کتاب تثنیه
مدیران انجمن: رونین, شوراي نظارت

-
- پست: 5234
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1747 بار
- سپاسهای دریافتی: 4179 بار
- تماس:
11 خداوند را دوست بدارید و اطاعت کنید
خدا را دوست بدار
پس يَهُوَه خداي خود را دوست بدار، و وديعت و فرايض و احكام و اوامر او را در همه وقت نگاهدار. 2 و امروز بدانيد، زيرا كه به پسران شما سخن نميگويم كه ندانستهاند، و تأديب يَهُوَه خداي شما را نديدهاند، و نه عظمت و دست قوي و بازوي افراشته او را، 3 و آيات و اعمال او را كه در ميان مصر، به فرعون، پادشاه مصر، و به تمامي زمين او بظهور آورد، 4 و آنچه را كه به لشكر مصريان، به اسبها و به ارابههاي ايشان كرد، كه چگونه آب بحر قلزم را برايشان جاري ساخت، وقتي كه شما را تعاقب مينمودند، و چگونه خداوند ، ايشان را تا به امروز هلاك ساخت، 5 و آنچه را كه براي شما در بيابان كرد تاشما به اينجا رسيديد، 6 و آنچه را كه به داتان و ابيرام پسران اليآب بن رؤبين كرد، كه چگونه زمين دهان خود را گشوده، ايشان را و خاندان و خيمههاي ايشان را، و هر ذيحيات را كه همراه ايشان بود در ميان تمامي اسرائيل بلعيد. 7 ليكن چشمان شما تمامي اعمال عظيمه خداوند را كه كرده بود، ديدند.
8 پس جميع اوامري را كه من امروز براي شما امر ميفرمايم نگاه داريد، تا قوي شويد و داخل شده، زميني را كه براي گرفتن آن عبور ميكنيد، به تصرف آوريد. 9 و تا در آن زميني كه خداوند براي پدران شما قَسَم خورد كه آن را به ايشان و ذريّت ايشان بدهد، عمر دراز داشته باشيد، زميني كه به شير و شهد جاري است. 10 زيرا زميني كه تو براي گرفتن آن داخل ميشوي، مثل زمين مصر كه از آن بيرون آمدي نيست، كه در آن تخم خود را ميكاشتي و آن را مثل باغ بُقُول به پاي خود سيراب ميكردي. 11 ليكن زميني كه شما براي گرفتنش به آن عبور ميكنيد، زمين كوهها و درّههاست كه از بارش آسمان آب مينوشد، 12 زميني است كه يَهُوَه خدايت برآن التفات دارد و چشمان يَهُوَه خدايت از اول سال تا آخر سال پيوسته بر آن است.
13 و چنين خواهد شد كه اگر اوامري را كه من امروز براي شما امر ميفرمايم، بشنويد، و يَهُوَه خداي خود را دوست بداريد، و او را به تمامي دل و به تمامي جان خود عبادت نماييد، 14 آنگاه باران زمين شما يعني باران اولين و آخرين را در موسمش خواهم بخشيد، تا غلّه و شيره و روغنخود را جمع نمايي. 15 و در صحراي تو برايبهايمت علف خواهم داد تا بخوري و سير شوي. 16 باحذر باشيد مبادا دل شما فريفته شود و برگشته، خدايان ديگر را عبادت و سجده نماييد. 17 و خشم خداوند برشما افروخته شود، تا آسمان را مسدود سازد، و باران نبارد، و زمين محصول خود را ندهد و شما از زمين نيكويي كه خداوند به شما ميدهد، بزودي هلاك شويد.
18 پس اين سخنان مرا در دل و جان خود جا دهيد، و آنها را بر دستهاي خود براي علامت ببنديد، و در ميان چشمان شما عصابه باشد. 19 و آنها را به پسران خود تعليم دهيد، و حين نشستنت در خانه خود، و رفتنت به راه، و وقت خوابيدن و برخاستنت از آنها گفتگو نماييد. 20 و آنها را بر باهوهاي در خانه خود و بر دروازههاي خود بنويسيد، 21 تا ايّام شما و ايّام پسران شما بر زميني كه خداوند براي پدران شما قَسَم خورد كه به ايشان بدهد، كثير شود، مثل ايّام افلاك بر بالاي زمين.
22 زيرا اگر تمامي اين اوامر را كه من به جهت عمل نمودن به شما امر ميفرمايم، نيكو نگاه داريد، تا يَهُوَه خداي خود را دوست داريد، و در تمامي طريقهاي او رفتار نموده، به او مُلصق شويد، 23 آنگاه خداوند جميع اين امتها را از حضور شما اخراج خواهد نمود، و شما امتهاي بزرگتر و قويتر از خود را تسخير خواهيد نمود. 24 هرجايي كه كف پاي شما برآن گذارده شود، از آن شما خواهد بود، از بيابان و لبنان و از نهر، يعني نهر فرات تا درياي غربي، حدود شما خواهد بود. 25 و هيچكس ياراي مقاومت با شمانخواهد داشت، زيرا يَهُوَه خداي شما ترس و خوف شما را بر تمامي زمين كه به آن قدم ميزنيد مستولي خواهد ساخت، چنانكه به شما گفته است.
26 اينك من امروز بركت و لعنت پيش شما ميگذارم. 27 اما بركت، اگر اوامر يَهُوَه خداي خود را كه من امروز به شما امر ميفرمايم، اطاعت نماييد. 28 و اما لعنت، اگر اوامر يَهُوَه خداي خود را اطاعت ننموده، از طريقي كه من امروز به شما امر ميفرمايم برگرديد، و خدايان غير را كه نشناختهايد، پيروي نماييد. 29 و واقع خواهد شد كه چون يَهُوَه، خدايت، تو را به زميني كه به جهت گرفتنش به آن ميروي داخل سازد، آنگاه بركت را بر كوه جَرِزّيم و لعنت را بر كوه اِيْبال خواهي گذاشت. 30 آيا آنها به آنطرف اُرْدُنّ نيستند پُشت راه غروب آفتاب، در زمين كنعانياني كه در عَرَبه ساكنند مقابل جِلْجال نزد بلوطهاي مُورَه.
31 زيرا كه شما از اُرْدُنّ عبور ميكنيد تا داخل شده، زميني را كه يَهُوَه خدايت به تو ميبخشد به تصرف آوريد، و آن را خواهيد گرفت و در آن ساكن خواهيد شد. 32 پس متوجه باشيد تا جميع اين فرايض و احكامي را كه من امروز پيش شما ميگذارم، به عمل آوريد. ترجمه تفسیری خداوند را دوست بداريد و اطاعت كنيد
خداونـد، خدايتـان را دوسـت بداريـد و اوامرش را هميشه اطاعت كنيد. 2 گوش كنيد! من با فرزندان شما سخن نميگويم كه مزه تنبيه خداوند را نچشيده و بزرگي و قدرت مهيبش را نديدهاند. 3 ايشان آنجا نبودند تا معجزاتي را كه او در مصر عليه فرعون و تمامي سرزمينش انجام داد ببيننـد. 4 آنها نديدهاند كه خداوند با لشكر مصر و با اسبان و عرابههاي ايشان چه كرد و چگونه كساني را كه در تعقيب شما بودند در درياي سرخ غرق نموده، هلاك كرد. 5 آنها نديدهاند در طول سالهايي كه شما در بيابان سرگردان بوديد، چگونه خداوند بارها از شما مراقبت كرده است تا شما را به اينجا برساند. 6 آنها آنجا نبودند وقتي كه داتان و ابيرام، پسران الياب، از نسل رئوبين، مرتكب گناه شدند و زمين دهان باز كرده، جلو چشم تمامي قوم اسرائيل آنها را با خانواده و خيمه و اموالشان بلعيد.
7 ولي شما با چشمانتان اين معجزات عظيم را ديدهايد. 8 پس اين فرمانهايي را كه امروز به شما ميدهم با دقت اطاعت كنيد تا توانايي آن را داشته باشيد كه سرزميني را كه بزودي وارد آن ميشويد تصرف كنيد.
9 اگر از اين اوامر اطاعت كنيد در سرزميني كه خداوند به پدرانتان و به شما كه فرزندان ايشان هستيد وعده داد، عمر طولاني و خوبي خواهيد داشت، در سرزميني كه شير و عسل در آن جاري است. 10 چون سرزميني كه بزودي وارد آن ميشويد و آن را تصاحب ميكنيد مثل سرزمين مصر كه از آنجا آمدهايد نيست و احتياجي به آبياري ندارد. 11 سرزمين كوهها و درههاي پر آب است. 12 سرزميني است كه خداوند، خدايتان خود از آن مراقبت ميكند و چشمان او دايم در تمامي سال بر آن دوخته شده است.
13 اگر شما تمام فرامين او را كه من امروز به شما ميدهم با دقت اطاعت كنيد و اگر خداوند، خدايتان را با تمامي دل و جان دوست داشته باشيد و او را پرستش كنيد 14 آنوقت او باز هم باران را به موقعخواهد فرستاد تا غله، شراب تازه و روغن زيتون فراوان داشته باشيد. 15 او به شما مراتع سرسبز براي چريدن گلههايتان خواهد داد و خود نيز غذاي كافي خواهيد داشت كه بخوريد و سير شويد.
16 ولي هوشيار باشيد كه دلهايتان از خداوند برنگردد تا خدايان ديگر را بپرستيد، 17 چون اگر چنين كنيد خشم خداوند نسبت به شما افروخته شده، آسمانها را خواهد بست و ديگر باران نخواهد باريد و شما محصولي نخواهيد داشت، و بزودي در سرزمين حاصلخيزي كه خداوند به شما داده است نابود خواهيد شد. 18 بنابراين، اين فرمانها را در دل و جان خود جاي دهيد. آنها را به دستهاي خود و همچنين به پيشانيتان ببنديد تا هميشه به خاطر داشته باشيد كه بايد آنها را اطاعت كنيد. 19 آنها را به فرزندان خود بياموزيد و هميشه درباره آنها صحبت كنيد، خواه در خانه باشيد خواه در بيرون، خواه هنگام خواب باشد خواه اول صبح. 20 آنها را بر سر در منازل خود و بر دروازههايتان بنويسيد. 21 آنگاه تا زمين و آسمان باقي است شما و فرزندانتان در سرزميني كه خداوند به پدرانتان وعده داد زندگي خواهيد كرد.
22 اگر با دقت همه دستوراتي را كه به شما ميدهم اطاعت كرده، خداوند، خدايتان را دوست بداريد و آنچه را كه او ميخواهد انجام داده، از او جدا نشويد 23 آنوقت خداوند همه قومهايي را كه با شما مقاومت ميكنند، هر قدر هم از شما بزرگتر و قويتر باشند، بيرون خواهد كرد و شما زمينهايشان را تسخير خواهيد نمود. 24 هر جا كه قدم بگذاريد به شما تعلق خواهد داشت. مرزهايتان از بيابان نِگِب در جنوب تا لبنان در شمال، و از رود فرات در مشرق تا درياي مديترانه در مغرب خواهد بود. 25 هيچكس ياراي مقاومت با شما را نخواهد داشت، چون خداوند، خدايتان همانطور كه قول داده است هر جا كه برويد ترس شما را در دل مردمي كه با آنها روبرو ميشويد، خواهد گذاشت.
26 من امروز به شما حق انتخاب ميدهم تا بين بركت و لعنت يكي را انتخاب كنيد. 27 اگر فرامين خداوند، خدايتان را كه امروز به شما ميدهم اطاعتكنيد بركت خواهيد يافت 28 و اگر از آنها سرپيچي كرده، خدايان قومهاي ديگر را پرستش كنيد، مورد لعنت قرار خواهيد گرفت. 29 وقتي كه خداوند، خدايتان شما را وارد سرزميني ميكند كه بايد آن را تصرف كنيد، از كوه جَرِزيم بركت و از كوه عيبال، لعنت اعلام خواهد شد. 30 (جَرِزيم و عيبال كوههايي هستند در غرب رود اردن، يعني در سرزمين كنعانيهايي كه در آنجا در اراضي بياباني نزديك جلجال زندگي ميكنند، بلوطستان موره هم در آنجا قرار دارد.) 31 شما بزودي از رود اردن عبور كرده، در سرزميني كه خداوند به شما ميدهد ساكن خواهيد شد. 32 فراموش نكنيد كه در آنجا بايد همه قوانيني را كه امروز به شما ميدهم اطاعت كنيد.
راهنما
باب 11 . بركاتِ اطاعت
يك باب مهم. موضوع اين باب نيز همچون بابهاي 6 و 28، درخواست وقف به كلام خدا و اطاعت از فرمانهاي او به عنوان اساس سعادت ملي است، و شامل وعدههاي شگفتآور و اخطارهاي تهديدآميز است.
خدا را دوست بدار
پس يَهُوَه خداي خود را دوست بدار، و وديعت و فرايض و احكام و اوامر او را در همه وقت نگاهدار. 2 و امروز بدانيد، زيرا كه به پسران شما سخن نميگويم كه ندانستهاند، و تأديب يَهُوَه خداي شما را نديدهاند، و نه عظمت و دست قوي و بازوي افراشته او را، 3 و آيات و اعمال او را كه در ميان مصر، به فرعون، پادشاه مصر، و به تمامي زمين او بظهور آورد، 4 و آنچه را كه به لشكر مصريان، به اسبها و به ارابههاي ايشان كرد، كه چگونه آب بحر قلزم را برايشان جاري ساخت، وقتي كه شما را تعاقب مينمودند، و چگونه خداوند ، ايشان را تا به امروز هلاك ساخت، 5 و آنچه را كه براي شما در بيابان كرد تاشما به اينجا رسيديد، 6 و آنچه را كه به داتان و ابيرام پسران اليآب بن رؤبين كرد، كه چگونه زمين دهان خود را گشوده، ايشان را و خاندان و خيمههاي ايشان را، و هر ذيحيات را كه همراه ايشان بود در ميان تمامي اسرائيل بلعيد. 7 ليكن چشمان شما تمامي اعمال عظيمه خداوند را كه كرده بود، ديدند.
8 پس جميع اوامري را كه من امروز براي شما امر ميفرمايم نگاه داريد، تا قوي شويد و داخل شده، زميني را كه براي گرفتن آن عبور ميكنيد، به تصرف آوريد. 9 و تا در آن زميني كه خداوند براي پدران شما قَسَم خورد كه آن را به ايشان و ذريّت ايشان بدهد، عمر دراز داشته باشيد، زميني كه به شير و شهد جاري است. 10 زيرا زميني كه تو براي گرفتن آن داخل ميشوي، مثل زمين مصر كه از آن بيرون آمدي نيست، كه در آن تخم خود را ميكاشتي و آن را مثل باغ بُقُول به پاي خود سيراب ميكردي. 11 ليكن زميني كه شما براي گرفتنش به آن عبور ميكنيد، زمين كوهها و درّههاست كه از بارش آسمان آب مينوشد، 12 زميني است كه يَهُوَه خدايت برآن التفات دارد و چشمان يَهُوَه خدايت از اول سال تا آخر سال پيوسته بر آن است.
13 و چنين خواهد شد كه اگر اوامري را كه من امروز براي شما امر ميفرمايم، بشنويد، و يَهُوَه خداي خود را دوست بداريد، و او را به تمامي دل و به تمامي جان خود عبادت نماييد، 14 آنگاه باران زمين شما يعني باران اولين و آخرين را در موسمش خواهم بخشيد، تا غلّه و شيره و روغنخود را جمع نمايي. 15 و در صحراي تو برايبهايمت علف خواهم داد تا بخوري و سير شوي. 16 باحذر باشيد مبادا دل شما فريفته شود و برگشته، خدايان ديگر را عبادت و سجده نماييد. 17 و خشم خداوند برشما افروخته شود، تا آسمان را مسدود سازد، و باران نبارد، و زمين محصول خود را ندهد و شما از زمين نيكويي كه خداوند به شما ميدهد، بزودي هلاك شويد.
18 پس اين سخنان مرا در دل و جان خود جا دهيد، و آنها را بر دستهاي خود براي علامت ببنديد، و در ميان چشمان شما عصابه باشد. 19 و آنها را به پسران خود تعليم دهيد، و حين نشستنت در خانه خود، و رفتنت به راه، و وقت خوابيدن و برخاستنت از آنها گفتگو نماييد. 20 و آنها را بر باهوهاي در خانه خود و بر دروازههاي خود بنويسيد، 21 تا ايّام شما و ايّام پسران شما بر زميني كه خداوند براي پدران شما قَسَم خورد كه به ايشان بدهد، كثير شود، مثل ايّام افلاك بر بالاي زمين.
22 زيرا اگر تمامي اين اوامر را كه من به جهت عمل نمودن به شما امر ميفرمايم، نيكو نگاه داريد، تا يَهُوَه خداي خود را دوست داريد، و در تمامي طريقهاي او رفتار نموده، به او مُلصق شويد، 23 آنگاه خداوند جميع اين امتها را از حضور شما اخراج خواهد نمود، و شما امتهاي بزرگتر و قويتر از خود را تسخير خواهيد نمود. 24 هرجايي كه كف پاي شما برآن گذارده شود، از آن شما خواهد بود، از بيابان و لبنان و از نهر، يعني نهر فرات تا درياي غربي، حدود شما خواهد بود. 25 و هيچكس ياراي مقاومت با شمانخواهد داشت، زيرا يَهُوَه خداي شما ترس و خوف شما را بر تمامي زمين كه به آن قدم ميزنيد مستولي خواهد ساخت، چنانكه به شما گفته است.
26 اينك من امروز بركت و لعنت پيش شما ميگذارم. 27 اما بركت، اگر اوامر يَهُوَه خداي خود را كه من امروز به شما امر ميفرمايم، اطاعت نماييد. 28 و اما لعنت، اگر اوامر يَهُوَه خداي خود را اطاعت ننموده، از طريقي كه من امروز به شما امر ميفرمايم برگرديد، و خدايان غير را كه نشناختهايد، پيروي نماييد. 29 و واقع خواهد شد كه چون يَهُوَه، خدايت، تو را به زميني كه به جهت گرفتنش به آن ميروي داخل سازد، آنگاه بركت را بر كوه جَرِزّيم و لعنت را بر كوه اِيْبال خواهي گذاشت. 30 آيا آنها به آنطرف اُرْدُنّ نيستند پُشت راه غروب آفتاب، در زمين كنعانياني كه در عَرَبه ساكنند مقابل جِلْجال نزد بلوطهاي مُورَه.
31 زيرا كه شما از اُرْدُنّ عبور ميكنيد تا داخل شده، زميني را كه يَهُوَه خدايت به تو ميبخشد به تصرف آوريد، و آن را خواهيد گرفت و در آن ساكن خواهيد شد. 32 پس متوجه باشيد تا جميع اين فرايض و احكامي را كه من امروز پيش شما ميگذارم، به عمل آوريد. ترجمه تفسیری خداوند را دوست بداريد و اطاعت كنيد
خداونـد، خدايتـان را دوسـت بداريـد و اوامرش را هميشه اطاعت كنيد. 2 گوش كنيد! من با فرزندان شما سخن نميگويم كه مزه تنبيه خداوند را نچشيده و بزرگي و قدرت مهيبش را نديدهاند. 3 ايشان آنجا نبودند تا معجزاتي را كه او در مصر عليه فرعون و تمامي سرزمينش انجام داد ببيننـد. 4 آنها نديدهاند كه خداوند با لشكر مصر و با اسبان و عرابههاي ايشان چه كرد و چگونه كساني را كه در تعقيب شما بودند در درياي سرخ غرق نموده، هلاك كرد. 5 آنها نديدهاند در طول سالهايي كه شما در بيابان سرگردان بوديد، چگونه خداوند بارها از شما مراقبت كرده است تا شما را به اينجا برساند. 6 آنها آنجا نبودند وقتي كه داتان و ابيرام، پسران الياب، از نسل رئوبين، مرتكب گناه شدند و زمين دهان باز كرده، جلو چشم تمامي قوم اسرائيل آنها را با خانواده و خيمه و اموالشان بلعيد.
7 ولي شما با چشمانتان اين معجزات عظيم را ديدهايد. 8 پس اين فرمانهايي را كه امروز به شما ميدهم با دقت اطاعت كنيد تا توانايي آن را داشته باشيد كه سرزميني را كه بزودي وارد آن ميشويد تصرف كنيد.
9 اگر از اين اوامر اطاعت كنيد در سرزميني كه خداوند به پدرانتان و به شما كه فرزندان ايشان هستيد وعده داد، عمر طولاني و خوبي خواهيد داشت، در سرزميني كه شير و عسل در آن جاري است. 10 چون سرزميني كه بزودي وارد آن ميشويد و آن را تصاحب ميكنيد مثل سرزمين مصر كه از آنجا آمدهايد نيست و احتياجي به آبياري ندارد. 11 سرزمين كوهها و درههاي پر آب است. 12 سرزميني است كه خداوند، خدايتان خود از آن مراقبت ميكند و چشمان او دايم در تمامي سال بر آن دوخته شده است.
13 اگر شما تمام فرامين او را كه من امروز به شما ميدهم با دقت اطاعت كنيد و اگر خداوند، خدايتان را با تمامي دل و جان دوست داشته باشيد و او را پرستش كنيد 14 آنوقت او باز هم باران را به موقعخواهد فرستاد تا غله، شراب تازه و روغن زيتون فراوان داشته باشيد. 15 او به شما مراتع سرسبز براي چريدن گلههايتان خواهد داد و خود نيز غذاي كافي خواهيد داشت كه بخوريد و سير شويد.
16 ولي هوشيار باشيد كه دلهايتان از خداوند برنگردد تا خدايان ديگر را بپرستيد، 17 چون اگر چنين كنيد خشم خداوند نسبت به شما افروخته شده، آسمانها را خواهد بست و ديگر باران نخواهد باريد و شما محصولي نخواهيد داشت، و بزودي در سرزمين حاصلخيزي كه خداوند به شما داده است نابود خواهيد شد. 18 بنابراين، اين فرمانها را در دل و جان خود جاي دهيد. آنها را به دستهاي خود و همچنين به پيشانيتان ببنديد تا هميشه به خاطر داشته باشيد كه بايد آنها را اطاعت كنيد. 19 آنها را به فرزندان خود بياموزيد و هميشه درباره آنها صحبت كنيد، خواه در خانه باشيد خواه در بيرون، خواه هنگام خواب باشد خواه اول صبح. 20 آنها را بر سر در منازل خود و بر دروازههايتان بنويسيد. 21 آنگاه تا زمين و آسمان باقي است شما و فرزندانتان در سرزميني كه خداوند به پدرانتان وعده داد زندگي خواهيد كرد.
22 اگر با دقت همه دستوراتي را كه به شما ميدهم اطاعت كرده، خداوند، خدايتان را دوست بداريد و آنچه را كه او ميخواهد انجام داده، از او جدا نشويد 23 آنوقت خداوند همه قومهايي را كه با شما مقاومت ميكنند، هر قدر هم از شما بزرگتر و قويتر باشند، بيرون خواهد كرد و شما زمينهايشان را تسخير خواهيد نمود. 24 هر جا كه قدم بگذاريد به شما تعلق خواهد داشت. مرزهايتان از بيابان نِگِب در جنوب تا لبنان در شمال، و از رود فرات در مشرق تا درياي مديترانه در مغرب خواهد بود. 25 هيچكس ياراي مقاومت با شما را نخواهد داشت، چون خداوند، خدايتان همانطور كه قول داده است هر جا كه برويد ترس شما را در دل مردمي كه با آنها روبرو ميشويد، خواهد گذاشت.
26 من امروز به شما حق انتخاب ميدهم تا بين بركت و لعنت يكي را انتخاب كنيد. 27 اگر فرامين خداوند، خدايتان را كه امروز به شما ميدهم اطاعتكنيد بركت خواهيد يافت 28 و اگر از آنها سرپيچي كرده، خدايان قومهاي ديگر را پرستش كنيد، مورد لعنت قرار خواهيد گرفت. 29 وقتي كه خداوند، خدايتان شما را وارد سرزميني ميكند كه بايد آن را تصرف كنيد، از كوه جَرِزيم بركت و از كوه عيبال، لعنت اعلام خواهد شد. 30 (جَرِزيم و عيبال كوههايي هستند در غرب رود اردن، يعني در سرزمين كنعانيهايي كه در آنجا در اراضي بياباني نزديك جلجال زندگي ميكنند، بلوطستان موره هم در آنجا قرار دارد.) 31 شما بزودي از رود اردن عبور كرده، در سرزميني كه خداوند به شما ميدهد ساكن خواهيد شد. 32 فراموش نكنيد كه در آنجا بايد همه قوانيني را كه امروز به شما ميدهم اطاعت كنيد.
راهنما
باب 11 . بركاتِ اطاعت
يك باب مهم. موضوع اين باب نيز همچون بابهاي 6 و 28، درخواست وقف به كلام خدا و اطاعت از فرمانهاي او به عنوان اساس سعادت ملي است، و شامل وعدههاي شگفتآور و اخطارهاي تهديدآميز است.
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]

-
- پست: 5234
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1747 بار
- سپاسهای دریافتی: 4179 بار
- تماس:
12 مکانی معین جهت عبادت
تنها محل عبادت
اينهاست فرايض و احكامي كه شما در تمامي روزهايي كه بر زمين زنده خواهيد ماند، ميبايد متوجه شده، به عمل آريد، در زميني كه يَهُوَه خداي پدرانت به تو داده است، تا در آن تصرف نمايي.
2 جميع اماكن امتهايي را كه در آنها خدايانخود را عبادت ميكنند و شما آنها را اخراج مينماييد خراب نماييد، خواه بر كوههاي بلند خواه بر تلّها و خواه زير هر درخت سبز. 3 مذبحهاي ايشان را بشكنيد و ستونهاي ايشان را خرد كنيد، و اشيرههاي ايشان را به آتش بسوزانيد، و بتهاي تراشيده شده خدايان ايشان را قطع نماييد، و نامهاي ايشان را از آنجا محو سازيد. 4 با يَهُوَه خداي خود چنين عمل منماييد. 5 بلكه به مكاني كه يَهُوَه خداي شما از جميع اسباط شما برگزيند تا نام خود را در آنجا بگذارد، يعني مسكن او را بطلبيد و به آنجا برويد. 6 و به آنجا قربانيهاي سوختني و ذبايح و عُشرهاي خود، و هداياي افراشتنيِ دستهاي خويش، و نذرها و نوافل خود و نخستزادههاي رمه و گله خويش را ببريد. 7 و در آنجا بحضور يَهُوَه خداي خود بخوريد، و شما و اهل خانه شما در هر شغل دست خود كه يَهُوَه خداي شما، شما را در آن بركت دهد، شادي نماييد.
8 موافق هرآنچه ما امروز در اينجا ميكنيم، يعني آنچه در نظر هركس پسند آيد، نكنيد. 9 زيرا كه هنوز به آرامگاه و نصيبي كه يَهُوَه خداي شما، به شما ميدهد داخل نشدهايد. 10 اما چون از اُرْدُنّ عبور كرده، در زميني كه يَهُوَه، خداي شما، براي شما تقسيم ميكند، ساكن شويد، و او شما را از جميع دشمنان شما از هرطرف آرامي دهد تا در امنيّت سكونت نماييد، 11 آنگاه به مكاني كه يَهُوَه خداي شما برگزيند تا نام خود را در آن ساكن سازد، به آنجا هرچه را كه من به شما امر فرمايم بياوريد، از قربانيهاي سوختني و ذبايح و عُشرهاي خود، و هداياي افراشتنيِ دستهاي خويش، و همه نذرهاي بهترين خود كه براي خداوند نذر نماييد. 12 و به حضور يَهُوَه خداي خود شادي نماييد، شما با پسران و دختران و غلامان و كنيزان خود، و لاوياني كه درون دروازههاي شما باشند، چونكه ايشان را با شما حصّهاي و نصيبي نيست.
13 با حذر باش كه در هر جايي كه ميبيني قربانيهاي سوختني خود را نگذراني، 14 بلكه در مكاني كه خداوند در يكي از اسباط تو برگزيند در آنجا قربانيهاي سوختني خود را بگذراني، و در آنجا هرچه من به تو امر فرمايم، به عمل آوري.
15 ليكن گوشت را برحسب تمامي آرزوي دلت، موافق بركتي كه يَهُوَه خدايت به تو دهد، در همه دروازههايت ذبح كرده، بخور؛ اشخاص نجس و طاهر از آن بخورند چنانكه از غزال و آهو ميخورند. 16 ولي خون را نخور؛ آن را مثل آب بر زمين بريز. 17 عُشر غلّه و شيره و روغن و نخستزاده رمه و گله خود را در دروازههاي خود مخور، و نه هيچ يك از نذرهاي خود را كه نذر ميكني و از نوافل خود و هداياي افراشتني دست خود را. 18 بلكه آنها را به حضور يَهُوَه خدايت در مكاني كه يَهُوَه خدايت برگزيند، بخور، تو و پسرت و دخترت و غلامت و كنيزت و لاوياني كه درون دروازههاي تو باشند، و به هرچه دست خود را برآن بگذاري به حضور يَهُوَه خدايت شادي نما. 19 با حذر باش كه لاويان را در تمامي روزهايي كه در زمين خود باشي، ترك ننمايي.
20 چون يَهُوَه، خدايت، حدود تو را بطوري كه تو را وعده داده است، وسيع گرداند، و بگويي كه گوشت خواهم خورد، زيرا كه دل تو به گوشتخوردن مايل است، پس موافق همه آرزوي دلت گوشت را بخور. 21 و اگر مكاني كه يَهُوَه، خدايت، برگزيند تا اسم خود را در آن بگذارد از تو دور باشد، آنگاه از رمه و گله خود كه خداوند به تو دهد ذبح كن، چنانكه به تو امر فرمودهام و از هرچه دلت بخواهد در دروازههايت بخور. 22 چنانكه غزال و آهو خورده شود، آنها را چنين بخور؛ شخص نجس و شخص طاهر از آن برابر بخورند. 23 ليكن هوشيار باش كه خون را نخوري زيرا خون جان است و جان را با گوشت نخوري. 24 آن را مخور، بلكه مثل آب برزمينش بريز. 25 آن را مخور تا براي تو و بعد از تو براي پسرانت نيكو باشد هنگامي كه آنچه در نظر خداوند راست است، بجا آوري. 26 ليكن موقوفات خود را كه داري و نذرهاي خود را برداشته، به مكاني كه خداوند برگزيند، برو. 27 و گوشت و خون قربانيهاي سوختني خود را بر مذبح يَهُوَه خدايت بگذران و خون ذبايح تو برمذبح يَهُوَه خدايت ريخته شود و گوشت را بخور.
28 متوجه باش كه همه اين سخناني را كه من به تو امر ميفرمايم بشنوي تا براي تو و بعد از تو براي پسرانت هنگامي كه آنچه در نظر يَهُوَه، خدايت، نيكو و راست است بجا آوري تا به ابد نيكو باشد.
29 وقتي كه يَهُوَه، خدايت، امتهايي را كه به جهت گرفتن آنها به آنجا ميروي، از حضور تو منقطع سازد، و ايشان را اخراج نموده، در زمين ايشان ساكن شوي. 30 آنگاه باحذر باش، مبادا بعد از آنكه از حضور تو هلاك شده باشند به دام گرفتهشده، ايشان را پيروي نمايي و درباره خدايان ايشان دريافت كرده، بگويي كه اين امتها خدايان خود را چگونه عبادت كردند تا من نيز چنين كنم. 31 با يَهُوَه، خداي خود، چنين عمل منما، زيرا هرچه را كه نزد خداوند مكروه است و از آن نفرت دارد، ايشان براي خدايان خود ميكردند، حتي اينكه پسران و دختران خود را نيز براي خدايان خود به آتش ميسوزانيدند. 32 هر آنچه من به شما امر ميفرمايم متوجه شويد، تا آن را به عمل آوريد، چيزي برآن ميفزاييد و چيزي از آن كم نكنيد. ترجمه تفسیری وقتي به سرزميني ميرسيد كه خداوند، خداي پدرانتان آن را به شما داده است، بايد اين اوامر را تا وقتي كه در آن سرزمين زندگي ميكنيد، اطاعت نماييد.
2 در هر جا كه بتخانهاي ميبينيد، چه در بالاي كوهها و تپهها، و چه در زير درختان، بايد آن را نابود كنيد. 3 قربانگاههاي بتپرستان را بشكنيد، ستونهايي را كه ميپرستند خرد كنيد، مجسمههاي شرمآورشان را بسوزانيد و بتهاي آنها را قطعه قطعه كنيد و چيزي باقي نگذاريد كه شما را به ياد آنها بيندازد.
4و5 مانند بتپرستان در هر جا براي خداوند، خدايتان قرباني نكنيد، بلكه در محلي كه خودش در ميان قبيلههاي اسرائيل بعنوان عبادتگاه خود انتخاب ميكند، او را عبادت نماييد. 6 قربانيهاي سوختني و ساير قربانيها، عشر داراييتان، هداياي مخصوص، هداياي نذري، هداياي داوطلبانه، و نخستزادههاي گلهها و رمههايتان را به آنجا بياوريد. 7 در آنجا شما و خانوادههايتان در حضور خداوند، خدايتان خواهيد خورد و از دسترنج خود لذت خواهيد برد، زيرا او شما را بركت داده است.
8و9 وقتي به سرزميني كه در آنجا خداوند، خدايتان به شما صلح و آرامش ميبخشد رسيديد،ديگر نبايد مثل امروز هر جا كه خواستيد او را عبادت كنيد. 10 زماني كه از رود اردن بگذريد و در آن سرزمين اقامت كنيد و خداوند به شما آرامش ببخشد و شما را از دست دشمنانتان حفظ كند، 11 آنگاه بايد تمام قربانيهاي سوختني و ساير هداياي خود را كه به شما امر كردهام به عبادتگاه او در محلي كه خود انتخاب خواهد كرد بياوريد. 12 در آنجا با پسران و دختران، غلامان و كنيزان خود، در حضور خداوند شادي خواهيد كرد. به خاطر داشته باشيد كه لاويهاي شهرتان را به جشن و شادي خود دعوت كنيد، چون ايشان زميني از خود ندارند.
13 قربانيهاي سوختني خود را نبايد در هر جايي كه رسيديد قرباني كنيد. 14 آنها را فقط در جايي ميتوانيد قرباني كنيد كه خداوند انتخاب كرده باشد. او در زميني كه به يكي از قبيلهها اختصاص يافته است محلي را انتخاب خواهد كرد. تنها آنجاست كه ميتوانيد قربانيها و هداياي خود را تقديم كنيد. 15 ولي حيواناتي را كه گوشتشان را ميخوريد ميتوانيد در هر جا سر ببريد همانطور كه غزال و آهو را سر ميبريد. از اين گوشت هر قدر ميل داريد و هر وقت كه خداوند به شما بدهد، بخوريد. كساني كه شرعاً نجس باشند نيز ميتوانند آن را بخورند. 16 تنها چيزي كه نبايد بخوريد خون آن است كه بايد آن را مثل آب بر زمين بريزيد.
17 ولي هيچكدام از هدايا را نبايد در خانه بخوريد، نه عشر غله و شراب تازه و روغن زيتونتان و نه نخستزاده گلهها و رمههايتان و نه چيزي كه براي خداوند نذر كردهايد و نه هداياي داوطلبانه و نه هداياي مخصوصتان. 18 همه اينها را بايد به قربانگاه بياوريد و همراه فرزندان خود و لاويهايي كه در شهر شما هستند، در آنجا در حضور خداوند، خدايتان آن خوراكيها را بخوريد. او به شما خواهد گفت كه اين قربانگاه در كجا بايد ساخته شود. در هر كاري كه ميكنيد در حضور خداوند، خدايتان شادي كنيد. 19 (ضمناً مواظب باشيد لاويها را فراموش نكنيد.)
20-23 هنگامي كه خداوند، خدايتان طبق وعده خود مرزهايتان را توسعه دهد اگر قربانگاه از شما دورباشد آنگاه ميتوانيد گلهها و رمههايتان را كه خداوند به شما ميبخشد، در هر وقت و در هر جا كه خواستيد سر ببريد و بخوريد، همانطور كه غزال و آهويتان را سر ميبريد و ميخوريد. حتي اشخاصي كه شرعاً نجس هستند ميتوانند آنها را بخورند. اما مواظب باشيد گوشت را با خونش كه بدان حيات ميبخشد، نخوريد، 24و25 بلكه خون را مثل آب بر زمين بريزيد. اگر چنين كنيد، خداوند از شما راضي خواهد شد و زندگـي شمـا و فرزندانتان بـه خيـر خواهـد بـود. 26و27 آنچه را كه به خداوند وقف ميكنيد، و هدايايي را كه نذر كردهايد و قربانيهاي سوختني خود را به قربانگاه ببريد. اينها را بايد فقط بر قربانگاه خداوند، خدايتان قرباني كنيد. خون را بايد روي قربانگاه ريخته، گوشت آن را بخوريد.
28 مواظب باشيد آنچه را كه به شما امر ميكنم، اطاعت كنيد. اگر آنچه در نظر خداوند، خدايتان پسنديده است انجام دهيد، همه چيز براي شما و فرزندانتان تا به ابد به خير خواهد بود. 29 وقتي خداوند، قومهاي سرزميني راكه درآن زندگيخواهيد كرد نابود كند، 30 در پرستيدن خدايانشان از ايشان پيروي نكنيد وگرنه در دام مهلكي گرفتار خواهيد شد. سؤال نكنيد كه اين قومها چگونه خدايانشان را ميپرستند و بعد رفته مثل آنها پرستش كنيد. 31 هرگز نبايد چنين اهانتي به خداوند، خدايتان بكنيد. اين قومها كارهاي ناپسندي را كه خداوند از آنها نفرت دارد، براي خدايانشان بجا ميآورند. آنها حتي پسران و دخترانشان را براي خدايانشان ميسوزانند. 32 تمام اوامري را كه به شما ميدهم اطاعت كنيد. چيزي به آنها نيافزاييد و چيزي هم از آنها كم نكنيد.
راهنما
بابهاي 12 و 13 و 14 و 15 . احكام مختلف
نابود كردن همة بتها. موسي كه در مركز بتپرستيِ مصر پرورش يافته بود، و در تمام عمر خود در ميان اقوام بتپرست زيسته بود، هرگز با بتپرستي سازش نكرد؛ و همان طور كه همواره هشدار داده بود، بتپرستي موجب ويراني قوم بود.
«شادي»: توجه كنيد كه اين واژه چندين بار تكرار شده (12 : 7 ، 12 ، 18 ؛ 14 : 26 ؛ 28 : 47). اين از عبارات محبوب مزامير و رسالات است.
حيوانات پاك و ناپاك (4 : 1 - 21، و نيز لاويان 11). عشرها (14 : 22 - 29 ، و نيز لاويان 27). سال سبت (15 : 1 - 11، و نيز لاويان 25). بردگي (15 : 12 - 18 ، و نيز لاويان 19). نوبر محصول (15 : 19 - 23، و نيز لاويان 27).
تنها محل عبادت
اينهاست فرايض و احكامي كه شما در تمامي روزهايي كه بر زمين زنده خواهيد ماند، ميبايد متوجه شده، به عمل آريد، در زميني كه يَهُوَه خداي پدرانت به تو داده است، تا در آن تصرف نمايي.
2 جميع اماكن امتهايي را كه در آنها خدايانخود را عبادت ميكنند و شما آنها را اخراج مينماييد خراب نماييد، خواه بر كوههاي بلند خواه بر تلّها و خواه زير هر درخت سبز. 3 مذبحهاي ايشان را بشكنيد و ستونهاي ايشان را خرد كنيد، و اشيرههاي ايشان را به آتش بسوزانيد، و بتهاي تراشيده شده خدايان ايشان را قطع نماييد، و نامهاي ايشان را از آنجا محو سازيد. 4 با يَهُوَه خداي خود چنين عمل منماييد. 5 بلكه به مكاني كه يَهُوَه خداي شما از جميع اسباط شما برگزيند تا نام خود را در آنجا بگذارد، يعني مسكن او را بطلبيد و به آنجا برويد. 6 و به آنجا قربانيهاي سوختني و ذبايح و عُشرهاي خود، و هداياي افراشتنيِ دستهاي خويش، و نذرها و نوافل خود و نخستزادههاي رمه و گله خويش را ببريد. 7 و در آنجا بحضور يَهُوَه خداي خود بخوريد، و شما و اهل خانه شما در هر شغل دست خود كه يَهُوَه خداي شما، شما را در آن بركت دهد، شادي نماييد.
8 موافق هرآنچه ما امروز در اينجا ميكنيم، يعني آنچه در نظر هركس پسند آيد، نكنيد. 9 زيرا كه هنوز به آرامگاه و نصيبي كه يَهُوَه خداي شما، به شما ميدهد داخل نشدهايد. 10 اما چون از اُرْدُنّ عبور كرده، در زميني كه يَهُوَه، خداي شما، براي شما تقسيم ميكند، ساكن شويد، و او شما را از جميع دشمنان شما از هرطرف آرامي دهد تا در امنيّت سكونت نماييد، 11 آنگاه به مكاني كه يَهُوَه خداي شما برگزيند تا نام خود را در آن ساكن سازد، به آنجا هرچه را كه من به شما امر فرمايم بياوريد، از قربانيهاي سوختني و ذبايح و عُشرهاي خود، و هداياي افراشتنيِ دستهاي خويش، و همه نذرهاي بهترين خود كه براي خداوند نذر نماييد. 12 و به حضور يَهُوَه خداي خود شادي نماييد، شما با پسران و دختران و غلامان و كنيزان خود، و لاوياني كه درون دروازههاي شما باشند، چونكه ايشان را با شما حصّهاي و نصيبي نيست.
13 با حذر باش كه در هر جايي كه ميبيني قربانيهاي سوختني خود را نگذراني، 14 بلكه در مكاني كه خداوند در يكي از اسباط تو برگزيند در آنجا قربانيهاي سوختني خود را بگذراني، و در آنجا هرچه من به تو امر فرمايم، به عمل آوري.
15 ليكن گوشت را برحسب تمامي آرزوي دلت، موافق بركتي كه يَهُوَه خدايت به تو دهد، در همه دروازههايت ذبح كرده، بخور؛ اشخاص نجس و طاهر از آن بخورند چنانكه از غزال و آهو ميخورند. 16 ولي خون را نخور؛ آن را مثل آب بر زمين بريز. 17 عُشر غلّه و شيره و روغن و نخستزاده رمه و گله خود را در دروازههاي خود مخور، و نه هيچ يك از نذرهاي خود را كه نذر ميكني و از نوافل خود و هداياي افراشتني دست خود را. 18 بلكه آنها را به حضور يَهُوَه خدايت در مكاني كه يَهُوَه خدايت برگزيند، بخور، تو و پسرت و دخترت و غلامت و كنيزت و لاوياني كه درون دروازههاي تو باشند، و به هرچه دست خود را برآن بگذاري به حضور يَهُوَه خدايت شادي نما. 19 با حذر باش كه لاويان را در تمامي روزهايي كه در زمين خود باشي، ترك ننمايي.
20 چون يَهُوَه، خدايت، حدود تو را بطوري كه تو را وعده داده است، وسيع گرداند، و بگويي كه گوشت خواهم خورد، زيرا كه دل تو به گوشتخوردن مايل است، پس موافق همه آرزوي دلت گوشت را بخور. 21 و اگر مكاني كه يَهُوَه، خدايت، برگزيند تا اسم خود را در آن بگذارد از تو دور باشد، آنگاه از رمه و گله خود كه خداوند به تو دهد ذبح كن، چنانكه به تو امر فرمودهام و از هرچه دلت بخواهد در دروازههايت بخور. 22 چنانكه غزال و آهو خورده شود، آنها را چنين بخور؛ شخص نجس و شخص طاهر از آن برابر بخورند. 23 ليكن هوشيار باش كه خون را نخوري زيرا خون جان است و جان را با گوشت نخوري. 24 آن را مخور، بلكه مثل آب برزمينش بريز. 25 آن را مخور تا براي تو و بعد از تو براي پسرانت نيكو باشد هنگامي كه آنچه در نظر خداوند راست است، بجا آوري. 26 ليكن موقوفات خود را كه داري و نذرهاي خود را برداشته، به مكاني كه خداوند برگزيند، برو. 27 و گوشت و خون قربانيهاي سوختني خود را بر مذبح يَهُوَه خدايت بگذران و خون ذبايح تو برمذبح يَهُوَه خدايت ريخته شود و گوشت را بخور.
28 متوجه باش كه همه اين سخناني را كه من به تو امر ميفرمايم بشنوي تا براي تو و بعد از تو براي پسرانت هنگامي كه آنچه در نظر يَهُوَه، خدايت، نيكو و راست است بجا آوري تا به ابد نيكو باشد.
29 وقتي كه يَهُوَه، خدايت، امتهايي را كه به جهت گرفتن آنها به آنجا ميروي، از حضور تو منقطع سازد، و ايشان را اخراج نموده، در زمين ايشان ساكن شوي. 30 آنگاه باحذر باش، مبادا بعد از آنكه از حضور تو هلاك شده باشند به دام گرفتهشده، ايشان را پيروي نمايي و درباره خدايان ايشان دريافت كرده، بگويي كه اين امتها خدايان خود را چگونه عبادت كردند تا من نيز چنين كنم. 31 با يَهُوَه، خداي خود، چنين عمل منما، زيرا هرچه را كه نزد خداوند مكروه است و از آن نفرت دارد، ايشان براي خدايان خود ميكردند، حتي اينكه پسران و دختران خود را نيز براي خدايان خود به آتش ميسوزانيدند. 32 هر آنچه من به شما امر ميفرمايم متوجه شويد، تا آن را به عمل آوريد، چيزي برآن ميفزاييد و چيزي از آن كم نكنيد. ترجمه تفسیری وقتي به سرزميني ميرسيد كه خداوند، خداي پدرانتان آن را به شما داده است، بايد اين اوامر را تا وقتي كه در آن سرزمين زندگي ميكنيد، اطاعت نماييد.
2 در هر جا كه بتخانهاي ميبينيد، چه در بالاي كوهها و تپهها، و چه در زير درختان، بايد آن را نابود كنيد. 3 قربانگاههاي بتپرستان را بشكنيد، ستونهايي را كه ميپرستند خرد كنيد، مجسمههاي شرمآورشان را بسوزانيد و بتهاي آنها را قطعه قطعه كنيد و چيزي باقي نگذاريد كه شما را به ياد آنها بيندازد.
4و5 مانند بتپرستان در هر جا براي خداوند، خدايتان قرباني نكنيد، بلكه در محلي كه خودش در ميان قبيلههاي اسرائيل بعنوان عبادتگاه خود انتخاب ميكند، او را عبادت نماييد. 6 قربانيهاي سوختني و ساير قربانيها، عشر داراييتان، هداياي مخصوص، هداياي نذري، هداياي داوطلبانه، و نخستزادههاي گلهها و رمههايتان را به آنجا بياوريد. 7 در آنجا شما و خانوادههايتان در حضور خداوند، خدايتان خواهيد خورد و از دسترنج خود لذت خواهيد برد، زيرا او شما را بركت داده است.
8و9 وقتي به سرزميني كه در آنجا خداوند، خدايتان به شما صلح و آرامش ميبخشد رسيديد،ديگر نبايد مثل امروز هر جا كه خواستيد او را عبادت كنيد. 10 زماني كه از رود اردن بگذريد و در آن سرزمين اقامت كنيد و خداوند به شما آرامش ببخشد و شما را از دست دشمنانتان حفظ كند، 11 آنگاه بايد تمام قربانيهاي سوختني و ساير هداياي خود را كه به شما امر كردهام به عبادتگاه او در محلي كه خود انتخاب خواهد كرد بياوريد. 12 در آنجا با پسران و دختران، غلامان و كنيزان خود، در حضور خداوند شادي خواهيد كرد. به خاطر داشته باشيد كه لاويهاي شهرتان را به جشن و شادي خود دعوت كنيد، چون ايشان زميني از خود ندارند.
13 قربانيهاي سوختني خود را نبايد در هر جايي كه رسيديد قرباني كنيد. 14 آنها را فقط در جايي ميتوانيد قرباني كنيد كه خداوند انتخاب كرده باشد. او در زميني كه به يكي از قبيلهها اختصاص يافته است محلي را انتخاب خواهد كرد. تنها آنجاست كه ميتوانيد قربانيها و هداياي خود را تقديم كنيد. 15 ولي حيواناتي را كه گوشتشان را ميخوريد ميتوانيد در هر جا سر ببريد همانطور كه غزال و آهو را سر ميبريد. از اين گوشت هر قدر ميل داريد و هر وقت كه خداوند به شما بدهد، بخوريد. كساني كه شرعاً نجس باشند نيز ميتوانند آن را بخورند. 16 تنها چيزي كه نبايد بخوريد خون آن است كه بايد آن را مثل آب بر زمين بريزيد.
17 ولي هيچكدام از هدايا را نبايد در خانه بخوريد، نه عشر غله و شراب تازه و روغن زيتونتان و نه نخستزاده گلهها و رمههايتان و نه چيزي كه براي خداوند نذر كردهايد و نه هداياي داوطلبانه و نه هداياي مخصوصتان. 18 همه اينها را بايد به قربانگاه بياوريد و همراه فرزندان خود و لاويهايي كه در شهر شما هستند، در آنجا در حضور خداوند، خدايتان آن خوراكيها را بخوريد. او به شما خواهد گفت كه اين قربانگاه در كجا بايد ساخته شود. در هر كاري كه ميكنيد در حضور خداوند، خدايتان شادي كنيد. 19 (ضمناً مواظب باشيد لاويها را فراموش نكنيد.)
20-23 هنگامي كه خداوند، خدايتان طبق وعده خود مرزهايتان را توسعه دهد اگر قربانگاه از شما دورباشد آنگاه ميتوانيد گلهها و رمههايتان را كه خداوند به شما ميبخشد، در هر وقت و در هر جا كه خواستيد سر ببريد و بخوريد، همانطور كه غزال و آهويتان را سر ميبريد و ميخوريد. حتي اشخاصي كه شرعاً نجس هستند ميتوانند آنها را بخورند. اما مواظب باشيد گوشت را با خونش كه بدان حيات ميبخشد، نخوريد، 24و25 بلكه خون را مثل آب بر زمين بريزيد. اگر چنين كنيد، خداوند از شما راضي خواهد شد و زندگـي شمـا و فرزندانتان بـه خيـر خواهـد بـود. 26و27 آنچه را كه به خداوند وقف ميكنيد، و هدايايي را كه نذر كردهايد و قربانيهاي سوختني خود را به قربانگاه ببريد. اينها را بايد فقط بر قربانگاه خداوند، خدايتان قرباني كنيد. خون را بايد روي قربانگاه ريخته، گوشت آن را بخوريد.
28 مواظب باشيد آنچه را كه به شما امر ميكنم، اطاعت كنيد. اگر آنچه در نظر خداوند، خدايتان پسنديده است انجام دهيد، همه چيز براي شما و فرزندانتان تا به ابد به خير خواهد بود. 29 وقتي خداوند، قومهاي سرزميني راكه درآن زندگيخواهيد كرد نابود كند، 30 در پرستيدن خدايانشان از ايشان پيروي نكنيد وگرنه در دام مهلكي گرفتار خواهيد شد. سؤال نكنيد كه اين قومها چگونه خدايانشان را ميپرستند و بعد رفته مثل آنها پرستش كنيد. 31 هرگز نبايد چنين اهانتي به خداوند، خدايتان بكنيد. اين قومها كارهاي ناپسندي را كه خداوند از آنها نفرت دارد، براي خدايانشان بجا ميآورند. آنها حتي پسران و دخترانشان را براي خدايانشان ميسوزانند. 32 تمام اوامري را كه به شما ميدهم اطاعت كنيد. چيزي به آنها نيافزاييد و چيزي هم از آنها كم نكنيد.
راهنما
بابهاي 12 و 13 و 14 و 15 . احكام مختلف
نابود كردن همة بتها. موسي كه در مركز بتپرستيِ مصر پرورش يافته بود، و در تمام عمر خود در ميان اقوام بتپرست زيسته بود، هرگز با بتپرستي سازش نكرد؛ و همان طور كه همواره هشدار داده بود، بتپرستي موجب ويراني قوم بود.
«شادي»: توجه كنيد كه اين واژه چندين بار تكرار شده (12 : 7 ، 12 ، 18 ؛ 14 : 26 ؛ 28 : 47). اين از عبارات محبوب مزامير و رسالات است.
حيوانات پاك و ناپاك (4 : 1 - 21، و نيز لاويان 11). عشرها (14 : 22 - 29 ، و نيز لاويان 27). سال سبت (15 : 1 - 11، و نيز لاويان 25). بردگي (15 : 12 - 18 ، و نيز لاويان 19). نوبر محصول (15 : 19 - 23، و نيز لاويان 27).
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]

-
- پست: 5234
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1747 بار
- سپاسهای دریافتی: 4179 بار
- تماس:
13 نهی از بت پرستی
خدايان ديگر
اگر در ميان تو نبيّاي يا بيننده خواب از ميان شما برخيزد، و آيت يا معجزهاي براي شما ظاهر سازد، 2 و آن آيت يا معجزه واقع شود كه از آن تو را خبر داده، گفت خدايان غير را كه نميشناسي پيروي نماييم، و آنها را عبادت كنيم، 3 سخنان آن نبي يا بيننده خواب را مشنو، زيرا كه يَهُوَه، خداي شما، شما را امتحان ميكند، تا بداند كه آيا يَهُوَه، خداي خود را به تمامي دل و به تمامي جان خود محبت مينماييد؟ 4 يَهُوَه خداي خود را پيروي نماييد و از او بترسيد، و اوامر او را نگاه داريد، و قول او را بشنويد و او را عبادت نموده، به او ملحق شويد. 5 و آن نبي يا بينندة خواب كشته شود، زيرا كه سخنان فتنهانگيز بر يَهُوَه خداي شما كه شما را از زمين مصر بيرون آورد، و تو را از خانه بندگي فديه داد، گفته است تا تو را از طريقي كه يَهُوَه خدايت به تو امر فرمود تا با آن سلوك نمايي، منحرف سازد.پس به اين طور بدي را از ميان خود دور خواهي كرد.
6 و اگر برادرت كه پسر مادرت باشد يا پسر يا دختر تو يا زن همآغوش تو يا رفيقت كه مثل جان تو باشد، تو را در خفا اغوا كند، و گويد كه برويم و خدايان غير را كه تو و پدران تو نشناختيد عبادت نماييم، 7 از خدايان امتهايي كه به اطراف شما ميباشند، خواه به تو نزديك و خواه از تو دور باشند، از اقصاي زمين تا اقصاي ديگر آن، 8 او را قبول مكن و او را گوش مده، و چشم تو بر وي رحم نكند و بر او شفقت منما و او را پنهان مكن. 9 البته او را به قتل رسان، دست تو اول به قتل او دراز شود و بعد دست تمامي قوم. 10 و او را به سنگ سنگسار نما تا بميرد، چونكه ميخواست تو را از يَهُوَه، خدايت، كه تو را از زمين مصر از خانه بندگي بيرون آورد، منحرف سازد. 11 و جميع اسرائيليان چون بشنوند، خواهند ترسيد و بار ديگر چنين امر زشت را در ميان شما مرتكب نخواهند شد.
12 اگر درباره يكي از شهرهايي كه يَهُوَه خدايت به تو به جهت سكونت ميدهد خبر يابي، 13 كه بعضي پسران بلّيعال از ميان تو بيرون رفته، ساكنان شهر خود را منحرف ساخته، گفتهاند برويم و خدايان غير را كه نشناختهايد، عبادت نماييم، 14 آنگاه تفحص و تجسس نموده، نيكو استفسار نما. و اينك اگر اين امر، صحيح و يقين باشد كه اين رجاست در ميان تو معمول شده است، 15 البته ساكنان آن شهر را به دم شمشير بكُش و آن را با هرچه در آن است و بهايمش را به دم شمشير هلاك نما. 16 و همه غنيمت آن را درميان كوچهاش جمع كن و شهر را با تمامي غنيمتش براي يَهُوَه خدايت به آتش بالكلّ بسوزان، و آن تا به ابد تلّي خواهد بود و بار ديگر بنا نخواهد شد. 17 و از چيزهاي حرام شده چيزي به دستت نچسبد تا خداوند از شدت خشم خود برگشته، برتو رحمت و رأفت بنمايد، و تو را بيفزايد بطوري كه براي پدرانت قَسَم خورده بود، 18 هنگامي كه قول يَهُوَه خداي خود را شنيده، و همه اوامرش را كه من امروز به تو امر ميفرمايم نگاه داشته، آنچه در نظر يَهُوَه خدايت راست است، بعمل آورده باشي. ترجمه تفسیری نهي از بتپرستي
اگر در ميان شما پيشگو يا تعبيركننده خواب وجـود دارد كه آينـده را پيشگويـي ميكند 2 و پيشگوييهايش نيز درست از آب در ميآيند، ولـي ميگويد: «بياييد تا خدايان قومهاي ديگر را بپرستيم.» 3 به حرف او گوش نكنيد؛ چون خداوند بدين ترتيب شما را امتحان ميكند تا معلوم شود آياحقيقتاً او رابا تمامي دل و جانتان دوست داريد يا نه. 4 فقط از خداوند، خدايتان پيروي نماييد، از او اطاعت كنيد و اوامرش را بجا آوريد، او را پرستش كنيد و از او جدا مشويد. 5 آن پيشگو يا تعببر كننده خواب را كه سعي ميكند شما را گمراه سازد، بكشيد، چون قصد داشته شما را بر ضد خداوند، خدايتان كه شما را از بردگي در مصر بيرون آورد، برانگيزد. با كشتن او شرارت را از ميان خود پاك خواهيد كرد.
6و7 اگر نزديكترين خويشاوند يا صميميترين دوست شما، حتي برادر، پسر، دختر و يا همسرتان در گوش شما نجوا كند كه بيا برويم و اين خدايان بيگانه را بپرستيم؛ 8 راضي نشويد و به او گوش ندهيد. پيشنهاد ناپسندش را برملا سازيد و بـر او رحم نكنيـد. 9 او را بكشيد. دست خودتان بايد اولين دستي باشد كه او را سنگسار ميكند و بعد دستهاي تمامي قوم اسرائيل. 10 او را سنگسار كنيد تا بميرد، چون قصد داشته است شما را از خداوند، خدايتان كه شما را از مصـر يعنـي سرزميـن بردگـي بيـرون آورد دور كند. 11 آنگاه تمام بنياسرائيل از كردار شرورانهاش آگاه شده، از ارتكاب چنين شرارتي در ميان قوم خواهند ترسيد.
12و13و14 هرگاه بشنويد در يكي از شهرهاي اسرائيل ميگويند كه گروهي اوباش با پيشنهاد پرستيدن خدايان بيگانه همشهريان خود را گمراه كردهاند، اول حقايق را بررسي كنيد و ببينيد آيا آن شايعه حقيقت دارد يا نه. اگر ديديد حقيقت دارد و چنين عمل زشتي واقعاً در ميان شما در يكي از شهرهايي كه خداوند به شما داده است اتفاق افتاده، 15 بايد بيدرنگ شهر و كليه ساكنانش را كاملاً نابود كنيد و گلههايشان را نيز از بين ببريد. 16 سپس بايد تمام غنايم را در ميدان شهر انباشته، بسوزانيد. پس از آن، تمام شهررا بعنوان قرباني سوختني براي خداوند، خدايتان به آتش بكشيد. آن شهر براي هميشه بايد ويرانه بماند و نبايد هرگز دوباره آباد گردد. 17 ذرهاي از اين غنايم حرام را نگاه نداريد. آنگاه خداوند از غضب خود بر ميگردد و شما را مورد لطف و مرحمت خويش قرار داده، همچنانكه به پدرانتانوعده فرمود، تعداد شما را زياد خواهد كرد، 18 بشرطي كه فقط از او و فرمانهاي او كه امروز به شما ميدهم اطاعت نموده، آنچه را كه در نظر خداوند پسنديده است بجا آوريد.
راهنما
بابهاي 12 و 13 و 14 و 15 . احكام مختلف
نابود كردن همة بتها. موسي كه در مركز بتپرستيِ مصر پرورش يافته بود، و در تمام عمر خود در ميان اقوام بتپرست زيسته بود، هرگز با بتپرستي سازش نكرد؛ و همان طور كه همواره هشدار داده بود، بتپرستي موجب ويراني قوم بود.
«شادي»: توجه كنيد كه اين واژه چندين بار تكرار شده (12 : 7 ، 12 ، 18 ؛ 14 : 26 ؛ 28 : 47). اين از عبارات محبوب مزامير و رسالات است.
حيوانات پاك و ناپاك (4 : 1 - 21، و نيز لاويان 11). عشرها (14 : 22 - 29 ، و نيز لاويان 27). سال سبت (15 : 1 - 11، و نيز لاويان 25). بردگي (15 : 12 - 18 ، و نيز لاويان 19). نوبر محصول (15 : 19 - 23، و نيز لاويان 27).
خدايان ديگر
اگر در ميان تو نبيّاي يا بيننده خواب از ميان شما برخيزد، و آيت يا معجزهاي براي شما ظاهر سازد، 2 و آن آيت يا معجزه واقع شود كه از آن تو را خبر داده، گفت خدايان غير را كه نميشناسي پيروي نماييم، و آنها را عبادت كنيم، 3 سخنان آن نبي يا بيننده خواب را مشنو، زيرا كه يَهُوَه، خداي شما، شما را امتحان ميكند، تا بداند كه آيا يَهُوَه، خداي خود را به تمامي دل و به تمامي جان خود محبت مينماييد؟ 4 يَهُوَه خداي خود را پيروي نماييد و از او بترسيد، و اوامر او را نگاه داريد، و قول او را بشنويد و او را عبادت نموده، به او ملحق شويد. 5 و آن نبي يا بينندة خواب كشته شود، زيرا كه سخنان فتنهانگيز بر يَهُوَه خداي شما كه شما را از زمين مصر بيرون آورد، و تو را از خانه بندگي فديه داد، گفته است تا تو را از طريقي كه يَهُوَه خدايت به تو امر فرمود تا با آن سلوك نمايي، منحرف سازد.پس به اين طور بدي را از ميان خود دور خواهي كرد.
6 و اگر برادرت كه پسر مادرت باشد يا پسر يا دختر تو يا زن همآغوش تو يا رفيقت كه مثل جان تو باشد، تو را در خفا اغوا كند، و گويد كه برويم و خدايان غير را كه تو و پدران تو نشناختيد عبادت نماييم، 7 از خدايان امتهايي كه به اطراف شما ميباشند، خواه به تو نزديك و خواه از تو دور باشند، از اقصاي زمين تا اقصاي ديگر آن، 8 او را قبول مكن و او را گوش مده، و چشم تو بر وي رحم نكند و بر او شفقت منما و او را پنهان مكن. 9 البته او را به قتل رسان، دست تو اول به قتل او دراز شود و بعد دست تمامي قوم. 10 و او را به سنگ سنگسار نما تا بميرد، چونكه ميخواست تو را از يَهُوَه، خدايت، كه تو را از زمين مصر از خانه بندگي بيرون آورد، منحرف سازد. 11 و جميع اسرائيليان چون بشنوند، خواهند ترسيد و بار ديگر چنين امر زشت را در ميان شما مرتكب نخواهند شد.
12 اگر درباره يكي از شهرهايي كه يَهُوَه خدايت به تو به جهت سكونت ميدهد خبر يابي، 13 كه بعضي پسران بلّيعال از ميان تو بيرون رفته، ساكنان شهر خود را منحرف ساخته، گفتهاند برويم و خدايان غير را كه نشناختهايد، عبادت نماييم، 14 آنگاه تفحص و تجسس نموده، نيكو استفسار نما. و اينك اگر اين امر، صحيح و يقين باشد كه اين رجاست در ميان تو معمول شده است، 15 البته ساكنان آن شهر را به دم شمشير بكُش و آن را با هرچه در آن است و بهايمش را به دم شمشير هلاك نما. 16 و همه غنيمت آن را درميان كوچهاش جمع كن و شهر را با تمامي غنيمتش براي يَهُوَه خدايت به آتش بالكلّ بسوزان، و آن تا به ابد تلّي خواهد بود و بار ديگر بنا نخواهد شد. 17 و از چيزهاي حرام شده چيزي به دستت نچسبد تا خداوند از شدت خشم خود برگشته، برتو رحمت و رأفت بنمايد، و تو را بيفزايد بطوري كه براي پدرانت قَسَم خورده بود، 18 هنگامي كه قول يَهُوَه خداي خود را شنيده، و همه اوامرش را كه من امروز به تو امر ميفرمايم نگاه داشته، آنچه در نظر يَهُوَه خدايت راست است، بعمل آورده باشي. ترجمه تفسیری نهي از بتپرستي
اگر در ميان شما پيشگو يا تعبيركننده خواب وجـود دارد كه آينـده را پيشگويـي ميكند 2 و پيشگوييهايش نيز درست از آب در ميآيند، ولـي ميگويد: «بياييد تا خدايان قومهاي ديگر را بپرستيم.» 3 به حرف او گوش نكنيد؛ چون خداوند بدين ترتيب شما را امتحان ميكند تا معلوم شود آياحقيقتاً او رابا تمامي دل و جانتان دوست داريد يا نه. 4 فقط از خداوند، خدايتان پيروي نماييد، از او اطاعت كنيد و اوامرش را بجا آوريد، او را پرستش كنيد و از او جدا مشويد. 5 آن پيشگو يا تعببر كننده خواب را كه سعي ميكند شما را گمراه سازد، بكشيد، چون قصد داشته شما را بر ضد خداوند، خدايتان كه شما را از بردگي در مصر بيرون آورد، برانگيزد. با كشتن او شرارت را از ميان خود پاك خواهيد كرد.
6و7 اگر نزديكترين خويشاوند يا صميميترين دوست شما، حتي برادر، پسر، دختر و يا همسرتان در گوش شما نجوا كند كه بيا برويم و اين خدايان بيگانه را بپرستيم؛ 8 راضي نشويد و به او گوش ندهيد. پيشنهاد ناپسندش را برملا سازيد و بـر او رحم نكنيـد. 9 او را بكشيد. دست خودتان بايد اولين دستي باشد كه او را سنگسار ميكند و بعد دستهاي تمامي قوم اسرائيل. 10 او را سنگسار كنيد تا بميرد، چون قصد داشته است شما را از خداوند، خدايتان كه شما را از مصـر يعنـي سرزميـن بردگـي بيـرون آورد دور كند. 11 آنگاه تمام بنياسرائيل از كردار شرورانهاش آگاه شده، از ارتكاب چنين شرارتي در ميان قوم خواهند ترسيد.
12و13و14 هرگاه بشنويد در يكي از شهرهاي اسرائيل ميگويند كه گروهي اوباش با پيشنهاد پرستيدن خدايان بيگانه همشهريان خود را گمراه كردهاند، اول حقايق را بررسي كنيد و ببينيد آيا آن شايعه حقيقت دارد يا نه. اگر ديديد حقيقت دارد و چنين عمل زشتي واقعاً در ميان شما در يكي از شهرهايي كه خداوند به شما داده است اتفاق افتاده، 15 بايد بيدرنگ شهر و كليه ساكنانش را كاملاً نابود كنيد و گلههايشان را نيز از بين ببريد. 16 سپس بايد تمام غنايم را در ميدان شهر انباشته، بسوزانيد. پس از آن، تمام شهررا بعنوان قرباني سوختني براي خداوند، خدايتان به آتش بكشيد. آن شهر براي هميشه بايد ويرانه بماند و نبايد هرگز دوباره آباد گردد. 17 ذرهاي از اين غنايم حرام را نگاه نداريد. آنگاه خداوند از غضب خود بر ميگردد و شما را مورد لطف و مرحمت خويش قرار داده، همچنانكه به پدرانتانوعده فرمود، تعداد شما را زياد خواهد كرد، 18 بشرطي كه فقط از او و فرمانهاي او كه امروز به شما ميدهم اطاعت نموده، آنچه را كه در نظر خداوند پسنديده است بجا آوريد.
راهنما
بابهاي 12 و 13 و 14 و 15 . احكام مختلف
نابود كردن همة بتها. موسي كه در مركز بتپرستيِ مصر پرورش يافته بود، و در تمام عمر خود در ميان اقوام بتپرست زيسته بود، هرگز با بتپرستي سازش نكرد؛ و همان طور كه همواره هشدار داده بود، بتپرستي موجب ويراني قوم بود.
«شادي»: توجه كنيد كه اين واژه چندين بار تكرار شده (12 : 7 ، 12 ، 18 ؛ 14 : 26 ؛ 28 : 47). اين از عبارات محبوب مزامير و رسالات است.
حيوانات پاك و ناپاك (4 : 1 - 21، و نيز لاويان 11). عشرها (14 : 22 - 29 ، و نيز لاويان 27). سال سبت (15 : 1 - 11، و نيز لاويان 25). بردگي (15 : 12 - 18 ، و نيز لاويان 19). نوبر محصول (15 : 19 - 23، و نيز لاويان 27).
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]

-
- پست: 5234
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1747 بار
- سپاسهای دریافتی: 4179 بار
- تماس:
14 نهی از عزاداری به روش بت پرستان؛ ...
حلال و حرام
شما پسران يَهُوَه خداي خود هستيد،پس براي مردگان، خويشتن را مجروح منماييد، و مابين چشمان خود را متراشيد. 2 زيرا تو براي يَهُوَه، خدايت، قوم مقدس هستي، و خداوند تو را براي خود برگزيده است تا از جميع امتهايي كه برروي زميناند به جهت او قوم خاصّ باشي.
3 هيچ چيز مكروه مخور. 4 اين است حيواناتي كه بخوريد: گاو و گوسفند و بُز، 5 و آهو و غزال و گور و بزكوهي و ريم و گاوِ دشتي و مَهات. 6 و هر حيوان شكافته سُم كه سُم را به دو حصّه شكافته دارد و نشخوار كند، آن را از بهايم بخوريد. 7 ليكن از نشخواركنندگان و شكافتگانسُم اينها را مخوريد: يعني شتر و خرگوش و وَنك، زيرا كه نشخوار ميكنند اما شكافتهسم نيستند. اينها براي شما نجساند. 8 و خوك زيرا شكافته سُم است، ليكن نشخوار نميكند، اين براي شما نجساست. از گوشت آنها مخوريد و لاش آنها را لمس مكنيد.
9 از همه آنچه در آب است اينها را بخوريد: هرچه پر و فلس دارد، آنها را بخوريد. 10 و هرچه پر و فلس ندارد مخوريد، براي شما نجس است.
11 از همه مرغان طاهر بخوريد. 12 و اين است آنهايي كه نخوريد: عقاب و استخوانخوار و نسرِ بحر، 13 و لاشخوار و شاهين و كركس به اجناس آن؛ 14 و هر غُراب به اجناس آن؛ 15 و شترمرغ و جُغد و مرغ دريايي و باز، به اجناس آن؛ 16 و بوم و بوتيمار و قاز؛ 17 و قائت و رَخَم و غوّاص؛ 18 و لَقْلَقْ و كُلنك، به اجناس آن؛ و هُدْهُد و شبپره. 19 و همه حشرات بالدار براي شما نجساند؛ خورده نشوند. 20 اما از همه مرغان طاهر بخوريد.
21 هيچ ميته مخوريد؛ به غريبي كه درون دروازههاي تو باشد بده تا بخورد، يا به اجنبي بفروش، زيرا كه تو براي يَهُوَه، خدايت، قوم مقدس هستي. و بزغاله را در شير مادرش مپز.
ده يك
22 عُشر تمامي محصولات مزرعه خود را كه سال به سال از زمين برآيد، البته بده. 23 و به حضور يَهُوَه خدايت در مكاني كه برگزيند تا نام خود را در آنجا ساكن سازد، عشر غله و شيره و روغن خود را و نخستزادگان رمه و گله خويش را بخور، تا بياموزي كه از يَهُوَه خدايت همه اوقات بترسي. 24 و اگر راه از برايت دور باشد كه آن را نميتواني برد، و آن مكاني كه يَهُوَه، خدايت، خواهد برگزيد تا نام خود را در آنبگذارد، وقتي كه يَهُوَه، خدايت، تو را بركت دهد، از تو دور باشد، 25 پس آن را به نقره بفروش و نقره را بدست خود گرفته، به مكاني كه يَهُوَه خدايت برگزيند، برو. 26 و نقره را براي هرچه دلت ميخواهد از گاو و گوسفند و شراب و مسكرات و هرچه دلت از تو بطلبد، بده، و در آنجا بحضور يَهُوَه، خدايت، بخور و خودت با خاندانت شادي نما. 27 و لاوياي را كه اندرون دروازههايت باشد، ترك منما چونكه او را با تو حصّه و نصيبي نيست.
28 و در آخر هر سه سال تمام عُشر محصول خود را در همان سال بيرون آورده، در اندرون دروازههايت ذخيره نما. 29 و لاوي چونكه با تو حصّه و نصيبي ندارد و غريب و يتيم و بيوهزني كه درون دروازههايت باشند، بيايند و بخورند و سير شوند، تا يَهُوَه، خدايت، تو را در همه اعمال دستت كه ميكني، بركت دهد. ترجمه تفسیری نهي از عزاداري به روش بتپرستان
شمـا قوم خداوند هستيد، پس هنگام عزاداري براي مردگان خود، مثل بتپرستان، خود را زخمي نكنيد و موي جلو سرتان را نتراشيد. 2 شما منحصراً به خداوند، خدايتان تعلق داريد و او شما را از ميان قومهاي روي زمين برگزيده است تا قوم خاص او باشيد.
حيوانات حلال و حرام گوشت
(لاويان 11:1-47)
3و4و5 گوشت هيچ حيواني را كه من آن راحرام اعلام كردهام نبايد بخوريد. حيواناتي كه ميتوانيد گوشت آنها را بخوريد از اين قرارند:
گاو، گوسفند، بز، آهو، غزال، گوزن و انواع بز كوهي.
6 هر حيواني را كه سم شكافته دارد و نشخوار ميكند ميتوانيد بخوريد. 7 پس اگر حيواني اين دو خصوصيت را نداشته باشد، نبايد آن را بخوريد. بنابراين شتر، خرگوش و گوركن را نبايد بخوريد. اينهـا نشخـوار ميكننـد، ولـي سمهاي شكافتـه ندارند.
8 خوك را نبايد بخوريد، چون با اينكه سم شكافته دارد نشخوار نميكند. حتي به لاشه چنين حيواناتي نبايد دست بزنيد.
9 از حيواناتـي كه در آب زندگـي ميكننـد فقـط آنهايــي را كه بالـه و فلـس دارنـد ميتوانيـد بخوريـد. 10 تمام جانوران آبزي ديگر براي شما حرامند.
11-18 همه پرندگان را ميتوانيد بخوريد بجز اين پرندگان را:
عقاب، جغد، باز، شاهين، لاشخور، كركس، كلاغ، شترمرغ، مرغ دريايي، لك لك، مرغ ماهيخوار،مرغ سقا، قره قاز، هدهد و خفاش.
19و20 حشرات بالدار، بجزتعداد معدودي از آنها ، نبايد خورده شوند.
21 حيـواني را كه به مرگ طبيعي مرده است نخوريد. آن را به غريبي كه درميان شما باشد بدهيد تا بخورد و يا آن را به بيگانگان بفروشيد؛ ولي خودتان آن را نخوريد، چون نزد خداوند، خدايتان مقدس هستيد.
بزغاله را در شير مادرش نپزيد.
قانون عشريه
22 از تمامي محصولاتتان هر ساله بايد يك دهم را كنار بگذاريد. 23 اين عشريه را بياوريد تا در محلي كه خداوند، خدايتان بعنوان عبادتگاه خود انتخاب خواهد كرد در حضورش بخوريد. اين شامل عشريههاي غله، شراب تازه، روغن زيتون و نخست زاده گلهها و رمه هايتان ميباشد. منظور از اين كار اين است كه بياموزيد هميشه خداوند را در زندگي خود احترام كنيد. 24 اگر مكاني كه خداوند بعنوان عبادتگاه خود انتخاب ميكند بقدري دور باشد كه براحتي نتوانيد عشريههاي خود را به آنجا حمل كنيد، 25 آنگاه ميتوانيد عشريه محصولات و رمههايتان را بفروشيد و پولش رابه عبادتگاه خداوند ببريد. 26 وقتي كه به آنجا رسيديد با آن پول هر چه خواستيد بخريد گاو، گوسفند، شراب يا مشروبات ديگر تا در آنجا در حضور خداوند، خدايتان جشن گرفته، با خانواده خود به شادي بپردازيد. 27 در ضمن لاويهاي شهرتان را فراموش نكنيد، چون آنها مثل شما صاحب ملك و محصول نيستند.
28 در آخر هر سه سال بايد عشريه تمام محصـولات خود رادر شهر خود جمع كنيد 29 تا آن را به لاويها كه در ميان شما ملكي ندارند، و همچنين غريبان، بيوه زنان و يتيمان داخل شهرتان بدهيد تا بخورند و سير شوند. آنگاه خداوند، خدايتان شما را در كارهايتان بركت خواهد داد.
راهنما
بابهاي 12 و 13 و 14 و 15 . احكام مختلف
نابود كردن همة بتها. موسي كه در مركز بتپرستيِ مصر پرورش يافته بود، و در تمام عمر خود در ميان اقوام بتپرست زيسته بود، هرگز با بتپرستي سازش نكرد؛ و همان طور كه همواره هشدار داده بود، بتپرستي موجب ويراني قوم بود.
«شادي»: توجه كنيد كه اين واژه چندين بار تكرار شده (12 : 7 ، 12 ، 18 ؛ 14 : 26 ؛ 28 : 47). اين از عبارات محبوب مزامير و رسالات است.
حيوانات پاك و ناپاك (4 : 1 - 21، و نيز لاويان 11). عشرها (14 : 22 - 29 ، و نيز لاويان 27). سال سبت (15 : 1 - 11، و نيز لاويان 25). بردگي (15 : 12 - 18 ، و نيز لاويان 19). نوبر محصول (15 : 19 - 23، و نيز لاويان 27).
حلال و حرام
شما پسران يَهُوَه خداي خود هستيد،پس براي مردگان، خويشتن را مجروح منماييد، و مابين چشمان خود را متراشيد. 2 زيرا تو براي يَهُوَه، خدايت، قوم مقدس هستي، و خداوند تو را براي خود برگزيده است تا از جميع امتهايي كه برروي زميناند به جهت او قوم خاصّ باشي.
3 هيچ چيز مكروه مخور. 4 اين است حيواناتي كه بخوريد: گاو و گوسفند و بُز، 5 و آهو و غزال و گور و بزكوهي و ريم و گاوِ دشتي و مَهات. 6 و هر حيوان شكافته سُم كه سُم را به دو حصّه شكافته دارد و نشخوار كند، آن را از بهايم بخوريد. 7 ليكن از نشخواركنندگان و شكافتگانسُم اينها را مخوريد: يعني شتر و خرگوش و وَنك، زيرا كه نشخوار ميكنند اما شكافتهسم نيستند. اينها براي شما نجساند. 8 و خوك زيرا شكافته سُم است، ليكن نشخوار نميكند، اين براي شما نجساست. از گوشت آنها مخوريد و لاش آنها را لمس مكنيد.
9 از همه آنچه در آب است اينها را بخوريد: هرچه پر و فلس دارد، آنها را بخوريد. 10 و هرچه پر و فلس ندارد مخوريد، براي شما نجس است.
11 از همه مرغان طاهر بخوريد. 12 و اين است آنهايي كه نخوريد: عقاب و استخوانخوار و نسرِ بحر، 13 و لاشخوار و شاهين و كركس به اجناس آن؛ 14 و هر غُراب به اجناس آن؛ 15 و شترمرغ و جُغد و مرغ دريايي و باز، به اجناس آن؛ 16 و بوم و بوتيمار و قاز؛ 17 و قائت و رَخَم و غوّاص؛ 18 و لَقْلَقْ و كُلنك، به اجناس آن؛ و هُدْهُد و شبپره. 19 و همه حشرات بالدار براي شما نجساند؛ خورده نشوند. 20 اما از همه مرغان طاهر بخوريد.
21 هيچ ميته مخوريد؛ به غريبي كه درون دروازههاي تو باشد بده تا بخورد، يا به اجنبي بفروش، زيرا كه تو براي يَهُوَه، خدايت، قوم مقدس هستي. و بزغاله را در شير مادرش مپز.
ده يك
22 عُشر تمامي محصولات مزرعه خود را كه سال به سال از زمين برآيد، البته بده. 23 و به حضور يَهُوَه خدايت در مكاني كه برگزيند تا نام خود را در آنجا ساكن سازد، عشر غله و شيره و روغن خود را و نخستزادگان رمه و گله خويش را بخور، تا بياموزي كه از يَهُوَه خدايت همه اوقات بترسي. 24 و اگر راه از برايت دور باشد كه آن را نميتواني برد، و آن مكاني كه يَهُوَه، خدايت، خواهد برگزيد تا نام خود را در آنبگذارد، وقتي كه يَهُوَه، خدايت، تو را بركت دهد، از تو دور باشد، 25 پس آن را به نقره بفروش و نقره را بدست خود گرفته، به مكاني كه يَهُوَه خدايت برگزيند، برو. 26 و نقره را براي هرچه دلت ميخواهد از گاو و گوسفند و شراب و مسكرات و هرچه دلت از تو بطلبد، بده، و در آنجا بحضور يَهُوَه، خدايت، بخور و خودت با خاندانت شادي نما. 27 و لاوياي را كه اندرون دروازههايت باشد، ترك منما چونكه او را با تو حصّه و نصيبي نيست.
28 و در آخر هر سه سال تمام عُشر محصول خود را در همان سال بيرون آورده، در اندرون دروازههايت ذخيره نما. 29 و لاوي چونكه با تو حصّه و نصيبي ندارد و غريب و يتيم و بيوهزني كه درون دروازههايت باشند، بيايند و بخورند و سير شوند، تا يَهُوَه، خدايت، تو را در همه اعمال دستت كه ميكني، بركت دهد. ترجمه تفسیری نهي از عزاداري به روش بتپرستان
شمـا قوم خداوند هستيد، پس هنگام عزاداري براي مردگان خود، مثل بتپرستان، خود را زخمي نكنيد و موي جلو سرتان را نتراشيد. 2 شما منحصراً به خداوند، خدايتان تعلق داريد و او شما را از ميان قومهاي روي زمين برگزيده است تا قوم خاص او باشيد.
حيوانات حلال و حرام گوشت
(لاويان 11:1-47)
3و4و5 گوشت هيچ حيواني را كه من آن راحرام اعلام كردهام نبايد بخوريد. حيواناتي كه ميتوانيد گوشت آنها را بخوريد از اين قرارند:
گاو، گوسفند، بز، آهو، غزال، گوزن و انواع بز كوهي.
6 هر حيواني را كه سم شكافته دارد و نشخوار ميكند ميتوانيد بخوريد. 7 پس اگر حيواني اين دو خصوصيت را نداشته باشد، نبايد آن را بخوريد. بنابراين شتر، خرگوش و گوركن را نبايد بخوريد. اينهـا نشخـوار ميكننـد، ولـي سمهاي شكافتـه ندارند.
8 خوك را نبايد بخوريد، چون با اينكه سم شكافته دارد نشخوار نميكند. حتي به لاشه چنين حيواناتي نبايد دست بزنيد.
9 از حيواناتـي كه در آب زندگـي ميكننـد فقـط آنهايــي را كه بالـه و فلـس دارنـد ميتوانيـد بخوريـد. 10 تمام جانوران آبزي ديگر براي شما حرامند.
11-18 همه پرندگان را ميتوانيد بخوريد بجز اين پرندگان را:
عقاب، جغد، باز، شاهين، لاشخور، كركس، كلاغ، شترمرغ، مرغ دريايي، لك لك، مرغ ماهيخوار،مرغ سقا، قره قاز، هدهد و خفاش.
19و20 حشرات بالدار، بجزتعداد معدودي از آنها ، نبايد خورده شوند.
21 حيـواني را كه به مرگ طبيعي مرده است نخوريد. آن را به غريبي كه درميان شما باشد بدهيد تا بخورد و يا آن را به بيگانگان بفروشيد؛ ولي خودتان آن را نخوريد، چون نزد خداوند، خدايتان مقدس هستيد.
بزغاله را در شير مادرش نپزيد.
قانون عشريه
22 از تمامي محصولاتتان هر ساله بايد يك دهم را كنار بگذاريد. 23 اين عشريه را بياوريد تا در محلي كه خداوند، خدايتان بعنوان عبادتگاه خود انتخاب خواهد كرد در حضورش بخوريد. اين شامل عشريههاي غله، شراب تازه، روغن زيتون و نخست زاده گلهها و رمه هايتان ميباشد. منظور از اين كار اين است كه بياموزيد هميشه خداوند را در زندگي خود احترام كنيد. 24 اگر مكاني كه خداوند بعنوان عبادتگاه خود انتخاب ميكند بقدري دور باشد كه براحتي نتوانيد عشريههاي خود را به آنجا حمل كنيد، 25 آنگاه ميتوانيد عشريه محصولات و رمههايتان را بفروشيد و پولش رابه عبادتگاه خداوند ببريد. 26 وقتي كه به آنجا رسيديد با آن پول هر چه خواستيد بخريد گاو، گوسفند، شراب يا مشروبات ديگر تا در آنجا در حضور خداوند، خدايتان جشن گرفته، با خانواده خود به شادي بپردازيد. 27 در ضمن لاويهاي شهرتان را فراموش نكنيد، چون آنها مثل شما صاحب ملك و محصول نيستند.
28 در آخر هر سه سال بايد عشريه تمام محصـولات خود رادر شهر خود جمع كنيد 29 تا آن را به لاويها كه در ميان شما ملكي ندارند، و همچنين غريبان، بيوه زنان و يتيمان داخل شهرتان بدهيد تا بخورند و سير شوند. آنگاه خداوند، خدايتان شما را در كارهايتان بركت خواهد داد.
راهنما
بابهاي 12 و 13 و 14 و 15 . احكام مختلف
نابود كردن همة بتها. موسي كه در مركز بتپرستيِ مصر پرورش يافته بود، و در تمام عمر خود در ميان اقوام بتپرست زيسته بود، هرگز با بتپرستي سازش نكرد؛ و همان طور كه همواره هشدار داده بود، بتپرستي موجب ويراني قوم بود.
«شادي»: توجه كنيد كه اين واژه چندين بار تكرار شده (12 : 7 ، 12 ، 18 ؛ 14 : 26 ؛ 28 : 47). اين از عبارات محبوب مزامير و رسالات است.
حيوانات پاك و ناپاك (4 : 1 - 21، و نيز لاويان 11). عشرها (14 : 22 - 29 ، و نيز لاويان 27). سال سبت (15 : 1 - 11، و نيز لاويان 25). بردگي (15 : 12 - 18 ، و نيز لاويان 19). نوبر محصول (15 : 19 - 23، و نيز لاويان 27).
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]

-
- پست: 5234
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1747 بار
- سپاسهای دریافتی: 4179 بار
- تماس:
15 سال بخشیدن قرضها؛ رفتار با غلامان...
سال انفكاك
و در آخر هر هفت سال، انفكاك نمايي.2 و قانون انفكاك اين باشد: هر طلبكاري قرضي را كه به همسايه خود داده باشد منفكّ سازد، و از همسايه و برادر خود مطالبه نكند، چونكه انفكاك خداوند اعلان شده است. 3 از غريب مطالبه تواني كرد، اما هرآنچه از مال تو نزد برادرت باشد، دست تو آن را منفكّ سازد، 4 تا نزد تو هيچ فقير نباشد، زيرا كه خداوند تو را در زميني كه يَهُوَه، خدايت، براي نصيب و ملك به تو ميدهد، البته بركت خواهد داد، 5 اگر قول يَهُوه، خدايت، را به دقت بشنوي تا متوجه شده،جميع اين اوامر را كه من امروز به تو امر ميفرمايم بجا آوري. 6 زيرا كه يَهُوَه، خدايت، تو را چنانكه گفته است بركت خواهد داد، و به امتهاي بسيار قرض خواهي داد، ليكن تو مديون نخواهي شد، و بر امتهاي بسيار تسلط خواهي نمود، و ايشان بر تو مسلط نخواهند شد.
7 اگر نزد تو در يكي از دروازههايت، در زميني كه يَهُوَه، خدايت، به تو ميبخشد، يكي از برادرانت فقير باشد، دل خود را سخت مساز، و دستت را بر برادر فقير خود مبند. 8 بلكه البته دست خود را بر او گشاده دار، و به قدر كفايت، موافق احتياج او به او قرض بده. 9 و باحذر باش مبادا در دل تو فكر زشت باشد، و بگويي سال هفتم يعني سال انفكاك نزديك است، و چشم تو بر برادر فقير خود بد شده، چيزي به او ندهي و او از تو نزد خداوند فرياد برآورده، برايت گناه باشد. 10 البته به او بدهي و دلت از دادنش آزرده نشود، زيرا كه به عوض اين كار يَهُوَه، خدايت، تو را در تمامي كارهايت و هرچه دست خود را بر آن دراز ميكني، بركت خواهد داد. 11 چونكه فقير از زمينت معدوم نخواهد شد، بنابراين من تو را امر فرموده، ميگويم البته دست خود را براي برادر مسكين و فقير خود كه در زمين تو باشند، گشاده دار.
آزادي غلامان
12 اگر مرد يا زن عبراني از برادرانت به تو فروخته شود، و او تو را شش سال خدمت نمايد، پس در سال هفتم او را از نزد خود آزاد كرده، رهاكن. 13 و چون او را از نزد خود آزاد كرده، رها ميكني، او را تُهيدست روانه مساز. 14 او را از گله و خرمن و چرخُشت خود البته زاد بده؛ به اندازهاي كه يَهُوَه، خدايت، تو را بركت داده باشد به او بده. 15 و بيادآور كه تو در زمين مصر غلام بودي و يَهُوَه، خدايت، تو را فديه داد، بنابراين من امروز اين را به تو امر ميفرمايم، 16 و اگر به تو گويد از نزد تو بيرون نميروم چونكه تو را و خاندان تو را دوست دارد و او را نزد تو خوش گذشته باشد، 17 آنگاه درفشي گرفته، گوشش را با آن به دربدوز تا تو را غلام ابدي باشد، و با كنيز خود نيز چنين عمل نما.
18 و چون او را از نزد خود آزاد كرده، رها ميكني، بنظرت بد نيايد، زيرا كه دو برابر اُجرتِ اجيرْ، تو را شش سال خدمت كرده است. و يَهُوَه خدايت در هرچه ميكني تو را بركت خواهد داد.
تقديس حيوانات
19 همه نخستزادگان نرينه را كه از رمه و گله تو زاييده شوند براي يَهُوَه، خداي خود، تقديس نما، و با نخستزاده گاو خود كار مكن و نخستزاده گوسفند خود را پشم مبُر. 20 آنها را به حضور يَهُوَه خداي خود در مكاني كه خداوند برگزيند، تو و اهل خانهات سال به سال بخوريد. 21 ليكن اگر عيبي داشته باشد، مثلاً لنگ يا كور يا هر عيب ديگر، آن را براي يَهُوَه خدايت ذبح مكن. 22 آن را در اندرون دروازههايت بخور، شخص نجس و شخص طاهر، آن را برابر مثل غزال و آهو بخورند. 23 اما خونش را مخور. آن را مثل آب برزمين بريز. ترجمه تفسیری سال بخشيدن قرضها
در پايان هرهفت سال، بايد تمام قرضهاي بدهكاران خود را ببخشيد. 2 هر كه از برادر يهودي خود طلبي داشته باشد بايد آن طلب را لغو نمايد. او نبايد در صدد پس گرفتن طلبش باشد، زيرا خود خداوند اين طلب را لغو نموده است. 3 ولي اين قانون شامل حال بدهكـاران غيريهـودي نميشـود. 4و5 اگر بدقت، تمام دستورات خداوند، خدايتان را اطاعت كنيد و اوامري را كه امروز به شما ميدهم اجرا نماييد در سرزميني كه خداوند به شما ميدهد بركت زيادي خواهيد يافت، بطوريكه فقيري در ميانتان نخواهد بود. 6 او چنانكه وعده داده است بركتتان خواهد داد، بطوري كه به قومهاي زيادي پول قرض خواهيد داد، ولي هرگز احتياجي به قرض گرفتن نخواهيد داشت. بر قومهاي بسياري حكومت خواهيد كرد، ولي آنان بر شما حكومت نخواهند نمود.
7 وقتي به سرزميني كه خداوند به شما ميدهد وارد شديد، اگر در بين شما اشخاص فقيري باشند نسبت به آنان دست و دل باز باشيد، 8 و هر قدر احتياج دارند به ايشان قرض بدهيد. 9 اين فكر پليد را به خود راه ندهيد كه سال الغاي قرض بزودي فرا ميرسد و در نتيجه از دادن قرض خودداري كنيد؛ زيرا اگر از دادن قرض خودداري كنيد و مرد محتاج پيش خداوند ناله كند اين عمل براي شما گناه محسوب خواهد شد. 10 بايد آنچه نياز دارد، از صميم قلب به او بدهيد و خداوند هم بخاطر اين امر، شما را در هر كاري بركت خواهد داد. 11 در ميان شما هميشه فقير وجود خواهد داشت به همين دليل است كه اجراي اين فرمان ضروري است. شما بايد با سخاوت به آنها قرض بدهيد.
رفتار با غلامان
(خروج 21:1-11)
12 هرگاه غلامي عبراني بخريد، چه مرد باشد چه زن، بايد پس از شش سال خدمت، در سال هفتم او را آزاد نماييد. 13 او را دست خالي روانه نكنيد، 14 بلكه هديهاي از گله و غله و شراب مطابق بركتي كهخداوند، خدايتان به شما بخشيـده است به وي بدهيد. 15 به خاطر بياوريد كه در سرزمين مصر بَرده بوديد و خداوند، خدايتان شما را نجات داد. به همين دليل است كه امروز اين فرمان را به شما ميدهم.
16 ولي اگر غلام عبراني شما نخواهد برود و بگويد شما و خانوادهتان را دوست دارد و از بودن درخانه شما لذت ميبرد، 17 آنوقت او را به دم در برده با درفشي گوشش را سوراخ كنيد تا از آن پس، هميشه غلام شما باشـد. همين كار را با كنيـزان خود بكنيـد. 18 اما وقتي كه بردهاي را آزاد ميكنيد نبايد ناراحت شويد، چون او در طي شش سال براي شما كمتر از نصف دستمزد يك كارگر عادي خرج برداشته است. خداوند، خدايتان براي اينكه او را آزاد ساختهايد شما را در هر كاري بركت خواهد داد.
نخستزادههاي گاو و گوسفند
19 بايد تمامي نخستزادههاي نرگلهها و رمههايتان را براي خداوند وقف كنيد. از نخستزادههاي رمههايتان جهت كار كردن در مزارع خود استفاده نكنيد و پشم نخستزادههاي گلههاي گوسفندتان را قيچي نكنيد. 20 بجاي آن، شما و خانوادهتان هر ساله گوشت اين حيوانات را درحضور خداوند، خدايتان در محلي كه او تعيين خواهد كرد بخوريد. 21 ولي اگر حيوان نخستزاده معيوب باشد، مثلاً چلاق يا كور بوده، يا عيب ديگري داشته باشد، نبايد آن را براي خداوند، خدايتان قرباني كنيد. 22 درعوض از آن براي خوراك خانواده خود در منزل استفاده كنيد. هر كس ميتواند آن را بخورد، حتي اگر شرعاً نجس باشد، درست همانطور كه غزال يا آهو را ميخورد؛ 23 ولي خون آن را نخوريد، بلكه آن را مثل آب بر زمين بريزيد.
راهنما
بابهاي 12 و 13 و 14 و 15 . احكام مختلف
نابود كردن همة بتها. موسي كه در مركز بتپرستيِ مصر پرورش يافته بود، و در تمام عمر خود در ميان اقوام بتپرست زيسته بود، هرگز با بتپرستي سازش نكرد؛ و همان طور كه همواره هشدار داده بود، بتپرستي موجب ويراني قوم بود.
«شادي»: توجه كنيد كه اين واژه چندين بار تكرار شده (12 : 7 ، 12 ، 18 ؛ 14 : 26 ؛ 28 : 47). اين از عبارات محبوب مزامير و رسالات است.
حيوانات پاك و ناپاك (4 : 1 - 21، و نيز لاويان 11). عشرها (14 : 22 - 29 ، و نيز لاويان 27). سال سبت (15 : 1 - 11، و نيز لاويان 25). بردگي (15 : 12 - 18 ، و نيز لاويان 19). نوبر محصول (15 : 19 - 23، و نيز لاويان 27).
سال انفكاك
و در آخر هر هفت سال، انفكاك نمايي.2 و قانون انفكاك اين باشد: هر طلبكاري قرضي را كه به همسايه خود داده باشد منفكّ سازد، و از همسايه و برادر خود مطالبه نكند، چونكه انفكاك خداوند اعلان شده است. 3 از غريب مطالبه تواني كرد، اما هرآنچه از مال تو نزد برادرت باشد، دست تو آن را منفكّ سازد، 4 تا نزد تو هيچ فقير نباشد، زيرا كه خداوند تو را در زميني كه يَهُوَه، خدايت، براي نصيب و ملك به تو ميدهد، البته بركت خواهد داد، 5 اگر قول يَهُوه، خدايت، را به دقت بشنوي تا متوجه شده،جميع اين اوامر را كه من امروز به تو امر ميفرمايم بجا آوري. 6 زيرا كه يَهُوَه، خدايت، تو را چنانكه گفته است بركت خواهد داد، و به امتهاي بسيار قرض خواهي داد، ليكن تو مديون نخواهي شد، و بر امتهاي بسيار تسلط خواهي نمود، و ايشان بر تو مسلط نخواهند شد.
7 اگر نزد تو در يكي از دروازههايت، در زميني كه يَهُوَه، خدايت، به تو ميبخشد، يكي از برادرانت فقير باشد، دل خود را سخت مساز، و دستت را بر برادر فقير خود مبند. 8 بلكه البته دست خود را بر او گشاده دار، و به قدر كفايت، موافق احتياج او به او قرض بده. 9 و باحذر باش مبادا در دل تو فكر زشت باشد، و بگويي سال هفتم يعني سال انفكاك نزديك است، و چشم تو بر برادر فقير خود بد شده، چيزي به او ندهي و او از تو نزد خداوند فرياد برآورده، برايت گناه باشد. 10 البته به او بدهي و دلت از دادنش آزرده نشود، زيرا كه به عوض اين كار يَهُوَه، خدايت، تو را در تمامي كارهايت و هرچه دست خود را بر آن دراز ميكني، بركت خواهد داد. 11 چونكه فقير از زمينت معدوم نخواهد شد، بنابراين من تو را امر فرموده، ميگويم البته دست خود را براي برادر مسكين و فقير خود كه در زمين تو باشند، گشاده دار.
آزادي غلامان
12 اگر مرد يا زن عبراني از برادرانت به تو فروخته شود، و او تو را شش سال خدمت نمايد، پس در سال هفتم او را از نزد خود آزاد كرده، رهاكن. 13 و چون او را از نزد خود آزاد كرده، رها ميكني، او را تُهيدست روانه مساز. 14 او را از گله و خرمن و چرخُشت خود البته زاد بده؛ به اندازهاي كه يَهُوَه، خدايت، تو را بركت داده باشد به او بده. 15 و بيادآور كه تو در زمين مصر غلام بودي و يَهُوَه، خدايت، تو را فديه داد، بنابراين من امروز اين را به تو امر ميفرمايم، 16 و اگر به تو گويد از نزد تو بيرون نميروم چونكه تو را و خاندان تو را دوست دارد و او را نزد تو خوش گذشته باشد، 17 آنگاه درفشي گرفته، گوشش را با آن به دربدوز تا تو را غلام ابدي باشد، و با كنيز خود نيز چنين عمل نما.
18 و چون او را از نزد خود آزاد كرده، رها ميكني، بنظرت بد نيايد، زيرا كه دو برابر اُجرتِ اجيرْ، تو را شش سال خدمت كرده است. و يَهُوَه خدايت در هرچه ميكني تو را بركت خواهد داد.
تقديس حيوانات
19 همه نخستزادگان نرينه را كه از رمه و گله تو زاييده شوند براي يَهُوَه، خداي خود، تقديس نما، و با نخستزاده گاو خود كار مكن و نخستزاده گوسفند خود را پشم مبُر. 20 آنها را به حضور يَهُوَه خداي خود در مكاني كه خداوند برگزيند، تو و اهل خانهات سال به سال بخوريد. 21 ليكن اگر عيبي داشته باشد، مثلاً لنگ يا كور يا هر عيب ديگر، آن را براي يَهُوَه خدايت ذبح مكن. 22 آن را در اندرون دروازههايت بخور، شخص نجس و شخص طاهر، آن را برابر مثل غزال و آهو بخورند. 23 اما خونش را مخور. آن را مثل آب برزمين بريز. ترجمه تفسیری سال بخشيدن قرضها
در پايان هرهفت سال، بايد تمام قرضهاي بدهكاران خود را ببخشيد. 2 هر كه از برادر يهودي خود طلبي داشته باشد بايد آن طلب را لغو نمايد. او نبايد در صدد پس گرفتن طلبش باشد، زيرا خود خداوند اين طلب را لغو نموده است. 3 ولي اين قانون شامل حال بدهكـاران غيريهـودي نميشـود. 4و5 اگر بدقت، تمام دستورات خداوند، خدايتان را اطاعت كنيد و اوامري را كه امروز به شما ميدهم اجرا نماييد در سرزميني كه خداوند به شما ميدهد بركت زيادي خواهيد يافت، بطوريكه فقيري در ميانتان نخواهد بود. 6 او چنانكه وعده داده است بركتتان خواهد داد، بطوري كه به قومهاي زيادي پول قرض خواهيد داد، ولي هرگز احتياجي به قرض گرفتن نخواهيد داشت. بر قومهاي بسياري حكومت خواهيد كرد، ولي آنان بر شما حكومت نخواهند نمود.
7 وقتي به سرزميني كه خداوند به شما ميدهد وارد شديد، اگر در بين شما اشخاص فقيري باشند نسبت به آنان دست و دل باز باشيد، 8 و هر قدر احتياج دارند به ايشان قرض بدهيد. 9 اين فكر پليد را به خود راه ندهيد كه سال الغاي قرض بزودي فرا ميرسد و در نتيجه از دادن قرض خودداري كنيد؛ زيرا اگر از دادن قرض خودداري كنيد و مرد محتاج پيش خداوند ناله كند اين عمل براي شما گناه محسوب خواهد شد. 10 بايد آنچه نياز دارد، از صميم قلب به او بدهيد و خداوند هم بخاطر اين امر، شما را در هر كاري بركت خواهد داد. 11 در ميان شما هميشه فقير وجود خواهد داشت به همين دليل است كه اجراي اين فرمان ضروري است. شما بايد با سخاوت به آنها قرض بدهيد.
رفتار با غلامان
(خروج 21:1-11)
12 هرگاه غلامي عبراني بخريد، چه مرد باشد چه زن، بايد پس از شش سال خدمت، در سال هفتم او را آزاد نماييد. 13 او را دست خالي روانه نكنيد، 14 بلكه هديهاي از گله و غله و شراب مطابق بركتي كهخداوند، خدايتان به شما بخشيـده است به وي بدهيد. 15 به خاطر بياوريد كه در سرزمين مصر بَرده بوديد و خداوند، خدايتان شما را نجات داد. به همين دليل است كه امروز اين فرمان را به شما ميدهم.
16 ولي اگر غلام عبراني شما نخواهد برود و بگويد شما و خانوادهتان را دوست دارد و از بودن درخانه شما لذت ميبرد، 17 آنوقت او را به دم در برده با درفشي گوشش را سوراخ كنيد تا از آن پس، هميشه غلام شما باشـد. همين كار را با كنيـزان خود بكنيـد. 18 اما وقتي كه بردهاي را آزاد ميكنيد نبايد ناراحت شويد، چون او در طي شش سال براي شما كمتر از نصف دستمزد يك كارگر عادي خرج برداشته است. خداوند، خدايتان براي اينكه او را آزاد ساختهايد شما را در هر كاري بركت خواهد داد.
نخستزادههاي گاو و گوسفند
19 بايد تمامي نخستزادههاي نرگلهها و رمههايتان را براي خداوند وقف كنيد. از نخستزادههاي رمههايتان جهت كار كردن در مزارع خود استفاده نكنيد و پشم نخستزادههاي گلههاي گوسفندتان را قيچي نكنيد. 20 بجاي آن، شما و خانوادهتان هر ساله گوشت اين حيوانات را درحضور خداوند، خدايتان در محلي كه او تعيين خواهد كرد بخوريد. 21 ولي اگر حيوان نخستزاده معيوب باشد، مثلاً چلاق يا كور بوده، يا عيب ديگري داشته باشد، نبايد آن را براي خداوند، خدايتان قرباني كنيد. 22 درعوض از آن براي خوراك خانواده خود در منزل استفاده كنيد. هر كس ميتواند آن را بخورد، حتي اگر شرعاً نجس باشد، درست همانطور كه غزال يا آهو را ميخورد؛ 23 ولي خون آن را نخوريد، بلكه آن را مثل آب بر زمين بريزيد.
راهنما
بابهاي 12 و 13 و 14 و 15 . احكام مختلف
نابود كردن همة بتها. موسي كه در مركز بتپرستيِ مصر پرورش يافته بود، و در تمام عمر خود در ميان اقوام بتپرست زيسته بود، هرگز با بتپرستي سازش نكرد؛ و همان طور كه همواره هشدار داده بود، بتپرستي موجب ويراني قوم بود.
«شادي»: توجه كنيد كه اين واژه چندين بار تكرار شده (12 : 7 ، 12 ، 18 ؛ 14 : 26 ؛ 28 : 47). اين از عبارات محبوب مزامير و رسالات است.
حيوانات پاك و ناپاك (4 : 1 - 21، و نيز لاويان 11). عشرها (14 : 22 - 29 ، و نيز لاويان 27). سال سبت (15 : 1 - 11، و نيز لاويان 25). بردگي (15 : 12 - 18 ، و نيز لاويان 19). نوبر محصول (15 : 19 - 23، و نيز لاويان 27).
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]

-
- پست: 5234
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1747 بار
- سپاسهای دریافتی: 4179 بار
- تماس:
16 عید پسح؛ عید هفته ها؛ عید سایبانها؛...
فصح
ماه ابيب را نگاهدار و فصح را به جهت يَهُوَه، خدايت، بجا آور، زيرا كه در ماه ابيب يَهُوَه، خدايت، تو را از مصر در شب بيرون آورد. 2 پس فصح را از رمه و گله براي يَهُوَه، خدايت، ذبح كن، در مكاني كه خداوند برگزيند، تا نام خود را در آن ساكن سازد. 3 با آن، خميرمايه مخور، هفت روز نان فطير يعني نان مشقّت را با آن بخور، زيرا كه به تعجيل از زمين مصر بيرون آمدي، تا روز خروج خود را از زمين مصر در تماميِ روزهاي عُمرت بياد آوري. 4 پس هفت روز هيچ خميرمايه در تماميِ حدودت ديده نشود؛ و از گوشتي كه در شام روز اول، ذبح ميكني چيزي تا صبح باقي نماند. 5 فصح را در هر يكي از دروازههايت كه يَهُوَه خدايت به تو ميدهد، ذبح نتواني كرد، 6 بلكه در مكاني كه يَهُوَه، خدايت، برگزيند تا نام خود را در آن ساكن سازد، در آنجا فصح را در شام، وقت غروب آفتاب، هنگام بيرون آمدنت از مصر ذبح كن. 7 و آن را در مكاني كه يَهُوَه، خدايت، برگزيند بپز و بخور و بامدادان برخاسته، به خيمههايت برو. 8 شش روز نان فطير بخور، و در روز هفتم، جشن مقدس براي يَهُوَه خدايت باشد؛ در آن هيچ كار مكن.
عيد هفتهها
9 هفت هفته براي خود بشمار. از ابتداي نهادن داس در زرع خود، شمردن هفت هفته را شروعكن. 10 و عيد هفتهها را با هدية نوافل دست خود نگاهدار و آن را به اندازه بركتي كه يَهُوَه خدايت به تو دهد، بده. 11 و به حضور يَهُوَه، خدايت، شادي نما تو و پسرت و دخترت و غلامت و كنيزت و لاوي كه درون دروازههايت باشد و غريب و يتيم و بيوهزني كه در ميان تو باشند، در مكاني كه يَهُوَه خدايت برگزيند تا نام خود را در آن ساكن گرداند. 12 و بياد آور كه در مصر غلام بودي، پس متوجه شده، اين فرايض را بجا آور.
عيد خيمهها
13 عيد خيمهها را بعد از جمع كردن حاصل از خرمن، و چرخشت خود هفت روز نگاهدار. 14 و در عيد خود شادي نما، تو و پسرت و دخترت و غلامت و كنيزت و لاوي و غريب و يتيم و بيوهزني كه درون دروازههايت باشند. 15 هفت روز در مكاني كه خداوند برگزيند، براي يَهُوَه خدايت عيد نگاه دار، زيرا كه يَهُوَه خدايت تو را در همة محصولت و در تمامي اعمال دستت بركت خواهد داد، و بسيار شادمان خواهي بود.
16 سه مرتبه در سال جميع ذكورانت به حضور يَهُوَه خدايت در مكاني كه او برگزيند حاضر شوند، يعني در عيد فطير و عيد هفتهها و عيد خيمهها؛ و به حضور خداوند تهيدست حاضر نشوند. 17 هر كس به قدر قوّه خود به اندازه بركتي كه يَهُوَه، خدايت، به تو عطا فرمايد، بدهد.
تعيين داوران
18 داوران و سروران در جميع دروازههايي كه يَهُوَه، خدايت، به تو ميدهد برحسب اسباط خودبرايت تعيين نما، تا قوم را به حكم عدل، داوري نمايند. 19 داوري را منحرف مساز و طرفداري منما و رشوه مگير، زيرا كه رشوه چشمان حكما را كور ميسازد و سخنان عادلان را كج مينمايد. 20 انصاف كامل را پيروي نما تا زنده ماني و زميني را كه يَهُوَه خدايت به تو ميدهد، مالك شوي.
خدايان غير
21 اشيرهاي از هيچ نوع درخت نزد مذبح يَهُوَه، خدايت، كه براي خود خواهي ساخت غرس منما. 22 و ستوني براي خود نصب مكن زيرا يَهُوَه خدايت آن را مكروه ميدارد. ترجمه تفسیری عيد پسح
(خروج 12:1-20)
هميشه به ياد داشته باشيد كه در ماه ابيب، مراسم عيد پسح را به احترام خداوند، خدايتان بجا آوريد، چون در اين ماه بود كه او شما راشبانه، از سرزمين مصر بيرون آورد. 2 براي عيد پسح، شما بايد يك بره يا يك گاو در محلي كه خداوند، خدايتان بعنوان عبادتگاه خود برميگزيند، براي او قرباني كنيد. 3 گوشت قرباني را با نان خميرمايهدار نخوريد. هفت روز نان بدون خميرمايه بخوريد. اين نان، يادگار سختيهاي شما در مصر و نيز يادگار روزي است كه با عجله از مصر خارج شديد. اين روز را در تمام عمر خود به خاطر داشته باشيد. 4 مدت هفت روز اثـري از خميرمايه در خانه شما نباشد و از گوشت قرباني پسـح تا صبح روز بعد چيزي باقي نماند.
5و6 قرباني پِسَح را فقط بايد در مكاني كه خداوند، خدايتان بعنوان عبادتگاه تعيين ميكند، ذبح نماييد و نه در جاي ديگري از سرزميني كه او به شما ميدهد. قرباني پسح را هنگام غروب سرببريد، زيرا هنگامي كه از مصر خارج شديد، غروب بود. 7 گوشت قرباني را در همانجا بپزيد و بخوريد و صبح روز بعد، راهي خانههايتان بشويد. 8 تمام شش روز بعد را هم نان فطير بخوريد. در روز هفتم، تمام قوم براي عبادت خداوند، خداي خود جمع شوند و هيچ كار ديگري نكنند.
عيد هفتهها
(خروج 34:22، لاويان 23:15-21)
9 هفت هفته پس از شروع فصل درو، 10 عيد ديگري در حضور خداونـد، خدايتـان خواهيـد داشت كه عيد هفتهها خوانـده ميشـود. در اين عيـد هديـه داوطلبانـهاي مطابـق بركتـي كه خـداونـد به شمـا داده است نـزد خداوند بياوريـد. 11 در اين عيد با پسران و دختـران، غلامان و كنيزان خـود در حضـور خداونـد شـادي كنيـد. فرامـوش نكنيـد كه لاويهـا، غريبـان، بيوهزنـان و يتيمـان شهرتـان را هـم دعـوت كنيـد تا در مراسـم جشـن، در مكانـي كـه خـداونـد بعنـوان عبادتگاه خــود تعييــن ميكنـد، شركـت كننـد. 12 اين دستـور را حتماً بجا آوريـد، زيـرا خـود شمـا هـم در مصـر بـرده بودهايـد.
عيد سايبانها
(لاويان 23:33-43)
13 جشن ديگر، عيد سايبانهاست كه بايد به مدت هفت روز در پايان فصل درو، پس از اينكه خرمن خود را كوبيديد و آب انگورتان را گرفتيد، برگزار كنيد. 14 دراين عيد به اتفاق پسران و دختران، غلامان و كنيزان خود شادي نماييد. فراموش نكنيد كه لاويها، غريبان، يتيمان و بيوه زنان شهر خود را نيز دعوت كنيد.
15 اين عيد را در محلي كه خداوند تعيين خواهد كرد به مدت هفت روز براي او برگزار كنيد. در اين عيد شادي كنيد، زيرا خداوند محصول و دسترنج شما را بركت داده است.
16 مردان اسرائيلي بايد سه بار در سال در حضور خداوند، خدايشان در محلي كه خداوند تعيين خواهد كرد بخاطر اين سه عيد حاضر شوند: عيد پسح، عيد هفتهها و عيد سايبانها. در هر كدام از اين اعياد، هدايايي براي خداوند بياوريد. 17 تا جايي كه از دستتان برميآيد به نسبت بركتي كه از خداوند يافتهايد هديه بدهيد.
قضات
18 براي هر يك از قبايل خود در شهرهايي كه خداوند، خدايتان به شما ميدهد قضات و رهبراني تعيين كنيد تا ايشان مردم را عادلانه داوري كنند. 19 هنگام داوري از كسي طرفداري نكنيد، عدالت را زير پا نگذاريد و رشوه نگيريد، چون رشوه حتي چشمان عادلان را كور ميكند و راستگويان را به دروغگويي وا ميدارد. 20 عدل و انصاف را هميشه بجا آوريد تا بتوانيد زنده مانده، سرزميني را كه خداوند، خدايتان به شما ميبخشد تصرف نماييد.
بتپرستي
21 هرگز مجسمههاي شرمآور بتپرستان را در كنار قربانگاه خداوند، خدايتان نسازيد 22 و ستونهاي آنها را برپا نكنيد، چون خداونـد از اين بتها بيزار است.
راهنما
باب 16 . بجا آوردن عيدها
همة افراد مذكّر، موظف بودند سالي سه مرتبه يعني در عيدهاي فصح، پنطيكاست و خيمهها، در حضور خدا حاضر شوند. علاوه بر اينها، عيد شيپورها و روز كفاره نيز وجود داشت. هدف از اين اعياد اين بود كه فكر خدا را در ذهن مردم زنده نگهدارند و اتحاد ملي را ارتقاء بخشند.
عيد فصح كه عيد نان بدون خمير مايه نيز ناميده ميشد، در بهار و روز پانزدهم ماه اول جشن گرفته ميشد و 7 روز طول ميكشيد و يادآور رهايي قوم از مصر بود.
عيد پنطيكاست كه عيد هفتهها، يا عيد محصول يا عيد نوبرها ناميده ميشد، 50 روز پس از عيد فصح، و به مدت يك روز جشن گرفته ميشد.
عيد خيمهها يا عيد جمع را، در روز پانزدهم ماه هفتم، يعني 5 روز پس از روز كفاره، به مدت 7 روز جشن ميگرفتند.
با عيد شيپورها در روز اول ماه هفتم، سال ملّي آغاز ميشد (به اعداد 28 مراجعه كنيد).
روز كفاره، روز دهم ماه هفتم بود (به لاويان 16 مراجعه كنيد).
فصح
ماه ابيب را نگاهدار و فصح را به جهت يَهُوَه، خدايت، بجا آور، زيرا كه در ماه ابيب يَهُوَه، خدايت، تو را از مصر در شب بيرون آورد. 2 پس فصح را از رمه و گله براي يَهُوَه، خدايت، ذبح كن، در مكاني كه خداوند برگزيند، تا نام خود را در آن ساكن سازد. 3 با آن، خميرمايه مخور، هفت روز نان فطير يعني نان مشقّت را با آن بخور، زيرا كه به تعجيل از زمين مصر بيرون آمدي، تا روز خروج خود را از زمين مصر در تماميِ روزهاي عُمرت بياد آوري. 4 پس هفت روز هيچ خميرمايه در تماميِ حدودت ديده نشود؛ و از گوشتي كه در شام روز اول، ذبح ميكني چيزي تا صبح باقي نماند. 5 فصح را در هر يكي از دروازههايت كه يَهُوَه خدايت به تو ميدهد، ذبح نتواني كرد، 6 بلكه در مكاني كه يَهُوَه، خدايت، برگزيند تا نام خود را در آن ساكن سازد، در آنجا فصح را در شام، وقت غروب آفتاب، هنگام بيرون آمدنت از مصر ذبح كن. 7 و آن را در مكاني كه يَهُوَه، خدايت، برگزيند بپز و بخور و بامدادان برخاسته، به خيمههايت برو. 8 شش روز نان فطير بخور، و در روز هفتم، جشن مقدس براي يَهُوَه خدايت باشد؛ در آن هيچ كار مكن.
عيد هفتهها
9 هفت هفته براي خود بشمار. از ابتداي نهادن داس در زرع خود، شمردن هفت هفته را شروعكن. 10 و عيد هفتهها را با هدية نوافل دست خود نگاهدار و آن را به اندازه بركتي كه يَهُوَه خدايت به تو دهد، بده. 11 و به حضور يَهُوَه، خدايت، شادي نما تو و پسرت و دخترت و غلامت و كنيزت و لاوي كه درون دروازههايت باشد و غريب و يتيم و بيوهزني كه در ميان تو باشند، در مكاني كه يَهُوَه خدايت برگزيند تا نام خود را در آن ساكن گرداند. 12 و بياد آور كه در مصر غلام بودي، پس متوجه شده، اين فرايض را بجا آور.
عيد خيمهها
13 عيد خيمهها را بعد از جمع كردن حاصل از خرمن، و چرخشت خود هفت روز نگاهدار. 14 و در عيد خود شادي نما، تو و پسرت و دخترت و غلامت و كنيزت و لاوي و غريب و يتيم و بيوهزني كه درون دروازههايت باشند. 15 هفت روز در مكاني كه خداوند برگزيند، براي يَهُوَه خدايت عيد نگاه دار، زيرا كه يَهُوَه خدايت تو را در همة محصولت و در تمامي اعمال دستت بركت خواهد داد، و بسيار شادمان خواهي بود.
16 سه مرتبه در سال جميع ذكورانت به حضور يَهُوَه خدايت در مكاني كه او برگزيند حاضر شوند، يعني در عيد فطير و عيد هفتهها و عيد خيمهها؛ و به حضور خداوند تهيدست حاضر نشوند. 17 هر كس به قدر قوّه خود به اندازه بركتي كه يَهُوَه، خدايت، به تو عطا فرمايد، بدهد.
تعيين داوران
18 داوران و سروران در جميع دروازههايي كه يَهُوَه، خدايت، به تو ميدهد برحسب اسباط خودبرايت تعيين نما، تا قوم را به حكم عدل، داوري نمايند. 19 داوري را منحرف مساز و طرفداري منما و رشوه مگير، زيرا كه رشوه چشمان حكما را كور ميسازد و سخنان عادلان را كج مينمايد. 20 انصاف كامل را پيروي نما تا زنده ماني و زميني را كه يَهُوَه خدايت به تو ميدهد، مالك شوي.
خدايان غير
21 اشيرهاي از هيچ نوع درخت نزد مذبح يَهُوَه، خدايت، كه براي خود خواهي ساخت غرس منما. 22 و ستوني براي خود نصب مكن زيرا يَهُوَه خدايت آن را مكروه ميدارد. ترجمه تفسیری عيد پسح
(خروج 12:1-20)
هميشه به ياد داشته باشيد كه در ماه ابيب، مراسم عيد پسح را به احترام خداوند، خدايتان بجا آوريد، چون در اين ماه بود كه او شما راشبانه، از سرزمين مصر بيرون آورد. 2 براي عيد پسح، شما بايد يك بره يا يك گاو در محلي كه خداوند، خدايتان بعنوان عبادتگاه خود برميگزيند، براي او قرباني كنيد. 3 گوشت قرباني را با نان خميرمايهدار نخوريد. هفت روز نان بدون خميرمايه بخوريد. اين نان، يادگار سختيهاي شما در مصر و نيز يادگار روزي است كه با عجله از مصر خارج شديد. اين روز را در تمام عمر خود به خاطر داشته باشيد. 4 مدت هفت روز اثـري از خميرمايه در خانه شما نباشد و از گوشت قرباني پسـح تا صبح روز بعد چيزي باقي نماند.
5و6 قرباني پِسَح را فقط بايد در مكاني كه خداوند، خدايتان بعنوان عبادتگاه تعيين ميكند، ذبح نماييد و نه در جاي ديگري از سرزميني كه او به شما ميدهد. قرباني پسح را هنگام غروب سرببريد، زيرا هنگامي كه از مصر خارج شديد، غروب بود. 7 گوشت قرباني را در همانجا بپزيد و بخوريد و صبح روز بعد، راهي خانههايتان بشويد. 8 تمام شش روز بعد را هم نان فطير بخوريد. در روز هفتم، تمام قوم براي عبادت خداوند، خداي خود جمع شوند و هيچ كار ديگري نكنند.
عيد هفتهها
(خروج 34:22، لاويان 23:15-21)
9 هفت هفته پس از شروع فصل درو، 10 عيد ديگري در حضور خداونـد، خدايتـان خواهيـد داشت كه عيد هفتهها خوانـده ميشـود. در اين عيـد هديـه داوطلبانـهاي مطابـق بركتـي كه خـداونـد به شمـا داده است نـزد خداوند بياوريـد. 11 در اين عيد با پسران و دختـران، غلامان و كنيزان خـود در حضـور خداونـد شـادي كنيـد. فرامـوش نكنيـد كه لاويهـا، غريبـان، بيوهزنـان و يتيمـان شهرتـان را هـم دعـوت كنيـد تا در مراسـم جشـن، در مكانـي كـه خـداونـد بعنـوان عبادتگاه خــود تعييــن ميكنـد، شركـت كننـد. 12 اين دستـور را حتماً بجا آوريـد، زيـرا خـود شمـا هـم در مصـر بـرده بودهايـد.
عيد سايبانها
(لاويان 23:33-43)
13 جشن ديگر، عيد سايبانهاست كه بايد به مدت هفت روز در پايان فصل درو، پس از اينكه خرمن خود را كوبيديد و آب انگورتان را گرفتيد، برگزار كنيد. 14 دراين عيد به اتفاق پسران و دختران، غلامان و كنيزان خود شادي نماييد. فراموش نكنيد كه لاويها، غريبان، يتيمان و بيوه زنان شهر خود را نيز دعوت كنيد.
15 اين عيد را در محلي كه خداوند تعيين خواهد كرد به مدت هفت روز براي او برگزار كنيد. در اين عيد شادي كنيد، زيرا خداوند محصول و دسترنج شما را بركت داده است.
16 مردان اسرائيلي بايد سه بار در سال در حضور خداوند، خدايشان در محلي كه خداوند تعيين خواهد كرد بخاطر اين سه عيد حاضر شوند: عيد پسح، عيد هفتهها و عيد سايبانها. در هر كدام از اين اعياد، هدايايي براي خداوند بياوريد. 17 تا جايي كه از دستتان برميآيد به نسبت بركتي كه از خداوند يافتهايد هديه بدهيد.
قضات
18 براي هر يك از قبايل خود در شهرهايي كه خداوند، خدايتان به شما ميدهد قضات و رهبراني تعيين كنيد تا ايشان مردم را عادلانه داوري كنند. 19 هنگام داوري از كسي طرفداري نكنيد، عدالت را زير پا نگذاريد و رشوه نگيريد، چون رشوه حتي چشمان عادلان را كور ميكند و راستگويان را به دروغگويي وا ميدارد. 20 عدل و انصاف را هميشه بجا آوريد تا بتوانيد زنده مانده، سرزميني را كه خداوند، خدايتان به شما ميبخشد تصرف نماييد.
بتپرستي
21 هرگز مجسمههاي شرمآور بتپرستان را در كنار قربانگاه خداوند، خدايتان نسازيد 22 و ستونهاي آنها را برپا نكنيد، چون خداونـد از اين بتها بيزار است.
راهنما
باب 16 . بجا آوردن عيدها
همة افراد مذكّر، موظف بودند سالي سه مرتبه يعني در عيدهاي فصح، پنطيكاست و خيمهها، در حضور خدا حاضر شوند. علاوه بر اينها، عيد شيپورها و روز كفاره نيز وجود داشت. هدف از اين اعياد اين بود كه فكر خدا را در ذهن مردم زنده نگهدارند و اتحاد ملي را ارتقاء بخشند.
عيد فصح كه عيد نان بدون خمير مايه نيز ناميده ميشد، در بهار و روز پانزدهم ماه اول جشن گرفته ميشد و 7 روز طول ميكشيد و يادآور رهايي قوم از مصر بود.
عيد پنطيكاست كه عيد هفتهها، يا عيد محصول يا عيد نوبرها ناميده ميشد، 50 روز پس از عيد فصح، و به مدت يك روز جشن گرفته ميشد.
عيد خيمهها يا عيد جمع را، در روز پانزدهم ماه هفتم، يعني 5 روز پس از روز كفاره، به مدت 7 روز جشن ميگرفتند.
با عيد شيپورها در روز اول ماه هفتم، سال ملّي آغاز ميشد (به اعداد 28 مراجعه كنيد).
روز كفاره، روز دهم ماه هفتم بود (به لاويان 16 مراجعه كنيد).
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]

-
- پست: 5234
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1747 بار
- سپاسهای دریافتی: 4179 بار
- تماس:
17 دادگاه؛ پادشاه
گاو يا گوسفندي كه در آن عيب يا هيچچيز بد باشد، براي يَهُوَه خداي خود ذبح منما، چونكه آن، نزد يَهُوَه خدايت مكروه است.
2 اگر در ميان تو، در يكي از دروازههايت كه يَهُوَه خدايت به تو ميدهد، مرد يا زني پيدا شود كه در نظر يَهُوَه، خدايت، كار ناشايسته نموده، از عهد او تجاوز كند، 3 و رفته خدايان غير را عبادت كرده، سجده نمايد، خواه آفتاب يا ماه يا هر يك از جنود آسمان كه من امر نفرمودهام، 4 و از آن اطلاع يافته، بشنوي، پس نيكو تفحص كن؛ و اينك اگر راست و يقين باشد كه اين رجاست در اسرائيل واقع شده است. 5 آنگاه آن مرد يا زن را كه اين كار بد را در دروازههايت كرده است، بيرون آور، و آن مرد يا زن را با سنگها سنگسار كن تا بميرند. 6 از گواهي دو يا سه شاهد، آن شخصيكه مستوجب مرگ است كشته شود؛ از گواهي يك نفـر كشته نشود. 7 اولاً دست شاهدان به جهت كشتنش بر او افراشته شود، و بعد از آن، دست تمامي قوم؛ پس بدي را از ميان خود دور كردهاي.
داوري اختلافات
8 اگر در ميان تو امري كه حكم بر آن مشكل شود به ظهور آيد، در ميان خون و خون، و در ميان دعوي و دعوي، و در ميان ضرب و ضرب، از مرافعههايي كه در دروازههايت واقع شود، آنگاه برخاسته، به مكاني كه يَهُوَه، خدايت، برگزيند، برو. 9 و نزد لاويان كهنه و نزد داوري كه در آن روزها باشد رفته، مسألت نما و ايشان تو را از فتواي قضا مخبر خواهند ساخت. 10 و برحسب فتوايي كه ايشان از مكاني كه خداوند برگزيند، براي تو بيان ميكنند، عمل نما. و هوشيار باش تا موافق هر آنچه به تو تعليم دهند، عمل نمايي. 11 موافق مضمون شريعتي كه به تو تعليم دهند، و مطابق حكمي كه به تو گويند، عمل نما، و از فتوايي كه براي تو بيان ميكنند به طرف راست يا چپ تجاوز مكن. 12 و شخصي كه از روي تكبر رفتار نمايد، و كاهني را كه به حضور يَهُوَه، خدايت، به جهت خدمت در آنجا ميايستد يا داور را گوش نگيرد، آن شخص كشته شود. پس بدي را از ميان اسرائيل دور كردهاي. 13 و تمامي قوم چون اين را بشنوند، خواهند ترسيد و بار ديگر از روي تكبر رفتار نخواهند نمود.
پادشاه اسرائيل
14 چون به زميني كه يَهُوَه، خدايت، به تو ميدهد، داخل شوي و در آن تصرف نموده، ساكن شوي و بگويي مثل جميع امتهايي كه به اطراف منند پادشاهي بر خود نصب نمايم، 15 البته پادشاهي را كه يَهُوَه خدايت برگزيند بر خود نصب نما. يكي از برادرانت را بر خود پادشاه بساز، و مرد بيگانهاي را كه از برادرانت نباشد، نميتواني بر خود مسلط نمايي. 16 لكن او براي خود اسبهاي بسيار نگيرد، و قوم را به مصر پس نفرستد، تا اسبهاي بسيار براي خود بگيرد، چونكه خداوند به شما گفته است بار ديگر به آن راه برنگرديد. 17 و براي خود زنان بسيار نگيرد، مبادا دلش منحرف شود، و نقره و طلا براي خود بسيار زياده نيندوزد. 18 و چون بر تخت مملكت خود بنشيند، نسخة اين شريعت را از آنچه از آن، نزد لاويان كهنه است براي خود در طوماري بنويسد. 19 و آن نزد او باشد و همة روزهاي عمرش آن را بخواند، تا بياموزد كه از يَهُوَه خداي خود بترسد، و همة كلمات اين شريعت و اين فرايض را نگاه داشته، به عمل آورد. 20 مبادا دل او بر برادرانش افراشته شود، و از اين اوامر به طرف چپ يا راست منحرف شود، تا آنكه او و پسرانش در مملكت او در ميان اسرائيل روزهاي طويل داشته باشند. ترجمه تفسیری هرگز گاو يا گوسفند مريض و معيوب، براي خداوند، خدايتان قرباني نكنيد. خداوند از اين كار متنفر است.
2و3 اگر بشنويد مرد يا زني در يكي از شهرهاي سرزمينتان از عهد خدا تخلف نموده، بت يا خورشيد و ماه و ستارگان را كه من پرستش آنها را اكيداً قدغن كردهام عبادت ميكند، 4 اول خوب تحقيق كنيد و بعد كه معلوم شد چنين گناهي در اسرائيل بوقوع پيوسته است، 5 آنگاه آن مرد يا زن را به بيرون شهر ببريد و سنگسارش كنيد تا بميرد. 6 ولي هرگز شخصي را بنا به شهادت يك گواه به قتل نرسانيد؛ حداقل بايد دو يا سه شاهد وجود داشته باشند. 7 اول، شاهدان بايد سنگها را پرتاب كنند و سپس تمام مردم. به اين طريق،اين شرارت راازميان خودپاك خواهيد ساخت.
دادگاه
8 اگر واقعهاي در ميان شما اتفاق بيفتد كه قضاوت راجع به آن براي شما سخت باشد چه قتل باشد، چه ضرب و جرح، و چه دعوا، در اينصورت بايد آن مرافعه را به محلي كه خداوند، خدايتان تعيين ميكند 9 نزد كاهنان نسل لاوي و قاضي وقت ببريد تا ايشان در اين مورد قضاوت كنند. 10و11 هر چه آنها بگويند بايد بدون چون و چرا اجرا گردد. مواظب باشيد كه از حكم و دستورات ايشان سرپيچي نكنيد. 12 اگر محكوم از قبول حكم قاضي يا كاهن كه خادم خداوند است، خودداري كند مجازات او مرگ است. اسرائيل را بايـد از وجود چنيـن گناهكاراني پاك نمود. 13 آنگاه همه مردم از اين مجازات با خبر شده، خواهند ترسيد و جرأت نخواهند كرد با رأي دادگاه مخالفت كنند.
پادشاه
14 هرگاه در سرزميني كه خداوند آن را به شما خواهد داد، ساكن شده، به اين فكر بيفتيد كه «ما هم بايد مثل قومهاي ديگري كه اطراف ما هستند يك پادشاه داشته باشيم»، 15 بايد مردي را به پادشاهي برگزينيد كه خداوند، خدايتان انتخاب ميكند. او بايداسرائيلي باشد و نه خارجي. 16 او نبايد به فكر جمع كردن اسب باشد و افرادش را به مصر بفرستد تا از آنجا برايش اسب بياورند، چون خداوند به شما گفته است: «هرگز بار ديگر به مصر بازنگرديد.» 17 او نبايد زنان زيادي براي خود بگيرد مبادا دلش از خداوند دور شود؛ همچنين نبايد براي خود ثروت بيندوزد.
18 وقتي او بر تخت پادشاهي نشست، بايد نسخهاي از قوانين خدا را كه بوسيله كاهنان لاوي نگهداري ميشود، تهيه كند. 19 او بايد اين رونوشت قوانين را نزد خود نگهدارد و در تمام روزهاي عمرش آن را مطالعه كند تا ياد بگيرد خداوند، خدايش را احترام كند و دستورات و قوانين او را اطاعت نمايد. 20 اين كار او باعث خواهد شد خود را از ديگران برتر نداند و از هيچ يك از اوامر خداوند انحراف نورزد. بدين ترتيب سلطنت او طولاني خواهد بود و پس از او نيز پسرانش، نسلهاي زيادي بر اسرائيل سلطنت خواهند كرد.
راهنما
باب 17 . پيشگويي انتصاب پادشاه
در اينجا خدا انتصاب پادشاه را با چند راهنمايي و چند هشدار پيشگويي ميكند (14 - 20). حكومت پادشاه حدود 400 سال بعد برقرار شد (به اول سموئيل باب 8 مراجعه كنيد). سموئيل به مردم گفت كه با درخواست خود براي داشتن پادشاه، خدا را رد ميكنند. اين دو مورد را نميتوان يك تناقض به حساب آورد. اين واقعيت كه خدا از پيش ميدانست كه قوم پادشاه خواهند خواست، به اين مفهوم نيست كه خدا بر عمل آنان صحّه ميگذاشت. بلكه تنها به اين مفهوم است كه از پيش بر اين واقعيت عالِم بوده و ميخواست تا در اين امر با وي مشورت شود. مردم با رد كردن نوع حكومتي كه خدا به آنان داده بود، خود خدا را رد كرده بودند. به حكم مربوط به پادشاهان كه بايد خوانندگان هميشگي كلام خدا باشند توجه كنيد (18 - 20). چه توصية مناسبي براي حاكمان كنوني! همچنين به اين نكته توجه كنيد كه پادشاهان بلافاصله شروع به انجام اعمالي نمودند كه خدا منع كرده بود. براي مثال براي خود همسران بسيار اختيار كردند و اسبان و طلاي فراوان به مالكيت خود درآوردند (اول سموئيل 16 و 17 ؛ اول پادشاهان 10 : 14 - 29 ؛ 11 : 1 - 13).
گاو يا گوسفندي كه در آن عيب يا هيچچيز بد باشد، براي يَهُوَه خداي خود ذبح منما، چونكه آن، نزد يَهُوَه خدايت مكروه است.
2 اگر در ميان تو، در يكي از دروازههايت كه يَهُوَه خدايت به تو ميدهد، مرد يا زني پيدا شود كه در نظر يَهُوَه، خدايت، كار ناشايسته نموده، از عهد او تجاوز كند، 3 و رفته خدايان غير را عبادت كرده، سجده نمايد، خواه آفتاب يا ماه يا هر يك از جنود آسمان كه من امر نفرمودهام، 4 و از آن اطلاع يافته، بشنوي، پس نيكو تفحص كن؛ و اينك اگر راست و يقين باشد كه اين رجاست در اسرائيل واقع شده است. 5 آنگاه آن مرد يا زن را كه اين كار بد را در دروازههايت كرده است، بيرون آور، و آن مرد يا زن را با سنگها سنگسار كن تا بميرند. 6 از گواهي دو يا سه شاهد، آن شخصيكه مستوجب مرگ است كشته شود؛ از گواهي يك نفـر كشته نشود. 7 اولاً دست شاهدان به جهت كشتنش بر او افراشته شود، و بعد از آن، دست تمامي قوم؛ پس بدي را از ميان خود دور كردهاي.
داوري اختلافات
8 اگر در ميان تو امري كه حكم بر آن مشكل شود به ظهور آيد، در ميان خون و خون، و در ميان دعوي و دعوي، و در ميان ضرب و ضرب، از مرافعههايي كه در دروازههايت واقع شود، آنگاه برخاسته، به مكاني كه يَهُوَه، خدايت، برگزيند، برو. 9 و نزد لاويان كهنه و نزد داوري كه در آن روزها باشد رفته، مسألت نما و ايشان تو را از فتواي قضا مخبر خواهند ساخت. 10 و برحسب فتوايي كه ايشان از مكاني كه خداوند برگزيند، براي تو بيان ميكنند، عمل نما. و هوشيار باش تا موافق هر آنچه به تو تعليم دهند، عمل نمايي. 11 موافق مضمون شريعتي كه به تو تعليم دهند، و مطابق حكمي كه به تو گويند، عمل نما، و از فتوايي كه براي تو بيان ميكنند به طرف راست يا چپ تجاوز مكن. 12 و شخصي كه از روي تكبر رفتار نمايد، و كاهني را كه به حضور يَهُوَه، خدايت، به جهت خدمت در آنجا ميايستد يا داور را گوش نگيرد، آن شخص كشته شود. پس بدي را از ميان اسرائيل دور كردهاي. 13 و تمامي قوم چون اين را بشنوند، خواهند ترسيد و بار ديگر از روي تكبر رفتار نخواهند نمود.
پادشاه اسرائيل
14 چون به زميني كه يَهُوَه، خدايت، به تو ميدهد، داخل شوي و در آن تصرف نموده، ساكن شوي و بگويي مثل جميع امتهايي كه به اطراف منند پادشاهي بر خود نصب نمايم، 15 البته پادشاهي را كه يَهُوَه خدايت برگزيند بر خود نصب نما. يكي از برادرانت را بر خود پادشاه بساز، و مرد بيگانهاي را كه از برادرانت نباشد، نميتواني بر خود مسلط نمايي. 16 لكن او براي خود اسبهاي بسيار نگيرد، و قوم را به مصر پس نفرستد، تا اسبهاي بسيار براي خود بگيرد، چونكه خداوند به شما گفته است بار ديگر به آن راه برنگرديد. 17 و براي خود زنان بسيار نگيرد، مبادا دلش منحرف شود، و نقره و طلا براي خود بسيار زياده نيندوزد. 18 و چون بر تخت مملكت خود بنشيند، نسخة اين شريعت را از آنچه از آن، نزد لاويان كهنه است براي خود در طوماري بنويسد. 19 و آن نزد او باشد و همة روزهاي عمرش آن را بخواند، تا بياموزد كه از يَهُوَه خداي خود بترسد، و همة كلمات اين شريعت و اين فرايض را نگاه داشته، به عمل آورد. 20 مبادا دل او بر برادرانش افراشته شود، و از اين اوامر به طرف چپ يا راست منحرف شود، تا آنكه او و پسرانش در مملكت او در ميان اسرائيل روزهاي طويل داشته باشند. ترجمه تفسیری هرگز گاو يا گوسفند مريض و معيوب، براي خداوند، خدايتان قرباني نكنيد. خداوند از اين كار متنفر است.
2و3 اگر بشنويد مرد يا زني در يكي از شهرهاي سرزمينتان از عهد خدا تخلف نموده، بت يا خورشيد و ماه و ستارگان را كه من پرستش آنها را اكيداً قدغن كردهام عبادت ميكند، 4 اول خوب تحقيق كنيد و بعد كه معلوم شد چنين گناهي در اسرائيل بوقوع پيوسته است، 5 آنگاه آن مرد يا زن را به بيرون شهر ببريد و سنگسارش كنيد تا بميرد. 6 ولي هرگز شخصي را بنا به شهادت يك گواه به قتل نرسانيد؛ حداقل بايد دو يا سه شاهد وجود داشته باشند. 7 اول، شاهدان بايد سنگها را پرتاب كنند و سپس تمام مردم. به اين طريق،اين شرارت راازميان خودپاك خواهيد ساخت.
دادگاه
8 اگر واقعهاي در ميان شما اتفاق بيفتد كه قضاوت راجع به آن براي شما سخت باشد چه قتل باشد، چه ضرب و جرح، و چه دعوا، در اينصورت بايد آن مرافعه را به محلي كه خداوند، خدايتان تعيين ميكند 9 نزد كاهنان نسل لاوي و قاضي وقت ببريد تا ايشان در اين مورد قضاوت كنند. 10و11 هر چه آنها بگويند بايد بدون چون و چرا اجرا گردد. مواظب باشيد كه از حكم و دستورات ايشان سرپيچي نكنيد. 12 اگر محكوم از قبول حكم قاضي يا كاهن كه خادم خداوند است، خودداري كند مجازات او مرگ است. اسرائيل را بايـد از وجود چنيـن گناهكاراني پاك نمود. 13 آنگاه همه مردم از اين مجازات با خبر شده، خواهند ترسيد و جرأت نخواهند كرد با رأي دادگاه مخالفت كنند.
پادشاه
14 هرگاه در سرزميني كه خداوند آن را به شما خواهد داد، ساكن شده، به اين فكر بيفتيد كه «ما هم بايد مثل قومهاي ديگري كه اطراف ما هستند يك پادشاه داشته باشيم»، 15 بايد مردي را به پادشاهي برگزينيد كه خداوند، خدايتان انتخاب ميكند. او بايداسرائيلي باشد و نه خارجي. 16 او نبايد به فكر جمع كردن اسب باشد و افرادش را به مصر بفرستد تا از آنجا برايش اسب بياورند، چون خداوند به شما گفته است: «هرگز بار ديگر به مصر بازنگرديد.» 17 او نبايد زنان زيادي براي خود بگيرد مبادا دلش از خداوند دور شود؛ همچنين نبايد براي خود ثروت بيندوزد.
18 وقتي او بر تخت پادشاهي نشست، بايد نسخهاي از قوانين خدا را كه بوسيله كاهنان لاوي نگهداري ميشود، تهيه كند. 19 او بايد اين رونوشت قوانين را نزد خود نگهدارد و در تمام روزهاي عمرش آن را مطالعه كند تا ياد بگيرد خداوند، خدايش را احترام كند و دستورات و قوانين او را اطاعت نمايد. 20 اين كار او باعث خواهد شد خود را از ديگران برتر نداند و از هيچ يك از اوامر خداوند انحراف نورزد. بدين ترتيب سلطنت او طولاني خواهد بود و پس از او نيز پسرانش، نسلهاي زيادي بر اسرائيل سلطنت خواهند كرد.
راهنما
باب 17 . پيشگويي انتصاب پادشاه
در اينجا خدا انتصاب پادشاه را با چند راهنمايي و چند هشدار پيشگويي ميكند (14 - 20). حكومت پادشاه حدود 400 سال بعد برقرار شد (به اول سموئيل باب 8 مراجعه كنيد). سموئيل به مردم گفت كه با درخواست خود براي داشتن پادشاه، خدا را رد ميكنند. اين دو مورد را نميتوان يك تناقض به حساب آورد. اين واقعيت كه خدا از پيش ميدانست كه قوم پادشاه خواهند خواست، به اين مفهوم نيست كه خدا بر عمل آنان صحّه ميگذاشت. بلكه تنها به اين مفهوم است كه از پيش بر اين واقعيت عالِم بوده و ميخواست تا در اين امر با وي مشورت شود. مردم با رد كردن نوع حكومتي كه خدا به آنان داده بود، خود خدا را رد كرده بودند. به حكم مربوط به پادشاهان كه بايد خوانندگان هميشگي كلام خدا باشند توجه كنيد (18 - 20). چه توصية مناسبي براي حاكمان كنوني! همچنين به اين نكته توجه كنيد كه پادشاهان بلافاصله شروع به انجام اعمالي نمودند كه خدا منع كرده بود. براي مثال براي خود همسران بسيار اختيار كردند و اسبان و طلاي فراوان به مالكيت خود درآوردند (اول سموئيل 16 و 17 ؛ اول پادشاهان 10 : 14 - 29 ؛ 11 : 1 - 13).
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]

-
- پست: 5234
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1747 بار
- سپاسهای دریافتی: 4179 بار
- تماس:
18 سهم کاهنان و لاویان؛ وعده ظهور پیامبر...
هدايا براي كاهنان و لاويان
لاويان كهنه و تمامي سبط لاوي راحصّه و نصيبي با اسرائيل نباشد.هداياي آتشين خداوند و نصيب او را بخورند. 2 پس ايشان در ميان برادران خود نصيب نخواهند داشت. خداوند نصيب ايشان است، چنانكه به ايشان گفته است.
3 و حق كاهنان از قوم، يعني از آناني كه قرباني، خواه از گاو و خواه از گوسفند ميگذرانند، اين است كه دوش و دو بنا گوش و شكنبه را به كاهن بدهند. 4 و نوبر غله و شيره و روغن خود و اولْ چين پشم گوسفند خود را به او بده، 5 زيرا كه يَهُوَه، خدايت، او را از همة اسباطت برگزيده است، تا او و پسرانش هميشه بايستند و به نام خداوند خدمت نمايند.
6 و اگر احدي از لاويان از يكي از دروازههايت از هر جايي در اسرائيل كه در آنجا ساكن باشد آمده، به تمامي آرزوي دل خود به مكاني كه خداوند برگزيند، برسد، 7 پس به نام يَهُوَه خداي خود، مثل ساير برادرانش از لاوياني كه در آنجا به حضور خداوند ميايستند، خدمت نمايد. 8 حصّههاي برابر بخورند، سواي آنچه از ارثيت خود بفروشد.
اعمال مكروه
9 چون به زميني كه يَهُوَه، خدايت، به تو ميدهد داخل شوي، ياد مگير كهموافق رجاسات آن امتها عمل نمايي. 10 و در ميان تو كسي يافت نشود كه پسر يا دختر خود را از آتش بگذرانند، و نه فالگير و نه غيبگو و نه افسونگر و نه جادوگر، 11 و نه ساحر و نه سؤالكنندة از اجنّه و نه رَمّال و نه كسي كه از مردگان مشورت ميكند.12 زيرا هركه اين كارها را كند، نزد خداوند مكروه است و به سبب اين رجاسات، يَهُوَه، خدايت، آنها را از حضور تو اخراج ميكند. 13 نزد يَهُوَه، خدايت، كامل باش. 14 زيرا اين امتهايي كه تو آنها را بيرون ميكني به غيبگويان و فالگيران گوش ميگيرند، و اما يَهُوَه، خدايت، تو را نميگذارد كه چنين بكني.
مبعوث كردن نبي
15 يَهُوَه، خدايت، نبيّاي را از ميان تو از برادرانت، مثل من براي تو مبعوث خواهد گردانيد، او را بشنويد. 16 موافق هر آنچه در حوريب در روز اجتماع از يَهُوَه خداي خود مسألت نموده، گفتي: «آواز يَهُوَه خداي خود را ديگر نشنوم، و اين آتش عظيم را ديگر نبينم، مبادا بميرم.» 17 و خداوند به من گفت: «آنچه گفتند نيكو گفتند. 18 نبيّاي را براي ايشان از ميان برادران ايشان مثل تو مبعوث خواهم كرد، و كلام خود را به دهانش خواهم گذاشت و هر آنچه به او امر فرمايم به ايشان خواهد گفت. 19 و هر كسي كه سخنان مرا كه او به اسم من گويد نشنود، من از او مطالبه خواهم كرد. 20 و اما نبيّاي كه جسارت نموده، به اسم من سخن گويد كه به گفتنش امر نفرمودم، يا به اسم خدايان غير سخن گويد، آن نبي البته كشته شود.» 21 و اگر در دل خود گويي: «سخني را كه خداوند نگفته است، چگونه تشخيص نماييم.» 22 هنگامي كه نبي به اسم خداوند سخن گويد، اگر آن چيز واقع نشود و به انجام نرسد، اين امري است كه خداوند نگفته است، بلكه آن نبي آن را از روي تكبر گفته است.پس از او نترس. ترجمه تفسیری سهم كاهنان و لاويان
كاهنان و ساير افراد قبيله لاوي نبايد در اسرائيل ملكي داشته باشند. بنابراين شما بايد با آوردن قربانيها و هدايا به قربانگاه خداوند، زندگي ايشان را تأمين كنيد. 2 كاهنان و لاويان نبايد ملكي داشته باشند، زيرا همانطور كه خداوند وعده داده، خود او ميراث ايشان است. 3 شانه، دو بناگوش و شكمبه هر گاو و گوسفندي را كه براي قرباني ميآوريد به كاهنان بدهيد. 4 علاوه بر اينها، نوبر محصول خود يعني نوبر غلات، شراب تازه، روغن زيتون و همچنين پشم گوسفندان خود را نيز به ايشان بدهيد؛ 5 زيرا خداوند، خدايتان قبيله لاوي را از بين تمام قبيلهها انتخاب كرده است تا نسلاندرنسل خداوند را خدمت كنند.
6و7 هر فرد لاوي، در هر گوشهاي از سرزمين اسرائيل كه باشد اين حق را دارد كه هر وقت بخواهد به مكاني كه خداوند بعنوان عبادتگاه خود تعيين ميكند آمده، به نام خداوند خدمت كند، درست مانند ديگر بـرادران لاوي خود كه بطور مداوم درآنجا خدمت ميكنند. 8 از قربانيها و هدايايي كه به لاويان داده ميشود به او نيز بايد سهمي تعلق گيرد، چه محتاج باشد و چه نباشد.
آداب و رسوم نفرتانگيز بتپرستان
9 وقتي وارد سرزمين موعود شديد، مواظب باشيد كه از آداب و رسوم نفرتانگيز قومهايي كه در آنجا زندگي ميكنند پيروي نكنيد. 10و11 مثل آنها بچههاي خود را روي آتش قربانگاه قرباني نكنيد. هيچ يك از شما نبايد به جادوگري بپردازد يا غيبگويي و رمالي و فالگيري كند و يا ارواح مردگان را احضار نمايد. 12 خداوند از تمام كساني كه دست به چنين كارها ميزنند متنفر است. بخاطر انجام همين كارهاست كه خداوند، خدايتان اين قومها را ريشهكن ميكند. 13 شما بايد در حضور خداوند، خدايتان پاك و بيعيب باشيد.
وعده ظهور پيامبر
14 قومهايي كه شما سرزمينشان را تصرف ميكنيد به غيبگويان و فالگيران گوش ميدهند، ولي خداوند، خدايتان به شما اجازه نميدهد چنين كنيد. 15 او از ميان قوم اسرائيل پيامبري مانند من براي شما خواهد فرستاد و شما بايد به او گوش دهيد و از او اطاعت كنيد.
16 روزي كه در دامنه كوه حوريب جمع شده بوديد از خداوند خواستيد كه صداي مهيب او را بار ديگر نشنويد و آن آتش هولناك را در بالاي كوه نبينيد، چون ميترسيديد بميريد. 17 پس خداوند به من فرمود: «درخواست آنها بجاست. 18 من از ميان آنها پيامبري مانند تو براي ايشان خواهم فرستاد. به او خواهم گفت كه چه بگويد و او سخنگوي من نزد مردم خواهد بود. 19 فردي كه به او گوش ندهد و به پيامش كه از جانب من است توجه نكند، او را مجازات خواهم كرد. 20 هر پيامبري كه به دروغ ادعا كند پيامش از جانب من است، خواهد مرد و هر پيامبري كه ادعا كند پيامش از جانب خدايان ديگر است بايد كشته شود.»
21 اگر دودل هستيد كه پيامي از جانب خداوند است يا نه، 22 راه فهميدنش اين است: اگر چيزي كه او ميگويد اتفاق نيفتد، پيام او از جانب خداوند نبوده بلكه ساخته و پرداخته خودش است؛ پس، از او نترسيد.
راهنما
باب 18 . نبي شبيه موسي
اين پيشگويي (15 - 19) عمدتاً ممكن است اشارهاي ثانويه به توالي انبياء داشته باشد، به اين معني كه گروهي از انبياء يكي پس از ديگري قرار بود براي موقعيتهاي اضطراري در تاريخ اسرائيل برخيزند. اما لحن اين پيشگويي بيگمان مستقيماً متوجه يك شخصيت برجسته بود: «ماشيح» - مسيح موعود. اين مورد، يكي از روشنترين پيشگوييهاي عهد عتيق در مورد عيسي مسيح است. عيسي خود نيز بر اين امر واقف بود (يوحنا 5 : 46) و پطرس نيز (اعمال 3 : 22).
قوم يهود به دست خدا و بعنوان وسيلهاي كه روزي همة ملتها از آن بركت خواهند يافت، بنيان نهاده شد. در اينجا به عبارتي صريح برميخوريم كه بر طبق آن، نظامي كه در قوم يهود در حال شكل گيري بود، همان نبود كه قرار بود وسيلة بركت همة ملتها شود؛ بلكه اين نظام ميبايست توسط نظام ديگري جايگزين شود كه خود قرار بود توسط نبي ديگري برقرار شود، و در برگيرندة پيغام خدا براي همة ملتها باشد. به عبارت ديگر، يهوديت ميبايست جاي خود را به مسيحيت بدهد.
هدايا براي كاهنان و لاويان
لاويان كهنه و تمامي سبط لاوي راحصّه و نصيبي با اسرائيل نباشد.هداياي آتشين خداوند و نصيب او را بخورند. 2 پس ايشان در ميان برادران خود نصيب نخواهند داشت. خداوند نصيب ايشان است، چنانكه به ايشان گفته است.
3 و حق كاهنان از قوم، يعني از آناني كه قرباني، خواه از گاو و خواه از گوسفند ميگذرانند، اين است كه دوش و دو بنا گوش و شكنبه را به كاهن بدهند. 4 و نوبر غله و شيره و روغن خود و اولْ چين پشم گوسفند خود را به او بده، 5 زيرا كه يَهُوَه، خدايت، او را از همة اسباطت برگزيده است، تا او و پسرانش هميشه بايستند و به نام خداوند خدمت نمايند.
6 و اگر احدي از لاويان از يكي از دروازههايت از هر جايي در اسرائيل كه در آنجا ساكن باشد آمده، به تمامي آرزوي دل خود به مكاني كه خداوند برگزيند، برسد، 7 پس به نام يَهُوَه خداي خود، مثل ساير برادرانش از لاوياني كه در آنجا به حضور خداوند ميايستند، خدمت نمايد. 8 حصّههاي برابر بخورند، سواي آنچه از ارثيت خود بفروشد.
اعمال مكروه
9 چون به زميني كه يَهُوَه، خدايت، به تو ميدهد داخل شوي، ياد مگير كهموافق رجاسات آن امتها عمل نمايي. 10 و در ميان تو كسي يافت نشود كه پسر يا دختر خود را از آتش بگذرانند، و نه فالگير و نه غيبگو و نه افسونگر و نه جادوگر، 11 و نه ساحر و نه سؤالكنندة از اجنّه و نه رَمّال و نه كسي كه از مردگان مشورت ميكند.12 زيرا هركه اين كارها را كند، نزد خداوند مكروه است و به سبب اين رجاسات، يَهُوَه، خدايت، آنها را از حضور تو اخراج ميكند. 13 نزد يَهُوَه، خدايت، كامل باش. 14 زيرا اين امتهايي كه تو آنها را بيرون ميكني به غيبگويان و فالگيران گوش ميگيرند، و اما يَهُوَه، خدايت، تو را نميگذارد كه چنين بكني.
مبعوث كردن نبي
15 يَهُوَه، خدايت، نبيّاي را از ميان تو از برادرانت، مثل من براي تو مبعوث خواهد گردانيد، او را بشنويد. 16 موافق هر آنچه در حوريب در روز اجتماع از يَهُوَه خداي خود مسألت نموده، گفتي: «آواز يَهُوَه خداي خود را ديگر نشنوم، و اين آتش عظيم را ديگر نبينم، مبادا بميرم.» 17 و خداوند به من گفت: «آنچه گفتند نيكو گفتند. 18 نبيّاي را براي ايشان از ميان برادران ايشان مثل تو مبعوث خواهم كرد، و كلام خود را به دهانش خواهم گذاشت و هر آنچه به او امر فرمايم به ايشان خواهد گفت. 19 و هر كسي كه سخنان مرا كه او به اسم من گويد نشنود، من از او مطالبه خواهم كرد. 20 و اما نبيّاي كه جسارت نموده، به اسم من سخن گويد كه به گفتنش امر نفرمودم، يا به اسم خدايان غير سخن گويد، آن نبي البته كشته شود.» 21 و اگر در دل خود گويي: «سخني را كه خداوند نگفته است، چگونه تشخيص نماييم.» 22 هنگامي كه نبي به اسم خداوند سخن گويد، اگر آن چيز واقع نشود و به انجام نرسد، اين امري است كه خداوند نگفته است، بلكه آن نبي آن را از روي تكبر گفته است.پس از او نترس. ترجمه تفسیری سهم كاهنان و لاويان
كاهنان و ساير افراد قبيله لاوي نبايد در اسرائيل ملكي داشته باشند. بنابراين شما بايد با آوردن قربانيها و هدايا به قربانگاه خداوند، زندگي ايشان را تأمين كنيد. 2 كاهنان و لاويان نبايد ملكي داشته باشند، زيرا همانطور كه خداوند وعده داده، خود او ميراث ايشان است. 3 شانه، دو بناگوش و شكمبه هر گاو و گوسفندي را كه براي قرباني ميآوريد به كاهنان بدهيد. 4 علاوه بر اينها، نوبر محصول خود يعني نوبر غلات، شراب تازه، روغن زيتون و همچنين پشم گوسفندان خود را نيز به ايشان بدهيد؛ 5 زيرا خداوند، خدايتان قبيله لاوي را از بين تمام قبيلهها انتخاب كرده است تا نسلاندرنسل خداوند را خدمت كنند.
6و7 هر فرد لاوي، در هر گوشهاي از سرزمين اسرائيل كه باشد اين حق را دارد كه هر وقت بخواهد به مكاني كه خداوند بعنوان عبادتگاه خود تعيين ميكند آمده، به نام خداوند خدمت كند، درست مانند ديگر بـرادران لاوي خود كه بطور مداوم درآنجا خدمت ميكنند. 8 از قربانيها و هدايايي كه به لاويان داده ميشود به او نيز بايد سهمي تعلق گيرد، چه محتاج باشد و چه نباشد.
آداب و رسوم نفرتانگيز بتپرستان
9 وقتي وارد سرزمين موعود شديد، مواظب باشيد كه از آداب و رسوم نفرتانگيز قومهايي كه در آنجا زندگي ميكنند پيروي نكنيد. 10و11 مثل آنها بچههاي خود را روي آتش قربانگاه قرباني نكنيد. هيچ يك از شما نبايد به جادوگري بپردازد يا غيبگويي و رمالي و فالگيري كند و يا ارواح مردگان را احضار نمايد. 12 خداوند از تمام كساني كه دست به چنين كارها ميزنند متنفر است. بخاطر انجام همين كارهاست كه خداوند، خدايتان اين قومها را ريشهكن ميكند. 13 شما بايد در حضور خداوند، خدايتان پاك و بيعيب باشيد.
وعده ظهور پيامبر
14 قومهايي كه شما سرزمينشان را تصرف ميكنيد به غيبگويان و فالگيران گوش ميدهند، ولي خداوند، خدايتان به شما اجازه نميدهد چنين كنيد. 15 او از ميان قوم اسرائيل پيامبري مانند من براي شما خواهد فرستاد و شما بايد به او گوش دهيد و از او اطاعت كنيد.
16 روزي كه در دامنه كوه حوريب جمع شده بوديد از خداوند خواستيد كه صداي مهيب او را بار ديگر نشنويد و آن آتش هولناك را در بالاي كوه نبينيد، چون ميترسيديد بميريد. 17 پس خداوند به من فرمود: «درخواست آنها بجاست. 18 من از ميان آنها پيامبري مانند تو براي ايشان خواهم فرستاد. به او خواهم گفت كه چه بگويد و او سخنگوي من نزد مردم خواهد بود. 19 فردي كه به او گوش ندهد و به پيامش كه از جانب من است توجه نكند، او را مجازات خواهم كرد. 20 هر پيامبري كه به دروغ ادعا كند پيامش از جانب من است، خواهد مرد و هر پيامبري كه ادعا كند پيامش از جانب خدايان ديگر است بايد كشته شود.»
21 اگر دودل هستيد كه پيامي از جانب خداوند است يا نه، 22 راه فهميدنش اين است: اگر چيزي كه او ميگويد اتفاق نيفتد، پيام او از جانب خداوند نبوده بلكه ساخته و پرداخته خودش است؛ پس، از او نترسيد.
راهنما
باب 18 . نبي شبيه موسي
اين پيشگويي (15 - 19) عمدتاً ممكن است اشارهاي ثانويه به توالي انبياء داشته باشد، به اين معني كه گروهي از انبياء يكي پس از ديگري قرار بود براي موقعيتهاي اضطراري در تاريخ اسرائيل برخيزند. اما لحن اين پيشگويي بيگمان مستقيماً متوجه يك شخصيت برجسته بود: «ماشيح» - مسيح موعود. اين مورد، يكي از روشنترين پيشگوييهاي عهد عتيق در مورد عيسي مسيح است. عيسي خود نيز بر اين امر واقف بود (يوحنا 5 : 46) و پطرس نيز (اعمال 3 : 22).
قوم يهود به دست خدا و بعنوان وسيلهاي كه روزي همة ملتها از آن بركت خواهند يافت، بنيان نهاده شد. در اينجا به عبارتي صريح برميخوريم كه بر طبق آن، نظامي كه در قوم يهود در حال شكل گيري بود، همان نبود كه قرار بود وسيلة بركت همة ملتها شود؛ بلكه اين نظام ميبايست توسط نظام ديگري جايگزين شود كه خود قرار بود توسط نبي ديگري برقرار شود، و در برگيرندة پيغام خدا براي همة ملتها باشد. به عبارت ديگر، يهوديت ميبايست جاي خود را به مسيحيت بدهد.
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]

-
- پست: 5234
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1747 بار
- سپاسهای دریافتی: 4179 بار
- تماس:
19 شهرهای پناهگاه؛ مرزهای ملک همسایه؛ شهادت در دادگاه
شهر ملجأ
وقتي كه يَهُوَه خدايت اين امتها را كهيَهُوَه، خدايت، زمين ايشان را به تو ميدهد منقطع سازد، و تو وارث ايشان شده، در شهرها و خانههاي ايشان ساكن شوي، 2 پس سه شهر را براي خود در ميان زميني كه يَهُوَه، خدايت، به جهت ملكيت به تو ميدهد، جدا كن. 3 شاهراه را براي خود درست كن، و حدود زمين خود را كه يَهُوَه خدايت براي تو تقسيم ميكند، سه قسمت كن، تا هر قاتلي در آنجا فرار كند.
4 و اين است حكم قاتلي كه به آنجا فرار كرده، زنده ماند: هر كه همساية خود را نادانسته بكشد، و قبل از آن از او بغض نداشت. 5 مثل كسي كه با همساية خود براي بريدن درخت در جنگل برود، و دستش براي قطع نمودن درخت تبر را بلند كند، و آهن از دسته بيرون رفته، به همسايهاش بخورد تا بميرد، پس به يكي از آن شهرها فرار كرده، زنده ماند. 6 مبادا ولّيِ خون وقتي كه دلش گرم است قاتل را تعاقب كند، و به سبب مسافت راه به وي رسيده، او را بكشد، و او مستوجب موت نباشد، چونكه او را پيشتر بغض نداشت. 7 از اين جهت من تو را امر فرموده، گفتم براي خود سه شهر جدا كن.
8 و اگر يَهُوَه، خدايت، حدود تو را به طوري كه به پدرانت قسم خورده است وسيع گرداند، و تمامي زمين را به تو عطا فرمايد، كه به دادن آن به پدرانت وعده داده است، 9 و اگر تمامي اين اوامر را كه من امروز به تو ميفرمايم نگاه داشته، بجاآوري كه يَهُوَه خداي خود را دوست داشته، به طريقهاي او دائماً سلوك نمايي، آنگاه سه شهر ديگر بر اين سه براي خود مزيد كن. 10 تا خون بيگناه در زميني كه يَهُوَه خدايت براي ملكيّت به تو ميدهد، ريخته نشود، و خون بر گردن تو نباشد.
11 ليكن اگر كسي همساية خود را بغض داشته، در كمين او باشد و بر او برخاسته، او را ضرب مهلك بزند كه بميرد، و به يكي از اين شهرها فرار كند، 12 آنگاه مشايخ شهرش فرستاده، او را از آنجا بگيرند، و او را به دست ولّيِ خون تسليم كنند، تا كشته شود. 13 چشم تو بر او ترحم نكند، تا خون بيگناهي را از اسرائيل دور كني، و براي تو نيكو باشد.
14 حد همساية خود را كه پيشينيان گذاشتهاند، در مِلك تو كه به دست تو خواهد آمد، در زميني كه يَهُوَه خدايت براي تصرفش به تو ميدهد، منتقل مساز.
15 يك شاهد بر كسي برنخيزد، به هر تقصير و هر گناه از جميع گناهاني كه كرده باشد، به گواهي دو شاهد يا به گواهي سه شاهد هر امري ثابت شود. 16 اگر شاهد كاذبي بر كسي برخاسته، به معصيتش شهادت دهد، 17 آنگاه هر دو شخصي كه منازعه در ميان ايشان است، به حضور خداوند و به حضور كاهنان و داوراني كه در آن زمان باشند، حاضر شوند. 18 و داوران، نيكو تفحص نمايند، و اينك اگر شاهد، شاهد كاذب است و بر برادر خود شهادت دروغ داده باشد، 19 پس به طوري كه او خواست با برادر خود عمل نمايد، بااو همان طور رفتار نمايند، تا بدي را از ميان خود دور نمايي. 20 و چون بقية مردمان بشنوند، خواهند ترسيد، و بعد از آن مثل اين كار زشت در ميان شما نخواهند كرد. 21 و چشم تو ترحم نكند، جان به عوض جان، و چشم به عوض چشم، و دندان به عوض دندان، و دست به عوض دست و پا به عوض پا. ترجمه تفسیری شهرهاي پناهگاه
(اعداد 35:9-28، يوشع 20:1-9)
هنگامي كه خداوند، خدايتان قومهايي را كه بايد سرزمينشان را بگيريد، نابود كند و شما در شهرها و خانههايشان ساكن شويد، 2و3 آنگاه بايد سه شهر بعنوان پناهگاه تعيين كنيد تا اگر كسي تصادفاً شخصي را بكشد، بتواند به آنجا فرار كرده، در امان باشد. كشورتان را به سه منطقه تقسيم كنيد بطوري كه هر كدام از اين سه شهر در يكي از آن سه منطقه واقع گردد. جادههايي را كه به اين شهرها ميروند خوب نگه داريد.
4 اگر كسي تصادفاً مرتكب قتل شود ميتواند به يكي از اين شهرها فرار كرده، در آنجا پناه گيرد. 5 مثلاً اگر مردي با همسايه خود براي بريدن هيزم به جنگل برود و سر تبر از دستهاش جدا شده، باعث قتل همسايهاش گردد، آن مرد ميتواند به يكي از اين شهرها گريخته، درامان باشد. 6و7 بدين ترتيب مدعي خون مقتول نميتواند او را بكشد. اين شهرها بايد پراكنده باشند تا همه بتوانند به آن دسترسي داشته باشند و گر نه مدعي عصباني، ممكن است قاتل بيگناه را بكشد.
8 اگر خداوند طبق وعدهاي كه به پدران شما داده است مرزهاي سرزمينتان را وسيعتر كند و تمام سرزميني را كه وعده داده است، به شما ببخشد 9 (البته چنين كاري بستگي دارد به اينكه از كليه فرمانهايي كه امروز به شما ميدهم اطاعت نموده خداوند، خدايتان را دوست بداريد و دائماً در راه او گام برداريد) در اينصورت بايد سه شهر پناهگاه ديگر نيز داشته باشيد. 10 چنين عمل كنيد تا در سرزميني كه خداوند به شما ميدهد اشخاص بيگناه كشته نشوند و خون كسي به گردن شما نباشد.
11 ولي اگر كسي از همسايه خود نفرت داشته باشد و با قصد قبلي او را بكشد و سپس به يكي از شهرهاي پناهگاه فرار نمايد، 12 آنگاه ريش سفيدان شهر بايد دنبال او فرستاده، او را بازگردانند و تحويل مدعي خون مقتول بدهند تا او را بكشد. 13 به او رحم نكنيد! اسرائيل را از خون بيگناه پاك كنيد تا در همه كارهايتان كامياب باشيد.
مرزهاي ملك همسايه
14 هنگامي كه وارد سرزميني شديد كه خداوند، خدايتان به شما ميدهد، مواظب باشيد مرزهاي ملك همسايهتان را كه از قديم تعيين شده است به نفع خود تغيير ندهيد.
شهادت در دادگاه
15 هرگز كسي را بر اساس شهادت يك نفر محكوم نكنيد. حداقل دو يا سه شاهد بايد وجود داشته باشند. 16 اگر كسي شهادت دروغ بدهد و ادعا كند كه شخصي را هنگام ارتكاب جرمي ديده است، 17 هر دو نفـر بايد به نـزد كاهنان و قضاتي كه در آن موقع در حضور خداوند مشغول خدمتنـد، آورده شونـد. 18 قضات بايد اين امر را بدقت تحقيق كنند. اگر معلوم شد كه شاهد دروغ ميگويد، 19 مجازاتش بايد همان باشد كه او فكر ميكرد مرد ديگر به آن محكوم ميشد. به اين طريق شرارت را از ميان خود پاك خواهيد كرد. 20 بعد از آن، كساني كه اين خبر را بشنوند از دروغ گفتن در جايگاه شهود خواهند ترسيد. 21 به شاهد دروغگو نبايد رحم كنيد. حكم شما در اينگونه موارد بايد چنين باشد: جان در برابر جان، چشم دربرابر چشم، دندان دربرابر دندان، دست در برابر دست و پا دربرابر پا.
راهنما
باب 19 . شهرهاي ملجاء
اين شهرها براي محافظت از افرادي كه مرتكب قتل غير عمد شده بودند، تعيين شده بودند. پيش از اين، موسي سه شهر را در شرق اردن به عنوان شهرهاي ملجاء تعيين كرده بود كه عبارت بودند از باصر، راموت و جولان (4 : 41 - 43). بعدها يوشع، سه شهر را نيز در غرب اردن براي اين امر منظور كرد كه عبارت بودند از قادش، شكيم و حبرون. همة اين 6 شهر جزو 48 شهر لاويان بودند (اعداد 35:6).
شهر ملجأ
وقتي كه يَهُوَه خدايت اين امتها را كهيَهُوَه، خدايت، زمين ايشان را به تو ميدهد منقطع سازد، و تو وارث ايشان شده، در شهرها و خانههاي ايشان ساكن شوي، 2 پس سه شهر را براي خود در ميان زميني كه يَهُوَه، خدايت، به جهت ملكيت به تو ميدهد، جدا كن. 3 شاهراه را براي خود درست كن، و حدود زمين خود را كه يَهُوَه خدايت براي تو تقسيم ميكند، سه قسمت كن، تا هر قاتلي در آنجا فرار كند.
4 و اين است حكم قاتلي كه به آنجا فرار كرده، زنده ماند: هر كه همساية خود را نادانسته بكشد، و قبل از آن از او بغض نداشت. 5 مثل كسي كه با همساية خود براي بريدن درخت در جنگل برود، و دستش براي قطع نمودن درخت تبر را بلند كند، و آهن از دسته بيرون رفته، به همسايهاش بخورد تا بميرد، پس به يكي از آن شهرها فرار كرده، زنده ماند. 6 مبادا ولّيِ خون وقتي كه دلش گرم است قاتل را تعاقب كند، و به سبب مسافت راه به وي رسيده، او را بكشد، و او مستوجب موت نباشد، چونكه او را پيشتر بغض نداشت. 7 از اين جهت من تو را امر فرموده، گفتم براي خود سه شهر جدا كن.
8 و اگر يَهُوَه، خدايت، حدود تو را به طوري كه به پدرانت قسم خورده است وسيع گرداند، و تمامي زمين را به تو عطا فرمايد، كه به دادن آن به پدرانت وعده داده است، 9 و اگر تمامي اين اوامر را كه من امروز به تو ميفرمايم نگاه داشته، بجاآوري كه يَهُوَه خداي خود را دوست داشته، به طريقهاي او دائماً سلوك نمايي، آنگاه سه شهر ديگر بر اين سه براي خود مزيد كن. 10 تا خون بيگناه در زميني كه يَهُوَه خدايت براي ملكيّت به تو ميدهد، ريخته نشود، و خون بر گردن تو نباشد.
11 ليكن اگر كسي همساية خود را بغض داشته، در كمين او باشد و بر او برخاسته، او را ضرب مهلك بزند كه بميرد، و به يكي از اين شهرها فرار كند، 12 آنگاه مشايخ شهرش فرستاده، او را از آنجا بگيرند، و او را به دست ولّيِ خون تسليم كنند، تا كشته شود. 13 چشم تو بر او ترحم نكند، تا خون بيگناهي را از اسرائيل دور كني، و براي تو نيكو باشد.
14 حد همساية خود را كه پيشينيان گذاشتهاند، در مِلك تو كه به دست تو خواهد آمد، در زميني كه يَهُوَه خدايت براي تصرفش به تو ميدهد، منتقل مساز.
15 يك شاهد بر كسي برنخيزد، به هر تقصير و هر گناه از جميع گناهاني كه كرده باشد، به گواهي دو شاهد يا به گواهي سه شاهد هر امري ثابت شود. 16 اگر شاهد كاذبي بر كسي برخاسته، به معصيتش شهادت دهد، 17 آنگاه هر دو شخصي كه منازعه در ميان ايشان است، به حضور خداوند و به حضور كاهنان و داوراني كه در آن زمان باشند، حاضر شوند. 18 و داوران، نيكو تفحص نمايند، و اينك اگر شاهد، شاهد كاذب است و بر برادر خود شهادت دروغ داده باشد، 19 پس به طوري كه او خواست با برادر خود عمل نمايد، بااو همان طور رفتار نمايند، تا بدي را از ميان خود دور نمايي. 20 و چون بقية مردمان بشنوند، خواهند ترسيد، و بعد از آن مثل اين كار زشت در ميان شما نخواهند كرد. 21 و چشم تو ترحم نكند، جان به عوض جان، و چشم به عوض چشم، و دندان به عوض دندان، و دست به عوض دست و پا به عوض پا. ترجمه تفسیری شهرهاي پناهگاه
(اعداد 35:9-28، يوشع 20:1-9)
هنگامي كه خداوند، خدايتان قومهايي را كه بايد سرزمينشان را بگيريد، نابود كند و شما در شهرها و خانههايشان ساكن شويد، 2و3 آنگاه بايد سه شهر بعنوان پناهگاه تعيين كنيد تا اگر كسي تصادفاً شخصي را بكشد، بتواند به آنجا فرار كرده، در امان باشد. كشورتان را به سه منطقه تقسيم كنيد بطوري كه هر كدام از اين سه شهر در يكي از آن سه منطقه واقع گردد. جادههايي را كه به اين شهرها ميروند خوب نگه داريد.
4 اگر كسي تصادفاً مرتكب قتل شود ميتواند به يكي از اين شهرها فرار كرده، در آنجا پناه گيرد. 5 مثلاً اگر مردي با همسايه خود براي بريدن هيزم به جنگل برود و سر تبر از دستهاش جدا شده، باعث قتل همسايهاش گردد، آن مرد ميتواند به يكي از اين شهرها گريخته، درامان باشد. 6و7 بدين ترتيب مدعي خون مقتول نميتواند او را بكشد. اين شهرها بايد پراكنده باشند تا همه بتوانند به آن دسترسي داشته باشند و گر نه مدعي عصباني، ممكن است قاتل بيگناه را بكشد.
8 اگر خداوند طبق وعدهاي كه به پدران شما داده است مرزهاي سرزمينتان را وسيعتر كند و تمام سرزميني را كه وعده داده است، به شما ببخشد 9 (البته چنين كاري بستگي دارد به اينكه از كليه فرمانهايي كه امروز به شما ميدهم اطاعت نموده خداوند، خدايتان را دوست بداريد و دائماً در راه او گام برداريد) در اينصورت بايد سه شهر پناهگاه ديگر نيز داشته باشيد. 10 چنين عمل كنيد تا در سرزميني كه خداوند به شما ميدهد اشخاص بيگناه كشته نشوند و خون كسي به گردن شما نباشد.
11 ولي اگر كسي از همسايه خود نفرت داشته باشد و با قصد قبلي او را بكشد و سپس به يكي از شهرهاي پناهگاه فرار نمايد، 12 آنگاه ريش سفيدان شهر بايد دنبال او فرستاده، او را بازگردانند و تحويل مدعي خون مقتول بدهند تا او را بكشد. 13 به او رحم نكنيد! اسرائيل را از خون بيگناه پاك كنيد تا در همه كارهايتان كامياب باشيد.
مرزهاي ملك همسايه
14 هنگامي كه وارد سرزميني شديد كه خداوند، خدايتان به شما ميدهد، مواظب باشيد مرزهاي ملك همسايهتان را كه از قديم تعيين شده است به نفع خود تغيير ندهيد.
شهادت در دادگاه
15 هرگز كسي را بر اساس شهادت يك نفر محكوم نكنيد. حداقل دو يا سه شاهد بايد وجود داشته باشند. 16 اگر كسي شهادت دروغ بدهد و ادعا كند كه شخصي را هنگام ارتكاب جرمي ديده است، 17 هر دو نفـر بايد به نـزد كاهنان و قضاتي كه در آن موقع در حضور خداوند مشغول خدمتنـد، آورده شونـد. 18 قضات بايد اين امر را بدقت تحقيق كنند. اگر معلوم شد كه شاهد دروغ ميگويد، 19 مجازاتش بايد همان باشد كه او فكر ميكرد مرد ديگر به آن محكوم ميشد. به اين طريق شرارت را از ميان خود پاك خواهيد كرد. 20 بعد از آن، كساني كه اين خبر را بشنوند از دروغ گفتن در جايگاه شهود خواهند ترسيد. 21 به شاهد دروغگو نبايد رحم كنيد. حكم شما در اينگونه موارد بايد چنين باشد: جان در برابر جان، چشم دربرابر چشم، دندان دربرابر دندان، دست در برابر دست و پا دربرابر پا.
راهنما
باب 19 . شهرهاي ملجاء
اين شهرها براي محافظت از افرادي كه مرتكب قتل غير عمد شده بودند، تعيين شده بودند. پيش از اين، موسي سه شهر را در شرق اردن به عنوان شهرهاي ملجاء تعيين كرده بود كه عبارت بودند از باصر، راموت و جولان (4 : 41 - 43). بعدها يوشع، سه شهر را نيز در غرب اردن براي اين امر منظور كرد كه عبارت بودند از قادش، شكيم و حبرون. همة اين 6 شهر جزو 48 شهر لاويان بودند (اعداد 35:6).
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]

-
- پست: 5234
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1747 بار
- سپاسهای دریافتی: 4179 بار
- تماس:
20 قوانین جنگ
دستورالعمل براي جنگ
چون براي مقاتله با دشمن خود بيرونروي، و اسبها و ارابهها و قومي را زياده از خود بيني، از ايشان مترس زيرا يَهُوَه خدايت كه تو را از زمين مصر برآورده است، با توست. 2 و چون به جنگ نزديك شويد، آنگاه كاهن پيش آمده، قوم را مخاطب سازد 3 و ايشان را گويد: «اي اسرائيل بشنويد! شما امروز براي مقاتلة با دشمنان خود پيش ميرويد؛ دل شما ضعيف نشود، و از ايشان ترسان و لرزان و هراسان مباشيد. 4 زيرا يَهُوَه، خداي شما، با شما ميرود، تا براي شما با دشمنان شما جنگ كرده شما را نجات دهد.» 5 و سروران، قوم را خطاب كرده، گويند: «كيست كه خانه نو بنا كرده، آن را تخصيص نكرده است؛ او روانه شده، به خانه خود برگردد، مبادا در جنگ بميرد و ديگري آن را تخصيص نمايد. 6 و كيست كه تاكستاني غرس نموده، آن را حلال نكرده است؛ او روانه شده، به خانة خود برگردد، مبادا در جنگ بميرد، و ديگري آن را حلال كند. 7 و كيست كه دختري نامزد كرده، به نكاح در نياورده است، او روانهشده، به خانة خود برگردد، مبادا در جنگ بميرد و ديگري او را به نكاح درآورد.» 8 و سروران نيز قوم را خطاب كرده، گويند: «كيست كه ترسان و ضعيفدل است؛ او روانه شده، به خانهاش برگردد، مبادا دل برادرانش مثل دل او گداخته شود.» 9 و چون سروران از تكلمنمودن به قوم فارغ شوند، بر سر قوم، سرداران لشكر مقرر سازند.
10 چون به شهري نزديك آيي تا با آن جنگ نمايي، آن را براي صلح ندا بكن. 11 و اگر تو را جواب صلح بدهد، و دروازهها را براي تو بگشايد، آنگاه تمامي قومي كه در آن يافت شوند، به تو جزيه دهند و تو را خدمت نمايند. 12 و اگر با تو صلح نكرده، با تو جنگ نمايند، پس آن را محاصره كن. 13 و چون يَهُوَه، خدايت، آن را به دست تو بسپارد، جميع ذكورانش را به دم شمشير بكش. 14 ليكن زنان و اطفال و بهايم و آنچه در شهر باشد، يعني تمامي غنيمتش را براي خود به تاراج ببر، و غنايم دشمنان خود را كه يَهُوَه خدايت به تو دهد، بخور. 15 به همة شهرهايي كه از تو بسيار دورند كه از شهرهاي اين امتها نباشند، چنين رفتار نما. 16 اما از شهرهاي اين امتهايي كه يَهُوَه، خدايت، تو را به ملكيت ميدهد، هيچ ذينفس را زنده مگذار. 17 بلكه ايشان را، يعني حتيان و اموريان و كنعانيان و فَرِزّيان و حِوّيان و يبوسيان را، چنانكه يَهُوَه، خدايت، تو را امر فرموده است، بالكل هلاك ساز. 18 تا شما را تعليم ندهند كه موافق همة رجاساتي كه ايشان با خدايان خود عمل مينمودند، عمل نماييد. و به يَهُوَه، خداي خود، گناه كنيد.
19 چون براي گرفتن شهري با آن جنگ كني، و آن را روزهاي بسيار محاصره نمايي، تبر بردرختهايش مزن و آنها را تلف مساز. چونكه از آنها ميخوري پس آنها را قطع منما، زيرا آيا درخت صحرا انسان است تا آن را محاصره نمايي؟ 20 و اما درختي كه ميداني درختي نيست كه از آن خورده شود آن را تلف ساخته، قطع نما و سنگري بر شهري كه با تو جنگ ميكند، بنا كن تا منهدم شود. ترجمه تفسیری قوانين جنگ
زماني كه به جنگ ميرويد و در برابر خود لشكري نيرومندتر ازخود با اسبها و عرابههاي جنگي زياد ميبينيد، وحشت نكنيد. خداوند، خدايتان با شماست، همان خدايي كه شما رااز مصر بيرون آورد. 2 قبل از شروع جنگ، كاهني در برابر لشكر اسرائيل بايستد و بگويد: 3 «اي مردان اسرائيلي به من گوش كنيد! امـروز كه به جنگ ميرويد از دشمن نترسيد و جرأت خود را از دست ندهيد؛ 4 چون خداوند، خدايتان همراه شماست. او براي شما با دشمنانتان ميجنگد و به شما پيروزي ميبخشد.»
5 آنگاه سرداران سپاه بايد سربازان را خطاب كرده، چنين بگويند: «آيا در اينجا كسي هست كه به تازگي خانهاي ساخته، ولي هنوز از آن استفاده نكرده باشد؟ اگر چنين كسي هست به خانه برگردد، چون ممكن است در اين جنگ كشته شود و شخص ديگري از آن استفاده كند. 6 آيا كسي هست كه به تازگي تاكستاني غرس كرده، ولي هنوز ميوهاي از آن نخورده باشد؟ اگر چنين كسي هست به خانه بازگردد، چون ممكن است در اين جنگ كشته شود و شخص ديگري ميوه آن را بخورد. 7 آيا كسي به تازگي دختري را نامزد كرده است؟ اگر چنين كسي هست به خانه خود بازگردد و با نامزدش ازدواج كند، چون ممكن است در اين جنگ بميرد و شخص ديگري نامزد او را به زني بگيرد.» 8 سپس سرداران بگويند: «آيا در اينجا كسي هست كه ميترسد؟ اگر چنين كسي هست به خانه بازگردد تا روحيه ديگران را تضعيف نكند.» 9 پس از نطق سرداران، فرماندهاني براي سپاه تعيين شوند.
10 هنگامي كه به شهري نزديك ميشويد تا با آن بجنگيد، نخست به مردم آنجا فرصت دهيد خود را تسليم كنند. 11 اگر آنها دروازههاي شهر را به روي شما باز كردند، وارد شهر بشويد و مردم آنجا را اسير كرده، به خدمت خود بگيريد؛ 12 ولي اگر تسليم نشدند، شهر را محاصره كنيد. 13 هنگامي كه خداوند، خدايتان آن شهر را به شما داد، همه مردانِ آن را از بين ببريد؛ 14 ولي زنها و بچهها، گاوها و گوسفندها، و هر چه را كه در شهر باشد ميتوانيد براي خود نگهداريد. تمام غنايمي را كه از دشمن بدست ميآوريد مال شماست. خداوند آنها را به شما داده است. 15 اين دستورات فقـط شامـل شهرهاي دوردست ميباشد و نه شهرهايي كه در خود سرزمين موعود هستند.
16 در شهرهاي داخل مرزهاي سرزمين موعود، هيچكس را نبايد زنده بگذاريد. هر موجود زندهاي را از بين ببريد. 17 حيتيها، اموريها، كنعانيها، فرزيها، حويها و يبوسيها را بكلي نابود كنيد. اين حكمي است كه خداوند، خدايتان داده است. 18 منظور از اين فرمان آن است كه نگذارد مردم اين سرزمين، شما را فريب داده، در دام بتپرستي و آداب و رسوم قبيح خود گرفتار سازند و شما را وادارند گناه بزرگي نسبت به خداوند، خدايتان مرتكب شويد.
19 زماني كه شهري را براي مدت طولاني محاصره ميكنيد، درختان ميوه را از بين نبريد. از ميوه آنها بخوريد، ولي درختان را قطع نكنيد. درختان، دشمنان شما نيستند! 20 اما درختان ديگر را ميتوانيد قطـع كنيد و از آنها براي محاصره شهر استفاده كنيد.
راهنما
باب 20 . قوانين جنگ
افرادي كه خانة جديدي بنا كرده بودند، يا تاكستان جديدي غرس كرده بودند يا اينكه به تازگي ازدواج كرده بودند و يا كساني كه بيدل و جرأت بودند از خدمت سربازي معاف ميشدند. قوانين ديگر عبارت بودند از اينكه كنعانيان بايد نابود شوند ولي درختان ميوه بايد از انهدام مصون باشند.
دستورالعمل براي جنگ
چون براي مقاتله با دشمن خود بيرونروي، و اسبها و ارابهها و قومي را زياده از خود بيني، از ايشان مترس زيرا يَهُوَه خدايت كه تو را از زمين مصر برآورده است، با توست. 2 و چون به جنگ نزديك شويد، آنگاه كاهن پيش آمده، قوم را مخاطب سازد 3 و ايشان را گويد: «اي اسرائيل بشنويد! شما امروز براي مقاتلة با دشمنان خود پيش ميرويد؛ دل شما ضعيف نشود، و از ايشان ترسان و لرزان و هراسان مباشيد. 4 زيرا يَهُوَه، خداي شما، با شما ميرود، تا براي شما با دشمنان شما جنگ كرده شما را نجات دهد.» 5 و سروران، قوم را خطاب كرده، گويند: «كيست كه خانه نو بنا كرده، آن را تخصيص نكرده است؛ او روانه شده، به خانه خود برگردد، مبادا در جنگ بميرد و ديگري آن را تخصيص نمايد. 6 و كيست كه تاكستاني غرس نموده، آن را حلال نكرده است؛ او روانه شده، به خانة خود برگردد، مبادا در جنگ بميرد، و ديگري آن را حلال كند. 7 و كيست كه دختري نامزد كرده، به نكاح در نياورده است، او روانهشده، به خانة خود برگردد، مبادا در جنگ بميرد و ديگري او را به نكاح درآورد.» 8 و سروران نيز قوم را خطاب كرده، گويند: «كيست كه ترسان و ضعيفدل است؛ او روانه شده، به خانهاش برگردد، مبادا دل برادرانش مثل دل او گداخته شود.» 9 و چون سروران از تكلمنمودن به قوم فارغ شوند، بر سر قوم، سرداران لشكر مقرر سازند.
10 چون به شهري نزديك آيي تا با آن جنگ نمايي، آن را براي صلح ندا بكن. 11 و اگر تو را جواب صلح بدهد، و دروازهها را براي تو بگشايد، آنگاه تمامي قومي كه در آن يافت شوند، به تو جزيه دهند و تو را خدمت نمايند. 12 و اگر با تو صلح نكرده، با تو جنگ نمايند، پس آن را محاصره كن. 13 و چون يَهُوَه، خدايت، آن را به دست تو بسپارد، جميع ذكورانش را به دم شمشير بكش. 14 ليكن زنان و اطفال و بهايم و آنچه در شهر باشد، يعني تمامي غنيمتش را براي خود به تاراج ببر، و غنايم دشمنان خود را كه يَهُوَه خدايت به تو دهد، بخور. 15 به همة شهرهايي كه از تو بسيار دورند كه از شهرهاي اين امتها نباشند، چنين رفتار نما. 16 اما از شهرهاي اين امتهايي كه يَهُوَه، خدايت، تو را به ملكيت ميدهد، هيچ ذينفس را زنده مگذار. 17 بلكه ايشان را، يعني حتيان و اموريان و كنعانيان و فَرِزّيان و حِوّيان و يبوسيان را، چنانكه يَهُوَه، خدايت، تو را امر فرموده است، بالكل هلاك ساز. 18 تا شما را تعليم ندهند كه موافق همة رجاساتي كه ايشان با خدايان خود عمل مينمودند، عمل نماييد. و به يَهُوَه، خداي خود، گناه كنيد.
19 چون براي گرفتن شهري با آن جنگ كني، و آن را روزهاي بسيار محاصره نمايي، تبر بردرختهايش مزن و آنها را تلف مساز. چونكه از آنها ميخوري پس آنها را قطع منما، زيرا آيا درخت صحرا انسان است تا آن را محاصره نمايي؟ 20 و اما درختي كه ميداني درختي نيست كه از آن خورده شود آن را تلف ساخته، قطع نما و سنگري بر شهري كه با تو جنگ ميكند، بنا كن تا منهدم شود. ترجمه تفسیری قوانين جنگ
زماني كه به جنگ ميرويد و در برابر خود لشكري نيرومندتر ازخود با اسبها و عرابههاي جنگي زياد ميبينيد، وحشت نكنيد. خداوند، خدايتان با شماست، همان خدايي كه شما رااز مصر بيرون آورد. 2 قبل از شروع جنگ، كاهني در برابر لشكر اسرائيل بايستد و بگويد: 3 «اي مردان اسرائيلي به من گوش كنيد! امـروز كه به جنگ ميرويد از دشمن نترسيد و جرأت خود را از دست ندهيد؛ 4 چون خداوند، خدايتان همراه شماست. او براي شما با دشمنانتان ميجنگد و به شما پيروزي ميبخشد.»
5 آنگاه سرداران سپاه بايد سربازان را خطاب كرده، چنين بگويند: «آيا در اينجا كسي هست كه به تازگي خانهاي ساخته، ولي هنوز از آن استفاده نكرده باشد؟ اگر چنين كسي هست به خانه برگردد، چون ممكن است در اين جنگ كشته شود و شخص ديگري از آن استفاده كند. 6 آيا كسي هست كه به تازگي تاكستاني غرس كرده، ولي هنوز ميوهاي از آن نخورده باشد؟ اگر چنين كسي هست به خانه بازگردد، چون ممكن است در اين جنگ كشته شود و شخص ديگري ميوه آن را بخورد. 7 آيا كسي به تازگي دختري را نامزد كرده است؟ اگر چنين كسي هست به خانه خود بازگردد و با نامزدش ازدواج كند، چون ممكن است در اين جنگ بميرد و شخص ديگري نامزد او را به زني بگيرد.» 8 سپس سرداران بگويند: «آيا در اينجا كسي هست كه ميترسد؟ اگر چنين كسي هست به خانه بازگردد تا روحيه ديگران را تضعيف نكند.» 9 پس از نطق سرداران، فرماندهاني براي سپاه تعيين شوند.
10 هنگامي كه به شهري نزديك ميشويد تا با آن بجنگيد، نخست به مردم آنجا فرصت دهيد خود را تسليم كنند. 11 اگر آنها دروازههاي شهر را به روي شما باز كردند، وارد شهر بشويد و مردم آنجا را اسير كرده، به خدمت خود بگيريد؛ 12 ولي اگر تسليم نشدند، شهر را محاصره كنيد. 13 هنگامي كه خداوند، خدايتان آن شهر را به شما داد، همه مردانِ آن را از بين ببريد؛ 14 ولي زنها و بچهها، گاوها و گوسفندها، و هر چه را كه در شهر باشد ميتوانيد براي خود نگهداريد. تمام غنايمي را كه از دشمن بدست ميآوريد مال شماست. خداوند آنها را به شما داده است. 15 اين دستورات فقـط شامـل شهرهاي دوردست ميباشد و نه شهرهايي كه در خود سرزمين موعود هستند.
16 در شهرهاي داخل مرزهاي سرزمين موعود، هيچكس را نبايد زنده بگذاريد. هر موجود زندهاي را از بين ببريد. 17 حيتيها، اموريها، كنعانيها، فرزيها، حويها و يبوسيها را بكلي نابود كنيد. اين حكمي است كه خداوند، خدايتان داده است. 18 منظور از اين فرمان آن است كه نگذارد مردم اين سرزمين، شما را فريب داده، در دام بتپرستي و آداب و رسوم قبيح خود گرفتار سازند و شما را وادارند گناه بزرگي نسبت به خداوند، خدايتان مرتكب شويد.
19 زماني كه شهري را براي مدت طولاني محاصره ميكنيد، درختان ميوه را از بين نبريد. از ميوه آنها بخوريد، ولي درختان را قطع نكنيد. درختان، دشمنان شما نيستند! 20 اما درختان ديگر را ميتوانيد قطـع كنيد و از آنها براي محاصره شهر استفاده كنيد.
راهنما
باب 20 . قوانين جنگ
افرادي كه خانة جديدي بنا كرده بودند، يا تاكستان جديدي غرس كرده بودند يا اينكه به تازگي ازدواج كرده بودند و يا كساني كه بيدل و جرأت بودند از خدمت سربازي معاف ميشدند. قوانين ديگر عبارت بودند از اينكه كنعانيان بايد نابود شوند ولي درختان ميوه بايد از انهدام مصون باشند.
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]

-
- پست: 5234
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1747 بار
- سپاسهای دریافتی: 4179 بار
- تماس:
21 طلب آمرزش برای قتلی که قاتلش معلوم نیست؛...
قتل نامعين
اگر در زميني كه يَهُوَه، خدايت، برايتصرّفش به تو ميدهد، مقتولي در صحرا افتاده، پيدا شود و معلوم نباشد كه قاتل او كيست، 2 آنگاه مشايخ و داوران تو بيرون آمده، مسافت شهرهايي را كه در اطراف مقتول است، بپيمايند. 3 و اما شهري كه نزديكتر به مقتول است، مشايخ آن شهر گوسالة رمه را كه با آن خيش نزده، و يوغ به آن نبستهاند، بگيرند. 4 و مشايخ آن شهر آن گوساله را در وادياي كه آب در آن هميشه جاري باشد و در آن خيش نزده، و شخم نكرده باشند، فرود آورند، و آنجا در وادي، گردن گوساله را بشكنند. 5 و بنيلاوي كهنه نزديك بيايند، چونكه يَهُوَه خدايت ايشان را برگزيده است تا او را خدمت نمايند، و به نام خداوند بركت دهند، و برحسب قول ايشان هر منازعه و هر آزاري فيصل پذيرد. 6 و جميع مشايخ آن شهري كه نزديكتر به مقتول است، دستهاي خود را بر گوسالهاي كه گردنش در وادي شكسته شده است، بشويند. 7 و جواب داده، بگويند: «دستهاي ما اين خون را نريخته، و چشمان ما نديده است. 8 اي خداوند قوم خود اسرائيل را كه فديه دادهاي بيامرز، و مگذار كه خون بيگناه در ميان قوم تو اسرائيل بماند.» پسخون براي ايشان عفو خواهد شد. 9 پس خون بيگناه را از ميان خود رفع كردهاي هنگامي كه آنچه در نظر خداوند راست است به عمل آوردهاي.
ازدواج با اسرا
10 چون بيرون روي تا با دشمنان خود جنگ كني، و يَهُوَه خدايت ايشان را به دستت تسليم نمايد و ايشان را اسير كني، 11 و در ميان اسيران زن خوب صورتي ديده، عاشق او بشوي و بخواهي او را به زني خود بگيري، 12 پس او را به خانة خود ببر و او سر خود را بتراشد و ناخن خود را بگيرد. 13 و رخت اسيري خود را بيرون كرده، در خانة تو بماند، و براي پدر و مادر خود يك ماه ماتم گيرد، و بعد از آن به او درآمده، شوهر او بشو و او زن تو خواهد بود. 14 و اگر از وي راضي نباشي، او را به خواهش دلش رها كن، ليكن او را به نقره هرگز مفروش و به او سختي مكن چونكه او را ذليل كردهاي.
حق نخستزاده
15 و اگر مردي را دو زن باشد، يكي محبوبه و يكي مكروهه، و محبوبه و مكروهه هر دو برايش پسران بزايند، و پسر مكروهه نخستزاده باشد، 16 پس در روزي كه اموال خود را به پسران خويش تقسيم نمايد، نميتواند پسر محبوبه را بر پسر مكروهه كه نخستزاده است، حق نخستزادگي دهد. 17 بلكه حصّهاي مضاعف از جميع اموال خود را به پسر مكروهه داده، او را نخستزادة خويش اقرار نمايد، زيرا كه او ابتدايقوت اوست و حق نخستزادگي از آن او ميباشد.
پسر سركش
18 اگر كسي را پسري سركش و فتنهانگيز باشد، كه سخن پدر و سخن مادر خود را گوش ندهد، و هر چند او را تأديب نمايند ايشان را نشنود، 19 پدر و مادرش او را گرفته، نزد مشايخ شهرش به دروازة محلهاش بياورند. 20 و به مشايخ شهرش گويند: «اين پسر ما سركش و فتنهانگيز است، سخن ما را نميشنود و مسرف و ميگسار است.» 21 پس جميع اهل شهرش او را به سنگ سنگسار كنند تا بميرد، پس بدي را از ميان خود دور كردهاي و تمامي اسرائيل چون بشنوند، خواهند ترسيد.
قوانين ديگر
22 و اگر كسي گناهي را كه مستلزم موت است، كرده باشد و كشته شود، و او را به دار كشيده باشي، 23 بدنش در شب بر دار نماند. او را البته در همان روز دفن كن، زيرا آنكه بر دار آويخته شود ملعون خدا است تا زميني را كه يَهُوَه، خدايت، تو را به ملكيت ميدهد، نجس نسازي. ترجمه تفسیری طلب آمرزش براي قتلي كه قاتلش معلوم نيست
در سرزمين موعود، هرگاه جسد مقتولي كه قاتلش معلوم نيست در صحرا پيدا شــود، 2و3 آنگاه ريش سفيدان و قضات با اندازهگيري فاصله جسد تا شهرهاي اطراف، نزديكترين شهر را تعيين كنند. ريش سفيدان آن شهر، بايد گوسالهاي را كه تا بحال بر آن يوغ بسته نشده بگيرند 4 و آن را به درهاي ببرند كه در آن آب جاري باشد، ولي زمينش هرگز شخم نخورده و كشت نشده باشد، و در آنجا گردن گوساله را بشكنند. 5 آنگاه كاهنان نيز نزديك بيايند، زيرا خداوند، خداي شما ايشان را انتخاب كرده است تا در حضور او خدمت كنند و به نام خداوند بركت دهند و در مرافعهها و مجازاتها تصميم بگيرند. 6 سپس ريش سفيدان آن شهر، دستهاي خود را روي آن گوساله بشويند 7 و بگويند: «دستهاي ما اين خون را نريخته و چشمان ما هم آن را نديده است. 8 اي خداوند، قوم خود، اسرائيل را كه نجات دادهاي ببخش و آنها را به قتل مردي بيگناه متهم نكن. گناه خون اين مرد را بر ما نگير.» 9 به اين طريق با پيروي ازدستورات خداوند، شما اين گناه را از بين خود دور خواهيد ساخت.
ازدواج با دختر اسير
10 زماني كه به جنگ ميرويد و خداوند، خدايتان دشمنان شما را بدست شما تسليم ميكند و شما آنها را به اسارت خود در ميآوريد، 11 چنانچه در ميان اسيران، دختر زيبايي را ببينيد و عاشق او بشويد، ميتوانيد او را به زني بگيريد. 12 او را به خانه خود بياوريد و بگذاريد موهاي سرش را كوتاه كند، ناخنهايش را بگيرد 13 و لباسهايش را كه هنگام اسير شدن پوشيده بود عوض كند. سپس يك ماه تمام در خانه شما در عزاي پدر و مادرش بنشيند. بعد از آن، ميتوانيد او را به زني اختيار كنيد. 14 بعد اگر از او راضي نبوديد، نبايد او را بفروشيد يا مثل برده بااو رفتار كنيد، زيرا او را به زني گرفتهايد؛ پس، بگذاريد هر جا ميخواهد برود.
حق نخستزادگي
15 اگر مردي دو همسر داشته باشد، و از هر دو صاحب پسر شود و پسر بزرگترش فرزند همسر مورد علاقهاش نباشد، 16 حق ندارد ارث بيشتري به پسر كوچكترش يعني پسر زني كه وي او را دوست دارد بدهد. 17 او بايد دو سهم به پسر بزرگترش كه نخستين نشانه قدرتش بوده و حق نخستزادگي به او ميرسد بدهد، ولو اينكه وي پسر همسر مورد علاقهاش نباشد.
پسر سركش
18 اگر مردي پسر لجوج و سركشي داشته باشد كه با وجود تنبيهات مكرر والدين، از ايشان اطاعت نكند، 19 در اينصورت بايد پدر و مادرش او را نزد ريش سفيدان شهر ببرند 20 و بگويند: «اين پسر ما لجوج و سركش است، حرف ما را گوش نميكند و به ولخرجي و ميگساري ميپردازد.» 21 آنگاه اهالي شهر او را سنگسار كنند تا بميرد. به اين طريق، شرارت را از ميان خود دور خواهيد كرد و همه جوانان اسرائيل اين واقعه را شنيده، خواهند ترسيد.
قوانين گوناگون
22 اگر مردي مرتكب جرمي شده باشد كه جزاي آن مرگ است و پس از اعدام، جسد او را به درختي بياويزند، 23 جسد او نبايد در طول شب روي درخت بماند. بايد همان روز او را دفن كنيد، زيرا كسي كه بر دار آويخته شده باشد ملعون خداست. پس بدن او را دفن كنيد تاسرزميني كه خداوند، خدايتان به شما داده است آلوده نشود.
راهنما
باب 21 . قوانين مختلف
اين بابها شامل قوانيني پيرامون موارد ذيل هستند: قتل توسط قاتل ناشناس، زنان بردهاي كه ازدواج كرده بودند، فرزندان حاصل از چند همسري، فرزندان سركش، مجازات اعدام، حيوانات سرگردان، اشياء گم شده، ضرورت تفاوت لباس مردان و زنان، آزاد كردن پرندگان، ضرورت داشتن نرده براي بام خانهها، نحوة كشاورزي و پوشيدن لباس، فحشاء، زنا، تجاوز، خواجهها، حرام زادهها، عمونيان، موآبيان، ادوميان، نظافت در اردوگاه، نحوة رفتار با بردگان پناهنده، فاحشهها، لواطكاران، رباخواري، نذر، طلاق، ازدواج، عهد، آدم ربايي، جذام، دستمزد، عدالت براي فقرا، خوشه چيني، محدوديت شلاّق به حداكثر 40 ضربه، ازدواج مرد با زن برادر متوفاي خود، مداخله در منازعات، دستكاري كردن ترازوها و وزنهها، عماليق، نوبر محصولات و دهيك.
قتل نامعين
اگر در زميني كه يَهُوَه، خدايت، برايتصرّفش به تو ميدهد، مقتولي در صحرا افتاده، پيدا شود و معلوم نباشد كه قاتل او كيست، 2 آنگاه مشايخ و داوران تو بيرون آمده، مسافت شهرهايي را كه در اطراف مقتول است، بپيمايند. 3 و اما شهري كه نزديكتر به مقتول است، مشايخ آن شهر گوسالة رمه را كه با آن خيش نزده، و يوغ به آن نبستهاند، بگيرند. 4 و مشايخ آن شهر آن گوساله را در وادياي كه آب در آن هميشه جاري باشد و در آن خيش نزده، و شخم نكرده باشند، فرود آورند، و آنجا در وادي، گردن گوساله را بشكنند. 5 و بنيلاوي كهنه نزديك بيايند، چونكه يَهُوَه خدايت ايشان را برگزيده است تا او را خدمت نمايند، و به نام خداوند بركت دهند، و برحسب قول ايشان هر منازعه و هر آزاري فيصل پذيرد. 6 و جميع مشايخ آن شهري كه نزديكتر به مقتول است، دستهاي خود را بر گوسالهاي كه گردنش در وادي شكسته شده است، بشويند. 7 و جواب داده، بگويند: «دستهاي ما اين خون را نريخته، و چشمان ما نديده است. 8 اي خداوند قوم خود اسرائيل را كه فديه دادهاي بيامرز، و مگذار كه خون بيگناه در ميان قوم تو اسرائيل بماند.» پسخون براي ايشان عفو خواهد شد. 9 پس خون بيگناه را از ميان خود رفع كردهاي هنگامي كه آنچه در نظر خداوند راست است به عمل آوردهاي.
ازدواج با اسرا
10 چون بيرون روي تا با دشمنان خود جنگ كني، و يَهُوَه خدايت ايشان را به دستت تسليم نمايد و ايشان را اسير كني، 11 و در ميان اسيران زن خوب صورتي ديده، عاشق او بشوي و بخواهي او را به زني خود بگيري، 12 پس او را به خانة خود ببر و او سر خود را بتراشد و ناخن خود را بگيرد. 13 و رخت اسيري خود را بيرون كرده، در خانة تو بماند، و براي پدر و مادر خود يك ماه ماتم گيرد، و بعد از آن به او درآمده، شوهر او بشو و او زن تو خواهد بود. 14 و اگر از وي راضي نباشي، او را به خواهش دلش رها كن، ليكن او را به نقره هرگز مفروش و به او سختي مكن چونكه او را ذليل كردهاي.
حق نخستزاده
15 و اگر مردي را دو زن باشد، يكي محبوبه و يكي مكروهه، و محبوبه و مكروهه هر دو برايش پسران بزايند، و پسر مكروهه نخستزاده باشد، 16 پس در روزي كه اموال خود را به پسران خويش تقسيم نمايد، نميتواند پسر محبوبه را بر پسر مكروهه كه نخستزاده است، حق نخستزادگي دهد. 17 بلكه حصّهاي مضاعف از جميع اموال خود را به پسر مكروهه داده، او را نخستزادة خويش اقرار نمايد، زيرا كه او ابتدايقوت اوست و حق نخستزادگي از آن او ميباشد.
پسر سركش
18 اگر كسي را پسري سركش و فتنهانگيز باشد، كه سخن پدر و سخن مادر خود را گوش ندهد، و هر چند او را تأديب نمايند ايشان را نشنود، 19 پدر و مادرش او را گرفته، نزد مشايخ شهرش به دروازة محلهاش بياورند. 20 و به مشايخ شهرش گويند: «اين پسر ما سركش و فتنهانگيز است، سخن ما را نميشنود و مسرف و ميگسار است.» 21 پس جميع اهل شهرش او را به سنگ سنگسار كنند تا بميرد، پس بدي را از ميان خود دور كردهاي و تمامي اسرائيل چون بشنوند، خواهند ترسيد.
قوانين ديگر
22 و اگر كسي گناهي را كه مستلزم موت است، كرده باشد و كشته شود، و او را به دار كشيده باشي، 23 بدنش در شب بر دار نماند. او را البته در همان روز دفن كن، زيرا آنكه بر دار آويخته شود ملعون خدا است تا زميني را كه يَهُوَه، خدايت، تو را به ملكيت ميدهد، نجس نسازي. ترجمه تفسیری طلب آمرزش براي قتلي كه قاتلش معلوم نيست
در سرزمين موعود، هرگاه جسد مقتولي كه قاتلش معلوم نيست در صحرا پيدا شــود، 2و3 آنگاه ريش سفيدان و قضات با اندازهگيري فاصله جسد تا شهرهاي اطراف، نزديكترين شهر را تعيين كنند. ريش سفيدان آن شهر، بايد گوسالهاي را كه تا بحال بر آن يوغ بسته نشده بگيرند 4 و آن را به درهاي ببرند كه در آن آب جاري باشد، ولي زمينش هرگز شخم نخورده و كشت نشده باشد، و در آنجا گردن گوساله را بشكنند. 5 آنگاه كاهنان نيز نزديك بيايند، زيرا خداوند، خداي شما ايشان را انتخاب كرده است تا در حضور او خدمت كنند و به نام خداوند بركت دهند و در مرافعهها و مجازاتها تصميم بگيرند. 6 سپس ريش سفيدان آن شهر، دستهاي خود را روي آن گوساله بشويند 7 و بگويند: «دستهاي ما اين خون را نريخته و چشمان ما هم آن را نديده است. 8 اي خداوند، قوم خود، اسرائيل را كه نجات دادهاي ببخش و آنها را به قتل مردي بيگناه متهم نكن. گناه خون اين مرد را بر ما نگير.» 9 به اين طريق با پيروي ازدستورات خداوند، شما اين گناه را از بين خود دور خواهيد ساخت.
ازدواج با دختر اسير
10 زماني كه به جنگ ميرويد و خداوند، خدايتان دشمنان شما را بدست شما تسليم ميكند و شما آنها را به اسارت خود در ميآوريد، 11 چنانچه در ميان اسيران، دختر زيبايي را ببينيد و عاشق او بشويد، ميتوانيد او را به زني بگيريد. 12 او را به خانه خود بياوريد و بگذاريد موهاي سرش را كوتاه كند، ناخنهايش را بگيرد 13 و لباسهايش را كه هنگام اسير شدن پوشيده بود عوض كند. سپس يك ماه تمام در خانه شما در عزاي پدر و مادرش بنشيند. بعد از آن، ميتوانيد او را به زني اختيار كنيد. 14 بعد اگر از او راضي نبوديد، نبايد او را بفروشيد يا مثل برده بااو رفتار كنيد، زيرا او را به زني گرفتهايد؛ پس، بگذاريد هر جا ميخواهد برود.
حق نخستزادگي
15 اگر مردي دو همسر داشته باشد، و از هر دو صاحب پسر شود و پسر بزرگترش فرزند همسر مورد علاقهاش نباشد، 16 حق ندارد ارث بيشتري به پسر كوچكترش يعني پسر زني كه وي او را دوست دارد بدهد. 17 او بايد دو سهم به پسر بزرگترش كه نخستين نشانه قدرتش بوده و حق نخستزادگي به او ميرسد بدهد، ولو اينكه وي پسر همسر مورد علاقهاش نباشد.
پسر سركش
18 اگر مردي پسر لجوج و سركشي داشته باشد كه با وجود تنبيهات مكرر والدين، از ايشان اطاعت نكند، 19 در اينصورت بايد پدر و مادرش او را نزد ريش سفيدان شهر ببرند 20 و بگويند: «اين پسر ما لجوج و سركش است، حرف ما را گوش نميكند و به ولخرجي و ميگساري ميپردازد.» 21 آنگاه اهالي شهر او را سنگسار كنند تا بميرد. به اين طريق، شرارت را از ميان خود دور خواهيد كرد و همه جوانان اسرائيل اين واقعه را شنيده، خواهند ترسيد.
قوانين گوناگون
22 اگر مردي مرتكب جرمي شده باشد كه جزاي آن مرگ است و پس از اعدام، جسد او را به درختي بياويزند، 23 جسد او نبايد در طول شب روي درخت بماند. بايد همان روز او را دفن كنيد، زيرا كسي كه بر دار آويخته شده باشد ملعون خداست. پس بدن او را دفن كنيد تاسرزميني كه خداوند، خدايتان به شما داده است آلوده نشود.
راهنما
باب 21 . قوانين مختلف
اين بابها شامل قوانيني پيرامون موارد ذيل هستند: قتل توسط قاتل ناشناس، زنان بردهاي كه ازدواج كرده بودند، فرزندان حاصل از چند همسري، فرزندان سركش، مجازات اعدام، حيوانات سرگردان، اشياء گم شده، ضرورت تفاوت لباس مردان و زنان، آزاد كردن پرندگان، ضرورت داشتن نرده براي بام خانهها، نحوة كشاورزي و پوشيدن لباس، فحشاء، زنا، تجاوز، خواجهها، حرام زادهها، عمونيان، موآبيان، ادوميان، نظافت در اردوگاه، نحوة رفتار با بردگان پناهنده، فاحشهها، لواطكاران، رباخواري، نذر، طلاق، ازدواج، عهد، آدم ربايي، جذام، دستمزد، عدالت براي فقرا، خوشه چيني، محدوديت شلاّق به حداكثر 40 ضربه، ازدواج مرد با زن برادر متوفاي خود، مداخله در منازعات، دستكاري كردن ترازوها و وزنهها، عماليق، نوبر محصولات و دهيك.
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]

-
- پست: 5234
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1747 بار
- سپاسهای دریافتی: 4179 بار
- تماس:
22 قوانین گوناگون؛ قوانین مربوط به ازدواج
اگر گاو يا گوسفند برادر خود را گم شده بيني، از او رومگردان. آن را البته نزد برادر خود برگردان. 2 و اگر برادرت نزديك تو نباشد يا او را نشناسي، آن را به خانة خود بياور و نزد تو بماند، تا برادرت آن را طلب نمايد، آنگاه آن را به او رد نما. 3 و به الاغ او چنين كن و بهلباسش چنين عمل نما و به هر چيز گمشدة برادرت كه از او گم شود و يافته باشي چنين عمل نما، نميتواني از او روگرداني.
4 اگر الاغ يا گاو برادرت را در راه افتاده بيني، از آن رومگردان، البته آن را با او برخيزان.
5 متاع مرد بر زن نباشد، و مرد لباس زن را نپوشد، زيرا هر كه اين را كند مكروه يَهُوَه خداي توست.
6 اگر اتفاقاً آشيانة مرغي در راه به نظر تو آيد، خواه بر درخت يا بر زمين، و در آن بچهها يا تخمها باشد، و مادر بر بچهها يا تخمها نشسته، مادر را با بچهها مگير. 7 مادر را البته رها كن و بچهها را براي خود بگير، تا براي تو نيكو شود و عمر دراز كني.
8 چون خانة نو بنا كني، بر پشتبام خود ديواري بساز، مبادا كسي از آن بيفتد و خون بر خانة خود بياوري.
9 در تاكستان خود دو قسم تخم مكار، مبادا تمامي آن، يعني هم تخمي كه كاشتهاي و هم محصول تاكستان، وقف شود.
10 گاو و الاغ را با هم جفت كرده، شيار منما.
11 پارچة مختلط از پشم و كتان با هم مپوش.
12 بر چهار گوشة رخت خود كه خود را به آن ميپوشاني، رشتهها بساز.
مكروه داشتن زن
13 اگر كسي براي خود زني گيرد و چون بدو درآيد، او را مكروه دارد، 14 و اسباب حرف بدو نسبت داده، از او اسم بد شهرت دهد و گويد اين زن را گرفتم و چون به او نزديكي نمودم، او راباكره نيافتم، 15 آنگاه پدر و مادر آن دختر علامت بكارت دختر را برداشته، نزد مشايخ شهر نزد دروازه بياورند. 16 و پدر دختر به مشايخ بگويد: «دختر خود را به اين مرد به زني دادهام، و از او كراهت دارد، 17 و اينك اسباب حرف بدو نسبت داده، ميگويد دختر تو را باكره نيافتم، و علامت بكارت دختر من اين است.» پس جامه را پيش مشايخ شهر بگسترانند. 18 پس مشايخ آن شهر آن مرد را گرفته، تنبيه كنند. 19 و او را صد مثقال نقره جريمه نموده، به پدر دختر بدهند چونكه بر باكره اسرائيل بدنامي آورده است. و او زن وي خواهد بود و در تمامي عمرش نميتواند او را رها كند.
20 ليكن اگر اين سخن راست باشد، و علامت بكارت آن دختر پيدا نشود، 21 آنگاه دختر را نزد در خانة پدرش بيرون آورند، و اهل شهرش او را با سنگ سنگسار نمايند تا بميرد، چونكه در خانة پدر خود زنا كرده، در اسرائيل قباحتي نموده است. پس بدي را از ميان خود دور كردهاي.
22 اگر مردي يافت شود كه با زن شوهرداري همبستر شده باشد، پس هر دو يعني مردي كه با زن خوابيده است و زن، كشته شوند. پس بدي را از اسرائيل دور كردهاي.
23 اگر دختر باكرهاي به مردي نامزد شود و ديگري او را در شهر يافته، با او همبستر شود، 24 پس هر دو ايشان را نزد دروازه شهر بيرون آورده، ايشان را با سنگها سنگسار كنند تا بميرند؛ اما دختر را چونكه در شهر بود و فرياد نكرد، و مرد را چونكه زن همساية خود را ذليل ساخت، پس بدي را از ميان خود دور كردهاي.
25 اما اگر آن مرد دختري نامزد را در صحرا يابد و آن مرد به او زور آورده، با او بخوابد، پس آن مرد كه با او خوابيد، تنها كشته شود. 26 و اما با دختر هيچ مكن زيرا بر دختر، گناهِ مستلزم موت نيست، بلكه اين مثل آن است كه كسي بر همساية خود برخاسته، او را بكشد، 27 چونكه او را در صحرا يافت و دختر نامزد فرياد برآورد و برايش رهانندهاي نبود.
28 و اگر مردي دختر باكرهاي را كه نامزد نباشد بيابد و او را گرفته، با او همبستر شود و گرفتار شوند، 29 آنكه آن مرد كه با او خوابيده است پنجاه مثقال نقره به پدر دختر بدهد و آن دختر زن او باشد، چونكه او را ذليل ساخته است و در تمامي عمرش نميتواند او را رها كند.
30 هيچ كس زن پدر خود را نگيرد و دامن پدر خود را منكشف نسازد. ترجمه تفسیری اگر گاو يا گوسفند كسي را سرگردان ديديد، وانمود نكنيد كه آن را نديدهايد، بلكه آن را به نزد صاحبش برگردانيد. 2 اگر صاحبش نزديك شما زندگي نميكند و يا او را نميشناسيد، آن را به مزرعه خود ببريد و در آنجا نگهداريد تا زماني كه صاحبش بدنبال آن بيايد. آنگاه آن را به صاحبش بدهيد. 3 اين قانون شامل الاغ، لباس يا هر چيز ديگري كه پيدا ميكنيد نيز ميشود.
4 اگر كسي را ديديد كه سعي ميكند گاو يا الاغي را كه زير بار خوابيده است روي پاهايش بلند كند، رويتان را برنگردانيد، بلكه به كمكش بشتابيد.
5 زن نبايد لباس مردانه بپوشد و مرد نبايد لباس زنانه به تن كند. اين كار در نظر خداوند، خدايتان نفرتانگيز است.
6 اگر آشيانه پرندهاي را روي زمين افتاده ببينيد و يا آشيانهاي را روي درختي ببينيد كه پرنده با جوجهها يا تخمهايش در داخل آن نشسته است، مادر و جوجههايش را با هم برنداريد؛ 7 مادر را رها كنيد برود و فقط جوجههايش را برداريد. اگر چنين كنيد زندگيتان پربركت و طولاني خواهد بود.
8 وقتي خانه تازهاي ميسازيد، بايد ديوار كوتاهي دورتادور پشت بام بكشيد تا از افتادن اشخاص جلوگيري كرده، مسئول مرگ كسي نشويد.
9 در تاكستان خود بذر ديگري نكاريد. اگر كاشتيد، هم محصول بذر كاشته شده و هم انگورها تلف خواهد شد.
10 با گاو و الاغي كه بهم يراق شدهاند شخم نكنيد.
11 لباسي را كه از دو نوع نخ، مثلاً پشم و كتان بافته شده است نپوشيد.
12 در چهارگوشه رداي خود بايد منگوله بدوزيد.
قوانين مربوط به ازدواج
13و14 اگر مردي با دختري ازدواج كند و پس از همبستر شدن با او، وي را متهم كند كه قبل از ازدواج با مرد ديگري روابط جنسي داشته است و بگويد: «وقتي با او ازدواج كردم باكره نبود.» 15 آنوقت پدر و مادر دختر بايد مدرك بكارت او را نزد ريشسفيدان شهر بياورند.
16 پدرش بايد به آنها بگويد: «من دخترم را به اين مرد دادم تا همسر او باشد، ولي اين مرد او را نميخواهد 17و18 و به او تهمت زده، ادعا ميكند كه دخترم هنگام ازدواج باكره نبوده است. اما اين مدرك ثابت ميكند كه او باكره بوده است.» سپس بايد پارچه را جلو ريش سفيدان پهن كنند. ريشسفيدان بايد آن مرد را شلاق بزنند و محكوم به پرداخت 19 جريمهاي معادل صد مثقال نقره بكنند، چون به دروغ، يك باكره اسرائيلي را متهم ساخته است. اين جريمه بايد به پدر دختر پرداخت شود. آن زن، همسر وي باقي خواهد ماند و مرد هرگز نبايد او را طلاق بدهد. 20 ولي اگر اتهامات مرد حقيقت داشته وآن زن هنگام ازدواج باكره نبوده است، 21 ريش سفيدان، دختر را به درخانه پدرش ببرند و مردان شهر او را سنگسار كنند تا بميرد، چون او در اسرائيل عمل قبيحي انجام داده است و در زماني كه در خانة پدرش زندگي ميكرد، زنا كرده است. چنين شرارتي بايد از ميان شما پاك گردد.
22 اگر مردي در حال ارتكاب زنا با زن شوهرداري ديده شود، هم آن مرد و هم آن زن بايد كشته شوند. به اين ترتيب، شرارت از اسرائيل پـاك خواهـد شد. 23و24 اگردختريكه نامزد شدهاست درداخل ديوارهاي شهر توسط مردي اغوا گردد، بايد هم دختر و هم مرد را از دروازه شهر بيرون برده، سنگسار كنند تا بميرند. دختر را بخاطر اينكه فرياد نزده وكمك نخواسته است و مرد را بجهت اينكه نامزد مرد ديگري را بيحرمت كرده است. چنين شرارتي بايد از ميان شما پاك شود. 25و26و27 ولـي اگـر چنيـن عملـي خارج از شهر اتفاقبيافتد تنها مرد بايد كشته شود، چون دختر گناهي كه مستحق مرگ باشد مرتكب نشده است. اين، مثل آن است كه كسي بر شخصي حملهور شده او را بكشد، زيرا دختر فرياد زده و چون در خارج از شهر بوده، كسي به كمكش نرفته است تا او را نجات دهد. 28و29 اگر مردي به دختري كه نامزد نشده است تجاوز كند و در حين عمل غافلگير شود، بايد به پدر دختر پنجاه مثقال نقره بپردازد و با آن دختر ازدواج كند و هرگز نميتواند او را طلاق بدهد.
30 هيچكس نبايد با زن پدر خود ازدواج كند، زيرا آن زن به پدر وي تعل
اگر گاو يا گوسفند برادر خود را گم شده بيني، از او رومگردان. آن را البته نزد برادر خود برگردان. 2 و اگر برادرت نزديك تو نباشد يا او را نشناسي، آن را به خانة خود بياور و نزد تو بماند، تا برادرت آن را طلب نمايد، آنگاه آن را به او رد نما. 3 و به الاغ او چنين كن و بهلباسش چنين عمل نما و به هر چيز گمشدة برادرت كه از او گم شود و يافته باشي چنين عمل نما، نميتواني از او روگرداني.
4 اگر الاغ يا گاو برادرت را در راه افتاده بيني، از آن رومگردان، البته آن را با او برخيزان.
5 متاع مرد بر زن نباشد، و مرد لباس زن را نپوشد، زيرا هر كه اين را كند مكروه يَهُوَه خداي توست.
6 اگر اتفاقاً آشيانة مرغي در راه به نظر تو آيد، خواه بر درخت يا بر زمين، و در آن بچهها يا تخمها باشد، و مادر بر بچهها يا تخمها نشسته، مادر را با بچهها مگير. 7 مادر را البته رها كن و بچهها را براي خود بگير، تا براي تو نيكو شود و عمر دراز كني.
8 چون خانة نو بنا كني، بر پشتبام خود ديواري بساز، مبادا كسي از آن بيفتد و خون بر خانة خود بياوري.
9 در تاكستان خود دو قسم تخم مكار، مبادا تمامي آن، يعني هم تخمي كه كاشتهاي و هم محصول تاكستان، وقف شود.
10 گاو و الاغ را با هم جفت كرده، شيار منما.
11 پارچة مختلط از پشم و كتان با هم مپوش.
12 بر چهار گوشة رخت خود كه خود را به آن ميپوشاني، رشتهها بساز.
مكروه داشتن زن
13 اگر كسي براي خود زني گيرد و چون بدو درآيد، او را مكروه دارد، 14 و اسباب حرف بدو نسبت داده، از او اسم بد شهرت دهد و گويد اين زن را گرفتم و چون به او نزديكي نمودم، او راباكره نيافتم، 15 آنگاه پدر و مادر آن دختر علامت بكارت دختر را برداشته، نزد مشايخ شهر نزد دروازه بياورند. 16 و پدر دختر به مشايخ بگويد: «دختر خود را به اين مرد به زني دادهام، و از او كراهت دارد، 17 و اينك اسباب حرف بدو نسبت داده، ميگويد دختر تو را باكره نيافتم، و علامت بكارت دختر من اين است.» پس جامه را پيش مشايخ شهر بگسترانند. 18 پس مشايخ آن شهر آن مرد را گرفته، تنبيه كنند. 19 و او را صد مثقال نقره جريمه نموده، به پدر دختر بدهند چونكه بر باكره اسرائيل بدنامي آورده است. و او زن وي خواهد بود و در تمامي عمرش نميتواند او را رها كند.
20 ليكن اگر اين سخن راست باشد، و علامت بكارت آن دختر پيدا نشود، 21 آنگاه دختر را نزد در خانة پدرش بيرون آورند، و اهل شهرش او را با سنگ سنگسار نمايند تا بميرد، چونكه در خانة پدر خود زنا كرده، در اسرائيل قباحتي نموده است. پس بدي را از ميان خود دور كردهاي.
22 اگر مردي يافت شود كه با زن شوهرداري همبستر شده باشد، پس هر دو يعني مردي كه با زن خوابيده است و زن، كشته شوند. پس بدي را از اسرائيل دور كردهاي.
23 اگر دختر باكرهاي به مردي نامزد شود و ديگري او را در شهر يافته، با او همبستر شود، 24 پس هر دو ايشان را نزد دروازه شهر بيرون آورده، ايشان را با سنگها سنگسار كنند تا بميرند؛ اما دختر را چونكه در شهر بود و فرياد نكرد، و مرد را چونكه زن همساية خود را ذليل ساخت، پس بدي را از ميان خود دور كردهاي.
25 اما اگر آن مرد دختري نامزد را در صحرا يابد و آن مرد به او زور آورده، با او بخوابد، پس آن مرد كه با او خوابيد، تنها كشته شود. 26 و اما با دختر هيچ مكن زيرا بر دختر، گناهِ مستلزم موت نيست، بلكه اين مثل آن است كه كسي بر همساية خود برخاسته، او را بكشد، 27 چونكه او را در صحرا يافت و دختر نامزد فرياد برآورد و برايش رهانندهاي نبود.
28 و اگر مردي دختر باكرهاي را كه نامزد نباشد بيابد و او را گرفته، با او همبستر شود و گرفتار شوند، 29 آنكه آن مرد كه با او خوابيده است پنجاه مثقال نقره به پدر دختر بدهد و آن دختر زن او باشد، چونكه او را ذليل ساخته است و در تمامي عمرش نميتواند او را رها كند.
30 هيچ كس زن پدر خود را نگيرد و دامن پدر خود را منكشف نسازد. ترجمه تفسیری اگر گاو يا گوسفند كسي را سرگردان ديديد، وانمود نكنيد كه آن را نديدهايد، بلكه آن را به نزد صاحبش برگردانيد. 2 اگر صاحبش نزديك شما زندگي نميكند و يا او را نميشناسيد، آن را به مزرعه خود ببريد و در آنجا نگهداريد تا زماني كه صاحبش بدنبال آن بيايد. آنگاه آن را به صاحبش بدهيد. 3 اين قانون شامل الاغ، لباس يا هر چيز ديگري كه پيدا ميكنيد نيز ميشود.
4 اگر كسي را ديديد كه سعي ميكند گاو يا الاغي را كه زير بار خوابيده است روي پاهايش بلند كند، رويتان را برنگردانيد، بلكه به كمكش بشتابيد.
5 زن نبايد لباس مردانه بپوشد و مرد نبايد لباس زنانه به تن كند. اين كار در نظر خداوند، خدايتان نفرتانگيز است.
6 اگر آشيانه پرندهاي را روي زمين افتاده ببينيد و يا آشيانهاي را روي درختي ببينيد كه پرنده با جوجهها يا تخمهايش در داخل آن نشسته است، مادر و جوجههايش را با هم برنداريد؛ 7 مادر را رها كنيد برود و فقط جوجههايش را برداريد. اگر چنين كنيد زندگيتان پربركت و طولاني خواهد بود.
8 وقتي خانه تازهاي ميسازيد، بايد ديوار كوتاهي دورتادور پشت بام بكشيد تا از افتادن اشخاص جلوگيري كرده، مسئول مرگ كسي نشويد.
9 در تاكستان خود بذر ديگري نكاريد. اگر كاشتيد، هم محصول بذر كاشته شده و هم انگورها تلف خواهد شد.
10 با گاو و الاغي كه بهم يراق شدهاند شخم نكنيد.
11 لباسي را كه از دو نوع نخ، مثلاً پشم و كتان بافته شده است نپوشيد.
12 در چهارگوشه رداي خود بايد منگوله بدوزيد.
قوانين مربوط به ازدواج
13و14 اگر مردي با دختري ازدواج كند و پس از همبستر شدن با او، وي را متهم كند كه قبل از ازدواج با مرد ديگري روابط جنسي داشته است و بگويد: «وقتي با او ازدواج كردم باكره نبود.» 15 آنوقت پدر و مادر دختر بايد مدرك بكارت او را نزد ريشسفيدان شهر بياورند.
16 پدرش بايد به آنها بگويد: «من دخترم را به اين مرد دادم تا همسر او باشد، ولي اين مرد او را نميخواهد 17و18 و به او تهمت زده، ادعا ميكند كه دخترم هنگام ازدواج باكره نبوده است. اما اين مدرك ثابت ميكند كه او باكره بوده است.» سپس بايد پارچه را جلو ريش سفيدان پهن كنند. ريشسفيدان بايد آن مرد را شلاق بزنند و محكوم به پرداخت 19 جريمهاي معادل صد مثقال نقره بكنند، چون به دروغ، يك باكره اسرائيلي را متهم ساخته است. اين جريمه بايد به پدر دختر پرداخت شود. آن زن، همسر وي باقي خواهد ماند و مرد هرگز نبايد او را طلاق بدهد. 20 ولي اگر اتهامات مرد حقيقت داشته وآن زن هنگام ازدواج باكره نبوده است، 21 ريش سفيدان، دختر را به درخانه پدرش ببرند و مردان شهر او را سنگسار كنند تا بميرد، چون او در اسرائيل عمل قبيحي انجام داده است و در زماني كه در خانة پدرش زندگي ميكرد، زنا كرده است. چنين شرارتي بايد از ميان شما پاك گردد.
22 اگر مردي در حال ارتكاب زنا با زن شوهرداري ديده شود، هم آن مرد و هم آن زن بايد كشته شوند. به اين ترتيب، شرارت از اسرائيل پـاك خواهـد شد. 23و24 اگردختريكه نامزد شدهاست درداخل ديوارهاي شهر توسط مردي اغوا گردد، بايد هم دختر و هم مرد را از دروازه شهر بيرون برده، سنگسار كنند تا بميرند. دختر را بخاطر اينكه فرياد نزده وكمك نخواسته است و مرد را بجهت اينكه نامزد مرد ديگري را بيحرمت كرده است. چنين شرارتي بايد از ميان شما پاك شود. 25و26و27 ولـي اگـر چنيـن عملـي خارج از شهر اتفاقبيافتد تنها مرد بايد كشته شود، چون دختر گناهي كه مستحق مرگ باشد مرتكب نشده است. اين، مثل آن است كه كسي بر شخصي حملهور شده او را بكشد، زيرا دختر فرياد زده و چون در خارج از شهر بوده، كسي به كمكش نرفته است تا او را نجات دهد. 28و29 اگر مردي به دختري كه نامزد نشده است تجاوز كند و در حين عمل غافلگير شود، بايد به پدر دختر پنجاه مثقال نقره بپردازد و با آن دختر ازدواج كند و هرگز نميتواند او را طلاق بدهد.
30 هيچكس نبايد با زن پدر خود ازدواج كند، زيرا آن زن به پدر وي تعل
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]