كنترل مالاريا از زمانهاي دور و قبل از آنكه انگل كشف شود، انجام مي پذيرفته است. يوناني ها و رومي ها در زمانهاي بسيار قديم پيشنهاد كرده اند تا خانه ها را به منظور اجتناب از تب در نقاط مرتفع و خشك بسازند. در آن زمان ارزش بهداشتي خشك كردن باتلاق ها شناخته شده بود.
با كشف انتقال مالاريا بوسيلة پشه ها توسط رونالد راس در سال 1897، اپيدميولوژي مالاريا به صورت يك علم در آمد. راس به سرعت اهميت اجرايي كشف خود را جهت كنترل و پيشگيري از مالاريا تشخيص داد و شروع به مطالعات عملي در زمينه مبارزه با مالاريا و تجزيه و تحليل انتقال مالاريا به كمك روشهاي محاسباتي نمود.
به دليل اينكه چـرخة انتقال مـالاريا از 3 جـزء انگـل مـالاريا، انسان و پشـة آنوفـل ناقـل و تحت تـاثير شرايط محيطي تشكيل شده است اقـدامات مبارزه مي تواند برعلية هركدام از اين اجزاء انجام پذيرد و قــطع اين زنـجيره در هـــر قسمت مانع انتقـال مالاريا مي گردد، اما بدليل پيچيده و متنوع بودن اكولوژي پلاسموديوم، پشه و انسان پيش بيني دقيق هر نوع مداخله بسيار مشكل است. بعنوان مثال معمولاً سمپاشي اماكن موارد مالاريا را كاهش مي دهد ولي گاهي نيز تاثير اين عمل ناچيز و حتي در مواردي نيز ممكن است موارد بيماري را نيز افزايش دهد.
قدرت بيماري مالاريا در توانايي بسيار قابل توجه تكثير انگل و پشة ناقل آن است و ضعف اين بيماري طولاني بودن دورة اسپوروگوني است يعني مرحله ايكه پس از آن پشه مي تواند بيماري را منتقل كند. سابقاَ تصور مي كردند كه اگر DDT و ديگر حشره كشها را عليه ناقلين مالاريا بكار ببرند بيماري مالاريا در عرض چندين سال ريشه كن مي شود ، 20-15 سال طول كشيد (از دهة 1950 تا اواخر 1960) تا مشخص شد كه ريشه كني جهاني مالاريا غير ممكن است. كنترل ناقل و عامل بيماري، مشكل تر از آن بود كه تصور مي شد. سازمان جهاني بهداشت در ريشه كني جهاني مالاريا دستاورد مهمي يافته است اما روشن است كه بدون برخي استراتژيها مثل كاهش فقر و مديريت محيطي صحيح ، موفقيت حاصل نمي گردد. با گذشت زمان عمليات ريشه كني مالاريا با استراتژي هاي ديگري جايگزين شده است كه يكي از مهمترين آنها حفاظت در برابر بيماري است. تكنولوژي موثر براي كنترل جمعيت ناقلين، پيشگيري و درمان مالاريا و كاهش مقاومت دارويي براي كنترل مالاريا لازم است اما كافي نيست.
بروز بيماري مالاريا در يك جامعه ، نشاندهندة وجود فقر و بي عدالتي اجتماعي در آن جامعه است. مالاريا بيشتر در آفريقا روي مي دهد و مشكل جدي كشورهاي فقير است (شکل زير). در حقيقت براي اينكه فعاليتها و اقدامات كنترل و پيشگيري از بيماري موثر باشد بايد فقر را از بين برد و عدالت اجتماعي را گسترش داد كه اين امر مستلزم كمكهاي مالي و بين المللي است. استراتژي كنترل مالاريا در سال 1998 همانند دستورالعمل هاي كنفرانس جهاني مالاريا در آمستردام هلند ( 1992 ) مي باشد كه تحت عنوان RBMاز آن نام برده می شود .
