوست بز بكشند و چوبهاي حامل صنـدوق عـهد را در حلقههاي خود قـرار دهند.
7 «بعد ايشان بايد يك پارچه آبي روي ميزي كه نان مقدس بر آن گذارده ميشود كشيده، بشقابها، قاشقها، كاسهها، پيالهها و نان مقدس را روي آن پارچه بگذارند. 8 سپس يك پارچه ارغواني روي آن كشيده، آنگاه پـارچه ارغـواني را با پـوست بز بپوشانند و چوبهاي حامل ميز را در حلقهها جاي دهند.
9 «پس از آن بايد چراغدان، چراغها، انبرها، سينيها و ظرف روغن زيتون را با پارچه آبي بپوشانند. 10 تمام اين اشياء را بعداً در پوست بز پيچيده، بسته را روي يك چهار چوب حامل قرار دهند.
11 «آنگاه يك پارچه آبي روي قربانگاه طلايي بكشند و آن را با پوست بز پوشانيده، چوبهاي حامل را در حلقههاي قربانگاه بگذارند. 12 كليه وسايل باقيمانده خيمه عبادت را در يك پارچه آبي پيچيده، آن را با پوست بز بپوشانند و روي چهار چوب حامل بگذارند.
13 «خاكستر قربانگاه را بايد دور بريزند و خود قربانگاه را با يك پارچه ارغواني بپوشانند. 14 تمام وسايل قربانگاه از قبيل آتش دانها، چنگكها، خاكاندازها، كاسهها و ظروف ديگر را بايد روي پارچه بگذارند و پوششي از پوست بز روي آنها بكشند. آنگاه چوبهاي حامل را در جاهاي خود قراردهند. 15 وقتي كه هارون و پسرانش، كار جمع كردن خيمه عبادت و كليه وسايل آن را تمام كردند، بنيقهات آمده، آنها را بردارند و به هر جايي كه اردو كوچ ميكند ببرند. ولي ايشان نبايد به اين اشياء مقدس دست بزنند مبادا بميرند، پس وظيفه مقدس پسران قهات، حمل اشياء خيمه عبادت است.
16 «العازار پسر هارون، مسئول روغن براي روشنايي، بخور خوشبو، هديه آردي روزانه و روغن تدهين باشد. درواقع، نظارت بر تمام خيمه عبادت و هر چه كه در آن است به عهده او خواهد بود.»
17 سپس خداوند به موسي و هارون فرمود: 18 «مواظب باشيد بنيقهات در حين انجام وظايف خود از بين نروند. 19 آنچه بايد بكنيد تا ايشان به هنگام حمل مقدسترين اشياء عبادتگاه نميرند، اين است: هارون و پسرانش با ايشان داخل عبادتگاه شده، آنچه را كه هر يك از آنان بايد حمل كنند به ايشان نشان دهند. 20 در غير اينصورت، ايشان نبايد هرگز حتي براي يك لحظه داخل قدس بشوند، مبادا به اشياء مقدس آنجا نگاه كرده بميرند.»
وظايف بنيجرشون
21و22و23 خداوند به موسي فرمود: «همه مردان سي ساله تا پنجاه ساله طايفه جرشون از قبيله لاوي را كه ميتوانند در خيمه عبادت خدمت كنند، بشمار. 24 وظايف ايشان از اين قرار است:
25 «حمل پردههاي خيمه عبادت، خود خيمه با پوششهاي آن، پوشش پوست بز بالاي آن، پرده در ورودي خيمه، 26 حمل پردههاي ديوار حياط و پرده در ورودي حياطي كه در اطراف قربانگاه و خيمه عبادت است، به اضافه حمل طنابها و تمام لوازم ديگر. ايشان مسئـول حمـل و نقـل اين اشياء هستند. 27 هارون و پسران او، اين وظايف را براي جرشونيها تعيين خواهند نمود، 28 و ايتامار پسر هارون بر كار جرشونيها نظارت خواهد كرد.»
وظايف بنيمراري
29و30 خداوند فرمود: «همه مردان سي ساله تاپنجاه ساله طايفه مراري از قبيله لاوي را كه ميتوانند در خيمه عبادت خدمت كنند، بشمار. 31 هنگام حمل و نقل خيمه عبادت، ايشان بايد چوب بست خيمه، پشتبندها، ستونها، پايهها، 32 ستونهاي اطراف حياط با پايهها، ميخها، طنابها و هر چيز ديگري را كه مربوط به استفاده و تعمير آنها باشد، حمل كنند.
«وظيفه هركس را با ذكر اسم، به اوگوشزد نما. 33 مردان مراري نيز بايد تحت نظر ايتامار پسر هارون انجام وظيفه كنند.»
سرشماري لاويان
34 پس موسي و هارون و رهبران ديگر، طايفه قهات را سرشماري كردند. 35 مردان سي ساله تا پنجاه ساله كه ميتوانستند در عبادتگاه خدمت كنند 36 جمعاً 750ر2 نفر بودند. 37 اين سرشماري بر اساس دستوري كه خداوند به موسي داده بود، انجام شد. 38-41 تعداد مردان طايفه جرشون جمعاً 630ر2 نفر بود. 42-45 مردان طايفه مراري 200ر3 نفر بودند 46و47و48 به اين طريق موسي و هارون و رهبران قوم اسرائيل، تمام لاويهاي سي ساله تا پنجاه ساله را كه قادر به خدمت و حمل و نقل خيمه عبادت بودند، شمردند. جمع كل آنها 580ر8 نفر بود. 49 اين سرشماري بر اساس دستوري كه خداوند به موسي داده بود، صورت گرفت.
راهنما
بابهاي 2 و 3 و 4 . سازماندهي اردو
همة جزئيات، با دقتي نظامي ذكر شده بودند. اين كار براي ادارة چنان جمعيت عظيمي ضروري بود. ترتيب اسباط به گونة زير بود:
نفتالي اشير دان
53400 نفر 41500 نفر 62700
يهودا بنيامين
74600 نفر مراريها 35400 نفر
6200
يساكار موسي جرشونيان منسي
54400 نفر هارون خيمه 7500 نفر 32200 نفر
شرق غرب قهاتيان
زبولون 8600 نفر افرايم
57400 نفر 40500 نفر
رؤبين شمعون جاد
46500 نفر 59300 نفر 45650 نفر
هنگامي كه اردو حركت ميكرد، يهودا و اسباط شرقي پيشرو بودند. در وسط، خيمه در پناه اسباط جنوبي و غربي قرار داشت؛ و اسباط شمالي عقبدار اردو بودند.
بنيقهات
و خداوند موسي و هارون را خطاب كرده،گفت: 2 «حساب بنيقَهات را از ميان بنيلاوي برحسب قبايل و خاندان آباي ايشان بگير. 3 از سي ساله و بالاتر تا پنجاه ساله، هر كه داخل خدمت شود تا در خيمة اجتماع كار كند.
4 «و خدمت بنيقَهات در خيمة اجتماع، كار قدسالاقداس باشد.
5 «و هنگامي كه اردو كوچ ميكند هارون و پسرانش داخل شده، پوشش حجاب را پايين بياورند، و تابوت شهادت را به آن بپوشانند. 6 و بر آن پوششِ پوستِ خزِ آبي بگذارند و جامهاي كه تمام آن لاجوردي باشد بالاي آن پهن نموده، چوبدستهايش را بگذرانند.
7 «و بر ميز نانِ تَقْدِمِه، جامة لاجورديبگسترانند و بر آن، بشقابها و قاشقها و كاسهها و پيالههاي ريختني را بگذارنند و نان دائمي بر آن باشد. 8 و جامة قرمز بر آنها گسترانيده، آن را به پوشش پوست خز بپوشانند و چوبدستهايش را بگذرانند.
9 «و جامة لاجوردي گرفته، شمعدان روشنايي و چراغهايش و گُلگيرهايش و سينيهايش و تمامي ظروف روغنش را كه به آنها خدمتش ميكنند بپوشانند، 10 و آن را و همة اسبابش را در پوشش پوست خز گذارده، بر چوبدستي بگذارند.
11 «و بر مذبح زرين، جامة لاجوردي گسترانيده، آن را به پوشش پوست خز بپوشانند، و چوبدستهايش را بگذرانند.
12 «و تمامي اسباب خدمت را كه به آنها در قدس خدمت ميكنند گرفته، آنها را در جامة لاجوردي بگذارند، و آنها را به پوشش پوست خز پوشانيده، بر چوبدست بنهند.
13 «و مذبح را از خاكستر خالي كرده، جامة ارغواني بر آن بگسترانند. 14 و جميع اسبابش را كه به آنها خدمت آن را ميكنند يعني مِجْمَرها و چنگالها و خاكاندازها و كاسهها، همة اسباب مذبح را بر روي آن بنهند، و بر آن پوشش، پوست خز گسترانيده، چوب دستهايش را بگذرانند.
15 «و چون هارون و پسرانش در هنگام كوچ كردن اردو، از پوشانيدن قدس و تمامي اسباب قدس فارغ شوند، بعد از آن پسران قَهات براي برداشتن آن بيايند، اما قدس را لمس ننمايند مبادا بميرند، اين چيزها از خيمة اجتماع حمل بنيقهات ميباشد.
16 «و وديعت اَلعازار بن هارون كاهن، روغن بجهت روشنايي و بخور خوشبو و هدية آرديدائمي و روغن مسح و نظارت تمامي مسكن ميباشد، با هرآنچه در آن است، خواه از قدس و خواه از اسبابش.»
17 و خداوند موسي و هارون را خطاب كرده، گفت: 18 «سبط قبايل قَهاتيان را از ميان لاويان منقطع مسازيد. 19 بلكه با ايشان چنين رفتار نماييد تا چون به قدسالاقداس نزديك آيند، زنده بمانند و نميرند. هارون و پسرانش داخل آن بشوند، و هريك از ايشان را به خدمت و حمل خود بگمارند. 20 و اما ايشان بجهت ديدن قدس لحظهاي هم داخل نشوند، مبادا بميرند.»
بنيجرشون
21 و خداوند موسي را خطاب كرده، گفت: 22 «حساب بنيجَرشون را نيز برحسب خاندان آبا و قبايل ايشان بگير. 23 از سي ساله و بالاتر تا پنجاه ساله ايشان را بشمار، هر كه داخل شود تا در خيمة اجتماع به شغل بپردازد و خدمت بنمايد.
24 «اين است خدمت قبايل بنيجرشون در خدمتگذاري و حمل، 25 كه تجيرهاي مسكن و خيمة اجتماع را با پوشش آن و پوشش پوست خز كه بر بالاي آن است، و پردة دروازة خيمة اجتماع را بردارند. 26 و تجيرهاي صحن و پردة مدخل دروازة صحن، كه پيش مسكن و به اطراف مذبح است، و طنابهاي آنها و همة اسباب خدمت آنها و هرچه به آنها بايد كرده شود، ايشان بكنند. 27 و تمامي خدمت بنيجَرشون در هر حمل و خدمت ايشان، به فرمان هارون و پسران او بشود، و جميع حملهاي ايشان را بر ايشان وديعت گذاريد. 28 اين است خدمت قبايل بنيجَرشون در خيمة اجتماع. و نظارت ايشان به دست ايتاماربن هارون كاهن باشد.
بنيمراري
29 «و بنيمَراري را برحسب قبايل و خاندان آباي ايشان بشمار. 30 از سي ساله و بالاتر تا پنجاه ساله هركه به خدمت داخل شود، تا كار خيمة اجتماع را بنمايد. ايشان را بشمار. 31 اين است وديعت حمل ايشان، در تمامي خدمت ايشان در خيمة اجتماع، تختهاي مسكن و پشتبندهايش و ستونهايش و پايههايش 32 و ستونهاي اطراف صحن و پايههاي آنها و ميخهاي آنها و طنابهاي آنها با همة اسباب آنها، و تمامي خدمت آنها، پس اسباب وديعت حمل ايشان را به نامها حساب كنيد. 33 اين است خدمت قبايل بنيمَراري در تمامي خدمت ايشان در خيمة اجتماع، زيردست ايتامار بن هارونِ كاهن.»
34 و موسي و هارون و سروران جماعت، بنيقهات را برحسب قبايل و خاندان آباي ايشان شمردند. 35 از سي ساله و بالاتر تا پنجاه ساله هركه به خدمت داخل ميشد تا در خيمة اجتماع مشغول شود. 36 و شمردهشدگان ايشان برحسب قبايل ايشان، دو هزار و هفتصد و پنجاه نفر بودند. 37 اينانند شمردهشدگان قبايل قَهاتيان، هركه در خيمة اجتماع كار ميكرد كه موسي و هارون ايشان را برحسب آنچه خداوند به واسطة موسي فرموده بود، شمردند.
38 و شمردهشدگان بنيجَرشون برحسب قبايل و خاندان آباي ايشان، 39 از سي ساله و بالاتر تا پنجاه ساله، هركه به خدمت داخل ميشد تا در خيمة اجتماع كار كند. 40 و شمردهشدگان ايشان برحسب قبايل و خاندان آباي ايشان، دو هزار و ششصد و سي نفر بودند. 41 اينانندشمردهشدگان قبايل بنيجَرشون، هركه در خيمة اجتماع كار ميكرد كه موسي و هارون ايشان را برحسب فرمان خداوند شمردند.
42 و شمردهشدگان قبايل بنيمَراري برحسب قبايل و خاندان آباي ايشان، 43 از سي ساله و بالاتر تا پنجاه ساله، هركه به خدمت داخل ميشد تا در خيمة اجتماع كار كند. 44 و شمردهشدگان ايشان برحسب قبايل ايشان سه هزار و دويست نفر بودند. 45 اينانند شمردهشدگان قبايل بنيمراري كه موسي و هارون ايشان را برحسب آنچه خداوند به واسطة موسي فرموده بود، شمردند.
46 جميع شمردهشدگان لاويان كه موسي و هارون و سروران اسرائيل ايشان را برحسب قبايل و خاندان آباي ايشان شمردند، 47 از سي ساله و بالاتر تا پنجاه ساله هركه داخل ميشد تا كار خدمت و كار حملها را در خيمة اجتماع بكند. 48 شمردهشدگان ايشان هشت هزار و پانصد و هشتاد نفر بودند، 49 برحسب فرمان خداوند به توسط موسي، هركس موافق خدمتش و حملش شمرده شد.
و چنانكه خداوند موسي را امر فرموده بود، او ايشان را شمرد. ترجمه تفسیری وظايف بنيقهات
سپس خداونـد به موسـي و هـارون فرمود: «بنيقهات را كه طايفهاي از قبيله لاوي ميباشند، بشمار. 3 اين سرشماري از تمام مردان سي ساله تا پنجاه ساله كه ميتوانند در خيمه عبادت خدمت كنند بعمل آيد. 4 وظايف مقدس ايشان از اين قرار است: 5 وقتي كه اردو بخواهد حركت كند، ابتدا هارون و پسرانش بايد به خيمه عبادت داخل شوند و پرده حايل را پايين آورده، صندوق عهد را با آن بپوشانند. 6 سپـس پـرده را با پوست بـز پوشانـيده، يك پارچه آبي روي پوست بز بكشند و چوبهاي حامل صنـدوق عـهد را در حلقههاي خود قـرار دهند.
7 «بعد ايشان بايد يك پارچه آبي روي ميزي كه نان مقدس بر آن گذارده ميشود كشيده، بشقابها، قاشقها، كاسهها، پيالهها و نان مقدس را روي آن پارچه بگذارند. 8 سپس يك پارچه ارغواني روي آن كشيده، آنگاه پـارچه ارغـواني را با پـوست بز بپوشانند و چوبهاي حامل ميز را در حلقهها جاي دهند.
9 «پس از آن بايد چراغدان، چراغها، انبرها، سينيها و ظرف روغن زيتون را با پارچه آبي بپوشانند. 10 تمام اين اشياء را بعداً در پوست بز پيچيده، بسته را روي يك چهار چوب حامل قرار دهند.
11 «آنگاه يك پارچه آبي روي قربانگاه طلايي بكشند و آن را با پوست بز پوشانيده، چوبهاي حامل را در حلقههاي قربانگاه بگذارند. 12 كليه وسايل باقيمانده خيمه عبادت را در يك پارچه آبي پيچيده، آن را با پوست بز بپوشانند و روي چهار چوب حامل بگذارند.
13 «خاكستر قربانگاه را بايد دور بريزند و خود قربانگاه را با يك پارچه ارغواني بپوشانند. 14 تمام وسايل قربانگاه از قبيل آتش دانها، چنگكها، خاكاندازها، كاسهها و ظروف ديگر را بايد روي پارچه بگذارند و پوششي از پوست بز روي آنها بكشند. آنگاه چوبهاي حامل را در جاهاي خود قراردهند. 15 وقتي كه هارون و پسرانش، كار جمع كردن خيمه عبادت و كليه وسايل آن را تمام كردند، بنيقهات آمده، آنها را بردارند و به هر جايي كه اردو كوچ ميكند ببرند. ولي ايشان نبايد به اين اشياء مقدس دست بزنند مبادا بميرند، پس وظيفه مقدس پسران قهات، حمل اشياء خيمه عبادت است.
16 «العازار پسر هارون، مسئول روغن براي روشنايي، بخور خوشبو، هديه آردي روزانه و روغن تدهين باشد. درواقع، نظارت بر تمام خيمه عبادت و هر چه كه در آن است به عهده او خواهد بود.»
17 سپس خداوند به موسي و هارون فرمود: 18 «مواظب باشيد بنيقهات در حين انجام وظايف خود از بين نروند. 19 آنچه بايد بكنيد تا ايشان به هنگام حمل مقدسترين اشياء عبادتگاه نميرند، اين است: هارون و پسرانش با ايشان داخل عبادتگاه شده، آنچه را كه هر يك از آنان بايد حمل كنند به ايشان نشان دهند. 20 در غير اينصورت، ايشان نبايد هرگز حتي براي يك لحظه داخل قدس بشوند، مبادا به اشياء مقدس آنجا نگاه كرده بميرند.»
وظايف بنيجرشون
21و22و23 خداوند به موسي فرمود: «همه مردان سي ساله تا پنجاه ساله طايفه جرشون از قبيله لاوي را كه ميتوانند در خيمه عبادت خدمت كنند، بشمار. 24 وظايف ايشان از اين قرار است:
25 «حمل پردههاي خيمه عبادت، خود خيمه با پوششهاي آن، پوشش پوست بز بالاي آن، پرده در ورودي خيمه، 26 حمل پردههاي ديوار حياط و پرده در ورودي حياطي كه در اطراف قربانگاه و خيمه عبادت است، به اضافه حمل طنابها و تمام لوازم ديگر. ايشان مسئـول حمـل و نقـل اين اشياء هستند. 27 هارون و پسران او، اين وظايف را براي جرشونيها تعيين خواهند نمود، 28 و ايتامار پسر هارون بر كار جرشونيها نظارت خواهد كرد.»
وظايف بنيمراري
29و30 خداوند فرمود: «همه مردان سي ساله تاپنجاه ساله طايفه مراري از قبيله لاوي را كه ميتوانند در خيمه عبادت خدمت كنند، بشمار. 31 هنگام حمل و نقل خيمه عبادت، ايشان بايد چوب بست خيمه، پشتبندها، ستونها، پايهها، 32 ستونهاي اطراف حياط با پايهها، ميخها، طنابها و هر چيز ديگري را كه مربوط به استفاده و تعمير آنها باشد، حمل كنند.
«وظيفه هركس را با ذكر اسم، به اوگوشزد نما. 33 مردان مراري نيز بايد تحت نظر ايتامار پسر هارون انجام وظيفه كنند.»
سرشماري لاويان
34 پس موسي و هارون و رهبران ديگر، طايفه قهات را سرشماري كردند. 35 مردان سي ساله تا پنجاه ساله كه ميتوانستند در عبادتگاه خدمت كنند 36 جمعاً 750ر2 نفر بودند. 37 اين سرشماري بر اساس دستوري كه خداوند به موسي داده بود، انجام شد. 38-41 تعداد مردان طايفه جرشون جمعاً 630ر2 نفر بود. 42-45 مردان طايفه مراري 200ر3 نفر بودند 46و47و48 به اين طريق موسي و هارون و رهبران قوم اسرائيل، تمام لاويهاي سي ساله تا پنجاه ساله را كه قادر به خدمت و حمل و نقل خيمه عبادت بودند، شمردند. جمع كل آنها 580ر8 نفر بود. 49 اين سرشماري بر اساس دستوري كه خداوند به موسي داده بود، صورت گرفت.
راهنما
بابهاي 2 و 3 و 4 . سازماندهي اردو
همة جزئيات، با دقتي نظامي ذكر شده بودند. اين كار براي ادارة چنان جمعيت عظيمي ضروري بود. ترتيب اسباط به گونة زير بود:
نفتالي اشير دان
53400 نفر 41500 نفر 62700
يهودا بنيامين
74600 نفر مراريها 35400 نفر
6200
يساكار موسي جرشونيان منسي
54400 نفر هارون خيمه 7500 نفر 32200 نفر
شرق غرب قهاتيان
زبولون 8600 نفر افرايم
57400 نفر 40500 نفر
رؤبين شمعون جاد
46500 نفر 59300 نفر 45650 نفر
هنگامي كه اردو حركت ميكرد، يهودا و اسباط شرقي پيشرو بودند. در وسط، خيمه در پناه اسباط جنوبي و غربي قرار داشت؛ و اسباط شمالي عقبدار اردو بودند.
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]

-
- پست: 5234
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1747 بار
- سپاسهای دریافتی: 4179 بار
- تماس:
5 پاکسازی اردو؛ جبران خسارت...
تطهير اردوگاه
و خداوند موسي را خطاب كرده، گفت: 2 «بنياسرائيل را امر فرما كه مبروص را و هركه جريان دارد و هركه از مَيتَه نجس شود، از اردو اخراج كنند. 3 خواه مرد و خواه زن، ايشان را اخراج نماييد؛ بيرون از اردو ايشان را اخراجنماييد، تا اردوي خود را جايي كه من در ميان ايشان ساكن هستم، نجس نسازند.» 4 و بنياسرائيل چنين كردند، و آن كسان را بيرون از اردو اخراج كردند. چنانكه خداوند به موسي گفته بود، بنياسرائيل به آن طور عمل نمودند.
جبران جرم
5 و خداوند موسي را خطاب كرده، گفت: 6 «بنياسرائيل را بگو: هرگاه مردي يا زني به هركدام از جميع گناهان انسان مرتكب شده، به خداوند خيانت ورزد، و آن شخص مجرم شود، 7 آنگاه گناهي را كه كرده است اعتراف بنمايد، و اصل جرم خود را رد نمايد، و خمس آن را برآن مزيد كرده، به كسي كه بر او جرم نموده است، بدهد. 8 و اگر آن كس را وليّاي نباشد كه دية جرم به او داده شود، آنگاه دية جرمي كه براي خداوند داده ميشود، از آن كاهن خواهد بود، علاوه بر قوچ كفاره كه به آن دربارة وي كفاره ميشود. 9 و هر هدية افراشتني از همة موقوفات بنياسرائيل كه نزد كاهن ميآورند، از آن او باشد. 10 و موقوفات هر كس از آن او خواهد بود، و هرچه كه كسي به كاهن بدهد، از آن او باشد.»
خيانت زن شوهردار
11 و خداوند موسي را خطاب كرده، گفت: 12 «بنياسرائيل را خطاب كرده، به ايشان بگو: هرگاه زن كسي از او برگشته، به وي خيانت ورزد، 13 و مردي ديگر با او همبستر شود، و اين از چشمان شوهرش پوشيده و مستور باشد، آن زن نجس ميباشد. و اگر بر او شاهدي نباشد و درعين فعل گرفتار نشود، 14 و روح غيرت بر او بيايد و به زن خود غيور شود، و آن زن نجس شده باشد، يا روح غيرت بر او بيايد و به زن خود غيور شود، و آن زن نجس نشده باشد، 15 پس آن مرد زن خود را نزد كاهن بياورد، و بجهت او براي هديه، يك عشر ايفة آرد جوين بياورد، و روغن بر آن نريزد، و كندر بر آن ننهد، زيرا كه هدية غيرت است و هدية يادگار، كه گناه را بياد ميآورد.
16 «و كاهن او را نزديك آورده، به حضور خداوند برپا دارد. 17 و كاهن آب مقدس در ظرف سفالين بگيرد، و كاهن قدري از غباري كه بر زمين مسكن باشد گرفته، بر آب بپاشد. 18 و كاهن زن را به حضور خداوند برپا داشته، موي سر او را باز كند و هدية يادگار را كه هدية غيرت باشد بر دست آن زن بگذارد، و آب تلخ لعنت بر دست كاهن باشد. 19 و كاهن به زن قسم داده، به وي بگويد: اگر كسي با تو همبستر نشده، و اگر بسوي نجاست به كسي غير از شوهر خود برنگشتهاي، پس از اين آب تلخ لعنت مبرا شوي. 20 و ليكن اگر به غير از شوهر خود برگشته، نجس شدهاي، و كسي غير از شوهرت با تو همبستر شدهاست، 21 آنگاه كاهن زن را قسم لعنت بدهد و كاهن به زن بگويد: خداوند تو را در ميان قومت مورد لعنت و قسم بسازد به اينكه خداوند ران تو را ساقط و شكم تو را مُنْتَفَخ گرداند. 22 و اين آب لعنت در احشاي تو داخل شده، شكم تو را منتفخ و ران تو را ساقط بسازد. و آن زن بگويد: آمين آمين.
23 «و كاهن اين لعنتها را در طوماري بنويسد، و آنها را در آب تلخ محو كند. 24 و آن آب لعنتتلخ را به زن بنوشاند، و آن آب لعنت در او داخل شده، تلخ خواهد شد. 25 و كاهن هدية غيرت را از دست زن گرفته، آن هديه را به حضور خداوند بجنباند، و آن را نزد مذبح بياورد. 26 و كاهن مشتي از هديه براي يادگاري آن گرفته، آن را بر مذبح بسوزاند و بعد از آن، آن آب را به زن بنوشاند. 27 و چون آب را به او نوشانيد، اگر نجس شده و به شوهر خود خيانت ورزيده باشد، آن آب لعنت داخل او شده، تلخ خواهد شد، و شكم او مُنْتَفَخ و ران او ساقط خواهد گرديد، و آن زن در ميان قوم خود مورد لعنت خواهدبود. 28 و اگر آن زن نجس نشده، طاهر باشد، آنگاه مبرا شده، اولاد خواهد زاييد.
29 «اين است قانون غيرت، هنگامي كه زن از شوهر خود برگشته، نجس شده باشد. 30 يا هنگامي كه روح غيرت بر مرد بيايد، و بر زنش غيور شود، آنگاه زن را به حضور خداوند برپا بدارد، و كاهن تمامي اين قانون را دربارة او اجرا دارد. 31 پس آن مرد از گناه مبرا شود، و زن گناه خود را متحمل خواهد بود.» ترجمه تفسیری پاكسازي اردو
خداوند به موسي گفت: «به قوم اسرائيل بگو كه تمام اشخاص جذامي و همه كساني را كه جراحت دارند و آناني را كه در اثر تماس با جنازه نجس شدهاند، از اردوگاه بيرون رانند. 3 خواه مرد باشند خواه زن، ايشان را بيرون كنند تا اردوگاه شما كه من در آن ساكنم نجس نشود.» 4 قوم اسرائيل طبق دستور خداوند عمل كرده، اين اشخاص را بيرون راندند.
جبران خسارت
5و6 سپس خداوند به موسي امر فرمود به قـوماسرائيل بگويد كه هر كس، چه مرد باشد چه زن، هرگاه به خداوند خيانت كرده، خسارتي به كسي وارد آورد، 7 بايد به گناه خود اعتراف نموده، علاوه بر جبران كامل خسارت، يك پنجم خسارت وارده را نيز به شخص خسارت ديده بپردازد. 8 ولي اگر شخصي كه خسارت ديده است بميرد و قوم و خويش نزديكي نداشته باشد تا به او خسارت پرداخت شود، در آنصورت بايد خسارت با يك قوچ براي كفاره به كاهن داده شود. 9و10 وقتي قوم اسرائيل براي خداوند هداياي مخصوص ميآورند بايد آنها را به كاهنان بدهند و كاهنان آنها را براي خود نگه دارند.
زناني كه مورد سوءظن شوهران قرار ميگيرند
11-14 خداوند به موسي فرمود به قوماسرائيل بگويد كه هرگاه مردي نسبت به زنش مشكوك شود و گمان برد كه او با مرد ديگري همبستر شده است، ولي بعلت نبـودن شهـود، دليلـي در دست نداشتـه باشـد، 15 آنوقت براي روشن شدن حقيقت، زن خود را پيش كاهن بياورد. در ضمن آن مرد بايد يك كيلو آرد جو هم با خود بياورد، ولي آن را با روغن يا كندر مخلوط نكند، چون اين «هديه بدگماني» است و براي تشخيص گناه تقديم ميشود.
16 كاهن، آن زن را به حضور خداوند بياورد، 17 و قدري آب مقدس در كوزهاي سفالين بريزد و مقداري از غبار كف عبادتگاه را با آن مخلوط كند. 18 سپس موي بافته سر زن را باز كند و هديه بدگماني را در دستهايش بگذارد تا معلوم شود كه آيا بدگماني شوهرش بجاست يا نه. كاهن در حاليكه كوزه آب تلخ لعنت را در دست دارد جلو زن بايستد. 19 آنگاه از آن زن بخواهد قسم بخورد كه بيگناه است و به او بگويد: «اگر غير از شوهرت مرد ديگري با تو همبستر نشده است، از اثرات اين آب تلخ لعنت مبرا شو. 20 ولي اگر زنا كردهاي 21و22 لعنت خداوند درميان قومت گريبانگير تو شود و شكمت متورم شده، نازا شوي.» و آن زن بگويد: «آري، اينچنين شود.» 23 بعد كاهن اين لعنتها را در يك طومار بنويسد و آنها را در
آب تلخ بشويد. 24 سپس آن آب تلخ را به زن بدهد تا بنوشد.
25 سپس كاهن هديه بدگماني را از دست زن بگيرد و آن را در حضور خداوند تكان داده، روي قربانگاه بگذارد. 26 مشتي از آن را بعنوان نمونه روي آتش قربانگاه بسوزاند و بعد، از زن بخواهد آب را بنوشد. 27 اگر او به شوهرش خيانت كرده باشد آب بر او اثر ميكند و شكمش متورم شده، نازا ميگردد و در ميان قوم اسرائيل مورد لعنت قرار ميگيرد 28 ولي اگر او پاك بوده و زنا نكرده باشد، به او آسيبي نميرسد و ميتواند حامله شود.
29 اين است قانون بدگماني درمورد زني كه شوهرش نسبت به وي بدگمان شده باشد. 30 همانطور كه گفته شد در چنين موردي شوهر بايد زن خود را به حضور خداوند بياورد تا كاهن طي مراسمي قضيه را روشن سازد كه آيا زن به شوهرش خيانت كرده يا نه. 31 اگر زن مقصر شناخته شود، تاوان گناهش را پس خواهد داد، اما شوهرش در اين مورد بيتقصير خواهد بود، زيرا خود زن مسئول گناهش است.
راهنما
بابهاي 5 و 6 . مجموعهاي از قوانين
دربارة ابرصان، جبران خسارت، زنان مشكوك به زنا و نذرها. دعاي بركت زيبا (6 : 24 - 26).
تطهير اردوگاه
و خداوند موسي را خطاب كرده، گفت: 2 «بنياسرائيل را امر فرما كه مبروص را و هركه جريان دارد و هركه از مَيتَه نجس شود، از اردو اخراج كنند. 3 خواه مرد و خواه زن، ايشان را اخراج نماييد؛ بيرون از اردو ايشان را اخراجنماييد، تا اردوي خود را جايي كه من در ميان ايشان ساكن هستم، نجس نسازند.» 4 و بنياسرائيل چنين كردند، و آن كسان را بيرون از اردو اخراج كردند. چنانكه خداوند به موسي گفته بود، بنياسرائيل به آن طور عمل نمودند.
جبران جرم
5 و خداوند موسي را خطاب كرده، گفت: 6 «بنياسرائيل را بگو: هرگاه مردي يا زني به هركدام از جميع گناهان انسان مرتكب شده، به خداوند خيانت ورزد، و آن شخص مجرم شود، 7 آنگاه گناهي را كه كرده است اعتراف بنمايد، و اصل جرم خود را رد نمايد، و خمس آن را برآن مزيد كرده، به كسي كه بر او جرم نموده است، بدهد. 8 و اگر آن كس را وليّاي نباشد كه دية جرم به او داده شود، آنگاه دية جرمي كه براي خداوند داده ميشود، از آن كاهن خواهد بود، علاوه بر قوچ كفاره كه به آن دربارة وي كفاره ميشود. 9 و هر هدية افراشتني از همة موقوفات بنياسرائيل كه نزد كاهن ميآورند، از آن او باشد. 10 و موقوفات هر كس از آن او خواهد بود، و هرچه كه كسي به كاهن بدهد، از آن او باشد.»
خيانت زن شوهردار
11 و خداوند موسي را خطاب كرده، گفت: 12 «بنياسرائيل را خطاب كرده، به ايشان بگو: هرگاه زن كسي از او برگشته، به وي خيانت ورزد، 13 و مردي ديگر با او همبستر شود، و اين از چشمان شوهرش پوشيده و مستور باشد، آن زن نجس ميباشد. و اگر بر او شاهدي نباشد و درعين فعل گرفتار نشود، 14 و روح غيرت بر او بيايد و به زن خود غيور شود، و آن زن نجس شده باشد، يا روح غيرت بر او بيايد و به زن خود غيور شود، و آن زن نجس نشده باشد، 15 پس آن مرد زن خود را نزد كاهن بياورد، و بجهت او براي هديه، يك عشر ايفة آرد جوين بياورد، و روغن بر آن نريزد، و كندر بر آن ننهد، زيرا كه هدية غيرت است و هدية يادگار، كه گناه را بياد ميآورد.
16 «و كاهن او را نزديك آورده، به حضور خداوند برپا دارد. 17 و كاهن آب مقدس در ظرف سفالين بگيرد، و كاهن قدري از غباري كه بر زمين مسكن باشد گرفته، بر آب بپاشد. 18 و كاهن زن را به حضور خداوند برپا داشته، موي سر او را باز كند و هدية يادگار را كه هدية غيرت باشد بر دست آن زن بگذارد، و آب تلخ لعنت بر دست كاهن باشد. 19 و كاهن به زن قسم داده، به وي بگويد: اگر كسي با تو همبستر نشده، و اگر بسوي نجاست به كسي غير از شوهر خود برنگشتهاي، پس از اين آب تلخ لعنت مبرا شوي. 20 و ليكن اگر به غير از شوهر خود برگشته، نجس شدهاي، و كسي غير از شوهرت با تو همبستر شدهاست، 21 آنگاه كاهن زن را قسم لعنت بدهد و كاهن به زن بگويد: خداوند تو را در ميان قومت مورد لعنت و قسم بسازد به اينكه خداوند ران تو را ساقط و شكم تو را مُنْتَفَخ گرداند. 22 و اين آب لعنت در احشاي تو داخل شده، شكم تو را منتفخ و ران تو را ساقط بسازد. و آن زن بگويد: آمين آمين.
23 «و كاهن اين لعنتها را در طوماري بنويسد، و آنها را در آب تلخ محو كند. 24 و آن آب لعنتتلخ را به زن بنوشاند، و آن آب لعنت در او داخل شده، تلخ خواهد شد. 25 و كاهن هدية غيرت را از دست زن گرفته، آن هديه را به حضور خداوند بجنباند، و آن را نزد مذبح بياورد. 26 و كاهن مشتي از هديه براي يادگاري آن گرفته، آن را بر مذبح بسوزاند و بعد از آن، آن آب را به زن بنوشاند. 27 و چون آب را به او نوشانيد، اگر نجس شده و به شوهر خود خيانت ورزيده باشد، آن آب لعنت داخل او شده، تلخ خواهد شد، و شكم او مُنْتَفَخ و ران او ساقط خواهد گرديد، و آن زن در ميان قوم خود مورد لعنت خواهدبود. 28 و اگر آن زن نجس نشده، طاهر باشد، آنگاه مبرا شده، اولاد خواهد زاييد.
29 «اين است قانون غيرت، هنگامي كه زن از شوهر خود برگشته، نجس شده باشد. 30 يا هنگامي كه روح غيرت بر مرد بيايد، و بر زنش غيور شود، آنگاه زن را به حضور خداوند برپا بدارد، و كاهن تمامي اين قانون را دربارة او اجرا دارد. 31 پس آن مرد از گناه مبرا شود، و زن گناه خود را متحمل خواهد بود.» ترجمه تفسیری پاكسازي اردو
خداوند به موسي گفت: «به قوم اسرائيل بگو كه تمام اشخاص جذامي و همه كساني را كه جراحت دارند و آناني را كه در اثر تماس با جنازه نجس شدهاند، از اردوگاه بيرون رانند. 3 خواه مرد باشند خواه زن، ايشان را بيرون كنند تا اردوگاه شما كه من در آن ساكنم نجس نشود.» 4 قوم اسرائيل طبق دستور خداوند عمل كرده، اين اشخاص را بيرون راندند.
جبران خسارت
5و6 سپس خداوند به موسي امر فرمود به قـوماسرائيل بگويد كه هر كس، چه مرد باشد چه زن، هرگاه به خداوند خيانت كرده، خسارتي به كسي وارد آورد، 7 بايد به گناه خود اعتراف نموده، علاوه بر جبران كامل خسارت، يك پنجم خسارت وارده را نيز به شخص خسارت ديده بپردازد. 8 ولي اگر شخصي كه خسارت ديده است بميرد و قوم و خويش نزديكي نداشته باشد تا به او خسارت پرداخت شود، در آنصورت بايد خسارت با يك قوچ براي كفاره به كاهن داده شود. 9و10 وقتي قوم اسرائيل براي خداوند هداياي مخصوص ميآورند بايد آنها را به كاهنان بدهند و كاهنان آنها را براي خود نگه دارند.
زناني كه مورد سوءظن شوهران قرار ميگيرند
11-14 خداوند به موسي فرمود به قوماسرائيل بگويد كه هرگاه مردي نسبت به زنش مشكوك شود و گمان برد كه او با مرد ديگري همبستر شده است، ولي بعلت نبـودن شهـود، دليلـي در دست نداشتـه باشـد، 15 آنوقت براي روشن شدن حقيقت، زن خود را پيش كاهن بياورد. در ضمن آن مرد بايد يك كيلو آرد جو هم با خود بياورد، ولي آن را با روغن يا كندر مخلوط نكند، چون اين «هديه بدگماني» است و براي تشخيص گناه تقديم ميشود.
16 كاهن، آن زن را به حضور خداوند بياورد، 17 و قدري آب مقدس در كوزهاي سفالين بريزد و مقداري از غبار كف عبادتگاه را با آن مخلوط كند. 18 سپس موي بافته سر زن را باز كند و هديه بدگماني را در دستهايش بگذارد تا معلوم شود كه آيا بدگماني شوهرش بجاست يا نه. كاهن در حاليكه كوزه آب تلخ لعنت را در دست دارد جلو زن بايستد. 19 آنگاه از آن زن بخواهد قسم بخورد كه بيگناه است و به او بگويد: «اگر غير از شوهرت مرد ديگري با تو همبستر نشده است، از اثرات اين آب تلخ لعنت مبرا شو. 20 ولي اگر زنا كردهاي 21و22 لعنت خداوند درميان قومت گريبانگير تو شود و شكمت متورم شده، نازا شوي.» و آن زن بگويد: «آري، اينچنين شود.» 23 بعد كاهن اين لعنتها را در يك طومار بنويسد و آنها را در
آب تلخ بشويد. 24 سپس آن آب تلخ را به زن بدهد تا بنوشد.
25 سپس كاهن هديه بدگماني را از دست زن بگيرد و آن را در حضور خداوند تكان داده، روي قربانگاه بگذارد. 26 مشتي از آن را بعنوان نمونه روي آتش قربانگاه بسوزاند و بعد، از زن بخواهد آب را بنوشد. 27 اگر او به شوهرش خيانت كرده باشد آب بر او اثر ميكند و شكمش متورم شده، نازا ميگردد و در ميان قوم اسرائيل مورد لعنت قرار ميگيرد 28 ولي اگر او پاك بوده و زنا نكرده باشد، به او آسيبي نميرسد و ميتواند حامله شود.
29 اين است قانون بدگماني درمورد زني كه شوهرش نسبت به وي بدگمان شده باشد. 30 همانطور كه گفته شد در چنين موردي شوهر بايد زن خود را به حضور خداوند بياورد تا كاهن طي مراسمي قضيه را روشن سازد كه آيا زن به شوهرش خيانت كرده يا نه. 31 اگر زن مقصر شناخته شود، تاوان گناهش را پس خواهد داد، اما شوهرش در اين مورد بيتقصير خواهد بود، زيرا خود زن مسئول گناهش است.
راهنما
بابهاي 5 و 6 . مجموعهاي از قوانين
دربارة ابرصان، جبران خسارت، زنان مشكوك به زنا و نذرها. دعاي بركت زيبا (6 : 24 - 26).
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]

-
- پست: 5234
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1747 بار
- سپاسهای دریافتی: 4179 بار
- تماس:
6 مقررات نذر؛ دعای برکت
نذر نذيره
2 و خداوند موسي را خطاب كرده، گفت: «بنياسرائيل را خطاب كرده، به ايشان بگو: چون مرد يا زن نذر خاص، يعني نذر نذيره بكند، و خود را براي خداوند تخصيص نمايد، 3 آنگاه از شراب و مسكرات بپرهيزد و سركة شراب و سركة مسكرات را ننوشد، و هيچ عصير انگور ننوشد، و انگور تازه يا خشك نخورد. 4 و تمام ايام تخصيصش از هر چيزي كه از تاك انگورساخته شود، از هسته تا پوست نخورد.
5 «و تمام ايام نذر تخصيص او، اُستُره بر سر او نيايد، و تا انقضاي روزهايي كه خود را براي خداوند تخصيص نموده است، مقدس شده، گيسهاي موي سر خود را بلند دارد.
6 «و تمام روزهايي كه خود را براي خداوند تخصيص نموده است، نزديك بدن ميت نيايد. 7 براي پدر و مادر و برادر و خواهر خود، هنگامي كه بميرند خويشتن را نجس نسازد، زيرا كه تخصيص خدايش بر سر وي ميباشد. 8 تمامي روزهاي تخصيصش براي خداوند مقدس خواهد بود.
9 «و اگر كسي دفعتاً ناگهان نزد او بميرد، پس سر خود را در روز طهارت خويش بتراشد، يعني در روز هفتم آن را بتراشد. 10 و در روز هشتم دو فاخته يا دو جوجة كبوتر نزد كاهن به در خيمة اجتماع بياورد. 11 و كاهن يكي را براي قرباني گناه و ديگري را براي قرباني سوختني گذرانيده، براي وي كفاره نمايد، از آنچه به سبب ميت، گناه كرده است؛ و سر او را در آن روز تقديس نمايـد. 12 و روزهاي تخصيص خود را براي خداوند (از نو) تخصيص نمايد، و برة نرينة يك ساله براي قرباني جرم بياورد. ليكن روزهاي اول ساقط خواهد بود، چونكه تخصيصش نجس شده است.
13 «اين است قانون نذيره، چون روزهاي تخصيص او تمام شود، آنگاه او را نزد دروازه خيمة اجتماع بياورند. 14 و قرباني خود را براي خداوند بگذراند، يعني يك برة نرينة يك سالة بيعيب بجهت قرباني سوختني، و يك برة ماده يك سالة بيعيب، بجهت قرباني گناه، و يك قوچبيعيب بجهت ذبيحة سلامتي. 15 و يك سبد نان فطير يعني گِردههاي آرد نرم سرشتهشدة با روغن، و قرصهاي فطير مسح شده با روغن، و هدية آردي آنها و هدية ريختني آنها.
16 «و كاهن آنها را به حضور خداوند نزديك آورده، قرباني گناه و قرباني سوختنيِ او را بگذراند. 17 و قوچ را با سبد نان فطير بجهت ذبيحة سلامتي براي خداوند بگذراند، و كاهن هدية آردي و هدية ريختني او را بگذراند.
18 «و آن نذيره سر تخصيص خود را نزد در خيمة اجتماع بتراشد، و موي سر تخصيص خود را گرفته، آن را بر آتشي كه زير ذبيحة سلامتي است بگذراند.
19 «و كاهن سرْدست بريان شدة قوچ را با يك گِرده فطير از سبد و يك قرص فطير گرفته، آن را بر دست نذيره، بعد از تراشيدن سر تخصيصش بگذارد. 20 و كاهن آنها را بجهت هدية جنبانيدني به حضور خداوند بجنباند، اين با سينة جنبانيدني و ران افراشتني براي كاهن، مقدس است. و بعد از آن نذيره شراب بنوشد.
21 «اين است قانون نذيرهاي كه نذر بكند و قانون قرباني كه بجهت تخصيص خود براي خداوند بايد بگذراند، علاوه بر آنچه دستش به آن ميرسد موافق نذري كه كرده باشد، همچنين برحسب قانون تخصيص خود، بايد بكند.»
بركت كاهنان
22 و خداوند موسي را خطاب كرده، گفت: 23 «هارون و پسرانش را خطاب كرده، بگو: به اينطور بنياسرائيل را بركت دهيد و به ايشانبگوييد:
24 «يهوه تو را بركت دهد و تو را محافظت نمايد. 25 يهوه روي خود را بر تو تابان سازد و بر تو رحمت كند. 26 يهوه روي خود را بر تو برافرازد و تو را سلامتي بخشد.
27 و نام مرا بر بنياسرائيل بگذارند، و من ايشان را بركت خواهم داد.» ترجمه تفسیری مقررات نذر
خداوند به موسي فرمود كه اين دستورات را به قوم اسرائيل بدهد: وقتي كه زني يا مردي به طريق خاص، نذر كرده، خود را وقف خدمت خداوند نمايد، 3و4 از آن پس او در تمامي مدتي كه خود را وقف خداوند نموده است، نبايد به مشروبات الكلي يا شراب و يا حتي شراب تازه، آب انگور، انگور يا كشمش لب بزند. او نبايد از چيزهايي كه از درخت انگور بدست ميآيد، از هسته گرفته تا پوست آن بخورد.
5 در تمامي آن مدت، او هرگز نبايد موي سرش را بتراشد. او مقدس و وقف خداوند شده است، پس بايد بگذارد موي سرش بلند شود.
6و7 در طول مدتي كه وقف خداوند ميباشد و موي سرش به علامت نذر، بلند است او نبايد به مردهاي نزديك شود، حتي اگر جنازه پدر، مادر، برادر يا خواهرش باشد. 8 او در تمام آن مدت وقفخداوند ميباشد. 9 اگر كسي ناگهان در كنار او بميرد، او نجس ميشود و بايد بعد از هفت روز موي خود را بتراشد تا نجاستش پاك شود. 10 روز هشتم بايد دو قمري يا دو جوجه كبوتر پيش كاهن، دم در خيمه عبادت بياورد. 11 كاهن يكي از پرندهها را بعنوان قرباني گناه و ديگري را بعنوان قرباني سوختني تقديم كرده، جهت نجاست او كفاره كند. در همان روز او بايد نذر خود را تجديد نموده، بگذارد دوباره موي سرش بلند شود. 12 روزهاي نذرش كه پيش از نجاستش سپري شدهاند ديگر به حساب نيايند. او بايد نذر خود را از نو آغاز نموده، يك بره نر يك ساله بعنوان قرباني جبران بياورد.
13 در پايان دوره نذر خود به خداوند، بايد دم در خيمه عبادت رفته، 14 يك بره نر يكساله بيعيب جهت قرباني سوختني براي خداوند بياورد. همچنين بايد يك بره ماده يك ساله بيعيب براي قرباني گناه، يك قوچ بيعيب بعنوان قرباني سلامتي، 15 يك سبد نان فطير كه از آرد مرغوب مخلوط با روغن زيتون درست شده باشد و قرصهاي فطير روغني همراه با هديه آردي و نوشيدني آن تقديم كند. 16 كاهن بايد اين قربانيها و هدايا را از او گرفته، به حضور خداوند تقديم نمايد: قرباني گناه، قرباني سوختني، 17 و قوچ براي قرباني سلامتي همراه با يك سبد نان فطير و هديه آردي و نوشيدني آن.
18 پس از آن، شخص وقف شده موي بلند سر خود را كه علامت نذر اوست بتراشد. اين عمل را دم در خيمه عبادت انجام داده، موي تراشيده شده را در آتشي كه زير قرباني سلامتي است بيندازد. 19 پس از تراشيده شدن موي سر آن شخص، كاهن سر دست بريان شده قوچ را با يك نان فطير و يك قرص فطير روغني گرفته، همه را در دست او بگذارد. 20 سپس، كاهن همه آنها را بگيرد و بعنوان هديه مخصوص در حضور خداوند تكان دهد. تمامي اينها با سينه و ران قوچ كه در حضور خداوند تكان داده شده بودند، سهم مقدس كاهن است. سپس آن شخص ميتواند دوباره شراب بنوشد، چون از قيد نذر خود آزاد شده است.
21 اين مقررات مربوط به كسي است كه نذر ميكند و خود را وقف خداوند مينمايد و نيز مربوط به قربانيهايي است كه بايد در پايان دوره نذر خود، تقديم كند. علاوه بر اينها، او بايد قربانيهاي ديگري را كه درابتداي وقف كردن خود نذر كرده است تقديم نمايد.
دعاي بركت
22و23 سپس خداوند به موسي فرمود كه به هارون و پسـرانش بگويد كه قوم اسرائيل را بركت داده، بگويند:
24و25و26 «خداوند شما را بركت دهد
و از شما محافظت فرمايد،
خداوند روي خود را بر شما تابان سازد
و بر شما رحمت فرمايد،
خداوند لطف خود را به شما نشان دهد
و شما را سلامتي بخشد.»
27 هارون و پسرانش بايد به اين طريق براي قوم اسرائيل بركات مرا بطلبند و من ايشان را بركت خواهم داد.
راهنما
بابهاي 5 و 6 . مجموعهاي از قوانين
دربارة ابرصان، جبران خسارت، زنان مشكوك به زنا و نذرها. دعاي بركت زيبا (6 : 24 - 26).
نذر نذيره
2 و خداوند موسي را خطاب كرده، گفت: «بنياسرائيل را خطاب كرده، به ايشان بگو: چون مرد يا زن نذر خاص، يعني نذر نذيره بكند، و خود را براي خداوند تخصيص نمايد، 3 آنگاه از شراب و مسكرات بپرهيزد و سركة شراب و سركة مسكرات را ننوشد، و هيچ عصير انگور ننوشد، و انگور تازه يا خشك نخورد. 4 و تمام ايام تخصيصش از هر چيزي كه از تاك انگورساخته شود، از هسته تا پوست نخورد.
5 «و تمام ايام نذر تخصيص او، اُستُره بر سر او نيايد، و تا انقضاي روزهايي كه خود را براي خداوند تخصيص نموده است، مقدس شده، گيسهاي موي سر خود را بلند دارد.
6 «و تمام روزهايي كه خود را براي خداوند تخصيص نموده است، نزديك بدن ميت نيايد. 7 براي پدر و مادر و برادر و خواهر خود، هنگامي كه بميرند خويشتن را نجس نسازد، زيرا كه تخصيص خدايش بر سر وي ميباشد. 8 تمامي روزهاي تخصيصش براي خداوند مقدس خواهد بود.
9 «و اگر كسي دفعتاً ناگهان نزد او بميرد، پس سر خود را در روز طهارت خويش بتراشد، يعني در روز هفتم آن را بتراشد. 10 و در روز هشتم دو فاخته يا دو جوجة كبوتر نزد كاهن به در خيمة اجتماع بياورد. 11 و كاهن يكي را براي قرباني گناه و ديگري را براي قرباني سوختني گذرانيده، براي وي كفاره نمايد، از آنچه به سبب ميت، گناه كرده است؛ و سر او را در آن روز تقديس نمايـد. 12 و روزهاي تخصيص خود را براي خداوند (از نو) تخصيص نمايد، و برة نرينة يك ساله براي قرباني جرم بياورد. ليكن روزهاي اول ساقط خواهد بود، چونكه تخصيصش نجس شده است.
13 «اين است قانون نذيره، چون روزهاي تخصيص او تمام شود، آنگاه او را نزد دروازه خيمة اجتماع بياورند. 14 و قرباني خود را براي خداوند بگذراند، يعني يك برة نرينة يك سالة بيعيب بجهت قرباني سوختني، و يك برة ماده يك سالة بيعيب، بجهت قرباني گناه، و يك قوچبيعيب بجهت ذبيحة سلامتي. 15 و يك سبد نان فطير يعني گِردههاي آرد نرم سرشتهشدة با روغن، و قرصهاي فطير مسح شده با روغن، و هدية آردي آنها و هدية ريختني آنها.
16 «و كاهن آنها را به حضور خداوند نزديك آورده، قرباني گناه و قرباني سوختنيِ او را بگذراند. 17 و قوچ را با سبد نان فطير بجهت ذبيحة سلامتي براي خداوند بگذراند، و كاهن هدية آردي و هدية ريختني او را بگذراند.
18 «و آن نذيره سر تخصيص خود را نزد در خيمة اجتماع بتراشد، و موي سر تخصيص خود را گرفته، آن را بر آتشي كه زير ذبيحة سلامتي است بگذراند.
19 «و كاهن سرْدست بريان شدة قوچ را با يك گِرده فطير از سبد و يك قرص فطير گرفته، آن را بر دست نذيره، بعد از تراشيدن سر تخصيصش بگذارد. 20 و كاهن آنها را بجهت هدية جنبانيدني به حضور خداوند بجنباند، اين با سينة جنبانيدني و ران افراشتني براي كاهن، مقدس است. و بعد از آن نذيره شراب بنوشد.
21 «اين است قانون نذيرهاي كه نذر بكند و قانون قرباني كه بجهت تخصيص خود براي خداوند بايد بگذراند، علاوه بر آنچه دستش به آن ميرسد موافق نذري كه كرده باشد، همچنين برحسب قانون تخصيص خود، بايد بكند.»
بركت كاهنان
22 و خداوند موسي را خطاب كرده، گفت: 23 «هارون و پسرانش را خطاب كرده، بگو: به اينطور بنياسرائيل را بركت دهيد و به ايشانبگوييد:
24 «يهوه تو را بركت دهد و تو را محافظت نمايد. 25 يهوه روي خود را بر تو تابان سازد و بر تو رحمت كند. 26 يهوه روي خود را بر تو برافرازد و تو را سلامتي بخشد.
27 و نام مرا بر بنياسرائيل بگذارند، و من ايشان را بركت خواهم داد.» ترجمه تفسیری مقررات نذر
خداوند به موسي فرمود كه اين دستورات را به قوم اسرائيل بدهد: وقتي كه زني يا مردي به طريق خاص، نذر كرده، خود را وقف خدمت خداوند نمايد، 3و4 از آن پس او در تمامي مدتي كه خود را وقف خداوند نموده است، نبايد به مشروبات الكلي يا شراب و يا حتي شراب تازه، آب انگور، انگور يا كشمش لب بزند. او نبايد از چيزهايي كه از درخت انگور بدست ميآيد، از هسته گرفته تا پوست آن بخورد.
5 در تمامي آن مدت، او هرگز نبايد موي سرش را بتراشد. او مقدس و وقف خداوند شده است، پس بايد بگذارد موي سرش بلند شود.
6و7 در طول مدتي كه وقف خداوند ميباشد و موي سرش به علامت نذر، بلند است او نبايد به مردهاي نزديك شود، حتي اگر جنازه پدر، مادر، برادر يا خواهرش باشد. 8 او در تمام آن مدت وقفخداوند ميباشد. 9 اگر كسي ناگهان در كنار او بميرد، او نجس ميشود و بايد بعد از هفت روز موي خود را بتراشد تا نجاستش پاك شود. 10 روز هشتم بايد دو قمري يا دو جوجه كبوتر پيش كاهن، دم در خيمه عبادت بياورد. 11 كاهن يكي از پرندهها را بعنوان قرباني گناه و ديگري را بعنوان قرباني سوختني تقديم كرده، جهت نجاست او كفاره كند. در همان روز او بايد نذر خود را تجديد نموده، بگذارد دوباره موي سرش بلند شود. 12 روزهاي نذرش كه پيش از نجاستش سپري شدهاند ديگر به حساب نيايند. او بايد نذر خود را از نو آغاز نموده، يك بره نر يك ساله بعنوان قرباني جبران بياورد.
13 در پايان دوره نذر خود به خداوند، بايد دم در خيمه عبادت رفته، 14 يك بره نر يكساله بيعيب جهت قرباني سوختني براي خداوند بياورد. همچنين بايد يك بره ماده يك ساله بيعيب براي قرباني گناه، يك قوچ بيعيب بعنوان قرباني سلامتي، 15 يك سبد نان فطير كه از آرد مرغوب مخلوط با روغن زيتون درست شده باشد و قرصهاي فطير روغني همراه با هديه آردي و نوشيدني آن تقديم كند. 16 كاهن بايد اين قربانيها و هدايا را از او گرفته، به حضور خداوند تقديم نمايد: قرباني گناه، قرباني سوختني، 17 و قوچ براي قرباني سلامتي همراه با يك سبد نان فطير و هديه آردي و نوشيدني آن.
18 پس از آن، شخص وقف شده موي بلند سر خود را كه علامت نذر اوست بتراشد. اين عمل را دم در خيمه عبادت انجام داده، موي تراشيده شده را در آتشي كه زير قرباني سلامتي است بيندازد. 19 پس از تراشيده شدن موي سر آن شخص، كاهن سر دست بريان شده قوچ را با يك نان فطير و يك قرص فطير روغني گرفته، همه را در دست او بگذارد. 20 سپس، كاهن همه آنها را بگيرد و بعنوان هديه مخصوص در حضور خداوند تكان دهد. تمامي اينها با سينه و ران قوچ كه در حضور خداوند تكان داده شده بودند، سهم مقدس كاهن است. سپس آن شخص ميتواند دوباره شراب بنوشد، چون از قيد نذر خود آزاد شده است.
21 اين مقررات مربوط به كسي است كه نذر ميكند و خود را وقف خداوند مينمايد و نيز مربوط به قربانيهايي است كه بايد در پايان دوره نذر خود، تقديم كند. علاوه بر اينها، او بايد قربانيهاي ديگري را كه درابتداي وقف كردن خود نذر كرده است تقديم نمايد.
دعاي بركت
22و23 سپس خداوند به موسي فرمود كه به هارون و پسـرانش بگويد كه قوم اسرائيل را بركت داده، بگويند:
24و25و26 «خداوند شما را بركت دهد
و از شما محافظت فرمايد،
خداوند روي خود را بر شما تابان سازد
و بر شما رحمت فرمايد،
خداوند لطف خود را به شما نشان دهد
و شما را سلامتي بخشد.»
27 هارون و پسرانش بايد به اين طريق براي قوم اسرائيل بركات مرا بطلبند و من ايشان را بركت خواهم داد.
راهنما
بابهاي 5 و 6 . مجموعهاي از قوانين
دربارة ابرصان، جبران خسارت، زنان مشكوك به زنا و نذرها. دعاي بركت زيبا (6 : 24 - 26).
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]

-
- پست: 5234
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1747 بار
- سپاسهای دریافتی: 4179 بار
- تماس:
7 هدایای تقدیمی برای تقدیس خیمه عبادت
هداياي تقديس مسكن و مذبح
و در روزي كه موسي از برپا داشتن مسكن فارغ شده و آن را مسح نموده و تقديس كرده و تمامي اسبابش را و مذبح را با تمامي اسبابش مسح كرده و تقديس نموده بود، 2 سروران اسرائيل و رؤساي خاندان آباي ايشان هديه گذرانيدند. و اينها رؤساي اسباط بودند كه بر شمردهشدگان گماشته شدند. 3 پس ايشان بجهت هدية خود، به حضور خداوند شش ارابة سرپوشيده و دوازده گاو آوردند، يعني يك ارابه براي دو سرور، و براي هر نفري يك گاو، و آنها را پيش روي مسكن آوردند.
4 و خداوند موسي را خطاب كرده، گفت: 5 «اينها را از ايشان بگير تا براي بجا آوردن خدمت خيمة اجتماع به كار آيد، و به لاويان به هر كس به اندازة خدمتش تسليم نما.»
6 پس موسي ارابهها و گاوها را گرفته، آنها را به لاويان تسليم نمود. 7 دو ارابه و چهار گاو به بنيجَرشون، به اندازة خدمت ايشان تسليم نمود. 8 و چهار ارابه و هشت گاو به بنيمَراري، به اندازة خدمت ايشان، به دست ايتامار بن هارون كاهن تسليم نمود. 9 اما به بنيقَهات هيچ نداد، زيرا خدمت قدس متعلق به ايشان بود و آن را بر دوش خود برميداشتند.
10 و سروران بجهت تبرك مذبح، در روز مسح كردن آن، هديه گذرانيدند. و سروران هدية خود را پيش مذبح آوردند. 11 و خداوند به موسي گفت كه هر سرور در روز نوبة خود هدية خويش را بجهت تبرك مذبح بگذراند.
12 و در روز اول، نَحشون بن عَمّيناداب از سبط يهودا هدية خود را گذرانيد. 13 و هدية او يك طَبَقِ نقره بود كه وزنش صد و سي مثقال بود، و يك لگن نقره، هفتاد مثقال به مثقال قدس كه هر دوي آنها پر از آرد نرم مخلوط شده با روغن بود بجهت هدية آردي. 14 و يك قاشق طلا ده مثقال پر از بخور. 15 و يك گاو جوان و يك قوچ و يك برة نرينة يك ساله بجهت قرباني سوختني. 16 و يك بز نر بجهت قربانيِ گناه. 17 و بجهت ذبيحه سلامتي، دو گاو و پنج قوچ و پنج بز نر و پنج برة نرينة يك ساله، اين بود هدية نَحشون بن عَمّيناداب.
18 و در روز دوم، نتنائيل بن صوغر، سَروَرِ يَسّاكار هديه گذرانيد. 19 و هديهاي كه او گذرانيد يك طبق نقره بود كه وزنش صد و سي مثقال بود، و يك لگن نقره هفتاد مثقال، موافق مثقال قدس، هر دوي آنها پر از آرد نرم مخلوط با روغن بجهت هدية آردي. 20 و يك قاشق طلا ده مثقال پر از بخور. 21 و يك گاو جوان و يك قوچ و يك برة نرينة يك ساله، بجهت قرباني سوختني. 22 و يك بز نر بجهت قرباني گناه. 23 و بجهت ذبيحة سلامتي، دو گاو و پنج قوچ و پنج بز نر و پنج برة نرينة يك ساله، اين بود هدية نَتَنائيل بن صوغر.
24 و در روز سوم، اَليآب بن حيلون سرور بنيزبولون، 25 هدية او يك طبق نقره كه وزنش صد و سي مثقال بود، و يك لگن نقره هفتاد مثقال، موافق مثقال قدس، هر دوي آنها پر از آرد نرممخلوط با روغن بجهت هدية آردي. 26 و يك قاشق طلا ده مثقال پر از بخور، 27 و يك گاو جوان و يك قوچ و برة نرينة يك ساله بجهت قرباني سوختني. 28 و يك بز نر بجهت قرباني گناه. 29 و بجهت ذبيحة سلامتي، دو گاو و پنج قوچ و پنج بز نر و پنج برة نرينة يك ساله. اين بود هدية اَليآب بن حيلون.
30 و در روز چهارم، اَليصور بن شَدَيْئور سرور بنيرؤبين. 31 هدية او يك طبق نقره كه وزنش صد و سي مثقال بود، و يك لگن نقره هفتاد مثقال، موافق مثقال قدس، هر دوي آنها پر از آرد نرم مخلوط با روغن بجهت هدية آردي. 32 و يك قاشق طلا ده مثقال پر از بخور. 33 و يك گاو جوان و يك قوچ و يك برة نرينة يك ساله بجهت قرباني سوختني. 34 و يك بز نر بجهت قرباني گناه. 35 و بجهت ذبيحة سلامتي، دو گاو و پنج قوچ و پنج بز نر و پنج برة نرينة يك ساله. اين بود هدية اَليصوربن شَدَيْئور.
36 و در روز پنجم، شَلوميئيل بن صوريشدّاي سرور بنيشمعون. 37 هدية او يك طبق نقره كه وزنش صد و سي مثقال بود، و يك لگن نقره هفتاد مثقال، موافق مثقال قدس، هر دوي آنها پر از آرد نرم مخلوط با روغن بجهت هديه آردي. 38 و يك قاشق طلا ده مثقال پر از بخور. 39 و يك گاو جوان و يك قوچ و يك برة نرينة يك ساله بجهت قرباني سوختني. 40 و يك بز نر بجهت قرباني گناه. 41 و بجهت ذبيحة سلامتي، دو گاو و پنج قوچ و پنج بز نر و پنج برة نرينة يك ساله. اين بود هدية شَلوميئيل بن صوريشَدّاي.
42 و در روز ششم، اَلياساف بن دَعوئيل سرور بنيجاد. 43 هدية او يك طبق نقره كه وزنش صد و سي مثقال بود، و يك لگن نقره هفتاد مثقال،موافق مثقال قدس، هر دوي آنها پر از آرد نرم مخلوط با روغن بجهت هدية آردي. 44 و يك قاشق طلا ده مثقال پر از بخور. 45 و يك گاو جوان و يك قوچ و يك برة نرينة يك ساله بجهت قرباني سوختني. 46 و يك بز نر بجهت قرباني گناه. 47 و بجهت ذبيحة سلامتي، دو گاو و پنج قوچ و پنج بز نر و پنج برة نرينة يك ساله. اين بود هدية اَلياساف بن دَعوئيل.
48 و در روز هفتم، اَليشَمَع بن عَمّيهود سرور بنيافرايم. 49 هدية او يك طبق نقره كه وزنش صد و سي مثقال بود، و يك لگن نقره هفتاد مثقال، موافق مثقال قدس، هر دوي آنها پر از آرد نرم مخلوط با روغن بجهت هدية آردي. 50 و يك قاشق طلا ده مثقال پر از بخور. 51 و يك گاو جوان و يك قوچ و يك برة نرينة يك ساله بجهت قرباني سوختني. 52 و يك بز نر بجهت قرباني گناه. 53 و بجهت ذبيحة سلامتي، دو گاو و پنج قوچ و پنج بز نر و پنج برة نرينة يك ساله. اين بود هدية اَليشَمَع بن عَمّيهود.
54 و در روز هشتم، جَمْليئيل بن فَدَهْصور سرور بنيمَنَسّي. 55 هدية او يك طبق نقره كه وزنش صد و سي مثقال بود، و يك لگن نقره هفتاد مثقال، موافق مثقال قدس، هر دوي آنها پر از آرد نرم مخلوط با روغن بجهت هدية آردي. 56 و يك قاشق طلا ده مثقال پر از بخور. 57 و يك گاو جوان و يك قوچ و يك برة نرينة يك ساله بجهت قرباني سوختني. 58 و يك بز نر بجهت قرباني گناه. 59 و بجهت ذبيحة سلامتي، دو گاو و پنج قوچ و پنج بز نر و پنج برة نرينة يك ساله. اين بود هدية جمليئيل بن فَدَهصور.
60 و در روز نهم، اَبيدان بن جِدعوني سرور بنيبنيامين. 61 هدية او يك طبق نقره كه وزنشصد و سي مثقال بود و يك لگن نقره هفتاد مثقال موافق مثقال قدس، هر دوي آنها پر از آرد نرم مخلوط با روغن، بجهت هدية آردي. 62 و يك قاشق طلا ده مثقال پر از بخور. 63 و يك گاو جوان و يك قوچ و يك برة نرينة يك ساله بجهت قرباني سوختني. 64 و يك بز نر به جهت قرباني گناه 65 و به جهت ذبيحة سلامتي دو گاو و پنج قوچ و پنج بز نر و پنج برة نرينة يك ساله. اين بود هدية اَبيدان بن جِدعوني.
66 و در روز دهم، اَخيعَزَربن عَمّيشدّاي سرور بنيدان. 67 هدية او يك طبق نقره كه وزنش صد و سي مثقال بود، و يك لگن نقره، هفتاد مثقال موافق مثقال قدس، هر دوي آنها پر از آرد نرم مخلوط با روغن بجهت هدية آردي. 68 و يك قاشق طلا، ده مثقال پر از بخور. 69 و يك گاو جوان و يك قوچ و يك برة نرينة يك ساله بجهت قربانيِ سوختني. 70 و يك بز نر بجهت قرباني گناه. 71 و بجهت ذبيحة سلامتي، دو گاو و پنج قوچ و پنج بز نر و پنج برة نرينة يك ساله. اين بود هدية اَخيعَزَر بن عَمّيشداي.
72 و در روز يازدهم، فَجْعيئيل بن عُكران سرور بنياشير. 73 هدية او يك طبق نقره كه وزنش صد و سي مثقال بود، و يك لگن نقره، هفتاد مثقال موافق مثقال قدس؛ هردوي آنها پر از آرد نرم مخلوط با روغن بجهت هدية آردي. 74 و يك قاشق طلا ده مثقال پر از بخور. 75 و يك گاو جوان و يك قوچ و يك برة نرينة يك ساله بجهت قرباني سوختني. 76 و يك بز نر بجهت قرباني گناه. 77 و بجهت ذبيحة سلامتي، دو گاو و پنج قوچ و پنج بز نر و پنج برة نرينة يك ساله. اين بود هدية فَجْعيئيل بن عُكران.
78 و در روز دوازدهم، اَخيرَع بن عينان، سَروَربنينفتالي. 79 هدية او يك طبق نقره كه
وزنش صد و سي مثقال بود، و يك لگن نقره هفتاد مثقال موافق مثقال قدس، هردوي آنها
پر از آرد نرم مخلوط با روغن بجهت هدية آردي. 80 و يك قاشق طلا، ده مثقال پر از
بخور. 81 و يك گاو جوان و يك قوچ و يك برة نرينة يك ساله بجهت قرباني سوختني. 82 و يك بز نر بجهت قرباني گناه. 83 و بجهت ذبيحة سلامتي، دو گاو و پنج قوچ و پنج بز نر و پنج برة نرينة يك ساله. اين بـود هديـة اَخيرَع بن عينان.
84 اين بود تبرك مذبح در روزي كه مسح شدهبود، از جانب سروران اسرائيل دوازده
طبق نقره و دوازده لگن نقره و دوازده قاشق طلا. 85 هر طبق نقره صد و سي مثقال و هر لگن هفتاد، كه تمامي نقرة ظروف، دوهزار و چهارصد مثقال موافق مثقال قدس بود. 86 و دوازده قاشق طلا پُر از بخور هر كدام ده مثقال موافق مثقال قدس، كه تمامي طلاي قاشقها صد و بيست مثقال بود. 87 تمامي گاوان بجهت قربانيِ سوختني، دوازده گاو و دوازده قوچ و دوازده برة نرينة يك ساله. با هدية آردي آنها و دوازده بزِ نر بجهت قرباني گناه. 88 و تماميِ گاوان بجهت ذبيحة سلامتي، بيست و چهار گاو و شصت قوچ و شصت بز نر و شصت بره نرينة يك ساله. اين بود تبرك مذبح بعد از آنكه مسح شده بود.
89 و چون موسي به خيمة اجتماع داخل شد تا با وي سخن گويد، آنگاه قول را ميشنيد كه از بالاي كرسي رحمت كه بر تابوت شهادت بود، از ميان دو كروبي به وي سخن ميگفت، پس با او تكلم مينمود. ترجمه تفسیری هداياي تقديمي براي تقديس خيمه عبادت
موسي در روزي كه برپاسازي خيمه عبادت را به پايان رسانيد تمامي قسمتهاي آن را به انضمام قربانگـاه و لوازم آن تدهيـن و تقديـس نمود. 2 آنوقت رهبران اسرائيل، يعني سران قبايل كه ترتيب سرشمـاري را داده بودند، هداياي خـود را آوردنـد. 3 ايشان شش عرابه سر پوشيده (يك عرابه براي دو رهبر) كه هر عرابه را دو گاو ميكشيدند آورده، در برابر خيمه عبادت به خداوند تقديم كردند.
4و5 خداوند به موسي فرمود: «هداياي ايشان را قبول كن و از آنها براي كار عبادتگاه استفاده نما. آنها را به لاويها بده تا براي كارشان از آنـها استفاده كنند.»
6 پس موسي، عرابه و گاوها را در اختيار لاويها گذاشت. 7 دو عرابه و چهار گاو به طايفه جرشون دادتا براي كار خود از آنها استفاده كنند 8 و چهار عرابه و هشت گاو نيز به طايفه مراري كه تحت رهبري ايتامار پسر هارون بودند، داد تا براي كارشان از آنها استفاده كنند. 9 به بنيقهات گاو يا عرابه داده نشد، چون قرار بود ايشان سهم بار خود را از اسباب خيمه عبادت، روي دوش حمل كنند.
10 رهبران در روزي كه قربانگاه تدهين شد هدايايي نيزبراي تبرك آن تقديم كردند و آنها را جلو قربانگاه گذاشتند. 11 خداوند به موسي فرمود: «هر روز يكي از رهبران، هديه خود را جهت تبرك قربانگاه تقديم كند.»
12-83 پس رهبران، هداياي خود را به ترتيب زير تقديم نمودند:
روز از قبيله اسم رهبر
اول يهودا نحشون پسر عميناداب
دوم يساكار نتنائيل پسر صوغر
سوم زبولون الياب پسر حيلون
چهارم رئوبين اليصور پسر شديئور
پنجم شمعون شلوميئيل پسر صوريشداي
ششم جـاد الياساف پسر دعوئيل
هفتم افرايم اليشمع پسر عميهود
هشتم منسي جمليئيل پسر فدهصور
نهم بنيامين ابيدان پسر جدعوني
دهم دان اخيعزر پسر عميشداي
يازدهم اشير فجعيئيل پسر عكران
دوازدهم نفتالي اخيرع پسر عينان
هداياي تقديمي هر يك از رهبران كه كاملاً مشابه يكديگر بود عبارت بودند از: يك سيني نقرهاي به وزن 5ر1 كيلوگرم با يك كاسه نقرهاي به وزن 800 گرم كه هر دو پر از آرد مرغوب مخلوط با روغن براي هديه آردي بود؛ يك ظرف طلايي به وزن 110 گرم پر از بخور خوشبو؛ يك گاو نر جوان، يك قوچ و يك بره نر يكساله براي قرباني سوختني؛ يك بز نر براي قرباني گناه؛ دو گاو نر، پنج قوچ، پنج بز نر و پنج بره نر يكساله براي قرباني سلامتي.
84-88 بنابراين، در روزي كه قربانگاه تدهين شد آن را بوسيله هدايايي كه سران قبايل اسرائيل آوردهبودند تبرك كردند. اين هدايا عبارت بودند از: دوازده سيني نقرهاي هر كدام به وزن تقريبي 5ر1 كيلوگرم؛ دوازده كاسه نقرهاي، هركدام به وزن تقريبي 800 گرم (پس وزن تمام نقره اهدايي حدود 6ر27 كيلوگرم بود)؛ دوازده ظرف طلايي، هر يك به وزن تقريبي 110 گرم كه وزن كل آنها حدود 32ر1 كيلوگرم بود؛ دوازده گاو نر، دوازده قوچ، دوازده بز نر يكساله (با هداياي آردي همراه آنها) براي قرباني سوختني، دوازده بز نر براي قرباني گناه؛ بيست و چهار گاو نر جوان، شصت قوچ، شصت بز نر و شصت بره نر يكساله براي قرباني سلامتي.
89 وقتي كه موسي وارد خيمه عبادت شد تا با خدا گفتگو كند، از بالاي تخت رحمت كه روي صندوق عهد قرار داشت يعني از ميان دو مجسمه فرشته، صداي خدارا كه با او سخن ميگفت شنيد.
راهنما
بابهاي 7 و 8 و 9 . مهيا شدن براي سفر
هداياي رؤساي اسباط، تخصيص خيمه، تقديس لاويان، برگزاري فصح، ابر (9 : 12 - 25 ، به خروج 13 : 21 مراجعه كنيد).
هداياي تقديس مسكن و مذبح
و در روزي كه موسي از برپا داشتن مسكن فارغ شده و آن را مسح نموده و تقديس كرده و تمامي اسبابش را و مذبح را با تمامي اسبابش مسح كرده و تقديس نموده بود، 2 سروران اسرائيل و رؤساي خاندان آباي ايشان هديه گذرانيدند. و اينها رؤساي اسباط بودند كه بر شمردهشدگان گماشته شدند. 3 پس ايشان بجهت هدية خود، به حضور خداوند شش ارابة سرپوشيده و دوازده گاو آوردند، يعني يك ارابه براي دو سرور، و براي هر نفري يك گاو، و آنها را پيش روي مسكن آوردند.
4 و خداوند موسي را خطاب كرده، گفت: 5 «اينها را از ايشان بگير تا براي بجا آوردن خدمت خيمة اجتماع به كار آيد، و به لاويان به هر كس به اندازة خدمتش تسليم نما.»
6 پس موسي ارابهها و گاوها را گرفته، آنها را به لاويان تسليم نمود. 7 دو ارابه و چهار گاو به بنيجَرشون، به اندازة خدمت ايشان تسليم نمود. 8 و چهار ارابه و هشت گاو به بنيمَراري، به اندازة خدمت ايشان، به دست ايتامار بن هارون كاهن تسليم نمود. 9 اما به بنيقَهات هيچ نداد، زيرا خدمت قدس متعلق به ايشان بود و آن را بر دوش خود برميداشتند.
10 و سروران بجهت تبرك مذبح، در روز مسح كردن آن، هديه گذرانيدند. و سروران هدية خود را پيش مذبح آوردند. 11 و خداوند به موسي گفت كه هر سرور در روز نوبة خود هدية خويش را بجهت تبرك مذبح بگذراند.
12 و در روز اول، نَحشون بن عَمّيناداب از سبط يهودا هدية خود را گذرانيد. 13 و هدية او يك طَبَقِ نقره بود كه وزنش صد و سي مثقال بود، و يك لگن نقره، هفتاد مثقال به مثقال قدس كه هر دوي آنها پر از آرد نرم مخلوط شده با روغن بود بجهت هدية آردي. 14 و يك قاشق طلا ده مثقال پر از بخور. 15 و يك گاو جوان و يك قوچ و يك برة نرينة يك ساله بجهت قرباني سوختني. 16 و يك بز نر بجهت قربانيِ گناه. 17 و بجهت ذبيحه سلامتي، دو گاو و پنج قوچ و پنج بز نر و پنج برة نرينة يك ساله، اين بود هدية نَحشون بن عَمّيناداب.
18 و در روز دوم، نتنائيل بن صوغر، سَروَرِ يَسّاكار هديه گذرانيد. 19 و هديهاي كه او گذرانيد يك طبق نقره بود كه وزنش صد و سي مثقال بود، و يك لگن نقره هفتاد مثقال، موافق مثقال قدس، هر دوي آنها پر از آرد نرم مخلوط با روغن بجهت هدية آردي. 20 و يك قاشق طلا ده مثقال پر از بخور. 21 و يك گاو جوان و يك قوچ و يك برة نرينة يك ساله، بجهت قرباني سوختني. 22 و يك بز نر بجهت قرباني گناه. 23 و بجهت ذبيحة سلامتي، دو گاو و پنج قوچ و پنج بز نر و پنج برة نرينة يك ساله، اين بود هدية نَتَنائيل بن صوغر.
24 و در روز سوم، اَليآب بن حيلون سرور بنيزبولون، 25 هدية او يك طبق نقره كه وزنش صد و سي مثقال بود، و يك لگن نقره هفتاد مثقال، موافق مثقال قدس، هر دوي آنها پر از آرد نرممخلوط با روغن بجهت هدية آردي. 26 و يك قاشق طلا ده مثقال پر از بخور، 27 و يك گاو جوان و يك قوچ و برة نرينة يك ساله بجهت قرباني سوختني. 28 و يك بز نر بجهت قرباني گناه. 29 و بجهت ذبيحة سلامتي، دو گاو و پنج قوچ و پنج بز نر و پنج برة نرينة يك ساله. اين بود هدية اَليآب بن حيلون.
30 و در روز چهارم، اَليصور بن شَدَيْئور سرور بنيرؤبين. 31 هدية او يك طبق نقره كه وزنش صد و سي مثقال بود، و يك لگن نقره هفتاد مثقال، موافق مثقال قدس، هر دوي آنها پر از آرد نرم مخلوط با روغن بجهت هدية آردي. 32 و يك قاشق طلا ده مثقال پر از بخور. 33 و يك گاو جوان و يك قوچ و يك برة نرينة يك ساله بجهت قرباني سوختني. 34 و يك بز نر بجهت قرباني گناه. 35 و بجهت ذبيحة سلامتي، دو گاو و پنج قوچ و پنج بز نر و پنج برة نرينة يك ساله. اين بود هدية اَليصوربن شَدَيْئور.
36 و در روز پنجم، شَلوميئيل بن صوريشدّاي سرور بنيشمعون. 37 هدية او يك طبق نقره كه وزنش صد و سي مثقال بود، و يك لگن نقره هفتاد مثقال، موافق مثقال قدس، هر دوي آنها پر از آرد نرم مخلوط با روغن بجهت هديه آردي. 38 و يك قاشق طلا ده مثقال پر از بخور. 39 و يك گاو جوان و يك قوچ و يك برة نرينة يك ساله بجهت قرباني سوختني. 40 و يك بز نر بجهت قرباني گناه. 41 و بجهت ذبيحة سلامتي، دو گاو و پنج قوچ و پنج بز نر و پنج برة نرينة يك ساله. اين بود هدية شَلوميئيل بن صوريشَدّاي.
42 و در روز ششم، اَلياساف بن دَعوئيل سرور بنيجاد. 43 هدية او يك طبق نقره كه وزنش صد و سي مثقال بود، و يك لگن نقره هفتاد مثقال،موافق مثقال قدس، هر دوي آنها پر از آرد نرم مخلوط با روغن بجهت هدية آردي. 44 و يك قاشق طلا ده مثقال پر از بخور. 45 و يك گاو جوان و يك قوچ و يك برة نرينة يك ساله بجهت قرباني سوختني. 46 و يك بز نر بجهت قرباني گناه. 47 و بجهت ذبيحة سلامتي، دو گاو و پنج قوچ و پنج بز نر و پنج برة نرينة يك ساله. اين بود هدية اَلياساف بن دَعوئيل.
48 و در روز هفتم، اَليشَمَع بن عَمّيهود سرور بنيافرايم. 49 هدية او يك طبق نقره كه وزنش صد و سي مثقال بود، و يك لگن نقره هفتاد مثقال، موافق مثقال قدس، هر دوي آنها پر از آرد نرم مخلوط با روغن بجهت هدية آردي. 50 و يك قاشق طلا ده مثقال پر از بخور. 51 و يك گاو جوان و يك قوچ و يك برة نرينة يك ساله بجهت قرباني سوختني. 52 و يك بز نر بجهت قرباني گناه. 53 و بجهت ذبيحة سلامتي، دو گاو و پنج قوچ و پنج بز نر و پنج برة نرينة يك ساله. اين بود هدية اَليشَمَع بن عَمّيهود.
54 و در روز هشتم، جَمْليئيل بن فَدَهْصور سرور بنيمَنَسّي. 55 هدية او يك طبق نقره كه وزنش صد و سي مثقال بود، و يك لگن نقره هفتاد مثقال، موافق مثقال قدس، هر دوي آنها پر از آرد نرم مخلوط با روغن بجهت هدية آردي. 56 و يك قاشق طلا ده مثقال پر از بخور. 57 و يك گاو جوان و يك قوچ و يك برة نرينة يك ساله بجهت قرباني سوختني. 58 و يك بز نر بجهت قرباني گناه. 59 و بجهت ذبيحة سلامتي، دو گاو و پنج قوچ و پنج بز نر و پنج برة نرينة يك ساله. اين بود هدية جمليئيل بن فَدَهصور.
60 و در روز نهم، اَبيدان بن جِدعوني سرور بنيبنيامين. 61 هدية او يك طبق نقره كه وزنشصد و سي مثقال بود و يك لگن نقره هفتاد مثقال موافق مثقال قدس، هر دوي آنها پر از آرد نرم مخلوط با روغن، بجهت هدية آردي. 62 و يك قاشق طلا ده مثقال پر از بخور. 63 و يك گاو جوان و يك قوچ و يك برة نرينة يك ساله بجهت قرباني سوختني. 64 و يك بز نر به جهت قرباني گناه 65 و به جهت ذبيحة سلامتي دو گاو و پنج قوچ و پنج بز نر و پنج برة نرينة يك ساله. اين بود هدية اَبيدان بن جِدعوني.
66 و در روز دهم، اَخيعَزَربن عَمّيشدّاي سرور بنيدان. 67 هدية او يك طبق نقره كه وزنش صد و سي مثقال بود، و يك لگن نقره، هفتاد مثقال موافق مثقال قدس، هر دوي آنها پر از آرد نرم مخلوط با روغن بجهت هدية آردي. 68 و يك قاشق طلا، ده مثقال پر از بخور. 69 و يك گاو جوان و يك قوچ و يك برة نرينة يك ساله بجهت قربانيِ سوختني. 70 و يك بز نر بجهت قرباني گناه. 71 و بجهت ذبيحة سلامتي، دو گاو و پنج قوچ و پنج بز نر و پنج برة نرينة يك ساله. اين بود هدية اَخيعَزَر بن عَمّيشداي.
72 و در روز يازدهم، فَجْعيئيل بن عُكران سرور بنياشير. 73 هدية او يك طبق نقره كه وزنش صد و سي مثقال بود، و يك لگن نقره، هفتاد مثقال موافق مثقال قدس؛ هردوي آنها پر از آرد نرم مخلوط با روغن بجهت هدية آردي. 74 و يك قاشق طلا ده مثقال پر از بخور. 75 و يك گاو جوان و يك قوچ و يك برة نرينة يك ساله بجهت قرباني سوختني. 76 و يك بز نر بجهت قرباني گناه. 77 و بجهت ذبيحة سلامتي، دو گاو و پنج قوچ و پنج بز نر و پنج برة نرينة يك ساله. اين بود هدية فَجْعيئيل بن عُكران.
78 و در روز دوازدهم، اَخيرَع بن عينان، سَروَربنينفتالي. 79 هدية او يك طبق نقره كه
وزنش صد و سي مثقال بود، و يك لگن نقره هفتاد مثقال موافق مثقال قدس، هردوي آنها
پر از آرد نرم مخلوط با روغن بجهت هدية آردي. 80 و يك قاشق طلا، ده مثقال پر از
بخور. 81 و يك گاو جوان و يك قوچ و يك برة نرينة يك ساله بجهت قرباني سوختني. 82 و يك بز نر بجهت قرباني گناه. 83 و بجهت ذبيحة سلامتي، دو گاو و پنج قوچ و پنج بز نر و پنج برة نرينة يك ساله. اين بـود هديـة اَخيرَع بن عينان.
84 اين بود تبرك مذبح در روزي كه مسح شدهبود، از جانب سروران اسرائيل دوازده
طبق نقره و دوازده لگن نقره و دوازده قاشق طلا. 85 هر طبق نقره صد و سي مثقال و هر لگن هفتاد، كه تمامي نقرة ظروف، دوهزار و چهارصد مثقال موافق مثقال قدس بود. 86 و دوازده قاشق طلا پُر از بخور هر كدام ده مثقال موافق مثقال قدس، كه تمامي طلاي قاشقها صد و بيست مثقال بود. 87 تمامي گاوان بجهت قربانيِ سوختني، دوازده گاو و دوازده قوچ و دوازده برة نرينة يك ساله. با هدية آردي آنها و دوازده بزِ نر بجهت قرباني گناه. 88 و تماميِ گاوان بجهت ذبيحة سلامتي، بيست و چهار گاو و شصت قوچ و شصت بز نر و شصت بره نرينة يك ساله. اين بود تبرك مذبح بعد از آنكه مسح شده بود.
89 و چون موسي به خيمة اجتماع داخل شد تا با وي سخن گويد، آنگاه قول را ميشنيد كه از بالاي كرسي رحمت كه بر تابوت شهادت بود، از ميان دو كروبي به وي سخن ميگفت، پس با او تكلم مينمود. ترجمه تفسیری هداياي تقديمي براي تقديس خيمه عبادت
موسي در روزي كه برپاسازي خيمه عبادت را به پايان رسانيد تمامي قسمتهاي آن را به انضمام قربانگـاه و لوازم آن تدهيـن و تقديـس نمود. 2 آنوقت رهبران اسرائيل، يعني سران قبايل كه ترتيب سرشمـاري را داده بودند، هداياي خـود را آوردنـد. 3 ايشان شش عرابه سر پوشيده (يك عرابه براي دو رهبر) كه هر عرابه را دو گاو ميكشيدند آورده، در برابر خيمه عبادت به خداوند تقديم كردند.
4و5 خداوند به موسي فرمود: «هداياي ايشان را قبول كن و از آنها براي كار عبادتگاه استفاده نما. آنها را به لاويها بده تا براي كارشان از آنـها استفاده كنند.»
6 پس موسي، عرابه و گاوها را در اختيار لاويها گذاشت. 7 دو عرابه و چهار گاو به طايفه جرشون دادتا براي كار خود از آنها استفاده كنند 8 و چهار عرابه و هشت گاو نيز به طايفه مراري كه تحت رهبري ايتامار پسر هارون بودند، داد تا براي كارشان از آنها استفاده كنند. 9 به بنيقهات گاو يا عرابه داده نشد، چون قرار بود ايشان سهم بار خود را از اسباب خيمه عبادت، روي دوش حمل كنند.
10 رهبران در روزي كه قربانگاه تدهين شد هدايايي نيزبراي تبرك آن تقديم كردند و آنها را جلو قربانگاه گذاشتند. 11 خداوند به موسي فرمود: «هر روز يكي از رهبران، هديه خود را جهت تبرك قربانگاه تقديم كند.»
12-83 پس رهبران، هداياي خود را به ترتيب زير تقديم نمودند:
روز از قبيله اسم رهبر
اول يهودا نحشون پسر عميناداب
دوم يساكار نتنائيل پسر صوغر
سوم زبولون الياب پسر حيلون
چهارم رئوبين اليصور پسر شديئور
پنجم شمعون شلوميئيل پسر صوريشداي
ششم جـاد الياساف پسر دعوئيل
هفتم افرايم اليشمع پسر عميهود
هشتم منسي جمليئيل پسر فدهصور
نهم بنيامين ابيدان پسر جدعوني
دهم دان اخيعزر پسر عميشداي
يازدهم اشير فجعيئيل پسر عكران
دوازدهم نفتالي اخيرع پسر عينان
هداياي تقديمي هر يك از رهبران كه كاملاً مشابه يكديگر بود عبارت بودند از: يك سيني نقرهاي به وزن 5ر1 كيلوگرم با يك كاسه نقرهاي به وزن 800 گرم كه هر دو پر از آرد مرغوب مخلوط با روغن براي هديه آردي بود؛ يك ظرف طلايي به وزن 110 گرم پر از بخور خوشبو؛ يك گاو نر جوان، يك قوچ و يك بره نر يكساله براي قرباني سوختني؛ يك بز نر براي قرباني گناه؛ دو گاو نر، پنج قوچ، پنج بز نر و پنج بره نر يكساله براي قرباني سلامتي.
84-88 بنابراين، در روزي كه قربانگاه تدهين شد آن را بوسيله هدايايي كه سران قبايل اسرائيل آوردهبودند تبرك كردند. اين هدايا عبارت بودند از: دوازده سيني نقرهاي هر كدام به وزن تقريبي 5ر1 كيلوگرم؛ دوازده كاسه نقرهاي، هركدام به وزن تقريبي 800 گرم (پس وزن تمام نقره اهدايي حدود 6ر27 كيلوگرم بود)؛ دوازده ظرف طلايي، هر يك به وزن تقريبي 110 گرم كه وزن كل آنها حدود 32ر1 كيلوگرم بود؛ دوازده گاو نر، دوازده قوچ، دوازده بز نر يكساله (با هداياي آردي همراه آنها) براي قرباني سوختني، دوازده بز نر براي قرباني گناه؛ بيست و چهار گاو نر جوان، شصت قوچ، شصت بز نر و شصت بره نر يكساله براي قرباني سلامتي.
89 وقتي كه موسي وارد خيمه عبادت شد تا با خدا گفتگو كند، از بالاي تخت رحمت كه روي صندوق عهد قرار داشت يعني از ميان دو مجسمه فرشته، صداي خدارا كه با او سخن ميگفت شنيد.
راهنما
بابهاي 7 و 8 و 9 . مهيا شدن براي سفر
هداياي رؤساي اسباط، تخصيص خيمه، تقديس لاويان، برگزاري فصح، ابر (9 : 12 - 25 ، به خروج 13 : 21 مراجعه كنيد).
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]

-
- پست: 5234
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1747 بار
- سپاسهای دریافتی: 4179 بار
- تماس:
8 طرز قراردادن چراغها؛ وقف لاوی ها
برافروختن چراغها
2 و خداوند موسي را خطاب كرده، گفت: «هارون را خطاب كرده، به وي بگو: هنگامي كه چراغها را برافرازي، هفت چراغ پيش شمعدان روشنايي بدهد.» 3 پس هارون چنين كرد، و چراغها را برافراشت تا پيش شمعدان روشنايي بدهد، چنانكه خداوند موسي را امر فرموده بود. 4 و صنعت شمعدان اين بود: از چرخكاري طلا از ساق تا گُلهايش چرخكاري بود، موافق نمونهاي كه خداوند به موسي نشان داده بود، به همين طور شمعدان را ساخت.
تطهير لاويان
5 و خداوند موسي را خطاب كرده، گفت: 6 «لاويان را از ميان بنياسرائيل گرفته، ايشان را تطهير نما. 7 و بجهت تطهير ايشان، به ايشان چنين عمل نما: آن كفاره گناه را بر ايشان بپاش و بر تمام بدن خود اُستُره بگذرانند، و رخت خود را شسته، خود را تطهير نمايند. 8 و گاوي جوان و هدية آردي آن، يعني آرد نرم مخلوط با روغن بگيرند، و گاو جوان ديگر بجهت قرباني گناه بگير. 9 و لاويان را پيش خيمة اجتماع نزديك بياور، و تمامي جماعت بنياسرائيل را جمع كن. 10 و لاويان را به حضور خداوند نزديك بياور، و بنياسرائيل دستهاي خود را بر لاويان بگذارند. 11 و هارون لاويان را از جانب بنياسرائيل به حضور خداوند هديه بگذراند، تا خدمت خداوند را بجا بياورند. 12 و لاويان دستهاي خود را بر سر گاوان بنهند، و تو يكي را بجهت قرباني گناه و ديگري را بجهت قرباني سوختني براي خداوندبگذران، تا بجهت لاويان كفاره شود. 13 و لاويان را پيش هارون و پسرانش برپا بدار، و ايشان را براي خداوند هديه بگذران. 14 و لاويان را از ميان بنياسرائيل جدا نما و لاويان از آن من خواهند بود.
15 «و بعد از آن لاويان داخل شوند تا خدمت خيمة اجتماع را بجا آورند، و تو ايشان را تطهير كرده، ايشان را هديه بگذران. 16 زيراكه ايشان از ميان بنياسرائيل به من بالكل داده شدهاند، و به عوض هر گشايندة رحم، يعني به عوض همة نخستزادگان بنياسرائيل، ايشان را براي خود گرفتهام. 17 زيرا كه جميع نخستزادگان بنياسرائيل خواه از انسان و خواه از بهايم، از آن مناند. در روزي كه جميع نخستزادگان را در زمين مصر زدم، ايشان را براي خود تقديس نمودم. 18 پس لاويان را به عوض همة نخستزادگان بنياسرائيل گرفتم. 19 و لاويان را از ميان بنياسرائيل به هارون و پسرانش پيشكش دادم تا خدمت بنياسرائيل را در خيمة اجتماع بجا آورند، و بجهت بنياسرائيل كفاره نمايند، و چون بنياسرائيل به قدس نزديك آيند، وبا به بنياسرائيل عارض نشود.»
20 پس موسي و هارون و تمامي جماعت بنياسرائيل به لاويان چنين كردند، برحسب هرآنچه خداوند موسي را دربارة لاويان امر فرمود، همچنان بنياسرائيل به ايشان عمل نمودند. 21 و لاويان براي گناه خود كفاره كرده، رخت خود را شستند، و هارون ايشان را به حضور خداوند هديه گذرانيد، و هارون براي ايشان كفاره نموده، ايشان را تطهير كرد. 22 و بعداز آن لاويان داخل شدند تا در خيمة اجتماع به حضور هارون و پسرانش به خدمت خود بپردازند، و چنانكه خداوند موسي را دربارة لاويان امرفرمود، همچنان به ايشان عمل نمودند.
23 و خداوند موسي را خطاب كرده، گفت: 24 «اين است قانون لاويان كه از بيست و پنج ساله و بالاتر داخل شوند تا در كار خيمة اجتماع مشغول خدمت بشوند. 25 و از پنجاه ساله از كار خدمت بازايستند، و بعد از آن خدمت نكنند. 26 ليكن با برادران خود در خيمة اجتماع به نگاهباني نمودن مشغول شوند، و خدمتي ديگر نكنند. بدين طور با لاويان دربارة وديعت ايشان عمل نما.» ترجمه تفسیری طرز قرار دادن چراغها
خداوند به موسي فرمود: 2 «به هارون بگو كه وقتي چراغها را در چراغدان روشن مي كند طوري باشد كه نور هفت چراغ، جلو چراغدان بتابد.»
3 پس هارون همين كار را كرد. 4 چراغدان از تزيينات پايه گرفته تا شاخههايش تمام از طلا ساخته شده بود. اين چراغدان دقيقاً طبق همان طرحي ساخته شده بود كه خداوند به موسي نشان داده بود.
وقف لاويها
5و6 سپس خداوند به موسي فرمود: «اكنون لاويها را از بقيه قـوم اسرائيل جـدا كن و آنها را تطهيـر نمـا. 7 اين عمل را با پاشيدن آب طهارت بر آنها شروع نموده، سپس به آنان بگو كه تمام موي بدن خود را تراشيده، لباسها و تنشان را بشويند. 8 از ايشان بخواه كه يك گاو جوان و هديه آردي آن راكه از آرد مرغوب مخلوط با روغن تهيه شده با يك گاو جوان ديگر براي قرباني گناه بياورند. 9 بعد در حضور مردم، لاويها را به كنار در خيمه عبادت بياور. 10 در آنجا رهبران اسرائيل دستهاي خود را روي سر آنها بگذارند، 11 و هارون آنان را بجاي تمام قوم اسرائيلبعنوان هديه مخصوص، وقف خداوند نمايد تا لاويها بجاي تمامي قوم، خداوند را خدمت كنند.
12 «سپس رهبران لاويها دستهاي خود را بر سر گاوها گذارده، آنها را به حضور خداوند تقديم كنند تا يكي براي قرباني گناه و ديگري براي قرباني سوختني، بجهت لاويها كفاره شود. 13 آنوقت لاويها بايد بعنوان هديه مخصوص به خداوند تقديم شده توسط هارون و پسرانش به خدمت گماشته شوند. 14 به اين طريق، لاويها را از ميان بقيه قوم اسرائيل جدا كن و ايشان از آن من خواهند بود. 15 پس از آنكه لاويها را به اين ترتيب تطهير و وقف نمودي، ايشان خدمت خود را در خيمه عبادت آغاز خواهند كرد.
16 «لاويها از ميان تمام قوم اسرائيل به من تعلق دارند و من آنها را بجاي همه پسران ارشد بنياسرائيل قبول كردهام؛ 17 زيرا همه نخستزادگان در ميان قوم اسرائيل، چه انسان و چه حيوان، به من تعلق دارند. همان شبي كه نخستزادگان مصريها را كشتم اينها را به خود اختصاص دادم. 18 آري، من لاويها را بجاي تمام پسران ارشد بنياسرائيل پذيرفتهام 19 و من لاويها را به هارون و پسرانش هديه ميكنم. لاويها بايد وظايف مقدسي را كه بر عهدة قوم اسرائيل ميباشد، در خيمه عبادت انجام داده، قربانيهاي قوم را تقديم نمايند و براي ايشان كفاره كنند تا وقتي بنياسرائيل به قدس نزديك ميشوند بلايي بر سر آنها نيايد.»
20 پس موسي و هارون و قوم اسرائيل با پيروي دقيق از دستوراتي كه خداوند به موسي داده بود، لاويها را وقف نمودند. 21 لاويها خود را طاهر ساخته، لباسهايشان را شستند و هارون آنان را بعنوان هديه مخصوص به خداوند تقديم نمود. بعد به منظور تطهير نمودن لاويها براي ايشان مراسم كفاره را بجا آورد. 22 همه چيز درست طبق دستوراتي كه خداوند به موسي داده بود، انجام گرديد و به اين ترتيب لاويها بعنوان دستياران هارون و پسرانش، آماده خدمت در خيمه عبادت شدند.
23 خداوند همچنين به موسي فرمود: 24 «لاويهابايد خدمت در عبادتگاه را از سن بيست و پنج سالگي يا بالاتر شروع كنند 25 و در سن پنجاه سالگي بازنشسته شوند. 26 پس از بازنشستگي ميتوانند در خيمه عبادت، برادران خود را در انجام وظايفشان ياري دهند، ولي خود، مستقيم مسئوليتي نخواهند داشت. به اين ترتيب وظايف لاويها را به ايشان محول كن.»
راهنما
بابهاي 7 و 8 و 9 . مهيا شدن براي سفر
هداياي رؤساي اسباط، تخصيص خيمه، تقديس لاويان، برگزاري فصح، ابر (9 : 12 - 25 ، به خروج 13 : 21 مراجعه كنيد).
برافروختن چراغها
2 و خداوند موسي را خطاب كرده، گفت: «هارون را خطاب كرده، به وي بگو: هنگامي كه چراغها را برافرازي، هفت چراغ پيش شمعدان روشنايي بدهد.» 3 پس هارون چنين كرد، و چراغها را برافراشت تا پيش شمعدان روشنايي بدهد، چنانكه خداوند موسي را امر فرموده بود. 4 و صنعت شمعدان اين بود: از چرخكاري طلا از ساق تا گُلهايش چرخكاري بود، موافق نمونهاي كه خداوند به موسي نشان داده بود، به همين طور شمعدان را ساخت.
تطهير لاويان
5 و خداوند موسي را خطاب كرده، گفت: 6 «لاويان را از ميان بنياسرائيل گرفته، ايشان را تطهير نما. 7 و بجهت تطهير ايشان، به ايشان چنين عمل نما: آن كفاره گناه را بر ايشان بپاش و بر تمام بدن خود اُستُره بگذرانند، و رخت خود را شسته، خود را تطهير نمايند. 8 و گاوي جوان و هدية آردي آن، يعني آرد نرم مخلوط با روغن بگيرند، و گاو جوان ديگر بجهت قرباني گناه بگير. 9 و لاويان را پيش خيمة اجتماع نزديك بياور، و تمامي جماعت بنياسرائيل را جمع كن. 10 و لاويان را به حضور خداوند نزديك بياور، و بنياسرائيل دستهاي خود را بر لاويان بگذارند. 11 و هارون لاويان را از جانب بنياسرائيل به حضور خداوند هديه بگذراند، تا خدمت خداوند را بجا بياورند. 12 و لاويان دستهاي خود را بر سر گاوان بنهند، و تو يكي را بجهت قرباني گناه و ديگري را بجهت قرباني سوختني براي خداوندبگذران، تا بجهت لاويان كفاره شود. 13 و لاويان را پيش هارون و پسرانش برپا بدار، و ايشان را براي خداوند هديه بگذران. 14 و لاويان را از ميان بنياسرائيل جدا نما و لاويان از آن من خواهند بود.
15 «و بعد از آن لاويان داخل شوند تا خدمت خيمة اجتماع را بجا آورند، و تو ايشان را تطهير كرده، ايشان را هديه بگذران. 16 زيراكه ايشان از ميان بنياسرائيل به من بالكل داده شدهاند، و به عوض هر گشايندة رحم، يعني به عوض همة نخستزادگان بنياسرائيل، ايشان را براي خود گرفتهام. 17 زيرا كه جميع نخستزادگان بنياسرائيل خواه از انسان و خواه از بهايم، از آن مناند. در روزي كه جميع نخستزادگان را در زمين مصر زدم، ايشان را براي خود تقديس نمودم. 18 پس لاويان را به عوض همة نخستزادگان بنياسرائيل گرفتم. 19 و لاويان را از ميان بنياسرائيل به هارون و پسرانش پيشكش دادم تا خدمت بنياسرائيل را در خيمة اجتماع بجا آورند، و بجهت بنياسرائيل كفاره نمايند، و چون بنياسرائيل به قدس نزديك آيند، وبا به بنياسرائيل عارض نشود.»
20 پس موسي و هارون و تمامي جماعت بنياسرائيل به لاويان چنين كردند، برحسب هرآنچه خداوند موسي را دربارة لاويان امر فرمود، همچنان بنياسرائيل به ايشان عمل نمودند. 21 و لاويان براي گناه خود كفاره كرده، رخت خود را شستند، و هارون ايشان را به حضور خداوند هديه گذرانيد، و هارون براي ايشان كفاره نموده، ايشان را تطهير كرد. 22 و بعداز آن لاويان داخل شدند تا در خيمة اجتماع به حضور هارون و پسرانش به خدمت خود بپردازند، و چنانكه خداوند موسي را دربارة لاويان امرفرمود، همچنان به ايشان عمل نمودند.
23 و خداوند موسي را خطاب كرده، گفت: 24 «اين است قانون لاويان كه از بيست و پنج ساله و بالاتر داخل شوند تا در كار خيمة اجتماع مشغول خدمت بشوند. 25 و از پنجاه ساله از كار خدمت بازايستند، و بعد از آن خدمت نكنند. 26 ليكن با برادران خود در خيمة اجتماع به نگاهباني نمودن مشغول شوند، و خدمتي ديگر نكنند. بدين طور با لاويان دربارة وديعت ايشان عمل نما.» ترجمه تفسیری طرز قرار دادن چراغها
خداوند به موسي فرمود: 2 «به هارون بگو كه وقتي چراغها را در چراغدان روشن مي كند طوري باشد كه نور هفت چراغ، جلو چراغدان بتابد.»
3 پس هارون همين كار را كرد. 4 چراغدان از تزيينات پايه گرفته تا شاخههايش تمام از طلا ساخته شده بود. اين چراغدان دقيقاً طبق همان طرحي ساخته شده بود كه خداوند به موسي نشان داده بود.
وقف لاويها
5و6 سپس خداوند به موسي فرمود: «اكنون لاويها را از بقيه قـوم اسرائيل جـدا كن و آنها را تطهيـر نمـا. 7 اين عمل را با پاشيدن آب طهارت بر آنها شروع نموده، سپس به آنان بگو كه تمام موي بدن خود را تراشيده، لباسها و تنشان را بشويند. 8 از ايشان بخواه كه يك گاو جوان و هديه آردي آن راكه از آرد مرغوب مخلوط با روغن تهيه شده با يك گاو جوان ديگر براي قرباني گناه بياورند. 9 بعد در حضور مردم، لاويها را به كنار در خيمه عبادت بياور. 10 در آنجا رهبران اسرائيل دستهاي خود را روي سر آنها بگذارند، 11 و هارون آنان را بجاي تمام قوم اسرائيلبعنوان هديه مخصوص، وقف خداوند نمايد تا لاويها بجاي تمامي قوم، خداوند را خدمت كنند.
12 «سپس رهبران لاويها دستهاي خود را بر سر گاوها گذارده، آنها را به حضور خداوند تقديم كنند تا يكي براي قرباني گناه و ديگري براي قرباني سوختني، بجهت لاويها كفاره شود. 13 آنوقت لاويها بايد بعنوان هديه مخصوص به خداوند تقديم شده توسط هارون و پسرانش به خدمت گماشته شوند. 14 به اين طريق، لاويها را از ميان بقيه قوم اسرائيل جدا كن و ايشان از آن من خواهند بود. 15 پس از آنكه لاويها را به اين ترتيب تطهير و وقف نمودي، ايشان خدمت خود را در خيمه عبادت آغاز خواهند كرد.
16 «لاويها از ميان تمام قوم اسرائيل به من تعلق دارند و من آنها را بجاي همه پسران ارشد بنياسرائيل قبول كردهام؛ 17 زيرا همه نخستزادگان در ميان قوم اسرائيل، چه انسان و چه حيوان، به من تعلق دارند. همان شبي كه نخستزادگان مصريها را كشتم اينها را به خود اختصاص دادم. 18 آري، من لاويها را بجاي تمام پسران ارشد بنياسرائيل پذيرفتهام 19 و من لاويها را به هارون و پسرانش هديه ميكنم. لاويها بايد وظايف مقدسي را كه بر عهدة قوم اسرائيل ميباشد، در خيمه عبادت انجام داده، قربانيهاي قوم را تقديم نمايند و براي ايشان كفاره كنند تا وقتي بنياسرائيل به قدس نزديك ميشوند بلايي بر سر آنها نيايد.»
20 پس موسي و هارون و قوم اسرائيل با پيروي دقيق از دستوراتي كه خداوند به موسي داده بود، لاويها را وقف نمودند. 21 لاويها خود را طاهر ساخته، لباسهايشان را شستند و هارون آنان را بعنوان هديه مخصوص به خداوند تقديم نمود. بعد به منظور تطهير نمودن لاويها براي ايشان مراسم كفاره را بجا آورد. 22 همه چيز درست طبق دستوراتي كه خداوند به موسي داده بود، انجام گرديد و به اين ترتيب لاويها بعنوان دستياران هارون و پسرانش، آماده خدمت در خيمه عبادت شدند.
23 خداوند همچنين به موسي فرمود: 24 «لاويهابايد خدمت در عبادتگاه را از سن بيست و پنج سالگي يا بالاتر شروع كنند 25 و در سن پنجاه سالگي بازنشسته شوند. 26 پس از بازنشستگي ميتوانند در خيمه عبادت، برادران خود را در انجام وظايفشان ياري دهند، ولي خود، مستقيم مسئوليتي نخواهند داشت. به اين ترتيب وظايف لاويها را به ايشان محول كن.»
راهنما
بابهاي 7 و 8 و 9 . مهيا شدن براي سفر
هداياي رؤساي اسباط، تخصيص خيمه، تقديس لاويان، برگزاري فصح، ابر (9 : 12 - 25 ، به خروج 13 : 21 مراجعه كنيد).
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]

-
- پست: 5234
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1747 بار
- سپاسهای دریافتی: 4179 بار
- تماس:
9 دومین پسح؛ ابر آتشین
عيد فصح
و در ماه اول سال دوم بعد از بيرون آمدن ايشان از زمين مصر، خداوند موسي را در صحراي سينا خطاب كرده، گفت: 2 «بنياسرائيل عيد فصح را در موسمش بجا آورند. 3 در روز چهاردهم اين ماه آن را در وقت عصر در موسمش بجا آوريد، برحسب همة فرايضش و همة احكامش آن را معمول داريد.»
4 پس موسي به بنياسرائيل گفت كه فصح را بجا آورند. 5 و فصح را در روز چهاردهم ماه اول، در وقت عصر در صحراي سينا بجا آوردند؛ برحسب هرچه خداوند به موسي امر فرموده بود بنياسرائيل چنان عمل نمودند. 6 اما بعضي اشخاص بودند كه از مِيِّت آدمي نجس شده، فصح را در آن روز نتوانستند بجا آورند، پس در آن روز نزد موسي و هارون آمدند، 7 و آناشخاص وي را گفتند كه «ما از ميت آدمي نجس هستيم؛ پس چرا از گذرانيدن قرباني خداوند در موسمش در ميان بنياسرائيل ممنوع شويم؟»
8 موسي ايشان را گفت: «بايستيد تا آنچه خداوند در حق شما امر فرمايد، بشنوم.»
9 و خداوند موسي را خطاب كرده، گفت: 10 «بنياسرائيل را خطاب كرده، بگو: اگر كسي از شما يا از اعقاب شما از ميّت نجس شود، يا در سَفَرِ دور باشد، معه'ذا فصح را براي خداوند بجا آورد. 11 در روز چهاردهم ماه دوم، آن را در وقت عصر بجا آورند، و آن را با نان فطير و سبزي تلخ بخورند. 12 چيزي از آن تا صبح نگذارند و از آن استخواني نشكنند؛ برحسب جميع فرايض فصح آن را معمول دارند. 13 اما كسي كه طاهر باشد و در سفر نباشد و از بجا آوردن فصح بازايستد، آن كس از قوم خود منقطع شود، چونكه قرباني خداوند را در موسمش نگذرانيده است، آن شخص گناه خود را متحمل خواهد شد. 14 و اگر غريبي در ميان شما مأوا گزيند و بخواهد كه فصح را براي خداوند بجا آورد، برحسب فريضه و حكم فصح عمل نمايد، براي شما يك فريضه ميباشد خواه براي غريب و خواه براي متوطن.»
ابر و آتش
15 و در روزي كه مسكن برپا شد، ابر مسكن خيمة شهادت را پوشانيد، و از شب تا صبح مثل منظر آتش بر مسكن ميبود. 16 هميشه چنين بود كه ابر آن را ميپوشانيد و منظر آتش در شب. 17 و هرگاه ابر از خيمه برميخاست، بعد از آنبنياسرائيل كوچ ميكردند و در هر جايي كه ابر ساكن ميشد، آنجا بنياسرائيل اردو ميزدند. 18 به فرمان خداوند بنياسرائيل كوچ ميكردند و به فرمان خداوند اردو ميزدند، همة روزهايي كه ابر بر مسكن ساكن ميبود، در اردو ميماندند. 19 و چون ابر، روزهاي بسيار برمسكن توقف مينمود، بنياسرائيل وديعت خداوند را نگاه ميداشتند و كوچ نميكردند. 20 و بعضي اوقات ابر ايام قليلي بر مسكن ميماند، آنگاه به فرمان خداوند در اردو ميماندند و به فرمان خداوند كوچ ميكردند. 21 و بعضي اوقات، ابر از شام تا صبح ميماند و در وقت صبح ابر برميخاست، آنگاه كوچ ميكردند، يا اگر روز و شب ميماند چون ابر برميخاست، ميكوچيدند. 22 خواه دو روز و خواه يك ماه و خواه يك سال، هر قدر ابر بر مسكن توقف نموده، بر آن ساكن ميبود، بنياسرائيل در اردو ميماندند، و كوچ نميكردند و چون برميخاست، ميكوچيدند. 23 به فرمان خداوند اردو ميزدند، و به فرمان خداوند كوچ ميكردند، و وديعت خداوند را برحسب آنچه خداوند به واسطة موسي فرموده بود، نگاه ميداشتند. ترجمه تفسیری دومين پسح
در ماه اول سال دوم پس از بيرون آمدن قوم اسرائيل از سرزمين مصر وقتي كه موسي و قوم اسرائيل در صحراي سينا بودند، خداوند به موسي گفت:
2و3 «قوم اسرائيل بايد هر ساله در غروب روز چهاردهم همين ماه مراسم عيد پسح را بجا آورند. در اجراي اين مراسم بايد از تمام دستوراتي كه من در اين مورد دادهام پيروي كنند.»
4و5 پس موسي همانطور كه خداوند دستور داده بود، اعلام كرد كه مراسم عيد پسح را بجا آورند. بنياسرائيل طبق اين دستور، عصر روز چهاردهم، در صحراي سينا مراسم را آغاز كردند. 6و7 ولي عدهاي از مردان در آن روز نتوانستنـد در مراسم پسح شركت كنند، زيرا در اثر تماس با جنازه نجس شده بودند. ايشان نزد موسي و هارون آمده، مشكل خود را با آنان در ميان گذاشتند و به موسي گفتند: «چرا ما نبايد مثل ساير اسرائيليها در اين عيد به خداوند قرباني تقديم كنيم.»
8 موسي جواب داد: «صبر كنيد تا در اين باره از خداوند كسب تكليف كنم.» 9 جواب خداوند از اين قرار بود:
10 «اگر فردي از افراد بنياسرائيل، چه در حال حاضر و چه در نسلهاي بعد، به هنگام عيد پسح بسبب تماس با جنازه نجس شود، يا اينكه در سفر بوده، نتواند در مراسم عيد حضور يابد، باز ميتواند عيد پسح را جشن بگيـرد، 11 ولي بعد از يك ماه، يعني غروب روز چهاردهم از ماه دوم؛ در آن هنگام ميتواند بره پسح را با نان فطير و سبزيجات تلخ بخورد. 12 نبايد چيزي از آن را تا صبح روز بعد باقي بگذارد و نبايد استخواني از آن را بشكند. او بايد كليه دستورات مربوط به عيد پسح را اجرا نمايد.
13 «ولي فردي كه نجس نبوده يا كسي كه در سفر نباشد و با وجود اين از انجام مراسم عيد پسح در موعد مقرر سر باز زند بايد بعلت خودداري از تقديم قرباني به خداوند در وقت مقرر، از ميان قوم اسرائيل رانده شود. او مسئول گناه خويش خواهد بود. 14 اگر بيگانهاي در ميان شما ساكن است و ميخواهد مراسم عيد پسح را براي خداوند بجا آورد، بايد از تمامي اين دستورات پيروي نمايد. اين قانون براي همه است.»
ابر آتشين
(خروج 40:34-38)
15 در آن روزي كه خيمه عبادت برپا شد، ابري ظاهر شده، خيمه را پوشانيد و هنگام شب، آن ابر به شكل آتش درآمد و تا صبح به همان صورت باقي ماند. 16 اين ابر هميشه خيمه را ميپوشانيد و در شب به شكل آتش در ميآمد. 17 وقتي كه ابر حركت ميكرد، قوم اسرائيل كوچ ميكردند و هر وقت ابر ميايستاد، آنها نيز توقف ميكردند و در آنجا اردو ميزدند. 18 به اين ترتيب، ايشان به دستور خداوند كوچ نموده، در هرجايي كه ايشان را راهنمايي ميكرد، توقف ميكردند و تا زماني كه ابر ساكن بود در همان مكان ميماندند. 19 اگر ابر مدت زيادي ميايستاد، آنها هم از دستور خداوند اطاعت كرده، به همان اندازه توقف ميكردند. 20 ولي اگر ابر فقط چند روزي ميايستاد، آنگاه ايشان هم طبق دستور خداوند فقط چند روز ميماندند. 21 گاهي ابر آتشين فقط شب ميايستاد و صبح روز بعد حركت ميكرد؛ ولي، چه شب و چه روز، وقتي كه حركت ميكرد، قوم اسرائيل نيز بدنبال آن راه ميافتادند. 22 اگر ابر دو روز، يك ماه، يا يك سال بالاي خيمه عبادت ميايستاد، بنياسرائيل هم بهمان اندازه توقف ميكردند، ولي بمجردي كه به حركت در ميآمد قوم هم كوچ ميكردند، 23 به اين ترتيب بود كه بنياسرائيل به فرمانخداوند كوچ ميكردند و اردو ميزدند. آنها هر آنچه را كه خداوند به موسي امر ميكرد، بجا ميآوردند.
راهنما
بابهاي 7 و 8 و 9 . مهيا شدن براي سفر
هداياي رؤساي اسباط، تخصيص خيمه، تقديس لاويان، برگزاري فصح، ابر (9 : 12 - 25 ، به خروج 13 : 21 مراجعه كنيد).
عيد فصح
و در ماه اول سال دوم بعد از بيرون آمدن ايشان از زمين مصر، خداوند موسي را در صحراي سينا خطاب كرده، گفت: 2 «بنياسرائيل عيد فصح را در موسمش بجا آورند. 3 در روز چهاردهم اين ماه آن را در وقت عصر در موسمش بجا آوريد، برحسب همة فرايضش و همة احكامش آن را معمول داريد.»
4 پس موسي به بنياسرائيل گفت كه فصح را بجا آورند. 5 و فصح را در روز چهاردهم ماه اول، در وقت عصر در صحراي سينا بجا آوردند؛ برحسب هرچه خداوند به موسي امر فرموده بود بنياسرائيل چنان عمل نمودند. 6 اما بعضي اشخاص بودند كه از مِيِّت آدمي نجس شده، فصح را در آن روز نتوانستند بجا آورند، پس در آن روز نزد موسي و هارون آمدند، 7 و آناشخاص وي را گفتند كه «ما از ميت آدمي نجس هستيم؛ پس چرا از گذرانيدن قرباني خداوند در موسمش در ميان بنياسرائيل ممنوع شويم؟»
8 موسي ايشان را گفت: «بايستيد تا آنچه خداوند در حق شما امر فرمايد، بشنوم.»
9 و خداوند موسي را خطاب كرده، گفت: 10 «بنياسرائيل را خطاب كرده، بگو: اگر كسي از شما يا از اعقاب شما از ميّت نجس شود، يا در سَفَرِ دور باشد، معه'ذا فصح را براي خداوند بجا آورد. 11 در روز چهاردهم ماه دوم، آن را در وقت عصر بجا آورند، و آن را با نان فطير و سبزي تلخ بخورند. 12 چيزي از آن تا صبح نگذارند و از آن استخواني نشكنند؛ برحسب جميع فرايض فصح آن را معمول دارند. 13 اما كسي كه طاهر باشد و در سفر نباشد و از بجا آوردن فصح بازايستد، آن كس از قوم خود منقطع شود، چونكه قرباني خداوند را در موسمش نگذرانيده است، آن شخص گناه خود را متحمل خواهد شد. 14 و اگر غريبي در ميان شما مأوا گزيند و بخواهد كه فصح را براي خداوند بجا آورد، برحسب فريضه و حكم فصح عمل نمايد، براي شما يك فريضه ميباشد خواه براي غريب و خواه براي متوطن.»
ابر و آتش
15 و در روزي كه مسكن برپا شد، ابر مسكن خيمة شهادت را پوشانيد، و از شب تا صبح مثل منظر آتش بر مسكن ميبود. 16 هميشه چنين بود كه ابر آن را ميپوشانيد و منظر آتش در شب. 17 و هرگاه ابر از خيمه برميخاست، بعد از آنبنياسرائيل كوچ ميكردند و در هر جايي كه ابر ساكن ميشد، آنجا بنياسرائيل اردو ميزدند. 18 به فرمان خداوند بنياسرائيل كوچ ميكردند و به فرمان خداوند اردو ميزدند، همة روزهايي كه ابر بر مسكن ساكن ميبود، در اردو ميماندند. 19 و چون ابر، روزهاي بسيار برمسكن توقف مينمود، بنياسرائيل وديعت خداوند را نگاه ميداشتند و كوچ نميكردند. 20 و بعضي اوقات ابر ايام قليلي بر مسكن ميماند، آنگاه به فرمان خداوند در اردو ميماندند و به فرمان خداوند كوچ ميكردند. 21 و بعضي اوقات، ابر از شام تا صبح ميماند و در وقت صبح ابر برميخاست، آنگاه كوچ ميكردند، يا اگر روز و شب ميماند چون ابر برميخاست، ميكوچيدند. 22 خواه دو روز و خواه يك ماه و خواه يك سال، هر قدر ابر بر مسكن توقف نموده، بر آن ساكن ميبود، بنياسرائيل در اردو ميماندند، و كوچ نميكردند و چون برميخاست، ميكوچيدند. 23 به فرمان خداوند اردو ميزدند، و به فرمان خداوند كوچ ميكردند، و وديعت خداوند را برحسب آنچه خداوند به واسطة موسي فرموده بود، نگاه ميداشتند. ترجمه تفسیری دومين پسح
در ماه اول سال دوم پس از بيرون آمدن قوم اسرائيل از سرزمين مصر وقتي كه موسي و قوم اسرائيل در صحراي سينا بودند، خداوند به موسي گفت:
2و3 «قوم اسرائيل بايد هر ساله در غروب روز چهاردهم همين ماه مراسم عيد پسح را بجا آورند. در اجراي اين مراسم بايد از تمام دستوراتي كه من در اين مورد دادهام پيروي كنند.»
4و5 پس موسي همانطور كه خداوند دستور داده بود، اعلام كرد كه مراسم عيد پسح را بجا آورند. بنياسرائيل طبق اين دستور، عصر روز چهاردهم، در صحراي سينا مراسم را آغاز كردند. 6و7 ولي عدهاي از مردان در آن روز نتوانستنـد در مراسم پسح شركت كنند، زيرا در اثر تماس با جنازه نجس شده بودند. ايشان نزد موسي و هارون آمده، مشكل خود را با آنان در ميان گذاشتند و به موسي گفتند: «چرا ما نبايد مثل ساير اسرائيليها در اين عيد به خداوند قرباني تقديم كنيم.»
8 موسي جواب داد: «صبر كنيد تا در اين باره از خداوند كسب تكليف كنم.» 9 جواب خداوند از اين قرار بود:
10 «اگر فردي از افراد بنياسرائيل، چه در حال حاضر و چه در نسلهاي بعد، به هنگام عيد پسح بسبب تماس با جنازه نجس شود، يا اينكه در سفر بوده، نتواند در مراسم عيد حضور يابد، باز ميتواند عيد پسح را جشن بگيـرد، 11 ولي بعد از يك ماه، يعني غروب روز چهاردهم از ماه دوم؛ در آن هنگام ميتواند بره پسح را با نان فطير و سبزيجات تلخ بخورد. 12 نبايد چيزي از آن را تا صبح روز بعد باقي بگذارد و نبايد استخواني از آن را بشكند. او بايد كليه دستورات مربوط به عيد پسح را اجرا نمايد.
13 «ولي فردي كه نجس نبوده يا كسي كه در سفر نباشد و با وجود اين از انجام مراسم عيد پسح در موعد مقرر سر باز زند بايد بعلت خودداري از تقديم قرباني به خداوند در وقت مقرر، از ميان قوم اسرائيل رانده شود. او مسئول گناه خويش خواهد بود. 14 اگر بيگانهاي در ميان شما ساكن است و ميخواهد مراسم عيد پسح را براي خداوند بجا آورد، بايد از تمامي اين دستورات پيروي نمايد. اين قانون براي همه است.»
ابر آتشين
(خروج 40:34-38)
15 در آن روزي كه خيمه عبادت برپا شد، ابري ظاهر شده، خيمه را پوشانيد و هنگام شب، آن ابر به شكل آتش درآمد و تا صبح به همان صورت باقي ماند. 16 اين ابر هميشه خيمه را ميپوشانيد و در شب به شكل آتش در ميآمد. 17 وقتي كه ابر حركت ميكرد، قوم اسرائيل كوچ ميكردند و هر وقت ابر ميايستاد، آنها نيز توقف ميكردند و در آنجا اردو ميزدند. 18 به اين ترتيب، ايشان به دستور خداوند كوچ نموده، در هرجايي كه ايشان را راهنمايي ميكرد، توقف ميكردند و تا زماني كه ابر ساكن بود در همان مكان ميماندند. 19 اگر ابر مدت زيادي ميايستاد، آنها هم از دستور خداوند اطاعت كرده، به همان اندازه توقف ميكردند. 20 ولي اگر ابر فقط چند روزي ميايستاد، آنگاه ايشان هم طبق دستور خداوند فقط چند روز ميماندند. 21 گاهي ابر آتشين فقط شب ميايستاد و صبح روز بعد حركت ميكرد؛ ولي، چه شب و چه روز، وقتي كه حركت ميكرد، قوم اسرائيل نيز بدنبال آن راه ميافتادند. 22 اگر ابر دو روز، يك ماه، يا يك سال بالاي خيمه عبادت ميايستاد، بنياسرائيل هم بهمان اندازه توقف ميكردند، ولي بمجردي كه به حركت در ميآمد قوم هم كوچ ميكردند، 23 به اين ترتيب بود كه بنياسرائيل به فرمانخداوند كوچ ميكردند و اردو ميزدند. آنها هر آنچه را كه خداوند به موسي امر ميكرد، بجا ميآوردند.
راهنما
بابهاي 7 و 8 و 9 . مهيا شدن براي سفر
هداياي رؤساي اسباط، تخصيص خيمه، تقديس لاويان، برگزاري فصح، ابر (9 : 12 - 25 ، به خروج 13 : 21 مراجعه كنيد).
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]

-
- پست: 5234
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1747 بار
- سپاسهای دریافتی: 4179 بار
- تماس:
10 شیپورهای نقره ای؛ حرکت قوم اسرائیل از صحرای سینا
دو كَرِنّاي نقره
و خداوند موسي را خطاب كرده، گفت:2 «براي خود دو كَرِنّاي نقره بساز، آنها را از چرخكاري درست كن، و آنها را بجهت خواندن جماعت و كوچيدن اردو بكار ببر. 3 و چون آنها را بنوازند تمامي جماعت نزد تو به در خيمة اجتماع جمع شوند. 4 و چون يكي را بنوازند، سروران و رؤساي هزارههاي اسرائيل نزد تو جمع شوند. 5 و چون تيز آهنگ بنوازيد محلههايي كه به طرف مشرق جا دارند، كوچبكنند. 6 و چون مرتبة دوم تيز آهنگ بنوازيد، محلههايي كه به طرف جنوب جا دارند كوچ كنند؛ بجهت كوچ دادن ايشان تيز آهنگ بنوازند. 7 و بجهت جمع كردن جماعت بنوازيد، ليكن تيز آهنگ منوازيد.
8 «و بنيهارون كَهَنه، كَرِنّاها را بنوازند. اين براي شما در نسلهاي شما فريضة ابدي باشد. 9 و چون در زمين خود براي مقاتله با دشمني كه بر شما تعدي مينمايد ميرويد، كَرِنّاها را تيز آهنگ بنوازيد، پس به حضور يهوه خداي خود بياد آورده خواهيد شد، و از دشمنان خود نجات خواهيد يافت. 10 و در روز شادي خود و در عيدها و در اول ماههاي خود كَرِنّاها را بر قربانيهاي سوختني و ذبايح سلامتي خود بنوازيد، تا براي شما به حضور خداي شما يادگاري باشد. من يهوه خداي شما هستم.»
كوچ از صحراي سينا
11 و واقع شد در روز بيستم ماه دوم سال دوم كه ابر از بالاي خيمة شهادت برداشته شد، 12 و بنياسرائيل به مراحل خود از صحراي سينا كوچ كردند، و ابر در صحراي فاران ساكن شد، 13 و ايشان اول به فرمان خداوند به واسطة موسي كوچ كردند.
14 و عَلَم محلة بنييهودا، اول با افواج ايشان روانه شد، و بر فوج او نَحْشون بن عَمّيناداب بود. 15 و بر فوج سبط بني يَسّاكار، نَتَنائيل بن صوغر. 16 و بر فوج سبط بنيزَبولون، اَليآب بن حيلون.
17 پس مسكن را پايين آوردند و بنيجَرشون و بنيمَراري كه حاملان مسكن بودند، كوچ كردند.
18 و عَلَم محلة رؤبين با افواج ايشان روانه شد، و بر فوج او اَليصور بن شَدَيْئور بود. 19 و بر فوجسبط بنيشمعون، شَلوميئيل بن صورِيشَدّاي. 20 و بر فوج سبط بنيجاد، اَلياساف بن دَعوئيل.
21 پس قَهاتيان كه حاملان قدس بودند، كوچ كردند و پيش از رسيدن ايشان، آنها مسكن را برپا داشتند.
22 پس عَلَم محلة بنيافرايم با افواج ايشان روانه شد، و بر فوج او اَليشَمَع بن عَمّيهود بود. 23 و بر فوج سبط بنيمَنَسّي، جَمْليئيل بن فَدَهصور. 24 و بر فوج سبط بنيبنيامين، اَبيدان بن جِدعوني.
25 پس علم محلة بنيدان كه مؤخر همة محلهها بود با افواج ايشان روانه شد، و بر فوج او اَخيعَزَر بن عَميشَدّاي بود. 26 و بر فوج سبط بنياشير، فَجعيئيل بن عُكران. 27 و بر فوج سبط بنينفتالي، اَخيرَع بن عينان. 28 اين بود مراحل بنياسرائيل با افواج ايشان. پس كوچ كردند.
29 و موسي به حوباب بن رعوئيل مدياني كه برادرزن موسي بود، گفت: «ما به مكاني كه خداوند دربارة آن گفته است كه آن را به شما خواهم بخشيد كوچ ميكنيم، همراه ما بيا و بتو احسان خواهيم نمود، چونكه خداوند دربارة اسرائيل نيكو گفتهاست.»
30 او وي را گفت: «نميآيم، بلكه به زمين و به خاندان خود خواهم رفت.»
31 گفت: «ما را ترك مكن زيرا چونكه تو منازل ما را در صحرا ميداني، بجهت ما مثل چشم خواهي بود. 32 و اگر همراه ما بيايي، هر احساني كه خداوند بر ما بنمايد، همان را بر تو خواهيم نمود.»
33 و از كوه خداوند سفر سه روزه كوچ كردند، و تابوت عهد خداوند سفر سه روزه پيش روي ايشان رفت تا آرامگاهي براي ايشان بطلبد. 34 وابر خداوند در روز بالاي سر ايشان بود، وقتي كه از لشكرگاه روانه ميشدند.
35 و چون تابوت روانه ميشد، موسي ميگفت: «اي خداوند برخيز و دشمنانت پراكنده شوند و مُبغِضانت از حضور تو منهزم گردند.»
36 و چون فرود ميآمد، ميگفت: «اي خداوند نزد هزاران هزارِ اسرائيل رجوع نما.» ترجمه تفسیری شيپورهاي نقرهاي
خداونـد به موسـي فرمود: «دو شيپور از نقره درست كن و آنها را براي جمع كردن قوم اسرائيل و نيزبراي كوچ دادن اردو بكارببر. 3 هر وقت هر دو شيپور نواخته شوند، قوم بدانند كه بايد دم در ورودي خيمه عبادت جمع شود. 4 ولي اگر يك شيپور نواخته شود، آنگاه فقط سران قبايل اسرائيل پيش تو بيايند.
5و6و7 «شيپورها بايد با صداهاي مختلف نواخته شوند تا قوم اسرائيل بتواند علامت جمع شدن را از علامت كوچ كردن تشخيص دهد. وقتي شيپور كوچ نواخته شود، قبيلههايي كه در سمت شرقي خيمه عبادت چادر زدهاند بايد اول حركت كنند. بار دوم كه شيپور نواخته شود، قبيلههاي سمت جنوب راه بيفتند. 8 فقط كاهنان مجازند شيپور بنوازند. اين يك حكم دايمي است كه بايد نسلاندرنسل آن را بجا آورند.
9 «وقتي در سرزمين موعود، دشمن به شما حمله كند و شما در دفاع از خود با آنها وارد جنگ شويد، آنوقت با نواختن شيپورها، من به داد شما ميرسم و شما را از چنگ دشمنانتان نجات ميدهم. 10 در روزهاي شاد خود نيز اين شيپورها را بنوازيد، يعني در موقع برگزاري عيدها و اول هر ماه كه قربانيهاي سوختني و قربانيهاي سلامتي تقديم ميكنيد و من شما را به ياد خواهم آورد. من خداوند، خداي شما هستم.»
حركت قوم اسرائيل از صحراي سينا
11 در روز بيستم ماه دوم از سال دوم، بعد از بيرون آمدن بنياسرائيل از مصر، ابر از بالاي خيمه عبادت حركت نمود. 12 پس، قوم اسرائيل از صحراي سينا كوچ كرده، بدنبال ابر به راه افتادند تا اينكه ابر در صحراي فاران از حركت باز ايستاد. 13 پس از آنكه موسي دستورات خداوند را در مورد كوچ قوم دريافت كرد اين نخستين سفر ايشان بود.
14 قبيله يهودا زير پرچم بخش خود به رهبري نحشون پسر عميناداب، پيشاپيش قوم اسرائيل حركت ميكرد. 15 پشت سر آن، قبيله يساكار به رهبري نتنائيل پسر صوغر در حركت بود 16 و بعد از آن قبيله زبولون به رهبري الياب پسر حيلون.
17 مردان بنيجرشون و بنيمراري از قبيله لاوي، خيمه عبادت را كه جمع شده بود بر دوش گذاشتند و بدنبال قبيله زبولون به راه افتادند. 18 پشت سر آنها، قبيله رئوبين زير پرچم بخش خود به رهبري اليصور پسر شديئور حركت ميكرد. 19 در صف بعد، قبيله شمعون به رهبري شلوميئيل پسر صوريشداي 20 و پس از آن، قبيله جاد به رهبري الياساف پسر دعوئيل قرار داشت.
21 بدنبال آنها بنيقهات كه اسباب و لوازم قدس را حمل ميكردند در حركت بودند. (برپا سازي خيمه عبادت در جايگاه جديد ميبايستي پيش از رسيدن بنيقهات پايان يافته باشد.) 22 در صف بعدي، قبيله افرايم بود كه زير پرچم بخش خود به رهبري اليشمع پسر عميهود حركت ميكرد. 23 قبيله منسي به رهبري جمليئيل پسر فدهصور 24 و قبيله بنيامين به رهبري ابيدان پسر جدعوني پشت سر آنها بودند.
25 آخر از همه، قبايل بخش دان زير پرچم خود حركت ميكردند. قبيله دان به رهبري اخيعزر پسر عميشداي، 26 قبيله اشير به رهبري فجعيئيل پسر عكران، 27 و قبيله نفتالي به رهبري اخيرع پسر عينان به ترتيب در حركت بودند. 28 اين بود ترتيب حركت قبيلههاي اسرائيل در هنگام كوچ كردن.
29 روزي موسي به برادر زنش حوباب پسر رعوئيل مدياني گفت: «ما عازم سرزميني هستيم كه خداوند وعده آن را به ما داده است. تو هم همراه ما بيا. در حق تو نيكي خواهيم كرد، زيرا خداوند وعدههاي عالي به قوم اسرائيل داده است.»
30 ولي برادر زنش جواب داد: «نه، من بايد به سرزمين خود و نزد خويشانم برگردم.»
31 موسي اصرار نموده، گفت: «پيش ما بمان، چون تو اين بيابان را خوب ميشناسي و راهنماي خوبي براي ما خواهي بود. 32 اگر با ما بيايي، در تمام بركاتيكه خداوند به ما ميدهد شريك خواهي بود.»
33 پس از ترك كوه سينا، مدت سه روز به سفر ادامه دادند در حاليكه صندوق عهد پيشاپيش قبايل اسرائيل در حركت بود تا مكاني براي توقف آنها انتخاب كند. 34 هنگام روز بود كه اردوگاه را ترك كردند و سفر خود را درپي حركت ابر آغاز نمودند. 35 هرگاه صندوق عهد به حركت در ميآمد موسي ندا سر ميداد:
«برخيز اي خداوند
تا دشمنانت پراكنده شوند
و خصمانت از حضورت بگريزند.»
36 و هرگاه صندوق عهد متوقف ميشد، موسي ميگفت:
«اي خداوند نزد هزاران هزار اسرائيلي
بازگرد.»
راهنما
بابهاي 10 و 11 . حركت به سوي سرزمين موعود
قوم، يك سال در كوه سينا ساكن بودند. سپس ابر حركت كرد. شيپورهاي نقرهاي به صدا در آمد. يهودا حركت را آغاز كرد و قوم به راه افتادند.
پس از سه روز در تبعيره، قوم شروع به شكايت كردند (10 : 33 ؛ 11 : 1 - 3). اين كار تخصّص آنها بود. خوب ميدانستند چگونه شكايت كنند. خدا برايشان بلدرچين فرستاد، ولي آنها را به بلايي سخت مبتلا كرد.(به خروج 16 مراجعه كنيد).
دو كَرِنّاي نقره
و خداوند موسي را خطاب كرده، گفت:2 «براي خود دو كَرِنّاي نقره بساز، آنها را از چرخكاري درست كن، و آنها را بجهت خواندن جماعت و كوچيدن اردو بكار ببر. 3 و چون آنها را بنوازند تمامي جماعت نزد تو به در خيمة اجتماع جمع شوند. 4 و چون يكي را بنوازند، سروران و رؤساي هزارههاي اسرائيل نزد تو جمع شوند. 5 و چون تيز آهنگ بنوازيد محلههايي كه به طرف مشرق جا دارند، كوچبكنند. 6 و چون مرتبة دوم تيز آهنگ بنوازيد، محلههايي كه به طرف جنوب جا دارند كوچ كنند؛ بجهت كوچ دادن ايشان تيز آهنگ بنوازند. 7 و بجهت جمع كردن جماعت بنوازيد، ليكن تيز آهنگ منوازيد.
8 «و بنيهارون كَهَنه، كَرِنّاها را بنوازند. اين براي شما در نسلهاي شما فريضة ابدي باشد. 9 و چون در زمين خود براي مقاتله با دشمني كه بر شما تعدي مينمايد ميرويد، كَرِنّاها را تيز آهنگ بنوازيد، پس به حضور يهوه خداي خود بياد آورده خواهيد شد، و از دشمنان خود نجات خواهيد يافت. 10 و در روز شادي خود و در عيدها و در اول ماههاي خود كَرِنّاها را بر قربانيهاي سوختني و ذبايح سلامتي خود بنوازيد، تا براي شما به حضور خداي شما يادگاري باشد. من يهوه خداي شما هستم.»
كوچ از صحراي سينا
11 و واقع شد در روز بيستم ماه دوم سال دوم كه ابر از بالاي خيمة شهادت برداشته شد، 12 و بنياسرائيل به مراحل خود از صحراي سينا كوچ كردند، و ابر در صحراي فاران ساكن شد، 13 و ايشان اول به فرمان خداوند به واسطة موسي كوچ كردند.
14 و عَلَم محلة بنييهودا، اول با افواج ايشان روانه شد، و بر فوج او نَحْشون بن عَمّيناداب بود. 15 و بر فوج سبط بني يَسّاكار، نَتَنائيل بن صوغر. 16 و بر فوج سبط بنيزَبولون، اَليآب بن حيلون.
17 پس مسكن را پايين آوردند و بنيجَرشون و بنيمَراري كه حاملان مسكن بودند، كوچ كردند.
18 و عَلَم محلة رؤبين با افواج ايشان روانه شد، و بر فوج او اَليصور بن شَدَيْئور بود. 19 و بر فوجسبط بنيشمعون، شَلوميئيل بن صورِيشَدّاي. 20 و بر فوج سبط بنيجاد، اَلياساف بن دَعوئيل.
21 پس قَهاتيان كه حاملان قدس بودند، كوچ كردند و پيش از رسيدن ايشان، آنها مسكن را برپا داشتند.
22 پس عَلَم محلة بنيافرايم با افواج ايشان روانه شد، و بر فوج او اَليشَمَع بن عَمّيهود بود. 23 و بر فوج سبط بنيمَنَسّي، جَمْليئيل بن فَدَهصور. 24 و بر فوج سبط بنيبنيامين، اَبيدان بن جِدعوني.
25 پس علم محلة بنيدان كه مؤخر همة محلهها بود با افواج ايشان روانه شد، و بر فوج او اَخيعَزَر بن عَميشَدّاي بود. 26 و بر فوج سبط بنياشير، فَجعيئيل بن عُكران. 27 و بر فوج سبط بنينفتالي، اَخيرَع بن عينان. 28 اين بود مراحل بنياسرائيل با افواج ايشان. پس كوچ كردند.
29 و موسي به حوباب بن رعوئيل مدياني كه برادرزن موسي بود، گفت: «ما به مكاني كه خداوند دربارة آن گفته است كه آن را به شما خواهم بخشيد كوچ ميكنيم، همراه ما بيا و بتو احسان خواهيم نمود، چونكه خداوند دربارة اسرائيل نيكو گفتهاست.»
30 او وي را گفت: «نميآيم، بلكه به زمين و به خاندان خود خواهم رفت.»
31 گفت: «ما را ترك مكن زيرا چونكه تو منازل ما را در صحرا ميداني، بجهت ما مثل چشم خواهي بود. 32 و اگر همراه ما بيايي، هر احساني كه خداوند بر ما بنمايد، همان را بر تو خواهيم نمود.»
33 و از كوه خداوند سفر سه روزه كوچ كردند، و تابوت عهد خداوند سفر سه روزه پيش روي ايشان رفت تا آرامگاهي براي ايشان بطلبد. 34 وابر خداوند در روز بالاي سر ايشان بود، وقتي كه از لشكرگاه روانه ميشدند.
35 و چون تابوت روانه ميشد، موسي ميگفت: «اي خداوند برخيز و دشمنانت پراكنده شوند و مُبغِضانت از حضور تو منهزم گردند.»
36 و چون فرود ميآمد، ميگفت: «اي خداوند نزد هزاران هزارِ اسرائيل رجوع نما.» ترجمه تفسیری شيپورهاي نقرهاي
خداونـد به موسـي فرمود: «دو شيپور از نقره درست كن و آنها را براي جمع كردن قوم اسرائيل و نيزبراي كوچ دادن اردو بكارببر. 3 هر وقت هر دو شيپور نواخته شوند، قوم بدانند كه بايد دم در ورودي خيمه عبادت جمع شود. 4 ولي اگر يك شيپور نواخته شود، آنگاه فقط سران قبايل اسرائيل پيش تو بيايند.
5و6و7 «شيپورها بايد با صداهاي مختلف نواخته شوند تا قوم اسرائيل بتواند علامت جمع شدن را از علامت كوچ كردن تشخيص دهد. وقتي شيپور كوچ نواخته شود، قبيلههايي كه در سمت شرقي خيمه عبادت چادر زدهاند بايد اول حركت كنند. بار دوم كه شيپور نواخته شود، قبيلههاي سمت جنوب راه بيفتند. 8 فقط كاهنان مجازند شيپور بنوازند. اين يك حكم دايمي است كه بايد نسلاندرنسل آن را بجا آورند.
9 «وقتي در سرزمين موعود، دشمن به شما حمله كند و شما در دفاع از خود با آنها وارد جنگ شويد، آنوقت با نواختن شيپورها، من به داد شما ميرسم و شما را از چنگ دشمنانتان نجات ميدهم. 10 در روزهاي شاد خود نيز اين شيپورها را بنوازيد، يعني در موقع برگزاري عيدها و اول هر ماه كه قربانيهاي سوختني و قربانيهاي سلامتي تقديم ميكنيد و من شما را به ياد خواهم آورد. من خداوند، خداي شما هستم.»
حركت قوم اسرائيل از صحراي سينا
11 در روز بيستم ماه دوم از سال دوم، بعد از بيرون آمدن بنياسرائيل از مصر، ابر از بالاي خيمه عبادت حركت نمود. 12 پس، قوم اسرائيل از صحراي سينا كوچ كرده، بدنبال ابر به راه افتادند تا اينكه ابر در صحراي فاران از حركت باز ايستاد. 13 پس از آنكه موسي دستورات خداوند را در مورد كوچ قوم دريافت كرد اين نخستين سفر ايشان بود.
14 قبيله يهودا زير پرچم بخش خود به رهبري نحشون پسر عميناداب، پيشاپيش قوم اسرائيل حركت ميكرد. 15 پشت سر آن، قبيله يساكار به رهبري نتنائيل پسر صوغر در حركت بود 16 و بعد از آن قبيله زبولون به رهبري الياب پسر حيلون.
17 مردان بنيجرشون و بنيمراري از قبيله لاوي، خيمه عبادت را كه جمع شده بود بر دوش گذاشتند و بدنبال قبيله زبولون به راه افتادند. 18 پشت سر آنها، قبيله رئوبين زير پرچم بخش خود به رهبري اليصور پسر شديئور حركت ميكرد. 19 در صف بعد، قبيله شمعون به رهبري شلوميئيل پسر صوريشداي 20 و پس از آن، قبيله جاد به رهبري الياساف پسر دعوئيل قرار داشت.
21 بدنبال آنها بنيقهات كه اسباب و لوازم قدس را حمل ميكردند در حركت بودند. (برپا سازي خيمه عبادت در جايگاه جديد ميبايستي پيش از رسيدن بنيقهات پايان يافته باشد.) 22 در صف بعدي، قبيله افرايم بود كه زير پرچم بخش خود به رهبري اليشمع پسر عميهود حركت ميكرد. 23 قبيله منسي به رهبري جمليئيل پسر فدهصور 24 و قبيله بنيامين به رهبري ابيدان پسر جدعوني پشت سر آنها بودند.
25 آخر از همه، قبايل بخش دان زير پرچم خود حركت ميكردند. قبيله دان به رهبري اخيعزر پسر عميشداي، 26 قبيله اشير به رهبري فجعيئيل پسر عكران، 27 و قبيله نفتالي به رهبري اخيرع پسر عينان به ترتيب در حركت بودند. 28 اين بود ترتيب حركت قبيلههاي اسرائيل در هنگام كوچ كردن.
29 روزي موسي به برادر زنش حوباب پسر رعوئيل مدياني گفت: «ما عازم سرزميني هستيم كه خداوند وعده آن را به ما داده است. تو هم همراه ما بيا. در حق تو نيكي خواهيم كرد، زيرا خداوند وعدههاي عالي به قوم اسرائيل داده است.»
30 ولي برادر زنش جواب داد: «نه، من بايد به سرزمين خود و نزد خويشانم برگردم.»
31 موسي اصرار نموده، گفت: «پيش ما بمان، چون تو اين بيابان را خوب ميشناسي و راهنماي خوبي براي ما خواهي بود. 32 اگر با ما بيايي، در تمام بركاتيكه خداوند به ما ميدهد شريك خواهي بود.»
33 پس از ترك كوه سينا، مدت سه روز به سفر ادامه دادند در حاليكه صندوق عهد پيشاپيش قبايل اسرائيل در حركت بود تا مكاني براي توقف آنها انتخاب كند. 34 هنگام روز بود كه اردوگاه را ترك كردند و سفر خود را درپي حركت ابر آغاز نمودند. 35 هرگاه صندوق عهد به حركت در ميآمد موسي ندا سر ميداد:
«برخيز اي خداوند
تا دشمنانت پراكنده شوند
و خصمانت از حضورت بگريزند.»
36 و هرگاه صندوق عهد متوقف ميشد، موسي ميگفت:
«اي خداوند نزد هزاران هزار اسرائيلي
بازگرد.»
راهنما
بابهاي 10 و 11 . حركت به سوي سرزمين موعود
قوم، يك سال در كوه سينا ساكن بودند. سپس ابر حركت كرد. شيپورهاي نقرهاي به صدا در آمد. يهودا حركت را آغاز كرد و قوم به راه افتادند.
پس از سه روز در تبعيره، قوم شروع به شكايت كردند (10 : 33 ؛ 11 : 1 - 3). اين كار تخصّص آنها بود. خوب ميدانستند چگونه شكايت كنند. خدا برايشان بلدرچين فرستاد، ولي آنها را به بلايي سخت مبتلا كرد.(به خروج 16 مراجعه كنيد).
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]

-
- پست: 5234
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1747 بار
- سپاسهای دریافتی: 4179 بار
- تماس:
11 آتشی از جانب خداوند؛ انتخاب هفتاد رهبر...
طغيان قوم
و قوم شكايت كنان در گوش خداوند بد گفتند، و خداوند اين را شنيده، غضبش افروخته شد، و آتش خداوند در ميان ايشان مشتعل شده، در اطراف اردو بسوخت. 2 و قوم نزد موسي فرياد برآورده، موسي نزد خداوند دعا نمود و آتش خاموش شد. 3 پس آن مكان را تَبعيرَه نام نهادند، زيرا كه آتش خداوند در ميان ايشان مشتعل شد.
4 و گروه مختلف كه در ميان ايشان بودند، شهوت پرست شدند، و بنياسرائيل باز گريان شده، گفتند: «كيست كه ما را گوشت بخوراند! 5 ماهياي را كه در مصر مفت ميخورديم و خيار و خربوزه و تره و پياز و سير را بياد ميآوريم. 6 و الا´ن جان ما خشك شده، و چيزي نيست و غير از اين مَنّ، در نظر ما هيچ نميآيد!»
7 و مَنّ مثل تخم گشنيز بود و شكل آن مثل شكل مُقُل. 8 و قوم گردش كرده، آن را جمع مينمودند، و آن را در آسيا خرد ميكردند يا در هاون ميكوبيدند، و در ديگها پخته، گِرْدهها از آن ميساختند. و طعم آن مثل طعم قرصهاي روغني بود. 9 و چون شبنم در وقت شب بر اردوميباريد، منّ نيز بر آن ميريخت.
10 و موسي قوم را شنيد كه با اهل خانة خود هر يك به در خيمة خويش ميگريستند، و خشم خداوند به شدت افروختهشد، و در نظر موسي نيز قبيح آمد. 11 و موسي به خداوند گفت: «چرا به بندة خود بدي نمودي؟ و چرا در نظر تو التفات نيافتم كه بار جميع اين قوم را بر من نهادي؟ 12 آيا من به تمامي اين قوم حامله شده، يا من ايشان را زاييدهام كه به من ميگويي ايشان را در آغوش خود بردار، به زميني كه براي پدران ايشان قسم خوردي مثل لالا كه طفل شيرخواره را برميدارد؟ 13 گوشت از كجا پيدا كنم تا به همة اين قوم بدهم؟ زيرا نزد من گريان شده، ميگويند ما را گوشت بده تا بخوريم. 14 من به تنهايي نميتوانم تحمل تمامي اين قوم را بنمايم زيرا بر من زياد سنگين است. 15 و اگر با من چنين رفتار نمايي، پس هرگاه در نظر تو التفات يافتم مرا كشته، نابود ساز تا بدبختي خود را نبينم.»
16 پس خداوند موسي را خطاب كرده، گفت: «هفتاد نفر از مشايخ بنياسرائيل كه ايشان را ميداني كه مشايخ قوم و سروران آنها ميباشند نزد من جمع كن، و ايشان را به خيمة اجتماع بياور تا در آنجا با تو بايستند. 17 و من نازل شده، در آنجا با تو سخن خواهم گفت، و از روحي كه بر توست گرفته، بر ايشان خواهم نهاد تا با تو متحمل بار اين قوم باشند و تو به تنهايي متحمل آن نباشي.
18 «و قوم را بگو كه براي فردا خود را تقديس نماييد تا گوشت بخوريد، چونكه در گوش خداوند گريان شده، گفتيد، كيست كه ما را گوشت بخوراند! زيرا كه در مصر ما را خوش ميگذشت! پس خداوند شما را گوشت خواهد داد تابخوريد. 19 نه يك روز و نه دو روز خواهيد خورد، و نه پنج روز و نه ده روز و نه بيست روز، 20 بلكه يك ماه تمام تا از بيني شما بيرون آيد و نزد شما مكروه شود، چونكه خداوند را كه در ميان شماست رد نموديد، و به حضور وي گريان شده، گفتيد، چرا از مصر بيرون آمديم.»
21 موسي گفت: «قومي كه من در ميان ايشانم، ششصد هزار پيادهاند و تو گفتي ايشان را گوشت خواهم داد تا يك ماه تمام بخورند. 22 آيا گلهها و رمهها براي ايشان كشته شود تا براي ايشان كفايت كند؟ يا همة ماهيان دريا براي ايشان جمع شوند تا براي ايشان كفايت كند؟»
23 خداوند موسي را گفت: «آيا دست خداوند كوتاه شده است؟ الا´ن خواهي ديد كه كلام من بر تو واقع ميشود يا نه.»
24 پس موسي بيرون آمده، سخنان خداوند را به قوم گفت، و هفتاد نفر از مشايخ قوم را جمع كرده، ايشان را به اطراف خيمه برپا داشت. 25 و خداوند در ابر نازل شده، با وي تكلم نمود، و از روحي كه بر وي بود، گرفته، بر آن هفتاد نفر مشايخ نهاد و چون روح بر ايشان قرار گرفت، نبوت كردند، ليكن مزيد نكردند.
26 اما دو نفر در لشكرگاه باقي ماندند كه نام يكي اَلْداد بود و نام ديگري ميداد، و روح بر ايشان نازل شد و نامهاي ايشان در ثبت بود، ليكن نزد خيمه نيامده، در لشكرگاه نبوت كردند. 27 آنگاه جواني دويد و به موسي خبر داده، گفت: «الداد و ميداد در لشكرگاه نبوت ميكنند.»
28 و يوشع بن نون خادم موسي كه از برگزيدگان او بود، در جواب گفت: «اي آقايم موسي ايشان را منع نما!»
29 موسي وي را گفت: «آيا تو براي من حسدميبري؟ كاشكه تمامي قوم خداوند نبي ميبودند و خداوند روح خود را بر ايشان افاضه مينمود!» 30 پس موسي با مشايخ اسرائيل به لشكرگاه آمدند.
31 و بادي از جانب خداوند وزيده، سَلوي' را از دريا برآورد و آنها را به اطراف لشكرگاه تخميناً يك روز راه به اين طرف و يك روز راه به آن طرف پراكنده ساخت، و قريب به دو ذراع از روي زمين بالا بودند. 32 و قوم برخاسته تمام آن روز و تمام آن شب و تمام روز ديگر سَلوي' را جمع كردند و آنكه كمتر يافته بود، ده حومر جمع كرده بود، و آنها را به اطراف اردو براي خود پهن كردند. 33 و گوشت هنوز در ميان دندان ايشان ميبود پيش از آنكه خاييده شود، كه غضب خداوند بر ايشان افروخته شده، خداوند قوم را به بلاي بسيار سخت مبتلا ساخت. 34 و آن مكان را قِبْروت هَتّاوَه ناميدند، زيرا قومي را كه شهوتپرست شدند، در آنجا دفن كردند.
35 و قوم از قِبْروت هَتّاوَه به حضيروت كوچ كرده، در حضيروت توقف نمودند. ترجمه تفسیری آتشي از جانب خداوند
قـوم اسرائيـل بخاطر سختيهاي خود لب به شكايت گشودند. خداوند شكايت آنها را شنيد و غضبش افروخته شد. پس آتش خداوند از يك گوشه اردو شروع به نابود كردن قوم كرد. 2 ايشان فرياد سر داده، ازموسي كمك خواستند وچون موسي براي آنان دعا كرد، آتش متوقف شد. 3 از آن پس آنجا را «تبعيره» (يعني «سوختن») ناميدند، چون در آنجا آتش خداوند در ميان ايشان مشتعل شده بود.
انتخاب هفتاد رهبر
4و5 غريباني كه از مصر همراه ايشان آمده بودند در آرزوي چيزهاي خوب مصر اظهار دلتنگي ميكردند و اين خود بر نارضايتي قوم اسرائيل ميافزود بطوري كه نالهكنان ميگفتند: «اي كاش كمي گوشت ميخورديم! چه ماهيهاي لذيذي در مصر ميخورديم! چه خيار و خربزهايي! چه تره و سير و پيازي! 6 ولي حالا قوتي براي ما نمانده است، چون چيزي براي خوردن نداريم جز اين مَنّ!»
7 (مَنّ، به اندازه تخم گشنيز و به رنگ سفيد مايل به زرد بود. 8 بنياسرائيل آن را از روي زمين جمعكرده، ميكوبيدند و بصورت آرد درميآوردند، سپس، از آن آرد، قرصهاي نان ميپختند. طعم آن مثل طعم نانهاي روغني بود. 9 مَنّ با شبنم شامگاهي به زمين مينشست.)
10و11 موسي صداي تمام خانوادههايي را كه در اطراف خيمههاي خود ايستاده گريه ميكردند شنيد. او از اين امر بسيار ناراحت شد و به خداوند كه خشمش برافروخته بود، عرض كرد: «چرا مرا دراين تنگنا گذاشتهاي؟ مگر من چه كردهام كه از من ناراضي شده، بار اين قوم را بردوش من گذاشتهاي؟ 12 آيا اينها بچههاي من هستند؟ آيا من آنها را زاييدهام كه به من ميگويي آنها را مانند دايه در آغوش گرفته، به سرزمين موعود ببرم؟ 13 براي اين همه جمعيت چگونه گوشت تهيه كنم؟ زيرا نزد من گريه كرده، ميگويند: به ما گوشت بده! 14 من به تنهايي نميتوانم سنگيني بار اين قوم را تحمل كنم. اين باري است بسيار سنگيـن! 15 اگر ميخواهي با من چنين كني، درخواست ميكنم مرا بكشي و از اين وضع طاقتفرسا نجات دهي!»
16 پس خداوند به موسي فرمود: «هفتاد نفر از رهبران قوم اسرائيل را به حضور من بخوان. آنها را به خيمه عبادت بياور تا در آنجا با تو بايستند. 17 من نزول كرده، در آنجا با تو سخن خواهم گفت و از روحي كه بر تو قرار دارد گرفته، بر ايشان نيز خواهم نهاد تا با تو متحمل بار اين قوم شوند و تو تنها نباشي.
18 «به بنياسرائيل بگو كه خود را طاهر سازند، چون فردا گوشت به آنها ميدهم تا بخورند. به ايشان بگو كه خداوند نالههاي شما را شنيده است كه گفتهايد: اي كاش گوشت براي خوردن ميداشتيم. وقتي در مصر بوديم وضع ما بهتر بود! 19و20 نه براي يك روز، دو روز، پنج روز، ده روز، بيست روز، بلكه براي يك ماه تمام گوشت خواهيد خورد بحدي كه از دماغتان درآيد و از آن بيزار شويد، زيرا خدايي را كه در ميان شماست رد نموده، از فراق مصر گريه كرديد.»
21 ولي موسي عرض كرد: «تنها تعداد مردان پياده قوم ششصد هزار نفر است و آنوقت تو قول ميدهيكه يك ماه تمام گوشت به اين قوم بدهي؟ 22 اگر ما تمام گلهها و رمههاي خود را سر ببريم باز هم كفاف نخواهد داد! و اگر تمام ماهيان دريا را هم بگيريم اين قوم را نميتوانيم سير كنيم!»
23 خداوند به موسي فرمود: «آيا من ناتوان شدهام؟ بزودي خواهي ديد كه قول من راست است يا نه.»
24 پس موسي خيمه عبادت را ترك نموده، سخنان خداوند را به گوش قوم رسانيد و هفتاد نفر از رهبران بنياسرائيل را جمع كرده، ايشان را در اطراف خيمه عبادت برپا داشت. 25 خداوند در ابر نازل شده، با موسي صحبت كرد و از روحي كه بر موسي قرار داشت گرفته، بر آن هفتاد رهبر قوم نهاد. وقتي كه روح بر ايشان قرار گرفت براي مدتي نبوت كردند.
26 دو نفر از آن هفتاد نفر به نامهاي الداد و ميداد، در اردوگاه مانده و به خيمه نرفته بودند، ولي روح بر ايشان نيز قرار گرفت و در همان جايي كه بودند نبوت كردند. 27 جواني دويده، اين واقعه را براي موسي تعريف كرد 28 و يوشع پسر نون كه يكي از دستياران منتخب موسي بود اعتراض نموده، گفت: «اي سرور من، جلو كار آنها را بگير!»
29 ولي موسي جواب داد: «آيا تو بجاي من حسادت ميكني؟ اي كاش تمامي قوم خداوند نبي بودند و خداوند روح خـود را بر همه آنها مينهاد!» 30 بعد موسي با رهبران اسرائيل به اردوگاه بازگشت.
خداوند بلدرچين ميفرستد
31 خداوند بادي وزانيد كه از دريا بلدرچين آورد. بلدرچينها اطراف اردوگاه را از هر طرف به مسافت چند كيلومتر در ارتفاعي قريب يك متر از سطح زمين پر ساختند. 32 بنياسرائيل تمام آن روز و شب و روز بعد از آن، بلدرچين گرفتند. حداقل وزن پرندگاني كه هر كس جمع كرده بود قريب سيصد من بود. به منظور خشك كردن بلدرچينها، آنها را در اطراف اردوگاه پهن كردند. 33 ولي بمحض اينكه شروع به خوردن گوشت نمودند، خشم خداوند بر قوم اسرائيل افروخته شد و بلايي سخت نازل كرده، عده زيادي از آنان را از بين برد. 34 پس آن مكان را «قبروت هتاوه» (يعني«قبرستان حرص و ولع») ناميدند، چون در آنجا اشخاصي را دفن كردند كـه براي گوشت و سـرزمين مصـر حريص شده بودند.
35 قوم اسرائيل از آنجا به حضيروت كوچ كرده، مدتي در آنجا ماندند.
راهنما
بابهاي 10 و 11 . حركت به سوي سرزمين موعود
قوم، يك سال در كوه سينا ساكن بودند. سپس ابر حركت كرد. شيپورهاي نقرهاي به صدا در آمد. يهودا حركت را آغاز كرد و قوم به راه افتادند.
پس از سه روز در تبعيره، قوم شروع به شكايت كردند (10 : 33 ؛ 11 : 1 - 3). اين كار تخصّص آنها بود. خوب ميدانستند چگونه شكايت كنند. خدا برايشان بلدرچين فرستاد، ولي آنها را به بلايي سخت مبتلا كرد.(به خروج 16 مراجعه كنيد).
طغيان قوم
و قوم شكايت كنان در گوش خداوند بد گفتند، و خداوند اين را شنيده، غضبش افروخته شد، و آتش خداوند در ميان ايشان مشتعل شده، در اطراف اردو بسوخت. 2 و قوم نزد موسي فرياد برآورده، موسي نزد خداوند دعا نمود و آتش خاموش شد. 3 پس آن مكان را تَبعيرَه نام نهادند، زيرا كه آتش خداوند در ميان ايشان مشتعل شد.
4 و گروه مختلف كه در ميان ايشان بودند، شهوت پرست شدند، و بنياسرائيل باز گريان شده، گفتند: «كيست كه ما را گوشت بخوراند! 5 ماهياي را كه در مصر مفت ميخورديم و خيار و خربوزه و تره و پياز و سير را بياد ميآوريم. 6 و الا´ن جان ما خشك شده، و چيزي نيست و غير از اين مَنّ، در نظر ما هيچ نميآيد!»
7 و مَنّ مثل تخم گشنيز بود و شكل آن مثل شكل مُقُل. 8 و قوم گردش كرده، آن را جمع مينمودند، و آن را در آسيا خرد ميكردند يا در هاون ميكوبيدند، و در ديگها پخته، گِرْدهها از آن ميساختند. و طعم آن مثل طعم قرصهاي روغني بود. 9 و چون شبنم در وقت شب بر اردوميباريد، منّ نيز بر آن ميريخت.
10 و موسي قوم را شنيد كه با اهل خانة خود هر يك به در خيمة خويش ميگريستند، و خشم خداوند به شدت افروختهشد، و در نظر موسي نيز قبيح آمد. 11 و موسي به خداوند گفت: «چرا به بندة خود بدي نمودي؟ و چرا در نظر تو التفات نيافتم كه بار جميع اين قوم را بر من نهادي؟ 12 آيا من به تمامي اين قوم حامله شده، يا من ايشان را زاييدهام كه به من ميگويي ايشان را در آغوش خود بردار، به زميني كه براي پدران ايشان قسم خوردي مثل لالا كه طفل شيرخواره را برميدارد؟ 13 گوشت از كجا پيدا كنم تا به همة اين قوم بدهم؟ زيرا نزد من گريان شده، ميگويند ما را گوشت بده تا بخوريم. 14 من به تنهايي نميتوانم تحمل تمامي اين قوم را بنمايم زيرا بر من زياد سنگين است. 15 و اگر با من چنين رفتار نمايي، پس هرگاه در نظر تو التفات يافتم مرا كشته، نابود ساز تا بدبختي خود را نبينم.»
16 پس خداوند موسي را خطاب كرده، گفت: «هفتاد نفر از مشايخ بنياسرائيل كه ايشان را ميداني كه مشايخ قوم و سروران آنها ميباشند نزد من جمع كن، و ايشان را به خيمة اجتماع بياور تا در آنجا با تو بايستند. 17 و من نازل شده، در آنجا با تو سخن خواهم گفت، و از روحي كه بر توست گرفته، بر ايشان خواهم نهاد تا با تو متحمل بار اين قوم باشند و تو به تنهايي متحمل آن نباشي.
18 «و قوم را بگو كه براي فردا خود را تقديس نماييد تا گوشت بخوريد، چونكه در گوش خداوند گريان شده، گفتيد، كيست كه ما را گوشت بخوراند! زيرا كه در مصر ما را خوش ميگذشت! پس خداوند شما را گوشت خواهد داد تابخوريد. 19 نه يك روز و نه دو روز خواهيد خورد، و نه پنج روز و نه ده روز و نه بيست روز، 20 بلكه يك ماه تمام تا از بيني شما بيرون آيد و نزد شما مكروه شود، چونكه خداوند را كه در ميان شماست رد نموديد، و به حضور وي گريان شده، گفتيد، چرا از مصر بيرون آمديم.»
21 موسي گفت: «قومي كه من در ميان ايشانم، ششصد هزار پيادهاند و تو گفتي ايشان را گوشت خواهم داد تا يك ماه تمام بخورند. 22 آيا گلهها و رمهها براي ايشان كشته شود تا براي ايشان كفايت كند؟ يا همة ماهيان دريا براي ايشان جمع شوند تا براي ايشان كفايت كند؟»
23 خداوند موسي را گفت: «آيا دست خداوند كوتاه شده است؟ الا´ن خواهي ديد كه كلام من بر تو واقع ميشود يا نه.»
24 پس موسي بيرون آمده، سخنان خداوند را به قوم گفت، و هفتاد نفر از مشايخ قوم را جمع كرده، ايشان را به اطراف خيمه برپا داشت. 25 و خداوند در ابر نازل شده، با وي تكلم نمود، و از روحي كه بر وي بود، گرفته، بر آن هفتاد نفر مشايخ نهاد و چون روح بر ايشان قرار گرفت، نبوت كردند، ليكن مزيد نكردند.
26 اما دو نفر در لشكرگاه باقي ماندند كه نام يكي اَلْداد بود و نام ديگري ميداد، و روح بر ايشان نازل شد و نامهاي ايشان در ثبت بود، ليكن نزد خيمه نيامده، در لشكرگاه نبوت كردند. 27 آنگاه جواني دويد و به موسي خبر داده، گفت: «الداد و ميداد در لشكرگاه نبوت ميكنند.»
28 و يوشع بن نون خادم موسي كه از برگزيدگان او بود، در جواب گفت: «اي آقايم موسي ايشان را منع نما!»
29 موسي وي را گفت: «آيا تو براي من حسدميبري؟ كاشكه تمامي قوم خداوند نبي ميبودند و خداوند روح خود را بر ايشان افاضه مينمود!» 30 پس موسي با مشايخ اسرائيل به لشكرگاه آمدند.
31 و بادي از جانب خداوند وزيده، سَلوي' را از دريا برآورد و آنها را به اطراف لشكرگاه تخميناً يك روز راه به اين طرف و يك روز راه به آن طرف پراكنده ساخت، و قريب به دو ذراع از روي زمين بالا بودند. 32 و قوم برخاسته تمام آن روز و تمام آن شب و تمام روز ديگر سَلوي' را جمع كردند و آنكه كمتر يافته بود، ده حومر جمع كرده بود، و آنها را به اطراف اردو براي خود پهن كردند. 33 و گوشت هنوز در ميان دندان ايشان ميبود پيش از آنكه خاييده شود، كه غضب خداوند بر ايشان افروخته شده، خداوند قوم را به بلاي بسيار سخت مبتلا ساخت. 34 و آن مكان را قِبْروت هَتّاوَه ناميدند، زيرا قومي را كه شهوتپرست شدند، در آنجا دفن كردند.
35 و قوم از قِبْروت هَتّاوَه به حضيروت كوچ كرده، در حضيروت توقف نمودند. ترجمه تفسیری آتشي از جانب خداوند
قـوم اسرائيـل بخاطر سختيهاي خود لب به شكايت گشودند. خداوند شكايت آنها را شنيد و غضبش افروخته شد. پس آتش خداوند از يك گوشه اردو شروع به نابود كردن قوم كرد. 2 ايشان فرياد سر داده، ازموسي كمك خواستند وچون موسي براي آنان دعا كرد، آتش متوقف شد. 3 از آن پس آنجا را «تبعيره» (يعني «سوختن») ناميدند، چون در آنجا آتش خداوند در ميان ايشان مشتعل شده بود.
انتخاب هفتاد رهبر
4و5 غريباني كه از مصر همراه ايشان آمده بودند در آرزوي چيزهاي خوب مصر اظهار دلتنگي ميكردند و اين خود بر نارضايتي قوم اسرائيل ميافزود بطوري كه نالهكنان ميگفتند: «اي كاش كمي گوشت ميخورديم! چه ماهيهاي لذيذي در مصر ميخورديم! چه خيار و خربزهايي! چه تره و سير و پيازي! 6 ولي حالا قوتي براي ما نمانده است، چون چيزي براي خوردن نداريم جز اين مَنّ!»
7 (مَنّ، به اندازه تخم گشنيز و به رنگ سفيد مايل به زرد بود. 8 بنياسرائيل آن را از روي زمين جمعكرده، ميكوبيدند و بصورت آرد درميآوردند، سپس، از آن آرد، قرصهاي نان ميپختند. طعم آن مثل طعم نانهاي روغني بود. 9 مَنّ با شبنم شامگاهي به زمين مينشست.)
10و11 موسي صداي تمام خانوادههايي را كه در اطراف خيمههاي خود ايستاده گريه ميكردند شنيد. او از اين امر بسيار ناراحت شد و به خداوند كه خشمش برافروخته بود، عرض كرد: «چرا مرا دراين تنگنا گذاشتهاي؟ مگر من چه كردهام كه از من ناراضي شده، بار اين قوم را بردوش من گذاشتهاي؟ 12 آيا اينها بچههاي من هستند؟ آيا من آنها را زاييدهام كه به من ميگويي آنها را مانند دايه در آغوش گرفته، به سرزمين موعود ببرم؟ 13 براي اين همه جمعيت چگونه گوشت تهيه كنم؟ زيرا نزد من گريه كرده، ميگويند: به ما گوشت بده! 14 من به تنهايي نميتوانم سنگيني بار اين قوم را تحمل كنم. اين باري است بسيار سنگيـن! 15 اگر ميخواهي با من چنين كني، درخواست ميكنم مرا بكشي و از اين وضع طاقتفرسا نجات دهي!»
16 پس خداوند به موسي فرمود: «هفتاد نفر از رهبران قوم اسرائيل را به حضور من بخوان. آنها را به خيمه عبادت بياور تا در آنجا با تو بايستند. 17 من نزول كرده، در آنجا با تو سخن خواهم گفت و از روحي كه بر تو قرار دارد گرفته، بر ايشان نيز خواهم نهاد تا با تو متحمل بار اين قوم شوند و تو تنها نباشي.
18 «به بنياسرائيل بگو كه خود را طاهر سازند، چون فردا گوشت به آنها ميدهم تا بخورند. به ايشان بگو كه خداوند نالههاي شما را شنيده است كه گفتهايد: اي كاش گوشت براي خوردن ميداشتيم. وقتي در مصر بوديم وضع ما بهتر بود! 19و20 نه براي يك روز، دو روز، پنج روز، ده روز، بيست روز، بلكه براي يك ماه تمام گوشت خواهيد خورد بحدي كه از دماغتان درآيد و از آن بيزار شويد، زيرا خدايي را كه در ميان شماست رد نموده، از فراق مصر گريه كرديد.»
21 ولي موسي عرض كرد: «تنها تعداد مردان پياده قوم ششصد هزار نفر است و آنوقت تو قول ميدهيكه يك ماه تمام گوشت به اين قوم بدهي؟ 22 اگر ما تمام گلهها و رمههاي خود را سر ببريم باز هم كفاف نخواهد داد! و اگر تمام ماهيان دريا را هم بگيريم اين قوم را نميتوانيم سير كنيم!»
23 خداوند به موسي فرمود: «آيا من ناتوان شدهام؟ بزودي خواهي ديد كه قول من راست است يا نه.»
24 پس موسي خيمه عبادت را ترك نموده، سخنان خداوند را به گوش قوم رسانيد و هفتاد نفر از رهبران بنياسرائيل را جمع كرده، ايشان را در اطراف خيمه عبادت برپا داشت. 25 خداوند در ابر نازل شده، با موسي صحبت كرد و از روحي كه بر موسي قرار داشت گرفته، بر آن هفتاد رهبر قوم نهاد. وقتي كه روح بر ايشان قرار گرفت براي مدتي نبوت كردند.
26 دو نفر از آن هفتاد نفر به نامهاي الداد و ميداد، در اردوگاه مانده و به خيمه نرفته بودند، ولي روح بر ايشان نيز قرار گرفت و در همان جايي كه بودند نبوت كردند. 27 جواني دويده، اين واقعه را براي موسي تعريف كرد 28 و يوشع پسر نون كه يكي از دستياران منتخب موسي بود اعتراض نموده، گفت: «اي سرور من، جلو كار آنها را بگير!»
29 ولي موسي جواب داد: «آيا تو بجاي من حسادت ميكني؟ اي كاش تمامي قوم خداوند نبي بودند و خداوند روح خـود را بر همه آنها مينهاد!» 30 بعد موسي با رهبران اسرائيل به اردوگاه بازگشت.
خداوند بلدرچين ميفرستد
31 خداوند بادي وزانيد كه از دريا بلدرچين آورد. بلدرچينها اطراف اردوگاه را از هر طرف به مسافت چند كيلومتر در ارتفاعي قريب يك متر از سطح زمين پر ساختند. 32 بنياسرائيل تمام آن روز و شب و روز بعد از آن، بلدرچين گرفتند. حداقل وزن پرندگاني كه هر كس جمع كرده بود قريب سيصد من بود. به منظور خشك كردن بلدرچينها، آنها را در اطراف اردوگاه پهن كردند. 33 ولي بمحض اينكه شروع به خوردن گوشت نمودند، خشم خداوند بر قوم اسرائيل افروخته شد و بلايي سخت نازل كرده، عده زيادي از آنان را از بين برد. 34 پس آن مكان را «قبروت هتاوه» (يعني«قبرستان حرص و ولع») ناميدند، چون در آنجا اشخاصي را دفن كردند كـه براي گوشت و سـرزمين مصـر حريص شده بودند.
35 قوم اسرائيل از آنجا به حضيروت كوچ كرده، مدتي در آنجا ماندند.
راهنما
بابهاي 10 و 11 . حركت به سوي سرزمين موعود
قوم، يك سال در كوه سينا ساكن بودند. سپس ابر حركت كرد. شيپورهاي نقرهاي به صدا در آمد. يهودا حركت را آغاز كرد و قوم به راه افتادند.
پس از سه روز در تبعيره، قوم شروع به شكايت كردند (10 : 33 ؛ 11 : 1 - 3). اين كار تخصّص آنها بود. خوب ميدانستند چگونه شكايت كنند. خدا برايشان بلدرچين فرستاد، ولي آنها را به بلايي سخت مبتلا كرد.(به خروج 16 مراجعه كنيد).
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]